«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
اکثر ما در کودکی، بهخاطر سرزنشها، تحقیرها و برچسبهایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، احساس لیاقت خود را از دست دادهایم. به همین دلیل نیز نقطهی شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپا کردنِ جهاد اکبر برای ساختن عزتنفسمان آغاز میشود. اولین آجرِ این مسیر، ساختنِ باورهای قدرتمندکننده برای حل ریشهایِ باورهای سمی و کشندهای به نام «احساسِ گناه» و «احساسِ بیارزشی» است.
امکان ندارد هم در عذابِ وجدان و احساس گناه بمانید و هم احساس لیاقت داشته باشید. همنشینی این دو غیرممکن است. بدون ساختن احساس لیاقت، موفق شدن غیرممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشید، دسترسی به احساس لیاقت غیرممکن است. این یک قانون است: موفقیت و ثروت سراغ ذهنی میروند که آرام و مطمئن باشد؛ یعنی ذهنی عاری از احساس گناه، عذابِ وجدان و احساس بیارزشی.
«احساس گناه» و «عذاب وجدان»، بزرگترین ترمز در برابر احساس خودارزشنمدی است. بنابراین پروسهی ساختن احساس لیاقت، از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به «احساس خودارزشمندی» آغاز میشود. و ساختن این باورها، مهمترین مأموریتِ دوره احساس لیاقت است.
«احساس گناه»، در تعریف ما از «وجدان» ریشه دارد. اما اگر عمیقتر بنگریم، درمییابیم که آنچه ما به عنوان وجدان میشناسیم، محصول برنامهریزیهای فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی است که از کودکی در ذهن ما کاشته شده است. یک رفتار خاص ممکن است در فرهنگی گناهی نابخشودنی و مایه شرمساری باشد، اما همان رفتار در فرهنگی دیگر، عملی عادی یا حتی پسندیده تلقی شود. این نسبیت فرهنگی نشان میدهد که بسیاری از عذاب وجدانهای ما، نه برخاسته از تخطی از قوانین الهی، بلکه ناشی از ترس قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعی است. خداوند در قرآن کریم، خود را بسیار توبهپذیر و مهربان معرفی میکند و میفرماید اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید، از لغزشهای کوچک شما درمیگذرد. بنابراین، ما نباید اجازه دهیم که وجدانِ تحریفشده توسط جامعه، با ایجاد احساس گناه کاذب، رابطه ما را با منبع هستی خدشهدار کند و اعتمادبهنفس ما را فروبریزد.
درک توحیدی از قوانین جهان، نگاه ما را به مفاهیمی همچون «ظلم» و «حقالناس» نیز دگرگون میکند. برخلاف باورهای رایج که انسانها تصور میکنند میتوانند زندگی دیگران را نابود کنند یا سرنوشت کسی را تغییر دهند، قرآن کریم با صراحت و در آیات متعدد بیان میکند که ریشه ظلم، «ظلم به خویشتن» است. در نظام عادلانهی خداوند، هیچکس قدرت ندارد بر زندگی فرد دیگری تأثیر منفی بگذارد، مگر اینکه آن فرد با باورهای محدودکننده خود، اجازه ورود آن آسیب را بدهد.
داستانهای قرآنی، همچون ماجرای حضرت یوسف، گواهی بر این حقیقت است که حتی اگر تمام دنیا جمع شوند تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنند، مکر آنها تنها نردبانی برای صعود و عزت او خواهد شد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بنابراین، این توهم که ما میتوانیم کسی را بدبخت کنیم یا دیگران میتوانند ما را نابود کنند، شرکی پنهان و در تضاد با قدرت مطلق خداوند است. هر ضربهای که به دیگران میزنیم، در حقیقت تیری است که به سمت روح و روان خود رها کردهایم و هر عشقی که میورزیم، پیش از هر چیز موجب رشد و شکوفایی خودمان میشود.
این نگاه توحیدی ما را از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها میکند. ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیکترین عزیزانمان را نداریم، مگر آنکه خودشان خواهان تغییر باشند. جهان هستی بر اساس قانون مدارها و فرکانسها عمل میکند؛ هر انسانی در مداری قرار دارد که با باورهایش همجنس است و تنها با کسانی برخورد میکند که در همان مدار هستند.
اگر مادری تمام عمر برای هدایت فرزندش دعا کند اما فرزند نخواهد تغییر کند، تغییری رخ نمیدهد. ما تنها مسئول ورودیهای ذهن و فرکانسهای خود هستیم. وقتی ما روی خودمان کار میکنیم و در مدار درست قرار میگیریم، جهان به شکلی معجزهآسا افراد و شرایط نامناسب را از مسیر ما حذف و افراد همفرکانس را جایگزین میکند. تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه بابت سرنوشت آنها، جنگیدن با قوانین ثابت کیهانی است. تنها کاری که از ما ساخته است، حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشق است که بازتاب آن، زندگی خودمان را دگرگون میسازد.
خداوند هرگز مانند یک مأمور سختگیر در کمین لغزشهای ما نیست تا جریمهمان کند؛ او آفریدگاری عاشق است که میداند انسان برای رشد و تکامل، نیازمند آزمون و خطاست. تمام پیشرفتهای بشری، از ایمنی کشتیها و هواپیماها تا دستاوردهای علمی، مدیون درسهایی است که از اشتباهات گذشته گرفته شده است. اشتباه، بخشی از پروسهی تکامل است، نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش. اگر خطایی مرتکب شدیم، باید درس آن را بگیریم و مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه با ماندن در احساس گناه، خود را در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم. احساس گناه، طبق قانون «احساس خوب = اتفاقات خوب» و «احساس بد = اتفاقات بد»، تنها باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر میشود. این یک سیستم هشداردهنده درونی است؛ به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغتان آمد، باید آگاهانه زاویه دید خود را تغییر دهید و به یاد آورید که خداوند بخشنده است و شما ارزشمندید.
کلید اصلی موفقیت و شاهکلید تمام دستاوردها، احساس خودارزشی و عزت نفس است. احساس گناه دقیقاً همان موریانهای است که ریشهی این خودارزشی را میجود و نابود میکند. انسانی که خود را لایق و ارزشمند نداند و مدام در دادگاه ذهنش خود را محاکمه کند، هرگز نمیتواند ظرف وجودش را برای دریافت نعمتهای بیپایان الهی آماده کند. ذهنی که مرتبا درگیر خودسرزنشی است، هیچ دسترسی به ایده های ثروت ساز ندارد.
از آنجا که هیچکدام از ما باورهای صددرصد خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرضِ خطا، اشتباه و شرایطِ نادلخواه هستیم. اینجاست که نقش حیاتی آگاهی های دوره عزت نفس را برای رفع احساس گناه و خودسرزنشی بهتر می فهمیم. زیرا اگر «سنگربانی بهنامِ عزتنفس» در وجودتان نباشد تا در مواقع بروز خطا و اشتباه، افسارِ ذهن را بهدست بگیرد، ذهن آنچنان نجوایی بهپا میکند و آنقدر آن خطاها را در نظرتان بزرگ جلوه میدهد و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن شما ردیف میکند و چنان باورهای مخرب و ترمزهای قوی میسازد که باور میکنید از عهدهی انجام هیچ کاری برنمیآیید!
اینجاست که آنهمه شور و شوقی که برای رؤیاهایتان داشتید، ناگهان از بین میرود. زیرا میانِ خودتان و آن رؤیای زیبا، فرسنگها فاصله میبینید. فاصلهای که هیچچیز قادر به پر کردنش نیست به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی. به همین دلیل است که تمامِ موفقیتهای زندگی ما، روی پایهای بهنام عزتنفس بنا میشود.
آموزه های دوره احساس لیاقت، تماما بر این اصل استوار است که: شما زمانی میتوانید جهان بیرونتان را تغییر دهید که دنیای درونتان را سرشار از در صلح بودن با خود کنید و از درون به احساس خودارزشمندی برسید. تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهایتان است که نتایج ملموس پدیدار میشود؛ زیرا دانستنِ تنها، کافی نیست؛ باید به آنچه میآموزیم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفس ما ساخته شود.
انجام تمرینات دوره احساس لیاقت، باورهای قدرتمندکنندهای در وجود شما میسازد و نتایجی را وارد زندگیتان میکند که ناکامیهای تمامِ سالهای گذشته، جبران میشود. آنوقت، تفاوتِ زندگیِ بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت را بهوضوح احساس خواهید کرد.
احساس لیاقت، انتخابهای آیندهتان را در هر جنبه از زندگی تغییر میدهد؛ از رشتهای که برای تحصیل انتخاب میکنید، همسری که برمیگزینید، روابطت، شغل و حتی نوع رفتار دیگران با شما و میزان محبوبیتی که دارید و… پس خیلی فرق میکند اهداف زندگیتان را بعد از ساختنِ احساس لیاقت مشخص کنید یا قبل از آن!
تفاوت تجربه شما از کیفیت زندگی، بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت، از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین، ارزشش را دارد که برای ساختن احساس لیاقت خود وقت بگذارید و این «جهاد اکبر» را برای ساختن آن از ریشه آغاز کنید. زیرا جهان، همیشه در برابر چنین حدی از احساس لیاقت، فقط کرنش میکند و چارهای جز آوردن بهترین کیفیت، به شرایط زندگی شما ندارد.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی «چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه35MB38 دقیقه
- دانلود با کیفیت HD456MB38 دقیقه














بنام رب العالمین
یارب العالمین من با قلبی پاک وباذهنی پاک با روحی پاک وآرام باتمام سلول های وجودم بسوی توآمدم وخودم را تسلیم تو کردم تا رستگارو خوشبخت درهردوجهان وعزیزومحبوب تو باشم الله جانم من ازتو سپاسگزارم وازتو میخواهم که مراهدایت کنی به مسیر توحیدی ونعمتهای که بربندگان صالح ات عنایت کردی
اعتراف میکنم دراین مسیر مقدس توحیدی هیچی نیستم وهیچی نمدونم وهیچی ندارم هرچه دارم ازآن توست وازتو هرخیری که بمن برسد فقیرم ونیازمند الهی شکرت
سلام براستاد توحیدی عباس منش وخانم شایسته زیبا وخوش چهره مهربان
روز شمار تحول زندگی من، روز اول:
امروز که این متن را مینویسم درست درهمین ماه سال قبل دوره مقدس 12 قدم را شروع کردم وهیچی درمورد تغییر نداشتم
وامروز درحال این دوره زیبا را تمام کردم واززمانیکه این دوره را شروع کردم هرروزاحساسم خوب خوب بود وامیدم به الله که قبلاااا اصلا نمیشناختم صدها برابر شده اما ازنظر وردی مالی هنوز به نتایجی نرسیدم ازروزی که متوجه شدم باید تغییر کنم وازجامعه خودم دور کنم هرروز فایل های استاد درگوشم بود وامروز میخواهم موردی راکه درذهنم بوجودامده ردپاازخودم بگذارم که ان شاالله جای پایی برای دوستان دیگر باشد آمین
من همزمان با دوره 12 قدم قرآن هم میخواندم فقط فارسی شو ویکم درمورد آن فکر میکردم وحرف های استاد را با قرآن تطبیق میدادم خیلی جاها که استاد حرف میزدنند اخرش ازقران مثال میاوردند خیلی زود درک میکردم تا این که از حرف های استاد متوجه شدم من با ابرهیم ومحمد برای خدا هیچ فرقی نداریم پیامبران خدارا انتخاب کردندونزدالله عزیزشدند.
درحین کارکردن روی دوره ها استاد بیشتر از توحید حرف میزد وبرام خیلی این نکته مهم بود تا پیدا کنم چه میگوید تا این یکم متوجه شدم اگه من هم روی خودم کار کنم میتوانم مثل پیامبران نزدالله عزیزباشم اما چگونه ……؟
روی این موضوع کار میکردم واز خدا کمک خواستم که چطور باید عزیزخدا باشم وچطور این همه استاد درزندگی موفق شده چگونه اتفاق می افته وخیلی جالبه… هم درقران وهم درحرف های استاد بیشتر روی الهامات گفته میشد اگه الهامات برقلبت نازل بشه زندگیت دیگرگون میشه وبرنامه ریز زندگیت الله یکتا میشود بشرط تسلیم بودن کامل وبه قول استاد باید چشم بگی وهیچ……..
چندروز پیش این موردرا ازخدا خواستم که چرا من که بنده اوهستم همچنین حسی درقلبم وجود ندارد ومیگفتم خداوند برای من الهامی صادر نمیکند اما متوجه شدم خداوند برای همه بندگانش الهامات رو میفرسته گیرنده من اشکال داردوروی این گیرنده باید کارکنم که الهامت رادریافت کنم
هدایت شدم به کامنت یکی ازدوستان که باید سفرنامه شروع کنی وامروز اولین روز سفرنامه من هست واین فایل شروع کردم به گوش دادن وانجام حرف های گفته شده تا ان شاالله من هم باالهامات الله یکتا ابراهیم باشم
الهی آمین
ویک مورد دگرکه میخوام بگم من این دوره ها را برای ثروت مندشدن وداشتن رابطه خوب با افرادخریده بودم واصلا درمورد توحید هیچی نمیدونستم که من هم الان متوجه شدم که دیگر به ثروت وهیچی دراین دنیا نمیخواهم تواگه خدا را داشته باشی همه چی داری وچندروزه یاد این متن زیبایی یکی ازدوستان بهشتی افتادم که خالی ازلطف نباشد دوباره اینجا بگذارم ودوستانم دوباره بخوانند
(( خداوند در نسیمی ست که می وزد،خداوند پروانه ای ست که در باد میرقصد ،خداوند قلمی ست که عشق را می نویسد، خداوند سراسر زیبایست و عشق ست، خداوند در قلبیست که عشق می ورزد، خداوند طلوع خورشید است، خداوند نور آسمان ها و زمین است، من دستان خداوند هستم که می نویسد ،و زبان خداوند هستم که سخن می گوید، قلب خداوند هستم که عشق می پراکند ،من دستان سخاوتمندانه خدا هستم که می بخشد، این خداست که در قلب من تجلی یافته.
آمده بودم میلیارد شوم عاشق و سر گشته کویت شدم
آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن در دستانم قراردادی گفتی بخوان، کلید گنج های زمین و آسمان را در درون کتاب خواهی یافت .
بخوان اما با قلبت نه با ذهنت، گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن .
دستورالعمل ثروت و خوشبختی ات در تمام جنبه های زندگی در این کتاب نگاشته شده است. این کتاب یک گنج نامه است. اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود.باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا.
خواندم تورا و اجابت کردی من را ( عداونی استجب لکم)
تو حکمت را بر قلبم جاری کردی.گفتی از توحید و یکتا پرستی شروع کن، از ابراهیم شروع کن.
شناخت ابراهیم یعنی شناخت اسلام حقیقی .
معنای بت شکنی ابراهیم چه بوده است؟ ابراهیم بنیان گذار نهضتی ست که می خواهد بشریت را نجات دهد. افتخار پیامبر اسلام انتساب به مذهب ابراهیم است .
ابراهیم حنیف
بت پرستی:پرستش مجسمه ی با یاقوت و سنگ نیست .بت پرستی توجیح وضعیت اجتماعی اسف بار کنونیت و نسبت دادن آن به معشیت الهی ست به تقدیر و سر نوشت است.
بت پرستی قدرت دادن به شیطان و هر عامل بیرونی است. برای تاثیر به زندگیت، بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام شر است که زندگی تورا احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو سلب کرده است.
بت پرستی و شرک یعنی قدرت دادن به هرکسی و هر چیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگیت .
توحید و یکتا پرستی، یعنی اینکه همه ما یک رب واحد داریم، یعنی همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم، یعنی همه مابرابریم، همه ما به یک اندازه به منبع الهی دسترسی داریم، یعنی همه ما به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی داریم، یعنی همه ما یک خدا داریم، همه ما یکی هستیم .
تفاوت انسان ها به دلیل تفاوت باورهای آنها نسبت به قدرت خداوند است .
آرامش واقعی یعنی با خدا بودن یعنی فهمیدن یکتا پرستی و اجرا کردن این قوانین))
و مورد دیگرکه امدم بودم این متن را بنویسم وردپابگذارم این بود که دیروز (1404/11/17)تولدم بود وچقدر باذوق شوق برای خودم تولد گرفتم و عصر برای خودم کیک تولد و شمع های زیبا وکادو برای خودم خریدم که چقدر خانواده ام ازاین که برای خودم ارزش قایل شدم تعجب میکردند وخیلی خوشحال شدن وچقدر تولدم را تبریک گفتند درحالی قبلااا برای خودم ارزشی قایل نبودم ویک نکته خیلی جالب که خواستم اینجا بگم من همسرم دانشجویی کارشناسی ارشد حوزه وی است وچون دیروز من زندگی فایل استاد عرشیان نگاه کردم بودم وخیلی تحسینش کردم وحالمون عالی بودگفتم ازاین فرصت استفاده کنم وفایل که حال روز من بهترکرده برلی همسرم بگذارم وببنید تا شاید اونم هم به این فرکانس بکشونم باوجود اینکه قانون را میدانستم خواستم ببینم چه اتفاقی میافتد وجالبه فایل را برایش گذاشتم وایشون سرگرم با گوشی خودش شد ومن هم فایل رو ادامه ندادم وخاموش کردم واین رو خواستم اینجا بنویسم برای یااوری خودم وجای پای برای دیگران که ما هیچ قدرتی درتغییر دیگران نداریم
خیلی خوشحالم دراین سایت بهشتی هستم و به خودم وخدای خودم تعهد دادم با افتخار و دراین مسیربمانم ودراین مسیر مقدس بمیرم
الهی آمین
آروزی خوشبختی برای همه مردم جهان را دارم
خدانگهدار همه دوستان بهشتی هستم
بنام الله ایی که درقلبم حضوردارد
باسلام واحترام به مینا جان عزیز ودوست داشتنی
چقدر چهره زیبا و مهربان ونورانی داشتید و وجود خداوند درلب های زیبای شما نمایان بود .
سپاسگزارم خداوندم که بمن نوشتن اموخت تا باکلاممم بر قلب مهربان دختری زیبا بنشید وچقدر خوشحال شدم وبا پاسخ دادن به کامنتم چراغ ابی صفحه منو روشن کردید وازخداوند میخوام چراغ قلبتون همیشه به نور الله جانم روشن تر باشه
الهی آمین
قبل پاسخ دادن به کامنت زیبایی شما پرفایل زیبا وتاثیرگذار شما رو مطالعه کردم چقدر تحسینتون کردم واقعاااا آفرین به شما دختر زیبا وتوحیدی و عزیزکرده الله مهربانم
آفرین آفرین خداروشکر که همچنین عزیزکرده های پرورش داده تا جهان رو زیباتر کنند برای زیبا زیستن…….
مینا عزیز بقول استاد عزیزمم عباس منش کل قرآن بخواهیم جمع کنیم فقط یه کلمه میشه ازش بیرون دربیاریم اونم توحیده توحید…..
وحتی کل فایل های استاد روهم بخواهیم جمع کنیم ایشونم به توحید اشاره میکنند من دراویل اصلااا اینو متوجه نمیشدم فقط ثروت ارامش وخیلی چیزهای مادی رو میخواستم اما الان فقط فکر ذهنم برای توحید گذاشتم چون اگه بقول استاد عزیزهرموقع میخواهیم بیرون برویم به مسیریاب هااعتمادمیکنیم تا مارو به مقصد برسونند
چنددرصد هم به خدا اعتماد کنیم ماهم مثل پیامبران براش عزیزمیشیم وبه مقصدمیرسونه وهم دراین دنیا وهم آخرت به هرچیزی که بخوایم مثل استاد برامون برآورده میکنه……
وجالبه اونم براحتی وآسانی وهرچیزی رو بخواهیم تو این دنیا داشته باشیم نیاز نیست درخواست کنیم خودش لاجرممممم برامون آماده میشه من هنوز زیاد به این درک نرسیدم اما وقتی زندگی استاد وپیامبران مطالعه میکنیم فقط ردپایی الله رو میببینم همین……
ان شاالله که شما وخودم وهمه دوستانی که دنبال توحید هستنددراین مسیر زیبا تا روزی که هستیم بمونیم
الهی آمین
من از زمانی که داخل این مسیر زیبا وارد شدم که حدودا(18ماهه) چنان به آرامش وهمیشه درصلح رسیدم که تا بحال دردوران جهالتم همچنین حسی نداشتم
اما این لذت ناب آرامش یه چیز دیگس .
من خودم رو پیدا کردم .من حال خوب دلم رو پیدا کردم .من با خودم و خدای خودم در صلح و دوستی به سر میبریم
دلم میخواد ساعتها تنها باشم و با خودم کیف کنم .متاسفانه قبلاااا وابسته همسری بودم که بعدهاااا به تضاد خوردم والان مثل علی بی غمممم شدم وهمیشه بخودممم میگم یا همسرممم تغییر میده برام یا ازم جدا میکنه
قبلااااا از جداییی و طلاق بخاطر حرف مردم وبچه هامممم بخوام بگممممم شرک داشتم
اماااا الان با لذت زندگی میکنم باور کنید اگه من جهنممم باشم فقط تلاش میکنم به زیبایی اونجا تمرکز کنمم
دیگه توجه و تایید دیگران برام مهم نیست .
با کوچکترین چیزی شاد میشم .
به سختی ناراحت میشم .
بی توقع تر شدم .
انتقاد کمتر میکنم .
نکات مثبت هر چیزی یا کسی برام به راحتی بلد میشه .
زندگی رو راحت و آسون میگیرم .
فراوانی رو خوب میبینم .
شکر گزارتر شدم .
به خدا که چرخ زندگیم روانتر شده .
الان تمرین میکنم
صبح ها وقتی چشمممم باز میکنم اول بخداااا صبح خیررر بگم اگه یه روز بمیرممم
یادم بمونه صبح بخیررر بگم بخدااااا
و امیدوار زندگی میکنم و این برای من از هر چیزی با ارزشتر که امیدم به روزهای عالیتر ,امیدم به فردایی بهتر از امروز ,امیدم به رسیدن به هدفهام من رو هر روز پر انرژی و شاداب میکنه .
وقتی تمرکزم روی نکات خوب هر چیزی باشه .خود به خود هدایت میشم به مسیری که در آن اتفاقات خوب برام میوفته و احساس خوبی داشته میشم .
خلاصه از شما دختررر زیبا سپاسگزارم ومجداااخیلی خوشحالم کردید که با ارسال کامنت زیبا ومعنویتون حال دلم عالی ترکردید
از الله عزیزمممم سپاسگزارم که هردومو دریک مدار زیبا قرار دادتا پیام توحیدی رو بمن برسونید
میناجان درپناه الله مهربان وآرزوی خوشبختی درکنار پسرگلت
آرزوی ثروت خوشبختی سلامتی زندگی عاشقانه براتون امیدوارممممم