معضلی ویرانگر به نام "جلب توجه" - صفحه 27

کلیدها:

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

360 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده ام به نام خدای هدایتگرم خداییکه هر لحظه در حال هدایت من ست همین که سر صبحی میام تو سایت و ورودی خوبی به ذهنم میدم قانون رو یاد آوری میکنم این خودش یعنی هدایت دیگه چه از این بهتر سر صبح یه باور سازی عالی و مثبت و دعوت کردن نعمت و ثروت و فراوانی و سلامتی و شادی به زندگی و کسب و کارت

    الهی‌ شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد نازنینم و سلام به مریم دوست داشتنیم و سلام به دوستان خوب و همفرکانسم

    عزت نفسی که اینقدر شما استاد خوبم تاکید میکنید مشکل خاموش بیشتر ماهاست مشکل و مانع هست اما متوجه نیستیم و ممنونم که با این فایلها و با اشتراک گذاشتن هر روز آگاهتر میشیم

    من قبل از آشنایی بااستاد جان بیشتر کارها برای تایید گرفتن بود حالا ناخود آگاه بود اما بود

    و انحام میدادم بعد یه حسه بدی پیدا میکردم اما متوجه نبودم

    تا که با استاد آشنا شدم و تازه چند ماهه پیش معنی عزت نفس رو بعد از 4 سال کار کردن فهمیدم و شروع کردم کم و بیش روش کار کردن

    ولی الان یه هفته هست کمر همت بستم و تلاشمو بیشتر کردم تا عزت نفسمو تغییر بدم و بالا ببرم و شخصیتمو بالا ببرم و دوست دارم ثروتمند باشم تغییر در شخصیت یکی از کارهای مهمه زندگیست اگر شخصیت تغییر کند کن فیکون می‌کند

    تایید گرفتن یعنی خودتو قبول نداشتن

    بعنی خودتو تو دله مردم جا دادن

    هر کاری انجام میدی برای رضای خدا نیست برای بندهاست و خودتو ندیدن ست یعنی ارزش قائل نشدن برای خودت و احساست

    یعنی خلا داشتن کمبود داشتن و اینا همه مانع هستن برای رسیدن ما به خواسته و هدفهامون

    و چقدر خوشحالم که هدایت رو فهمیدم و دارم عمل میکنم و دارم روی باور فراوانبم کار میکنم

    و میدونم موفق میشم و به زودی زود میام از ثروتم براتون مینویسم

    از تغییر شخصیت و از تغییر مدارم و از تغییر عزت نفسم براتون مینویسم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم

    برای بدست آوردن آگاهی‌هایم برای فهمیدن و درک کردن و عمل کردنم به قوانین

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2429 روز

    مشکل من از اونجایی شروع شد که می گفتم این که چیزی نیست و سبک می‌شمرم فایل ها رو

    همیشه دنبال دوره های استاد بودم . این خودش خیلی خوبه ولی عمل به قوانین خیلی مهمتره وگرنه نتایج گذارا می‌شوند

    و بعد تعجب می کنم که کجاست این همه نتیجه ؟؟

    .

    من خودم دچار معظل این نجوا هستم (( حالا که چی ))) و همیشه این با من هست

    اونقدر روی فایل ها کار می کنم و الحمدلله رب العالمین نتیجه هم می گیرم ولی بعد از مدتی میگم حالا که چی

    برای چی

    یعنی چی

    اگر نتیجه گرفته باشم میگم بسه بابا

    و اگر هم نتیجه نگرفته باشم خیلی این باور و نجوا

    تکرار می شود که (( حالا که چی ))))

    و تکرار این نجوای ویرانگر انگیزه‌های من را نبست و نابود می کند

    امروز داشتم روی قانون کار می کردم به شدت و داشتم روی اهرم رنج و لذت کارمی کردم که این

    نجوا دوباره سراغم اومد (( حالا که چی))) …..

    بابا این همه اهرم را گفتی چی شد ؟؟؟

    و بعد از چند دقیقه خدا را صد هزار مرتبه شکر مچش را محکم گرفتم و فشارش دادم و گفتم

    تو که میگی که چی … این همه نتیجه

    اصلأ بودن در سایت از عمل به قانون میاد

    داشتن استاد عباس منش از بودن در قانون میاد

    این همه طلا و جواهرات

    این همه حال خوب

    این همه مسافرت های عالی

    ووووو

    وووووو

    و مثال و مثال و مثال آوردم تا خدا را صد هزار مرتبه شکر ساکت ساکت شد

    الان هم خدا را صد هزار مرتبه شکر انگیزه هام بالاتر رفته اند و این خودش موفقیت است

    چون قبلاً انگیزه هام که کم می‌شد نمی دونستم چی کارش کنم

    چطور بهترش کنم

    چطور بالاتر ببرم

    ولی به لطف خدای مهربان و آموزش های استاد عباس منش تونستم بهترش کنم

    تونستم زودتر بفهمم

    تونستم زودتر اصلاحش کنم

    و اگر تکرار نکنم یادم میره

    بهترین روش این هست که تکرار کنم تا همیشه یادم باشد.

    خدایا شکرت من را به این فایل هدایت فرمودی خدایا شکرت من را در قانون بدون تغیییرت نگه داشتی

    خدایا شکرت برای همراهی من با قانون

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2429 روز

    فرقی نمی کند که در جهت مثبت نیاز به تایید دیگران داریم یا در جهت منفی

    من بعضی از افراد را می بینم که همیشه می خواهند به دیگران خودشون رو نشون بدهند و دیگران هم اونها رو تایید کنند

    حالا اگر تایید شدند که خیلی خوشحالند ولی اگر هم تایید نشدند شروع می کنند به منفی بافی و منفی گفتن ها از خودشون از دیگران از شکست ها وووو

    وقتی قانون نیاز به جلب توجه توسط دیگران را فهمیدم دنبال مثال هایی بودم که ببینم آیا خودم هم این معظل ویرانگر را دارم یا نه

    اولش گفتم نه بابا … من و این چیزها

    ولی بعد فهمیدم این هم توطئه شیطان است که به من دارد میگه تو که نداری بقیه دارند

    ولی نتایج و قرائن زندگیم گواه بر این موضوع هست که بله من هم دارم مگه میشه نداشته باشم

    وگرنه من که از خداوند طلب هدایت کردم و

    خداوند هم این فایل را به من هدیه داده

    و گفته گوش کن و لبیک بگو

    ولی خود من گوش به نجوا بیشتر داده ام

    وگرنه خیلی باید بهتر از اینها نتیجه می گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    بنام ربّ

    بنام تنها فرمانروایی هر دو جهان

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجوئم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم.

    خدارا شکر میکنم که آگاهی های ارزشمند این فایل روزی من شد.

    من دختری هستم که هیچ وقت علاقه ای به آرایش نداشتم و ندارم هیچ عمل زیبایی انجام ندادم همیشه دوست داشتم راحت لباس بپوشم و دوستام همیشه بمن میگفتن تو چرا اینقدر ساده هستی و بخودت نمیرسی بخودم رسیدن از نظر اونا یعنی آرایش کنم، هر لباسی که مد میشه بپوشم و…

    حرف های این دوستانم احساس من بد میکرد احساس میکردم من عقب مانده هستم و فکر میکردم اونای که تا هرلباسی و تیپی مد میشه میرن اون لباس میخرن میپوشن و یا عکس های خودشونو، مهمونی رفتن ها و رستوران رفتن هاشونو، و زندگی شونو میزارن داخل فضای مجازی دختر های با کلاسی هستن و منی که این کارا رو نمیکنم بی کلاس و از مد افتاده هستم این احساس پایینتر بودن از دیگران همراهم بود ولی همچنان به روش خودم پیش میرفتم تا اینکه کم کم با آموزش های استاد متوجه شدم که من به سبک خودم لباس بپوشم و تیپ بزنم و بدون آرایش باشم به معنی بی ارزشی و بی کلاسی نیست بلکه به عنوان انسان حق دارم به شکلی که راحتم و میل دل خودم است زندگی کنم ولی هنوز باید خیلی روی این موضوع کار کنم از گذشته خیلی بهتر شدم اما هنوز باید خیلی کار کنم

    نباید اجازه بدم که ارزشمندی منو دیگران به اساس معیار های خودشون تعیین کنند

    من فارغ ازینکه از دید بقیه ارزشمند باشم یا نه فارغ ازینکه بقیه منو تایید کنند یا نه من ارزشمندم

    من همینکه به عنوان انسان به عنوان خلیفه خدا روی زمین زندگی میکنم یعنی ارزشمندم.

    اینکه قبل از انجام کاری یا قبل از حرف زدن از خودمون دلیل رفتار و گفتار خومونو بپرسیم خیلی بهتر متوجه میشیم که این رفتار ها از چه باور ها یا خلاهای آب میخوره بپرسیم که آیا انجام این کار لازم است؟ آیا برای دل خودم انجام میدم؟ یا نه برای جلب توجه؟؟

    و اگر بخاطر جلب توجه است صرفنظر کنیم از انجام دادنش

    میخوام خیلی خوب روی عزت نفسم و احساس لیاقتم کار کنم میخوام برسم به جای که واقعا برای دل خودم زندگی کنم مثل شما استاد بزرگوارم و خانم شایسته عزیزمم

    خدایا بمن توفیق بده آنچه که امشب آموختم در عمل ازشون استفاده کنم آمــین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1271 روز

    به مام خدای مهربان و هدایتگر

    خدایا شکرت خدایا ممنونم

    نمیدونم چی بگم از این هدایت الله که هر روز دارم بهتر لمسش میکنم

    فایل 43از سریال سفر به دور سایت

    بعد گوش کردن فایل گفتم بزار بشینم نکته به نکته س این فایل رو بنویسم و بعد کامنت بزارم اما اون صدای درونم گفت نه الان وقتشه

    با قلب که پر از حس شعف و شادی دارم مینویسم

    این روز کتاب رویاهایی که رویا نیست فصل 6رو میخوندم که درباره سبک زندگی شخصی بود با خودم میگفتم کاش میشد در مورد این فصل استاد به صورت فایل هم توضیح میداد و چه کسی جز خداوند انقور دقیق میتونه منو هدایت کنه به این فایل

    چون من وقتی کتاب رو میخوندم با خودم میگفتم من. چقدر کارها هست که به خاطر جلو توجه اطرافیان انجام میدم و خیلی از این کارها رو حتی میترسم انجام ندم

    مردم جی میگن فلانی چه فکر راجع بهت میکن

    درموردت چه فکر میکننو…..

    همه اینا باعث شده خیلی از کارهایی که دوست ندارم رو انجام بدم از ترس نظر مردم

    این فایل واسه من سرتاسر هدایت بوو خدایا نمیدونم از چطوری تشکر ککم

    استاد عزیزم نمیدونم ازتون چطوری تشکر کنم

    من از بین دوره های ا شما فقط دوره عزت نفس رو دارم مدت ها بود حتی در مدار گوش کردن فایل ها هم نبودم وقتاییم که ذهن نوار میخواست سرزنش ام کنه که تو یه دوره داری ولی جه فایده گوش نمیکنی سریع به خودم میگفتم تو بهترین زمان من آماده میشم و با جان و دل دوباره گوش میکنم این دوره رو

    نمیزاشتم تو این سرزنش بمونم

    چند روزی بود تو ذهنم می اومد شروع دوباره دوره نزدیگه و باید خودت اماده کنی

    من درحال انجام یه مدیتیشن بودم که برای اعتماد به نفس اماده شده بود ولی برای شروع دوره عزت نفس امروز و فردا میکردم

    تا اینکه استاد تو این فایل پیشنهاد استفاده از دوره عزت نفس رو دادن

    و من همین رو نشانه دیدم که شروع کنم

    وقتی به قبل فکر میکنم میبینم من حتی اون موقع دوست داشتم دوره عزت نفس رو بگذرونم که باز نظر مردم رو جلب کنم و اون بگن زینب چقدر تغییر کرده

    نمیتوتم ادعا کنم ایندفعه اینجوری نییست ولی میتونم بگم خیلی بهتر شدم

    ایندفعه هدف فقط گوش کردن به دوره و تموم کردنش نیست میخام با ثانیه ثانیه اش زندگی کنم

    اون برای دل خودم

    برای اینکه با خودم به صلح برسم

    و جبران کنم سالهایی که خودم رو نادیده گرفتم و دوست نداشتم

    به امید خدا شروع میکنم دوره عزت نفس

    استاد عزیزم از ته اعماق قلبم از یک گوشه ایران بهتون میگم که خیلی دوستتو دارم و قدردان وجودتون هستم امیدوارم برسه این انرژی بهتون

    عشق بهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1647 روز

    سلام

    این ازون فایلایی که تا به حال گوشش نکرده بودم

    و احساسم به شدت بد شد راستش

    خیلی خیلی احساس بدی پیدا کردم و احساس مقاومت رو تجربه کردم

    ازونجایی که دارم روی احساسم خوب تمرکز میکنم فهمیدم که این یه ترمز بزرگه

    استاد بزرگترین مثال کسی که دنبال جلب توجه نیست شمایید

    ندیدم کسی مثل شما همه چیز داشته باشه و به خودش نگیره

    بارها شما گفتید هرچه دارید از خداست

    اعتباری به خودتون نمیدید

    شما کجا و ادمایی که من اطرافم میبینم کجا

    با اینکه آدمهای موفق زیادی رو سر کلاسای دانشگاه یا … دیدم ولی همشون یه جورایی به قول شما با اینکه موفق بودن دنبال جلب توجه بودن

    و دوست دارم راجب خودم بیشتر صحبت کنم

    منم ازین قاعده مستثنی نیستم

    تمام تصویرهای ذهنی من تمام تجسم های من اینه که من یه چیزی بخرم بعد جلو مردم سوار بشم

    یه ازدواج خوب بکنم جلو مردم بهشون ثابت کنم که منم تونستم

    بهشون ثابت کنم که الکی تو سرم میزدن مسخرم میکردن و …

    تمام تصویرهای من از آینده ای که تجسم میکنم بر میگیرده به ثابت کردن خودم به دیگران – به جلب توجه جلوی دیگران

    خیلی دارم درد میکشم که این هارو مینویسم

    چون سخته برام اعتراف به این که دنبال جلب توجه دیگران هستم

    با اینکه وقتی ماشین خریدم هیچ وقت به کسی پز ندادم

    با اینکه وقتی رتبه خوبی توی کنکور به دست آوردم هیچ وقت به کسی پز ندادم

    با اینکه با بهترین استاد توی حوزه کاری خودم کار میکردم هیچ وقت به کسی پزشو ندادم

    با اینکه جزو معدل های بالای رشته خودم بودم هیچ وقت به کسی پزش رو ندادم

    البته که این خودش از کمبود عزت نفسه که من کلا دستاورد هام رو نادیده میگیرم

    ولی تمام تصورات من از آینده اینه که خودم رو به بقیه اثبات کنم

    که یه خونه برای خودم بگیرم و به پدر مادرم اثبات کنم که شماها لیاقت من رو نداشتید

    که یه زندگی خوب کسب کنم و به فک و فامیل بگم که شماها هیچی حالیتون نبود و من حالیم بود

    که فلان حرف رو بزنم که سر کار فلان همکارم فکر کنه من حالیمه

    که توی جمع فلان جور رفتار کنم که بقیه بگن به به ببین چقدر عباس آقا عاقله!

    که همش توی ذهنم دنبال این باشم که چجوری رفتار کنم که بقیه ازم تعریف کنن پشت سرم

    جلب توجه و ثابت کردن و غرور

    همشون از مقایسه کردن میاد

    و همشون از کمبود احساس لیاقت

    چقدر این احساس لیاقت ریشه داره

    هر جاشو درست میکنی یه جای دیگش میبینی زده بیرون

    با اینکه خیلی سختم بود در این حد واضح بنویسم از خودم ولی یاد گرفتم که از خودم ردپا بزارم

    اون احساس ناراحتی اول فایل یعنی این ترمز بزرگیه که حتی دوست ندارم بشنوم این حرفارو

    شما همیشه گفتید هرجا با من مقاومت دارید اونجا رو باید بیشتر کار کنید

    و من هم به این حرف شما عمل میکنم …

    به امید الله

    امیدوارم به کمک الله بتونم برای خودم زندگی کنم و به آرامش برسم

    چون واقعا این حجم از افکاری که حول و حوش بقیه افراد و آدما میچرخه اصلا طعم زندگی رو تلخ میکنه

    حتی دیگه تصویرسازی آینده دلخواه هم لذتی برام نداره چون برای خودم نیست برای دیگرانه!

    چه پاشنه آشیل بزرگی و من که نمیدیدمش

    خدایا به امید خودت کمکم کن که روی این موضوع کار کنم

    ریشه این پاشنه آشیل فقط و فقط خانوادست

    صبح تا شب شب تا صبح توی خونه ما حرف مردمه

    – نکنه اینجوری کنی مردم چی میگن

    – دیدی فلانی فلان کار و کرد؟ اصلا به فکر آبرو خانوادش نیست

    – فلانی با سر نزدن به خانوادش اصلا به فکر حرف مردم نیست

    – فلانی دیدی چه ماشینی خریده؟

    و هزاران مورد دیگه

    جالب تر اینجاست که منی که میخام ثروتمند بشم که تو چشم مردم بکنم

    از همون مردم هم میترسم که ازم بپرسن این پولا رو از کجا آوردی؟

    یعنی یه ترمز وحشتناک که همه جوره داره جلوی موفقیت منو میگیره

    و از خدا میخام راه حل این موضوع رو هم جلوی پام بزاره

    خوشحالم که به این فایل هدایت شدم :)

    امیدوارم توحیدی تر بشم هر روز بیشتر از قبل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      حدیث سادات حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1110 روز

      سلام آقای عباس آقای حیدری

      حقیقتا ردپاتون رو که خوندم، منم همراه شما گریه‌م گرفت. چقدر این ریشه تو هممون مشهوده.

      ولی چقدررررر خوشحالم و بهتون افتخار میکنم که می‌پذیرید و سعی می‌کنید مقاومت هاتون رو بشکنید. چقدر پاشنه آشیل بزرگیه این حرف مردم.

      هدایت میخوایم از خداوند، که هدایتمون کنه به سمت مسیری که فقط خودمون باشیم و خودمون. که راحتی رو ارجح بدونیم بر حرف مردم.

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سیده مینا سیدپور گفته:
      مدت عضویت: 1852 روز

      به نام خداوندبخشنده ی مهربان

      سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

      وسلام به شما دوست گرامی ام اقا عباس.

      وقتی کامنت شمارو میخوندم سه،چهار سال پیشم یادم اومدم، من دقیقا بعداز جدایی از همسرم، یه تایمی خیلی خیلی دلم میخواست جوری زندگیم تغییر کنه که یه جورایی به همه ثابت بشه من می تونم من بلدم من حالیمه ومن فلانم و….

      دقیقا همونموقعه ها بود که عضو سایت شده بودم وداشتم فقط فایلهای رایگان رو میدیدم وسعی میکردم آگاهیهاشون رو باور کنم تا بتونم به کارشون بگیرم…

      من واقعا پذیرفته بودم که مشکل از خودم هست ولی نمیخواستم دیگران اینو متوجه بشند، ولی توی دلم پیش خدا که نمی تونستم دروغ بگم، به خدا میگفتم من مشکل دارم من عیب های شخصیتیم بیشتر از حسن هام هست خدایا خودت کمک کن اونهارو پیدا کنم واز خودم دورشون کنم.

      ولی در ظاهر هنوز تلاش میکردم به هر دری میزدم که خانوادم واطرافیان اینو باور کنند که من ادم عاقل و درستی هستم و مشکل از طرف مقابلم از شرایط از دیگران واز خداست که نمیذاره من انجور که باید خودمو نشون بدم.

      خلاصه که کم کم با خودم صادق شدم وتازه بعد چندماه رسیدم به جایگاهی که شما توی کامنتتون نوشتید.

      در عین حالیکه میدونستم دارم خودمو به زور هم شده سرپانگه میدارم وبالا میکشم که دیگران منو تایید کنند وبهم توجه کنند، یه روزی نمیدونم واقعا چه اتفاقی افتاد شاید دیگه خیلی خسته شده بودم از اینکه اونجوری باشم واون آدمی بشم که دیگران دوست دارند، تصمیم گرفتم حس کنم یه آدم تنهام که دارم توی این دنیا زندگی می کنم که هیچکس جز خودم وجود نداره، وفقط خدا شاهده کارها واعمالم هست، انوقت گفتم خب مینا حالا چطوری فکر میکنی ورفتار میکنی؟ اصلا فک کن خانواده و کساییکه میشناسنت دیگه وجود ندارند هرکی هم هست یه مشت غریبه اند که بود ونبود تو وکارهای تو وزندگی تو وخوشبختی وبد بختی تو اصلا براشون مهم نیست، خب حالا چطوری زندگی میکنی؟؟؟

      اولین کاری که کردم با خانواد قطع رابطه کردم، با اینکه توی یه شهر زندگی میکردیم و فاصلمون دوتا خیابون بود، ( حالا شما اگه با خانواده زندگی می کنید می تونید تمرین کنید که فقط برای انجام کارها وحرفهای ضروری و واجب باهاشون در ارتباط باشید و وارد حاشیه های روابط خانوادگی نکنید خودتون رو تا بتونید نتیجه بهتری بگیرید، الیته یه تایم چندماه برای کنترل ذهن و کار روی این موضوع خیلی کمک کنده می تونه باشه)

      بعد شروع کردم ببینم الان چی دوست دارم؟ چه چیزهایی بود که توی زندگی مشترک داشت آزادی منو میگرفت وباعث شده بود نتونم حس خوشبختی داشته باشم دقیقا برم سراغ همون کارها تا حالم با خودم خوب بشه.

      شاید خیلی خنده دار باشه ولی من واقعا توی زندگی مشترک دو سه ساله ای که باهمسر دومم داشتم حتی نمی تونستم یه قهوه برای خودم درست کنم وتنهایی یه فیلم مورد علاقمو ببینم یا برم استخر یا برم پارک وسینما تنهایی یا حتی دوساعت برم تو اتاقم برای خودم کتاب بخونم!!!

      چون همسر اولم وضع مالی خوبی نداشت و براثر اعتیاد از دنیا رفته بود من بعد 7 سال از فوت همسرم برای این ازدواج کردم که اینبار زندگیمو انجور که دوست دارم بسازم تازه خیلی خوشحال بودم که همسر دومم بسیار پولدار و خوشتیپ و سرشناس هست، واینهارو معیارهایی میدونستم که به خانوادم و دیگران بگم بیاین ببینید من اینبار چه ازدواجی کردم چه انتخابی کردم و حالا چقدر همه چیز خوب وعالیه…

      لعنت خدا بر شیطان رانده شده از خوبی ها، که باعث میشه آدم از نعمت های خدا بد استفاده کنه، یا ناسپاسی کنه، یا مغرور بشه، که در نهایت همه چیز پوچ میشه نابود میشه واتفاقا اون چیزی ویا کسی یا موقعییتی که فکر میکنی باعث نجاتت میشه یا تورو بالا میبره یا باعث مثلا توچشم اومدنت میشه پیش دیگران همون میشه باعث عذابت!!!

      من اینارو با گوشت وپوست واستخونم حس کردم، چون واقعا ازدواج دومم 90 درصد برای دیگران وجلب توجه وتایید دیگران بود.

      به هرحال وقتی بعد جدایی تصمیم گرفتم برای خودم زندگی کنم، جهان روی خوش خودش رو به طرز شگفت انگیزی بهم نشون داد، طوریکه خوردن همون قهوه، رفتن به استخر و دریا و پیاده روی و رفتن به سینما و پارک و…

      اونم تک وتنها، وحتی با تاکسی یا پیاده چون شرایط مالیم انموقعه اجازه نمیداد که بخوام زیاد هزینه کنم برای خودم، همون کارهای کوچیک ، پوشیدن لباسهایی که دوست داشتم، آرایش نکردن و نپوشیدن لباسهایی که مجبور بودم طبق استاندارد همسرم توخونه بگردم واون لباسها و آرایش اذییتم میکرد، اینکه هر تایمی دلم بخواد بخوابم حتی وسط روز، یا هرغذایی که دوست دارم بخورم، تلفنم رو 10 شب خاموش کنم، اینکه شبانه روز توی سایت باشم و روی خودم تمرکز داشته باشم همه ی اینها باعث شد من حالم هزار درجه خوب شد.

      حالا چرا؟؟؟

      چون دقیقا من داشتم برای خودم زندگی میکردم برعکس کسایی که جدا میشند یا توی روند طلاق هستند دوست دارند بیشتر با خانوادشون باشند همش در مورد مسائل زندگی وجداییشون حرف بزنند واحساس ترحم ودلسوزی دیگران رو برانگیخته کنند واین وسط مورد سرزنش و احساس گناه هم قرار بگیرند…

      البته ناگفته نماند که من در پی گوش کردن وعمل کردن به حرفهای استاد مهریه ام رو بخشیده بودم که نخوام برم دادگاه و ….

      واین مسئله خودش یه رهایی بی حدوحسابی بهم داده بود..

      خلاصه که اون 6و7 ماه دوری از همه وتنهایی باعث شد به یقین برسم که اصلا بود ونبود من برای کسی مهم نیست، خوشبختی یا بدبختی من برای کسی مهم نیست وهرکسی به فکر خودش وزندگی خودش هست..

      وهمونهایی که وقتی مثلا من توی زندگی خودم بودم ومیومدن ومیرفتند و به به و چه چه میکردند ظاهری بوده وحالا هم که زندگیم خراب شده بوده هم داشتند پشت سرم حرفهای مفت میزدند ویا اصلا دیگه حرفی نمیزدند.

      حتی خانوادم که توی هر دوتا ازدواجی که داشتم ودر کل زندگیم همش فکر ابروی خودشون ونفع خودشون بودند.

      من همه ی این مسیرهارو رفتم تا یاد گرفتم شاید به سختی اما بلاخره باور کردم که تنها رابطه ی که من باید روش تمرکز کنم رابطه ی منو خدای منه ولاغیر، وقتی تمرکزم میاد روی خودم تا کاریو که درسته و تاجایی که بلدم ومی تونم درست انجامش بدم دیگه باقیو میسپارم دست خدا…

      من فقط تلاش خودم رو می کنم، دیگه برای مردم زندگی نمی کنم.

      اصلا دیگه اون چیزی که عرف هست توجامعه برام معنی نداره، چون هربار یه چیزی عرف هست یه چیزهایی از نظر دیگران عیب وزشت هست یا یه چیزهایی خوب وپسندیدنی….

      ولی در نهایت این من هستم که وقتی تلاشم رو برای خوب ودرست زندگی کردن می کنم دیگه برام مهم نیست دیگران تاییدم می کنند یا ردم می کنند.

      اتفاقا وقتی سعی میکنی به خودت فکر کنی حال خودت رو خوب نگهداری از طریق درستش، برای خودت وقت بذاری و برای خودت حس شادی وآرامش به وجود بیاری، می بینی که انقدر از چیزهای کوچیک لذت میبری که تایمت جوری پر میشه که دیگه وقت نداری به کسی غیر خودت فکر کنی..

      من هنوزم گاهی حس می کنم یه جاهایی میخوام پیشرفت کنم که دیگران اینو متوجه بشند خصوصا خانوادم، بعد سریع به خودم یاد آوری میکنم مینا جان زندگی کوتاهتر از اینه که بشینی فکر کنی دیگران چی میگند بهت.

      بخدا قسم که ثروت وپول وشهرت و جمال وزیبایی به تنهایی باعث عزت نفس واعتماد به نفس هیچکس نمیشه..

      همه چیز به مرور عادی میشه، یعنی آدم هرچقدر پولدار باشه و زیبا وخوش اندام باشه و هرچقدر هم مشهور باشه باز هم دیگران حرفی برای گفتن دارند و هم بدای خود شخص همه چیز عادی میشه، ویه جایی میرسه که طرف دیگه از نقش بازی کردن شوآف کردن ویا توچشم بودن خسته میشه، چون همش باید دنبال راهی باشه زیباتر وپولداتر ومشهورتر وقویتر و …..دیده بشه..

      من خودم فقط دارم سعی می کنم بهترین خودم باشم واز همین فرصتی که در اختیار دارم وچیزهایی که خدا در اختیارم گذاشته نهایت لذت رو ببرم.

      وتاجایی که می تونم سهم خودم رو درست انجام بدم.

      ویکی از راهکارهایی که خیلی بهم کمک کرده دید مثبت داشتن به شرایط واتفاقات وموقعییت ها هست..

      مثلا من وقتی شرایطش رو ندارم یه مسافرت خارجی برم مثل قبل یا حتی یه مسافرت داخلی خوب وعالی، میگم اوکی فعلا میرم جاهای دیدنی شهر واستان خودم رو میگردم…

      یا فعلا ماشینی که میخوام رو ندارم با تاکسی واسنپ میرم خدارو شکر هزینه های اینارو که دارم…

      بارها شده مادرم ویا اطرافیان گفتند تو الان باید بهترین ماشین ومیلیاردی زیر پات می بود، از بس که ولخرجی و این پولهایی که میدی برای اسنپ وتاکسی و …الان دوتا ماشین خریده بودی!!!

      ومن توی دلم میگم من الانشم می تونم یه ماشین خوب بگیرم ولی اون پولو سرمایه کردم برای کار دیگه ای.

      اصلا دیگران هرچی میخوان بگن این زندگیه منه، وقرار نیست همه مثل هم باشند 5 تا انگشت مثل هم نیستند.

      خود خداوند توی کتابش میگه ما آدمها وتلاشهاشون رو بر همدیگه برتری دادیم که تا اینجوری هرکسی با ایفای نقش خودش به پیشرفت جهان کمک کنه…

      این نشون میده هرکسی سرجای درست خودشه ..ومقایسه اصلا کار درستی نیست.

      نه من باید خودم رو باکسی مقایسه کنم نه اجازه بدم که کسی منو مقایسه کنه یا کسی ازم توقع چیزی رو داشته باشه که دلخواه خودش هست.

      رفتن به قبرستون هم خیلی خیلی تواین سه،چهارسال بهم کمک کرد که زیاد غرق بازی زندگی وروزگارو آدمها نشم، دیدن قبرآدمهایی که تا همین دیروز زنده بودند بهم یادآوری میکنه که هرکی باشی هرچی داشته باشی باید بذاری بری تک وتنها پیش معبودت وفقط چیزهایی که میبری اعمالت هست..

      آیا ارزشش رو داره که آدم خودش رو انقدر تو فشار بذاره برای بدست آوردنهایی که خیلی ضروری نیست یا برای داشتن روابط و ارتباطاتی وتاییدگرفتن از آدمهایی که وجودشون لزوما نیاز نیست یا مهم نیست توی زندگیمون!!

      بخدا قسم که ما برای سخت زندگی کردن وسخت گرفتن به خودمون به این دنیا نیومدیم واصلا ارزشش رو نداره غیر آرامش وامنیت وشادی خودمون ورضایت قلبی خودمون وخداوند کاری دیگه ای انجام بدیم، زندگی داره میگذره وباید واقعا برای دل خودمون زندگی کنیم.

      دوست گرامی اقا عباس عزیز امیدوارم در پناه امن خداوند همیشه راضی وپر روزی وسلامت وشاد باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مونا گفته:
    مدت عضویت: 295 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان

    معضلی به نام جلب توجه

    افراد کارهایی می کنند که توجه دیگران را جلب کنند. آنقدر کار های عجیب و غریب انجام می دهند تا باعث توجه دیگران به خودشان شوند.

    زمانی که خواستی برای جلب توجه دیگران کاری کنی به خودت بگو که من ارزشمندم و کاری رو انجام میدم که خوشایند خودم باشه نه دیگران. خودم دوسش داشته باشم نه اینکه برای دیگران باشه چون اگر برای جلب توجه دیگران باشه از مسیر توحیدی دور خواهی شد.

    نکات مهم این فایل رو نوشتم که اول از همه برای خودم یاد آور باشه و این تعهد دومم هست که باید تعهد بدم و انجامش بدم

    خب از خودم بگم

    من تازه عضو سایت شدم و در حال مطالعه و گوش دادن به فایل های دانلودی رایگان هستم

    عزت نفس بیشتر از هر چیز دیگه ای توجه منو جلب کرد و اومدم فایل های این قسمت رو گوش دادم و دیدم که

    بلههههه

    تمام مشکلات من به اینجا برمیگرده به موضوع عزت نفس برمیگرده

    فایل قبلی که گوش دادم و به خودم تعهد دادم و تعهد اولم بود این بود که چه کارهایی انجام دادم برای جلب توجه بیماری و بعد فهمیدم که بیشتر مشکلات من به همون دلسوزی کردن دیگران برمیگرده که بگم من چقدر بدبختم و دیگران این رو تایید کنند که اره تو واقعا بدبختی و بدشانسی و بدبیاری داری و از زمین و زمان برای تو بدبختی می باره که در فایل دیگه ای این موضوع رو فهمیدم و قول دادم و تعهد دادم که دیگه چنین کاری نکنم چون ریشه مشکلات من به این موضوع برمیگرده

    و آگاهی دوم من که فهمیدم چقدررررر ضربه خوردم جلب توجه برای انجام کار هایی که بگن وااااو چقدر طرف خفنه ایول بابااااا

    یعنی تمام کارهای من برای جلب توجه گذشته و تمام انرژی من برای این موضوع صرف شده

    و جالب اینجاست که هرچی هم رویا بافی میکردم که فلان کارو کنم که بگن ایول بابا

    همه هم به بن بست برخورد کرده و در تمام این زمینه ها هم با شکست روبرو شدم

    بعد دنبال دلیلش میگشتم همیشه که چرا اینجوری شد و فلان و‌ بهمان و …‌

    پس الان متوجه شدم که چخبره

    دوتا تعهد دادم یکیش اینکه ناله نکنم که مریضم و فلان و بهمان و از بدبختی هام نگم که توجه جلب کنم

    و تعهد دوم اینکه کارهایی انجام بدم که دوسش دارم و برای دل خودم باشه نه به به و چه چه دیگران

    سپاسگزارم استاد عزیزم که من رو آگاه کردید

    تا بقیه فایل ها هم دونه دونه گوش بدم ببینم چه باور های مخربی دارم که انقدررررر من رو زمین زدن

    فعلا که به دوتا باور پی بردم و آگاه شدم و تعهد دادم که انجامشون ندم و لایه های درونی ذهن من دونه دونه در این چند روز خودش رو نشون میده

    به امید کشف اطلاعات بیشتر از ذهن و روان

    و پیش به سوی ساختن زندگی رویایی و موفقیت در تمام جنبه های زندگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    کبری صباحی گفته:
    مدت عضویت: 1370 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    استاد من اصلا خداروشکر اهل شعاف کردن نبودم ونیستم وهرچی که میخرم یا هرکاری که میکنم فقط به اندازه ی نیازم هست یا اینکه چیزی باشه که کارمو راه بندازه.. مثلا کسایی هستند که اینقدر ظرف وظروف میخرن ولی یکبار هم ازش استفاده نمیکنن.. یا مثلا کسایی هستند که تو خرید طلا همش میرن دنبال چیزایی درشت هیکل وقتی ازشون میپرسی چرا اینقد به طلاهای درشت علاقه داری میگن برای اینکه دیده بشه طلا وقتی بزرگ باشه توچش میاد.. اما من اصلا ایجور آدمی نیستم که مثلا برای هر جشن ومراسمی برم ناخن کاشت کنم یا مژه بزارم یا از همین کارایی که اکثریت جامعه انجام میدن..

    اما استاد من از شما یه سوال دارم اینکه شما گفتید همیشه یه چیزی بگیرید که کارتونو راه بندازه یامثلا وارن بافت با اینهمه ثروت تو یه خونه ی معمولی هس.. اما توی یکی از فایلهاتون گفتید چه اشکالی داره آدم از همه چی چندین تا داشته باشه ومن ازهمون فایل شما دوست داشتم که از هرچیزی چندین تا داشته باشم اما وقتی چندین تا خونه یا چندین ماشین داشته باشم واستفاده ای ازش نکنم این به این معنی نیس که آدم برای جلب توجه یا شعاف اینکارو میکنه.. من از وقتی زندگی شمارو دیدم دوست دارم از هرچیزی چندین تا داشته باشم اما این فایل الان یه تناقض برام بوجود آورد.. ممنون میشم از بچه های عزیز که به این سوال من جواب بدن..

    مچکرم.

    درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مرتضی زعیم گفته:
      مدت عضویت: 325 روز

      سلام. میشه از هرچیزی چندتا داشت اما نیاز ب جلب توجه نباشه یعنی برا خودت حالا اونم از کمبودهای گذشته و محدودیت ها میاد ک اشکال نداره داشته باش تا اینکه قشنگ ازش سیر ک شدی یکیش کنی ک بکارت میاد.

      برای دلت خودت داشته باشی ن اینکه نیتت این باششه بخای روی یکی رو کم کنی یا تو فصای مجازی پست بزاری ک اره دیدی من تونستم و من الان اینم و اینجور رفتارها.

      استاد منظور کلیش اینه ک بزار خداوند بزرگت کنه یعنی فقط محتاج تایید خداوند باش و بس دیگران چیکاره ان.

      صحبتهای استاد در هر فایلی از زاویه های شخصیت و رفتارها صحبت میکنه که اونوفایل رو من هم دیدم منظورش این بود ک کمبود ها و خلاهای گذشته باعثش شده که اینجوری باشه.

      ود اخر همه انسان ها نیاز دارن ک دیده بشن اما نه با هر کاری و روش نامعقولی ک شخصیت ادم رو ببره زیر سوال از راه درستش چ اشکال داره در صورتی ک بهت ضربه نزنه و از مسیر خارج نشی.

      این دید من بود ببخشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    به نام زیبایی ها

    صدونودوچهارمین تعهد

    یه سبک شخصی برای خودم ایجاد کنم و به سبک شخصیه خودم وفادار بمونم و برای دل خودم زندگی کنم نه برای مردم نه برای جلب توجه کردن

    اگر میخوام واقعا طعم خوشبختی رو بچشم برای خودم زندگی کنم

    اگر میخوام واقعا پیشرفت کنم و ارامش داشته باشم سعی کنم حواشی رو از خودم دور کنم

    نکته:هرکاری که میخوام بکنم اول بگم من دارم اینو برا خودم انجام میدم برای دل خودم انجام میدم یا برای جلب نظر بقیه یا تایید بقیه ؟

    بدونم وقتی دارم توجه جلب میکنم دارم مسیرو اشتباه میرم و دارم از خود واقعیم دور میشم از خود خداگونم دارم دور میشم

    پایه و اساس زندگیمو بزارم روی این که من انسان ارزشمندی هستم من نیاز ندارم کسی ارزش منو مشخص کنه با تایید کردن من

    خودمو شخصیتمو زندگی مو براساس نظر دیگران تایید دیگران توجه دیگران نچینم

    همیشه جوری زندگی کنم که خودمو راضی کنم نه نه بخوام دیگرانو راضی کنم چون ما توانمندیم در راضی کردن خودمون و ناتوانیم در راضی کردن دیگران

    اگه عزت نفسم و اعتماد به نفسم درست بشه کار هایی فوق تصور خودم و دیگران میتونم انجام بدم کارهایی پیشرفت هایی میکنم که خیلی بیشتر و بزرگ تر از توانایی دیگرانه

    پس باید روی عزت نفسمون کار کنیم و براش خیلی وقت بزاریم چون پایه همه ی موفقیت هاست و رشد صعودی به همراه داره

    خدایا ایمانمو به خودت قوی کن امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز نود و نهم از فصل چهارم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که برروی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه امشب عروسی دعوت بودیم روستای آراللو تالار جمشید بود تصمیم گرفتم با ماشین خودم برم پا روی ترسام بذارم

    تا حالا با ماشین خودم اون مسیررو نرفته بودم که اینم انجام شد خیلی خوبه که استاد میگن از هرچی می‌ترسی برو تو دلش منم رفتم تو دلش و از این میترسیدم که ماشینمو بذارم دم در تالار دزد ببره من با آرامش اینکارو کردم ماشینمم صحیح و سالم بود از نگهبان تالار پرسیدم کجا پارک کنم زود دربیام ایشون راهنماییم کردند خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه عروسی خیلی خوش گذشت میوه و شیرینی و غذای خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت که تو عروسی رقصیدم و لذت بردم

    خدایا شکرت که از بچگی آرزوم بود تو دنبال عروس ماشین خودم رو برونم این آرزومم امشب برآورده شد من دنبال عروس رفتم با آهنگ های آذری عالی و کلی لذت بردم از رانندگی عالیم

    تو روابط و عزت نفسم خیلی مشکل دارم و من این رو می‌پذیرم که مشکل دارم بخاطر عزت نفس پایینم نمیخوام با دیگران ارتباط ادامه داری داشته باشم و خیلی خشک رفتار میکنم این تضاد باعث شده که دوره عزت نفس رو در چند ماه آینده بخرم و روش کار کنم

    من قبل از اینکه آرایش کنم و برم تالار و جای پارک چجوری پیدا کنم و… از خداوند هدایت خواستم و خداوند مرا هدایت کرد به آسون ترین روش ها

    خدایا شکرت بابت اینکه صحیح و سالم رفتیم و برگشتیم

    خدایا شکرت بابت اینکه کنار جاده وایستاده بودم منتظر ماشین عروس بودم که بیاد ماشین گشت اومد و گفت مشکلی پیش اومده و من و پدرم جواب دادیم منتظر عروسیم و اوناهم گفتند انشاالله همیشه تو عروسی و شادی و رفتند خدای من شکرت بابت این همه امنیت

    خدایا شکرت بابت اینکه وسط مراسم زن عموم اومد بهم یه شکلات خوشمزه داد

    خدایا شکرت بابت بی نهایت زمین های زراعی که تو راه دیدم

    خدایا شکرت بابت بی نهایت وانت و نیسان که میوه می‌فروختند تو راه دیدم و این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه نیروگاه بزرگ برق رو دیدم تو راه که تازه تاسیس کردند این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت ابرهای زیبای امروز

    خدایا شکرت که تو روستا و جاده های روستایی تالار زدند این نمود فراوانیه

    سپاسگزاری های اکنونم:

    خدایا شکرت بابت صدای قشنگ پرنده ها که هم اکنون دارم می‌شنوم

    خدایا شکرت بابت اتاق راحت و قشنگم

    خدایا شکرت بابت جای عالیم که دراز کشیدم این لحافم رو من خیلی دوس دارم

    خدایا شکرت بابت لباس‌های قشنگم

    خدایا شکرت بابت بدن سالمم چه نعمت بزرگیه این سلامتی

    خدایا شکرت بابت چشمانم که میتونم ببینم

    خدایا شکرت بابت تابلوهای قشنگ اتاقم یکیش وان یکاده یکیش عکس گل هستش یکیشم عکس اسب با یه بچه ی ناز

    خدایا شکرت بابت تمام وسایل آرایشیم

    خدایا شکرت بابت کمد لباسم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    معضلی ویرانگر به نام “جلب توجه”

    استاد میگه موضوعی که میخوام بگم خیلی ربط داره به بحث عزت نفس

    نمیدونم فهمیدین یا نه به طرز عجیبی مردم با همدیگه مسابقه گذاشتند که توجه بیشتری رو جلب کنند

    یعنی این نیاز به توجه از بدو تولد انسان وجود داشته ها و احساس میکنم هرروز داره این خلا و نیاز بیشتر و بیشتر میشه

    آدما کارای احمقانه تری میکنن تا توجه دیگرانو جلب کنند و مردم درموردشون بیشتر حرف بزنند و فالوور بگیرند و لایک بگیرند و دیده بشند

    مثلا آدمایی که خالکوبی های عجیب و غریبی می‌کنند و اغلب کارای احمقانه  ای می‌کنند تا مورد توجه قرار بگیرند و بیشتر دیده بشند

    به شدت آدما دنبال جلب توجهند

    به شدت آدما نیاز دارند به تایید و توجه دیگران

    مدل موها و خالکوبی های عجیب و غریب

    دلیل اینا چیه که رسانه ایش میکنن 

    دلیلش نیاز شدید به جلب توجه هست

    این نشون میده که آدما خیلی خیلی دارن از خودشون دور میشن

    من دوس دارم که به رفتارامون فکر کنیم مایی که میخوایم متفاوت از جامعه فکر و عمل کنیم و متفاوت هم نتیجه بگیریم

    اینکه من زندگی کنم برای دیگران و کاری کنم که بیشتر در مورد من صحبت بشه اینا مارو از اصل خودمون دور میکنه

    افرادی هستند که کلی پول میدن برای اینکه فالوور فیک بگیرند تا به بقیه بگند ببین من چقدر فالوور دارم و پرطرفدارم

    ما باید یاد بگیریم که برای خودمون زندگی کنیم اصلا دیگرانی تو زندگی ما وجود ندارند

    اینکه من بیام زندگیمو برای دیگران لباسمو برای دیگران بپوشم چی بپوشم که بقیه به به و چه چه کنند یا وسیله زندگیمو بخاطر دیگران و بر اساس نظر دیگران انتخاب کنم و بخرم

    آدما ممکنه حتی بخاطر جلب توجه ماشین و خونشون و وسایل زندگیشونم بر اساس نظر مردم بخرند که مردم چی دوس دارند اونو بخرند‌

    مهمونی های بعضی افراد هم بخاطر دیگرانه

    استاد میگه یه نفری بود که یه مبل و تلویزیون و…خریده بود و مهمون دعوت کرده بود تا به بقیه بگه که من اینو خریدم

    خیلی از افراد برای خودشون زندگی نمیکنند برای تایید دیگران زندگی می‌کنند

    مثلا رشته تحصیلیشون هم برای تایید دیگران انتخاب می‌کنند

    [دقیقا منم بخاطر اینکه دو نفر از فامیلامون معلم بودن و اونا تایید می‌کردند رشته تجربی رو و من بخاطر تایید اونا این رشته رو که هیچ علاقه ای بهش نداشتم تو دوران دبیرستان انتخاب کردم]

    حتی شغل و محل زندگیشونم بخاطر تایید دیگران انتخاب می‌کنند

    میگن چرا تو پولِ ده تا خونه رو میدی که تو اون منطقه خونه بگیری کلی قرض و وام میگیری

    میگه بذار بگن طرف تو فرشته یا الهیه  زندگی میکنه کلاسش پایینه برم فلان‌جا خونه بگیرم

    بازیگران و بازیکن های مشهور یه کارایی می‌کنند تا تایید دیگرانو بگیرند و بگن ببین چقدر شیر میشه و چن تا لایک میخوره و چن نفر درموردش صحبت می‌کنند

    هر موقع داشتی یه کاری رو انجام میدادی که بقیه بگن واووو و مورو توجه قرار بگیری بدون از اصل خودت دور شدی

    مثلا یه کار خاصی رو یه کار معما گونه ای انجام میدن که بقیه بگن چرا اینکارو انجام دادی بعد بشینه توضیح بده و لذت میبره از اینکه مورد توجه قرار گرفته

    تو خونه زندگیتون اونچه که نیاز دارید بخرید

    اونچه که نیاز ندارید نخرید

    اون کاری که علاقه دارید برید

    اون کاری که علاقه ندارید نرید

    اون ماشینی که دوس دارید کارتونو انجام بده بخرید

    نه اون ماشینی که در نظر مردم خوب دیده میشه

    باید حیلی روی خودمون کار کنیم

    بیل گیتس و وارن بافت یه شخصیتی دارند که اصلا اهل جلب توجه نیستند لباسای ساده میپوشند و…

    زین الدین زیدان هیچ کلب توجهی نداشته

    استاد میگه خیلی راضیم از زندگیم که برای خودمه نه برای دیگران

    برای خودم دارم زندگی میکنم

    دنبال این نیستم که بیام خودمو رسانه ای کنم

    هیچگونه علاقه ای به شهرت ندارم

    بهتون پیشنهاد میکنم که یه سبک شخصی برای خودتون انتخاب کنید و به سبک شخصیتون وفادار بمونید

    برا دل خودتون زندگی کنید نه برا توجه جلب کردن

    هر کاری میخوای انجام بدی بگو برای خودم انجام میدم از خودت بپرس که برای کی داری انجام میدی

    پایه و اساس زندگیتونو بر این بذارید که من انسان ارزشمندی هستم من نیاز ندارم کسی ارزش منو مشخص کنه من نیازی به توجه دیگران ندارم خودتون رو شخصیتتون رو زندگیتون رو پایه های زندگیتون رو بر اساس تایید و توجه دیگران نچینید

    پایه های عزت نفس رو اگر بچینیم همه چی خود به خود درست میشه

    من انصافا خیلی روی خودم کار کردم

    نظر بقیه برام مهم نیست من برا دل خودم زندگی میکنم نه دیگران

    کاری رو انجام میدم که فکر میکنم درسته و واقعا راضیم

    همیشه سعی کنید جوری زندگی کنید که شمارو راضی کنه نه دیگرانو

    چون شما نمی‌تونید دیگرانو راضی کنید

    چون شما ناتوانید در راضی کردن دیگران و توانایید در راضی کردن خودتون

    سبک زندگی شخصیتونو پیدا کنید و بر اساس اون زندگی کنید

    سبکی که به شما آرامش و احساس خوبی میده

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: