درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸ - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

450 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2643 روز

    بنام خدای هدایتگرم به سمت زیبایها و فراوانی ها به شکل ساده و بدیهی

    سلام به همه عزیزان قشنگ توحیدی

    خدارو هزار بار شکر برا این کعبه

    خداروشکر برا وجود استاد عزیزم

    خداروشکر برا وجود خانم شایسته عزیزم

    بازم ازتون سپاسگزارم برا بروز رسانی هدایت شده

    شما دستان خداوندی

    هر روز نشانه ها واضحتر میشن

    الله اکبر

    دیروز داشتم فک میکردم چجور دلیل منطقی بسازم برا تفاوت بین نشانه و نجوا

    میدونم

    هر پیامی ک حس بد همراه داشته باشه نجوا

    وپیام ک با حس خوب باشه از قلب منه و نشانه س

    و میزانی این ارتباط با میزان صلح با خودم بستگی داره

    وقتی این روند ادامه پیدا میکنه قدرت نجواها کمتر میشه

    و یاد میگیرم چطور کانون توجهم مثبت نگه دارم

    ایجور الهامات رو دریافت میکنم

    به همین نسبت ایمانم بیشتر میشه

    و قدرت توکل به الله بیشتر میشه

    البته من اینو در دوره لیاقت درک کردم

    با وجود اینکه تو تمام فایل ها از این قوانین استاد میگن

    اما تمرین ها

    و اینکه خودت میشی معلم خودت یه معلم دلسوز و مهربان

    یاد میگیری چطور نهادینه ش کنی

    همش خودتو مرور میکنی

    و هرروز بهتر میشی

    اونم با حال خوب این کارو انجام میدی

    و نتیجه ش همون توکل میشه

    باور دارم مسیرم درسته و این اشتیاق به بهبودی و صلحی ک با خودم پیدا کردم

    راهمو هموار کرده

    وقتی اتفاق ناجالب بیفته

    میدونم از فرکانس خودم بوده ولی دیگه سرزنش نمیکنم درسشو میگیرم

    میدونم خداوندم مراقبمه و برام خیره

    خدای من هزاران بار شکرت

    عاشقتم

    عاشق خودم

    عاشق همتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 518 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خدایی که همه چیزم از آن اوست

    سلام و احترام به استاد عزیزم و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان توحیدی ام

    چققد جالب من قبل از ورودم به سایت استاد عباس منش گفته بودم که با چهار استاد دوره داشتم و آخرین استاد اقای عرشیانی فر بودن و من توی همین سایت متوجه شدم که ایشون از شاگردان استاد عباسمنش بودن…. و چققد این طی کردن تکامل من جالب بود برام الان که نگاه میکنم به دوره هایی که از دوستانی که تهیه کرده بودم تا رسیدم به خود استاد عباسمنش …. یادمه آخرین دوره ای که از اقای عرشیانی فر تهیه کرده بودم رزق سحرگاهی بود به مدت چهل روز و بعد از اتمام اون دوره من طرز عجیبی وارد سایت استاد عباسمنش شدم و‌جالبه بدونید من استاد عباسمنش رو اسمشون رو دقیقا همون تایم و زمانی شنیدم که اسم اقای عرشیانی فر رو …. ولی باز خداوند به من اجازه ی ورود به سایت استاد رو نداده بود چون وارد سایت اقای عرشیانی فر شدم و خلاصه تکاملم رو طی کردم تا رسیدم به استادم جان جانان استاد عباسمنش….مرررسی استادم برای اینهمه انرژی مثبت در سایتتون که هر چی جلوتر میرم مطمئنتر میشم که خداوند دوست داره منو هدایتم کنه دوست داره من بشم همون بنده ای که خودش میخواد …. استاد عزیزم من آرامش و حس فوق العاده ام رو از شما دارم البته شرک مخفی محسوب نشه چون خدا میدونه منظورم از این حرف چیه….شما یکی از دستان خدا بودید روی زمین برای من …. خدایا شکرت که منو‌ لایق دونستی تا بشم یکی از بنده های خوبت که باورت داره بهت ایمان داره بهت اعتماد داره …. خداجونم خییلی دوستت دارم …. من عااششقتمم که همه ی شرایط رو برام فراهم میکنی تا من به خواسته هام برسم … خدایا شکرت ….. خدایا خیییلی دوستت دارم ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مهناز جوزمی گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    سلام گرم من به استاد بزرگ و عزیزم آقای عباس منش و بانوی گرامی مریم خانوم.

    داشتم قران میخوندم آنقدر ترجمعه این سوره قشنگ بود که قلبم بهم گفت بیا اینجا وترجمعه اش رو بنویس .

    خداوند قسم میخوره به خورشیدش وگسترش روشنی اش _قسم میخوره به ماه که در پی آن برآید- قسم میخوره به شب -قسم میخوره به روز -قسم میخوره به آسمان و کسی که آن را برپا کرد-قسم می خوره به زمین و کسی که او را گستراند –

    خداوند 6 بار قسم میخوره تا یه چیز خیلی مهمی بگه

    و قسم به نفس و آنکه او را درست و نیکو نمود

    یعنی خداوند نفس ما رو پاک و نیکو آفریده وبعد در ادامه ایه میگه

    و پلیدی و پرهیزکاری به او الهام میکنیم حالا تد انتخاب کن اگه پرهیزکاری انتخاب کنی رستگار میشی و اگه پلیدی انتخاب کنی نا امید میشی،مثل قوم ثمود .

    و خداوند قسم میخوره به انجیر و زیتون و قسم میخوره به طور سینا قسم میخوره به خانه ی خودش مکه که بگه ما انسان رو در نیکو ترین نظم و اعتدال و ارزش آفریدیم و(چراااااا) بعضی ها در حالت پست‌ترین پستان بازمی‌گرداندیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 2487 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام استاد عزیزم

    خواستم بگم خدا چقدر قشنگ و تکاملی مارو هدایت میکنه همینجور که شما بارها بارها گفتید

    و من همین تکامل هم توی مسیر و روند زندگیم درکش کردم

    راستش من قشنگ متوجه میشم که درکم از حرفاتون با سال قبل متفاوت شده

    منی که عجله داشتم بدو بدو ازاین قوانین و فایل ها نتیجه بگیرم ،یجوری انگار تمرین ها برام جادو کنن و نهایت سر یک ماه زندگیم تو هر ابعادی زیرو رو بشه الان خیلی درک بهتر و عمیق تری نسبت به سال قبل دارم که این خودش نشون دهنده تکامل

    روندی که برای حتی پیامبر هاهم بوده

    اون هام یک شبه به درجه بالا نرسیدن و یک مسیری و طی کردن و استمرار داشتن و هرردز بهتر و بهتر شدن

    استاد عزیزم طی این تغییرات درونی من خیلی ذهنم باز شد مثل شما که میگید گفتید بابا چرا تو ثروت کمک نمیکنی هدایت نمیکنی منم خسته شدم از تقلاهای منطقی و ذهنم که دست و پا میزدم برای بهبود روابط و کارو پول

    دیگه بریدم گفتم خدایا تو توی درس توی هرچیز دیگه منو هدایت کردی بهم کمک کردی من نمیدونم چجوری اصلا هرراهی با عقل خودم میرم غلط تو بگو

    خلاصه که قدم قدم رسیدم به درک بهترو پیداکردن ترمز ها و باورها و الگو ها و به این نتیجه رسیدم که زینب تو کنترل ذهن نداری

    باید رواین اساسی کارکنی

    کنترل ذهن کلید گنج الهی

    همون که استاد تو هرفایلی محسوس و نامحسوس میگه

    احساس خوب= اتفاق خوب ،سپاسگزاری،دیدن نکات مثبت و…موارد دیگه

    پس اومدم تو دسته بندی های سایت که یک دنیااا از خانوم شایسته عزیز ممنونم بابت این دسته بندی ها

    چون ذهنمم مقاومت میکرد تا چندوقت پیش که من باید محصول بخرم گفتم حرفای استاد اصل و اساسش یکی اینا رایگانن به معنی بی ارزش نیستن

    اینا هدیه هستن هدیه هایی که گرون و با ارزشن باید برای تشکر از استاد صدهزار بار دیده و شنیده بشن ،پس اسمش گذاشتم تو دفترم دوره طلایی کنترل ذهن و باخودم گفتم قطعا تا پایان دوره من خیلی بهترو بهتر میشه کنترل ذهنم

    اصلا شروع همین دوره طلایی کنترل ذهن باعث کنترل ذهنم شد که با نجواهای زیادی بجنگم که قبلا سرپوش میزاشتم و توجه نمیکردم بهشون

    ازاخر فایل هارو شروع کردم فایل هارو قبلا گوش دادم و شنیدم اما اینبار جور دیگه میفهمم

    اخر هر فایل برا خودم از دل حرفاتون تمرین درمیارم

    اینقدر تو این مدت تلنگرای بزرگی خوردم و این تسلیم شدن و رها کردن همه چیز اینکه رفتم تو دل ترسام ،اینکه شجاعت بخرج دادم برای خواسته هام بها بدم و اینکه ایده ای که میادو بگم فقط چشم حتی بااینکه نمیدونم قرار چی بشه

    باورم نمیشه چقدر تعهدم نسبت به سال قبل محکم تر ایمانم بیشتر

    و چقدر هرروز خدا بهم فایلیو میرسونه وگوش میدم که ذهنم درگیر اون حرف

    کنترل ذهن خیلی سخته استاد

    اینکه من نمیدونم قرار دوهفته یک ماه شش ماه یک سال دیگه چی میشه نمیدونم ترک دانشگاه شروع کسب و کار امید به بهبود رابطم این کارا درست میشه یانه ولی باید به این فکر کنم که خالق زندگی خودم هستم و هر لحظه افسار ذهنمو بکشم

    هرلحظه باخدا حرف بزنم ،دقیقا شبیه بچگیام شدم میام تو اتاق درو میبندم باخدا حرف میزنم

    قدم میزنم با خود درونم با خدای خودم حرف میزنم

    خدارو شکر واقعا

    تااینجا خودمو تحسین میکنم

    تا اینجا به خودم باریکلا میگم

    و دوباره تعهدمو تازه میکنم و محکم تر میکنم

    من استمرار میدم این راه و این مسیرو

    من سپاسگزاری میکنم

    من با خدای خودم خلوت میکنم

    من زیبایی هارو تحسین میکنم

    و مثل شکارچی دنبال نکات مثبت میگردم

    قطعا من حرف شمارو باور میکنم

    قطعا همچین اتفاقی میوفته که خوب میشه

    من باور دارم تکاملو

    اینکه همون لحظه آنی نتیجه نمیاد ولی قطعا من ثابت بشه مدارم حالم ایمانم قطعا قطعا نتایج آروم آروم میاد

    بشرط استمرار

    بشرط ایمان

    خدارو شکر بابت شما استاد عزیزم

    ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2072 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم

    سلام خدمت استاد عرشیان فر

    من از استاد عرشیان فر تشکر میکنم به خاطر مطرح کردن سوالات خوب و بحث های خوبش که باعث میشه مطالب عالی مثل یک

    گنج گفته شود و هزاران هزار انسان از اونها استفاده کنند.

    من هم همیشه هر وقت به الهامات گوش کردم چقدر معجزه دیدم در زندگی ام ولی هر وقت ترسها اومد سراغم و به نجواها گوش دادم ضربه خوردم

    ولی انصافا اون وقت هایی که حرف ذهن را گوش دادم اصلا نمیدونستم که این صدای شیطان هست ولی بعدش که نتیجه خراب شد فهمیدم

    ولی الان یاد گرفتم در هر لحظه از زندگی ام که می‌خواهم قدم بردارم این سوال از خودم بپرسم که این نجواهای شیطان هست یا که نه صدای قلبمه که همان صدای خداست

    اینطوری بهتر میتونم بهش اعتماد کنم و مسیر درست را برم

    استاد درست همین امروز صبح زود چشمم را که از خواب باز کردم یه فکری اومد در ذهنم که داشت من را نگران‌تر می‌کرد و حس ترس و دلهره به من داد زود به خودم گفتم این چه فکریه و سریع استپ کردم و نگذاشتم ادامه بده

    زود آمدم توی سایت و این فایل را گوش کردم

    باورم نمیشه خدا داشت با من حرف می‌زد

    خدا به من خیلی واضح گفت اون فکرهایی که صبح اومد به سراغت فقط و فقط نجواهای شیطان بود

    و من واقعا این را درک کردم و فهمیدم

    و درست وسط فایل توقف کردم و با خودم صحبت کردم

    گفتم فرزانه دیدی اون فکرها همه اش نجواهای شیطان بود و به محض اینکه تو شناختیش و ادامه ندادی خداوند تو را هدایت کرد

    استاد اشکم در آومد

    چقدر خدا ما رو دوست داره

    و چقدر در هر لحظه داره هدایتمون میکنه

    استاد همیشه شما می گویید که همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم که اونم بستگی به خودمون داره که چقدر باورش داریم و چقدر بهش ایمان داریم

    خدایا ازت ممنونم

    خدایا من چگونه شکر نعمتهایت و شکر خودت را به جا آورم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از خودت یاری میطلبم

    خدایا من هر آنچه که دارم از آن توست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1536 روز

    سلام به استاد عزیز و دوسداشتنی

    این سری فایلها خودش به تنهایی یه دوره بود و عجیب با هر بار گوش دادنش ولع آدم بیشتر میشه برای گوش دادن بیشتر و درک بهتر قوانین

    داشتم کامنت منتخب میخوندم متوجه موردی شدم و گفتم اینجا بنویسم که شاید موضوع بازتر بشه و قشنگتر بشه برام

    بحث هدایت و اینکه زمانی ما به هدایت الله دست پیدا میکنیم که آرامش داشته باشیم ،بحثی بود که من مقاومت زیادی برای درکش نداشتم حتی زمانی که با این مباحث آشنا نبودم ،چون بارها توی شرایط بد تصمیمهای گرفتم که بصورت واضح قبلم باهام حرف میزد و میگفت نکن اینکارو ولی من گوش نکردم و با حال بد انجامش دادم نتیجه آخرشم مشخص بود و چیزی جز پشیمونی برای من نداشت و برعکسش بارها میرفتم روی معامله ای که منطقش این بود نباید انجام بشه و قلبم بهم میگفت انجام بده و خیلی راضی بودم ازش

    وقتی این مباحث از زبون شما شنیدم و قلبم تاییدش کرد ،انگار یه جدالی بین قلب مغز من شکل گرفت ،یعنی مغز من میخواست این احساس خوب و اتفاقات خوب یه جوری به چالش بکشونه وه درکش نکنم و بارها حتی حال بد منو توی شرایط مختلف جوری نشون میداد که انگار حالم خوبه و الان قلب که داره باهام حرف میزنه

    من توی این موضوع یکم مشکل داشتم و هنوزم حس میکنم نتونستم به این الگو برسم که کجا بهترین تصمیم بگیرم ،البته با تمرینهای که داشتم یعنی مدیتیشن کردن ،باورهای خوب قرانی مخصوصا داستنهای پیامبران شنیدن و کنترل وردیهام و ورودیهای خوب به خودم دادن ،خوندن کامنتها ….

    خیلی بهتر شدم و گاهی اینقدر واضح خدا باهام حرف میزنه که یه سکوت و آرامش مطلقی توی وجودم میچرخه و میفهمم که این خداوند که با من حرف زده ،یا وقتی درگیر یه مسائلیم بواسطه کسی بهم یه نشونه میده که از زبون اون میشنونم و با ایمان انجامش میدم میبینم که نتیجش عالی شده

    خلاصه میخوام اینو بگم که الان زبون خداوند بهتر درک میکنم ولی هنوز خیلی کار دارم و این فایلها و صحبتهای شما استاد عزیز واقعا مسیرهای ذهنی منو عوض کرده

    استاد عزیزم نمیدونم عجولم یا اشتیاق دارم و همین موضوع باعث میشه بعضی وقتا بدجور سر دوراهی بمونم ،بعضی وقتا اینقدر یه الهام و ایده بهم شوق و ذوق میده که سر از ما نمیشناسم که انجامش بدم ولی وقتی که میرم انجامش میدم و میبنم نتیجه دلخواهم ازش نگرفتم اولش خیلی گیج میشم ،اما با خوندن کامنت منتخب فهمیدم که اون ایده رو باید انجام میدادم و نمیچسبیدم بهش و منتظر ایده بعدی بمونم ،چون ایده ای که به ظاهر نتیجه نداد تیکه پازلی بود که باید انجامش میدادم برای ایده جدید و مهم فهمیدن الهام و انجام دادنش

    شپاشگزارم از شما استاد بی نهایت دوسداشتنی و آگاهم …

    هر کجا هستین در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1488 روز

    سلام استاد مهربان

    سلام به دوستان عالی خودم

    استاد در همه فایل ها و همه صحبت های خودش به این نکته اشاره دارند و آن این است که در همه شرایط و در همه احوال حال خودم را خوب نگه دارم

    در شرایط بد و اتفاقات ناگوار زندگی خودم بتوانم ذهن خودم را کنترل کنم

    بتوانم روی خودم مسلط باشم

    بتوانم به خودم این را بگویم که این تضاد و این مسئله و این مشکل چه نکته ای برای من دارد و زمانی که آرام باشم و این درس را بگیرم بی شک من به موفقیت و پیروزی و آرامش خواهم رسید

    چقدر جالب

    زمانی که حالم خوب باشد الهامات خداوند به قلب من وارد می شود

    این الهامات باعث آرامش من می شود

    حال من را خوب می کند

    یک جور دلم را قرص و محکم می کند

    واقعا دل به خدای خودم سپردن و از او کمک گرفتن و به او تکیه کردن هیچ چیزی جر آن ندارد که آرامش نصیب زندگی من می شود

    این فایل را باید بارهای بار گوش بدهم

    واقعا چقدر درس و چه حرف ها و چه نکته هایی در آن وجود دارد

    مهمترین حرف این فایل و این گفتگو داشتن حال خوب و آرامش داشتن است

    با این حال خوب و احساس خوب داشتن می توان براحتی و آسانی از الهامات و ایده های خداوند که به قلب من وارد می شود آنوقت استفاده کرد

    سپاس از خدای خوبی ها

    هر چه حس و حال من خوبتر باشد زندگی برای من شیرین تر و راحت تر و روان تر و آسان تر می شود

    خداوند همیشه در حال هدایت کردن به من است

    خداوند همیشه در حال گفتن راه درست به من است

    زمانی من می توانم این هدایت ها و این الهامات و ایده ها را بشنوم زمانی است که حال من خوب باشد

    آرامش داشته باشم

    حالم خوب باشد

    احساسم خوب باشد

    آنوقت است که این هدایت ها را که همیشه به قلب من وارد می شده است را می توانم بشنوم

    عمل کردن به آن هدایت ها بی شک من را موفق و موفق تر خواهد کرد

    این نکته را باید بدانم که عمل کردن به هدایت ها و الهامات فقط نیازمند کمی جرات است و شهامت می خواهد

    فقط همین

    واقعا ممنونم استاد بخاطر این فایل که تمام آن پر از نکته است و پر از حس و حال خوب

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1659 روز

    خدایا شکرت

    سلام به استاد عزیز و بی نظیرم و همه عزیزان همراه

    چقدر این فایل فوق العاده ست و ارزش بارها دیدن رو داره .

    چندین ماه اخیر با مفهوم هدایت الله بیشتر آشنا شدم بعد خریدن دوره 12 قدم و چندین تصمیم هدایتی گرفتم و از همه شون شگفت زده شدم .

    گر چه قبلنا این قانون رو میدونستم و یه چیزی درباره تسلیم شدن شنیده بودم و حتی آشنا شدن با استاد عزیزم همینطور هدایتی پیش اومد دقیقا همونجا که من از همه جا بریده بودم و راه به جایی نداشتم سر به آسمون بلند کردم و گفتم خدایا من تسلیمم من بریدم جز تو راه به جایی ندارم تو منو کمک کن . دقیقا چند دقیقه بعدش خدا دست منو گذاشت توی دست خانواده بزرگم و با استاد و کلیپ های استاد آشنا شدم که بزرگترین هدیه الله به من بود . اما اون زمان واقعا له بودم و تا آخرین مرحله جنگیده بودم .اما الان به لطف الله مهربانم در بهترین حالم از خدا هدایت می‌طلبم چون می‌دونم جز خدا هیچ یار و یاور واقعی ندارم و خداست که برای من کافیست .

    این روزا سخت ترین روزهای عمرم رو میگذرونم

    اما دلم خیلی آرومه به لطف الله مهربانم .

    خدا رو شاکرم بابت بهترین روزهایی که با اطمینان قلبی به هدایت پروردگارم رو میگذرونم و می‌دونم خوشبختی عظیمی در انتظار مه .

    دلم پر از شور و شعفه که خدا همراه منه و بارها توی همین شبا خواب دیدم که یه صدایی بهم میگه من برای تو بهترین وکیلم و من کافی هستم.

    الهی شکرت که خودت هوامو داری و واسم معجزه ها در راه داری خدایا شکرت .

    استاد بمونی برامون سالهای سال در اوج خوشبختی و سلامتی انشاالله .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 976 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    به نام رب العالمین

    به نام یکتای بی‌همتا

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیزم، مریم عزیز و همه‌ی دوستان نازنینم

    استاااااد

    استاااااد جانم چی بگم از اقیانوس آگاهی‌های ناب این فایل

    اصن فایل‌های گفتگوی شما با استاد عرشیانفر برای من یک گنجینه‌ست

    بی نهایت سپاسگزارم

    ——————————————————-

    همین تازگیا من دو تا پیشنهاد شروع رابطه‌ی عاطفی داشتم که قبول نکردم افراد خوبی بودن اما نه اونی که من میخوام

    منم که از استانداردهام پایین نیومدم

    حقیقتن اولی رو راحت تر رد کردم ولی دومی دو به شک شدم تحت تاثیر حرف بقیه و …دچار شرک شدم و صدای ذهنم بلند شده بود

    یکشنبه 16 اردیبهشت بعد از برگشت از مراسم دانشگاه ( اولین شب اسوه)

    احساس سنگینی کردم، قلبم بهم گفت باید با خدای درونت خلوت کنی

    اول رفتم کار‌های قبل خواب رو انجام دادم و ساعت 12 شب رفتم توی حیاط زیر نم نم بارون قدم زدم و با صدای بلند با خدای درونم حرف زدم

    شما گفتین وقتی خدا میبینه که این بنده‌اش مبخواد که بهش یک قدم نزدیک شه اون چند قدم براش بر می‌داره، من اینو تجربه کردم وقتی یه ذره تلاش کردم احساسمو خوب کنم بقیه کارها و خدا پیش برد

    از اول تا آخر خداست که انجام میده

    ولی توعم باید نشون بدی که چیو میخوای؟؟؟

    انقدر احساس سنگینی کردم که رسیدم به نقطه‌ی تسلیم,,,

    گفتم خدایا تو پدرمی، تو مادرمی، من که خواهر ندارم تو خواهرمی، تو همه کسمی، تو وکیل من باش، تو حامی من باش، تو یار عزیزتر از جان من باش، خودمو به تو میسپارم ، زندگیمو به تو میسپارم ، آینده‌مو به تو میسپارم

    نه میتونم روی بقیه حساب کنم نه روی عقل ناقص خودم، نه بلدم تصمیم بگیرم، نه بلدم انتخاب کنم، نه توانشو دارم که بدون مشورت تو راه درستو برم، نه زورشو دارم که احساسمو خوب کنم، نه پوستم کلفته که به حرفت گوش ندم به حرف ذهنم گوش بدم و هی اشتباه کنم بعد چک و لگدشو بخورم….

    من تسلیمم ای که مرا خوانده‌ای راه نشانم بده

    حتی اگه تو حالیم نکنی اصلن نمیفهمم که این نشانه‌ست یا نه یا چی داره میگه

    بابا بزار خلاصه کنم: من هیچیییییی حالیم نیسسست نقطه سر خط. اگه تو هدایتم نکنی گم میشم

    رهبری زندگیمو به دست تو می‌سپارم

    &

    ——————-

    آقا بعدش انقدر احساسم خوب شد و سبک شدم انگار همون گاری زنگ زده شیطان ذهن که به کمرم بسته بود وا شد

    رااااااحت شدم وقتی خودمو کنار کشیدم و قبول کردم که ناتوانم و اجازه دادم خدا بیاد وسط معرکه

    باووووورم نمیشد!!!! خدا یک ترمزاییو نشونم داد که تا قبل از تسلیم شدن نمیدیدم که چطور پامو محکم روشون فشار می‌دادم

    ترمزم بر میگشت به شرک مخفی

    به کمبود

    الشیطان یعدکم الفقر

    شیطانه که داره شما رو به کمبود دعوت میکنه

    شرک عامل بدبختیه انسانه

    انقدر مخفی بود که خبر نداشتم با دست خودم دارم چی به وجود میارم!

    خدا نجاتم داد

    منو به خودم آورد

    رفتم توی دفترم نوشتم و از خدا سپاسگزاری کردم که هم ترمز و هم راه حل تبدیل اون به گاز رو نشونم داد

    بهم فهموند که این نشانه‌ها اومدن که فراوانی رو نشونم بدن و بگن زهرا اگر این، این ، این، رو دیدی که خواسته‌ات بود بدون که جهان و خداوند داره بهت میگه بازم هستند کسانی که ویژگی‌هایی که تو میخوای رو دارند تو فقط روی خودت و احساس لیاقت و عزت نفست کار کن

    و چه درس های خوبی خدا بهم آموخت

    خدایا مچکرم

    خدایا شکرت

    الحمدالله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    لیلی گفته:
    مدت عضویت: 660 روز

    سلام استاد عزیزم

    من حدود یک ماه هست که دو تا از درس های شما رو دارم هم زمان جلو میبرم 12 قدم و قانون آفرینش که هر دو گام اول هستم

    استاد من از رشته تحصیلی خودم و کار مرتبط باهاش که سالیان پیش انجام میدادم اومدم بیرون

    چون وقتی تو محیط کار قرار گرفتم اصلا دوسش نداشتم و به این نتیجه رسیدم که من نمیتونم برای کسی کار کنم و باید بیزینس شخصی خودم رو داشته باشم

    مدت ها از خدا هدایت میخواستم شبانه روز و خیلی ناراحت بودم البته کارم خیلی خوب بود و خیلی با دقت فراوان انجام میدادم طوری که همکاران سابقه دارم میگفتن انگار ده ساله که سابقه کار داری

    و من از قوانین چیزی نمیدونستم از اینکه حالم خوب باید باشه

    ولی یک الهامی به من شد که اگر میخوای از این کار بیای بیرون باید به عاااالی ترین شکل ممکن اینجا کار کنی و صدت رو بذاری این کلید این قفل هست و من با کمال میل انجام دادم البته شخصیتم هم همینطور هست کار درست در زمان درست

    بعد از مدت ها به پیشنهاد یکی از اقوام من هدایت شدم به یک شغل که با اون خانم شریک بشم

    و مدت کوتاهی نشد که من سر یه مسئله پیش پا افتاده با رئیس اون بخش بحثم شد که یکی از پرسنل باعثش شده بود منم دیگه نرفتم ‌هر چی زنگ زدن گفتم دیگه سر اون کار نمیام از جاهای مختلف تو همون رشته به من پیشنهاد های عالی شد ولی من قبول نکردم

    من تو این مدت 7 میلیون جمع کرده بودم که گذاشته بودم بانک و 21 میلیون گرفته بودم و وقتی پول رو گرفتم به یک نفر که نیاز داشت قرض دادم و وقتی برگردوند تقریبا بازپرداختش تموم شده بود

    استاد من بیزینس خودم رو با اون پول شروع کردم

    مجبور بودم برم خارج از کشور و اونجا خرید کنم هیچ جا رو بلد نبودم زبانشون رو بلد نبودم صفر مطلق ولی یه هیجانی داشتم که اصلا مهم نبود خرید کردم و به مدت کوتاهی دو برابر خریدم رو فروش انجام دادم منم مثل شما خودم پوستر چسبوندم خودم تراکت پخش کردم و ادامه دادم استاد داستانش خیلی طولانی هست ؛ من که درآمد خوبی داشتم به خاطر اینکه سرمایم کم نشه دست به پول فروش نمیزدم ، استاد من تو شغل خودم اگر از جای دیگه ای برای یک روز میرفتم سر کار بهم 400 هزار تومن پول میدادن اون موقع دلار زیر هزار تومن بود و من الان که این بیزینس رو راه انداخته بودم هیچ پولی نداشتم و مثل یک نوزاد از این بیزینس نگه داری میکردم و مثل یه مادر هر چی داشتم میریختم توی کار خیلی شرایط سختی برام بود

    من وارد تولید شدم بعد از جای اولم که کوچیک بود یه مغازه کوچیک گرفتم تو یکی از پاساژ های خوب شمال تهران و بعد چند ماه رفتم تو بزرگ‌ترین مغازه اون پاساژ البته شریک داشتم و بعد چند سال تحمل زور گویی های شریکم همه چی رو دادم و اومدم تو یکی از بهترین مال های تهران با متراژ بسیار بزرگ ولی مسیر خیلییی سختی بود و من هر روز پیش رفت کردم یه کارگاه اجاره کردم

    استاد من طراح هم هستم و چون پولی نداشتم که کارگاه بزنم از خدا خواستم که مدلی طراحی کنم که بتونم پول کارگاه و وسایل رو جور کنم استاد مدلی طراحی کردم که مردم سف کشیدن و من تو مدت کوتاه سیصد میلیون فروختم کارگاه اجاره کردم تمام وسایل رو نو خریدم ولی مواد اولیه نداشتم کمتر از یک سال من طبقه بالای اون ساختمون رو هم اجاره کردم بعد از مدتی یه کارگاه دیگه هم گرفتم و پرسنلم به 40 نفر رسید

    استاد من روزانه بالای 100 میلیون درآمد داشتم و مینوشتم برای 500 میلیون البته بگم درونم یه وقتایی آروم بود و یه وقتایی نه فکر میکردم آدم موفق آدمی هست که سرش شلوغه مشغول حل مسئله هست و تو این مسیر بودم ولی همه چی خوب پیش میرفت

    استاد خیلی چالش پیش اومد و حل کردم

    ناگهان به پیج کاریم ایراد گرفتن مجبور به پاک کردن عکس تمام محصولاتم شدم دفعه اول گفتم اشکال نداره و من درستش میکنم دفعه دوم سر خورده شدم دفعه سوم که باز هم ایراد گرفتن من دیگه باختم

    دیگه اون دختر پر شور خبری نبود هر چی بیشتر تلاش میکردم اون کمتر میومد بالا

    و دری از جهنم باز شد و سیلی از اتفاقات بد آدم های بد اومدن استاد از در و دیوار بلا میومد واقعا باور نکردنی سیل اتفاقات عجیب دشمنی های عجیب

    و من یک سال نتونستم تولید کنم با چنگ و دندون بیزینس رو حفظ کردم یک سال افسرده بودم دو تا مشاور میرفتم هم زمان در حالت عادی از شدت استرس ضربان قلبم به شدت بالا میرفت من خیلی فعال بودم خیلییی کار میکردم خدا ترمزم رو کشید گفت این زندگی نیست باید آروم باشی من که با تعجب آدم های توی کافه رو نگاه میکردم میگفتم اینا چقدر بیکارن یا میشه منم یه روزی تو کافه ها بنشینم ؟ یک سال تو کافه ها بودم و فکر میکردم و مینوشتم کم کم بهتر شدم

    آدم های سمی کم شدن آروم شدم و

    دوباره نیروهای جدید استخدام کردم این سری همشون انسان هایی عالی اصلا بعضی هاشون معجزه وار وارد شدن بدون تلاش من قبلش کارگاه هم رو عوض کردم و تمام جزئیات کارگاه رو نوشتم و با یه قیمت عالی اجاره کردم البته کلی باز سازی داشت در حین بازسازی هم گیر چند تا آدم بد افتادم ولی تموم شد مسئله هاشون و سه طبقه کارگاه منظم قشنگ دارم

    ولی فروشم تکون نمیخورد من یک ماهه آموزش ها رو گوش میدم حدود 80 درصد وقتمو

    من تو این یک سال فهمیدم خدا میخواست آزادی زمانی رو به من یاد بده و من تازه درکش کردم انقدر تیمم خوبن که نیاز به حضور من خیلی خیلی کم شده

    من 600 میلیون بدهی دارم و این برای درآمد من رقمی نیست ولی استاد این مدت فروش من به شدت کم شده یعنی بارها و بارها حساب من صفر مطلق شده و معجزه وار پرداختی ها رو انجام دادم ولی وجود بدهی روی من سنگینی می‌کرد

    البته اینم بگم یک سالی که تولید نداشتم 1/5 میلیارد بدهیم رو دادم و 2 میلیارد هم پس انداز کردم که با توجه به فروش قبلم رقمی نبود ولی خیلی خوشحال بودم

    دیروز از فشار بدهی ها با اینکه اصلا به من فشار نیاوردن و حتی زنگ هم نزدن خیلی حالم بد شد و من دو روز افتادم تو تخت خیلی امروز گریه کردم نمیتونستم فرکانسمو حفظ کنم البته مدل گریم از غم و خشم نبود از روی تسلیم و گرفتن راه کار بود و گفتم من این جوری نمیخوام این فروش و این شرایط مالی و این فشار رو نمیخوام من بها دادم صبوری کردم الان دیگه بااااااید من فروشم بره بالا رفتم دو تا دستبندم رو فروختم که بدهی هام رو که حدودا یک سوم می‌شد رو بدم و این فشار کمتر بشه گفتم دوباره می‌خرم بهتر و جدید ترشو

    و استاد باور میکنید که امروز بعد مدت ها ما فروش 80 میلیونی رو داشتیم

    وقتی الان بچه ها برام فروش امروز رو فرستادن گفتم باید بنویسم که من اون سبک خواستنم که با ایمان و با جسارت بود.رو امروز دوباره پیداش کردم و همین امروز هم جواب گرفتم

    استاد من خیلی پول ساختم از صفر ولی وقتی نگاه میکنم این حرکتم خوب بوده ولی سینوسی بوده یعنی هر بار یه چیزی اومده و تونسته خرابش کنه

    من میخوام این ترمزم رو از بین ببرم و قاطعانه و متعهدانه بهش عمل میکنم

    من خیلی خلاقیت و توانمندی تو خودم میبینم و بارها. کارهای جهادی کردم این بار جهادم فقط روی ذهنمه

    و همین جا تعهد میدم

    استاد ازتون ممنونم نور و خیر جاری باشه تو زندگیتون

    من هر روز دعاتون میکنم

    فقط یه سوال دارم الان با اینکه 12 قدم و آفرینش رو تازه شروع کردم ثروت 1 رو بگیرم یا بذارم اینا تموم بشن

    ؟!

    ممنونم از حضور شما در زندگی جدیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: