اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود و صد درود خدمت استاد عباسمنش عزیزم و همچنین جناب عرشیانفر
امیدوارم بینطیرر باشید
این فایل در قسمت نشانه امروز من باز شد
خیلی جالب بود (این قسمت سایت “نشانه امروز من” برای من خیلی وقتا تکراری میاره و هرزگاهی بروز میشه و فایل بعدی..) اما این بار قضیه جالب شد
من ازونجایی که خیلی آدم عمیقی هستم و به کلام انسان ها مخصوصا کسایی که قبولشون دارم دقت میکنم..
جمله ای از استاد که همیشه به دنبال این باشید که نقد بخرید و دوری کنید از وام و قرض و اقساط و اینا..
این جمله برای من مقاومت داشت و کمی داره چون پیش خودم میگم اگر بخوام نقد بگیرم چقدر طول میکشه که پولام جمع بشه حقوقم چقدر طول میکشه به اون سطح برسه و…( تو همین نجواهایی که گفتم شما خیلی راحت میتونید باور های محدود کننده از جنس شرک ورزیدن ، قدرت دادن به هرچیزی جز منبع اصلی و.. رو ببینید) با کار کردن روی دوره هم جهت با جریان خداوند من خیلی راحت دارم این موارد رو شناسایی و اصلاح میکنم و با خودم بستم که دیگه هیچ وقت شرک نورزم و یکی از باور های توحیدی قوی رو بصورت جهادی در خودم ایجاد کنم و اون هم همین کافی بودن خداست
خلاصه من دیشب در حال گوش دادن و خوندن کامنت ها بودم که یهو انگار کار کردن روی خودم جواب داد و دقیقا مقاومتم سر نقدی خریدن برداشته شد
انگار ی حسی بهم گفت این همون کاریه که تو باید انجام بدی تا اون جهش مالی که میخوای تجربه کنی رو بدست بیاری
(من میخوام ی لبتاب گیمری بخرم برای کارم که قدرت پردازش بالایی داشته باشه قیمتش 70 تومن هست ، از دم قسط هم میتونم بخرمش! ولی میخوام قیدشو بزنم و نقد برم سراغش)
سر مهمترین باوری که برام پذیرشش سخت بود میخوام قمار کنم و حس میکنم این مهمترین قمار زندگیمه که خدا از قبل کار رو برای من درآورده و فقط کافیه من شروع به بازی کنم..
امروز 12 فروردین 1404 هستش و امسال سالیه که اعتماد به خدا و الهاماتش برام باید مهمترین اولویت رو داشته باشه
سلام استاد عزیزم خدارو شکر برای این هدایت الهی امروز همش دنبال این بودم که خدا از دوراهی که توش هستم منو دربیاره و یه پیشنهاد کاری داشتم که شک داشتم و عقلم مغزم و حسم میگفت قبول نکن اما دیشب که ستاره قطبی مونوشتم دیدم درخواستم اینبوده که خدا دستهاشو برای موفقیتم بفرسته و به شک افتادم اکا هرچی قران باز میکردم نمیفهمیدم حرف خدارو
تا اومدم سایت گفتم خدایا خودت جوابمو بده
بعد سرچ کردم که چطور هدایت خدارو بفهمیم
و با چندتا کامنت جوابمو از نظر خودم گرفتم بعد اومدم که یه فایل رو که بچه ها معرفی کردن توی کامنت ها سرچ کنم که توحیدم قوی بشه اما هدایت شدم له این چندتا فایل و برای چندمین بار ابن فایلهاروشنیدن
خدا گفت جایگاه من در قلب توعه و قلب به معنای قلب تو سینه ت نیس قلب جاییه که الهامات رو ذریافت میکنی و اگه ارام نبلشی حالت خوب نباشه قلبت الهامات رو نمیگیره چون رو موجش تنظیم نشدی
خدا گفت مغزت جایگاه نجواس اون مغزته که تا پیشنهاد خوبی میشه شروع میکنه میگه اینم مثل قبلیه نکنه اینجوری باشه نکنه پول ندن نکنه ادم خوبی نباشه نکنه فلان باشه وووو
خدا وشکر میکنم که انقدر درک منو بالا برده که فایلهایی که چند بار گوش دادم رو الان جور دیگه ای شنیدم
من امروز درخواست کردم از خدا که بتونم اموزش هارو تمام و کمال یاد بگیرم و بفهمم و خدا انجامش داد
نمیدونم چقدر خودم میتونم این صحبت هارو درک کنم چقدر میتونم در عمل پیاده سازی کنم( همونجایی که خدا در اون شرایط خاص از دنیا رفتن فرزندشون بهش گفته مگه توی سمینار از ابراهیم نمیگفتی بیا اینجا عمل اونجا که کاری نداره) از خدای بزرگ میخوام مارو هدایت کنه به راه راست به راه کسانی که بهشون، توحید، ایمان، آرامش، ثروت،سلامتی، و دریک کلام حال خوب داده که بتونیم از جایگاه قلب بتونیم الهامات رو بشنویم و بعد بتونیم اعتماد کنیم بعد هم عمل کنیم حرکت کنیم در اون مسیر الهامات، واقعا چقدر میتونیم به خداوند اعتماد داشته باشیم ؟
کسانی که به غیب ایمان دارند همین باشه یکی از موارد غیب شاید همین اتفاقات ناخواسته ایی باشه که ماها نمیدونیم چی قراره بشه برامون تهش اما وقتی اعتماد به خداوندی که میفرماید هیچ گاه به بنده ایی ظلم و ستمی نمیکنه که سراسر خوبی و خیره، میتونه یکی از بهترین باورهاهمین باشه به خدای بزرگ توی تمامی موارد در زندگی اعتماد کنیم، توی کسب و کار، توی امور ازدواج، فرزند و … واقعا وقتی زندگی رو نگاه میکنیم چطور میشه توی این جهان دو قطبی پر از شرایط و اتفاقات بدون اعتماد به خداوند حال خودمون رو خوب نگه داریم ؟
امیدوارم بتونیم به خوبی بندگی خداوند روکنیم مایی که زندگیمون، نفس کشیدنمون در دست پر مهر مهربانترین و دلسوزترینه اونم خدای بزرگ. الهی شکرت
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و سلام به اعضای دوست داشتنی سایت….
چقدر این نحوه صحبت کردنتو دوست دارم استاد…با ایمان ، قدرتمند، مصمم صحبت میکنید..به دور از حاشیه…به دور از هر نکته منفی…از کلماتی استفاده میکنید که بار مثبت و حال خوب به آدم انتقال میده حتی اگر اون کلمه به ظاهر منفی باشه اما وقتی شما به زبون میاریش احساس خوب به آدم انتقال میده…اینو بدون اغراق و تعارف میگم….من اینطوری درک میکنم کلماتتون و حرفاتونو….از این شیوایی بیانتون و از این لحن صحبت کردنتون بسیار ازتون سپاسگزارررم…..🥰🥰🥰
وقتی در ادامه بحث کنترل ذهن و بهتر کردن احساساتمون در مواجه به تضادها و ناخواسته های زندگی به داستان آقای عشق یار اشاره کردین که در دوره دوازده قدم هم در مورد این الگوی عالی صحبت کرده بودین دوباره به یادم آوردین که یک انسان تا چه حد میتونه و قدرتشو داره که ذهنشو کنترل کنه…قدرتی که خداوند به ما داده…چه قدرتی…چه توانایی ….اونوقت من ، شخص خودمو میگم یه وقتایی با اینکه قانون احساس خوب =اتفاقات خوب و احساس بد =اتفاقات بد رو میدونم وقتی در شرایطی قرار میگیرم که باید سریعا احسامو خوب کنم اینکارو انجام نمیدم و با علم به اینکه اگر احساسمو خوب نکنم اتفاقات بدی برام رخ میده توی اون شرایط بد میمونم و ادامه میدم…به قول قرآن به خودم ظلم میکنم…اگاهانه…..و چقدر این رفتار من احمقانست..با وجود دونستن قانون…
خیلی خیلی راه مونده تا درک کنم قانون جهان هستی رو….باید یاد بگیرم عمل کردن به قانون رو….باید در زندگیم اجرا کنم…..یه جاهایی خوب از قانون استفاده کردم ..بخوام مثال بزنم وقتی که ۴ ماه پیش پدرمو از دست دادم خیلی خوب تونستم ذهنمو کنترل کنم ….و وقتی الان بر میگردم نگاه میکنم به اون موقع که ببینم چه چیزی کمک کرد به این کنترل ذهن میبینم همین صحبت های قلبم….همین آموزه ها…شنیدن این حرفها…شنیدن در مورد عملکرد الگوهایی چون شما استاد عزیزم….اقای عشق یار….یا آقای عرشیان فر وقتی که فکر میکنم پدرشون فوت کرده بودن و ایشون جلسشونو برگزار کردن…اونجوری که خودشون توی صحبتهاشون قبلا گفتن…اینها همه توی ذهن من کاری کردن که منم وقتی با همچین اتفاقی روبه رو شدم بتونم ذهنمو کنترل کنم و سعی کنم احساسمو یه کم بهتر کنم و آروم آروم به احساس خوب برسم…..
در ادامه صحبتهاتون این جمله چقدر به دلم نشست که هدایت وقتی میاد که تو آماده دریافتش باشی….اون نفر فرقی نمیکنه کی باشه …میخواد من باشم یا محمد پیامبر…وقتی آماده دریافتش باشیم دریافت میکنیم…..یادمه چند وقت پیش برای کسب و کارم از خداوند خواستم بهم الهام کنه که چه قدمی رو بردارم،… هرروز منتظر بودم اما جوابی نمیومدد….الان که این فایل رو گوش کردم علتشو متوجه شدم ..اون موقع که من این درخواست رو از خدا داشتم اصلا آماده دریافت نبودم….فرکانسم خوب نبود و فقط ازش میخواستم بهم بگه چکار باید انجام بدم….حالا میفهمم وقتی استاد میگن من بهم الهام میشه و هدایت میشم توی هر کاری…حتی اینکه توی مسیر از کدوم طرف برم از راست خیابون یا از چپ؟ حتی برای انجام دادن کارهای کوچیک روزانه هم از خدا میخوام و میپرسم که هدایتم کنه یعنی چی….
و اینکه ایشون میگن من هرروز روی خودم کار میکنم…فایلهای خودمو هرروز گوش میکنم…یعنی چی….
در واقع استاد به این علت هدایت رو دریافت میکنه….در هر لحظه و برای انجام دادن هر کاری …چون فرکانسش در طول روز بالاست….فرکانسشو بالا نگه میداره با کارکردن هرروزه و متداوم روی خودش و این باعث دریافت الهامات و هدایت ها از طرف خداوند میشه…..اینطوری استاد همیشه آماده دریافت الهامات هست…..🥰🥰🥰
باید خودمونو آماده دریافت الهامات کنیم….و یکی از راه ها اینه که هرروز روی خودمون کار کنیم…..
الگوها رو ببینیم ودر موردشون با خودمون صحبت کنیم….داشتن این سایت و خوندن کامنت های بینظیر بچه ها خودش یک راه موثر هست برای اینکه فرکانس خودمونو بالا ببریم و آماده دریافت الهامات بشیم….
کلا نمد هولاء و هولاء ….خداوند هدایتگر همه هست به سمتی که خودشون بخوان….اگر کسی بخواد بره جهنم ما هدایتش میکنیم و اگر کسی بخواد بره بهشت هم ما هدایتش میکنیم….یعنی اون کسی که مهمه و اصله منم…..من مختارم انتخاب کنم که چیو میخوام….و خداوند مسیر رو برای من باز میکنه….یه جایی استاد گفتن خداوند باز کننده ی مسیره برای ما….
علت تاکید استاد روی این موضوع که شما روی خودتون کار کنید و کاری به بقیه نداشته باشید هم همینه….من خودم و فرکانس هایی که ارسال میکنم اهمیت دارم …این به معنای اهمیت و ارزش قائل نشدن برای دیگران نیستا….همه انسانها در جایگاهی که هستن باارزشن و باید بهشون احترام بگذاریم….اما نکته مهم اینه که من باید تمرکزم روی خودم باشه روی فرکانس هایی که ارسال میکنم باشه….باید سعی کنم خودمو در مدار بالا قرار بدم تا بیشتر هدایت های خداوند رو دریافت کنم….مثل محمد پیامبر که سالی یکماه میرفت توی غار حرا و آرام آرام تکاملشو طی کرد تا به پیامبری مبعوث شد….
یه عمر خطا کردیم…مسیر اشتباه رفتیم و وقتی علتشو ازم پرسیدن گفتیم خدا کمک نکرد…..خدا نخواست….نشد و فقط دنبال مقصر میگشتیم که علت این همه اشتباه رو به اون حواله کنیم در صورتی که خودمون و تنها خودمون مسئول ۱۰۰ درصد شرایط و اتفاقات زندگیمون بودیم و هستیم و خواهیم بود…به قول استاد عزیز ما بینهایت انتخاب داریم….خودمون انتخاب میکنیم چیو میخواییم…..
و در انتهای صحبتتون این جمله چقدر زیبا بود که اون چیزی که ما از خدا دریافت میکنیم به ما بستگی داره….اصل و اساس ما هستیم….خداوند همیشه هست ما باید در مدار دریافت آرامش باشیم…
و راز دریافت این آرامش اینه که من بتونم ذهنمو کنترل کنم ….یه فلش بک بزنم به جلسه اول قدم اول اینکه من ناظر بر افکارم هستم….من باید افسار ذهن چموشمو در دست بگیرم و کنترلش کنم…..
استاد عزیزم بسیار ازتون سپاسگزارم برای این فایل بسیار بسیار آگاهی بخش…..🤗🤗😚😚
درود و ادب خدمت تمام دوستان عزیز خودم، بچههای سایت بزرگ، زیبا و ارزشمندِ عباسمنش. ممنونم از شما استاد، ممنونم از خانم شایسته و ممنونم از تمام بچههایی که اینجا فعالند.
داریم روزهای به ظاهر سختی رو در ایران سپری میکنیم.
ارزش این اطلاعات بیشتر از همیشه برای کسایی که به این اطلاعات بها میدن، مشخص میشه؛ اینکه این اطلاعات چقدر میتونه تفاوت ایجاد کنه و به قول استاد چقدر میتونه دستچین و گلچینی کنه افراد رو . این روزا رزق آسمونیتره.
یه موضوعی که استاد توی این فایل به خوبی بهش اشاره کرد و من این روزا با تمام وجود دارم احساسش میکنم و سعی میکنم آگاهیم بره اون سمتی که احساسش کنم، اینه که زمانهایی که الهام دریافت میکنم و زمانهایی که به شهود میرسم، زمانهایی هست که انتخاب میکنم توجهاتمو نبرم سمت اخبار. و برعکسشم هست؛ روزایی رو میبینم که توجهاتم سمت اخباره و توی چنان مومنتوم منفیای میافتم که نه تنها [حالم بد] شد، بلکه باید کاری کنم که از اون احساس بد خارج بشم.
و اونجاست که به خودم میگم: «امید! نوش جونت، نوش جونت! حالا دیدی؟ حالا دیدی همه چیز فرکانسیه؟ حالا انتخاب کن، حالا انتخاب کن.» و من این روزا دارم دائماً انتخاب میکنم.
من هشت نه سالی بود که با «قانون» آشنا بودم ولی مدتیه که دارم عمیقاً به قانون عمل میکنم و این باعث شده بتونم توی مدار دریافت الهامات قرار بگیرم؛ چیزی که تو این 8-9 سال قرار نمیگرفتم توش. قبلاً برام عجیب و دردناک بود و از خودم و خدا گله و شکایت میکردم و میگفتم: «خدایا کجاست؟ کو؟ چرا نیست؟ پس چرا نمیبینم؟» اما الان میفهمم که چرا؛ پس چرا نمیدیدم، پس چرا بهم الهام نمیشد، پس چرا همه چیز روی خط مستقیم داشت حرکت میکرد.
این روزایی که توی ایران زندگی کردن از همیشه سختتر شده، من الان تازه میفهمم این آگاهیها چقدر ارزشمنده، چقدر!؟
و خدا را شکر بابت این آگاهیها، خدا را شکر بابت قوانین خداوند، خدا را شکر بابت سایت استاد عباسمنش، خداروشکر بابت استاد عباسمنش، خدا را شکر بابت قرآن، خدا را شکر بابت حضورم در لحظه حال، خدا را شکر.
منرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.
خداوند در هر لحظه درحال هدایت کردن ماست و داره خیر و شر مارو به ما الهام میکنه و این ما هستیم که باید در مدار دریافت این الهامات و هدایت ها قرار بگیرم و چقدر قشنگ شما مثال میزنید استاد مثال فرکانس های رادیویی که ما نمیتونیم تا وقتی رادیو رو روشن نکردیم و روی اون موج قرار ندادیم یک برنامهرو گوش بدیم یا تماشا کنیم و تا وقتی که ما نیایم روی خودمون کار نکنیم قلبمون رو از ناپاکی ها پاک نکنیم تا وقتی با خودمون و خدای خودمون به صلح نرسیم تا وقتی به احساس خوب نرسیم اصلا اول از همه تا وقتی باور نکنیم که خداوند به ما الهام میکنه و خودمون رو لایق دریافت الهامات الهی ندونیم هیچ هدایت و الهامی از طرف خداوند دریافت نمیکنیم.
با قول شما استاد عزیزم این پیامبران بودن که خداوند رو انتخاب کردن و الان هم در این زمانه این ما هستیم که خدارو انتخاب میکنیم خداوند هست این ماییم که باید وصل بشیم بهش
فرکانس رادیویی هست این ماییم که باید رادیو رو روشن کنیم و موج رو تنظیم کنیم روی اون برنامه دلخواه.
یک موزیک زیبایی محسن چاوشی عزیز داره که خانوم شایسته عزیزهم توی یکی از قسمت های سریال زندگی در بهشت اون قسمتی که برف میبارید این موزیک رو گذاشتن که میگه:
((نبُد این خلق و تو بودی، نبُوَد خلق و تو باشی))
خداوند همیشه بوده و هست و خواهد بود
این ما هستیم که انتخاب میکنیم خداوند توی زندگیمون حضور داشته باشه یا نه.
وقتی داستان شما رو گوش دادم یاد داستان زندگی خودم افتادم اون موقع که خبر فوت مادرم رو بهم دادن خیلی لحظه عجیبی بود اما یک ندایی از درون قلبم با من صحبت میکرد و میگفت آروم باش اون خودش خواست که بیاد پیش ما و پیش ما بیشتر بهش خوش میگذره و این ندا باعث شد که من نه تنها بتونم کنترل ذهن کنم بلکه خیلی از اتفاقات بد دیگه برام رقم نخوره و یادمه که حتی خودم با دست خودم با داییم اون تختی رو که ماددم روش خوابیده بود بردیم سردخونه.
دیگه بیشتر توضیح نمیدم اما میخوام بگم خداوند در هر لحظه داره مارو هدایت میکنه داله هر لحظه به ما الهام میکنه و این ماییم که باید خودمون رو آماده دریافت الهامات و هدایت ها بکنیم و برای آماده شدن دریافت باید روی باورهامون کار کنیم باید کنترل ذهن داشته باشیم تا آماده دریافت بشیم.
سلام خدمت استاد عزیزم،مریم جان شایسته و دوستانم در این سرزمین وحی اللهی
خدارا سپاسگزارم که شامل هدایتش برای حضور در این جمع ارزشمند شدم
همیشه فکر میکردم اون صدایی که منو آروم میکنه وقتی در اوج عصبانیت یا غم هستم خداست..ولی فهمیدم که نه! خدا زمانیکه من میتوانم خودم را از اون مدار غم و ترس بیرون بیارم با من حرف میزنه..یعنی من بهش میگم الان قلبم بازه،گوشهایم میشنوند و چشمانم می بینند..تو بگو و هدایتم کن و اونوقته که خداوند مرا هدایت میکنه..پس اول خودم باید توجه و تمرکزم را از روی ناخواسته هایم بر دارم، نجواهای شیطان را خاموش کنم و حالم را خوب کنم تا در مدار دریافت هدایت اللهی قرار بگیرم..هر چه به هدایتها عمل کنم و نتیجه رو ببینم ایمانم قوی تر میشه،هدایتها واضح تر میشه و من با اعتماد بیشتری عمل میکنم..
امااااااااا….
مثل همیشه و همه جا همه چیز به خود من بر میگرده،،به شخص من و نه هیچکس دیگه و نه حتی به خدا..
چقدر من توانمندم
چقدر من تعیین کننده هستم
همیشه آرزوم اینه که بتونم ذره ای از اینهمه قدرت و توان در جهت خلق زندگی دلخواهم رو استفاده کنم..
همیشه از خدایم هدایت میخواهم
استاد من هم مثل شما با اینکه خداوند چند نفر رو به عنوان پیامبر و امام انتخاب کرده باشه مشکل داشتم،یعنی میگفتم این با عدل خداوند جور در نمیاد
و الان جواب سوالم رو گرفتم..خداوند پیامبر را انتخاب نکرد..پیامبر خداوند را انتخاب کرد..پیامبر خواست،،قدم برداشت،اعتماد کرد و هر روز نزدیکتر و محرم تر شد و وحی و هدایت الهی را دریافت کرد
زیرا
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
باز هم بر میگردیم به قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
همه اتفاقات خوب در آرامش و حال خوب خلاصه میشه…
آرام که باشیم صدای خدا را میشنویم و هدایتش را دریافت میکنیم
آرام که باشیم سلامتیم
آرام که باشیم در روابطمون موفق هستیم
آرام که باشیم ثروتمندیم
و چیزی که باعث آرامش میشود فقط ایمان به خداوند است،ایمان به نیرویی که جهان را اداره میکند و جز خیر برای ما نمی خواهد
برای همینه که استاد در یکی از فایلهاشون میگن نشانه انسان مومن نه ریش هست و نه جای مهر و نه پوشش خاصی از حجاب
نشانه یک انسان مومن واقعی آرامش هست
از وجودش آرامش ساطع میشه
و این آدم در مسیر هست و حتما که هدایت میشه چون انتخاب کرده که هدایت بشه
خدایا شکرت برای آگاهی هایی که روزی ما قرار میدهی تا هر روز ایمانمان به تو و آمادگی امان برای دریافت هدایتت بیشتر بشه..
ما را هدایت کن در مسیری که اول و آخرش تو هستی
استاد عزیزم بسیار سپاسگزارتون هستم و همچنین از استاد عرشیانفر
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
یکی از الهاماتی که بسیار واضح و روشن در خواب دریافت کردم مربوط به زمانی بود که دخترم دانشگاه قبول شده بود (اصفهان) و من خیلی جدی به همسرم می گفتم که بیا ما هم بریم اصفهان این مدت همراه دخترم باشیم و دلایلم برای این تصمیم چند تا بودن یکی از اون دلایل این بود که می گفتم این بچه هر وقت می خواد بیاد سر بزنه 14 ساعت تو راهه
ولی همسرم نمی تونست پیشنهادم رو قبول کنه و تردید زیادی داشت و مدام تو فکر بود و یه حالتی از پریشانی داشت
تا یه شب به تصمیم خودم شک کردم و گفتم خدایا نکنه من دارم اشتباه می کنم خدایا من تسلیم امر تو هستم یه نشونه ای برام بفرست و مرا آگاه کن
خدا شاهده همان شب خواب دیدم به همراه پسرم و دخترم تو پارک شهرمون قدم می زنیم و یک دفعه چشمم به کیف طلاهام افتاد روی نیمکت پارک انگار من قبلا با اون کیف رفتم پارک و جاش گذاشته بودم و خودم هم حواسم نبوده
هراسان رفتم سمت کیفم دیدم طلاهام هم دست نخوردن و کلی تو خواب خدا رو شکر می کردم و بچه هام هم خیلی خوشحال بودن و می گفتن مامان تو چجوری کیف رو جا گذاشتی
و تو خواب رو به آسمان کردم گفتم خدایا من رو ببخش که می گم با دخترم برم اصفهان که مثلا مراقبش باشم ولی من حتی نتونستم مراقب کیفم باشم و تو مراقب کیفم و طلاهام بودی و نذاشتی کسی بهش نزدیک بشه
وقتی از خواب بیدار شدم یه حالی بودم از این پیام روشن خداوند و برای همسرم هم تعریفش کردم و مسئله به خوبی و خوشی حل شد
و خدا رو شکر تو این مدت که دخترم دانشجو بوده و ترم دیگه فارغ التحصیل میشه همواره خداوند رو نزدیکش دیدم آنقدر معجزات برای دخترم پیش اومده که خودش میگه مامان باور کن خدا انگار همیشه کنارمه دستم رو میگیره و حواسش بهم هست
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم
استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتون هستم
درود و صد درود خدمت استاد عباسمنش عزیزم و همچنین جناب عرشیانفر
امیدوارم بینطیرر باشید
این فایل در قسمت نشانه امروز من باز شد
خیلی جالب بود (این قسمت سایت “نشانه امروز من” برای من خیلی وقتا تکراری میاره و هرزگاهی بروز میشه و فایل بعدی..) اما این بار قضیه جالب شد
من ازونجایی که خیلی آدم عمیقی هستم و به کلام انسان ها مخصوصا کسایی که قبولشون دارم دقت میکنم..
جمله ای از استاد که همیشه به دنبال این باشید که نقد بخرید و دوری کنید از وام و قرض و اقساط و اینا..
این جمله برای من مقاومت داشت و کمی داره چون پیش خودم میگم اگر بخوام نقد بگیرم چقدر طول میکشه که پولام جمع بشه حقوقم چقدر طول میکشه به اون سطح برسه و…( تو همین نجواهایی که گفتم شما خیلی راحت میتونید باور های محدود کننده از جنس شرک ورزیدن ، قدرت دادن به هرچیزی جز منبع اصلی و.. رو ببینید) با کار کردن روی دوره هم جهت با جریان خداوند من خیلی راحت دارم این موارد رو شناسایی و اصلاح میکنم و با خودم بستم که دیگه هیچ وقت شرک نورزم و یکی از باور های توحیدی قوی رو بصورت جهادی در خودم ایجاد کنم و اون هم همین کافی بودن خداست
خلاصه من دیشب در حال گوش دادن و خوندن کامنت ها بودم که یهو انگار کار کردن روی خودم جواب داد و دقیقا مقاومتم سر نقدی خریدن برداشته شد
انگار ی حسی بهم گفت این همون کاریه که تو باید انجام بدی تا اون جهش مالی که میخوای تجربه کنی رو بدست بیاری
(من میخوام ی لبتاب گیمری بخرم برای کارم که قدرت پردازش بالایی داشته باشه قیمتش 70 تومن هست ، از دم قسط هم میتونم بخرمش! ولی میخوام قیدشو بزنم و نقد برم سراغش)
سر مهمترین باوری که برام پذیرشش سخت بود میخوام قمار کنم و حس میکنم این مهمترین قمار زندگیمه که خدا از قبل کار رو برای من درآورده و فقط کافیه من شروع به بازی کنم..
امروز 12 فروردین 1404 هستش و امسال سالیه که اعتماد به خدا و الهاماتش برام باید مهمترین اولویت رو داشته باشه
سلام به دوست عزیزم
چه قمار قشنگی چه قمار لذت بخشی
خیلی پیامتون فوق العاده بود
چقدر خوبه آدم سر مقاومتهاش با خدا قمار کنه
قمار قشنگی میشه
به نظر من وقتی آدم میاد تو این مسیر اینقدر جذاب و گیراست که آدم هر روز و هروز بیشتر عاشق مسیر میشه
موفق باشی دوست عزیز
سلام استاد عزیزم خدارو شکر برای این هدایت الهی امروز همش دنبال این بودم که خدا از دوراهی که توش هستم منو دربیاره و یه پیشنهاد کاری داشتم که شک داشتم و عقلم مغزم و حسم میگفت قبول نکن اما دیشب که ستاره قطبی مونوشتم دیدم درخواستم اینبوده که خدا دستهاشو برای موفقیتم بفرسته و به شک افتادم اکا هرچی قران باز میکردم نمیفهمیدم حرف خدارو
تا اومدم سایت گفتم خدایا خودت جوابمو بده
بعد سرچ کردم که چطور هدایت خدارو بفهمیم
و با چندتا کامنت جوابمو از نظر خودم گرفتم بعد اومدم که یه فایل رو که بچه ها معرفی کردن توی کامنت ها سرچ کنم که توحیدم قوی بشه اما هدایت شدم له این چندتا فایل و برای چندمین بار ابن فایلهاروشنیدن
وخدا بمن گفت وقتی تواحساست خوبه هدایت رودریافت میکنی
خدا گفت جایگاه من در قلب توعه و قلب به معنای قلب تو سینه ت نیس قلب جاییه که الهامات رو ذریافت میکنی و اگه ارام نبلشی حالت خوب نباشه قلبت الهامات رو نمیگیره چون رو موجش تنظیم نشدی
خدا گفت مغزت جایگاه نجواس اون مغزته که تا پیشنهاد خوبی میشه شروع میکنه میگه اینم مثل قبلیه نکنه اینجوری باشه نکنه پول ندن نکنه ادم خوبی نباشه نکنه فلان باشه وووو
خدا وشکر میکنم که انقدر درک منو بالا برده که فایلهایی که چند بار گوش دادم رو الان جور دیگه ای شنیدم
من امروز درخواست کردم از خدا که بتونم اموزش هارو تمام و کمال یاد بگیرم و بفهمم و خدا انجامش داد
خدایا شکرت برای این درک بالاتر
خدارو شکر برای داشتن شما استاد مهربان و درستکار
به نام خداوند یکتا
نمیدونم چقدر خودم میتونم این صحبت هارو درک کنم چقدر میتونم در عمل پیاده سازی کنم( همونجایی که خدا در اون شرایط خاص از دنیا رفتن فرزندشون بهش گفته مگه توی سمینار از ابراهیم نمیگفتی بیا اینجا عمل اونجا که کاری نداره) از خدای بزرگ میخوام مارو هدایت کنه به راه راست به راه کسانی که بهشون، توحید، ایمان، آرامش، ثروت،سلامتی، و دریک کلام حال خوب داده که بتونیم از جایگاه قلب بتونیم الهامات رو بشنویم و بعد بتونیم اعتماد کنیم بعد هم عمل کنیم حرکت کنیم در اون مسیر الهامات، واقعا چقدر میتونیم به خداوند اعتماد داشته باشیم ؟
شاید مضمون ایه ی :
الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ.
کسانی که به غیب ایمان دارند همین باشه یکی از موارد غیب شاید همین اتفاقات ناخواسته ایی باشه که ماها نمیدونیم چی قراره بشه برامون تهش اما وقتی اعتماد به خداوندی که میفرماید هیچ گاه به بنده ایی ظلم و ستمی نمیکنه که سراسر خوبی و خیره، میتونه یکی از بهترین باورهاهمین باشه به خدای بزرگ توی تمامی موارد در زندگی اعتماد کنیم، توی کسب و کار، توی امور ازدواج، فرزند و … واقعا وقتی زندگی رو نگاه میکنیم چطور میشه توی این جهان دو قطبی پر از شرایط و اتفاقات بدون اعتماد به خداوند حال خودمون رو خوب نگه داریم ؟
امیدوارم بتونیم به خوبی بندگی خداوند روکنیم مایی که زندگیمون، نفس کشیدنمون در دست پر مهر مهربانترین و دلسوزترینه اونم خدای بزرگ. الهی شکرت
بنام خداوند بخشنده مهربان….
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و سلام به اعضای دوست داشتنی سایت….
چقدر این نحوه صحبت کردنتو دوست دارم استاد…با ایمان ، قدرتمند، مصمم صحبت میکنید..به دور از حاشیه…به دور از هر نکته منفی…از کلماتی استفاده میکنید که بار مثبت و حال خوب به آدم انتقال میده حتی اگر اون کلمه به ظاهر منفی باشه اما وقتی شما به زبون میاریش احساس خوب به آدم انتقال میده…اینو بدون اغراق و تعارف میگم….من اینطوری درک میکنم کلماتتون و حرفاتونو….از این شیوایی بیانتون و از این لحن صحبت کردنتون بسیار ازتون سپاسگزارررم…..🥰🥰🥰
وقتی در ادامه بحث کنترل ذهن و بهتر کردن احساساتمون در مواجه به تضادها و ناخواسته های زندگی به داستان آقای عشق یار اشاره کردین که در دوره دوازده قدم هم در مورد این الگوی عالی صحبت کرده بودین دوباره به یادم آوردین که یک انسان تا چه حد میتونه و قدرتشو داره که ذهنشو کنترل کنه…قدرتی که خداوند به ما داده…چه قدرتی…چه توانایی ….اونوقت من ، شخص خودمو میگم یه وقتایی با اینکه قانون احساس خوب =اتفاقات خوب و احساس بد =اتفاقات بد رو میدونم وقتی در شرایطی قرار میگیرم که باید سریعا احسامو خوب کنم اینکارو انجام نمیدم و با علم به اینکه اگر احساسمو خوب نکنم اتفاقات بدی برام رخ میده توی اون شرایط بد میمونم و ادامه میدم…به قول قرآن به خودم ظلم میکنم…اگاهانه…..و چقدر این رفتار من احمقانست..با وجود دونستن قانون…
خیلی خیلی راه مونده تا درک کنم قانون جهان هستی رو….باید یاد بگیرم عمل کردن به قانون رو….باید در زندگیم اجرا کنم…..یه جاهایی خوب از قانون استفاده کردم ..بخوام مثال بزنم وقتی که ۴ ماه پیش پدرمو از دست دادم خیلی خوب تونستم ذهنمو کنترل کنم ….و وقتی الان بر میگردم نگاه میکنم به اون موقع که ببینم چه چیزی کمک کرد به این کنترل ذهن میبینم همین صحبت های قلبم….همین آموزه ها…شنیدن این حرفها…شنیدن در مورد عملکرد الگوهایی چون شما استاد عزیزم….اقای عشق یار….یا آقای عرشیان فر وقتی که فکر میکنم پدرشون فوت کرده بودن و ایشون جلسشونو برگزار کردن…اونجوری که خودشون توی صحبتهاشون قبلا گفتن…اینها همه توی ذهن من کاری کردن که منم وقتی با همچین اتفاقی روبه رو شدم بتونم ذهنمو کنترل کنم و سعی کنم احساسمو یه کم بهتر کنم و آروم آروم به احساس خوب برسم…..
در ادامه صحبتهاتون این جمله چقدر به دلم نشست که هدایت وقتی میاد که تو آماده دریافتش باشی….اون نفر فرقی نمیکنه کی باشه …میخواد من باشم یا محمد پیامبر…وقتی آماده دریافتش باشیم دریافت میکنیم…..یادمه چند وقت پیش برای کسب و کارم از خداوند خواستم بهم الهام کنه که چه قدمی رو بردارم،… هرروز منتظر بودم اما جوابی نمیومدد….الان که این فایل رو گوش کردم علتشو متوجه شدم ..اون موقع که من این درخواست رو از خدا داشتم اصلا آماده دریافت نبودم….فرکانسم خوب نبود و فقط ازش میخواستم بهم بگه چکار باید انجام بدم….حالا میفهمم وقتی استاد میگن من بهم الهام میشه و هدایت میشم توی هر کاری…حتی اینکه توی مسیر از کدوم طرف برم از راست خیابون یا از چپ؟ حتی برای انجام دادن کارهای کوچیک روزانه هم از خدا میخوام و میپرسم که هدایتم کنه یعنی چی….
و اینکه ایشون میگن من هرروز روی خودم کار میکنم…فایلهای خودمو هرروز گوش میکنم…یعنی چی….
در واقع استاد به این علت هدایت رو دریافت میکنه….در هر لحظه و برای انجام دادن هر کاری …چون فرکانسش در طول روز بالاست….فرکانسشو بالا نگه میداره با کارکردن هرروزه و متداوم روی خودش و این باعث دریافت الهامات و هدایت ها از طرف خداوند میشه…..اینطوری استاد همیشه آماده دریافت الهامات هست…..🥰🥰🥰
باید خودمونو آماده دریافت الهامات کنیم….و یکی از راه ها اینه که هرروز روی خودمون کار کنیم…..
الگوها رو ببینیم ودر موردشون با خودمون صحبت کنیم….داشتن این سایت و خوندن کامنت های بینظیر بچه ها خودش یک راه موثر هست برای اینکه فرکانس خودمونو بالا ببریم و آماده دریافت الهامات بشیم….
کلا نمد هولاء و هولاء ….خداوند هدایتگر همه هست به سمتی که خودشون بخوان….اگر کسی بخواد بره جهنم ما هدایتش میکنیم و اگر کسی بخواد بره بهشت هم ما هدایتش میکنیم….یعنی اون کسی که مهمه و اصله منم…..من مختارم انتخاب کنم که چیو میخوام….و خداوند مسیر رو برای من باز میکنه….یه جایی استاد گفتن خداوند باز کننده ی مسیره برای ما….
علت تاکید استاد روی این موضوع که شما روی خودتون کار کنید و کاری به بقیه نداشته باشید هم همینه….من خودم و فرکانس هایی که ارسال میکنم اهمیت دارم …این به معنای اهمیت و ارزش قائل نشدن برای دیگران نیستا….همه انسانها در جایگاهی که هستن باارزشن و باید بهشون احترام بگذاریم….اما نکته مهم اینه که من باید تمرکزم روی خودم باشه روی فرکانس هایی که ارسال میکنم باشه….باید سعی کنم خودمو در مدار بالا قرار بدم تا بیشتر هدایت های خداوند رو دریافت کنم….مثل محمد پیامبر که سالی یکماه میرفت توی غار حرا و آرام آرام تکاملشو طی کرد تا به پیامبری مبعوث شد….
یه عمر خطا کردیم…مسیر اشتباه رفتیم و وقتی علتشو ازم پرسیدن گفتیم خدا کمک نکرد…..خدا نخواست….نشد و فقط دنبال مقصر میگشتیم که علت این همه اشتباه رو به اون حواله کنیم در صورتی که خودمون و تنها خودمون مسئول ۱۰۰ درصد شرایط و اتفاقات زندگیمون بودیم و هستیم و خواهیم بود…به قول استاد عزیز ما بینهایت انتخاب داریم….خودمون انتخاب میکنیم چیو میخواییم…..
و در انتهای صحبتتون این جمله چقدر زیبا بود که اون چیزی که ما از خدا دریافت میکنیم به ما بستگی داره….اصل و اساس ما هستیم….خداوند همیشه هست ما باید در مدار دریافت آرامش باشیم…
و راز دریافت این آرامش اینه که من بتونم ذهنمو کنترل کنم ….یه فلش بک بزنم به جلسه اول قدم اول اینکه من ناظر بر افکارم هستم….من باید افسار ذهن چموشمو در دست بگیرم و کنترلش کنم…..
استاد عزیزم بسیار ازتون سپاسگزارم برای این فایل بسیار بسیار آگاهی بخش…..🤗🤗😚😚
عاشقتوووونم و سپاسگزاررررررر😘😘😘🤗🤗
درود و ادب خدمت تمام دوستان عزیز خودم، بچههای سایت بزرگ، زیبا و ارزشمندِ عباسمنش. ممنونم از شما استاد، ممنونم از خانم شایسته و ممنونم از تمام بچههایی که اینجا فعالند.
داریم روزهای به ظاهر سختی رو در ایران سپری میکنیم.
ارزش این اطلاعات بیشتر از همیشه برای کسایی که به این اطلاعات بها میدن، مشخص میشه؛ اینکه این اطلاعات چقدر میتونه تفاوت ایجاد کنه و به قول استاد چقدر میتونه دستچین و گلچینی کنه افراد رو . این روزا رزق آسمونیتره.
یه موضوعی که استاد توی این فایل به خوبی بهش اشاره کرد و من این روزا با تمام وجود دارم احساسش میکنم و سعی میکنم آگاهیم بره اون سمتی که احساسش کنم، اینه که زمانهایی که الهام دریافت میکنم و زمانهایی که به شهود میرسم، زمانهایی هست که انتخاب میکنم توجهاتمو نبرم سمت اخبار. و برعکسشم هست؛ روزایی رو میبینم که توجهاتم سمت اخباره و توی چنان مومنتوم منفیای میافتم که نه تنها [حالم بد] شد، بلکه باید کاری کنم که از اون احساس بد خارج بشم.
و اونجاست که به خودم میگم: «امید! نوش جونت، نوش جونت! حالا دیدی؟ حالا دیدی همه چیز فرکانسیه؟ حالا انتخاب کن، حالا انتخاب کن.» و من این روزا دارم دائماً انتخاب میکنم.
من هشت نه سالی بود که با «قانون» آشنا بودم ولی مدتیه که دارم عمیقاً به قانون عمل میکنم و این باعث شده بتونم توی مدار دریافت الهامات قرار بگیرم؛ چیزی که تو این 8-9 سال قرار نمیگرفتم توش. قبلاً برام عجیب و دردناک بود و از خودم و خدا گله و شکایت میکردم و میگفتم: «خدایا کجاست؟ کو؟ چرا نیست؟ پس چرا نمیبینم؟» اما الان میفهمم که چرا؛ پس چرا نمیدیدم، پس چرا بهم الهام نمیشد، پس چرا همه چیز روی خط مستقیم داشت حرکت میکرد.
این روزایی که توی ایران زندگی کردن از همیشه سختتر شده، من الان تازه میفهمم این آگاهیها چقدر ارزشمنده، چقدر!؟
و خدا را شکر بابت این آگاهیها، خدا را شکر بابت قوانین خداوند، خدا را شکر بابت سایت استاد عباسمنش، خداروشکر بابت استاد عباسمنش، خدا را شکر بابت قرآن، خدا را شکر بابت حضورم در لحظه حال، خدا را شکر.
به نام خدای مهربان.
خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
منرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.
خداوند در هر لحظه درحال هدایت کردن ماست و داره خیر و شر مارو به ما الهام میکنه و این ما هستیم که باید در مدار دریافت این الهامات و هدایت ها قرار بگیرم و چقدر قشنگ شما مثال میزنید استاد مثال فرکانس های رادیویی که ما نمیتونیم تا وقتی رادیو رو روشن نکردیم و روی اون موج قرار ندادیم یک برنامهرو گوش بدیم یا تماشا کنیم و تا وقتی که ما نیایم روی خودمون کار نکنیم قلبمون رو از ناپاکی ها پاک نکنیم تا وقتی با خودمون و خدای خودمون به صلح نرسیم تا وقتی به احساس خوب نرسیم اصلا اول از همه تا وقتی باور نکنیم که خداوند به ما الهام میکنه و خودمون رو لایق دریافت الهامات الهی ندونیم هیچ هدایت و الهامی از طرف خداوند دریافت نمیکنیم.
با قول شما استاد عزیزم این پیامبران بودن که خداوند رو انتخاب کردن و الان هم در این زمانه این ما هستیم که خدارو انتخاب میکنیم خداوند هست این ماییم که باید وصل بشیم بهش
فرکانس رادیویی هست این ماییم که باید رادیو رو روشن کنیم و موج رو تنظیم کنیم روی اون برنامه دلخواه.
یک موزیک زیبایی محسن چاوشی عزیز داره که خانوم شایسته عزیزهم توی یکی از قسمت های سریال زندگی در بهشت اون قسمتی که برف میبارید این موزیک رو گذاشتن که میگه:
((نبُد این خلق و تو بودی، نبُوَد خلق و تو باشی))
خداوند همیشه بوده و هست و خواهد بود
این ما هستیم که انتخاب میکنیم خداوند توی زندگیمون حضور داشته باشه یا نه.
وقتی داستان شما رو گوش دادم یاد داستان زندگی خودم افتادم اون موقع که خبر فوت مادرم رو بهم دادن خیلی لحظه عجیبی بود اما یک ندایی از درون قلبم با من صحبت میکرد و میگفت آروم باش اون خودش خواست که بیاد پیش ما و پیش ما بیشتر بهش خوش میگذره و این ندا باعث شد که من نه تنها بتونم کنترل ذهن کنم بلکه خیلی از اتفاقات بد دیگه برام رقم نخوره و یادمه که حتی خودم با دست خودم با داییم اون تختی رو که ماددم روش خوابیده بود بردیم سردخونه.
دیگه بیشتر توضیح نمیدم اما میخوام بگم خداوند در هر لحظه داره مارو هدایت میکنه داله هر لحظه به ما الهام میکنه و این ماییم که باید خودمون رو آماده دریافت الهامات و هدایت ها بکنیم و برای آماده شدن دریافت باید روی باورهامون کار کنیم باید کنترل ذهن داشته باشیم تا آماده دریافت بشیم.
عاشقتونم
خدانگهدار
به نام یگانه قدرت جهان هستی
سلام خدمت استاد عزیزم،مریم جان شایسته و دوستانم در این سرزمین وحی اللهی
خدارا سپاسگزارم که شامل هدایتش برای حضور در این جمع ارزشمند شدم
همیشه فکر میکردم اون صدایی که منو آروم میکنه وقتی در اوج عصبانیت یا غم هستم خداست..ولی فهمیدم که نه! خدا زمانیکه من میتوانم خودم را از اون مدار غم و ترس بیرون بیارم با من حرف میزنه..یعنی من بهش میگم الان قلبم بازه،گوشهایم میشنوند و چشمانم می بینند..تو بگو و هدایتم کن و اونوقته که خداوند مرا هدایت میکنه..پس اول خودم باید توجه و تمرکزم را از روی ناخواسته هایم بر دارم، نجواهای شیطان را خاموش کنم و حالم را خوب کنم تا در مدار دریافت هدایت اللهی قرار بگیرم..هر چه به هدایتها عمل کنم و نتیجه رو ببینم ایمانم قوی تر میشه،هدایتها واضح تر میشه و من با اعتماد بیشتری عمل میکنم..
امااااااااا….
مثل همیشه و همه جا همه چیز به خود من بر میگرده،،به شخص من و نه هیچکس دیگه و نه حتی به خدا..
چقدر من توانمندم
چقدر من تعیین کننده هستم
همیشه آرزوم اینه که بتونم ذره ای از اینهمه قدرت و توان در جهت خلق زندگی دلخواهم رو استفاده کنم..
همیشه از خدایم هدایت میخواهم
استاد من هم مثل شما با اینکه خداوند چند نفر رو به عنوان پیامبر و امام انتخاب کرده باشه مشکل داشتم،یعنی میگفتم این با عدل خداوند جور در نمیاد
و الان جواب سوالم رو گرفتم..خداوند پیامبر را انتخاب نکرد..پیامبر خداوند را انتخاب کرد..پیامبر خواست،،قدم برداشت،اعتماد کرد و هر روز نزدیکتر و محرم تر شد و وحی و هدایت الهی را دریافت کرد
زیرا
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
باز هم بر میگردیم به قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
همه اتفاقات خوب در آرامش و حال خوب خلاصه میشه…
آرام که باشیم صدای خدا را میشنویم و هدایتش را دریافت میکنیم
آرام که باشیم سلامتیم
آرام که باشیم در روابطمون موفق هستیم
آرام که باشیم ثروتمندیم
و چیزی که باعث آرامش میشود فقط ایمان به خداوند است،ایمان به نیرویی که جهان را اداره میکند و جز خیر برای ما نمی خواهد
برای همینه که استاد در یکی از فایلهاشون میگن نشانه انسان مومن نه ریش هست و نه جای مهر و نه پوشش خاصی از حجاب
نشانه یک انسان مومن واقعی آرامش هست
از وجودش آرامش ساطع میشه
و این آدم در مسیر هست و حتما که هدایت میشه چون انتخاب کرده که هدایت بشه
خدایا شکرت برای آگاهی هایی که روزی ما قرار میدهی تا هر روز ایمانمان به تو و آمادگی امان برای دریافت هدایتت بیشتر بشه..
ما را هدایت کن در مسیری که اول و آخرش تو هستی
استاد عزیزم بسیار سپاسگزارتون هستم و همچنین از استاد عرشیانفر
دوستتون دارم
در پناه الله شاد و تندرست و سعادتمند باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام بر استادان عزیز استاد عرشیانفر و استاد عباسمنش عزیز
این گفتگو رو هر بار نگاه می کنم انگار اولین باره می بینم
در کل گفتگو این دو استاد واقعا عالیه
استاد شما چقدر خوب این قوانین با زبان ساده و بدون اینکه سوالی پیش بیاد توضیح دادید
مثال فرزند خودتون زدید مثال آقای عشق یار زدید
که اول فرزند عزیز شما دو سال گفتید آروم بوده خوشگل بوده …
و شما بعد از فوتش خیلی گریه کردید گفتید بعد از دو ساعت کنترل ذهن کردید و گفتید خدا خودش داده و ما دو سال از بودنش لذت بردیم
استاد لطف کنید از این لایو های مشترک با استاد عرشیانفر بگذارید
یا این که استاد گفتید رفتید به پارکها و از تجربه های بزرگترها نوشتید پرسیدید وا قعا شما رو تحسین میکنم
خداوند همیشه در حال هدایت ماست گوش بدیم به صدای قلبمون نه ذهن
باید به خدا اعتماد کنیم با قانون تکامل
چقدر نا آگاه بودم منم منم کردم
خدایا من هر چه دارم اذان توست من هیچی نیستم تو بگو چه کار کنم
با قانون تکامل شرایط زندگی بهتر می شود چون اصل هست
و تکامل به پیشرفت ما کمک می کند
استاد عرشیانفر گفتند چه قدر بخدا اعتماد دارید؟
با دیدن الگوها خودمون آروم کنیم
من خالق ارزشهای جدید هستم
امروز نجوا اومد توی ذهن ام همش نه نمیشه چرا این کار و نکردی
ولی قلبم یواش بهم گفت نگران نباش درست میشه ده دقیقه نگذشت درست شد
صدای قلب آرامش و امیده
صدای ذهن ترس و غر زدن و نامیدی هست
پیامبر آروم آروم پیامبر شد سالی چند بار تنهایی توی کوه بدون مبایل …پیامبر شد تکامل طی کرد
باید عمل کنیم ایمانمون قوی کنیم خداوند هدایت می کنه
چه بخواهیم بریم بهشت چه بخواهیم بریم جهنم کمک می کنه
این همون فکر خدا رو خوندن هست
با قوانین زندگی بهشت میشه اگه رعایت کنیم
اگه با قوانین حرکت نکنیم فاسد میشیم می گندیم از بین می ریم
در پناه خداوند باشید
سلام بر پیامبر زمان
امشب داشتم این فایل بی نظیر گوش میدادم
واز صفحه گوشی پیشونیتو استاد بوسیدم
و توی قلبم بسیار تحسین کردم شما رو
وازخداوند خاستم عمر نوح بهتون بده
همیشه سالم و سلامت باشید
و چراغ راه ما باشید در زندگی
واقعا استاد انسانی به بزرگی شما ندیدم فعلا
انقد حرف با عملش یکی باشه
خداروشاکرم که چنین انسان با ارزشی خداوند در زندگی من قرار داد
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
یکی از الهاماتی که بسیار واضح و روشن در خواب دریافت کردم مربوط به زمانی بود که دخترم دانشگاه قبول شده بود (اصفهان) و من خیلی جدی به همسرم می گفتم که بیا ما هم بریم اصفهان این مدت همراه دخترم باشیم و دلایلم برای این تصمیم چند تا بودن یکی از اون دلایل این بود که می گفتم این بچه هر وقت می خواد بیاد سر بزنه 14 ساعت تو راهه
ولی همسرم نمی تونست پیشنهادم رو قبول کنه و تردید زیادی داشت و مدام تو فکر بود و یه حالتی از پریشانی داشت
تا یه شب به تصمیم خودم شک کردم و گفتم خدایا نکنه من دارم اشتباه می کنم خدایا من تسلیم امر تو هستم یه نشونه ای برام بفرست و مرا آگاه کن
خدا شاهده همان شب خواب دیدم به همراه پسرم و دخترم تو پارک شهرمون قدم می زنیم و یک دفعه چشمم به کیف طلاهام افتاد روی نیمکت پارک انگار من قبلا با اون کیف رفتم پارک و جاش گذاشته بودم و خودم هم حواسم نبوده
هراسان رفتم سمت کیفم دیدم طلاهام هم دست نخوردن و کلی تو خواب خدا رو شکر می کردم و بچه هام هم خیلی خوشحال بودن و می گفتن مامان تو چجوری کیف رو جا گذاشتی
و تو خواب رو به آسمان کردم گفتم خدایا من رو ببخش که می گم با دخترم برم اصفهان که مثلا مراقبش باشم ولی من حتی نتونستم مراقب کیفم باشم و تو مراقب کیفم و طلاهام بودی و نذاشتی کسی بهش نزدیک بشه
وقتی از خواب بیدار شدم یه حالی بودم از این پیام روشن خداوند و برای همسرم هم تعریفش کردم و مسئله به خوبی و خوشی حل شد
و خدا رو شکر تو این مدت که دخترم دانشجو بوده و ترم دیگه فارغ التحصیل میشه همواره خداوند رو نزدیکش دیدم آنقدر معجزات برای دخترم پیش اومده که خودش میگه مامان باور کن خدا انگار همیشه کنارمه دستم رو میگیره و حواسش بهم هست
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم
استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتون هستم