درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

373 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 447 روز

    به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان خوبم

    قسمت 7پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند

    چقدر اتفاقاتی که در گذشته برای من اتفاق افتادشبیه استاد بوده!!

    من هم در سال 93 تنها فرزندم را که شیرخوار بود و فرزند پسر بود را بر اثر یک اتفاق ساده که فقط شیر تو گلوش گیر کرده بود و پزشک نتونست تشخیص بموقع و درست بده را از دست دادم؛

    خب اون فرزند اولم بود و خیلی زیبا بود و همه بهم میگفتن که این بچه را ببر پیش این سیدها تا براش دعا کنند تا چشم نخوره!!

    و من اون موقع و تا سالها بعد اصلاً با قوانین آفرینش آشنایی نداشتم!

    و وقتی اون اتفاق برای من افتاد و بچه ام را ازدست دادم کنترل ذهن خیلی کار سختی بود یعنی من چند سال قبلش مادرم را از دست داده بودم و دوسال بعدش هم برادر بزرگم را از دست داده بودم و بعد از مدت ها آرام شده بودم ولی مرگ فرزند یک تجربه واقعاً سخت هست و کنترل ذهن کار آسانی نیست!

    شاید اگر من باورها و آگاهی های الآن را داشتم بهتر میتونستم با مرگ فرزندم کنار بیایم؛

    ولی با باورهای اون موقع همش پزشکان را مقصر اون اتفاق میدونستم بعضی مواقع هم خداوند را مقصر میدونستم و بعضی مواقع هم خودم را مقصر میدونستم که چرا خودم تشخیص ندادم !!

    چند روزی از این اتفاق گذشته بود که برای یکی از آشنایان ما اتفاق تلخی رخ داد و در یکی تصادف رانندگی دو تا از پسرانش را از دست داده بود که یکی از این پسرها پزشک بود و داروخانه در استان ما داشت و یک از آنها هم مهندس راه و شهر سازی بود و منظورم این است که هر دوی این فرزندانش تحصیلات عالی داشتند و مجرد هم بودند و ازدواج نکرده بودند و دوسال قبلش هم یکی دیگه از پسرانش را بر اثر تصادف از دست داد که اون هم معلم بود و مجرد بود و این آشنای ما بنده خدا دیگه فرزندی نداشت!!

    خب این اتفاق به مدت کوتاهی بعد از حادثه فوت فرزند من اتفاق افتاد و من این را یک پیام از طرف خدا میدونستم!

    پیامی که در اون مدت که من خیلی بهم ریخته بودم از طرف خدا به من رسید که ببین که این اتفاق فرزند تو میتونست خیلی تلخ تر باشه و اگر تو جای این پدر بودی که سه فرزند تحصیلکرده و بزرگسالت را از دست میدادی چکار میکردی؟!

    که ببین تو یک فرزند خردسال و شیر خاره ات را از دست دادی و اینقدر کنترل خودت رو از دست دادی و خیلی ها فرزندان بزرگ و رشید خودشون را از دست دادند و آرام شدند و تسلیم امر خدا شدند و این اتفاق برای همه انسانها اتفاق می افته !!بعدش با این آیه از قرآن آشنا شدم:

    (و لنبلونکم بشیٍ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین): و بی تردید ما شما را می آزماییم به شکل ترس و گرسنگی و نقصان در اموال و دارایی ها و جانها و فرزندان وعزیزان و بشارت باد بر کسانی که صبر پیشه میکنند.

    و به این شکل و با این باورها و این آگاهی هایی که خداوند برای هدایت من فرستاد من آرام شدم…

    و خداوند من و همه انسانها را به تضادها و چالش ها در مسیر زندگی می آزماید و مژده به صابران و کسانی که کنترل ذهن در شرایطی که اوضاع به ظاهر نازیبا هست داده است ..

    خداوند را بسیار سپاسگذارم که استاد عباسمنش را در مسیر زندگی ما قرار داد تا تا با این آگاهی های ارزشمند در مواقع برخورد با تضادها و ناملایمات بتوانیم واکنش درست از خود نشان بدهیم؛

    از استاد عباسمنش به خاطر این آگاهی های فوق العاده ارزشمند بی نهایت سپاسگذارم؛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  2. -
    رزا گفته:
    مدت عضویت: 1619 روز

    به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست…

    سلام به استادعزیزم و مریم بانوزیبا

    سلام به استاد عرشیانفر عزیز

    سلام به دوستان گلم

    امیدوارم حالتون عالی باشه

    چه قدرررر این فایل زیبا بود و من چه قدرررر استاد عزیز رو تحسین کردم

    استادجانم تحسینتون میکنم بابت ایمانی که فقط در حرف نشون ندادین بلکه در عمل نشون دادین

    اونم وقتی پسرتون فوت شدن و چه قدر جالب بود اینکه اصلا شما بچه نمی خواستید و بعد به لطف خداوند بچه دار میشید بچه ای که بسیار زیبا بوده و بعد خدواند ازتون گرفتش

    واقعا آدم باید توی عمل نشون بده که قانون رو درست متوجه شده درست درک کرده وگرنه حرف قشنگ که بسیاره

    و واقعا هم اولش خیلی سخته خیلی سخته

    چندمدت پیش یکی از نزدیکانمون که بسیار هم دوسش داشتم فوت شد خب برای من سخت بود

    نمیتونم بگم خیلی خوب عمل کردم ولی تا اندازه ای حتی کوچیک حتی یه قدم خوب بودم

    تلاش خودمو کردم و خب باید اعتراف کنم واقعا جاهایی از دستم دررفت ولی باز خداروشکر میکنم بابت همون قدم کوچیک

    استاد جان مثال واضحی که میتونم دراین باره بزنم مادربزرگم بودن

    از فوت پسرش تقریبا بالای 20 سال می‌گذشت اما هیچوقت روسری جز به رنگ مشکی سرش ندیدم و اتفاقا یک بار هم که حرفش شد بهم گفت که من پسرم مرده حالا بیام روسری رنگی بپوشم

    بازم همچین الگوهایی دورواطرافم خیلی خیلی زیاد و خیلی شدیده

    تحسین میکنم شمارو که رفتین و تجربه های افرادی که سنشون بالا بود رو جمع کردین و در همین حین هدایت شدین به آقای عشق یار

    مردی که سه تا از پسراش فوت شده بودن

    خیلی خیلی تحسینشون میکنم و واقعا تفاوت رو میشه دید در زندگی خودش و همسرشون

    استاد عرشیانفر عزیز حرف خیلی قشنگی زدن که من رو کلی به فکر فرو برد

    ایشون گفتن:دائم از خودتون سوال کنید که من چه قدر به خدا اعتماد دارم؟؟؟؟من تا کجا به خدا اعتماددارم؟؟؟؟

    واقعا رزا تو چه قدر به خدا اعتماد داری؟

    به نظرم خیلی باید بشینم راجب این سوال فکرکنم تا بتونم اول به خودم جواب بدم

    *ادبیات ذهن چیه؟؟؟؟ همش میگه چرا؟چرامن؟

    *کار مغز نجواست

    *خداوند هدایتگر همه هست ولی به سمتی که خودمون بخوایم

    اگه بخوایم به سمت جهنم بریم مارو هدایت میکنه

    اگه به سمت بهشت بریم بازم مارو هدایت میکنه

    درواقع این ما هستیم که انتخاب میکنیم چونکه ما بی نهایت اختیار داریم و به طبع هر تصمیمی بگیریم جهان هم کمکمون میکنه

    *وقتی ما آرام هستیم خدواند با ما صحبت میکنه و این آرامش رو ما ایجاد میکنیم

    بله کاملا درسته این ماییم که آرامش رو ایجاد میکنیم با غلبه بر نجواهای ذهن و اونجاست که خداوند هم به ما کمک میکنه که آرام تر بشیم

    .

    .

    .

    خدایا شکرت بابت آرامشی که در زندگیم دارم

    خدایا شکرت که هرروز آگاهی های من بیشتر و بیشتر میشه

    خدایا خیلی دوست دارم عاشقتم

    در پناه خداوند متعال شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای:
    • -
      سامان حیدری گفته:
      مدت عضویت: 1340 روز

      سلام دوست عزیز

      سپاسگزارم از پاسخ عالی شما در مورد این موضوع

      من 18 سالمه و الگوی های خیلی زیادی دارم مثل مادر بزرگ شما تو اطرافیان م

      یک سال پیش مادر بزرگم از دنیا رفت من تا اون موقع کسی تو فامیل از دنیا نرفته بود که من ببینم

      بعد از این که مادر بزرگ م از دنیا بره من هدایت شدم به یه فایل که استاد در مورد مرگ توضیح می‌داد

      و من واقعا ذهنیتم تغییر کرد نسبت به مرگ

      بعد قوی تر شدم

      بعد که فوت کرد من با این که خیلی دوستش داشتم اصلا ناراحت نشدم و اونم تو تمام نوه هاش بیشتر از همه رویه من حساس بود و دوسم داشت

      کنترل کردم و به قول استاد اون تا حالا پیش ما بوده و حالا به بعد پیش خدا هیچی دائمی نیست در دنیا

      سپاسگزارم از شما دوست عزیز امیدوارم همیشه شاد سالم خوشبخت ثروتمند و سعادتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        رزا گفته:
        مدت عضویت: 1619 روز

        به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست…

        سلام به دوست عزیزم امیدوارم حالت عالی باشه

        سپاسگذارم بابت کامنتی که برام گذاشتی

        روح مادربزرگ عزیزت شاد

        دوست عزیزم تحسینت میکنم که توی اون شرایط تونستی ذهنت رو کنترل کنی

        منم حدود دو سال ونیم پیش مادربزرگم رو از دست دادم

        اون موقع خیلی بااین مباحث آشنایی نداشتم اما کنترل ذهن خوبی داشتم اما اینم بگم روزای اول خیلی سخت بود اما نمیدونم چه چیزی باعث شد که من اون موقع خیلی بهتر بااین موضوع کنار بیام

        تقریبا یکسال بعدش یه فایل از استاد دیدم درمورد مرگ بود که اسمشو یادم نمیاد و اصلا نگم که چه غوغایی در من به پا کرد

        و دیدگاهم نسبت به مرگ کلا عوض شد

        الان میتونم اینو بگم خیلی بهتر از قبل با مرگ بقیه کنارمیام اما بازم جاهایی از دستم در میره جاهایی جای خالیشونو حس میکنم که این نشون میده جای کار بسیاره

        البته که کارکردن روی خودمون هیچ وقت تمومی نداره و تا آخر عمر ادامه داره

        و سپاسگذار خداوند هستم که در این مورد تجربه ی شمارو خوندم

        بازم تحسینت میکنم دوست عزیزم

        درپناه خداوند متعال شاد و سلامت باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      هستی محمدی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1504 روز

      سلام رزا جان

      دختر با قلب من چیکار کردی؟

      کامنتت سرشار از امید و آرامش و حس خوب زندگی بود.

      اشکام بند نمیان.

      واقعا تاچه حد به خدا اعتماد دارم؟

      تا کجا؟

      نجواهای ذهن و مغز همیشه هست .

      اون کارخودشو انجام میده

      این ماییم که باقلبمون بایدتشخیص بدیم که با خودمون چند چندیم.

      و قراره که چه جوری خدا رو فرابخوانیم.

      رزا جان اول کامنتت هم خیلی زیبا بود و منو به فکرفرو برد.

      بنام خدایی که فراتر از حد تصورماست.

      این خدا دائم داره ما رو هدایت میکنه .

      آخ آخ از استاد عزیزم که ابراهیم زمانس.

      استاد یک موهبته برای هممون.

      شکر بخاطر بودنم در این سایت توحیدی و بی نظیر.

      عاشقتم رزا جان شکر بخاطر وجودت.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        رزا گفته:
        مدت عضویت: 1619 روز

        به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست…

        سلام هستی جان امیدوارم حالت عالی باشه

        عاشقتم من دختر

        سپاسگذارم بابت کامنتی که برام گذاشتی

        این کامنت کاملا دلی بود و همش کارخداست

        خوشحالم ازاینکه دستی از دستان خداوند شدم و حرفای خدا به شما رو در قالب کامنت نوشتم

        با خوندن کامنتت باز از خودم پرسیدم که رزا تا چه حد به خداوند اعتمادداری؟

        و دوباره این مکالمه درونی در من شکل گرفت و سپاسگذار خداوند هستم که با خوندن کامنتت دوباره باعث شد به فکر فرو برم

        و بیشتر صدای قلبم رو بشنوم و صدای نجواها در ذهنم کم تر شد

        .

        .

        .

        عادت کردم در اول پیام هام از این جمله استفاده میکنم

        به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست

        وقتی به این جمله فکرمیکنم آرامش خاصی بهم میده

        و بعضی وقتا خوب که بهش دقت میکنم میگم رزا خدای تو خیلی مهربونه ها

        رزا تو به هیچکسی جز خدا احتیاج نداری

        رزا خدای تو حواسش بهت هستا

        رزا خدای تو خیلی بخشنده هستا

        و…..

        مرسی ازت دختر که باعث شدی دوباره اینارو مرور کنم

        برات بهترینارو میخوام هستی عزیزم

        دوست عزیزم زندگیت پراز آرامش

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    زهرا محمودآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1274 روز

    شاید باورتون نشه که دلم میخواد گریه کنم از این همه محبت خدایم

    از این همه نشونه ایی که میگه خدا همه چیز میشود همه کس را

    از اینکه همش داره بهم میگه من برات همه چی میشم باورم کن

    داره خودشو به هر طریقی بهم نشون میده

    میرم تو سایت کامنت بخونم دقیقا همین جمله رو بچه ها تو کامنتشون نوشتن

    از کانال عباس منش پیام میاد باز ته پیامشون بچه ها نوشتن

    شکرگزاری میکنم از هدایت امروزش مینویسم میام تو سایت و میبینم اولین کامنتی که میخونم دقیقا دقیقاً داره میگه هدایت

    تو دلم میگم هدایت من که کوچولو بود بذار وقتی دقیقاً به نتیجه رسید بگم و میبینم بازم توی همون کامنت از یه هدایتی نوشته که هنوز داره بهش الهام میشه و هنوز توی مسیرشه

    شایدم اومده

    شاید یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم…

    میخوام از هدایت امروزم بگم

    من دانشجوی عکاسی ام و استادم دوتا پروژه بهم داده و این استاد یه کوچولو سخت گیر تر و جدی تره

    ( تو پرانتز بگم هر رفتاری با سایرین داره با من دقیقاً پر از احترام رفتار میکنه و خداروشکر میکنم از این بابت )

    چند روزه با خودم دارم کلنجار میرم چیکار کنم از چی برم عکس بگیرم کجا برم

    یه موضوع به ذهنم رسید و هرچی فکر میکردم میگفتم خدایا اینکه سخته و مدام قلبم پسش میزد

    و صحبت یکی از هم دانشگاهیام که استاد کلی از عکسهاش و سواد هنری و بصریش تعریف کرد این بود که من دو هفته زمان گذاشتم و این عکسهارو گرفتم

    و میگفتم من که نمیتونم اینقدر زمان بذارم شاغلم علاوه بر اون کلی کلاسهای فوق برنامه برا خودم دارم و

    یهو جرقه زد و یاد حرف استاد افتادم که میگفتن اگه داری زور میزنی یعنی مسیرت غلطه

    مسیر درست مسیر راحتیه مسیر درست مسیر آسانیه

    ما آسون میشیم برای آسانی ها

    یعنی در اصل خدا مارو آسون میکنه برای آسانی ها

    گفتم اوکی پس به اون موضوع فکر نکن تا ببینیم چی میشه

    خلاصه اون موضوع رو کنسل کردم و یهو یه الهام اومد و ذهنمو به خاک و خون کشید :))))

    گفتم باشه میرم این موضوع رو عکاسی میکنم

    انقدر ترس داشتم نکنه نشه نکنه برم برام اتفاقی بیفته نکنه نتونم عکس بگیرم نکنه عکسهام خوب نشده باشه

    نجواها همینجوری میومد و نمیذاشت حرکت کنم

    پا شدم فایل هدایت دوره 12 قدم رو گوش دادم

    گفتم ولش کن بذار این ذهن هرچی میخواد بگه

    باز چند ساعتی تسلیم شدم

    ولی درنهایت گفتم ولش کن میرم بالاخره یه چیزی میشه

    پاشدم رفتم بیرون و دنبال سوژه برای عکاسی

    همینجوری توی کوچه ها گشتن سوژه پیدا کردم

    انگار یکی بهم میگفت برو تو این کوچه نه اینجا نرو برو بعد دور بزن برگرد قبلی برو راست برو چپ

    و همینجوری هدایت میشدم

    و من تقریبا 100 تا عکس گرفتم

    الان نمیدونم اون عکسها خوب هستن یا نه

    یا استاد تاییدشون میکنه یا نه

    ولی خوشحالم که پا روی ترسم گذاشتم

    خوشحالم که به خدا اعتماد کردم

    خوشحالم که به هدایتم عمل کردم

    خوشحالم که هدایت رو باور کردم و براش قدم برداشتم

    استاد میگه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    خدایا مرسی که کمکم کردی ایمانمو تورو باور کنم و یه قدم به سمت عمل کردن پیش برم

    من میدونم که قدم به قدم هدایت میشم

    و میدونم که عکسهایی که گرفتم خیلی ارزشمندن خیلی باارزشن

    چون من ارزشمندم پس عکسهایی که من میگیرمم ارزشمندن

    کارهایی که من میکنمم ارزشمندن

    چون من انجامشون میدم چون من انجامشون دادم

    من لایق اینم که توی کارم بهترین باشم

    و بهترین هارو خلق کنم

    من خیلی توی کارم خفنم و به خودم افتخار میکنم حتی اگه خفن هم نبودم بازم به خودم افتخار میکنم و برای خودم ایستاده دست میزنم

    چون بدون هیچ دلیلی بدون نیاز به هیچ توضیحی من ارزشمندم من لایقم و به خودم افتخار میکنم

    دوست دارم بیشتر هدایت بشم

    دوست دارم به سمتی که علاقه دارم هر روز بیشتر از بیش هدایت بشم

    دوست دارم راحت کارام انجام بشه

    و دوست دارم از این استاد با افتخار 20 بگیرم و عکسهام بره توی نمایشگاه دانشگاه و روی دیوار دانشگاه شاسی بشه

    و دوست دارم توی حیطه مورد علاقم برای خودم کار کنم

    دوربین و تجهیزات خودمو داشته باشم

    مستقل باشم

    و درآمدم هر روز بیشتر بشه

    همونی بشه که استاد توی دوره 12 قدم گفتن یه نفر بیاد کخ اندازه 10 نفر خرید کنه یا خدمات بگیره

    آیا نمیشه ؟ معلومه که میشه

    روی ذهنم کار میکنم تا اون هم بشه و قطعا میشه

    استاد عاشقتم

    بچه ها عاشقتونم

    حسن ختام کامنت های زهرا محمودآبادی:

    و خدایی که همه چیز میشود همه کس را عاشقتم خدایِ من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
  4. -
    مجتبی انجیله ای گفته:
    مدت عضویت: 1122 روز

    بنام خداوند سمیع و بصیر خطا پوش و بخشنده و بی نظیر

    سلام به استاد توحیدی عزیزم و خانم شایسته و تمامی دانشجوهای سایت الهی

    سپاسگزار خداوند یکتا هستم که امروز هم توفیق داد زنده باشم و یه روز و فرصت جدید و تازه رو تجربه کنم و این آگاهی‌ها ی ناب رو از استاد عزیزم و استاد گرانقدر که کلام خداوند و هدایت خدا است دریافت کنم و نوش جان کنم بعد در عمل اجرایی کنم بعد لذت ببرم آگاهی‌ها یی که هیچ جا زمانی که به این دنیای مادی آمدیم آموزش ندا دند دانشجوهای سایت مقدس سایت عباس منشی اول به خودم بعد به تمام دانشجوهای عباس منشی میگم به خدا با تمام وجودم قلبم میگم که ما خاصیم که اینجا هستیم

    فقط باید خاص بودن خودمون رو باور کنیم ما جای خدا هستیم به خاطر همین زمانی که داشت انسان رو خلق میکرد به تمام جهانیان گفت خبر مهمی دارم فرشتها گفتن این که میخای خلق کنی قتل انجام میده گفت من چیزی میدانم که شما نمی‌دانید به خاطر همین ما جانشین و خلیفه الله روی زمین هستیم حالا کی هدایت ها رو دریافت میکنیم زمانی که ارامش داریم ما در هر لحظه و ثانیه داریم هدایت میشیم وقتی که احساسمون خوبه وقتی کنترل‌ ذهن میکنیم و خداوند خودش بارها گفته ما بار سنگینی رو روی دوش شما نمیذاریم که نتوانید از عهده اش بر ایید در طی تکامل زمانی که احساس خوبه و از این هدایت استفاده میکنیم هی عضله هدایت قویتر میشه و این اعتماد و ایمان ما قویتر میشه زمانی که ارامش داریم به قلبمون گفته میشه و قلب که جایگاه خداست و ما 72000هزار کانال انرژی داریم که 7 تا اصلی و مهمترین و اصلی‌ترینش قلب است ال قلب حرام الله و از لحاظ قانون انرژی وقتی که ما انرژی نفرت خشم حسادت کینه و رنجش به سمت مخلوقات جهان هستی انسانها بفرستیم اولین اتفاقی که میفته از دریافت هدایتها الهامات شهود نعمت و ثروت در هر زمینه ای ثروتهای پایدار فاصله‌ میگیریم این جهان شعوره داره فهم داره

    و همیشه این که استاد در تمام آموزها از کنترل ذهن از یک اصل صحبت میکنه و هی تکرار میکنه

    واتقوالله و یعلمکم الله یعنی شما کنترل نفس و ذهن داشته باشید آن وقت خدا معلمتان می‌شود

    و به آنچه که می‌دانیم عمل کنیم و خدا آن چیزهایی را که نمی دانیم به می آموزد و پاداش‌ها به کسانی داده می‌شود که در مقابل تضادها صببر می‌کنند همان اعتماد دارند به خدا و این صببر هم با احساس خوب=اتفاقات خوب

    مهمترین سرمایه ما الماس درونمون است

    بهترینها رو از خدای قدرتمندم برای تمام دانشجوهای سایت الهی و تمام مخلوقات جهان هستی خواستارم

    مجی انرژی vlp انتخاب شده و جانشین خداوند روی زمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
  5. -
    نازیلا محجوب گفته:
    مدت عضویت: 784 روز

    سلام و درود، وقت همه بخیر!

    شنیدن این فایل در صبح روز جمعه مصادف شد با فوت عمه‌ بزرگوارم!

    چقد همزمانی وجود داره وقتی رو خودت کار میکنی، واقعن که ایمانم به قانون بیشتر میشه هربار!

    از مراسم فاتحه بگم که چقد جیغ و داد بود، چقد بدگویی و حرفهای ناجالب، از مریضی گفتن و خلاصه جمع فرکانس های ناجور، اما من ذهنم کنترل کردم و نگذاشتم توجه ام برود سمت ناخواسته ها! برخلاف بقیه اصن اشک بسیار نریختم نه که بی مهرشدم؛ اما درین موارد تسلیمم!

    با جیغ و ناله من ،مرده برنمیگرده! اتفاقا آرام اشک ریختن بهتره تا یخن پاره کردن !

    چند مدته در مقابل مرده ها دلی چون سنگ پیدا کردم که یهو بهم نریزم ، تسلیم غم نشم ! چند ماه قبل برادر زاده ام مرد، اصن بهم نریختم، طفل هشت ماه بیچاره مرده بدنیا آمد،جنازشو ک آوردن بسیار بزرگ بود خدا رحمتش کنه! من به هیچ وجه حالمو بد نکردم.

    انگار دلم قرصه که چیزی اشتباه رخ نداده ک من شیون کنم .

    رفتم سر جنازه طبق عادت همیشگی سنت روز جمعه، سوره کهف خواندم ، کنار جنازه عمه مرحومم نشستم و این سوره را خواندم و طلب مغفرت کردم براش!

    استاد شما الگوی یک فرد موفق هستید که تونسته اعراض کنه از خبرهای بد، از اتفاقات ناجالب!

    من که در کابل هستم، در قطع نت ایران، هر روز سایت باز میکردم و میدیدم استاد فایلی نگذاشته ، فقط به این خاطر که اعراض کرده از خبرهای بد، و در دلم تحسین کردم که چقد استاد کارش درسته!

    اگر بقیه میبود حتمن شعار وطن پرستی سر میداد اما شما این کارو نکردید و بما درس اعراض از اتفاقات ناجالب دادین که این خودش در خور تحسین بسیاره!

    اینکه گفتین در جمع دوستان خود بودین و خبر مرگ فرزندتون شنیدید و به بقیه نگفتین بازم برام تحسین انگیز بود که نازی ببین یک فرد چقد کارش درسته که حتی نخواسته با گفتن این خبر، حال بقیه را خراب کنه و بخودش احساس دلسوزی ایجاد کنه! بلکه یک جا خلوت اشک میریزه . دنبال توجه و جلب ترحم و نگاه بقیه نبوده!

    هزار ماشاءالله دارین استاد!!!

    امیدوارم روزی بتونم مثل شما تقوا ذهن داشته باشم!

    ازین فایل بینظیرتون هم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
  6. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1361 روز

    به نام رحمان هدایتگر خدای بخشنده

    سلام بر استاد جانم و مریم شایسته و همه دوستان عزیزم

    و سلام بر استاد عرشیانفر عزیز

    چقدر ما به خداوند اعتماد داریم

    چقد برام درس داره هرچی فکر می‌کنم می‌بینم اصلا اعتماد من چقد کمه خدایا چطوری باید من اعتمادم بره بالا

    خودت کمکم کن

    هر چقدر این اعتماد بره بابا تر من تسلیم تر میشم

    استاد عرشیانفر بسیار قابل احترام هستن اما استاد جان با زبان ساده تر همون که دارن به ما یاد میدن چطوری ساده تر اصلا میشه از حرفای استاد فهمید چقد ساده داره قانون رو توزیع میده و برای ما چقد ساده و روان هست

    استاد هیچوقت از تکنیک صحبت نمیکنه

    این همه دوره خریدم اگه قرار به تکنیک بود هیچوقت من تا اینجا جلو نمیومد

    شهود ما قدم به قدم کامل میشه من ی دفعه نمیتونم مثل مادر موسی خودم رو رها کنم منی که الا هستم خیلی تغییر کردم با امین دیروز من خودم هم از رشد خودم لذت میبرم این لذت و حال خوب برای من عالیه ما خوبه که از این مثال ها استفاده کنیم اما خودمون رو نیابد با تکاملی که مادر موسی طی کرده رو طی کنیم

    حتی استاد بعد از دست دادن استاد دوساعت بدون وقفه گریه کردن

    پس استاد هم اولش براش سخت باشه ما بعد چند ساعت خودش رو جمع کرده

    شاید منم نتونم اولش اعتماد کنم به خدا ما یکی درمیون دوتا درمیون و بعد پشت سر هم میشه و قدرت تصاعد میاد

    این دقیقا چیزی هست که ما باید قبول کنیم که به کمال نمیرسیم هیچوقت پس اگه جایی هم خطا کردیم ناراحت نشیم ما انسانیم

    استاد میگه بعد اینکه یوسف رو از دست داد میگه همش اینا میومد تو ذهنم که یادته این حرفارو میزدی به مردم حالا خودت رو نشون بده

    مثل عشق یار

    وقتی استاد آقای عشق یار و کلی آدم دیگه دیده و تجربهاشون رو یاداشت میکرده و دقیقا وقتی میخواسته کنترل ذهن بکنه این الگوها میومده جلوی چشمش و با یاد آوری تونسته کنترل ذهن بکنه

    پس برای رسیدن به شهودی که استاد رسیده باید تکامل رو طی کنیم

    مثلا دوره تند خوانی رو از روی سایت بر میداره همه میگن دیونه شده این اما این از قلبش تبعید میکرده

    که موفق شده

    ماها هرکدوم که میخواییم موفق بشیم باید آروم آروم به شهود خودمون اعتماد کنیم

    من که خودم اصلا نمیتونم بگم اعتماد دارم به خدا

    مثل ابراهیم که اولش میگه این خدای منع بعدش شک میکنه

    پس لازمه به تکامل رسیدن شک کردنه که تکامل ما طی بشه

    مثلا استاد عرشیانفر میگه حضرت زیب تو کربلا میگه جز زیبایی چیزی ندیدم

    خب من خودم رو با اون خانم یکی کنم اون آدم تو خانواده ای بزرگ شده که پدربزرگش باورهای خیلی توحیدی داشته اما من نه پر از نقص بوده پس نباید از خودم ایراد بگیرم که چرا مثل اون عمل نمیکنم

    نه وقتی برم تو فاز مقایسه چرا اینجوری عمل نکردم اصلا نمیتونم پیش برم پس از خودم ایراد نمیگیرم

    من همین که امروز از دیروز بهتر عمل کنم و با ایمان تر باشم بهتره برام

    مثل حضرت محمد اول روی خودم کار میکنم آروم آروم

    چون من انتخابم رو کردم پس من خدارو انتخاب کردم

    من میخوام برم به سمتش

    و خدا منو در مسیری که میخوام برم کمکم میکنه

    البته من ی مقدار هم از فایل بعد برداشت کردم

    خداوند به هرکس خودش بخواهد روزی می‌دهد

    کسی که خدارو اجابت کنه

    اذا سائلک عبادی ف انی قریب

    خداوند که همیشه هست فقط ما باید بخواییم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 70 رای:
    • -
      هستی محمدی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1504 روز

      سلام امین جان.

      هدایت من به کامنت شما امروز کلی نشانه برام داشت.

      خدا شاهده از اول کامنتت اشکم جاری شد تا آخر.

      جنس کامنتت خیلی توحیدی بود و قشنگ حرف دل امروز من بود

      چون چند ساعت پیش من خوابی دیدم در مورد امام حسن و امام حسین و مادرشون فاطمه زهرا.

      و از وقتی بیدار شدم همش گفتم خدایا نشانه هاتو بفرست.

      خلاصه که امین جان خودت نمیدونی اما من جوابامو گرفتم از کامنتت.مخصوصا آیه وجمله ی آخرت .خدایاشکرت بخاطر وجود امین عزیزم در این سایت توحیدی.

      خداعمرت بده پسر توحیدی خداوند.

      منتظر دیدن رد پاهای دیگت هستم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        امین زندی گفته:
        مدت عضویت: 1361 روز

        سلام به شما

        مچکرم که خداوند شمارو از طریق من هدایت کرده

        واقعا این کامنتها رو خداوند جاری میکنه

        و من فقط مینویسم

        باید این آگاهی ها بیاد

        مثل استاد که تا آگاهی ها نیاد فایلی ظبط نمیشه

        هرچی تکامل بهتر طی بشه و ما مدام روی خودمون کار کنیم

        قطعا آگاهی های بیشتری به ما داده میشه

        امروز من باید از دیروز خودم بهتر باشه

        واقعا امروز داشتم شکر گذاری میکردم

        یهو یاد آهنگ محسن چاووشی افتادم

        ملاکا زکر تو گویم

        چقد این آهنگ زیبا بود

        توصیه من به شما هم هست

        گوش بدید و لذت ببرید از این آهنگ زیبا

        خیلی خوشحالم که دارمگسترش جهان کمک میکنم با کامنت گذاشتنم

        چقد عالی بود و به موقع این کامنت شما

        و من در سفر هستم و چقد روز منو تکمیل کرد

        از صبح دارم لذت میبرم وباز هم خداوند از طریق شما با من حرف زد

        و گفت مسیرت درسته

        شهودی داره بهتر و بهتر کار میکنه

        و دارم تسلیم تر میشم به درگاه خداوند

        هر ثانیه زندگیتون پر از وجود رب فرمانروای عالم باشد

        در پناه حق تعالی

        شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 811 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    قسمت 7درک عمیق تر قوانین خداوند

    خداوند همه چیز می‌شود همه کس راخداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

    اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

    و به قدر نیاز تو فرود می‌آید

    و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود

    و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود

    و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود

    و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

    پــدر و مادرمی‌شود یتیمان را ..برادر می‌شود محتاجان برادری را …

    همسر می‌شود بی همسران را.

    طفل می‌شود عقیمان را

    امید می‌شود ناامیدان را.

    راه می‌شود گم‌گشتگان را.

    نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.

    عصا می‌شود

    پیران را.

    عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را…

    خداوند همه چیز می‌شود همه کس را

    به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛

    به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

    بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!

    و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،

    و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،

    و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار…

    و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!

    چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما،

    با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند

    و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد،

    و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

    و “در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند”

    مگر از زندگی چه می‌خواهید، که در خدایی خدا یافت نمی‌شود،

    که به شیطان پناه می‌برید؟

    که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟

    که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟

    قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنید

    و با عظمت عشق پر کنید.

    زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می‌پرد و دور…

    بی اعتنا به حقیران ِ در روح. کینه چون لاشخور و کرکس است.

    کوتاه می‌پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.

    بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط

    خدا یا شکرررررررررت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    من تسلیمم بدون تو هیچی نیستم

    خدا یا شکرررررررررت برای این آگاهی های ناب الهی و هر روز پایداری ام در مومنتوم مثبت و هم جهت شدن با جریان خداوند

    خدا یا شکرررررررررت من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدا یا شکرررررررررت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم که هر موقع تمام اموراتم را به تو میسپارم و فرمون زندگی ام را به تو میدهم تو همواره مرا بر ساحل امنت می‌رسانی با کلی عشق و حال

    هر کجا رها کردم و فرمون دادم دسته تو اینقدر نرم و روان منو بردی که نفهمیدم و آرام بودم ورها و در امنیت و نگهبانی محافظت شده بودم

    همین دو شب پیش وقتی که مشتری ماه قبلم تماس گرفت و بهم گفت دیگه محصول نمی‌خوام آرام بودم و با روی خوش باهاش صحبت کردم و با کلی تشکر و قدردانی ازش خداحافظی کردم

    بعد از تماس به احساسم نگاه کردم دیدم کاملا آرومه

    دقیقا برعکس تصورات من بود گفتم حتما تماس گرفته برای تمدید کردن سفارش

    ولی گفت نمی‌خوام دیگه

    من بجای اینکه ناراحت بشم

    اتفاقا آروم بودم گفتم الخیر فی ما وقع

    خدارو شکر که ماه قبل ازم خرید کرده

    من به فراوانی خداوند ایمان دارم باور دارم که از جایی که فکرش را نمیکنم خداوند بهم میده

    اگر من طبق قوانین عمل کنم آرام باشم و رها و علی بی غم

    خودمو هم‌جهت کنم با جریان خداوند

    به خودم گفتم الهام خانم الان موقع عمله

    اینم یه مدل امتحان الهی هست

    خدا داره بهت نگاه میخواد الان واکنش تو رو ببینه وااای خدا جونم مرا یک لحظه به حال خودم وامگذار

    چقدر قشنگ میشه اگه در زمان مسئله ای بتونیم رهنمون رو کنترل کنیم و به اتفاقات واکنش نشون ندیم

    چقدر لذت بخش میشه همه چی وقتی زاویه دید بهتری داشته باشیم

    یه جمله خونده بودم کن وقتی مشکل میشه مشکل که ما بهش واکنش نشون بدیم

    اگه به مشکل واکنشی ندیم مثله موجه روی آب هست میاد و آروم میگیره

    وقتی من افکار بهتری داشته باشم

    وقتی خودمو بمباران کنم با باورهای توحیدی قدرتمند

    دیگه مسئله شیرین میشه

    میریم تو دلش به خدا بیشتر اعتماد میکنیم

    ایمانمون قوی تر میشه

    ترس و نگرانی کمتر میشه

    آرامش بیشتر میشه

    قلب الهامات رو واضح تر دریافت می‌کنه

    و در احساس خوب پایدارتر هستی و شهود قوی تر هست و راه حل های الهی رو بهتر دریافت می‌کنیم .

    و فاصله رسیدن به خواسته با این ابزار ها که همواره احساس خوب داشتنه ما رو به خواسته ها و اهداف مون می‌رسونه

    خدا یا شکرررررررررت و پاداش این کنترل ذهن من در این تضاد و چالش بینهایت بود بخدا

    کلی از دیروز صبح پاداش های عالی الهی دریافت کردم

    شب هم مهمون داشتیم که همه چی رو سپردم بخدا

    در کمال آرامش کارها براحتی در زمان مناسب انجام می‌شد با بهترین کیفیت

    پخت و آماده شدن غذا ها با ساده ترین روش ها و بسیار خوشمزه و خوش طعم شدن غذا کار خود خدا بود و هر لحظه می‌گفتم میزبان تویی من هیچ کاره ام

    من همواره هدایت شده هستم

    تو میگی و خودتم برام انجامش میدی

    بارها و بارها ازم تشکر و قدردانی شد و اعتبارش را تماما بخدا دادم

    فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

    (ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول)، چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.

    و دیدم که چطور همزمانی ها و نعمتها و ثروت‌هاو فراوانی های جهان را بر زندگی ام جاری ساخت

    دیدم چطور پاداش کنترل ذهنم را بهم داد

    و ایمانم را چند برابر بیشتر کرد

    که هر دری بسته بشه از حکمت خداست

    قطعا درهای بهتری برام باز می‌کنه

    من به فضل الهی اعتماد و ایمان دارم

    هر آنچه دارم از فضل خداوند متعال است

    خدا یا شکرررررررررت

    می‌دونم که بازم برام بهترین مشتری هستی

    بازم بهم از رحمتت میباری

    نمونش هم همین امروز که اول هفته است و از صبح همزمان شده با بارش بی‌حساب باران رحمت الهی داره می‌باره

    الهی صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    همین آرامشی که دارم از فضل توست

    بهم وعده رزق غیر الحساب داده ای

    من به معجزات خداوند عادت دارم

    من به سورپرایز ها و شگفتانه های خداوند عادت دارم

    خدا یا شکرررررررررت که همیشه منو شگفت زده می‌کنی

    خدا یا شکرررررررررت همه چی را برام نشونه کردی

    خدا یا شکرررررررررت که منو هدایت می‌کنی

    خدا یا شکرررررررررت که بهم میگی آروم باش من هستم به من اعتماد کن قدمهات رو محکم تر و با ایمان تر بردار

    لذت ببر از مسیر صبور باش

    همون خدایی که روابطت رو به شکل معجزه آسایی درست کرد

    همون خدا بازم برات معجزات بیشتری جاری می‌کنه

    همون خدا همون خدا همون خدا بهت وعده داده

    خدا یا شکرررررررررت که مدیریت تمام اموراتم را به دستان قدرتمند تو سپردم و آرام و آسوده خاطر هستم.

    خدا یا شکرررررررررت که برای چیزی که فکر نمی‌کردم درست بشه

    به مو رسد ولی پاره نشد

    تو خدای نشدن هایی

    تو خدای ناممکن هایی

    من بلطف و هدایت خودت اینقدر نعمت و رحمت و لطف تو را دریافت کرده ام که اگه بخوام برای هر چالش کوچکی کم بیارم بخدا خیلی نامردی کردم در حق خودم

    الهام خانم روزهایی رو بیاد بیار که کجا بودی

    آرزوی یک لحظه آرامش و امنیت رو داشتی

    و ببین چطور خداوند نور افکنش رو گرفته رو زندگیت که همه جوره از رحمتش تو رو برخوردار کرده

    خدایا شکرت که منو با از دست دادن مالم امتحان کردی

    خدا یا شکرررررررررت که من به فراوانی تو ایمان دارم

    می‌دونم همون خدایی که اون شرایط رو بهم داد و من ناآگاه بودم و ناسپاس

    همون خدا دستمو گرفت هدایتی کرد بوسیدم و در آغوش گرمش منو گرفت و در نور هستم و بهم وعده یک رزق بی‌حساب داده

    با شکر گذاری با توجه به داشته ها و قدردانی بودن بابت هر آنچه دارم.

    با لذت بردن ازمسیرزندگی

    بخدا که الان درسته مثله قبل یه سری چیزها نیست

    ولی حاضر نیستم این آرامش و امنیت درونم را با هیچ کدوم از اون نعمت‌های قبلیم عوض کنم .

    قبلا همه چی بود ولی من نمی‌دیدم

    الان خدا داره هر لحظه بر من منت می‌زاره و چشمم رو بیناتر می‌کنه به نعمتها به داشته هام

    به مسخره شدن جهانش برای من الله و اکبر

    بلطف خداوند که زندگی ام هر روز از هر جهت داره بهتر و زیباتر میشود

    خدا یا شکرررررررررت که من همواره هدایت شده هستم.

    من غرق در نور خداوند هستم من خود فراوانی هستم

    من ارزشمندم بی قید و شرط

    خدا یا شکرررررررررت برای بزرگی و عظمتت

    سپاسگزارم برای وقت صلات که بهم داده شد

    خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم.

    و همواره بندگی و فروتنی ام را حفظ کنم در مقابل خودت.

    منو خدا یکی هستیم وصلیم به هم برای خدا کاری نداره براش آسونه

    همون خدایی که آسمانها را بدون ستون نگه داشته

    قادر مطلقه که بارهای سنگین رو از روی قلبم برداره .

    خدا یا شکرررررررررت تو توانا ترین هستی

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 66 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1165 روز

      به نام خداوند قادر مطلق

      سلام الهام عزیز

      چه اسم زیبایی

      یه کامنت و هر کسی بسته به نیازش، یه برداشت جدا داره،

      برای هر کسی یه تیکه اش، پررنگتر میشه

      برای من

      همون خداوندی که قادره آسمون ها، رو بدون ستون سر جاشون استوار نگه داره

      همون خدای قادر مطلق، این توانایی رو داره تا بار سنگین رو از روی قلبم برداره و برمیداره

      باید باور کنم، خداوند برای هر کس که به خودش پناه ببرد و توکل کند،

      خداوند به تنهایی برای او کافیست

      اوست که یادش آرامش بخش قلبهاست

      شکرت خدای رزاق و آگاهم

      سپاس الهام عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مینا منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1391 روز

      سلام و صد سلام

      چقدر حس خوبی دادی وقتی این شعر رو نوشتی چقدر این جملات بازتاب قلب نورانی شماس

      چقدر میشه حس کرد در خدایی و با خدایی

      ممنون از حسن سلیقه برای متن دلربا

      جنلات تاکیدی قشنگ پایانی شما فریاد میزنه که خیلی در مسیر فعال و پر قدرت در حرکتی

      از مهمونی و خوب پیش رفتن گفتین و از کارهاتون که در مسیر خدا بهترین ها میشه

      منم از خواسته م که سفر با دوستم بود و البته که تمام اسناد و مدارک و منطق میگفت نمیشه بگم که با وجود نه ها درخواست رو کردم و رهاش کردم و مژده که پسفردا راهی سفر با دوستم هستم و چقدر خوشحالم و هیجان دارم وقتی میبینم خدام برای خواسته هام با منطق و هرچیزی میجنگه و بهترینش رو برام رقم میزنه

      خداجونی تو جونی

      جمله گفتین:((بخدا که الان درسته مثله قبل یه سری چیزها نیست

      ولی حاضر نیستم این آرامش و امنیت درونم را با هیچ کدوم از اون نعمت‌های قبلیم عوض کنم .))

      آره درسته یه سری چیزا نیست ولی آرامش و رهایی که یادگرفتم رو به هیچی نمیفروشم این یعنی بزرگ شدم و درمسیر درست قرار گرفتم و هنوز خیلی کار داره ولی خوب جلوتر از خیلی ها هستم.

      ذکر جدیدی که دارم خدایا من بلد نیستم تو جلو ببر من نمیدونم تو مدیریت کن و چقدر توحیدی تر شدم و هنوز باید بیشتر و بیشتر…

      لایک به شما و دوستان و سایت و حضرت استاد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        الهام سیاوشی فرد گفته:
        مدت عضویت: 811 روز

        به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

        سلام به مینای عزیزم

        دوست هم فرکانسی ازت متشکرم

        که برام نوشتی

        ممنون از قلب سلیمتون

        از درون آگاه و پر از نورتون

        مطمئن باش چون خواسته سفر ت رو سپردی بخدا و خودش دعوتت کرده به این سفر قطعاً یه سفر رویایی و معنوی و سرشار از زیبایی و نعمت و ثروت و فراوانی و برکت و رحمت الهی میشود

        در مسیر توحید استمرار داشته باش

        از مسیری که پیش رو داری لذت ببر

        خود خدا قدم به قدم همراهت هست فقط کافیه ازش بخواهیم و هم جهت با جریان خداوند باشیم .

        چند دقیقه پیش قبل از اینکه بیام بشینم و سایت رو باز کنم

        در حال شستن ظرفها بودم که یه الهام در قلبم پر صدا شد که در احساس خوببمون

        خب من بارها و بارها از استاد یاد گرفتم که احساس خوب=اتفاقات خوب

        بعد الان از یه زاویه دیگه بهم گفت …

        گفتم جانانم خب تو بگو من چکار کنم

        گفت اگه میخوای احساس خوب رو پایدار کنی به نداشته ها توجه نکن

        گفتم باشه

        گفت همین الان بینهایت نعمت داری

        گفتم آره درسته

        همین آبی که داره با فشار زیاد از شیر آب میاد اینم فراوانی منه

        چی کم داری !؟

        به خودم بگو

        تو فقط لذت ببر و خودتو در احساس خوب هر بار بیشتر پایدار کن

        تو برای من ارزش خیلی زیااااادی داری که حتی خودت هم نمیدونی اینو

        بنده ی من فقط آرام باش و لذت ببر

        و مینا جانم همون لحظه شروع کردم به سپاسگزاری بابت شام خوشمزه ای که بچه ها قبلا درخواست داده بودند و من در شرایطش نبودم و الان که بلطف و فضل خداوند امکانش رو داشتم براشون آماده کردم و کلی بچه ها ذوق کردند و بهشون چسبید و کلی ازم تشکر کردند .

        من بخوام برم تو عمق همین نعمت شمام امشب خودم و عزیزانم بخدا زمان کم میارم .

        اونوقت ذهن باز نجواها شو میگه

        دیگه بلطف خداوند قلبم بقول استاد حساس شده به احساس بد

        و با کار کردن مستمر و فقط و فقط لطف خداوند و عشق به تغییر و نموندن در فرکانس های قبلی و باورهای محدود قبل

        داره بهم ایمان و توکل و اعتماد و قدرت بخدا را در وجودم با شور و اشتیاق بیشتری قوی تر میکند .

        خدا یا شکرررررررررت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم.

        مینا جانم خیلی دوست دارم در طول سفر بعد از سفر بینظییییر تون برامون از برکات و معجزات سفر بنویسی که منتظرم ببینم خدا چه سورپرایز ها و معجزاتی برات تدارک دیده عزیزم

        خوش باشی و هر لحظه در اعتماد به خدا در بهترین حال و همواره هدایت شده در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مینا منصوری گفته:
          مدت عضویت: 1391 روز

          سلام دوست عزیزم

          آره همینجور که گفتی برات سورپرایز ها تدارک دیده

          همین جور هم شد

          از ورود که کوپه چهارنفره و دوبانو بودن و احساس راحتی

          همین که همه گی مون اهل خواب بودیم و تو کوپه تا صبح خوابیدیم

          ما درخواست اتاق دونفره رو دیر دادیم و گفتن اتاق دونفره تموم شده و خب سپردیم به خدا و حالمون خوب کردیم و یهو گفتن میشه اتاق تون با دخترای ما عوض کنین و اتاق سه تخته برای ما تدارک شد که خیلی راحت بودیم

          همسفری ها جالب و باحال بودن

          مرجانی که هرلحظه مثل دخترش برام مادری

          مثل همسر برام همسری

          مثل دوست برام محبت و لطف میکرد

          آخ این سفر رویایی بود

          از لحظه لحظه فیلم گرفتم و کلیپ درست کردم و هرلحظه برام جون داره و زنده س

          خیلی خوش گذشت هرلحظه خدا قبل ما اونجا بود برامون تدارکات لذت و خوشی چیده بود

          واقعا خدا رو داری پادشاهی برام ثابت شده

          خداجونی هزار هزار بار شکر

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            الهام سیاوشی فرد گفته:
            مدت عضویت: 811 روز

            به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

            بنام توحید

            مینا جانم سلام

            الله و اکبر

            قربت الی الله

            مینا جانم چه هدایتی شدم همین لحظه

            دختر رفتم پیام رسان ایتا رو باز کردم خواهرم زینب جانم برام چندتا فایل از استاد فرستاده بود

            آخریش فایل استاد با همین شعر ملاصدرا

            دقیقا بازش کردم

            و عاشق این فایل استادم

            و همزمان هدایت شدم به سایت و بازش کردم و همراه شدم با دیدن دایره پر رنگ آبی

            اظک حلقه زد تو چشمام و پیغام خدا را باز کردم و چشمم روشن شد به وجود مقدس شما و دلنوشته هایی از جنس عشق امید لذت هماهنگی با خدا

            از جنس نور توکل ایمان و اعتقاد و اعتماد به خدا

            یعنی شک ندارم که خود خدا داره با وضوح و شفافیت مرا هر لحظه هدایت میکند .

            با فایل توحیدی قسمت اول من کلا دیوانه اش شدم

            بارها گوش کرده بودم

            ولی اینبار جنسش متفاوته

            اینبار قلبم بیشتر باز شده

            اینبار آرامشم باهاش بیشتره

            یه ساعت پیش که رفتم دوش بگیرم

            بهم آیه الیس الله بکاف عبده آیا خدا برای بنده اش کافی نیست

            زیر دوش آب پاک و گوارا ازش خواستم منو ببخشه

            چرا کافیه بشدت

            بخدا که خدا برای بنده اش کافیه

            این روزها خیلی دارم ازش میپرسم من کی ام

            من چی ام

            من برای چی اومدم

            بهم گفت بیشتر باورم کن و بیشتر بهم اعتماد کن

            هر چقدر بیشتر اعتماد و توکل کنی

            من بهت برای تمام جنبه های زندگی ات بهت ایده و خلاقیت و فرصت و افراد و شرایط و موقعیت های عالی میدم بهت

            من هدایت تو را برخودم واجب کرده ام

            توحید

            توحید

            توحید

            خدا یا شکرررررررررت

            مینای عزیزم اشکم سرازیره از این همه فضل و لطف بی‌حساب خداوند.

            خدارو شکر که ایمانت قوی شده متوکل تر شده ای

            سپردن بخدا را آغاز کرده ای

            تسلیم شدن در مقابل خداوند را هر بار در وجودت قدرتمند تر می‌کنی و لاجرم اتفاقات خوب ایجاد میشود .

            برات همسفر خوب میشه

            برات مادر میشه

            پدر میشه

            همسر میشه

            در راه ماندگان را نور میشود

            ازت ممنونم که برام پیغام خدا را رساندی

            خدارو شکر خدارو شکر

            خدارو شکر تا بینهایت

            مینا جانم خواهر قشنگم

            دوست دارم .

            در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فائزه گفته:
      مدت عضویت: 746 روز

      سلام به روی ماهت الهام جانم

      من چقد از کلمه کلمه هایی که نوشتی غرق شگفتی شدم انگار که از زبون من نوشتی … عینا … یک بار دیگه قانون بدون تغییر خداوند برام یاداوری شد … برای هر کسی که تو مسیرش باشه کار میکنه خدایا شکرت برای این همه انسان های بی نظیر که توی زندگیم میبینمشون

      برای این سایت بهشتی برای این استاد الهی

      خدایا سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    استاد عزیز و بزرگوار خانم شایسته دوستان عزیزم و گروه تحقیقاتی سلام

    خدا قوت

    الهی صد هزار مرتبه شکرت بخاطر این آگاهی ها

    امروز داشتم فصل پنجم کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو میخوندم

    داستان حضور استاد عباسمنش در اون باغ و نوشتن کتابشون با الهامات خداوند .

    خوندن و شنیدن این داستان برای من همیشه تازگی داره و لذتبخش و هر بار که میخونم چیزهایی رو میبینم و میخونم که انگار بار اوله و چقدر بهم انرژی و قدرت میده و ایمان من به خدا چقدر بیشتر میکنه .

    و با خودم مرور کردم که چقدر به خدا اعتماد داری

    طبیعی ترین حالت زندگی مان ، لحظه ای است که مملو از اشتیاق و شور و شور شده ایم

    احساس خوب داشتن ، از هنه چیز مهم تر است

    باید منبعی را در درونت کشف کنی که به تو جسارت زیر پا گذاشتن همه ترسهایی را میدهد که سبب شده فراتر از آنچه می شناسی نروی

    جسارت مهمتر از زکاوت است . چرا که جسارت امکان تجربه ناشناخته هایی را می دهد که زکاوت ، نادیده شان می گیرد.

    یادمه وقتی که دوازده قدم رو شروع کردم و تصمیم گرفتم که به دل ترسهام بزنم ، صبح زود در تاریکی از شهر میزدم بیرون ‌.

    مسیر بیرون از شهر و خلوت و برای من در اون زمان ترسناک به نظر میرسید .

    یک روز صبح زود وقتی در دل تاریکی حرکت میکردم و فایل گوش میدادم ، صدای یه گله سگ که در حال پارس کردن بودند و به سمت من میدویدند رو شنیدم و خوب هیچ کسی اونجا نبود و من هم خیلی ترسیدم . اول سریع سنگی پیدا کردم و برداشتم که وقتی سگها نزدیک شدن بزنم و از خودم سگها رو دور کنم .

    بعد با خودم مرور کردم ، مگه من نمیگم این فرکانس منه که اتفاقات رو برای من میاره ؟ !

    مگه من نیومدم این قوانینی رو که یاد گرفتم رو توی عمل انجام بدم . ؟!

    مگه من نمیگم من بخدا توکل میکنم و اون در هر لحظه از من حمایت و حفاظت میکنه ؟ !

    پس چرا دارم میترسم ؟!

    باور کنید اول بقدری ترسیده بودم داشتم با سرعت بر میگشتم ، میخواستم برگردم و فرار کنم .

    اما من رفته بودم که از قوانین استفاده کنم ‌

    البته بصورت تکاملی و آرام آرام

    وقتی یاد داستان استاد در باغ افتادم و با خودم مرور کردم ، گفتم خوب باید حالا امتحان کنم و عمل کنم .

    برگشتم و آرام آرام شروع به حرکت به جلو کردم اما ترس هنوز بود . با خودم گفتم خوب پس با وجود خداوند که در هر لحظه از من مراقبت ، حفاظت و حمایت میکنه ، من که دیگه نیازی به این سنگ ندارم ، پس سنگ رو بندازم کنار و بدون ترس حرکت کنم با توکل و ایمان به خداوند و ارسال فرکانس مناسب و بدون ترس .

    و با خودم مرور میکروم که مگه تو ایمان نداری ؟! پس نترس و حرکت کن

    وقتی گله سگها رسیدند بمن ، با کشیدن زوزه ای آرام شدند و با ترس از کنارم رد شدند .

    و من با توکل و اعتماد به خداوند و قوانین جهان هستی پا به دل ترسهام گذاشتم و در اولین امتحان خودم قبول شدم و چقدر ایمان و باور در وجودم جوانه زد و رشد کرد .

    و بعد از اون الهامات و هدایتها از راه رسیدند .

    چون من به خودم اجازه دریافت این الهامات و هدایتها رو دادم .

    و به آموخته هام عمل کردم و دوست داشتم به قوانین عمل کنم و نتیجه ببینم که ایمانم قویتر و محکم تر بشه ‌.

    و مدام این جمله رو با خودم مرور میکردم و به من انرژی میدادجهان هستی اجازه نمیدهد برای کسی که باورهای درستی دارد و در مدار درستی قرار دارد اتفاق بدی بیافتد . ما در همه حال وصلیم به خداوند . ما انالله هستیم . ما از خود خود خداوند هستیم

    واین جمله و باور بمن قدرت و انرژی بینهایت میداد.

    و خیرو شرش را به او الهام کرد(8الشمس)

    قسنتهایی از فصل پنجم کتاب

    آن زمان در بندر عباس بودم و مدت زیادی از آشنائی ام با قوانین کیهانی نگذشته بود اما یک رویا شب و روز و خواب و خوارکم را گرفته بود

    اشاعه یکتا پرستی

    ایمان به تنها یک منبع قدرت ، که جهان را آفرید و برای اداره اش قوانینی ثابت ، مشخص نموده است

    نتیجه این همه مطالعه و تحقیق در زندگی افراد موفق ،مرامتوجه دو عامل نمود ، که مثل دو روی یک سکه اند ؛ ترس و ایمان

    مشکل خود ترس نیست مشکل قدرت دادن به ترس است

    همه فرصت های زندگی ما زمانی به ما داده می شود که با ترس جدیدی روبرو می شویم

    استاد عباسمنش عزیز بینهایت سپاسگزارم

    خدایا من به تو اعتماد دارم تا بینهایت

    الهی هرگز حتی یک لحظه منو به خودم وا مگذار

    خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 66 رای:
  9. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 1019 روز

    سلام استاد سلام خانم شایسته جانم

    “چقدر به خداوند اعتماد داری نه اعتقاد”

    وقتی که شرایط سخته وقتی که به تضادی مشکلی خوردی ،وقتی که اوضاع بر وفق مرادت نیست،می خوری به بن بست اعتماد داری به خدا که اون درستش میکنه،اون خیر تو رو می خواد ،همه چیز به نفع توئه ،تو شرایط سخت نه وقتی که همه چیز خوب و خوشه ،ببین اونجاها می تونی آروم باشی که اون بهتر می دونه من بهش اعتماد دارم

    خدا بهت میگه در همه حال هدایتش رو میفرسته از طریق قلبت بهت میگه اگه تو صدای ذهنت کم باشه آروم باشی و در آرامش ،ذهنت آروم باشه می شنوی ،اما وقتی خشم و عصبانیت و نگرانی و نجوای شیطان هست صدای قلب رو نمی شنوی در فرکانسش نیستی،خداوند در همه حال داره ما رو هدایت میکنه،داره ما رو راهنمایی میکنه می خوایی بری بهشت بسم الله…می خوای بری جهنم بفرما…راه بازه،جلوتو نمیگیره ،وقتی در فرکانس بد و غم و ناراحتی و افسردگی و عصبانیت هستی تو نمی تونی دریافت کنی الهامات خداوند رو پس تو باید بری تو فرکانس خداوند و زیبایی ها ،همون جور که پیامبران ما هم قرار گرفتن در این فرکانس و هدایت ها رو دریافت کردن

    حالا ببین تو هم در شرایط سخت اعتماد داری که اون بهتر میدونه من آرامم و در آرامش ،من حالم خوبه چون میدونم اون همیشه خیر و صلاح منو می خواد ،اون بهتر منو می دونه من نمیدونم، اون داناتر و آگاه تره

    چه داستانی،که گفتید اون آقا با از دست دادن فرزندانش انقدر خوب و سرحال بوده این واقعا از یک ایمان قلبی و قوی میاد که تو چقدر وصلی به خدا،چقدر اعتماد داری بهش،چقدر بهش نزدیکی که میدونی حتی اگر بچه ت هم از دنیا رفت رفته پیش اون دل نبستی بهش مال اون بوده صاحبش اون بوده داده،خودشم گرفته ،یه ایمان قوی میخواد

    حالا تو تعمیم بده به شرایط دیگه ی زندگیت وقتی به شرایط سخت مالی، روابط یا هر چی می خوری ،انقدر بهش ایمان و اعتماد داری که بگی من آرامم حالم خوبه چون می دونم، بهت اعتماد دارم که تو بهتر می دونی تو برای من همیشه خیر می خوای پس میسپرم به خودت و من بهت اعتماد دارم ،اینا شاید کلمات تکراری باشه که شنیدیم ،ولی اینا همه تو عمل تو شرایط سخت باید یادت باشه عمل کنی،درسته آدم واقعا تو شرایط سخت و تضاد که برمی خوریم اولش شاک میشیم ولی باید اینارو به خودمون یادآوری کنیم و اینجائه که ایمان و اعتماد خودتو میتونی نشون بدی وقتی که در فرکانس خداوند باشی وگرنه که میری به راه کج و هزار بدبختی کشیده میشی، چون ایمان نداشتی چون اعتماد نداشتی بهش که حتما خیری هست اون بهتر میدونه،بهش اعتماد داشته باش در عمل…

    درسهای خوبی بود،این فایل نشونه ی امروزم بود و انشالله در عمل بیشتر بتونم بهش اعتماد داشته باشم،انصافا خیلی خوب شدم تو این موضوع ولی باز می شود بهتر شد

    سپاس از شما استاد که سخاوتمندانه و رایگان این فایل های ارزشمند رو بدون مزد و منت در اختیار ما میزارید

    سپاس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
  10. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1920 روز

    درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت 7 – اتصال به الهامات الهی – جمعه 17 بهمن ١۴٠۴

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    این روزها هر صبح در تمرین ستاره قطبی م مبنویسم که : خدایا من ر‌‌و هدایت کن و بهم ایمانی بده تا عمل کنم

    و

    در تمرین جلسه سوم ثروت 1 نوشتم ک میخوام تمرکزم رو بذارم روی هدایت های الله یکتا و اینکه قوه هدایتم رو بیشتررو بیشتر تقویت کنم

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186) بقره همواره پاسخ دهنده هستی

    من دیوانه این مفاهیم هدایت و هدایت شدن ، الهامات و عمل به اونها هستم

    تجربه این مدتی که به لطف الله یکتا هدایت شدم تا با استاد عباسمنش عزیزم کار کنم ، تاااااازه دارم یکم شیرینی هدایت الله یکتا رو حس می‌کنم

    برای منِ زهرا :

    هررررررر جایی که کلام سپاسگزاری بود و آرام بودم و به آنچه قلبم گفت ( هرررررر چقدر غیر منطقی و ….) عمل کردم ، معجزه پشت معجزه ، ثروت پشت ثروت ، عشق پشت عشق اومد

    و هررررررر جا که ترسیدم ، عجله کردم ، تکاملم رو طی نکردم و ….. نجوا پشت نجوا اومد و اشتباه پشت اشتباه ، و افتادن توی لوپ احساس بد همانا و تجربه ناخواسته پشت ناخواسته همانا

    به راستی که :

    إِنَّمَا النَّجْوی‌ مِنَ الشَّیْطانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیْسَ بِضارِّهِمْ شَیْئاً إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّـهِ وَ عَلَی اللَّـهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (10) مجادله

    همانا نجوا از سوی شیطان است تا کسانی را که ایمان آورده‌اند اندوهگین کند، در حالی که جز به اذن خداوند، هیچ (نجوایی) ضرر رسان نیست، پس باید مؤمنان تنها بر خداوند توکّل کنند. (10 مجادله)

    استاد من دیوانه وار عاشقتم که همیشه همیشه همیشه در بهترین زمان و مکان بهترین چیزی که باید بشنوم رو از کلام توحیدی و الهی شما میشنوم

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 77 رای: