اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آقو، معنای شهود خیلی کاربردی و خوب بود…دمت گرم استاد که یه چیز مشتی امروز بهم یاد دادی….خودشه: پروژکتور ذوب کننده!
ما پیش از عید، به یه جای خیلی باحال اسباب کشی کردیم. خیلی این خونه زیبا رو دوست دارم…پر از نور و رنگ و حس خوبه. در نزدیکی یکی از باغهای معروف شیراز قرار گرفته و از صب تا شب، اطرافش پر از توریست و آدمای باحاله که اومدن پیاده روی و ورزش کنن.
هفته پیش، یه تضاد سلامتی برام پیش اومد که مجبورم کرد نصف شب به وقت شیراز( میشه همون پنج و نیم صبح به وقت شما!!) پاشم بزنم بیرون و هی راه برم و ورزش کنم، راه برم و ورزش کنم!
باورتون نمیشه چقدر زیبایی و عطر و بوی خوش و رنگ و روی قشنگ دیدم! انقدر که داشتم بال در میآوردم!
آنقدر توی پارکهای اطراف خوش میگذرونم که گفتنی نیست!
چه خوب شد که اومدیم اینجا و با صاحبخونه قبلی گلاویز نشدیم که چرا داره پیش از موعد، ما رو از خونه قبلی بلند میکنه! خدا قرار بود ما رو به بهشت نزدیکتر بکنه…. هر چند همه شیراز این روزها بهشته، ولی اینجو یه چیز دیگه ن، کاکو!
روز شیراز هم مبارک خودوم و شما باشه! همتون مهمون جیب خودتون، امروز به یاد من، یه فالوده شیرازی بزنین!:)))))
ای یم یه واسونک شیرازی که رفیقام موقع عقدم، 18 سال پیش در چنین اوقاتی داشتن برام میخوندن:
سلام بر استاد نازنینم این مکالمه بینظیر و رویایی و روحانی که من رو به وجه درآورد آنقدر که قلبم باز شد خدایا سپاسگزارتم که داری از طریق این عزیزان با من صحبت میکنی
و اما مغز و ذهن
که مثل یک پروژکتور هستند
و شهود مثل یک خورشید تصور میکنیم
خیلیا فکر میکنم ما ذهنیم
خیلیا فکر میکنن ما شهودیم در صورتی که ما فراتر از ذهنی
و فکر میکنیم همه چی ذهن مایه چون که از طریق خانواده و توسط جامعه اطرافیان رسانهها و یا ژنتیکی هستیم
یعنی یه خورشید درون من دارم و یه پروژکتورم اینجاست
وقتایی که من پروژکترم را روی مسائلی میگذارم و اون رو روشن میکنم شعاف دید من چقدره
وقتی به خورشید درونم یعنی شهودم اجازه میدم شهود من به این مسئله نگاه کنه و این چالش ومن این مسئله یا چالشو ذوبش میکنه
و یک حقیقت در قرآن بخواهیم ببینیم اینکه شهود شهودی که منو آرومم میکنه
و مثال بانوی زرگوارمون حضرت زینب رو مثال میزنم که که 84 نفر از عزیزانشو از دست بده و بیخیال باشه حالش در هر لحظه خوبه و از زبان سپاسگزاری داره اصلا نمیشه با درک الان من حذمش کنم و اصلاً دیگه نتونم ادامه بدم
و اینکه اینها اهل شهودند و یه خورشید درون دارند که این باهاشون حرف میزنه این نگاه این پروژکتور خورشیدی که خودشو گذاشته روی این مسئله وقتی و حضرت زینب میگه من به غیر از زیبایی چیز دیگهای ندیدم این حرف یکی از وحشتناکترین پروژکتورهای عالم رو جلوی چشمش که از دست داد و میفرماید من جز زیبایی چیزی
ندیدم
اصلا باور میشه بکنیم که این حرف حرف مغز باشه اصلا این جمله که«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ ما جز زیبایی چیزی ندیدیم
این حرف اینجاست این برای اینجاست
و این حرف شهود این حرف قلبه
حالا ما بخوایم اون چیزی باشه که ما بخوایم از زندگی مون عمل کنیم
وقتی شهود را به عنوان هدایت خداوند در مسیر و تعریفمون از شهود این باشه که آقا خداوند داره هدایت میکنه ما را تو این مسیر
و خداوند میفرماید ما ظیفهمونه که به هر آنچه که شما میفرستید عمل کنیم
و هر هدایتی که خودمون بخوای بری جهنم هدایتت میکنم
بخوای بری بهشت هدایتت میکنیم با قدرت به بهشت
کلاً امدهااولا و هااولا
و زمانی که ماه هدایتهای خداوند را دریافت میکنیم که ما بتونیم خودمونو خوب نگه داری
احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
وقتی ما عصبانی باشیم احساسمون بد باشه لاً شیطان شروع میکنه به نجوا کردن
و در لحظه نیستی و از حالت لذت نمیبری از ساعتهای روزت لذت نمیبری اصلاً نمیفهمید چه جوری شب شد و چه جوری روز میشه همه چی برات تکراری میشه
و شهود شیطانه که میگه نه برو فلان کارو بکن برو اعتراض کن برو شعار بده برو اختشاش کن جنجال راه بنداز و یک سر تو همین حال بد باش و بیشتر و بیشتر میشه
و خداوند در قرآنش میگه نبوده که ما بر پیامبری وحی کنیم و همزمان شیطان هم نجواهاشو نگه نبود چنین چیزی یعنی در تمام موارد اتفاق افتاده وحی کردیم و شیطان هم گفته
ولی ما کلام الله رو بالا بردیم
و این چیزی که ما الان خودمون در همین زمان و حال داریم میبینیم و در زندگیمون داره اتفاق میافته و همین جریان دو سه هفته پیش که اینجور مردم درگیر خودشون بودند درگیر ذهن نجواگرشون بودن و این اتفاقاتی که رخ داد اینها داشت من اعظم رو اون وجه درونم رو که خدا بهم نشون میداد ه آره اگر از ناخواستهها اعراز کنی نشنویشون به زبون نیاری در موردشون با کسی صحبت نکنی دوری کنی ازشون و به آن چه که تورو ل میکنه و هماهنگت میکنه در مسیر من توجه کنی حالتو خوب نگه داری و ازش یک کابوس برای خودت درست نکنی یک نهنگی که غول پیکر و بتونی توجهت رو از روش برداری پاداشها بهت میدم هدایت میشی به مسیری که توش فقط شادیه لذت آرامش سلامتی حال خوبه انرژی فرکانس بالای هم جهت در مسیر رب العالمینه
اون موقعی که هدایتها ثل بمب انرژی میترکونه و اتفاق رخ میده
خدای من بینهایت سپاسگزارم هر چند که من عاجز م و ه سپاسگزار این همه آگاهی و علم بینظیری که از طریق بهترین دستت که استاد بزرگوارم عباس منش عزیزم هست به من دادی خدایا شکرت
بله وقتی که قلبم باز باشه و درکش کنند اون موقع به صورت عملی اون وقت وقتی که اتفاق ناجابی میافته میتونیم از زاویهای بهش نگاه کنیم که مثل حضرت زینب یا حضرت ابراهیم یا هر کس دیگهای بگیم الخیر فی ما وقع
هر اتفاقی افتاده همون خیره
اگر بتونم نگاه کنم به این اتفاق و بتونم با این نگاه خودم رو آروم کنم حالمو عالی کنم حسمو خوب نگه دارم اون موقع که خداوند هدایت میکنه و میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار بعد قدم بعدی بعد یه سری اتفاقات میافته دوباره حالمون خوب نگه میدارم دوباره قدم بعدی میگه این کارو بکن و قدم بعدی دوباره یعنی هدایت داره میگه یه کاری رو انجام بده
یعنی هدایته میگه این کارو انجام بده خداوند عزیزم ازت سپاسگزارم و عاجزانه درخواست میکنم که منو مثل ابراهیم خلیل الله قرارم بده مثل حضرت زینب قرارم بده فقط زیبایی باشه فقط حال خوب باشه آرامش باشه
بنام الله که مهر و محبت اش همیشه گی و عشق اش بی قید و شرط شامل حال مان است!
سلام خدمت اساتید گرامی و دوستان عزیزم که هر بار دلم برای خواندن کامنت شان و انرژی گرفتن از کامنت شان دلم تنگ میشود
تشکر میکنم از خدای عزیزم که همیشه برایم شاهکار میکند
امروز در ستاره قطبی ام در خواست های داشتم همه به لطف خدا به زیبا تزین شکل ممکن برا آورده شد
امروز که سرو کار رفتم و صبانه نخوردم خدای که از دل و قلب ما آگاه است از این طریق خواست رزق اش را برایم برساند
تا هم ایمانم به رزاقیت اش بیشتر بشه هم استوار در مومنتوم مثبت قرار بگیرم
من در کره جنوبی زنده گی میکنم از آنجای این مردم بسیار انسان دوست و مهربان است وارد دفتر کار شدم دیدم چند تا خانم با یک تا آقا نشسته است به محظ اینکه سلام کردم خداوند از طریق دستانش وارد عمل شد
یکی از خانم برایم بیسکویت که خودشان میخوردند را برایم داد
از طرف خانم دیگری برایم نان که خودشان میخوردند را داد
و از طرف خانم دیگری برایم قهوه میخواست بریزد که گفتم قهوه میل ندارم
از طرف آقای که کیک نوش جان میکردند کیک را تحویل من داد
ببینید همین جور مانده بودم که کدام این نعمت را میل کنم
این است وقتی خدارو سر لوحه زنده گی ات بیاری او همینجوری نیک اوت ات میکند
این در حال بود که من شب قبل اش قربون صدقه خدا رفته بودم
از سعیده شهریاری عزیز یاد گرفتم که باید قربون صدقه خدا رفت
از آنجای که میخواستم برادرم را ثبت نام کنم در دانشگاه برای تحصیل که از افغانستان بیاید برای تحصیل در این بهشت زیبا و زیباترین کشور دنیا …
رفتم که ایمیل بزنم به دانشگاه ایمیل زدم و از خداوند خواستم که دانشگاه جواب ایمیل مرا بدهد خدا شاهده دو ساعت نگذشت که پاسخ ایمیل ام امد و برایم نوشته بود که مدرک مورد نیاز را آماده کنید
یا ایهاالناس اگر اینا کار خدا نیست پس کار کیست
اگر خدا کار ها را آسان نمیکنه پس کی همچون قدرت دارد
خدا اینجوری دستان اش را آورد وارد زنده گیم کرد و یه آقای بسیار عزیز که فرستاده خداوند است کار های ثبت نام برعهده گرفته ….
ما رمیت اذ رمیت لا کن الله رما ای محمد تو تیر نزدی ما تیر انداختیم
خدا جان از این همه نعمت که هر روز وارد زندت گیم میکنی چجور میشه شکرت را بجا آورد
این همه دستان که وارد زنده کیم کردی چجوری میشه سپاس تو را بجا آورد
خدا جانم میدونم که هیچی نیستم هیچ تاثیر در نرم کردن قلب آدم ها ندارم همه اینها از اون مهر و رحمت و عشق خودت است
دیروز 15 بهمن و نیمه شعبان تولد پارمیدای عزیزم بود
از عصر سه شنبه بارش باران این نعمت الهی شروع شد .
• پارمیدا از قبل برنامه چیده بود که تولد خودش رو در سفر یک روزه در شهر زیبای رشت جشن بگیره
• شب سه شنبه رفته بود و دسته گل زیبائی هم سفارش داده بود که توی عکسا برای خودش به یادگار بزاره
• همسرم هر چی تلاش کرد که چهارشنبه برف و باران اعلام کردن ، قبول نکرد و گفت هوا شناسی اعلام کرده هوا خوبه و رشت برف و باران نیست
• من همیشه آماده سفر و لذت بردن هستم و نیاز داشتم که از شهر برم بیرون و هوائی تازه کنم
• صبح راهی شدیم
• من قبل از راه افتادن ستاره قطبی و در دفترم نوشتم و خواسته هام رو با احساس خوب به جهان ارسال کردم
• هوا بشدت ابری و باران زیبا در حال بارش
• مه زیبائی روی کوه ها خود نمائی میکرد و منو بسمت خودش فرا میخوند
• من اصلا عجله ای نداشتم دوست داشتم از لحظه لحظه مسیر لذت ببرم
• صدای زیبای باران و دیدن این قطرات با روح و روان من بازی میکرد
• همه چیز برای شروع یک روز عالی مهیا بود
• گردنه کوهین بارش برف ، غافلگیرم کرد
• و لذت و خوشحالی ما رو صد چندان کرد
• داشتم لذت و زیبائی رو همراه خانواده مزه مزه میکردم
• دوباره بعد از گردنه باران
• مسیر پر بود از انسانهای عزیز و نازنین که تصمیم گرفته بودن آخر هفته و تعطیلات لذت ببرند و کیف کنند ، همه در آرامش و صلح و درحال لذت بردن از مسیر
• بعد از صرف یک غذای خوشمزه و لذتبخش در رستوران شکم المولوک هتل کادوس . راهی یک کافه دنج و زیبا در شهر رویائی رشت شدیم
• یک جشن خانوادگی عالی و خوب با پذیرائی دوستان عزیز در کافه خاطره انگیزتر شد .
• بعد از گشتن و لذت بردن در شهر زیبای رشت تصمیم به برگشت گرفتیم و باران در تمام لحظه ها در حال بارش بود .
• در راه برگشت بعد از منجیل که احساس میشد باران داره قطع مبشه دوباره رقص زیبای برف شروع شد و در گردنه کوهین کولات زیبائی رو تجربه کردیم در حدی که شیشه جلو برای مدتی یخ زد و دید من رو به شدت کم کرد
• درصورتی که هواشناسی در تمام مسیر از بارش برف و کولات اصلا صحبتی نکرد .
• وقتی رسیدیم مقصد بعد از هفت هشت دقیقه باراش برف بسیار زیبا رو تجربه کردیم و تا ساعتی از شب و بامداد رو به نظاره بارش برف نشستم و لذت من صد چندان شد
• الهی صد هزار مرتبه شکرت به خاطر این روز و تجربه عالی در یک روز تعطیل و روز تولد دختر گلم
• خدایاشکرت
• خدایا سپاسگزارم
• دوستان ارزشمندم عاشقتون هستم و دوستتون دارم
• خدایا عاشقتم که عاشقمی و همیشه بهترینهارو برای من درنظر گرفتی و میگیری و بهترینهارو نصیبم کردی
امروز در مسیر دوچرخه سواری صبح گاهی اول مسیر یک ده هزارتومانی به نشانه فراوانی و پول و ثروت بیتهایت و ورود رزق و روزی خیلی زیاد و رزق و روزی بغیرالحساب سر راهم قرار گرفت و من هدایت شدم به دیدن این نعمت و فراوانی و برداشتم و سپاسگزاری کردم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم.
سلام عزیزان جان
قسمت 6درک عمیق تر قوانین خداوند
احساس خوب=اتفاقات خوب
خدا یا شکرررررررررت هر آنچه دارم از آن توست
چقدر این جمله استاد عرشیا نفر به دلم نشست
شهود را روی هر مسئله ای بزاریم ذوبش میکنه
الله و اکبر
شهود همون حس آرامش درونی ماست
وقتی مسئله ای پیش میاد ما بیایم و از یه زاویه بهتری بهش نگاه کنیم
باورهامون رو قوی تر و توحید ی تر کنیم
باور کنیم که خدا خیر مطلق هست
و داره خیر و شر ما را در هر لحظه بهمون الهام میکنه
و تو قلبمون احساس خوب و بدمون رو میفهمیم و بقول استاد قلبمون رو به احساس بد حساس کنیم
هر فکر و اندیشه و تفکر و نگرشی که به ما احساس بدی میده رو ازش اعراض کنیم
بهش بها ندیم
توجه نکنیم
بیایم نگرش بهتری به ذهنمون بدیم که خدا صدای شیطان رو پست میکنه و پایین میاره
وقتی ما تلاش میکنیم که در مومنتوم مثبت حرکت کنیم
اونوقته که پاداش الهی لاجرم میاد تو زندگیمون
خود خدا شکر گذاری میکنه
الله و اکبر
استاد این جمله رو واقعا دوست دارم که من الهام 34سال با ذهنیت بقیه برنامه ریزی شدم
حالا که میدونم قضیه چیه حالا که میفهمم قانون چی میگه حالا که خود خدا دستم رو گرفته و در مسیر آگاهی های ناب الهی قرارم داده پس به نفعم هست که باورهای گذشتگانم را شیفت دلیت کنم هر چیزی که به من احساس بدی میده رو بیام با این همه ابزاری که در اختیار دارم تغییر بدم
بجاش باورهای بهتری جایگزین کنیم
اگه منه الهام روی این یه موضوع تمرکز فوکس بزارم بخدا زندگی در تمام جنبه ها بهشت میشه .
وقتی خدایی هست که در هر لحظه داره هدایت میکنه
من بیام پروژکتورم را از نقطه صفر بزارم روی منبع نور روی شهود
آرام باشم و اجازه بدم تکاملم طی بشه
قدم به قدم طبق وعده خداوند من هدایت میشوم لاجرم اتفاقات بهتری زندگی منو احاطه میکنه
بازم بهتر بازم آسانتر بازم ساده تر و لذت بخش تر میشود
فقط هر روز یه ذره بهتر باشم
استاد جانم سپاسگزارم از شما
جان دلم من هر موقع یه سوال پس ذهنم پیش میاد درک کردم که وقتی در مدار درکش باشم من هدایت میشم به جواب سوالم
چند مدتی بود که دوست داشتم بهتر عدم کنترل کردن دیگران را بفهمم
دیروز که دخترم آرشیدا جانم مشغول میوه خوردن بود
اونجوری داره میخوره که من دوست نداشتم و سریع اعتراض کردم به همسرم
و همسرم با چهرهای آرام و خونسرد گفت کنترلش نکن
چیزی که از سر عشق نباشه و حالتو بد کنه یعنی تو داری کنترلش میکنی
وقتی من به چیزی که حالمو بد میکنه توجه نکنم اعراض کنم
از اون محیط دور بشم
تا امواج دریا آرام بشه
بخدا که من در مسیر درست هستم
بارها من این هدایتها را دریافت کرده ام و به اندازه ای که تونستم کنترل ذهن داشته باشم
حالم عالی بوده و یه موقع هایی به زاویه دید باید تغییر نگاه و درک بهتری داشته باشی
جوری که با این اوضاع و تضادهای پیش اومده در جامعه من به طور آگاهانه کامل سعی کرده ام خودمو در معرض قرار ندهم و در احساس خوب هستم بلطف خداوند
اگه هم چیزی شنیده باشم با تغییر موضوع جو برعکس شده و صحبت ها رفته جایی دیگه
و این خودش یعنی کنترل نکردن اوضاع
همینکه من حال خوبم را حفظ کرده ام
و اجازه گرفتن مومنتوم منفی نداده ام
و در مومنتوم مثبت و هم جهت با جریان خداوند بوده ام و گفتمهر اتفاقی بیوفته الخیر فی ما وقع است
بخدا که میفهمم الان در وضعیت اقتصادی مناسبی نیستیم ولی با همین مقدار چیزی که داریم من حالم خوبه
با همین غذایی که امروز برای خودم و عزیزانم درست میکنم حالم خوبه
همینکه اگه پولی خرج کنم نگران نمیشم
میگم من که میخواستم این وسیله رو بگیرم پس خدا ده برابرش رو بهم بر میگردونه با احساس خوب
دیگه کمتر نگران کسر حسابم میشم
چون دارم رو باور های فراوانی و رحمت بیحساب خدا کار میکنم
بیشتر تسلیم خدا میشم و در مدار بندگی و فروتنی هستم
پیاده برم بیرون حالم خوبه با تاکسی هم برم حالم خوبه
و در اکثر مواقع من برخورد کردم با بهترین افراد و شرایط و موقعیت های عالی
پذیرشم بیشتر شده بلطف خداوند
چون دارم یاد میگیرم که اگر من در مسیر درست باشم هر اتفاقی بیوفته به نفع منه
نیازی نیست به دو رنگی
نیازی نیست به عجله
نیازی نیست به جنگیدن
نیازی نیست به ترسیدن
نیازی نیست به خلاف قوانین عمل کردن
خدا یا شکرررررررررت که خودمو سپردم به جریان آرام رودخانه و هر روز زندگی ام از هر نظر بهتر و زیباتر میشود .
من به هر خیری از جانب خداوند متعال برسد محتاجم
خدا یا شکرررررررررت که وقتی با شکر گذاری و نگرش بهتر و باور به ربوبیت حرکت میکنم
تمام اتفاقات را به نفع من میکنی
و بهم یاد میدی چطور فرکانس های خالص تری داشته باشم
چطور افکارم را زیباتر کنم
چطور تمرکز روی شخص خودم بزارم
چطور برای بهبود شخصیتم عملکرد بهتر داشته باشم
حتی چی بخورم چه اندازه بخورم
چطور غذا رو خوشمزه تر کنم
با می حرف بزنم
چی بهش بگم
کی سکوت کنم
چه موقع حرف بزنم چطوری بگم بهتر قبول میکنه
کجابرم
و
و
و
برای تمام اموراتم وقتی بسپارم به تو و آرام و رها باشم
بخدا که شاهکار میکنی
به استناد اینکه تا به الان که هستم و نفس میکشم و بینهایت نعمت و حال خوب و برکت و فراوانی و ثروت و رحمت بهم داده ای
به استناد داشتم بینهایت توانایی که بهم داده ای
به استناد آرامشی که در زندگی ام برقرار کردی
به استناد بهبود در روابطم
به استناد هدایتم از طریق همین سایت به بهترین شغل دنیا که الان واردش شده ام و هر روز دارم یاد میگیرم و قوی تر میشم و روی باورهای ثروتم کار میکنم که پول ساختن آسانترین کار دنیاست .
معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است.
خداوند بیشتر از خودم دوست داره که من رشد و پیشرفت داشته باشم
من برگزیده ی خدا هستم
خودش دستم را گرفت و به شغل الهی ام دعوتم کرد
صاحب کارم خداست و من لایق کارمند شدن برای خدا و ماندن در مسیر درست هستم .
من لایق ثروتمند شدن هستم
هر چقدر من ثروتمند باشم خدمت بیشتری به جهان میکنم
با ثروتمند شدن من خداوند خوشحال میشود
طبیعی اینه که من ثروتمند باشم
من عاشق شغلم هستم و برای کارم دلم پر میکشه
خداوند در طول مسیر همواره مرا به بهترین ها هدایت میکند
من خالق زندگی خودم هستم و مسیر درست را با کمک و یاری خداوند طی میکنم
بدون استثنا تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس افکار و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود.
پس من میتوانم باور کنم به توانایی هایم و ایمان بیاورم و در راه راست حرکت کنم .
من ارزشمندم
من خودم را با تمام وجودم باور دارم و خداوند تکهای از خودش را در وجودم قرار داده و من را تکه ای پاک از وجود خودش کرده
منو خدا وصلیم به هم
خداوند نور آسمانها و زمین است
من وصلم به نور
من مایلم به منبع اصلی نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تا همواره در مسیر درست باشم .
و تکاملم را بدرستی و با سرعت بیشتری طی کنم.
خدا یا شکرررررررررت که من همواره هدایت شده هستم.
خدا یا شکرررررررررت که من آماده ام اجازه میدهم که مرا هدایت کنی
خدا یا شکرررررررررت که تمام انسان ها و اوضاع و شرایط وسیله ای است برای رساندن موهبتهای الهی به من
خدا یا شکرررررررررت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به خدا این گفتگوی استاد به قدری آگاهی دهنده هست که هر کسی قادر به درک و دریافت آنها نیست خود من بعداز سه سال گوش دادن به فایلها و استفاده از محصولات تازه درک درستی از قانون برداشت کردم وبا خودم گفتم خدای من این بنده تو به چه درکی و آگاهی رسیده البته این فقط بخاطر عمل به قوانین حاصل شده و استاد را هم مثل دیگر شخصیتها در ذهن خود بت نکنیم و این نکته در تمام صحبتهای استاد مشهود است
نکاتی که من برداشت کردم تیتروار خدمتتون عرض میکنم
۱ شخصیتها رو در ذهن خود بت نکنیم
۲ احساس خوب اتفاقات خوب و این قانون الهی است
۳ اگر شخصیتهای مذهبی در مصائب تونستند اتفاق به ظاهر بد رو به نفع خود تمام کنند فقط به خاطر رعایت این قانون بوده و احساس خود را خوب نگه داشتند
۴ و این که ما آدم آهنی نیستیم و همواره احساس ما نوسان داره و باید سعی ما در احساس خوب بودن باشه و جالب اینکه استاد فرمودند کم کم باید این کار را بکنیم
۵ فرقی نمیکنه احساس بد = اتفاقات بد حالا هرکی میخاد باشه آدم معمولی یا پیامبر خدا قانون برای همه یکسان عمل میکند اینه عدالت خداوند
۶ تمام داستانهای قرآنی برای این است که به ما
می آموزد که قوانینی در کار است و برای همگان برابر است و دلیل اینکه این اتفاقات همه بر پیامبران رخ داده میخاد یجورایی بفهمونه که بابا این پیامبر من بود عزیز من بود ولی در مواقعی که نتونست احساس خودش رو کنترل کنه اتفاق بد براش افتاد تمام
۷ و اینکه زندگی و انسان سراسر حاصل قانوندتکامله
اونجا که عرشیانفر در باره ابراهیم و قربانی کرد اسماعیل میگفت یک حرفی استاد زد که به خدا روح ابراهیم و اسماعیل شاد شد و مطمئنآ روح تمام کسانی که این رو شنیدند پرواز کرد حتی خود عرشیانفر هم کف کرد از این آگاهی زمانی که استاد فرمود که این ایمان ابراهیم حاصل تکامله و چیزهایی از این خدا دیده و ایمانش به سقف رسیده و هر دستوری که خداوند بفرماید حتی قربانی کردن اسماعیل میگه چشم صمعا وطاعتا
نمیدونی استاد زمانی که این طور تکامل ایمان ابراهیم رو توضیح دادید به خانمم گفتم میگی این آدم همراه ابراهیم بوده و تمام قضایا رو شاهد بوده و اینکه استاد همیشه میفرمائید فکر خدا رو بخوانید
وقتی این حرف رو زدید انگار یکجورایی من فکر ابراهیم رو خوندم در درک کردم اون موقع چی بر ابراهیم گذشته
۸ اونجایی که استاد فرمودید که خدا به همه کمک میکنه در هر جهتی که شما باشید چه بهشت چه جهنم اصلا براش فرقی نمیکنه بخدا استاد فقط حس خودم رو دارم میگم یک جوری اون صورتتون رو جلو دوربین آوردید و یک تکون دادید و گفتید اصلا برای خدا فرق نمیکنه بخدا حس کردم خدا داره با من حرف میزنه و یک جورایی ترسیدم و جدی بودن خدا رو حس کردم که با هیچ کس شوخی نداره
و خلاصه این لایو یه دنیا آگاهی ناب داشت و یک نکته دیگه داشت یادم میرفت و اینکه استاد در گفتگو با بچه ها باشه لایو باشه سریال زندگی در بهشت باشه یا یک رقص در خیابان تمام هدفش درس دادن به ما هست بر خلاف خیلی ها لایو میگذارند و فقط میخواهند حرفهای خوشکل و قلمبه سلمبه بزنند و اطلاعات خود رو به رخ همدیگر بکشند در این لایو دیدیم استاد فرمود فقط نمیخواهیم از داستانهای قرآنی تعریف کنیم و بگیم فلان آدم چقد خفن بوده دیدگاه رو ببینید میگه بیاییم یاد بگیریم و عمل کنیم
و چقدر روان و منطقی تدریس میکنه با تمام وجودم ممنونتم استاد متشکرم استاد سپاسگزارم استاد
موضوعی که مدتهاست خداوند به من متذکر میشه اینه: هیچ اتفاقی باعث رنج نیست!! هر چیزی اون بیرون باعث رنج توست، داره به تو میگه که باورهای ریشه ای و ذهنی متناسب با اون موضوعات داری که اون باعث رنج اوست
در واقع موضوعات به خودی خود تاثیری در احساس ما ندارند، مگر به واسطه تفسیر ذهنی ما از اون موضوعات
احساس طبیعی و ریشه ای ما که از وجود خود آی ما نشات گرفته، زیر نگاه ذهنی ما مدفون شده
وقتی این شد، احساسات ما ناشی از درک حقیقت نیست، بلکه ناشی از تفاسیر ذهنی ماست
در نگاه حق بین آرامش مطلقه، و به اندازه ای که ما از حالت آرامش بی قید و شرط دور میشیم، در واقع داریم در نگاه های ذهنی اسیر میشیم
و هر چقدر نگاه ما الهی میشه، ما درک میکنیم حقیقت لذت رو، ما درک میکنیم حقیقت اشیا رو، ما وقتی آتش رو میبینیم، آتش میشویم، ما آتش را میفهمیم…
کودک حالش خوبه، سرخوشه، اگر ناراحتی میکنه، این ناراحتی صرفا حرکتی برای دفع عامل بیرونیه، اما این ناراحتی نشات گرفته از تفسیر ذهنی نیست و بنابراین به نشخوار ذهنی تبدیل نمیشه، برای همینه که کودک وقتی گریه میکنه، بعد از چند دقیقه آرام میشه
چون هنوز ذهن منطقی و قضاوتگرش شکل نگرفته
چون هنوز خود آی درونش رو بی واسطه درک میکنه، و اونو با نگاه ذهنی محدود نمیکنه
که بگه من ارزشمندم اگر…
که بگه من خوشبختم اگر…
نکته مهم اینجاست که وقتی ما در مرتبه ذهنی، باورهای غلطی داریم، این باورها هم در مواجهه با امور مرتبط باعث رنج ما میشن، و هم خود این باورها اون مسئله رو ایجاد کردن
اول به خودم میگم
کسی که از مشکل مالی رنج میبره، یعنی ارزشمندیشو به شرایط مالی گره زده، یا اینکه ارزشمندیشو به نظر دیگران وصل کرده و چون دیگران بخاطر شرایط مالیش تاییدش نمیکنن بنابراین رنج میبرده یا دلایلی مثل این
و خود این باورها که رنج های ما رو ایجاد میکنن مسائل رو ایجاد میکنن، یعنی همین وصل کردن ارزشمندی به مباحث مالی، ما رو از شرایط مطلوب مالی دور میکنه
همین وصل کردن خوشبختی به شرایط مالی یا نظر دیگران یا … ما رو از ثروت دور میکنه
من نیاز دارم همیشه اینو به خودم متذکر بشم، من قرار نیست پول بسازم برای اینکه حالم خوب بشه، بلکه من با کار کردن روی باورهام و شکستن باورهای غلط، باید آگاهی و حال خوب بی دلیل خودم رو باز پس بگیرم، و به موازات این اخلاص و خالص شدن، ثروتی که با باورهای غلط مسدود شده بود جاری میشه، انشاءالله
سلام به استاد عزیزم چقدر کامنت های بچه ها حس خوبی بهم میده با اون جمله ی سمیه عزیز که گفتن من تکه ای از خداوند رو درون خودم دارم یه حس آرامش عجیبی بهم دست داد یهو همون لحظه یه تصویر دیدم که یه نور سفید از قلبم به سمت آسمون وصله که همیشه این اتصال وجود داره و منو رها نمیکنه خیلی حس قشنگی بود و پر از آرامش شدم که جای هیچ نگرانی ای نیست این خداونده که داره منو حمایت میکنه و چقدر این حس و دوست دارم و دلم میخواد که همیشه این حس آرامش و اطمینان و داشته باشم استاد عزیزم چکار کنم که این حسم عمیق تر بشه و یا از بین نره
عاشقتم استاد عزیزم که همیشه بهترین فایل هارو میزارید
احساس بد مثل آتش است ولی مشکل اینجاست که ما نمی دانیم احساس بد اینقدر بد است، سم است ، از هر سمی خطرناک تر است
اگر بدانیم که اینقدر خطرناکه حتماً یک راهی برایش پیدا میکنیم
با تغییر نگاه مان با به یاد آوردن اتفاقات ناجالبی که بعداً خیر شده برای ما
یا با آن نگاهی که میگوید هر آنچه مرا نکشد قوی ترم خواهد ساخت
*
اگر بتوانم احساسم را در این شرایط سخت بهتر کنم، لاجرم – من همیشه روی این کلمه لاجرم تاکید میکنم – اتفاقات خوب می افتد. این قانون خداوند است.
*
وقتی می توانی احساست رو خوب نگه داری حتی در شرایط به ظاهر ناجالب، آنقدر اتفاقات خوب زیاد برات می افتد که می توانی بگویی اتفاق بدی برایت نیفتاده در این سالها
سلام به رفقای عزیزم
آقو، معنای شهود خیلی کاربردی و خوب بود…دمت گرم استاد که یه چیز مشتی امروز بهم یاد دادی….خودشه: پروژکتور ذوب کننده!
ما پیش از عید، به یه جای خیلی باحال اسباب کشی کردیم. خیلی این خونه زیبا رو دوست دارم…پر از نور و رنگ و حس خوبه. در نزدیکی یکی از باغهای معروف شیراز قرار گرفته و از صب تا شب، اطرافش پر از توریست و آدمای باحاله که اومدن پیاده روی و ورزش کنن.
هفته پیش، یه تضاد سلامتی برام پیش اومد که مجبورم کرد نصف شب به وقت شیراز( میشه همون پنج و نیم صبح به وقت شما!!) پاشم بزنم بیرون و هی راه برم و ورزش کنم، راه برم و ورزش کنم!
باورتون نمیشه چقدر زیبایی و عطر و بوی خوش و رنگ و روی قشنگ دیدم! انقدر که داشتم بال در میآوردم!
آنقدر توی پارکهای اطراف خوش میگذرونم که گفتنی نیست!
چه خوب شد که اومدیم اینجا و با صاحبخونه قبلی گلاویز نشدیم که چرا داره پیش از موعد، ما رو از خونه قبلی بلند میکنه! خدا قرار بود ما رو به بهشت نزدیکتر بکنه…. هر چند همه شیراز این روزها بهشته، ولی اینجو یه چیز دیگه ن، کاکو!
روز شیراز هم مبارک خودوم و شما باشه! همتون مهمون جیب خودتون، امروز به یاد من، یه فالوده شیرازی بزنین!:)))))
ای یم یه واسونک شیرازی که رفیقام موقع عقدم، 18 سال پیش در چنین اوقاتی داشتن برام میخوندن:
توی این باغ،
توی اون باغ،
کشت و کار آلوئه…
قد و بالوی شازده دوماد،
مثه خرس پشمالوئه!!
کی به حجله
کی به حجله؟
علی آقو با زنش
کی میخونه دور حجله؟
رفیقوی کره …رش!!
کللللللللللل
یار مبارک بادا،
ایشالو مبارک بادا….
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.
سلام بر استاد نازنینم این مکالمه بینظیر و رویایی و روحانی که من رو به وجه درآورد آنقدر که قلبم باز شد خدایا سپاسگزارتم که داری از طریق این عزیزان با من صحبت میکنی
و اما مغز و ذهن
که مثل یک پروژکتور هستند
و شهود مثل یک خورشید تصور میکنیم
خیلیا فکر میکنم ما ذهنیم
خیلیا فکر میکنن ما شهودیم در صورتی که ما فراتر از ذهنی
و فکر میکنیم همه چی ذهن مایه چون که از طریق خانواده و توسط جامعه اطرافیان رسانهها و یا ژنتیکی هستیم
یعنی یه خورشید درون من دارم و یه پروژکتورم اینجاست
وقتایی که من پروژکترم را روی مسائلی میگذارم و اون رو روشن میکنم شعاف دید من چقدره
وقتی به خورشید درونم یعنی شهودم اجازه میدم شهود من به این مسئله نگاه کنه و این چالش ومن این مسئله یا چالشو ذوبش میکنه
و یک حقیقت در قرآن بخواهیم ببینیم اینکه شهود شهودی که منو آرومم میکنه
و مثال بانوی زرگوارمون حضرت زینب رو مثال میزنم که که 84 نفر از عزیزانشو از دست بده و بیخیال باشه حالش در هر لحظه خوبه و از زبان سپاسگزاری داره اصلا نمیشه با درک الان من حذمش کنم و اصلاً دیگه نتونم ادامه بدم
و اینکه اینها اهل شهودند و یه خورشید درون دارند که این باهاشون حرف میزنه این نگاه این پروژکتور خورشیدی که خودشو گذاشته روی این مسئله وقتی و حضرت زینب میگه من به غیر از زیبایی چیز دیگهای ندیدم این حرف یکی از وحشتناکترین پروژکتورهای عالم رو جلوی چشمش که از دست داد و میفرماید من جز زیبایی چیزی
ندیدم
اصلا باور میشه بکنیم که این حرف حرف مغز باشه اصلا این جمله که«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ ما جز زیبایی چیزی ندیدیم
این حرف اینجاست این برای اینجاست
و این حرف شهود این حرف قلبه
حالا ما بخوایم اون چیزی باشه که ما بخوایم از زندگی مون عمل کنیم
وقتی شهود را به عنوان هدایت خداوند در مسیر و تعریفمون از شهود این باشه که آقا خداوند داره هدایت میکنه ما را تو این مسیر
و خداوند میفرماید ما ظیفهمونه که به هر آنچه که شما میفرستید عمل کنیم
و هر هدایتی که خودمون بخوای بری جهنم هدایتت میکنم
بخوای بری بهشت هدایتت میکنیم با قدرت به بهشت
کلاً امدهااولا و هااولا
و زمانی که ماه هدایتهای خداوند را دریافت میکنیم که ما بتونیم خودمونو خوب نگه داری
احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
وقتی ما عصبانی باشیم احساسمون بد باشه لاً شیطان شروع میکنه به نجوا کردن
و در لحظه نیستی و از حالت لذت نمیبری از ساعتهای روزت لذت نمیبری اصلاً نمیفهمید چه جوری شب شد و چه جوری روز میشه همه چی برات تکراری میشه
و شهود شیطانه که میگه نه برو فلان کارو بکن برو اعتراض کن برو شعار بده برو اختشاش کن جنجال راه بنداز و یک سر تو همین حال بد باش و بیشتر و بیشتر میشه
و خداوند در قرآنش میگه نبوده که ما بر پیامبری وحی کنیم و همزمان شیطان هم نجواهاشو نگه نبود چنین چیزی یعنی در تمام موارد اتفاق افتاده وحی کردیم و شیطان هم گفته
ولی ما کلام الله رو بالا بردیم
و این چیزی که ما الان خودمون در همین زمان و حال داریم میبینیم و در زندگیمون داره اتفاق میافته و همین جریان دو سه هفته پیش که اینجور مردم درگیر خودشون بودند درگیر ذهن نجواگرشون بودن و این اتفاقاتی که رخ داد اینها داشت من اعظم رو اون وجه درونم رو که خدا بهم نشون میداد ه آره اگر از ناخواستهها اعراز کنی نشنویشون به زبون نیاری در موردشون با کسی صحبت نکنی دوری کنی ازشون و به آن چه که تورو ل میکنه و هماهنگت میکنه در مسیر من توجه کنی حالتو خوب نگه داری و ازش یک کابوس برای خودت درست نکنی یک نهنگی که غول پیکر و بتونی توجهت رو از روش برداری پاداشها بهت میدم هدایت میشی به مسیری که توش فقط شادیه لذت آرامش سلامتی حال خوبه انرژی فرکانس بالای هم جهت در مسیر رب العالمینه
اون موقعی که هدایتها ثل بمب انرژی میترکونه و اتفاق رخ میده
خدای من بینهایت سپاسگزارم هر چند که من عاجز م و ه سپاسگزار این همه آگاهی و علم بینظیری که از طریق بهترین دستت که استاد بزرگوارم عباس منش عزیزم هست به من دادی خدایا شکرت
بله وقتی که قلبم باز باشه و درکش کنند اون موقع به صورت عملی اون وقت وقتی که اتفاق ناجابی میافته میتونیم از زاویهای بهش نگاه کنیم که مثل حضرت زینب یا حضرت ابراهیم یا هر کس دیگهای بگیم الخیر فی ما وقع
هر اتفاقی افتاده همون خیره
اگر بتونم نگاه کنم به این اتفاق و بتونم با این نگاه خودم رو آروم کنم حالمو عالی کنم حسمو خوب نگه دارم اون موقع که خداوند هدایت میکنه و میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار بعد قدم بعدی بعد یه سری اتفاقات میافته دوباره حالمون خوب نگه میدارم دوباره قدم بعدی میگه این کارو بکن و قدم بعدی دوباره یعنی هدایت داره میگه یه کاری رو انجام بده
یعنی هدایته میگه این کارو انجام بده خداوند عزیزم ازت سپاسگزارم و عاجزانه درخواست میکنم که منو مثل ابراهیم خلیل الله قرارم بده مثل حضرت زینب قرارم بده فقط زیبایی باشه فقط حال خوب باشه آرامش باشه
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام الله که مهر و محبت اش همیشه گی و عشق اش بی قید و شرط شامل حال مان است!
سلام خدمت اساتید گرامی و دوستان عزیزم که هر بار دلم برای خواندن کامنت شان و انرژی گرفتن از کامنت شان دلم تنگ میشود
تشکر میکنم از خدای عزیزم که همیشه برایم شاهکار میکند
امروز در ستاره قطبی ام در خواست های داشتم همه به لطف خدا به زیبا تزین شکل ممکن برا آورده شد
امروز که سرو کار رفتم و صبانه نخوردم خدای که از دل و قلب ما آگاه است از این طریق خواست رزق اش را برایم برساند
تا هم ایمانم به رزاقیت اش بیشتر بشه هم استوار در مومنتوم مثبت قرار بگیرم
من در کره جنوبی زنده گی میکنم از آنجای این مردم بسیار انسان دوست و مهربان است وارد دفتر کار شدم دیدم چند تا خانم با یک تا آقا نشسته است به محظ اینکه سلام کردم خداوند از طریق دستانش وارد عمل شد
یکی از خانم برایم بیسکویت که خودشان میخوردند را برایم داد
از طرف خانم دیگری برایم نان که خودشان میخوردند را داد
و از طرف خانم دیگری برایم قهوه میخواست بریزد که گفتم قهوه میل ندارم
از طرف آقای که کیک نوش جان میکردند کیک را تحویل من داد
ببینید همین جور مانده بودم که کدام این نعمت را میل کنم
این است وقتی خدارو سر لوحه زنده گی ات بیاری او همینجوری نیک اوت ات میکند
این در حال بود که من شب قبل اش قربون صدقه خدا رفته بودم
از سعیده شهریاری عزیز یاد گرفتم که باید قربون صدقه خدا رفت
از آنجای که میخواستم برادرم را ثبت نام کنم در دانشگاه برای تحصیل که از افغانستان بیاید برای تحصیل در این بهشت زیبا و زیباترین کشور دنیا …
رفتم که ایمیل بزنم به دانشگاه ایمیل زدم و از خداوند خواستم که دانشگاه جواب ایمیل مرا بدهد خدا شاهده دو ساعت نگذشت که پاسخ ایمیل ام امد و برایم نوشته بود که مدرک مورد نیاز را آماده کنید
یا ایهاالناس اگر اینا کار خدا نیست پس کار کیست
اگر خدا کار ها را آسان نمیکنه پس کی همچون قدرت دارد
خدا اینجوری دستان اش را آورد وارد زنده گیم کرد و یه آقای بسیار عزیز که فرستاده خداوند است کار های ثبت نام برعهده گرفته ….
ما رمیت اذ رمیت لا کن الله رما ای محمد تو تیر نزدی ما تیر انداختیم
خدا جان از این همه نعمت که هر روز وارد زندت گیم میکنی چجور میشه شکرت را بجا آورد
این همه دستان که وارد زنده کیم کردی چجوری میشه سپاس تو را بجا آورد
خدا جانم میدونم که هیچی نیستم هیچ تاثیر در نرم کردن قلب آدم ها ندارم همه اینها از اون مهر و رحمت و عشق خودت است
نازنین پروردگارم خیلی دوستت دارم قشنگم ازت سپاسگزارم
و دوستان نازنینم خیلی دوست تون دارم و از کامنت هاتون خیلی یاد میگیرم و شاگردی میکنم
کامنت ها از نعمت های الله ادامه داره……
رضا رضایی
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم جان و گروه تحقیاتی
سلام به دوستان جان در این مسیر نور و عشق و انرژی
دیروز 15 بهمن و نیمه شعبان تولد پارمیدای عزیزم بود
از عصر سه شنبه بارش باران این نعمت الهی شروع شد .
• پارمیدا از قبل برنامه چیده بود که تولد خودش رو در سفر یک روزه در شهر زیبای رشت جشن بگیره
• شب سه شنبه رفته بود و دسته گل زیبائی هم سفارش داده بود که توی عکسا برای خودش به یادگار بزاره
• همسرم هر چی تلاش کرد که چهارشنبه برف و باران اعلام کردن ، قبول نکرد و گفت هوا شناسی اعلام کرده هوا خوبه و رشت برف و باران نیست
• من همیشه آماده سفر و لذت بردن هستم و نیاز داشتم که از شهر برم بیرون و هوائی تازه کنم
• صبح راهی شدیم
• من قبل از راه افتادن ستاره قطبی و در دفترم نوشتم و خواسته هام رو با احساس خوب به جهان ارسال کردم
• هوا بشدت ابری و باران زیبا در حال بارش
• مه زیبائی روی کوه ها خود نمائی میکرد و منو بسمت خودش فرا میخوند
• من اصلا عجله ای نداشتم دوست داشتم از لحظه لحظه مسیر لذت ببرم
• صدای زیبای باران و دیدن این قطرات با روح و روان من بازی میکرد
• همه چیز برای شروع یک روز عالی مهیا بود
• گردنه کوهین بارش برف ، غافلگیرم کرد
• و لذت و خوشحالی ما رو صد چندان کرد
• داشتم لذت و زیبائی رو همراه خانواده مزه مزه میکردم
• دوباره بعد از گردنه باران
• مسیر پر بود از انسانهای عزیز و نازنین که تصمیم گرفته بودن آخر هفته و تعطیلات لذت ببرند و کیف کنند ، همه در آرامش و صلح و درحال لذت بردن از مسیر
• بعد از صرف یک غذای خوشمزه و لذتبخش در رستوران شکم المولوک هتل کادوس . راهی یک کافه دنج و زیبا در شهر رویائی رشت شدیم
• یک جشن خانوادگی عالی و خوب با پذیرائی دوستان عزیز در کافه خاطره انگیزتر شد .
• بعد از گشتن و لذت بردن در شهر زیبای رشت تصمیم به برگشت گرفتیم و باران در تمام لحظه ها در حال بارش بود .
• در راه برگشت بعد از منجیل که احساس میشد باران داره قطع مبشه دوباره رقص زیبای برف شروع شد و در گردنه کوهین کولات زیبائی رو تجربه کردیم در حدی که شیشه جلو برای مدتی یخ زد و دید من رو به شدت کم کرد
• درصورتی که هواشناسی در تمام مسیر از بارش برف و کولات اصلا صحبتی نکرد .
• وقتی رسیدیم مقصد بعد از هفت هشت دقیقه باراش برف بسیار زیبا رو تجربه کردیم و تا ساعتی از شب و بامداد رو به نظاره بارش برف نشستم و لذت من صد چندان شد
• الهی صد هزار مرتبه شکرت به خاطر این روز و تجربه عالی در یک روز تعطیل و روز تولد دختر گلم
• خدایاشکرت
• خدایا سپاسگزارم
• دوستان ارزشمندم عاشقتون هستم و دوستتون دارم
• خدایا عاشقتم که عاشقمی و همیشه بهترینهارو برای من درنظر گرفتی و میگیری و بهترینهارو نصیبم کردی
امروز در مسیر دوچرخه سواری صبح گاهی اول مسیر یک ده هزارتومانی به نشانه فراوانی و پول و ثروت بیتهایت و ورود رزق و روزی خیلی زیاد و رزق و روزی بغیرالحساب سر راهم قرار گرفت و من هدایت شدم به دیدن این نعمت و فراوانی و برداشتم و سپاسگزاری کردم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم.
سلام عزیزان جان
قسمت 6درک عمیق تر قوانین خداوند
احساس خوب=اتفاقات خوب
خدا یا شکرررررررررت هر آنچه دارم از آن توست
چقدر این جمله استاد عرشیا نفر به دلم نشست
شهود را روی هر مسئله ای بزاریم ذوبش میکنه
الله و اکبر
شهود همون حس آرامش درونی ماست
وقتی مسئله ای پیش میاد ما بیایم و از یه زاویه بهتری بهش نگاه کنیم
باورهامون رو قوی تر و توحید ی تر کنیم
باور کنیم که خدا خیر مطلق هست
و داره خیر و شر ما را در هر لحظه بهمون الهام میکنه
و تو قلبمون احساس خوب و بدمون رو میفهمیم و بقول استاد قلبمون رو به احساس بد حساس کنیم
هر فکر و اندیشه و تفکر و نگرشی که به ما احساس بدی میده رو ازش اعراض کنیم
بهش بها ندیم
توجه نکنیم
بیایم نگرش بهتری به ذهنمون بدیم که خدا صدای شیطان رو پست میکنه و پایین میاره
وقتی ما تلاش میکنیم که در مومنتوم مثبت حرکت کنیم
اونوقته که پاداش الهی لاجرم میاد تو زندگیمون
خود خدا شکر گذاری میکنه
الله و اکبر
استاد این جمله رو واقعا دوست دارم که من الهام 34سال با ذهنیت بقیه برنامه ریزی شدم
حالا که میدونم قضیه چیه حالا که میفهمم قانون چی میگه حالا که خود خدا دستم رو گرفته و در مسیر آگاهی های ناب الهی قرارم داده پس به نفعم هست که باورهای گذشتگانم را شیفت دلیت کنم هر چیزی که به من احساس بدی میده رو بیام با این همه ابزاری که در اختیار دارم تغییر بدم
بجاش باورهای بهتری جایگزین کنیم
اگه منه الهام روی این یه موضوع تمرکز فوکس بزارم بخدا زندگی در تمام جنبه ها بهشت میشه .
وقتی خدایی هست که در هر لحظه داره هدایت میکنه
من بیام پروژکتورم را از نقطه صفر بزارم روی منبع نور روی شهود
آرام باشم و اجازه بدم تکاملم طی بشه
قدم به قدم طبق وعده خداوند من هدایت میشوم لاجرم اتفاقات بهتری زندگی منو احاطه میکنه
بازم بهتر بازم آسانتر بازم ساده تر و لذت بخش تر میشود
فقط هر روز یه ذره بهتر باشم
استاد جانم سپاسگزارم از شما
جان دلم من هر موقع یه سوال پس ذهنم پیش میاد درک کردم که وقتی در مدار درکش باشم من هدایت میشم به جواب سوالم
چند مدتی بود که دوست داشتم بهتر عدم کنترل کردن دیگران را بفهمم
دیروز که دخترم آرشیدا جانم مشغول میوه خوردن بود
اونجوری داره میخوره که من دوست نداشتم و سریع اعتراض کردم به همسرم
و همسرم با چهرهای آرام و خونسرد گفت کنترلش نکن
چیزی که از سر عشق نباشه و حالتو بد کنه یعنی تو داری کنترلش میکنی
استاد برق از سرم پریده بود
من به همین راحتی به جوابم رسیدم
فقط اون لحظه میگفتم خدایا شکرت چطوری داری منو هدایت میکنی
وقتی من به چیزی که حالمو بد میکنه توجه نکنم اعراض کنم
از اون محیط دور بشم
تا امواج دریا آرام بشه
بخدا که من در مسیر درست هستم
بارها من این هدایتها را دریافت کرده ام و به اندازه ای که تونستم کنترل ذهن داشته باشم
حالم عالی بوده و یه موقع هایی به زاویه دید باید تغییر نگاه و درک بهتری داشته باشی
جوری که با این اوضاع و تضادهای پیش اومده در جامعه من به طور آگاهانه کامل سعی کرده ام خودمو در معرض قرار ندهم و در احساس خوب هستم بلطف خداوند
اگه هم چیزی شنیده باشم با تغییر موضوع جو برعکس شده و صحبت ها رفته جایی دیگه
و این خودش یعنی کنترل نکردن اوضاع
همینکه من حال خوبم را حفظ کرده ام
و اجازه گرفتن مومنتوم منفی نداده ام
و در مومنتوم مثبت و هم جهت با جریان خداوند بوده ام و گفتمهر اتفاقی بیوفته الخیر فی ما وقع است
بخدا که میفهمم الان در وضعیت اقتصادی مناسبی نیستیم ولی با همین مقدار چیزی که داریم من حالم خوبه
با همین غذایی که امروز برای خودم و عزیزانم درست میکنم حالم خوبه
همینکه اگه پولی خرج کنم نگران نمیشم
میگم من که میخواستم این وسیله رو بگیرم پس خدا ده برابرش رو بهم بر میگردونه با احساس خوب
دیگه کمتر نگران کسر حسابم میشم
چون دارم رو باور های فراوانی و رحمت بیحساب خدا کار میکنم
بیشتر تسلیم خدا میشم و در مدار بندگی و فروتنی هستم
پیاده برم بیرون حالم خوبه با تاکسی هم برم حالم خوبه
و در اکثر مواقع من برخورد کردم با بهترین افراد و شرایط و موقعیت های عالی
پذیرشم بیشتر شده بلطف خداوند
چون دارم یاد میگیرم که اگر من در مسیر درست باشم هر اتفاقی بیوفته به نفع منه
نیازی نیست به دو رنگی
نیازی نیست به عجله
نیازی نیست به جنگیدن
نیازی نیست به ترسیدن
نیازی نیست به خلاف قوانین عمل کردن
خدا یا شکرررررررررت که خودمو سپردم به جریان آرام رودخانه و هر روز زندگی ام از هر نظر بهتر و زیباتر میشود .
من به هر خیری از جانب خداوند متعال برسد محتاجم
خدا یا شکرررررررررت که وقتی با شکر گذاری و نگرش بهتر و باور به ربوبیت حرکت میکنم
تمام اتفاقات را به نفع من میکنی
و بهم یاد میدی چطور فرکانس های خالص تری داشته باشم
چطور افکارم را زیباتر کنم
چطور تمرکز روی شخص خودم بزارم
چطور برای بهبود شخصیتم عملکرد بهتر داشته باشم
حتی چی بخورم چه اندازه بخورم
چطور غذا رو خوشمزه تر کنم
با می حرف بزنم
چی بهش بگم
کی سکوت کنم
چه موقع حرف بزنم چطوری بگم بهتر قبول میکنه
کجابرم
و
و
و
برای تمام اموراتم وقتی بسپارم به تو و آرام و رها باشم
بخدا که شاهکار میکنی
به استناد اینکه تا به الان که هستم و نفس میکشم و بینهایت نعمت و حال خوب و برکت و فراوانی و ثروت و رحمت بهم داده ای
به استناد داشتم بینهایت توانایی که بهم داده ای
به استناد آرامشی که در زندگی ام برقرار کردی
به استناد بهبود در روابطم
به استناد هدایتم از طریق همین سایت به بهترین شغل دنیا که الان واردش شده ام و هر روز دارم یاد میگیرم و قوی تر میشم و روی باورهای ثروتم کار میکنم که پول ساختن آسانترین کار دنیاست .
معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است.
خداوند بیشتر از خودم دوست داره که من رشد و پیشرفت داشته باشم
من برگزیده ی خدا هستم
خودش دستم را گرفت و به شغل الهی ام دعوتم کرد
صاحب کارم خداست و من لایق کارمند شدن برای خدا و ماندن در مسیر درست هستم .
من لایق ثروتمند شدن هستم
هر چقدر من ثروتمند باشم خدمت بیشتری به جهان میکنم
با ثروتمند شدن من خداوند خوشحال میشود
طبیعی اینه که من ثروتمند باشم
من عاشق شغلم هستم و برای کارم دلم پر میکشه
خداوند در طول مسیر همواره مرا به بهترین ها هدایت میکند
من خالق زندگی خودم هستم و مسیر درست را با کمک و یاری خداوند طی میکنم
بدون استثنا تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس افکار و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود.
پس من میتوانم باور کنم به توانایی هایم و ایمان بیاورم و در راه راست حرکت کنم .
من ارزشمندم
من خودم را با تمام وجودم باور دارم و خداوند تکهای از خودش را در وجودم قرار داده و من را تکه ای پاک از وجود خودش کرده
منو خدا وصلیم به هم
خداوند نور آسمانها و زمین است
من وصلم به نور
من مایلم به منبع اصلی نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تا همواره در مسیر درست باشم .
و تکاملم را بدرستی و با سرعت بیشتری طی کنم.
خدا یا شکرررررررررت که من همواره هدایت شده هستم.
خدا یا شکرررررررررت که من آماده ام اجازه میدهم که مرا هدایت کنی
خدا یا شکرررررررررت که تمام انسان ها و اوضاع و شرایط وسیله ای است برای رساندن موهبتهای الهی به من
خدا یا شکرررررررررت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سلام و درود بیکران بر علامه عباسمنش
به خدا این گفتگوی استاد به قدری آگاهی دهنده هست که هر کسی قادر به درک و دریافت آنها نیست خود من بعداز سه سال گوش دادن به فایلها و استفاده از محصولات تازه درک درستی از قانون برداشت کردم وبا خودم گفتم خدای من این بنده تو به چه درکی و آگاهی رسیده البته این فقط بخاطر عمل به قوانین حاصل شده و استاد را هم مثل دیگر شخصیتها در ذهن خود بت نکنیم و این نکته در تمام صحبتهای استاد مشهود است
نکاتی که من برداشت کردم تیتروار خدمتتون عرض میکنم
۱ شخصیتها رو در ذهن خود بت نکنیم
۲ احساس خوب اتفاقات خوب و این قانون الهی است
۳ اگر شخصیتهای مذهبی در مصائب تونستند اتفاق به ظاهر بد رو به نفع خود تمام کنند فقط به خاطر رعایت این قانون بوده و احساس خود را خوب نگه داشتند
۴ و این که ما آدم آهنی نیستیم و همواره احساس ما نوسان داره و باید سعی ما در احساس خوب بودن باشه و جالب اینکه استاد فرمودند کم کم باید این کار را بکنیم
۵ فرقی نمیکنه احساس بد = اتفاقات بد حالا هرکی میخاد باشه آدم معمولی یا پیامبر خدا قانون برای همه یکسان عمل میکند اینه عدالت خداوند
۶ تمام داستانهای قرآنی برای این است که به ما
می آموزد که قوانینی در کار است و برای همگان برابر است و دلیل اینکه این اتفاقات همه بر پیامبران رخ داده میخاد یجورایی بفهمونه که بابا این پیامبر من بود عزیز من بود ولی در مواقعی که نتونست احساس خودش رو کنترل کنه اتفاق بد براش افتاد تمام
۷ و اینکه زندگی و انسان سراسر حاصل قانوندتکامله
اونجا که عرشیانفر در باره ابراهیم و قربانی کرد اسماعیل میگفت یک حرفی استاد زد که به خدا روح ابراهیم و اسماعیل شاد شد و مطمئنآ روح تمام کسانی که این رو شنیدند پرواز کرد حتی خود عرشیانفر هم کف کرد از این آگاهی زمانی که استاد فرمود که این ایمان ابراهیم حاصل تکامله و چیزهایی از این خدا دیده و ایمانش به سقف رسیده و هر دستوری که خداوند بفرماید حتی قربانی کردن اسماعیل میگه چشم صمعا وطاعتا
نمیدونی استاد زمانی که این طور تکامل ایمان ابراهیم رو توضیح دادید به خانمم گفتم میگی این آدم همراه ابراهیم بوده و تمام قضایا رو شاهد بوده و اینکه استاد همیشه میفرمائید فکر خدا رو بخوانید
وقتی این حرف رو زدید انگار یکجورایی من فکر ابراهیم رو خوندم در درک کردم اون موقع چی بر ابراهیم گذشته
۸ اونجایی که استاد فرمودید که خدا به همه کمک میکنه در هر جهتی که شما باشید چه بهشت چه جهنم اصلا براش فرقی نمیکنه بخدا استاد فقط حس خودم رو دارم میگم یک جوری اون صورتتون رو جلو دوربین آوردید و یک تکون دادید و گفتید اصلا برای خدا فرق نمیکنه بخدا حس کردم خدا داره با من حرف میزنه و یک جورایی ترسیدم و جدی بودن خدا رو حس کردم که با هیچ کس شوخی نداره
و خلاصه این لایو یه دنیا آگاهی ناب داشت و یک نکته دیگه داشت یادم میرفت و اینکه استاد در گفتگو با بچه ها باشه لایو باشه سریال زندگی در بهشت باشه یا یک رقص در خیابان تمام هدفش درس دادن به ما هست بر خلاف خیلی ها لایو میگذارند و فقط میخواهند حرفهای خوشکل و قلمبه سلمبه بزنند و اطلاعات خود رو به رخ همدیگر بکشند در این لایو دیدیم استاد فرمود فقط نمیخواهیم از داستانهای قرآنی تعریف کنیم و بگیم فلان آدم چقد خفن بوده دیدگاه رو ببینید میگه بیاییم یاد بگیریم و عمل کنیم
و چقدر روان و منطقی تدریس میکنه با تمام وجودم ممنونتم استاد متشکرم استاد سپاسگزارم استاد
بینهایت عشق بینهایت سپاس نثارتان باد
سلام به استاد عزیزم و دوستان نازنین
موضوعی که مدتهاست خداوند به من متذکر میشه اینه: هیچ اتفاقی باعث رنج نیست!! هر چیزی اون بیرون باعث رنج توست، داره به تو میگه که باورهای ریشه ای و ذهنی متناسب با اون موضوعات داری که اون باعث رنج اوست
در واقع موضوعات به خودی خود تاثیری در احساس ما ندارند، مگر به واسطه تفسیر ذهنی ما از اون موضوعات
احساس طبیعی و ریشه ای ما که از وجود خود آی ما نشات گرفته، زیر نگاه ذهنی ما مدفون شده
وقتی این شد، احساسات ما ناشی از درک حقیقت نیست، بلکه ناشی از تفاسیر ذهنی ماست
در نگاه حق بین آرامش مطلقه، و به اندازه ای که ما از حالت آرامش بی قید و شرط دور میشیم، در واقع داریم در نگاه های ذهنی اسیر میشیم
و هر چقدر نگاه ما الهی میشه، ما درک میکنیم حقیقت لذت رو، ما درک میکنیم حقیقت اشیا رو، ما وقتی آتش رو میبینیم، آتش میشویم، ما آتش را میفهمیم…
کودک حالش خوبه، سرخوشه، اگر ناراحتی میکنه، این ناراحتی صرفا حرکتی برای دفع عامل بیرونیه، اما این ناراحتی نشات گرفته از تفسیر ذهنی نیست و بنابراین به نشخوار ذهنی تبدیل نمیشه، برای همینه که کودک وقتی گریه میکنه، بعد از چند دقیقه آرام میشه
چون هنوز ذهن منطقی و قضاوتگرش شکل نگرفته
چون هنوز خود آی درونش رو بی واسطه درک میکنه، و اونو با نگاه ذهنی محدود نمیکنه
که بگه من ارزشمندم اگر…
که بگه من خوشبختم اگر…
نکته مهم اینجاست که وقتی ما در مرتبه ذهنی، باورهای غلطی داریم، این باورها هم در مواجهه با امور مرتبط باعث رنج ما میشن، و هم خود این باورها اون مسئله رو ایجاد کردن
اول به خودم میگم
کسی که از مشکل مالی رنج میبره، یعنی ارزشمندیشو به شرایط مالی گره زده، یا اینکه ارزشمندیشو به نظر دیگران وصل کرده و چون دیگران بخاطر شرایط مالیش تاییدش نمیکنن بنابراین رنج میبرده یا دلایلی مثل این
و خود این باورها که رنج های ما رو ایجاد میکنن مسائل رو ایجاد میکنن، یعنی همین وصل کردن ارزشمندی به مباحث مالی، ما رو از شرایط مطلوب مالی دور میکنه
همین وصل کردن خوشبختی به شرایط مالی یا نظر دیگران یا … ما رو از ثروت دور میکنه
من نیاز دارم همیشه اینو به خودم متذکر بشم، من قرار نیست پول بسازم برای اینکه حالم خوب بشه، بلکه من با کار کردن روی باورهام و شکستن باورهای غلط، باید آگاهی و حال خوب بی دلیل خودم رو باز پس بگیرم، و به موازات این اخلاص و خالص شدن، ثروتی که با باورهای غلط مسدود شده بود جاری میشه، انشاءالله
بنام خدای مهربان
سلام ب همگی عزیزانم
ردپای 14 بهمن 1404
و گام 6 پروژه درک عمیق قوانین خداوند
خدایا شکرت ک بهم فرصت ی صلاه دیگه دادی
میخوام تجربه ی اخیرم و بگم از کنترل ذهن
همه چی ب نفع من شد خخخخخ
تقریبا 10 روز پیش قرار بود من ب همراه مادر
یا من ب همراه آجیم
(دقت کنید
من ثابت بودم
و اون دونفر میخواستن از اومدن با من و کار کردن در برن)
بریم خونه اندیمشک مون ک ب امید خدا عروسی داداشم آخر بهمن هست
تمام وسایل خونه ،از یخچال،فرش ،وسایل آشپز خونه،کمد ،انباری
بماند تمیزی خونه و آشپز خونه انجام بشه
تا عروس خوشگلمون جهاز قشنگش و بیاره بچینه
و اون دوتا بنده ی خدا ،یعنی مادر و آجیم
از یک ماه قبل غر میزدن
ک کی میخواد این کارها رو انجام بده
آی فلان
آی بهمان
من نمیتونم
اذیت میشم
نمیام
خلاصه داداشم تقریبا یک سال بود تنها زندگی میکرد و ما هم نمیرفتیم ک زیاد بمونیم و خونه ترکیده بود خخخحخ
من اصن برام مهم نبود ک برم یا ن
گفتم هرچی پیش بیاد ب نفع منه
من تسلیم هستم
اگه رفتم با لذت انجام میدم انگار ک خونه خودمو دارم تمیز میکنم
اگه هم ن ،میمونم خونه روی خودم بهتر کار میکنم رو فایلها و..
خلاصه زنگ زدن ک داداش کوچیکه از تهران بیاد کمک ،ک بمونه پیش پدر
ک ما سه تایی بریم
یعنی من،مادر و آجیم
ک باهم کارها رو سریع تر انجام بدیم
اصن نمیدونم چی شد
چ جوری شد
راستی چی شد ،چ جوری شد
اینجوری عاشقت شدممم خخخخ هاا
فقط فهمیدم داداشم ب جا من میره و من میمونم پیش پدر
خونه روستامون
من میخواستم برم هااا
اونا اجازه نمیدادن
مادر گفت هرچی،هر متریالی ک لازم داری برای دوخت لباس مجلسی و بنویس ما برات میاریم تو بمون پیش پدر
منم گفتم باش و هرچی ک لازم داشتم و نوشتم ی لیست چند میلیونی هااا
ک بعد دو روز ک رفته بودن مادر زنگ زد گفت ک تو دَر رفتی از زیر کار ها خخخخخ
برای همین با ما نیومدی
و صدای خواهرم و هم شنیدم ک داشت غر میزد ک کارها رو انداختی گردن من و..
من خندیدم گفتم خودتون نزاشتین من بیام
یعنی خدا اجازه نداد من در مدار اون همه کار قرار بگیرم
چیزی ک همیشه برعکس بود تو زندگیم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
خلاصه بعد 9 روز داداشم با کامیون وسایل اومد و فرداش
مادر اینا هم اومدن
با لیست خریدای من ک همه تیک خورده بود و ی پارچه ی بیار زیبا با آستر و زیپ و نخش ک فقط پول پارچه 3 میلیون بود
پارچه ای ک مادر برای خودش خریده بود
و عکسش و برای من فرستادن
گفتم این برای من خوبه رنگش و دوسدارم
ک همون پارچه هم در اصل برای من خریده شده بود
الهی صدهزار مرتبه شکرت
کلی هدیه دریافت کردم از فضل خدای رحمان
امروز تور ژپون و برای دامنم دوختم پیلی دادم خیییلی عالی شد
مدل جدید آستین پفی ک کشیده بودم و هم برش زدم
و امروز 100 تومن خداوند از فضلش بهم رزق داد،از جایی ک فکرش و نمیکردم
منم تونستم هدیه ی خوشمزه ای ب طرفم بدم از کلوچه هام ک دیروز با هدایت رب درست کردم
اینار خیییلی نرم تر و بهتر شدن چون خدا تمام کارهاشو انجام داد
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر تک تک قطرات بارون ک از دیشب این موقع شروع شد تا الان
الهی صدهزار مرتبه شکرت
امروز دوره متوسط ورزش یوگا رو شروع کردم عجب حرکات خفنی داشت
خیلی عضلاتم و درگیر کرد خییلی عالی بود
دور اولو دو روزه تموم کردم
بدنم خییلی پر انررژی تر شده
و انعطاف پذیر تر
چند روز پیش ک رفته بودم خونه آجیم کیان ی طناب آورد گفت خاله بلدی طناب بزنی
گفتم اره ولی خیلی وقته نزدم
خودش شروع کرد
برای هر طناب نیم متر میپرید هوا و ی دور قمری میزد دور خودش خخخخخخخ
یاد اوایل یادکیری خودم افتادم ک منم ایتقد بالا میپریدم و انرژی تحلیل میرفت
و با طی تکامل یاد گرفتم
واقعا همه چی تکامل میخواد ،حتی بازی،ورزش و..
خلاصه رفتم امتحان کنم
بار اول 20 تا زدم
با دوم با چند دقیقه وقفه 60 تا زدم
اصن خودم حیرت کردم از نرمی و انعطاف بدنم خیییلی عالی بود ضربان قلبم ب شدت بالارفت خییلی باحال بود
گفتم ببین زکیه چقد تمرین تاثیر داره
اونم روزی 10،12،15 ذقیقه یوگا
اونم فقط حرکات کششی
مامان کیان گفت ک آجی دیگه مون ،مادر سارا کوچولو فقط 3تا یا 6 تا زده نفسش بالا نیومده
بهم گفت ماشاالله بدنت خیلی آماده اس
درک قانون تکامل
و بهبود دائمی
من میتونم با همین مسبر ب تمام خواسته هام برسم
الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم چقدر کامنت های بچه ها حس خوبی بهم میده با اون جمله ی سمیه عزیز که گفتن من تکه ای از خداوند رو درون خودم دارم یه حس آرامش عجیبی بهم دست داد یهو همون لحظه یه تصویر دیدم که یه نور سفید از قلبم به سمت آسمون وصله که همیشه این اتصال وجود داره و منو رها نمیکنه خیلی حس قشنگی بود و پر از آرامش شدم که جای هیچ نگرانی ای نیست این خداونده که داره منو حمایت میکنه و چقدر این حس و دوست دارم و دلم میخواد که همیشه این حس آرامش و اطمینان و داشته باشم استاد عزیزم چکار کنم که این حسم عمیق تر بشه و یا از بین نره
عاشقتم استاد عزیزم که همیشه بهترین فایل هارو میزارید
بخشی از صحبت های زیبا و تاثیرگذار استاد:
احساس بد مثل آتش است ولی مشکل اینجاست که ما نمی دانیم احساس بد اینقدر بد است، سم است ، از هر سمی خطرناک تر است
اگر بدانیم که اینقدر خطرناکه حتماً یک راهی برایش پیدا میکنیم
با تغییر نگاه مان با به یاد آوردن اتفاقات ناجالبی که بعداً خیر شده برای ما
یا با آن نگاهی که میگوید هر آنچه مرا نکشد قوی ترم خواهد ساخت
*
اگر بتوانم احساسم را در این شرایط سخت بهتر کنم، لاجرم – من همیشه روی این کلمه لاجرم تاکید میکنم – اتفاقات خوب می افتد. این قانون خداوند است.
*
وقتی می توانی احساست رو خوب نگه داری حتی در شرایط به ظاهر ناجالب، آنقدر اتفاقات خوب زیاد برات می افتد که می توانی بگویی اتفاق بدی برایت نیفتاده در این سالها