درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶ - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره خسروی گفته:
    مدت عضویت: 701 روز

    به نام یگانه معبود بی همتا

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم و همه دوستان همراه و همقدم

    مدتی هست که به لطف الله توی فرکانس خوبی قرار گرفته ام و تا حدودی ارتباط قلبی خوبی با خدایم پیدا کرده ام .

    اکنون دوره دوازده قدم قدم هشتم هستم و هر روز یک قسمت از فایل های قدم هشت را گوش می‌کنم.

    امروز صبح که بیدار شدم تصمیم گرفتم قبل از شروع قدم هشتم برم تو فایل( مرا به سوی نشانه ام هدایت کن) رو ببینم .

    که این فایل( روز شمار تحول زندگی من) برایم باز شد .

    خدای من چقدر زیبا استاد توضیح داده بودند قلبم سرشار از نور و امید شد .

    بارها و بارها این گفته های شما استاد عزیزم راتجربه کرده ا م واز اعماق وجودم شکرگزار خداوند بوده‌ام اما فایل امروز واقعا مناسب حال من بود

    قلبم ا نقدر سرشار از انرژی و امید شد که قابل توصیف نیست.

    قدم به قدم هدایت ها رو دارم دریافت میکنم .بعد از گوش کردن چندین و چند بار این فایل هدایت شدم به گذاشتن کامنت اکنون که دارم رد پایی از خودم و تجربه امروزم را میزارم احساس بسیار خوبی دارم

    کلا سایت استاد واقعا بی نظیره که من تا کنون سایتی به این زیبایی و کاملی ندیده ام هر قسمتی از فایل ها رو که باز میکنم دنیایی از اطلاعات، عشق و خلوص در آن میبینم مخصوصا فایل( مرا به سوی نشانه ام هدایت کن) که همیشه متناسب با حال و هوای آن لحظه و آن روز من هدایت را دریافت کرده ام

    .بعدشم قدم های بعدی و همینجور دارم تو حس خوب غرق میشمممم

    خدایااااا چقدر مهربونیییییییی چجوری میتونم برای هدایت هات سپاسگزاری کنم

    استاد میدونم با عشق میخونی کامنت هارو

    عاشقتممممم مرسی ک هستی

    درسته همیشه میگی من نمیتونم جای شما عمل کنم اما خوب داری هدایتم میکنی به سمت زندگیه بهترررر

    سمت باز کردن پنجره هااا

    سمت قرار گرفتن در راس خورشید

    استاد عاشقتممممم ممنونمممممممم برای تک تک فایل هایی که میزاری

    و هر لحظه مرا هدایت میکنی بسوی خواسته هام به سوی نور و امید.

    در پناه حق شاد و سربلند باشید.

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    زمرد سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 1878 روز

    به نام خدای مهربان

    با سلام خدمت استاد گرامی و مریم بانو و استاد عرشیان فر عزیز

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم

    غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین

    خداوند هر لحظه ما را هدایت می‌کند

    خدایا شکرت که منو به این فایل ناب هدایت کردی

    زمانی هدایت های خداوند را دریافت می کنیم که احساس خوب داشته باشیم اگر احساس بد داشته باشیم شیطان با ما صحبت می کند

    شرایط دریافت هدایت خداوند زمانی است که قلبمان باز شود زمانی که قلبمان بسته است چیزی دریافت نمی کنیم زمانی که احساسمون خوبه(هماهنگی ذهن با روح) ، قلبمون بازه.

    قانون : احساس خوب = اتفاق خوب

    اگر احساسمان را در هر شرایطی بهتر کنیم لاجرم اتفاقات خوب برای ما رخ خواهد داد این قانون خداوند است

    خدایا ازت میخوام و دوست دارم که منو به مسیر، شرایط، اتفاقات و انسانهایی هدایت بکنی که از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم با تمام وجود….

    خدایا ازت میخوام و دوست دارم که آسان شوم برای آسانیها و تو کارهایم را انجام بده و در زمان مناسب در مکان مناسب باشم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    محیا گفته:
    مدت عضویت: 1699 روز

    الخیر فی ما وقع

    هر چی پیش بیاد ، خیر من در همون نهفته است .

    اگر من این احساس رو در خودم ایجاد کنم ، حتی اگر در سخت ترین شرایط هم گیر افتاده باشم میتونم به احساس خوبی برسم

    وقتی اتفاقات ناخوب برام رخ میده ، من وظیفه دارم ؛ / و موظف هستم / که از زاویه ای به ماجرا نگاه کنم که بتونه احساس بهتری به من بده

    اگر من ایمان و باور داشته باشم که خداوند خیرم رو میخواد و حواسش به من هست ، فقط کافیه که بتونم احساسم رو بهتر و بهتر و بهتر کنم تا در جاده هدایت الهی به سمت صراط مستقیم قرار بگیرم

    نکته مهم اینه که زمانی که احساسم بده افسارم دست شیطانه و شیطان من رو به درگیری و انتقام و کینه و حسادت دعوت میکنه که نشانه این دعوت ، احساس بدی هست که در من شکل میگیره

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 821 روز

    به نام خدای مهربان

    خداوندا هرآنچه که دارم از آن توست.

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.

    من‌را به راه راست راه کسانی‌که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.

    وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿155﴾و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش می کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.

    (155) الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴿156﴾همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقیناً به سوی او بازمی گردیم. (156)

    أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿157﴾آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند. (157)

    <<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

    این جمله رو باید حک کنیم توی ذهنمون:

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    هیچوقت یادم نمیره پارسال اواخر برج 12 بود که رابطه عاطفی نامناسبی که داشتم رو خداوند به سادگی تموم کرد برام.

    وقتی این اتفاق رخ داد به دلایل وابستگی حالم بد شد اما از خداوند هدایت خواستم.

    خداوند هدایتم کرد به دوره عزت نفس

    دوره عزت نفس رو شروع کردم 2 هفته بعد یکی از خواسته هام تیک خورد

    شرایط به وجود اومد که‌ مهاجرت کنم به تهران

    من ناراحت بودم از اینکه چرا رابطه تموم شده ولی خداوند داشت یک مسیر جدید برای رشد و پیشرفت من میچید و من به راحتی مهاجرت کردم به تهران و یک زندگی جدید رو شروع کردم و این اتفاق به ظاهر بد نه تنها من رو نکشت بلکه من رو قوی تر کرد بلکه باعث شد این زنجیر وابستگی من پاره بشه و من پرواز کنم به سمت شرایط بهتر.

    همین دو هفته پیش بود مدیرفروشمون پیام داد گفت اگه میشه این هفته دوشنبه آف نرو گفتم باشه و سعی کردم احساسم رو خوب نگه دارم و خب اتفاقی ام نبود که حالم بد بشه گفتم یه روز دیگه میرم جاش و سپردم دست خدا گفتم من میخواستم بیام زیبایی های طبیعتت رو ببینم خودت برام بچینش سه شنبه اومدم آف و خداوند یک برنامه کوهنوردی فوق الاده و بینظیر برام چید و من رو برد و آورد و باعث شد ایمانم قوی تر بشه و بیشتر بسپارم بهش.

    هفته پیش دوباره همین اتفاق رخ داد دوباره گفتم هفته پیش که قشنگ چیدی برام این هفته ام خودت برام بچین و باید بگم غوغا کرد قربونش برم چنان طبیعت گردی و کوهنوردی من رو برد که بینهایت لذت بردم و شکر گزاری کردم.

    حالا این هفته ام همین اتفاق رخ داده و چند ساعت پیش مدیر فروشمون پیام داد گفت خانومم مرضه اگه میشه فردا نرو یه روز دیگه برو منم به یک لبخند رضایت و سپردن کارها و چیدن یک برنامه لذت بخش دیگه توسط خداوند گفتم چشم و میدونم که خداوند این هفته ام قراره سورپرایزم کنه که میام و نتیجه رو مینویسم وقتی اتفاق افتاد.

    وظیفه ما در مواقعی که اتفاق به ظاهر بدی میوفته اینه که ذهنمون رو کنترل کنیم و احساسمون رو خوب نگه داریم وظیفه خداوندهم اینه که به بهترین شکل‌ کارهارو جلو ببره.

    مثل هیمن الان که همین کامنت رو من نوشتم ولی وقتی به اشتراک گذاشتم دیدم نصفش نیومده و گفتم خدایا در لحظه امتحانم میکنی ها و احساسم رو خوب نگه داشتم و با جون و دل این اتفاقات رو دوباره به کمک خداوند بهتر نوشتم.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    ساقي محمدي گفته:
    مدت عضویت: 2405 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با سلام و درود

    شهود یعنی هدایت الله

    خداوند گفته بر ما واجب شده که شمارا هدایت کنیم به هر مسیری که بخواهید(مسیر درست یا نا درست)

    زمانی ما هدایت خداوند را دریافت میکنیم که در آرامش و احساس خوب باشیم و در عصبانیت و غم و خشم فقط شیطان با ما سخن میگوید

    خداوند فرموده :نبوده که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان سخن نگوید ولی ما کلام الله را بالا بردیم

    اگر بتوانیم در شرایط نامناسب احساس خود را خوب نگهداریم شهود می آید و هدایت را دریافت میکنیم

    شرایط دریافت پیام خدا زمانی هست که قلب ما باز باشد وزمانی که قلب ما بسته باشد چیزی دریافت نمیکنیم

    وقتی اتفاق نا جالبی می افتد اگر از زاویه الخیر ما فی وقع نگاه کنیم و با این نگاه خودمان را آرام کنیم قدم بعدی به ما گفته میشود هدایت می آید و کار عملی به ما میگوید قدم به قدم انجام میدهیم و بهتر و بهتر میشویم

    دنیا دنیای فرکانسی است و ما در درجات مختلف فرکانسی هستیم ما در خشم و ناراحتی که در طبقات پایین فرکانسی هستیم دسترسی به آگاهی های بالا نداریم ما موقعی دسترسی به آگاهی بالا داریم که خودمان را آگاهانه از احساس بد بیرون بیاوریم

    وقتی باور الخیر ما فی وقع داشته باشیم اینکه خدا برای ما خیر مطلق میخواهد رنگ و ظاهر اتفاق برای ما (فقط برای ما)عوض میشود

    باور اینکه هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت باعث میشود اتفاقات بد از ما انسان قویتری بسازد

    اگر بتوانیم تلاش کنیم در شرایط بد احساس خود را خوب نگهداریم لاجرم اتفاقات خوبی برای ما رخ میدهد این قانون بدون تغییر خداوند است .

    نقطه سرخط😉

    در پناه خدا باشید♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2066 روز

    بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بزرگوارم❤️

    خداوند را شاکرم که در مسیر زندگی‌ام، صدای هدایت را از زبان شما شنیدم و یاد گرفتم شهود یعنی ایمان به این حقیقت که:

    ✨ «خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت ما ارسال می‌کند… اما فقط زمانی که در احساس خوب قرار بگیریم.»

    استاد جان…

    می‌خواهم یکی از عمیق‌ترین تجربه‌های زندگی‌ام را با شما به اشتراک بگذارم؛ تجربه‌ای که معنای واقعیِ جمله‌ی الخیرُ فی ما وقع را برایم زنده کرد…

    روزی را به یاد دارم که در بارداری دومم، تنها همراه دختر پنج‌ساله‌ام برای سونوگرافی رفتم… با این خیال که دکتر خواهد گفت همه چیز عالی است…

    اما ناگهان در کمال ناباوری شنیدم که جنین مشکل کلیوی دارد و نهایتاً چند روز یا یک ماه بیشتر دوام نمی‌آورد… و من مجبور به سقط شدم…

    آن لحظه فقط گریه کردم… اما عجیب است استاد…

    بعد از یکی دو ساعت، صحبت‌های شما در گوشم می‌چرخید:

    💚 «احساست را خوب نگه دار… خیر در همین اتفاق پنهان است…»

    و به خدا قسم… آرامش درونم جاری شد.

    چون وعده‌ی خدا را باور کرده بودم:

    📖 «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»

    پس همانا با سختی آسانی است…

    استاد عزیز…

    آن فرزند دختر بود… و من در دل آرزو داشتم فرزند دومم پسر باشد…

    در همان لحظه‌ی تلخ، با خودم گفتم شاید خداوند از دل این فقدان، راهی بزرگ‌تر برایم باز خواهد کرد…

    یک سال و نیم بعد، اطرافیان مدام می‌گفتند آزمایش ژنتیک بده، تحت نظر پزشک باش…

    اما من در دل باور کرده بودم:

    📖 «وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ»

    چه بسا چیزی را دوست نداشته باشید و خیر شما در آن باشد… (بقره 216)

    برای اینکه نجواهای ترس شعله‌ور نشود، هر روز پیاده‌روی می‌کردم… با خدای خودم حرف می‌زدم… قانون سلامتی را اجرا می‌کردم…

    احساس می‌کردم تمام سلول‌های بدنم در حال ریکاوری است…

    بارها با خدا گفتم:

    خدایا من شکایت نکردم… ناسپاسی نکردم… فقط خیر این اتفاق را به من نشان بده…

    و در درونم فقط یک پاسخ می‌آمد:

    💚 «احساست را خوب نگه دار تا به تو بگویم چه کار کنی…»

    و بعد از مدتی، شهود واضحی آمد:

    «این ماه اقدام کن…»

    استاد… بزرگ‌ترین چالش این بود که همسرم معتقد به آزمایش ژنتیک بود و اجازه نمی‌داد بدون آن باردار شوم…

    اما درونم شنیدم:

    ✨ «تو اعتماد کن… ما دل همسرت را نرم می‌کنیم…»

    و خدا دقیقاً همین کار را کرد…

    📖 «إِنَّ اللَّهَ یُلْقِی الْمَحَبَّهَ فِی الْقُلُوبِ»

    خدا محبت و آرامش را در دل‌ها می‌اندازد…

    دل همسرم نرم شد…

    و من بدون هیچ آزمایش، بدون هیچ وابستگی به ترس، فقط با تجسم روزهای خوش آینده و اعتماد به قانون خدا باردار شدم…

    و حتی الهام گرفتم که تا پنج ماه به هیچکس چیزی نگویم…

    و باز اعتماد کردم…

    و بعد از پنج ماه… وقتی به سونوگرافی رفتم…

    دکتر با لبخند گفت:

    💚 «همه چیز سالم است… و جنسیت پسر است…»

    آن لحظه فهمیدم وعده خدا حق است…

    📖 «وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»

    هرکس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است… (طلاق 3)

    استاد جان…

    من شاهد بودم که اگر خدا دری را ببندد، درهای بزرگتری باز می‌کند…

    و این خواسته را مدیون آموزش‌های شما هستم…

    چون با باورهای محدود گذشته‌ام، رسیدن به چنین آرامش و نتیجه‌ای را بعید می‌دانستم…

    🌺 سپاسگزارم که به ما یاد دادید الهامات درونی فقط در فرکانس احساس خوب فعال می‌شوند…

    و ایمان یعنی دیدن خیر در دلِ حادثه…

    در پایان فقط می‌گویم:

    خداوند شما را حفظ کند

    و نورتان همیشه چراغ راه دل‌های تشنه باشد…

    ✨ الحمدلله علی کل حال… الخیر فی ما وقع…

    با احترام و دعای خیر 💚🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2078 روز

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ مُرْدِفِین(9)

    (به یاد آورید) زمانى را که (در جنگ بدر) از پروردگارتان فریادرسى مى‌طلبیدید، پس او دعا و خواسته‌ى شما را اجابت کرد (و فرمود:) من مسلماً یارى‌دهنده شما با فرستادن هزارفرشته‌ى پیاپى هستم.

    وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ ۚ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(10) انفال

    و خداوند، آن (پیروزى و نزول فرشتگان) را جز براى بشارت و اینکه دلهایتان به آن آرامش یابد قرار نداد و نصرت و پیروزى، جز از سوى خدا نیست، (به قدرت خود و امداد فرشته هم تکیه نکنید.) همانا خداوند، شکست‌ناپذیر حکیم است.

    =================================

    سلام و نور و عشق به استاد عزیزم و استاد مریم بانو جانم و دوستان نازنینم

    امیدوارم که حال همگی خوب مثبت و متصل به نور رب العالمین باشید

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای گام ششم پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند که چند بار گوش کردم و خط به خط نوشتمش..

    صحبتهای استاد جانم در این فایل در پاسخ به آقای عرشیانفر خیلی بدلم نشست

    فوق العاده آرامش بخشه، دلیل و منطق خیلی قوی داره و ذهن رو قشنگ ساکت می کنه

    چه موضوع جذاب و قشنگی هم داره این قسمت

    شرایط دریافت هدایت خداوند

    حالا کِی ما هدایت های خداوند رو دریافت می کنیم؟

    فقط زمانی که بتونیم احساسمونو خوب نگه داریم

    شهود و هدایتها تو احساس بد نمی تونه بیاد

    وقتی احساسمون بد باشه، از خداوند فاصله میگیریم، و فقط شیطان با ما صحبت می کنه

    شرایط دریافت هدایتها و پیام خداوند زمانی اتفاق می افته که قلبمون بازه

    وقتی قلبمون بسته است ما چیزی دریافت نمی کنیم

    احساس بد مثل سم خطرناکه، مثل آتیشه، با هر منطق و توجیهی اگه دستمونو تو آتیش ببریم حتماً دستمونو میسوزونه

    اگه ما اینو درکش کنیم، وقتی که اتفاق بظاهر ناجالبی می افته میتونیم از یه زاویه دیگه ای بهش نگاه کنیم و بگیم الخیر فی ما وقع هر اتفاقی افتاده همون خیرشه

    و اگه بتونیم با این نگاه خودمونو آروم کنیم اون وقته که خداوند قدم بعدی رو بما میگه که چجوری برداریم، و بعد که اون قدم اولیه رو برداشتیم و حال و احساس خودمونو خوب نگه داشتیم به قدمهای بعدی و بعدی هدایتمون می کنه..

    هدایت خداوند اینجوریه که میگه یک کار عملی رو انجام بدیم..

    وقتی احساسمونو بتونیم در شرایط حتی بظاهر ناجالب خوب نگه داریم اون وقته که اتفاقات خوب زیادی برامون می افته

    درصد اتفاقات خوب بالا میره

    و بر عکسش، درصد اتفاقات بد پایین میره

    قانون اینه که احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد

    و قانون مهم دیگه باور به الخیر فی ما وقع هست

    اون موقع می تونیم ذهنمونو کنترل کنیم

    در شرایط بظاهر ناجالب کنترل ذهن کار راحتی نیست ولی کار شدنیه

    و اگه بتونیم این کارو بکنیم، همونطور که استاد جانم گفت، جایزه و پاداشش زندگی در بهشته هم در این دنیا و هم در اون دنیا..

    استاد جانم شما تقریباً تو همه ی فایلهاتون درباره اهمیت داشتن احساس خوب صحبت می کنین و اینکه آرامش و احساس خوبه که قلبمونو باز می کنه و متصل به خداوند می کنه و در نتیجه اتفاقات خوب برامون رقم میخوره

    منم از همون ابتدا که دانشجوی شما شدم خیلی خودمو مقید کردم که در هر حالتی احساسمو خوب نگهدارم حتی در شرایط بظاهر ناجالب

    ذهنم و ورودیهاشو از همون ابتدا شروع کردم به کنترل کردن

    که تا حالا هم ادامه داره

    به قانون الخیر فی ما وقع قویاً باور دارم

    هر اتفاقی بیوفته میگم حتماً برای من خیره

    و واقعاً هم برام خیر میشه

    و آثارش در همه زمینه های زندگیم خودشو نشون میده

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که همت و اراده و پشتکار خیلی خوبی دارم و در این مسیر الهی استمرار و پایداری داشتم تا حالا و به امید خودش تا آخر عمرم ادامه میدم

    هیچوقت بیخیال آموزشهاتون نشدم و همیشه و هر روز باهاشون زندگی کردم

    خیلی وقته که در اکثر اوقات احساسم خودبخود خوبه بدون اینکه لازم باشه من خوبش کنم

    و خدا رو صدهزار مرتبه شکر اینقدر تو زندگیم اتفاقات خوب زیاد می افته که میتونم بگم یه چندتا اتفاق ناخواسته و ناجالبی که گاهی پیش میاد، میون اون همه اتفاقات خوب اصلاً دیده نمیشه..

    اگر هم مورد ناخواسته ای برام پیش بیاد ممکنه اولش یه ذره ناراحت بشم ولی خداوند مهربانم سریع میزنه رو شونه ام و میگه بنده عزیزم حواست باشه احساست بد نشه، که احساس بد از هر سمی خطرناکتره

    و فقط با احساس خوبه که زندگیت خوب و زیبا میشه

    استاد جانم یکی از نمونه هاش همین دوشنبه بود که باز هم خداوند شاهکار کرد تو زندگیم و یکی از بهترین روزهای زندگیم شد

    ماجرا از این قرار بود که ما یه کتاب قرآنی تو خونه داشتیم که هم ترجمه فارسی و هم انگلیسی داشت مترجمش هم خانم طاهره صفار زاده بود

    و این کتاب رو بیست و چند سال پیش یکی از دوستان همسر جان بهش هدیه داده بود

    البته علاوه بر اون ما چندین قرآن دیگه هم داشتیم که دوست و آشناها هدیه داده بودن، و سه چهار سال پیش بیشترشو دادیم مسجد محله مون

    ولی این یکی رو بخاطر اینکه ترجمه انگلیسی هم داشت من به همسرم گفته بودم اینو نگه داریم، که تا حالا هم بود..

    تا اینکه روز دوشنبه همین هفته یعنی سه روز پیش که داشتم کتابخونه رو گردگیری میکردم دیدم نیستش

    از همسر جانم پرسیدم پس کو اون قرآن

    جواب صریحی نداد بعد گفت فکر کنم دادمش به کسی.. خلاصه معلوم شد که اونو داده به آقای آزادی امام جماعت مسجد نزدیک خونه مون..

    بهش گفتم اگه اینکارو کرده باشی،خیلی کار بدی کردی، چون من گفته بودم که میخوام اونو نگه دارم

    ایشون هم بعد از چند جمله در توجیه کارش، گفت خب مال خودم بوده اختیارشو داشتم..

    من سکوت کردم،راستشو بخواین اولش یه کوچولو ناراحت شدم، ولی هدایت خداوند اومد که حواست باشه داری احساستو بد می کنی فوری خودتو از این حالت بیار بیرون! منم گفتم چشم فرمانروای من و دیگه ادامه ندادم..

    استاد جانم من کلاً در روز خیلی با خدا صحبت می کنم، برای کارهام ازش هدایت و راهنمایی و کمک میخوام

    این بار هم شروع کردم به صحبت کردن با خدای مهربونم که به شیطان و ذهنم اجازه وسوسه و نجوا ندم

    و خدای عزیزم بمن ایده ای رو الهام کرد منم فوری اجراش کردم، دفترمو آوردم و شروع کردم به نوشتن چندتا از ویژگیهای مثبت همسرم، که انصافاً خیلی زیاده، و از خداوند بخاطرشون تشکر کردم

    حدود دو صفحه نوشتم و به این ترتیب ذهنم ساکت شد احساس خوبم برگشت

    از طرفی با خودم فکر کردم، دیدم ایشون حقیقتو گفته منم اگه کسی بمن چیزی هدیه بده در مورد اون احساس مالکیت می کنم و تصمیم میگیرم باش چیکار کنم

    و کلاً این موضوع رو اذ ذهنم بیرون کردم و با ایشون خیلی عادی رفتار کردم، انگار که هیچی نشنیدم

    و خداوند پاداش منو خیلی زیبا و عالی داد

    همون روز چندتا اتفاق خیلی خوب برام افتاد

    اولیش که خیلی برام مهم و شیرین بود اینکه گوشی سامسونگم که از وقتی تو سفر به کانادا گوشی جدید رو در ایام کریسمس خریدم، و اطلاعات گوشی سامسونگ رو به اون ترنسفر کردیم قفل شده بود، یعنی نزدیک دو ماه، بردم پاساژ چهارسو و بالاخره درست شد! و شروع بکار کرد

    (تا قبل از اون یه گوشی خیلی قدیمی داشتیم که فقط برای تلفن زدن و اس ام اس قابل استفاده بود و منم از همون استفاده می کردم

    گوشی جدیدم هم که آیفون 17 پرو مکس هستش سیم کارت فیزیکی نداره شماره کانادایی داره اینه که فعلاً نمی تونم باش زنگ بزنم یا بمن زنگ بزنن و پیامک ارسال یا دریافت کنم، البته شنیدم این سیستم هم تا یکی دو ماه دیگه در ایران هم شروع به کار می کنه)

    و همون موقع که گوشی سامسونگه دست فروشنده بود همسرجانم به اون گوشی قدیمی ام زنگ زد و گفت اون خانواده ای که صبح اومده بودن واحد طبقه اول رو برای اجاره کردن دیده بودن پسندیدن و برای ساعت 5 عصر قرار گذاشتیم بریم بنگاه

    این رو هم توضیح بدم که ما در تهران دو واحد آپارتمان داریم که هردو توی یک ساختمان 5 طبقه ای هست

    یکی طبقه پنجم که خودمون توش زندگی می کنیم یکی هم طبقه اول که اجاره میدیم و هر دو بنام من هست

    قبل از سفر به کانادا مدت قراردادمون با مستأجر قبلیمون تموم شده بود و خالی بود،

    تا اینکه اول همین هفته به بنگاه سپردیم

    و این خانواده بعد اومدن دیدن و پسندیدن

    خلاصه من برگشتم خونه و رفتیم بنگاه، و بعد از یک سری صحبتهای اولیه به توافق رسیدیم و واحد رو به قیمت خیلی بالاتر از زمان قبل از سفرمون اجاره دادیم

    بعد من رفتم کنار خانم همسایه جدیدمون و دختر جوانش که دانشجو هست نشستم و یک گپ و گفت صمیمانه چند دقیقه ای خیلی خوب با هم کردیم و شماره تلفن هامونو به هم دادیم و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر دو طرف از این معامله راضی و خوشحالیم

    بخصوص که در خلال صحبتم با آرزو خانم و دختر جوانش آمیتیس دیدم که صحبت از فرکانس خوب و انرژی مثبت می کنن خیلی خوشحال شدم و بهشون گفتم خدا رو شکر که هم فرکانسیم

    یه اتفاق خوب دیگه اینکه سایت براحتی و بدون فیلترشکن برام در دسترس بود و بیشتر روزها همینطوره الان هم بدون فیلتر شکن این کامنتم رو گذاشتم

    فرداش که پریروز باشه به خواهرم زهرا زنگ زدم که احوالشونو بپرسم، و خبردار شدم که روز تولد دخترش فاطمه جانه بهش گفتم خیلی دلم میخواد بیام هم برای تولد فاطمه جان و هم این که شما رو دوماهه ندیدم

    زهرا جان هم گفت خب پاشو بیا، به سعیده و سعید اینا هم زنگ میزنم که بیان و دور هم باشیم(این خواهرا و برادرم همه شون تو کرج زندگی می کنن و خونه هاشون نزدیک به هم هستن)

    منم به همسرجان قضیه رو گفتم ولی ایشون تو واحد طبقه اول یه سری کار داشت و قرار شد که من تنها برم و چون نزدیک غروب بود بهش گفتم شب رو همونجا خونه زهرا می مونم..

    استاد جان همین که سوار شدم و ماشینو از پارکینگ در آوردم بارون رحمت الهی شروع شد و در تمام مدت رانندگیم ادامه داشت منم غرق در احساس خوب و سپاسگزاری از خداوند شدم

    بعدش هم دوتا فایل مراقبه 9 و 12 دوره هم جهت با جریان خداوند رو و همینطور فایل جلسه اول دوره روانشناسی ثروت 1 رو گوش دادم و خیلی از جمله ها رو خودم هم همزمان با شما تکرار می کردم و حسابی ذهنم با روحم در یک راستا قرار گرفت و هم جهت با جریان خداوند شدم

    احساس فوق العاده ای که این روزها بارها و بارها تجربه اش کردم و جزو روتین زندگیم شده خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    و مصادف باشب میلاد امام زمان هم بود انرژی مثبت در همه جا جریان داشت

    خونه خواهرم هم خیلی خیلی خوش گذشت کلی گپ و گفتهای دلپذیر داشتیم چقدر خاطرات خوشمون رو برای هم تعریف و یادآوری کردیم عکس و فیلم هم گرفتیم شب رو اونجا بودم و دیروز عصر برگشتم خونه مون در تهران

    این کامنتم رو هم قبل از اینکه برم خونه خواهرم بیشترش رو نوشته بودم ولی تموم نشده بود

    این شد که به امروز موکول شد

    خدا رو هزاران بار سپاس برای وجود استاد جانم و این سایت الهی

    خدا رو هزاران بار سپاس برای صلاتم در قسمت 6 درک عمیقتر قوانین خداوند

    استاد جانم بینهایت از شما سپاسگزارم برای تک تک کلمه ها و سخنانی که بمن آموزش دادین

    عاشقتونم

    به امید دیدار شما و استاد مریم جانم در بهترین زمان و مکان

    خودم و همه ی شکا رو به دستان امن خدای مهربان می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    کیمیا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 2249 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد جان خودم و تمام دوستان هم فرکانس من

    باز نشونه اومد و من هدایت شدم به این فایل و باز دوباره فقط میشه شکرگزار بود از اینکه هر لحظه اگر در حس خوب بمونی اینجوری خدا بهت پاداش میده تا بتونی برسی به تمااااام آنچه دنبالش بودی

    خدایا شکرت که منو هدایت کردی به این فایل

    خدایا شکرت که امروز رو برام پر از حس خوب قرار دادی

    خدایا شکرت که کنارمی مراقبمی حواست بهم هست

    خدایا شکرت که ترس نگرانی رو ازم گرفتی

    وسط حرف های استاد بود که آقای عرشیانفر چند بار پشت هم پرسید چجوری پنجره رو باز کنیم جوووووری؟؟؟من هم منتظر بودم استاد پاسخ کلیدی این سوال رو بده آخه چجوری میتونیم ؟؟

    که استاد خیلی راحت و با آرامش گفت با احساس خوب باید اینکار رو بکنیم

    یعنی من باید احساسم رو خوب نگهدارم تا اون خورشید بتونه نورش بهم تابیده بشه من باید مقاومت نکنم و اگر من حسم رو خوب نگهدارم پاداش ها بینظیر هست برام

    قراره اتفاقات عالی بعدش پشت سرهم برام بیوفته

    باید اینقدر ایمان و توکلمون رو بالا ببریم که الخیر فی ما وقع رو بتونیم انجام بدیم « نه در حرف که در عمل» تا پاداش بگیریم

    اگر بتونی در اون زمان که حالت گرفته شده اتفاق بنظر ناجالبی افتاد کنترل کنی ذهنتو و حست رو خوب نگهداری میتونی پاداش دریافت کنی

    اگر اینجوری بتونی فکر کنی میتونی موفق بشی میتونی بگی به قانون عمل کردم میتونی بگی منم مسیر رو درست دارم میرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    مهسا 🌙پیریان گفته:
    مدت عضویت: 1014 روز

    خدایا چی بنویسم از همین یدونه مهربووونیت

    حداقل کمک کن اشکهام بره کنار تا راحت‌تر بتونم بنویسم

    با اعماق وجودم بارها این گفته های شما رو تجربه کردم استاد عزیزم

    اما الان دقیقا وسط این هدایتمممم

    امروز یکی از پاشنه های آشیلم رو پیدا کردم صبح

    خوشحال بودم از پیدا کردنش اما بعد ک دیدم نمیتونم راه حلش رو انجام بدم یعنی انقدر مقاومت دارم ک داره احساسمو بد میکنه یه نفس عمیق کشیدم گفتم الان باید آروم باشم بعد خدا بهم میگه چجوری میتونم حلش کنم همون لحظه

    یچیزی در گوشم گفت هنوز انقد قوی نشدی اجازه بده آروم آروم همه چی درست میشه

    گفتم آره همینه فعلا باید از چیزای کوچیکتر شروع کتم میدونم اینم باید حل بشه اما به موقعش

    همه چیزو ب خدا می‌سپارم اون بهم میگه باید چیکار کتم اون حواسش بهم هست

    قدم بعدی اومد برو فایل های سفر و ببین و زیبایی هاشو بنویس

    دقیقا همینجایی ک استاد میگه باید پنجره رو باز کنی تا خورشید و ببینی تا نورش بهت بتابه

    خدایا عاشقتم همون پنجره هم با هدایت تو باز شد

    انقدر حالم خوب شد ک اصلا یادم رفت صبح چخبر بود

    داشتم از سایت میومدم بیرون گفتم برم قبلش یخورده فعال های سایت رو تحسین کنم

    نمیدونم چجوری دستم خورده ب این فایل و یهو پنجره ی بعدی برام باز شد تا نور بیشتری بیاد

    تا بهم بگه ببین حواسم بهت هست همین مسیر و برو جلو

    قدم ب قدم باهاتم

    بهم وعده ی پاداش داد گفت پاداش ها توراهه الان وقتشه ها همینجوری با ایمان برو جلو ب زیبایی ها توجه کن بقیش با من

    آخ خدااااای مننننننن عاشقتممممممممم

    استاد مرسی برای این فایل و آگاهی های نابش

    اگه همین 13 دقع رو تو کل روز انجام بدیم بخدااااااا ک زندگیه ما هرروز بهشت میشه

    من تجربش کردممممم

    فقط یذره تو اون لحظه حالمو خوب کردم قدم بعدی اومد الان قدم بعدی

    بعدشم قدم های بعدی و همینجور دارم تو حس خوب غرق میشمممم

    خدایااااا چقدر مهربونیییییییی چجوری میتونم برای هدایت هات سپاسگزاری کنم

    استاد میدونم با عشق میخونی کامنت هارو

    عاشقتممممم مرسی ک هستی

    درسته همیشه میگی من نمیتونم جای شما عمل کنم اما قشنگ داری هولم میدی سمت زندگیه بهترررر

    سمت باز کردن پنجره هااا

    سمت قرار گرفتن در راس خورشید

    استاد عاشقتممممم ممنونمممممممم برای تک تک فایل های نورانیت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    مهری ویسی گفته:
    مدت عضویت: 443 روز

    سلام به استادعباسمنش وخانم شایسته ودوستان هم فرکانس

    سالهاگیج وسردرگم بودم دنبال جواب سوالهایی بودکه ذهنم رابه خودمشغول کرده بوداول گفتم دانشگاه رفتن به درک وفهم وبهترزندگی کردن من ورسیدن به جواب سوالهایم کمک می کندامانشدبه دانشگاه بروم واطرافم پربودازافرادتحصبل کرده که دانشگاه کمکی به انهانکرده بودحیرانی وسردرگمی وناامیدی وافسردگی رادرانهامی دیدم دانشگاه فقط به یادگیری یک تخصص به اونهاکمک کرده بودبعدگفتم خوب پای درس فلان شخص وفلان استادازتلویزیون می نشینیم تایادبگیرم امابازهم نه به خداشناسی من کمکی شدونه چیزی یادگرفتم به دردبهترزندگی کردن من بخوردتا سال 1396که گوشی لمسی خریدم ازطریق تلگرام باقانون جذب اشناشدم وروزی 7ساعت هرچقدربرایم فراهم بودفایلهای مختلف راگوش دادم تاسال 1400بااستادعباسمنش اشناشدم تازه مفهوم خداشناسی رادرک کردم وایمان به حرفهای استادواشنایی باهدایت والهام ازجانب خداوندزبباترین درک وفهم من بود

    خدایی که قبلامی شناختم فقط حکم یک شی تزئینی راداشت که هیچ وقت ازاون استفاده نمی شداماوقتی استادشناخت خودازخداوندرابرایم توضیح دادتازه فهمیدم چقدرمن که ظاهرمشکلی باخدانداشتم مشرک بودم وبعدخواسته ای راکه سالهابه اون نرسیده بودم بدون هیچ کارفیزیکی وفقط باتغییرباورهافراترازذهن محدودهربشری براورده شد

    و باگذشت زمان وطی کردن تکامل باعث شدجواب خیلی ازسوالاتم رابگیرم واگرهنوزسوالی بی جواب دارم ایمان دارم زمان پاسخگویی اون فرانرسیده

    الان باافتخارمی گم که خداونداین سایت رابهترین دانشگاه برایم قرارداده واستادعباسمنش بهترین استاداین دانشگاه نعمت عظیمی که هرچقدرشکرگزارباشی بازکم هست من امسال سعادت داشتم واردسایت شوم وباخواندن کامنت های دوستان ازجمله سعیده شهریاری کاملابرمن اشکارشده که مسیریکی هست درسته خواسته هرفردمتفاوت اماتکامل وایمان هدایت والهام هرشخص باتوجه به شرایط به اون گفته می شه وتمام اینهازمانبرهست

    درسته من ایمان داشتم امابازکم می اوردم نه به مسیربلکه به اینکه چرانتیجه دیگه نمی ادکجای کارم اشتباه بوده اتفاقی که باخواندن کامنت هامتوجه شدم برای دیگردوستانم هم پیش امده که فقط راهش ادامه دادن وایمان داشتن هست وبه تدریج طی کردن مسیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای: