درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶


موضوع این برنامه: شرایط دریافت هدایت خداوند


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تعریف شهود: خداوند قطعاً طبق وعده‌اش، هدایت‌هایش را به سمت من ارسال می‌کند؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می‌کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می‌رسانی؛
  • وقتی در فرکانس “توجه به ناخواسته” و “احساس بد” هستی، “الهامات درونی” خود را غیر فعال می‌کنی؛
  • معجزه تفکر الخیر فی ما وقع؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مصطفی شاه محمدی» در این صفحه: 4
  1. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1485 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جان و گروه تحقیاتی

    سلام به دوستان جان در این مسیر نور و عشق و انرژی

    دیروز 15 بهمن و نیمه شعبان تولد پارمیدای عزیزم بود

    از عصر سه شنبه بارش باران این نعمت الهی شروع شد .

    • پارمیدا از قبل برنامه چیده بود که تولد خودش رو در سفر یک روزه در شهر زیبای رشت جشن بگیره

    • شب سه شنبه رفته بود و دسته گل زیبائی هم سفارش داده بود که توی عکسا برای خودش به یادگار بزاره

    • همسرم هر چی تلاش کرد که چهارشنبه برف و باران اعلام کردن ، قبول نکرد و گفت هوا شناسی اعلام کرده هوا خوبه و رشت برف و باران نیست

    • من همیشه آماده سفر و لذت بردن هستم و نیاز داشتم که از شهر برم بیرون و هوائی تازه کنم

    • صبح راهی شدیم

    • من قبل از راه افتادن ستاره قطبی و در دفترم نوشتم و خواسته هام رو با احساس خوب به جهان ارسال کردم

    • هوا بشدت ابری و باران زیبا در حال بارش

    • مه زیبائی روی کوه ها خود نمائی میکرد و منو بسمت خودش فرا میخوند

    • من اصلا عجله ای نداشتم دوست داشتم از لحظه لحظه مسیر لذت ببرم

    • صدای زیبای باران و دیدن این قطرات با روح و روان من بازی میکرد

    • همه چیز برای شروع یک روز عالی مهیا بود

    • گردنه کوهین بارش برف ، غافلگیرم کرد

    • و لذت و خوشحالی ما رو صد چندان کرد

    • داشتم لذت و زیبائی رو همراه خانواده مزه مزه میکردم

    • دوباره بعد از گردنه باران

    • مسیر پر بود از انسانهای عزیز و نازنین که تصمیم گرفته بودن آخر هفته و تعطیلات لذت ببرند و کیف کنند ، همه در آرامش و صلح و درحال لذت بردن از مسیر

    • بعد از صرف یک غذای خوشمزه و لذتبخش در رستوران شکم المولوک هتل کادوس . راهی یک کافه دنج و زیبا در شهر رویائی رشت شدیم

    • یک جشن خانوادگی عالی و خوب با پذیرائی دوستان عزیز در کافه خاطره انگیزتر شد .

    • بعد از گشتن و لذت بردن در شهر زیبای رشت تصمیم به برگشت گرفتیم و باران در تمام لحظه ها در حال بارش بود .

    • در راه برگشت بعد از منجیل که احساس میشد باران داره قطع مبشه دوباره رقص زیبای برف شروع شد و در گردنه کوهین کولات زیبائی رو تجربه کردیم در حدی که شیشه جلو برای مدتی یخ زد و دید من رو به شدت کم کرد

    • درصورتی که هواشناسی در تمام مسیر از بارش برف و کولات اصلا صحبتی نکرد .

    • وقتی رسیدیم مقصد بعد از هفت هشت دقیقه باراش برف بسیار زیبا رو تجربه کردیم و تا ساعتی از شب و بامداد رو به نظاره بارش برف نشستم و لذت من صد چندان شد

    • الهی صد هزار مرتبه شکرت به خاطر این روز و تجربه عالی در یک روز تعطیل و روز تولد دختر گلم

    • خدایاشکرت

    • خدایا سپاسگزارم

    • دوستان ارزشمندم عاشقتون هستم و دوستتون دارم

    • خدایا عاشقتم که عاشقمی و همیشه بهترینهارو برای من درنظر گرفتی و میگیری و بهترینهارو نصیبم کردی

    امروز در مسیر دوچرخه سواری صبح گاهی اول مسیر یک ده هزارتومانی به نشانه فراوانی و پول و ثروت بیتهایت و ورود رزق و روزی خیلی زیاد و رزق و روزی بغیرالحساب سر راهم قرار گرفت و من هدایت شدم به دیدن این نعمت و فراوانی و برداشتم و سپاسگزاری کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1485 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    یادمه وقتی تازه با این قوانین آشنا شده بودم ، از دوست نازنینی شنیدم که زمین خودش رو به راحتی به قیمت دلخواهش فروخته .

    این موضوع برام جالب بود و ته ذهنم مرورش میکردم ، چون من هم زمینی داشتم میخواستم بفروشم

    من یک زمین در شمال برای ساخت ویلا خریده بودم و حالا نظرمون عوض شده بود و میخواستیم در مازندران ویلا داشته باشیم و تصمیم کرفته بودیم که زمین خریداری در گیلان رو بفرشیم .

    این زمین از پدر یک خانواده به بچه هاش رسیده بود و شش قراره شده بود .

    زمانی که من اقدام به خرید زمین کردم بقول محلی ها هنوز دیوار پرچین جلوی باغ بود و وقتی من اولین قواره زمین رو خریدم از حالت باغ چای دراومد و من دور زمین دیوار بلوکی کشیدم و کم کم رونق گرفت و تبدیل به کوچه شد .

    چون من بومی اون محل نبودم و حضور فیزیکی در محل نداشتم چند نفر از پنج نفر شروع کردن به ناسازگاری و سنگ اندازی و دیوار خراب کن و غیره و غیره … و بهانه های مختلف

    من درخواست کردم که زمین من به یک مشتری که دوست داره این زمین عالی و خوب رو بخره و از خریدش لذت ببره و کیف کنه و از داشتن این زمین و سازه آن به ثروت و درآمد بالائی داشته باشه بمن برسون .

    و درخواست من از فروش این زمین 1200 بودکه دوست داشتم به دستم برسهو بحسابم واریز بشه بصورت نقد و دوست نداشتم دیگه هیچ کدام از همسایه هارو ببینم و با اونها حتی روبرو بشم .

    و راه کردم و هر روز با احساس خوب بخاطر این اتفاق و فروش زمین با شرایط دلخواهم سپاسگزاری کردم و نوشتم و راه و آزاد بودم .

    و به هیمن راحتی و به آسانی و بسادگی و با بهترین شرایط زمین فروش رفت حتی بیشتر از اون مبلغی که من درخواست کرده بودم .

    و جالبه که از بومی های اون محل کسانی که قبل از من درخواست فروش زمین خودشون رو داشتن هنوز زمین اونها فروش نرفته .

    و خیلی ها رفتن سراغ بنگاهی که زمین من رو فروخته بود و فکر میکردن اون بنگاه خوب میتونه زمین بفروشه

    اما من باور و یقین و ایمان داشتم که زمین من با شرایطی که درخواست کردم بفروش میره

    الهی صد هزار مرتبه شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
  3. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1485 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته نازنین و دوستان جان و گروه تحقیفاتی در این مسیر نورو عشق و انرژی

    خداقوت

    ماهدایت میشویم

    و الهامات بصورت راحت و آرام و آسان و ساده زمانی که ما آرام هستیم و آرامش داریم و شادیم و خوشحالیم و از زندگی با حال خوب و احساس خوب و شوروشوق خیلی زیاد لذت میبریم بما الهام میشود و ما الهامات را دریافت میکنیم.

    یعنی اینکه الهامات همیشه هستند و خداوند در هرلحظه مارا هدایت میکند چون هدایت مارا جزء وظایف خودش قرارداده است ، اما ما کی هدایتها و الهامات را دریافت میکنیم .؟ می فهمیم ؟ درک میکنیم ؟ میشناسیم ؟

    زمانی که آرام هستیم و آرامش داریم و احساس خوبی داریم

    زمانی که ما ترس و نگرانی و ناراحتی داریم در مدار دریافت الهامات و هدایتها نیستیم .

    زمانی که ترس و نگرانی داریم مثل اینکه ما بسته پستی داریم و پستچی بسته رو آورده و در میزنه اما ما فکر میکنیم که دزده

    و در رو بروش باز نمیکنیم .

    ما زمانی که ترس و نگرانی و ناراحتی داریم ، نجوا های شیطان رو دریافت میکنیم و شیطان فرصت خوبی پیدا میکنه که به ذهن ما دستور بده و ما در شرایط دریافت الهامات الهی نیستیم . و دسترسی به مدار دریافت الهامات نداریم .

    مثل اینکه در نقطه ای دورافتاده مانند یک جزیره در اقیانوس آرام باشیم که هیچ خط راه آهن ، مترو و فرودگاهی در آنجا نیست و بخواهیم 10 ساعته خودمون رو به تهران برسانیم .

    ما اصلا در فرکانس مناسبی برای دریافت الهامات نیستیم و این فاصله فرکانسی فقط با هماهنگی ذهن و روح اتفاق میافته و این هماهنگی نیاز به یک ایمان و باور تزلزل ناپذیر است که حاصل یک تغییر نگرش اساسی در ذهن است .

    الهامات ( شهود ) زمانی می آید که من آماده دریافت آنها باشم .

    وقتی که نگران هستم و ترسیدم و ناراحت هستم قدرت رو به خودمون دادیم و باشرایط موجود قدرت خودمون رو میسنجیم و میبینیم که ای وای من قدرت و توانائی حل این مسئله رو ندارم و هرلحظه به ترس و نگرانی و ناراحتی من افزوده میشود .

    اما اگر قدرت رو به خدای خودم بدهم و به الخیر فی ماوقع ایمان و باور داشته باشم و به خدا توکل کنم و از او مدد بخوام دیگر نگران نیستم و آرامم و آرامش دارم و هر لحظه منتظر دریافت الهامات و هدایتهای خداوند هستم .ترس نداریم و از شرایط ناراحت نیستیم و خود رو در دستان پر مهر خداوند رها و آزاد میبینیم و به الهامات و هدایتهای خداوند ایمان و باور داریم . وباور میکنم که خداوند بمن که پاکترین و مقدس ترین انسان و آفریده خدا در روی کره زمین هستم الهام میکند ، و در این شرایط از نتایج کوچک و بزرگی که قبلا از اعتماد به خداوند و این انرژی و این جریان الهی بدست آوردیم با یادآوری آنها ایمان و باور و بقین خودرو بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر میکنیم و در این زمان توانستم حال خودم رو خوب نگه دارم و احساس خوبی داشته باشم و پنجره رو باز کردم تا نور امید وارد قلبم شود .

    الهامات و هدایتها رو دریافت میکنم و میفهمم و درک میکنم و با ایمان به آنها عمل میکنم .

    و این نگاه و نگرش در همه زمینه ها مرا یاری می کند . چون خداوند در هر لحظه منو هدایت میکند و بمن الهام میکند فقط باید شرایط دریافت آنها را داشته باشم من باید با حال خوب و احساس خوبم اجازه ورود الهامات و هدایتهارا به قلبم بدهم .

    من باید با حال خوب و احساس خوبم پنجره رو باز کنم .

    و وقتی با ایمان و باور و یقین منتظر دریافت الهامات و هدیتهای خداوند باشم ، الهامات و هدایتها از را میرسند و من در آغوش پر مهر خداوند در هر لحظه آزاد و رها از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم .

    خدایاشکرت

    خدایاسپاسگزارم

    خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  4. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1485 روز

    مستانه جان سلام

    چقدر قشنگ تحلیل کردی

    آفرین

    چقدر نیاز داشتم به این نگاه و قلم زیبا

    آفرین

    یکی از شادی های امروزم ، خوندن کامنت زیبای شما دوست خوبم هست

    از صمیم قلبم تحسینت میکنم

    فرکانس کامنتد رو دریافت کردم

    لذت بردم ، کیف کردم و خنده از ته قلبم روی لبم نشست

    چقدر زیبا نوشتی دمت گرم

    چقدر کامنتد بموقع بود برام

    آرزی بهترینها براتون دارم

    در پناه الله یکتا دوست خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: