اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ستایش خداوندی را که صاحب اختیار و فرمانروای جهانیان است .
خدایا شکرت که هر آنجه که دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است .
سلام به استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی و توحیدی و عملگرا و سلام به سرکارخانم شایسته دوست داشتنی ، عزیز و بزرگوار و سلام به دوستان ارزشمندم در این سایت الهی و مسیر نور و عشق و انرژی که از کامنتاتون درس میگیرم و مسیر زندگی من هموارتر روشتن تر و لذتبخش تر میشه و شاید باورتون نشه که من هر کامنتی رو که میخونم احساس میکنم که با صدای همون شخص و دوست نازنینم دارم به کامنت گوش میدم . و سلام به گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش آقا ابراهیم عزیزم و نازنین و بزرگوار و خانم فرهادی عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی
و سلام به امروز این روز بی نظیر و عالی
با اینکه حدود ساعت دوازده و نیم، یک خوابم برد ، ساعت پنج و نبم بیدار شدم و بمحض بیدار شدن رفتم و دوش گرفتم برای هم جهت تر شدن با جریان خداوند و خلق یک روز خوب برای خودم به اون شکلی که دوست دارم باشه .
بعد از آماده کردن قهوه 100ربوستا ، نشتم پشت میز کارم و نوشتن ستاره قطبی و بعد از نوشتن خواستهام هدایت خواستم برای خروج از ناخواسته ای که ذهنم رو مشغول کرده بود و بعد هم نوشتن شکر گزاری انجام خواسته هایی که خواستم و نوشتم .
با اینکه دوست داشتم همچنان روی قدم اول و دوم دوازده قدم تمرکز و کارکنم اما الهامم گفت برو قدم سوم رو امروز گوش بده منهم تسلیم شدم و برای امروزم قدم سوم رو آماده کردم .
با اینکه دوش گرفته بودم و هوا بشدت سرد و یخبندان بود ، اما رفتن به مسیر طبیعت و گوش دادن به فایلها در این مسیر سرد و یخبندان میچسبید و لذت فوق العاده ای داشت . مسیر از شبنم روی آسفالت و وجود برف و آب جاری توی مسیر حاصل از آب شدن برفها همه یخ زده بودند و رکاب زدن و نفس کشیدن در این مسیر یخبندان رویائی لذتبخش بود .
هفته قبل به دلیل بارش برف زیاد و یخبندان شدت نرفته بودم به مسیر دوچرخه سواری و امروز این لذت بردن از مسیر چندین برابر بیشتر شده بود .
بعد از حدود یکساعت رکاب زدن در مسیر ، دوتا از دوستان دوچرخه سوار رو دیدم که مثل همیشه با لباس تابستانی آستین کوتاه اومدن و دارن در این هوای سرد رکاب میزنند و لذت میبرند و با خودم وجود فراوانی در جهان رو مرور کردم که چقدر فراوانی در جهان در همه جنبه ها وجود داره و این خصوصیات انسانها مثل اثر انگشت منحصر به فرده و قشنگی جهان هم بخاطر همین تنوع و فراوانی در تمام جنبها هست و خداوند هم گفته که اگر ما میخواستیم همه را مومن می آفریدیم یا مومن میکردیم . الهی صد هزار مرتبه شکرت بخاطر این تنوع و فراوانی در تمام جنبه ها در جهان هستی . خدایا سپاسگزارم .
با گوش دادن به فایلهای قدم سوم هر لحظه از خداوند سپاسگزاری کردم و هر لحظه استاد رو تحسین و سپاسگزاری کردم و خودم رو هم تحسین کردم که امروز به الهامم گوش دادم و قدم سوم رو انتخاب کردم که به الهامات و هدایتهاش و آگاهی هاش گوش بدم برای خروج از نا خواسته ای که ذهنم رو مشغول خودش کرده بود و چقدر این آگاهی ها و الهامات و هدایتها بمن امروز برای خلق روز دلخواهم کمک کرد و چقدر زود خداوند به درخواستهای امروزم در ستاره قطبی پاسخ داد با گوش دادن به آگاهی های قدم سوم
و مهمترین نکتش این بود که بپذیرم اگه ناخواسته ای در حال حاضر در زندگی من وجود داره خودم مسئول بوجود اومدنش هستم من هستم من من من اینهارو بوجود آوردم و اگر هنوز کسانی در مسیر و در زندگی من هستند که نمیخوام باشند ، من هنوز مدارم تغییر نکرده ، من هنوز نتونستم به مدار بهتری برم ، من هنوز تغییر نکردم و فکر میکنم که تغییر کردم ، من باید روی خودم کار کنم ، من باید مدارم رو تغییر بدم ، من نمیتونم دیگران رو تغییر بدم و بپذیرم که هر کس هر جائی که هست جای درستش هست و و اگر میخوام اتفاقات بهتری رو تجربه کنم باید فقط روی خودم کارکنم تا جهان اطراف من تغییر کنه تا در مداری قرار بگیرم که خواسته های من توی اون مدار وجود دارند .
من نباید بفکر درست کردن جائی که هستم باشم ، من اگه درست روی خودم کار کنم در مدار و جائی قرار میگیرم که درست هست ، من فقط باید برای خلق خواسته هام روی خودم کارکنم .
امروز هم طبق روال معمول اول مسیر خداوند یک هزارتومانی و یک نشانه درستی مسیر سر راهم گذاشت و من پیاده شدم برداستم و سپاسگزاری کردم ، با اینکه پول از شدت سردی هوا یخ زده بود ، وقتی گذاشتم توی جیبم یک گرمی و یک انرژی خواصی توی قلبم ایجاد شد و یک لبخند لذتبخش روی لبم نشست و حرکت در این مسیر نور و عشق و انرژی رو قشنگ تر و لذتبخش تر کرد و نوشیدن آب سرد قمقمه در انتهای مسیر رفت روی قله هم همین لبخند لذتبش رو روی لبم و توی قلبم ایجاد کرد و اول مسیر برگشت وقتی سرشار از آگاهی ها و الهامات و هدایتها شده بودم یک ده هزارتومانی یخزده و پر از برکت و نور و عشق و انرژی سر راهم قرار گرفت و نشانه هم جهت تر شدن من با جریان خدوند بود برام و فهمیدم که مومنتوم ناخواسته متوقف شده و من در حال ایجاد و قرار گرفتن در مومنتوم مثبت و خلق و ارسال فرکانس خواستهام به جهان هستی هستم و درانتهای مسیر هم ، یک دوهزارتومانی بی نظیر چاشنی و روشنی بخش مسیر امروزم شد که نشانه قرار گرفتن در مسیر نورو عشق و انرژی بود ، نشانه هم جهت تر با جریان خداوند
الهی صد هزار مرتبه شکرت خدایا سپاسگزارم
ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
“ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
الهی صد هزار مرتبه شکرت که امروز تونستم به میزانی که این الهامات و آگهاهی ها و هدایتها رو دریافت کردم و درک کردم و شناختم و به آنها عمل کردم ، تونستم از جنس خواستهایی که داشتم در زندگیم خلق کنم و فرکانس خواسته هام رو به جهان هستی جهت خلق آنها در زندگیم ارسال کنم
استاد عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی بینهایت سپاسگزارم
خدایا عاشقتم که عاشقمی
استاد یه چیزی الان یادم افتاد گعتم براتون بنوبسم
جوجه های مرغ عشقها زیاد شده بودند 13 جوجه رنگ و وارنگ و قشنگ و گاها نصف شب هوس خواندن و بازی میکردن که باعث بیداری دخترام و خانواده مبشد و دلیل دیگش هم این بود که مرغ عشق مادر دوباره تخم گذاسته بود و جوجه های دیگر رو میزد و از لونه دور میکرد و تصمیم گرفتیم بدیم و یک جفت عروس بگیریم ، روز پدر بردیم و دوازده جوجه که بالغ بودند روبردیم و دوتا عروس نر و ماده که جفت هم نبودند رو آوردیم و بعد از دو سه هفته شاهد یک تخم داخل قفسشون بودیم و رفتم یک لونه مخصوص براشون گرفتم و الان نوبتی روی تخمهایی که تعداشون زیاد هم شده میخوابند .
الهی صد هزار مرتبه شکرت
خدابا سپاسگزارم
دوتا از هفت تخم مرغ عشق بدنیا اومدن و صدای جیک جیکشون گاها شنیده میشه و ما با عشق منتظر تولد مابقی جوجه ها هستیم .
و چقدر این الهامات و باورای توحیدیمون….تمام آنچه که نیاز بود…رو از بیین برد….
و ما آزاد و رها شدییییم….
استاد عزیزم…میخام راجع بخودم و مثال خودمو بیارم..که به یاری الله با هر بار روی خودم کار کردن…دریچه خوشبختی و دریافت الهامات هر بار قوی تر برام شد..و هر بار با انجامش…چه اتفاق عالی و ایمانم…هر بار عالیترو بهتر شد…
همین دیشب..بعد یه کنترل ذهن در راستای انجام دادن ورژنهای بالاتر دستکشهام…
دیدم بازم خوردم به یه چالش بزرگتر…
همونجا فورا الهام رسید که دست بردارم…و بدون اینکه احساسم بد بشه…
شکرگزار خداوندم شدم….
و ازت تشکر کردم بابت اینهمه آگاهی برای ورژن عالی دستکشهام…
و دست نگه داشتم…
و هدایت شدم…..بهم گفت نرگس برو سراغ دستکشهای دیگه…بعد در اخر بیا بقیه داستان..چون یبار دیگه باید میشکافتم..
چون …
این نمونه دستکش..توی همون ورژن پایینتر مونده بود..و هیچ تعققیری براش بوجود نیومده بود…توی سری های قبل!!!!
ولی به لطف خدا..و هدایتم اینبار روی این نمونه دستکش..چقدر حل مسئله کردم..چقدر تونستم با الهاماتم “ورژنهای عالی بسازم…..
میخام بگم….
اون نرگسی که به محض اینکه توی حل مسئله ایی اون اوایل گریه میکردم و میخاستم آگاهانتر ذهنمو هم جهت کنم..
بدون هیچ قطره اشکی با استقامت و احساس خوب تونستم این چالش رو به نقطعه الهامات برای قدم بعدی بکشونم..
استاد عزیزم….این نشان از تکامل منه….که من میتونم،” بخوبی انجامش بدم…
و من به لطف خدا دیشب این چالشی که منو میتونست از پا در بیاره….بسمت بهترینها هدایتش کردم…
واقعا از خداوند سپاسگزارم که میتونم با روحیه خوش بینی و دریافت الهاماتم..بهترینها رو برای خودم رقم بزنم…
کل داستان زندگی ما همینه…
و این نشون از روح بزرگمونه…..
هر چقدر روی این احساس کار کنیم..بازم احساس میکنیم باید بیشتر کار کنیم…
و پاداشهایی که وارد زندگیمون میشه…نقطعه عطفی برای ادامه دادن توی این مسیر میشه.
اینروزا این اتفاقات که باعث نابودی خیلی افراد شد…
باعث شد….ما در مسیر دریافت الهامات و همزمانیهای عالی بشیم…
و اگه همین نرگس گذشته الان همون نرگس گذشته بود..هیچ وقت نمیتونست طعم خوشبختی همزمانیها و الهامات رو بچشه…
چند هفته پیش سه تا غلبه بر ارس در مکانهایی که بهم الهام شد انجام دادم…و هر بار انجام دادنش..باعث شد…..من وجود خدا رو همجوره توی اون تاریکها و ظاهر سخت….بیشتر ببینم..
و این حمایت خداوند باعث شد….
تا ایمانم بهش؟قوی تر بشه..
و فورا در انجام الهامتش شک و تردید رو بزارم کنار..
ابراهیم و اسماعیلم با همین نگرش تونستن…این مسیر رو بخوبی انجام بدن….
چون ما انسانیم…و خداوند ما رو با همین نگرش ترس ..بپذیرفته…
ولی …..هر چقدر بیشتر به خودشناسی و خداشناسی میرسیم…
بیشتر میدونیم….خوشبختیم….
خوشبختی با دریافت الهامات و انجام دادنشون و سربلند از آزمایش خداوند بیرون آمدن…
انشالله که همیشه همینجور باشیم و ادامه بدییم..
در پناه خدای بزرگ !به امید بهترینها…برای یه زندگی زیبا در تمامی جنبه ها…
زندگی زیبا…سرشار از ایمان و پا گذاشتن در مسیر الهام خداوند .و پاداش چند برابری خداوند در برابر عملگرایی ما!!!……
و هر بار بهتر و بهتر شدن در احساس خوب..و ادامه دادن در این مسیر….
سلام و درود فراوان به استاد عزیز بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .
چقد دلم برا سایت و دوستان عزیز و استاد عزیزم تنگ شده بود خدا روشکر که هستید .
از اینکه دوباره نت داریم و سایتمون فعال شده و میتونیم مشارکت داشته باشیم و مشارکت و دیدگاه دوستان عزیز رو بخونیم و از تجربههاشون استفاده کنیم از خداوند سپاسگزاری میکنم .
در نبود نت ، دوره ی سپاسگزاری رو مرور کردم با دقت و تمرکز بیشتری این دوره رو کار کردم . نمیگم این مدت عالی عمل کردم تو یه زمینههایی خیلی خوب عمل کردم و تو یه زمینههایی با وجود دونستن راهکارها و آگاهی هایی که داشتم متأسفانه گاهی خوب عمل نکردم .
با توجه به اوضاع و شرایط کشورمون و اتفاقاتی که این مدت رخ داد هرچند مورد قضاوت خیلیا قرار گرفتم اما سعی کردم از عقل و منطق و تجارب گذشته و آگاهیهایی که از استاد عزیز کسب کردم استفاده کنم و وارد هیچ بحث جدی ای نشم و از تحمیل عقیده و عقایدم و احساساتم نسبت به اتفاقات و مسائلی که بحث و گفتگوش همه جا هس دوری کنم .
سعی کردم به حواشی ها توجهی نکنم و به اصل که کمک گرفتن از نیروی برتر و خدای احد و واحدمون هس توجه بیشتری داشته باشم . اینکه فکر کنم خیلی از مشکلات و دغدغههای زندگی به دست یه عده آدمهایی قراره تغییر کنه و منو به سمت و سوی بهتری بکشونه نه چنین باوری رو نداشتم و نخواهم داشت .
با توجه به اصول قوانین جهان هستی ، چنین نگاه و چنین باورهایی رو تو ذهنم پرورش ندادم سعی کردم خودمو درگیر احساسات نکنم . دیدم کسانی رو که تو این جریانات خودشونو درگیر احساسات کردن چقد وارد احساسات منفی شدن و تمام کلام و زبونشون به سمت لعن و نفرین میچرخه و منتظرن فرد دیگه ای بیاد تا مشکلات و دقدفه هاشون حل و فصل بشه .
جالب تر این که این احساسات و مداخلهها رو وظیفه ی انسانی میدونن و کسانی رو که برعکس عمل میکنن رو جز آدمهای بیخیال و بیوجدان میدونن و هزاران انگ دیگه بهشون میزنن .
هیچ وقت دوست نداریم شاهد و ناظر مرگ و میرهایی از این قبیل باشیم میدونم از دست دادن عزیز و هم وطنای عزیزمون چقدر دردناک و غمگینه اما تو جایگاهی نیستیم که هیچ چیز و هیچ کسی رو قضاوت کنیم پس بهتره دنبال اعتراضات نباشیم و سکوت اختیار کنیم و بدون اینکه این مسائل رو دنبال کنیم دنبال حواشی و خبرها چ در رسانههای داخل کشور و چ در ماهواره و خبرای فضاهای مجازی نباشیم و ذهنمونو درگیر چیزی نکنیم .
من سعی کردم زندگی عادی خودمو داشته باشم مثل همیشه به برنامهها و روزمرگیهای خودمون بپردازیم و با تمرکز به هر چیز مثبتی این روزا رو بگذرونیم.
برای کسانی که داغ دیدن کاری از دستمون بر نمیاد حس دلسوزی و ترحم و ناله و گریه و زاری چیزی جز درگیر کردن ذهن و وارد شدن به احساسات منفی نیس باید از هر اتفاقی درس گرفت و رد شد و نباید تحت تاثیر آدمها و موضوعات و مسائلی شد که ما رو از حضور و قدرت خداوند ، دور میکنه شد.
اگه در ابن بحرانها همه چیو به خدا بسپاریم حتمن خداوند ما رو به بهترین حال ممکن هدایت میکنه و تو هر زمینه ای هر نیازی داشته باشیم رفع میکنه .
در اکثر لحظات سعی کردم دعا کنم و از خداوند خواستار بهترین لحظات برای تمامی مردم کشورم باشم از خداوند آرامش و آسایش مالی و جانی برای تک تک هموطنانم خواستار بودم و هستم . سعی کردم تو این جریانات احساسات منفی رو کنترل و احساسات خوب رو با ایجاد برنامه ریزی درست پیش ببرم . از خداوند برای تک تک کسانی که عزیزی رو از دست داده ، صبر و آرامش میطلبم از خدا میخوام همیشه و در تمامی لحظات ما رو در مسیر درست هدایت کنه . همیشه گفتم چیزی از سیاست و اقتصاد و هر چیزی که به امور کشور ربط داشته باشه سر در نمیارم سعی نمیکنم به این چیزا فکر کنم و در موردشون حرف بزنم چون متوجه شدم داشتن حس خوب و آرامش و بدست اووردن نیازها و خواسته هام به روشی که اکثریت دنبالش هستن ، نیس .
نگاه ما به دنیا و اتفاقاتش با بقیه فرق داره .
نمیدونم خیلیا اینجور بی تفاوتیها رو دور از مردم داری و وفاداری میبینن اما وقتی به نتیجه ی احساسات منفی بقیه نگاه میکنم طبیعتاً دوست ندارم شبیه اونها باشم . موندن تو احساس منفی فقط آدمو به سمت افسردگی و خشم و عصبانیت بیشتری میبره در حالی که کار خاصی از دستمون بر نمیاد حداقل من اینطور فک میکنم .
با وجود آشفتگی ها و کشمکش های کشورمون ما با مشکل خاصی مواجه نشدیم سعی کردیم از لحاظ مالی اوضاع رو بپذیریم و به چیزی جبهه و خرده نگیریم نیازها و خواستههامون رو اولویت بندی کردیم و بدون اینکه خودمونو اذیت کنیم سعی میکنیم درست پیش بریم و باور های کمبود رو نداشته باشیم بلکه باور فراوونی رو تقویت کنیم .
بابت موضوعی ، به مدت چند روز احساس خودمو بد کرده بودم به قول معروف چوبشم خوردم درسی که باید میگرفتم رو گرفتم به طور خیلی عجیبی نسبت به یکی از نزدیکانمون حس نفرت و رنجش گرفته بودم چون احساس میکردم از همسرم و زندگی من ، سوء استفاده میکنه و از اونجایی که همسرم به خاطر حس دلسوزی و ترحم شهامت نه گفتن به اون شخص مقابل رو نداشت من ناراحت میشدم و خیلی راحت سمت احساس بد میرفتم .
تو این لحظات خیلی خوب میفهمیدم و با خودم میسنجیدم که توجیه و دلیلم برای موندن تو احساس بد ، قابل قبول برای جهان نیست ولی با وجود این آگاهی ، نمیتونستم غلبه به حس بدم داشته باشم . مدام به خودم میگفتم : خدایا به تو و عدالت تو ایمان دارم آنچه متعلق به من است از من گرفته نمیشود و من آسوده خاطر هستم ، ولی آسوده خاطر نبودم خیلی جاها میترسیدم حتی بارها و بارها به خودم متذکر میشدم که از زاویه ی بهتری به این قضیه نگاه کنم ولی زود فراموش میکردم خلاصه اینکه یه هفته خیلی راحت به خاطر کنترل نکردن احساساتم به خاطر عدم پذیرشم به خاطر ترسهام و عدم ایمانم ، به خاطر درک نکردن و به خاطر توقعاتی که بقیه داشتم حال خودمو خراب کردم ولی بعدش متوجه شدم میشد تو این شرایط حال خوب و بهتری داشت . همه چیز دست خودم بود میتونستم نجواها و گفتگوهای ذهنی رو کنترل کنم و بیشترین تمرکزم روی داشتن احساس خوب و یا حداقل خنثی بودنش باشه متوجه شدم جایی که عاجزم و قدرت تغییر چیزیو ندارم باید بیشتر سکوت میکردم و به خداوند اعتماد میکردم باید در مقابل دیدن تضادها تسلیم بودن و صبور بودن رو یاد بگیرم متوجه شدم هنوز انگار ایمان صد به خدا ندارم خیلی خوب میفهمم جاهایی که ترس سراغم میاد کاملاً مشخصه خدا رو کنار میزارم و خودم میخوام دست به کار بشم خیلی قشنگ زور زدن و تقلا زدن خودمو میفهمم ، نمیدونم چرا با وجود دونستن این همه آگاهی نمیتونم گاهی غلبه به احساسات منفیم داشته باشم .
این تضاد حالا حالاها هس حداقل میدونم تا وقتی که ذهنمو از این موضوع رها نکردم هس . امیدوارم بتونم با نگاه بهتری به این قضیه باش کنار بیام و بدون اینکه وارد احساس بد بشم و بدون اینکه نسبت به اون فرد این همه رنجش بگیرم عملکرد بهتری داشته باشم ، چیزی که خودم تو این سالها یاد گرفتم باید شهامت و جسارتمو با اعتماد و ایمان به قدرت خداوند نشون بدم. لحظاتی که خدا رو تو وجودم حس میکنم نگرشم تغییر میکنه . حس بدم نسبت به اون فرد کاملاً تغییر میکنه آروم میشم ولی واقعاً نمیفهمم چرا گاهی اوقات اونطور که باید خوب عمل نمیکنم اگه صادقانه بخوام احساسمو بگم ، بارها این سبک اتفاقات و تضادها رو تجربه کردم ، به نظرم کافیه دیگه نباید خودمو قانع کنم که اشکال نداره عوضش تجربه کردی واقعاً باید بفهممش و تکرارش نکنم .
امیدوارم حداقل تو این موضوع بتونم کنترل ذهن داشته باشم و در مقابلش واکنشی نشون ندم . خیلی سال بود از کسی در این حد نفرت پیدا نکرده بودم امیدوارم دیگه تکرار نشه ، خداروشکر اون حس بد رو الان ندارم و دوست ندارم داشته باشم چون همون یه هفته خیلی بهم سخت و بد گذشت .
حتی نمیتونستم تمرکزی رو کارای شخصی و علایقم دلشته باشم و این جالب نبود چون هدر دادن وقت و زمان بود .
استاد جون قشنگم ، شما میفرمایید زمانهایی که ب هر دلیلی حالمون خوب نیست ، سعی کنیم بخابیم ، من اگه میتونستم بخابم که مطمئنم از شدت خشم و ناراحتیم کم میشد .مشکل من اینه اینجور وقتا اصلا خواب ب چشمم نمیاد حتی پاسی از شب باشه تقریبا تا صب بیدارم و کاملا اذیت!
موندن تو احساس بد این عواقبها رو هم داره .
دور از جون مثل فلجا میشم ذهنم از کار میفته دستم ب کاری نمیره هیچ چیزی بهم حال نمیده احساس بد به هر دلیلی دیوانه کننده و حشتناکه .
گاهی باید رها بود و مقاومتها رو شکست . کمی صبر و اعتماد ، همه چیو حل میکنه .
خدایا در تمامی لحظاتم خواستار هدایتت هستم هیچ وقت منو به حال خودم رها نکن .
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
استاد عزیزم چقدر من از استدلالهای شما با اساتید دیگر لذت می برم در این جلسه به روند تدریجی و تکاملی ایمان به خداوند و اعتماد به او اشاره کردید و بعدش توضیح مفصل دادید و این روند تکاملی چقدر به من امید و آرامش میده
در ابتدا وقتی به ظاهر کلمه نگاه می کنی لذت نمیبری یعنی وقتی بهت بگن تو تدریجی رشد می کنی و تدریجی سالم می شی و تدریجی ثروتمند میشی ناراحت میشی و دوست داری سریع رشد کنی یک شبه پولدار بشی سریع سالم بشی ولی وقتی می بینی این تدریج و تکامل حتی برای ایمان به خداوند هم هست اونوقت آرامش به سراغت میاد و خودت رو سرزنش نمی کنی و می فهمی در صورت موندن در مسیر پاداشها و نتایج بزرگ و بزرگتر میشن
چقدر منطق خداوند رو دوست دارم
استاد جان اتفاقی افتاد که من ایمانم رو به خدا نشون دادم و ده روز بعدش پاداش اون ایمان رو دریافت کردم و می خوام براتون تعریف کنم
چند وقت پیش که اعتراضات شروع شده بود و من کاملا بی خبر بودم دخترم که دانشجوی اصفهانه زنگ زد و گفت مامان قراره تعطیل بشیم و دارم برمی گردم گفتم برای چی گفت مامان الکی میگی واقعا یعنی تو از هیچ چیزی خبر نداری قسم خوردم که خبر ندارم گفتم ما نه تلویزیون روشن می کنیم نه تو فضای مجازی هستیم
منم و سایت استاد از چی خبر داشته باشم بعدا فهمیدم همسرم که مغازه میره یه چیزهایی شنیده ولی پیش من تعریف نکرده
خلاصه گفتم دخترم وسایل مهم و ضروری رو بیار با خودت نکنه تعطیلات طول بکشه
و براش آرزوی سلامتی کردم
و اینم بگم که مسیر شهر ما (ایلام) به اصفهان نه هواپیما داره و نه اتوبوس دائمی گهگاهی اتوبوس از اصفهان میاد که مسافر برای مهران و بعد کربلا میبره و موقع برگشت هم اگر پر نباشه از ایلام برای اصفهان مسافر پذیرش میکنه و دخترم همیشه شب از اصفهان حرکت میکنه و صبح به کرمانشاه میرسه و با تاکسی بین شهری به ایلام میاد
موقع برگشت هم خودمون میبریمش کرمانشاه که همیشه ساعت حرکتش به اصفهان ده شبه و صبح ساعت 7 میرسه اصفهان
حالا در این مدت که جو کشور نا امن به نظر می رسید اگر مینوی سابق بودم صد در صد به همسرم می گفتم خودمون بریم دنبالش ولی نه تنها این کار رو نکردم بلکه از کرمانشاه به ایلام هم گفتم دخترم اگر ما بخوایم بیایم دنبالت باید ساعت 4 صبح حرکت کنیم و برامون سخته چون همیشه ما تا ساعت 7 صبح خوابیم نمیتونیم یهویی ساعت 4 صبح بلند شیم
خودت مثل همیشه تاکسی بگیر بیا
البته دخترم همیشه خودش همین کار رو می کنه و خیلی دوست داره که ما اجازه میدیم هم مستقل عمل کنه هم اینکه الکی خودمون رو به زحمت نمیندازیم
ولی این بار گفت مامان اگر می ترسین که خودم بیام بیاین دنبالم ، از کرمانشاه به ایلام منظورش بود
گفتم عزیزم چرا بترسیم وقتی خداوند حافظ توست
و واقعا این نترسیدن از یه ایمان به خدا سرچشمه می گرفت با خودم گفتم خداوند حافظ همه ی ماست مگر من میتونم جلو حادثه ای رو بگیرم مثل همیشه خداوند دخترم رو به سلامت و با عزت به منزل می رسونه و اون شب رو مثل هر شب با آرامش خوابیدم و صبح ساعت 8 از خواب بیدار شدم و شروع کردم به پختن غذای مورد علاقه دخترم
و ساعت ده صبح چشمم به جمال دخترم روشن شد
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم که همیشه مراقب فرزندانم هستی
و چند روز قبل اینکه تعطیلات تموم بشه بهشون اطلاع دادن که کلاسا 4 بهمن شروع میشه و دخترم فورا برای رزرو بلیط اتوبوس اقدام کرد که در کمال تعجب برای 3 بهمن ساعت 2 بعداز ظهر از ایلام به اصفهان اتوبوس حرکت می کرد منم خدا رو شکر کردم و آرامشم خیلی زیاد شد
و صبح روز 3 بهمن ساعت 8 از خواب بیدار شدم همه خواب بودن دیدم هوا تاریکه پرده رو کنار زدم دیدم به به از این برف قشنگی که باریده مقدارش کم بود ولی زیبا و دل انگیز بود
یه دفعه به برنامه ریزی خداوند فکر کردم گفتم خدایا شکرت تو میدونستی امروز برف میباره اتوبوس از ایلام حرکت میکنه
اگر نبود مجبور بودیم مثل همیشه امشب با هوای برفی و صد در صد یخبندان کوهستانی ساعت 7 عصر دخترم رو ببریم کرمانشاه و ده شب اونجا باشیم و سپس از ساعت ده تا یک نیمه شب تو جاده تا به خونه برسیم و چقدر می تونست خطرناک باشه و همسرم چقدر از رانندگی در هوای برفی و بارانی بیزاره
خدایا بی نهایت شکرت بی نهایت شکرت
استاد عزیزم سپاسگزارت هستم برای تمام آنچه که از شما آموختم شما ایمانم به خداوند رو افزایش دادید خداوند رو بهم شناسوندید و خداوند رو وارد لحظه به لحظه زندگی ام کردید من این روزها بیش از هر زمان دیگری از شدت شور و شوق حضور خداوند در زندگی ام اشک شوق می ریزم
خداوند شریک زندگیم شده
رئیس زندگی ام شده
برنامه ریز زندگیم شده
محافظ جان و مال و اولادم شده
همه کاره ی زندگی ام شده
مشاورم شده در همه ی تصمیم گیریها
چند روز پیش تو ماشین بودم جایی می رفتم چشمم به گلهای نرگسی افتاد که مردم می خریدن و من عاشق گل نرگس هستم به خودم گفتم دفعه ی دیگه برات می خرم نگران نباش
امروز همسرم تو بازار بود بهم زنگ زد گفت مینو جان برات گل نرگس بخرم گفتم چرا که نه یه دسته برام بخررررررر
الان بوی نرگس تو خونم پیچیده این فقط یه دسته گل نرگس نیست هدیه ای است از طرف خداوند برای من
بهم گفت حواسم به همه ی آرزوها و خواسته هات هست همه شون بی تقلا وارد زندگیت میشن
استاد عزیزم یه خبر خوش براتون دارم
اولین بسته مواد اولیه ای که خریده بودم رو محصول تولید کردم حدود 80 تا شد گذاشتم مغازه ی همسرم و تا الان 50 تا به فروش رفته
و از دومین بسته مواد اولیه ای که سفارش دادم 205 عدد محصول تولید شد
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
خدایا شکرت فقط خدا میدونه چقدر دلم برای سایت و استاد و خانم شایسته و همه بچه ها و کامنت های زیبا و تحسین برانگیزشون تنگ شده بود و این یکی دو روزی که نت وصل شده مثل کسی که بعد از مدت ها خانواده اش رو دیده و هیچ حرفی نمیزنه و فقط دوست داره ساعت ها بشینه و به چهره عزیزانش نگاه کنه منم از روزی که دوباره تونستم وارد سایت بشم نتونستم هیچ کامنتی بنویسم و ساعت ها توی سایت میچرخم و و کامنت ها رو میخونم.
خدایا شکرت.
تقریبا اکثر کامنت های دوستانم رو خوندم و کلی لذت بردم از این حجم از کنترل ذهن ها،تمرکز روی نکات مثبت ها،دریافت معجزه ها و… و به خودم افتخار کردم که در این دریای متلاطم من هم جزو مسافران این کشتی نجات این سایت الهی هستم.
و دوست دارم منم مثل بچه ها از معجزاتی که در این 21 روز عجیب و غریب تجربه کردم بنویسم…
داستان من از اواسط آذر ماه شروع میشه جایی که تونستم بعد از مدت ها انتظار دوره ارزشمند عزت نفس رو خریداری و به خودم هدیه بدم.
حدوداً یک ماه روی جلسه اول مونده بودم از بس تمرینات شگفت انگیزی داره و منم خیلی دیتیلی داشتم روی همین جلسه کار میکردم من برای این دوره به جای یک دفتر چهار دفتر اختصاص دادم!!!
یعنی هر جلسه رو یکبار توی دفتر اول واو به واو مینویسم توی دفتر دوم مطالب دفتر اول رو خلاصه میکنم توی دفتر سوم از دو دفتر اول تمرین در میارم و توی دفتر چهارم تمرینات رو به صورت عملی برای زندگی خودم شخصی سازی میکنم و شروع به عمل به تمرینات میکنم.
همزمان با این حرکت من سریال زندگی در بهشت رو هم از قسمت اول مجددا شروع به دیدن کردم چون سریال ها مثل کارگاه عملی میمونه و آدم میتونه نحوه عمل به قانون رو از روی رفتار و کردار استاد در زندگی واقعی ببینه و ترکیب این دو مورد روزهای رویایی رو برای من ساخته…
دریافت الهام عجیب:
صبح روز 18 دی ماه بود که یه الهامی به قلبم شد الهام چی بود؟(من از تحرکاتی که روزهای قبل شروع و از فراخوانی که برای همون شب داده شده بود هیچ اطلاعی نداشتم )
الهام این بود که آقاجان مادر همه قوانین حال خوب = اتفاقات خوب هست بیا و یه تمرین 21 روزه برای این قانون برای خودت بنویس
منم به این الهام گوش کردم و اومدم گفتم از صبح 19 دی ماه تا 9 بهمن ماه به مدت 21 روز شروع میکنم این قانون رو در عمل تمرین میکنم و تحت هر شرایطی سعی میکنم حال و احساسم رو خوب نگه دارم تاکید میکنم که هیچ خبری از هیچ جایی نداشتم چون سخت مشغول تمرینات عزت نفس و دیدن سریال زندگی در بهشت بودم و این تاریخ ها رو هم قسم میخورم که کاملا هدایتی نوشتم.
خلاصه یه اهرم رنج و لذت درباره این قانون نوشتم که اگه به این قانون عمل کنم چه اتفاقات خوبی برام میفته و اگه عمل نکنم چه اتفاقات بدی وارد زندگیم خواهد شد و چند تا تمرین دیگه مثل شکرگزاری روزانه مثل نوشتن زیبایی هایی که هرروز میدیدم و…
حالا بیرون چه اتفاقاتی افتاد؟
دقیقا از 18 دی ماه یعنی شب همون روزی که اون الهامات به من شد اینترنت قطع شد و دقیقا به مدت 20 روز هم طول کشید یعنی دقیقاً مدت زمانی که من برای خودم تعیین کرده بودم…
من تمریناتم رو هرروز و مو به مو انجام دادم تا 7 بهمن که تونستم بیام داخل سایت و اومدم توی سایت و دیدم فایل بعدی درک عمیق تر قوانین خداوند روی سایت قرار داده شده با موضوع:
احساس خوب = اتفاقات خوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یادمه توی دوره ارزشمند دوازده قدم استاد گفت هیچوقت تر و خشک باهم نمیسوزه این ضرب المثل از بیس اشتباهه…
یادمه توی یه فایلی استاد درباره داستان حضرت نوح هم همین رو گفت که اگه طوفان بشه زلزله بشه سیل بیاد اونی که در مسیر قانون باشه به یه طریقی نجات پیدا میکنه و هرگز تر و خشک باهم نمیسوزه….
در این 20 روز من دیگه این قانون رو با پوست و گوشت و استخونم درک کردم و به چشم خودم دیدم که قبل از شروع این ماجراها خداوند چطور ایده ای به من داد و به من گفت که بیا و حال خوب رو تمرین کن یعنی قبل از وقوع حوادث نسخه نجات به من داده شد…
الله اکبر مو به تن خودم سیخ شده….
هرچقدر درباره این موضوع بگم و بنویسم نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم حالا یه مقداری هم بگم از نتایج این 21 روز :))
توی این مدت اونقدر حال من خوب بود که از در و دیوار نعمت و ثروت و برکت وارد زندگیم شد…
اولا که میزان کاهش وزنم رسید به عدد 14 کیلوگرم و بدنم بسیار تراشیده و زیبا شده اون هم فقط با یک کش بدون رفتن به باشگاه و دمبل و …
دوما خداوند یک ایده مالی بهم داد و من انجام دادم و در دو روز 36 میلیون تومان سود کردم بدون اینکه قدم از قدم بردارم خیلی راحت و شیک و مجلسی
یه کفش و یک پیراهن بسیار زیبا هدیه گرفتم…
رفتم یه اداره ای برای انجام کارم و اون کارمندی که از بقیه شنیدم که بسیار بداخلاق هست اونقدر به من احترام گذاشت که بقیه فکر میکردن من از اقوامش هستم و کارم رو خیلی خوب و راحت انجام داد با اینکه مدارکم ناقص بود اما ایشون قبول کرد و گفت که ایرادی نداره خودم درستش میکنم در صورتی که به چشم خودم دیدم که برای نفر جلویی من قبول نکرد و گفت حتما باید مدارکت کامل باشه…
امروز رفتم و برای خونه ام یه دست مبل بسیار شیک خریدم اونم نقد و بدون اینکه من حرفی بزنم فروشنده یه تخفیف تپل بهم داد و گفت نمیدونم چرا ولی دوست دارم به تو این تخفیف رو بدم حتی بهم فاکتور های فروش امروزش رو نشون داد که به بقیه حتی یک هزار تومانی هم تخفیف نداده بود
سلامتی بدنم که توی این مدت بسیار بیشتر شده
و کلی نتیجه ریز و درشت دیگه که فقط توی این مدت کوتاه و با عمل به این الهام اعجاب انگیز وارد زندگیم شد و خداروشکر میکنم بابت قوانینی که قرار داده شده تا ما بتونیم زندگی مون رو اونطور که دوست داریم خلق کنیم.
خدایا شکرت خیلی خوشحالم که دوباره اینجا و در جمع دوستان خوبم و در معیت استاد عزیزم هستم.
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
الحمد لله رب العالمین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
سلام به استاد عزیز و ابراهیم نشانم
سلام به استاد مریم بانو جان مهربونم
سلام به دوستان توحیدی نازنینم
به به خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل پر از برکت و آگاهی و زیبایی
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای نعمت اینترنت که این روزها قدرش رو خیلی خیلی بیشتر میدونم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که امروز سایت بدون فیلتر شکن برام باز شد
استاد جانم من این فایل رو همون موقع که روی سایت اومد سریع دانلودش کردم برخلاف بارهای قبلی که فایلهای هدیه رو آنلاین گوش می کردم، و در این چند روز بارها و بارها گوش دادم
با اینکه 15_16 دقیقه بیشتر نیست ولی سرشار از آگاهیهای ارزشمنده
استاد جانم هرچقدر که میگذره ایمانم به درستی و حقانیت کلام الهی و نورانیتون بیشتر و قویتر میشه..
توحیدم در عمل و رفتارم بیشتر و بهتر میشه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر از هفت سال پیش که خدای مهربونم منو به شما و آموزشهای گرانبهاتون هدایت کرد همیشه تو این مسیر سبز همراهتون بودم و هرگز عقبگرد نداشتم، آهسته و پیوسته به هرچی که از شما می شنیدم عمل میکردم و می کنم
پیوسته در حال بهبود رفتارهام و اصلاح مسیرم هستم
قانون احساس خوب=اتفاقات خوب رو سرلوحه زندگیم قرار دادم و سفت و محکم چسبیدم
اخبار و تلویزیون و سریال و سوشال مدیا و هر چی که باعث میشد توجهم به سمت نازیباییها بره رو برای خودم ممنوع کردم
و نتایجش رو بطور ملموس در زندگیم شاهد بودم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که سه شنبه هفته گذشته، بعد از 35 روز که من و همسرم به کانادا سفر کرده بودیم برای دیدن بچه هامون،برگشتیم ایران
استاد جانم خدا همیشه در زندگیم شاهکار کرده
همیشه بهترین پلنها رو برام چیدمان کرده و همچنان می کنه،جوری شده که من عادت کردم به معجزات و شاهکارهاش تو زندگیم در همه زمینه ها
یعنی اگه غیر از این باشه من به خودم شک می کنم، چون با آموزشهای شما یاد گرفتم که همه اتفاقات زندگیم بازتاب فرکانسها و اعمال و باورهای منه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که تضادها و احیاناً ناخواسته ها منو بهم نمی ریزه، من اونقدر رشد کردم که اندازه ام از اونها بزرگتر شده
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای نعمت حال و احساس خوبم، برای نعمت آرامش قلبم،برای نعمت سپاسگزاری از خداوند که نعمتها و زیباییهای بیشتری به زندگیم میاره
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که زندگیم در تمام زمینه ها زیباست و هر روز زیباتر میشه..
استاد جانم بعنوان مثال میخوام درباره همین سفرمون به کانادا بگم
من و همسرجان باهم صحبت کرده بودیم و قرار گذاشته بودیم که در حوالی عید نوروز بریم پیش بچه ها و به دخترامون هم گفته بودیم
ولی دخترامون در یک اقدام زیبا و شیرین برای ایام کریسمس و سال نو میلادی برامون بلیط خریدن و ما رو در مقابل عمل انجام شده قرار دادن..
استاد جانم من وقتی که کانادا بودم، و از وقایع داخل ایران اطلاع پیدا کردم تازه اون موقع بود که به حکمت خداوند در مورد زمان سفرمون در این هنگام پی بردم
باز هم اینبار خداوند شاهکار کرد تو زندگیم، باز هم بهترین پلن و چیدمان رو برام انجام داد و ما در بهترین زمان و شرایط سفر کردیم
و کاری کرد که من بدور از این قضایا باشم، حتی من تا یکی دو هفته بعد خبردار شدم..
این از نظر شرایط ایران، تازه از اون طرف در کانادا هم در بهترین زمان و شرایط بودیم، در زمان کریسمس و سال نو و تعطیلات و جشن و شادی سرتاسری مردم از هر رنگ و نژاد و دین و مذهب،
و چراغانی و آذین بندی های بسیار زیبای جلوی خونه ها و همه مرکز خریدها و هر مغازه در همه مناطق
باکسینگ دی هم بود و فروش ویژه و حراجها و تخفیفات تا هفتاد هشتاد در صدی
همه جا پر از برف سفید و زیبا بود..
من به فدای این خدای نازنین و مهربون برم که باز هم منو ناک اوت خودش کرد
خدایا بینهایت سپاسگزارت هستم
کمکم کن همیشه شکرگزارت باشم
توفیق سپاسگزاری هر چی بیشتر به قلبم بده
الهی آمین
استاد جانم قانون احساس خوب = اتفاقات خوب یکی از مهمترین قوانینی بوده که سعی کردم همواره و در هر حالی در نظر داشته باشم، و خدا رو شکر در این مورد خوب عمل کردم و تا اندازه زیادی از عملکردم راضی ام
اما می دونم که نجوای ذهن هم هست همیشه باید مواظب باشم فریبش رو نخورم، درگیر نازیباییها و ناخواسته ها نشم
قانون تکامل هم یکی دیگه از مهمترین قوانینه که باید در نظر بگیرم و طبق اون عمل کنم
و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر چی بیشتر میگذره، به درک و فهم بیشتری در مورد طی تکامل و اهمیتش پی میبرم
و اینکه همه چیز توحیده، ما هر چی داریم از خداونده
و هرچقدر اتصال ما به خداوند که منبع همه خیر و خوبیهاست برقرار باشه زندگیمون زیباتر و پربارتر میشه
ایمان تزلزل ناپذیر حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحیده..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر در این سفرم خیلی اتفاقات خوبی برام رخ داد
بیشتر وقتمون تو خونه دختر بزرگم نسرین جان دور هم جمع بودیم و از بودن در کنار هم استفاده کردیم،شاد شدیم و لذت بردیم،
و نوه قند عسلم لیلیین جان مثل همیشه مرکز و محور بود با شیرین زبونیها و شیرین کاری هاش، اینقدر که وقت نمی کردیم به کارهای دیگه مون برسیم
استاد جانم تو این سفر اینقدر برف دیدم که چشم و دلم سیر شد!! اینجور که شنیدم این حجم برف که روزهای زیادی یکریز و پشت سرهم بیاد در سی سال گذشته در ایالت اونتاریو و از جمله در شهرهای تورنتو و بری که دخترام نسیم جان و نسرین جان ساکن اونجا هستن بیسابقه بوده! تازه نسیم جان می گفت بعد از برگشتن ما خیلی بیشتر شده هم حجم برف و هم سرمای هوا!!
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که خریدهای خیلی خوبی داشتم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که فراوانیها و نعمتها و زیباییهای بسیار زیادی دیدم
آدمایی که همه خوشرو راضی و خوشحال بودن
منظم و مرتب و قانونمند بودن
با این همه برف و سرما همه مشغول کار و زندگیشون بودن
بارها صبح زود از پنجره می دیدم که حتی بچه های کوچولوی دبستانی کوله پشتی بدوش به مدرسه میرفتن
پدر و مادرهایی که یک یا دو کودک خردسال تو کالسکه رو با خودشون می بردن..
همه در آرامش و حال خوب بودن
چقدر چقدر راننده های ماشینها حق تقدم عابرین پیاده رو رعایت می کردن، همین که احساس میکردن یه نفر پیاده قصد داره از خیابون رد بشه فوری توقف میکردن،
ماشینهای دیگه وقتی که نزدیک یه مدرسه ای بودن و بچه ها در حال عبور از خیابون بودن، چند متر قبل از اونها توقف می کردن و تا زمانی که همه رد بشن بهیچ وجه حرکت نمی کردن
خیلی خیلی کم از بوق ماشین استفاده می کردن..
اینترنت چقدر قوی و پر سرعت بود!! مثلاً یک فایل صوتی رو همون موقع که رو دانلود میزدم بلافاصله دانلود میشد و فایل تصویری در چند ثانیه و خیلی کمتر از یک دقیقه دانلود میشد
و من خدا رو شکر از این فرصت بهترین استفاده رو کردم و تمام فایلهای محصولات رو هم صوتی و هم تصویری همه رو دانلود کردم تو گوشی آیفون و آیپد جدیدی که در همین سفر خریدم..
استاد جانم خیلی حرفها دارم و خیلی اتفاقات خوب تو این مدت برام رخ داده ولی در یک کامنت جا نمیشه
به امید خدا در کامنتهای بعدی می نویسم
خدا رو بینهایت شکر برای همه نعمت هامون
خدا رو میلیاردها بار شکر برای وجود نازنینتون تو زندگیم
و همین طور وجود نازنین استاد شایسته جانم
بینهایت دوستتون دارم و از شما سپاسگزارم
خداوند خیر کثیر و پاداشهای بی انتها بشما عطا کند
خدا رو هزاران بار شکر برای سایت الهی مون و دوستان عزیزم با کامنتهای زیبا و تأثیرگذارشون
عزیزم خیلی لذت بردم از این همه زیبایی و قشنگی و انرژی که واقعا نمیشه توصیفش کرد رو با عشق نوشتی خیلی حالمو حسمو عالی کرد
آفرین خواهر عزیزم چقدر با جریان خداوند هماهنگ هستید
چقدر عشق کردم این همه نکات زیبا بین برچشمان نازنینت آگاهانه عادت دادین وتوجع متمرکز فوقالعاده بینظیرتون رو بر این همه نعمت فراوانی رب العامین عادت دادین
خیلی لذت بردم وچقدر اثرگذار بود دستنوشتهای نازنینتون
قربونتون برم با این همه زبان شکر گزاری با انرژی ما داریم چقدر عشق کردم که دوتا دسته گل عزیز دوست داشتنی شما خانم بزرگوار در خارج از کشور هستن شما هم دعوت میشید ودیداری تازه میکنید اون نوه عزیزتون که مثل نوه من شیرین زبون دوست داشتنی وجذابه
در پناه خداوند باشید عزیز دلم بهترین پیشرفت آرامش شادی رو داشته باشید
سلام خاله عزیزم مثل همیشه کامنتتون پر از حس خوب و اتفاقات بی نظیر بود و من با خوندنش لبخند مهمان لب هام شد خاله جون وقتی اوضاع اینجوری شد فهمیدم که رفتنتون اونم با اون همه عجله و بدون هیچ آمادگی معنیش چی بود و متوجه پلن خدا شدم مثل امروز خودم که یک موردی بود در محل کار یکمی اذیتم می کرد ولی امروز صبح با تلفنی که دریافت کردم پلن خدا رو متوجه شدم و حسابی تو ذهنم حک شد که فقط و فقط باید به خدای مهربون توکل کرد باید در همه حال خدا رو ناظر و حاضر بر شرایط زندگی مون بدونیم خدا همیشه برامون خیر و خوشی میخواد فقط باید در مسیر ایمانمون رو نشون بدیم
رفتن شما هم در بهترین زمان اتفاق افتاد و با توجه به مداری که درش بودین باید هم این اتفاق براتون میفتاد امیدوارم همیشه شما و دخترخاله های نازنین دور هم جمع باشین :))))
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی
الف:
سلام و خدا قوت به همه عزیزان همراه
بعد از سه هفته قطعی اینترنت دوباره دسترسی به سایت بهشتی عباسمنش برایم فراهم شد و واقعاً از ته دل شکرگزارم. در این مدت بیش از هر زمان دیگری معنای واقعی آموزههای استاد عباسمنش را در زندگی ام لمس کردم آموزههایی که فقط برای روزهای آرام نیستند بلکه دقیقاً برای همین روزهای نادلخواه و پرچالش آمدهاند.
در این سه هفته شرایط بیرونی مثل اکثرایرانیان عزیزاصلاً مطابق میلم نبود.
اخبار، فضای اطراف و اتفاقات اخیرکشورعزیزمون میتوانست بهراحتی ذهن و احساس مرا درگیر اضطراب، ترس و آشفتگی کند. اما به لطف آموزشهایی که از استادفرا گرفتهام آگاهانه تصمیم گرفتم مسیر دیگری را انتخاب کنم مسیری که از درون آغاز میشودنه از بیرون.
یاد گرفتهام که قرار نیست آرامش من وابسته به شرایط باشد. یاد گرفتهام که اگر احساس خوب خودم را حفظ کنم حتی وقتی شرایط نادلخواه است کمکم همهچیز تغییر میکند. به همین دلیل در این مدت تا حد ممکن از اخبار فاصله گرفتم و بهجای آن به فایلهایی که از استاد در گوشیام ذخیره کرده بودم رجوع کردم فایلهایی که برایم حکم لنگر آرامش را داشتند.
هر بار که ذهنم میخواست درگیر ترس یا نگرانی شوددوباره به این آموزشها گوش دادم هر بار که احساس میکردم از مومنتوم مثبت فاصله میگیرم آگاهانه برگشتم به خودم به لحظهی حال و به احساسم. نه اینکه هیچ ترسی نباشد، بلکه یاد گرفتم اجازه ندهم ترس هدایتکنندهی احساس و زندگیام شود.
در این مدت بیش از قبل فهمیدم که ایمان واقعی یعنی همین یعنی در شرایطی که بیرون ناآرام است درونت را آرام نگه داری یعنی بهجای جنگیدن با شرایط روی احساسم تمرکز کنم یعنی بدانم اگر احساس خوبم را حفظ کنم دیر یا زود شرایط هم ناچار به تغییر میشود.
آموزههای استاد عباسمنش برای من صرفا یکسری صحبتهای انگیزشی نیستند. این آموزشها در همین روزهای سخت تبدیل به تجربهزندگی ام شدند. تجربهای که به من نشان داد میشود در دل ناآرامی آرام بود میشود در میان اخبار منفی، مسیر توجه را عوض کرد میشود بدون انکار واقعیتها، اجازه نداد آنها احساس ما را مدیریت کنند.
این سه هفته برای من تمرین عملی اعتماد بوداعتماد به قوانین الهی، اعتماد به مسیر درونی و اعتماد به اینکه وقتی احساس خودم را آگاهانه خوب نگه میدارم زندگی هم پاسخ متفاوتی میدهد. حالا که دوباره به سایت بهشتی وخانواده الهی عباسمنش دسترسی دارم با قدردانی عمیقتری این آموزهها را میخوانم و گوش میدهم چون اثارش را با تمام وجودم لمس کردم.
سپاسگزارم از استاد عباسمنش برای آموزشهایی که در روزهای آرام فقط شنیده نمیشوندبلکه در روزهای “سخت “زندگی میشوند.
سپاسگزارم از این مسیر که یادم داد آرامش انتخاب درونی من است نه نتیجهی شرایط بیرونی.
ب:
مفاهیمی که درگام 5ودر این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
• “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
• راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
• اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
●ایمان تزلزلناپذیر؛ ثمرهی درک عمیق قوانین الهی:
در مسیر شناخت قوانین الهی و درک توحید، مفهومی بسیار مهم و تعیینکننده وجود دارد که استاد عباسمنش در گفتوگوی خود با آقای عرشیان فر بهزیبایی به آن پرداختهاند:
“ایمان تزلزلناپذیر”
ایمانی که نه با اخبار بیرونی میلرزد، نه با شرایط نادلخواه فرو میریزدو نه وابسته به آرامش ظاهری دنیاست بلکه ریشه در درک عمیق انسان از قوانین خداوند دارد.
●ایمان تزلزلناپذیر چگونه شکل میگیرد؟
برخلاف تصور رایج، ایمان تزلزلناپذیر یک باور ذهنی یا یک تصمیم لحظهای نیست.
این ایمان، حاصل پیمودن یک مسیر تکاملی است مسیری که در آن انسان بارها و بارها الهامات درونی خود را جدی میگیرد و نتیجهی این جدیت را در زندگی واقعیاش میبیند.
هر بار که:
• به یک الهام درونی اعتماد میکنیم
• برخلاف ترسها عمل میکنیم
• و سپس نتیجهی مثبت آن را تجربه میکنیم
یک لایهی جدید از ایمان در ما شکل میگیرد.
ایمانی که دیگر با حرف دیگران یا شرایط بیرونی از بین نمیرود.
●وقتی کنترل ذهن غیرممکن به نظر میرسد
یکی از بخشهای بسیار کاربردی این گفتگوارائهی راهکارهایی برای زمانهایی است که کنترل ذهن تقریباً غیرممکن میشود
زمانهایی که اخبار، فشارهای اجتماعی، ترسهای جمعی یا شرایط ناآرام، ذهن انسان را درگیر میکند.
در این شرایط استاد تأکید میکنند که تمرکز صرف بر کنترل ذهن گاهی نتیجهی معکوس دارد.
راهکار اصلی توجه به احساس است نه جنگیدن با افکار.
●احساس خوب، کلید تغییر شرایط
در این نگاه یک قانون بسیار مهم الهی مطرح میشود:
اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری لاجرم شرایط تغییر میکند.
احساس خوب نتیجهی تغییر شرایط نیست
بلکه علت تغییر شرایط است.
وقتی انسان آگاهانه انتخاب میکند که:
• از اخبار منفی فاصله بگیرد
• تمرکز خود را روی آموزههای الهی نگه دارد
• و در لحظهی حال احساس بهتری بسازد
ناخواسته وارد جریانی میشود که اتفاقات خوب را به سمت او میآورد.
جمعبندی
“گام پنجم در مسیر درک بهتر قوانین خداوند”
ما را به این آگاهی میرساند که:
• ایمان واقعی محصول تجربه است
• تجربه نتیجهی عمل به الهامات است
• و عمل به الهامات نیازمند حفظ احساس خوب حتی در شرایط نادلخواه است.
خدا را سپاسگزارم به خاطر این فضای معنوی، واقعا قطعی اینترنت و نبود این فضا، کار کنترل ذهن رو خیلی برای ماها سخت کرده بود
استاد بعد از مصاحبهای که انجام دادم و اولین مبلغی که ساختم که خودش یه اتفاق جدید و بسیار عجیب بود برای من، ذهنم خیلی نجوا میکرد و تلاش میکرد که بره به سمت موضوعات ناجالب، اما یکی از برکات دوره روانشناسی ثروت 1 برای من این بود که فارغ از شرایط بیرونی تمرکزم رو بذارم روی راههایی که میتونم ازشون پول بسازم
و خداوند من رو هدایت کرد به یه ایده، و قرار شد که این ایده رو برای محل کارمون اجرایی کنم و به عنوان نمونه کار، برای ارگانهای بزرگ دولتی یا حتی بخش خصوصی اون رو ارائه کنم
ایدهای که الهام شد، ساخت تور مجازی با ارائه زنده و حضور افراد داخل تور بود که ا کلیک بر روی اونها، صحبت میکنند و خدماتشون رو توضیح میدن، و حتی این ایده رو تونستیم با یکی از همکاران توسعه بدیم به این صورت که ثلاً توی رستورانها، افراد علاوه بر اینکه به صورت زنده خدمات رستوران رو ارائه میکنند، همونجا داخل تور، مشتریها منوها رو ببینند و بتونن سفارش بدن
ولوو استاد، این ایده که نیاز به امکانات خاصی نداره و با شرایط حال حاضر من قابل اجراست، باعث شد برای اولین بار در زندگیم با برخی افراد مذاکره کنم و تاییدشون رو برای سفارش بگیرم و قرار شد هفته آینده انشاالله کلید این اتفاق بخوره
استاد چه اتفاقی برای من افتاده؟!
استاد واقعاً درک میکنم که اولاً وقتی انسان وی باوراش کار میکنه، نه تنها پول درآوردن براش امکانپذیر و قابل باور میشه، بلکه از هر راهی میتونه پول بسازه اصلاً نوع مهارت و آموزشها اهمیتی نداره
همین جا ز همه بچههایی که در زمینه مالی مشکل دارند رخواست میکنم حتماً روانشناسی ثروت یک رو تهیه بکنند، این رو منی میگم ه به دهها کار دست زدم و نتونستم ازشون پول بسازم، اما با تغییر باورهام حالا به جایی رسیدم که مدام همون ذهن نجواگر آماده و پذیرا شده که ایدههای خداوند رو که به قلبم الهام میشه رو اجرایی کنه و ازش پول بسازه
به لطف خدا، منی که یک زمان ذهنم درگیر قیمت دلار و طلا و غیره بود، الان مدام نجوا میکنه که از این راه یا از اون راه پول بساز!!
و مدام ایدههای پولساز میاد، ایدههایی که با شرایط فعلی من قابل اجراست
ومن یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه
یه لحظه میخواستم کامنت رو نخونم ولی خداوند منو اورد و کامنتت رو خوندم،من اونقدر باورهام درمورد پول ایراد داشت که حتی به دوره روانشناسی ثروت 1 برای خواستنش و داشتنش فکر هم نمیکردم ،یه مدت روی فایلها کار کردم ،فکر کردم و خداوند منو اورد مدار بالاتر و فکر خواستن روانشناسی ثروت 1 در من شکل گرفت و حتی پولش هم جور شد ولی خوردیم به قطعی اینترنت نتونستم تهیه کنم ،ولی الان از خداوند میخوام دوباره بهم فرصت تهیه این دوره رو بده و اینکه کامنت شما دقیقا حرف دل من بود که راههای مختلف رو امتحان کردم ولی نشده که پول بسازم
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست.
سلام و درود و عشق
خدمت استاد عزیزم و دوستان جاااانم
حقیقتا که دلتنگ همه تون بودم و چقدر تونستم شکرگذار تر باشم به خاطر نعمت سایت و اگاهی ها و کامنت های دوستانم
خدارو هزاران بار شکر میکنم ..
وقتی که حال و احساس خودم رو نسبت به اتفاقات و شرایط پیش اومده مورد سنجش قرار میدادم نسبت به گذشته و شرایط نابسامان گذشته
قشنگاحساس کردم یک درجه پیشرفت کردم به لطف خدای مهربان
انگار که اون اگاهی ها نقش بسته بود در وجود من که شرایط بیرونی که تحت کنترل من نیستن تعیین کننده ی زندگی من نیستن
خیالم راحت تر شده
نگرانی هام بسیار کمتر شده
و صد البته که نعمت های خداوند هم مثل باران بی نهایت بر سر ما میبارد
استاد چقدر زیبا و قشنگ و منطقی صحبت میکنید
از تکامل
از اینکه ابراهیم هم از داخل شکم مادرش این جور نبوده
اون هم مثل همه ی ما ها دغدغه های خودش رو داشته و تونسته با اگاهی و ایمان و هدایت از خداوند ارام ارام این مسیر طی کنه
و هر بار ایمانش به خداوند بیشر شده و رسیده به جایی که آتش بر او گلستان میشه
رسیده به جایی که چاقو رو میزاره روی گلوی اسماعیل و ایمانش رو نشون میده
و ما باید همین موضوع رو درک کنیم
توی هفته ی گذشته یک سری کارها باید انجام میشد اما میخورد به در بسته
و روح من خیلی واضح و روشن به ذهن من یاد آوری میکرد که اون مسیر های قبلی همون نتایج قبلی رو دارند و
تو باید احساست رو خوب نگه داری
با تمام وجودم ایمان دادم که احساس خوب ماست که اتفاقات و خواسته های ما رو رقم میزنه
چیزی که نیاز دارم بیشتر روش کار کنم اینه که واقعا خودم رو ورودی هام رو سفت و سخت کنترل کنم و و توی همین مسیر بمونم
چون من به چشم خودم دیدم کوچکترین حواس پرتی احساسی و فرکانسی چه بلایی سر من آورد که تا ساعت ها درگیر بودم و حالم بد بود
استاد جانم ازتون میخام که یه فایل زندگی در بهشت بزارین تا روی ماه شما و خانم شایسته عزیز رو ببینیم
دلمون براتون یه ذره شده
عاشقتونم
خدایا باز هم هزاران بار سپاس گزارم برای همه ی نعمات خوب و بی نهایتت.
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
ستایش خداوندی را که صاحب اختیار و فرمانروای جهانیان است .
خدایا شکرت که هر آنجه که دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است .
سلام به استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی و توحیدی و عملگرا و سلام به سرکارخانم شایسته دوست داشتنی ، عزیز و بزرگوار و سلام به دوستان ارزشمندم در این سایت الهی و مسیر نور و عشق و انرژی که از کامنتاتون درس میگیرم و مسیر زندگی من هموارتر روشتن تر و لذتبخش تر میشه و شاید باورتون نشه که من هر کامنتی رو که میخونم احساس میکنم که با صدای همون شخص و دوست نازنینم دارم به کامنت گوش میدم . و سلام به گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش آقا ابراهیم عزیزم و نازنین و بزرگوار و خانم فرهادی عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی
و سلام به امروز این روز بی نظیر و عالی
با اینکه حدود ساعت دوازده و نیم، یک خوابم برد ، ساعت پنج و نبم بیدار شدم و بمحض بیدار شدن رفتم و دوش گرفتم برای هم جهت تر شدن با جریان خداوند و خلق یک روز خوب برای خودم به اون شکلی که دوست دارم باشه .
بعد از آماده کردن قهوه 100ربوستا ، نشتم پشت میز کارم و نوشتن ستاره قطبی و بعد از نوشتن خواستهام هدایت خواستم برای خروج از ناخواسته ای که ذهنم رو مشغول کرده بود و بعد هم نوشتن شکر گزاری انجام خواسته هایی که خواستم و نوشتم .
با اینکه دوست داشتم همچنان روی قدم اول و دوم دوازده قدم تمرکز و کارکنم اما الهامم گفت برو قدم سوم رو امروز گوش بده منهم تسلیم شدم و برای امروزم قدم سوم رو آماده کردم .
با اینکه دوش گرفته بودم و هوا بشدت سرد و یخبندان بود ، اما رفتن به مسیر طبیعت و گوش دادن به فایلها در این مسیر سرد و یخبندان میچسبید و لذت فوق العاده ای داشت . مسیر از شبنم روی آسفالت و وجود برف و آب جاری توی مسیر حاصل از آب شدن برفها همه یخ زده بودند و رکاب زدن و نفس کشیدن در این مسیر یخبندان رویائی لذتبخش بود .
هفته قبل به دلیل بارش برف زیاد و یخبندان شدت نرفته بودم به مسیر دوچرخه سواری و امروز این لذت بردن از مسیر چندین برابر بیشتر شده بود .
بعد از حدود یکساعت رکاب زدن در مسیر ، دوتا از دوستان دوچرخه سوار رو دیدم که مثل همیشه با لباس تابستانی آستین کوتاه اومدن و دارن در این هوای سرد رکاب میزنند و لذت میبرند و با خودم وجود فراوانی در جهان رو مرور کردم که چقدر فراوانی در جهان در همه جنبه ها وجود داره و این خصوصیات انسانها مثل اثر انگشت منحصر به فرده و قشنگی جهان هم بخاطر همین تنوع و فراوانی در تمام جنبها هست و خداوند هم گفته که اگر ما میخواستیم همه را مومن می آفریدیم یا مومن میکردیم . الهی صد هزار مرتبه شکرت بخاطر این تنوع و فراوانی در تمام جنبه ها در جهان هستی . خدایا سپاسگزارم .
با گوش دادن به فایلهای قدم سوم هر لحظه از خداوند سپاسگزاری کردم و هر لحظه استاد رو تحسین و سپاسگزاری کردم و خودم رو هم تحسین کردم که امروز به الهامم گوش دادم و قدم سوم رو انتخاب کردم که به الهامات و هدایتهاش و آگاهی هاش گوش بدم برای خروج از نا خواسته ای که ذهنم رو مشغول خودش کرده بود و چقدر این آگاهی ها و الهامات و هدایتها بمن امروز برای خلق روز دلخواهم کمک کرد و چقدر زود خداوند به درخواستهای امروزم در ستاره قطبی پاسخ داد با گوش دادن به آگاهی های قدم سوم
و مهمترین نکتش این بود که بپذیرم اگه ناخواسته ای در حال حاضر در زندگی من وجود داره خودم مسئول بوجود اومدنش هستم من هستم من من من اینهارو بوجود آوردم و اگر هنوز کسانی در مسیر و در زندگی من هستند که نمیخوام باشند ، من هنوز مدارم تغییر نکرده ، من هنوز نتونستم به مدار بهتری برم ، من هنوز تغییر نکردم و فکر میکنم که تغییر کردم ، من باید روی خودم کار کنم ، من باید مدارم رو تغییر بدم ، من نمیتونم دیگران رو تغییر بدم و بپذیرم که هر کس هر جائی که هست جای درستش هست و و اگر میخوام اتفاقات بهتری رو تجربه کنم باید فقط روی خودم کارکنم تا جهان اطراف من تغییر کنه تا در مداری قرار بگیرم که خواسته های من توی اون مدار وجود دارند .
من نباید بفکر درست کردن جائی که هستم باشم ، من اگه درست روی خودم کار کنم در مدار و جائی قرار میگیرم که درست هست ، من فقط باید برای خلق خواسته هام روی خودم کارکنم .
امروز هم طبق روال معمول اول مسیر خداوند یک هزارتومانی و یک نشانه درستی مسیر سر راهم گذاشت و من پیاده شدم برداستم و سپاسگزاری کردم ، با اینکه پول از شدت سردی هوا یخ زده بود ، وقتی گذاشتم توی جیبم یک گرمی و یک انرژی خواصی توی قلبم ایجاد شد و یک لبخند لذتبخش روی لبم نشست و حرکت در این مسیر نور و عشق و انرژی رو قشنگ تر و لذتبخش تر کرد و نوشیدن آب سرد قمقمه در انتهای مسیر رفت روی قله هم همین لبخند لذتبش رو روی لبم و توی قلبم ایجاد کرد و اول مسیر برگشت وقتی سرشار از آگاهی ها و الهامات و هدایتها شده بودم یک ده هزارتومانی یخزده و پر از برکت و نور و عشق و انرژی سر راهم قرار گرفت و نشانه هم جهت تر شدن من با جریان خدوند بود برام و فهمیدم که مومنتوم ناخواسته متوقف شده و من در حال ایجاد و قرار گرفتن در مومنتوم مثبت و خلق و ارسال فرکانس خواستهام به جهان هستی هستم و درانتهای مسیر هم ، یک دوهزارتومانی بی نظیر چاشنی و روشنی بخش مسیر امروزم شد که نشانه قرار گرفتن در مسیر نورو عشق و انرژی بود ، نشانه هم جهت تر با جریان خداوند
الهی صد هزار مرتبه شکرت خدایا سپاسگزارم
ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
“ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
الهی صد هزار مرتبه شکرت که امروز تونستم به میزانی که این الهامات و آگهاهی ها و هدایتها رو دریافت کردم و درک کردم و شناختم و به آنها عمل کردم ، تونستم از جنس خواستهایی که داشتم در زندگیم خلق کنم و فرکانس خواسته هام رو به جهان هستی جهت خلق آنها در زندگیم ارسال کنم
استاد عزیز و بزرگوار و دوست داشتنی بینهایت سپاسگزارم
خدایا عاشقتم که عاشقمی
استاد یه چیزی الان یادم افتاد گعتم براتون بنوبسم
جوجه های مرغ عشقها زیاد شده بودند 13 جوجه رنگ و وارنگ و قشنگ و گاها نصف شب هوس خواندن و بازی میکردن که باعث بیداری دخترام و خانواده مبشد و دلیل دیگش هم این بود که مرغ عشق مادر دوباره تخم گذاسته بود و جوجه های دیگر رو میزد و از لونه دور میکرد و تصمیم گرفتیم بدیم و یک جفت عروس بگیریم ، روز پدر بردیم و دوازده جوجه که بالغ بودند روبردیم و دوتا عروس نر و ماده که جفت هم نبودند رو آوردیم و بعد از دو سه هفته شاهد یک تخم داخل قفسشون بودیم و رفتم یک لونه مخصوص براشون گرفتم و الان نوبتی روی تخمهایی که تعداشون زیاد هم شده میخوابند .
الهی صد هزار مرتبه شکرت
خدابا سپاسگزارم
دوتا از هفت تخم مرغ عشق بدنیا اومدن و صدای جیک جیکشون گاها شنیده میشه و ما با عشق منتظر تولد مابقی جوجه ها هستیم .
بنام تنهاااا قدرت جهانم…..
سلام و درودی دوباره به سایت بهشتیم….
به استاد بهشتیم…
به خداوندیکه معنای بهشت بودن و ساختن را به من آموخت…
و اسما حسناًشو، به من یادآوری کرد….
استاد عزیزم….من یه الهامی یه شب بهم شد…
خواب دیدم توی یه برج بزرگ طبق طبقه ایی هستم…
و دیدم میلیونها نفر توی اون ساختمان آماده حسابرسی هستند…
و من با ورودم به اون برج…یه شخص بهم گفت وارد فلان اتاق شو…
وارد که شدم صندلی خالی برام نبود…
گفتم پس کو صندلی من…
بهم گفتن باید از این محیط بیرون شوی..جای تو اینجا نیست…
یه لحظه،”دیدم یه شخص نزدیکم روی یکی از صندلیا نشسته…
گفتم فلانی تو چرا اینجایی…
دیدم یه شخصی با یه تبلیت تو دست وارد اتاق شد…
بهم گفت نرگس بیا تا یه موضوعی رو باهات به اشتراک بزارم..
دیدم…توی تبلتش” یه صحنه ایی بود سرسبز…
بهم گفت میدونی علت این سرزمین سبز چیه!؟
گفتم نه!!
گفت تمام این ادمهایی که روی صندلی هستند رو نابود میکنیم…
و اونا رو به سرزمین سبز تبدیل میکنیم….
بهم گفت پس از اینجا برو…..دقیقا مثل امتحان کنکور بود…
وقتی اون شخص نزدیکمو دیدم..گفت تو رو خدا با این شخص کاری نداشته باشید.من نمیتونم نابودی اینو بببینم…
دیدم اون شخص بهم گفت دوستدارم اینجا باشم.
من بهش میگفتم تو رو میخان بکُشن…
اینجا رو ترک کن..
ولی اون میگفت….
نه!!من از اینجا پا نمیشم…
و من قانع شدم که من توانایی تعقییر کسی رو ندارم…
از اون ورودی برج که اومدم بیرون..صداهای افراد نزدیکای خودممم رو میشنیدیم..که التماس خدا میکردن..
میگفتند وای !!!خدا!!
یعنی ما اینجا هستیم تا ما رو بکُشن…
رفتم بیرون…
دیدم مادرم با آغوش باز بهم گفت نرگس بیا اینجا…
استاد عزیزم…..من به واقعیت تصویر نابودی انسانها رو دیدم..که خودشون داشتن نابودی خودشونو همراهی میکردن…
همینه….که شما میگید….تمام وضعیت مسئولیت زندگیتونننن خودتون هستین…
چقدر ماها تحت باورهای گذشتگانمون قرار گرفته اییم…
و چقدر این الهامات و باورای توحیدیمون….تمام آنچه که نیاز بود…رو از بیین برد….
و ما آزاد و رها شدییییم….
استاد عزیزم…میخام راجع بخودم و مثال خودمو بیارم..که به یاری الله با هر بار روی خودم کار کردن…دریچه خوشبختی و دریافت الهامات هر بار قوی تر برام شد..و هر بار با انجامش…چه اتفاق عالی و ایمانم…هر بار عالیترو بهتر شد…
همین دیشب..بعد یه کنترل ذهن در راستای انجام دادن ورژنهای بالاتر دستکشهام…
دیدم بازم خوردم به یه چالش بزرگتر…
همونجا فورا الهام رسید که دست بردارم…و بدون اینکه احساسم بد بشه…
شکرگزار خداوندم شدم….
و ازت تشکر کردم بابت اینهمه آگاهی برای ورژن عالی دستکشهام…
و دست نگه داشتم…
و هدایت شدم…..بهم گفت نرگس برو سراغ دستکشهای دیگه…بعد در اخر بیا بقیه داستان..چون یبار دیگه باید میشکافتم..
چون …
این نمونه دستکش..توی همون ورژن پایینتر مونده بود..و هیچ تعققیری براش بوجود نیومده بود…توی سری های قبل!!!!
ولی به لطف خدا..و هدایتم اینبار روی این نمونه دستکش..چقدر حل مسئله کردم..چقدر تونستم با الهاماتم “ورژنهای عالی بسازم…..
میخام بگم….
اون نرگسی که به محض اینکه توی حل مسئله ایی اون اوایل گریه میکردم و میخاستم آگاهانتر ذهنمو هم جهت کنم..
بدون هیچ قطره اشکی با استقامت و احساس خوب تونستم این چالش رو به نقطعه الهامات برای قدم بعدی بکشونم..
استاد عزیزم….این نشان از تکامل منه….که من میتونم،” بخوبی انجامش بدم…
و من به لطف خدا دیشب این چالشی که منو میتونست از پا در بیاره….بسمت بهترینها هدایتش کردم…
واقعا از خداوند سپاسگزارم که میتونم با روحیه خوش بینی و دریافت الهاماتم..بهترینها رو برای خودم رقم بزنم…
کل داستان زندگی ما همینه…
و این نشون از روح بزرگمونه…..
هر چقدر روی این احساس کار کنیم..بازم احساس میکنیم باید بیشتر کار کنیم…
و پاداشهایی که وارد زندگیمون میشه…نقطعه عطفی برای ادامه دادن توی این مسیر میشه.
اینروزا این اتفاقات که باعث نابودی خیلی افراد شد…
باعث شد….ما در مسیر دریافت الهامات و همزمانیهای عالی بشیم…
و اگه همین نرگس گذشته الان همون نرگس گذشته بود..هیچ وقت نمیتونست طعم خوشبختی همزمانیها و الهامات رو بچشه…
چند هفته پیش سه تا غلبه بر ارس در مکانهایی که بهم الهام شد انجام دادم…و هر بار انجام دادنش..باعث شد…..من وجود خدا رو همجوره توی اون تاریکها و ظاهر سخت….بیشتر ببینم..
و این حمایت خداوند باعث شد….
تا ایمانم بهش؟قوی تر بشه..
و فورا در انجام الهامتش شک و تردید رو بزارم کنار..
ابراهیم و اسماعیلم با همین نگرش تونستن…این مسیر رو بخوبی انجام بدن….
چون ما انسانیم…و خداوند ما رو با همین نگرش ترس ..بپذیرفته…
ولی …..هر چقدر بیشتر به خودشناسی و خداشناسی میرسیم…
بیشتر میدونیم….خوشبختیم….
خوشبختی با دریافت الهامات و انجام دادنشون و سربلند از آزمایش خداوند بیرون آمدن…
انشالله که همیشه همینجور باشیم و ادامه بدییم..
در پناه خدای بزرگ !به امید بهترینها…برای یه زندگی زیبا در تمامی جنبه ها…
زندگی زیبا…سرشار از ایمان و پا گذاشتن در مسیر الهام خداوند .و پاداش چند برابری خداوند در برابر عملگرایی ما!!!……
و هر بار بهتر و بهتر شدن در احساس خوب..و ادامه دادن در این مسیر….
سبحان الله!!!!پاک منزه هست خدای من….
سلام و درود فراوان به استاد عزیز بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .
چقد دلم برا سایت و دوستان عزیز و استاد عزیزم تنگ شده بود خدا روشکر که هستید .
از اینکه دوباره نت داریم و سایتمون فعال شده و میتونیم مشارکت داشته باشیم و مشارکت و دیدگاه دوستان عزیز رو بخونیم و از تجربههاشون استفاده کنیم از خداوند سپاسگزاری میکنم .
در نبود نت ، دوره ی سپاسگزاری رو مرور کردم با دقت و تمرکز بیشتری این دوره رو کار کردم . نمیگم این مدت عالی عمل کردم تو یه زمینههایی خیلی خوب عمل کردم و تو یه زمینههایی با وجود دونستن راهکارها و آگاهی هایی که داشتم متأسفانه گاهی خوب عمل نکردم .
با توجه به اوضاع و شرایط کشورمون و اتفاقاتی که این مدت رخ داد هرچند مورد قضاوت خیلیا قرار گرفتم اما سعی کردم از عقل و منطق و تجارب گذشته و آگاهیهایی که از استاد عزیز کسب کردم استفاده کنم و وارد هیچ بحث جدی ای نشم و از تحمیل عقیده و عقایدم و احساساتم نسبت به اتفاقات و مسائلی که بحث و گفتگوش همه جا هس دوری کنم .
سعی کردم به حواشی ها توجهی نکنم و به اصل که کمک گرفتن از نیروی برتر و خدای احد و واحدمون هس توجه بیشتری داشته باشم . اینکه فکر کنم خیلی از مشکلات و دغدغههای زندگی به دست یه عده آدمهایی قراره تغییر کنه و منو به سمت و سوی بهتری بکشونه نه چنین باوری رو نداشتم و نخواهم داشت .
با توجه به اصول قوانین جهان هستی ، چنین نگاه و چنین باورهایی رو تو ذهنم پرورش ندادم سعی کردم خودمو درگیر احساسات نکنم . دیدم کسانی رو که تو این جریانات خودشونو درگیر احساسات کردن چقد وارد احساسات منفی شدن و تمام کلام و زبونشون به سمت لعن و نفرین میچرخه و منتظرن فرد دیگه ای بیاد تا مشکلات و دقدفه هاشون حل و فصل بشه .
جالب تر این که این احساسات و مداخلهها رو وظیفه ی انسانی میدونن و کسانی رو که برعکس عمل میکنن رو جز آدمهای بیخیال و بیوجدان میدونن و هزاران انگ دیگه بهشون میزنن .
هیچ وقت دوست نداریم شاهد و ناظر مرگ و میرهایی از این قبیل باشیم میدونم از دست دادن عزیز و هم وطنای عزیزمون چقدر دردناک و غمگینه اما تو جایگاهی نیستیم که هیچ چیز و هیچ کسی رو قضاوت کنیم پس بهتره دنبال اعتراضات نباشیم و سکوت اختیار کنیم و بدون اینکه این مسائل رو دنبال کنیم دنبال حواشی و خبرها چ در رسانههای داخل کشور و چ در ماهواره و خبرای فضاهای مجازی نباشیم و ذهنمونو درگیر چیزی نکنیم .
من سعی کردم زندگی عادی خودمو داشته باشم مثل همیشه به برنامهها و روزمرگیهای خودمون بپردازیم و با تمرکز به هر چیز مثبتی این روزا رو بگذرونیم.
برای کسانی که داغ دیدن کاری از دستمون بر نمیاد حس دلسوزی و ترحم و ناله و گریه و زاری چیزی جز درگیر کردن ذهن و وارد شدن به احساسات منفی نیس باید از هر اتفاقی درس گرفت و رد شد و نباید تحت تاثیر آدمها و موضوعات و مسائلی شد که ما رو از حضور و قدرت خداوند ، دور میکنه شد.
اگه در ابن بحرانها همه چیو به خدا بسپاریم حتمن خداوند ما رو به بهترین حال ممکن هدایت میکنه و تو هر زمینه ای هر نیازی داشته باشیم رفع میکنه .
در اکثر لحظات سعی کردم دعا کنم و از خداوند خواستار بهترین لحظات برای تمامی مردم کشورم باشم از خداوند آرامش و آسایش مالی و جانی برای تک تک هموطنانم خواستار بودم و هستم . سعی کردم تو این جریانات احساسات منفی رو کنترل و احساسات خوب رو با ایجاد برنامه ریزی درست پیش ببرم . از خداوند برای تک تک کسانی که عزیزی رو از دست داده ، صبر و آرامش میطلبم از خدا میخوام همیشه و در تمامی لحظات ما رو در مسیر درست هدایت کنه . همیشه گفتم چیزی از سیاست و اقتصاد و هر چیزی که به امور کشور ربط داشته باشه سر در نمیارم سعی نمیکنم به این چیزا فکر کنم و در موردشون حرف بزنم چون متوجه شدم داشتن حس خوب و آرامش و بدست اووردن نیازها و خواسته هام به روشی که اکثریت دنبالش هستن ، نیس .
نگاه ما به دنیا و اتفاقاتش با بقیه فرق داره .
نمیدونم خیلیا اینجور بی تفاوتیها رو دور از مردم داری و وفاداری میبینن اما وقتی به نتیجه ی احساسات منفی بقیه نگاه میکنم طبیعتاً دوست ندارم شبیه اونها باشم . موندن تو احساس منفی فقط آدمو به سمت افسردگی و خشم و عصبانیت بیشتری میبره در حالی که کار خاصی از دستمون بر نمیاد حداقل من اینطور فک میکنم .
با وجود آشفتگی ها و کشمکش های کشورمون ما با مشکل خاصی مواجه نشدیم سعی کردیم از لحاظ مالی اوضاع رو بپذیریم و به چیزی جبهه و خرده نگیریم نیازها و خواستههامون رو اولویت بندی کردیم و بدون اینکه خودمونو اذیت کنیم سعی میکنیم درست پیش بریم و باور های کمبود رو نداشته باشیم بلکه باور فراوونی رو تقویت کنیم .
بابت موضوعی ، به مدت چند روز احساس خودمو بد کرده بودم به قول معروف چوبشم خوردم درسی که باید میگرفتم رو گرفتم به طور خیلی عجیبی نسبت به یکی از نزدیکانمون حس نفرت و رنجش گرفته بودم چون احساس میکردم از همسرم و زندگی من ، سوء استفاده میکنه و از اونجایی که همسرم به خاطر حس دلسوزی و ترحم شهامت نه گفتن به اون شخص مقابل رو نداشت من ناراحت میشدم و خیلی راحت سمت احساس بد میرفتم .
تو این لحظات خیلی خوب میفهمیدم و با خودم میسنجیدم که توجیه و دلیلم برای موندن تو احساس بد ، قابل قبول برای جهان نیست ولی با وجود این آگاهی ، نمیتونستم غلبه به حس بدم داشته باشم . مدام به خودم میگفتم : خدایا به تو و عدالت تو ایمان دارم آنچه متعلق به من است از من گرفته نمیشود و من آسوده خاطر هستم ، ولی آسوده خاطر نبودم خیلی جاها میترسیدم حتی بارها و بارها به خودم متذکر میشدم که از زاویه ی بهتری به این قضیه نگاه کنم ولی زود فراموش میکردم خلاصه اینکه یه هفته خیلی راحت به خاطر کنترل نکردن احساساتم به خاطر عدم پذیرشم به خاطر ترسهام و عدم ایمانم ، به خاطر درک نکردن و به خاطر توقعاتی که بقیه داشتم حال خودمو خراب کردم ولی بعدش متوجه شدم میشد تو این شرایط حال خوب و بهتری داشت . همه چیز دست خودم بود میتونستم نجواها و گفتگوهای ذهنی رو کنترل کنم و بیشترین تمرکزم روی داشتن احساس خوب و یا حداقل خنثی بودنش باشه متوجه شدم جایی که عاجزم و قدرت تغییر چیزیو ندارم باید بیشتر سکوت میکردم و به خداوند اعتماد میکردم باید در مقابل دیدن تضادها تسلیم بودن و صبور بودن رو یاد بگیرم متوجه شدم هنوز انگار ایمان صد به خدا ندارم خیلی خوب میفهمم جاهایی که ترس سراغم میاد کاملاً مشخصه خدا رو کنار میزارم و خودم میخوام دست به کار بشم خیلی قشنگ زور زدن و تقلا زدن خودمو میفهمم ، نمیدونم چرا با وجود دونستن این همه آگاهی نمیتونم گاهی غلبه به احساسات منفیم داشته باشم .
این تضاد حالا حالاها هس حداقل میدونم تا وقتی که ذهنمو از این موضوع رها نکردم هس . امیدوارم بتونم با نگاه بهتری به این قضیه باش کنار بیام و بدون اینکه وارد احساس بد بشم و بدون اینکه نسبت به اون فرد این همه رنجش بگیرم عملکرد بهتری داشته باشم ، چیزی که خودم تو این سالها یاد گرفتم باید شهامت و جسارتمو با اعتماد و ایمان به قدرت خداوند نشون بدم. لحظاتی که خدا رو تو وجودم حس میکنم نگرشم تغییر میکنه . حس بدم نسبت به اون فرد کاملاً تغییر میکنه آروم میشم ولی واقعاً نمیفهمم چرا گاهی اوقات اونطور که باید خوب عمل نمیکنم اگه صادقانه بخوام احساسمو بگم ، بارها این سبک اتفاقات و تضادها رو تجربه کردم ، به نظرم کافیه دیگه نباید خودمو قانع کنم که اشکال نداره عوضش تجربه کردی واقعاً باید بفهممش و تکرارش نکنم .
امیدوارم حداقل تو این موضوع بتونم کنترل ذهن داشته باشم و در مقابلش واکنشی نشون ندم . خیلی سال بود از کسی در این حد نفرت پیدا نکرده بودم امیدوارم دیگه تکرار نشه ، خداروشکر اون حس بد رو الان ندارم و دوست ندارم داشته باشم چون همون یه هفته خیلی بهم سخت و بد گذشت .
حتی نمیتونستم تمرکزی رو کارای شخصی و علایقم دلشته باشم و این جالب نبود چون هدر دادن وقت و زمان بود .
استاد جون قشنگم ، شما میفرمایید زمانهایی که ب هر دلیلی حالمون خوب نیست ، سعی کنیم بخابیم ، من اگه میتونستم بخابم که مطمئنم از شدت خشم و ناراحتیم کم میشد .مشکل من اینه اینجور وقتا اصلا خواب ب چشمم نمیاد حتی پاسی از شب باشه تقریبا تا صب بیدارم و کاملا اذیت!
موندن تو احساس بد این عواقبها رو هم داره .
دور از جون مثل فلجا میشم ذهنم از کار میفته دستم ب کاری نمیره هیچ چیزی بهم حال نمیده احساس بد به هر دلیلی دیوانه کننده و حشتناکه .
گاهی باید رها بود و مقاومتها رو شکست . کمی صبر و اعتماد ، همه چیو حل میکنه .
خدایا در تمامی لحظاتم خواستار هدایتت هستم هیچ وقت منو به حال خودم رها نکن .
استاد جونم دوستت دارم عاشقتم
مرسی ک هستید
الهی همیشه سلامت و تندرست باشید
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
استاد عزیزم چقدر من از استدلالهای شما با اساتید دیگر لذت می برم در این جلسه به روند تدریجی و تکاملی ایمان به خداوند و اعتماد به او اشاره کردید و بعدش توضیح مفصل دادید و این روند تکاملی چقدر به من امید و آرامش میده
در ابتدا وقتی به ظاهر کلمه نگاه می کنی لذت نمیبری یعنی وقتی بهت بگن تو تدریجی رشد می کنی و تدریجی سالم می شی و تدریجی ثروتمند میشی ناراحت میشی و دوست داری سریع رشد کنی یک شبه پولدار بشی سریع سالم بشی ولی وقتی می بینی این تدریج و تکامل حتی برای ایمان به خداوند هم هست اونوقت آرامش به سراغت میاد و خودت رو سرزنش نمی کنی و می فهمی در صورت موندن در مسیر پاداشها و نتایج بزرگ و بزرگتر میشن
چقدر منطق خداوند رو دوست دارم
استاد جان اتفاقی افتاد که من ایمانم رو به خدا نشون دادم و ده روز بعدش پاداش اون ایمان رو دریافت کردم و می خوام براتون تعریف کنم
چند وقت پیش که اعتراضات شروع شده بود و من کاملا بی خبر بودم دخترم که دانشجوی اصفهانه زنگ زد و گفت مامان قراره تعطیل بشیم و دارم برمی گردم گفتم برای چی گفت مامان الکی میگی واقعا یعنی تو از هیچ چیزی خبر نداری قسم خوردم که خبر ندارم گفتم ما نه تلویزیون روشن می کنیم نه تو فضای مجازی هستیم
منم و سایت استاد از چی خبر داشته باشم بعدا فهمیدم همسرم که مغازه میره یه چیزهایی شنیده ولی پیش من تعریف نکرده
خلاصه گفتم دخترم وسایل مهم و ضروری رو بیار با خودت نکنه تعطیلات طول بکشه
و براش آرزوی سلامتی کردم
و اینم بگم که مسیر شهر ما (ایلام) به اصفهان نه هواپیما داره و نه اتوبوس دائمی گهگاهی اتوبوس از اصفهان میاد که مسافر برای مهران و بعد کربلا میبره و موقع برگشت هم اگر پر نباشه از ایلام برای اصفهان مسافر پذیرش میکنه و دخترم همیشه شب از اصفهان حرکت میکنه و صبح به کرمانشاه میرسه و با تاکسی بین شهری به ایلام میاد
موقع برگشت هم خودمون میبریمش کرمانشاه که همیشه ساعت حرکتش به اصفهان ده شبه و صبح ساعت 7 میرسه اصفهان
حالا در این مدت که جو کشور نا امن به نظر می رسید اگر مینوی سابق بودم صد در صد به همسرم می گفتم خودمون بریم دنبالش ولی نه تنها این کار رو نکردم بلکه از کرمانشاه به ایلام هم گفتم دخترم اگر ما بخوایم بیایم دنبالت باید ساعت 4 صبح حرکت کنیم و برامون سخته چون همیشه ما تا ساعت 7 صبح خوابیم نمیتونیم یهویی ساعت 4 صبح بلند شیم
خودت مثل همیشه تاکسی بگیر بیا
البته دخترم همیشه خودش همین کار رو می کنه و خیلی دوست داره که ما اجازه میدیم هم مستقل عمل کنه هم اینکه الکی خودمون رو به زحمت نمیندازیم
ولی این بار گفت مامان اگر می ترسین که خودم بیام بیاین دنبالم ، از کرمانشاه به ایلام منظورش بود
گفتم عزیزم چرا بترسیم وقتی خداوند حافظ توست
و واقعا این نترسیدن از یه ایمان به خدا سرچشمه می گرفت با خودم گفتم خداوند حافظ همه ی ماست مگر من میتونم جلو حادثه ای رو بگیرم مثل همیشه خداوند دخترم رو به سلامت و با عزت به منزل می رسونه و اون شب رو مثل هر شب با آرامش خوابیدم و صبح ساعت 8 از خواب بیدار شدم و شروع کردم به پختن غذای مورد علاقه دخترم
و ساعت ده صبح چشمم به جمال دخترم روشن شد
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم که همیشه مراقب فرزندانم هستی
و چند روز قبل اینکه تعطیلات تموم بشه بهشون اطلاع دادن که کلاسا 4 بهمن شروع میشه و دخترم فورا برای رزرو بلیط اتوبوس اقدام کرد که در کمال تعجب برای 3 بهمن ساعت 2 بعداز ظهر از ایلام به اصفهان اتوبوس حرکت می کرد منم خدا رو شکر کردم و آرامشم خیلی زیاد شد
و صبح روز 3 بهمن ساعت 8 از خواب بیدار شدم همه خواب بودن دیدم هوا تاریکه پرده رو کنار زدم دیدم به به از این برف قشنگی که باریده مقدارش کم بود ولی زیبا و دل انگیز بود
یه دفعه به برنامه ریزی خداوند فکر کردم گفتم خدایا شکرت تو میدونستی امروز برف میباره اتوبوس از ایلام حرکت میکنه
اگر نبود مجبور بودیم مثل همیشه امشب با هوای برفی و صد در صد یخبندان کوهستانی ساعت 7 عصر دخترم رو ببریم کرمانشاه و ده شب اونجا باشیم و سپس از ساعت ده تا یک نیمه شب تو جاده تا به خونه برسیم و چقدر می تونست خطرناک باشه و همسرم چقدر از رانندگی در هوای برفی و بارانی بیزاره
خدایا بی نهایت شکرت بی نهایت شکرت
استاد عزیزم سپاسگزارت هستم برای تمام آنچه که از شما آموختم شما ایمانم به خداوند رو افزایش دادید خداوند رو بهم شناسوندید و خداوند رو وارد لحظه به لحظه زندگی ام کردید من این روزها بیش از هر زمان دیگری از شدت شور و شوق حضور خداوند در زندگی ام اشک شوق می ریزم
خداوند شریک زندگیم شده
رئیس زندگی ام شده
برنامه ریز زندگیم شده
محافظ جان و مال و اولادم شده
همه کاره ی زندگی ام شده
مشاورم شده در همه ی تصمیم گیریها
چند روز پیش تو ماشین بودم جایی می رفتم چشمم به گلهای نرگسی افتاد که مردم می خریدن و من عاشق گل نرگس هستم به خودم گفتم دفعه ی دیگه برات می خرم نگران نباش
امروز همسرم تو بازار بود بهم زنگ زد گفت مینو جان برات گل نرگس بخرم گفتم چرا که نه یه دسته برام بخررررررر
الان بوی نرگس تو خونم پیچیده این فقط یه دسته گل نرگس نیست هدیه ای است از طرف خداوند برای من
بهم گفت حواسم به همه ی آرزوها و خواسته هات هست همه شون بی تقلا وارد زندگیت میشن
استاد عزیزم یه خبر خوش براتون دارم
اولین بسته مواد اولیه ای که خریده بودم رو محصول تولید کردم حدود 80 تا شد گذاشتم مغازه ی همسرم و تا الان 50 تا به فروش رفته
و از دومین بسته مواد اولیه ای که سفارش دادم 205 عدد محصول تولید شد
و یک مشتری یکجا و نقد همه شون رو ازم خرید
و من دارم دیونه ی این خدا میشم
دوستت دارم استاد عزیزم
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
خدایا شکرت فقط خدا میدونه چقدر دلم برای سایت و استاد و خانم شایسته و همه بچه ها و کامنت های زیبا و تحسین برانگیزشون تنگ شده بود و این یکی دو روزی که نت وصل شده مثل کسی که بعد از مدت ها خانواده اش رو دیده و هیچ حرفی نمیزنه و فقط دوست داره ساعت ها بشینه و به چهره عزیزانش نگاه کنه منم از روزی که دوباره تونستم وارد سایت بشم نتونستم هیچ کامنتی بنویسم و ساعت ها توی سایت میچرخم و و کامنت ها رو میخونم.
خدایا شکرت.
تقریبا اکثر کامنت های دوستانم رو خوندم و کلی لذت بردم از این حجم از کنترل ذهن ها،تمرکز روی نکات مثبت ها،دریافت معجزه ها و… و به خودم افتخار کردم که در این دریای متلاطم من هم جزو مسافران این کشتی نجات این سایت الهی هستم.
و دوست دارم منم مثل بچه ها از معجزاتی که در این 21 روز عجیب و غریب تجربه کردم بنویسم…
داستان من از اواسط آذر ماه شروع میشه جایی که تونستم بعد از مدت ها انتظار دوره ارزشمند عزت نفس رو خریداری و به خودم هدیه بدم.
حدوداً یک ماه روی جلسه اول مونده بودم از بس تمرینات شگفت انگیزی داره و منم خیلی دیتیلی داشتم روی همین جلسه کار میکردم من برای این دوره به جای یک دفتر چهار دفتر اختصاص دادم!!!
یعنی هر جلسه رو یکبار توی دفتر اول واو به واو مینویسم توی دفتر دوم مطالب دفتر اول رو خلاصه میکنم توی دفتر سوم از دو دفتر اول تمرین در میارم و توی دفتر چهارم تمرینات رو به صورت عملی برای زندگی خودم شخصی سازی میکنم و شروع به عمل به تمرینات میکنم.
همزمان با این حرکت من سریال زندگی در بهشت رو هم از قسمت اول مجددا شروع به دیدن کردم چون سریال ها مثل کارگاه عملی میمونه و آدم میتونه نحوه عمل به قانون رو از روی رفتار و کردار استاد در زندگی واقعی ببینه و ترکیب این دو مورد روزهای رویایی رو برای من ساخته…
دریافت الهام عجیب:
صبح روز 18 دی ماه بود که یه الهامی به قلبم شد الهام چی بود؟(من از تحرکاتی که روزهای قبل شروع و از فراخوانی که برای همون شب داده شده بود هیچ اطلاعی نداشتم )
الهام این بود که آقاجان مادر همه قوانین حال خوب = اتفاقات خوب هست بیا و یه تمرین 21 روزه برای این قانون برای خودت بنویس
منم به این الهام گوش کردم و اومدم گفتم از صبح 19 دی ماه تا 9 بهمن ماه به مدت 21 روز شروع میکنم این قانون رو در عمل تمرین میکنم و تحت هر شرایطی سعی میکنم حال و احساسم رو خوب نگه دارم تاکید میکنم که هیچ خبری از هیچ جایی نداشتم چون سخت مشغول تمرینات عزت نفس و دیدن سریال زندگی در بهشت بودم و این تاریخ ها رو هم قسم میخورم که کاملا هدایتی نوشتم.
خلاصه یه اهرم رنج و لذت درباره این قانون نوشتم که اگه به این قانون عمل کنم چه اتفاقات خوبی برام میفته و اگه عمل نکنم چه اتفاقات بدی وارد زندگیم خواهد شد و چند تا تمرین دیگه مثل شکرگزاری روزانه مثل نوشتن زیبایی هایی که هرروز میدیدم و…
حالا بیرون چه اتفاقاتی افتاد؟
دقیقا از 18 دی ماه یعنی شب همون روزی که اون الهامات به من شد اینترنت قطع شد و دقیقا به مدت 20 روز هم طول کشید یعنی دقیقاً مدت زمانی که من برای خودم تعیین کرده بودم…
من تمریناتم رو هرروز و مو به مو انجام دادم تا 7 بهمن که تونستم بیام داخل سایت و اومدم توی سایت و دیدم فایل بعدی درک عمیق تر قوانین خداوند روی سایت قرار داده شده با موضوع:
احساس خوب = اتفاقات خوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یادمه توی دوره ارزشمند دوازده قدم استاد گفت هیچوقت تر و خشک باهم نمیسوزه این ضرب المثل از بیس اشتباهه…
یادمه توی یه فایلی استاد درباره داستان حضرت نوح هم همین رو گفت که اگه طوفان بشه زلزله بشه سیل بیاد اونی که در مسیر قانون باشه به یه طریقی نجات پیدا میکنه و هرگز تر و خشک باهم نمیسوزه….
در این 20 روز من دیگه این قانون رو با پوست و گوشت و استخونم درک کردم و به چشم خودم دیدم که قبل از شروع این ماجراها خداوند چطور ایده ای به من داد و به من گفت که بیا و حال خوب رو تمرین کن یعنی قبل از وقوع حوادث نسخه نجات به من داده شد…
الله اکبر مو به تن خودم سیخ شده….
هرچقدر درباره این موضوع بگم و بنویسم نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم حالا یه مقداری هم بگم از نتایج این 21 روز :))
توی این مدت اونقدر حال من خوب بود که از در و دیوار نعمت و ثروت و برکت وارد زندگیم شد…
اولا که میزان کاهش وزنم رسید به عدد 14 کیلوگرم و بدنم بسیار تراشیده و زیبا شده اون هم فقط با یک کش بدون رفتن به باشگاه و دمبل و …
دوما خداوند یک ایده مالی بهم داد و من انجام دادم و در دو روز 36 میلیون تومان سود کردم بدون اینکه قدم از قدم بردارم خیلی راحت و شیک و مجلسی
یه کفش و یک پیراهن بسیار زیبا هدیه گرفتم…
رفتم یه اداره ای برای انجام کارم و اون کارمندی که از بقیه شنیدم که بسیار بداخلاق هست اونقدر به من احترام گذاشت که بقیه فکر میکردن من از اقوامش هستم و کارم رو خیلی خوب و راحت انجام داد با اینکه مدارکم ناقص بود اما ایشون قبول کرد و گفت که ایرادی نداره خودم درستش میکنم در صورتی که به چشم خودم دیدم که برای نفر جلویی من قبول نکرد و گفت حتما باید مدارکت کامل باشه…
امروز رفتم و برای خونه ام یه دست مبل بسیار شیک خریدم اونم نقد و بدون اینکه من حرفی بزنم فروشنده یه تخفیف تپل بهم داد و گفت نمیدونم چرا ولی دوست دارم به تو این تخفیف رو بدم حتی بهم فاکتور های فروش امروزش رو نشون داد که به بقیه حتی یک هزار تومانی هم تخفیف نداده بود
سلامتی بدنم که توی این مدت بسیار بیشتر شده
و کلی نتیجه ریز و درشت دیگه که فقط توی این مدت کوتاه و با عمل به این الهام اعجاب انگیز وارد زندگیم شد و خداروشکر میکنم بابت قوانینی که قرار داده شده تا ما بتونیم زندگی مون رو اونطور که دوست داریم خلق کنیم.
خدایا شکرت خیلی خوشحالم که دوباره اینجا و در جمع دوستان خوبم و در معیت استاد عزیزم هستم.
خدایا شکرت.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
الحمد لله رب العالمین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
سلام به استاد عزیز و ابراهیم نشانم
سلام به استاد مریم بانو جان مهربونم
سلام به دوستان توحیدی نازنینم
به به خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل پر از برکت و آگاهی و زیبایی
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای نعمت اینترنت که این روزها قدرش رو خیلی خیلی بیشتر میدونم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که امروز سایت بدون فیلتر شکن برام باز شد
استاد جانم من این فایل رو همون موقع که روی سایت اومد سریع دانلودش کردم برخلاف بارهای قبلی که فایلهای هدیه رو آنلاین گوش می کردم، و در این چند روز بارها و بارها گوش دادم
با اینکه 15_16 دقیقه بیشتر نیست ولی سرشار از آگاهیهای ارزشمنده
استاد جانم هرچقدر که میگذره ایمانم به درستی و حقانیت کلام الهی و نورانیتون بیشتر و قویتر میشه..
توحیدم در عمل و رفتارم بیشتر و بهتر میشه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر از هفت سال پیش که خدای مهربونم منو به شما و آموزشهای گرانبهاتون هدایت کرد همیشه تو این مسیر سبز همراهتون بودم و هرگز عقبگرد نداشتم، آهسته و پیوسته به هرچی که از شما می شنیدم عمل میکردم و می کنم
پیوسته در حال بهبود رفتارهام و اصلاح مسیرم هستم
قانون احساس خوب=اتفاقات خوب رو سرلوحه زندگیم قرار دادم و سفت و محکم چسبیدم
اخبار و تلویزیون و سریال و سوشال مدیا و هر چی که باعث میشد توجهم به سمت نازیباییها بره رو برای خودم ممنوع کردم
و نتایجش رو بطور ملموس در زندگیم شاهد بودم..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که سه شنبه هفته گذشته، بعد از 35 روز که من و همسرم به کانادا سفر کرده بودیم برای دیدن بچه هامون،برگشتیم ایران
استاد جانم خدا همیشه در زندگیم شاهکار کرده
همیشه بهترین پلنها رو برام چیدمان کرده و همچنان می کنه،جوری شده که من عادت کردم به معجزات و شاهکارهاش تو زندگیم در همه زمینه ها
یعنی اگه غیر از این باشه من به خودم شک می کنم، چون با آموزشهای شما یاد گرفتم که همه اتفاقات زندگیم بازتاب فرکانسها و اعمال و باورهای منه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که تضادها و احیاناً ناخواسته ها منو بهم نمی ریزه، من اونقدر رشد کردم که اندازه ام از اونها بزرگتر شده
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای نعمت حال و احساس خوبم، برای نعمت آرامش قلبم،برای نعمت سپاسگزاری از خداوند که نعمتها و زیباییهای بیشتری به زندگیم میاره
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که زندگیم در تمام زمینه ها زیباست و هر روز زیباتر میشه..
استاد جانم بعنوان مثال میخوام درباره همین سفرمون به کانادا بگم
من و همسرجان باهم صحبت کرده بودیم و قرار گذاشته بودیم که در حوالی عید نوروز بریم پیش بچه ها و به دخترامون هم گفته بودیم
ولی دخترامون در یک اقدام زیبا و شیرین برای ایام کریسمس و سال نو میلادی برامون بلیط خریدن و ما رو در مقابل عمل انجام شده قرار دادن..
استاد جانم من وقتی که کانادا بودم، و از وقایع داخل ایران اطلاع پیدا کردم تازه اون موقع بود که به حکمت خداوند در مورد زمان سفرمون در این هنگام پی بردم
باز هم اینبار خداوند شاهکار کرد تو زندگیم، باز هم بهترین پلن و چیدمان رو برام انجام داد و ما در بهترین زمان و شرایط سفر کردیم
و کاری کرد که من بدور از این قضایا باشم، حتی من تا یکی دو هفته بعد خبردار شدم..
این از نظر شرایط ایران، تازه از اون طرف در کانادا هم در بهترین زمان و شرایط بودیم، در زمان کریسمس و سال نو و تعطیلات و جشن و شادی سرتاسری مردم از هر رنگ و نژاد و دین و مذهب،
و چراغانی و آذین بندی های بسیار زیبای جلوی خونه ها و همه مرکز خریدها و هر مغازه در همه مناطق
باکسینگ دی هم بود و فروش ویژه و حراجها و تخفیفات تا هفتاد هشتاد در صدی
همه جا پر از برف سفید و زیبا بود..
من به فدای این خدای نازنین و مهربون برم که باز هم منو ناک اوت خودش کرد
خدایا بینهایت سپاسگزارت هستم
کمکم کن همیشه شکرگزارت باشم
توفیق سپاسگزاری هر چی بیشتر به قلبم بده
الهی آمین
استاد جانم قانون احساس خوب = اتفاقات خوب یکی از مهمترین قوانینی بوده که سعی کردم همواره و در هر حالی در نظر داشته باشم، و خدا رو شکر در این مورد خوب عمل کردم و تا اندازه زیادی از عملکردم راضی ام
اما می دونم که نجوای ذهن هم هست همیشه باید مواظب باشم فریبش رو نخورم، درگیر نازیباییها و ناخواسته ها نشم
قانون تکامل هم یکی دیگه از مهمترین قوانینه که باید در نظر بگیرم و طبق اون عمل کنم
و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر چی بیشتر میگذره، به درک و فهم بیشتری در مورد طی تکامل و اهمیتش پی میبرم
و اینکه همه چیز توحیده، ما هر چی داریم از خداونده
و هرچقدر اتصال ما به خداوند که منبع همه خیر و خوبیهاست برقرار باشه زندگیمون زیباتر و پربارتر میشه
ایمان تزلزل ناپذیر حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحیده..
خدا رو صدهزار مرتبه شکر در این سفرم خیلی اتفاقات خوبی برام رخ داد
بیشتر وقتمون تو خونه دختر بزرگم نسرین جان دور هم جمع بودیم و از بودن در کنار هم استفاده کردیم،شاد شدیم و لذت بردیم،
و نوه قند عسلم لیلیین جان مثل همیشه مرکز و محور بود با شیرین زبونیها و شیرین کاری هاش، اینقدر که وقت نمی کردیم به کارهای دیگه مون برسیم
استاد جانم تو این سفر اینقدر برف دیدم که چشم و دلم سیر شد!! اینجور که شنیدم این حجم برف که روزهای زیادی یکریز و پشت سرهم بیاد در سی سال گذشته در ایالت اونتاریو و از جمله در شهرهای تورنتو و بری که دخترام نسیم جان و نسرین جان ساکن اونجا هستن بیسابقه بوده! تازه نسیم جان می گفت بعد از برگشتن ما خیلی بیشتر شده هم حجم برف و هم سرمای هوا!!
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که خریدهای خیلی خوبی داشتم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که فراوانیها و نعمتها و زیباییهای بسیار زیادی دیدم
آدمایی که همه خوشرو راضی و خوشحال بودن
منظم و مرتب و قانونمند بودن
با این همه برف و سرما همه مشغول کار و زندگیشون بودن
بارها صبح زود از پنجره می دیدم که حتی بچه های کوچولوی دبستانی کوله پشتی بدوش به مدرسه میرفتن
پدر و مادرهایی که یک یا دو کودک خردسال تو کالسکه رو با خودشون می بردن..
همه در آرامش و حال خوب بودن
چقدر چقدر راننده های ماشینها حق تقدم عابرین پیاده رو رعایت می کردن، همین که احساس میکردن یه نفر پیاده قصد داره از خیابون رد بشه فوری توقف میکردن،
ماشینهای دیگه وقتی که نزدیک یه مدرسه ای بودن و بچه ها در حال عبور از خیابون بودن، چند متر قبل از اونها توقف می کردن و تا زمانی که همه رد بشن بهیچ وجه حرکت نمی کردن
خیلی خیلی کم از بوق ماشین استفاده می کردن..
اینترنت چقدر قوی و پر سرعت بود!! مثلاً یک فایل صوتی رو همون موقع که رو دانلود میزدم بلافاصله دانلود میشد و فایل تصویری در چند ثانیه و خیلی کمتر از یک دقیقه دانلود میشد
و من خدا رو شکر از این فرصت بهترین استفاده رو کردم و تمام فایلهای محصولات رو هم صوتی و هم تصویری همه رو دانلود کردم تو گوشی آیفون و آیپد جدیدی که در همین سفر خریدم..
استاد جانم خیلی حرفها دارم و خیلی اتفاقات خوب تو این مدت برام رخ داده ولی در یک کامنت جا نمیشه
به امید خدا در کامنتهای بعدی می نویسم
خدا رو بینهایت شکر برای همه نعمت هامون
خدا رو میلیاردها بار شکر برای وجود نازنینتون تو زندگیم
و همین طور وجود نازنین استاد شایسته جانم
بینهایت دوستتون دارم و از شما سپاسگزارم
خداوند خیر کثیر و پاداشهای بی انتها بشما عطا کند
خدا رو هزاران بار شکر برای سایت الهی مون و دوستان عزیزم با کامنتهای زیبا و تأثیرگذارشون
خدا رو شکر برای صلاتی دیگه در این غار حرا
هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم
سلام سلام عزیزدلم فاطمه خانم سلیمی عشقم
عزیزم خیلی لذت بردم از این همه زیبایی و قشنگی و انرژی که واقعا نمیشه توصیفش کرد رو با عشق نوشتی خیلی حالمو حسمو عالی کرد
آفرین خواهر عزیزم چقدر با جریان خداوند هماهنگ هستید
چقدر عشق کردم این همه نکات زیبا بین برچشمان نازنینت آگاهانه عادت دادین وتوجع متمرکز فوقالعاده بینظیرتون رو بر این همه نعمت فراوانی رب العامین عادت دادین
خیلی لذت بردم وچقدر اثرگذار بود دستنوشتهای نازنینتون
قربونتون برم با این همه زبان شکر گزاری با انرژی ما داریم چقدر عشق کردم که دوتا دسته گل عزیز دوست داشتنی شما خانم بزرگوار در خارج از کشور هستن شما هم دعوت میشید ودیداری تازه میکنید اون نوه عزیزتون که مثل نوه من شیرین زبون دوست داشتنی وجذابه
در پناه خداوند باشید عزیز دلم بهترین پیشرفت آرامش شادی رو داشته باشید
موفق باشید دوستت دارت آبجی اعظم
سلام خانم سلیمی جانم.
خیلی خوش برگشتین.
الهی شکر برای بازگشتتون به کامنت نویسی در سایت.
مشتاقانه اسمتون رو دیدم و کامنتتون رو خوندم و لذت بردم.
الهی شکر برای همه ی نعمات، قشنگی ها و رزق های قشنگتون.
الهی شکر برای ایامِ شادی که کنار عزیزان و نوه های قشنگتون سپری کردین.
الهی شکر که با شادی و سلامتی به ایرانِ قشنگمون برگشتین.
الهی شکر که در بهترین زمان، بودن در بهترین مکان ها رو تجربه کردین.
الهی شکر که اینترنت برقرار شده و کنار هم جمع شدیم دوباره.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام خاله عزیزم مثل همیشه کامنتتون پر از حس خوب و اتفاقات بی نظیر بود و من با خوندنش لبخند مهمان لب هام شد خاله جون وقتی اوضاع اینجوری شد فهمیدم که رفتنتون اونم با اون همه عجله و بدون هیچ آمادگی معنیش چی بود و متوجه پلن خدا شدم مثل امروز خودم که یک موردی بود در محل کار یکمی اذیتم می کرد ولی امروز صبح با تلفنی که دریافت کردم پلن خدا رو متوجه شدم و حسابی تو ذهنم حک شد که فقط و فقط باید به خدای مهربون توکل کرد باید در همه حال خدا رو ناظر و حاضر بر شرایط زندگی مون بدونیم خدا همیشه برامون خیر و خوشی میخواد فقط باید در مسیر ایمانمون رو نشون بدیم
رفتن شما هم در بهترین زمان اتفاق افتاد و با توجه به مداری که درش بودین باید هم این اتفاق براتون میفتاد امیدوارم همیشه شما و دخترخاله های نازنین دور هم جمع باشین :))))
بسم الله الرحمن الرحیم
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی
الف:
سلام و خدا قوت به همه عزیزان همراه
بعد از سه هفته قطعی اینترنت دوباره دسترسی به سایت بهشتی عباسمنش برایم فراهم شد و واقعاً از ته دل شکرگزارم. در این مدت بیش از هر زمان دیگری معنای واقعی آموزههای استاد عباسمنش را در زندگی ام لمس کردم آموزههایی که فقط برای روزهای آرام نیستند بلکه دقیقاً برای همین روزهای نادلخواه و پرچالش آمدهاند.
در این سه هفته شرایط بیرونی مثل اکثرایرانیان عزیزاصلاً مطابق میلم نبود.
اخبار، فضای اطراف و اتفاقات اخیرکشورعزیزمون میتوانست بهراحتی ذهن و احساس مرا درگیر اضطراب، ترس و آشفتگی کند. اما به لطف آموزشهایی که از استادفرا گرفتهام آگاهانه تصمیم گرفتم مسیر دیگری را انتخاب کنم مسیری که از درون آغاز میشودنه از بیرون.
یاد گرفتهام که قرار نیست آرامش من وابسته به شرایط باشد. یاد گرفتهام که اگر احساس خوب خودم را حفظ کنم حتی وقتی شرایط نادلخواه است کمکم همهچیز تغییر میکند. به همین دلیل در این مدت تا حد ممکن از اخبار فاصله گرفتم و بهجای آن به فایلهایی که از استاد در گوشیام ذخیره کرده بودم رجوع کردم فایلهایی که برایم حکم لنگر آرامش را داشتند.
هر بار که ذهنم میخواست درگیر ترس یا نگرانی شوددوباره به این آموزشها گوش دادم هر بار که احساس میکردم از مومنتوم مثبت فاصله میگیرم آگاهانه برگشتم به خودم به لحظهی حال و به احساسم. نه اینکه هیچ ترسی نباشد، بلکه یاد گرفتم اجازه ندهم ترس هدایتکنندهی احساس و زندگیام شود.
در این مدت بیش از قبل فهمیدم که ایمان واقعی یعنی همین یعنی در شرایطی که بیرون ناآرام است درونت را آرام نگه داری یعنی بهجای جنگیدن با شرایط روی احساسم تمرکز کنم یعنی بدانم اگر احساس خوبم را حفظ کنم دیر یا زود شرایط هم ناچار به تغییر میشود.
آموزههای استاد عباسمنش برای من صرفا یکسری صحبتهای انگیزشی نیستند. این آموزشها در همین روزهای سخت تبدیل به تجربهزندگی ام شدند. تجربهای که به من نشان داد میشود در دل ناآرامی آرام بود میشود در میان اخبار منفی، مسیر توجه را عوض کرد میشود بدون انکار واقعیتها، اجازه نداد آنها احساس ما را مدیریت کنند.
این سه هفته برای من تمرین عملی اعتماد بوداعتماد به قوانین الهی، اعتماد به مسیر درونی و اعتماد به اینکه وقتی احساس خودم را آگاهانه خوب نگه میدارم زندگی هم پاسخ متفاوتی میدهد. حالا که دوباره به سایت بهشتی وخانواده الهی عباسمنش دسترسی دارم با قدردانی عمیقتری این آموزهها را میخوانم و گوش میدهم چون اثارش را با تمام وجودم لمس کردم.
سپاسگزارم از استاد عباسمنش برای آموزشهایی که در روزهای آرام فقط شنیده نمیشوندبلکه در روزهای “سخت “زندگی میشوند.
سپاسگزارم از این مسیر که یادم داد آرامش انتخاب درونی من است نه نتیجهی شرایط بیرونی.
ب:
مفاهیمی که درگام 5ودر این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
• “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
• “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
• راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
• اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
●ایمان تزلزلناپذیر؛ ثمرهی درک عمیق قوانین الهی:
در مسیر شناخت قوانین الهی و درک توحید، مفهومی بسیار مهم و تعیینکننده وجود دارد که استاد عباسمنش در گفتوگوی خود با آقای عرشیان فر بهزیبایی به آن پرداختهاند:
“ایمان تزلزلناپذیر”
ایمانی که نه با اخبار بیرونی میلرزد، نه با شرایط نادلخواه فرو میریزدو نه وابسته به آرامش ظاهری دنیاست بلکه ریشه در درک عمیق انسان از قوانین خداوند دارد.
●ایمان تزلزلناپذیر چگونه شکل میگیرد؟
برخلاف تصور رایج، ایمان تزلزلناپذیر یک باور ذهنی یا یک تصمیم لحظهای نیست.
این ایمان، حاصل پیمودن یک مسیر تکاملی است مسیری که در آن انسان بارها و بارها الهامات درونی خود را جدی میگیرد و نتیجهی این جدیت را در زندگی واقعیاش میبیند.
هر بار که:
• به یک الهام درونی اعتماد میکنیم
• برخلاف ترسها عمل میکنیم
• و سپس نتیجهی مثبت آن را تجربه میکنیم
یک لایهی جدید از ایمان در ما شکل میگیرد.
ایمانی که دیگر با حرف دیگران یا شرایط بیرونی از بین نمیرود.
●وقتی کنترل ذهن غیرممکن به نظر میرسد
یکی از بخشهای بسیار کاربردی این گفتگوارائهی راهکارهایی برای زمانهایی است که کنترل ذهن تقریباً غیرممکن میشود
زمانهایی که اخبار، فشارهای اجتماعی، ترسهای جمعی یا شرایط ناآرام، ذهن انسان را درگیر میکند.
در این شرایط استاد تأکید میکنند که تمرکز صرف بر کنترل ذهن گاهی نتیجهی معکوس دارد.
راهکار اصلی توجه به احساس است نه جنگیدن با افکار.
●احساس خوب، کلید تغییر شرایط
در این نگاه یک قانون بسیار مهم الهی مطرح میشود:
اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری لاجرم شرایط تغییر میکند.
احساس خوب نتیجهی تغییر شرایط نیست
بلکه علت تغییر شرایط است.
وقتی انسان آگاهانه انتخاب میکند که:
• از اخبار منفی فاصله بگیرد
• تمرکز خود را روی آموزههای الهی نگه دارد
• و در لحظهی حال احساس بهتری بسازد
ناخواسته وارد جریانی میشود که اتفاقات خوب را به سمت او میآورد.
جمعبندی
“گام پنجم در مسیر درک بهتر قوانین خداوند”
ما را به این آگاهی میرساند که:
• ایمان واقعی محصول تجربه است
• تجربه نتیجهی عمل به الهامات است
• و عمل به الهامات نیازمند حفظ احساس خوب حتی در شرایط نادلخواه است.
این مسیر مسیری درونی است
اما نتایج آن بهوضوح در دنیای بیرونی دیده میشود
باعشق
بااحترام
اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ
نهم بهمن ماه 1404
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اگه به آگاهیهای استاد ایمان داریم ورودیها رو کنترل کنیم و احساس خوب دائمی ایجاد کنیم.
احساس خوب دائمی که ما انسانیم بعضی وقتها پایین بالا میشه ولی باز هم با آگاهی های استاد میتونیم جلو بیشتر شدن رو بگیریم و از بین ببریم.
در اکثر اوقات که حسممون خوب نیست خودمون بی انصافیم،داشته ها رو نمیبینیم و نداشته ها رو علم میکنیم.
پس شکرگزاری کنیم که احساسمون خوب بشه.
از استاد عزیزم شاکرم،از هر لحاظی عمیق هستید.
چقدر خوبه که آدم این طوری باشه ،اصل رو خوب شناختید و شناسوندید
خدا خیرت بده و پدر و مادرت رو رحمت بده .
الهی که همه بتونیم مثل شما بشیم
خدایا شکرت
کافیه جلو ذهن رو بگیریم و به اصول تکیه کنیم
منبع یکیه فقط خداست
الهی که من هم بشم مثل شما
خدایا شکررررت
الحمدلله رب العالمین
خدایا ما را به راست هدایت کن
راه راست کسانی که نعمت داده ای
نه راه غضب شدگان و گمراهان
خدایا ایاک نعبد و ایاک نستعین
سلام استاد عزیزم
خدا را سپاسگزارم به خاطر این فضای معنوی، واقعا قطعی اینترنت و نبود این فضا، کار کنترل ذهن رو خیلی برای ماها سخت کرده بود
استاد بعد از مصاحبهای که انجام دادم و اولین مبلغی که ساختم که خودش یه اتفاق جدید و بسیار عجیب بود برای من، ذهنم خیلی نجوا میکرد و تلاش میکرد که بره به سمت موضوعات ناجالب، اما یکی از برکات دوره روانشناسی ثروت 1 برای من این بود که فارغ از شرایط بیرونی تمرکزم رو بذارم روی راههایی که میتونم ازشون پول بسازم
و خداوند من رو هدایت کرد به یه ایده، و قرار شد که این ایده رو برای محل کارمون اجرایی کنم و به عنوان نمونه کار، برای ارگانهای بزرگ دولتی یا حتی بخش خصوصی اون رو ارائه کنم
ایدهای که الهام شد، ساخت تور مجازی با ارائه زنده و حضور افراد داخل تور بود که ا کلیک بر روی اونها، صحبت میکنند و خدماتشون رو توضیح میدن، و حتی این ایده رو تونستیم با یکی از همکاران توسعه بدیم به این صورت که ثلاً توی رستورانها، افراد علاوه بر اینکه به صورت زنده خدمات رستوران رو ارائه میکنند، همونجا داخل تور، مشتریها منوها رو ببینند و بتونن سفارش بدن
ولوو استاد، این ایده که نیاز به امکانات خاصی نداره و با شرایط حال حاضر من قابل اجراست، باعث شد برای اولین بار در زندگیم با برخی افراد مذاکره کنم و تاییدشون رو برای سفارش بگیرم و قرار شد هفته آینده انشاالله کلید این اتفاق بخوره
استاد چه اتفاقی برای من افتاده؟!
استاد واقعاً درک میکنم که اولاً وقتی انسان وی باوراش کار میکنه، نه تنها پول درآوردن براش امکانپذیر و قابل باور میشه، بلکه از هر راهی میتونه پول بسازه اصلاً نوع مهارت و آموزشها اهمیتی نداره
همین جا ز همه بچههایی که در زمینه مالی مشکل دارند رخواست میکنم حتماً روانشناسی ثروت یک رو تهیه بکنند، این رو منی میگم ه به دهها کار دست زدم و نتونستم ازشون پول بسازم، اما با تغییر باورهام حالا به جایی رسیدم که مدام همون ذهن نجواگر آماده و پذیرا شده که ایدههای خداوند رو که به قلبم الهام میشه رو اجرایی کنه و ازش پول بسازه
به لطف خدا، منی که یک زمان ذهنم درگیر قیمت دلار و طلا و غیره بود، الان مدام نجوا میکنه که از این راه یا از اون راه پول بساز!!
و مدام ایدههای پولساز میاد، ایدههایی که با شرایط فعلی من قابل اجراست
ومن یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه
سلام دوست عزیزم
یه لحظه میخواستم کامنت رو نخونم ولی خداوند منو اورد و کامنتت رو خوندم،من اونقدر باورهام درمورد پول ایراد داشت که حتی به دوره روانشناسی ثروت 1 برای خواستنش و داشتنش فکر هم نمیکردم ،یه مدت روی فایلها کار کردم ،فکر کردم و خداوند منو اورد مدار بالاتر و فکر خواستن روانشناسی ثروت 1 در من شکل گرفت و حتی پولش هم جور شد ولی خوردیم به قطعی اینترنت نتونستم تهیه کنم ،ولی الان از خداوند میخوام دوباره بهم فرصت تهیه این دوره رو بده و اینکه کامنت شما دقیقا حرف دل من بود که راههای مختلف رو امتحان کردم ولی نشده که پول بسازم
کامنتت هدایت الله بود برای تهیه روانشناسی ثروت 1
برات ارزوی بهترین ها رو دارم.