درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجيد فلاح گفته:
    مدت عضویت: 3249 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز

    من سهیلا هستم

    من دیشب دیدم میشه وارد سایت شد

    انقدر خوشحال شدم که نشستم تمام کامنت بچه ها رو خوندم

    من این چند وقته سعی کردم روی دوره ها و خلوت خودم کار کنم و البته کننرل ذهن و کنترل ورودی ها

    نمیگم صد ردصد عالی بودم اما تا تونستم اجازه مومنتوم منفی نگذاشتم شکل بگیره

    من از اونجایی که خیلی قرآن دوست دارم سعی کردم دوباره دوره هم جهت گوش بدم و خلاصه نویسی و دوازده قدم و قرآن رو با نفکر بیشتری بخونم و عمل کنم

    بنظر خودم خیلی از قبل خودم بهتر بودم خدا رو شکر

    من سعی کردم از فضای خونه و کنار بچه هام و همسرم لذت ببرم و فایل گوش دادم و سفر رفتم و خلوت با خدای مهربان و بخشنده و هر روز بابت وجود فایل های که ذخیره کرده بودم سپاسگزاری و سعی کردم تمرکزم روی سپاسگزاری بزارم

    من توی این اتفاقات روابطم با خدای مهربانم بهتر و نزدیک تر شده و هر روز هدایت هاش رو مبینم

    من نعمت این سایت و فایل هاش الان بهتر از قبل میدونم

    من قبلا هرجا میدیدم داره ذهنم شروع میکنه به گفتگو سریع میامدم توی سایت و خوندن کامنت بچه ها و میدیدم که کلا ذهنم شروع میکرد به درست کار کردن اما در این مدت من پناهم شد فایل ها و سپاسگزاری و نوشته برای خدا و قرآن

    البته که صد نبودم و عالی اما تلاش خودم رو کردم

    خوشحال هستم که اینجا همه حرف از اتفاقات عالی و کنترل ذهن و خدا میکنن و اصل همه جهان بودن در آغوش خدا بودنه و اینکه بدونی فرمانروایی هستی اونه و برگی بدون اذن اون از درخت بر زمین نمی افته و ما اگر درستکار و سپاسگزار باشیم اون سهمش رو عالی انجام میده

    از استاد عباس منش و خانم شایسته و تمام بچه ها برای بودنش و کامنت هاشون ممنون و سپاسگزارم

    و همیشه برای استاد و خانم شایسته خیر دنیا و اخرت رو طلب میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
  2. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خدایا شکرت فقط خدا می‌دونه چقدر دلم برای سایت و استاد و خانم شایسته و همه بچه ها و کامنت های زیبا و تحسین برانگیزشون تنگ شده بود و این یکی دو روزی که نت وصل شده مثل کسی که بعد از مدت ها خانواده اش رو دیده و هیچ حرفی نمیزنه و فقط دوست داره ساعت ها بشینه و به چهره عزیزانش نگاه کنه منم از روزی که دوباره تونستم وارد سایت بشم نتونستم هیچ کامنتی بنویسم و ساعت ها توی سایت میچرخم و و کامنت ها رو میخونم.

    خدایا شکرت.

    تقریبا اکثر کامنت های دوستانم رو خوندم و کلی لذت بردم از این حجم از کنترل ذهن ها،تمرکز روی نکات مثبت ها،دریافت معجزه ها و… و به خودم افتخار کردم که در این دریای متلاطم من هم جزو مسافران این کشتی نجات این سایت الهی هستم.

    و دوست دارم منم مثل بچه ها از معجزاتی که در این 21 روز عجیب و غریب تجربه کردم بنویسم…

    داستان من از اواسط آذر ماه شروع میشه جایی که تونستم بعد از مدت ها انتظار دوره ارزشمند عزت نفس رو خریداری و به خودم هدیه بدم.

    حدوداً یک ماه روی جلسه اول مونده بودم از بس تمرینات شگفت انگیزی داره و منم خیلی دیتیلی داشتم روی همین جلسه کار میکردم من برای این دوره به جای یک دفتر چهار دفتر اختصاص دادم!!!

    یعنی هر جلسه رو یکبار توی دفتر اول واو به واو می‌نویسم توی دفتر دوم مطالب دفتر اول رو خلاصه میکنم توی دفتر سوم از دو دفتر اول تمرین در میارم و توی دفتر چهارم تمرینات رو به صورت عملی برای زندگی خودم شخصی سازی میکنم و شروع به عمل به تمرینات میکنم.

    همزمان با این حرکت من سریال زندگی در بهشت رو هم از قسمت اول مجددا شروع به دیدن کردم چون سریال ها مثل کارگاه عملی میمونه و آدم می‌تونه نحوه عمل به قانون رو از روی رفتار و کردار استاد در زندگی واقعی ببینه و ترکیب این دو مورد روزهای رویایی رو برای من ساخته…

    دریافت الهام عجیب:

    صبح روز 18 دی ماه بود که یه الهامی به قلبم شد الهام چی بود؟(من از تحرکاتی که روزهای قبل شروع و از فراخوانی که برای همون شب داده شده بود هیچ اطلاعی نداشتم )

    الهام این بود که آقاجان مادر همه قوانین حال خوب = اتفاقات خوب هست بیا و یه تمرین 21 روزه برای این قانون برای خودت بنویس

    منم به این الهام گوش کردم و اومدم گفتم از صبح 19 دی ماه تا 9 بهمن ماه به مدت 21 روز شروع میکنم این قانون رو در عمل تمرین میکنم و تحت هر شرایطی سعی میکنم حال و احساسم رو خوب نگه دارم تاکید میکنم که هیچ خبری از هیچ جایی نداشتم چون سخت مشغول تمرینات عزت نفس و دیدن سریال زندگی در بهشت بودم و این تاریخ ها رو هم قسم میخورم که کاملا هدایتی نوشتم.

    خلاصه یه اهرم رنج و لذت درباره این قانون نوشتم که اگه به این قانون عمل کنم چه اتفاقات خوبی برام میفته و اگه عمل نکنم چه اتفاقات بدی وارد زندگیم خواهد شد و چند تا تمرین دیگه مثل شکرگزاری روزانه مثل نوشتن زیبایی هایی که هرروز می‌دیدم و…

    حالا بیرون چه اتفاقاتی افتاد؟

    دقیقا از 18 دی ماه یعنی شب همون روزی که اون الهامات به من شد اینترنت قطع شد و دقیقا به مدت 20 روز هم طول کشید یعنی دقیقاً مدت زمانی که من برای خودم تعیین کرده بودم…

    من تمریناتم رو هرروز و مو به مو انجام دادم تا 7 بهمن که تونستم بیام داخل سایت و اومدم توی سایت و دیدم فایل بعدی درک عمیق تر قوانین خداوند روی سایت قرار داده شده با موضوع:

    احساس خوب = اتفاقات خوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یادمه توی دوره ارزشمند دوازده قدم استاد گفت هیچوقت تر و خشک باهم نمیسوزه این ضرب المثل از بیس اشتباهه…

    یادمه توی یه فایلی استاد درباره داستان حضرت نوح هم همین رو گفت که اگه طوفان بشه زلزله بشه سیل بیاد اونی که در مسیر قانون باشه به یه طریقی نجات پیدا می‌کنه و هرگز تر و خشک باهم نمیسوزه….

    در این 20 روز من دیگه این قانون رو با پوست و گوشت و استخونم درک کردم و به چشم خودم دیدم که قبل از شروع این ماجراها خداوند چطور ایده ای به من داد و به من گفت که بیا و حال خوب رو تمرین کن یعنی قبل از وقوع حوادث نسخه نجات به من داده شد…

    الله اکبر مو به تن خودم سیخ شده….

    هرچقدر درباره این موضوع بگم و بنویسم نمیتونم حق مطلب رو ادا کنم حالا یه مقداری هم بگم از نتایج این 21 روز :))

    توی این مدت اونقدر حال من خوب بود که از در و دیوار نعمت و ثروت و برکت وارد زندگیم شد…

    اولا که میزان کاهش وزنم رسید به عدد 14 کیلوگرم و بدنم بسیار تراشیده و زیبا شده اون هم فقط با یک کش بدون رفتن به باشگاه و دمبل و …

    دوما خداوند یک ایده مالی بهم داد و من انجام دادم و در دو روز 36 میلیون تومان سود کردم بدون اینکه قدم از قدم بردارم خیلی راحت و شیک و مجلسی

    یه کفش و یک پیراهن بسیار زیبا هدیه گرفتم…

    رفتم یه اداره ای برای انجام کارم و اون کارمندی که از بقیه شنیدم که بسیار بداخلاق هست اونقدر به من احترام گذاشت که بقیه فکر میکردن من از اقوامش هستم و کارم رو خیلی خوب و راحت انجام داد با اینکه مدارکم ناقص بود اما ایشون قبول کرد و گفت که ایرادی نداره خودم درستش میکنم در صورتی که به چشم خودم دیدم که برای نفر جلویی من قبول نکرد و گفت حتما باید مدارکت کامل باشه…

    امروز رفتم و برای خونه ام یه دست مبل بسیار شیک خریدم اونم نقد و بدون اینکه من حرفی بزنم فروشنده یه تخفیف تپل بهم داد و گفت نمی‌دونم چرا ولی دوست دارم به تو این تخفیف رو بدم حتی بهم فاکتور های فروش امروزش رو نشون داد که به بقیه حتی یک هزار تومانی هم تخفیف نداده بود

    سلامتی بدنم که توی این مدت بسیار بیشتر شده

    و کلی نتیجه ریز و درشت دیگه که فقط توی این مدت کوتاه و با عمل به این الهام اعجاب انگیز وارد زندگیم شد و خداروشکر میکنم بابت قوانینی که قرار داده شده تا ما بتونیم زندگی مون رو اونطور که دوست داریم خلق کنیم.

    خدایا شکرت خیلی خوشحالم که دوباره اینجا و در جمع دوستان خوبم و در معیت استاد عزیزم هستم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
  3. -
    فاطمه و مسعود گفته:
    مدت عضویت: 1917 روز

    به نام خدا ….

    استاد نازم ،مریم عزیزم و دوستای قشنگم سلام ….مثل همیشه فاطمه براتون مینویسه ….

    صبح ها عادت دارم فایل گوش میدم ،روی خودم کار میکنم و بعد میرم زندگی رو شروع کنم …امروز قرار بود برم دانشگاه برای گرفتن مدرک لیسانسم ولی یه حسی بهم گفت امروز وقتش نیست … حدود دو هفته ایی میشد که سایت برام باز نمیشد ..هر روز چک میکردم ببینم باز شده یا نه ..تا اینکه امروز صبح وقتی داشتم روی باور فراوانی که قبلا توی دفترم نوشته بودم کار میکردم ،گفتم بزار ببینم سایت میاره و با ذوووووووق دیدم بلهههههه میاره و گفتم از اخرین فایلی که اومده شروع کنم به گوش دادن و کامنت نوشتن کهه کلیییییییی دلم تنگ شده بود که کامنت بزارم و بنویسم ….

    توی ایم مدتی که همه رفته بودن توی درو دیوار ، من امایه تغییر اساسی رو شروع کنم …از اوایل دی ماه بود که تصمیم گرفتم بگردیم و یه جای بزرگتر رو برای پیدا کنیم که ارایشگاهمو انتقال بدم .. چون جایی که بودم 25 متر بود و کوچیک بود ..و خب از مرکز شهر هم خیلی دور بود

    (اینم بگم که برای شروع کارم و طی کردن تکاملم عالی بود )..کما اینکه مشتری هامم خداروشکر بیشتر شده بود و دلم میخواست یه جای بهتر و شیک تر برم …خلاصه به پدر شوهرم سپردم که به بنگاه ها بگه و واسم بگرده ..قراردادم با جایی که بودم تا برج3 سال 1405 بود اما خب پدر شوهرم گفت اگه یه جای خوب پیدا کردیم برو زودتر …

    خلاصه ما از اول دی ماه یه دو سه تا سالنو دیدیم و به دلم نبود …تا اینکه گذشت و حدود 10 ام 11 ام دی ماه یه جای خوشگل و شیک ، وسط شهر و 100 متری رو رفتیم دیدم .. راسش این همونجایی بود که دلم میخواست و همه چیش بینظیر و عالی بود ..فقط چیزی که بود این بود که چون دیوار هاش گچ ساده بود ممکن بود بهداشت گیر بده و البته ملک هم مسکونی بود و اماکن میگه باید تجاری باشه (این اطلاعات رو من از پارسال که رفتم پروانه کسب برای سالن 25 متریم بگیرم داشتم) ..خلاصه پدرشوهرم گفت برو تویه صنف و بهداشت و اماکن بپرس و من از ملک فیلم گرفتم و رفتم به همه ی این ارگان ها نشون دادم و در کمال ناباوری همشون اوکی دادن و نمیدونید من چقدرررررر ذوق کردم و خوشحال شدم ..رفتیم برای معامله و اقاهه یه قیمتی بیشتر از اون چیزی که داشتم رو برای پبش میگفت و من به خدا گفتم خدایا خودت جور کردی اینجارو اگر صلاحه من برم اینجا خودت دلش رو نرم کن و با این قیمتی که میخوام واسم اوکی کن… و وقتی من رسیدم بنگاه اقاهه با همون مقدار پولی که برای پیش خودم گفتم و برای اجاره با مبلغ یه تومن بیشتر از چیزی که خودم گفتم اوکی شده بود و به لطف خدا تویه بهترین شرایط توی تاریخ 15دی ماه (چهار روز قبل از درگیری ها )قلنامه رو نوشتیم و تمووووووم …ای وین ..من برنده شدم و همه چیز اونطوری که دوست داشتم پیش رفت … و بعد یک سری وسیله جدید هم میخواستم که فرداش رفتیم خریدیم و همه چیز عالی پیش رفت …و کل این مدتی که همه تو حال و هوای اعتراضات بودن ما درگیر اسباب کشی و رشد بودیم به لطف خدا و الانم که این نوشته رو مینویسم 6 روزه که توی سالن الهی و جدیدم شروع به کار کردم به لطف خدا و همه چیز روز به روز داره بهتر و بهتر میشه …. الهیییی هزاران مرتبه شکر که ما توی مسیر رشد و پیشرفتیم و همه چیز رو خدا واسمون پیش میبره …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 50 رای:
  4. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای دونه دونه درس های شیرینتر از عسلت

    قانون تکامل

    گاهی استاد میبینیم زندگی شاهکار یا دوستانی که نتایج هیولایی دارن وبا مقایسه با اونها کم میاریم

    خودمون در مقایس با اونها خیلی زندگی درب داغون مدل ماشینمون نسبت به هم اخلاق کیفیت زندگیمون خواسته داشته هامون با اینکه همه اینا تکامل لازممه

    زندگیمون گاهی نقاط خیلی مثبت خوبی داره

    ولی با مقایسه با بقیه میتونیم بگیم خوبیم یا بد

    ینی میگم خودمون با یکی که سطح تکاملش پایینتر باشه مقایسه کنیم خب ما زندگیمون بهتره احساسمون خوب میشه

    ولی اگه با یکی که موفقتر مقایسه کنیم احساسمون بد میشه چون از اون کیفیت زندگیمون پایینتره

    با اینکه هر کدوم ما تکامل خودشو داره وبه جای مقایسه با بقیه باید رشد خودشو ببینه

    ببین قبلا چه قدر محدودیت داش

    وچه محدودیت های زمانی

    سلامتی داره که قبلا اصلا نداشته

    چقد روابطش بهتر شده با اینکه برای اون موقعه محال بوده

    پس دختر عجله نکن تکامل خودت ببین که اروم اروم چرخ زندگیتد داره خداجونی برات روان تر میکنه

    راستش همین صب حرف بچه دارشدن بود

    وچقد خوبه کنترل زهن داشته باشیم من سعیمو میکنم با اومدن توسایت

    با انجام کار خونه

    با گفتن اینکه کار من احساس خوبه دیدن زیبایی های لحظه ایه

    احساسم خوب کنم توکل بر خودت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      ناهید رحیمی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1465 روز

      سلام زهرا جان عزیز

      خیلی خوبه عزیزم که قانون تکامل رو درک کردی ولی نکته ای رو میخاستم به عرضت برسونم و اون اینه سعی کن خودتو در هیچ شرایطی با کسی مقایسه نکنی نه با موفق تر از خودت چون ممکنه تو رو به فرکانس منفی و در آخر افسردگی ببره و نه افرادی که پایین تر از شرایط تو رو دارن چون ممکنه باعث بشه دست از تلاش برداری .

      مقایسه در هر حالتی درست نیست و فرکانس منفی خودشو داره .همیشه سعی کن خودتو ، تو همه ی زمینه ها با چند ماه پیش یا سال گذشته ی خودت قیاس کنی تا متوجه ی رشد و پیشرفت یا نقطه ضعفهات بشی .

      این کارو با دقت و تمرکز انجام بده ینی ریز بین باش .

      جاهایی که دیدی رشد کردی خودتو تحسین کن و سپاسگزاری رو فراموش نکن و جاهایی که هنوز نیاز به تغییر داشتی سعی کن تلاشت رو بیشتر کنی البته نه ب منظور تقلا ، فقط اینکه دونستنش تو رو به حرکت و تلاش وا داره ، همین کافیه !

      اجازه نده نقص عجله ، اذیتت کنه ما نیاز به آرام و پیوسته قدم برداشتن داریم تا به اهداف و خواسته هامون برسیم .

      دیدن موفقیتهای بقیه فقط باید انگیزه و اراده ی منو بالا ببره و منو متوجه ی این بکنه که اگه منم باورامو تقویت کنم ، میتونم به خواسته هام برسم

      هر فردی به میزان ایمان و باورهای مثبتی ک داره زودتر به نتایج میرسه .

      این افراد باید الگوهای مناسب زندگیمون باشه .

      دیدن این افراد امید و ایمان ما رو بالا میبره که بدونیم همه چیز ممکن میشود اگه ما هم در فرکانس مثبت باشیم حتمن میتونیم به شرایط و جایگاههای بهتری برسیم .

      امیدوارم به هر آنچه میخای برسی ، عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        زهرا محمد خانی گفته:
        مدت عضویت: 1300 روز

        به نام خدای بخشنده مهربان

        شکرت برای اینکه منو از قانونت اگاه کردی

        منی که ظرفم از هر چیزی پر میشد ومطیع بودم

        یاد گرفتم سعی کنم به جای مطیع بقیه سعی کنم راه درستمو برم

        سعی کنم به جای غصه خوردن توی هر اتفاق بگم شکوت برای این نور کوچیکی که هس

        شکرت برای این ارامش کوچیکی که هس

        شکرت برای این هدایت وهمراه شدن باهاش های کوچولو

        مدتی بود از سایتم دور بودم دلم براش تنگ ولی سعی کردم نم نم رامش کنم وقتی که از کنترلم خارج میشه سعی کنم با سرشوگرم کردن های کوچولو راهمو پیدا کنم

        نمیدونی دیوانه شدن وقتی نقط ابی پر برکته شما رو دیدم

        وقتی نقط حمایت ربمو دیدم واین نتی که بارها اومده بودم توش کار نکرده بود الان کار کرد

        با یه اتفاقی عجیب تضاد گونه بود ومن همش میگفتم هدایته

        وبعد برام هدایتی بودنشو فهمیدم

        ینی جایی چیزی نمیازره فلان کارتو که دوسش داشتی بکنی مطمن باش چیزه دیگه ای کاره

        ینی قدمی هس باید برداری

        ینی چجور بگم شکرت برای اینکه توتستم این اتفاق قورت بدم به شیرینی

        مدتها دنبال این فرصته برخاسته از دل تضاد بودم

        دوس دارم قلبم زلال باشه

        بعضی هارو میبینم چنان قلب زلال دارن

        وبعضیا زندگی هاشون سطح پایینه

        و من باید درس پیدا کردن راه خودمو برم

        ینی درسته بدبختهایی هستن ولی اونهام داره راه تکامل خودشونو میرن ینی بهبود های کوچولو کوچولو

        یه ادمه خوشبختم در حال مسیر تکامل خودشو بهبود های کوچیک کوچیک

        به جایی اینکه

        به اونا نگاه کنی راه خودتو پیدا کن وراهتو برو

        راه تکامل راه رشد دادن جونه های جدیدت

        راه رشد دادن تکاملت

        به جای اینکه قاتی ادما میشی ازشون قدرتشونو بگیری یا قصه شونو بخوری بگو من راه ویژه خودمو دارم

        وعاشق راه تکاملیه خودت باش

        خداجونی من بدون هدایت اگاهی عشقت ته جهنمو تنهایی وزندگیم متووقفه

        من سپاسگزار دونه دونه نعمتهات هستم که باعث شدن زندگیم جاری باشه

        ممنون نشونه واضح رب

        درسیو بهم دادی به جای اینکه وقتی پیشه ادمای مختلفی وتورو سردو گرم کنن قدرتو خودت رنگ خودتو داشته باش وبا خودت وبقیه در صلح باش

        عزیزم زندگیت سرشار از نور الهی

        ممنون از عشق هدایتی که باعث شدبیای منو ارامتر کنی بووووسس قلبه الهیت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1227 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم زهرا جان

      بااینکه ابن روزها خیلی کم میتونم بیام تو سایت اما هم به محضی که نت وصل میشه بدو بدو میام و تشنه خوندن و نوشتن کامنت هستم

      مثل الان که کامننته شما رو با وله خوندم و لذت بردم

      احسنت به شما ما باید خودمون رو با قبل خودمون مقایسه کنیم

      تا رشدمون بهتر بشه نه با دیگران که احساسه بد پیدا کنیم

      دوستت دارم زهرا جانم

      انشالله خداوند یه نی نی خوشگل هم بهت بده

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3261 روز

    سلااااااام استاد قشنگم . الهی فداتون بشم . خدا را صد هزار مرتبه شکر که اومدی به خونه های ما و بازهم خدا تو را بهمون داد . خدا را شکر می کنم که خواسته م اجابت شد .

    به تو محتاجم من

    ای هوای تازه

    نفس من با تو

    معجزه می‌سازه

    استاد تو در عصر من ظهور کردی و این خواست خدا بوده . استاد خیلی حرف دارم . نمیدونید قانون را چقدر قشنگ دیدم در این مدت . استاد چقدر پیش بینی های تو درست دراومد شما بعد از انقلاب مهسا گفتید ایرانی ها تا زمانیکه ناسپاس هستند اوضاع بدتر میشه و شد . شد استاد . اوضاع بدتر شد برای خیییییلی ها . باشد که ایمان بیاوریم و سپاسگزار باشیم .

    استاد من خیلی حرف دارم . ترامپ گفت مردم ایران باید آزادی را تصور کنند . ولی رضا پهلوی گفت مردم بریزند بیرون و شعار بدند . فرکانس ترامپ کجا و فرکانس پهلوی کجا!!!! همون موقع به خانواده م گفتم ببینید ترامپ نمیگه بریزید بیرون و جنگ و اعتراض سر بدید که نتیجه ایده پهلوی جیزی نبود جز کشتار وسیع و بی سابقه نسل جوان . ولی ترامپ گفت آزادی را تصور کنید . تصور کنید . هزار بار این کلمه را تکرار کردم .

    استاد خیلی الهامات را دریافت کردم در این مدت . این روزها انقدر ایمانم قوی شد که انگار فصلی جادویی از زندگیم باز شد بخصوص که 22 دی ماه برای عمل لوزه دخترم یک شب بیمارستان موندم و چه ها دیدم و چقدر قانون را درک کردم . خیلی ها اصلا معترض نبودند اما کشته و زخمی شدند . وقتی در مدار ناسپاسی باشی آسیب میبینی و استاد پسر من الان در پدافند هوایی ارتش سرباز هست . ولی رفت درخواست کرد که به من یه کاری بدید که بتونم هرروز برم خونه . و چند تا سرهنگ غریبه که برای اولین بار پسر منو دیده بودند بعش گفتند چی بلدی گفت توی کار ورزش هستم مربیگری بدنسازی و کشتی بلدم . کار ساختمانی بلدم و اصلا یادش نبود که سه ماه توی کافه کار کرده . ولی اونا بهش گفتند از کافه داری جیری بلدی ؟ پسرم گفت آره آره یادم نبود . یعنی اگه خودت یادت بره خدا یادش نمیره . الله اکبر . و بهش گفتند چون شهامت داشتی و اومدی صادقانه حرف زدی و دروغ نگفتی که مثلا مامانم مریضه و بابام زمین گیره و این دروغ هایی که همه میگند ، بیا برو توی کافه پادگان کار کن . 7 تا 2 ظهر بعدشم برو خونه . خدا براش آدم فرستاد . خدا هدایتش کرد . پسرم دیروز رنگ زد گفت مامان به قانونی که تو گوش کردی من عمل کردم . خیلی حال کردم با این حرفش استاد . همیشه میگه مامان ما از کوچیکی توی شیطنت ها و بازی هامون صدای استاد عباسمنش توی گوشمون بود و ما را اون بزرگ کرد . استاد من مدیونت هستم تا زنده هستم .

    در مورد دخترم خدا خواست که اون شب سیاه را در بیمارستان باشه و زخمی ها و تیر خورده ها را ببینه که دیگه به من نگه قشر خاکستری . بهش گفتم حالا شاهزاده کجاست که از این بدبختها حمایت کنه ؟ این نتیجه حساب کردن روی کس دیگه س که فکر کردند قدرت داره . و خیلی ها جونشون را از دست دادند و خیلی ها به سختی مجروح شدند. دخترم انقدر تحت تاثیر قرار گرفت که فقط به مجروح ها نگاه می‌کرد و تعجب و بهت تمام وجودش را گرفته بود . مجروحی که هرچی دکتر بهش میگفت سرفه کن نمیتونست سرفه کنه چون تیر از کنار ریه ش رد شده بود . و بماند که عمل دختر من در اون شرایط بحرانی خودش یه معجزه بود چون تمام عمل ها کنسل شده بودند اما دکتر با موبایل خودش ساعت 8 و نیم صبح زنگ زد گفت اگه دخترت صبحانه نخورده سریع بیارش عملش کنم گفتم دخترم خوابه هنوز گفت عالیه پس بیدارش کن و هیچی نخوره و بیاد و خیلی راحت عمل انجام شد در حالیکه روز قبلش ما رفتیم بیمارستان گفتند عمل کنسله و پرستارها که شبهای سختی را گذرونده بودند به من گفتند خانم چقدر دلت خوشه ها دیشب تا صبح اینجا حمام خون بود تازه همه جا را تمیز کردیم بعد تو دنبال عمل لوزه ای ؟ خب من واقعا نمیدونستم چه خبره . من توی خونه م بودم . و گفتم چشم ممنون و رفتیم و فردا صبحش خود دکتر گفت بیایید برای عمل. ما در بهترین شرایط رفتیم چون بعدش بازرسی بیمارستان ها را شروع کردند. خدایا شکرت. استاد عزیزم ممنونم که انقدری ازت یاد گرفتم که توی این شرایط حالم عالی باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1636 روز

      سلام اندیشه عزیز

      صبح بخیر عزیز هم استانی ام.بچه شیراز…

      دقیقا حرفت مو از بدنمو سیخ کرد

      یادمه اون اوایلی که وارد سایت شده بودم.

      خواب دیدم…از آسمان شهرم باران سنگ میاد..

      و دیدم تمام شهرم فرو رفته از سنگ هست..

      و همه از بیین رفته بودم.

      من تنهای تنها وسط اون ریزش سنگ توی خانه ایی که سقفش پایین اومده بود..توی کنج اتاقی دستمو از ترس گذاشته بودم رو سرم نشسته بودم.

      وقتی بارش سنگ تمام شد.

      دیدم همه مردم شهرم مُردن…

      اندیشه جان دقیقا مثل یه کُوپ خاک روی هم روی هم از بچه تا پیرو جواان..روی هم تلمبار شده بودند..

      وحشتتش منو دگرگون کرده بودم.دیدم پاهام برهنه هست..

      گفتم برم فلانجا کفش پیدا کنم…

      الهام عجیبب غریبی بود..اونجا خداوند این مسیر رو بهم گوشزد کرد..که اگر نرگس برگردی..قانون هم برمیگردی..

      حالا ملت بشینن تا بچه شاه.یا فلان ارگان براشون حلوا بیاره…

      همینه قرآن میگه خودتون بخودتون ستمکار هستین…

      ممنونم که نوشتی..من فقط بحث افراد نزدیکمو میدیدم..ولی ین گفته ها رو نشنیده بودم..چون اینروزا سخت مشغول الهامات الهی برای پروجکت دستکشام برای یه کمپانی طراحی و دوخت لباس و شب و عروس اونم بصورت حضوری در ایران و خارج از کشور هستم..

      که این الهام خداوند قبل از قطعشدن اینترنت بهم الهام کرد….

      وضعیت زندگی ما کجا..وضعیت زندگی اون افراد کجا!

      اگه میخاییم جنبه مثبت این اتفاقات رو بدونیم..

      الان به لطف الهی تو درونم بولد شد…

      اینم اونه….

      که اون افراد در نسیر نادرست میشن موش آزمایشگاهی افرادی که میخان علمشونو گسترش بدن توی حوزه پزشکی…

      پس انتخاب کنیم…میخاییم موش آزمایشگاهی باشیم..یا محقق…

      خدلیا شکرت که این صحبتو توی وجودم انداختی!

      الحمدالله رب العالمین…

      دنیا به همه اینا نیاز داره…

      همینه استاد راجع به باورا میگه

      استاد راجع به قانون سلامتی و برگشت افراد رو میگفت…

      من الان میبینم یه غذای ناجالب چقدر روی روح روان تاثیر گزار هست…

      یه سخنی از یه فرد عالمی میگن!!

      چی میخوری تا بگم چجور فکر میکنی..

      .

      انشالله توی این کله صبح خداوند به زودی منو وارد جریان قانون سلامتی “هماهنگ کنه..

      تا طعم یه غذای سلامت رو بچشم…

      ممنونم که درست و دقیق نوشتی..

      چقدر یه زندگی هوشمندانه برای یه آدم میتونه تاثیر گزار باشه…

      در پناه خدای بزرگ میسپارمت…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمدمهدی گفته:
    مدت عضویت: 2057 روز

    به نام خداوند پاک و یگانه

    ایمان با منطق بوجود می آید

    وقتی باورهای قدرتمندکننده توحیدی و ثروت آفرین را در خود ایجاد میکنیم ، اعمالی به ما الهام میشود و آنها را انجام میدهیم و بعد از رسیدن به ثبات فرکانسی ، آن خواسته ما محقق میشود.

    ما هدف بعدی را انتخاب میکنیم و در مسیر بهتر الهامات را درک میکنیم و بهتر و باقدرت بیشتری به آنها عمل میکنیم و باورهای قدرتمندکننده را با ایمان بیشتری به استناد به ” رسیدن به خواسته قبلی ” و تکرار آن برای خودمان ، در وجودمان ایجاد میکنیم و راحت تر و سریع تر به هدف بعدی میرسیم و مسیر رسیدن به اهداف بعدی کوتاه تر میشود ، چون باور و ایمان ما به خداوند و نتیجه گرفتن بیشتر میشود و در نتیجه هدایت واضح تر میشود و شک و تردیدهای ما کمتر میشود و اطمینان ما به خداوند و مسیر بیشتر میشود و محقق شدن هدف ما در ذهنمان منطقی تر میشود .

    بارها و بارها ذهن نجواگر میخواهد که به تو القاء کند که کار کردن روی باورها جواب نمیدهد و تو باید بروی و مثل مردم کار فیزیکی سنگین کنی یا هر ایده دیگری .

    اما تو با استناد به محقق شدن هدف قبلی به ذهنت میگویی : آقای ذهن ، من از طریق همین باورها به هدف قبلی رسیدم ، بنابراین به با نهادینه کردن همین باورها میتوانم به هدف بعدی هم برسم و ذهن را خاموش میکنی و باز روزهای دیگر ذهن شروع به نجوا میکند و دوباره تو با همین منطق ها خاموشش میکنی و به ” رب العالمین ” ایمان می آوری و درک میکنی و تکرار میکنی که اساس جهان بر پایه فرکانس است و اگر من باورهای درستی در مورد خداوند و جهان و خواسته هایم بسازم و نهادینه کنم و در جهت نیروی خیر حاکم بر جهان حرکت کنم ، اولا که اصلا نیازی نیست که زجر و سختی و تلاش و تقلا کنم ، دوما کارهای فیزیکی خیلی خیلی راحتی به من الهام میشود که الیته از لحاظ فیزیکی راحت هستند اما از لحاظ ذهنی خیلی خیلی غیرمنطقی و سخت هستند اما انجامشان میدهم و به اندازه ده ها نسل یک انسان موفق ، ثروت و خوشبختی و موفقیت کسب میکنم بلطف خداوند

    مثل ایده به قولِ دیگران چِرتِ Airbnb که برایان چسکی انجام داد و به آن عمل کرد و تنها در چهار پنج سال ، 25میلیارد دلار ثروت ساخت‌.

    مثل رها کردن موسی بر روی آب توسط مادر موسی و بعد بزرگ شدنِ موسی در ناز و نعمت و قصر فرعون

    مثل رها کردن اسماعیل در بیابان توسط حضرت ابراهیم و رسیدن حضرت ابراهیم به مقام ” دوست خدا ” و پیامبری اسماعیل و …

    مثل عمل کردن استاد عباسمنش عزیزم به ایده بقول دیگران نخ نما شده ی ” تندخوانی ” و ساختن چندمیلیارد تومان پول از همین ایده .

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
  7. -
    راضیه صمدی گفته:
    مدت عضویت: 2196 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم

    چقدر استاد شما عالی هستین و همه چیز رو منطقی توضیح میدین که جای هیچ سوالی باقی نمیمونه چقدر زیبا داستان درک حضرت ابراهیم رو از خداوند توضیح دادین

    حضرت ابراهیم تکاملش رو طی کرده یه چیزهایی دیده ، یه باور سازی هایی براش زمینه درک های بزرگ تر رو ایجاد کرده که در برابر خداوند تسلیم شده و بی چون و چرا دستورات پروردگارش رو بدون درنگ عملی میکرده

    خدایا شکرت که داری بهم بهتر میفهمونی که هر کسی باشی تو هر جایگاهی برای رسیدن به هر چیزی که میخوای باید تکاملت رو طی کنی باید ظرفت رو آماده کنی …

    چقدر این باور تو ذهنم نهادینه بوده که تر و خشک به پای هم میسوزن و یه زمان هایی خودم رو قربانی شرایط میدیدم اما داستان حضرت یونس بهم فهموند که هرکسی مسئول شرایط خودشه و هیچ عاملی تاثیر در زندگیش نداره قانون اینه که تو احساست بد باشه، اتفاقات بد رو تجربه میکنی احساست خوب باشه، اتفاقات خوب رو تجربه میکنی هرکسی که میخوای باشی، باش قانون برای همه یکی هست …

    چقدر با خواندن معنی قرآن و تفکر و تامل بیشتر دارم اساس زندگی رو بهتر میفهمم قانون مندی جهان رو عدالت خداوند رو، چقدر کمرنگ شده باور نادرستی که میگفت ترو خشک به پای هم میسوزن با مثال های خداوند

    از زمانی که میگه قوم لوط رو عذاب کردیم افراد درستکار رو قبلش خارج کردیم

    قوم نوح رو عذاب کردیم افراد درستکار رو سوار بر کشتی نجات کردیم

    و … کلی مثال های الهی بینظیر که درک و فهمشون درهای نعمت رو به روی آدم باز میکنه …

    خدارو هزاران بار سپاسگزارم برای تک تک فایل های قرآنی استاد که باعث درک و تامل بیشترم در کلام خداوند شده

    خداوند رو سپاسگزارم برای قرآن عظیمش که برای هدایت ما فرستاده که راه زندگی خوب در این دنیا و در آخرت رو بهمون نشون میده قرآنی که سراسر هدایت و رحمت و برکته…

    خداوند رو هزاران بار سپاسگزارم برای قوانین ثابت و بدون تغییرش

    خداوند رو سپاسگزارم برای قدرتی که در اختیارم قرار داده و از جانانم هدایت و حمایت میخوام برای استفاده و باور قدرت هایم برای خلق زندگیم به شکل دلخواهم در این دنیا و در آخرتم

    خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری خیر و برکت

    خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری فراوانی و نعمت

    خداوندم سپاسگزارم برای تک تک نعمت های زندگیم ،که تو آگاهی که من ناتوانم از سپاسگزاری نعمت هایی که به من بخشیدی

    خداوندم هرآنچه که دارم از فضل توست و من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 63 رای:
  8. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1591 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «أُبَلِّغُکُمْ رِسَالَاتِ رَبِّی وَأَنَا لَکُمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ»

    (ﭘﻴﺎﻣﻬﺎﻯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺭﺳﺎﻧﻢ ﻭ ﺧﻴﺮﺧﻮﺍﻩ ﺍﻣﻴﻦ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ.)

    «أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَکُمْ ذِکْرٌ مِّن رَّبِّکُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنکُمْ لِیُنذِرَکُمْ وَاذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَسْطَهً فَاذْکُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»

    (ﭼﺮﺍ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻯ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﺬﻛﺮﻯ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭﺗﺎﻥ ﺩﻫﺪ، ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺁﻭﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ﻗﺮﺍﺭﺗﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺟﺜﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪﻯ ﻧﺼﻴﺒﺘﺎﻥ ﻛﺮﺩ، ﭘﺲ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺷﺎﻳﺪ ﺭﺳﺘﮕﺎﺭ ﺷﻮﻳﺪ.)

    (سوره اعراف آیات 68-69)

    ————————————————————————————

    سلام خدای من ، بخاطر نعمت امروزم ازت شاکر و سپاسگزارم ، الحمدلله رب العالمین. خدایا ازت متشکرم توی این شرایط یه پنجره برام باز کردی که به این فایل دسترسی داشته باشم. با توکل بر تو می‌خوام از خودت بگم پس به هدایت و حمایتت محتاجم. خدایا چه عشقی بالاتر از اتصال قلبی به خودت؟ خدایا چه پاسخ سوالی بالاتر از تو؟ خدایا چه اجابت درخواستی شیرین تر از اتصال قلبی به تو؟ خدایا وقتی اصل و اساس همه زندگی من هستی من چطوری به عقل و منطق و ذهن خودم اعتبار بدم؟ خدایا در پیشگاه تو افتخار میکنم به اینکه نمیدونم و نمیتونم و می‌خوام تسلیم باشم هر چی تو بگی و هر چی تو انجام بدی…

    «رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»

    ————————————————————————————

    سلام و درود به استاد عزیزم و همه دوستان گرانقدر در این سایت. امیدوارم که حالتون خوب و مثبت و توحیدی باشه‌.

    این فایل یکی از اولین فایل‌هایی بود که 4 سال پیش وقتی با سایت آشنا شدم، بارها و بارها گوشش دادم و حس میکردم دیگه من همه چیو فهمیدم … امروز که دوباره دارم گوش میدم فکر میکنم این فایل یه فایل کاملاً جدیده.

    امروز که دارم این کامنت رو می‌نویسم دوشنبه 6 بهمن هست و خب چندین روزه اینترنت قطع شده. و من از همون ابتدا سعی کردم از اخبار منفی اعراض کنم و وارد بحثهای فرسایشی نشم. یا حتی اگر ناخواسته چیزایی رو میبینم احساسم منفی نشه… شاید باورتون نشه ولی این کار برام خیلی ساده بود. اصلا هیچ تقلایی نکردم و هیچ کار سختی برام نبود، حتی وقتی می‌دیدم همکاران دارن بحث میکنن، عامدانه سعی میکردم زبونم رو بسته نگه دارم، و هیچی نگم. هیچ احساس نیازی به اینترنت نداشتم، هیچی … میگفتم هر وقت لازم باشه خداوند بهم دسترسی میده، اینقدری فایل دانلودی و فایل محصولات استاد توی گوشیم دارم که برای 20 سال آینده من بیش از کافیه. و من فقط باید روی خودم کار کنم. و بیشتر از اون 24,5 گیگ فایلهای استاد که توی گوشی هست، قرآن کریمی که بینهایته و اقیانوسی بی انتها از آرامش و گنج هاست و خداوند از فضل خودش به رایگان بهم هدیه داده. پس هیچ جای نگرانی نیست که اینترنت قطعه. یه وقتایی میشد کار داشتم و میگفتم خب فعلا نت نیست، ولی به الله قسم در 99٪ مواقع من آرامش داشتم.

    هفته گذشته یکی از همکاران اومد گفت حمید قیمت لاستیک خودرو فلان مبلغ گرون شده ، بی اختیار یه لبخند زدم و فکر نکرده گفتم فدای سرت… بعد که بهش فکر کردم گفتم من چطوری اینقدر ساده این جواب رو دادم؟ دیدم بخاطر همه اون اتفاقاتی بوده که به سادگی خداوند برام رقم زده. من به نمیدونم و نمیتونم اعتراف کردم و گفتم خدایا تو می‌دونی و تو میتونی و خدا همه کارها رو برام انجام داده. هزاران بار . خب اکی ، خدایی که هر کاری رو برام انجام میده الان من بخوام نگران قیمت لاستیک ماشین باشم آیا این عین ناسپاسی و کفران نعمت نیست؟؟

    توی فایل صحبت از بچه دار شدن ابراهیم در 100 سالگی شد. حالا نمیدونم این عدد چقدر دقیق باشه ولی توی قرآن به این موضوع اشاره شده که وقتی فرشته های الهی میان و خبر رو میدن به همین موضوع سنین پیری ابراهیم و همسرش اشاره شده.

    هر بار اطرافیان و اقوام بهم میگفتن فلانی چرا بچه نداری همیشه بیخیال بودم و میگفتم هر چیزی به وقتش، اینو زمانی میگفتم که هیچی از قانون نمی‌دونستم. و منی که سر هر موضوعی به خداوند نق میزدم و هنوزم نق میزنم ، سر این موضوع بسیار بیخیال و تسلیم بودم، و همیشه میگم هر چیزی به وقتش، و چیدمان خداوند بسیار درسته. یه دوستی دارم که بعضی وقتا با یه شوخی این ماجرا رو یادم میاره و … یا مثلاً بعضی از همکاران میگن خوش به حالت که بچه نداری، ما دیگه راه برگشت نداریم. نمیدونم توی این مواقع چی بهشون بگم.

    توی این مدتی که اینترنت قطع شده بود، عجیب من تسلیم و آروم بودم. فقط هر از گاهی تلاش میکردم به سایت وصل بشم و همیشه ناموفق بود. و امروز صبح بعد از پایان شیفت شبکاری چک کردم دیدم سایت باز شد و فایل به راحتی دانلود شد ولی وقتی خواستم کامنت ها رو چک کنم بازم دیدم سایت از دسترس خارج شده. همزمان هم تعجب کردم از چیدمان خداوند و هم اطمینان خاطر پیدا کردم که هر چیزی به وقتش. مطمئن‌تر شدم که چیدمان خداوند بی‌نظیر و بی خطاست.

    الان هم که دارم این کامنت رو توی صفحه یاداشت گوشی می‌نویسم نمیدونم آیا میتونم ارسالش کنم یا نه. در حالیکه دغدغه بقیه شده دانلود فیلتر شکنی که جواب بده من میگم خدایا من از فیلترشکن استفاده نمیکنم و بجاش بهترین اینترنت رو با سرزمینش ازت درخواست میکنم. کل این سیاره برای تو به اندازه یه دونه شن توی پهنه یه بیابون نیست ،برای تو چه فرقی داره من کدوم سمت اون یه دونه شن باشم؟؟ آیا تو به سختی میافتی؟؟ پس من آرام و مطمئنم.

    یه داستانی یادم اومد از تسلیم بودن. و مخصوصاً که آیه 11 تغابن رو یادم می‌آورد. یه صبح روز جمعه میخواستم از خونه بزنم بیرون که برم بنزین بزنم و بر حسب عادت آب و روغن ماشین رو چک کردم، یه حسی بهم گفت همین امروز برو روغن ماشین رو عوض کن. منم رفتم روغن رو عوض کنم، اون بنده خدایی که توی تعویض روغنی کار میکرد گفت ماشینت واشر زده؟ گفتم بیخیال، گفت بیا درپوش روغن موتور رو ببین. دیدم بعله… یه لحظه احساسم بد شد. و گفتم خدایا چرا اینجوری شد اونم الان این موقع که من کلی کار داشتم و …. رفتم نشستم توی ماشین و یه مکث کوتاه کردم و گفتم بیخیال بابا ، هزار بار مسائلت رو حل کرده بازم حل می‌کنه فکر کردی تنهات میذاره، مگه تو نبودی چند بار آیه 11 تغابن رو توی کامنتت نوشتی، حالا وقتشه بهش عمل کنی. پاشو به شیطون گوش نده ، هر چی هست چیدمان خداست، خودش هم راه حل رو برات می‌فرسته. اگه الان بتونی کنترل ذهن کنی موفقی وگرنه توی شرایط عادی که هنری نکردی. تو که میتونی ماشین رو به راحتی تعمیر کنی ، پس نگران چی هستی؟ خلاصه ماشین رو بردم و گذاشتم برای تعمیر پیش دوستم و یه سری قطعات براش گرفتم و خودم راهی عسلویه شدم. اصلا یادم رفت که ماشین توی تعمیرگاهه. و بعدش دوستم زنگ زد گفت: کار تعمیر ماشین تمومه، یکیو بفرست براش. و من فقط یه شماره کارت ازش گرفتم و تمام … جالبه ماشین رو که بردم گذاشتم و براش قطعات خریدم، یکی دو روز بعدش بیش از مبلغ کل تعمیرات پول اومد به حسابم. به خودم میگفتم دیدی ، دیدی فقط یه ذره کنترل ذهن میخواست ، یه ذره ایمان، یه ذره صبوری ، و خداوند از جایی که فکرشو نمیکنی جواب میده و برات درها رو باز می‌کنه…

    ————————————————————————————

    از خدا میخوام کمکم کنه بتونم بیشتر و بیشتر تسلیمش باشم و ایمانم رو حفظ کنم. کافیه یه قدم برداریم و اون صدها قدم ما رو جلو ببره.

    این کامنت رو نوشتم ولی نمیدونم آیا باید ارسال کنم یا خیر ، آیا بازم یه پنجره برای ارسال برام باز میشه یا نه.

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر هزاران هزار زیبایی و نعمتی که همین الان توی زندگیمون داریم. الحمدلله رب العالمین.

    در پناه رب العالمین باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1636 روز

      سلام برادر همسایه چند ساعته من….

      حال هوای جتوب اینروزا با بارندگی که میاد حسابی یه جُوون بهمون داده…

      یادم از گفته خدا اومد…توی قرآن…و این نشانه های خداست ..

      اینروزا و هدایت من و دستکشهام برای یه پروجکت حضوری اونم بصورت انشالله جهانی….

      وه الان نمیدونم این پروجکت حضوری به کجا داره انتقال پیدا میکنه…

      فقط از طرف یه شخصی که ایشون یه آقا هستند..و طراح لباس مد لباس شب و عروس بصورت جهانی کار میکنند..از من خاسته تا کارامو براش پست کنم..

      بهمین خاطر دقیقا این پیام این شخص یه روز قبل از اینکه اینترنت قطع بشه بدستم رسید..و من شروع کردم به آماده سازی دستکشهام اینبار با یه ورژن بالاتر…

      که طی این مدتی که همجا بسته بود…من چقدر ورژن دستکشم هم از نظر الگوویی و هم از نظر دوختی زیبا بود..

      و همه رو لطف خداوندم میبینم.

      و هفته گذشته کارت بانکی که بازم قبل از این رویداد اینترنتی خریده بودم بخاطر خدمات ارضی.برام فرستاده شده..

      مبلغ چند تومن بدون ابنکه بدونم از طرف چه شخصی بود بکارتم انتقال پیدا کرد…

      ووو خیلی دستاوردهای دیگه…که زبانم قاصره از اینهمه خوشبختی…

      میخام…یچی سیت بنویسوم….

      ای خیلی مهمه!!!

      برسیم سر حرف خووود خودت…

      توی زبان برای تاکید یه کلمه برای خودم میگم own….

      همین حرفت…هر چیزی بوقتش انجام میشه…

      من یه دختر 37 ساله هستم….خیلیا بهم سوال میکنن که چرا نرگس هنوز مجردی!؟

      مخصوصا توی جامعه ما..

      میگن تو همه چیزت خوبه…

      از نظر ظاهری هم خیلی خوبی..

      چرا هنوز مجرد موندی!؟

      این سوالیه که ناگفته نمونه بهم میشه..

      من اصلا فکر نمیکنم 37 سالمه.

      بهشم هیچ وقت فکر نکردم.که فلان سن خوب نیست مجرد باشی..

      من چون از درون پر هستم…همیشه این باور رو داشتم که هر چیزی به موقعه انجام میشه..

      انگار برادر عزیزم….یچیزی از درون بهم میگفت هنوز موقعش نیست…

      بدون اینکه جوابی از این سوال داسته باشم..

      چون ازدواجم خیلی خیلی برام مهم بود با چه شخصی باشه..

      ناگفته نمونه..

      توی این چهار سالی که به لطف خدا در این سرزمین بهشتی هستم.

      تمام اون مواردی که سالها منو اذیت میکرد ناپدید شدند…

      و شخصی که از بچگی توی خواب صادقانه کودکیم دیدمش…

      اون وارد زندگیم شد…

      و خداوند با فرشتهاش این ازدواج رو بهم تبریک گفتند…

      فقط خداوند بهم گفت…باید بزاری به موقع انجام بشه….

      و من بدون اینکه نه اون شخص و حتی خانواده این شخص بدونن.

      کله صبح منو بیدار کرد بهم گفت فلان کار رو انجام بده…

      و اون اتفاق ایمان منو بیدار کرد…

      حمید جان….من همیشه از چیزی که توسط اشخاص بهم تحمیل بشه..همیشه بحث میکردم..

      مخصوصا توی زمینه ازدواج که افراد باورهای غلطشونو بهمون کنایه میزنن..

      ولی از روزیکه در این بهشتم تمام اون صحبتها ردشون گرفتن تمام شدند و من با ارامش فقط دارم از زندگیم لذت میبرم..

      و اینروزا تمرکزی روی بیزنسم قدم برمیدارم..

      چون همیشه دوستداشتم…یه شخص قوی باشم…دوستداشتم جهانی کار کنم…

      هر جا دوستدارم میرم..

      کل شهرمو پیاده روی کردم..

      اونم دور از باورهای افراد…

      و میبینم افراد مدام بهم میگن خوشبحالت خودت تنهایی خوش؟میگذرونی‌..

      واقعا بخودم افتخار میکنم که یه زن کامل شدم و هدفم فقط لذت بردنه..

      چه مسیرهایی اونم توی شب بدون کسی پیاده روی کردم…

      و واقعا باور افراد نزدیکمو با شهامتم آب نمودم…

      میخام این صحبتتو یه قاب بیشتر بگیرم…

      که هر چیزی توی زمان خودش اتفاق میفته..

      وقتی از خدا هدایت میخای …اون تو رو برمیداره و توی مسیرهای دیگه میزاره‌.

      چند شب پیش هدایت شدم به شخصی که تازه بچدار شده..

      این شخص از نظر سنی و عقلی برای مادر شدن نیست..بخاطر یسری باوراش که یه روز باهام صحبت میکرد…

      اونجا بخودم یاداوری کردم..که نرگس خداوند تو رو نجات داد..

      و اون شخص دیدم مدام از شرایط ناجالب و حرفهای ناجالب اطرافیانش میگه..

      اونجا اون شرایط؟غیر قابل موندن شد..و آگاهانه اومدم بیرون..

      اونجا خداوند بهم یاداور کرد…

      که نرگس ..

      مسیرت درسته هیچ وقت نخاه چیزی رو که وقتش؟نبوده بخاطر حرفهای دیگران بپذیری..

      واقعا خوشحالم که این مدت مجرد بودم….و خوشحالم زیاد..که رشد کردم میدونم اون ازدواج انشالله به وقت درستش وارد زندگیم میشه‌..

      حمید جان….فرزند اوری شما هم نشانه هست…که تو با خیال راحتری به خاستهات ادامه بدی..

      من که زندگی شما رو ندیدم..ولی میدونم‌‌‌…خداوند دوستتت داشته..تا با بال آزادتری قدم برداری…

      هم بخودم…و هم به شما تبریک میگم…

      که بزاریم هر چیزی به وقتش اتفاق بیفته….

      خدایا شکرت بابت این ازادی…

      یچیز دیگه بگم!!!

      وقتی میرم پیاده روی…میبینم کبوترها آخرای ساعتها و دقیقه هایی که میخان وارد چراگاهشون بشن..چقدر با قدرت بیشتری و احساس خوب بیشتر دور میزنن و از اون ساعتهای کم …بنفع عالی استفاده میکنن…و شور هیجانشون بیشتر میشه…

      و اینجا بهم یاداور میشه…

      که چقدر این آزادی خوبه…

      آزادی در تمامی جنبه ها…

      و بتونی بنفع احسن ازشون استفاده کنی…

      و قدر آزادی و حال خوبتو بدونی و بهیچکسی باج ندی..

      کبوترها باج به اون صاحبشون میدن…

      ولی پرنده های دیگه…خیلی راحتر هر جوری که دوستدارن زندگی میکننن.

      اینا نشانه های خداست…که خیلی قوی تر روی خودمون کار کنیم تا بهش هدایت بشیم…و زندگی خوبی رو در دنیا و آخرت برای خودمون رقم بزنیم..

      بحث ازدواج و فرزند اوری و فلان خاسته نیست..

      بحث آماده بودن اون موقعیت هست..

      بحث سن نیست..

      بحث فلان موقعیت نیست.

      بحث افتادن اتفاقات توی زمان خودش هست..

      که وقتی توی مسیر درست میای..از خداوند خاستتو میگی..و اون میدونه کی اون خاسته وارد زندگیت بشه‌..

      میدونم حمید جان تو هم بحرف من پی بردی…

      و این صحبتتووو برای من اینروزا برای خاسته ام که خرید قانون سلامتی هست بیشتر برام بولد شد که بیشتر تسلیمش باشم..که اینروزا توی دوخت دستکشام به واقعیت تصویر میبینم..و کار یه هفته و خورده اییی…

      رو بهم گفت بشکاف و داری عجله میکنی…

      و اینبار با تسلیم و با احساس خوب به لطف خودش ساخته شد..

      اینکار کجا!؟؟؟؟

      و اون کار قبلی کجا!!

      کاش میبودی نشونت میدادم..

      تا بدونی و بدونم هر چیزی به موقعش.اتفاق میفته…

      سلام عسلویه برسون…هوا خاش وابیده “باب دریا و ساحل بوشهره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2224 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    واقعا هر فایل شما یه نیایش عمیق هست برای درک وجود خداوند یک نماز تمام کمال هست هر فایل یک مسیر توحید زیبا به سمت خداست

    چقدر خدا قشنگ میچینه که فایل جدید نیاد تا اینکه من بتونم ببینم و همجهت بشم با این تفکر های ناب توحیدی

    خدایا شکرت که در مسیر شنیدن این نکته های توحیدی هستم خدایا شکرت که می‌تونم در هر شرایطی ذهنم رو کنترل کنم تا به نقطه وصال با این سایت برسم

    خدایا شکرت که در فرکانس شنیدن داستان واقعی این معجزه بودن

    معجزه هایی که نتایج همین کنترل ذهن ها هست نتیجه همین تکامل روح ها هست و این نشونه شد برای من که منم اگر در این مسیر توحیدی بمونم و مسیر تکاملی رو توی این سایت و طبق این آموزش ها طی کنم قطعا اینچنین معجزه ها برام رقم میخوره

    استاد جان چقدر دلم براتون تنگ شده که دقیقا دیشب که بعد از 15 روز نشونه روزانه ام رو تونستنم ببینم و اتفاق جالبی افتاد و شب خواب شما رو دیدم

    دیدم که دارم با شما درباره قانون سلامتی صحبت میکنم و داریم مثل خواهر و برادر تو یه ظرف غذا میخوریم و شاید برای کسی که در فرکانسش نباشه این خنده دار باشه اما من میدونم پرواز روح در خواب و رفتن به سمت نشانه ها چیه و این یعنی باید هر چه زودتر دوره قانون سلامتی رو خریداری کنم از سایت و در زودترین زمان ممکن من این دوره خریداری میکنم عاشق خدایی هستم که شما و من رو آفرید و در این مسیر قرار داد

    خدایا شکرت

    مرسی استاد بابت همه چی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 67 رای:
  10. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1811 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی

    الف:

    سلام و خدا قوت به همه عزیزان همراه

    بعد از سه هفته قطعی اینترنت دوباره دسترسی به سایت بهشتی عباس‌منش برایم فراهم شد و واقعاً از ته دل شکرگزارم. در این مدت بیش از هر زمان دیگری معنای واقعی آموزه‌های استاد عباس‌منش را در زندگی ام لمس کردم آموزه‌هایی که فقط برای روزهای آرام نیستند بلکه دقیقاً برای همین روزهای نادلخواه و پرچالش آمده‌اند.

    در این سه هفته شرایط بیرونی مثل اکثرایرانیان عزیزاصلاً مطابق میلم نبود.

    اخبار، فضای اطراف و اتفاقات اخیرکشورعزیزمون می‌توانست به‌راحتی ذهن و احساس مرا درگیر اضطراب، ترس و آشفتگی کند. اما به لطف آموزش‌هایی که از استادفرا گرفته‌ام آگاهانه تصمیم گرفتم مسیر دیگری را انتخاب کنم مسیری که از درون آغاز می‌شودنه از بیرون.

    یاد گرفته‌ام که قرار نیست آرامش من وابسته به شرایط باشد. یاد گرفته‌ام که اگر احساس خوب خودم را حفظ کنم حتی وقتی شرایط نادلخواه است کم‌کم همه‌چیز تغییر می‌کند. به همین دلیل در این مدت تا حد ممکن از اخبار فاصله گرفتم و به‌جای آن به فایل‌هایی که از استاد در گوشی‌ام ذخیره کرده بودم رجوع کردم فایل‌هایی که برایم حکم لنگر آرامش را داشتند.

    هر بار که ذهنم می‌خواست درگیر ترس یا نگرانی شوددوباره به این آموزش‌ها گوش دادم هر بار که احساس می‌کردم از مومنتوم مثبت فاصله می‌گیرم آگاهانه برگشتم به خودم به لحظه‌ی حال و به احساسم. نه اینکه هیچ ترسی نباشد، بلکه یاد گرفتم اجازه ندهم ترس هدایت‌کننده‌ی احساس و زندگی‌ام شود.

    در این مدت بیش از قبل فهمیدم که ایمان واقعی یعنی همین یعنی در شرایطی که بیرون ناآرام است درونت را آرام نگه داری یعنی به‌جای جنگیدن با شرایط روی احساسم تمرکز کنم یعنی بدانم اگر احساس خوبم را حفظ کنم دیر یا زود شرایط هم ناچار به تغییر می‌شود.

    آموزه‌های استاد عباس‌منش برای من صرفا یکسری صحبتهای انگیزشی نیستند. این آموزش‌ها در همین روزهای سخت تبدیل به تجربه‌زندگی ام شدند. تجربه‌ای که به من نشان داد می‌شود در دل ناآرامی آرام بود می‌شود در میان اخبار منفی، مسیر توجه را عوض کرد می‌شود بدون انکار واقعیت‌ها، اجازه نداد آن‌ها احساس ما را مدیریت کنند.

    این سه هفته برای من تمرین عملی اعتماد بوداعتماد به قوانین الهی، اعتماد به مسیر درونی و اعتماد به اینکه وقتی احساس خودم را آگاهانه خوب نگه می‌دارم زندگی هم پاسخ متفاوتی می‌دهد. حالا که دوباره به سایت بهشتی وخانواده الهی عباسمنش دسترسی دارم با قدردانی عمیق‌تری این آموزه‌ها را می‌خوانم و گوش می‌دهم چون اثارش را با تمام وجودم لمس کردم.

    سپاسگزارم از استاد عباس‌منش برای آموزش‌هایی که در روزهای آرام فقط شنیده نمی‌شوندبلکه در روزهای “سخت “زندگی می‌شوند.

    سپاسگزارم از این مسیر که یادم داد آرامش انتخاب درونی من است نه نتیجه‌ی شرایط بیرونی.

    ب:

    مفاهیمی که درگام 5ودر این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

    • “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛

    • “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛

    • راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛

    • اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر می‌کند و اتفاقات خوب را تجربه می‌کنی؛

    ●ایمان تزلزل‌ناپذیر؛ ثمره‌ی درک عمیق قوانین الهی:

    در مسیر شناخت قوانین الهی و درک توحید، مفهومی بسیار مهم و تعیین‌کننده وجود دارد که استاد عباس‌منش در گفت‌وگوی خود با آقای عرشیان فر به‌زیبایی به آن پرداخته‌اند:

     “ایمان تزلزل‌ناپذیر”

    ایمانی که نه با اخبار بیرونی می‌لرزد، نه با شرایط نادلخواه فرو می‌ریزدو نه وابسته به آرامش ظاهری دنیاست بلکه ریشه در درک عمیق انسان از قوانین خداوند دارد.

    ●ایمان تزلزل‌ناپذیر چگونه شکل می‌گیرد؟

    برخلاف تصور رایج، ایمان تزلزل‌ناپذیر یک باور ذهنی یا یک تصمیم لحظه‌ای نیست.

    این ایمان، حاصل پیمودن یک مسیر تکاملی است مسیری که در آن انسان بارها و بارها الهامات درونی خود را جدی می‌گیرد و نتیجه‌ی این جدیت را در زندگی واقعی‌اش می‌بیند.

    هر بار که:

    • به یک الهام درونی اعتماد می‌کنیم

    • برخلاف ترس‌ها عمل می‌کنیم

    • و سپس نتیجه‌ی مثبت آن را تجربه می‌کنیم

    یک لایه‌ی جدید از ایمان در ما شکل می‌گیرد.

    ایمانی که دیگر با حرف دیگران یا شرایط بیرونی از بین نمی‌رود.

    ●وقتی کنترل ذهن غیرممکن به نظر می‌رسد

    یکی از بخش‌های بسیار کاربردی این گفتگوارائه‌ی راهکارهایی برای زمان‌هایی است که کنترل ذهن تقریباً غیرممکن می‌شود

    زمان‌هایی که اخبار، فشارهای اجتماعی، ترس‌های جمعی یا شرایط ناآرام، ذهن انسان را درگیر می‌کند.

    در این شرایط استاد تأکید می‌کنند که تمرکز صرف بر کنترل ذهن گاهی نتیجه‌ی معکوس دارد.

    راهکار اصلی توجه به احساس است نه جنگیدن با افکار.

    ●احساس خوب، کلید تغییر شرایط

    در این نگاه یک قانون بسیار مهم الهی مطرح می‌شود:

    اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری لاجرم شرایط تغییر می‌کند.

    احساس خوب نتیجه‌ی تغییر شرایط نیست

    بلکه علت تغییر شرایط است.

    وقتی انسان آگاهانه انتخاب می‌کند که:

    • از اخبار منفی فاصله بگیرد

    • تمرکز خود را روی آموزه‌های الهی نگه دارد

    • و در لحظه‌ی حال احساس بهتری بسازد

    ناخواسته وارد جریانی می‌شود که اتفاقات خوب را به سمت او می‌آورد.

    جمع‌بندی

    “گام پنجم در مسیر درک بهتر قوانین خداوند”

    ما را به این آگاهی می‌رساند که:

    • ایمان واقعی محصول تجربه است

    • تجربه نتیجه‌ی عمل به الهامات است

    • و عمل به الهامات نیازمند حفظ احساس خوب حتی در شرایط نادلخواه است.

    این مسیر مسیری درونی است

    اما نتایج آن به‌وضوح در دنیای بیرونی دیده می‌شود

    باعشق

    بااحترام

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    نهم بهمن ماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 69 رای: