درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3671 روز

    سلام

    وای وای از این قضاوت خیلی سعی میکنم که حواسم به این قضیه باشه ریشه ای که بررسی کردم همه چیز که در زندگیم راضی نیستم به خاطر این قضاوته است حتی در مورد شخص خودم خدایا بیشتر کمکم کن شکرت

    – همیشه به خودم می گویم اگر فقط یک ذره بیشتر توانایی خدا را درک کنم زندگیم متحول میشود چه ها که می شود.

    – قران همه اش درس است و درس خوب توجه کنیم و با تفکر بخوانیم

    – وااااااااااااااا ی که این تکامل چقدر مرا آرام می کند

    – همیشه منتظر معجزه هستم و باور دارم که معجزه هم خیلی راحت میتواندبرایم اتفاق بیفتد طبق قوانین هستم و منتظر معجزه هم هستم

    – در مورد خودم هرچه از ورودیهایم در مورد دیگران کنترل کنم خیلی حالم بهتره خیلی کنترل روی خودم را بهتر انجام میدهم.

    – هر چیزی که توی این فایل یاد گرفتم مبنایش این است که فقط و فقط و فقط روی خودم کار کنم روی خودم کارکنم همه چیز درست میشود.

    – استاد عزیزم یکی ازتحولات خوبی که در این ماههای اخیر داشتم همان دیدن نتایج دوستان در 12 قدم بود که دوست دارم بازم بیشتر برایمان فایلهایشان را بگذارید. تشکر

    – خیلی گذشته ام را ریز ریز بررسی کردم و از این و آن هم خیلی پرسیدم و خیلی ریشه های باورهایمان راپیدا کردم چیزهایی یادم آمده است که همه تعجب می کنند که چه طوری اینها یادته و ولی این خیلی برایم خوب بوده که این کارام در الان برای باور آن موقع من است آن کار های فلان و فلانم در سالهای گذشته بوده است

    – همیشه هر طور شده باید احساس خود را کنترل کنیم اگر نمی توانیم خوبش کنیم حداقل خنثی اش کنیم.

    – کار فیزیکی برای آرام کردن خود خیلی خوب است ولی متاسفانه من سالیان سال این کار را کردم که این هم درست نیست باید یا جایی ادامه دهیم که حالمان خوب شود وبعد فعالیت را عادی کنیم.

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    Just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1139 روز

    ‎به نام انرژی معجزه‌گر و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیک‌تر است و به خوشبختی و ثروتمندی و داشتن زندگی عاشقانه و رویایی برای من بیشتر از خودم مشتاق است

    ‎به نام سیستمی قانونمند که قدرت خلق‌کنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به دست باورها و افکار خودم داده است، تا بتوانم با حفظ احساس خوب‌ و ارسال فرکانس مناسب، از راه‌های لذت‌بخش و آسان به تمام آرزوها و شرایط دلخواهم برسم

    ‎به نام خدای قدرتمند و مهربانی که جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و آدم‌های خوب را به بی‌نهایت مقدار آفریده

    ‎و من را نیز از بدو تولد، موجودی بسیار ارزشمند و لایق خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمت‌های کوچک و بزرگش را دارد و برای گسترش جهان به این دنیا آمده است.

    *

    سلام

    ‎سلام به همه زیبایی‌ها

    سلام به همه خوبی‌ها

    سلام به همه نعمت‌ها

    سلام ‎به همه آدم‌های خوب و باایمان

    ‎سلام به سلامتی و آرامش

    ‎سلام به آسایش و رفاه

    ‎سلام به عشق پاک، صداقت، وفاداری و اعتماد

    ‎سلام به ثروت بی‌انتها و ثروتمندی

    سلام به آبرومندی و عزتمندی‎

    سلام به لذت‌های پاک و تجربه‌های شیرین

    سلام به فرصت‌های خوب و ایده‌های ناب‎

    سلام به موفقیت در تمام ابعاد زندگی

    ‎سلام به خوشبختی تمام و کمال

    ‎سلام به سعادتمندی در هر دو جهان

    ‎سلام به هر ذره و جریانی از خوبی که در جهان زیبا و غنی ما وجود داره.

    *

    در ابتدای فایل که تا حدودی به شخصیت و میزان تسلیم بودن حضرت ابراهیم اشاره شد، واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. خیلی ممنون.

    در ادامه فایل، مثل همیشه، حرف‌های بسیار خوبی توسط استاد گفته شد که برداشت شخصی خودم رو به عنوان ردپایی در این مسیر زیبای تکاملی، اینجا می‌نویسم:

    – من در هر حالتی سعی می‌کنم احساس خودم رو‌ خوب نگه دارم. چراکه با این کار، نتیجه بازی عوض شده و دست آخر، همه چیز به نفع من پیش خواهد رفت.

    – بهتره که همیشه همه چیز رو مکتوب کنم تا فراموش نکم که در روزهای به ظاهر سختی که بر من گذشت، با توجه نعمت‌ها و زیبایی‌های زندگیم، حالم رو خوب نگه داشتم، بعد از یک دوره زمانی، به خوبی متوجخ می‌شوم که آن اتفاق به ظاهر بد شده جز بهترین اتفاقات زندگیم؛ اینطوری ایمانم قوی‌تر میشه و در شرایط بعدی هم می‌توانم بهتر ذهنم را کنترل کنم و پیش بروم.

    – اگر احساست بد باشه اتفاقات بد رخ می‌ده

    و اگر احساست خوب باشه، قطعا و حتما اتفاقات خوب برات رخ میده.

    پس به این قانون زیبا عمل کنم تا زندگیم اونقدر زیبا و قشنگ بشه که در پوست خودم نگنجم.

    – برای این کار، باید آرام آرام تمرین کنیم و قانون رو جدی بگیرم. خواهم دید که کنترل احساساتم راحت‌تر میشه، مرتبا نتایج بزرگ برام پیش میاد، در ادامه ایمانم قوی‌تر میشه، کارها برام راحت‌تر میشه و در نهایت، می‌رم تو تصاعد و اون‌وقت دیگه کارها پشت سر هم برام خوب پیش می‌ره.

    – بنابراین در مواجه با مشکلات ذهنم را کنترل می‌کنم، تمرکزم را از روی ناخواسته‌‌ها برمی‌دارم؛ حالا شده با دوش گرفتن، با خوابیدن، با موزیک گوش دادن، با توجه به زیبایی‌ها و نعمت‌های کوچیک و بزرگ زندگیم.

    – وقتی فکر آدم خیلی درگیر چیزی شده باشه، یکی از راه‌هایی که می‌توان آن را کندتر یا آرام‌تر کرد، رفتن به سراغ تحرک جسمانی که بالاترین ضربان قلب را ایجاد می‌کند است، مثل دویدن، مثل شنا کردن؛ تو این فضا باشی دیگه مغز به چیزهای منفی فکر نمی‌کنه و یجورایی شات‌دان میشه و تمام تمرکزش رو میزاره روی فعالیت فیزیکی که ازش می‌خوای تا از عهده‌اش بربیاد. این باعث میشه یک توقفی بکنه و از اون احساس خیلی بد سوییچ کنه به احساس آرامش و بعد تو می‌تونی آرام‌آرام خودتو پیدا کنی و به احساس خوب برسی.

    – اگر انسان بدونه که چقدر مهمه در شرایط مختلف احساس خودشو رو خوب نگه داره و آرامش خودشو حفظ کنه، و واقعا درک کنه که چقدر با احساس خوب داشتن، می‌تونه از در و دیوار براش اتفاقات خوشایند رخ بده، حتما راه و روش احساس خوب داشتن رو پیدا می‌کنه.

    *

    من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی می‌کنم که خالقی قدرتمند، مهربان و بخشنده دارد و

    در آن بی‌نهایت نعمت و فرصت و ثروت و بی‌شمار خوبی و زیبایی و آدم‌های خوب وجود دارد و

    من موجودی بسیار ارزشمند ‌و لایق هستم که قرار است سفری بسیار شیرین، لذت‌بخش و عاشقانه را در این جهان فوق‌العا‌ده زیبا تجربه کنم ‌و

    در کمال سلامتی، عزتمندی، ثروتمندی، خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.

    من با ایمان و اطمینان به سیستمی قانونمند، انرژی قدرتمند و خالقی هدایت‌گر و حامی، و غفور و رحیم

    و باور به اینکه فارغ از گذشته‌ای که داشتم، باز هم خداوند برای من ارزش بسیار قائل است، چون آدم خوبی هستم و در تلاشم هر روز بهتر و بهتر از دیروز باشم،

    من آنقدر ارزشمندم که لایق تمام نعمت‌های خداوند هستم؛

    و باور دارم که:

    من به این جهان زیبا آمده‌ام تا

    زندگی فوق‌العا‌ه‌ای رو تجربه کنم،

    آبرومند باشم،

    عزتمند باشم،

    ثروتمند باشم،

    شاد و خوشحال باشم،

    قوی و قدرتمند باشم،

    سالم و سلامت باشم،

    زیبا و دوست‌داشتنی باشم،

    آرامش و آسایش داشته باشم،

    در رفاه کامل باشم،

    لذت‌های پاک مختلف رو تجربه کنم،

    در همه ابعاد زندگیم موفق و کامیاب باشم،

    بسیار عاشق باشم،

    بسیار عاشقم باشن،

    تا خوشبخت و خوشبخت و خوشبخت زندگی کنم،

    به دنیا آمده‌ام تا به گسترش این جهان زیبا و سخاوتمند کمک کنم،

    تا اثر بسیار خوبی از خودم به جا بزارم،

    تا برسم و داشته باشم و لذت ببرم و شکرگزار باشم.

    خدای قدرتمند و مهربان من، برای اینکه امروز هم من را به سمت زندگی بهتر و شرایط ایده‌آل و رویایی‌ام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.

    خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، ثروت، سلامتی، عشق، آگاهی‌ها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سارا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1032 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    زبانم قاصره فقط از شعف و هیجان اشک میریزم ضربان قلبم زیاده احساس میکنم از سینه ام میزنه بیرون من شهادت میدم خداوند هدایتگره شهادت میدم اگر اجازه بدیم خداوند هدایتمون میکنه شهادت میدم خداوند همه من هست و من سالها غافل بودم خداوندا شکرت که با استاد آشنام کردی با دستی از دستانت شکرت که با این سایت آشنا شدم شکرت برای اینکه هر لحظه هدایتم میکنی مثل همیشه سوال پرسیدم از رب از خدایم که هدایتم کن من زود از کوره در میرم زود تحت تاثیر قرار میگیرم با وجود اینکه خیلی سعی میکنم خودمو کنترل کنم ولی باز هم عصبانی میشم و فرکانس پایین و مدار نامناسب با اینکه همون لحظه با خودم تکرار میکنم که حواست باشه ادامه بدی برات اتفاقات ناخواسته می افته ولی باز هم ذهن غلبه میکن امروز دیگه خسته شده بودم گفتم خدایا هدایتم کن چکار کنم تو این شرایط نشونم بده چطور میتونم غلبه کنم به احساس بد و خدا این فایل و نشونم داد گفت وقتی این حس بهت هجوم میاره ورزش سنگین کن واین بود جواب سوال من که خیلی وقته که منتظرشم شکرت خدای مهربونم شکرت بینهایت شکرت که با هدایتم کردی از شما استاد عزیزم و مریم جانم هم سپاسگزارم برای انتقال این آگاهیها در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1595 روز

    بنام خداوند هدایتگرم

    سلام به استاد و مریم عزیز ،الگوهای بی نظیر زندگیم

    دوستان و هم سفرهای عزیزم

    ردپام میخوام بزارم با اگاهی هایی که با مدار الانم درک کردم :

    هرکسی مسئول زندگی و جایگاه خودش هست و سفارش افرادی مثل پیامبر هم تغییری در سرنوشت اون فرد ایجاد نمیکند

    ابراهیم از شکم مادرش این حد از ایمان به خدا نداشت، از همون روز اول خلیل الله نبود بلکه بصورت تکاملی ایمانش به خدا زیاد شد.

    تمام اتفاقات در زندگی ابراهیم با عمل کردن به الهامات، عمل کردن به آنچه بهش الهام میشد باعث شد تا مرحله به مرحله ایمان ابراهیم بیشتر شد.

    قربانی کردن اسماعیل یک مثال اکستریمه، اگر برگردیم به اتفاقات خیلی کوچکتر زندگی خودمان و ما بتونیم احسامون رو خوب نگه داریم، اونوقت همون اتفاقات بظاهر بد، همون ورشکستگی باعث میشه که موفق بشی در زندگیت، در کسب و کارت،…

    ما باید بدونیم انسانیم و اگر احساسمون بد بشه، اتفاقات بد برامون میفته حالا هرکی میخای باش، مثل یعقوب، یونس

    چون ماحاصل 30سال افکارنامناسب هستیم، اینطور نیست که یک دکمه بزنیم تا دفعات بعد حالمون خوب بتونیم نگه داریم.

    ما حاصل یک عالمه افکار و باورهای نامناسب هستیم که باعث شده همیشه حالمون بد باشه، اگر تلاش کنیم، آروم آروم و ادامه بدیم مثل هر کار دیگه ای مثل ورزش، کنترل احساس کردن هم راحت تر میشه برامون و نتایج بزرگ بیشتر و بیشتر میشه و ایمان انسان قوی و قوی تر میشه و میریم تو تصاعد، میریم تو اتفاقاتی که پشت سرهم خوب میشه

    برای هرکسی، توی کسب و کارش، توی زندگیش هزارتا اتفاق ناجور افتاده، اگر نمیتونسته ذهنش کنترل کنه همه چیز از بین میرفت

    یک وقت هایی هست که ادم هیچ راه حلی برای مسئله نداره، من اگر راه حلی نداشته باشم میگم من الان هیچی نمیدونم، چه جوری میتونم اونو بهتر کنم!!!؟؟

    چون راه حلی ندارم فعلا ولش کن، بریم سراغ چیزهایی که میتونم ازش لذت ببرم، برم دوش بگیرم، برم پیاده روی کنم، کتاب بخونم، نعمت هام بشمارم، برم بخوابم،….. تا احساسم فقط ی کم بهتر بشه

    وقتی نمیتونی که با تفکر متفاوت احساست خوب کنی، فعالیت فیزیکی انجام بده که ضربان قلبت بره بالا، تا مغز به چیز دیگه ای فکر نکنه، تا بعد بتونی اروم اروم احساست خوب کنی

    فقط باید قانون یادآوری کنیم که اگر بتونیم احساسمون خوب نگه داریم اتفاقات خوب تجربه میکنیم

    باید به خودم یادآوری کنم که زمانی که تونستم حالم خوب نگه دارم، مسائل حل شد، هر موقع اجازه دادم حرف های بقیه عذاب وجدانم، حالم بد کنه مسئله حل نشد

    روزهای که ارامش داشتم و نگران نبودم، اتفاقات خوب میفته

    این جمله طلایی استاد باید همیشه به خودم بگم که وقتی تو شرایط به ظاهر بد میتونم احساسم کنترل کنم، پاداش میگیرم و مثل مسابقه فوتبال که دقیقه نود فقط با یک گل برنده میشی، حالا این گل کنترل کردن احساسم هست

    خدایا حول حالنا علی احسن حال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1802 روز

    به نام الله هدایتگربه سوی خواسته ها

    سلام دوستان عزیزم

    فایل150سفرنامه

    خداروشکرمیکنم که فصل دیگری روازروزشمارتحول زندگی روبه پایان رساندم وبرای هرکدام ازفایل هاکامنت گذاشتم چون به خودم تعهدداده بودم وچقدراگاهی ودرک من ازقوانین هستی بیشترشد

    حضرت ایراهیم هم تکامل خودش رودرعمل به الهامات طی کردوهرروزایمانش به خداوندبیشتروبیشترشدچون هروقت تسلیم پروردگاربودممعجزات الهی روهم دیدودرشرایط به ظاهربداحساشوخوب نگه داشت واعتراض نکردوتسلیم پروردگاربودوخدادندبه شجاعان پاسخ میدهدوبه خداگفت خدایامردم رودوراینهاجمع کن وهمین اتفاقات باعث شدکه ایمان حضرت ابراهیم بچسبه به سقف وبیشتروبیشترشودوتبدیل به یک ایمان تزلزل ناپدیربشه واین تکامل میخواد

    الهامات منطقی نیستندوبعدامتوجه میش که باعمل به الهامات قلبی خودت چه درهایی برات بازمیشه به شرطی که عمل کنی

    بابددرهرشرایطی بتونیم احساسمون روخوب نگه داریم وقتی باتضادی مواجه میشیم وهمین تضادباعث تغییرکردن مامیشه وقتی احساس خوبی داشته باشیم اونوقت نتایج میادواین تضادبه ماانگیزه میده برای حرکت کردن وپیشرفت کردن مثال همون خانوم چاقی که استادگفتندکه باعث تغییرکردن اون خانم شد

    خوداستادهم وقتی میخواست به تهران مهاجرت کنه بادست خالی وبایک چمدون چون قبلش یک نشانه هاومعجزاتی ازطرف خداونددیده بودوهمین باعث شدکه ایمانش بیشتربشه وحرکت کنه وبره تودل ترس هاش وهمین حرکت کردن هم تکامل میخوادوتکامل طی شده بودوبعدمهاجرت کردبه امریکا

    همین کامنت نوشتن هم خودش تمرکزبرروی زیبایی هاهست وباعث میشه احساس مابهتربشه

    هرکی میخوای باشی پیامبرباشی امام باشی ادم معمولی باشی مرجع تقلیدباشی

    اگه احساست بدباشه=اتفاقات بدروتجربه میکنی

    اسلام یعنی=تسلیم بودن

    شادوپیروزباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    ارزو دوستدار گفته:
    مدت عضویت: 2367 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر استاد عزیزم و مریم عزیزم دو فرشته بی نظیر زندگی ام

    سلام به همه دوستان هم فرکانسی ام

    خاستم اینجا از موردی که برام پیش اومد صحبت کنم که هم کمک کنه به خودم که من کی بودم و کی شدم و هم به دوستانم

    بر میگرده به سال 96 که اون زمان با سایت استاد هنوز اشنا نشده بودم من فقط سپاسگزاری و قانون جذب رو اون موقع ها

    بلد بودم اون زمان من توی بیمارستان کار میکردم که در خاورمیانه معروفه و حتی از خیلی جای کشور میان این بیمارستان

    برای درمان .

    اون زمان من به عنوان یک نیروی طرحی دو سال کار کردم از 94 تا 96 و بعد من دیگه میخواستم از محیط بیمارستان بیام

    بیرون چون دوست داشتم نفس بکشم و حال و احساس خوب رو تجربه کنم البته ناگفته نماند کلی تجارب و مهارت و دوستان خوب

    اونجا دارم ولی خب برای خودم ارزش قایل شدم و نخواستم بمونم چون به استراحتی زیاد نیاز داشتم

    هیچ وقت یادم نمیره زمانی که این درخواست رو به مدیر گروه دادم که من دیگه نمیخوام تمدید بشم و میخوام برم اون قدر

    اون خانم با من بد حرف زد و تحقیر کرد که برای اون به اصطلاح تحقیر بود برای من بزرگی و نعمت خداوند بود و الان

    میفهمم و برگشت به من گفت تو هر جا بری تو رو نمیخوان وخلاصه بماند …….

    فقط برای یک درخواست نماندن من این همه حرف

    یادمه توی کل مسیر توی خیابون گریه کردم و دست خودم نبود به اصطلاح دلم شکست خب من قانون خدا و استاد رو اون

    موقع نمیشناختم و از سال 97 به بعد که با استاد اشنا شدم فهمیدم که این قانون خداوند چطوریه و چطور عمل میکنه گریه

    میکردم میگفتم خدایا من اینجا چقدر زحمت کشیدمو و مزد دستم این نبود و من تنهایی مهاجرت کردم خودم درامد و دستم

    در جیب خودم بود و حتی چقدر به خانواده کمک میکردم

    یادمه من وقتی رسیدم خونه اینقدر گریه کردم خوابم برد

    و تازه بعد از اون هم زمانی که برگشتم به خونه خودمون چقدر همه منو قضاوت کردن گفتند اخراج شدی و چیکار کردی و ..

    یادمه اسفند سال 96 همه خوشحال ولی ارزو ناراحت همه در حال خرید عید ولی من شکسته بودم

    دوستان و همکاران بیمارستان میگفتن همه با اون مدیر گروه حرف زدند که چرا با کارمندت اینطوری حرف زدی اون فقط

    میخواسته تمدید طرح نکنه

    و من هیچی نمیفهمیدم و فقط تمام حرفم این بود که چرا اینجور به من گفته

    خلاصه گذشت و عید امد و من یکسال در خانه خودمو با ورزش و کتاب و هنر کارهایی که دوس داشتم اروم میکردم یادمه

    زبان انگلیسی اهنگ زیاد گوش میدادم تا زبانم رو عالی کنم …

    و همون موقع سال 97 اول با جول اوستین در اینستا اشنا شدم و یک کتابی داره به اسم نسخه بهتر از خودت اونو خریدم

    وقتی میخوندم انگار دنیا رو بهم داده بودن اینم بگم هنوز من با استاد اشنا نشده بودم .وقتی به قول استاد که توی یک فایل

    سجاده پهن کرده بودن با خدای خودشون حرف میزدند من هم دقیقا اون موقع همین کار رو کرده بودم و روی سجاده قران

    میخوندم چون ارومم میکرد و از خدا کمک میخواستم به خاطر رفتار بد رییس ام و حرف های دیگران یادمه ماه رمضان بود و من

    حسابی با خدا و قران خلوت کرده بودم و در کنارش کتاب جول اوستین رو هم میخوندم و من از یک ادم با عتماد به نفس

    ضعیف و شکسته و احساس بد رسیدم به حال خوب برای خودم تجسم میکردم هر انچه رو که میخواستم

    و یک روز از روزهایی که روزه بودم ماه رمضان دوستم پیام داد که ارزو اقای دکتر تو رو میشناسه از من نیروی خوب خواسته

    خیلی ها به من گفتن اما اسم تو اومده جلو و من یاد تو افتادم بیا لطفا با اقی دکتر همکاری کن

    من برگشتم به دوستم گفتم من نمیام اون بیمارستان دیگه تازه حالم خوب شده برای خودم اهداف دارم گفت من میدونم

    چی شد ولی این فرق داره بیا در مورد حقوق اش و همه چیزش گفته باهات صحبت میکنه

    استاد باورتون نمیشه نمیدونم چی شد یه حس ارامش بهم گفت برو و هل داد منو جلو

    و بعد از چند روز من رفتم سر قرار با اقای دکتر و صحبت کردیم از پروژه کاری و …..

    استاد الان دارم گریه میکنم و مینویسم که چقدر زمان بندی خداوند دقیق هست به محض شروع کار من با اقای دکتر

    ایشون فرداش به طور معجزه واری که اصلا خودشون هم همیشه میگن نفهمیدن که چی شد قبول کردن و رییس بیمارستان

    با اون بزرگی و معروف خاورمیانه شدند و من هم یه جورایی دستیار و دست راست ایشون

    استاد الان با دیدن این ویدیو و اشنا شدن شما از سال 98 میفهمم که قانون و زمان بندی خداوند چقدر دقیقه

    دیگه تو بیمارستان پیچیده بود که من با رییس هستم و کار میکنم

    جایگاهی که همه ارزو شو داشتن و اقای دکتر برگشت به من گفت من رییس شده ام و مسولیت بزرگ و سنگین تو باید در همه حال کنار من باشی

    استاد من اون روز باز بعد از دو سال رسیدم خونه اینقدر گریه کردم ولی گریه خوشحالی اون موقع تنها چیزی که به خداوند

    گفتم این بود که تو به هرکس بخواهی عزت و جلال میدهی خدایا شکرت

    و دقیقا همون خانم دکتری که برگشت به من گفت هیچ کسی تو رو نخواهد پذیرفت شنید و باور نمیکرد و اومد دید

    و من از توی صورتش میدیدم که چقدر شرمنده شده

    سعی کردم خلاصه وار بگم که منم از سال 98 با استاد اشنا شدم و الان که دارم زندگیمو زیر و رو میکنم میبینم هر اتفاقی برای

    چی بوده و این یه مورد رو خاستم بگم که خدا زمان بندی اش دقیقه

    تنها خداست و باید از او یاری بجوییم و من در سال 97 بعد از اسیب های زیاد از خدا کمک خواستم و وصل شدم به خودش

    و سعی کردم روی مواردی که من رو اروم میکنم تمرکز کنم و مهارت کسب کنم

    استاد عزیز من خیلی عاشقوتنم و دوستتون دارم و مریم بانوی عزیزم عاشقتونم

    چون موضوع این فایل احساس خوب بود خاستم بگم که کار کردن روی احساس خوب تو رو از کجا به کجا میرسونه و این

    پاداش .من شاید چند روز گریه کردم ولی بعد تمرکز کردم

    و تنها خداست که عزت و جلال بهت میده و من چقدر مورد عزت و احترام همه واقع شدم خدایا شکرت بابت همه چیز

    استاد برای همه چیز ممنونم

    الان هم چند روزیست روی کلمه هدایت و عزت از سمت خدا دارم هدایت میشم من به خداوند اعتماد دارم

    منتظرم اتفاق های خوبی در انتظارمه

    به امیدالله یکتا روزی پر از خیر و برکت و شادی و ثروت و سلامی و سعادتمندی رو برای همه ارزو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مجتبی انجیله ای گفته:
      مدت عضویت: 1131 روز

      بنام خدایی که خواستهای مارو مشنوه و برآورده میکنه اگر با ذهنمون جلوش رو نگیریم

      سلام به استاد توحیدی استاد عشق استاد پرانرژی استادی که نفسش صداش کلامش افکارش بوی خدایی میده

      سلام به آبجی آرزو

      چه کامنت توحیدی چه ایمانی رو ساختی و نتیجه حاصل‌ شد احسن افرین با همین ایمان و تعهد و عمل کردن تمرکز کردن کوها رو خداوند برات به تسخیر در میاره

      همه چیز ایمانه سکوته فکر کردن در مورد این اگاهیها صبر کردن با عشق

      آماده شدن ظرف وجودی تسلیم بودن رها بودن در هرشرایطی احساس خوب داشتن واقعا احساس خوب یه رازه

      خدا رو میلیاردها بار شکرت که تو مسیر الهی هستیم پرانرژی باشید در هر شرایطی مجی انرژی از کرج

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        ارزو دوستدار گفته:
        مدت عضویت: 2367 روز

        تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

        سلام به استاد نازنینم و مریم نازنینم

        سلام به برادر عزیزم مجتبی جان

        بسیار خوشحال شدم که کامنت من هم به عنوان عضو کوچک به شما کمک کرد

        این ها همه به لطف پروردگار مهربانم، آموزش های استاد عزیزم، و این سایت توحیدی هست.

        یا حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 960 روز

    به نام خدا

    سلام به استادان عزیزم و دوستان مهربانم

    خداروشکر تونستیم دوباره بیایم غار حرا (به قول سعیده شهریاری عزیز)

    استاد عزیزم دلمون براتون خیلی تنگ شده بود

    استاد عزیزم تو یکی از فایلاتون  گفتین یکی از دوستای قدیمی تون توی سال1401 درگیر شده بود و از فرکانس شما خارج شده بود ،همش میگفتم خدایا مارو برسون به فرکانس استاد ،هر چند خودم هیچ کاری نمی کردم ولی یه سری چیزهارو می شنیدم

    استاد چند مورد از بودن در زمان مناسب در مکان مناسب رو میگم:

    1.شب اول 18 دی ماه ما شام دعوت شدیم خونه خواهرم همه دورهم بودیم خوش گذشت

    2.یه شب همینکه از خونه مادر همسرم اومدیم خونمون ،اون محل درگیری و سرو صدا زیاد شده بوده بعد اومدن ما از خونه اونا

    خیلی برام جالب بود که در زمان مناسب اونجا رو ترک کرده بودیم

    3.استاد الان روغن خیلی گرون شده ولی حدودا 20 روز پیش که به همسرم بن کالا داده بودن ما رفتیم اندازه چند ماه روغن خریدیم و من گفتم چه جالب ما در زمان مناسب این روغن هارو خریدیم

    بله استاد عزیزم هرکس در مسیر مناسب باشه در زمان مناسب در مکان مناسب قرار دارد

    استاد یه موضوع دیگه اینکه ما توی همین شرایط خونه خریدیم

    یادم افتاد اول سال با همسرم صحبت کردیم و من گفتم امسال خونه بخریم و این اتفاق افتاد و یه جوری برام عجیب و بزرگ بود ،با اینکه سالهاست با نوشتن خواسته هام بهشون می رسم ولی اینبار یه اتفاقی درونم افتاد و اونم این بود که

    اگه خواسته به این بزرگی اتفاق افتاد ،اونم به راحتی ،چرا من برای رشد خودم اینقدر وقت نزارم ،انرژی نزارم؟

    از همون شب تصمیم به رشد و گسترش خودم گرفتم و هر روز از خدا هدایت خواستم تا اینکه خداوند در  اولین جلسه احساس لیاقت پاسخم رو داد

    .من باید روی احساس لیاقتم عمیق کار کنم ،اینم بگم این دوره خیلی فرکانسش بالاست من کم کم باید گوش بدم تا بره تو وجودم.

    خداروشکر که دوباره به سایت الهی وصل شدیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    Bahar گفته:
    مدت عضویت: 769 روز

    استاد الان بیشتر از همیشه به صحبت‌های با ارزشتون نیازمندم

    صحبت های شما باعث میشه حالم خوب بشه و باور کنم که خودم خالق زندگیم هستم ،نه چیز های دیگه

    و اینکه اعتماد کنم به تنها فرمانروایی جهان، که همه چیز رو داره مدیریت میکنه و همه چیز درست سر جای خودشون هستند

    و با اطمینان به خدا به مسیرم ادامه بدم و مطمعن باشم در نهایت همه چیز به نفع من خواهد بود

    خیلی دوستون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 2053 روز

    به نام خدای یکتا سلام به استاد عزیز و بانو مریم جان

    خیلی خیلی خوشحالم بعد مدت‌ها تونستم وارد سایت بشم و یه تجربه‌ای که چند روز پیش داشتم رو به اشتراک بزارم

    من هفته پیش عروسی خواهرزاده‌ام بود راهمون خیلی دور بود همسرم نمی‌تونست با ما بیاد و من و پسرم باید تنها می‌رفتیم نجوا خیلی زیاد بود که اگه بری اتفاقی بیفته نمی‌دونم توی مسیر پر تونلنه که مهمات گذاشتند اگه فلان بشه اگه بهمان بشه خیلی کلنجار رفتم با ذهنم با نگرانی‌هام و اینکه من تنها برم پسرمو نبرم دوباره گفتم نمیشه اونو تنها بذارم باید ببرمش خلاصه من این داستانو توی ذهنم یه ستاره براش گذاشتم که نتیجه رو ببینم به خودم گفتم من با پسرم میرم عروسی بهمون کلی خوش می‌گذره و همه چی جفت و جوره و برمی‌گردم بابا صحت سلامت،و خدا را شکر همین هم شد و این داستان توی ذهن من خیلی بولد شد که کافیه نجوای ذهن رو خاموش کنی کافیه آرامش داشته باشی و و احساس تو خوب نگه داری ایمان داشته باشی که خداوند در هر جای این کره خاکی باشی حواسش به تو هست مراقب و مواظب تو هست

    ممنون اسناد که باز هم یادآوری کردید

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1815 روز

    بانام خداوند رحمان ورحیم

    باسلام وهزاران درود حضوراستادعباسمنش عزیز

    خانم شایسته نازنین

    ودوستان بهشتی ام

    خدایاشکرت بعدازنزدیک به سه هفته دسترسی به خانواده صمیمی وبهشتی عباسمنش میسرگردید

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    خدایاشکرت

    ارادتمند اصغرابراهیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: