درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1923 روز

    سلام برهمه استادان ودوستان عزیزم اول ازهمه بگم ماشالله به استادم که تواین چندوقت کوتاه اینقد خوب تونسته وزن کم کنه وخوشتیپ بشه دوم بگم استاد دم شما گرم به محضی که رفتید تمپا اولین حرکت بنیادین رو زدید وای که چقد درس داشت این حرفا وای چه مثال تاثیرگذاری افکار منفی به مانند آتش میمونه ازاین بهتر نمیتونست ملکه ذهنم بشه خدایا داری چه میکنی بامن این مسیر هرروز داره قشنگتر سرسبزتر وباامکانات بهتر میشه الله مهربانم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سمیرا ذوالقدری گفته:
    مدت عضویت: 2581 روز

    بنام تنها خالق هستی.

    سلام به استاد ومریم بانوی عزیزم

    وسلام به همه دوستان وهم فرکانسی های عزیزم

    سپاسگزار خداوند خودم هستم که چقدرهدایتی من را به سمت لایو که از قبل اعلام نشده بود هدایتم کرد البته می دانم چرا چون چند ساعت قبلش درخواستی ازش کردم وجوابی خواستم وخداوند هدایتم کرد که این هم جواب کنترل ذهن این قانون بدون تغییر من واقعا نمی دانم چی بگم سپاسگزارم استاد عزیز واز استاد عرشیانفر که سوالهای خوبی پرسیدن وما چه جوابهای عالی گرفتیم واقعا خدا داشت از زبان استاد باهام حرف می زد همه وجودم تو لایو بود ومدام گفتم خدا کنه استاد این بزاره روی سایت من نیاز دارم بارها و بارها و بارها گوش کنم تا خوب بشینه تو وجودم وباورهام بسازم امروز صبح که دیدم اومد روی سایت چقدر خوشحال شدم سریع دانلود کردم دقیقا نمی دانم تا الان چند بار گوش کردم وچقدر زیبا وساده است این قانون خداوند این ما هستیم که باور هایمان ضعیف چقدر قشنگ توضیح دادی استاد سپاسگزارم ازت این چند روزه کتابهای که از سایت خریدبودم خواندم فایلهای روزانه ام گوش کردم این لایو همشون یک چیز رو بهم جواب دادن اعتماد به خدا وکنترل ذهن یعنی

    احساس خوب = اتفاقات خوب .

    سپاسگزار داشته ایم باشم .

    باید کار کنم خیلی بیشتر به خودم وخدای خودم متعهد بشم وعمل کنم عمل کنم فردایم را بهتر از امروزم بسازم چون من خالق زندگی خودم هستم.

    واقعا اعتراف می کنم کنترل کردن ذهنم خیلی بهتر شده نسبت به چند ماه قبل خیلی اروم تر شدم ارامشم بیشتر ومدام میگم هر اتفاقی که بیفته همون اتفاق خوب وخیلی بهم آرامشی میده خیلی سپاسگزارم از استاد وخدای خودم.

    موفق وپایدار باشید.

    درپناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    احمد محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    سلام به اساتید بزرگ و عاشق

    چه صحبت های جذابی

    من یاد گرفتم که مطلقا این افکارما هستن این گفتگوهای ذهنی ماهستن این احساس ما هسن این ارتعاشات یا فرکانس های ما هستن که دارن تمام اتفاق های مارو رقم میزنن بدون شک،

    حالا قران به ما میگه که بالاترین سطح از فرکانسی که میتونی ارسال کنی تا اتفاقات زندگیتو رقم بزنی بدون شک،سپاسگذاری از منبعی هست که دارید فرکانس براش ارسال میکنید که اونم منبع انرژی یعنی خداست،حالا چه موقع بهترین موقعش هست، شب قبل از خواب وصبح موقع بیدار شدن از خودمون بپرسیم ما به خاطر چه چیزهای سپاسگذاریم،من خودم این تمرین رو کردم و بارها فهمیدم که با این کار داره اتفاقات طوری رقم میخوره که خدا طبق قانون بدون تغیرش اصلا اجازه نمیده که اتفاقهای بیفته مه حال تو رو بد کنه،پس من شروع کردم به غیر از قبل و بعد خواب تو رو روز هم سپاسگذاری کردم،و دیدم مه داره بهتر میشه و الان فهمیدم که تو قران نوشته شما اگر سپاسکذار باشید من شمارو می افزایم یعنی ضرفیت شما رو بیشتر میکنم،

    در مورد شریک استاد میگید مخالفم،منم واقعا شیش دونگ کل زندگیم رو بر پایه حرفای شما بستم،اما الان جذیدا یکبار صبح از خواب بیدار شدم گفتم خدایا به من یک ایده بده،ظهر یکی از دوستام گفت بریم زمین بابام رو ببینیم،وقتی دیدم کفتم این زمین به این بزرگ لب اتوبان چرا کسب و کار توش راه نندازیم کفت اگرهستی بکو یا علی با هم راش میندازیم،من از اونجای که پولی نداشتم کفتم من نه اهل وامم نه قرض اما 2/3میلیونی که دارم راه اندازی میکنیم در همین حدپول دارم اونم کفت خب با پولی که داریم شروع میکنیم،اما شما به من یاد دادید دلیل اینکه ادم شریک میگیره اینکه باور نداره که فرصت هانعمت ها بی نهایت هستن،یا میگه من که به تنهای نمیتونم ثروتمند شم باید یک سرمایه اولیه باش،واقعا من رو این باورها کار کردم،اما الان که موقعیت پیش امذه نمیدونم چکار کنم واقعا از خداوند طلب هدایت میخوام که کمکم کن،استاد به خودم میگم این الهام با شرایط کنونی حال حاظر من قابل اجراست اما مشکلم فقط با این هست که شریک وجود داره،از یک طرفم میگم من از خدا ایده خواستم خداهم ایدشو بهم داده،این زمین 10سال هست که خالی بود،فقط من انگار باید میومدم تا بسم الله بگم،هنوزم نمیدونم چه کاری راه بندازم با دوستم،حتی برای این هم میگم خدا یا تو بهم بگو،استاد اکر ممکن جواب منو بدید،متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سید علی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2287 روز

    به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیزم و همه هم فرکانسی های گل ام بسیار از مصاحبت دو استاد پر از انرژی مثبت لذت بردم . مخصوصا که در شرایطی بودم که تازه دیروز به یک تضاد شغلی برخورد کرده بودم و احساسات منفی کم کم داشت بر من غالب می شد و با گوش دادن به این گفتگو باز هم به سرعت خودم رو جمع وجو کردم و اینجا بود که فهمیدم در این دو سالی که با استا د عباس منش هستم چه مقدار متفاوت از گذشته شده ام و اینکه در یک اپارتمان عالی رو به دریا در طبقه چهارم در سواحل خرز زندگی عالی ای دارم با خانواده ام . اما زود به خودم یاد اوری کردم که علی این تضاد رو بگذار کنار و به این همه زیبایی نگاه کن .و اگر من در این شرایط جامعه در این مکان زیبا زندگی می کنم پس باید بدانم که همواره در این دو سال من مسیر احساس خوب مساوی است یا اتفاقات خوب را در پیش گرفته بودم .و باید همین مسیر را ادامه بدهم .مقداری هم حالم بد بود نسبت به شما بد گفتم تو ذهنم .که همین جا از شما پوزش می طلبم .الان که حالم بهتر شده و این فایل هم باز حالم رو بهتر کرد باز هم فهمیدم که همه چیز همون احساس خوب برابر است با اتفاقات خوبه . ازخداوند و استاد عزیزم و تمام دوستان سایت برای همچین سایت و مکان فوق العاده ای سپاسگذارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زهره سادات سجادی گفته:
    مدت عضویت: 1749 روز

    سلام

    سپاس از خدای مهربانم که شما رو سر راه من قرار داد. تا حال خوب امروزم، امید و انگیزه امروزم را مدیون لطف خدا و فایل های خوب شما باشم. این فایل کامل ترین و سود مند ترین فایلی بود که گوش دادم. در همه ابعاد پر از آگاهی، پر از انگیزه، پر از امید، پر از قوانین عالی الهی بود. ممنون از شما و مریم بانو و جناب عرشیانفر بابت این لایو بسیار مفید و آموزنده. زندگیتون پر از احساس و اتفاقات خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    یوسف احدوت گفته:
    مدت عضویت: 3582 روز

    سلام درود بر همگی

    با تشکر فراوان از دوستات بابت این فایل

    یک سوالی برایم پیش آمده است:

    آخرای این فایل درباره تمرکز بر نکات مثبت صبحت شده که در هر شرایطی طوری به اتفاقات نگاه کنید که به احساس بهتری برسیم . من در این کار خیلی تمرین کردم و به نتایج خوبی رسیدم ولی یکی از مشکلات اساسی که دارم اطرافیانم هست که آنها اصلاً این طور نیستند و هر وقت دیدگاهم را به آنها می گویم مسخره و تخریب می کنند. طوری شده که اگر یک اتفاق ناخوشایند پیش بیاید خود اتفاق به من خیلی احساس بدی نمی دهد ولی برخورد بقیه چه بهشون دیدگاهم را بگویم و چه نگویم، بهم احساس بدی میدهد .

    برای این مشکل چیکار میتونم بکنم؟

    چطور می تونم به مدار های بالاتری برم که با افراد قدرتمند تر و مناسب تر برسم؟

    خیلی ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مریم حسینی مطلق گفته:
      مدت عضویت: 1294 روز

      سلام دوست عزیز

      طبق گفته های استاد عزیزم

      شما فقط و فقط تمرکزتو بزار روی خودت،روی بهتر کردن حال خودت،به قول استاد فعرض عنهم ینی به بقیه،برخوردشون بی توجهی کن،خودت رو از همه لحاظ ببر بالا و طبق قانون مدارها شماهم یا افرادی که باهاشون در ارتباطی به طور معجزه آسایی تغییر میکنن و هم جهت با تو میشن یا اینکه جهان اونهارو کلا از تو دور میکنه یا تورو از اونها،به اینکه چجوری کار نداشته باش ولی بدون که همون خدایی که این سیارات رو ،این کهکشاهارو ،این جهانی به این عطمت رو آفریده قدرتشو داره که این هماهنگیارو هم بوجود بیاره،به خدا اعتماد کن،راه های خدا خییییلی قشنگتر از راه های ماست…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    دریا گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    سلام استاد عزیزم

    من وقتی دارم فکر میکنم خیلی خیلی تو زندگیم سختی داشتم همیشه ب درهای بسته میخوردم همیشه گریه میکردم همیشه اذیت میشدم تنها بودم و غصه دار تو روابط داغون بودم با خانوادم با پارتنرم از خودم و همه همیشه ناراحت بودم حتی یادمه اخرین بار جایی ک زندگی‌میکردم ته یه زیر زمین بدون پنجره بود ک شبا میترسیدم بخابم توش چون پول اجاره کردن جای دیگه ای نداشتم از خانوادم دور افتاده بودم و همین جا با شما اشنا شدم خیلی نرم و ارام ارام با صدای شما خوابم میبرد ک روزنه نور امید تو زندگیم پیدا شد و یواش یواش من این مسیر رو ادامه دادم و خونم جا ب جا شد کارم جا ب جا شد رابطه عاطفی بهتری پیدا کردم وای ک چقدر سخت بود من یادم رفته بود اما یادمه ک ضربه عاطفی خیلی وحشتناکی خوردم طوری حالم بد بود ک دیوار دستمو میگرفتم راه میرفتم رو پاهام نمیتونستم وایسم بد پشت بد برام میومد ادم های خیلی بد میومدن سمتم اذیتم میکردن زندگیم زجر بود یه فایل روابط ب دستم رسید ک تصمیم گرفتم بدونم ایرادم کجاست ک همش توی رابطه عاطفی مشکل دارم دلم میخاست ازدواج کنم بشدتتتت احساس بی لیاقتی داشتم با اینکه من خیلی خوشکل و زیبا و تحصیل کرده بودم اما فرکانس من بشدت پایین بود همش میخاستم برم با ادم های درب داغون ک اعتماد ب نفس داشته باشم خلاصه من از دهن مهرداد اقاجانی استاد حوزه روابط شنیدم گفت برید عباسمنش رو گوش کنید من این جمله رو ک شنیدم سریع اومدم توی سایتش و دوتا فایل در مورد روابط گوش کردم مخم سووووت کشید گفتم وای نه من اصلا نمیتونم اینجوری ک استاد میگه عمل کنم استاد اشتباه میگه مگه میشه وابسته نشی خلاصه ک مقاومت شدیدی داشت ذهنم ولی دیگه راهو ادامه دادم فایلا رو دنبال کردم و انفاقات یکی یکی نرم نرم تغییر کردن مثلا اون کسی ک منو رها کرده بود برگشت و برام تجهیزات لازم کسب و کار ارایشگاهم رو کلا خرید گفت کارتو راه بنداز خاست برگرده باهام قبول نکردم دیگه نمیخاستمش کارمو شروع کردم یه سوییت اجاره کردم و کردمش ارایشگاه عصرا تا شبم میرفتم مطب دکتر زیبایی کار‌میکردم اما فقط حقوقم میرفت برای اجاره ارایشگاهم و چندتا دونه مشتری کم داشتم درامد پایین برای هزینه های زندگیم یدونه پراید هم‌داشتم دیگه همین جوری میگذشت و من اومدم ویس نتایج دوستان رو گوش دادم و نعمت ها زیاد شده بود تو زندگیم یادمه تو اشپزخونه داشتم گوشت خورد میکردم میگفتم خدایا شکرت برکت و نعمت برام میفرستی شکر گذاری میکردم انقدررررر دلم ذوق میگرفت میگفتم سقف بالا سرمه حتی موقع صبحانه میگفتم خدایا شکرت همه چی دارم حتی کاردی ک باهاش کره صبحانه میخوردم رو شکر گذار بودم از ته دل و میدیدم زندگیم میگذشت و من قدم اول دوره دوزاده قدم رو تهیه کردم من اخر ماه قدم اول رفتم با دوستام سفر شمال رفتم خونه دوستای دوستام دیدم واییییی ویلاهای لاکچری ماشینای بنز و بی ام‌و من رفته بودم تو جو ادم های پولدار بعد گفتم خدایا شکرت ببین مدار من یک پله اومد بالاتر وگرنه من ک اینا رو نمیدیدم قبلا خلاصه ک سفر تموم شد و م قدم دوم رو تهیه کردم برای خرید قدم یک پولم نداشتم اینجوری شد ک رفتم مطب دکتر زیبایی ژل لب تزریق کردم چون اعتماد ل نفسم پایین بود تو ذهنم‌میگفتم خدایا دکتر بهم تخفیف بده کاش اخر کار یدفه دکتر گفت نمیخام پول ازتون بگیرم هدیه من ب شما برای شب عید من شوکه شدم و گفتم این سک نشونه بود ک قدم یک رو‌بگیرم خلاصه دوماه شد و قدم دوم بودم ک یه روز یه کیک کوچیک گرفتم ببرم تولد دوستمو بگیریم از در ارایشگاه اومدم بیرون دیدم یه شاسی بلند مشکی وایساد و یه اقای قد بلند پیاده شد اومد سمت گفت وایییی چقد دلم برات تنگ‌شده بود شمارمو گرفت ایشون قبلا من توی شرکتش کار‌میکردم خلاصه بعد تولد بهم زنگ زد و من بهش گفتم ک توی مطب کار‌میکنم چون اجاره سالن دارم و ما با هم وارد رابطه شدیم ایشون یه ساختمان‌داشت ک انباری شده بود اونو برام تبدیل کرد ب یک ارایشگاه بزرگ و بالاشم یه سوییت بود داد بهم برای زندگی من از مطب دکتر اومدم بیرون و ازاد شدم دیگه خلاصه من روی قدمها کار‌میکردم سفر میرفتیم خوش بودیم استرس من بسیار کم شده بود رابطه من با پدر و مادر برادرم بهتر شد مشتریهام بهتر شدن من قدم نهم بودم ک بعنوان سوپرایز تولدم سفر گرجستان رفتم و یک دستبند طلا خریدم اما اینجا من ب اون اقا وابسته شدم و انقد افکار اینکه نکنه خیانت کنه مثل خوره ب جونم افتاده بود چون ایشون حدود صدتا نیروی کارمند خانم داشت من انقدر احساس بی لیاقتی میکردم و اعتماد ب نفسم پایین بود ترس داشتم ک بره و گریه میکردم ک وای چیکار کنم قدرت رو داد بودم دستش ک اخرم یه روز توی سفر دیدم با یکی از کارمنداش صمیمی شده و بشدتتتت ناراحت شدم و از اونجا جمع کردم همه زندگیمو توی یک روز اومدم روستای پدریم موندم ….

    اینجا دیگه دوباره من ضربه ی روحی خورده بودم داغون بودم گوشه حیات خونمون انباریو کردمش ارایشگاه چسبیدم ب فایلا مشتریها میومدن بهتر میشد دوره ی احساس لیاقت رو خریدم خیلی روی خودم کار‌ کردم و فهمیدم ک من خودمو قبلا لایق یک ازدواج و رابطه ی عالی نمیدونستم احساس لیاقتم بهتر شد و برام چندتا خاستگار اومد از یکی خوشم اومد با منصور اشنا شدم یه پسر 38ساله قد متوسط و ثروتمند منم 32سالمه و قبلا یبار طلاق گرفته بودم الان ک دارم‌مینوسیم من 5ماهه ک ازدواج کردم دوران عقد هستیم ما رابطه خوبی داریم الان دارم مینویسم یه عالمه خوراکی های مورد علاقمو برام خریده رابطمون داشت بهم میخورد اما من از وقتی دارم روی ذهنم کار میکنم بهتر شده چند روز پیش رفتیم سفر بندرعباس خیلی بهمون خوش گذشت من همسرمو دوسش دارم پنج ماهه ک هر روزی ک نگاهش میکنم میگم خدایا این برام تکراری نمیشه انقدر دوسش دارم طبیعیه نکنه یه ایرادیه اونم خیلی دوستم داره حس امنیت بهم میده خیالم ازش راحته جالبه باذاینکه سواد نداره کاملا باورهای ثروتسازی داره میگه خدا دوستم داره همیشه خدا برام درست میکنه خدا میخاد من پولدار بشم اصلا دقیق جمله های استاد رو‌میگه با اینکه اصلا نمیشناستش وقتی روی خودم کار‌میکنم رفتارش برای من میشه مثل فرشته ها اما وقتی کنترل ذهنمو از دست مسدم بد میشه من دیگه جدیدا دارم فایل رایگانا رو‌گوش میدم خیلیم‌نتیجه میدن خلاصه من الان در حال خریدن جهیزیه هستم و منتظرم ک تا چند ماه دیگه عروسی بگیریم بریم خونه خودمون چون الان خونه مادرشوهرم هستیم بهم اجازه نمیده خونه پدرم باشم نمیدونم شایدم چون خانوادم فرکانسشون پایینه جهان اجازه نمیده توی اون خونه باشم ب امید اتفاقات بهتر و بهتر افرین ب خودم واقعا راستی من قبل ازدواجم ماشینمم عوض کردم 206خریدم اما الان توی خونه مادرشوهرمم و خدایی الان خیلی حال دلم خوبه زندگیم قشنگه همسرم عاشقمه منم عاشقشم و داریم زندگیمونو میسازیم چقدر هم ک خانوادش منو دوستم دارن باهام مهربونن خداجونم شکرت️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمودرضا فلاحی گفته:
    مدت عضویت: 3127 روز

    سلام به استاد عزیزم 😘😘😘و همه دوستان در سایت😍

    و یک سلام ویژه خدمت آقای عرشیانفر عزیز🤗🤗

    سپاسگزارم بابت این کلاس ارزشمند

    واقعا که این جلسه رایگان نیست و خودش ارزش یه محصول رو داره 🎖🎖

    بسیار با ارزشه🥇

    من لذت بردم از اون حرفی که استاد عزیزم در خصوص شکرگزاری زد

    شکرگزاری باعث احساس خوب میشود

    بچه ها :

    هر وقت احساستون خرابه حتما شکر گذاری کنید

    بسیار موثره

    چیزی که هست ما فراموش می کنیم این موضوع رو و در گیر فکر میشیم

    و هی احساسمون رو خراب می کنیم

    باتشکر و سپاس و تجدید احترام

    محمود 🎗🌏

    ۷دی ۱۴۰۰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2026 روز

    استاد عزیزم. استاد جانم، استاد قلبم.

    اول همه بگم از صمیم قلبم عاشقتونم.

    عاشق شما و مریم خانم عزیز.

    عاشق شما و استاد عرشیانفر عزیز که واقعا من تا الان چندتا لایو های شما را گوش دادم.

    عالی ترین بوده.

    چه مکالمه های پر بار و پر از آگاهی.

    استاد عزیزم من واسه کل رشته گفتگوی ارزشمند همونطور که خودتون میگید price less شما با استاد عرشیانفر اینجا مینویسم.

    استاد من الان حدود 5 روزه فقط رو همین چندتا فایل چمبره زدم و دارم گوش میدم و نکاتشو نمیگم نوشتم چون پشت فرمون خیلی بودم و خیلی گوش دادم، ولی ولی ولی چقدر چقدر چقدر عالی بود. چقدر با خودم تکرار کردم. چقدر گفتم واسه خودم و قول میدم تا فردا بنویسم تمام نکاتشو چون عالی بود به تمام معنا.

    حال خوب، احساس خوب، حس خوب. ️

    چقدر عالی بود چقدر قشنگ بازش کردید و چقدر عالی بود این فایل.

    استاد چقدر من از روزی که این فایل رو گوش دادم حالم خوب شد، انرژی ام زیاد شد، کارم راحت تر پیش رفت و هر ناخواسته ای که پیش میاد به خودم میگم ببین دستمو تو آتیش نمیکنم. دستمو تو آتیش نِ می کُ نَ مْ…

    اصلا تو این چند روز حتی چیزایی که باعث اعصاب خوردی من میشد هم کمتر شده.

    استاد این فایل شما باعث شد من دوره 12 قدم رو امروز صبح ساعت حدود 6 تا 7 بخرم. اینقدر بهم آرامش داد توی هر جنبه. اینقدر بهم کمک کرد بیشتر بتونم از هدایت خدای یکتا توی هر جنبه از زندگی استفاده کنم که کمه هرچی بگم. و اینقدر عزت نفسمو بالا برد که واسه خودم ارزش قائل باشم و ی دوره ای که چند وقته میخوام بخرمش رو بالاخره بخرم و متعهد بشم به خودم و شروع کنم. ایمان داشته باشم به هدایت الهی، عاشقتم استاد جونم. از صمیم قلبم عاشقتم. ️

    دوستتون دارم.

    استاد این کامنت رو من ننوشتم چون برای نوشتن این کامنت هم از خدای یکتا و وهاب هدایت خواستم و اون بود که نوشت. تمام کردیتشو به خدا میدم.

    شکر رب العالمین ️

    شکر رب الناس ️

    شکر رب الفلق ️

    امیدوارم هرکجا که هستید در پناه رب یکتا شاد، سالم، ثروتمند، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    محمد طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 1660 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به اعضای خانواده عباسمنش

    راستش در این چند روزه شرایط به ظاهر خوبی نداشتم .و سعی کردم که حالم رو خوب نگهدارم و رسید تا الان که به آگاهیی رسیدم که خیلی مهمه و اون هم اینه که من تنها فقط باید از خداوند بخواهم و به الهامات عمل کنم و البته که باور کنم که خداوند الهام میکند و هدایت میکند من را به سمت چیزی که می‌خوام و اینکه باید به اون شرایط به ظاهر بد به شکل نگاه کنم که به احساس بهتری برسم در موضوعات کوچکی الهامات رو دریافت میکنم و عمل کردم و نتیجه داد و هر بار که عمل نکردم ضربه خوردم خیلی دقیق کار میکنه.

    به این آگاهی رسیدم که من پاره ای از خداوندم و هر آنچه که بخوام رو میتونم بدست بیارم و این موضوع باعث شد که فکر کنم این جهان چیزی فراتر از حد تصور ماست به همین خاطر برام عجیب و غیر عادی شد که در مورد موضوعات مختلف خودم رو ناراحت کنم اذیت کنم مثلاً بخاطر این که درسم خوب نیست و یا اینکه پدرم حرف نا مربوطی بهم زده باشه و یا هر چیز دیگری… البته به اندازه ای که این موضوعات رو باور کنم و عمل کنم نتیجه میگیرم و الان از اون شرایط به ظاهر بد به حال خوب رسیدم و انگار که دیگه اون موضوعات برام اهمیت نداره این دیدگاه که این جهان ارزش ناراحتی نداره باعث شد که اصلا حالم آنقدر خوب بشه که نمیتونم توصیف کنم.و الهامی بهم شده که اقدام به استقلال کنم و از خانواده جدا بشم و کار داشته باشم و برم جدا از خانواده زندگی کنم احساس میکنم الان موقشه که محیط امنم رو ترک کنم.🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: