درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    گلناز ساجد گفته:
    مدت عضویت: 1806 روز

    سلام به استاد عزیز من امروز تو شرایط روحی خوبی نبودم اتفاقات عجیبی در یک هفته گذشته در زندگی من رخ داد البته هنوز متوجه نشدم چه درسی باید بگیرم ولی به شدت حال روحی منو دگرگون کرد امروز صبح که بیدار شدم رفتم به نشانه های امروزم و اینقدر خداروشکر کردم که چقدر جالب این صحبت ها در مورد حال بد من هست و صحبت های ارزشمند شمارو در مورد حال خوب حس خوب گوش دادم واقعا از شما ممنونم خداوند خیر و برکت و سلامتی و شادی در زندگیتون جاری کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مصطفی یادگاری دهکردی گفته:
    مدت عضویت: 2710 روز

    درود بر شما استاد عزیز

    من همواره در حال هدایت شدن هستم و این نکته برای من خیلی جالب بود که به مسیری هدایت می شم که خودم بخوام.

    من نمی تونم تو بهترین حال ممکن باشم اما می تونم حالم را در هر شرایطی بهتر کنم یکم بهتر از قبل.

    وقتی هدایت میشم که قلبم بازه پ وقتی قلبم بازه که احساس خوبی دارم.

    می‌خوام این باور را تو خودم تقویت کنم که الخیر فی ما وقع

    با گوش دادن به این فایل تصمیم گرفتم که یه دفتر سپاسگزاری بردارم و هر روز صبح از خودم بپرسم امروز بابت چه چیزهایی سپاسگزارم.

    دفتر را برداشتم و اولی را هم که برف زیبای امروز بود توش نوشتم.

    یکی دیگه از سپاسگزاری هام هم حتما اینه که دوباره تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم

    و یکی دیگه هم آشنایی با شماست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1861 روز

    به نام خداوند روزی دهنده و هدایتگرم

    سلام استادای عزیزم

    این فایل دوباره بهم یاداوری کرد ک هرچقد بتونم ذهن و افکارم رو کنترل کنم و تو حس خوب بمونم بیشتر هم میتونم نتایج خوبی رو دریافت کنم.

    واقعا وقتایی ک حسم خوب نیست هم اتفاقات بد برام بیشتر میشه و هم کنترل کردن ذهن سخت تر میشه. خدا رو شکر به نسبت گذشته مدت زمانیکه تو عصبانیت بمونم برام کمتر شده اما خب باید بیشتر کار کنم. متوجه شدم من هم توقعم از همه به شدت بالا انگار که همه موظفن من هرچی ک میخوام رو برام فراهم کنن و وقتی چیزی باب میلم نباشه با لحن تند و بدی صحبت میکنم و فرقی نمیکنه که غریبه باشه یا آشنا! همیشه حق با منه! و مورد بعدی هم حس شدید قربانی شدن

    اینو چندماهیه بهش پی بردم ولی مورد اول رو امروز متوجه شدم چون دیروز بخاطر فرکانس پایینم سرماخورده بودم و درمانگاه ک رفتم باحالت طلبکارانه به پرستار گفتم چرا اینجا تمیز نیست چرا رسیدگی نمیکنین و شروع کردم ب غر زدن و اون بنده خدا هم هیچی نگف فقط گف که این چیزایی ک شما میخواین رو تو درمانگاه های خصوصی پیدا میکنین ن عمومی! و این‌بیشتر منو بهم ریخت بعدش هم متوجه شدم ک داروخونه دارو تاریخ مصرف گذشته بهم داده و شاید ب مدت یک ساعت سر خونواده غر زدم و گفتم شکایت میکنم و کلا سیستمم بهم ریخت. بعدش خواهرم گف تو جای اینکه بری حالتو خوب کنی بیشتر حالتو بد کردی!! و همینجا بهم تلنگر خورد و پا شدم وسایلامو جمع و جور کردم و سعی کردم فیلم ببینم و شامی بخورم ک ذهنم فاصله بگیره از این جریانات و امروز ک این فایل رو دیدم متوجه شدم دقیقا همه این اتفاقات زنجیروار از زمانی شروع شد ک من تو داروخونه وقتی شماره ملیم رو به منشی دادم ک داروها رو ثبت کنه ی خانمی با دخترشون اومدن و بعد از من بودن دفترچه ایشون هم برداشتن

    درحالیکه من زودتر از ایشون بودم ولی فک کنم چون داروهاش کمتر بود اول تو سیستم برا اون ثبت کردن و دقیقا وقتی ک منتظر نشسته بودم تو ذهنم اومد ک اول داروهای اون خانم رو اگه زودتر داد به منشی بگم چرا نوبت رو رعایت نکردین!(تو ذهنم تصورش کردم و درنتیجه اتفاق افتاد!) ی لحظا اومدم چیزی بگم مچ خودمو گرفتم، گفتم حق نداری چیزی بگی چون ساخته ذهن خودت بود و همینجور ک از دست خودم عصبانی بودم ک چرا اون لحظه ذهنمو کنترل نکردم و ب همچین چیز مسخره ای فک کردم ک حالا دقیقا تو واقعیت ببینمش! با لحن تندی به منشی گفتم داروهای من مگه اماده نشده خیلی وقته منتظرم منشی هم گف دارن کدا رو وارد سیستم میکنن تا تایید بشه صداتون میزنم. زیر لب یکم غرغر کردم و بعدش دیگه اون جریانات و بهم ریختگی ها و عدم کنترل ذهنم شروع شد و همش هم مقصرش خودم بودم چون نتونسته بودم زمانیکه فکرم شروع کرد به چیزهای بد فکر کرده و تصور کردن، کنتررلش کنم. دقیقا این زنجیره احساس بد و اتفاقات بد همش از افکار خودم شروع شده بود!!

    ک این افکار منفی هم از حس شدید قربانی شدن میاد، همیشه خودمو در قالب کسی ک بهش ظلم شده جا زدم و بخاطر همین همیشه واکنش هام با خشمه چون همیشه فک کردم در حقم ظلم شده پس حق دارم ک طلبکار باشم از همه و عصبانی باشم و ریشه همه اینها از این حس میاد واقعاا چقد این ریشه تو من قوی ک مسبب خیلی اتفاقات ناخوشایند تو زندگیم میشه!

    خدایا شکرت ک بهم نشون دادی ک من خالق شرایط و احساساتم هستم و خدا رو شکر ک دیگه بهتر و‌ زودتر میتونم متوجه بشم ابشخور این افکار از کجاها میاد!!

    استادای عزیزم مرسی برای وجود این فایل های ارزشمند ک هم ما رو اگاهتر میکنه و هم به خودشناسی میرسونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1002 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    149. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    رد پای روز 11 خرداد رو مینویسم

    گوش کن

    وقتی گوش میدم به حرفاش و بعدش میفهمم چرا گفته و برای چی بوده خیلی خوشحال میشم و علاقه مند که سعی کنم بیشتر به حرفاش گوش بدم

    صبح که بیدار شدم و نقاشیامو شروع کردم و تموم شد

    یهویی دلم کیک خواست

    رفتم به مادرم گفتم، مامان تولدته ،کیک درست کنیم ؟ گفتم من برم تخم مرغ و هرچی که لازم داره بخرم و بیارم درست کن گفت باشه

    بعد رفتم روغن و تخم مرغ و بکینگ پودر و چند تا چیز دیگه گرفتم ، یهویی باز گفتم کاش بستنی بخرم ولی یه حسی بهم میگفت نخر و وقتی گفتم دوباره خدا اجازه میدی بستنی بخرم ؟؟؟ یهویی حس کردم باید به مادرم زنگ بزنم و ازش اجازه بگیرم ،چون کارت بانکی مادرم دستم بود و با پولش میخواستم خرید کنم

    بهش زنگ زدم و گفت باشه بخر و وقتی رفتم بخرم یه مغازه نداشت رفتم یه مغازه دیگه که اکثرا از اونجا میخرم خواستم برم داخل مغازه دوباره حس کردم نه از اینجا نخر و برو از جای دیگه بخر

    مسیرمو طولانی تر کردم و رفتم

    تو راه فکر میکردم یعنی دلیلش چی میتونه باشه که مسیرم تغییر کرد؟

    بعد که بستنی گرفتم دوباره یه حسی بهم گفت یدونه اضافه بخر و گرفتم و وقتی اومدم نزدیک خونمون یه نفرو دیدم ، گفته شد بهش بستنی بده

    اولش گفتم آخه من گرفتم خودم بخورم ، ولی بعد گفتم نه این برای من نیست چون وقتی میخواستم بستنی بخرم گفته شد به دلم افتاد که یکی اضافه بخر

    بعدشم من مالک هیچی نیستم

    هیچی ندارم که بخوام بگم برای منه همه برای خداست

    بعد بردم بستنی رو بهش دادم و برگشتم خونه ، مادرم گفت شب مهمون داریم و مادر بزرگم و عموم میان خونمون،

    هر چقدر میگذره بیشتر و بیشتر عاشقش میشم و خدا هر لحظه و هر لحظه مراقبمه و خودش بهم میگه چیکار کنم

    باور دارم که هر لحظه صدایی که میشنوم حس هایی که میکنم همه و همه خدا کمکم میکنه و خداست که داره باهام حرف میزنه

    خیلی حس زیباییه

    خیلی دوستش دارم خیلی

    وقتایی که میگم دوستت دارم خدا بلافاصله میشنوم منم دوستت دارم ،همین الانم شنیدم و وقتی میشنوم انقدر ذوق میکنم و میخندم و کیف میکنم که بهترین حالو دارم

    خدایا ازت سپاسگزارم بی نهایت ممنونم ازت

    که هر لحظه داری جوابمو میدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    احمد گفته:
    مدت عضویت: 1169 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    من این دعارو کردم وخدا برام عجابت کرد وقتی حال درونی خوب میشه زندگی شیرین میشه وهمه

    چیز خوب پیش میره وچرخ زندگی به قول استاد رون میشه

    چقدر استا قران خوب توضیح میدی وچقدر لذت میبر م

    تشکر از استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محدثه جوون گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و اعضای محترم سایت.خیلی فایل عالی بود و همش مرور قانون بود .امروز تا الان خیلی روز خوبی برام بود و واقعا از خداوند کمک خواستم که حالم یه مقدار بهتر بشه.این فایل به کنار کامنت های دوستان یه طرف..واقعا فوق العاده ست.اصلا بخوای و نخوای آروم میشی موقع گوش دادن این فایل.همین که فاصله ای بین خودت و حضرت ابراهیم نمیبینی خودش خیلی حس خوبیه یعنی میشه همین قدر پیش خدا عزیز شد یعنی خدا فرق نذاشته بین هممون و ما میتونیم به اون جایگاه برسیم و اسناد اینو به ما یاد آوری کردن و چقدر حس امید توی قلبمون روشن شد و از خداوند ممنونم که بین هیچ کدوم از بنده هاش فرق نذاشته.خدایا کمکمون کن بتونیم به تو بیشتر پی ببریم یعنی نبر ما رو از دنیا تا قبل شناخت خودت که شناخت تو یعنی خوش بختی سعادت خدایا عاجزانه ازت میخوام ممنونم رب من.خدایا از بس همه جا حضور داریو هستی نمیتونیم ببینیمت.امیدواارم بتونیم توی لحظات سخت بهتر به خداوند وصل بشیم و اونجا نشون بدیم ایمان واقعی رو.همگی در پناه الله یکتا با ایمان باشیم.بدرود دوستان من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ولی الله علوی گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    الله اکبر الله اکبر ازاین لایو دیشب ….۲ساعت ونیم من تمرکز کردم وفقط گوش میدادم ودرچشمانم اشک سرازیر شد .خداراهزاران باشکر که دردوره ای زندگی میکنم که معجزه گر قرن استاد عباسمنش زندگی می‌کند وخداوند مرالایق گوش دادن واستفاده از حرفهایش قرارداد.دکترمهدی نظری کسی بود که من رااز ۹۹ درصد جامعه جدا کرد و۱ درصدی کرد کسی که دوست صمیمی استاد عباسمنش هست .کسی که بی ادعا ست ….اینجا خواستم تشکر کنم ازدکتر مهدی نظری که جهان مرادگرگون کرد وباعث شد من به انرژی بی انتهای عباسمنشی ها وصل شوم .انرژی که یک استاد قدرتمند ودوست داشتنی به همه مردم جهان وایران انتقال می‌دهد. استاد عباسمنش من هرچی ازلایو بگویم قطره ای درمقابل دریای بزرگی وتوصیف وتفسیر شما واستاد عرشیانفر عزیز ودوست داشتنی است .شما ها جهان مارادگرگون کردید شماها فرشتگان آسمانی هستید که دارند برای نجات ما به زمین آورد. من درحال تغییر زندگی وتولد دوباره هستم درحال استفاده ازقانون تکامل تغییرباورها هستم وچه زندگی شیرین دارم چه س خوبی دارم ومعجزه ها وثروت های زیادی درحال ورود به زندگیم هستند استاد درآینده نزدیک درفلوریدا به دیدارت میام ای قدرت بی انتها ودوست داشتنی ….خدایا ازبابت وجود استاد عباسمنش ودکترمهدی نظری که مراباقوانین الهی آشنا کردند بی نهایت سپاسگذارم خدایاسپاس خدایاسپاس خدایاسپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    آیدا ربانی گفته:
    مدت عضویت: 1841 روز

    درود بر استاد عزیزم

    چه فایل زیبایی من که خیلی لذت برم.من تقریبا همیشه صبح که از خواب بلند میشم اولین کاری که میکنم شکرگزاری هست و بعد سریع میام داخل سایت که فایلی که گذاشته میشه رو ببینم و خداروشکر حالم که عالی هست عالی تر میشه قشنگ این حس بهتر بودن رو درک میکنم اینکه میگین میتونیم حسمون از قبل بهتر بشه اما هیچ وقت در اون سطح عالی عالی از همه نظر نمیرسیم چون این خاصیت دنیای مادی هست واقعا جملات طلایی هست😍 و استاد این مبحث علی بی غم بودن😂😂 ی موردی را من تعریف کنم اینکه من هفته پیش امتحان شیمی داشتم و خب تو کلاس ما تقریبا همه تست میزنن و برای کنکور خودشون رو آماده میکنن اما من چون علاقم در درس و کنکور و این داستانا نیست حتی ی دونه تست هم نزدم یعنی تقریبا از شهریور ماه بود که علاقمو فهمیدم و تموم سی دی های اموزشی و کتابا هایی که خریده بودم همه رو جمع کردم و دادم به افراد دیگه و گفتم که میخوام تموم تمرکزم رو بزارم رو علاقم این درصورتی بود که اگه من از همین حالا هم شروع کنم برای کنکور میدونم که جزو رتبه های برتر تجربی میشم اما گفتم اینو برای چی میخوام ایا فقط برای این نیست که بقیه بگن بابا ترکوندی یا بگن میتونی و فلان گفتم چرا باید کاری رو بکنم که فقط تایید دیگران توش باشه پس تایید من چی پس اون رسالتی که تو زندگی دارم چی پس اون حس خوبی که از کارم باید بگیرم چی میشه پس برگشتم به درون خودم و از ربّم خواستم منو هدایت کنه و بهم گفت وقتی علاقت در بیزنس هست پس برو دنبالش. با این که هیچ فرش قرمزی برای من ننداختن و انصافا چجوریشم نمیدونم اما ی چیز رو خیلی خوب میدونم که در زمان مناسب و مکان مناسب به خواستم میرسم هرچند الان دارم رو خودم کار میکنم که تو ذهنم مقاومتی درموردش نداشته باشم تا بتونم در واقعیت لمسش کنم خب برگردیم به علی بی غم بودن😂😂 خلاصه که اغلب دوستان استرس دارن و اینا و سوال اخر امتحان شیمی ما جزو مسایلی بود که کسی که تست زده بود راحت باید حل میکرد و من همیشه میدونم که خداوند جواب ها رو به من الهام میکنه و واقعا همینطور شد و بطور معجزه آسایی من اون سوال حل کردم و واقعا تمام اعتبارش به همون الله هست که میپرستم و بعد امتحان یسری از دوستانی میگفتم سخت بوده یکی که میگفت من اصلا ننوشتم و این جور چیزا و من همش خدارو شکر میکردم بابت اینکه میتونم درک بکنم الهامش رو و خودم رو جدا بکنم از افرادی که میگن اقا باید سخت تلاش کنی باید از خوشیت بزنی تا به هدفت برسی و من اینو قبول ندارم و من کلا ادمی هستم که اسون میگیرم به خودم و تموم کارها رو میسپارم به الهه فراوانی و عشق و زیبایی و میدونم خودش کارها رو انجام میده خیلی زود میام از نتیجه کارم براتون مینویسم.استاد عاشقانه دوستون دارم💚و برای همگی آرامش و سلامتی و ثروت در همه جنبه های زندگی رو از خداوند خواهانم💙💙💙

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سمانه حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2154 روز

    سلام استاد وقتتون بخیر خدارو هزاران بار شاکرم که دوباره به درخواست من پاسخ داد و بهم برای هزارمین بار نشون داد که آدمی هر آنچه رو که بخواد و در فکرش باشد و جستجو کند بدست خواهد آورد من این لایو زیبای شما رو با استاد عرشیانفر دیدم وخیلی خیلی لذت بردم گاهی اشک شوق میریختم از این قانون زیبای کاعنات منو همسرم عاشقانه به صحبتهای شما گوش میدیم و دنبال میکنیم شبی که لایو برگزار شد همسرم نتونستن توی لایو باشن و منگفتم حتما لایو سیو میشه وبعد میبینن ولی دوروزه هرچی تو پیجهای آقای عرشیانفر و شما میگشتم اثری از لایو نبود حتی چندبارهم پیام دادم به استاد عرشیانفر ولی جوابی دریافت نکردم امروز که امدم توی سایت تا ادامه زندگی در بهشتو ببینم چشمم خورد به گفتگو با دوستان وقتی بازش کردم باورم نمیشد همون چیزی بود که من دنبالش بودم مگه میشه لایو تو گفتگو با دوستان گذاشته بشه خدایا شکرت شکرت شکرت خیلی ممنونم استاد بابت تمام صحبتهای خوبتون همش حقیقت محضه ممنونم که هستین ممنونم که خداوند مسیر زندگیم رو با شما گره زد و احساس خیلی خوبی دارم خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    نیلوفر گفته:
    مدت عضویت: 1744 روز

    ❤ سلام استاد عزیزم ❤

    این لایو مشترک با استاد عرشیانفر عالی بود مثل بقیه صحبتهای شما بازهم قدرتی صحبت کردید و حالمو عالی کردین . خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای آشنایی با استاد عباسمنش و این سایت فوق العاده .

    وااای که چقدر خوشحال شدم روی سایت هم قرار دادین و من مثل بقیه فایلهای دانلودی صوتیش رو دانلود میکنم و بارها گوش میکنم و عمل میکنم .

    جالبه وقتیکه این لایو رو اون شب داشتم نگاه میکردم، آخر لایو یه اسمس واریز برام اومد 😍

    خیلی پیش اومده در زمان گوش دادن به فایلهای شما اتفاق خوب میوفته چون حالم عالی میشه از ته دلم دوستتون دارم استاد عزیزم . مریم جون مهربونم … چقدر خوبید آخه

    خدایا شکرت 😍❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: