اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی زیبا و خیلی بی نظیر هست ، این آخرین جمله ی این فایل گویای همه چیز بود ، و در ذهن من مدام تکرار شد…
استادم ، من این آگاهی ها را بار ها و بار ها از شما شنیدم ولی هر بار می شنوم انگار که دفعه ی اولم هست و شدیدا تحت تاثیر قرار می گیرم و واقعا خیلی زیباست و خیلی بی نظیر هست … به حدی زیبا بود که اشک توی چشمام جمع شد ، وجودم پر از عشق و سپاسگزاری شد … به خاطر این احساس های خوب سپاس گزارم …
تکرار این قانون ساده و زیبا که احساس خوب ، اتفاق خوب را به دنبالش میارد، اینقدر تکرار که جزئی از وجودت بشود ،
زمانی که به دنیا اومدیم به صورت غریزی این باورها را می دونستیم و انجامش می دادیم ، وقتی به بچه ها نگاه می کنی، می بینی که چقدر شاد هستند و از هر لحظشون ، بیشترین لذت را ببرند و هیچ ترسی از آینده ندارند و هیچ فکری درباره ی گذشته ندارند . آزاد و رها هستند … توی لحظه ی حال هستند …
و به مرور فراموش می کنیم ، ذهن پاکمون دست خوش تغییرات می شود و از افکار و باورهای غلط پر می شه دیگر به نعمت هایی که اطرافمان پر و فراوان هست با نگاه پاک و زیبا نگاه نمی کنیم. نجواهای می آیند و ما را غمگین و غمگین تر می کنند …
استادم هزاران بار شکر که در مسیر بچه شدنم هستم . دارم تلاش می کنم که بچه بشوم و مثل یک بچه ی تازه به دنیا اومده به دنیای زیبای که پر از شگفتی هست نگاه کنم …
استادم چه مثال های زیبایی می آورید و هربار این فایل ها تازه و با طراوت تر می شود . داستان ادیسون عالی بود ، انسان های موفق چه باورهای زیبایی داشتند و دارند ، چه فراغ بال هستند واقعا تصورش هم انسان را تحت تاثیر قرار می دهد،
انسان سپاس گزار را خدا بزرگش می کند و می افزایتش …
این قانون جهان هست . تضادهایش، برایش کوچک می شود و نعمت هایش بزرگ و بزرگ تر می شود …
واقعا چقدر زیبا و چقدر بی نظیر …
این قانون زیبا و ساده ،چقدر زیبا و چقدر بی نظیر هست که هرچه درباره اش بگویی و بنویسی کم گفتی و هیچ وقت تکراری نمی شود !
و هرچه سپاس گفتی کم گفتی !
خدای خوبم از تو سپاس گزارم که جهانت را زیبا آفریدی و قانونمند و با قوانین ساده، درکش آسان هست ،سپاس گزارم که می تونم زندگیم را خلق کنم نه با کار عملی و با رنج و تلاش طاقت فرسا بلکه تنها و تنها با افکارم و با احساس خوب داشتن و شکرگزاری کردن نعمت هایت و دیدن نعمت هایت با ذهن پاک ،
استادم به خاطر این آگاهی های ناب سپاس گزارم ،
دوستان خوبم که با کامنت های فوق العاده و دیدن زیبایی ها زیبا نگاه کردن را می آموزید سپاس گزارم …
به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به ثروتمندی و خوشبختی من در هر دو جهان مشتاق و مصر است
و قدرت خلقکنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به دست باورهای خودم داده
تا بتونم از راههای لذتبخش و آسان به تمام آرزوها و زندگی رویاییام برسم
به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و زیبایی و آدمهای خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و من را نیز از بدو تولد موجودی بسیار عزتمند و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمتهایش را دارد.
*
سلام به تمام:
آدم های خوب دنیا در تمام دوران ها
خوبیهای کوچک و بزرگ
خوشبختی و آرامش
موفقیت و ثروتمندی
تجربههای فوقالعاده و ناب
لذتهای متنوع و وصفنشدنی
سلامتی و زیبایی
آسایش و رفاه
آبرومندی و عزتمندی
عشق و محبت و وفاداری
صداقت و درستی
موفقیت و رشد و پیشرفت
هدایتهای خداوند
سعادتمندی و عاقبت به خیری
*
– آدمی که بتونه در زمانهای بیشتری احساسش رو خوب نگه داره، اون آدم واقعا بهشت را در همین دنیای مادی تجربه میکند.
– اگر ما تمرین کنیم در شرایط مناسب، سپاسگزار خداوند باشیم و احساس خوبی داشته باشیم با نگاه کردن به نعمتهای زندگیمون، تحسین زیباییها و توجه به نکات مثبت، آن زمان یواشیواش به مداری میرسیم که شرایط یکم سخت میشه و واقعا ناراحت بودن حقمونه، ولی اگر باز هم بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم، برد کردیم.
قطعا با کار کردن روی ذهن خودمون و تمرین کردن برای کنترل افکار و احساساتمون، توی این زمینه به قدری خوب میشیم که دیگه به جای اینکه یک هفته ناراحتی کنیم برای مسئلهای، فقط زمان کوتاهی مثلا 10 دقیقه از وقتمون رو ناراحت هستیم و بعدش سریعا میتونیم احساسمون رو کنترل کنیم. قطعا پاداش رو کسانی میگیرند که بتوانند این کار رو انجام بدهند.
– ما باید بتونیم همیشه طوری به قضایا نگاه کنیم که در زمانهای بیشتری از روز، احساسمون خوب باشه.
مثلا صبح که از خواب پا میشیم از خودمون بپرسیم بابت چه چیزهایی سپاسگزار خداوند هستیم.
و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم.
سوره ابراهیم (14)
– ارتباط بین شکر و رزق، ارتباط بین شکر و ثروت و سلامتی، همه به دلیل احساس خوب است.
– مولفهای که در هنگام شکرگزاری اتفاق میافتد، احساس خوب است؛ به عبارتی وقتی به خاطر چیزی سپاسگزار هستی، احساست خوب است.
بنابراین این ی تمرین خوبه که وقتی شب داری میخوابی یا صبح که از خواب بیدار میشی، از خودت بپرسی برای چه چیزهایی شکرگزار خداوند هستی، و آگاهانه دنبال چیزهایی باشی که احساس خوب به تو بدهد و احساس تو را خوب نگه دارد.
– حالا طبق قانون، اگر ما در زمانهای بیشتری احساسمون رو خوب نگه داریم، در مداری قرار میگیریم که اتفاقات خوب بیشتری برای ما رخ میدهد.
– خیلیها فکر میکنند که هر روز یکسری اتفاقات و شرایط از پیش تعیینشده و مشخص وارد زندگی آنها میشود، ولی نکته اینجاست که ما میتوانیم اتفاقات یک ثانیه بعد ما را نیز تغییر دهیم و هیچ چیز از قبل آماده و مشخص نیست.
– ما هر لحظه با افکار و احساسمون داریم یکسری فرکانس را جنریت میکنیم و جهان داره شرایط و اتفاقاتی معادل با آنها را وارد زندگی ما میکند.
– از طرفی چون ما نمیتوانیم همیشه در بهترین احساس ممکن باشیم، توی زندگی ما هم همیشه بهترین حالت ممکن نیست.
– اگر ما میتوانستیم در تمام شرایط در بهترین احساس ممکن باشیم، تا ابد در شادی و سلامتی و نعمت و رزق و ثروت زندگی میکردیم؛ البته این امر در جهان پس از مرگ ممکن است:
سینیهایى از طلا و جامهایى در برابر آنان مىگردانند، و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست] و شما در آن جاودانید.
سوره زخرف (43)
– ما میتونیم از این چیزی که هستیم بهتر باشیم، در احساس بهتر باشیم، ولی نمیتونیم در بالاترین احساس ممکن باشیم و به خاطر همین هم زندگی ما در بالاترین کیفیت ممکن نیست؛ در واقع، این ویژگی دنیای مادی است که در آن زندگی میکنیم.
– در دنیای مادی ما باید تلاش کنیم احساسمون رو خوب نگه داریم و هر چقدر بتونیم این کار رو انجام بدیم، شرایط زندگیمون هم بهتر و بهتر میشه.
– به عبارتی، شرایط زندگیمون وقتی بهتر میشه که ما فرکانسهای بهتری به جهان ارسال کنیم، آرامش بیشتر و احساس خوبی داشته باشیم.
– اصلا مهم نیست که شما چقدر دلیل دارید برای اینکه ناراحت و غمگین باشید، اصلا بگو یک میلیارد! قانون اینه که اگر بمونی تو احساس بد، اتفافات بد برات رخ میده. یعنی اگر دستت رو بکنی توی آتیش، قطعا میسوزی؛ حالا با دلیل یا بیدلیل این کار رو انجام بدی دیگه چه اهمیتی داره!
– پس بیشتر احتیاط کن، بیشتر مراقب باش، نزار افکار منفی تو ذهنت بیاد، اخبار گوش نده، نرو سوشال مدیا، اتفاقات گذشته رو در ذهنت نشخوار نکن، اشتباهاتت رو هی نشین مرور نکن، نگران اتفاقات آینده هم نباش؛ چرا که این نوع تفکر یعنی انگار داری دستت رو توی آتیش میبری، پس اون وقت دیگه باید منتظر تبعات کاری که کردی باشی و نگی چرا داری میسوزی.
– به همین دلیل، احساس خوب داشتن رو تمرین کن و ببین که نتایج خوب برات رخ میدن، اصلا از در و دیوار برات نعمت و ثروت و خوشبختی میباره؛ چرا؟ چون یاد گرفتی تو هر شرایطی تا اونجا که امکان داره حالت رو خوب نگه داری، آرامشتو حفظ کنی و از زندگیت لذت ببری. قطعا این کاری که میکنی پاداش داره و جهان به خاطر این ارزشی که به خودت و زندگیت میدی پاسخ خوشایندی میده و درهایی از نعمت و ثروت و برکت و خوشبختی رو برات باز میکنه.
– وقتی در حالت عادی، حس و حالت خوبه و تلاش میکنی و تصمیم میگیری در شرایط بد هم آگاهانه راهی پیدا کنی که به اوضاع جوری نگاه کنی که بهت احساس بهتری دست بده، ورق برمیگرده و گل رو میزنی؛ همه چیز به نفع تو پیش خواهد رفت. (اما این کار ساده ای نیست و باید روی خودت تمرین کنی.)
– یکی از چیزهایی که کمک میکنه ما در هنگام اتفاقات بد احساسمون رو خوب نگه داریم، اینه که به خودمون بگیم اشکال نداره، من دارم چیزی یاد میگیرم و تجربه خوبی کسب میکنم و… سپس فکر کنیم که چطور میتوانیم خودمون و کارمون و رفتارمون رو تصحیح کنیم تا بهبود پیدا کنیم و بهتر بشیم. در حقیقت موقع اتفاقات خوش و اوضاع آرام که اصلا به این چیزها فکر نمیکنیم، بنابراین تلاش کنیم از این زاویه زیبا به اتفاقات ناخوشایند نگاه کنیم.
– از اینرو وقتی به مسائل زندگی برخورد کردی از خودت بپرس من چه درسی میتوانم از این شرایط یاد بگیرم؛ به خودت بگو اشکال نداره چیزی از دست دادم، در عوض درس ارزشمندی از آن یاد گرفتم؛ هرچند این درس برایم گرانقیمت بود ولی اگر ازش درست استفاده کنم، قطعا و حتما دهها برابر آن را میتوانم از نو بسازم و زندگی فوقالعاده عالی را تجربه کنم.
ماجرای آتش گرفتن انبار آقای ادیسون:
زندگی توماس ادیسون بسیار مرفه بود و او یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش هزینه میکرد که ساختمان بزرگی بود.
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق توماس ادیسون بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینهسازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمههای شب از اداره آتشنشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش میسوزد و درحقیقت کاری از دست کسی برنمی آید و تمام تلاش مأموران فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به دیگر ساختمانهاست.
آنها تقاضا کردند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع توماس ادیسون پیرمرد رسانده شود. پسر با خود اندیشید که احتمالاً توماس ادیسون با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خود را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که توماس ادیسون در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره میکند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش به سر می برد. ناگهان توماس ادیسون سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سرشار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعلهها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر میکنم که آن شعلههای بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است!
وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را میدید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟ پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیات در آتش میسوزد و تو از زیبایی رنگ شعلهها صحبت میکنی؟ چطور میتوانی؟ من تمام بدنم میلرزد و تو خونسرد اینجا نشستهای؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری برنمیآید. مأموران هم که تمام تلاششان را میکنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظرههایی است که دیگر تکرار نخواهد شد! در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نوسازی آن فردا فکر میکنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعلههای زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!
فردا صبح توماس ادیسون به خرابهها نگاه کرد و گفت: «ارزش زیادی در بلاها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم.»
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراعات بشریت یعنی «ضبط صدا» را تقدیم جهانیان کرد. آری او «گرامافون» را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
بیایید یکبار دیگه این جمله زیبا از آقای ادیسون رو بخونیم:
«ارزش زیادی در بلاها وجود دارد، چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود.»
*
تمام حرف این جلسه این بود که:
«احساس خوب، تمام چیزهای دلخواهمان را برای ما به ارمغان میآورد.»
به عبارتی:
احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب.
احساس خوب برابر است با خوششانسی.
احساس خوب برابر است با جذب آدمهای خوب.
احساس خوب برابر است با شرایط و موقعیتهای عالی..
احساس خوب برابر است با سلامتی و آرامش بیشتر.
احساس خوب برابر است با جذب بینهایت ثروت.
احساس خوب برابر است با جذب نعمتهای بیشمار.
احساس خوب برابر است با زندگی سرشار از عشق و لذت.
احساس خوب برابر است با عزتمندی و آبرومندی بیانتها.
احساس خوب برابر است با امنیت و ایمنی بیشتر.
احساس خوب برابر است با موفقیت در همه ابعاد زندگی.
احساس خوب برابر است با تجربههای شیرین.
احساس خوب برابر است با آسایش و رفاه در زندگی.
احساس خوب برابر است با لذتهای گوناگون.
احساس خوب برابر است با فرصتهای خوب.
احساس خوب برابر است با ایدههای خوب.
احساس خوب برابر است عزتنفس بیشتر.
احساس خوب برابر است با اعتمادبهنفس بیشتر.
احساس خوب برابر است با احساس لیاقت بیشتر.
احساس خوب برابر است با احساس خودارزشمندی بیشتر.
احساس خوب برابر است با داشتن بهترین نوع زندگی.
احساس خوب برابر است با تجربه رویاها در زندگی.
احساس خوب برابر است ایفای نقشی پررنگ در گسترش این جهان زیبا.
احساس خوب برابر است با خوشبختی تمام و کمال.
احساس خوب برابر است با سعادتمندی در هر دو جهان.
*
کامنتم رو با دو تا جمله و شعر ناب تموم میکنم:
تو نه با افتادن در آب، بلکه با باقی ماندن در زیر آب غرق میشوی.
(پائولو کوئیلو)
پس برای مدت طولانی در احساس و فرکانس بد نمون دوست من.
و یاد این شعر زیبای جناب مولانا بیفت که میفرماید:
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شیرین چو شکر تو باش شاکر
شاکر هر دم شکر ستاند
شکر از شکرست آستین پر
تا بر سر شاکران فشاند
تلخش چو بنوشی و بخندی
در ذات تو تلخیی نماند
*
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
خدای قدرتمند و مهربان من، بخاطر تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که به من عطا کردی، از اولین روز زندگیم تا حال حاضر و همچنین اونهایی که در آینده دور و نزدیک به من خواهی داد، هزاران هزار بار متشکرم.
واقعا وقتی به این درک از ایمان برسیم که افکار ماهست که اتفاقات رو رقم میزنه، دیگه با هر دلیل و منطقی بخوایم تو احساس بد بمونیم، فقط بیشتر وبیشتر از جنس و اساس اون موضوع رو جذب میکنیم، من خودم وقتی حسم بد میشه، نمیگم خیلی عالی عمل میکنم ولی بخودم میگم حمید باهر منطقی دستت رو به آتیش بزنی، سوختی پسر، هر طوریه یه راه درو پیدا کن، این جهان سیستمش طوریکه، فقط احساساتت رو میگیره و مثل آینه داره بهت برمیگردونه، نه دلسوزی میکنه نه ترحم داره، فقط وفقط بازتاب فرکانسای من رو بخودم میده.
واقعا بهترین منطقیکه میشه از این قانون اورد،اینکه آقا چطوره ما روزایکه حسمون عالیه، زندگی سرشار از اتفاقات عالی وهمزمانی و بیشتر حسهای عالیه،و روزایکه باخودمون درصلح نیستیم و هی جذب ناخواسته بیشتر هست، وقتی این منطقارو میارم، ذهنم بیشتر قانع میشکه، کمتر وکمتر درحس بد بمونه.
منطق قرآنیش، نجوا تنها، فقط از سوی شیطان است که مومنان رو غمگین کند
سوال طلایی، من بابت چه چیزهایی از خداوند مهربانم سپاسگزارم؟ چون شکرگزاری بالاترین فرکانس و نزدیک به خداونده، چون فقط باشکرگزاری میشه به احساس عالی معنوی رسید.
من چقدر عاشق این فایل هستم چون من با این لایو برای اولین بار صدای استاد عباسمنش را شنیدم و برای اولین بار ایشون را دیدم.
من دی ماه 1400 دقیقا وسط های این لایو بود که یکدفعه وارد اینستا شدم. چون خیلی درگیر فضای مجازی نبودم و اصلا آشنا با لایو و این چیزها نبودم. و استاد عرشیانفر را هم از فایل های عرشیانی شو که برام از طریق دوستم رسیده بود گوش داده بودم و خیلی خوشم اومده بود و ایشون را در اینستا پیدا کردم.
اونشب وارد اینستا شدم و دیدم یک لایو استاد عرشیانفر گذاشتند. و همینجوری وارد شدم ببینم چجوریه.
و این همان هدایت من بود به استاد عباسمنش.
نمیدونم چرا اینقدر صدای ایشون و حرفهاشون به دلم نشست. زمانی بود که من آماده شنیدن صدای ایشون بودم. و خدا منو هدایت کرده بود به این لایو. حتی از وسط های لایو.
و خدا را سپاسگزارم که بعد از این لایو پس از تلاش های زیاد چون وارد نبودم چجوری میتونم وارد اینستا استاد بشم . چون با اسم ایشون هزاران صفحه بود و من بلد نبودم کدوم اصله و کدوم فرع.
و بالاخره خدا هدایتم کرد تا در این سایت باشم.
من حرف های خوب میشنیدم و به دلم مینشست.
اما اصلا نمیفهمیدم یعنی چی.
اصلا نمیفهمیدم قانون چیه.
چرا اینقدر نامفهومه همه چیز.؟! سوال های من بود از خودم در اون زمان .
و چقدر من خوشبختم که امروز بعد از دو سال و چندماه که دوباره میشنوم میفهمم قانون چیه و مهم اینه که علاوه بر فهم قانون من دارم عمل میکنم و دارم نتیجه میگیرم.
من دیگه امروز میدونم چرا احساس خوب اتفاقات خوب را رقم میزنه.
چون میدونم طبق قانون به هر چیزی توجه کنم از جنس همون برای من حقیقت پیدا میکنه.
پس وقتی به چیزی بد توجه میکنم احساس من بده پس باید توقع داشته باشم که بخاطر توجهم اتفاق بد برای من در راه است.
استاد مثال خوبی زدند . ماهیت آتش سوزندگی است.حالا به هر علتی من دست به آتش بزنم میسوزونه. برای آتش فرقی نمیکنه ماهیت اون سوزندگی و حرارت و داغی است. نمیاد دلش برای من بسوزه نه اینبار مینا جان نمیسوزونمت چون دلم برات میسوزه . دستت را بکن تو آتیش.
پس به هر دلیلی که حتی درست هم باشد اگر در فرکانس حال بد بمونیم باید منتظر اتفاق بد باشیم.
و به هر دلیل مسخره ای اگه حالمون را خوب کنیم باید منتظر اتفاقات خوب باشیم.
همون جمله معروف استاد در این فایل باید علی بی غم باشیم. بی خیال و شاد .
البته وقتی که شروع این راه بودم و قانون را نمیدونستم و حالم بد بود و خشم داشتم مسلمه که نمیتونستم مفهوم این احساس را درک کنم.
چون اینقدر فاصله فرکانسی خشم با سپاسگزاری زیاده و اصلا نمیشه از خشم یکدفعه به سپاسگزاری رسید.
باید پله پله از خشم یه کمی حالم را خوب کنم.
من اونموقع شروع به بخشیدن کرده بودم و همون باعث حال بهتر من شده بود.
چون اونموقع عالم و آدم را مقصر زندگیم میدونستم و این احساس قربانی بودن و خشم به من اجازه نمیداد حالم را خوب کنم.
فقط حرف های خوب میشنیدم. و واقعا تکاملی و یواش یواش این مسیر طی شد.
و چقدر الان که اینها را مینویسم خوشحالم که از چه حالی الان به حال سپاسگزاری رسیدم.
واقعا بخشیدن سخته . چون قانون را نمیدونیم. چون فکر میکنیم همه مقصرند. چون فکر میکنیم ما هیچ حقی در زندگیمون نداریم. چون فکر میکنیم خانواده و فامیل و همسر و بچه و …. همه و همه مقصرند.
و در اصل چون قانون خالق بودن خودمون را نمیدونیم.
پس مجبوریم که از خشم به ملامت دیگران برسیم. شروع کنیم دیگران را یکی یکی بخشیدن. از مرده و زنده
این بخشیدن باید هر روز ادامه پیدا کنه تا این آینه زنگاری و کثیف دلمون آرام آرام پاک و تمیز بشه.
و هرازگاهی که دوباره دلمون تیره و تار شد باید ببخشیم . اینقدر که صاف صاف بشیم پاک و مطهر .
و اونموقع میتونیم بگیم این درجه فرکانسی داره میره سمت نور و روشنایی .
داره درست مسیرش را طی میکنه.
حالا چرا؟ چون حال دلمون از خشم و نفرت خیلی خیلی بهتره و احساسمون از قبل یه ذره بهتره.
و این تمرین را اینقدر ادامه بدیم تا لگبه سپاسگزاری برسیم.
تا مثل ادیسون سپاسگزار اون رنگ ها باشیم.
سپاسگزار بودن بالاترین و نزدیکترین نقطه به خداوند و نور و آگاهی کل است .
سپاسگزاری ی درسته که واقعی باشه. چون جهان به حرف های ما پاسخ نمیده . اینکه ادا دربیاریم و الکی سپاسگزاری کنیم و بگیم خود خدا میدونه چی میگم نباشه.
سپاسگزاری که قلبت آرومه . سپاسگزاری که حالت خوبه. سپاسگزاری که احساست عالیه.
فرکانس تو نشاندهنده حال تو است. چی فرستادی همون را دریافت میکنی.
و زندگی ما هم حقیقت همون فرکانس هایی هست که فرستادیم.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
من سپاسگزار خداوندی هستم که مرا در این مسیر قرار داد و هر روز هدایتم کرد و هدایتم میکنه که هر روزم بهتر از قبل باشم.
من ممنونم از مریم جان عزیز بخاطر متن های اضافه شده شروع فایل ها و بخاطر این روزشمار ها که هر کسی میخواد یه فایل تمرینی برای شروع داشته باشه به راحتی میتونه از روزشمارها استفاده کنه.
خدایا متشکرم بخاطر این مسیر سبز
استاد عزیزم ممنونم از شما و گفتگوهای شما با اساتید و بچه ها که هرکدومشون میتونند استاد من باشند. و هرکسی به من یک مطلب هم یاد بده استاد منه. و کامنت بچه ها هر کدوم توش درس هایی هست که من واقعا ازتون ممنونم بخاطر این بستری که برای ما فراهم کرده اید.
این لایو خودش یه دوره بود من اون شب تو لایو بودم .به شدت احساس خوبی داشت
دقیقا وقتی دنبال جواب بودم که چطور بتونم لذت بیشتری ببرم و راحتتر مسائل حل کنم
وقتی که امروز تو گودال ذهتم گیر کرده بودم و احساسم سر مسائل پوچ بد شده بود یه بار دیگه این لایو رو دیدم و خداروشکر که هدایتم کرد
یاداوری کرد بهم که احساس خوب مهمترین دلیل برای موفقیت هست هر چقدر که من به احساس خوب بیشتری برسم اتفاقات خوب بیشتر را تجربه میکنم
و چه نکته خوبی استاد که هیچ کس نبوده نیست و نخواهد بود ک در هر لحظه احساس خوب داشته باشه نشدنیه چون ما تو جهان 2قطبی زندگی میکنیم باید تلاش کنیم زمان های بیشتری در احساس خوب باشیم و در شرایط به ظاهر نازیبا بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و سریعتر به احساس خوب برسیم تا نتایج خوب هم رقم بخوره
ممنون از شما استاد بی نظیر بابت این اگاهی ها
راستی استاد امروز هدیه از طرف سایت بهم داده شد که بی نهایت خدارو شکر میکنم و ممنونم یه نشونه اس که امروز سعی میکردم احساس خوب بیشتری داشته باشم که البته نسبت به قبل خودم هم موفق بودم و زمان های بیشتری احساس خوب داشتم اینم جواب اون احساس خوب
استاد کنترل ذهن خیلی سخته من خودم هر زمانی ک اتفاقی میافته زود بهم میریزم قبلا ک چند روز درگیرش بود ولی الان یه مدتی که وارد سایت شدم بهتر شدم مثلا اگر قبلا ۳ روز درگیرش بودم الان یک روز زمان میبره تا به حالت عادی برگردم
البته استاد الان تقریبا ۴ ، ۵ ماه هست وارد سایت شدم این روزها میفهمم ک تازه رسیدم به صفر تا الان منفی بودم
ای کاش زودتر وارد سایت میشدم
استاد عزیز واقعا ازتون ممنونم بابت این آگاهی های ناب و خالص
و منی که همیشه و همه جا شعارم این هست که حال خوب یعنی اتفاقات خوب
خودم ی جاهایی قشنگ با اقتدار تمام این حرفمو نقض میکنم
منی که تا این لحظه زندگیم هر چیزی رو درو کردم فقط و فقط با همین ی جمله بوده
منی که به درامد عالی رسیدم فقط با همین حال خوب
منی که به دفتر خوب به شغل خوب به مشتری خوب به ارامش خوب به رفاه خوب رسیدم اونم فقط با حال خوب
منی که وسط تمام تضادها وسط تمام پارادوکس ها وسط تمام مشکلات با اقتدار ایستادم و تن به هیچ عامل بیرونی ندادم و تماما ذهنمو سمت حال خوب بردم که من باشم و خدای من
قشنگ وسط ی حیله ی دسیسه وسط ی خاله زنک بازی سر خوردم اونم با چه سرعتی
دقیقا همان پیام دلنشین و پر محتوای پیامبر
شرک در دل مومن
اره در دل مومن
در دل من که ی ساله تمام فقط کوشیدم که استاد حرف بزنه و من بگم چشم هر چی شما بگی
اره شرک در دل من
قشنگ مث راه رفتن مورچه سیاه در دل تاریکی شب روسنگ
قشنگ با ی جمله خیلی خیلی ساده سر خوردم
اصلا کی گفته ترمزهای زندگی بزرگه
اتفاقا خیلی خیلی کوچیکه
ولی چون حسابی بهش رسیدیم
انواع و اقسام کود شیمیایی و حیوانی بهش دادیم
انواع و اقسام نظر و باورهای دیگران رو تاثیر دادیم
ی وقتایی میشه میبینی ترمزی که اندازه ی نی نوشیدنی بوده چنان پرورش داده شده که باید با بیل میکانیکی ریشه این بلوط چند هزار ساله رو دربیاری که ایا زورت برسه یا نه
من نوعی که انصافا هیچوقت قاطی بحث خانواده نمیشم
اخ که همین خانواده و حرفاش قشنگ نقطه ضعف من هستن
همین خانواده که من فقط سر جمع 15سال باهاشون زندگی نکردم
همین خانواده که من بچه اخری هستم و هیچ نقشی در زندگی هیچکدام ندارم
همین خانواده که سال به سال اعضا رو نمیبینم ولی قشنگ با ی جمله خیلی ساده میتونن تمام باورهای ساخته شده ی ساله منو از ریشه خشک کنن
اره
دوباره انگشت اشاره به سمت عوامل بیرونی
و طبق معمول منکه مقصر نیستم
اره با همین حرفا میتونم خودمو تبرعه کنم دیگه
دختر خوب
چه باوری ساختی که با ی جمله به باد رفت؟
کو ایمان؟
کو توحید؟
کو اعراض؟
کو کانون توجه؟
کو تمرکز رو نکات مثبت؟
استاد اینجا دقیقا همین لحظه دلم میخواد ی چوب حسابی از اون درختای پرادایس بیارین و تا دلم میخواد تا عرش خدا به صدا دربیاد منو کتک بزنین
به والله که با تمام وجودم راضی ام
با تمام سلول های بدنم راضی ام
اخه دختر چه بنیانی ساختی که به این راحتی پودر شد؟؟
و چقدر من کینه ای هستم
چقدر عقده ای
چقدر حسود
چقدر زبون دراز
چقدر نمک نشناس
اخ خدا خفت کنه دختر
و قشنگ با ده دقیقه ورودی منفی بعد از 24 ساعت هنوز از سردرد دارم خفه میشم
و حقمه
و خدارو شکر که گرفتار این سردرد شدم تا بدونم
اولین واکنش به حال بد همین بدن هست تا دستم بیاد کجای مسیرم
نوش جانت این سردرد ساناز
حقته
بکش تا بفهمی از کجا خوردی
و امروز صبح به محضی که بیدار شدم
تنها جمله ای که تو ذهن من اومد همین واکنش بدن به حس بد بود که منو بیدار کرد و گفت هوشیار باش
149مین ردپاتوی مدارخودشناسی وخداشناسی ازکلام خدادرقرآن توسط دویارودوست مهربان قدمت دار.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به 3استادگرانقدرخودم که آنچه دروجودمن خفته ونهفته بودوهست رابرام از اعماق وجودم زنده وشکوفامیکنند.
سیداستادمحمدعرشیانفر،که اولین ناجی مرا باقانون آشناکرد.
من شبهابالالایی استاد عرشیانفر تاصبح گوشی روشن زیرسرم میخوابم وصبح تاازسخنان استادعرشیانفرواستادعباسمنش روحم جون نگیره از زیرپتوبیرون نمیام حالاساعت12ظهرهم باشه من بایدروح وذهنم شارژبشه بعدبلندمیشم!!!!!!
سیدجانان استادعباسمنش،واستادخوش سلیقه مریم جون که به عنوان شاگرداول کلاس درسهایی راکه ازاستادجان شنیده به صورت دوره برای مابه تصویرکشیده !!!!!!!!!!!!!
استاداگه سخنان وتجارب کسی دیگری رومیخواست برای من بگی وبه گوشم فروکنی تامنوآدم میکردی خودت ازخط خداشناسی میرفتی به جاده خاکی!ولی تجارب خودت را خیلی راحت به من حالی میکنی متشکرم.دمت گرم.
خُب خدایا حالاتوبه من آموزش بده که چگونه ازاین همه نعمت وثروت توراسپاسگذاری کنم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
که چنین شاگردهای بزرگی درکلاس عشق وعاشقی پرورش داده ای .
وچگونه ازاین استادهای روشنفکرم تشکرکنم؟!
که تجربه ی زندگانی خودشون رو،که تجربه کردن به سادگی میان براماتعریف میکنن!!!!!!!!!
که میشه تمرین برای ماوپیشرفت ماوثروت سازی برای جمع ازاستادوتااون دانشجویی که تازه واردکلاس شده البته،البته،البته به شرط باورکردن حرفهای استاد،باوربه خودمون،باوربه خداوشاه کلیدطلایی روبرداریم!
برای تمام خواسته هااجراکنیم .قدمهای تکاملی همراه ،بااحساس عالی ،حالابگویاعلی قدم بردار که توموفقی انشاالله آره توکه این دلنوشته رومیخونی آماده ترازبقیه هستی.
چون منم اگه بگم مثل خودت شایدهم بدتربودم درست گفتم.
خوب جایی اومدی بهشته هرکسی توی غرفه ی خودش نتیجه اش رابه اندازه ی باورهاش گرفته به صورت دلنوشته به ثبت میرسونه واستادوعوامل پشت صحنه به مااطلاع رسانی میکنند دم همشون گرم.
یک خاطره ازقبض:حدوداًسال 71یا72بودقبض آب امدبرای ماوصاحب خانه به صورت شراکت!مبلغ 10تومان یعنی(10تاتک تومانی)به عزیزدلم نشون دادم گفتم قبضِ آب اومده .پرسیدچند؟!
من هیچی نگفتم فقط نشونش دادم!بنده خداخودش خواند100تومان!!!!
منم هیچی نگفتم!!!چون به ریال نوشته بود100ریال!!!!!!!
بعد100تومان ازش گرفتم 5تومان دادم به صاحب خانه 95تومان برای خودم ماند!!!!!خخخخخخ بازهمون پول روتوی همین زندگی خرج کردم وخوشحال بودم 95تومان دارم!!!!!بعدبراش تعریف کردم!!!!!!!!!!!!!!
گفت :ناقُلابه من کلک زدی!!!خخخخخخخخخخخ کلی خندیدیم وشدیک خاطره خدایاشکرت.
یک اتفاق برای مایعنی منوخواهرم افتاد واقعابدبود!!!!!!دهه ی 70بود.حدواًسال شاید74دقیقایادم نیست یک زمین100متری به چه ذوق وشوق باخواهرم که مجردبود،خریدیم.
بافروش قالی که ازجهازم بودحتی روغن نباتی که اون زمان باکوپن میدادند چندتاروغن فروختیم بالاخره زمین روخریدیم!!!!!
زمین ازمحلی که زندگی میکردیم دوربودهرچندوقت یکبارباخواهرم وعزیزدلم میرفتیم خبرمیگرفتیم.همسایه ی کناری میگفت: بیاین درست کنین، ماهم تنهایم والی آخر!!!!بعدازشایدیکسال که گذشت رفتیم زنگ زدیم ازهمسایه خبربگیریم یک وقت اومدبیرون بادخترش یک پاواستادن گفتن شماکی هستین!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدم گفتن این زمین مال ماست قولنامه داریم!!!!!!!!!
پاسگاه ودادگاه ماهم که قانون بلدنبودیم بلاخره کاغذدست نویس خانگی آوردوگفتندشاهددارن ازبزرگان محلی امضاءکردن!!!!!!!!
ماهم که چندتاقولنامه پشت به پشت هم داشتیم ودونفرقبل ازماهم که فروشنده بودن به دادگاه براشهادت اومدن نمیدونم چی شدکه کلادادگاه گفت این خانم تاریخ کاغذدست نویسش ازشماجلوترِ!!!!!
این ومیخوام بگم هروقت مابه دادگاه یاپاسگاه میرفتیم اونقدباخواهرم میخندیدیم که بایدزیربغلهای مارومیگرفتند!!!!!الان یادم آمد ازخنده روده بُرشدم!!!!
چه مسیرکوتاه باشه؟؟؟!!! چی مسیرطولانی ؟؟؟؟!¡!!!!!!!
اونقدرخنده دارم تابرسم به مقصدیعنی واقعاهمینجوری ام تمیتونم خودمو روی موتورکنترل کنم فقط خنده!!!!
عاشقتونم ازاینکه این لایوهاروخداتوسط دواستادعزیزم که ازاعماق وجودم صحبت میکنند وکل زندگی ماهم همینطورکه استادعباسمنش میگن به ماهم بدون هیچ آگاهی گذشت اگه خندیدیم چه میدونستیم احساس خوب آورده اتفاقات خوب آورده؟!
نه !فکرمیکردیم زندگی همینه!!!!!!!
اگه حرفهای مادرمنوکسی بودمثل استادخُب همه روبه صورت اتفاقات وتجارب زندگی به فایل درمیآورد ومامتوجه میشدیم که فرکانس چیه؟؟!!!!
خالق زندگی ماکیه!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالامیفهمم چه فرصتها رابه (؟؟؟؟؟!!!!!)دادیم ورفت خدایاکمکمان کن که بقیه راباآگاهی استفاده کنیم وبدانیم لذت زندگی یعنی چه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
همش میگفتم: خدایاقبل ازپدرومادرم بمیرم که شب روی قبرم بخوابن!!!!تمام سوالهابه صورت ترس توی ذهنم رخنه کرد!!!!!مادرم میگفت:خدانکنه ننه جان داغ اولادسخته!!!!!!
الان صحبتهای استادای عزیزم که قرآن روبرام میگن وبرنامه ی استادموزون روکه نگاه میکنم ازاعماق وجودم همون تَهِ وجودم نمیدونم کجاست!!!؟؟وچه جوری بیان کنم اینهابرام گفته میشه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
فکرکنم سال97باخواهرودخترخواهرم وعزیزدلم رفتیم شمال که 99صدم٪بوددرحال غرق شدن بودیم که خدادرابعادیک دست قوی منوهُل دادبه سمت ساحل خودم شناکردم اومدم جلوبعدهم یک آقایی ازساحل آمدتوی آب دستموگرفت بردکنارساحل وهمون دستی که منوهُل دادخواهرم ودخترش روزیربغل زدبردکنارواین نجات دادن مابرای این بودکه خدابرای من ناجی شده جواب سوالاتم رابه دست بیارم.
همین غرق شدنمون هم که 4تااکیپ آمبولانس آمدبرای ماوکمی اونطرفترازماهم نیازبه آمبولانس بودنرفتن گفتن به مااعلام شده که به این محل اعزام شویم چون توی مُتِلِ کلی همکاربودیم وعزیزدلم رومیشناختن چندنفرتماس به اورژانس داشتن وهمه هم آدرس ماروداشتن اولین آمبولانس که رسیدحال خواهرم خیلی خراب شد .ماروبردن بیمارستان توراه اون آقایک سوالاتی ازمن میپرسیدجواب میدادم بعدخندمون گرفت!!آقاپرسیدمنومسخره میکنیدگفتم نه!!خوب ازاسترس بازمنودخترخواهرم خندمون گرفته بودولی خواهرم دیگه رمق خنده نداشت هرچی آمپول وسرم خوردهیچ عکس العملی نداشت.
من نمیدانم که بقیه ازبرنامه های استاد موزون چه برداشتی دارن؟!نظرهمه محترمه ولی من باهربرنامه لذتم بیشترمیشه برای اعزام با کاروان بازگشت به سوی ملاقات باخدا.
امروزمتوجه شدم که اون زمین اصلا به صلاح منوبچه های من نبوده چون محله ی بی فرهنگی بودهمه زیرصفربودن امروزمیگم خدایاسپاسگذارم که اون زمین رفت جایی که میبود.
والان من که ازنجات یافتن ازدریاخوشحالم اگه ازخواهرم بپرسی شایدجواب دیگری بده!!!!
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته ام …
سلام به دوستای هم فرکانسی ام …
واقعا چه فایل زیبایی ،
خیلی زیبا و خیلی بی نظیر هست ، این آخرین جمله ی این فایل گویای همه چیز بود ، و در ذهن من مدام تکرار شد…
استادم ، من این آگاهی ها را بار ها و بار ها از شما شنیدم ولی هر بار می شنوم انگار که دفعه ی اولم هست و شدیدا تحت تاثیر قرار می گیرم و واقعا خیلی زیباست و خیلی بی نظیر هست … به حدی زیبا بود که اشک توی چشمام جمع شد ، وجودم پر از عشق و سپاسگزاری شد … به خاطر این احساس های خوب سپاس گزارم …
تکرار این قانون ساده و زیبا که احساس خوب ، اتفاق خوب را به دنبالش میارد، اینقدر تکرار که جزئی از وجودت بشود ،
زمانی که به دنیا اومدیم به صورت غریزی این باورها را می دونستیم و انجامش می دادیم ، وقتی به بچه ها نگاه می کنی، می بینی که چقدر شاد هستند و از هر لحظشون ، بیشترین لذت را ببرند و هیچ ترسی از آینده ندارند و هیچ فکری درباره ی گذشته ندارند . آزاد و رها هستند … توی لحظه ی حال هستند …
و به مرور فراموش می کنیم ، ذهن پاکمون دست خوش تغییرات می شود و از افکار و باورهای غلط پر می شه دیگر به نعمت هایی که اطرافمان پر و فراوان هست با نگاه پاک و زیبا نگاه نمی کنیم. نجواهای می آیند و ما را غمگین و غمگین تر می کنند …
استادم هزاران بار شکر که در مسیر بچه شدنم هستم . دارم تلاش می کنم که بچه بشوم و مثل یک بچه ی تازه به دنیا اومده به دنیای زیبای که پر از شگفتی هست نگاه کنم …
استادم چه مثال های زیبایی می آورید و هربار این فایل ها تازه و با طراوت تر می شود . داستان ادیسون عالی بود ، انسان های موفق چه باورهای زیبایی داشتند و دارند ، چه فراغ بال هستند واقعا تصورش هم انسان را تحت تاثیر قرار می دهد،
انسان سپاس گزار را خدا بزرگش می کند و می افزایتش …
این قانون جهان هست . تضادهایش، برایش کوچک می شود و نعمت هایش بزرگ و بزرگ تر می شود …
واقعا چقدر زیبا و چقدر بی نظیر …
این قانون زیبا و ساده ،چقدر زیبا و چقدر بی نظیر هست که هرچه درباره اش بگویی و بنویسی کم گفتی و هیچ وقت تکراری نمی شود !
و هرچه سپاس گفتی کم گفتی !
خدای خوبم از تو سپاس گزارم که جهانت را زیبا آفریدی و قانونمند و با قوانین ساده، درکش آسان هست ،سپاس گزارم که می تونم زندگیم را خلق کنم نه با کار عملی و با رنج و تلاش طاقت فرسا بلکه تنها و تنها با افکارم و با احساس خوب داشتن و شکرگزاری کردن نعمت هایت و دیدن نعمت هایت با ذهن پاک ،
استادم به خاطر این آگاهی های ناب سپاس گزارم ،
دوستان خوبم که با کامنت های فوق العاده و دیدن زیبایی ها زیبا نگاه کردن را می آموزید سپاس گزارم …
بی نهایت دوستتان دارم …❤❤❤
به نام انرژی قدرتمندی که بیشتر از خودم به ثروتمندی و خوشبختی من در هر دو جهان مشتاق و مصر است
و قدرت خلقکنندگی تمام اتفاقات زندگیم را به دست باورهای خودم داده
تا بتونم از راههای لذتبخش و آسان به تمام آرزوها و زندگی رویاییام برسم
به نام سیستمی قانونمند و خالقی قدرتمند که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و جهانی سرشار از عشق و فراوانی و نعمت و فرصت و ثروت و خوبی و زیبایی و آدمهای خوب را به بینهایت مقدار آفریده
و من را نیز از بدو تولد موجودی بسیار عزتمند و ارزشمند خلق کرده که لیاقت تجربه همه نعمتهایش را دارد.
*
سلام به تمام:
آدم های خوب دنیا در تمام دوران ها
خوبیهای کوچک و بزرگ
خوشبختی و آرامش
موفقیت و ثروتمندی
تجربههای فوقالعاده و ناب
لذتهای متنوع و وصفنشدنی
سلامتی و زیبایی
آسایش و رفاه
آبرومندی و عزتمندی
عشق و محبت و وفاداری
صداقت و درستی
موفقیت و رشد و پیشرفت
هدایتهای خداوند
سعادتمندی و عاقبت به خیری
*
– آدمی که بتونه در زمانهای بیشتری احساسش رو خوب نگه داره، اون آدم واقعا بهشت را در همین دنیای مادی تجربه میکند.
– اگر ما تمرین کنیم در شرایط مناسب، سپاسگزار خداوند باشیم و احساس خوبی داشته باشیم با نگاه کردن به نعمتهای زندگیمون، تحسین زیباییها و توجه به نکات مثبت، آن زمان یواشیواش به مداری میرسیم که شرایط یکم سخت میشه و واقعا ناراحت بودن حقمونه، ولی اگر باز هم بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم، برد کردیم.
قطعا با کار کردن روی ذهن خودمون و تمرین کردن برای کنترل افکار و احساساتمون، توی این زمینه به قدری خوب میشیم که دیگه به جای اینکه یک هفته ناراحتی کنیم برای مسئلهای، فقط زمان کوتاهی مثلا 10 دقیقه از وقتمون رو ناراحت هستیم و بعدش سریعا میتونیم احساسمون رو کنترل کنیم. قطعا پاداش رو کسانی میگیرند که بتوانند این کار رو انجام بدهند.
– ما باید بتونیم همیشه طوری به قضایا نگاه کنیم که در زمانهای بیشتری از روز، احساسمون خوب باشه.
مثلا صبح که از خواب پا میشیم از خودمون بپرسیم بابت چه چیزهایی سپاسگزار خداوند هستیم.
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ…
و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما میافزایم.
سوره ابراهیم (14)
– ارتباط بین شکر و رزق، ارتباط بین شکر و ثروت و سلامتی، همه به دلیل احساس خوب است.
– مولفهای که در هنگام شکرگزاری اتفاق میافتد، احساس خوب است؛ به عبارتی وقتی به خاطر چیزی سپاسگزار هستی، احساست خوب است.
بنابراین این ی تمرین خوبه که وقتی شب داری میخوابی یا صبح که از خواب بیدار میشی، از خودت بپرسی برای چه چیزهایی شکرگزار خداوند هستی، و آگاهانه دنبال چیزهایی باشی که احساس خوب به تو بدهد و احساس تو را خوب نگه دارد.
– حالا طبق قانون، اگر ما در زمانهای بیشتری احساسمون رو خوب نگه داریم، در مداری قرار میگیریم که اتفاقات خوب بیشتری برای ما رخ میدهد.
– خیلیها فکر میکنند که هر روز یکسری اتفاقات و شرایط از پیش تعیینشده و مشخص وارد زندگی آنها میشود، ولی نکته اینجاست که ما میتوانیم اتفاقات یک ثانیه بعد ما را نیز تغییر دهیم و هیچ چیز از قبل آماده و مشخص نیست.
– ما هر لحظه با افکار و احساسمون داریم یکسری فرکانس را جنریت میکنیم و جهان داره شرایط و اتفاقاتی معادل با آنها را وارد زندگی ما میکند.
– از طرفی چون ما نمیتوانیم همیشه در بهترین احساس ممکن باشیم، توی زندگی ما هم همیشه بهترین حالت ممکن نیست.
– اگر ما میتوانستیم در تمام شرایط در بهترین احساس ممکن باشیم، تا ابد در شادی و سلامتی و نعمت و رزق و ثروت زندگی میکردیم؛ البته این امر در جهان پس از مرگ ممکن است:
وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
و کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته کردهاند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند.
سوره بقره (2)
یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَکْوَابٍ ۖ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ ۖ وَأَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
سینیهایى از طلا و جامهایى در برابر آنان مىگردانند، و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست] و شما در آن جاودانید.
سوره زخرف (43)
– ما میتونیم از این چیزی که هستیم بهتر باشیم، در احساس بهتر باشیم، ولی نمیتونیم در بالاترین احساس ممکن باشیم و به خاطر همین هم زندگی ما در بالاترین کیفیت ممکن نیست؛ در واقع، این ویژگی دنیای مادی است که در آن زندگی میکنیم.
– در دنیای مادی ما باید تلاش کنیم احساسمون رو خوب نگه داریم و هر چقدر بتونیم این کار رو انجام بدیم، شرایط زندگیمون هم بهتر و بهتر میشه.
– به عبارتی، شرایط زندگیمون وقتی بهتر میشه که ما فرکانسهای بهتری به جهان ارسال کنیم، آرامش بیشتر و احساس خوبی داشته باشیم.
– اصلا مهم نیست که شما چقدر دلیل دارید برای اینکه ناراحت و غمگین باشید، اصلا بگو یک میلیارد! قانون اینه که اگر بمونی تو احساس بد، اتفافات بد برات رخ میده. یعنی اگر دستت رو بکنی توی آتیش، قطعا میسوزی؛ حالا با دلیل یا بیدلیل این کار رو انجام بدی دیگه چه اهمیتی داره!
– پس بیشتر احتیاط کن، بیشتر مراقب باش، نزار افکار منفی تو ذهنت بیاد، اخبار گوش نده، نرو سوشال مدیا، اتفاقات گذشته رو در ذهنت نشخوار نکن، اشتباهاتت رو هی نشین مرور نکن، نگران اتفاقات آینده هم نباش؛ چرا که این نوع تفکر یعنی انگار داری دستت رو توی آتیش میبری، پس اون وقت دیگه باید منتظر تبعات کاری که کردی باشی و نگی چرا داری میسوزی.
– به همین دلیل، احساس خوب داشتن رو تمرین کن و ببین که نتایج خوب برات رخ میدن، اصلا از در و دیوار برات نعمت و ثروت و خوشبختی میباره؛ چرا؟ چون یاد گرفتی تو هر شرایطی تا اونجا که امکان داره حالت رو خوب نگه داری، آرامشتو حفظ کنی و از زندگیت لذت ببری. قطعا این کاری که میکنی پاداش داره و جهان به خاطر این ارزشی که به خودت و زندگیت میدی پاسخ خوشایندی میده و درهایی از نعمت و ثروت و برکت و خوشبختی رو برات باز میکنه.
– وقتی در حالت عادی، حس و حالت خوبه و تلاش میکنی و تصمیم میگیری در شرایط بد هم آگاهانه راهی پیدا کنی که به اوضاع جوری نگاه کنی که بهت احساس بهتری دست بده، ورق برمیگرده و گل رو میزنی؛ همه چیز به نفع تو پیش خواهد رفت. (اما این کار ساده ای نیست و باید روی خودت تمرین کنی.)
– یکی از چیزهایی که کمک میکنه ما در هنگام اتفاقات بد احساسمون رو خوب نگه داریم، اینه که به خودمون بگیم اشکال نداره، من دارم چیزی یاد میگیرم و تجربه خوبی کسب میکنم و… سپس فکر کنیم که چطور میتوانیم خودمون و کارمون و رفتارمون رو تصحیح کنیم تا بهبود پیدا کنیم و بهتر بشیم. در حقیقت موقع اتفاقات خوش و اوضاع آرام که اصلا به این چیزها فکر نمیکنیم، بنابراین تلاش کنیم از این زاویه زیبا به اتفاقات ناخوشایند نگاه کنیم.
– از اینرو وقتی به مسائل زندگی برخورد کردی از خودت بپرس من چه درسی میتوانم از این شرایط یاد بگیرم؛ به خودت بگو اشکال نداره چیزی از دست دادم، در عوض درس ارزشمندی از آن یاد گرفتم؛ هرچند این درس برایم گرانقیمت بود ولی اگر ازش درست استفاده کنم، قطعا و حتما دهها برابر آن را میتوانم از نو بسازم و زندگی فوقالعاده عالی را تجربه کنم.
ماجرای آتش گرفتن انبار آقای ادیسون:
زندگی توماس ادیسون بسیار مرفه بود و او یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش هزینه میکرد که ساختمان بزرگی بود.
این آزمایشگاه، بزرگترین عشق توماس ادیسون بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینهسازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمههای شب از اداره آتشنشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش میسوزد و درحقیقت کاری از دست کسی برنمی آید و تمام تلاش مأموران فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به دیگر ساختمانهاست.
آنها تقاضا کردند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع توماس ادیسون پیرمرد رسانده شود. پسر با خود اندیشید که احتمالاً توماس ادیسون با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خود را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که توماس ادیسون در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره میکند.
پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش به سر می برد. ناگهان توماس ادیسون سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سرشار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعلهها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر میکنم که آن شعلههای بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است!
وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را میدید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟ پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیات در آتش میسوزد و تو از زیبایی رنگ شعلهها صحبت میکنی؟ چطور میتوانی؟ من تمام بدنم میلرزد و تو خونسرد اینجا نشستهای؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری برنمیآید. مأموران هم که تمام تلاششان را میکنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظرههایی است که دیگر تکرار نخواهد شد! در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نوسازی آن فردا فکر میکنیم! الآن موقع این کار نیست! به شعلههای زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!
فردا صبح توماس ادیسون به خرابهها نگاه کرد و گفت: «ارزش زیادی در بلاها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم.»
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراعات بشریت یعنی «ضبط صدا» را تقدیم جهانیان کرد. آری او «گرامافون» را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
بیایید یکبار دیگه این جمله زیبا از آقای ادیسون رو بخونیم:
«ارزش زیادی در بلاها وجود دارد، چون تمام اشتباهات در آن از بین میرود.»
*
تمام حرف این جلسه این بود که:
«احساس خوب، تمام چیزهای دلخواهمان را برای ما به ارمغان میآورد.»
به عبارتی:
احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب.
احساس خوب برابر است با خوششانسی.
احساس خوب برابر است با جذب آدمهای خوب.
احساس خوب برابر است با شرایط و موقعیتهای عالی..
احساس خوب برابر است با سلامتی و آرامش بیشتر.
احساس خوب برابر است با جذب بینهایت ثروت.
احساس خوب برابر است با جذب نعمتهای بیشمار.
احساس خوب برابر است با زندگی سرشار از عشق و لذت.
احساس خوب برابر است با عزتمندی و آبرومندی بیانتها.
احساس خوب برابر است با امنیت و ایمنی بیشتر.
احساس خوب برابر است با موفقیت در همه ابعاد زندگی.
احساس خوب برابر است با تجربههای شیرین.
احساس خوب برابر است با آسایش و رفاه در زندگی.
احساس خوب برابر است با لذتهای گوناگون.
احساس خوب برابر است با فرصتهای خوب.
احساس خوب برابر است با ایدههای خوب.
احساس خوب برابر است عزتنفس بیشتر.
احساس خوب برابر است با اعتمادبهنفس بیشتر.
احساس خوب برابر است با احساس لیاقت بیشتر.
احساس خوب برابر است با احساس خودارزشمندی بیشتر.
احساس خوب برابر است با داشتن بهترین نوع زندگی.
احساس خوب برابر است با تجربه رویاها در زندگی.
احساس خوب برابر است ایفای نقشی پررنگ در گسترش این جهان زیبا.
احساس خوب برابر است با خوشبختی تمام و کمال.
احساس خوب برابر است با سعادتمندی در هر دو جهان.
*
کامنتم رو با دو تا جمله و شعر ناب تموم میکنم:
تو نه با افتادن در آب، بلکه با باقی ماندن در زیر آب غرق میشوی.
(پائولو کوئیلو)
پس برای مدت طولانی در احساس و فرکانس بد نمون دوست من.
و یاد این شعر زیبای جناب مولانا بیفت که میفرماید:
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شیرین چو شکر تو باش شاکر
شاکر هر دم شکر ستاند
شکر از شکرست آستین پر
تا بر سر شاکران فشاند
تلخش چو بنوشی و بخندی
در ذات تو تلخیی نماند
*
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
خدای قدرتمند و مهربان من، بخاطر تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که به من عطا کردی، از اولین روز زندگیم تا حال حاضر و همچنین اونهایی که در آینده دور و نزدیک به من خواهی داد، هزاران هزار بار متشکرم.
یارب العالمین
سلام به دوزوج خوشبخت بهشتی
سلام به همه دوستان عزیزم
گفتگوی دو استاد عزیز
احساس خوب=اتفاقات خوب
واقعا وقتی به این درک از ایمان برسیم که افکار ماهست که اتفاقات رو رقم میزنه، دیگه با هر دلیل و منطقی بخوایم تو احساس بد بمونیم، فقط بیشتر وبیشتر از جنس و اساس اون موضوع رو جذب میکنیم، من خودم وقتی حسم بد میشه، نمیگم خیلی عالی عمل میکنم ولی بخودم میگم حمید باهر منطقی دستت رو به آتیش بزنی، سوختی پسر، هر طوریه یه راه درو پیدا کن، این جهان سیستمش طوریکه، فقط احساساتت رو میگیره و مثل آینه داره بهت برمیگردونه، نه دلسوزی میکنه نه ترحم داره، فقط وفقط بازتاب فرکانسای من رو بخودم میده.
واقعا بهترین منطقیکه میشه از این قانون اورد،اینکه آقا چطوره ما روزایکه حسمون عالیه، زندگی سرشار از اتفاقات عالی وهمزمانی و بیشتر حسهای عالیه،و روزایکه باخودمون درصلح نیستیم و هی جذب ناخواسته بیشتر هست، وقتی این منطقارو میارم، ذهنم بیشتر قانع میشکه، کمتر وکمتر درحس بد بمونه.
منطق قرآنیش، نجوا تنها، فقط از سوی شیطان است که مومنان رو غمگین کند
سوال طلایی، من بابت چه چیزهایی از خداوند مهربانم سپاسگزارم؟ چون شکرگزاری بالاترین فرکانس و نزدیک به خداونده، چون فقط باشکرگزاری میشه به احساس عالی معنوی رسید.
الهی صدهزارمرتبه شکرت بابت این آگاهیهای ناب
به نام رب العالمین
روز 149 ام روزشمار من
سلام بر استادان عزیز
من چقدر عاشق این فایل هستم چون من با این لایو برای اولین بار صدای استاد عباسمنش را شنیدم و برای اولین بار ایشون را دیدم.
من دی ماه 1400 دقیقا وسط های این لایو بود که یکدفعه وارد اینستا شدم. چون خیلی درگیر فضای مجازی نبودم و اصلا آشنا با لایو و این چیزها نبودم. و استاد عرشیانفر را هم از فایل های عرشیانی شو که برام از طریق دوستم رسیده بود گوش داده بودم و خیلی خوشم اومده بود و ایشون را در اینستا پیدا کردم.
اونشب وارد اینستا شدم و دیدم یک لایو استاد عرشیانفر گذاشتند. و همینجوری وارد شدم ببینم چجوریه.
و این همان هدایت من بود به استاد عباسمنش.
نمیدونم چرا اینقدر صدای ایشون و حرفهاشون به دلم نشست. زمانی بود که من آماده شنیدن صدای ایشون بودم. و خدا منو هدایت کرده بود به این لایو. حتی از وسط های لایو.
و خدا را سپاسگزارم که بعد از این لایو پس از تلاش های زیاد چون وارد نبودم چجوری میتونم وارد اینستا استاد بشم . چون با اسم ایشون هزاران صفحه بود و من بلد نبودم کدوم اصله و کدوم فرع.
و بالاخره خدا هدایتم کرد تا در این سایت باشم.
من حرف های خوب میشنیدم و به دلم مینشست.
اما اصلا نمیفهمیدم یعنی چی.
اصلا نمیفهمیدم قانون چیه.
چرا اینقدر نامفهومه همه چیز.؟! سوال های من بود از خودم در اون زمان .
و چقدر من خوشبختم که امروز بعد از دو سال و چندماه که دوباره میشنوم میفهمم قانون چیه و مهم اینه که علاوه بر فهم قانون من دارم عمل میکنم و دارم نتیجه میگیرم.
من دیگه امروز میدونم چرا احساس خوب اتفاقات خوب را رقم میزنه.
چون میدونم طبق قانون به هر چیزی توجه کنم از جنس همون برای من حقیقت پیدا میکنه.
پس وقتی به چیزی بد توجه میکنم احساس من بده پس باید توقع داشته باشم که بخاطر توجهم اتفاق بد برای من در راه است.
استاد مثال خوبی زدند . ماهیت آتش سوزندگی است.حالا به هر علتی من دست به آتش بزنم میسوزونه. برای آتش فرقی نمیکنه ماهیت اون سوزندگی و حرارت و داغی است. نمیاد دلش برای من بسوزه نه اینبار مینا جان نمیسوزونمت چون دلم برات میسوزه . دستت را بکن تو آتیش.
پس به هر دلیلی که حتی درست هم باشد اگر در فرکانس حال بد بمونیم باید منتظر اتفاق بد باشیم.
و به هر دلیل مسخره ای اگه حالمون را خوب کنیم باید منتظر اتفاقات خوب باشیم.
همون جمله معروف استاد در این فایل باید علی بی غم باشیم. بی خیال و شاد .
البته وقتی که شروع این راه بودم و قانون را نمیدونستم و حالم بد بود و خشم داشتم مسلمه که نمیتونستم مفهوم این احساس را درک کنم.
چون اینقدر فاصله فرکانسی خشم با سپاسگزاری زیاده و اصلا نمیشه از خشم یکدفعه به سپاسگزاری رسید.
باید پله پله از خشم یه کمی حالم را خوب کنم.
من اونموقع شروع به بخشیدن کرده بودم و همون باعث حال بهتر من شده بود.
چون اونموقع عالم و آدم را مقصر زندگیم میدونستم و این احساس قربانی بودن و خشم به من اجازه نمیداد حالم را خوب کنم.
فقط حرف های خوب میشنیدم. و واقعا تکاملی و یواش یواش این مسیر طی شد.
و چقدر الان که اینها را مینویسم خوشحالم که از چه حالی الان به حال سپاسگزاری رسیدم.
واقعا بخشیدن سخته . چون قانون را نمیدونیم. چون فکر میکنیم همه مقصرند. چون فکر میکنیم ما هیچ حقی در زندگیمون نداریم. چون فکر میکنیم خانواده و فامیل و همسر و بچه و …. همه و همه مقصرند.
و در اصل چون قانون خالق بودن خودمون را نمیدونیم.
پس مجبوریم که از خشم به ملامت دیگران برسیم. شروع کنیم دیگران را یکی یکی بخشیدن. از مرده و زنده
این بخشیدن باید هر روز ادامه پیدا کنه تا این آینه زنگاری و کثیف دلمون آرام آرام پاک و تمیز بشه.
و هرازگاهی که دوباره دلمون تیره و تار شد باید ببخشیم . اینقدر که صاف صاف بشیم پاک و مطهر .
و اونموقع میتونیم بگیم این درجه فرکانسی داره میره سمت نور و روشنایی .
داره درست مسیرش را طی میکنه.
حالا چرا؟ چون حال دلمون از خشم و نفرت خیلی خیلی بهتره و احساسمون از قبل یه ذره بهتره.
و این تمرین را اینقدر ادامه بدیم تا لگبه سپاسگزاری برسیم.
تا مثل ادیسون سپاسگزار اون رنگ ها باشیم.
سپاسگزار بودن بالاترین و نزدیکترین نقطه به خداوند و نور و آگاهی کل است .
سپاسگزاری ی درسته که واقعی باشه. چون جهان به حرف های ما پاسخ نمیده . اینکه ادا دربیاریم و الکی سپاسگزاری کنیم و بگیم خود خدا میدونه چی میگم نباشه.
سپاسگزاری که قلبت آرومه . سپاسگزاری که حالت خوبه. سپاسگزاری که احساست عالیه.
فرکانس تو نشاندهنده حال تو است. چی فرستادی همون را دریافت میکنی.
و زندگی ما هم حقیقت همون فرکانس هایی هست که فرستادیم.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
من سپاسگزار خداوندی هستم که مرا در این مسیر قرار داد و هر روز هدایتم کرد و هدایتم میکنه که هر روزم بهتر از قبل باشم.
من ممنونم از مریم جان عزیز بخاطر متن های اضافه شده شروع فایل ها و بخاطر این روزشمار ها که هر کسی میخواد یه فایل تمرینی برای شروع داشته باشه به راحتی میتونه از روزشمارها استفاده کنه.
خدایا متشکرم بخاطر این مسیر سبز
استاد عزیزم ممنونم از شما و گفتگوهای شما با اساتید و بچه ها که هرکدومشون میتونند استاد من باشند. و هرکسی به من یک مطلب هم یاد بده استاد منه. و کامنت بچه ها هر کدوم توش درس هایی هست که من واقعا ازتون ممنونم بخاطر این بستری که برای ما فراهم کرده اید.
سپاسگزارم
دوستتون دارم
به نام خدا
سلامبه شما استاد عزیز و استاد عرشیانفر نازنین
این لایو خودش یه دوره بود من اون شب تو لایو بودم .به شدت احساس خوبی داشت
دقیقا وقتی دنبال جواب بودم که چطور بتونم لذت بیشتری ببرم و راحتتر مسائل حل کنم
وقتی که امروز تو گودال ذهتم گیر کرده بودم و احساسم سر مسائل پوچ بد شده بود یه بار دیگه این لایو رو دیدم و خداروشکر که هدایتم کرد
یاداوری کرد بهم که احساس خوب مهمترین دلیل برای موفقیت هست هر چقدر که من به احساس خوب بیشتری برسم اتفاقات خوب بیشتر را تجربه میکنم
و چه نکته خوبی استاد که هیچ کس نبوده نیست و نخواهد بود ک در هر لحظه احساس خوب داشته باشه نشدنیه چون ما تو جهان 2قطبی زندگی میکنیم باید تلاش کنیم زمان های بیشتری در احساس خوب باشیم و در شرایط به ظاهر نازیبا بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و سریعتر به احساس خوب برسیم تا نتایج خوب هم رقم بخوره
ممنون از شما استاد بی نظیر بابت این اگاهی ها
راستی استاد امروز هدیه از طرف سایت بهم داده شد که بی نهایت خدارو شکر میکنم و ممنونم یه نشونه اس که امروز سعی میکردم احساس خوب بیشتری داشته باشم که البته نسبت به قبل خودم هم موفق بودم و زمان های بیشتری احساس خوب داشتم اینم جواب اون احساس خوب
خدایا شکرت
ممنون استاد عزیزم بابت این هدیه ارزشمند ️
خدایا شکرت از اینکه سایت باز شد
الحمدلله الحمدلله یا رب العالمین
درود به استاد جان ودوستان عزیز
چقدر خوشحالم این مدت یاد گرفتم اعراض کنم از اخبار
تلویزیون روشن نمیکردم
حالم خوب نگهداشتم
برا کشورم مردمان مون آرامش خواستار شدم
روان جمعی. به آگاهی آرامش برسه
سلام خدمت استاد عزیزو خانم شایسته
و سلام به همه هم فرکانسی ها
استاد کنترل ذهن خیلی سخته من خودم هر زمانی ک اتفاقی میافته زود بهم میریزم قبلا ک چند روز درگیرش بود ولی الان یه مدتی که وارد سایت شدم بهتر شدم مثلا اگر قبلا ۳ روز درگیرش بودم الان یک روز زمان میبره تا به حالت عادی برگردم
البته استاد الان تقریبا ۴ ، ۵ ماه هست وارد سایت شدم این روزها میفهمم ک تازه رسیدم به صفر تا الان منفی بودم
ای کاش زودتر وارد سایت میشدم
استاد عزیز واقعا ازتون ممنونم بابت این آگاهی های ناب و خالص
ایشالا همه سلامت باشین
به نام خدای معجزه ها
یادگار 149
سلام استاد قشنگم و سلام مریم ناز
و سلام به همه همراهان این مسیر الهی
خدارو شکر که بازم ی فایل فوق العاده ازتون شنیدم
اونم دقیقا زمانی که باید شنیده میشد
و منی که همیشه و همه جا شعارم این هست که حال خوب یعنی اتفاقات خوب
خودم ی جاهایی قشنگ با اقتدار تمام این حرفمو نقض میکنم
منی که تا این لحظه زندگیم هر چیزی رو درو کردم فقط و فقط با همین ی جمله بوده
منی که به درامد عالی رسیدم فقط با همین حال خوب
منی که به دفتر خوب به شغل خوب به مشتری خوب به ارامش خوب به رفاه خوب رسیدم اونم فقط با حال خوب
منی که وسط تمام تضادها وسط تمام پارادوکس ها وسط تمام مشکلات با اقتدار ایستادم و تن به هیچ عامل بیرونی ندادم و تماما ذهنمو سمت حال خوب بردم که من باشم و خدای من
قشنگ وسط ی حیله ی دسیسه وسط ی خاله زنک بازی سر خوردم اونم با چه سرعتی
دقیقا همان پیام دلنشین و پر محتوای پیامبر
شرک در دل مومن
اره در دل مومن
در دل من که ی ساله تمام فقط کوشیدم که استاد حرف بزنه و من بگم چشم هر چی شما بگی
اره شرک در دل من
قشنگ مث راه رفتن مورچه سیاه در دل تاریکی شب روسنگ
قشنگ با ی جمله خیلی خیلی ساده سر خوردم
اصلا کی گفته ترمزهای زندگی بزرگه
اتفاقا خیلی خیلی کوچیکه
ولی چون حسابی بهش رسیدیم
انواع و اقسام کود شیمیایی و حیوانی بهش دادیم
انواع و اقسام نظر و باورهای دیگران رو تاثیر دادیم
ی وقتایی میشه میبینی ترمزی که اندازه ی نی نوشیدنی بوده چنان پرورش داده شده که باید با بیل میکانیکی ریشه این بلوط چند هزار ساله رو دربیاری که ایا زورت برسه یا نه
من نوعی که انصافا هیچوقت قاطی بحث خانواده نمیشم
اخ که همین خانواده و حرفاش قشنگ نقطه ضعف من هستن
همین خانواده که من فقط سر جمع 15سال باهاشون زندگی نکردم
همین خانواده که من بچه اخری هستم و هیچ نقشی در زندگی هیچکدام ندارم
همین خانواده که سال به سال اعضا رو نمیبینم ولی قشنگ با ی جمله خیلی ساده میتونن تمام باورهای ساخته شده ی ساله منو از ریشه خشک کنن
اره
دوباره انگشت اشاره به سمت عوامل بیرونی
و طبق معمول منکه مقصر نیستم
اره با همین حرفا میتونم خودمو تبرعه کنم دیگه
دختر خوب
چه باوری ساختی که با ی جمله به باد رفت؟
کو ایمان؟
کو توحید؟
کو اعراض؟
کو کانون توجه؟
کو تمرکز رو نکات مثبت؟
استاد اینجا دقیقا همین لحظه دلم میخواد ی چوب حسابی از اون درختای پرادایس بیارین و تا دلم میخواد تا عرش خدا به صدا دربیاد منو کتک بزنین
به والله که با تمام وجودم راضی ام
با تمام سلول های بدنم راضی ام
اخه دختر چه بنیانی ساختی که به این راحتی پودر شد؟؟
و چقدر من کینه ای هستم
چقدر عقده ای
چقدر حسود
چقدر زبون دراز
چقدر نمک نشناس
اخ خدا خفت کنه دختر
و قشنگ با ده دقیقه ورودی منفی بعد از 24 ساعت هنوز از سردرد دارم خفه میشم
و حقمه
و خدارو شکر که گرفتار این سردرد شدم تا بدونم
اولین واکنش به حال بد همین بدن هست تا دستم بیاد کجای مسیرم
نوش جانت این سردرد ساناز
حقته
بکش تا بفهمی از کجا خوردی
و امروز صبح به محضی که بیدار شدم
تنها جمله ای که تو ذهن من اومد همین واکنش بدن به حس بد بود که منو بیدار کرد و گفت هوشیار باش
خدایا هزاران بار شکرت
اخ که چقدر حالم جا اومد وقتی مچ خودمو گرفتم
و چقدر دارم از این دعوا حال میکنم
اصلا دعوا با ساناز عجیب به قلبم جلا میده
دختره سر خود
خدایا دمت گرم که کمک کردی
استاد قشنگم میبوسمت که اینقدر قشنگ بهم کلید میدی
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
149مین ردپاتوی مدارخودشناسی وخداشناسی ازکلام خدادرقرآن توسط دویارودوست مهربان قدمت دار.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به 3استادگرانقدرخودم که آنچه دروجودمن خفته ونهفته بودوهست رابرام از اعماق وجودم زنده وشکوفامیکنند.
سیداستادمحمدعرشیانفر،که اولین ناجی مرا باقانون آشناکرد.
من شبهابالالایی استاد عرشیانفر تاصبح گوشی روشن زیرسرم میخوابم وصبح تاازسخنان استادعرشیانفرواستادعباسمنش روحم جون نگیره از زیرپتوبیرون نمیام حالاساعت12ظهرهم باشه من بایدروح وذهنم شارژبشه بعدبلندمیشم!!!!!!
سیدجانان استادعباسمنش،واستادخوش سلیقه مریم جون که به عنوان شاگرداول کلاس درسهایی راکه ازاستادجان شنیده به صورت دوره برای مابه تصویرکشیده !!!!!!!!!!!!!
استاداگه سخنان وتجارب کسی دیگری رومیخواست برای من بگی وبه گوشم فروکنی تامنوآدم میکردی خودت ازخط خداشناسی میرفتی به جاده خاکی!ولی تجارب خودت را خیلی راحت به من حالی میکنی متشکرم.دمت گرم.
خُب خدایا حالاتوبه من آموزش بده که چگونه ازاین همه نعمت وثروت توراسپاسگذاری کنم!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
که چنین شاگردهای بزرگی درکلاس عشق وعاشقی پرورش داده ای .
وچگونه ازاین استادهای روشنفکرم تشکرکنم؟!
که تجربه ی زندگانی خودشون رو،که تجربه کردن به سادگی میان براماتعریف میکنن!!!!!!!!!
که میشه تمرین برای ماوپیشرفت ماوثروت سازی برای جمع ازاستادوتااون دانشجویی که تازه واردکلاس شده البته،البته،البته به شرط باورکردن حرفهای استاد،باوربه خودمون،باوربه خداوشاه کلیدطلایی روبرداریم!
برای تمام خواسته هااجراکنیم .قدمهای تکاملی همراه ،بااحساس عالی ،حالابگویاعلی قدم بردار که توموفقی انشاالله آره توکه این دلنوشته رومیخونی آماده ترازبقیه هستی.
چون منم اگه بگم مثل خودت شایدهم بدتربودم درست گفتم.
خوب جایی اومدی بهشته هرکسی توی غرفه ی خودش نتیجه اش رابه اندازه ی باورهاش گرفته به صورت دلنوشته به ثبت میرسونه واستادوعوامل پشت صحنه به مااطلاع رسانی میکنند دم همشون گرم.
یک خاطره ازقبض:حدوداًسال 71یا72بودقبض آب امدبرای ماوصاحب خانه به صورت شراکت!مبلغ 10تومان یعنی(10تاتک تومانی)به عزیزدلم نشون دادم گفتم قبضِ آب اومده .پرسیدچند؟!
من هیچی نگفتم فقط نشونش دادم!بنده خداخودش خواند100تومان!!!!
منم هیچی نگفتم!!!چون به ریال نوشته بود100ریال!!!!!!!
بعد100تومان ازش گرفتم 5تومان دادم به صاحب خانه 95تومان برای خودم ماند!!!!!خخخخخخ بازهمون پول روتوی همین زندگی خرج کردم وخوشحال بودم 95تومان دارم!!!!!بعدبراش تعریف کردم!!!!!!!!!!!!!!
گفت :ناقُلابه من کلک زدی!!!خخخخخخخخخخخ کلی خندیدیم وشدیک خاطره خدایاشکرت.
یک اتفاق برای مایعنی منوخواهرم افتاد واقعابدبود!!!!!!دهه ی 70بود.حدواًسال شاید74دقیقایادم نیست یک زمین100متری به چه ذوق وشوق باخواهرم که مجردبود،خریدیم.
بافروش قالی که ازجهازم بودحتی روغن نباتی که اون زمان باکوپن میدادند چندتاروغن فروختیم بالاخره زمین روخریدیم!!!!!
زمین ازمحلی که زندگی میکردیم دوربودهرچندوقت یکبارباخواهرم وعزیزدلم میرفتیم خبرمیگرفتیم.همسایه ی کناری میگفت: بیاین درست کنین، ماهم تنهایم والی آخر!!!!بعدازشایدیکسال که گذشت رفتیم زنگ زدیم ازهمسایه خبربگیریم یک وقت اومدبیرون بادخترش یک پاواستادن گفتن شماکی هستین!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعدم گفتن این زمین مال ماست قولنامه داریم!!!!!!!!!
پاسگاه ودادگاه ماهم که قانون بلدنبودیم بلاخره کاغذدست نویس خانگی آوردوگفتندشاهددارن ازبزرگان محلی امضاءکردن!!!!!!!!
ماهم که چندتاقولنامه پشت به پشت هم داشتیم ودونفرقبل ازماهم که فروشنده بودن به دادگاه براشهادت اومدن نمیدونم چی شدکه کلادادگاه گفت این خانم تاریخ کاغذدست نویسش ازشماجلوترِ!!!!!
این ومیخوام بگم هروقت مابه دادگاه یاپاسگاه میرفتیم اونقدباخواهرم میخندیدیم که بایدزیربغلهای مارومیگرفتند!!!!!الان یادم آمد ازخنده روده بُرشدم!!!!
کلابعضی وقتهاکه استرس واردمون میشداونقدمیخندیدیم غش میشدیم ازخنده!!!!!
خواهرم مریض بودخدابیامرزپدرم بردش درمانگاه آمپول بزنن تاچشمش به آمپول میفته ازبس که میخنده درمونگاه رو،روی سرش میگیره بعدازآمپول هم بیحال وبی هوش میشه که دکترمیادروسرش!!!!!!
الان هم همون طوربرای آمپول یاحجامت کردن میخنده!!!!!!
خودمم تاچندسال پیش برای آمپول تزریقم کنن خیلی میخندیدم به تزریقات میگفتم نیاجلوتاخندم تموم بشه!!!!خوب که میخندیدم میگفتم حالابیا!!!بازشروع میکردم ازموقع آمپول میزدن کلی زمان میبرد وهمه میخندیدن اگه خواهرم روهم میشناختن میپرسیدن شماخواهرفلانی هستی میگفتم: آره خُب خندشون میگرفت!!!!
خاطره ی بعدی :بنده ازموتورسواری میترسم ازاول که سوارمیشم تامقصدکه میرسم ازبس که میخندم خسته میشم. برسم مقصدازکت وکول افتادم درد،دل میشم!!!!!
چه مسیرکوتاه باشه؟؟؟!!! چی مسیرطولانی ؟؟؟؟!¡!!!!!!!
اونقدرخنده دارم تابرسم به مقصدیعنی واقعاهمینجوری ام تمیتونم خودمو روی موتورکنترل کنم فقط خنده!!!!
عاشقتونم ازاینکه این لایوهاروخداتوسط دواستادعزیزم که ازاعماق وجودم صحبت میکنند وکل زندگی ماهم همینطورکه استادعباسمنش میگن به ماهم بدون هیچ آگاهی گذشت اگه خندیدیم چه میدونستیم احساس خوب آورده اتفاقات خوب آورده؟!
نه !فکرمیکردیم زندگی همینه!!!!!!!
اگه حرفهای مادرمنوکسی بودمثل استادخُب همه روبه صورت اتفاقات وتجارب زندگی به فایل درمیآورد ومامتوجه میشدیم که فرکانس چیه؟؟!!!!
خالق زندگی ماکیه!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالامیفهمم چه فرصتها رابه (؟؟؟؟؟!!!!!)دادیم ورفت خدایاکمکمان کن که بقیه راباآگاهی استفاده کنیم وبدانیم لذت زندگی یعنی چه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
من ازبچگی خیلی دوست داشتم بدونم خداچه جورآدمی هست!!!؟؟؟؟.بعدمرگ چی میشه !!!!؟؟؟؟توقبرچکارکنیم مادرمیترسم!!!!؟؟؟
همش میگفتم: خدایاقبل ازپدرومادرم بمیرم که شب روی قبرم بخوابن!!!!تمام سوالهابه صورت ترس توی ذهنم رخنه کرد!!!!!مادرم میگفت:خدانکنه ننه جان داغ اولادسخته!!!!!!
الان صحبتهای استادای عزیزم که قرآن روبرام میگن وبرنامه ی استادموزون روکه نگاه میکنم ازاعماق وجودم همون تَهِ وجودم نمیدونم کجاست!!!؟؟وچه جوری بیان کنم اینهابرام گفته میشه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
فکرکنم سال97باخواهرودخترخواهرم وعزیزدلم رفتیم شمال که 99صدم٪بوددرحال غرق شدن بودیم که خدادرابعادیک دست قوی منوهُل دادبه سمت ساحل خودم شناکردم اومدم جلوبعدهم یک آقایی ازساحل آمدتوی آب دستموگرفت بردکنارساحل وهمون دستی که منوهُل دادخواهرم ودخترش روزیربغل زدبردکنارواین نجات دادن مابرای این بودکه خدابرای من ناجی شده جواب سوالاتم رابه دست بیارم.
همین غرق شدنمون هم که 4تااکیپ آمبولانس آمدبرای ماوکمی اونطرفترازماهم نیازبه آمبولانس بودنرفتن گفتن به مااعلام شده که به این محل اعزام شویم چون توی مُتِلِ کلی همکاربودیم وعزیزدلم رومیشناختن چندنفرتماس به اورژانس داشتن وهمه هم آدرس ماروداشتن اولین آمبولانس که رسیدحال خواهرم خیلی خراب شد .ماروبردن بیمارستان توراه اون آقایک سوالاتی ازمن میپرسیدجواب میدادم بعدخندمون گرفت!!آقاپرسیدمنومسخره میکنیدگفتم نه!!خوب ازاسترس بازمنودخترخواهرم خندمون گرفته بودولی خواهرم دیگه رمق خنده نداشت هرچی آمپول وسرم خوردهیچ عکس العملی نداشت.
من نمیدانم که بقیه ازبرنامه های استاد موزون چه برداشتی دارن؟!نظرهمه محترمه ولی من باهربرنامه لذتم بیشترمیشه برای اعزام با کاروان بازگشت به سوی ملاقات باخدا.
امروزمتوجه شدم که اون زمین اصلا به صلاح منوبچه های من نبوده چون محله ی بی فرهنگی بودهمه زیرصفربودن امروزمیگم خدایاسپاسگذارم که اون زمین رفت جایی که میبود.
والان من که ازنجات یافتن ازدریاخوشحالم اگه ازخواهرم بپرسی شایدجواب دیگری بده!!!!
خدایا شکرت که بازهم غریق نجاتم شدی ومرابه اقیانوس آگاهی هدایت کردی.
الهی هرکس به ماکلامی می آموزدخدایاتومستقیم نعمت دنیاوآخرتت رابه آنهافزونی بخش آمین.
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم لیلا دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم مهربون
خدا رو شکر که باز هم توفیق شنیدن یک فایل بسیار هدایت کننده رو داشتم
اتفاقا همین امروز داشتم سوره بقره رو تلاوت میکردم
و رسیدن به آیه صد و پنجاه و پنجم
که خداوند میفرمایند:
بی تردید شما را به چیزی اندک از
ترس
و گرسنگی
و کاهش بخشی از اموال
و کسان
و محصولات
آزمایش میکنیم
و صبر کنندگان را بشارت ده
و در آیه بعد میفرماید:
کسانی که میگویند همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم
وباز هم در آیه بعدی میفرماید:
اینان کسانی هستند که درود ها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است آنانند که هدایت یافته اند
با درک این آیات شریف داشتم از خداوند درخواست میکردم
تا به من یاری بدهد که جزو همین هدایت شدگان باشم
جزو کسانی که هیچ چیز حال خوبشون رو از بین نمیبره
خوده الله بی همتا گفته اینها چیز های کوچکی هستند که فقط برای امتحان اتفاق می افتد
خدایا از تو درخواست میکنم که مرا مثل همیشه مورد حمایت خاص خودت قرار دهی
تا در لحظه بگویم همه از سوی اوییم و به سوی او باز میگردیم
و تاخیری در عرض تسلیم بودنم نداشته باشم
و چقدر خوب که تلاوت امروزم با این فایل مربوطه هم زمان شده است
و این نشانه ای از سوی رب من الله یکتاست که مرا هدایت فرموده
که بیشتر برایم تکرار شود تا بهتر درک کنم تا درونم نهادینه شود تا آمادگی برای برقرار ماندن بیشتر در احساس رضایتمندی را داشته باشم
آمین
با سپاس فراوان از نگاه مهربانتان