درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۳ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

356 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی.

    ●مسیر آگاهی، اراده و تحول شخصیت

    درادامه این لایوزیبا، عمیق و تأثیرگذار توسط استاد عباسمنش، مجموعه‌ای از مفاهیم بنیادین درباره‌ی قوانین جهان هستی، اراده، مشیت الهی، تغییر شخصیت و مسیر تکاملی انسان مورد بررسی قرارگرفت.

    مفاهیمی که صرفاً اطلاعات ذهنی نیستند.

    بلکه اگر به‌درستی درک و زندگی شوندمی‌توانند سرنوشت انسان را از ریشه دگرگون کنند.

    آنچه در این گفتگو برجسته بودتأکید بر این حقیقت عمیق است که زندگی محصول تصادف نیست و انسان در جهانی قانونمند زندگی می‌کندجهانی که در آن هر نتیجه‌ای ریشه در علتی دارد و هر آنچه در بیرون تجربه می‌کنیم بازتابی از درون ماست.

    ●اراده؛ زیرمجموعه‌ای از مشیت الهی

    یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در این لایو به آن پرداخته شدجایگاه واقعی «اراده» در نظام هستی بود. برخلاف تصور رایج که اراده را نیرویی جدا از جریان الهی می‌داند، در این نگاه عمیق، “اراده” زیرمجموعه‌ی مشیت الهی تعریف می‌شود.

    اراده‌ی خداوند در چارچوب «مشیت» عمل می‌کند یعنی هر انسانی در مسیری که آگاهانه برمی‌گزیند مورد حمایت همان مسیر قرار می‌گیرد.

    چنان‌که خداونددر قرآن می‌فرمایند:

    ○«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»

    اسراء: 84

    هرکس بر اساس ساختار درونی و انتخاب خود عمل می‌کند.

    کسی که از حق روی‌گردان می‌شود با قانون الهی در همان جهت تقویت می‌شود

    ○«فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ»

    صف: 5

    و آنان که راه ایمان و رشد را انتخاب می‌کنند، هدایت و یاری می‌شوند.

    پس خداوند مسیر را تحمیل نمی‌کند انتخاب با ماست و اراده‌ی الهی پشتیبان همان انتخاب است.

    ○«کُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ ۖ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا»

    اسراء:20

    «همه را مدد می‌رسانیم؛ هم این گروه و هم آن گروه را، از عطای پروردگارت، و عطای پروردگارت هرگز ممنوع و بازداشته نیست

    خداوند در این آیات می‌فرماید که هم دنیاطلبان و هم آخرت‌طلبان را از روزی و نعمت‌های خود بهره‌مند می‌کند. نعمت‌های الهی در دنیا به ایمان یا کفر محدود نمی‌شود اما تفاوت اصلی در نتیجه نهایی است: دنیاطلبان به همان دنیا می‌رسند ولی آخرت‌طلبان علاوه بر دنیا، پاداش بزرگ آخرت را نیز خواهند داشت.

    این آیات نشان‌دهنده گستردگی رحمت و بخشش خداوند است.

    درنتیجه اراده‌ی انسان زمانی قدرت‌مند، مؤثر و نتیجه‌بخش است که در راستای قوانین جهان هستی و مشیت خداوند حرکت کند. اراده‌ای که در تضاد با قانون باشدهرچند با فشار و تلاش همراه شوددر نهایت یا به نتیجه نمی‌رسد یا فرسودگی و ناامیدی به‌دنبال دارد.

    این درک انسان را از جنگیدن با زندگی نجات می‌دهد و او را به هم‌راستایی با جریان هستی دعوت می‌کندجایی که تلاش، معنا پیدا می‌کند و عمل، به ثمر می‌نشیند.

    ●حرکت در مسیر قانون و رها کردن نتیجه

    از دیگر نکات کلیدی این گفتگو، تأکید بر این اصل بود که حرکت در مسیر قانون و رها کردن نگرانی نسبت به نتیجه، قدرت عملگرایی انسان را به‌شدت افزایش می‌دهد.

    زمانی که انسان بیش از حد درگیر نتیجه می‌شود، انرژی ذهنی‌اش صرف کنترل آینده‌ای می‌شود که هنوز نیامده است. اما وقتی تمرکز بر «درست عمل کردن» طبق قانون قرار می‌گیردعمل خالص می‌شود و ذهن آرام‌تر، شفاف‌تر و توانمندتر عمل می‌کند.

    در این حالت، فرد مسئول عمل خود هست، نه نتیجه‌ی آن. نتیجه به عهده‌ی خداوندو قانون است و قانون هرگز خطا نمی‌کند.

    ●مسیر تکاملی انسان؛ از درک تا نتیجه

    در این نگاه، رشد و تکامل انسان یک فرآیند مرحله‌ای و تدریجی است. مسیری که می‌توان آن را در سه گام اصلی خلاصه کرد:

    • درک قوانین جهان هستی

    • عمل به آنچه درک شده است

    • دریافت نتایج عمل به همان درک‌ها

    این چرخه، بارها و بارها در زندگی انسان تکرار می‌شود و هر بار او را به سطحی بالاتر از آگاهی می‌رساند. توقف در هر مرحله، مانع رشد می‌شود دانستن بدون عمل، و عمل بدون درک، هر دو انسان را از مسیر تکامل دور می‌کنند.

    ●تغییر شخصیت؛ یک فرآیند، نه یک اتفاق

    از بنیادی‌ترین بخش‌های این گفتگو، نگاه واقع‌بینانه به «تغییر شخصیت» بود. تغییر شخصیت نه یک تصمیم لحظه‌ای است و نه یک اتفاق ناگهانی. تغییر شخصیت یک فرآیند تکاملی است که نیازمند زمان، صبر، آگاهی و تعهد است.

    پیمودن این مسیر، بدون اراده‌ای پولادین ممکن نیست. اما این اراده از کجا می‌آید؟

    از یک باور عمیق و تعیین‌کننده:

    «شرایط بیرونی من، بازتاب شخصیت درونی من است.»

    تا زمانی که انسان این قانون را با تمام وجود نپذیرد، اراده‌ای برای تغییر پایدار در او شکل نمی‌گیرد. زیرا همچنان عوامل بیرونی را مقصر یا مسئول وضعیت خود می‌داند.

    ●باورها؛ ریشه‌های ناپیدای زندگی

    در این گفتگو به‌درستی تأکید شد که باورها یک‌شبه ایجاد نشده‌اند که یک‌شبه تغییر کنند. باورها حاصل سال‌ها تجربه، آموزش، تکرار و الگوبرداری هستند و تغییر آن‌ها نیازمند آگاهی، استمرار و عمل آگاهانه است.

    عجله در تغییر باور، یکی از بزرگ‌ترین موانع مسیر رشد است. کسی که قوانین را می‌شناسد می‌داند که هر بذری زمان خاص خود را برای رشد دارد.

    ●تجربه‌ی شخصی من از مسیر تغییر

    برای من، این مفاهیم تنها آموزه‌های نظری نبودند. خداوند مهربان در سال 98از روی لطف و عشق بی‌پایانش، مرا با مسیر تغییر آشنا کرد و استاد عباسمنش را سر راهم قرار داد.

    این آشنایی، نقطه‌ی عطفی در زندگی من شد.

    آغازی برای بازشناسی خودم و قوانین حاکم برجهان هستی.

    در این شش سال، به لطف خداوند و به برکت آموزش‌های استاد عباسمنش، دریچه‌ای تازه به روی ذهن و زندگی من گشوده شد.

    بازشناسی قوانین جهان هستی نگرش مرا به زندگی به‌طور بنیادین تغییر داد.

    ●تغییر نگاه؛ تغییر زندگی

    نگاه من به زندگی، روزبه‌روز در حال تغییر است و این تغییر، خود را در کیفیت زندگی‌ام نشان داده است.

    در این سال‌ها، طعم واقعی زندگی و لذت بردن از آن را در تمام حوزه‌ها تجربه کرده‌ام؛ نه به‌دلیل حذف چالش‌ها، تضادها، ناخواسته ها بلکه به‌دلیل تغییر در نحوه‌ی مواجهه با آن‌ها.

    امروز آموخته‌ام که زندگی، میدان رشد است، نه میدان جنگ.

    ●تداوم، ترمیم و تعهد

    اکنون با اشتیاق، در مسیر ترمیم، تثبیت و تعمیق آگاهی‌ها قدم برمی‌دارم. می‌دانم که این مسیر پایانی ندارد و هر روز نیازمند بازبینی، اصلاح و تعهد دوباره است.

    هدف من، ثابت‌قدم ماندن در این مسیر و خلق زندگی‌ باکیفیت‌تر، آگاهانه‌تر و هماهنگ‌تر با قوانین الهی است.

    در پایان، با تمام وجود سپاسگزار خداوند مهربان هستم که مرا به این مسیرزیبا هدایت کرد.

    عمیقاً قدردان استاد عباسمنش هستم که با آگاهی، صداقت و تعهد، نقش بزرگی در تحول زندگی من داشتند و قوانین بدون تغییر خداوند وهمچنین خدای واقعی را به من شناساندند. خدایی زنده، جاری و حاضر در متن زندگی.

    باعشق

    بااحترام

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    دهم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      فائزه گفته:
      مدت عضویت: 747 روز

      سلام به شما دوست عزیز و بزرگوار

      کامنت فوق العاده ی شما رو دوبار خوندم . حتی روی بعضی جملات مکث میکردم تا به ذهنم نفوذ کند

      چقد لذت بردم از فهم عمیق و قلم شیواتون

      واقعا میخواستم ازتون قدردانی داشته باشم

      بیش از پیش در این مسیر نورانی متعالی باشید

      خدایا به خاطر این همه آگاهی های ناب ازت سپاسگزارم

      خدایا ما را به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت دادی هدایت کن

      الهی آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مسعود اسماعیلی دوغ آباد گفته:
      مدت عضویت: 392 روز

      سلام

      خیلی نوشتهاتون به دلم نشست

      کیف کردم با خوندن کامنت شما هر سوال در باره این فایل برام همه چیز واضح کرد و به نظرم کامنت عالی این فایل بود بعضی ها با دفتر سپاس گزاری اشتباه گرفتن اصلا در مورد فایل هیچی دیده نمیشه ممنونم خیلی سپاسگزارم برای توضیحات کاملتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سعیده آیت گفته:
    مدت عضویت: 1364 روز

    بنام خداوند مهربان

    چیزی که سالیان سال همیشه ذهن منو مشغول میکرد و از همه میپرسیدم ابن بود که

    چرا بعضیا تو ثروت و نعمت غرق هستن وبعضیا تو فقر ونداری ؟

    چرا بعضیا همیشه مریضن وبعضیا سالم و به گشت و گذارن ؟

    مامان تو چرا زندگیت با برادرت انقدر متفاوته؟ چرا اونا هم پول دارن هم سالمن هم روابط عالی دارن ولی تو که خواهر اونی زندگیت همه جوره متفاوته؟

    مگه نمیگین خداوند عادله اینا که عدالت نیست

    وجوابی که همیشه میشنیدم و هیچ وقت قانعم نکرد این بود

    خدا به یکی مال میده ،به یکی سلامتی ، ولی مهم آخرته ،مایی که اینا رو نداریم درعوض خدا تو اون دنیا برامون جبران میکنه

    اونایی که تواین دنیا در رفاهن اون دنیا حسرت ماها رو میخورن

    تو قران هم خداوند گفته به هرکی بخواد میده به هرکیم نمیخواد نمیده

    اینا خواست خداونده، ما که از کارای خدا سر در نمیاریم

    خداوند کاراش بر اساس حکمته ،صلاح ما این بوده که زندگیمون اینجوری باشه، خداوند داره با مال وثروت امتحانشون میکنه تازه اون دنیا کارشون سخت تره و بخاطر ذره به ذره اش باید جواب پس بدن

    خود خدا گفته ما انسان رو در رنج و سختی افریدیم ، ما اومدیم یه سری امتحانا رو پس بدیم بعداخرت مهمه، همه چی اون دنیاست

    حتی مادر من از یه روحانی خیلی به نام که سخنرانیهاش بخصوص تو ایام محرم و رمصان طرفدارهای زیادی داره شنیده بود

    اونایی که بیمارن اگر بدونن چه قدر ومنزلتی در درگاه خداوند دارن دعا میکنن که کاش همه ی عمرشون بیمار بمونن که اخرتشون تضمین شده هست و به راحتی وارد بهشت میشن !!

    هرکه در این بزم مقرب تر است

    جام بلا بیشترش می دهند.

    ومادر عزیز من بخاطر اعتقادات مذهبی شدیدی که داره و اینکه اون روحانی رو هم صد درصد قبول داره سالیانه ساله در بستر بیماریه دوروز یکم بهتره یه ماه بدتر و این روندیه که سالهاست باهاش درگیره

    اون موقعها از یه طرف پذیرفته بودم دنیا همینه ولی ته وجودم همیشه میگفتم این که عدالت نیست

    این ها با عدالت در تناقضه

    وهمیشه این بیعدالتی رو اینجور توجیه میکردم که اون قدرت داره فرمانرواست خالقه وهرکی قدرتش بیشتره هرکاری دوست داره میکنه دیگه

    ولی ته وجودم اون قلقلکه بود که اینا عدالت نیست!!

    تااینکه با استاد وقوانین خداوند اشنا شدم وتازه فهمیدم قضیه چیه

    جمله هایی که تو قران اومده به چه معنیه

    خدا دل بخواهی کاری نمیکنه

    منو خالق افریده

    این منم که دارم فقر وبیماری وروابط نامناسبو جذب میکنم

    خداوند قانون داره

    اونم قوانین بدون تغییر

    واین منم که میتونم از قوانینش به نفع یا ضرر خودم استفاده کنم

    واین یعنی عدالت محض

    این یعنی ارامش، این یعنی ازبین رفتن اونهمه سوال و شک وتردیدها

    این یعنی الان من پام جای محکمیه ، ته دلم قرصه ، اگه هربارم خرابکاری کردم مطمئنم که راه داره ومیتونم برگردم

    مطمئنم شرایط الانم هرچی هست که خوشم نمیاد تحمل کردنی براش نیست، بسوز وبساز نیست، همینی که هست نیست،

    واینا یعنی عدالت خداوند

    چیزی که یه عمر از هرکسی سراغشو میگرفتم فقط یه سری توجیهات تحویلم میداد

    الان دیگه ارومم بخاطر شنیدن و فهمیدن و درک وعمل به این اگاهیها

    البته که به اندازه ی ظرفم ونتایج هم به همون اندازست

    تکامل رو دارم درک میکنم و هرچی بیشتر میفهممش ارومتر میشم .

    خداوندا یه عمر ذهنمو با یه سری حرفای به ظاهر قشنگ و البته از درون دردناک پر کردم البته نا اگاهانه

    ولی خداحونم حالا میخوام اگاهانه بیام تومسیر درست بیام پیش خودت

    همونجایی که اول بودم و به غلط ازت فاصله گرفتم

    خداوندا میخوام ذهن وروحم در هماهنگیه بیشتر باهات باشه

    میخوام رهاباشم رهای رهای رها

    میخوام بهشتتو تو همین دنیا تجربه کنم

    کمکم کن ، به بزرگیت قسم که ناتوانم واگه تو نباشی نمیتونم قدم از قدم بردارم

    خداجونم سخخخخخخت بهت محتاجم

    کمکم کن حالا که فهمیدم قضیه چیه در مسیرت متعهدترو محکم تر باشم و این رشته ای که بینمون ایجاد شده هرروز محکمتر وقطورتر بشه و تا اخرین لحظه ی عمرم سفت ومحکم بمونه

    خدایا میخوام تو منو ببری هرجا که خاطر خواهته ،

    چون میدونم که اگه اگاهانه بهت اجازه بدم و تسلیم ورها باشم تو جز خیر وخوبی و عشق ونعمت وثروت وسلامتی چیز دیگه ای برام نمیخوای، پس

    من اجازه میدم ببریم به اونجایی که تو میپسندی

    رشته ای برگردنم افکنده دوست

    میکشد هرجا که خاطر خواه اوست

    من اینو میخوام، یارب العالمین

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2220 روز

    سلام.

    آغاز سال نو میلادی مبارک باشه.

    هر تبریک و شادباشی، بهانه ای هست برای حسِ خوبِ بیشتر، نشاطِ بیشتر…

    ما چیزی بینِ صفر و یک هستیم.

    خداوند یک هست…

    برای درکِ بهتر و اجرای همین جمله تو زندگیم، من باید خیلی تلاش کنم.

    خیلی تعهد به خرج بدم.

    با آرامش و حس خوب از خودم مینویسم:

    قبلاً غالبِ من این بود که یا صفر یا یک، وسطی بین این دو عدد وجود نداره (کمال گرایی).

    الحمدالله وضعیتِ الانم، کمی بهتر از قبلم شده.

    کمال گرایی و بهبودگرایی دوتایی با هم کار میکنن برام.

    دقیقا روی هر چیزی که فشار و قفلی وارد نکردم، طیِ زمان و رعایتِ تکامل، بهتر جلو رفتم و در درون و شخصیتم بهبود ایجاد شده.

    چیزی که باید به ذهنم بگم و تمرینش کنم، انعطاف در ذهنم و افکارمه.

    به گونه ای فکر کنم که امیدبخش باشه.

    حس خوب بهم بده.

    بعد از بیداری، کامنت های این صفحه رو خوندم.

    یه چیزهایی برای یاداوری شد.

    اینکه تغییرات خودمو ببینم و سپاس گزارشون باشم.

    اینکه قبلا واکنش گراتر و هیجانی تر برخورد میکردم، الان بهتر شدم.

    این یعنی موفقیت، آفرین.

    فقط باید این تمرین هامو ادامه بدم و جلو برم.

    تغییرات آهسته و ریز ریز خودشونو نشون میدن.

    قبلا زیاد توضیح میدادم، دفاع میکردم، الان بهتر میتونم سکوتِ آگاهانه کنم نسبت به قبلم.

    ذهنم میگفت چیزی برای نوشتن ندارم، ولی با حسم اومدم که بنویسم.

    الهی شکر برای همه ی نعمت های خداوند.

    برای باران و برف.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 178 روز

    به نام خدا

    درود بر استاد جان و دوستان هم فرکانسی

    گام سوم درک عمیق تر قوانین خداوند

    از گذشته تا امروز، به مراتب از توانمندی‌های بدنی و فیزیکی بشر کاسته شده و به توانایی‌های ذهنی و مغزی او افزوده شده است. پس تکامل به معنای تغییر در قدرت بدنی و بزرگ‌شدن جثه و هیکل نیست بلکه منظور از آن سازگاری هرچه بیشتر با جهان پیرامون و درک شرایط محیط طبیعی است.

    امروز داشتم برای بار چندم فایل آرامش در پرتو آگاهی رو گوش میکردم و این فایل بسیار بسیار آرامش بخش و پر از آگاهی، درواقع روند تکامل را نشان میدهد که با آرامشی که در درونت ایجاد میکنی یواش یواش این آرامش را به دنیای بیرونت، به طبیعت میدهی و در مسیر تکامل قرار میگیری.. خیلی عالی توضیح داده شده که باید با طبیعت در صلح باشی و دهنده باشی تا به تو داده شود..

    از خودت شروع کن. عشق، لبخند، آرامش، مهربانی، حال خوب و هر آنچه در درونت از ابتدا بوده را به طبیعت بده، بدون توقع، بدون انتظار تا به تو برگردانده شود. این شروع تکامل است و احساس خوب نشانه ی درستی است که بدانی در مسیر هستی.

    فایل آرامش در پرتو آگاهی بینظیره، بارها و بارها و بارها باید شنیده بشه که بشینه تو روح و ذهن..

    سپاسگزارم خداوندم برای امروز برای دوباره شنیدن فایلهای آگاهی و قدردانم

    سپاسگزارم استاد جان

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 58 رای:
  5. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3257 روز

    سلام استاد عزیزم

    استاد من فکر می کنم یکی از موانع دسترسی به نعمت ها ، فرو رفتن در دام چگونگی بدست آوردن اون هاست …. شما یک جمله ای همیشه میگید و الانم توی همین لایو گفتید که نعمت ها که در دسترس هستند ولی این ماییم که دریافت شون نمی کنیم …. خب وقتی من باور کنم که نعمت ها در دسترس هستند پس چرا انقدر به چگونگی بدست آوردن اونها فکر کنم … چرا رها نباشم و چرا در دام های مثل چگونگی و پشت بندش هم در نگرانی و ترس فرو برم … شما همیشه میگید ایمان باید عمل بیاره ، استاد میترسم اینو بگم ولی باور کن من هر چی ایمانم نسبت به قبل بیشتر میشه ، اون اعمال سخت و بی نتیجه قبلی را انجام نمیدم …. سخته برام که بگم بچه ها منظور استاد یه عمل های دیگه ایه ، نه این اعمال آزار دهنده ای که همه ما طبق دستورات از پیش تعیین شده ذهن مون انجام شون میدیم …. حتی اگر قبلا یه آدمی به دلیل شرایط سخت کاری مجبور بود شبی دو ساعت بخوابه ، وقتی ایمان میاره اون شبی دو ساعت میشه شبی هشت ساعت ، خب این اسمش بخور و بخواب نیست ، این اسمش ایمانه که زندگی تو را تنظیم میکنه …. استاد گفتن بعضی چیزها راحت نیست ، من از اینهمه راحتی میترسم اما میخوام جسور بشم و بگم که راهی که ایمان درش هست ، اسمش صراط مستقیمه ، نه اون چاله چوله هایی که برای ماها در حکم سعی و تلاش و ارزشمندی بیان شدند ….

    رزق بغیر الحساب وجود داره اما این ما هستیم که ازش بی بهره ایم چون همش داریم فکر میکنیم …. فکر فکر فکر …. خب این فکر از کجا میاد ؟ از داده های ذهن میاد و وقتی استاد میگه روی باور هاتون کار کنید به این معنی نیست که بیشتر بنشینید و فکر کنید ، به این معنیه که تو تعیین کن که کدوم قانون الهی را میخوای قبولش کنی ، حالا بنشین برای ذهنت ثابتش کن ، منطقیش کن ، انقدر منطقیش کن که به اون فکر هایی که قبلا میکردی خنده ت بگیره ….

    استفاده از باران یعنی با ظرف باورهات زیرش قرار بگیری … باورهای تو هستند که فرم اون ظرف را تشکیل میدند … خیلی از ما در برابر داشتن ظرف مقاومت میکنیم چون اصلا نمی تونیم وجود باران را باور کنیم ، فکر می کنیم راه بدست آوردن نعمت اینه که ما یه کاری براش بکنیم یعنی دویدن برای بدست آوردن پول ، شده هدف برامون اما واقعا اینطور نیست …. انسان ظرف باورش را تشکیل میده و هدایت میشه به نعمت ها …. حتی من فکر می کردم همین هدایت هم به معنی دویدن و دست و پا زدنه یعنی ته فکرم این بود که خب درسته ما هدایت میشیم ولی به چی ؟ به اون کارهای نادلخواه و سختی که خدا تعیین میکنه یعنی این ذهن سیمانی من حتی موقعی که به شدت روی هدایت کار میکردم هم خودشو مینداخت وسط و روی ایمان من اثر میذاشت … یعنی میگفت خب باشه تو هدایت میشی ، ولی به راه سختی که خودت تعیینش نمیکنی و خدا تعیینش میکنه و در هر صورت سختی همونه و وجود داره اما حالا خدا تعیینش میکنه که حداقل یه ذره زجر کمتری بکشی و با یه سری آدم های بد و زخم های کاری کمتر برخورد کنی …. در حالیکه این ایراد به ذهن من وارد بود که کلمه هدایت را اون‌جوری که خودش بلد بود تعبیر میکرد وگرنه کجای قرآن ، هدایت به معنای زجر و سختی اومده ؟ بعد وقتی خوب به خداوند فکر کردم با خودم گفتم آخه هدایت یک جور راهنمایی کردن درسته که قطعا اعتماد درش وجود داره ، یک جور بردن و همراهی کردنه که ما مطمئن باشیم از مسیر درست داریم میریم و حالا کم کم دارم با واژه هدایت ارتباط بهتری برقرار می کنم و با قلبی بازتر دارم می پذیرمش و فکر می کنم هدایت اصلا اینطوری نباشه که من بخوام تمام کارها را انجام بدم یعنی هدایت فقط همراهی خشک و خالی نیست بلکه در خود اون مسیر مستقیمی که بهش هدایت میشیم یک عالمه وسیله و ابزار و قالب و آدم و فرصت و موقعیت هست که ما را براحتی در میان خواسته ها قرار بده و شاید بتونم بگم این من نیستم که حرکت میکنه بلکه این اون هدایته که همه چیز را پیش من میاره ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 66 رای:
    • -
      محمد علی عزیزی گفته:
      مدت عضویت: 2033 روز

      سلام دوست خوبم . سپاسگزارم که با کامنتت دست خدا شدی برای هدایت من. مدتی بود از خدا در یک مورد خاص هدایت میخواستم و می پرسیدم آیا یک کار نادلخواه رو که ممکن بود به پول منتهی بشه ؛ انجام بدم یا ندم .

      خداوند در این کامنت جواب منو به وضوح داد که : خدا هیچوقت ما رو به کارهای سخت و نادلخواه هدایت نمی کنه ! ما رو به دست و پا زدن و دویدن دنبال پول هدایت نمیکنه.

      اصل هدایت بر پایه ی احساس خوب استوار هست.

      سپاسگزارمممممممم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        اندیشه افشین گفته:
        مدت عضویت: 3257 روز

        سلام دوست عزیز

        استاد به صراحت در جلسه دهم دوره کشف قوانین میگند خداوند هیچوقت ما را به مسیرهای سخت هدایت نمی کنه ، هدایت خدا همیشه آسان است اما گاهی جرأت انجام همون کار آسان را ماها نداریم ، و برای مثالش مادر حضرت موسی را گفتند که خدا بهش گفت بچه ت را بنداز توی آب نیل ، و نگفت ببر نوک قله کوه بذارش ، که اساس این کار آسان هست و هیچ کاری نداره که بچه را روی آب رها کنی اما خب واقعا جسارت میخواد …. یا در مورد خودم ترک شغلم واقعا آسون بود یعنی من فقط باید یه برگه بر می داشتم و دو خط تقاضای استعفا می نوشتم ولی برای همین کار ساده من هشت ماه فکر کردم تا عاقبت انجامش دادم …. ولی الان از نتیجه تصمیمم خیلی راضیم …. و خلاصه اینکه خیلی هم نترسید از داستان موسی چون خداوند در حد ظرفیت هرکسی کار آسون بهش میگه و دل و جرأت انجامش هم کم کم تو دلش میذاره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      الهه امینی گفته:
      مدت عضویت: 1303 روز

      سلام خانم افشین عزیز نمی‌دونم چرا به شدت از پیامهای شما انرژی میگیریم مشتاقانه هر جا پیامی از شما میبینم خوشحال میشم و سریع میخونم و نکته برداری میکنم احساس میکنم یه حالت درونی عجیب غریبی به پیامهای شما دارم براتون آرزوی موفقیت دارم

      با چشم ظاهر ملاقاتتون نکردم اما با چشم دل حس خیلی خوبی از نوشته هاتون میگیرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سارا سهیلی گفته:
      مدت عضویت: 2077 روز

      سلام به اندیشه دوست عزیزم

      من از کامنتهات هر زمانی که به چشمم خورده اسمت خیلی خیلی خیلی زیاد انرژی میگیرم و مهم تر از اون درس میگیریم ازش.

      یک بلوک سیمانی کهبا کامنتت صربه بهش خورد همین هدایت خداوند بود که خداوندهیچوقت ما رو به کار سخت و نادلخواه هدایت نمیکنه.

      چند وقتیه که تمرکز من روی یک خواسته ایه که نمیتونم رهاش کنم و کامنت شما یکم درکم رو از مسیر بهتر کرد

      موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1461 روز

    سلام به استاد عزیز بزرگوار و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .

    بودن با استاد عزیز و شنیدن آموزه های ایشون نسبت به قوانین جهان خیلی از باورهای ما رو تو زمینه‌های مختلف تغییر داده اما مشکلی که هست اینه که خیلی از این باورها رو قبول داریم و می‌پذیریم منتهی در عمل با ترس مواجه میشیم و متاسفانه مجدداً عملکردهای خودمونو داریم در واقع گاهی جرات و شهامت اجرای باورهایی که از صحت و درستیش مطلع هستیم رو نداریم و این جالب نیست .

    خیلی وقتا برای خودم پیش میاد که با عقل و منطق و استدلالهای درستی که از قوانین میدونم موضوعی رو میسنجم و دقیق میدونم انجام چ کارها و چ رفتارهایی تو اون زمینه درست هستش اما متاسفانه جا میزنم و درست پیش نمیرم . هر باری که چنین موضوعاتی برام پیش میاد انقد به خودم یادآوری می‌کنم و انقدر بررسیش می‌کنم تا ترسام بریزه تا درست عمل کنم . زمانی که موضوعی کش پیدا میکنه و مدت زمان طولانی ای میبره تا برای همیشه حل بشه خوب می‌فهمم ایراد از خودمه که اگه از همون ابتدا و در لحظاتی که باید درست فکر میکردم و باورهای درستی رو جایگزینش می‌کردم و درست عمل می‌کردم کار به اینجاها نمی کشید و انقدر سلب آرامش ازم نمیشد تمامی جمله‌ها و عبارتهای استاد عزیز در رابطه با قوانینی که آموختیم ارزشمند و کاملاً درست هستن اگه استاد عزیز خیلی زودتر از ما به نتایجهای خوبی رسیدن فقط به دلیل این بوده که باورهای مستحکمی داشتن و بی چون و چرا و بدون کوچکترین شک و تردیدی همه رو پذیرفتن و درست عمل کردن .

    باید به ترسها غلبه کرد باید ایمان به خدا رو تقویت کرد تا باورها شکل بهتری به خودشون بگیرن .

    برای من خیلی وقتا سکوت کردن و کاری انجام ندادن بهترین حرکت برای غلبه به این ترسها هستش باید به زمان و خداوند اعتماد داشت تا عملکرد اشتباهی ازمون سر نزنه خودمو میگم هر وقت بی‌اعتمادی سراغم اومده و سریع واکنش نشون دادم از کار خودم پشیمون شدم

    خیلی وقتا جاهایی که فکر می‌کنم حتماً باید دست به کار بشم اتفاقاً اگه کاری انجام ندم بهترین کار ممکن رو کردم .

    کنترل و مهار کردن افکار و گفتگوهای ذهنی از عوامل مهمی برای ایجاد باورهای درست هستن . انقدر فکر نکنم خودم عاقلم و خیلی چیزی می‌فهمم انقدر فکر نکنم خودم باید دست به کار بشم و خودم جلوی هر اتفاقی رو بگیرم بهتره . رها کردن و تسلیم بودن بهترین پاسخها و نتایجها رو بهم میده بنابراین برای حفظ آرامش و جهت دهی به افکارهای غلطمون که زیادیش باورهای غلط رو می‌سازه سعی کنیم بیشتر به قوانین اعتماد کنیم و یه جاهایی کمتر دست به کار بشیم و فقط هر چیزی که قراره آینده ی درخشان‌تری برامون بسازه انجامش بدیم و تمام اراده و انگیزمون رو اینجور جاها به کار ببریم .

    صبور بودن و عجله نکردن و عجله نداشتن ، ایمان و توکل به خدا کردن و با امید پیش رفتن . در لحظه از خداوند هدایت خاستن و اعتماد کامل به قوانین جهان داشتن و در آخر رها بودن و تسلیم در برابر هر آنچه اتفاق میفته باعث ایجاد باورهای درست میشه باورهایی که هر چن ب ظاهر ما رو با اتفاقات ناجالبی مواجه کنه اما نتیجه فوق العاده و عالی پیش میاد .

    بارها و بارها تو زمینه های مختلف چ در روابطها چ تو زمینه های مالی و غیره ، جاهایی که اینچنین پیش رفتیم نتایجهای خوبو دیدیم پس همه چی به باورهای درونیمون بستگی داره باید به ترسها غلبه کرد و تو دل ترسها رفت .

    مرسی استاد جونم

    دوستت دارم برقرار باشی و ماندگار .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای:
    • -
      علی بهره ور گفته:
      مدت عضویت: 3542 روز

      سلام به خانم رحیمی تبار و همه دوستان

      ممنونم از کامنتی گه نوشتید بسیار بسیار نکات مهمی داشت و اینکه از روی تجربه بدست آمده هست و اینکه تجربه همیشه ارزشمند هست.

      دقیقا همینطور هست باید بیشتر اوقات باید به خداوند اعتماد کنیم و فقط فقط سکوت کنیم و کاری انجام ندهیم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1223 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم به نام خداوند روزی رسانم

    خدایا من فقط روی قدرت تو حساب میکنم خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم که در ابن بهشت زیبا ساکن هستیم و در لحظه زندگی میکنیم و شاد هستیم و طبق ابن قوانین با خدا عشق بازی میکنیم

    استاد عزیزم هر دفعه وقتی میگین از کجا به کجا رسیدین برام درس بزرگیست که بابا تو هم تو هر موقعیتی هستی با اراده و ایمان به اون خدای قدرتمند با تعهدی محکم من میتونم به اون زندگیه که میخوام برسم چون تمام خوبیها و زیباییها و نعمت و ثروت و خوشبختی و سلامتی سهم من ست خداوند میخواد که من صاحب همه چیز باشم پس باید بسازم با باور و افکار درستم

    و به دنبال رشد و پیشرفت باشم

    استاد شما بهترین الگو هستین زندگیتون و سفرهاتون من که لذت میبرم و هر لحظه خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم و با شما راه رو شناختم و روشنایی رو پیدا کردم

    روشنایی که ختم به خدا می‌شود خدایا شکرت سپاسگزارتم

    اگر امروز به این قسمت و نوشته ها هدایت شدم حتما در مدار شنیدن این آگاهی‌ها قرار گرفتم پس مشخص می‌کند که مدارم بالا رفته الهی‌ شکرت

    باور کردن این قوانین به هر انسانی جسارت و جرات می‌دهد تا قدم برداری و حرکت کنی برای یه شخصیت متفاوت برای باور و افکار و رفتار متفاوت

    وقتی من قدرت خدا رو باور کنم خب برام همه چیز می‌شود وقتی ایمان میاری حرکت میکنی و اون چه حرکته زیبایی می‌شود حرکت به سوی خدا و روی قدرتش حساب کردن

    قید همه چیز را زدن و وصل شدن به او

    من فقط و فقط روی خودم کار میکنم و فقط و فقط روی قدرت خدا حساب میکنم و برای تغییر بنیادین در شخصیت و درونم از او کمک و هدابت میخوام

    پس خدایا در این مسیر زیبا و درست و پر از نعمت و ثروت و فراوانی و خوشبختی کمک و هدایتم کن

    خدایا ممنونتم که امروز صبح 10 میلیون به حسابم واریز کردی و راحت برم خرید کنم

    الهی الهی هزاران هزار مرتبه شکر میکنم تورا

    خدایا من فراوانی جهان را باور دارم

    پس بر من ببخش و بیفزا که لایقش هستم

    من ثروتمند هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
  8. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1930 روز

    سلام سلام

    سلام به خدای دلبر هدایتگر

    سلام به این روز چهارشنبه ی به شدت برفی که نزدیک یه متر اینجا برف نشسته و همچنان با قدرت داره برف میباره

    سلام به آخرین روز سال 2025

    سلام به استادای عزیزم و به همه دوستان هم مسیر

    خدایا شکرت برای یه روز دیگه فرصت زندگی

    شکرت برای سالی که گذشت و همه نعمتها و فراوانی ها و زیبایی هایی که تو این سال تجربه کردیم

    خدایا شکرت برای بزرگ‌تر شدن ظرفم

    شکرت برای آگاهی های قشنگ و ارزنده ای که دریافت کردم

    و شکرت برای این فایل

    هیچ کس نیست که قوانین رو صد درصد بدونه

    و هیچکس نیست که اون میزانی رو که میدونه صد درصد عمل کنه

    ما میتونیم به اندازه ای که میفهمیم، به قوانین عمل کنیم

    و به همون اندازه که عمل میکنیم هم نتیجه میگیریم

    هرچقدر بهتر عمل کنیم، بهتر نتیجه میگیریم

    نتیجه ی کامل و پرفکت هم تو دنیای مادی کلا نداریم، هرچی بیشتر کار کنی هی بهتر میشی، و این نتیجه هم پایدار و جاودان نمیمونه، مادامیکه کار میکنی نتیجه میگیری، اگه کار نکنی نتیجه نمیگیری

    زندگی همینه، تکاملی پیش رفتن و تکاملی نتیجه گرفتن

    تغییر شخصیت نیاز به اراده پولادین داره

    ولی

    خبر خوب اینه که به اندازه ای که عمل میکنی و تغییر میکنی، نتایج هم تغییر میکنه،

    و عوامل خارجی و دولت و قانون و غیره هم نمیتونن جلوی این تغییر نتایج رو بگیرن.

    کِی؟ وقتی تو باورت و شخصیتت رو تغییر دادی.. نه اینکه یه روز کار کردی مثلا یه کم حالت بهتر شده بعد توقع داشته باشی همه چی یه دفه کامل تغییر کنه

    هیچ نتیجه ای هیچ کاری یه دفه و یه روزه تغییر بزرگ نمیکنه

    ولی اون نتایج و تغییراتِ کوچیک اتفاق میفتن و تا وقتی رو خودت کار میکنی میبینی و حس میکنی که همش رو به پیشرفت و بهبود هستی

    و اگر مطمئن باشی که «وقتی از درون تغییر کنی، دنیای بیرونت هم تغییر میکنه»، با قدرت خیلی بیشتری میری سراغ تغییر درون، دیگه به «اما و اگر» و «اگر نتیجه نداد چی» و اینا فکر نمیکنی و با اطمینان حرکت میکنی

    خدایا شکرت برای این قوانین قشنگت

    شکرت برای این حس آرامش و اطمینان

    شکرت برای فإنک بأعیننا

    شکرت برای هو علی هین

    شکرت برای الخیر فی ما وقع

    شکرت که خواسته های من آلردی موجود هستن و برای تو هم بسیار آسونه هر چیزی که ازت میخوام

    خدایا شکرت شکرت شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 69 رای:
  9. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1587 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَالَّذِینَ هَاجَرُوا فِی اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَلَأَجْرُ الْآخِرَهِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ»

    (ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺘﻢ ﺩﻳﺪﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺧﺸﻨﻮﺩﻱ ﺧﺪﺍ ﻫﺠﺮﺕ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻭ ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻧﻴﻜﻮ ﺟﺎﻱ ﺩﻫﻴﻢ ، ﻭ ﻗﻄﻌﺎً ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺳﺖ ، ﺍﮔﺮ ﻣﻰﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ)

    «الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»

    (ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺻﺒﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺗﻮﻛﻞ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ)

    (41-42 نحل)

    ————————————————————————————

    الهی ای پروردگارم، ای هدایتگرم و ای بشارت دهنده به زیباییها، از تو طلب مغفرت و رحمت و هدایت میکنم برای ادامه مسیرم. خدایا از خودم هیچی نمیدونم ولی تو من رو بهتر از خودم می‌شناسی.

    ای یگانه عزتمند مطلق و ای الرحمٰن الرحیم ، ای یگانه وهاب و رزاق عالم ، از اعماق تاریکی های ظلم به خودم صدات میزنم و ایمان دارم که تو همواره جوابمو میدی.

    با تکیه و توکل بر تو آغاز میکنم برای نوشتن چون منم که به تو محتاج ترینم. دست و زبان و ذهن و فکر و چشم و گوش و قلب من رو با انرژی و قدرت خودت هم راستا کن تا با تمام وجودم در مسیر توحید و بندگی تو باشم.

    «رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»

    ————————————————————————————

    سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان نازنینم در این سایت. امیدوارم که حالتون عالی و مثبت و توحیدی باشه و همواره بر مدار نور و رحمت و فضل بینهایت پروردگار باشید.

    فایل بسیار عالی و فوق العاده ای بود.

    چند دقیقه پیش داشتم فایل مراقبه دوم دوره هم جهت رو گوش میدادم و بعدش جلسه آخر قدم سوم که بررسی آیات با ریشه «سَخَّر» در قرآن بود؛ و لابلای اون فایل نمایش نهنگ‌های قاتل بود. چقدر بی اختیار اشک ریختم و خدا رو شکر کردم و گفتم سبحان الله

    «سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ»

    هیچوقت فکرشو نمی‌کردم با نمایش نهنگ‌های قاتل هم اشک بریزم.

    «یا رب این آتش که در جان منست ؛ سرد کن زان سان که کردی بر خلیل»

    در ادامه این فایل رو گوش دادم و بی اختیار اشک میریختم و خدا رو شکر میکردم بخاطر قانونمندی جهان و اینکه چرا این همه مدت اجازه دادیم ترسها بر ما مسلط باشند درحالیکه خداوند به ساده ترین و آسانترین و لذت‌بخش ترین و عزتمندانه‌ترین شکل ممکن نعمتها رو عطا می‌کنه و ما باید فقط به خداوند متصل باشیم.

    خدا رو بخاطر کدوم نعمتش شکر بگم که من حتی از شمارش نعمتهاش عاجز و ناتوانم.

    «خدایا تو خودت می‌دونی و از عجز و ناتوانی من آگاهی. کمکم کن همواره در فرکانس سپاسگزاری باقی بمونم.»

    اصلا قرار نبود کامنت بنویسم و اصلا هیچ ایده ای نداشتم که چی می‌خوام بگم. هنوزم نمیدونم ادامه این کامنت به کجا خواهد رفت. حتی نمیدونم چقدر این مطالبی که استاد توی این فایل میگه در وجودم نهادینه شده؛ فقط توی این لحظه با تمام وجودم در پیشگاه خداوند اظهار عجز و ناتوانی میکنم. حتی برای حرف زدن و اینکه چی درخواست کنم. میگم خدایا تو بهتر از خودم منو می‌شناسی، درخواست های حقیقی من رو بهتر از خودم خبر داری، بهم یاد بده همونجوری درخواست کنم که برام مفیده و همونجوری تکامل طی کنم که تو ازم راضی باشی.

    چند دقیقه پیش بود که داشتم به آیه 96 سوره یوسف فکر میکردم …

    «فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ»

    (پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می دانم که شما نمی دانید؟)

    یه حسی رو توی قلبم احساس کردم که یادته چقدر جاهایی بشارتها و نشانه های خداوند اومد و چشمانت خیس اشک شد و قلبت باز شد و امید پیدا کردی به ادامه زندگی در حالیکه از شدت ناامیدی و افسردگی داشتی به خودکشی فکر میکردی… این آیه فقط قصه یعقوب نبود که به یوسفش رسید ، این آیه میتونه حکایت همه ما باشه اون زمانی که از عقل خودمون گیواپ کردیم و فکر می‌کنیم هیچ راهی وجود نداره ولی خدا از دل صخره، از دل دیوار بتنی نفوذ ناپذیر برامون دری رو باز کرد که تا چند ثانیه قبل از اون غیر ممکن به نظر می‌رسید.

    «ای کسی که وقتی شرایط سخت می‌شود، دری را بر ما می‌گشایی، که هرگز اوهام بشر بدان سمت نرفته بود…»

    چند وقت پیش بود که همه رسانه ها و مردم از خشکسالی حرف میزدن و می‌گفتن امسال هیچ بارندگی نخواهد بود، خشکسالیه، کمبود آب و بحران شدید آب توی پایتخت و …

    یه عده میگفتن کار حکومته، کار آخوندهاست ، منی که در مورد این مباحث با کسی حرف نمی‌زنم خونم به جوش اومد گفتم چرت و پرت چیه میگین؟ کدوم آدمی می‌تونه ابر و باد و بارون رو کنترل کنه؟ چرا خدا رو باور ندارید؟ خداست که ابر رو میاره و بارون رو می‌فرسته ، خدا رو باور ندارید، آدمها رو باور کردین …

    بعضی‌ها میگفتن: کار اسرائیله ، یه کاری کرده توی ایران بارون نیاد؛ شاید شما خنده تون بگیره ولی من میخواستم یقه خودمو پاره کنم، این دیگه ته ته شرک بود؛ یعنی مشرکین بت پرست زمان حضرت ابراهیم و زمان حضرت محمد هم اینجوری مشرک نبودن…

    یهو ابرها پیداشون شد، هوا ابری شد، بادها وزیدن گرفت، صدای رعد و برق اومد و بارون نازل شد و من دائماً به خودم یادآوری میکردم «وَهُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ الْغَیْثَ مِنْ بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَیَنْشُرُ رَحْمَتَهُ ۚ وَهُوَ الْوَلِیُّ الْحَمِیدُ» (و اوست که باران را پس از اینکه [مردم از آمدنش] نومید شدند، نازل می کند و رحمتش را می گستراند، و او سرپرست و یار [واقعی] و ستوده است.)

    دلم میخواست برم به همه اونهایی که چرت و پرت میخوردن بگم دیدین در مصرف چرت و پرت زیاده روی کردین، حالا فقط خفه خون بگیرید و برید به درگاه خداوند سجده شکر کنید.

    صدای رعد و برق میومد اشک شوق میومد گوشه چشمم. یبار توی جاده بودم بارون شدید شد رفتم توی پارکینگ حاشیه جاده، بارون و باد با هم ادامه داشتن، تگرگ هم بهش اضافه شد که میگفتم الانه که شیشه ماشین خورد بشه ولی من بازم ذوق میکردم و خدا رو شکر میکردم.

    یه شب بوشهر بودم یه باد بسیار شدیدی اومد، توی گویش محلی بهش میگن باد لیمر (Ley’mer) ؛ به حدی شدید که فشار جریان هوا شیشه یکی از پنجره‌ها رو ترک داد. بدون اینکه چیزی بهش برخورد کنه، یه چیز عجیب و غریبه. فرداش که رفتم بیرون دیدم چقدر شاخه های درخت‌ها شکسته و ریخته پایین، تابلو ها کنده شده، تیر برق رو هم کرده. اگر کشتی‌های محلی (لنج) توی دریا باشن قطعاً غرق میشن. بهترین ناخداها هم از لیمر وحشت دارن. الموست هیچ راه نجاتی ندارن «مگر اینکه خدا رحمتش رو بفرسته»

    میرفتم پنجره رو باز میکردم و از سرعت حرکت ابرها شگفت زده میشدم. میگفتم این درخت‌های توی کوچه الان کنده میشن. میگفتم خدایا این فقط یه باد معمولیه که یه کم سرعتش بیشتر از حد عادیه. حتی هاریکن و تورنادو نیست. و ما اینقدر در پیشگاه تو ناتوانیم. خدایا دقیقاً «چی باعث شده من در برابرت احساس غرور کنم که حاضر نیستم یه سجده کنم؟؟؟ در حالیکه نعمتهای تو بر من بینهایت بوده و عجز و ناتوانی من هم در پیشگاه تو بینهایته»

    خونه ما تا ساحل شاید حدوداً سیصد متر فاصله داره، بعد از اینکه حوالی ساعت 3-4 شب باد متوقف شد و یک سکوت مطلق تمام شهر رو فرا گرفت، صدای امواج به راحتی شنیده می‌شد که دریا هنوز تلاطم داره و محکم امواج به ساحل میخوره. چیزی که پیش از این تجربه‌ش نکرده بودم که پنجره صدای امواج رو بشه شنید.

    برام جالب بود که چقدر شاخه های سست درختها شکسته بود ولی شاخه های محکم موندگار بودن. و گفتم طبیعت اینجوری درخت‌ها رو هرس میکنه، شاخه های ضعیف رو حذف می‌کنه تا درخت قویتر بشه.

    نمیدونم چی شد که اینا رو نوشتم ولی دلم میخواد فقط از خدا حرف بزنم. امروز توی افکار خودم بودم گفتم اگه کسی ازم بپرسه میتونی در مورد جنگ جهانی دوم حرف بزنی من میگم آره، آدمها شروعش کردن ولی خداست که آرامش رو برقرار میکنه، از دل هر موضوع بی ربطی دلم میخواد در مورد خدا حرف بزنم.

    و در پایان…

    «خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست ؛ پرده ای بر سر صد عیب نهان میپوشم»

    براتون بهترین ها رو می‌خوام.

    در پناه رب العالمین باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 67 رای:
    • -
      صفاگنجی گفته:
      مدت عضویت: 2066 روز

      به نام خدا

      سلام به دل بیدار و قلب آگاهت

      آقای حمید عزیز

      کامنتت فقط یک نوشته نبود؛ یک شهادت زنده بود از کسی که خدا رو نه با شنیدن، بلکه با زیستن و چشیدن شناخته..

      از لابه‌لای کلماتت، توکلِ آرام، عجزِ شیرین، و یقینی می‌بارید که از تجربه با خدا می‌آید، نه از دانستنِ صرف.

      خوندنش آدم رو یاد این حقیقت میندازه که هنوز می‌شه جهان رو الهی دید؛ خدا رو در باران، در باد، در ترس‌ها، در ناتوانیِ انسان، و حتی در اشک‌هایی که بی‌اختیار جاری می‌شن.

      این نگاه، هدیه‌ی مطالعه نیست؛ ثمره‌ی همراهی صادقانه با پروردگار است.

      خوشا به حال دلی که در هیاهوی دنیا، با دیدن آیه‌ای، رعدی، بادی یا نشانه‌ای، به سجده می‌افتد و غرورش فرو می‌ریزه. نوشته‌ات خودش یک مراقبه بود؛ آرام، بی‌ادعا و ریشه‌دار… از آن جنس ایمان‌هایی که بی‌صداست، اما عمیق و ماندگار.

      سپاسگزارم از اینکه این حال ناب، این یاد خدا و این نگاه توحیدی رو با ما شریک شدی.

      خدا این دلِ دیده‌بانِ نور رو برای خودش حفظ کند

      در پناه ربّ العالمین باشید

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1587 روز

        سلام به خواهر گرانقدر خانم گنجی بزرگوار.

        امیدوارم که حالتون عالی باشه و همواره در پناه رب العالمین شاد و سلامت و تندرست باشید.

        بینهایت از لطف و محبت شما سپاسگزارم. بخاطر کامنت ارزشمندی که برام فرستادین متشکرم ، از همون ابتدا که شروع کردم به خوندن بی اختیار اشکام سرازیر شد. و این بخاطر فرکانس مثبت شما در زمان نگارش کامنت بود که انرژی مثبتش با کلمات انتقال پیدا کرد.

        هیچ اعتباری به خودم نمیدم. حتی اگر بندگی کردن باشه، اعتبار اونم با خداست. خداست که نعمت بندگی خودش رو بهم عطا کرده و اگر من از عقل خودم بود روزی هزار بار مسیر شیطان رو در پیش می‌گرفتم.

        خداوند در آیه 21 نور این موضوع رو بیان کرده که اگر فضل خداوند نبود همه تون هلاک می‌شدین.

        «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ ۚ وَمَنْ یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ ۚ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَىٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»

        (ای مؤمنان! از گام های شیطان پیروی نکنید؛ و هر که از گام های شیطان پیروی کند [هلاک می شود] زیرا شیطان به کار بسیار زشت و عمل ناپسند فرمان می دهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدی از شما پاک نمی شد، ولی خدا هر که را بخواهد پاک می کند؛ و خدا شنوا و داناست)

        از صمیم قلبم از شما متشکرم و از درگاه خداوند بهترین نعمات رو براتون درخواست میکنم. همواره بر مدار نور توحید باشید.

        در پناه رب العالمین همواره شادکام و سلامت باشید.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          عاطفه نوری گفته:
          مدت عضویت: 2272 روز

          حتی اگر بندگی کردن باشه، اعتبار اونم با خداست. خداست که نعمت بندگی خودش رو بهم عطا کرده و اگر من از عقل خودم بود روزی هزار بار مسیر شیطان رو در پیش می‌گرفتم.

          ……………….

          هزاران درود به شما آقای امیری عزیز و بزرگوار و انسانی توحیدی و متواضع الهی که هرلحظه از زندگیتون سراسر برکت و رحمت خداوند باشه و هدایت خداوند…

          وقتی هدایت شدم به این کامنت توحیدی زیبای شما و آیه قرآن لحظاتی توی ذهنم مرور شد که من دقیقا توی گذشته ی خودم اگر جهنم نبودم برزخ که قطعا بودم و بخاطر نبودن توحید و هدایت بود که این تجربه های دردناک رو داشتم و چه لحظاتی توی ذهنم مرور شد و بیشتر تایید کردم که اگر لطف خداوند نبود من میتونستم الان اینجا باشم و از قرآن و هدایت صحبت کنم!!!!

          اگر لطف و هدایت و قدرت خداوند نبود من میتونستم یک لحظه فقط یک لحظه آرامش داشته باشم تو زندگیم،

          چقدر تحسینتون میکنم بخاطر وجود توحیدی زیباتون و تواضعی که هرلحظه بیشتر در حال ساخته شدن هست توی شخصیتتون،

          قطعا که لطف و قدرت خدا بوده و هست که نعمت بندگی رو عطا کرده وگرنه معلوم نبود من خودم به شخصه الان کجا میبودم و چه مدار و فرکانسِ پر از شرک و جهلی قرار داشتم،

          الهی صد هزاران بار سپاس برای نعمت هدایتی که خداوند نصیبمان کرد

          الهی صد هزاران بار سپاس برای نعمت توحید و تواضعی که خداوند نصیبمان کرد

          الهی صد هزاران بار سپاس آنی و کمتر از آنی خداوند مارو به حال خودمان نمیگذاره،

          الهی صد هزاران بار سپاس توکل و حمایت و امیدمون تنها به رب العالمین هست نه هیچکس و نه هیچ چیز،

          به هرچیزی تکیه کنیم جز عذاب و برزخ چیز دیگه ای نخواهد بود….

          بینهایت سپاسگزارم ازتون

          بینهایت تحسینتون میکنم و بینهایت دعای خیر برکت رحمت حس خوب آزادی رهایی برکتی بینهایت عزت نفسی بینهایت و عشقی بینهایت رو براتون آرزو میکنم در پناه الله تنها قدرت حامی و حمایتگر…

          الهی امین یا رب العالمین،

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            –– –• •••• گفته:
            مدت عضویت: 1587 روز

            بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

            «فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ»

            (ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ ، ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ، ﻭ ﺩﺭ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺷﺐ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺭﻭﺯ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ ﺗﺎ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺷﻮﻱ)

            (١٣٠ طه)

            ———————————————————————

            سلام و درود فراوان به شما خانم نوری خواهر بزرگوار و گرانقدر. امیدوارم که حال دلتون عالی و مثبت باشه. و همواره به نور توحید متصل باشید.

            از درگاه خداوند متعال برای شما بینهایت نعمت و ثروت و آرامش درخواست میکنم.

            خدا رو صد هزار مرتبه شکر که نتایج تون عوض شد، شرایط تون عوض شد. الهی صد هزار مرتبه شکر بخاطر ثبات قوانین الهی. الهی صد هزار مرتبه شکر بخاطر آرامش و ایمان ناشی از قوانین الهی.

            خدا رو صد هزار مرتبه شکر که وقتی ما فقط یه قدم خیلی کوچیک برمی‌داریم خداوند سمت خودش از رحمتش صدها هزار قدم برمی‌داره.

            وقتی به تغییرات زندگی خودم نگاه میکنم به الله قسم ایمان من به اندازه یه قدم هم نبوده، ولی رب العالمین از فضل و رحمتش صدها هزار برابر اون یه ذره ایمان من شرایط بهتر رو برام رقم زد.

            این دیگه شده باور ذهن من که فضل و رحمت خداوند همواره بر عدالتش پیشی میگیره. جایی که باید از عدالتش بزنه پس کله ام ، از رحمتش هدایتم می‌کنه.

            این رو که نوشتم یاد یه ماجرایی افتادم که دیروز تجربه‌ش کردم.

            طرفای غروب توی جاده داشتم رانندگی میکردم و هوا نسبتاً رو به تاریکی بود. یه وانت جلوم بود خواستم ازش سبقت بگیرم. جاده دو طرفه بود از روبرو یه ماشین دیدم و چراغهای قرمزش. چون هوا تاریک بود پیش خودم گفتم خب این یه ماشین دیگه ست که داره سبقت میگیره و درحال دور شدن از منه. منم رفتم توی سبقت و دیدم من اشتباه کردم. و یه پژو پارس سفیده که لطف کرده رفته هایلایت قرمز گذاشته روی چراغهای جلو ماشینش و چراغ اصلیش رو روشن نکرده و توی اون تاریکی فقط هایلایت ها رو روشن کرده.

            نمیدونم چی شد که ماشین رد و ما شاخ به شاخ تصادف نکردیم. چون من حتی یادمه یه لحظه ترمز هم زدم ولی تونستم از اون وانته رد بشم و خط عوض کنم… بعد از اینکه رد شدم گفتم خدایا تو ردش کردی وگرنه من با دست خودم داشتم خودمو به کشتن میدادم. چه اعتباری به خودم بدم یا چه ادعایی داشته باشم که من هندلینگ خوبی داشتم ردش کردم. اگر به عدالت خداوند بود من الان باید مرده بودم. ولی از فضل و رحمتش بهم فرصت دوباره داد تا به زندگی برگردم. با یه ذره نور قرمز من گول خوردم و جون خودم و بقیه راننده ها رو به خطر انداختم. با اشتباه من به راحتی باید 4 تا ماشین با هم برخورد میکردن.

            منی که با یه ذره نور قرمز اینقدر ساده گمراه شدم آیا در برابر وسوسه های شیطان پناه امنی میتونم داشته باشم؟

            «إِلَّا رَحْمَهً مِنْ رَبِّکَ ۚ إِنَّ فَضْلَهُ کَانَ عَلَیْکَ کَبِیرًا»

            بعد از این توی مسیر شروع کردم به حرف زدن با خداوند که خدایا تو ردش کردی، خدایا من ادعام شده بود که رانندگیم خوبه. الان می‌دونم در عرض چند میلی ثانیه همه توهماتم از بین میره.

            پس آره ، فضل و رحمت خداوند هزاران بار بر عدالتش پیشی میگیره و بارها و بارها نجاتمون میده، اونجایی که باید پس کله ای بخورم.

            از شما بینهایت سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمندتون. بینهایت تحسینتون میکنم. خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر هر ذره از نتایج مثبتی که به زندگی تون اومده و بینهایت ایمان و توحید عملی تون رو تحسین میکنم. از خداوند براتون معجزات بزرگ رو درخواست میکنم، ان شاالله بنویسید برامون تا ایمان همه مون قویتر بشه.

            در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.

            «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              عاطفه نوری گفته:
              مدت عضویت: 2272 روز

              ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ ، ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ، ﻭ ﺩﺭ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺷﺐ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺭﻭﺯ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ ﺗﺎ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺷﻮﻱ

              ——————————-

              الهی صد هزاران مرتبه سپاس برای همه چیز و همین لحظه و همین مدار و همین فرکانسهایی که ارسال میشه و همین محیط توحیدی که هدایت شدیم به لطف پروردگار،

              الهی صد هزاران مرتبه سپاس که همین شاکله های سپاسگزاری و توحیدی بودنمان در حال چیده شدن روی هم و در نهایت در حال ساخته شدن یک برج زیبا و یک شخصیت زیبا توحیدی و باشکوه هست فارغ از هر حساب کتاب و دودوتا کردنی،چون خداوند دودوتا نمیکند خداوند جاری میکند مثل بارانی بینهایت الهی صد هزاران مرتبه سپاس….

              الهی صدهزاران مرتبه سپاس بخاطر سلامتی و تندرستی شما و الخیر فی ما وقعی که اتفاق افتاد و خداوند دوباره حضورش رو اثبات کرد بله همینطوره خداوند هست خیلی هم هست خیلی هم نزدیک هست ‌خیلی هم همواره هست،

              هرزمان با تمام قلبم خداوندرو صدا زدم و هدایت خواستم با نشانه ها با من صحبت کرده.گفتم خدایا درسته مادرم تکیه گاه اَمن روحی و روانی من بود اما زندگی اش تمام شد و برگشت به همانجایی ک باید میبود در آغوش خودت پروردگار،

              اما این به معنای تنهایی و رها کردن من نیست چون خدایی دارم بزرگ‌تر مهربانتر حامی تر حمایتگر و تکیه گاهی بهتر برای تمام عمرم و هزاران مرتبه سپاسگزاری کردم و مدام سایت رو چِک میکردم برای کامنت و نشانه ی پروردگار ….

              الهی صد هزاران بار سپاس خداوندم…

              مثلا من امروز صبح با تمام وجودم ستاره قطبی نوشتم و ستاره قطبی رو چندین بار تکرار کردم و از یک موضوعی ناراحت بودم و الان این کامنت توحیدی مقدس شما شده نشانه و روزی من مخصوصا آیه قرآنی که فرستادید««ﭘﺲ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ ، ﺷﻜﻴﺒﺎ ﺑﺎﺵ، ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻃﻠﻮﻉ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﺱ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮﻱ، ﻭ ﺩﺭ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﺷﺐ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺭﻭﺯ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﮔﻮی»» سپاسگزارم و بینهایت تحسینتون میکنم برای استمرار استقامت و ساختن شخصیت توحیدی که دارید و مدام در حال کار کردن روی توحید هستید و پر قدرت کامنت توحیدی میگذارید و استناد به آیات قرآن…

              چه چیزی زیباتر و چه برکتی زیباتر از این برای زندگی در این دنیای مادی و در نهایت آخرتی زیباتر…

              بینهایت سپاسگزارم برای وقت ارزشمندتون و توضیح دادن تجربیات توحیدیتون،

              الهی عاقبتتون به خیر نیکی برکت رحمت عزت باشه و روزی بینهایت نصیب هر لحظه زندگیتون و مدام در حال تلاش کردن و زندگی کردن لذت بردن باشید در پناهِ الله یکتا پروردگار ج‌هانیان تنها قدرت حامی حمایتگر…

              الهی امین.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1632 روز

      سلام به برادر عزیزم..

      آقای امیری.برادر توحیدی من…

      ….

      همین الان مادرم،”شبکه اخبار رو بلند کرده بود..

      یه لحظه شیطان بهم گفت..بگو این چه وضعشه….

      وقتی کار داری چرا صدای تلوزیونو بلند میکنی خودت میری تو آشپزخونه..

      یه لحظه گفتم.نرگس چی قول داده بودی…

      و من بخودم تاهد بستم…بقول فاطمه عزیز.که امردز ساعت 4 شب خداوند منو بلند کرد که بیام کامنتای این مسیر جدید رو بخونم.

      گفتم نرگس دنیا و قانون خدا هیچ شوخی بازی نداره..به اندازه ایی که تو تعقییر میکنی بهمون اندازه بهت نعمت میده..

      به اندازه درون تو تعقییر میکنه..

      و همین سکوت…رفتم صدای تلوزیونو کم کردم.و ایشون بدون اینکه با من بحث کنه..تلوزیون رو خاموش کرد…

      حمید عزیز..من سالها با مادرم بحث میکردم..سالها با برادرم ورمیفتادم…..الان اونا شدن رفیق صمیمیم..

      من ساعتها باهاشون زندگی میکنم.

      یجاهایی میریزم بهم..

      بازم میگم نرگس اگه کم بیاری ..یعنی نادانی….

      چون فورا احساسم بد میشه…

      تمام اون روند باعث شد…که من مدار خودمو ببینم و بگم..نرگس خودتم یجوری همینجور نادان برخورد میکردی.ایشون سوادی نداره…یا فلان مسیر هست..

      پس سعی کن خودت تعقییر کنی..

      چند روز پیش بخاطر یسری عوامل..ریختم بهم…اون لحظه خدا گفت نرگس..آزمایشت کردم ببینم چقدر شخصیتتت تعقییر کرده..

      فورا احساس گناه رو از خودم دور کردم.گفتم خدایا از دستم در رفت..منو ببخش…

      حمید عزیز….راسی راجع به طوفان گفتی..

      ما یه درخت.کُنار بزرگ تو حیاطمون دارییم…

      بخدا بیش از میلیونها فقط برگ داره..

      وقتی بارون و یا باد میاد…کف حیاطمون میشه پر از برگ..

      بعد میبینم….درختمون بهم نگاه میکنه میخنده…

      اینقدر که حس سبک داشتن داره..

      چقدر ارامتره…

      رو بخودم میگم ببین…خدا میدونه الان چه چیزی برای طبیعت خوبه…

      چقدر باحال خونه تکونی میده..

      حمید عزیز…نمیدونم کلیپامو توی یوتیوب دیدی…

      از کوه گذاشتم…موقعه بهار که میشه…یه بادی زیبا و ملاییم و حس بهشتی میوزه….

      بابام میگه…

      بهش میگن باد گل شکوفا….وای من عاشق این بادم…

      میرم بالای کوه…

      باور کنید..اون لحظه که یه روز صبح بهم الهام کرد نرگس همین الان بزن کوه..

      من اینقدر ذوق داشتم..بدون هیچ پوششی رفتم….

      دیدم همجای کوه رو یه مه زیبا گرفته…

      همجا سرسبزززززز و پر از گلهای بنفش و زرد. الله اکبر الله اکبر..

      یه لحظه حس کردم تو این دنیا نیستم..

      رفتم توی نوک یه غار..که دقیقا بازی بچگیام بود.اتفاقا همسایمون بوشهریه‌..اینم بگم..ایشون خیلی فرد خوش سلیقه ایی هست..

      کدو نشونده کل منطقه حیاط خلوتش و کوه رو پوشونده..

      کوه با خونه ما دم دسته..جزو حیاطمونه‌…

      و پر از درختای کنار…اصلا چی بگم….منطقه ما تو شهرمون بینظیره‌‌…

      و اینو بگم….چه دریافتایی چه نعمتهایی من توی این کوه دیدم..

      و من مدام میگم خدایا شکرت بابت داشتن این کوه بینظیر که اینقدر ما لذت میبرییم..

      و طبق گفته شما صدای ساحال و دریا..

      دقیقا من یه روز صبح زودددد از خواب بیدار شدم رفتم بیرون..

      همینجور که روی پله های خونمون بالا میومدم.حسم گفت همینجا وایسا….

      دیدم پرنده خوش صدایی…توی یکی از لبه کوه داره میخونه…..اینقدر صداش زیبا بود که فقط؟میگفتم الله اوبر الله اکبر..

      اینقدر که صداش زیبا بود..

      یه روز رفتم توی خلوت خودم توی یه گنج پنهانی از کوه..

      دیدم….یه سنگی شبیه انسان هست…

      توی یجای عالی شرایط عالی..داره میخنده….

      خدا بهم گفت نرگس تو !تو این مسیر هستی…

      پس شاد باش‌…

      و یه قطعه سنگی شبیه شیطان بود…دقیقا شبیه شیطان…توی سراشیبی داشت میخندید…

      بهم گفت نرگس این مسیر راه نادررست هست…

      پس این مسیر رو پیش نرو ..

      تو مسیر من توی جایگاه عالی باش…

      یه شب..توی تاریکی…اون اوایل که از عشق دیدم خدا میرفتم توی تنهاییام اونم بازم توی کوه…

      همینجور که داشتم باهاش عشق بازی میکردم…

      یه لحظه خداوند زیبا صورتمو برگردوند…بهم گفت توی قله کوه رو نگاه کن…

      و نگاه کردم..دیدم یه نور بزرگی.طلایی رنگی پشت اون قله که صد متر این حدودا باهام فاصله داشت روشن شد…

      و خیلی دریافتای دیگه‌‌..

      یه شب خواهرم خواب دیده بود..گفت ..

      خواب دیدم یه شخصی که خانمه روی قله کوه وایساده یسری حرفها رو میزنه…دور تا دورش پر از ادمه..و من نشناختم کیه صحبت میکنه‌…

      ولی فهمیدم خانمه…

      و بازم من سالها….خواب میدیدم دقیقا همون محل عبادت من با خدا….این حدودا یه قطعه بهشت هست…

      نه فقط خودم بلکه همسایه هامون…

      میگفتن توی غار یه امامزاده هست..

      حتی خواهرم بازم خواب دیده بود..تاریخ فوت مرگشو خونده بود..

      آقای امیری…اصلا کوه ما‌‌‌…یه حالت عرفانی هست…

      مخصوصا وقتی نگاهم به دنیا شفاف میشه….

      احساس میکنم آسمان یه متریم هست…اینقدر شفاف هست…

      هر چی بگم کمه…….یه شب بخاطر اون آرامش تا ساعت 10 روی سنگی تو اون نزدیکا خوابم برده بود…..

      واقعا میخام بگم….اینهمه تجربه..فقط بخاطر بودن با خداونده که میتونه اینهمه عشق بهت بده…

      آقای امیری عزیز….به شما و خودم و دوستانمون که در این بهشت هستیم..تبریک میگم..

      هیچی به اندازه بودن در این سرزمین وادی نیست….

      سر تا پاهایش پر از رحمته…منیکه چشمام پر از نور شیطان شده بود…شماره عینکم بالا رفته بود…

      امروز اون چشم شیطانیم از بیین رفته..

      دیگه دیدم اینقدر وسیع شده ..که فقط دارم زیباییها رو میبینم.اونم توی فاصله یک متری…

      .

      چجور میشه “درک این صحبت رو با دیگران به اشتراک گذاشت…

      همه لطف خداست…و هر انچه که دارییم از ان خداست…

      پس شنیدن صدای دریا….بخاطر وجود ارزشمند الهیته…

      اینا قبلنا نبوده..

      الان هست….

      چرا!؟چون ما تعقییر کردیم..

      چون نگاه ما الهی شده…

      و میدونیم و باید سعی کنیم هر روز بهتر و هر روز سرسپرده تر باشیم….تا بتونیم بهترینها رو برای خودمون رقم بزنیم…

      سپاسگزارم از شما همین باعث شد…که بیاد بیارم…که چقدر میتونم هنوز بهترینهای خودم “رو عمل کنم….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1587 روز

        سلام و درود به شما خانم علیپور بزرگوار. امیدوارم که شاد و سلامت و تندرست باشید و همواره بر مدار نور توحید باشید.

        بینهایت از شما ممنونم بخاطر این کامنت ارزشمند. بعضی از احساسات و تجربیات توحیدی رو نمیشه با کلمات بیان کرد. مثل تجربیاتی که شما توی کوه داشتین. به شخصه تنهایی و آرامش طبیعت رو دوست دارم. خیلی دلم میخواد توی آرامش طبیعت تنها باشم و ساعتها از سکوتش لذت ببرم. با جریان انرژی الهی طبیعت همراه بشم.

        حق با شماست.

        تغییرات ما اون جایی اثبات میشه که توی شرایط هیجانی و چالشی که خود واقعی مون رو نشون میدیم ، یه نسخه بهبود یافته از خودمون ارائه‌ بدیم.

        من زیاد اهل ارتباط گرفتن با آدمها نیستم. بیشتر دوست دارم تنها باشم. نه اینکه نمیتونم یا عزت نفس ارتباط برقرار کردن رو ندارم، چند وقت پیش بنا به یه شرایطی وارد یه دوره آموزشی شدم و با یه سری آدم جدید آشنا شدم. وقتی میدیدمشون و باهاشون گفتگو میکردم تازه می‌فهمیدم این آدمها در کنار همه ویژگیهای مثبتی که دارند، چقدر شبیه گذشته خودم هستن، و من چقدر تونستم افکارم رو تغییر بدم. عزت نفس و احساس خود ارزشمندی بالاتری دارم. در حالیکه من تا چند وقت پیش بشدت از خودم ناراضی بودم. ناراضی بودم یعنی فکر میکردم چندسال روی خودم کار کردم ولی هیچ تغییری حاصل نشده. اما دیدم چقدر کنترل ذهن بالاتری داشتم. مثلاً وقتی که توی محل کار به یه تضاد میخوریم، منی که زمانی بیشتر از همه عصبی میشدم الان من از همه آرومترم و بقیه که من فکر میکردم از من آرومتر هستن اونها هیجان زده رفتار میکنن.

        آره به اندازه ای که تغییر میکنیم جهان هم همون اندازه و بلافاصله تغییرات رو نشون میده.

        یه مثال به ذهنم رسید. بچه بودیم با آینه نور رو منعکس میکردیم روی دیوار. به همون سرعتی که دستمون رو حرکت می‌دادیم به همون سرعت اون بازتاب نور جابجا میشد. (استاد عباس منش بارها مثال دست تکون دادن جلوی آینه رو زده)

        همه چی توی جهان همینجوریه، از جایی که ما آروم آروم تغییر میکنیم ، بازتاب جهان به افکار و باورهای ما هم آروم آروم تغییر می‌کنه. ولی ما متوجه تغییرات نیستیم.

        از شما بینهایت ممنون و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتین.

        همیشه و هر لحظه در پناه رب العالمین باشید، بر مدار نور و رحمت و فضل بینهایت.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
        • -
          فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
          مدت عضویت: 1632 روز

          بازم سلام آقای امیری عزیز..

          برادر تقریبا همشهریمون…

          حسم گفت بیام ادامه کامنتتتو بازم برات بنویسم..

          میدونی چیه!!!!راجع به تعقییرات..و اون مثال آیینتون میخام برات بنویسم..

          و باز شدن ذهن..که فقط داره” کمبودها رو میبینه..

          و این ذهن و نجوا…دست میزاره” روی نقطعه ایی که نیاز به تکامل و ادامه دادن توی مسیر درست رو داره..

          بهمین دلیل..100 مواقع…

          چرا گفتم 100 درصد..چون انسانیم میفتیم توی دامش…

          اره بهمین دلیل…بخاطر عجول بودنمون میخاییم قانون تکامل رو دور بزنیم..

          ولی چون ماها تو مسیر درست هستیم..باید آگاهانه بیاد بیارییم ..که از کجا به کجا رسیدیم..

          مخصوصا توی زندگی شخصی خودم…

          که من یه ادم فوق العاده ترسو بودم.اگه خودم تنهایی هر جا میرفتم “یه شخصی مزاحممم میشد و یا یجورایی میترسوندم..که من نخام اون مسیر رو تجربه کنم..

          همین دیشب…و شب گذشتش..چند تا از منطقه شهرم.توی پیاده روی اومد جلوی چشمم.ذهنم گفت نریا..

          و روز گذشته شخص نزدیکم منو توی اون پیاده روی…انگار از دلش گذشته بود.

          بهم گفت توی این ساعت نری قبرستونی..فلان فلان اتفاق برات پیش میاد..

          چون ما دو منطقه قبرستون دارییم..اونیکی حدودا نیم ساعت این حدودا از اون اولیه دورتره…

          ولی من توی اون تاریکی که صبح بهم الهام شد رفتم..

          و من هنوز جسد رو ندیده بودم.به محض ورودم شخصی رو بردن غسال خونه..

          و بازم بعد از این غلبه بر ترس..توی تاریکی حدودا یکساعت از محل زندگیمون توی یه محله دیگه…از شهرم..وسط یه کوچه باغ تاریک تنهایی بدون حتی یکنفر…که من توی روزم میترسیدم توی اون تاریکی عبور کردم…

          .

          و بازم شب گذشتش..بازم توی یه منطقه دیگه…اینقدر برام ترسناک بود که چند دقیقه قبلش یجا استراحت کردم که توی تاریکی مطلق اون قسمت رو برم..وقتی نور خدا برام روشن شد حرکت کردم..

          میخام بگم ….یه دختر…اونم تنها…اونم توی مسیرهایی که کاملا مطلقا تاریک هست و هیچکسی نیست..

          و ممکنه یسری اتفاق برات بیفته…

          اما من با امید به خداوند قدم برداشتم…

          این چیه….

          این تعقیییره….

          وقتیکه تعقییر میکنی…باورات تعقییر میکنن قدم برمیداری…

          و اون قدم برداشتنها باعث میشه…ترسهات بریزه..

          و من سعی کردم..هر جا ترس وجودمو گرفت برم تو دلش…از خود بیخود میشم..

          شیطان توی اون تاریکی دیشب بهم میگفت الان کسی بهت حمله ور میشه.میگفتم خداوند همراه منه..

          ترسم بود ولی گفتم نمیزارم صحبت شیطان آلوده وجودم بشه…

          آقای امیری این یکی از نتایجم بود..فردیکه توی روز همراه چند نفر یجای ناشناخته میرفت..

          و تا یکماه اینقدر کابوس میدید که حالش بد میشد…

          حتی اون ترس براش یه بوی خاص داشت..

          یه روز از اونروزای اول که داشتم غلبه بر ترس میکردم..و داشتم روی سنگ قبرهای قدیمی پا میزاشتم..

          خداوند بهم گفت!!!

          نرگس از یه مشت استخووون میترسی که سالها زیر این خاکها دفن شدند..

          من از قبر شهدا هم میترسیدم..

          بهم گفت یه لحظه وایسا ..لحظه ایی که پاهام میلرزید.

          بهم گفت اینا خوابیدند هیچ روحی ندارن…

          که بیاد تو رو اذیت کنه..

          اره….بهم گفت…تو از یه مشت استخون بی جون میترسی…که هیچ اختیاری از خودشون ندارن..

          و بلند بهم گفت..از ادمها بترس.که هر لحظه تو رو میتوننن از این مسیدی که هستی دور کنند….

          بصورت واضح ..بدون هیچ پرده ایی…

          بهم گفت از ادمها بترس..که هر لحظه میتونن تو رو گمراه کنند..

          آقای امیری عزیز….منم مثل خودت حالا من یه دختر هستم..

          اونم توی شهری که همه همدیگرو میشناسن….

          ولی من دقیقا دارم برخلاف عرف جامعه ایی که زندگی میکنم عمل میکنم..

          حالا حساب کنید همون نرگس در گذشته توی همین شهر…گذشتش کجا بود..و الانش کجا هست…

          چقدر یه انسان میتونه تعقییر کنه….

          همینه استاد میگن مهم نیست کجای این کره خاکی هستی.مهم باورات هست..

          و من به یاری خدا و لطف خداوند و هدابت خاستن بهش..

          این باگهای ترسم از گذشته رو از بیین ببرم…

          باگهایی که جز روی بد محل زندگیم نبود…

          و من چقدر تو دل همین ترسها ….

          خوشبختی و سعادتمندی میبینم..

          سپاسگزار خداوندم و این سایتم..که بجای حرف مفت بیام….اونچیزی که هستمو بگم!!!!نه اونچیزی که غلو و هرزه گویی باشه…

          و در نهایتم میخام بگم…اگه لطف خداوند نبود .من نمیتونستم یه قدممم بردارم..

          خیلی خیلی ممنونم از شما آقای امیری عزیز..

          انشالله بیاد بیارییم…

          و بدونیم دلیل نتایجمونو..

          و بدونیم با ادامه داشتنه که ما میتونیم به مقصدمون برسیم..

          اگه هم هنوز به اونچیزی که شیطان میگه چرا نرسیدی…بگیم خودتو خفه کن..من باید براش قدم بردارم.اون خدا بهم کمک میکنه…

          سپاسگزارم دوست توحیدییم.انشالله که بتونیم فقط ادامه بدییم..و کم نیارییم.و بیاد بیارییم از کجا به کجا رسیدییم..

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1398 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    چقدر خداروشکر میکنم برای منطق های درستی که ذهنم داره کم کم باور میکنه

    براساس جلسات قرآنی دوره ی مقدس 12قدم نسبت به سیستمی بودن خدا و قانونمندی جهان….

    چقدر خداروشکر میکنم که مهمترین هدف زندگیم بهبود شخصیتم هست

    واقعا نیازمند جهادی اکبر وارداه ای پولادین هست

    شخصیت فقط الگوی ظاهری رفتاری من نیست

    فقط ویژگیهای درونی من نیست

    تو دوره ی مقدس 12قدم متوجه شدم که

    شخصیت یه پکیج هست از الگوی پایدارِ افکار من و احساس های من و واکنش های من در اتفاق ها و انتخاب های من در زندگی .

    همبن قدر گسترده و نامحدود..

    واسه همینه که استاد جانم تاکید میکنین همیشه باید به فکر بهبود دائمی شخصیتم باشم و بپذیرم که تغییردادنش تکاملی هست تا ذهنم اذیتم نکنه

    و از روی عجله

    دنبال نتایج در کوتاه مدت نباشه !!!

    طبیعیه به میزان تغییر شخصیت نتایج زندگیم

    تغییر میکنه .

    نه اینکه منه فاطمه یه هفته تمرکز به زیبایی و داشته هام گذاشتم و توقع دارم که نتیجه ای بزرگ تحویل بگیرم !!!

    به میزان همون یه هفته ، انرژی واحساس خوب جهان تحویل من میده

    و بقیه اش ادامه دادن منه و مستمر بودن منه

    و ثابت قدم بودن منه

    نه اینکه ذهنمو همراهی کنم که خب دیگه من توجه به زیبایی کردم و نتیجه نگرفتم و پرونده شو ببندم !

    این جا همون جایی بود که اوایل ذهنم میخواست اذیتم کنه و من شروع کردم دونه به دونه نتایج کوچیکمو روزانه نوشتن و سپاسگزاری کردن بابت شون برای رسیدن به احساس خوب وآرامش بیشتر ،

    هر بازتاب شرایط بیرونی رو حاصل فرکانس های خودم بدونم و آگاه باشم که شخصیت درونی م روبه رشد هست یانه !!

    جهان بازتاب فرکانس های منه..

    پس اگه اتفاقات خوب پیش میره یعنی

    داره شخصیت کم کم بهتر تغییر میکنه و اگر اوضاع نامناسبه باید حواسمو جمع کنم و ببینم کانون توجه وافکارغالبم چیه ؟!

    و ذهنمو عادت بدم که با تغییر شخصیت بهتر وپایدارترم نتایج بزرگتر از راه میرسن

    و باید ادامه بدم و ادامه وادامه و ادامه…

    اینکه چندسال باورم این بوده که اگه خدا بخواد

    و اگه خدا صلاح بدونه …

    حالا باید باورمو تغییربدم که خدا هرچیزی که من بهش توجه کنم ،بهم میده حالا خوب یا ….

    هر مسیری که قدم بردارم خدا هدایت میکنه حالا درست یا ….

    جایگزین کردن این باور درست با باور های قبلی که نادرست بودن ، زمان میبره و یه فرآیند تکاملی هست

    اینکه من خالق زندگیم هستم و بر اساس توجهم به افکارغالبم ، زندگیم واتفاقاتم خلق میشه و هر چیزی که بهش توجه کنم بیشتر از اصل اون چیز وارد زندگیم میشه وباورهای من حاصل کانون توجه فکرهامه…

    شاید به ظاهر فکر میکنم که بهش رسیدم

    و متوجه میشم که تو همین مورد خیلی جای کاردارم خیلی نیاز هست که افکارمو

    آگاهانه رصد کنم تا متوجه بشم چه میزان

    توجه من از ناخوداگاهم هست !!!

    استاد جانم شما همیشه بیان میکنید که

    بچه ها با خودتون روراست باشید

    خودتون کاملا فرکانس هاتون میشناسید

    از کجا ؟از بازتاب اتفاقات زندگی

    و حالا منه فاطمه ، اگه قبلاً زود ناراحت می‌شدم

    و الان زودتر آرام می‌شم

    اگه قبلاً توضیح اضافه می‌دادم والان سکوت می‌کنم

    اگه قبلاً خودت را مقصر می‌دانستم و الان مکث می‌کنم و خودسرزنشی نمیکنم

    اگه قبلا عالم و آدم مقصر میدونستم و این روزها دارم یادمیگیرم که همه چیز از خودمه و

    انگشتم به سمت خودمه

    اگه قبلا دنبال پیدا کردن عیب و ایراد دیگران بودم و این روزها دارم ویژگیهای مثبت شون با دقت میبینم و می نویسم وتحسین میکنم

    اینهارو نتیجه بدونم و ادامه بدم

    اینهارو روند تغییری بدونم

    و مثل منطق درست بذارم جلوی ذهنم

    تا به این مسیر درست ادامه بدم و ادامه بدم ….

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت

    پروژه ی درک عمیق تر قوانین خداوند

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای:
    • -
      عاطفه معین گفته:
      مدت عضویت: 1116 روز

      به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

      سلام فاطمه جانم حالت چطوره رفیق بهشتی و زیبای من ؟

      امیدوارم حالت مثل همیشه عالی باشه و دستت تو دست خدا :)

      فاطمه جونم از اول تا آخر کامنتت حس کردم رو به روم نشستی و داری با من حرف میزنی این احساس نزدیکی از راه دور .. این احساس فوق العاده کاری کرده که من فاصله ای حس نکنم بین خودم و رفقای غار حرا :)))) انگار تک تک تون خود من هستید وقتی کامنت های خودت یا بقیه رو می خونم لبخند به لبم میاد ..گاهی ذوق زده میشم گاهی هم اشکام روان میشن من خدا رو تو کامنت هاتون می بینم حس میکنم الله اکبر از این انرژی مثبتی که همه جا هست البته اگه من باهاش یکی بشم بهش وصل بشم .

      فاطمه قشنگم عزیز دلم رفیق جانم من همیشه ازت یاد گرفتم همیشه الگو برداری کردم و برای تک تک کامنت هات ازت ممنونم ، الهی که همیشه دلت خوش و اشکت از سر شوق باشه .

      خدایا شکرت برای فاطمه قشنگم

      شکرت برای رشد و تغییرات مثبتش

      شکر برای حضورِ فعالش تو سایت

      شکر برای سلامتی خودش و خانوادش

      شکرت برای همین لحظه و حال خوب هر دومون .

      هذا من فضل رب سپاس رب قدرتمند و وهاب من :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1398 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام به روی ماهت عاطفه جااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم نازنینم

        ایییییی جاااانم

        کلی چشمام قلبی قلبی شد رفیق نازم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت قشنگم

        تحسینت میکنم برای حال خوب این روزهای قشنگت که از نتایج دوره ی کیمیاگر

        هم جهت با جریان خداوند هست

        و تعهد وعملگرایی های خودت عزیزدلم …

        من بارها وبارها با خوندن کامنتهای شما

        دوستهای بهشتیم همین احساس قلبی بهم

        دست داده گویی که کنارتون نشستم

        و دارم باهاتون گپ میزنم

        و از شماها عشق و آگاهی دریافت میکنم

        اینم از برکات قدرت تجسم ذهن هست

        که خدا در انسانها قرارداده .‌..

        خداروشکر برای دونه به دونه ی

        قشنگیای زندگیت رفیق نازنینم

        خداروشکر برای تموم شکرگزاری های

        قلبی و عمیق وقشنگت عزیزدلم

        اشکم دراومد از مهربونیت

        خداروشکر برای نعمت حال خوبت عاطفه جانم

        روی ماهت وقلب پاکت می بوسم

        نور وعشق خدا بباره به زندگی پربرکتت

        یه عالمه دووووست داررررم

        خیالم هم راحته که جهان طبق قانون ، فرکانس دوست داشتنمو کادوپیچ شده میاره و میذاره

        وسط قلبت ودریافت میکنی عزیزدلم …

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: