درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1897 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم.

    هُود.

    وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۗ وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ(٧)

    هم‌اوست که آسمان‌ها و زمین را و آنچه میان آن‌هاست، در طول شش مرحله آفرید و فرمانروایی‌اش بر جهان بر اساس آگاهی است. هدف از آفرینش این بوده است که امتحانتان کند تا ببیند کدامتان بهتر رفتار می‌کنید. اگر به آن‌ها بگویی: «شما بعد از مرگ حتماً زنده می‌شوید»، بت‌پرست‌های بی‌دین حتماً می‌گویند: «این ادعا علناً جادوجنبل است!» (٧)

    خداروهزاران بارشکر، به خاطر قوانین وسنت بدون تغییری که برای جهان وخصوصا در مورد بندگانش قرار داده..

    اینکه برپایه ی عدل وانصاف هست، جوریکه حتی سر سوزن به کسی ظلم نمی کنه، وفقط خیر وخوشی برای بنده هاش میخواد وبس..

    هزاران بار شکر الله مهربان رو، که منو هدایت کرده به مسیرخودشناسی و خدا شناسی وجهان شناسی اش، تا به لطفتش با درک ودیدگاه بهتری زندگی کنم،جوریکه بتونم خیر وخوشی وآرامش وراحتی بیشتری رو تجربه کنم.

    اسراء آیه 80

    وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا

    و بگو: پروردگارا! مرا [در هر کاری] به نیکی وارد کن و به نیکی بیرون آور و برایم از نزد خود نیرویی یاری دهنده قرار ده.

    دعای هر صبح من…

    خدایا، کمکم کن که هر کاری را بانام تو وبا صداقت شروع کنم و با صداقت تمامش کنم. خودت به من توانی بده که پشتیبانم باشد.

    آیه 80 سوره اسراء، برای من ((( ان شالله))) رو به زیبایی معنا میکنه.

    یک عمر میگفتم ان شالله، به معنای اگر خدا بخواهد و اگر خدا صلاح بداند، بعد با این دیدگاه با کوچیکترین تضادی ، دیگه دست از عملکرد می کشیدم، ومی گفتم اوکی خب پس خدا نمیخواد، صلاح نمی دونه، پس انجامش نمیدم، پس ادامه اش نمیدم،پس تمومش نمی کنم!!!

    ولی مدتهاست به لطف آموزه های شما استاد قشنگم، ان شالله گفتنم برام معنای قشنگتری داره، من هر روز ودر هر کاری، سعی می کنم که یادم باشه با نام ویاد خدا شروع کنم، هم روزم رو وهم تمام اموراتم رو…

    به این صورت که میگم خدایا من نه میدونم ونه می تونم، تویی همه چیز وهمه چیز تویی، ومن الان باید به اموراتم رسیدگی کنم، پس کمکم کن تا باتو به صورت شراکتی انجامش بدم…

    هروقت هم شیطان یا غرورم از یادم ببره یاد خدا رو، بدون شک با تضادها وناخواسته های زیادی روبرو میشم، ودوباره سریعا به خداوند متصل میشم تا آسان کنه برام آسانی وراحتی در اموراتم رو…

    میگم خدایا اونجاهایی که سهم من هست بهم بگو که چطور انجامش بدم، بهم قدرت انجامش رو هم بده، وکمکم کن تمام تلاشم رو با صداقت و پاکی دل انجام بدم، باقیش رو هم خودت مدیرییت کن، ای قدرتمندترین مدبر هستی وای بهترین برنامه ریز هستی…

    حالا دیگه مهم نیست که اون موضوع از نظر من چقدر کوچیک ومعمولی یا چقدر بزرگ باشه..

    از خرید یه نون گرفته، تا خرید یه ملک..

    از رفع ودفع مشکل جسمی گرفته، تا خوردن غذاهایی که برام مناسب هست..

    حتی وقتی میخوام فکر کنم وتصمیمی بگیرم، حتی وقتی میخوام درباره موضوعی با پسرم یا هرشخص دیگه ای صحبت وگفتگو داشته باشم…

    یه مثال میزنم براتون، یه تایمی بود سر مسئله سرکار رفتن پسرم به تضاد باهاش برخوردم،به خاطر حمایت هام راحت طلب شده بود، خب دیدم نمی دونم باید چیکار کنم که بهش یه تلنگری وارد بشه، رفتم سراغ قرآن عجزم رو اعلام کردم که نمی دونم چه حرفی چه رفتاری الان راهساز و درست هست برای خودم وپسرم، وخداوند هم در لحظه پاسخ رو به این زیبایی داد…

    التَّوْبَه

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَکُمْ وَإِخْوَانَکُمْ أَوْلِیَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَى الْإِیمَانِ ۚ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ(٢٣)

    مسلمانان! درصورتی‌که پدران و برادرانتان بی‌دینی را بر دین‌داری ترجیح داده‌اند، با آن‌ها رابطۀ عمیق و عاطفی برقرار نکنید و آن‌ها را کس‌وکار خود نگیرید. هریک از شما چنین ارتباطی با آن‌ها برقرار کند، به‌یقین بدکار است. (٢٣)

    با آن ها رابطه عمیق عاطفی برقرار نکنید!!! جواب این بود برام…

    گفتم خدایا یعنی باهاش قطع ارتباط کنم؟ یعنی توهمین خونه؟ قشنگ صدای واضحی شنیدم که گفت آره…

    برام خیلی سخت بود، ولی انجامش دادم، یه چند روزی با مهدی سرسنگین بودم، دیگه مثل هر روز نمی رفتم بغلش کنم ببوسمش، یا صداش بزنم که غذا حاضره، حتی تو اون چند روز سعی کردم آگاهانه از سرویس های مادی وعاطفی که بهش میدادم خودداری کنم، در کل دست از حمایت الکی نسبت بهش برداشتم، چون دیدم تا وقتیکه من همه چیز رو حاضر وآماده براش مهیا می کنم مهدی هم هیچ تلاشی برای سر کار رفتن نمی کنه، و یه جورایی تنبل و بی مسئولیت شده، جوریکه توقع داشت من شارژ پولی گوشیش رو هم مدام پرداخت کنم…

    خلاصه که جواب داد، ومهدی بعد 4 روز اومد اتاقم اجازه گرفت بغلم کرد ومنوبوسید وگفت میرم سرکار، حق باشماست، از طرز رفتارم وتوقعات بی جایی که ازت داشتم معذرت میخوام، والبته بعدچند روز رفت سرکار شکر خدا…

    یادمه توی یه کامنتی داستانم با مهدی رو واین موضوع رو نوشتم، ویکی از دوستان عزیزمون اومد برام نوشت بهتر بود قهر نمیکردی باهاش، قهر نشان از کمبود عزت نفس و از حس قربانی بودن میاد..!!

    میخوام اینو بگم، که وقتی از خدا هدایت میخوایم، وقتی تسلیم امرش هستیم، وقتی سکان رو می دیم دست خدا، دیگه هر چی گفت: باید متواضعانه و بدون چون وچرا انجامش بدیم…

    خدا راه وروشهای خودش رو داره، خدا احساسی برخورد نمی کنه، خدا مارو آفریده واز روح خودش به ما هدیه داده، خدا از عواطف واحساسات و افکار و نیت های قلبی ما آگاهه، خدا همه چیز رو می بینه ومیدونه، برای همین نسبت به همون شرایط واون موضوع بهمون راهکار میده…

    داستانهای پیامبران وسرگذشتشون بهترین الگو برای ماهستند برای درک قوانین خداوند وسیستم بدون نقصی که خداوند برای اداره دنیا وساکنانش داره…

    شاید انجامش سخت وتلخ باشه، ولی وقتی گفت: انجامش بده باید انجامش بدی…

    گاهی یه چیزی رو میگه الان نباید انجام بدی، باز چند روز دیگه، چند وقت دیگه میگه انجامش بده، اینجا نباید گیج وگنگ شد یا شک کرد…

    چون خودش ناظر بر اوضاع وشرایط واحوالات ماهست، خودش داره برنامه رو طوری میچینه که همه چیز در زمان ومکان وشرایط درست، اتفاق بیفته…

    تضادها در مسیر زندگی، از نظر ما تضاد و مشکل به حساب میان، ولی از نظر درک خداوند و تشخیص خداوند، اونها راهکارهایی هستند وابزارهایی کاربردی برای رشد شخصیت ما…

    اگه خدا رو آموزگار وخودمون رو شاگرد در نظر بگیریم و زندگی رو مدرسه، آموزگار وظیفه اش درس دادن، شاگرد وظیفه اش درس خوندن هست و امتحان پس دادن بابت چیزیکه آموزگارش بهش آموخته!!

    مدرسه رفتن اجباری هست، برای سواد آموختن، برای اینکه ما بتونیم علم و دانش کافی برای انجام اموراتمون رو داشته باشیم درسته؟

    خب زندگی در این دنیا هم برای ما خواست خدا بوده وهست، وخداوند این دنیا واین زمین واین زندگی رو برای ما قرار داده تا به رشد برسیم و روحمون ارتقاء پیدا کنه، تا شبیه خودش بشیم، همونی که دوستداره ومی پسنده!!

    دیگه ما هستیم که تصمیم می گیریم درس بخونیم یا نخونیم، بازتاب درس نخوندنمون هم به خودمون برمیگرده…

    در کار وبار عالم، واین زندگی روزمره هم به همین شکل هست، خدا میخواد که ما در هر کاری از خودش کمک بگیریم به یادش باشیم بهش تکیه کنیم، ازش سوال کنیم، تا هدایتمون کنه به مسیرهای راحت، تا راحت آسان زندگیمون سپری بشه….تا از بهترین راه و روش استفاده کنیم…

    نمیشه تضادها وناخواسته های زندگی دنیایی رو نادیده گرفت، نمیشه جلوی مرگ عزیزان، یا اتفاقات طبیعی مثل جنگ وسیل وزلزله و خشکسالی و مسائل بد اقتصادی رو گرفت، ولی میشه با کمک خداوند این مسیر رو با صبر واستقامت وامید وانگیزه سپری کرد…

    میشه که از خدا نیرو بگیریم، آرامش قلب بگیریم، و به راه زندگیمون ادامه بدیم…

    وقشنگی دنیا وقوانینش به اینه که هر آدمی این فرصت رو داره این توانایی واختیار رو داره، که با دیدگاه وباور مثبتی به مسائل وتضادها نگاه کنه، تا راحتر ازشون عبور کنه، هر کسی در لحظه می تونه حالش رو با تمرکز روی مثبت ها وزیبایی هاونعمت ها وداشته هاش که روزی آروزوی داشتنش رو داشته وحالا در اختیار داره و با در نظر گرفتن اینکه در هر شری ، خیری هست، آگاهانه خودش رو هدایت کنه به سمت آرامش …

    هُود.

    إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَٰئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ(١١)

    اما کسانی که در برابر سختی‌ها صبورند به‌شکرانۀ نعمت‌ها کارهای خوب می‌کنند، آمرزش و پاداشی بزرگ در انتظارشان است. (١١)

    بر خلاف گذشته که به ما گفته بودن خدا سریع انتقام میگیره اگه گناه واشتباه کنیم، باید بگم که اتفاقا برعکسه…

    خدا قوانینش بر پایه عدل وانصاف وصبوری هست..

    برای هر صبر وامید وایمان ما در لحظه …سریع پاداش عطاء میکنه…

    ودر برابر اشتباهاتمون بسیار صبور وبردبار هست..

    والبته که خدا،(( سبحان)) هست، پاک و منزه، وهرگز به عهدی سر سوزنی ظلم نمیکنه، و این ماهستیم که در حق خودمون با نادانی ودوری از خداوند ظلم می کنیم…

    قانون خداوند بسیار عادلانه و واضح وروشن هست، هرکسی صبورتر وشکورتر باشه، ارامش وامنیت وحس خوشبختی بیشتری رو تجربه میکنه…

    چون صبر نشانه ایمان و تفوا ویکتاپرستی هست، همونی که خدا از ماتوقع داره…

    همون کسائیکه در سختی ها وتضادها صبور وبا ایمان ادامه میدند ودر خوشی ها بسیار قدردان وسپاسگزار هستند.

    ان شالله، مشییت خدا، یعنی من با نام ویادت ای رب من، شروع می کنم، اقدام می کنم، حرکت می کنم، و میدونم که تو هر لحظه مراقب ومحافظ و راهنمایی کننده من هستی، وکمکم میکنی به آسانی اموراتم به انجام برسه.چون تو فقط خیر برام میخوای وخوبی، چون بهترین برنامه ریز جهان هستی، و علم و قدرتت تمام جهان رو در بر گرفته…

    ان شالله، یعنی خدایا من قدرت کافی ندارم، علم کافی ندارم، حتی نمیدونم یه لحظه بعد قراره چه اتفاقی بیفته، بنابراین تو منو حمایت کن، بهم توانایی بده، و کمکم کن تا به خوبی وخوشی به مقصد برسم..ومن هم تلاشم رو میکنم که با صداقت وپاکی دل، ونیت درست، تمام تلاشم رو انجام بدم والخیر فی ما وقع رو هم در نظر داشته باشم.

    خدایا مهربانم هر زمانی فکر می کنم که به حقایق جهان هستی وعلم بی حدوحسابت ، دسترسی پیدا کردم وازشون اگاهم تو با مهربانی به من یادآوری می کنی، که من بدون تو هیچم وپوچم، وهر چه بلدم هرچه آموختم هرچه دارم، از آن توست، واین تویی که بهم لطف کرده ای تا سرسوزن بهت ایمان بیارم متوکلتر وتسلیم تر ومتواضع باشم در برابرت…

    خدایا مهربانم حالا که راه نشانم داده ای وهدایتم کرده ای به مسر خودسازی و خدا شناسی ، مرا در این مسیر ثابت قدم نگهدار، ویاری ام کن، تا همواره وهر لحظه جزء بندگان پاک و پرهیزکار و خودمراقب وسپاسگزار درگاهت باشم، آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      سجاد کریمی گفته:
      مدت عضویت: 633 روز

      به نام رب هدایتگرم

      سلامت خدمت مینای عزیز خوش قلم

      سپاسگزارم ازت بابت کامنت های زیبا و بی نظیرت

      من هر بار کامنت های شما رو می خونم بارها طی خوندنش تحسینت میکنم و میگم آفرین دختر آفرین به این درک بینظیر از آموزه های استاد و قوانین خداوند

      مینا جان امیدوارم هممون در این مسیر نور و توحید ثابت قدم باشیم و رشد کنیم

      خداوند رو سپاسگزارم بابت داشتن دوستانی مثل شما که با قلم بینظرشون شوق ادامه دادن این مسیر رو در دل هامون پر نورتر می کنن

      در پناه الله یکتا باشیم همگی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1920 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    درک عمیق تر قوانین خداوند – گام اول- دوشنبه ١ دی ١۴٠۴

    اول

    سپاسگزار استاد عزیزم و مریم جانم هستم که هرررر روز قوانینی که آموزش میدن رو زندگی میکنن ، هر روز بهتر از دیروز

    و دوم

    خییییلی خوشحال و سپاسگزارم که هررر روز به لطف خدا از طرق مختلف هدایت میشم که روی قانون کار کنم و در واقع به قول استاد به جای یاد گیری تکنیک جدید ، اصل را تکرار کن

    و اما تجربه من :

    در طی سالهاااااا کار کردن با اساتید مختلف در حوزه موفقیت ، به شدت یاد گرفته بودم که فقط حرف های قشنگ بزنم و در تئوری عملکرد قوی ولی در عمل عملکرد بی نهایت ضعیف داشته باشم

    تا اینکه به لطف الله فروردین 1403 هدایت شدم که با استاد عزیزم شروع به کار کنم

    اولین و مهم ترین نکته ای که در مورد آموزش های استاد ، تفاوت فاحشی با سایر اساتید داشت ، بسم الله الرحمن الرحیم ، تمرین ستاره قطبی ، نتایج ریز روزانه و کم کم بزرگتر شدن نتایج بود

    یعنی اگه از خود دوازده قدم شروع کنی ، توی سه ساعت اول آموزش استاد بهت القا میکنه که : ببین با من از نتایج حرف بزن

    و چقدررررر این نکته رویایی و فوق العاده بود

    و استاد باز هم در یکی از فایل های توحید عملی میگن : من به هررررر کسی که می‌خواد با من حرف بزنه میگم ، ببین با من از نتیجه حرف بزن ، حرف و تئوری رو رها کن

    و مجددا در فایل معجزه تمرکز 100 در صد بر هدف اشاره میکنن به یکی از بچه های سایت که آمریکا بودن و همش فقط حرف میزدن ولی قانون رو در عمل اجرا نمیکردن و استاد بهش میگه : برو کامیونت رو که خریدی بیا پیش من و ایشون با تمرکز عالی 3 ماهه میخره

    منم از زمانی که دیدم و فهمیدم که بابا اینجا باید با عملکردت و نتایج ت حرف بزنی ، قدم به قدم و البته با استمرار روی خودم کار کردن ، نتایج نسبتا خوبی گرفتم

    و میدونید داستان چیه؟

    اصلا اون اعتماد به نفسی که یه ریز نتیجه بهت میده اصلا قابل مقایسه با هزاران ساعت حرف زدن و عمل نکردن!!! است

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  3. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1219 روز

    بر لب دریای چشمم دیده‌ای صحرای عشق

    پُر ز شاخ زعفران و پر ز نسرین یاد دار

    التماس آتشینم سوی گردون می‌رود

    جبرئیل از عرش گوید یا رب آمین یاد دار

    سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در آغاز یک پروژه جدید و همزمانی با اولین روز از فصل زیبا و پرخیروبرکت زمستان و

    ادامه لذّت بردن از این‌مسیر بهشتی

    خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسد، فقیرم و تنها نیازمند تو هستم و امیدوارم هر لحظه با تمرکزِ

    عالی تر روی رفتار،گفتارو عملکردهایم

    بتوانم موجبات خشنودی تو را فراهم سازم چرا که

    با درک عمیق ازکلام های نورانی بخشِ استاد ،

    دانستم که بی شک خود خالق هر لحظه زندگیم هستم و جهان همچو آینه،به زیبایی پاسخم را می دهد ،

    پس چه چیز عالی تر از عمل به این قوانینِ بدونِ تغییرت، عدالت محض.

    مثل الان که نشسته ام در حیاط خانه

    باغ بهشتی ات که هدیه استارتم در این‌مسیر با

    هدایت های زیبایت بود و آفتابِ عالمتابت صورتم را غرق بوسه کرده و سنگینی آن را روی پوست صورتم احساس می کنم و با عشق این کامنت را بعد از شنیدن صحبت های ناب استادم

    می نویسم و چه چیز زیباتر از این در همین لحظه،

    لحظه هایی که اگر بدانم اهمیت آن‌ را ،

    چه تحولات عظیمی برایم در تمام جنبه های زندگیم در بر خواهد داشت چه بسا تا به امروز

    از لطف و سخاوتمندی و هدایت هایت

    چه درهای پرخیروبرکتی به رویمان گشوده ای خدایاشکرت.

    خدایا

    از وقتی که در فایل بی نظیر (زیبایی ها را ببینیم)

    شروع به نوشتن کامنت کردم ،هرچند که صبح ها در دفتر شکرگزاری و شب ها در کانال من و خداوند هم تمام اتفاقات و معجزه های زیبایت را

    دیتیل وارتر می نویسم

    اما انگار وقتی آنها را به عنوان تجربه با دوستانم که در این حلقه توحیدیِ قرار دارند هم در میان می گذارم ، نورِ این تجربه ها که از

    دلِ شکرگزاری که بالاترین فرکانس توست

    بر جانمان می تابانی ،گسترده تر می شود و تمامِ

    جنبه های زیبای وجود و زندگی مان را در بر

    می گیرد،همان بزرگ شدن ظرف وجودیمان ،،همان

    مسیر راستی و پاکی و صداقتی که تا به امروز سعی کردیم در پیش گرفته و چه پاداش هایی ارزانی داشتی، خدایاشکرت.

    انتخاب کردیم که در این مسیر توحیدی گام برداریم و همچو آسمانِ تیلگونت بوده که اتفاقات و مسائلی تا به امروز برایمان پیش آمده ولی مثلِ ابرها فقط پذیرفتیم که باید باشند اما

    من باید تحت هر شرایطی

    اصل خود را که وصل بودن به تو می باشد را هیچ لحظه ای فراموش نکنم و همه چیز را الخیرفی ماوقع بدانم ،درک کنم و با ایمانِ کامل در رفتارو عملکردهایم آن را برای خودم ثابت کنم در واقع آسمان بودنِِ خودم را دوباره به نظاره بنشینم ، ابرها می آیند و می روند …

    خدایاشکرت که هر چقدر باذوق و شوق و شعف و شکرگزاری قدم از قدم برداشتم

    تو همپای من

    تمام کائنات را موظف نمودی طرح زیبای زندگیم را بچینند و در خدمت من باشند برای یک زندگیه

    توحیدی ،زندگی که همه چیزش خودت هستی

    و من هر لحظه محتاج نور هدایت الهی ات

    هر لحظه محتاجِ ذهنی باز و پاک و لحظه آگاه و

    در واقع شفاف تا قدرت تشخیص را با

    تمرکز عالی تری داشته باشم ،

    اینکه قلب و روحم هم در انحصار تو باشد و چقدر این گونه ،وجودم لبریز از آرامش و اعتماد می شود.

    خدایا شکرت بابت قوه تشخیص که عطا کرده ای

    و می توانم با تمرکز و سکوت آن کار و رفتاری را که باید درست و اصولی مطابق با خواست تو به سرانجام برسانم،بدونِ عجله و حتی

    منتظرجواب ماندن ولی با عشق انجام دهم

    چون ایمان و اعتمادی که آرام آرام و با توجه به نتایج عالی و بیشمارت

    به واسطه این طور عمل کردن در وجود و زندگیم جاری و ساری نموده ای ، مرا شجاع تر کرده که وقتی بدونِ ترس و با ایمان به خودت دست به کاری می زنیم امکان ندارد به سرانجام عالی و پرسود نرسد .

    چقدر مشورت کردن در یک زندگی مهم و حیاتیست

    همین چندبرابر شدن درآمدمان در عرض دوهفته 30 برابر که چقدر نشانه هایت واضح و آشکار بودند تا مصطفی جان را ترغیب گردانی به انجام کارفنی وسایل گرمایشی که در این‌کار واقعا استاد کارِ بی نظیریست به لطفِ خودت و ذهن خلاقی که به او عطا کرده ای و با ایده هایت، تصمیم ارزشمندی گرفتیم و به لطفت قطعی شد و مهم تر ارزشی که خلق می شود آن هم

    در فصلی که مصطفی جان هم کار مشتریانت با کیفیت عالی و حرفه ای انجام دهد و

    هم خزانه زندگی مان را پرخیروبرکت گردانی و عصرها به قهوه خانه رسیدگی کند .

    خداروشکر که غرورش را کنار گذاشت ومن هم به لطف خداوند باهاش باعشق صحبت کردم و کلی تحسین که واقعا هم قابلِ تحسین هست تصمیم گرفت صبح ها زود بیدار شود و با موتور رعنای خوشگلمون و کیف ابزار پرخیروبرکت به بوشهر برود و عرض کردم که

    نوشتن در فایل به زیبایی ها توجه کنیم هم

    مزید بر علت شد و کلا نورعلی نور شد و به یکباره

    قدرت خرید و درآمدمان از این رو به اون رو شد به لطف خداوند .

    من هم صبح ها با یه انرژی خاصی بیدار می شوم و صبحانه رو با عشق آماده می کنم و نوش جان می کند و زیر قرآن مصطفی جانمون رو راهی کرده و او هم مرا زیر قرآن رد می کند و به دستانِ امن خداوند سپرده و خودم هم بعد

    شیرجه می زنم در این آگاهی ها و مدیتیشن، ورزش و پیاده روی ،خواندن معانی زیبای قرآن ،خواندن کامنت پربار دوستانِ جان و نوشتن کامنت و انجامِ بقیه کارهایم با حضور و هدایت زیبای خداوند و خلاصه کلی انرژی مثبت و ارسال فرکانس های خوشمزه و خوش طعم تا عزیزدل تشریف بیاورد .

    خدایا بی نهایت شاکروسپاسگزارم…….

    چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر

    گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار

    چقدر عالیه بودن در این‌مسیر و تنهایی هایِ

    باصفایم با خداوند و کلی حالِ خوب و آرامش و احساس عالی و تمرکز بر زیبایی ها ، خدایاشکرت

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی در مدار خداوند بدرخشید، عزیزدلین

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    لی لی گفته:
    مدت عضویت: 2549 روز

    هذا من فضل ربی

    چند وقت پیش مامانم شنیده بود که یکی از دوستان قدیمیش به تازگی از همسرش جدا شده، خلاصه با ایشون تماس گرفته بود و دوستش گفته بود که جدا نشدم ولی 4 ساله که زندگیم رو جدا کردم، و داستان زندگیش رو تعریف کرده بود، داستان زندگی یه زن خانه دار 60 ساله که فقط و فقط به خداوند توکل کرده بود و خدا چه ها براش نکرده بود

    این خانوم گفته بود که همسرش به شدت بددل بوده و ایشون و دختراش رو آزار میداده و ایشون هم چاره ای جز تحمل کردن نداشته یا در واقع بلد نبوده، تا اینکه سیستم گوارشیش بهم میخوره و شوهرش به ناچار میبرتش پیش دوستش که طب سنتی کار کرده بوده، اون آقا وقتی ایشون درمان میشن، بهش میگه که شما معلومه خانوم مومنی هستید، خانوم من کلاسهای عرفان داره اگه دوست داشتید توی کلاسهاش شرکت کنید و این خانوم بعد از شرکت توی این کلاسها، با خدا به شکل دیگری آشنا میشه و از اونطرف هم به مامان گفته بود که اینستا نصب کردم و یه سری پیچهای موفقیت رو دنبال میکردم

    تا اینکه یک روز خدا به شکل واضح باهاش صحبت میکنه که الان وقتشه، وسایلت رو جمع کن و از این خونه برو، و این خانوم به اون دخترش که ازدواج کرده بوده زنگ میزنه که فقط ده روز به من پناه میدی تا من جایی رو برای خودم تهیه کنم؟ دخترش میگه این چه حرفیه و ایشون به خونه دخترش پناهنده میشه، همسرش هرگز فکرشم نمیکرده که این خانوم این کار رو بکنه و البته باز هم با پرخاشگری به دنبالش میره که ایشون نمی پذیره که به خونه برگرده و شوهرش هم یه سری تهدیدش میکنه چون فکر میکرده بی پناهه و دیر یا زود مجبور میشه به خونه برگرده، اما نمی دونسته که خدا بزرگترین یاور و پناهشه

    این خانوم با برادر بزرگش تماس میگیره که من واقعا موندم و اگه خونه هم اجاره کنم پولی ندارم که بخوام اجاره بدم، ازت میخوام که ارث پدریمون رو تقسیم کنی، برادرش هم قبول میکنه و چند سال پیش 500 میلیون به ایشون پول میده، که این خانوم تصمیم میگیره با این پول خونه بخره، میگفت هرجا رو میگشتیم اصلا با این مبلغها خونه ای پیدا نمی کردیم ولی من دلم روشن بود که از خونه خودم بهتر، خدا برام جور میکنه و در نهایت هم خونه ای رو پیدا میکنند که چون صاحبخونه پول لازم بوده تخفیف خوبی هم بهشون میدن و بقیه پول خونه رو هم، این و اون بهشون قرض میدن

    میگفت حالا من و دخترکوچیکم خونه داشتیم ولی بدون هیچ وسیله ای، توی همین حین، یکی از برادرزاده هام که تازه ازدواج کرده بود لاتاری برنده میشه و همه خونه زندگیش رو میزاره و میره آمریکا، برادرم هم به من گفت هر وسیله ای که نیاز داری ببر و خرد خرد پولش رو بده، از طرفی صاحب کار دخترش که در جریان زندگی شون بوده هم یه سری وسایل خونه براشون میخره، میگفت وقتی شوهرم فهمید که من خونه هم خریدم، این بار اومد و التماس میکرد که برگردم، و وقتی من نپذیرفتم گفت منم طلاقت نمیدم، ایشون هم میگفت من احتیاجی به طلاق ندارم و میدونم هر موقع لازم باشه خدا این مورد رو هم خودش درست میکنه

    این خانوم میگفت الان داریم با دخترم دوتایی زندگی میکنیم، دخترم هر روز که از سرکار میاد، اول جلوی در سجده میکنه و میگه مامان بالاخره ما هم رنگ آرامش رو توی زندگیمون دیدیم، میگفت تازه برادرم بهم گفت درسته طلاق نگرفتی ولی شرعا نصف حقوق بابا که الان مامان داره میگیره حق توئه، و هر ماه اون پول رو هم داره برام واریز میکنه، خلاصه این خانوم میگفت من و دخترم الان داریم با خدا عشقبازی میکنیم و از یه جاهایی خدا برامون میرسونه که نگو و ما هم فقط داریم شکرش میکنیم

    واقعا آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  5. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2251 روز

    سلام استاد عزیزم

    اینکه میگین خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد بلکه

    باورهای شما برایتان تصمیم میگیرد یه زنگ توی گوشم صدا کرد

    که آغا اینقدر نترس

    اینقدر نگران نباش

    به هرچییییی که بخوای میرسی

    فقط کافیه آروم باشب

    کاردرست رو انجام بدی

    خداوند تور هدایت میکنه به جاهای هماهنگ با تو

    عشق من

    تو فوق العاده هست

    آروم باش

    افکارتو هدایت کن

    کار درست رو انجام بده

    لذت ببر

    از هرررچیزی که دوس داری

    همین کافیه

    خداوند برای شما چیزی نمیخواهد

    بلکه به سمت هرچیزی که توجهی کنی از جنس همان چیز برایت اتفاق میوفتد

    قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری

    واقعا این جمله کلیدی هست

    من این برداشت رو از اینجمله دارم که

    شما ذهنتو خالی کن

    روی خودت روی سکوت روی خداوند روی ایمان روی باور تمرکز کن هررررچیزی که باشه حل میشه

    دستان خداوند رو بازبزار و تسلیم باش

    اینقدر فکر نکن

    حتی به قوانین هم زیاد فکر نکن

    سعی نکن زور بزنی بفهمی بلکه باید افکارت رو رها کنی خود له خود هرجا لازم باشه به تو گفته میشه

    خداوند در گوشت حرف میزنه

    ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می گیرند

    بسیرا رها باش در ابلاغ پیام

    خودت از چیزی که میگی مطمئن باش در قلب خودت این اطمینان رو ایجاد کن

    به واسطه زبان بدن

    به واسطه تن صدا

    بع واسطه تجسم

    به واسطه کمک گرفتن از حالات بدن

    به واسطه مثبت اندیشی

    بقیش دیگ مهم نیس

    افرادی که آماده باشند میشنوند

    افرادی که نباشند

    هرکاری کنی هر تکنیکی به خرج بدی نمیشنوند

    پس رها باش

    تسلیم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  6. -
    شاهین حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 1687 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین

    وهمه ی دوستان هم فرکانسیم در این مسیر توحیدی

    من اولین بارم بود این فایل رو میدیدم اصلا نمیدونستم که استاد با دوستشون گفت و گو داشتن با اینکه خیلی از فایل های دانلودی رو گوش دادم یا بگم اکثرشونو

    اما نکته ای که استاد اینجا دوباره یاد اوری کرد بحث قانونمند بودن خداوند خب من اوایل خیلی با این بحث مقاومت داشتم و هنوزهم دارم اما احساس میکنم الان درک بهتری از این موضوع دارم

    اونم یه مثالی استاد زدن و تو قران هم بهش اشاره شده وتوی فیلم رسالت هم قشنگ نمایش داده شده این نکته بوده که پیامبر موقع جنگ به

    به مسلمانها میگه تحت هیچ شرایطی اون تپه رو

    رها نکنید اما اونها عمل نمیکنند وشکست میخورند

    واز قوانین جنگی پیروی نمیکنند وطبق قانون اون جنگ عمل نمیکنند واین باعث اون شکست شد

    حالا خداوندیک سری قوانین گذاشته ومیگه اگر طبق این قوانین عمل کنید رستگار میشوید وبه هر چی بخواید میرسید

    دیروز یه ایه خوندم که خدا میگه کافران میگن که خداوند فقیره وسمتش نرید ودر حالی که اونها نمیدونند حکومت اسمان ها و زمین از ان خداوند است

    اگه ادم بشینه وقران رو کامل بخونه ودرک کنه وباور کنه وعمل کنن همه چی میتونه به دست بیاره به خاطر همینه که شیرازه ی تمام فایل های استاد توحیده

    وچیزی که نتایج ایشون رو متمایز کرده از همه این نگاه توحیدیه

    وگرنه چطور امکان داره ادمی که نه تحصیلات خاصی داره نه تیپ خاصی نه به ظاهر لحن عجیب غریبی چطور به این حد از سعادت وخوشبختی رسیده که آزاد ترین مرد روی کره زمینه از نگاه من که هیچ چیز براش محدودیتی نداره وهروقت هرکجا اراده بکنه میره

    وقطعا زمانی که استاد اینو فهمیده که اگه قراره قوانینی کشف بشه اون بهش گفته میشه واونهارو اجرا میکنه و نتیجه هم که مشخصه

    اگه کسی حتی یک بار لذت هدایت واون اطمینان قلبی رو که بهش گفته میشه واون اجرایش میکنه ونتیجه صدرصده رو چشیده باشه به هیچ وجه تحت هیچ شرایطی نمیتونه بره سراغ چیز دیگه ای

    چون اون هدایته همون عملی رو بهت میگه که فقط حرفهای قشنگ زدن نیست و وقتی تو خودتو تو مسیر قرار بدی عمل هم میکنی اصلا چرا ایمان با عمل میاد کسی که ایمان داره عمل هم میکنه وخیلی ها هم عمل میکنند که ایمانی همراهش نیست ونتیجه ای هم همراهش نیست نمونه ش خود من هروقت با ایمان عمل کردم نه ترسی داشتم نه غمی ونتیجه صدرصد بوده صدرصد وهروقت ایمانو تسلیم بودن رو گذاشتم کنار و شروع کرد م به عملگرا بودن مثلا وتقلا کردن هی اومدم پایین

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  7. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3399 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد گرانقدر و بانو شایسته عزیزم و دوستان گلم

    قربون خدام برم که همه چیو سپرده به خودم اما اعتراف میکنم که بدون هدایت های خداوند هیچی نیستم

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    من از تغییر دیگران عاجزم واز تغییر خودم توانا

    استاد حرفتون رو با گوشت و پوست و استخونم درک میکنم زمانی که وارد دوره احساس لیاقت شدم و شما گفتیدکه در مورد این مطالب نخواهید با کسی صحبت کنید و گفتید من این حرف رو در تمام دوره هام میگم اما خیلی ها عمل نمیکنن و من فکر میکردم حسین که همراهم در این دوره بود شامل این موضوع نمیشه و همیشه حواسم بهش بود تا یک چیزی از دوره متوجه میشدم بدو بدو میومدم و بهش میگفتم و اون اگه عمل نمیکرد چقدر خودخوری و ناراحتی میکردم یا اگه یه جایی کنترل کردن ذهنش از دستش در می‌رفت من هی نصیحتش میکردم و خودم رو مسئول اون میدونستم که باید عوض بشه اونم با زور اگه می‌دیدم داره وقتش رو به دیدن فیلم و اینستا میگذرونه که دیگه هیچی قهرم میکردم باهاش اما از جایی دیدم خودم دارم از بین میرم خودمم دارم دقیقا همون کارهایی رو انجام میدم که حسین داشت انجام میداد و یه روز اومدم زدم نشانه و دوره عشق و مودت برام اومد من فقط جلسه اول رو که گوش کردم دیگه نخواستم تمرکز کنم رو نکات منفی هم همسرم و هم تمام اطرافیانم و خودم رو عاجز دونستم از تغییر دیگران حتی همسرم و به طرز معجزه آسایی از همون روز تا به الان زندگی من کلا در این زمینه عوض شده خود حسین بیشتر از من داره به قانون عمل می‌کنه و زندگیمون داره تغیرات بزرگی درش ایجاد میشه و متوجه شدم اگه بخوام من کسی رو تغییر بدم میشم مثل یونس وفقط خودم به خودم ظلم میکنم و میرم تو قعر تاریکی ها

    و تغییر پسرهم قبل دوره احساس لیاقت بود من با مقایسه کردن پسرم با همسن هاش که داشتن حرف میزدن و احساس حقارت میکردم و خودم رو مادری بی عرضه میدونستم داشتم به زور و بدون در نظر گرفتم قانون تکامل به بچم فشار میوردم که حرف بزنه و زمانی وارد دوره شدم و دیدم دارم در حق خودم و بچم ظلم میکنم تا یه الان برای حرف زدنش هیچ کار خاصی انجام ندادم ولی سپردم به خدا و خودم رو عاجز دونستم که بتونم فرزندم رو به زور به حرف بیارم و از پارسال که ارزوی من این بود حداقل بگه غذا الان داره برام شعر میخونه و این بزرگ ترین نتیجه منه که از تغییر دادن فرزندم دست برداشتم و خودش رشد کرد اونم تکاملی و به خودم هربار بگم که خداوند به یک اندازه به همه‌ی ما دسترسی داره و بهتره برای کسی خدایی نکنیم و اجازه رشد به همه بدیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  8. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 424 روز

    استادددد قشنگممم

    وای من باورمم نمیشههه

    من دقیقااا این صحنه رو که دارم فایل رو میبینم در کنار انجام خیاطی و کارهام رو قبلا در خواب دیده بودممم

    وای خداجونمم میبینی چقددر دقیق واسه من این راه چینده شده؟!!

    من این خواب رو دو به شکم ولی تقریبا مطمئنم که وقتی در این مدار نبودم و با استاد خیلی اشنا نبودم دیدم

    و الان اینجا به خودم اومدممم

    تک تک ثانیه های زندگی من بدست خداوند چینده شده

    به من هرروز داره ثابت میشه

    خدا چینده تک به تک لحظاتمو، روزای خوب کارای خوب، اتفاقات خوبی که الان داره میفته اتفاقی نیست و نبوده

    باور من هرروز بیشتر میشه و چشمان من هرروز باز تر از روز قبل

    در حین گوش کردن این فایل

    یادم اومد من کلاس های قرآنی زیادی به زور مادرم شرکت میکردم در سن 16 سالگی و اون بچگی، و همیشه هم دلم نمیخواست برم، اون احساس گناهی که از صحبت های اون خانم به من داده میشد، راجب حجاب راجب نماز راجب دین راجب هر چیزی،

    دید اون خانوم چقدر متفاوت بود راجب قرآن

    این قرآن الهی رو هرچقدر هم میخوند و واسه ما تفسیر میکرد تو اون سن فقط احساس ترس میگرفتم، احساس گناه میگرفتم

    من اینارو یادم رفته بود ولی در یک ثانیه وسط حرفهای استاد یاد اون روزها افتادم

    یادمه استاد گفته بودن ما قبل از به دنیا اومدنمون تصمیم گرفته بودیم به این دنیا بیایم برای اینکه خودمونو شکوفا کنیم

    و من با خودم میگفتم اگر من در این خانواده به دنیا اومدم، با این چالش ها، تو این کشور و… تمام اینها انتخاب خودم بوده احتمالا، خودم خواستم از این چالش ها پیروز بیرون بیام و برسم به شکوفایی، به ایمان به ثروت به همه چیززز و از همه مهم تر برسم به خداوند

    اما اون خانوم لین حرف رو دقیقا به یک شکل دیگه به ما گفت و این تو ذهن من مونده

    میگفت ما به قبل به دنیا اومدنمون تصمیم گرفتیم بیایم تو این خانواده تو این کشور تصمیم گرفتیم بشیم جزو امت شیعه و دوستداران امام علی و…

    ما خانواده و پدر مادر خودمونو انتخاب کردیم، و با صحبت هاش به ما عذاب وجدان میداد که نباید از این خونه و خانواده و دین با عزت و شیعه بودن و اینها دور شیم نباید از اینها جدا شیم چون اینها انتخاب خودمون بوده

    با حرف هاش این احساس به من داده میشد که من نباید جسارت داشته باشم و از کشورم برم، جسارت داشته باشم دین های مختلف رو ببینم و عوض کنم این دین شیعه رو و با خواست خودم انتخاب کنم چی میخوام، جسارت نداشته باشم جدا شم

    اون خانوم با عذاب وجدان دادن میگفت این دایره امن زندگی رو ترک نکنین چون از قبل که به دنیا بیاین انتخاب کردینش، سفت و دو دستی بچسبین بهش، اگر خوشتون نمیاد به حجابین یا خانوادتون فقیره یا هیچی از دنیای اطراف نمیدونین

    این کشور فقط کشور شیعه هاست، تمام دنیا که کافر هستند الان دارند خوشی میکنند الان دارن راحت و آزاد زندگی میکنند اما موقع ظهور امام زمان تممام اینا بدست مهدی نابود میشند

    جنگ به پا میشه تمام اونا میمیرند اما ایران که بیشترین شیعه رو در دنیا داره میره تو لشکر این امام

    کلا حرف های خنده داری که اون موقع من و مادرم میشستیم پاش و با حدیت گوش میدادیم و با عشق این احساس گناه و عذاب وجدان رو دریافت میکردیم

    اما من دیگه نتونستم تحمل کنم و از این کلاس جدا شدم، و با مخالفت عای به شدت مامانم روبرو شدم، یادمه انقدر مامانم سخت گیر بود که جرات نداشتم بگم دیگه نمیخوام برم

    اما بعد که جدا شدم از اون فضای بد چقدر این خانوم هرروز زنگ زد به من و تو گوش من و مامانم میخوند

    مامانم چقدر منو دعوا کرد

    ولی من از اون بچگی نمیتونستم قبول کنم احساس گناه داشتن رو، حتی اگر به این معنی بود که خدارو باید کلا کنار میزاشتم این کار رو کردم ولی احساس گناه رو از خودم دور کردم

    من خدا ناباور شدم

    تمام این راه رو من اومدم و این راه واسه من چینده شده بود، الان به لطف الله تک به تک لحظات زندگیم رو تو این سایت و با قرآن و با خداوند دارم میسازم

    ثانیه به ثانیه حظور خداوند رو احساس میکنم

    و این یک تکاملی بود که من طی کردم از 16 سالگی تا به الان

    و جالب اینکه مادرم هنوززز هم کلاس های اون خانوم شرکت میکنه، با اینکه با استاد اشناست از طریق من که این فایل هارو گوش میدم اما ترجیحش اینه بره سر کلاس اون خانوم

    خدایا ازت ممنونم که هدایتم کردی، ازت ممنونم برای این زندگی لذت بخش

    من نمیتونستم قبول کنم

    الله در کنار احساس گناه

    الله در کنار فقر

    الله در کنار محدودیت

    و خداوند خودش اومد گفت نه اینطور نیست، من روزی دهنده ام

    من بخشنده ام

    و ثروت تمام جهان ها در دستان خداست

    چطور میشه که خدا در برابر اوننن همه ثروت که در دستانش هست، که میلیارد ها سال دیگه هم بگذره این ثروت تمام نشدنی هست، من بنده اش رو ثروتمند نکنه؟ به من ثروت نده؟ به من روزی نده؟

    مگه میشه

    خداوند منو هدایت کرد:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  9. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2649 روز

    به نامیکتا خالق هستی او که به من اختیار داد تا خلق کنم زندگیم آ آنگونه که طالب آنم

    خداوندم رو هزاران بار شاکرم که امروز در مدار دریافت آگاهی های بی نظیری از طریق فایلهای گفتگو با دوستان هستم

    خداوندم رو بارها و بارها شاکرم اولا به خاطر هدایت شدنم به این مسیر و ثانیا اینکه هدایت شدم به سمت استادی که همه مدله الگو هستن

    الگوی سلامتی، الگوی روابط عاشقانه و بی نظیر

    الگوی صلح با خود و خدای درون

    الگوی آرامش

    الگوی باورسازی مثبت

    الگوی ایمانی که عمل نیاورد؛ حرف مفت است

    الگوی اینکه ما خودمون هستیم که داریم زندگیمون رو میسازیم و هیچ عامل بیرونی نقشی در این زمینه نداره

    خدایا من هر بار که این آگاهی ها رو از زبان استاد عباسمنش می شنوم، بارها و بارها ایشون و این اعتماد به نفس و درک بالاشون رو تحسین و ستایش میکنم و لذت بی انتها می برم که در این جاده سراسر حال خوب دارم قدم به قدم میام جلو و خدا میدونه که من هم دارم چه نتایج لذت بخش ریز و درشتی میگیرم و این دقیقا داره به من ثابت میکنه با فکت، با دلیل که من، خودم همه این تججربیات رو ساختم ، از کی؟؟؟

    از وقتی که خودم خواستم که متفاوت از قبل باشم و در نتیجه متفاوت از قبل نتیجه هم بگیرم

    هزاران بار شکر گذارم که هر فایل، با دریایی از آگاهی میاد و همانطور که استاد همیشه گفتند، ایشون حرف جدیدی نمیزنن بلکه ایشون همون قوانین درست و همان اصول رو تکرار میکننن با قدرت و شجاعتی که از عمل کردن بهشون رسیدن، و اونجوری در ذهن من هم این برنامه ریزی جدید اتفاق میفته که آقا، وقتی یه نفر از این راه و روش و سبک زندگی و باور نتیجه های بی نظیری در همه زمینه ها گرفته، پس من هم اگر به همین شکل باور و عمل کنم، میتونم نتایجی به همین شکل مثبت دریافت کنم و خوشبختی رو برای خودم رقم بزنم

    قبل هم شما بارها در مورد همین موضوعان یشا الله و ان اراد الله صحبت کردید و چون ماها سالها ذهنمون رو با اطلاعات نادرست پر کرده بودیم و روشون تعصب هم داشتیم، نمیپذیریم که آقا، صحبت اصلا خواست خداوند نیست چون خواست خداوند، همون خواست خود ماست

    دقیقا همون موضوعی که توی دوره 12 قدم هم توی چندین جلسه صحبت کردید که من هدایت میشم به هر مسیری که انتخاب کنم

    اونیکه دزده، هدایت میشه به راههایی که راحت شرایط دزدی براش فراهم میشه

    اونیکه معتاده، شرایط براش کاملا فراهم میشه و اما..

    اونی هم که در مدار و مسیر درست داره میره جلو، دقیقا هدایت با توجه به مسیر حرکت و جریان باورهاش براش رخ میده و این قانونه و هیچ گاه تخطی نکرده و دیگه هم نمیکنه، چه برای من و چه برای پیامبران و چه برای هر انسانی در هر جای کره زمین که زندگی کنه

    اما ماها چون دوست داریم مقصر رو بقیه جلوه بدیم و بار مسئولیت رو از دوش خودمون برداریم، نمیپذیریم و در نتیجه همون نتایج و سیکل معیوب برامون تکرار میشه

    چقدر زیباست که باورهای توحیدیمون رو قوی تر کنیم

    چقدر لذت بخش تره که باور کنیم خداوند اگر یه منبع بسیار نورانی و بزرگ از نور هست، ماها هم شمعی هستیم که در لوای اون، داریم از خودمون نور ساطع میکنیم و این یعنی این شمع کوچک هم قدرت داره و اون قدرت رو از اون منبع بزرگ و نورانی دریافت میکنه و من انسان، میتونم بسازم هر آنچه رو خودم میخوام و این قانون خداونده، این همون مسیت و سنت الهی هست که تغییر ناپذیره

    و استادم چقدر چقدر زیباتر از زیبا گفتید که ما در برابر بقیه و تغییر اونها هیچ نقش و وظیفه ای نداریم

    دقیقا همین مدت بود که فایل” ما توانایی تغییر دیگران را نداریم” رو گذاشتید که بی اندازه درس داشت

    اینکه من نه میتونم کسی رو خوشبخت و نه میتونم کسی رو بدبخت کنم حتی اگر خیلی هم قدرت داشته باشم ، چرا؟؟

    چ.ن این قانونه که هر کسی فقط قادر به ساختن زندگی خودشه در هر مسیری که بخواد و اگر من بخوام کسی رو بدبخت کنم، اگر اون فرد خودش در مدار درست باشه و باورهای درستی در مورد خودش ، خدای خودش و توانایی هاش داشته باشه، دنیا دنیا موفقیت و خوشبختی نصیبش میشه

    و همینه که خیلیا در برابر بعضی مسائل، انگشت تحیر به دهان میگیرن که به خاطر عدم درک یا درک ناصحیح از خداوند، انسان و قوانین بدون تغییری هست که وجود داره و چه ما بپذیریم و چه نه، اونا کار خودشون رو انجام میدن

    استادم سپاسگذار وجود ارزشمند شما هستم

    خدایا هزاران بار سپاس که در مسیر آگاهی و حال خوب و آرامش دارم گام بر میدارم و هر روز آگاهانه سعی میکنم ذهنم و ورودی هاشون کنترل کنم تا خروجی های درست و مطابق با خواسته هامو داشته باشم

    سپاسگذار شما دوستان آگاهم هستم که همیشه از کامنتهاتون و جربیاتتون یه دنیا درس میگیرم و همتون رو تحسین میکنم که دارید عالی و با عشق پیش میرید و تجربه های بی نظیرتون رو بدون توقع، به اشتراک میذارید

    برای هممون از خداوند یکتا سلامتی شادی آرامش حال خوب عشق واقعی و ثروت های بی انتهای مادی و معنوی رو خواستارم

    تا بعد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  10. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1930 روز

    سلام به استاد عزیزم و به آقا فرشید پاکزاد گرامی و به مریم جان استاد شایسته که خدا میدونه چقدر هدایتی این فایلهای روزشمار رو انتخاب میکنه و میذاره

    و صد سلام به همه گلای تو خونه:) دوستان این سایت بهشتی

    من این فایل رو تا حالا ندیده بودم و اسمی هم ازش نشنیده بودم! و چقدر فایل خوبی بود:)

    خدایا شکرت که در مدار دریافت این آگاهی ها هستم.

    چقدر این بحث مشیت خدا، که همون قوانینه، و اراده ی خدا، که خواست خداست و بر خلاف مشیت و قوانین نخواهد بود، بحث شیرین و قشنگیه.

    حالا چطور خودمون رو در مدار دریافت نعمتها قرار بدیم، که لاجرم نتایج خوب بگیریم، نعمتها رو دریافت کنیم

    خدا تصمیم نمیگیره به ما بده یا نده، باران نعمت الهی همیشه داره میباره، ما اگر تو مدارش باشیم، ظرفی زیر بارون گرفته باشیم به اندازه ظرفمون نعمت دریافت میکنیم.

    کسی رو هم نمیتونیم تغییر بدیم، فقط رو خودمون میتونیم کار کنیم و خودمون رو تغییر بدیم

    خدایا من در مورد چگونگی رسیدن به خواسته هام عاجزم، پیشرفت تو کار، پوزیشن بالاتر و بهتر، حقوق بالاتر و ورودی مالی بیشتر، عزت و احترام و نام نیک داشتن تو کارم… اینا رو میخوام، اون چیزی که از دست خودم برمیاد هم انجام میدم، چجوری قراره به این خواسته ها برسم نمیدونم، تو میدونی و من از تو میخوام

    یه رابطه خوب و عالی، عاشقانه، با اون شرایطی که نوشتم میخوام، رو خودم دارم کار میکنم که تو مدار و فرکانسِ اون شرایطی که میخوام باشم، بقیه ش با تو، از تو میخوام چرخ دنده ها رو جور کنی

    روابط خوب با دیگران داشتن، کلا روابط اجتماعی بالاتر و بهتری داشتن، دوست نزدیک با رفت و آمد داشتن میخوام، دوستانی که تقریبا تو همین فضا باشن و منو از این فضای بهشتی دور نکنن

    خدایا کمکم کن هدایت ها و نشونه ها رو همیشه دریافت کنم، و ازون مهمتر، بهشون عمل کنم.

    خدایا عاشقتم:)

    شب و روز همگی به خیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: