اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و همه دوستان پرتلاش سایت.
خداروشکر میکنم که با پروژه جدید همراهم و ان شاءالله از برکات اون بهرهمند بشم.
انشاالله به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشه هست.
حالا قوانین خداوند چی هست؟ مهمترین قانون خداوند قانون فرکانسه.
یعنی خداوند هیچ چیزی برای من نمیخواد خودم فرکانس میفرستم و خداوند فقط واکنش میده به فرکانس من. خداوند واکنش فرکانس های من به خودم است.
پس وقتی میگم ان شاءالله فلان اتفاق بیفته. به این معنی هست که خودم فرکانسش رو بفرستم و خدا واکنش بده و اون اتفاق بیفته. نه اینکه من هیچ کاری نکنم و خدا بخواد اون اتفاق بیفته.
من همه کاره زندگی خودمم. حتی این من هستم که خدا رو به شکل فرکانس های خودم در میارم و توی زندگیم شکل میدم و متجلی میکنم.
میتونم فرکانس ثروت، عشق و سلامتی بفرستم و خدا رو به شکل ثروت، عشق سلامتی در زندگیم شکل بدم.
چون خداوند آدم نیست. یه انرژیه. انرژی خلق کننده تمام جهان و من انسان رو طوری خلق کرده که با فرکانسهام خالق زندگی خودم باشم.
اگه بتونم این رو بپذیرم و به یاد بسپرم و فراموش نکنم که هر چی تو زندگیم هست و نیست چه خوب چه بد صد درصدش رو خودم خلق کردم، خیلی جلو میفتم. خیلی توحیدی میشم. دیگه کاری به عوامل بیرونی ندارم. کاری به هیچکس و هیچ چیز ندارم. فقط روی فرکانس خودم کار میکنم و بس. تلاش بیهوده برای تغییر دادن بیرون از خودم نمیکنم و فقط تمرکزم روی بهبود فرکانسهای درون خودم هست.
فرکانس های من با بهبود باورهای درون خودم بهتر میشه.
باید باورهامو تقویت کنم. این تنها کاریه که برای رسیدن به خواسته هام باید انجام بدم.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد عزیزم
گفتگوی زیبای استاد با یکی از شاگردان موفق خودش در حوزه موفقیت یاد اوری دو نکته مهم استاد به دوستش معرفت و از خود گذشتگی بیش از حد از خودش کندن و به دیگران دادن و از تمام وجودش برای دیگران در دوستی مایع گذاشتن که دیگه این حد از خود گذشتگی رو استاد قبول ندارند و خواستن که ایشون هم این موضوع رو مد نظر داشته باشند و مورد دوم فعالیت و تلاش بیش از اندازه و گذاشتن زمان زیادی برای اموزش دادن به افراد و اوردن افراد بیشتری تو مسیر موفقیت که این مورد رو هم استاد به دوست عزیزشون یاداوری کردند که نیاز به این همه تلاش و زمان زیاد نیست که در ادامه گفتگو کاملا موضوع رو تشریح کردند
سوال :ایا رزق و روزی ما از قبل تعیین شده و خداوند به هرکسی هر مقدار بخواهد میدهد و از هرکسی هر مقدار بخواهد میگیرد؟
جواب استاد از دیدگاه و بررسی ایات قرانی که البته استاد اشاره کردن که مهم نیست چقدر ما حرفهای قشنگ بزنیم مهم درک و عمل به این اگاهی و نتیجه ای که عمل به اون اگاهی ایجاد میکنه هست و اگر فقط حرفهای خوب بزنیم و عملگرا به اون اگاهی نباشیم نتیجه خوبی هم دریافت نمیکنیم و کار بی فایده ای هست
بررسی ریشه { ش ی ع }یشا الله. تشا الله .انشا الله که یه اشتباه در قران به معنی اگر خدا بخواهد ترجمه شده در حالی که به معنی مشیت الهی یعنی بحث بودن در مدار دریافت طبق قوانین ثابت الهی هست با باورهای درست با توجه کردن به خواسته ها در مسائل مالی سلامتی روابط معنویت ما با باورهای درست و با بودن در فرکانس درست طبق قوانین ثابت الهی ما لاجرم در مدار دریافت قرار میگیریم {ما کانوا یعلمون بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدیهم }به خاطر اعمالی که از پیش فرستادیم با کانون توجه با باورهای درست یا نا درستی که داشتیم باعث میشه ما در زمینه های مختلفی نتایج متفامتی رو دریافت کنیم همونطور که خداوند فرموده خودتون به خودتون ظلم کردید
بررسی ریشه {ر و د }ان اراد الله . ان یرید الله به معنی اراده خداوند بوده که این اتفاق در مورد قوم مشرکان یا کافران افتاده و هیچ وقت در مورد یک اسم خاصی فردی نبوده این نگاه نگاه اشتباهی هست که من فکر کنم مبادا من درست عمل کنم ولی خدا نخواهد به من بدهد این اصلا درست نیست که خدا تصمیم گیرنده باشه که به چه کسی بدهد یا به چه کسی ندهد هرکسی در مدار دریافت باشه دریافت میکنه و اون کسی که در مدار دریافت نباشه دریافت نمیکنه
نوح پیامبر ۹۰۰ سال قومش رو هدایت کرد ولی مردم مسخره میکردند و قبول نمیکردند وقتی عذاب الهی امد اینجوری نبود که همه از بین برند و دچار عذاب بشن هر کسی که در مسیر نادرست بود عذاب الهی رو دریافت کرد حتی پسر نوح هم چون در مسیر نادرست بود دچار عذاب الهی شد همونطور که تو این روزگار افرادی که در مدار درست هستند تو تورم و رکود اقتصادی تو شرایط بیماری هر اتفاقی پیش میاد اون افراد به نفعشون میشه و متضرر نمیشن اگر با اطمینان قلبی من در مسیر درست ادامه بدم نعماتی که میخوام به من داده میشه
دوست استاد به این صحبت استاد صحّه گذاشتند و فرمودند که خیلی از افراد دنبال بهانه هستند تا حرکت نکنند و میگند که خدا برای ما نخواسته و در واقع چشمانشون کور و گوشهاشون کر و قلبهاشون بسته هست در حالی که به این صورت نیست خداوند قوانین رو به ما گفته در کتاب قران از طریق پیامبران و الهاماتی که به ما میکنه و همواره هدایتگر ما هست
اما صحبتهای استاد در این موردی که دوستشون فرمودند خیلی زیبا و تاثیر گزار بود تا به دوستشون هم این شیوه اموزش رو یاداور بشند که خداوند به پیامبر به یونس که خیلی تلاش میکردند تا مردم رو هدایت کنند بارها میگه شما رسالتتون فقط تبلیغ هست و هیچ وظیفه ای ندارید که دیگران رو تغییر بدید حتی موسی هم با اون همه معجزاتی که اورد وقتی به کوه طور رفت و ۴۰ روز اونجا بود و ۱۰ روز دیرتر اومد دید که قومش گوساله پرست شدند ما باید بپذیریم که عاجز از تغییر دیگران هستیم و توانا به تغییر خودمون هستیم اونوقت تمام تمرکزمون رو میزاریم که رو خودمون کار کنیم و مسیر درست رو بریم و جهان افرادی که اماده دریافت این اگاهی ها هستند هم مدار ما هستند وارد زندگی ما میکنه طبق قانون ثابت الهی الطیبات للطیبین و ما هم به همین شکل در این سایت الهی هدایت شدیم قوانین الهی ثابت هست مثل قانون جاذبه قانون چسبندگی ملکولی استاد این موضوع مهم رو تو بحث اموزش با درک این قانون بهش رسیدند و تمام تمرکزشون رو خودشون هست و تو این مسیر الهی افراد هم فرکانس بدون هیچ تبلیغی جهان خودش میاره و این ارتباط رو خداوند ایجاد میکنه {{ درک این موضوع که ما عاجز از تغییر دیگران هستیم ولی توانا در تغییر خودمون هستیم کمک میکنه تو بحث روابط هم به دنبال تغییر دیگران نباشیم و فقط رو خودمون کار کنیم و هر چقدر که من فرد بهتری میشم جهان افراد بهتری رو تو بر خورد فرکانسی با من قرار میده }}
و بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
الهی که حال دلتون پر از نور و روشنایی خداوند باشد.
سلام به همه دوستای توحیدی ام
امروز من از این آگاهی ها دریافت کردم که باید قبل از هر چیزی بگم خدایا من تسلیم تو هستم
خدایا من هیچی نمی دونم و همه چیز تو می دونی
خدایا تو می تونی و من نمی تونم
مدتی دارم تقلا میکنم که شرایط اونطوری که میخام هماهنگ کنم …
واقعا استاد من از صحبت هاتون پی بردم که ما هر چقدر هم روی خودمون کار کنیم بازم هر لحظه در لغزش هستیم و مثل اون افرادی که موسی ده روز دیر کرد خلف وعده کردند
ما هم وقتی تو افکار گذشته خودمون غرق میشیم و دستمون از دست شما رها میکنیم میشیم از همون قوم …
و این واقعا به اینکه ما مورد ظلم واقع بشیم یا حالمون بد بشه و گریه و زاری کنیم ربطی نداره و قانون کار خودش انجام میده و هر لحظه از همین فرکانس وارد زندگی قشنگتون میکنه و کم کم مثل اون قورباغه ای که تو آب و با شعله ملایم داره پخته میشه …
یهو به خودت میای می بینی گرمای وضعیت که با دست خودت بوجود آوردی کل وجودت میسوزونه
اینا رو به خودم میگم که یادم بیاد کجا بودم و وضعیتم چطور بود و الان کجام
چه خوب که اینو بفهمم که این آموزش ها این سایت قانون و… همش یک روند هست که در طول زندگیم و با تکامل منو به وضعیت عالی می رسونه نه یک مسیر مقطعی که وقتی به بالای یه تپه کوچیک رسیدم جو گیر اون فضا بشم و به قله های بزرگتر فکر نکنم
شروع کنم به حرکت …
خدایا شکرت برای آگاهی های امروز خدایا هر لحظه من به هر خیری که برام بفرستی نیازمندم خدایا ای عزیز و مهربانم ازت بی نهایت متشکرم که دستم با عشق گرفتی و در مسیر هدایت خودت استوار نگهداشتی
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
خدایا شکرت یه پروژه جدید شروع شده بریم برای نتایج جدید…
بی نهایت خانم شایسته رو تحسین میکنم ایشان برای من نمونه بارز استفاده از قوانین الهی در عمل هستند و نمونه بسیار واضح برای انجام تمریناتی که استاد در سایت ارائه میدن مخصوصاً این تمرین و این سوالات شگفت انگیز که
چطور از این بهتر؟
چطور از این راحت تر؟
چطور از این کاراتر؟
مرداد ماه سال 1399 که خانم شایسته به اون هدایت الهی عمل و فایل های رایگان رو بروزرسانی و دسته بندی کردند دیدیم که چقدر کارکردن روی خودمون راحت تر و بهتر و کاراتر شد اما خانم شایسته به این نتیجه راضی نشدند و باز هم از خودشون پرسیدند چطور از این بهتر؟ چطور از این راحت تر ؟ چطور از این کاراتر؟
و نتیجه شد تولد پروژههای:
روزشمار تحول زندگی من
خانه تکانی ذهن
مهاجرت به مدار بالاتر
تغییر را در آغوش بگیر
و درک عمیق تر قوانین خداوند
هر کدوم از این پروژه ها بی نهایت خیر و برکت در تمام جنبه ها و برای همه ی افرادی که با این سایت چه به عنوان صاحب سایت چه کاربر سایت سر و کار دارند داشته و فقط سود بوده و سود بوده و سود…
من از این روند یه درس خیلی بزرگ گرفتم اون هم اینکه هرچقدر ما در زندگیمون چه در بحث شغل چه در بحث روابط چه سلامتی و چه معنویت بهتر بشیم بازهم جا برای بهتر شدن و بزرگتر شدن هست و باید هرروز این سوالات جادویی رو از خودمون بپرسیم:
چطور از این بهتر؟
چطور از این کاراتر ؟
چطور از این راحت تر؟
خدایا شکرت…
خیلی خوشحالم که یه پروژه دیگه شروع شده من از پروژه تغییر را در آغوش بگیر نتایج بزرگی گرفتم که توی کامنت های مربوط به همون پروژه نوشتم و مطمئنم با پروژه جدید نتایج بزرگتری در انتظار هممون هست…
من در خانواده ای سوپر مذهبی بزرگ شدم و همیشه هم از طرف خانواده برای انجام کارهایی که خودشون هم هرروز انجام میدادن تحت فشار بودم و از اونجایی که کودک همیشه کنجکاو هست همیشه از خانواده سوالاتی میپرسیدم که اونا از جواب دادن به من یا طفره میرفتن چون جواب رو بلد نبودند چون خودشون هم فقط تقلید کورکورانه میکردند و اون ها هم از خانواده های خودشون یاد گرفته بودند و یا همیشه برای اینکه این کنجکاوی من رو بکشند با تحقیر و توهین جواب منو میدادن که نتیجهاش شد سرکوب و نابودی عزت نفسم…
مثلاً یادمه سوم دبستان بودم و به تازگی خواهر کوچکترم به دنیا اومده بود یه روزی مادرم گفت زودتر مشق هات رو بنویس چون بعدازظهر میخوایم بریم هم گوش های خواهرت رو سوراخ کنیم هم بریم پیش آقا برای خواهرت دعا بنویسه(در شهر ما یه آقایی بود که میگفتن ایشون برای هرکس دعا کنه اون هیچوقت مریض نمیشه و چشم نمیخوره و طلسم نمیشه و از این چرندیات)…
من با همون کنجکاوی کودکانه از مادرم با تعجب سوال پرسیدم بریم پیش آقا برامون دعا کنه!!!!
خوب چرا خودمون دعا نمیکنیم که آبجی مریض نشه ؟؟؟
مادرم با تندی گفت ما که گناهکاریم خدا که دعای ما رو قبول نمیکنه اما اون آقا آدم پاکی هست و خدا دعاش رو مستجاب میکنه
دوباره با همون معصومیت کودکی گفتم بخدا من کار بدی نکردم حتی ندیدم تو و بابا هم کار بدی کرده باشید شما که همیشه نماز میخونید پس چرا خدا با شما قهر کرده و جواب شما رو نمیده؟؟؟
و مادرم هیچ جوابی نداشت و فقط گفت درس هات رو بنویس …
و من موندم با یک دنیا غم…
غم اینکه خدا منو دوست نداره…
غم اینکه این چه خدایی که منی که هیچ کار بدی نکردم رو دوست نداره…
و من هم بخاطر اینکه به خدا بگم منم باهات قهرم نماز نمیخوندم و از دین فراری بودم و همین باز به چالش های من و خانواده ام بیشتر دامن زد…
اما همیشه یک سوال ته ذهنم بود که چرا خدا یه عده رو دوست داره یه عده رو دوست نداره؟؟؟
توی کتاب های درسی سر کلاس درس دینی همش میگفتن خدا عادل هست اما من میگفتم نه این کجاش عدالته من هیچ کاری نکردم خدا منو دوست نداره اصلا هم عادل نیست…
شروع کردم به تحقیق درباره افراد اطرافم و گفتم کدوم آدم ها هستن که خدا دوستشون داره و کارهاشون راحت انجام میشه یکی دو نفر رو پیدا کردم و به دقت رفتارها و اعمال شون رو زیر نظر گرفتم مثلاً دیدم سروقت نماز میخونن به افراد کمک میکنن در مجالس عزاداری دینی خیلی فعال هستن و… گفتم خوب منم این کار ها رو انجام میدم و یه مدت هم انجام دادم اما اوضاع هیچ تفاوتی نکرد و بدترهم شد و متوجه شدم این مسیر درست نیست تا اینکه به سایت عباس منش دات کام هدایت شدم و فایل حزن در قرآن رو دیدم و اونجا دیوانه شدم اونجا تمام پازل های ذهنی ام سرجای درست خودش قرار گرفت و قلبم گواهی داد که خودشه این درسته …
وقتی برای اولین بار از زبان استاد درباره یشا و یرید شنیدم گفتم آره آره درسته همینه این عین عدالت خداست این درسته…
اون اوایلی که با مفهوم یشا و یرید آشنا شدم توی یکی از بیمارستان های دولتی کار میکردم و از قضا یکی از قاریان قرآن که رتبه کشوری هم داشت توی بخش ما بستری شد و ازش پرسیدم فرق یشا و یرید چیه ؟
گفت هیچ فرقی ندارند
گفتم فرق رب و الله چیه ؟
گفت هیچ تفاوتی ندارند
اونجا بود که فهمیدم این سایت امنترین و صادق ترین و درست ترین جایی که میتونم باورهای درست درباره خدا و قرآن رو یاد بگیرم و از اون روز تا حالا که نزدیک به پنج سال میگذره هرروز و هرروز دارم از دریای بیکران آگاهی های این سایت الهی استفاده میکنم.
توی راحت تر من خیلی مشکل دارم چون باورم اینه اگه سختی نکشم لایقش نیستم
بقولی اگه پدرم در نیاد لایقش نیستم و طبق این باورم همیشه اول پدرم در میاد بعدش لایق خواسته میشم « اینم از خانواده مذهبی بهم اومده بود»
دومین جمله ای که منو یاد گذشته خودم انداخت این جمله بود که:توی کتاب های درسی سر کلاس درس دینی همش میگفتن خدا عادل هست اما من میگفتم نه این کجاش عدالته من هیچ کاری نکردم خدا منو دوست نداره اصلا هم عادل نیست…
واییییی چقدر جمله زیباییی
واقعا قبل این جمله شما اصلا یادم نبود که منم یه روزی اینطوری میگفتم
منم دختری بودم همش با خدا قهر بودم
با خدا در جنگ بودم
سر لج بودم
چون همش خانوادم طرفشو میگرفتن ولی اون اصلا به ما توجه نمیکرد
هر کسی میگفت خداوند عادله من میگفتم دروغ محضه
اون فقط یه خودخواهه نه غیر این
واقعا فیلم هایی رو میدیدم که به خدا فحش میداد
چون دقیقا هم نظر من بود
و منم میگفتم بهتره به خدا فحش بدم و شروع میکردم به فحش دادن
میدونین مابین این کلام ها، باز من یه جایی هنوزم عادل بودن خدارو باور ندارم
من آدمی بودم همش بهش فحش میداد
باهاش لج میکردم
باهاش دعوا میکردم
ازش بیزار بودم
همیشه کارهایی رو میکردم که اون بیزار بود ازش
چه جاهایی به سمت مسیر خطا رفتم
اما اون بجای اینکه مچ منو بگیره، دستمو گرفت
بجای اینکه منو معاخضه کنه اورد تو مسیر صراط المستقیم
بجای اینکه از بدبخت تر به بدبخت ترین ببره، اورد به مسیر خوش بخت ترین
واقعا گاهی اوقات به این مهربانی و پر فضلی خدا فکر کنم اشکم سرازیر میشه
مگه میشه این همه مهربون باشهههه
درسته میگن خدا سیستمه
ولی احساس میکنم همیشه تلاش میکنه منو از مسیر بد دور کنه و به خوش بختی برسونه
همیشه کنارمه و هر وقت خطایی جایی خواستم برم فورا منو به مسیر درست میاره
من سالها زیر دست یه مادر روضه خوون بزرگ شدم یکی از کارهایی که شب اول ماه قمری انجام میداد این بود که قرآن رو باز میکرد سوره نور آیه 38 و 39 رو میخوند و دو تا اسکانس میزاشت وسط قرآن فردا صبحش قرآن رو باز میکرد یکی میزاشت توی کیفش واسه افزایش روزی و اون یکی و میزاشت زیر فرش و میگفت صدقه گذاشتم!!!!!
کسانى که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در یک کویر که انسان تشنه آن را آب مىپندارد؛ امّا هنگامىکه بهسراغ آن مىآید چیزى نمىیابد، و خدا را نزد آن مىیابد که حساب او را بهطور کامل مىدهد؛ و خداوند سریعالحساب است.
در آیات 38 و 39 سوره نور به مشیت اشاره شده و استاد چه گل گفتید وقتی قرآن رو میخونید دوتا آیه قبل و بعدش رو هم بخونید که وقتی این کارو کردم اصلا خود خدا در آیه 37 نور میگه
شما صلاه و زکات رو انجام بده یعنی اصل توحیده اصل سپاسگزاری و تمرکز بر زیبایی اصل باور فراوانی وتو قانون رو آگاهانه اجرا کن بعد خدا مطابق عملت بهترشو بهت پاداش میده
و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است
این از جایی که گمان نمیبرد برای من سد راه فهم مشیت بود یعنی من وقتی با شما فهمیدم سیستم چیه مشیت چیه من باید یه کارایی بکنم انجام دادم نه اینکه اقدام نکردم به تک تک آموزشها در حد درکم عمل کردم ولی باز ته ذهنم میگفتم یه دفعه از یه جا یه چی برسه یه پول قلمبه یه گنج یه قرعه کشی خلاصه یهویی یه چی بشه
تا اینکه استاد من در مدار شنیدن آگاهیهای دوره 12 قدم قرار گرفتم
وقتی روی جلسه اول قدم چهارم کار میکردم هدایت شدم به فایل معرفی دوره عزت نفس که اونجا برام این آیه از قرآن از کلام مبارکتون تفسیر شد که یعنی چی از جایی که گمان نداری روزی میرسه؟
شما استاد توی اون فایل گفتید وقتی بندر عباس بودید توی اون شرایط سخت ولی اصولی رو پیدا کردید که بر اون مداومت داشتید در راه درست (صراط مستقیم) مداومت ورزیدید و این شد وضعیت الان شما
یعنی اول شرایط سخت بود اصلا گمان نمیکردید اون زمان این شرایط الان رو
نه اینکه آقا بیا هر کار به خلاف قوانین بکن چون شرایط سخته احساستو بد کن بعد یهو از یه جایی روزی برسه اتفاقات خوب بیافته
تو زیبایی ببین تو با همون داشته ها احساستو خوب کن تو زمانی که انتخاب داری بین تمرکز بر سختیها یا تمرکز بر آسانیها دومی رو آگاهانه انجام بده بعد میبینی تو حتی فکرشم نمیکردی که از کجا به کجا برسی
چقدر جدیدن وجودم رو مثل یه کویر ترک خرده میبینم که هر چی آب بهش میدم سیراب نمیشه چقدر من این سراب اعمال رو میفهمم که به قوانین خدا عمل نمیکردم و کافر بودم و ازش نتیجه میخواستم و بعدش شاکی میشدم که تو چه جور خدایی هستی !!!!
استاد و خانوم شایسته و بچه ها من بی اندازه سپاسگزارتونم که در صراط مستقیم هستید و من میتونم از خدا درخواست کنم که خدا منو به راه شما هدایت کنه راه کسانی که به آنها نعمت داده و نه گمراهان
سلام استاد خوبم حدیث هستم و خدارو هزاران بار شکر که با شروع اولین روز زمستان پروژه دیگه ای کلید خورد و من این سعادت رو داشتم که بعد از دوره هم جهت و پروژه تغییر بازم با یه پروژه دیگه آنلاین حضور داشته باشم و این سومین حضور آنلاین من در این سایت هست استاد منتظر بودم گام 20 پروژه تغییر بیاد رو سایت و چک کردم دیدم پروژه جدید اومده چقدر من خوشحالم استاد که این پروژه ها ادامه دارن و باعث میشن که من تقریبا هر روزی تو سایت باشم و چقدر خوشحالترم از اینکه کامنت مینوسم و برای خودم ردپا میزارم..استاد جان دیشب شب یلدا بود و اولین بار بود که من و همسرم و دو فرزندم تنهابودیم و چقدر احساس ارامش داشتیم چقدر سفرمون پربرکت بود چه عکسای قشنگی گرفتیم و چقدر بهمون خوش گذشت درصورتی که سالهای قبل یه جورایی مجبور بودیم با کسانی که نمیخواستیم شب یلدا رو بگذرونیم و میدونم این نتیجه بابت مدتها تنها بودن و کار کردن روی خودمون و کنترل شدن ورودی هامون هست دیشب خداروشکرهمه چی داشتیم برا سفره و فقط آجیل نبود که اونم به رایگان از فضل خداوند رسید…استاد تمام نعمت هایی که الان توی زندگیم هست یعنی طبق قوانین بدون تغییر خداوند به من داده شده و من توی مدار این قوانین بودم و کاملا عادلانه هست اگر شرایط طوری پیش رفت که مهاجرت کردم و چقدر زندگیم بهتر شد یعنی اینکه توی مدار این شرایط بودم اگر به کلی خواسته های ریز و درشتم رسیدم یعنی طبق مشیت و قوانین خداوند من در مدار دریافت این نعمت ها بودم و هرچی که خواسته من هست و ندارمش یعنی طبق قوانین خداوند من در مدار اون قوانین نیستم…هرجا به هرنعمتی رسیدم در مدارش بودم و چاشنی اون حتما احساس خوب بوده یعنی عجله و حرص و طمع نبوده در واقع قوانین خداوند همراه با آرامشه بنظرم یکی از ارکانش آرامش داشتن است و تا این حس خوب و آرامش نباشه ما توی مدار دریافت هیچ نعمتی نیستیم
استاد شما گفتین اگه مسیر درست رو بریم به نعمت ها میرسیم مسیر درست میشه همون کنترل ورودی های ذهن ،ایمان داشتن،فقط از خدا خواستن،دروغ نگفتن و رعایت خیلی چیزا که توی دوره ها برامون گفتین...استاد من یه مدت با وجود اینکه یک زن خانه دار هستم و شغلی ندارم ولی یه روز گفتم خدایا درآمد ماهی پنج تومن رو میخوام که فقط برای خودم باشه و از درآمد همسرم نباشه و خب واقعا این درآمد رو میخواستم و اصلا هم فکر نمیکردم از کجا و چطور و رها کردم و یادم رفت تا چند روز پیش دیدم که 25 میلیون توی حسابم هست و کاملا از راه های طبیعی و درست و خورد خورد این پول جمع شده بود ومن اصلا یادم رفته بود که چنین خواسته ای داشتم این چندماه درواقع من به خواستم رسیده بودم و یادم اومد که وقتی میخواستم بگم خدایا برجی 5 تومن یه لحظه گفتم خدا که بخیل نیست بگو برجی ده تومن و خب رها کرده بودم ….و یادم اومد این ماه یک گرم و نیم طلا اضافه کرده بودم در واقع النگو شکست و من عوضش کردم و یه طلا سنگین تر برداشتم که 24 تومن هزینه کردم که البته همسرم هزینه کرد خلاصه که همون برجی ده تومن شد…و همین دیروزم چهارمیلیون از فضل خداوند بهم رسید…وقتی آدم رو خودش کار کنه که من اصلا ادعایی در این زمینه ندارم در مسیر درست قرار میگیره و خیلی راحت طبق قوانین خداوند و نه اینکه از راه های عجیب و غریب به خواستش میرسه…من مدتهاست که دورم از کسانی که برام ورودی منفی بودن خودم هستم و دوره لیاقت و پروژهای سایت و خانه گرم و زمستان سرد و برفی که برام بهترین نعمتا هستن…و به لحاظ مالی هم خدا روشکر چرخ زندگیمون روغن کاری شده و توی شرایطی که همه از گرانی مینالند خداروشکر ما برای تامین نیازهامون مشکلی نداریم و راحت همه چی برامون فراهم میشه…اینها همه نتیجه هستن برام و مرتب بابتشون سپاسگذارم…
استاد من دوره 12 قدم که چکاپ نوشتم و کانال هم برای خودم و همسرم زدم و هراتفاق خوب هرچند کوچک رو در اون کانال ذکر میکردم و هروقت نجوا می اومد میرفتم و کانال رو چک میکردم و کلی انگیزه میگرفتم برای دوره هم جهت و به تازگی لیاقت هم همین کارو کردم و خدا میدونه که همین پروژه تغییر چقدر رو من تاثیر داشت و چقد چراغ توی ذهنم روشن شد چه اتفاقات خوبی که برام افتاد…و خدا میدونه این پروژه جدید چقدر قراره برا من نعمت بیاره..استاد این مسیر مسیر درستیه من مطمئنم که بهترین مسیره همین که آرامش دارم پول دارم سلامتی دارم و کلی نعمتای دیگه دارم نتیجه همین ادامه دادن و تا جایی که بتونم عمل کردن به حرفای شماست..
و مدتهاست که سعی در مجاب کردن بقیه و از قانون گفتن نیستم و چقدرررر راحت ترم…استاد ممنونم ازتون خدا حفظتون کنه برامون تا دنیا دنیاست..
سلامی گررررم از شهری سررررد ..امیدوارم حالت عالی باشه مرسی از اینکه کامنتمو خوندی و ستاره دادی عزیزم اگه یه ستاره هم میدادی عزیز بودی دم شما گرم در پناه خداوند بخشنده مهربان باشید.
و بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده.
خدای عزیزم، ای یگانه رازدار قلبم،
میدانم که قبل از جاری شدن کلمات بر زبانم، تو از تمام رازهای درون من آگاهی. چقدر خوشبختم که تو را دارم؛ تویی که حضورت همواره با من است، از رگ گردن هم به من نزدیکتری!
خدایا، گاهی دلتنگیات چنان در وجودم موج میزند که دنیا را برایم تنگ میکند، اما دقیقاً در همان لحظه، تو با مهربانی به یادم میآوری: «ای بنده من، دستت را بر رگ گردنت بگذار؛ من از آنجا هم به تو نزدیکترم. من در تار و پود وجودت، در تکتک سلولهایت جاری هستم.» این نزدیکیِ مطلق، بزرگترین آرامش جهان است.
سپاسگزارم که اینقدر مهربان، بخشنده و بیپایانی. ممنونم که حتی وقتی من غافل میشوم و تو را فراموش میکنم، نگاه پرمهرت هرگز از من برداشته نمیشود. تو همیشه مراقب من هستی.
شکر میکنم برای تمام نشانههایی که هر لحظه برایم میفرستی؛ برای آن لبخندهای کوچک و زیباییهای پنهانی که با آنها با من سخن میگویی. این لحظهای که در آن هستم، این حس ناب حضور تو، هدیهای است که از دریای فضل و کرمت جاری شده است.
ممنونم بابت نعمتهای بیشمارت؛ نعمت سلامتی، نعمت توانایی اندیشیدن، و مهمتر از همه، نعمت توانایی نوشتن. میدانم که این انگشتان، تنها با اذن و اراده توست که این حروف را کنار هم میچینند. ممنونم که به من اجازه میدهی با تو حرف بزنم؛ اینکه میدانم حتی در سکوتترین لحظاتم، تو شنوندهی منی، به من عمیقترین آرامش را هدیه میدهد.
خدای من، گاهی که به این جهان خیره میشوم، شکوه قدرت و زیبایی تو را میبینم که چگونه این عظمت را آفریدی و بعد، مرا با این همه استعداد و قابلیت در مرکز این خلقت قرار دادی. من بدون تو هیچ و پوچ هستم. تمام آنچه دارم، هر آنچه هستم و هر آنچه خواهم بود، از لطف بیکران توست. پس سپاسگزارم، نه فقط برای آنچه به من دادی، بلکه سپاسگزارم برای “خودت” که هستی.
باشد که این عشق و شکرگزاری، همواره در قلبم زنده بماند و هر روز عمیقتر شود
سلام به اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام
خدایا سپاسگزارم که در این پروژه شگفت انگیز درک عمیق تر قوانین خداوند همراه وهمقدم دوستان بهشتی ام واساتید توحیدیم هستم
مفهوم مشیت وخواست خداوند
پریشب وقتی متوجه پروژه جدید شدم در تمرین ستاره قطبی از خدا خواستم قلبم رو باز کنه تا این آگاهیها رو بهتر درک کنم وبعد ازآن هدایت شدم به فایل نشانه امروز من ،چقدر آگاهیهای آن فایل هدفی انگیزه ساز برای امسال انتخاب کن با این فایل هماهنگ بود ،انگار باید اون آگاهیها رو گوش می دادم تا به درک عمیق تری از این آگاهیها برسم
یادمه در دوران نوجوانی وقتی برای اولین بار از معلمم پرسیدم خدا کیست ؟چه جوری باید پیداش کنم ؟ بهم گفت اگر میخوای دیوونه بشی دنبال این بگرد که خدا کیست ؟ از آنروز، خدا رو فقط در آسمانها میدیدم وکم کم که بزرگتر شدم وقرآن رو آموختم همیشه این آیه «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
واینکه بارها شنیده بودم خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است ،در درونم نا آگاهانه دنبال خدایی بودم غیر از اون خدایی که از بچه گی به من گفته بودند،ووقتی به این مسیر هدایت شدم ،که دقیقا وقتی من عجزم رو در مقابل خداوند پذیرفتم ودست از تغییر دادن دیگران برداشتم وگفتم من نمیدونم تو به من بگو به این مسیر هدایت شدم و اولین چیزی که از آموزه های شما بدون مقاومت پذیرفتم آگاهیهای فایلهای توحیدی بود اون خدایی که شما به من معرفی کردی اون خدایی بود که همیشه در درونم دنبالش بودم
در دوره قانون آفرینش برای اولین بار مفهوم ان شاءالله رو از شما شنیدم وبا عمق جانم آنرا پذیرفتم چرا که وقتی با این باور که من خودم خالق صددرصد اتفاقات وشرایط زندگی ام هستم آشنا شدم دیدم چه ارتباط عمیقی بین این باور که خداوند قدرت خلق زندگی ام رو به من داده ومفهوم انشاالله وجود دارد ،آنچه را که من میخوام اگر در مسیر درست باشم وباورهای درستی داشته باشم وهماهنگ با اون خواسته قرار بگیرم طبق قوانین حاکم در جهان هستی به من داده میشه
وقتی بار اول آگاهیهای جلسه اول قدم اول رو گوش دادم که شما گفتید سعی کنید زاویه نگاهتون رو به مسائل عوض کنی تا به احساس یکم بهتر برسید ،اون آگاهیها برا من حکم یه طناب نجات بود که میخواست منو از قعرِ یه چاه تاریک بالا بکشه ،استاد من با اون آگاهیها زندگی کردم وباعمل به آنها وتمرکز بر زیبایی ها از طریق فایلهای سفربه دور آمریکا وسپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که داشتم پله پله از قعر اون چاه بالا آمدم وبا توکل بخدا تونستم اون تضاد رو تبدیل کنم به سکوی پرتاب والان وقتی به اولین چکاپ فرکانسی که برای قدم اول نوشتم فکر میکنم متوجه میشم این فهیمه هیچ ربطی به اون فهیمه نداره ،شاید شرایط هنوز ناجالب باشه ولی درون این فهیمه آرامش داره ،چون باور داره وعده خداوند رو که در هر سختی، شکستی، حتماً گشایشی در پی خواهد بود.
خداروشکر از وقتی با آموزه های شما آشنا شدم هیچ وقت نخواستم دیگران رو تغییر بدم حتی در مورد این مطالب با کسی صحبت نکردم بارها همسرم ازم سوال کرده،فقط آدرس سایت رو بهش دادم وحتی بهم گفت کانال اینستاگرام هم داره ،گفتم همون abasmanesh سرچ کن پیدا میکنی ،بعد از آنهم پیگیر نشدم چیکار کرده ،چون باور دارم کسی که آماده باشه خداوند به هزار طریق او رو به این مسیر هدایت میکند همین طوری که منو وبقیه دوستان رو هدایت کرد
استاد جان هر نعمتی که الان در زندگی ام دارم قطعا طبق مشیت خداوند وقوانین او بوده که دلیل هماهنگ شدن من با این نعمتها داشتن احساس خوب هست که این احساس خوب نتیجه سپاسگزاری بخاطر داشته ها ،توجه وتمرکز به زیباییها وهر آنچه که به من احساس بهتر وباورهای مناسب تری بدهد می باشد
مهمترین عامل که میتونه منو هماهنگ با قوانین خداوند ومشیت او قرار بده داشتن احساس خوب هست ،که اگر من هیچ موضوعی رو جدی نگیرم وسعی کنم با توکل به خداوند آرام باشم واز زندگی لذت ببرم و زاویه نگاهم رو به مسائل تغییر بدم که هر موضوع کوچیکی باعث شادی واحساس خوب من بشه ،وسعی کنم جوری به زندگی نگاه کنم وجوری از زندگی لذت ببرم که این احساس خوب هرروز وهر لحظه بیشتر شودواینو باور کنم که اگر من احساس خوب داشته باشم اتفاقات براحتی برای من رخ میدهد که لازمه آن ایمان به خداوند ،ایمان به باور الخیر فی ماوقع هماهنگ میشم با مشیت خداوند
دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
اینکه حرفهای قشنگ بزنیم هیچ ارزشی ندارد ،مهم هست که چقدر به آنچه درک کرده ایم عمل میکنیم ،
خداروشکر به لطف خدای مهربان وآموزه های شما استاد عزیزم واستمرارم در این مسیر داشتن آرامش ،احساس خوب ونگاه مثبت به مسائل مختلف زندگی ام شده جزء شخصیتم نمیگمصددرصد،ولی در اغلب موارد خیلی سریع میتونم نگاهم رو به اون موضوع عوض کنم به احساس بهتری برسم به خصوص وقتی روی آگاهی های دوره هم جهت با جریان خداوند کار کردم،توکلم به خداوند بیشتر شده واین باور که هراتفاقی بیافتد به نفع من است باور به الخیر فی ماوقع نشسته به عمق جانم
استاد جان از صمیم قلبم از شما واستاد شایسته مهربانم سپاسگزارم
عاشقتونم …..
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
ابتدا شکرگزار خداوند هستم برای این آگاهیها و همچنین سپاسگزار شما بابت زمانی که با نیت خالص صرف انتقال این مفاهیم عمیق میکنید.
نکتهای که در صحبتهای شما خیلی به دل مینشینه اینه که فقط به گفتن تیتر قوانین الهی اکتفا نمیکنید، بلکه قوانین رو با تبصرهها، ظرافتها و مثالهای عینی زندگی توضیح میدید؛ مثل توضیح دقیق مفهوم مشیت بهعنوان قانون ثابت و بدون تغییر، یا معنای واقعی انشاءالله که نه یک جملهی لفظی، بلکه هماهنگی عملی با قوانین خداونده.
من خودم تصمیم گرفتم دوازده قدم رو از ابتدا دوباره شروع کنم و واقعاً برام جالب بود که دقیقاً در همین زمان، پروژهی «درک عمیق قوانین خداوند» رو گذاشتید؛ بهنظرم این پروژه مکمل بسیار خوبی برای دوازده قدمه.
در این مدت به یک تضاد رسیدم که حدود 90 درصد به نفع من بود و در همین یک ماه، تغییرات خوبی رو تجربه کردم؛ یک سری از ادمهای اطرافم ازم جدا شدن کسانی ک انرژی مثبتی ازشون دریافت نمیکردم ، جذب اتفاقات مثبت، بهطوریکه برای چند وسیلهی برقی که نیاز داشتم، دو قلمش رو دوستی که واقعاً از دستان خداوند بود، بدون اینکه ریالی پرداخت کنم (حدود شش میلیون)، تهیه کرد و برام فرستاد و بقیه وسایلی نیاز دارم هم همین شخص به زودی برام میفرسته ک قراره توی پرداخت کمکم کنه . وضعیت کارم هم بهتر شده و حدود سه هفتهست که هر روز مشتری دارم. شاید درآمد هنوز خیلی بالا نباشه، اما نسبت به قبل پیشرفت کاملاً محسوسه.
الان هم با خودم تعهد دادم که شش ماه، همزمان با این پروژه و دوازده قدم، دقیقاً طبق قوانین بدون تغییر خداوند پیش برم. به این باور رسیدم که اگر طبق قانون عمل کنم، قطعاً نتیجه میگیرم؛ درست مثل قوانین حقوقی که اگر طبق مواد و تبصرهها عمل کنی، نتیجهاش حتمیه. همون حقیقتی که قرآن میفرماید:
چققد لذت بردم ازاین فایل ک هررر دیالوگش هزاران آگاهی باخودش ب همراه داره برای هررررکسی ک در مشیت در قوانین دریافت الهی باشه ب اندازه ظرفش دریافت میکنه
امروز فهمیدم ب اندازه ای ک تو تنهایی خودم هستم ب خدای خودم نزدیکترم این رو درک کردم ک طبق قانون هررچققد از من درون فاصله میگیرم فاصله ام باخدای عزیزم فاصلم بیشترمیشه
این دوسه شب واس مراسم شب یلدا خداروشکر رفتم پیش خانواده و دقیق انگار بیشترمتوجه میشم ک چققد گفتگوهای تمام اعضا خانواده یاآشنایان برمحور توجه ب ناخواسته هاست ب توجه ب کمبودهاست اما ب لطف الله باهدایت های الهیی شمااستاد عزیزمن سعی میکنم مسیر درست رو برم و اطمینان دارم ک اگر در این مسیر حرکت کنم طبق قوانین بدون تغییر خداوند مطمعنم ک نعمت وثروت وسلامتی ب سمت من میاد از خدامیخوام من رو آسون کنه برای آسونی ها
سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و همه دوستان پرتلاش سایت.
خداروشکر میکنم که با پروژه جدید همراهم و ان شاءالله از برکات اون بهرهمند بشم.
انشاالله به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشه هست.
حالا قوانین خداوند چی هست؟ مهمترین قانون خداوند قانون فرکانسه.
یعنی خداوند هیچ چیزی برای من نمیخواد خودم فرکانس میفرستم و خداوند فقط واکنش میده به فرکانس من. خداوند واکنش فرکانس های من به خودم است.
پس وقتی میگم ان شاءالله فلان اتفاق بیفته. به این معنی هست که خودم فرکانسش رو بفرستم و خدا واکنش بده و اون اتفاق بیفته. نه اینکه من هیچ کاری نکنم و خدا بخواد اون اتفاق بیفته.
من همه کاره زندگی خودمم. حتی این من هستم که خدا رو به شکل فرکانس های خودم در میارم و توی زندگیم شکل میدم و متجلی میکنم.
میتونم فرکانس ثروت، عشق و سلامتی بفرستم و خدا رو به شکل ثروت، عشق سلامتی در زندگیم شکل بدم.
چون خداوند آدم نیست. یه انرژیه. انرژی خلق کننده تمام جهان و من انسان رو طوری خلق کرده که با فرکانسهام خالق زندگی خودم باشم.
اگه بتونم این رو بپذیرم و به یاد بسپرم و فراموش نکنم که هر چی تو زندگیم هست و نیست چه خوب چه بد صد درصدش رو خودم خلق کردم، خیلی جلو میفتم. خیلی توحیدی میشم. دیگه کاری به عوامل بیرونی ندارم. کاری به هیچکس و هیچ چیز ندارم. فقط روی فرکانس خودم کار میکنم و بس. تلاش بیهوده برای تغییر دادن بیرون از خودم نمیکنم و فقط تمرکزم روی بهبود فرکانسهای درون خودم هست.
فرکانس های من با بهبود باورهای درون خودم بهتر میشه.
باید باورهامو تقویت کنم. این تنها کاریه که برای رسیدن به خواسته هام باید انجام بدم.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت…
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد عزیزم
گفتگوی زیبای استاد با یکی از شاگردان موفق خودش در حوزه موفقیت یاد اوری دو نکته مهم استاد به دوستش معرفت و از خود گذشتگی بیش از حد از خودش کندن و به دیگران دادن و از تمام وجودش برای دیگران در دوستی مایع گذاشتن که دیگه این حد از خود گذشتگی رو استاد قبول ندارند و خواستن که ایشون هم این موضوع رو مد نظر داشته باشند و مورد دوم فعالیت و تلاش بیش از اندازه و گذاشتن زمان زیادی برای اموزش دادن به افراد و اوردن افراد بیشتری تو مسیر موفقیت که این مورد رو هم استاد به دوست عزیزشون یاداوری کردند که نیاز به این همه تلاش و زمان زیاد نیست که در ادامه گفتگو کاملا موضوع رو تشریح کردند
سوال :ایا رزق و روزی ما از قبل تعیین شده و خداوند به هرکسی هر مقدار بخواهد میدهد و از هرکسی هر مقدار بخواهد میگیرد؟
جواب استاد از دیدگاه و بررسی ایات قرانی که البته استاد اشاره کردن که مهم نیست چقدر ما حرفهای قشنگ بزنیم مهم درک و عمل به این اگاهی و نتیجه ای که عمل به اون اگاهی ایجاد میکنه هست و اگر فقط حرفهای خوب بزنیم و عملگرا به اون اگاهی نباشیم نتیجه خوبی هم دریافت نمیکنیم و کار بی فایده ای هست
بررسی ریشه { ش ی ع }یشا الله. تشا الله .انشا الله که یه اشتباه در قران به معنی اگر خدا بخواهد ترجمه شده در حالی که به معنی مشیت الهی یعنی بحث بودن در مدار دریافت طبق قوانین ثابت الهی هست با باورهای درست با توجه کردن به خواسته ها در مسائل مالی سلامتی روابط معنویت ما با باورهای درست و با بودن در فرکانس درست طبق قوانین ثابت الهی ما لاجرم در مدار دریافت قرار میگیریم {ما کانوا یعلمون بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدیهم }به خاطر اعمالی که از پیش فرستادیم با کانون توجه با باورهای درست یا نا درستی که داشتیم باعث میشه ما در زمینه های مختلفی نتایج متفامتی رو دریافت کنیم همونطور که خداوند فرموده خودتون به خودتون ظلم کردید
بررسی ریشه {ر و د }ان اراد الله . ان یرید الله به معنی اراده خداوند بوده که این اتفاق در مورد قوم مشرکان یا کافران افتاده و هیچ وقت در مورد یک اسم خاصی فردی نبوده این نگاه نگاه اشتباهی هست که من فکر کنم مبادا من درست عمل کنم ولی خدا نخواهد به من بدهد این اصلا درست نیست که خدا تصمیم گیرنده باشه که به چه کسی بدهد یا به چه کسی ندهد هرکسی در مدار دریافت باشه دریافت میکنه و اون کسی که در مدار دریافت نباشه دریافت نمیکنه
نوح پیامبر ۹۰۰ سال قومش رو هدایت کرد ولی مردم مسخره میکردند و قبول نمیکردند وقتی عذاب الهی امد اینجوری نبود که همه از بین برند و دچار عذاب بشن هر کسی که در مسیر نادرست بود عذاب الهی رو دریافت کرد حتی پسر نوح هم چون در مسیر نادرست بود دچار عذاب الهی شد همونطور که تو این روزگار افرادی که در مدار درست هستند تو تورم و رکود اقتصادی تو شرایط بیماری هر اتفاقی پیش میاد اون افراد به نفعشون میشه و متضرر نمیشن اگر با اطمینان قلبی من در مسیر درست ادامه بدم نعماتی که میخوام به من داده میشه
دوست استاد به این صحبت استاد صحّه گذاشتند و فرمودند که خیلی از افراد دنبال بهانه هستند تا حرکت نکنند و میگند که خدا برای ما نخواسته و در واقع چشمانشون کور و گوشهاشون کر و قلبهاشون بسته هست در حالی که به این صورت نیست خداوند قوانین رو به ما گفته در کتاب قران از طریق پیامبران و الهاماتی که به ما میکنه و همواره هدایتگر ما هست
اما صحبتهای استاد در این موردی که دوستشون فرمودند خیلی زیبا و تاثیر گزار بود تا به دوستشون هم این شیوه اموزش رو یاداور بشند که خداوند به پیامبر به یونس که خیلی تلاش میکردند تا مردم رو هدایت کنند بارها میگه شما رسالتتون فقط تبلیغ هست و هیچ وظیفه ای ندارید که دیگران رو تغییر بدید حتی موسی هم با اون همه معجزاتی که اورد وقتی به کوه طور رفت و ۴۰ روز اونجا بود و ۱۰ روز دیرتر اومد دید که قومش گوساله پرست شدند ما باید بپذیریم که عاجز از تغییر دیگران هستیم و توانا به تغییر خودمون هستیم اونوقت تمام تمرکزمون رو میزاریم که رو خودمون کار کنیم و مسیر درست رو بریم و جهان افرادی که اماده دریافت این اگاهی ها هستند هم مدار ما هستند وارد زندگی ما میکنه طبق قانون ثابت الهی الطیبات للطیبین و ما هم به همین شکل در این سایت الهی هدایت شدیم قوانین الهی ثابت هست مثل قانون جاذبه قانون چسبندگی ملکولی استاد این موضوع مهم رو تو بحث اموزش با درک این قانون بهش رسیدند و تمام تمرکزشون رو خودشون هست و تو این مسیر الهی افراد هم فرکانس بدون هیچ تبلیغی جهان خودش میاره و این ارتباط رو خداوند ایجاد میکنه {{ درک این موضوع که ما عاجز از تغییر دیگران هستیم ولی توانا در تغییر خودمون هستیم کمک میکنه تو بحث روابط هم به دنبال تغییر دیگران نباشیم و فقط رو خودمون کار کنیم و هر چقدر که من فرد بهتری میشم جهان افراد بهتری رو تو بر خورد فرکانسی با من قرار میده }}
کُلًّا نُمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ ۚ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا
و ما به هر دو فرقه (از دنیا طلبان و آخرت طلبان) به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچکس دریغ نخواهد شد.
استاد چقدر گفتگوی عالی بود خیلی سپاسگزارم که این گفتگو رو تو سایت گذاشتید تا ما هم استفاده کنیم و لذت ببریم عااااشقتونم ❤❤❤❤
خدایا عاشقتم که عاشقمی ❤ سِودا❤
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَاناً نَّصِیراً
و بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
الهی که حال دلتون پر از نور و روشنایی خداوند باشد.
سلام به همه دوستای توحیدی ام
امروز من از این آگاهی ها دریافت کردم که باید قبل از هر چیزی بگم خدایا من تسلیم تو هستم
خدایا من هیچی نمی دونم و همه چیز تو می دونی
خدایا تو می تونی و من نمی تونم
مدتی دارم تقلا میکنم که شرایط اونطوری که میخام هماهنگ کنم …
واقعا استاد من از صحبت هاتون پی بردم که ما هر چقدر هم روی خودمون کار کنیم بازم هر لحظه در لغزش هستیم و مثل اون افرادی که موسی ده روز دیر کرد خلف وعده کردند
ما هم وقتی تو افکار گذشته خودمون غرق میشیم و دستمون از دست شما رها میکنیم میشیم از همون قوم …
و این واقعا به اینکه ما مورد ظلم واقع بشیم یا حالمون بد بشه و گریه و زاری کنیم ربطی نداره و قانون کار خودش انجام میده و هر لحظه از همین فرکانس وارد زندگی قشنگتون میکنه و کم کم مثل اون قورباغه ای که تو آب و با شعله ملایم داره پخته میشه …
یهو به خودت میای می بینی گرمای وضعیت که با دست خودت بوجود آوردی کل وجودت میسوزونه
اینا رو به خودم میگم که یادم بیاد کجا بودم و وضعیتم چطور بود و الان کجام
چه خوب که اینو بفهمم که این آموزش ها این سایت قانون و… همش یک روند هست که در طول زندگیم و با تکامل منو به وضعیت عالی می رسونه نه یک مسیر مقطعی که وقتی به بالای یه تپه کوچیک رسیدم جو گیر اون فضا بشم و به قله های بزرگتر فکر نکنم
شروع کنم به حرکت …
خدایا شکرت برای آگاهی های امروز خدایا هر لحظه من به هر خیری که برام بفرستی نیازمندم خدایا ای عزیز و مهربانم ازت بی نهایت متشکرم که دستم با عشق گرفتی و در مسیر هدایت خودت استوار نگهداشتی
از صمیم قلبم ازت ممنونم خدای مهربانم
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
خدایا شکرت یه پروژه جدید شروع شده بریم برای نتایج جدید…
بی نهایت خانم شایسته رو تحسین میکنم ایشان برای من نمونه بارز استفاده از قوانین الهی در عمل هستند و نمونه بسیار واضح برای انجام تمریناتی که استاد در سایت ارائه میدن مخصوصاً این تمرین و این سوالات شگفت انگیز که
چطور از این بهتر؟
چطور از این راحت تر؟
چطور از این کاراتر؟
مرداد ماه سال 1399 که خانم شایسته به اون هدایت الهی عمل و فایل های رایگان رو بروزرسانی و دسته بندی کردند دیدیم که چقدر کارکردن روی خودمون راحت تر و بهتر و کاراتر شد اما خانم شایسته به این نتیجه راضی نشدند و باز هم از خودشون پرسیدند چطور از این بهتر؟ چطور از این راحت تر ؟ چطور از این کاراتر؟
و نتیجه شد تولد پروژههای:
روزشمار تحول زندگی من
خانه تکانی ذهن
مهاجرت به مدار بالاتر
تغییر را در آغوش بگیر
و درک عمیق تر قوانین خداوند
هر کدوم از این پروژه ها بی نهایت خیر و برکت در تمام جنبه ها و برای همه ی افرادی که با این سایت چه به عنوان صاحب سایت چه کاربر سایت سر و کار دارند داشته و فقط سود بوده و سود بوده و سود…
من از این روند یه درس خیلی بزرگ گرفتم اون هم اینکه هرچقدر ما در زندگیمون چه در بحث شغل چه در بحث روابط چه سلامتی و چه معنویت بهتر بشیم بازهم جا برای بهتر شدن و بزرگتر شدن هست و باید هرروز این سوالات جادویی رو از خودمون بپرسیم:
چطور از این بهتر؟
چطور از این کاراتر ؟
چطور از این راحت تر؟
خدایا شکرت…
خیلی خوشحالم که یه پروژه دیگه شروع شده من از پروژه تغییر را در آغوش بگیر نتایج بزرگی گرفتم که توی کامنت های مربوط به همون پروژه نوشتم و مطمئنم با پروژه جدید نتایج بزرگتری در انتظار هممون هست…
من در خانواده ای سوپر مذهبی بزرگ شدم و همیشه هم از طرف خانواده برای انجام کارهایی که خودشون هم هرروز انجام میدادن تحت فشار بودم و از اونجایی که کودک همیشه کنجکاو هست همیشه از خانواده سوالاتی میپرسیدم که اونا از جواب دادن به من یا طفره میرفتن چون جواب رو بلد نبودند چون خودشون هم فقط تقلید کورکورانه میکردند و اون ها هم از خانواده های خودشون یاد گرفته بودند و یا همیشه برای اینکه این کنجکاوی من رو بکشند با تحقیر و توهین جواب منو میدادن که نتیجهاش شد سرکوب و نابودی عزت نفسم…
مثلاً یادمه سوم دبستان بودم و به تازگی خواهر کوچکترم به دنیا اومده بود یه روزی مادرم گفت زودتر مشق هات رو بنویس چون بعدازظهر میخوایم بریم هم گوش های خواهرت رو سوراخ کنیم هم بریم پیش آقا برای خواهرت دعا بنویسه(در شهر ما یه آقایی بود که میگفتن ایشون برای هرکس دعا کنه اون هیچوقت مریض نمیشه و چشم نمیخوره و طلسم نمیشه و از این چرندیات)…
من با همون کنجکاوی کودکانه از مادرم با تعجب سوال پرسیدم بریم پیش آقا برامون دعا کنه!!!!
خوب چرا خودمون دعا نمیکنیم که آبجی مریض نشه ؟؟؟
مادرم با تندی گفت ما که گناهکاریم خدا که دعای ما رو قبول نمیکنه اما اون آقا آدم پاکی هست و خدا دعاش رو مستجاب میکنه
دوباره با همون معصومیت کودکی گفتم بخدا من کار بدی نکردم حتی ندیدم تو و بابا هم کار بدی کرده باشید شما که همیشه نماز میخونید پس چرا خدا با شما قهر کرده و جواب شما رو نمیده؟؟؟
و مادرم هیچ جوابی نداشت و فقط گفت درس هات رو بنویس …
و من موندم با یک دنیا غم…
غم اینکه خدا منو دوست نداره…
غم اینکه این چه خدایی که منی که هیچ کار بدی نکردم رو دوست نداره…
و من هم بخاطر اینکه به خدا بگم منم باهات قهرم نماز نمیخوندم و از دین فراری بودم و همین باز به چالش های من و خانواده ام بیشتر دامن زد…
اما همیشه یک سوال ته ذهنم بود که چرا خدا یه عده رو دوست داره یه عده رو دوست نداره؟؟؟
توی کتاب های درسی سر کلاس درس دینی همش میگفتن خدا عادل هست اما من میگفتم نه این کجاش عدالته من هیچ کاری نکردم خدا منو دوست نداره اصلا هم عادل نیست…
شروع کردم به تحقیق درباره افراد اطرافم و گفتم کدوم آدم ها هستن که خدا دوستشون داره و کارهاشون راحت انجام میشه یکی دو نفر رو پیدا کردم و به دقت رفتارها و اعمال شون رو زیر نظر گرفتم مثلاً دیدم سروقت نماز میخونن به افراد کمک میکنن در مجالس عزاداری دینی خیلی فعال هستن و… گفتم خوب منم این کار ها رو انجام میدم و یه مدت هم انجام دادم اما اوضاع هیچ تفاوتی نکرد و بدترهم شد و متوجه شدم این مسیر درست نیست تا اینکه به سایت عباس منش دات کام هدایت شدم و فایل حزن در قرآن رو دیدم و اونجا دیوانه شدم اونجا تمام پازل های ذهنی ام سرجای درست خودش قرار گرفت و قلبم گواهی داد که خودشه این درسته …
وقتی برای اولین بار از زبان استاد درباره یشا و یرید شنیدم گفتم آره آره درسته همینه این عین عدالت خداست این درسته…
اون اوایلی که با مفهوم یشا و یرید آشنا شدم توی یکی از بیمارستان های دولتی کار میکردم و از قضا یکی از قاریان قرآن که رتبه کشوری هم داشت توی بخش ما بستری شد و ازش پرسیدم فرق یشا و یرید چیه ؟
گفت هیچ فرقی ندارند
گفتم فرق رب و الله چیه ؟
گفت هیچ تفاوتی ندارند
اونجا بود که فهمیدم این سایت امنترین و صادق ترین و درست ترین جایی که میتونم باورهای درست درباره خدا و قرآن رو یاد بگیرم و از اون روز تا حالا که نزدیک به پنج سال میگذره هرروز و هرروز دارم از دریای بیکران آگاهی های این سایت الهی استفاده میکنم.
خدایا شکرت
ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا
ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.
سلام اقای خاص عزیز
چقدر کامنت شما فوق العاده عالی بود
مخصوصا اون سه سوال زیبا
چطور از این بهتر؟
چطور کاراتر؟
چطور راحت تر؟
توی راحت تر من خیلی مشکل دارم چون باورم اینه اگه سختی نکشم لایقش نیستم
بقولی اگه پدرم در نیاد لایقش نیستم و طبق این باورم همیشه اول پدرم در میاد بعدش لایق خواسته میشم « اینم از خانواده مذهبی بهم اومده بود»
دومین جمله ای که منو یاد گذشته خودم انداخت این جمله بود که:توی کتاب های درسی سر کلاس درس دینی همش میگفتن خدا عادل هست اما من میگفتم نه این کجاش عدالته من هیچ کاری نکردم خدا منو دوست نداره اصلا هم عادل نیست…
واییییی چقدر جمله زیباییی
واقعا قبل این جمله شما اصلا یادم نبود که منم یه روزی اینطوری میگفتم
منم دختری بودم همش با خدا قهر بودم
با خدا در جنگ بودم
سر لج بودم
چون همش خانوادم طرفشو میگرفتن ولی اون اصلا به ما توجه نمیکرد
هر کسی میگفت خداوند عادله من میگفتم دروغ محضه
اون فقط یه خودخواهه نه غیر این
واقعا فیلم هایی رو میدیدم که به خدا فحش میداد
چون دقیقا هم نظر من بود
و منم میگفتم بهتره به خدا فحش بدم و شروع میکردم به فحش دادن
میدونین مابین این کلام ها، باز من یه جایی هنوزم عادل بودن خدارو باور ندارم
من آدمی بودم همش بهش فحش میداد
باهاش لج میکردم
باهاش دعوا میکردم
ازش بیزار بودم
همیشه کارهایی رو میکردم که اون بیزار بود ازش
چه جاهایی به سمت مسیر خطا رفتم
اما اون بجای اینکه مچ منو بگیره، دستمو گرفت
بجای اینکه منو معاخضه کنه اورد تو مسیر صراط المستقیم
بجای اینکه از بدبخت تر به بدبخت ترین ببره، اورد به مسیر خوش بخت ترین
واقعا گاهی اوقات به این مهربانی و پر فضلی خدا فکر کنم اشکم سرازیر میشه
مگه میشه این همه مهربون باشهههه
درسته میگن خدا سیستمه
ولی احساس میکنم همیشه تلاش میکنه منو از مسیر بد دور کنه و به خوش بختی برسونه
همیشه کنارمه و هر وقت خطایی جایی خواستم برم فورا منو به مسیر درست میاره
و مهربوووون بودنش که اصلا حد ندارهه…..
اینقدر مهربونه که واقعا خیلی عاشق منه
ـخدایا عاشقتمم
چقدر کامنت شما عالی بود،، دوست عزیزم….
.
404/10/5
به نام خدای مهربان
سلام خدمت دوست عزیزم حسنا خانم
از صمیم قلبم بابت این کامنت پر از صداقت و شجاعت ممنونم. خوندن حرفهات واقعاً دلمو لرزوند… چون این اعترافها فقط از دلهای زنده برمیاد.
اینکه گفتی «اگر سختی نکشم لایقش نیستم» خیلی حرف آشناییه… اما خدا توی قرآن یه نگاه دیگه داره. میفرماید:
«یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الیُسرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ العُسر»
خدا برای شما راحتی میخواد، نه سختی.
شاید ما سختی رو عبادت دونستیم، ولی خدا فضل رو…
اون بخش که از قهر با خدا گفتی، از لجبازی، از فحش دادن، از انکار عدلش… دقیقاً همونجاست که رحمت خدا خودش رو نشون میده. قرآن میگه:
«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسرَفوا عَلی أَنفُسِهِم لا تَقرَطوا مِن رَحمَهِ اللَّه»
یعنی حتی وقتی از خط رد شدی، باز ناامید نشو…
خیلی قشنگ گفتی:
بهجای اینکه مچتو بگیره، دستتو گرفت…
این دقیقاً کار خداییه که غَفور و وَدوده؛
خدایی که عاشقه، نه منتگذار.
بهنظرم تجربهای که نوشتی، خودش یه تفسیر زنده از قرآنه… برای من و برای هرکسی که اینو میخونه.
خدا با ما نجنگید، ما فکر میکردیم جنگه…
و وقتی خسته شدیم، دیدیم آغوشه…
خدا رو شکر برای این آگاهی، برای این اشکها، برای این برگشتنها …
ممنون که تجربهتو نوشتی، مطمئنم دلهای زیادی باهاش آروم میشن…
در پناه رب باشی.
سلام استاد جونم سلام خانم شایسته جونم سلام بچه ها جونم
من سالها زیر دست یه مادر روضه خوون بزرگ شدم یکی از کارهایی که شب اول ماه قمری انجام میداد این بود که قرآن رو باز میکرد سوره نور آیه 38 و 39 رو میخوند و دو تا اسکانس میزاشت وسط قرآن فردا صبحش قرآن رو باز میکرد یکی میزاشت توی کیفش واسه افزایش روزی و اون یکی و میزاشت زیر فرش و میگفت صدقه گذاشتم!!!!!
حالا آیه چی میگه
لِیَجْزِیَهُمُ اللهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ یَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ [38]
تا خداوند آنان را به بهترین اعمالى که انجام دادهاند پاداش دهد، و از فضل خود بر آنها بیفزاید؛ و خداوند به هرکس بخواهد بىحساب روزى مىده
الَّذینَ کَفَرُوا أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقیعَهٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللهُ سَریعُ الْحِسابِ [39]
کسانى که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در یک کویر که انسان تشنه آن را آب مىپندارد؛ امّا هنگامىکه بهسراغ آن مىآید چیزى نمىیابد، و خدا را نزد آن مىیابد که حساب او را بهطور کامل مىدهد؛ و خداوند سریعالحساب است.
در آیات 38 و 39 سوره نور به مشیت اشاره شده و استاد چه گل گفتید وقتی قرآن رو میخونید دوتا آیه قبل و بعدش رو هم بخونید که وقتی این کارو کردم اصلا خود خدا در آیه 37 نور میگه
شما صلاه و زکات رو انجام بده یعنی اصل توحیده اصل سپاسگزاری و تمرکز بر زیبایی اصل باور فراوانی وتو قانون رو آگاهانه اجرا کن بعد خدا مطابق عملت بهترشو بهت پاداش میده
رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ﴾37
مردانى که هیچ تجارت و خرید و فروختى از یاد خدا و نمازگزاردن و زکات دادن بازشان ندارد، از روزى که دلها و دیدگان دگرگون مىشوند هراسناکند.
و یه آیه دیگه هم که خیلی بهش اشاره میشد سوره طلاق آیه 3
وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ﴿3﴾
و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، [و] خدا فرمان و خواسته اش را می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است
این از جایی که گمان نمیبرد برای من سد راه فهم مشیت بود یعنی من وقتی با شما فهمیدم سیستم چیه مشیت چیه من باید یه کارایی بکنم انجام دادم نه اینکه اقدام نکردم به تک تک آموزشها در حد درکم عمل کردم ولی باز ته ذهنم میگفتم یه دفعه از یه جا یه چی برسه یه پول قلمبه یه گنج یه قرعه کشی خلاصه یهویی یه چی بشه
تا اینکه استاد من در مدار شنیدن آگاهیهای دوره 12 قدم قرار گرفتم
وقتی روی جلسه اول قدم چهارم کار میکردم هدایت شدم به فایل معرفی دوره عزت نفس که اونجا برام این آیه از قرآن از کلام مبارکتون تفسیر شد که یعنی چی از جایی که گمان نداری روزی میرسه؟
شما استاد توی اون فایل گفتید وقتی بندر عباس بودید توی اون شرایط سخت ولی اصولی رو پیدا کردید که بر اون مداومت داشتید در راه درست (صراط مستقیم) مداومت ورزیدید و این شد وضعیت الان شما
یعنی اول شرایط سخت بود اصلا گمان نمیکردید اون زمان این شرایط الان رو
نه اینکه آقا بیا هر کار به خلاف قوانین بکن چون شرایط سخته احساستو بد کن بعد یهو از یه جایی روزی برسه اتفاقات خوب بیافته
تو زیبایی ببین تو با همون داشته ها احساستو خوب کن تو زمانی که انتخاب داری بین تمرکز بر سختیها یا تمرکز بر آسانیها دومی رو آگاهانه انجام بده بعد میبینی تو حتی فکرشم نمیکردی که از کجا به کجا برسی
چقدر جدیدن وجودم رو مثل یه کویر ترک خرده میبینم که هر چی آب بهش میدم سیراب نمیشه چقدر من این سراب اعمال رو میفهمم که به قوانین خدا عمل نمیکردم و کافر بودم و ازش نتیجه میخواستم و بعدش شاکی میشدم که تو چه جور خدایی هستی !!!!
استاد و خانوم شایسته و بچه ها من بی اندازه سپاسگزارتونم که در صراط مستقیم هستید و من میتونم از خدا درخواست کنم که خدا منو به راه شما هدایت کنه راه کسانی که به آنها نعمت داده و نه گمراهان
بنام خدا
سلام استاد خوبم حدیث هستم و خدارو هزاران بار شکر که با شروع اولین روز زمستان پروژه دیگه ای کلید خورد و من این سعادت رو داشتم که بعد از دوره هم جهت و پروژه تغییر بازم با یه پروژه دیگه آنلاین حضور داشته باشم و این سومین حضور آنلاین من در این سایت هست استاد منتظر بودم گام 20 پروژه تغییر بیاد رو سایت و چک کردم دیدم پروژه جدید اومده چقدر من خوشحالم استاد که این پروژه ها ادامه دارن و باعث میشن که من تقریبا هر روزی تو سایت باشم و چقدر خوشحالترم از اینکه کامنت مینوسم و برای خودم ردپا میزارم..استاد جان دیشب شب یلدا بود و اولین بار بود که من و همسرم و دو فرزندم تنهابودیم و چقدر احساس ارامش داشتیم چقدر سفرمون پربرکت بود چه عکسای قشنگی گرفتیم و چقدر بهمون خوش گذشت درصورتی که سالهای قبل یه جورایی مجبور بودیم با کسانی که نمیخواستیم شب یلدا رو بگذرونیم و میدونم این نتیجه بابت مدتها تنها بودن و کار کردن روی خودمون و کنترل شدن ورودی هامون هست دیشب خداروشکرهمه چی داشتیم برا سفره و فقط آجیل نبود که اونم به رایگان از فضل خداوند رسید…استاد تمام نعمت هایی که الان توی زندگیم هست یعنی طبق قوانین بدون تغییر خداوند به من داده شده و من توی مدار این قوانین بودم و کاملا عادلانه هست اگر شرایط طوری پیش رفت که مهاجرت کردم و چقدر زندگیم بهتر شد یعنی اینکه توی مدار این شرایط بودم اگر به کلی خواسته های ریز و درشتم رسیدم یعنی طبق مشیت و قوانین خداوند من در مدار دریافت این نعمت ها بودم و هرچی که خواسته من هست و ندارمش یعنی طبق قوانین خداوند من در مدار اون قوانین نیستم…هرجا به هرنعمتی رسیدم در مدارش بودم و چاشنی اون حتما احساس خوب بوده یعنی عجله و حرص و طمع نبوده در واقع قوانین خداوند همراه با آرامشه بنظرم یکی از ارکانش آرامش داشتن است و تا این حس خوب و آرامش نباشه ما توی مدار دریافت هیچ نعمتی نیستیم
استاد شما گفتین اگه مسیر درست رو بریم به نعمت ها میرسیم مسیر درست میشه همون کنترل ورودی های ذهن ،ایمان داشتن،فقط از خدا خواستن،دروغ نگفتن و رعایت خیلی چیزا که توی دوره ها برامون گفتین...استاد من یه مدت با وجود اینکه یک زن خانه دار هستم و شغلی ندارم ولی یه روز گفتم خدایا درآمد ماهی پنج تومن رو میخوام که فقط برای خودم باشه و از درآمد همسرم نباشه و خب واقعا این درآمد رو میخواستم و اصلا هم فکر نمیکردم از کجا و چطور و رها کردم و یادم رفت تا چند روز پیش دیدم که 25 میلیون توی حسابم هست و کاملا از راه های طبیعی و درست و خورد خورد این پول جمع شده بود ومن اصلا یادم رفته بود که چنین خواسته ای داشتم این چندماه درواقع من به خواستم رسیده بودم و یادم اومد که وقتی میخواستم بگم خدایا برجی 5 تومن یه لحظه گفتم خدا که بخیل نیست بگو برجی ده تومن و خب رها کرده بودم ….و یادم اومد این ماه یک گرم و نیم طلا اضافه کرده بودم در واقع النگو شکست و من عوضش کردم و یه طلا سنگین تر برداشتم که 24 تومن هزینه کردم که البته همسرم هزینه کرد خلاصه که همون برجی ده تومن شد…و همین دیروزم چهارمیلیون از فضل خداوند بهم رسید…وقتی آدم رو خودش کار کنه که من اصلا ادعایی در این زمینه ندارم در مسیر درست قرار میگیره و خیلی راحت طبق قوانین خداوند و نه اینکه از راه های عجیب و غریب به خواستش میرسه…من مدتهاست که دورم از کسانی که برام ورودی منفی بودن خودم هستم و دوره لیاقت و پروژهای سایت و خانه گرم و زمستان سرد و برفی که برام بهترین نعمتا هستن…و به لحاظ مالی هم خدا روشکر چرخ زندگیمون روغن کاری شده و توی شرایطی که همه از گرانی مینالند خداروشکر ما برای تامین نیازهامون مشکلی نداریم و راحت همه چی برامون فراهم میشه…اینها همه نتیجه هستن برام و مرتب بابتشون سپاسگذارم…
استاد من دوره 12 قدم که چکاپ نوشتم و کانال هم برای خودم و همسرم زدم و هراتفاق خوب هرچند کوچک رو در اون کانال ذکر میکردم و هروقت نجوا می اومد میرفتم و کانال رو چک میکردم و کلی انگیزه میگرفتم برای دوره هم جهت و به تازگی لیاقت هم همین کارو کردم و خدا میدونه که همین پروژه تغییر چقدر رو من تاثیر داشت و چقد چراغ توی ذهنم روشن شد چه اتفاقات خوبی که برام افتاد…و خدا میدونه این پروژه جدید چقدر قراره برا من نعمت بیاره..استاد این مسیر مسیر درستیه من مطمئنم که بهترین مسیره همین که آرامش دارم پول دارم سلامتی دارم و کلی نعمتای دیگه دارم نتیجه همین ادامه دادن و تا جایی که بتونم عمل کردن به حرفای شماست..
و مدتهاست که سعی در مجاب کردن بقیه و از قانون گفتن نیستم و چقدرررر راحت ترم…استاد ممنونم ازتون خدا حفظتون کنه برامون تا دنیا دنیاست..
سلام به روی ماه حدیث خانم گل
امیدوارم حال دلت عالی باشه
چقدر صمیمی نوشتی خیلی لذت بردم من عاشق این نوع نگارش هستم چقدر از نتایج مالی ات لذت بردم
امیدوارم چراغ خانه ی گرمت همیشه گرم و روشن باشه و در کنار خانواده عزیزت همیشه ایام به کام باشه
حدیث عزیزم می خواستم 5 ستاره بدم ولی دستم خورد و 4 ستاره دادم خیلی ببخشید و این باعث شد برات کامنت بزارم و الخیر فی ما وقع شد
در پناه امن خداوند باشید
سلام به مینوی عزیزم
سلامی گررررم از شهری سررررد ..امیدوارم حالت عالی باشه مرسی از اینکه کامنتمو خوندی و ستاره دادی عزیزم اگه یه ستاره هم میدادی عزیز بودی دم شما گرم در پناه خداوند بخشنده مهربان باشید.
بنام خالق بی همتا ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَاناً نَّصِیراً
و بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده.
خدای عزیزم، ای یگانه رازدار قلبم،
میدانم که قبل از جاری شدن کلمات بر زبانم، تو از تمام رازهای درون من آگاهی. چقدر خوشبختم که تو را دارم؛ تویی که حضورت همواره با من است، از رگ گردن هم به من نزدیکتری!
خدایا، گاهی دلتنگیات چنان در وجودم موج میزند که دنیا را برایم تنگ میکند، اما دقیقاً در همان لحظه، تو با مهربانی به یادم میآوری: «ای بنده من، دستت را بر رگ گردنت بگذار؛ من از آنجا هم به تو نزدیکترم. من در تار و پود وجودت، در تکتک سلولهایت جاری هستم.» این نزدیکیِ مطلق، بزرگترین آرامش جهان است.
سپاسگزارم که اینقدر مهربان، بخشنده و بیپایانی. ممنونم که حتی وقتی من غافل میشوم و تو را فراموش میکنم، نگاه پرمهرت هرگز از من برداشته نمیشود. تو همیشه مراقب من هستی.
شکر میکنم برای تمام نشانههایی که هر لحظه برایم میفرستی؛ برای آن لبخندهای کوچک و زیباییهای پنهانی که با آنها با من سخن میگویی. این لحظهای که در آن هستم، این حس ناب حضور تو، هدیهای است که از دریای فضل و کرمت جاری شده است.
ممنونم بابت نعمتهای بیشمارت؛ نعمت سلامتی، نعمت توانایی اندیشیدن، و مهمتر از همه، نعمت توانایی نوشتن. میدانم که این انگشتان، تنها با اذن و اراده توست که این حروف را کنار هم میچینند. ممنونم که به من اجازه میدهی با تو حرف بزنم؛ اینکه میدانم حتی در سکوتترین لحظاتم، تو شنوندهی منی، به من عمیقترین آرامش را هدیه میدهد.
خدای من، گاهی که به این جهان خیره میشوم، شکوه قدرت و زیبایی تو را میبینم که چگونه این عظمت را آفریدی و بعد، مرا با این همه استعداد و قابلیت در مرکز این خلقت قرار دادی. من بدون تو هیچ و پوچ هستم. تمام آنچه دارم، هر آنچه هستم و هر آنچه خواهم بود، از لطف بیکران توست. پس سپاسگزارم، نه فقط برای آنچه به من دادی، بلکه سپاسگزارم برای “خودت” که هستی.
باشد که این عشق و شکرگزاری، همواره در قلبم زنده بماند و هر روز عمیقتر شود
سلام به اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام
خدایا سپاسگزارم که در این پروژه شگفت انگیز درک عمیق تر قوانین خداوند همراه وهمقدم دوستان بهشتی ام واساتید توحیدیم هستم
مفهوم مشیت وخواست خداوند
پریشب وقتی متوجه پروژه جدید شدم در تمرین ستاره قطبی از خدا خواستم قلبم رو باز کنه تا این آگاهیها رو بهتر درک کنم وبعد ازآن هدایت شدم به فایل نشانه امروز من ،چقدر آگاهیهای آن فایل هدفی انگیزه ساز برای امسال انتخاب کن با این فایل هماهنگ بود ،انگار باید اون آگاهیها رو گوش می دادم تا به درک عمیق تری از این آگاهیها برسم
یادمه در دوران نوجوانی وقتی برای اولین بار از معلمم پرسیدم خدا کیست ؟چه جوری باید پیداش کنم ؟ بهم گفت اگر میخوای دیوونه بشی دنبال این بگرد که خدا کیست ؟ از آنروز، خدا رو فقط در آسمانها میدیدم وکم کم که بزرگتر شدم وقرآن رو آموختم همیشه این آیه «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
واینکه بارها شنیده بودم خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است ،در درونم نا آگاهانه دنبال خدایی بودم غیر از اون خدایی که از بچه گی به من گفته بودند،ووقتی به این مسیر هدایت شدم ،که دقیقا وقتی من عجزم رو در مقابل خداوند پذیرفتم ودست از تغییر دادن دیگران برداشتم وگفتم من نمیدونم تو به من بگو به این مسیر هدایت شدم و اولین چیزی که از آموزه های شما بدون مقاومت پذیرفتم آگاهیهای فایلهای توحیدی بود اون خدایی که شما به من معرفی کردی اون خدایی بود که همیشه در درونم دنبالش بودم
در دوره قانون آفرینش برای اولین بار مفهوم ان شاءالله رو از شما شنیدم وبا عمق جانم آنرا پذیرفتم چرا که وقتی با این باور که من خودم خالق صددرصد اتفاقات وشرایط زندگی ام هستم آشنا شدم دیدم چه ارتباط عمیقی بین این باور که خداوند قدرت خلق زندگی ام رو به من داده ومفهوم انشاالله وجود دارد ،آنچه را که من میخوام اگر در مسیر درست باشم وباورهای درستی داشته باشم وهماهنگ با اون خواسته قرار بگیرم طبق قوانین حاکم در جهان هستی به من داده میشه
وقتی بار اول آگاهیهای جلسه اول قدم اول رو گوش دادم که شما گفتید سعی کنید زاویه نگاهتون رو به مسائل عوض کنی تا به احساس یکم بهتر برسید ،اون آگاهیها برا من حکم یه طناب نجات بود که میخواست منو از قعرِ یه چاه تاریک بالا بکشه ،استاد من با اون آگاهیها زندگی کردم وباعمل به آنها وتمرکز بر زیبایی ها از طریق فایلهای سفربه دور آمریکا وسپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که داشتم پله پله از قعر اون چاه بالا آمدم وبا توکل بخدا تونستم اون تضاد رو تبدیل کنم به سکوی پرتاب والان وقتی به اولین چکاپ فرکانسی که برای قدم اول نوشتم فکر میکنم متوجه میشم این فهیمه هیچ ربطی به اون فهیمه نداره ،شاید شرایط هنوز ناجالب باشه ولی درون این فهیمه آرامش داره ،چون باور داره وعده خداوند رو که در هر سختی، شکستی، حتماً گشایشی در پی خواهد بود.
خداروشکر از وقتی با آموزه های شما آشنا شدم هیچ وقت نخواستم دیگران رو تغییر بدم حتی در مورد این مطالب با کسی صحبت نکردم بارها همسرم ازم سوال کرده،فقط آدرس سایت رو بهش دادم وحتی بهم گفت کانال اینستاگرام هم داره ،گفتم همون abasmanesh سرچ کن پیدا میکنی ،بعد از آنهم پیگیر نشدم چیکار کرده ،چون باور دارم کسی که آماده باشه خداوند به هزار طریق او رو به این مسیر هدایت میکند همین طوری که منو وبقیه دوستان رو هدایت کرد
استاد جان هر نعمتی که الان در زندگی ام دارم قطعا طبق مشیت خداوند وقوانین او بوده که دلیل هماهنگ شدن من با این نعمتها داشتن احساس خوب هست که این احساس خوب نتیجه سپاسگزاری بخاطر داشته ها ،توجه وتمرکز به زیباییها وهر آنچه که به من احساس بهتر وباورهای مناسب تری بدهد می باشد
مهمترین عامل که میتونه منو هماهنگ با قوانین خداوند ومشیت او قرار بده داشتن احساس خوب هست ،که اگر من هیچ موضوعی رو جدی نگیرم وسعی کنم با توکل به خداوند آرام باشم واز زندگی لذت ببرم و زاویه نگاهم رو به مسائل تغییر بدم که هر موضوع کوچیکی باعث شادی واحساس خوب من بشه ،وسعی کنم جوری به زندگی نگاه کنم وجوری از زندگی لذت ببرم که این احساس خوب هرروز وهر لحظه بیشتر شودواینو باور کنم که اگر من احساس خوب داشته باشم اتفاقات براحتی برای من رخ میدهد که لازمه آن ایمان به خداوند ،ایمان به باور الخیر فی ماوقع هماهنگ میشم با مشیت خداوند
دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
اینکه حرفهای قشنگ بزنیم هیچ ارزشی ندارد ،مهم هست که چقدر به آنچه درک کرده ایم عمل میکنیم ،
خداروشکر به لطف خدای مهربان وآموزه های شما استاد عزیزم واستمرارم در این مسیر داشتن آرامش ،احساس خوب ونگاه مثبت به مسائل مختلف زندگی ام شده جزء شخصیتم نمیگمصددرصد،ولی در اغلب موارد خیلی سریع میتونم نگاهم رو به اون موضوع عوض کنم به احساس بهتری برسم به خصوص وقتی روی آگاهی های دوره هم جهت با جریان خداوند کار کردم،توکلم به خداوند بیشتر شده واین باور که هراتفاقی بیافتد به نفع من است باور به الخیر فی ماوقع نشسته به عمق جانم
استاد جان از صمیم قلبم از شما واستاد شایسته مهربانم سپاسگزارم
عاشقتونم …..
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
به نام خدای پرقدرت و ارزشمندمون
1.مهم عمل کردن به آگاهی نه حرف خوشگل زدن عمل به آنچه میدانیم، نتیجه اش بهبود در 4 بعد زندگی مونه
2.خواستن خدا با ریشه رود «اراد الله» اراده خداست که این اتفاق بیفته و گفته در مورد چه کسانیه صحبت کرده
ولی ان شاالله «ریشه شی ء» ینی در مشیت و قوانین الهی : ینی طبق قانون احساس خوبمون و فرکانس خوب موم باعث اتفاقات خوبه, یا قوانین علمی ثابت،
إن شاء الله ینی اگر در مشیت الهی باشد «قانون ثابت خداوند»
حالا وقتی آگاهانه به قوانین الهی عمل کنیم نتیجه بهبودی در چهار بعدمون
هر آنچه میبینید بابت آنچه هست که فرستادیم«فرکانس مون» در هر چهار بعد،
پس باور مناسب، بهبودی و تجربه اتفاقات عالی و دریافت نعمات و تجربه ثروت و فراوانی
3.تمرکز فقط و فقط و فقط روی خودمون
فارغ از اینکه چقدر استاد خوبی باشی کسی که باید بفهمه میفهمه پس فقط دعوت میکنیمچه باور خوبی که باعث حس خوبمونه
«تجربه تغییر و بهبودی زندگی مون»
.ما عاجزیم از تغییر دیگران و صد درصد توانمندیم در تغییر خودمون پس تمرکز و انرژی مو فقط میذارم روی خودمون
برای تغییر دیگران بری از مسیر اصلی دور میشیم
افراد و شرایط مناسب جوره برامون با هماهنگی خدا خودش میاد
خدا به پیامبر میگه رسالت تو ابلاغ پیام تموم شد و رفت.
4..چک لیست تغییرات مون هر چند وقت، تا ببینیم تغییرات و بهبودی مون و دیگه بچسبیم به این مسیر مون
«سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی
سلام به خانم شایسته عزیز و همه خانواده صمیمیم
ابتدا شکرگزار خداوند هستم برای این آگاهیها و همچنین سپاسگزار شما بابت زمانی که با نیت خالص صرف انتقال این مفاهیم عمیق میکنید.
نکتهای که در صحبتهای شما خیلی به دل مینشینه اینه که فقط به گفتن تیتر قوانین الهی اکتفا نمیکنید، بلکه قوانین رو با تبصرهها، ظرافتها و مثالهای عینی زندگی توضیح میدید؛ مثل توضیح دقیق مفهوم مشیت بهعنوان قانون ثابت و بدون تغییر، یا معنای واقعی انشاءالله که نه یک جملهی لفظی، بلکه هماهنگی عملی با قوانین خداونده.
من خودم تصمیم گرفتم دوازده قدم رو از ابتدا دوباره شروع کنم و واقعاً برام جالب بود که دقیقاً در همین زمان، پروژهی «درک عمیق قوانین خداوند» رو گذاشتید؛ بهنظرم این پروژه مکمل بسیار خوبی برای دوازده قدمه.
در این مدت به یک تضاد رسیدم که حدود 90 درصد به نفع من بود و در همین یک ماه، تغییرات خوبی رو تجربه کردم؛ یک سری از ادمهای اطرافم ازم جدا شدن کسانی ک انرژی مثبتی ازشون دریافت نمیکردم ، جذب اتفاقات مثبت، بهطوریکه برای چند وسیلهی برقی که نیاز داشتم، دو قلمش رو دوستی که واقعاً از دستان خداوند بود، بدون اینکه ریالی پرداخت کنم (حدود شش میلیون)، تهیه کرد و برام فرستاد و بقیه وسایلی نیاز دارم هم همین شخص به زودی برام میفرسته ک قراره توی پرداخت کمکم کنه . وضعیت کارم هم بهتر شده و حدود سه هفتهست که هر روز مشتری دارم. شاید درآمد هنوز خیلی بالا نباشه، اما نسبت به قبل پیشرفت کاملاً محسوسه.
الان هم با خودم تعهد دادم که شش ماه، همزمان با این پروژه و دوازده قدم، دقیقاً طبق قوانین بدون تغییر خداوند پیش برم. به این باور رسیدم که اگر طبق قانون عمل کنم، قطعاً نتیجه میگیرم؛ درست مثل قوانین حقوقی که اگر طبق مواد و تبصرهها عمل کنی، نتیجهاش حتمیه. همون حقیقتی که قرآن میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ
”
«خداوند حالِ هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»
(سوره رعد، آیه 11
و این نگاه چقدر با سخن مولانا هماهنگه که میفرماید:
«چون به عجز آیی، مدد نزدیک شد
کز تو جنبش، از خدا توفیق شد»
سپاسگزارم از آموزشهایی که فقط شنیدنی نیست، بلکه انسان رو به فهم، مسئولیتپذیری و عمل واقعی دعوت میکنه.
ب نام خدا
سلام استادعزیزم
سلام ب همه بچه های خوب خدا
چققد لذت بردم ازاین فایل ک هررر دیالوگش هزاران آگاهی باخودش ب همراه داره برای هررررکسی ک در مشیت در قوانین دریافت الهی باشه ب اندازه ظرفش دریافت میکنه
امروز فهمیدم ب اندازه ای ک تو تنهایی خودم هستم ب خدای خودم نزدیکترم این رو درک کردم ک طبق قانون هررچققد از من درون فاصله میگیرم فاصله ام باخدای عزیزم فاصلم بیشترمیشه
این دوسه شب واس مراسم شب یلدا خداروشکر رفتم پیش خانواده و دقیق انگار بیشترمتوجه میشم ک چققد گفتگوهای تمام اعضا خانواده یاآشنایان برمحور توجه ب ناخواسته هاست ب توجه ب کمبودهاست اما ب لطف الله باهدایت های الهیی شمااستاد عزیزمن سعی میکنم مسیر درست رو برم و اطمینان دارم ک اگر در این مسیر حرکت کنم طبق قوانین بدون تغییر خداوند مطمعنم ک نعمت وثروت وسلامتی ب سمت من میاد از خدامیخوام من رو آسون کنه برای آسونی ها