این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
گفتم که حقوقم رو افزایش بدم و ببینم اصلا قانون واسه من جواب میده یا نه ؟
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
تا جای ممکن عبارت تاکیدی گوش میدادم،اصلا نمی رفتم اینستاگرام،تا جای ممکن یک صلوات شمار داشتم و فراوانی ها رو میشمردم و کلی فایل رایگان فراوانی گوش میدادم،در حد مرگ کنترل ذهن انجام میدادم.
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.
پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم
گام دوم
پروژه دراغوش گرفتن تغییر
سلام خدمت استاد عزیز
سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز
برای اولین باری که من این سری گفتگو با دوستان رو توی سایت شنیدم توی یه مسیری باماشین تنها بودم وخداگواه این داستان اشک میریختم از خوشحالی موفقیت این دوست عزیز وسپاسگذارخداوندبودم که چقدر انسان با قدرتی که خداوند بهش داده از صفر یازیرصفرمطلق به هرآنچه که میخواهدمیتواند برسد الان که دارم این کامنت رومینویسم فایل رو گوش میدم سرشار از آرامش.وجودخداونددر قلبم حس میکنم
پروردگارا سپاسگذارم
روزا خانم تحسینتون میکنم آفرین به شما
1:بهترین واولین درسی این فایل
که از دوست عزیز گرفتم
که آقا اگر دنبال بهانه نباشیم آگرباتک تک سلولهای وجودمون بخواهیم که تغییر کنیم و زندگی خوبی بسازیم خداونددرهاروباز میکنه فقط اولین گام خواستن حرکت کردن و گوش دادن به ندای خداوند درمسیر واعتماد به رب العالمینه
2اگردرمسیر به تضادی برخوردیم ازخداوند بخواهیم که در این تضاد چه نعمت و فرصتی برامون نهفته است که این دوست عزیز فرمودند که زمانی که به تضادی خوردم به خودم گفتم که خداوند یکباربرام درست کرده دوبارهم میتونه من توکل کنم بهش
من توحوزه ساخت وساز گفتم خیلی موفق بودم و همه اون موفقیتهامومیخوام اهرمی کنم برای یادآوری برای استارت مجدد که مهدی عزیز اون زمان تو فقط29سالت بوده و تجربه ای نداشتی باورهام مثل الانم نبوده و فقط اشتیاق فراوان باعث موفقیت من بوده
این فایلهای هدیه ای بینظیر تون که روزا خانم شروع کردن واین کامنت هایی که بچهامیزارن خییییلی وقتهاشده آرزوهام فراموش کردم به خاطر شرایط زندگی بخاطر باورها شرایط سخت شده ولی تنها چیزی که با توکل بخداوند منو تو مسیر نگه داشته فایلهای توحیدی و روئیاهایت رو باور داشته باش وبرنامه نویس زندگی ات باش و همین کامنت های فوقالعاده دوستان بوده چقدرشماو دوستانم عالی هستین آفرین
رسیدم به بخشی که. دوستمون گفت چیزی براشک گذاری نداشتم چقدر من اونجا دوباره به یاد آوردن نعمتهایی که بینهایت بود وخداوندبه من عطاکرده بود افتادم دوباره اشک تو چشام جمع شد ومن ندیده بودم این نعمتهارو
خیلی این فایل در اون روز منودکرگون کرد که خیلی وقتها پول و ماشین موفقیتهای دیگران باعث میشود احساس کنیم هیچی نداریم توزندگیمون وناسپاس میشویم واین دوستمون که به این همه نتایج عالی رسیدن ازسپاسگذاری از یک سیب ویک پتوی نرم شروع کردن از تنها چیزی که داشتن شروع کردن اینها همه درس است برای من
بقول شمااستاد پروردگار میخواهیم که قدرت بیشتر سپاسگذاری به ما بدهد که اگر بتوانیم سپاسگذاری نعمتهای خداوند باشیم همه چیز درست میشود
بهترین درس این فایل من احساس کردم اون نقطه ای بوده که به خداوند گفته من تسلیم هرچی توبگی من اجرا میکنم چون استادونتایج شون روبه عنوان یه الگوی عمل به الهامات خداوند رو دیده بودن
و چقدر مسیری که رفتن نشانگر اعتماد به خداوند و تکامل مسیر بوده از همون. کارکردن در رستوران افرین
اون نگاه مثبتی که دوستمون به ایمیل که نه گفته بودن در واقع باعث شده تقاضای همکاری کنند براشون
در واقع اتفاقات نتایج رارقم نمیزند بلکه نگاه مابه اتفاقات نتایج رارقم میزند
این فایل یادآور این بود که دوباره اهرم رنج ولذت را برای خودم بروزرسانی کنم
سپاسگذارشمااستادعزیزم هستم بااین پروژه زیبا واین ویژگی زیبای تحسین کردن دوستان و توضیحات کامل و تکمیلی پایان صحبت دوستان
سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی
من در مورد هوشیار بودن در مورد زمان تغییر باید بگم که در حوزه روابط خیلی دیر حرکت و تغییر کردم و حسابی تنبیه شدم.
روابطم از یه جایی داشت نشانه های تخریب و سرد شدن رو بهم نشون میداد.ولی من توجه نشون نمیدادم و منتظر چک و لگد ها بودم انگار انقدر مغرور به پیشرفت تو حوزه های دیگه بودم که توجهی به نشونه ها نداشتم.تا اونجا که روابط انقدر تیره شد که کار به مشاور و حرف از جدایی شد و جالبه انگار قصد داشتم با زور مشاور مشکل رو حل کنم در حالیکه مشکل خود من بودم مدام نجواها تو ذهنم بود.مدام با دوست فرضی ذهنی مکالمه تا جایی که خودم نشستم و سعی کردم با توجه به درسهایی که گرفته بودم مشکل رو حل کنم.
اول از نجواها شروع کردم و جالبه همه اتفاقات بد قبلی در حالی بود که من دوره عشق و مودت رو اوایل عضویتم خریده و بارها گوش داده بودم ولی دریغ از کوچکترین تغییری.چون نمیدونم استاد انگار ذهن دوست داره بگه خوب اینها به من مربوط نمیشه من همه اش فکر میکردم نه من کا اینطوری نیستم ولی ذهنم من رو راحت فریب میداد.
با اینکه تو نوت گوشی خصوصیات خوب طرف مقابلم رو نوشته بودم و روزی چند بار هم میخوندم ولی چون حسم خوب نبود جوابی هم حاصل نمیشد.
اولین حوزه ای که من اول خیلی اذیت شدم و بعد با اصلاح مسیر اوضاع بهتر شد همین روابط بود و میخوا بگم روزی هزار بار خدا رو شکر میکنم به خاطر قانون مندی جهان و اینکه با ادا و فیلم بازی کردن چیزی عوض نمیشه و هر کدوم از اعضا که جواب عالی گرفتن تازه بازی زندگی و قوانینش رو به درستی اجرا کردند.
و البته من هر روز دارم تو این قسمت که فکر کنم پاشنه آشیلم هست کار میکنم و سعی به مرور قانون دارم و اصل رو که در مورد من نجواهای ذهنی هست رو کنترل میکنم و روابطم تو خانواده داره بهتر و بهتر و بحث ها داره هر روز کمتر و کمتر و رابطه عاشقانه و دوستی و هم دلی داره به رنگ و روی روزهای اول میرسه.
من تو قسمتهای دیگه زندگیم هم خیلی جاها به موقع و قبل از کتک خوردن حرکت کردم و به پیام هدایت الله گوش دادم.
یکیشون تو کارم و محل کارم بود البته اول باید بگم که قبل از آشنایی با شما استاد عباس منش عزیز استاد دیگه ای رو باهاشون آشنا بودم که اولین مربی من تو حوزه قانون جذب بودن سال 95 بود و من با استفاده از قانون در حالیکه 13 سال محل کارم اجاره ای بود بعد یک سال یعنی 96 محل کار شخصی خودمو خریدم در یکی از بهترن محله های تهران
در حالیکه ساعت کاریم کمتر شده بود
تواناییها و کیفیت کاریم تغییر نکرده بود چون من همیشه سعی میکردم و سعی میکنم به روز و صادق در کار باشم ولی استاد مدار و باور وقتی تغییر کنه به قول شما با همون کار و شغل با زمان کمتر ورودی و ارامش و کیفیت زندگی بهتر و بهتر و اصلن غیر قابل مقایسه میشه.
خلاصه اینکه من با اینکه محل جدید رو خریده بودم ولی هنوز تو محل قبلی بودم و با یک الهامی دقیقن حدود چند ماه قبل از شروع کرونا من شروع به خرید وسایل برای محل کار جدیدم کردم و به طرز جادویی با شیوع کرونا که فروشگاهها و شرکتها تحویل رو با تاخیر انجام میدادن من همه وسایل جدید رو برای محل کار جدیر خریده بودم.
سال 99 کرونا شد و بهترین فرصت برای جا به جایی به ساختمان جدید و جالبه با اینکا کار من جز مشاغل بسیار پر خطر محسوب میشه من حتی یک روز هم تعطیلی نداشتم و با جای جدید و امکاناتی که قبل از شروع کرونا محیا شده بود من مراجعین بیشتر و با کیفیت تری رو پیدا کرده بودم.
این بود دو نمونه از گوش ندادن و گوش دادن به علایم تغییر و تو گوشی خوردن و بهره بردن از میوه اعتماد به علایم رو که من تجربه کردم البته مثال و نمونه هنوز دارم ولی اگر بخوام خودم رو دسته بندی کنم من میتونم خودم رو در گروه سه در کار و شغل و سلامت و گروه دو در روابط قرار بدم.
خدایا شکرت که تونستم باز هم به نجوای حالا ولش کن تو خوب منظور رو نمیرسونی بزار بهتر بشی بعد مینویسی غلبه کنم و دوباره کامنت بزارم.
تشکر از دوستان برای خوندن کامنت من.
استاد ممنونم که هستید و اگاهیها رو تقسیم میکنید.
من گفتگو با دوستان رو برای خودم دانلود کرده بودم ولی اینبار که شما گذاشتید عالی شد و سعی میکنم تو کارم هم همین بهبودهای اساسی رو بدون دریافت پول اضافی اجرا کنم.
ممنون از زحمات شما و خانم شایسته عزیز و تیم درجه یکتون.
ــ خدایا چقدر صدای رزای عزیز زیبا و دلنشین و آرامبخش بود چقدر قشنگ و با حوصله توضیح دادن
رزا جان تحسینت میکنم بابت این ایمان و این ادامه دادنت بابت این اعتماد به نفسی که داشتی و تو اون جمع صحبت کردی .
ــ سپاس گذارم که نتایجت را به اشتراک گذاشتی
این جلسه تاییدی بود بر این که اولین بهبودی که نوشتم درست بود و باید انجامش بدم که دستان خداوند باز گذاشتم و به سمت کاری هدایت بشم که بیکار نباشم تا کم کم باطی کردن تکاملم متوجه بشم چطور از مهارتهام پول بسازم و دیروز اولین پیشنهاد کاری بهم داده شد که اتفاقا خیلی آسان و لذت بخش و بقیه مسیر بهم گفته میشه
تغییر شخصیتم از لحاظ رفتاری : از فردی بد اخلاق ،رنجور ،فردی که زود خشمگین میشد فردی که خیلی بی هدف بود به همه گیر میداد واسه همه اسم های بد میذاشت همه را مسخره میکرد غیبت میکرد و فقط نکات منفی افراد میدید تبدیل شدم به فردی آرام ،خوش اخلاق، مثبت بین ، صبور و با حال با حوصله و اغلب مخاطبان گوشی من با لقبهای مهربان ،خوش اخلاق ،زیبا،خوش صحبت و …. ذخیره شدن و با این تغییرات باید اطرافم هم تغییر کنه که بله این چنین شده و من کلا در حال حاظر سه تا دوست دارم که همه کار واسم میکنن و الان چندین روز که خونه ی صالح عزیز در تهران هستم و کلی میخندیم و چون هردمون دست پخت خوبی داریم هر بار غذاهای خوشمزه درست میکنیم و روی کار خودمون تمرکز میذاریم و با هم لذت میبریم یکی دیگه از دوستان خوبم در شهرستان که اونم رو خودش کار میکنه و باهم دیگه راجع به این مباحث صحبت میکنیم
ــ قبل از آشنایی با استاد عباسمنش تو ذهنم با افراد درگیر میشدم و مدام به نکات منفیشون توجه میکردم و آنقدر این توجه زیاد میشد که احساسم بد میشد و به طرف ناسزا میگفتم ولی الان سعی میکنم تمام افراد با هر شرایطی که دارن را دوست داشته باشم و بهشون احترام میذارم و افراد هم خیلی منو دوست دارن و واسم احترام قائل هستند
ــ شروع و تغییر من از فایل های رایگان استاد بود که اوایل در یک کانالی در تلگرام عضو شدم و اونجا فایلهای استاد را گوش میکردم و بعد از چند ماه به سایت هدایت شدم و به این خان نعمت الهی دسترسی پیدا کردم
ــ فایل های توحید عملی را خیلی دوست دارم و به شدت روم تاثیر گذاشته و تا ابد باید این دسته را گوش بدم و هر بار باهاش احساسم شگفت انگیز میشه و اشک میریزم و به خود واقعیم وصل میشم جلسه 9و 10 دوره ی عملی دست یابی به رویاها خیلی روم تاثیر گذاشت که کلا این انرژی که خود خداست را خوب متوجه شدم و سیستمی بودن را بهتر فهمیدم
عاشق آگاهی های هستم که استاد از قرآن میگه و تازه الان بهتر متوجه میشم که هر آیه دقیقا داره درباره ی قانون جذب و سیستمی بودن و توحید گفته میشه
ــ راستش با حالی که 6 تا از دوره های استاد را دارم اما شاید ده درصد ازشون استفاده نکردم و تمرینی انجام ندادم به خاطر همین نتایجم در حد همین قدری که عمل کردم هست مخصوصا از لحاظ مالی که پاشنه ی آشیلم خیلی باید رو خودم کار کنم ولی خدارا شکر از لحاظ روابط و سلامتی و مخصوصا ارتباط با خدای مهربان بسیار زیاد تغییر کردم و عزت نفس خوبی هم دارم که تا ابد باید روش کار کنم اما منی که تو کلاس درس میخواستم سوالی بپرسم تپش قلب میگرفتم و یا نمیتونستم با یه جنس مخالف صحبت کنم وقتی تصمیم گرفتم پیام بازرگانیم را تو مترو انجام بدم با اولین ورودم به مترو با یک دست فیلم گرفتم و با یک دست دیگه پیام بازرگانیم خوندم و بعدش به شدت اعتماد به نفسم بالا رفت که همون باعث شد در قلعه کریم خان در شیراز با یک عروسک واسه یه عده ای زیاد از دختران جوان و خوش تیپ و زیبا برنامه ی فی البداهه با صدام اجرا کنم و خیلی راحت انجامش دادم .
ــ یکی از اولین اقداماتم حذف تلویزیون و رسانه بود ولی مدام فیلم نگاه میکردم که الان همون هم قطع شده
منی که دنبال رفیق گرفتن زیاد بودم اقدام کردم به حذف دوستان و بعدش به شدت جهان کمک کرد و همه ی دوستانم را حذف کرد و دوستان جدیدم را قبلاً نداشتم
ستاره قطبی ام را انجام میدم و بیشتر دوست دارم که آرامش و احساس خوب و سلامتی و انرژی را درخواست کنم و ارتباط با خدا را درخواست میکنم و کم کم باور پذیریم بیشتر شده و درخواستهای بزرگتر را هم میگم و به اندازه ای که باور میکنم واسم انجام میشه و انصافا اغلب در خواست هایی که میکنم بهترش واسم اجابت میشه .
ــ کم کم دارم خودم رابهبود میدم و بهتر از قبل دارم روی خودم کار میکنم و نتیجش شده ماندن در احساس بهتر بیشتر و لذت بردن از لحظات و سپاس گذاری بیشتر .
چرا من هرررربار این فایل رو گوش میدم ناخودآگاه اشکم سرازیر میشه چی داره این فایل !!!! جزززز ندای توحید از زبان فردی عملگرا و توحیدی هیچی نمیتونه باشه
رزا جانم امیدوارم هرجا که هستی همینطور عالی و توحیدی بدرخشی چقدرررر لذت میبرم هر بار گوش میکنم چقدرررر نگاه توحیدیم تقویت میشه با شنیدن تجربه های قشنگت از ایمان قوی از عتمادت به رب خداروشکر برای شنیدن این حرفهای زیبا که در عمل چقدرررر زیبا خودشو نشون داده ..
استاد عزیزم من اولین فایلی که ازتون شنیدن و در اعماق وجودم نشست فایل توحیدی 6 بووود …حدود 7سال پیش در نیمه های شب ماه رمضان که در داغونترین حد از خودم بودم از روابط از سلامتی روحی و جسمی از اوضاع مالی و….و چقدرررر به دلم نشست چقدر اینکار وجودم تشنه شنیدن بود چقدرررر آرامش گرفتم چقدرررر ترس هام همون شب فروریخت چقدر احساس کردم سرخمیده ام راست شد چقدر به معنای واقعی کلمه جووووون دوبار گرفتم و زنده شدم ازونشب تا به امروز حتی لحظه ای نخواستم از مسیر بیام بیرون شک نکردم اینگار یک ایمان و اعتمادی ازونشب درونم جوانه زد و تا به امروز نهالی خوش قامت،سرزنده و امیدوار با فایلهای ناب رایگان جووون گرفتم و با دوره عالی عزت نفس قامتم راست شد با دوره عالی احساس لیاقت چشمانم برق زد و نور امید و ارزشمندی در دلم تابید دیگه فاطمه خانم به هیچ عنوان خودش رو رها و بی صاحب نمیدونه دیگه شده عزیز دل خالقش ،شده نور چشمی و عشق رب خیلی چیزها عوض شد، خیلی قشنگ و آرام آرام ورق زندگیش برگشت و روی خوش و قشنگش رو هر روز نشون داد خیلی اتفاقات عالی تا به حالا افتاد خیلی از خواسته های قشنگم رو دارم این روزها زندگی میکنم و خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که هدایتم کرد که دستان بی رمقم رو گذاشت در دستان توانای استاد نازنین و گفت هوای دل فاطمه عزیز رو داشته باش هر چی میدونی بگو هر تجربه که از هدایت هام داشتی رو قشنگ براش تعریف کن تا یاد بگیره تا مطمئن بشه من چقدر دوسش دارم چقدر هواشو داشتم و دارم فقط کافیه بهم ایمان قلبی داشته باشه کافیه حرکت کنه کافیه از هیچ چیز و هیچچچ کسی نترسه من همیشه و هر لحظه کنارشم و در حال هدایتش
خدایا ازت سپاسگزارم
خدایا شکرت
خدایا شکرت که هرچه دارم از تو از حضور تو من هیچم من ضعیف و ناتوانم تویی که قدرتی تویی توانا به هر ناممکنی تنها و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم یا رب العالمین
سلام و درود استاد عباس منش عزیز و دوستان همفرکانسی
امروز که این جلسه رو گوش دادم قبل از نوشتن دیدگاه به خودم گفتم که برو اول دیدگاه قسمت اول رو بنویس و بعد بیا اینجا که مسیر تغییر کردن رو به شکل درست و اصولی طی کرده باشی و همین کار رو انجام دادم.
امروز بعد از مدت ها حس میخکوب شدن رو دوباره تجربه کردم.
انقدر غرق شنیدن صحبت های بی نظیر خانم روزا بودم که فقط پلک می زدم و هیچ حرکت دیدگه ای انجام ندادم.
به خوبی احساس شما استاد عزیز رو که یه جاهایی بین صحبت های این دوست عزیز صحبت کردید رو درک کردم.
داستان رزا به نظرم مستندی از زندگی فردی است که با همت و اتکا به نیروی درون شروع به ساختن زندگی اش کرده.
درسته که خودم هم مسیری مشابه این دوست عزیز رو سپری کردم و از زیر صفر با شما استاد عزیر شروع کردم به تغییر کردم ولی شنیدن داستان رزا یه حس و حال خاصی در من ایجاد کرد و چقدر خدا رو شکر کردم که به یک شکل واحد برای همه انسانها عمل می کنه.
اون شکل واحد هدایت کردنه
هدایت کردن به یک شکل صورت می گیره اما به بی نهایت طریق مطابق با شرایط هر فردی که درخواست هدایت کند انجام می شود.
با شنیدن این صحبت ها یاد مسیری که خودم طی کردم افتادم که یه جاهایی چقدر شبیه روزا عمل کردم.
یادمه که اولین قدم من برای تغییر کردن این بود که لباس های تر و تمیز و نو می پوشیدم و در محل کارم حاظر می شدم.
هیچ کار دیگه ای ازم بر نمی یومد چون نه پول داشتم که سرمایه گذاری جدید کنم و نه می دونستم باید چه اقدامی انجام بدم برای موفق شدن.
ولی شما گفتی از همون جا و شرایطی که هستی باید تغییر کردن رو شروع کنی و قدم برداری و من برای تغییر کردن تنها راهی که پیدا کردن این بود که مثلا لباس پوشیدنم رو عوض کنم. یا اینکه دیگه بازی کامیپوتری نکنم و به جاش به فایل های شما گوش کنم یا اینکه دیگه سیگار نکشم یا دیگه حرف نامربوط نزنم.
خلاصه برای من تغییر کردن از مسائل شخصی شروع شد و جالبه که بدونید اصلا فکر نمی کردم این کارهای بی ربط به موفقیت تا این حد می تونه بزرگ و تاثیرگذار باشه.
چون منطقی نیست کسی که نیاز شدید به پول داره مثلا تصمیم بگیره که دیگه سیگار نکشه که موفق بشه یا بدتر از اون بگه خوب برای موفق شدن من از امروز با لباس مرتب می رم دم مغازه.
یا اینکه دیگه فیفا بازی نمی کنم
شاید منطقی این باشه که برای موفقیت باید یه کاری انجام بدی. ببین چی باید بخری چی باید بفروشی یا زرنگ باش که به موقع بخری و به موقع بفروشی که سود بیشتری کسب کنی و ….
ولی من هیچ کار اینچنینی نکردم
از خودم شروع کردم و از تغییر دادن اخلاق هایی که به نظرم مضر بودن یا حداقل فکر میکردم که برای موفق شدن باید این اخلاق ها رو نداشته باشم که خداوند منو دوست داشته باشه.
اینکه اخبار رو کلا رها کردم. فحش دادن به این و اون رو ترک کردم، به مشتری برای خرید اصرار نمی کردم و دقیقا مثل رزا وقتی کسی می یومد تو مغازه و حتی خرید نمی کرد می گفتم خدایا شکرت امروز این تعداد آدم وارد مغازه من شدن.
برام این مهم بود که امروز مثلا دو نفر بیشتر از دیروز وارد مغازه می شدن.
هر روز می نوشتم که چند نفر اومدن و چقدر خرید انجام شد و وقتی روز بعد تعداد بیشتر می شد و حتی اگه خرید کمتر می شد بازم خدا رو شکر می کردم که امروز عده بیشتری رو به سمت من فرستادی.
یه مدت که این سپاسگزاری رو انجام دادم یه روز با خودم گفتم رضا برای اینکه به از این افرادی که وارد مغازه می شن پول به دست بیاری باید یه کاری کنی!!!
خدا داره افراد رو به سمت تو می فرسته ولی وظیفه منه که بتونم به این افراد جنس بفروشم.
این شد که تصمیم گرفتم هر روز هر مقداری فروش می کنم رو برم از مغازه های شهر خودم چند تکه جنس جدید بخرم و به مغازه اضافه کنم.
دو سه ماه بعد من کلی جنس جدید داشتم که قبلا تو مغازه نبود
با اینکه از هر کدوم شاید یک یا دو عدد داشتم ولی فرقش این بود که تعداد اقلام مغازه بیشتر شده بود.
هرمشتری می یومد و چیزی می خواست که نداشتم رو یادداشت می کردم و به مغازه اضافه می کردم.
سودش خیلی کم بود چون من تک فروشی می خریدم ولی میگفتم اشکال نداره در عوض گردش مالی من داره بهتر میشه.
همینطور قدم به قدم پیش رفتم و در مدت کوتاهی تعداد افرادی که به من مراجعه می کردند بیشتر شد.
از طرفی هم به واسطه آموزش های شما برخوردم و انرژی من تغییر کرده بود و مشتری ها احساس خوبی پیدا می کردند و بازم می یومدن و می گفتن که چون خوش برخورد بودی دوباره اومدم از خودت خرید کنم.
کار به جای رسید که برخی از استادکارها می گفتن هرچی بخوایم اول می یایم سراغ تو و اگه نداشتی می ریم جدی دیگه.
اینها همه لطف خداوند بود که از طریق هدایت و حرکت قدم به قدم شامل حال من شد. چیزی که قبلا وجود نداشت.
حتی زمانی که کسب و کار اینترنتی رو شروع کردم بازم از صفر شروع کردم.
هیچ وقت من تا به امروز هزینه خاصی برای اجرای ایده هام انجام ندادم.
همین الان بعد از ده سال کار حرفه ای اگه تشکیلات استودیوی منو ببینید خندتون می گیره.
با پتو مسافرتی و سنجاق قبلی و نخ پلاستیکی واس خودم اتاق ضبط درست می کنم.
پول خرید هر وسیله ای رو به لطف خدا دارم ولی حرف شما استاد عزیز که همیشه دنبال کاهش هزینه ها باشید باعث شده که هیچ هزینه اضافی نکنم و کلا این باور رو ندارم که با خرج کردن باید موفق تر شد.
به من یاد دادید که با تغییر نگرش باید بزرگتر شد نه با پول خرج کردن
این شده که خدا رو شکر در این ده سال بدون هیچگونه تبلیغات و هیچگونه هزینه اضافه برای کارهای فانتزی و جو دادن و …. مشغول کار خودم باشم و خدا رو شکر راضی هستم.
شنیدن صحبت های رزای عزیز باعث شد که نور ایمان در قلبم پرنورتر بشه و بیشتر از قبل حواسم به نیروی الهی درونم باشه و بیشتر از قبل سعی کنم به الهامات درونی ام که مختص من طراحی شده و بهترین تاثیر رو بر زندگی من می ذاره عمل کنم.
با تشکراز استاد عباس منش عزیز برای بهبود و تغییر این مجموعه ارزشمند.
تو کامنتی که گذاشتید چند نکته رو اشاره کردید که دقیقا منم همون کارو انجام داده بودم ولی فراموش کردم!
یادمه نزدیک چهار سال پیش وقتی یک سیلی محکم از طرف جهان خوردم، به خودم اومدم و تصمیم گرفتم تغییر کنم و روی دوره عزت نفس کار کنم
اولین تغییری که داشتم، تغییر در ظاهرم بود و چقدر اعتماد به نفس من بالاتر رفت
دوم اینکه وقتی من فروش نداشتم اما مشتری میومد بازم سپاسگزاری میکردم و از اومدن ادم ها تو قنادی ام خیلی خوشحال میشدم و با روی باز ازشون استقبال میکردم جوری که بعضیا میومدن و ساعت ها باهم حرف میزدیم وقتی اگه سفارشی نمیدادن
من فهمیدم برای تغییر باید اینستاگرام رو بزارم کنار، فهمیدم باید سرم تو کار خودم باشه و زندگیم رو بکنم، فهمیدم برای تغییر شرایط بیرونی ام نیازی نیست با بقیه بانگم و باید روی خودم کار کنم
به هرحال ممنونم بابت کامنت های خوبی که میزارید من هنوز فایل رو گوش ندادم و خواستم از شما تشکری کنم
سلااااام و درووود بر رضای باعشق و دوست داشتنی گروه بزرگ توحیدی عباسمنش
رضا جان دوستت دارم چون نمیشه دوستت نداشت فیلم های موفقیت و دیدم داستان زندگیتو حفظ بودم هر دو کامنت این دورتو خوندم ولی باز توش لذت بود و نور بود و روشنایی بابتش ازت ممنوووووونم بسیاااااار فراوان.
ازاین کامنت چیزای خوبی دستگیرم شد این روزها تو فکرم این بوو برای موفقیت های مالی و معنوی عالی در این جهان لازم نیست کارهای بزرگ انجام داد با یه تغییر کوچک روی رفتار و گفتارت میتونه موفقیت و جذب کنی با پیوستن به ایت دوره این فکر برام پررنگتر شد تا اینکه کامنت امروزت مهر تایید زد براین اندیشه ام که بله کاملا این درسته ما برای هر نوع موفقیتی لازم نیست آپالو هوا کنیم با قدم های بسیاااار کوچک میشه درهای بزرگ و باز کرد مثل دومینوی کوچک کوچک چیجوری دومینوی خیلیییییی بزرگ و میندازه کاری که شما کردین رضای عزیز خیلی حال کردم و لذت بردم که گفتی من تتها کاری که برای موفقیتم بلد بودم این بود که لباس نو بپوشم و بعد فحش و بدوبیراه به کسی دیگه نگم یعنی کی میتونه باور کنه به همین سادگی هست قدم اول برای رشد و پیشرفا عالی و برداشتن خدایاشکرررررررر که ما باور میکنیم رضای عزیز دومین چیز عالی که یاد گرفتم این بود که من برای رهایی از بازار کسادی از فردا بیام هر مشتری وارد مغازم شد حتی برای پرسیدن آدرسی چیزی مثل تفکر شما و رزای عزیز خداروشکررر کنم با تمام وجودم که خداروشکر بلاخره ینفر امروز وارد مغازم شد و شکر کنم و شکر کنم و ادامه بدم این ممنتوم مثبت و تا نتیجه رو حاصل کنم ازتون ممنووووونم چه درس نابی امروز بهم دادین سپاااااااس وکاری که کردم یه تعهد نامه نوشتم تا از امروز 7تا کارو لیست گرفتم که بدرستی اونا رو انجام بدم تا این اقدام عملی من باشه برای جذب موفقیت و درآغوش گرفتن تغییر خدایاشکرررررررر برای این دوره بی نظیر و شکررررررر برای وجود رضاهای فراوانی که اینجا با داستانای زیبا زندگیشون هم به وجد میایم هم اشتیاق سوزان میگیریم هم ایمانمونو افزایش میدیم خداجونم ازتو و رضاهایی که ساختی و تربیت کردی سپاااااااااس
سلام به استاد عزیزم واستاد شایسته گرانبها وهمه دوستان که باید نتایجاشان را باطلا نوشت
چقدر من این گفتگو بادوستان را دوستدارم
چند روزی بود همش تو فکرم بود فایل گفتگو بادوستان را میخوام گوش بدم وفایل آقا هادی واقارضا را گوش دادم؛وپیروز آمدم توسایت دیدم این فایل ارزشمند امده؛وازخدا خواستم هدایتم کنه؛من ازوقتی وارد این سایت شدم آرامش خیلی عجیبی دارم؛که باهیچ چیز. عوضش نمیکنم اما خیلی دلم میخواست صحبتهای رزا جان خیلی دوستش دارم را بشنوم امروز این سعادت نصیبم شد واین فایل را گوش دادم؛واز خداخواستم خیلی بنیادین تعغیر کنم؛من از لحاظ سلامتی خیلی خداراشکر بهتر شدم؛اما باید از همه لحاظ این تغییر درمن صورت بگیرد؛اشک در چشمانم جاری میشود وذوق وشوقی درمن ایجاد میشود وقتی نتایج دوستان را میخونم وگوش میدهم ویک باوری در من به وجود میاد که میشود قانون برای همه یکسان است وتغییر نمیکنه من باید تغییر کنم قانون خداوند همیشه ثابت است؛خدایا کمکم کن که همینطور که از لحاظ سلامتی به نتیجه رسیدم با کار کردن روی خودم از فایلهای هدیه بتونم توی تمام جنبه مثل دوستان ارزشمندم من هم تغییر کنم وبیاماز نتایج بزرگم بنویسم
خداراسپاس گزارم که ازوقتی وارد این سایت الهی شدم تا حدی که روی خودم کار کروم تنهام نگذاشته دستمو رها نکرده ؛وسپاس گزارم از دواستادعزیزم وهمه دوستان نازنینم با این نتایج عالی که گرفتن ؛خدارا هزاران بار شکرررررررر
دیدن طلوع بی نظیر خورشید و مدیتیشن در حیاط و دیدن گلها و درختان زیبای باغچه بهشتی مان و کلی شکرگزاری و تزریق انرژی به
تاروپود وجودم و بعدنوشتن در دفتر ستاره قطبی و خواندن صفحات قرآن کریم و نوش جان کردن صبحانه در سفره پرخیروبرکت و آماده شدن و سوار بر رعنا و خواندن دعای هدایت و بسلامتی رفتن به یک کافه عالی و دو قهوه ناب بر بدن زدن و خرید از بازار و دیدن فراوانی و زیبایی در همه چیز،
الهی شکرت.
سایت الهی را گشودن و گام دوم را دیدن و با عشق شنیدنِ مجدد تجربه های رزا جان که
مرا می برد به گذشته و تکاملی که طی شد و
آرام آرام خلق محیطی که در آن شکوفائی ام
اتفاق افتاد تا مرا بیشتر شکرگزارتر گرداند و بعد شنیدن کلام های نورانی و لبریز از آگاهی استاد
که قلبم را روشن تر نمود .
1.قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
در جهانی دیگر و یک زندگیه بی هدف و احساساتی که مدام بالا و پایین می شدند.
2.جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
خداروشکر می کنم بابت هدایتم به سمت این سایت و استاد توحیدی ام و چه خاطراتی بود که با عزیزدلم
می رفتیم صبح زود رو به دریای سخاوتمند خداوند و خودمون رو حسابی بمباران کرده بودیم از فایل های رایگان و کلی با ذوق و شوق دیدن و شنیدن و دگرگونی حال و احوالمون
و کم کم معجزاتی که به اشکال مختلف می دیدیم
3.اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
تعهد دادن به ادامه این مسیر نورانی و نوشتن خواسته ها و امضاء کردن من و مصطفی جان
4.فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
شکرگزاری روزانه ام شروع شد و خودم رو بستم هرروز به شنیدن فایل های استاد و خرید کتاب ها و دوره ها و کارکردن روی آنها و کامنت نوشتن و کامنت خواندن با عشششق فراوان
5.چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
در منزل اجاره ای بودیم و کلی چالش و همان اوایل مسیر یک مشتری عالی زمینی که داشتم رو خرید و در زمان و مکان مناسب هم خداوند هدایت مان کرد به خرید زمینی دیگر در روستا و البته سه برابر زمین قبل و کلی معجزات دیگر
آیا (این معجزه) براى آنان کافى نیست که ما کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کردیم تا پیوسته بر آنان تلاوت شود؟ همانا در این کتاب، براى گروهى که ایمان آورند، رحمت و تذکّرى قطعى است.
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه برای صلاه
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر سلامتی جسمم ،بخاطرحواس پنجگانه ام ،حس لامسه ای که میتونم خنکی آب وهوا رو حس کنم خدایا در تمام نعمتهای تو درسهایی است برای کسانی که بیاندیشند ،چقدر زندگی بی معنی میشد اگر تفاوت سرد وگرم ،شیرینی وتلخی ،شوری رو نمیشد حس کرد خدایا شکرت بخاطر حس بویایی که میتونم انواع بوها رو از هم تشخیص بدم ،شکرت بخاطر حس چشایی که میتونم انواع طعمها رو از هم تشخیص بدم ،نعمت شنوایی که میتونم صداها وآواز پرندگان رو در این صبح زیبای پاییزی بشنوم ،خدایا شکرت که با چرخش زبانم وهماهنگی لبهام میتونم براحتی صحبت کنم ،خدایا اینها گوشه ای از نعمتهایی است که تو از فضلت به من بخشیدی ،من عاجزم از درک عملکرد مغزم ،قلبم ،خدایا تویی خالق توانایی که شایسته ستایشی به من ایمانی بده که تسلیم تو باشم وبرتو توکل کنم وفقط روی قدرت تو حساب کنم
خدایا سپاسگزارم که امروز هم در این مسیر توحیدی واین مکان الهی حضور دارم
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته مهربانم ودوستان بهشتی ام
خداروسپاسگزارم بخاطر قدم دوم از پروژه تغییر رو در آغوش بگیر رزای عزیز رو تحسین میکنم وچقدر لذت بردم از حرفاش ،از ایمانش ،از تکاملش از رها بودن وسرسپردگی اش به خداوند
درسته استاد ما فرکانسهای صحبتهاش رو دریافت کردیم واشک شوق ریختیم برای موفقیتهاش وبرای داشتن چنین معبودی که همیشه در سخت ترین شرایط آغوشش به روی ما باز هست
من میخوام تجربه خودم رو از تغییر بگم ،وقتی شرایط زندگی ام تا حدی آرام بود و با وجود اینکه همه چیز به ظاهر عالی بود ولی نتایج حاکی از آن بود که یه چیزی این وسط باید تغییر کند وآن تغییر زاویه نگاه من به مسائل ومشکلاتی بود که داشتم ،بجای اینکه گله وشکایت کنم بپذیرم این شرایط رو خودم خلق کردم وتمرکزم رو بزارم روی نعمتهایی که دارم ،روی زیبایی های اطرافم
از فایلهای روز شمار تحول زندگی من فصل اول شروع کردم تعهد چهل روزه دادم هرروز فایل گوش میدادم ،نُت برداری میکردم ،خواسته هام رو با سپاسگزاری مینوشتم، سپاسگزاری بابت نون گرمی که مامانم میپخت، سپاسگزاری بابت همراهی همسرم ،محبت پدرم ،عشق داداشام ،محبت خواهر زاده ام شرایط خیلی سخت بودولی تصمیم گرفتم از اون شرایط سخت سربلند بیرون بیام وکار کردن روی خودم همزمان شد با فایلهای سفر به دور آمریکا (3)در کنار آنها این فایلها هم دنبال میکردم من دوره عزت نفس وشش بخش اول دوره قانون آفرینش وکشف قوانین زندگی داشتم ولی در مدار اون آگاهیها نبودم با اینکه قبلا نتایج بزرگی گرفته بودم، بنابراین از همون فایلهای رایگان شروع کردم ،وقتی تحمل شرایط برام خیلی سخت میشد فایل فقط روی خدا حساب باز کن و باورهای توحیدی امام علی در نامه 31 به امام حسن مجتبی برا من حکم آب روی آتیش رو داشت بقول رزای عزیز میدونستم نباید تو احساس بد بمونم پس تمام تلاشم رو میکردم که به احساس یکم بهتر برسم ،خیلی مواقع در برابر حرفهای بقیه میگفتم خدایا چیکار کنم ،میگفت سکوت کن ،منم سکوت میکردم طرف مقابل حرفش رو میزد ولی من تو عالم خودم بود ،وبعد از توی کامنت بچه ها ،دیدم همه از تمرین ستاره قطبی ودوره 12 قدم میگن ،گفتم خدایا منم میخوام این دوره رو داشته باشم تو بگو چه جوری تهیه کنم ،گفت از پول پس اندازی که داری میتونی قدم اول رو تهیه کنی ،گفتم درسته از پول پس اندازم ،قدم اول رو تهیه کردم ،با کردن روی جلسه اول قدم اول تا حدودی یاد گرفتم که زاویه نگاهم رو به مسائل ومشکلات عوض کنم ،یاد گرفتم نجنگم بلکه درسش رو بگیرم وگذر کنم ،قبل از اینکه مدت تخفیف قدم دوم تموم بشه با اینکه سرکار نمیرفتم همکارم تماس گرفت که مدیریت گفته تا آخر سال پاداشت به حسابت واریز بشه ،وهمین جوری اصلا نمیدونم چه جوری من 12 قدم رو خریدم وشروع کردم به کار کردن ،با تمرین ستاره قطبی من دیگه خواسته هام رو به زبون نمی آوردم بلکه خودم خلق میکردم به قول آقارضا عطار روشن ،با این آگاهیها شگفتی آغاز شد ،زندگی ام از همه لحاظ تغییر کرد بعد از 17 سال از شغل کارمندی که از همه لحاظ عالی بود : حقوق عالی ،فوق العاده، پاداش ،سبد کالا ،بُن ،بیمه ،حق سنوات …آمدم بیرون وبعد به پیشنهاد کارمند بیمه با همون سابقه کار بازنشسته شدم ،من ترس این رو داشتم که با استعفای من، شرایط زندگی ام سخت بشه ،ولی خدا از جاهایی رساند که اصلا فکرش نمیکردم ،براحتی همسرم زمین خرید ،با اینکه من ماشین داشتم ،ماشین ثبت نام کرد واسمش در آمد ودر عرض کمتر از یکسال خانه ویلایی ساختیم که اصلا هیچ وقت فکر نمیکردیم براحتی بتونیم خونه ای بسازیم با تمام امکانات رفاهی ووسایل نو وجدید وبقول شما استاد باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد !
خودش می بردت هر جا دلش خواست …
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست …
به امیدی که ساحل داره این دریا !
به امیدی که آروم میشه تا فردا !
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره !
به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره !
دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی …
باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد !
خودش می بردت هر جا دلش خواست …
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست .
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
عاشقتونم ……
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
سلام خوبین بچه ها
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
گفتم که حقوقم رو افزایش بدم و ببینم اصلا قانون واسه من جواب میده یا نه ؟
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
تا جای ممکن عبارت تاکیدی گوش میدادم،اصلا نمی رفتم اینستاگرام،تا جای ممکن یک صلوات شمار داشتم و فراوانی ها رو میشمردم و کلی فایل رایگان فراوانی گوش میدادم،در حد مرگ کنترل ذهن انجام میدادم.
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
وقتی دیدم با تقلای فیزیکی پیشرفت نمی کنم.
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
اون اتفاق برام افتاد و من تونستم افزایش حقوق پیدا کنم و اون روز واقعا شد و قانون برام اتفاق افتاد :))))))))))
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم
سوره رعد، آیه 11
> إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.
پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم
گام دوم
پروژه دراغوش گرفتن تغییر
سلام خدمت استاد عزیز
سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز
برای اولین باری که من این سری گفتگو با دوستان رو توی سایت شنیدم توی یه مسیری باماشین تنها بودم وخداگواه این داستان اشک میریختم از خوشحالی موفقیت این دوست عزیز وسپاسگذارخداوندبودم که چقدر انسان با قدرتی که خداوند بهش داده از صفر یازیرصفرمطلق به هرآنچه که میخواهدمیتواند برسد الان که دارم این کامنت رومینویسم فایل رو گوش میدم سرشار از آرامش.وجودخداونددر قلبم حس میکنم
پروردگارا سپاسگذارم
روزا خانم تحسینتون میکنم آفرین به شما
1:بهترین واولین درسی این فایل
که از دوست عزیز گرفتم
که آقا اگر دنبال بهانه نباشیم آگرباتک تک سلولهای وجودمون بخواهیم که تغییر کنیم و زندگی خوبی بسازیم خداونددرهاروباز میکنه فقط اولین گام خواستن حرکت کردن و گوش دادن به ندای خداوند درمسیر واعتماد به رب العالمینه
2اگردرمسیر به تضادی برخوردیم ازخداوند بخواهیم که در این تضاد چه نعمت و فرصتی برامون نهفته است که این دوست عزیز فرمودند که زمانی که به تضادی خوردم به خودم گفتم که خداوند یکباربرام درست کرده دوبارهم میتونه من توکل کنم بهش
من توحوزه ساخت وساز گفتم خیلی موفق بودم و همه اون موفقیتهامومیخوام اهرمی کنم برای یادآوری برای استارت مجدد که مهدی عزیز اون زمان تو فقط29سالت بوده و تجربه ای نداشتی باورهام مثل الانم نبوده و فقط اشتیاق فراوان باعث موفقیت من بوده
این فایلهای هدیه ای بینظیر تون که روزا خانم شروع کردن واین کامنت هایی که بچهامیزارن خییییلی وقتهاشده آرزوهام فراموش کردم به خاطر شرایط زندگی بخاطر باورها شرایط سخت شده ولی تنها چیزی که با توکل بخداوند منو تو مسیر نگه داشته فایلهای توحیدی و روئیاهایت رو باور داشته باش وبرنامه نویس زندگی ات باش و همین کامنت های فوقالعاده دوستان بوده چقدرشماو دوستانم عالی هستین آفرین
رسیدم به بخشی که. دوستمون گفت چیزی براشک گذاری نداشتم چقدر من اونجا دوباره به یاد آوردن نعمتهایی که بینهایت بود وخداوندبه من عطاکرده بود افتادم دوباره اشک تو چشام جمع شد ومن ندیده بودم این نعمتهارو
خیلی این فایل در اون روز منودکرگون کرد که خیلی وقتها پول و ماشین موفقیتهای دیگران باعث میشود احساس کنیم هیچی نداریم توزندگیمون وناسپاس میشویم واین دوستمون که به این همه نتایج عالی رسیدن ازسپاسگذاری از یک سیب ویک پتوی نرم شروع کردن از تنها چیزی که داشتن شروع کردن اینها همه درس است برای من
بقول شمااستاد پروردگار میخواهیم که قدرت بیشتر سپاسگذاری به ما بدهد که اگر بتوانیم سپاسگذاری نعمتهای خداوند باشیم همه چیز درست میشود
بهترین درس این فایل من احساس کردم اون نقطه ای بوده که به خداوند گفته من تسلیم هرچی توبگی من اجرا میکنم چون استادونتایج شون روبه عنوان یه الگوی عمل به الهامات خداوند رو دیده بودن
و چقدر مسیری که رفتن نشانگر اعتماد به خداوند و تکامل مسیر بوده از همون. کارکردن در رستوران افرین
اون نگاه مثبتی که دوستمون به ایمیل که نه گفته بودن در واقع باعث شده تقاضای همکاری کنند براشون
در واقع اتفاقات نتایج رارقم نمیزند بلکه نگاه مابه اتفاقات نتایج رارقم میزند
این فایل یادآور این بود که دوباره اهرم رنج ولذت را برای خودم بروزرسانی کنم
سپاسگذارشمااستادعزیزم هستم بااین پروژه زیبا واین ویژگی زیبای تحسین کردن دوستان و توضیحات کامل و تکمیلی پایان صحبت دوستان
سپاسگذارم استاد ️
در پناه الله پاک شادسلامت سعادتمند وثروتمند
به نام خداوند زیباییها
سلام به دو استاد گرامی، و دوستان عزیزم.
به صحبتهای رزای عزیز که گوش میدادم،
دیدم چقدر گذشتهی ایشون از یه بُعد،
شبیه روزهای زندگی من بوده.
الان که یه نگاه به قبل و چالشها و اشتباهاتم میکنم،
میبینم واقعاً درسته که
اون ضربهها، خیلی شدید به من وارد شد.
خیلی اشتباهات کردم و دارم،
اما باعث شد به خودم بیام،
خدا رو بشناسم،
و برم دنبال اینکه قانون چی میگه
و چطور میشه به خواستهها رسید.
در این مسیر،
هی با ترمزها و خودم بیشتر آشنا شدم
و یاد گرفتم اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم.
در واقع اون تضادها برام تبدیل شد به «نقطهی بیداری».
نقطهای برای حرکت و رشد.
البته که آدم بهتره نذاره کار به سختی برسه،
ولی خب مسیر هرکس متفاوته.
از الان باید درس گرفت،
تغییر کرد،
و نذاشت دوباره به اون جاها برسه.
🔸تمرین:
تجربهی شخصیت از «تغییر» رو در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس
🔸قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییر و آشنایی با سایت،
به واسطهی اشتباهاتم که از و عدم طی کردن تکامل .کمبود اعتمادبهنفس،
کمالگرایی و عجله داشتن و …میاومد،
در همه زمینهها مالی، سلامتی، اعتمادبهنفس و ..
به قعر تاریکی سقوط کرده بودم.
زلزلهای بود که تمام من رو ریخت پایین.
اعتمادبهنفسم، سلامتی، پول، و امید به زندگی و همه خاک شده بودن.
وقتی پرت شدم بیرون (که فضل خدا بود)،
احساس گناه سنگینی داشتم.
یه عالمه آدم دنبال من بودن،
تهدیدم میکردن،
و خبر رسوایی توی فامیل، شهر و دوستان پخش شده بود.
استرس شدید داشتم.
بیپول مطلق بودم.
سیستم بدنم بهم ریخته بود
احساس گناه میکردم که زندگی چند نفر رو خراب کردم،
و نفس کشیدن برام سخت شده بود.
🔸 جرقه:کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
دقیقاً بیشتر از یه سال،
تمام وقت ساعته در سایت بودم.
فایلهای رایگان رو گوش میدادم، مینوشتم،
و توی اون مدت، همیشه صدر نظرات فایلهای هدیه مال من بود.
همین مداوم گوش دادنها و نوشتنها،
باعث شد از منفی 100 به منفی 99 برسم
و هنوزم میگم:
من تازه دارم به صفر نزدیک میشم.
پس ابتدا فایلهای رایگان،
و بعد کار روی مجموعهی «الگوهای تکرار شونده»،
ذهنم رو چند پله بالا برد.
بعدش رفتم سراغ دورهی «احساس لیاقت».
🔸 اولین اقدام کوچک اما عملی:
اولین اقدام من در اون شرایط ،
بهتر کردن حس و حالم با خوندن کتاب بود.
فقط میخواستم وجودم کمتر توی حال بد و فشار بمونه.
بعدش رفتم مدتی به محیط تنهایی،
و شروع کردم با خدا حرف زدن.
🔸فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)
1️⃣ اوایل آشنایی با سایت،
که هنوز نمیدونستم الهام یعنی چی
و ذهنم پر از نجواهای منفی بود،
یه حس درونی گفت: «برو فلان شهر».
پول نداشتم،
ولی همهچی معجزهوار جور شد و رفتم .
رفتم، و خداوند یه کار برام جور کرد.
یه شغل که باعث شد توش اعتمادبهنفس بگیرم.
چون صبح تا شب کار میکردم،
دیگه ذهنم وقت فکر به گذشته رو نداشت.
در آشپزخونه کار میکردم،
غذا داشتم،
از گرسنگی و بیپولی دراومدم،
و حالِ روحیم بهتر شد.
2️⃣ خرید دورهی عزتنفس و کار کردن روی اون.
پول ساختم،
الهام گرفتم،
و از کار قبلی بیرون اومدم
تا صددرصد روی خودم وقت بذارم.
3️⃣ یه سال کامل،
صبح تا شب میخوندم و مینوشتم.
و با هر نوشته،
یه قدم از باتلاق فاصله گرفتم.
4️⃣ آشنایی با «ستارهی قطبی»
و تنظیم روزانهی فرکانسم.
حسم بهتر شد،
مسیر نرمتر و لذتبخشتر پیش رفت.
5️⃣ کار روی «الگوهای تکرار شونده» برای چند ماه.
مدار فرکانسی بالا رفت،
ترمزها پیدا شدن.
6️⃣ شروع دورهی «احساس لیاقت»،
و کشف باگهای عمیقتر ذهنی.
🔸چالش و غلبه:: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
در مسیر،
اوایل خیلی وقتها حالم نوسان داشت.
گاهی ترس و فشار ذهنی میاومد،
و احساس گناه و ناامیدی میگرفتم.
در بخش مالی هم،
الگوی تکرار شوندهی قدیمی مدام خودشو نشون میداد.
ولی با خدا زیاد صحبت میکردم.
روی نعمتها حتی اگه خیلی کوچیک بودن تمرکز میکردم
و سپاسگزاری رو ادامه دادم.
خدا نشونهها میفرستاد که:
«ادامه بده، نترس».
و ادامه دادم.
تا جایی که معجزه رخ داد،
محیط زندگیم عوض شد،
طلبم وصول شد،
و زندگیم خیلی بهبود شد.
ایمانم قویتر شد،
حالم ثابتتر،
و دیگه از اون نوسانهای شدید خبری نیست.
🔸 نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
در زمینهی احساسی،
به ثبات حال خوب رسیدم
که برام از طلا باارزشتره چون میتونم بهتر فکر کنم و
درست تر تصمیم بگیرم.
یعنی ذهنم آزادتره،
ترسهام کمتر شدن،
و احساساتم رو بیشتر کنترل میکنم.
در زمینهی روابط و سلامتی،
به تعادل و اندامی عالی رسیدم
که واقعاً ازش لذت میبرم.
و از ته دل میگم:
خداوندا شکرت برای این مسیری که هدایتم کردی
سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز و دوست داشتنی
من در مورد هوشیار بودن در مورد زمان تغییر باید بگم که در حوزه روابط خیلی دیر حرکت و تغییر کردم و حسابی تنبیه شدم.
روابطم از یه جایی داشت نشانه های تخریب و سرد شدن رو بهم نشون میداد.ولی من توجه نشون نمیدادم و منتظر چک و لگد ها بودم انگار انقدر مغرور به پیشرفت تو حوزه های دیگه بودم که توجهی به نشونه ها نداشتم.تا اونجا که روابط انقدر تیره شد که کار به مشاور و حرف از جدایی شد و جالبه انگار قصد داشتم با زور مشاور مشکل رو حل کنم در حالیکه مشکل خود من بودم مدام نجواها تو ذهنم بود.مدام با دوست فرضی ذهنی مکالمه تا جایی که خودم نشستم و سعی کردم با توجه به درسهایی که گرفته بودم مشکل رو حل کنم.
اول از نجواها شروع کردم و جالبه همه اتفاقات بد قبلی در حالی بود که من دوره عشق و مودت رو اوایل عضویتم خریده و بارها گوش داده بودم ولی دریغ از کوچکترین تغییری.چون نمیدونم استاد انگار ذهن دوست داره بگه خوب اینها به من مربوط نمیشه من همه اش فکر میکردم نه من کا اینطوری نیستم ولی ذهنم من رو راحت فریب میداد.
با اینکه تو نوت گوشی خصوصیات خوب طرف مقابلم رو نوشته بودم و روزی چند بار هم میخوندم ولی چون حسم خوب نبود جوابی هم حاصل نمیشد.
اولین حوزه ای که من اول خیلی اذیت شدم و بعد با اصلاح مسیر اوضاع بهتر شد همین روابط بود و میخوا بگم روزی هزار بار خدا رو شکر میکنم به خاطر قانون مندی جهان و اینکه با ادا و فیلم بازی کردن چیزی عوض نمیشه و هر کدوم از اعضا که جواب عالی گرفتن تازه بازی زندگی و قوانینش رو به درستی اجرا کردند.
و البته من هر روز دارم تو این قسمت که فکر کنم پاشنه آشیلم هست کار میکنم و سعی به مرور قانون دارم و اصل رو که در مورد من نجواهای ذهنی هست رو کنترل میکنم و روابطم تو خانواده داره بهتر و بهتر و بحث ها داره هر روز کمتر و کمتر و رابطه عاشقانه و دوستی و هم دلی داره به رنگ و روی روزهای اول میرسه.
من تو قسمتهای دیگه زندگیم هم خیلی جاها به موقع و قبل از کتک خوردن حرکت کردم و به پیام هدایت الله گوش دادم.
یکیشون تو کارم و محل کارم بود البته اول باید بگم که قبل از آشنایی با شما استاد عباس منش عزیز استاد دیگه ای رو باهاشون آشنا بودم که اولین مربی من تو حوزه قانون جذب بودن سال 95 بود و من با استفاده از قانون در حالیکه 13 سال محل کارم اجاره ای بود بعد یک سال یعنی 96 محل کار شخصی خودمو خریدم در یکی از بهترن محله های تهران
در حالیکه ساعت کاریم کمتر شده بود
تواناییها و کیفیت کاریم تغییر نکرده بود چون من همیشه سعی میکردم و سعی میکنم به روز و صادق در کار باشم ولی استاد مدار و باور وقتی تغییر کنه به قول شما با همون کار و شغل با زمان کمتر ورودی و ارامش و کیفیت زندگی بهتر و بهتر و اصلن غیر قابل مقایسه میشه.
خلاصه اینکه من با اینکه محل جدید رو خریده بودم ولی هنوز تو محل قبلی بودم و با یک الهامی دقیقن حدود چند ماه قبل از شروع کرونا من شروع به خرید وسایل برای محل کار جدیدم کردم و به طرز جادویی با شیوع کرونا که فروشگاهها و شرکتها تحویل رو با تاخیر انجام میدادن من همه وسایل جدید رو برای محل کار جدیر خریده بودم.
سال 99 کرونا شد و بهترین فرصت برای جا به جایی به ساختمان جدید و جالبه با اینکا کار من جز مشاغل بسیار پر خطر محسوب میشه من حتی یک روز هم تعطیلی نداشتم و با جای جدید و امکاناتی که قبل از شروع کرونا محیا شده بود من مراجعین بیشتر و با کیفیت تری رو پیدا کرده بودم.
این بود دو نمونه از گوش ندادن و گوش دادن به علایم تغییر و تو گوشی خوردن و بهره بردن از میوه اعتماد به علایم رو که من تجربه کردم البته مثال و نمونه هنوز دارم ولی اگر بخوام خودم رو دسته بندی کنم من میتونم خودم رو در گروه سه در کار و شغل و سلامت و گروه دو در روابط قرار بدم.
خدایا شکرت که تونستم باز هم به نجوای حالا ولش کن تو خوب منظور رو نمیرسونی بزار بهتر بشی بعد مینویسی غلبه کنم و دوباره کامنت بزارم.
تشکر از دوستان برای خوندن کامنت من.
استاد ممنونم که هستید و اگاهیها رو تقسیم میکنید.
من گفتگو با دوستان رو برای خودم دانلود کرده بودم ولی اینبار که شما گذاشتید عالی شد و سعی میکنم تو کارم هم همین بهبودهای اساسی رو بدون دریافت پول اضافی اجرا کنم.
ممنون از زحمات شما و خانم شایسته عزیز و تیم درجه یکتون.
در پناه خدا
به نام خدای مهربان
سلام به همهی عزیزانم
ــ خدایا چقدر صدای رزای عزیز زیبا و دلنشین و آرامبخش بود چقدر قشنگ و با حوصله توضیح دادن
رزا جان تحسینت میکنم بابت این ایمان و این ادامه دادنت بابت این اعتماد به نفسی که داشتی و تو اون جمع صحبت کردی .
ــ سپاس گذارم که نتایجت را به اشتراک گذاشتی
این جلسه تاییدی بود بر این که اولین بهبودی که نوشتم درست بود و باید انجامش بدم که دستان خداوند باز گذاشتم و به سمت کاری هدایت بشم که بیکار نباشم تا کم کم باطی کردن تکاملم متوجه بشم چطور از مهارتهام پول بسازم و دیروز اولین پیشنهاد کاری بهم داده شد که اتفاقا خیلی آسان و لذت بخش و بقیه مسیر بهم گفته میشه
تغییر شخصیتم از لحاظ رفتاری : از فردی بد اخلاق ،رنجور ،فردی که زود خشمگین میشد فردی که خیلی بی هدف بود به همه گیر میداد واسه همه اسم های بد میذاشت همه را مسخره میکرد غیبت میکرد و فقط نکات منفی افراد میدید تبدیل شدم به فردی آرام ،خوش اخلاق، مثبت بین ، صبور و با حال با حوصله و اغلب مخاطبان گوشی من با لقبهای مهربان ،خوش اخلاق ،زیبا،خوش صحبت و …. ذخیره شدن و با این تغییرات باید اطرافم هم تغییر کنه که بله این چنین شده و من کلا در حال حاظر سه تا دوست دارم که همه کار واسم میکنن و الان چندین روز که خونه ی صالح عزیز در تهران هستم و کلی میخندیم و چون هردمون دست پخت خوبی داریم هر بار غذاهای خوشمزه درست میکنیم و روی کار خودمون تمرکز میذاریم و با هم لذت میبریم یکی دیگه از دوستان خوبم در شهرستان که اونم رو خودش کار میکنه و باهم دیگه راجع به این مباحث صحبت میکنیم
ــ قبل از آشنایی با استاد عباسمنش تو ذهنم با افراد درگیر میشدم و مدام به نکات منفیشون توجه میکردم و آنقدر این توجه زیاد میشد که احساسم بد میشد و به طرف ناسزا میگفتم ولی الان سعی میکنم تمام افراد با هر شرایطی که دارن را دوست داشته باشم و بهشون احترام میذارم و افراد هم خیلی منو دوست دارن و واسم احترام قائل هستند
ــ شروع و تغییر من از فایل های رایگان استاد بود که اوایل در یک کانالی در تلگرام عضو شدم و اونجا فایلهای استاد را گوش میکردم و بعد از چند ماه به سایت هدایت شدم و به این خان نعمت الهی دسترسی پیدا کردم
ــ فایل های توحید عملی را خیلی دوست دارم و به شدت روم تاثیر گذاشته و تا ابد باید این دسته را گوش بدم و هر بار باهاش احساسم شگفت انگیز میشه و اشک میریزم و به خود واقعیم وصل میشم جلسه 9و 10 دوره ی عملی دست یابی به رویاها خیلی روم تاثیر گذاشت که کلا این انرژی که خود خداست را خوب متوجه شدم و سیستمی بودن را بهتر فهمیدم
عاشق آگاهی های هستم که استاد از قرآن میگه و تازه الان بهتر متوجه میشم که هر آیه دقیقا داره درباره ی قانون جذب و سیستمی بودن و توحید گفته میشه
ــ راستش با حالی که 6 تا از دوره های استاد را دارم اما شاید ده درصد ازشون استفاده نکردم و تمرینی انجام ندادم به خاطر همین نتایجم در حد همین قدری که عمل کردم هست مخصوصا از لحاظ مالی که پاشنه ی آشیلم خیلی باید رو خودم کار کنم ولی خدارا شکر از لحاظ روابط و سلامتی و مخصوصا ارتباط با خدای مهربان بسیار زیاد تغییر کردم و عزت نفس خوبی هم دارم که تا ابد باید روش کار کنم اما منی که تو کلاس درس میخواستم سوالی بپرسم تپش قلب میگرفتم و یا نمیتونستم با یه جنس مخالف صحبت کنم وقتی تصمیم گرفتم پیام بازرگانیم را تو مترو انجام بدم با اولین ورودم به مترو با یک دست فیلم گرفتم و با یک دست دیگه پیام بازرگانیم خوندم و بعدش به شدت اعتماد به نفسم بالا رفت که همون باعث شد در قلعه کریم خان در شیراز با یک عروسک واسه یه عده ای زیاد از دختران جوان و خوش تیپ و زیبا برنامه ی فی البداهه با صدام اجرا کنم و خیلی راحت انجامش دادم .
ــ یکی از اولین اقداماتم حذف تلویزیون و رسانه بود ولی مدام فیلم نگاه میکردم که الان همون هم قطع شده
منی که دنبال رفیق گرفتن زیاد بودم اقدام کردم به حذف دوستان و بعدش به شدت جهان کمک کرد و همه ی دوستانم را حذف کرد و دوستان جدیدم را قبلاً نداشتم
ستاره قطبی ام را انجام میدم و بیشتر دوست دارم که آرامش و احساس خوب و سلامتی و انرژی را درخواست کنم و ارتباط با خدا را درخواست میکنم و کم کم باور پذیریم بیشتر شده و درخواستهای بزرگتر را هم میگم و به اندازه ای که باور میکنم واسم انجام میشه و انصافا اغلب در خواست هایی که میکنم بهترش واسم اجابت میشه .
ــ کم کم دارم خودم رابهبود میدم و بهتر از قبل دارم روی خودم کار میکنم و نتیجش شده ماندن در احساس بهتر بیشتر و لذت بردن از لحظات و سپاس گذاری بیشتر .
به نام الله هدایتگر
سلام به استاد عزیز و مریم بانوی نازنین
سلام به همراهان این مسیر زیبا
خداروشکر برای جلسه ای عالی روز دوم
چرا من هرررربار این فایل رو گوش میدم ناخودآگاه اشکم سرازیر میشه چی داره این فایل !!!! جزززز ندای توحید از زبان فردی عملگرا و توحیدی هیچی نمیتونه باشه
رزا جانم امیدوارم هرجا که هستی همینطور عالی و توحیدی بدرخشی چقدرررر لذت میبرم هر بار گوش میکنم چقدرررر نگاه توحیدیم تقویت میشه با شنیدن تجربه های قشنگت از ایمان قوی از عتمادت به رب خداروشکر برای شنیدن این حرفهای زیبا که در عمل چقدرررر زیبا خودشو نشون داده ..
استاد عزیزم من اولین فایلی که ازتون شنیدن و در اعماق وجودم نشست فایل توحیدی 6 بووود …حدود 7سال پیش در نیمه های شب ماه رمضان که در داغونترین حد از خودم بودم از روابط از سلامتی روحی و جسمی از اوضاع مالی و….و چقدرررر به دلم نشست چقدر اینکار وجودم تشنه شنیدن بود چقدرررر آرامش گرفتم چقدرررر ترس هام همون شب فروریخت چقدر احساس کردم سرخمیده ام راست شد چقدر به معنای واقعی کلمه جووووون دوبار گرفتم و زنده شدم ازونشب تا به امروز حتی لحظه ای نخواستم از مسیر بیام بیرون شک نکردم اینگار یک ایمان و اعتمادی ازونشب درونم جوانه زد و تا به امروز نهالی خوش قامت،سرزنده و امیدوار با فایلهای ناب رایگان جووون گرفتم و با دوره عالی عزت نفس قامتم راست شد با دوره عالی احساس لیاقت چشمانم برق زد و نور امید و ارزشمندی در دلم تابید دیگه فاطمه خانم به هیچ عنوان خودش رو رها و بی صاحب نمیدونه دیگه شده عزیز دل خالقش ،شده نور چشمی و عشق رب خیلی چیزها عوض شد، خیلی قشنگ و آرام آرام ورق زندگیش برگشت و روی خوش و قشنگش رو هر روز نشون داد خیلی اتفاقات عالی تا به حالا افتاد خیلی از خواسته های قشنگم رو دارم این روزها زندگی میکنم و خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که هدایتم کرد که دستان بی رمقم رو گذاشت در دستان توانای استاد نازنین و گفت هوای دل فاطمه عزیز رو داشته باش هر چی میدونی بگو هر تجربه که از هدایت هام داشتی رو قشنگ براش تعریف کن تا یاد بگیره تا مطمئن بشه من چقدر دوسش دارم چقدر هواشو داشتم و دارم فقط کافیه بهم ایمان قلبی داشته باشه کافیه حرکت کنه کافیه از هیچ چیز و هیچچچ کسی نترسه من همیشه و هر لحظه کنارشم و در حال هدایتش
خدایا ازت سپاسگزارم
خدایا شکرت
خدایا شکرت که هرچه دارم از تو از حضور تو من هیچم من ضعیف و ناتوانم تویی که قدرتی تویی توانا به هر ناممکنی تنها و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم یا رب العالمین
به نام خداوند مهربان
سلام و درود استاد عباس منش عزیز و دوستان همفرکانسی
امروز که این جلسه رو گوش دادم قبل از نوشتن دیدگاه به خودم گفتم که برو اول دیدگاه قسمت اول رو بنویس و بعد بیا اینجا که مسیر تغییر کردن رو به شکل درست و اصولی طی کرده باشی و همین کار رو انجام دادم.
امروز بعد از مدت ها حس میخکوب شدن رو دوباره تجربه کردم.
انقدر غرق شنیدن صحبت های بی نظیر خانم روزا بودم که فقط پلک می زدم و هیچ حرکت دیدگه ای انجام ندادم.
به خوبی احساس شما استاد عزیز رو که یه جاهایی بین صحبت های این دوست عزیز صحبت کردید رو درک کردم.
داستان رزا به نظرم مستندی از زندگی فردی است که با همت و اتکا به نیروی درون شروع به ساختن زندگی اش کرده.
درسته که خودم هم مسیری مشابه این دوست عزیز رو سپری کردم و از زیر صفر با شما استاد عزیر شروع کردم به تغییر کردم ولی شنیدن داستان رزا یه حس و حال خاصی در من ایجاد کرد و چقدر خدا رو شکر کردم که به یک شکل واحد برای همه انسانها عمل می کنه.
اون شکل واحد هدایت کردنه
هدایت کردن به یک شکل صورت می گیره اما به بی نهایت طریق مطابق با شرایط هر فردی که درخواست هدایت کند انجام می شود.
با شنیدن این صحبت ها یاد مسیری که خودم طی کردم افتادم که یه جاهایی چقدر شبیه روزا عمل کردم.
یادمه که اولین قدم من برای تغییر کردن این بود که لباس های تر و تمیز و نو می پوشیدم و در محل کارم حاظر می شدم.
هیچ کار دیگه ای ازم بر نمی یومد چون نه پول داشتم که سرمایه گذاری جدید کنم و نه می دونستم باید چه اقدامی انجام بدم برای موفق شدن.
ولی شما گفتی از همون جا و شرایطی که هستی باید تغییر کردن رو شروع کنی و قدم برداری و من برای تغییر کردن تنها راهی که پیدا کردن این بود که مثلا لباس پوشیدنم رو عوض کنم. یا اینکه دیگه بازی کامیپوتری نکنم و به جاش به فایل های شما گوش کنم یا اینکه دیگه سیگار نکشم یا دیگه حرف نامربوط نزنم.
خلاصه برای من تغییر کردن از مسائل شخصی شروع شد و جالبه که بدونید اصلا فکر نمی کردم این کارهای بی ربط به موفقیت تا این حد می تونه بزرگ و تاثیرگذار باشه.
چون منطقی نیست کسی که نیاز شدید به پول داره مثلا تصمیم بگیره که دیگه سیگار نکشه که موفق بشه یا بدتر از اون بگه خوب برای موفق شدن من از امروز با لباس مرتب می رم دم مغازه.
یا اینکه دیگه فیفا بازی نمی کنم
شاید منطقی این باشه که برای موفقیت باید یه کاری انجام بدی. ببین چی باید بخری چی باید بفروشی یا زرنگ باش که به موقع بخری و به موقع بفروشی که سود بیشتری کسب کنی و ….
ولی من هیچ کار اینچنینی نکردم
از خودم شروع کردم و از تغییر دادن اخلاق هایی که به نظرم مضر بودن یا حداقل فکر میکردم که برای موفق شدن باید این اخلاق ها رو نداشته باشم که خداوند منو دوست داشته باشه.
اینکه اخبار رو کلا رها کردم. فحش دادن به این و اون رو ترک کردم، به مشتری برای خرید اصرار نمی کردم و دقیقا مثل رزا وقتی کسی می یومد تو مغازه و حتی خرید نمی کرد می گفتم خدایا شکرت امروز این تعداد آدم وارد مغازه من شدن.
برام این مهم بود که امروز مثلا دو نفر بیشتر از دیروز وارد مغازه می شدن.
هر روز می نوشتم که چند نفر اومدن و چقدر خرید انجام شد و وقتی روز بعد تعداد بیشتر می شد و حتی اگه خرید کمتر می شد بازم خدا رو شکر می کردم که امروز عده بیشتری رو به سمت من فرستادی.
یه مدت که این سپاسگزاری رو انجام دادم یه روز با خودم گفتم رضا برای اینکه به از این افرادی که وارد مغازه می شن پول به دست بیاری باید یه کاری کنی!!!
خدا داره افراد رو به سمت تو می فرسته ولی وظیفه منه که بتونم به این افراد جنس بفروشم.
این شد که تصمیم گرفتم هر روز هر مقداری فروش می کنم رو برم از مغازه های شهر خودم چند تکه جنس جدید بخرم و به مغازه اضافه کنم.
دو سه ماه بعد من کلی جنس جدید داشتم که قبلا تو مغازه نبود
با اینکه از هر کدوم شاید یک یا دو عدد داشتم ولی فرقش این بود که تعداد اقلام مغازه بیشتر شده بود.
هرمشتری می یومد و چیزی می خواست که نداشتم رو یادداشت می کردم و به مغازه اضافه می کردم.
سودش خیلی کم بود چون من تک فروشی می خریدم ولی میگفتم اشکال نداره در عوض گردش مالی من داره بهتر میشه.
همینطور قدم به قدم پیش رفتم و در مدت کوتاهی تعداد افرادی که به من مراجعه می کردند بیشتر شد.
از طرفی هم به واسطه آموزش های شما برخوردم و انرژی من تغییر کرده بود و مشتری ها احساس خوبی پیدا می کردند و بازم می یومدن و می گفتن که چون خوش برخورد بودی دوباره اومدم از خودت خرید کنم.
کار به جای رسید که برخی از استادکارها می گفتن هرچی بخوایم اول می یایم سراغ تو و اگه نداشتی می ریم جدی دیگه.
اینها همه لطف خداوند بود که از طریق هدایت و حرکت قدم به قدم شامل حال من شد. چیزی که قبلا وجود نداشت.
حتی زمانی که کسب و کار اینترنتی رو شروع کردم بازم از صفر شروع کردم.
هیچ وقت من تا به امروز هزینه خاصی برای اجرای ایده هام انجام ندادم.
همین الان بعد از ده سال کار حرفه ای اگه تشکیلات استودیوی منو ببینید خندتون می گیره.
با پتو مسافرتی و سنجاق قبلی و نخ پلاستیکی واس خودم اتاق ضبط درست می کنم.
پول خرید هر وسیله ای رو به لطف خدا دارم ولی حرف شما استاد عزیز که همیشه دنبال کاهش هزینه ها باشید باعث شده که هیچ هزینه اضافی نکنم و کلا این باور رو ندارم که با خرج کردن باید موفق تر شد.
به من یاد دادید که با تغییر نگرش باید بزرگتر شد نه با پول خرج کردن
این شده که خدا رو شکر در این ده سال بدون هیچگونه تبلیغات و هیچگونه هزینه اضافه برای کارهای فانتزی و جو دادن و …. مشغول کار خودم باشم و خدا رو شکر راضی هستم.
شنیدن صحبت های رزای عزیز باعث شد که نور ایمان در قلبم پرنورتر بشه و بیشتر از قبل حواسم به نیروی الهی درونم باشه و بیشتر از قبل سعی کنم به الهامات درونی ام که مختص من طراحی شده و بهترین تاثیر رو بر زندگی من می ذاره عمل کنم.
با تشکراز استاد عباس منش عزیز برای بهبود و تغییر این مجموعه ارزشمند.
سلام آقای عطار روشن عزیز
من همیشه کامنت های شمارو میخونم و واقعا لذت میبرم
تو کامنتی که گذاشتید چند نکته رو اشاره کردید که دقیقا منم همون کارو انجام داده بودم ولی فراموش کردم!
یادمه نزدیک چهار سال پیش وقتی یک سیلی محکم از طرف جهان خوردم، به خودم اومدم و تصمیم گرفتم تغییر کنم و روی دوره عزت نفس کار کنم
اولین تغییری که داشتم، تغییر در ظاهرم بود و چقدر اعتماد به نفس من بالاتر رفت
دوم اینکه وقتی من فروش نداشتم اما مشتری میومد بازم سپاسگزاری میکردم و از اومدن ادم ها تو قنادی ام خیلی خوشحال میشدم و با روی باز ازشون استقبال میکردم جوری که بعضیا میومدن و ساعت ها باهم حرف میزدیم وقتی اگه سفارشی نمیدادن
من فهمیدم برای تغییر باید اینستاگرام رو بزارم کنار، فهمیدم باید سرم تو کار خودم باشه و زندگیم رو بکنم، فهمیدم برای تغییر شرایط بیرونی ام نیازی نیست با بقیه بانگم و باید روی خودم کار کنم
به هرحال ممنونم بابت کامنت های خوبی که میزارید من هنوز فایل رو گوش ندادم و خواستم از شما تشکری کنم
شبتون بخیر
سلام به آقای عطارروشن عزیز
امیدوارم حالتون عالی و درمسیر هم جهت باجریان خداوند باشه…
هربار با خوندن دیدگاهتون واقعاً قلبم می لرزه و اشک در چشمام حلقه میزنه…
انرژی ایمان، صداقت و توکل در تمام جملاتتون جاریه
باخوندن هربار داستانتون برای من فقط یک تجربهی موفق نیست، بلکه نوریه که مسیر رشد و ایمان رو برام روشنتر میکنه…
احساس میکنم هر جملهتون از عمق باور به خدا و نیروی درونتون سرچشمه میگیره و همین باعث میشه آدم ناخودآگاه لبخند بزنه و به زندگی امیدوارتر بشه
از اونجایی که خودم هم مسیر تغییرم رو با آموزشهای استاد عباسمنش آغاز کردم، با تکتک لحظههایی که گفتید هماحساس شدم.
اینکه از همون جایی که هستی شروع کنی، با همون داشتههای سادهات، اما با ایمان، نظم و عشق به خدا حرکت کنی، واقعاً عمیقترین شکل موفقیته.
خیلی زیبا گفتید که «هدایت الهی یک شکل واحد داره اما بینهایت مسیر» و من از ته دل این حقیقت رو در حرفها و تجربیات شما دیدم.
داستان زندگیتون به من یادآوری میکنه که موفقیت با تغییر نگرش آغاز میشه، نه با پول و امکانات بیرونی.
اینکه چطور با قدمهای کوچک، سپاسگزاری مداوم، نظم درونی و ایمان به هدایت خدا، میشه مسیر زندگی رو عوض کرد.
شما با فروتنی، عملگرایی و صداقتتون نشون دادید که نیازی به ظاهرسازی و هزینههای زیاد نیست؛ وقتی درون انسان درست بشه، بیرون خودش هماهنگ میشه
از شما برای این الهام زیبا، برای این یادآوری عمیق از حضور خدا در جزئیترین لحظههای زندگی، از صمیم قلب سپاسگزارم
براتون برکت، آرامش، رزق الهی، ایمان عمیقتر و موفقیتهای بیپایان آرزو دارم
و مطمئنم که داستان شما چراغ راه خیلی از ماهاست تا بدون ترس، مسیر الهام درونیمون رو دنبال کنیم ️
خداوند برای خانواده ی عزیزتون حفظتون کنه و در پناه ایزد منان شادوپیروز باشید
سلااااام و درووود بر رضای باعشق و دوست داشتنی گروه بزرگ توحیدی عباسمنش
رضا جان دوستت دارم چون نمیشه دوستت نداشت فیلم های موفقیت و دیدم داستان زندگیتو حفظ بودم هر دو کامنت این دورتو خوندم ولی باز توش لذت بود و نور بود و روشنایی بابتش ازت ممنوووووونم بسیاااااار فراوان.
ازاین کامنت چیزای خوبی دستگیرم شد این روزها تو فکرم این بوو برای موفقیت های مالی و معنوی عالی در این جهان لازم نیست کارهای بزرگ انجام داد با یه تغییر کوچک روی رفتار و گفتارت میتونه موفقیت و جذب کنی با پیوستن به ایت دوره این فکر برام پررنگتر شد تا اینکه کامنت امروزت مهر تایید زد براین اندیشه ام که بله کاملا این درسته ما برای هر نوع موفقیتی لازم نیست آپالو هوا کنیم با قدم های بسیاااار کوچک میشه درهای بزرگ و باز کرد مثل دومینوی کوچک کوچک چیجوری دومینوی خیلیییییی بزرگ و میندازه کاری که شما کردین رضای عزیز خیلی حال کردم و لذت بردم که گفتی من تتها کاری که برای موفقیتم بلد بودم این بود که لباس نو بپوشم و بعد فحش و بدوبیراه به کسی دیگه نگم یعنی کی میتونه باور کنه به همین سادگی هست قدم اول برای رشد و پیشرفا عالی و برداشتن خدایاشکرررررررر که ما باور میکنیم رضای عزیز دومین چیز عالی که یاد گرفتم این بود که من برای رهایی از بازار کسادی از فردا بیام هر مشتری وارد مغازم شد حتی برای پرسیدن آدرسی چیزی مثل تفکر شما و رزای عزیز خداروشکررر کنم با تمام وجودم که خداروشکر بلاخره ینفر امروز وارد مغازم شد و شکر کنم و شکر کنم و ادامه بدم این ممنتوم مثبت و تا نتیجه رو حاصل کنم ازتون ممنووووونم چه درس نابی امروز بهم دادین سپاااااااس وکاری که کردم یه تعهد نامه نوشتم تا از امروز 7تا کارو لیست گرفتم که بدرستی اونا رو انجام بدم تا این اقدام عملی من باشه برای جذب موفقیت و درآغوش گرفتن تغییر خدایاشکرررررررر برای این دوره بی نظیر و شکررررررر برای وجود رضاهای فراوانی که اینجا با داستانای زیبا زندگیشون هم به وجد میایم هم اشتیاق سوزان میگیریم هم ایمانمونو افزایش میدیم خداجونم ازتو و رضاهایی که ساختی و تربیت کردی سپاااااااااس
سلام و درود به آقا رضای عزیز
شما یکی از الگوهای بزرگ این سایت الهی هستی
من همیشه کامنتهای شما رو میخونم و لذت میبرم و سعی میکنم از شما یاد بگیرم توحیدی عمل کردن،شجاعت در تصمیمگیری،رعایت تکامل،صداقت،صفا و صمیمیت
خدارو شکر میکنم برای حضورتون در این جمع دوستانه و از خدا میخوام همیشه در کنار خانواده محترمت شاد و سلامت باشی
به نام خدایی که هرچه دارم ازاوست
سلام به استاد عزیزم واستاد شایسته گرانبها وهمه دوستان که باید نتایجاشان را باطلا نوشت
چقدر من این گفتگو بادوستان را دوستدارم
چند روزی بود همش تو فکرم بود فایل گفتگو بادوستان را میخوام گوش بدم وفایل آقا هادی واقارضا را گوش دادم؛وپیروز آمدم توسایت دیدم این فایل ارزشمند امده؛وازخدا خواستم هدایتم کنه؛من ازوقتی وارد این سایت شدم آرامش خیلی عجیبی دارم؛که باهیچ چیز. عوضش نمیکنم اما خیلی دلم میخواست صحبتهای رزا جان خیلی دوستش دارم را بشنوم امروز این سعادت نصیبم شد واین فایل را گوش دادم؛واز خداخواستم خیلی بنیادین تعغیر کنم؛من از لحاظ سلامتی خیلی خداراشکر بهتر شدم؛اما باید از همه لحاظ این تغییر درمن صورت بگیرد؛اشک در چشمانم جاری میشود وذوق وشوقی درمن ایجاد میشود وقتی نتایج دوستان را میخونم وگوش میدهم ویک باوری در من به وجود میاد که میشود قانون برای همه یکسان است وتغییر نمیکنه من باید تغییر کنم قانون خداوند همیشه ثابت است؛خدایا کمکم کن که همینطور که از لحاظ سلامتی به نتیجه رسیدم با کار کردن روی خودم از فایلهای هدیه بتونم توی تمام جنبه مثل دوستان ارزشمندم من هم تغییر کنم وبیاماز نتایج بزرگم بنویسم
خداراسپاس گزارم که ازوقتی وارد این سایت الهی شدم تا حدی که روی خودم کار کروم تنهام نگذاشته دستمو رها نکرده ؛وسپاس گزارم از دواستادعزیزم وهمه دوستان نازنینم با این نتایج عالی که گرفتن ؛خدارا هزاران بار شکرررررررر
ره آسمان درون است، پَر عشق را بجنبان
پَر عشق چون قَوی شد، غم نردبان نماند
تو مبین جهان ز بیرون، که جهان درونِ دیدهست
چو دو دیده را ببستی، ز جهان، جهان نماند
سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در این بزم عاشقانه
خداروشاکروسپاسگزارم بابت صبح طلایی دیگر
با عشق بیداریم و صلاتی دیگر و دیدن روی ماه
عزیز دلم و صبح بخیری جانانه به یکدیگر گفتن و
دیدن طلوع بی نظیر خورشید و مدیتیشن در حیاط و دیدن گلها و درختان زیبای باغچه بهشتی مان و کلی شکرگزاری و تزریق انرژی به
تاروپود وجودم و بعدنوشتن در دفتر ستاره قطبی و خواندن صفحات قرآن کریم و نوش جان کردن صبحانه در سفره پرخیروبرکت و آماده شدن و سوار بر رعنا و خواندن دعای هدایت و بسلامتی رفتن به یک کافه عالی و دو قهوه ناب بر بدن زدن و خرید از بازار و دیدن فراوانی و زیبایی در همه چیز،
الهی شکرت.
سایت الهی را گشودن و گام دوم را دیدن و با عشق شنیدنِ مجدد تجربه های رزا جان که
مرا می برد به گذشته و تکاملی که طی شد و
آرام آرام خلق محیطی که در آن شکوفائی ام
اتفاق افتاد تا مرا بیشتر شکرگزارتر گرداند و بعد شنیدن کلام های نورانی و لبریز از آگاهی استاد
که قلبم را روشن تر نمود .
1.قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
در جهانی دیگر و یک زندگیه بی هدف و احساساتی که مدام بالا و پایین می شدند.
2.جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
خداروشکر می کنم بابت هدایتم به سمت این سایت و استاد توحیدی ام و چه خاطراتی بود که با عزیزدلم
می رفتیم صبح زود رو به دریای سخاوتمند خداوند و خودمون رو حسابی بمباران کرده بودیم از فایل های رایگان و کلی با ذوق و شوق دیدن و شنیدن و دگرگونی حال و احوالمون
و کم کم معجزاتی که به اشکال مختلف می دیدیم
3.اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
تعهد دادن به ادامه این مسیر نورانی و نوشتن خواسته ها و امضاء کردن من و مصطفی جان
4.فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
شکرگزاری روزانه ام شروع شد و خودم رو بستم هرروز به شنیدن فایل های استاد و خرید کتاب ها و دوره ها و کارکردن روی آنها و کامنت نوشتن و کامنت خواندن با عشششق فراوان
5.چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
در منزل اجاره ای بودیم و کلی چالش و همان اوایل مسیر یک مشتری عالی زمینی که داشتم رو خرید و در زمان و مکان مناسب هم خداوند هدایت مان کرد به خرید زمینی دیگر در روستا و البته سه برابر زمین قبل و کلی معجزات دیگر
6.نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
والا همه چیز کن فیکون شد در همه جنبه های زندگی مان البته اول حسابی درون مان را جلا دادیم و بعد اتفاقات
بی نظیر بیرون
مصطفی از نمایندگی استعفا داد و ماشینش را فروخت و در گوشه ای از حیاط مغازه زد و کم کم هم
خداوند خزانه را پربرکت تر کرد و دستان
بی شمارش که همه جوره پرخیروبرکت بودند ،
رابطه مان که هرروز فوقالعاده تر شد
سلامتی عالی جسمی و روحی
کسب و کاری پررونق به لطف خداوند
و بی نهایت موارد مثبت دیگر که در اینمسیر هر چه جلو تر آمدیم نور بود و نور و خداوندی که
همیشه و در همه حال هدایتگر ،حامی و راهنما
چون همه چیز واقعی بود و جعلی نبود ،
خنده هایی که از دل بیرون می آمدو بر لبانمان
می نشست،
جملات تاکیدی که می نوشتم و باورشانمی کردم
درونی که آرام بود و با قدرت ایمان و توکل و اعتماد
لحظه هایش سپری می شد،
ذهنی که هر روز بازو پاک تر می شد با بودن و ادامه دادن و شنیدن صحبت های ناب استاد و سعی در عملکردی عالی داشتن
َآهنربای وجودم دیگرداشت، آگاهی ، فراوانی و زیبایی را جذب می کرد و احساسی که در قلبم داشتم،به الگویی رفتاری تبدیل می شد ،رفتارهایی
که برایم سرنوشت ساز بودند و کم کم همه چیز را تحت تاثیر خود قرار می دادند،
،دیگر سعی کردم با تمرکز به چیزهایی که مرا قدم به قدم به رشدو شکوفائی می رسانند توجه کنم
و روز به روز سبکبال تر شدم یک حس رهاییِ
بی نظیر چون خداوند در وجودم آنقدر پررنگ
شده بود که دیگر هیچ ترسی در هیچ موردی نداشتم و از یه جایی دیگر زندگی را با تمام وجودم
در آغوش کشیدم و در هر شرایطی فقط شکرگزاری
ورد زبانم بود و تا این لحظه ادامه دارد .
امروز جهانم زیباست، به زیبایی تکامل آن پروانهای که خود را از پیله اش رها می بیند و هر لحظه
شادو سرمست در این گلستان از شهد گلهایش
می نوشد و خدایش را شکروسپاس می گوید….
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن
به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
خدایا بهترین حالِ جهان را دارم …….
در پناه رب العالمین هر لحظه با نور هدایت های
زیبایش شاد،سلامت، ثروتمند، خوشبخت،سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید که بی شک، همگی لایقش هستیم .
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بسم الله الرحمن الرحیم ،بنام خداوند بخشنده ومهربان
أَوَلَمْ یَکْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ یُتْلَی عَلَیْهِمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَرَحْمَهً وَذِکْرَی لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ
آیا (این معجزه) براى آنان کافى نیست که ما کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کردیم تا پیوسته بر آنان تلاوت شود؟ همانا در این کتاب، براى گروهى که ایمان آورند، رحمت و تذکّرى قطعى است.
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه برای صلاه
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر سلامتی جسمم ،بخاطرحواس پنجگانه ام ،حس لامسه ای که میتونم خنکی آب وهوا رو حس کنم خدایا در تمام نعمتهای تو درسهایی است برای کسانی که بیاندیشند ،چقدر زندگی بی معنی میشد اگر تفاوت سرد وگرم ،شیرینی وتلخی ،شوری رو نمیشد حس کرد خدایا شکرت بخاطر حس بویایی که میتونم انواع بوها رو از هم تشخیص بدم ،شکرت بخاطر حس چشایی که میتونم انواع طعمها رو از هم تشخیص بدم ،نعمت شنوایی که میتونم صداها وآواز پرندگان رو در این صبح زیبای پاییزی بشنوم ،خدایا شکرت که با چرخش زبانم وهماهنگی لبهام میتونم براحتی صحبت کنم ،خدایا اینها گوشه ای از نعمتهایی است که تو از فضلت به من بخشیدی ،من عاجزم از درک عملکرد مغزم ،قلبم ،خدایا تویی خالق توانایی که شایسته ستایشی به من ایمانی بده که تسلیم تو باشم وبرتو توکل کنم وفقط روی قدرت تو حساب کنم
خدایا سپاسگزارم که امروز هم در این مسیر توحیدی واین مکان الهی حضور دارم
خدایا سپاسگزارم ازت بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم
سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته مهربانم ودوستان بهشتی ام
خداروسپاسگزارم بخاطر قدم دوم از پروژه تغییر رو در آغوش بگیر رزای عزیز رو تحسین میکنم وچقدر لذت بردم از حرفاش ،از ایمانش ،از تکاملش از رها بودن وسرسپردگی اش به خداوند
درسته استاد ما فرکانسهای صحبتهاش رو دریافت کردیم واشک شوق ریختیم برای موفقیتهاش وبرای داشتن چنین معبودی که همیشه در سخت ترین شرایط آغوشش به روی ما باز هست
من میخوام تجربه خودم رو از تغییر بگم ،وقتی شرایط زندگی ام تا حدی آرام بود و با وجود اینکه همه چیز به ظاهر عالی بود ولی نتایج حاکی از آن بود که یه چیزی این وسط باید تغییر کند وآن تغییر زاویه نگاه من به مسائل ومشکلاتی بود که داشتم ،بجای اینکه گله وشکایت کنم بپذیرم این شرایط رو خودم خلق کردم وتمرکزم رو بزارم روی نعمتهایی که دارم ،روی زیبایی های اطرافم
از فایلهای روز شمار تحول زندگی من فصل اول شروع کردم تعهد چهل روزه دادم هرروز فایل گوش میدادم ،نُت برداری میکردم ،خواسته هام رو با سپاسگزاری مینوشتم، سپاسگزاری بابت نون گرمی که مامانم میپخت، سپاسگزاری بابت همراهی همسرم ،محبت پدرم ،عشق داداشام ،محبت خواهر زاده ام شرایط خیلی سخت بودولی تصمیم گرفتم از اون شرایط سخت سربلند بیرون بیام وکار کردن روی خودم همزمان شد با فایلهای سفر به دور آمریکا (3)در کنار آنها این فایلها هم دنبال میکردم من دوره عزت نفس وشش بخش اول دوره قانون آفرینش وکشف قوانین زندگی داشتم ولی در مدار اون آگاهیها نبودم با اینکه قبلا نتایج بزرگی گرفته بودم، بنابراین از همون فایلهای رایگان شروع کردم ،وقتی تحمل شرایط برام خیلی سخت میشد فایل فقط روی خدا حساب باز کن و باورهای توحیدی امام علی در نامه 31 به امام حسن مجتبی برا من حکم آب روی آتیش رو داشت بقول رزای عزیز میدونستم نباید تو احساس بد بمونم پس تمام تلاشم رو میکردم که به احساس یکم بهتر برسم ،خیلی مواقع در برابر حرفهای بقیه میگفتم خدایا چیکار کنم ،میگفت سکوت کن ،منم سکوت میکردم طرف مقابل حرفش رو میزد ولی من تو عالم خودم بود ،وبعد از توی کامنت بچه ها ،دیدم همه از تمرین ستاره قطبی ودوره 12 قدم میگن ،گفتم خدایا منم میخوام این دوره رو داشته باشم تو بگو چه جوری تهیه کنم ،گفت از پول پس اندازی که داری میتونی قدم اول رو تهیه کنی ،گفتم درسته از پول پس اندازم ،قدم اول رو تهیه کردم ،با کردن روی جلسه اول قدم اول تا حدودی یاد گرفتم که زاویه نگاهم رو به مسائل ومشکلات عوض کنم ،یاد گرفتم نجنگم بلکه درسش رو بگیرم وگذر کنم ،قبل از اینکه مدت تخفیف قدم دوم تموم بشه با اینکه سرکار نمیرفتم همکارم تماس گرفت که مدیریت گفته تا آخر سال پاداشت به حسابت واریز بشه ،وهمین جوری اصلا نمیدونم چه جوری من 12 قدم رو خریدم وشروع کردم به کار کردن ،با تمرین ستاره قطبی من دیگه خواسته هام رو به زبون نمی آوردم بلکه خودم خلق میکردم به قول آقارضا عطار روشن ،با این آگاهیها شگفتی آغاز شد ،زندگی ام از همه لحاظ تغییر کرد بعد از 17 سال از شغل کارمندی که از همه لحاظ عالی بود : حقوق عالی ،فوق العاده، پاداش ،سبد کالا ،بُن ،بیمه ،حق سنوات …آمدم بیرون وبعد به پیشنهاد کارمند بیمه با همون سابقه کار بازنشسته شدم ،من ترس این رو داشتم که با استعفای من، شرایط زندگی ام سخت بشه ،ولی خدا از جاهایی رساند که اصلا فکرش نمیکردم ،براحتی همسرم زمین خرید ،با اینکه من ماشین داشتم ،ماشین ثبت نام کرد واسمش در آمد ودر عرض کمتر از یکسال خانه ویلایی ساختیم که اصلا هیچ وقت فکر نمیکردیم براحتی بتونیم خونه ای بسازیم با تمام امکانات رفاهی ووسایل نو وجدید وبقول شما استاد باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد !
خودش می بردت هر جا دلش خواست …
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست …
به امیدی که ساحل داره این دریا !
به امیدی که آروم میشه تا فردا !
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره !
به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره !
دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی …
باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد !
خودش می بردت هر جا دلش خواست …
به هر جا برد بدون ساحل همونجاست .
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
عاشقتونم ……
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید