تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲


نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.
موضوع این قسمت: نقش باورهای توحیدی در تجربه خوشبختی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • نقش باورهای توحیدی در تجربه خوشبختی؛
  • هر فردی، ضربه های ویرانگر شرک را تجربه کرده است؛
  • پیرو آیین ابراهیم باش که موحّد بود و مشرک نبود؛
  • توحید یعنی قدرت ندادن به هر عاملی بیرون از خودت؛
  • تغییر کانون توجه خود را از همان وضعیتی که هستی، شروع کن؛
  • اجازه دادن به خداوند برای هدایت به سر راست ترین “جگونگی”
  • خداوند وقتی به هدایت تو ادامه می دهد که قدم اول را بر می داری؛
  • معجزه نگاه مثبت و سپاسگزارانه، به هر اتفاق و شرایطی؛

این یک فایل صوتی نیست؛ یک دوره‌ی کامل «ایمان در عمل» است.

آماده شوید تا شنونده‌ی یکی از شفاف‌ترین، تکان‌دهنده‌ترین و شجاعانه‌ترین داستان‌های تحولی باشید که تا به حال شنیده‌اید. این فایل، گفتگوی استاد عباس منش با «رزا» عزیز، از اعضای خانواده‌ی عباس منش ساکن انگلستان است؛ اما داستان رزا یک داستان معمولی نیست.

این فایل، روایت زنده‌ی زنی است که به معنای واقعی کلمه، به «صفر» نه، بلکه به «صدها کیلومتر زیر صفر» سقوط کرد و به ما نشان می‌دهد که چگونه با استفاده از قوانین بدون تغییر خداوند، می‌توان از عمق تاریکی، نوری خیره‌کننده ساخت.

اگر احساس می‌کنید در بن‌بست هستید، اگر تنها، ناامید و شکست‌خورده‌اید، این فایل برای شما آماده شده است.


در این فایل چه خواهید شنید؟

در این گفتگوی صمیمانه، رزا ما را به تاریک‌ترین روزهای زندگی‌اش می‌برد و قدم به قدم، مسیری که برای خلق معجزه‌اش طی کرده را برایمان روشن می‌کند:

۱. سقوط به عمق تاریکی

رزا داستانش را از جایی شروع می‌کند که در کشور انگلیس، به تازگی از همسرش جدا شده، از لحاظ روحی و مالی کاملاً شکسته، بدون هیچ دوست یا خانواده‌ای، در یک خوابگاه دانشجویی زندگی می‌کرده و تحت درمان روانپزشک بوده است. او به نقطه‌ای رسیده بود که حتی توان صحبت کردن عادی بدون گریه را هم نداشت.

۲. انفجارِ «میل به تغییر»

نقطه‌ی عطف، زمانی بود که روانپزشک او به تعطیلات رفت. رزا در تنهایی مطلق، به نقطه‌ای رسید که به گفته‌ی خودش: «با تمام تک‌تک سلول‌های بدنم دلم می‌خواست زندگیم رو تغییر بدم.» این «میل سوزان»، اولین جرقه‌ی تحول بود.

۳. دو هفته انزوای سازنده: شکرگزاری از «هیچ»

او به یاد آموزه‌های استاد افتاد و تصمیم گرفت با فایل‌های رایگان شروع کند. خودش را دو هفته در اتاق خوابگاه حبس کرد و دو کار اساسی را انجام داد:

  • کنترل احساس: هرگاه احساس بد سراغش می‌آمد، به یاد حرف استاد می‌افتاد که: «عیب نداره ناراحت بشی، اما عیب داره به ناراحتیت ادامه بدی.» او بلافاصله با دوش گرفتن یا نوشتن، حال خود را خوب می‌کرد.
  • شکرگزاری از صفر: او در ابتدا هیچ دلیلی برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد. در آن شرایط اسف‌بار، شروع کرد به شکرگزاری برای «سیب داخل یخچال»، «پتوی روی تخت» و «سقف بالای سرش».

۴. قانون «تکامل»: معمار یا گارسون؟

رزا که یک معمار تحصیل‌کرده بود، درک کرد که باید قانون «تکامل» را طی کند. او تصمیم گرفت به جای غرور، هر کاری که «می‌تواند» را شروع کند. بنابراین، با وجود اینکه در ناز و نعمت بزرگ شده بود، به عنوان «گارسون» در یک رستوران مشغول به کار شد.

۵. «گران‌بهاترین» درس: خدایا شکرت که گفتی «نه»!

در همان رستوران، مسیری برای یک مصاحبه‌ی شغلی در یک شرکت ساختمانی برایش باز شد. او رزومه‌اش را فرستاد. شرکت بلافاصله جواب داد: «ما شما را نمی‌خواهیم!» و اینجا، «شاهکار» رزا رخ می‌دهد. او به جای ناامیدی، می‌گوید: «گفتم خدایا شکرت! حداقل یکی به من جواب داد! این یک قدم پیشرفت است!»

۶. معجزه‌ی «نه» شنیدن و قدرت «تسلیم»

تنها ۳ روز بعد، همان شرکت تماس گرفت و گفت یک نیرو به طور اتفاقی انصراف داده و او استخدام شد! اما چالش بعدی بلافاصله ظاهر شد: مسئول خوابگاه به او گفت چون کار تمام‌وقت پیدا کرده، باید خوابگاه را ترک کند! رزا جایی برای رفتن نداشت و می‌خواست از شغل جدیدش انصراف دهد تا بی‌خانمان نشود. در اوج گریه، تسلیم شد و گفت: «خدایا! یه بار انجامش دادی، دوباره هم می‌تونی!» لحظاتی بعد، مدیر خوابگاه بازگشت و گفت صاحب‌خانه استثنا قائل شده و او یک ماه دیگر فرصت دارد.

۷. کشف پازل تکامل

رزا بعداً فهمید که حقوق همان یک ماه گارسونی، دقیقاً برابر با پول پیش مورد نیاز برای اجاره‌ی خانه‌ی جدید بود. او درک کرد که اگر مستقیماً شغل معماری را به دست می‌آورد، باز هم شکست می‌خورد، چون پول پیش نداشت. آن مرحله‌ی «گارسونی» حیاتی و بخشی از نقشه‌ی دقیق خداوند بود.

۸. از ترس از سخنرانی تا ارائه در آکسفورد

رزا در مسیر کارش، با ترس‌هایش روبرو شد. او که لهجه‌ی انگلیسی کاملی نداشت، داوطلب شد تا به جای همکارانش، یک ارائه‌ی تخصصی بدهد. این زن ۲۷ ساله، در مقابل ۳۷ کارشناس ارشد انگلیسی با ۳۰ سال سابقه کار، در آکسفورد سخنرانی کرد و همین شجاعت، درهای دوره‌های آموزشی تخصصی را به رویش باز کرد.

۹. وقتی «نعمت» به دنبال شما می‌آید

او که حالا با خرید دوره‌هایی مانند «۱۲ قدم» و «عزت نفس»، عمیق‌تر روی خود کار کرده بود، دیگر به دنبال فرصت‌ها نمی‌گشت. او اکنون یک «کارشناس رسمی ساختمان» در انگلیس است و پروژه‌های جانبی و پیشنهادات عالی، بدون هیچ تلاشی، از در و دیوار برایش می‌بارد.

این فایل، یک مستند واقعی از تسلیم، ایمان، درک قانون تکامل و شجاعت برای «شروع از هر کجا که هستی» است.


تمرین این قسمت:

اگر این جلسه برایت جرقه‌ای زد، لطفاً تجربه‌ی شخصی‌ات از «تغییر» را در قسمت کامنت‌های همین صفحه بنویس. بنویس چطور با آموزش‌های استاد عباس‌منش؛ شرایطت را عوض کردی. نوشته‌ی تو هم برای خودت یادآوری و تثبیتِ مسیر است، هم الهام‌بخشِ میلیون‌ها نفر دیگری که همین حالا به یک چراغِ راه نیاز دارند.

  1. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
  2. جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
  3. اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟
  4. فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته،  و…)، با مثال مشخص.
  5. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)
  6. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:

دوره 12 قدم


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مجید بختیارپور عمران» در این صفحه: 3
  1. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1249 روز

    3سلاااام و سپاااااس

    خدایی را که بیشتر از من میخواد که من تغییر کنم و ثروتمندتر باشم خدایی که دوست دارد همیشه از راحتترین و عزتمندانه ترین راه منو هدایت کنه اگه ذهنم بزاره

    خداجونم شکرررر برای این سایت شکررررر برای وجود دوعزیز گرداننده این سایت و تیم قدرتمندش شکررررر برای وجود تک تک دوستانی که ستاره این آسمان زیبا هستند تا راه را بهتر و آسانتر بهم نشون بدن شکررررر برای وجود این خانواده بزرگ توحیدی شکررررر برای این دوره عالی که بهش هدایت شدم شکررررکه اولین قسمت و باعشق دیدم و درسشو گرفتم و الان سه روزه اومدم رو قسمت 2 که دیدم چه محشری را استاد برامون ایجاد کرد که یذره مقاومتی که ذهنم داشت با این فایل و آگاهی هایی که از کامنتا گرفتم خصوصا از کامنت داش رضای روشن عزیز و حرفی که رزای عزیز زدن اونجایی که پیام نه شنید و با چه نگاهی مثبت به بله ای تبدیل کرد که صداش بعد چندسال هنوز داره به گوش ما میرسه بله یاد گرفتم هر وقت نه میشنوم بگم خدایا شکرررررت که این نه ها ادامه اش به یک بله ای میرسد که صداش گوش جهان و پر میکنه مثل موفقیت این دوستانی که اینجا داریم در مدار شنیدن این داستانهای زیباشون قرار میگیریم و ایمانمون را افزایش میدهیم بله همه اینا اول نه شنیدن از جهان ایمانشونو نشون دادن بعد صدای فریاد موفقینشون همه جارو فرا گرفته خدایاشکرررررت برای این قانون سخت و زیباااااایی که با ایمان بسیااار ساده و آسان میشود الهی شکرررررت برای موفقیت رزای داغونی که روزی در تاریکی کشوری غریب اسیر شده و تونسته از خودش ورژن اسطوره ای بسازه که امروز اون ایمانش باعث شعله ورتر شدن ایمان من داغون میشه که بتونم با افزایش ایمان هرروزه ام و با صبوری ام باعشق بتونم ورژن جدید و اسطوره ای از خودم بسازم خدایاشکرررررت

    خداجونم ممنونم که منو آوردی اینجا تا خودم را بسنجم و خواسته زیبای تغییر همه جانبه را در دلم بسازم و براش تلاش کنم

    در کامنت آقا رضا روشن توهمین دوره یاد گرفتم که با کمترین امکاناتم قدم اول و برمیدارم حتی با درست کردن اخلاقم که دیگه فحش ندم و با لباس تروتمیز و شیک برم سرکار بااین شروع میکنم تا هدایت برای موفقیت های مالی ام از راه برسه و چقد زیبا گفتن عالیییی بود این جمله اش که همه فکر میکنن برای موفقیت باید برن آپالو هوا بدن یا شب و روز کار کنن تا راه باز بشه نمیدونن که با تعهد در انجام همین کارهای ساده مثل مثلا صبح یک دقیقه زودتر بیدار شدن یا روزی 5دقیقه ورزش کردن یا 10دقیقه پیاده روی در روز و یا اون چیزایی که من واسه خودم نوشتم تا ازاین قوانین تخطی نکنم تا با ایجاد این تغییرات کوچک تغییرات بزرگ ار راه برسن و موفقیت پشت موفقیت مثل اب خوردن بیاد مثل اونجایی که رزای عزیز گفتن من گفتم از شکرگزاری شروع کنم با وجود ایتکه چیزی برای شکر نداشتم و نمیدیدم ولی از همون اتاق کوچکش شروع کرد قدمشو گرفت به جهان گفت من دیکه نمیخوام راکد بنونم منم دلم حرکت میخواد تغییر میخواد جابجایی میخواد که خداوند نیت پاک اونازو دید و هدایتشون کرد که ماشاالله هردوتا دوست عزیزمون الان الگو شدن برای افزایش ایمان ما برای تغییر

    خدایاشکرررررت برای این آگاهی ها خدایاشکرررررت که رضای داغان و رزای داغان و دیگر دوستان داغان و گرفتی با پرداخت گری و ریخته گری عالی ات زیبا و عالی و نامبروان ساختی خدایا از فضل و رحمتت میخواهم که منه داغان را هم درست کن منم دلم همچین تغییری میخواد منم دلم آزادی مالی میخواد من دلم بهترین امکانات و میخواد بدون هیج دغدغه ای منم دلم ایمان میخواد منم دلم باورهای توحیدی میخواد منم دلم میخواد راحت تغییر کنم تا تضاد بهم فشار نیاورد تغییر کنم تا چک ولگدت نیومده منو دربه داغون تر نکرده تغییر کنم الهی شکرررررت

    (البته خیلی از حضور این عزیزان عذر میخوام کلمه داغان و گفتم واقعا همه مون قبل اومدن به اینجا داغان داغان بودیم که خدا بدادمون رسید هرچند من هنور داغانم خخخخه که منتطرم خدا منو صافکاری کنه و بی رنگ منو دربیاره جوری که هیچکس دیگه اون مجید داغان و نبینن و بگن چی شدچه اتفاقی افتاد چیجوری تونست پس ما هم بریم بپرسیم ازش چیجوری ؟؟)

    من دیروز اومدم قرآن و گرفتم گفتم خدایا دیگه نمیخوام بی پول باشم نمیخوام مشرک باشم در مدار فقر باشم منم دلم موفقیت مالی میخواد منم دلم توحیدی شدن میخواد بهم بگو چیکار کنم بعد قرآن و باز کردم ببینین چی اومدددددد؟؟خدایاشکررررررت

    آیه 21 از سوره مبارک کهف

    ترجمه سطر اول که پیام من و همه اونایی که حال من و دارن هم میتونه باشه:

    خداوند بهم گفت؛

    واین چنین مردم را از داستان آن موحدان راستین آگاه فرمودیم تا بدانتد که وعده ی خداوند حق است و تحقق یافتنی است و هیچ تردیدی در وقوع آن نیست

    و در قسمت دیگه ای از همین سوره آیه 24

    فرمود؛ چه بسا که خداوند مرا به راهی درست که نزدیکتر از این باشد هدایت فرماید

    دقیقا گفته همینجایی که هستی درست ترین جای است که باید باشی صبوری کنی ایمان داشته باشی و در این مسیر با این موحدان راستین بمان و داستان زندگی آنها را بشنو درس بگیر تا من ترا به بهترین جا که لایقشی هدایت کنم این آیات در صورتی بود که من این فایل و گوش داده بودم چندین بارم گوش دادم و حرفای رزای عزیز رفته بود تو تک تک سلولهای تنم که چقدددد زیبا بود چقد بقول استاد عزیز رزای عزیز ما فرکانس زیبای ترا با تمام وجودمان دریافت کردیم و شکر گزار آن خدایی هستیم که در بدترین شرایط و تاریک ترین شرایط زندگیت خدایی اش را بهت نشان داد تا ایمانی شود برای ما

    خداجونم ممنونم که بهم گفتی اینجا بمونم و نذاشتی ذهنم مقاومت کنه واقعاااا این قرآن برای هر دردی دوا داره هر نسخه ای را میتونه بپیچه به شرط اینکه با ایمان و تفکر قبلی و قلبی بریم سراغش و ازش پاسخ بخوایم یعنی همینجوری نریم بازش کنیم بخونیم حتما با تفکر و تدبر قبلی و قلبی باشع و برای گرفتن پاسخ بازش کنیم من اینو از کامنت دوست عزیزی خوندم که نمیدونم چی شد خیلی بدلم نشست و حالم و خوب کرد طبق قانون خدا گفتم درسته و ازین بعد سعی کردم برای دریافت هدایتی کتاب خدا رو باز کنم چون خود خدا گفته شفا در قرآن هست درمان در قرآن هست هدایت در قرآن هست هرچی بخواین در قرآن هست و برعکسشم هست همه اینا به ایمان ما برمیگرده و هرجی ایمان بیشتر هدایت و درمان و شفا بهتر و بیشتر و بر عکس خدایاشکرررررررت برای این آگاهی که اینجا دریافت میکنم درسی که هرروز دارم اینجا پس میگیرم و پس میدم تا خودم را راحتتر بسنجم شکررررررر خداجونم سپااااااس برای آگاهی نابی که در این فایل رزای عزیز و کامنتای بی نظیر دوستان هست شکررررر

    من مجید بختیارپور

    قبل از اومدن اینجا یک آدم داغون داغون بودم آدم خوبی بودم خیلی دلم میخواست آدم آرومی باشم دلم میخواست عاشق خانوادم باشم دلم میخواست بهترین امکانات و برای خودم و خانوادم فراهم کنم ولی اعتیادم که الان میفهمم که افسارم و بدست داشت نمیذاشت عصبی بودم زمین و زمان و در عقب افتادگیم مقصر میدانستم پدرم و عموهامو که با پدرم شریک کاری بودن همه مقصر بودن رفیقم که باهاش شراکتی کردم و وسط راه منو غال گذاشت که داعون شدم فکر کردم چقد بهم ظلم شد مظلوم نمایی که پررنگ بود در من احساس گناه داشتن ذهن درگیر داشتن با همه با دولت با کشور با خانواده با دوستان با همه دعوا داشتم تو رفاقت جونمو برای رفیق میزاشتم هرکسی کاری داشت نه نمیگفتم همش پیشقدم انجام کاری بودم خیلی راحت خودمو در اختیار ادما میذاشتم اصلا خودم و زن و بچهام و ندید میگرفتم همسرم میدونست من آدم بدی نیستم همش بهم میگفت اول خودتو قوی کن خودتو جمع جور کن بعد دست هرکیو میخوای بگیری بگیر همش وابسته این و اون خودمو میدونستم خلاصه پول در میاوردم ولی باورم خراب بود نمیذاشت بیشتر کار کنم بهتر کار کنم پول دربیارم الان که فکر میکنم خیلی داغون بود باورم که هنوز با من هست ولی اینکه دلم میخواست موفق بشم و راهشو نمیدونستم مرا یواش یواش برد در مدار هدایت خدا اولین کتابی که خوندم قانون توانکری کاترین پاندر بود که داستان داشت هدایت این کتاب به سمت من خوندمش کیف کردم ولی بلد نبودم پیادش کنم تووزندگیم ولی ته ذهنم آگاهی هاشو داشتم با خدا آشنایی داشتم از قرآن و پیامبرا میترسیدم که توهینشون کنم از جهنم میترسیدم گهگاهی بخاطر نماز خون بودن مادرم و مادربزرگم و خواهرام که مادر بزرگم باعث میشد نماز بخونیم جسته گریخته نماز و ترک میکردم میترسیدم و تو عذاب وجدان بودم رفیقای نماز خون و بیشتر از نماز نخوان دوست داشتم خلاصه شد کتاب غزل مولانا رو گرفتم شعراش و خوندم ریتم عزلش و یهویی یاد گرفتم چقد بهم حال میداد میخوندمش داستان زندگی شو خوندم کتاب عازف جانسوخته رو خوندم یواش یواش کتاب خوان شدم و رفتم سمت خوندن کتابهای در حوزه موفقیت تا اینکه بعد مدتها سال 96 از طریق دوستی به استاد امیرشریفی عزیز آشنا شدم دوره شو خریدم باهاش حالم یواش یواش خوب شد یواش یواش ایمان جدید در من داشت شکل میگرفت ولی اون حالت عصبی ام بهتر و بعضی وقتا بیشتر میشد چون هنوز خودم تغییر نکرده قانون و ندانسته میخواستم زن و بجهامو با خودم همراه کنم و چه چک ولگدهایی خوردم ولی درس نگرفتم چقد ازاین دلسوز بودن وابسته بودن احساس مهربونی بیجا داشتن داشت خفه ام میکرد که نمیذاشت از تضادها درس بگیرم خلاصه با شریفی تا سال 1401بودم تو مسیر با استاد آزمندیان آشنا شدم که حرفاش تا حدودی بهم حال میداد دیگه فهمیده بودم احساس خوب چیه احساس بد چیه و چیکار باید بکنم حالمو خوب نگه دارم اینو که یاد گرفتم احساس کردم بزرگتر شدم حرفای استاد عزیز عباسمتش و چند بار شنیده بودم ولی نمی فهمیدم چون هنوز اونقدر بزرگ نشده بودم الان میعهمم که خدا چه پلن هایی را برام ریخت تا منو بیاره اینجا دنیایی کتاب خوندن با اپلیکیشن فیدیبو چه حالی میکردم ولی الان میفهمم با این اگاهی های نابی که کسب کردم اگه نخواسته بودم دیگران و تغییر بدم تا زندکیم بهتر تغییرکنه اگه انرژی مو اونجا هدر نمیدادم مطمعنم که داستان برایم الان خیلی بهتر بود خلاصه هنوز شرک مذهبی در من بود چون فرق بین توحید و شرک و هیج استادی هیججججججج کتابی هیچجججج انسانی نتونست مثل اینجا برام توضیح بده و قشنگ و ساده برام این موضوع رو بشکافه خلاصه هر روز تشنه یادگیری بودم تا ایتکه یروز در لایوی که آقای عزشیانفر با استاد باعشق داشتن با مبانی استاد آشنا شدم قبلش از اقای فرهنگ که یمدت حرفای اونو هم گوش میدادم درباره قانون جدب حرف میزد حرفاش برام لذت بخش بود تا وقتی تو یه فایلی اومد از عباسمتش و زنش بدوبیراه گفت که اینا کلاهبردارن من راحت میگم هرجا باشه میگم این باعث شد ازش بدم بیاد که کسی دم از خدا میزنه دراین حد استاده چرا پشت سر ینفر غیبت میکنه و میخواد خرابش کنه این باعث شد دیکه به حرفاش گوش ندم و اون لایو و که از استاد دیدم بهش علاقمند شدم الان میفهمم که خدا چیجوری کارهاشو انجام میده چقددددد زیبا پلن هاشو میچینه اگه ما با مقاومتمون خرابش نکنیم خلاصه طولانی شد ولی دیگه نمیتونم تمومش کنم هرجا شد مینویسم

    خلاصه یروز تو گروه تلگرامی که عضو بودم دوره های پولی همه اساتید و مفت میذاشت که خداروشکرررر هرگز سعی نکردم به اونا گوش بدن چون میدونستم راضی نیستن من قبلا از خدا ترس داشتم و با این مباحث بیشتر بهش فکر میکردم ولی ذهنه جفتک مینداخت آخ خداااااجونم چقد دوستت دارم که چیجوری از دست این جفتکهاش در میرفتم یوقتایی لگدمال میشدم ولی خداروشکر زود در میومدم خلاصه یدفعه یه فایل انگیزشی 3دقیقه ای هدفگزاری استاد و دانلود کردم و گوش دادم همانا عاشقش شدم همانا دیگه اونروزا پیاده روی میکردم ولی مشروبات و با اگاهیی که از استادشریفی کرفتم نه ایتکه بخاطر حرام بودنش یعنی با مسیله دینی مذهبی ترکش نکردم با تجربه خودم ترکش کردم یعنی وقتایی مشروب میخوردم نمیتونستم با خدا ارتباط بگیرم انگار سیمه وصل نمیشد این بهم ضدحال میزد تا اینکه گفتم باید ترکش کنم که خیلی مسخره اطرافیانم شدم چون همه دوستام همسن وسالام هرجا میرفتیم مشروب بود الانم هست ولی اصلاااا توجه نکردم اوایل برام سخت بود نماز خوندنمو مسخره میکردن قران خودندنمو مسخره میکردن روزه گرفتن و مسخره میکردن ولی من این سختی ها رو پشت سر گداشتم تا جایی که دیکه برام حرفای بقیه مهم نبود خلاصع سیگار و اعتیاد به مواد هنوز بامن بود سخت بودترکش یعنی به یک ایمان جدی تری نیاز بود ایمانی از جنس عباسمنش خلاصه نمیدونم چیجوری یروز به سایت استاد سر زدم دیدم میگه اول عضو شو بعد 24آبانماه 1401عصو این خانواده بزرگ توحیدی شدم یعنی بعد اینکه عصو شدم هر روز با فایل انکیزشی استاد هرروز صبح پیاده روی میکردم و فایل عرشیانفر و گوش میکردم بعد چند وقت شد یهو گفتم برم یسر تو سایت بزنم دیدم دنیایی از فایل هست میگه میتونی دانلودش کنی زدم روش چون قبلا ثبت نام کرده بودم برام دانلود شد کیف کردم گفتم آخ جون اینا رو میشه رایگانم گرفت بعد میدیدم دوره هاش خیلی قیمتاش بالاست منم که پولشو ندارم پس بیام ازاینا که میشه دانلود کرد شروع کنم اونموقع اصلا هنوز کار با سایت و بلد نبودم یعنی نمیدونستم کجا کجاست بعد مدتها خوش آمدید و به نام خودم دیدم چه کیفی هم کردم خلاصه روز بروز اینجا بزرگتر شدم یادم اولین فایلهای که دانلود کردم فایل های توحیدی قسمت یک و دو بود فایلی که استاد درباره قربانی کردن حصرت ابراهیم میگفت اون شب داشتم روهوا راه میرفتم که خدایا اینا چیه که من دارم میشنوم رو پشت بوم خونم بودم هندزفری توگوشم داشتم عشق میکردم این مطالب ها بیشتر مرا مجاب میکرد که به همسرم و بجهام و خواهرزادهام و برادرزاده هان که تو یه آپارتمان خانوادکی زندگی میکنیم به همه یاد بدن هنوز این درس و فرا نکرفتم وای چه مقاومتی بود چه امر دلسوزی بود چرا نفهمیدم که هنوز خودم تغییر نکردم حرفام نمیتونه برای دیکری جذاب باشه مجیدددد چرا نمیفهمی چرا اینهمه انرژی های نابتو هدر دادی واااااای مجیددددد بگم خدا چیکارت نکنه مجید خلاصه عضو سایت بی نظیر شدم هر روز فایل گوش کن ولی نمیدونستم کامنت چیه اینا چیه فقط دانلود میکردم و گوش میدادم نمیدونم چی شد یروز چشمام به کامنتای دوستان زیر فایلها افتاد واااااای دیدم اینا باز هنوز محشرتره دیوانه شدم گفتم خدایا اینجا کجاست که منو آوردی خدایاشکرررررت دیگه یواش یواش تو سایت حرفه ای تر شدم و کامنت نوشتن و یاد گرفتم و عقل کل رفتن و سوال پرسیدن و جواب دادن و کار باسایت و یاد گرفتم تمام دوره ها وفایل هایی رایگان وپولی که از اساتید دیکه داشتم و از گوشیم پاک کردم دیگه حرفای اونا واقعاااا هیج جذابیتی برام نداشت دیگه همه چیم تا امروز شده بود این سایت و استاد و کامنتای دوستان فایل های توحیدی یکی پس از دیگری و گوش دادم چه کیفی میداد این اگاهی های ناب هنوز مذهب در من بود شرک در من بود تا هنور سیگار میکشیدم ولی تک و توک شده بود حس مشرک بودن بهم دست میداد مواد مصرف میکردم ولی کنترل شده خلاصه این اهرم رنج و لذت شرک و توحید با آگاهی هایی که از فایل های استاد میگرفتم و با کامنتای دوستان خصوصا با خوندن تمام پرسش پاسخ محمدحسین لطیفی عزیز و خوندم وااااااای این دیگه چیکار کرد با ذهنم از مذهب کشیدم بیرون خیلی راحت بدون مقاومتی خداروشکررررر که من از اول هرکز مقاومتی برای تغییر و دریافت این آگاهی ها نداشتم نه ترس دوری از مذهب نه هیجی مقاومت نداشتم واین نعمت بسیاااللر بزرکی بود که خدا بهم داد ازش بینهایت بابت داشتن این نعمت در تمام مراحل تغییرم و هدایتش ممنووووونم و سپاسگزار

    خلاصه به کمک کامنتای محمدحسین عزیز و اگاهی های توحیدی استاد و خودندن کامنت آقا مصطفی پورآذر عزیز درباره شب قدر دیگه با مذهب و بازی های شرک آلود مذهب خداحافظی کردم چقد این اگاهی ها طلایی بود از همینجا قدردانی میکنم از این دوعزیز که دست خداشدن برای رهایی من از شرک بیشتر و هدایت بع سمت توحید بیشتر وااااااای چه آگاهی های نابی بود معلوم بود که همه از آسمان هفتم سرچشمه گرفته بود که مرا منقلب کردا بود دیگه محرم برام هیج جذابیتی نداشت دیگه امام پرستی و آدم پرستی و گذاشتم کنار و از آدمای بزرگ سعی کردم درسهانو بگیرم نه بازی های مدهبیشونو خدایاشکرررررت چقد احساس خوبی پیدا کردم جقدددد این مذهب دخل مارو آورد چه باورهای محدود کننده رو دریافت کردیم چه سمی بما تزریق شد و قبولش کردیم دیگه فرق شرک و توحید خیلی بهتر یاد گرفتم تا اینکه امسال با این آگاهی و ایمان تونستم برم به جنگ سیکار و موادی که از قبل با این تفکر ضعیفش کرده بودم شکررررر برای اون روزی که مثل آب خوردن اونارو گذاشتم کنار بعد 20سال و چقد برام راحت بود که برای اونایی که معتاد هستن میفهمن که تو این کار راحتی وحود ندارررررررد اصلااااا چون من قبلنا چندین بار رفتم بجنگشون ولی شکست خوردم چون ایمان نداشتم ولی ایندفعه اینانی که استاد باعشق بهمون یاد داد تونستم تغییرات عالی بدم به زندگیم الان پیاده روی دارم ورزش های کششی صبحگاهی دارم زود بیداری دارم سرحالی دارم دیگه یاد گرفتم بعد 10سال که نمیتونم هیجکسو جز حودم و تغییر بدم و هرگز نباد تو این راستا اقدامی بکنم جز اینکه در تعییر خودم کوشا و پرتلاش باشم فهمیدم که اگه میخوام به خانوادم کمک کنم باید خودمو کاملا تغییر بدم یعنی با نتیجه خصوصا موفقیت مالی نتیجه ای هست که بچشم همه میاد خدایاشکرررررت که دیکه مثل قبلنا با همسر دعوا ندارم قهر اصللللل نداریم درسته اوضاع مالیم هنوز نغییر نکرده ولی خودم از لحاط اخلاقی خیلیییی صبورتر شدم اصلاااا تو حال بد نمیزارم بمونم دیگه بی پول میشم حالم بهم نمیخوره عصبی نمیشم ناامید نمیشم هر لحطه ارتباطم با خدا داره بیشتر میشه تو تاریکی و روشنایی باهاش حرف میزنم شب و روز دارم باهش حرف میزنم راحتتر شکرگزاری میکنم مینویسم و چقد دلم و آروم میکنه این شکرگزاری چقد نگرانی هامو اربین میبره که اگه این آگاهی استاد نبود اگه فهم توحیدی و شرک نبود من داغون میشدم زندگیم داغون میشد زن و بجهام از دست اخلاق گند من و بی پولی هام فرار میکردن من خیلی خوب شدم اینو مدیون فایل های توحیدی استادم هستن چقد این فایل حجاب روشنفکرم کرداز تاریکی دراومدم فایل تشخیص اصل از فرع خیلیییی رشدم داده از لحاط توحیدی فکر کردن در کار و زندگی فایل تسلیم در برابر خدا و تمام فایل های توحیدی از قسمت 1تا 11 فایل تفسیر دعای کمیل و نامه 31امام علی به امام حسن واااااای اینا دیوانه کننده بود من عاشق تمام فایل هایی هستم که درباره تسلیم بودن و توحید مسنقیم حرف میزنه فایل اینکه چرا خدا بیشتر از من میخواد ثروتمند باشم فایل روی خدا حساب باز کن من بالای 100تا فایل اینجا بصورت هدایتی و چند روز چندروز یه فایل و گوش دادم کامنتای دوستان خوردم خدایاشکرررررررت خداجونم اگه تو کمکم نمیکردی اگه اینجا منو هدایت نمیکردی که چه فایلی را باید گوش بدم چه کامتتایی را باید بخونم تا به این آگاهی و فهم و درک ناب برسم هرچند باز هیجی نمیدونم هیجی نمیفهمم هیجی نمیدونم میخوام هرروز بیشتر یادبگیرم اگه اینا نبود اگه تمرین شکرکزاری نبود خدایااااااا من داغان زندگیم داغان اعتیاد در من نفوذ میکرد و منو به مرور زمان به سمت فرتوط شدن نابود شدن میبرد خدایا من اون مرده ای بودم که گفتی خداوند شما رو که مردید زنده میکند من همون معحزه زنده شدن مرده هستم خدایاشکررررررت خداجونم ازاین دوره از رزای عزیز با ایمانی که بما یاد داد تا من با تمام وجودم این دوره را درآغوش بگیرم شکررررررر خدایاشکرررررررت

    یاد گرفتم از امروز هر مشتری به هردلیلی وارد مغازم شد بابتش خداروشکر کنم حتی کسی که اومد ازم آدرس پرسید یا چیزی خواست میگم خدایا شکرت که ایتو تو فرستادی شکر که امروز یه نفر معازمو دید وارد مغازم شد ازین شکرگزاری کردن و با لذت انجام میدم البته الان چند وقته که جملات تاکیدی و شروع کردم صبح ظهر شب نوشتن و هر شب میخوام بخوابم بابت نعنتهای اونروز و داشته هام هم سجده شکر میزارم هم یه بخشی تو ایتا درست کردم کانال شکرگزاری البته کانال کارها رو بخدا بسپار ایحاد کردم کانال اهداف کوتاه مدت و دراز مدت ایحاد کردم که خواسته هامو اونحا مینویسم عکس میزارم یه کانال ساختم روش نوشتم توجه به خوبیهای همسرم و فرزندانم اونجا درباره خوبیهاشون نوشتم و میخونم این تمرینهایی که از اینجا یاد گرفتم واسه خودم ساختم و با انجام دادنش خیلی حالم خوبه و مطمعنم این حال خوب لاجرم نتایح را به وقتش با خودش میاره خدایاشکرررررت که تونستم درباره خودم بنویسم که کجا بودم الان کجام و کجا میخوام برم

    خداجونم منم دلم میخواد تغییر کنم منم دلم میخواد در کارو زندگیم به یک فرد بهترو باکیفیت تر و موثرتر تبدیل شوم و ارزش های بسیاری را خلق کنم برای جهانم و باعث گسترش جهانم شوم

    وقتی ازاون مجید داغان داغان اینو ساختی که به هیج چیزی و دارویی الحمدالله وابسته نیست و هرروز داره برای این تغییرش تلاش میکنه و وقتشو با خدا و اینجا میگدرونه و داره سر تعهدی که دیروز بست 7تا چیز منفی و انتخاب کردم که دیگه انجام ندم و خودم اصلاح کنم که یکش خداروشکررررررر بعد 10سال اینه که دیگه برای تغییر هیج احدوالناسی اقدامی صورت ندم و تا کسی ازم کمکی درخواست نکرد بهش کمک ندم بهیج عنوان چون از دبروز دارم روی احساس لیاقتم کار میکنم وقتی کارهایی به این بزرگی برای احساس لیاقتم انجام دادم ترک سیگار و ترک مواد مخدرات که واقعااااا کار سخت و دشواری هست خصوصا الانی که هرجا بری اینا در دسترس دوری از این محفل ها و نزددیکی با خدا به جهان فرکانس احساس لیاقتو فرستادم چرا ادامه اش ندم برای همین هدایت شدم به تمرین نوشتن جملات تاکیدی و ذکر تمام وقت آن

    که خداروشکر من لایق برخورداری از بهترین نعمتهای این جهان مادی هستم چون خدا مرا لایق افریده از جنس خودش از روح پاک خودش مرا آفریده پس من لایق بهترینها هستم و بایدددد حقمو حق الهی مو از جهانم بگیرم برای همین بیشتررررر از قبل با این دوره همراه میشوم تا نتایج و خلق کنم ارزشها رو خلق کنم و بیام اینجا بیشتر از خودم بنویسم

    خداجونم شکرررررت که بامن در انگشتانم بودی و با قلبم برام نوشتی خدایاشکررررررت دیگه براحتی کارهامو به خدا میسپارم با خوندن تمام اون کامنتای بی نطیر الهی در عقل کل سوال آقای حبیب الله ایزدی که گفت کارها رو به خدا سپردن و 540تا کامنت و خوردم و چه کیفی داد که الان خیلی باایمان قلبی راحتتر همه چیو با مقاومت خیلیییی کمتر از همیشع میسپارم به خدا که دراین بخشم دارم تکاملمو طی میکنم به فصل و رحمت خدا

    دیگه طولانی شد کامنتم ببخشید چون من اصولا از روز اول نوشتن و شروع کردم سیر نمیشم از نوشتن د اینجا چون واقعااااا فکر میکنم خدا همه اینارو هرروز داره میخونه برای همین باهاش براش مینویسم که عشق اول و وسط و آخر همه ماست

    بدرووووود دوستان باعشق من بدروووود رزای عزیز و بدروووود استاد باعشفم

    رزا تو با حرفات همه مارو دیوانه کردی خدایااااااا منم ترا اینجوری میخوام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1249 روز

    سلااااام و درووود بر رضای باعشق و دوست داشتنی گروه بزرگ توحیدی عباسمنش

    رضا جان دوستت دارم چون نمیشه دوستت نداشت فیلم های موفقیت و دیدم داستان زندگیتو حفظ بودم هر دو کامنت این دورتو خوندم ولی باز توش لذت بود و نور بود و روشنایی بابتش ازت ممنوووووونم بسیاااااار فراوان.

    ازاین کامنت چیزای خوبی دستگیرم شد این روزها تو فکرم این بوو برای موفقیت های مالی و معنوی عالی در این جهان لازم نیست کارهای بزرگ انجام داد با یه تغییر کوچک روی رفتار و گفتارت میتونه موفقیت و جذب کنی با پیوستن به ایت دوره این فکر برام پررنگتر شد تا اینکه کامنت امروزت مهر تایید زد براین اندیشه ام که بله کاملا این درسته ما برای هر نوع موفقیتی لازم نیست آپالو هوا کنیم با قدم های بسیاااار کوچک میشه درهای بزرگ و باز کرد مثل دومینوی کوچک کوچک چیجوری دومینوی خیلیییییی بزرگ و میندازه کاری که شما کردین رضای عزیز خیلی حال کردم و لذت بردم که گفتی من تتها کاری که برای موفقیتم بلد بودم این بود که لباس نو بپوشم و بعد فحش و بدوبیراه به کسی دیگه نگم یعنی کی میتونه باور کنه به همین سادگی هست قدم اول برای رشد و پیشرفا عالی و برداشتن خدایاشکرررررررر که ما باور میکنیم رضای عزیز دومین چیز عالی که یاد گرفتم این بود که من برای رهایی از بازار کسادی از فردا بیام هر مشتری وارد مغازم شد حتی برای پرسیدن آدرسی چیزی مثل تفکر شما و رزای عزیز خداروشکررر کنم با تمام وجودم که خداروشکر بلاخره ینفر امروز وارد مغازم شد و شکر کنم و شکر کنم و ادامه بدم این ممنتوم مثبت و تا نتیجه رو حاصل کنم ازتون ممنووووونم چه درس نابی امروز بهم دادین سپاااااااس وکاری که کردم یه تعهد نامه نوشتم تا از امروز 7تا کارو لیست گرفتم که بدرستی اونا رو انجام بدم تا این اقدام عملی من باشه برای جذب موفقیت و درآغوش گرفتن تغییر خدایاشکرررررررر برای این دوره بی نظیر و شکررررررر برای وجود رضاهای فراوانی که اینجا با داستانای زیبا زندگیشون هم به وجد میایم هم اشتیاق سوزان میگیریم هم ایمانمونو افزایش میدیم خداجونم ازتو و رضاهایی که ساختی و تربیت کردی سپاااااااااس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1249 روز

    سلااام و دروود بر آقا امیری عزیز

    حمیدخان درود بر شجاعتی که به خرج دادی خیلی خیلی تحسینت میکنیم شاگرد خوب کلاس ممتاز دمتگرررررم شما کاری رو انجام دادی که من در حین خوندن آن بودم دلم داشت میلرزید تصور اون مکان ترس تو دست و پامون انداخت حالا چه برسه تو اون شرایط قرار بگیرم واقعااااا دمتگرررررم خیلی کارت درسته رفیق درس خوبی بهم دادی که از هرچیزی که میترسم توش گیر دارم مقاومت دارم بهترین کیسی که میتونه کمکم کنه باید برم سراغش همون خدای عقل کل که از همه چیه ما آگاهه و همه چیو میدونه چقد کیف کردم ازین درس و چه کیفی کردم ازین داستان شحاعتت و چه کیفی داد بهم حرفی که رییس با معرفتت رییس دانایت بهت گفت چه حس قشنگیه اون لحطه ار مافوق کاری ات حرف مثبت میشنوی ماهم ندیده عاشق رییس کارت شدیم و لطفا از طرف من حتماااااا یه بوس روی پیشانی اش بده که چقد میتونه یه ادم اینقد دوست داشتنی باشه دمشگررررم و ازین جمله ات خیلییییی کیف کردم که گفتین؛

    نگران بودن را متوقف کن و اجازه بده خداوند در زندگی تو جاری شود

    خدایا من هیچی نمیدونم تو بهم بگو چیکار کنم؟؟

    راستی داستانت چقد شیرین بود من هم ترس از ارتفاع دارم هم ترس از تاریکی که خیلی بهتر از قبل شدم ولی هنوز خیلی کار دارم که یکی از مهمترین خواسته ام اینه که یروزی برم تو دل تاریکی برم قبرستون بشینم دعا کنم با خدارازونیاز کنم خدایا خودت میدونی چقد محتاج اینم کمکم کنی تا تو این شرایط قرار بده متو

    خدایا من نمیدونم چیکار کنم تو میدونی برنامه شو برام بچین که تو بهترین برنامه ریزی خیلی از داستان شجاعتت کیف کردم خیلی لذت بردم و چه کیفی میده لحطه ای که بر ترست علبه میکنی واااااای خدایا نصیبم کن

    عالی بودین مثل همیشه

    دعا میکنیم تا همیشه شجاعتت در آغوش امن الهی رو به افزایش باشع ایمانت رو به افزایش باشع باورهای توحیدی ات رو به افزایش باشه

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: