این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همکلاسی های بی نظیر در این کلاس بی نظیر.
قبل از تغیر: از همه کس شاکی بودم الا خودم،مسئول بد بختیم رو پدر ومادر و جامعه میدیدم الا خودم،ذهنیتی کوچک با افکار پلید و داغون داشتم.
جرقه: جرقه از جایی زده شد که واقعا از شرایطم خسته بودم،از خودم از کارایی که انجام میدادم خسته بودم تا جایی که چندین سال پیش در محل کارم با یکی از مشتریان داشتم صحبت میکردم و ایشون متوجه حال خراب من شد و دید که جویای تغیرات هستم،برام از یک فردی فایل صوتی فرستاد که ایشون تازه برای خودش استاد شده بود و از شاگردان استاد عباسمنش بود.
من صحبت های این بنده خدا رو گوش دادم و بعد از چند وقت این بنده خدایی که مشتری ما بود گفت یک استادی رو پیدا کردم بنام عباسمنش،گفت استاد عباسمنش خداوندگار قانون جذبه،و یه فایلی از استاد برام فرستاد که داخل فایل استاد درباره علی بی غم بودن صحبت میکردن و درباره نگه داشتن حس خوب بود اون فایل.
اولین اقدام کوچک اما عملی من درمان اعتیادی که داشتم بود که بصورت خیلی اتفاقی در محل کارم برای باز سازی اون مکان چند نفری اومده بودن و من یکروز با یکی از اون افراد همینطوری داشتیم صحبت میکردیم که این بنده خدا گفت من 12 سال اعتیاد داشتم و بعد از اینکه پدرم در اومده به فکر ترک کردن افتادم و خداوند هدایتش کرده بود به جمعیت احیای انسانی کنگره 60. و اعتیاد این بنده ی خدا برای همیشه درمان شده بود و خداوند من رو هم از طریق این بنده خدا هدایت کرد به کنگره 60 و با یاری خداوند چندین سال هست که از دام و بند اعتیاد آزاد و رها هستم.
در فرایند تکامل من با شکر گزاری ارتباط خیلی خوبی برقرار کردم و شده روتین زندگیم.
چالش و غلبه: من تا قبل از آشنایی با استاد عباسمنش همیشه دنبال خرید چکی و قسطی بودم.و بعد از درک قوانین سعی کردم دیگه دنبال خرید قسطی و چکی نباشم یا وام نگیرم،اما همسرم به این موضوع اصلا اعتقادی نداره و میگه عباسمنش نفسش از جای گرم در میاد که میگه وام نگیرید و چک نکشید.
من توی این قضیه چالش داشتم اما با حفظ کردن آرامشم سعی کردم به این مساله غلبه کنم و دنبال وام و قسط نباشم.با این که بار ها گیر کردم توی این مساله که یه چیزی رو لازم داشتم ولی همه ی پولشو نداشتم اما دنبال چک و وام قسط نرفتم مثلا برای بیمه ماشینم شرکت بیمه گذار میگه اقا شما قسطی بیمه کن،چون مبلغ نقدی و قسطی هیچ فرقی نمیکنه اما من نقدی انجام میدم.
نتایج ملموس که خیلی زیاد دارم.یکی از این نتایج ملموسی که خیلی دوسش دارم،پیشروی از راه راست و سراط مستقیم هست.
من هر چیزی رو که برای خودم دوست دارم برای دیگران هم همون رو دوست دارم.
من یادگرفتم که کوتاه ترین راه بین دونقطه،یک خط راست و مستقیم هست.
باورتون نمیشه که از این درست کاری چقدر نعمت های زیادی وارد زندگیم میشه.
استاد ازتون ممنونم بخاطر اینکه برامون تمرین میزارید تا تمرکز کنیم روی مطالب و قوانین.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی خودم
من توزیع کننده بسته های دیجی کالا هستم
و حقوقم کم بود و خسته شده بودم دیگه ک دخل و خرجم یکی نیست و کم میاوردم هرماه
و قبلش دوره 12 قدم رو یکسال و خورده ای بود تموم کرده بودم و تمرین ستاره قطبی همیشه جواب میده بهم خدا
من درخواست بیشتر شدن درامدمو کرده بودم
خیلی هم میترسیدم از شغلم استعفا بدم و با این ک خیلی جاها میتونم شروع ب کار کنم چون کاردانی برق دارم و داییم و داداشم هم تو شرکت هایی ک هستند کار برام داشتن و حتی صحبت هم کرده بودند و گفته بودند نیرو میخواییم ولی اصا دوست نداشتم ازادی و گوش دادن به فایل های استاد توی مسیر کارم رو ول کنم و برم توی شرکتی ک نمیتونم ازاد باشم و وقت کمتری برای فایل گوش دادن و تمرکز روی خودم دارم برم چون من از مسیر محلات تا قم و دوباره از مسیر قم تا دلیجان فایل های استاد گوش میکنم چون توزیع کننده دلیجان هستم
اولین اقدامم این بود ک باید به سرپرست انبار قم اعلام کردم میخوام شغلمو عوض کنم و سرپرست انبار قم بعد از چند دقیقه صحبت باهام ک میخواستم راضیم کنه گفت باشه حداقل تا 19 این ماه بیا نیرو جدید بگیرم و نیروی جدید اومد و بعد از دو سه روز ک من نبودم سرپرست انبار قم زنگ زد با چندین برابر احترام بیشتر ک قبل نداشت بهم گفت نیرو جدید نتونسته و حتی تو روز تمام بسته هارو نتونسته تحویل بده و با احترام و خواهش گفت ک بیا چند روز خودت تا نیرویی بگیریم من قبول کردم و رفتم قم روز بعدش و سرپرست انبار چون انبار ایجنت و سهم میگیره از هر بسته راضی شد ک از بسته های دلیجان هیچ سهمی نگیره و اونرو هم ب من بده و فقط از بسته های قم سود بگیره و حقوقم دوبرابر شد
استاد دقیقا یاد شما افتادم ک توی بندر عباس اون روز استعفا دادید و انبار با شرایطی مواجه شد ک باهاتون تماس گرفتن و حقوق چند برابر و گوشی بهتون دادند و خیلی عزت و احترام بیشتری براتون قاعل شدند.
و حتی انباردیجی کالا قم هم بعد چند روزش اومد اول قم و خلییی نزدیک تر شد برام حدود 30 کیلومتر و هم درامدم رفت بالا تر و هم راهم نزدیک تر شد و خیلی احترام بیشتری هم به من میزارن چیزی ک من از قبل از درون بهش شک داشتم ک چقدر کار ارزشمندی دارم انجام میدم و چقدر ارزشمندم هم چندین برابر شد
ممنون از استاد عباسمنش عزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی خودم
انشالله خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
نمیدونم تو این دوسال چندین بار صدای رزای عزیز رو گوش دادم و الهام گرفتم اما هنوزم که هنوزم برام تازگی عجیبی داره و حرفای استاد بعد از ایشون آنقدر واضح قدم به قدم قوانینو توضیح میده که آدم ناخوداگاه کشیده میشه به سمت اجرای دوباره قوانین
و خب بریم سر تمرین این جلسه
🩵اولین سوال :قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
من قبل از تغییر در یک رابطه سمی بودم که نه تنها روابطم بلکه آزادیم آرامشم کارم و سلامتیم رو هم تحت تاثیر شدید قرار داده بود رابطه ای اشتباه که من فقط سعی داشتم با قوانین ایشون رو تغییر بدم و ای دل غااافل که باید خودم تغییر میکرد
🩵سوال 2:جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
دقیقا جایی که به قول استاد حسااابی از جهان چک و لگدا رو خوردم و دست از اصرار بیهوده برای تغییر ایشون برداشتم و با فایلهای توحید عملی استاد شروع کردم و انگار بعد چندین سال تااازه من متوجه شدم توحید یعنی چی!متوجه شدم که دچار چه شرک بزرگی شده بودم متوجه شدم تمام این سالها قوانین رو اشتباه اجرا میکردم و صد البته که میدونستم اشتباهه و اماااا وابستگی و شرک پرده انداخته بود رو چشام تا حقیقتو نبینم و اما با این فایلها پرده کنار زده شد و من موندم و خداا…
🩵سوال 3:اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اولین اقدامم چک نکردن ایشون و شروع چندین ساعته گوش دادن به فایلهای توحید عملی بود
🩵سوال 4:فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.!؟
1-گوش کردن به فایلهلی توحید عملی🫀
2-رها کردن و چک نکردن ایشون (خیلی سخت بود)️
3ـ شروع نوشتن اینکه چه رابطه ای میخوام به صورت جزییات کامل
4ـ حرف زدن با خدا هنگامی که دلم میگرفت و ذهنم برمیگشت به گذشته و دلتنگ میشد (بعدش چنان آرامشی میگرفتم که انگار تمام دنیا پشتم بودن)
5ـ دعا کردن بعد نماز (به صورت کاملا مثبت )یعنی خدایا شکرت که رابطه ای پاک و مقدس و سرشار عشق و احترام و آزادی و برکت بهم بخشیدی
6ـ کار کردن روی عزت نفس و شخصیتم به صورت جدی
7-شکر گزاری و صبر
8-بخشیدن ایشون(طول کشید)
🩵سوال 5:چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)؟
تو این مسیر چالش زیاد میومد ذهنم دنبال خبر گرفتن از ایشون میشد و تا خبری میگرفت شروع میکرد به برگردوندن من به مسیر قبلی ولی با گوش کردن دوباره به فایلهای استاد برمیگشتم به مسیر
و امااا نتایجبه لطف خدای مهرباانم در رابطه ای قرار گرفتم که اگه صدسال هم مینشستم و مینوشتم بازم این چنین فوق العاده نمیتونستم بیانش کنم انسانی پاک فوق العاده صادق با ایمان روشن فکر با اعتماد محترم با شخصیت با خانواده تحصیل کرده مودب و خوش اخلاق و کاری که به لطف خدای مهربانم یکی دو ماه دیگه عروسیمونه تموم اون چیزایی که تو اون 7سال نداشتم رو خدا هزار برابرشو بهم برگردوند اونم نه تنها رابطه بلکه آزادیم آرامشم سلامت روانم رو هم بهم برگردوند
فقط وقتی که رها کردم و به دستای قدرتمند محبوبم سپردم به قول رزای عزیز من نمیدونم خدا جونم تو میدونی من هییییچی نمیدونم تو برام بساز
فایل رزای عزیز رو من چندماه پیش هم گوش داده بودم و خیلی اون لحظه تحتتأثیر قرار گرفتم و با حرفاش اشک ریختم. میگفتم ببین مریم، میشه. ببین رزا خواسته و شده، تو هم میتونی. چون تقریبا یه چیزایی از زندگیش به من شبیه بود. مهاجرت کرده بود، درآمدی نداشت و من تازه از رزا یه پله جلوتر بودم چون خونهای داشتم که توش زندگی کنم. خلاصه خیلی تحتتأثیر قرار گرفته بودم و تا چند روز صداش توی گوشم بود. اما متأسفانه نتونستم مثل اون پیش برم و از مسیر دوباره دور شدم. تا اینکه دوباره این چند روز اخیر خیلی آشفته بودم و ناراحت از اینکه چرا پس به نتیجه نمیرسم. چرا هرچی جلوتر میرم درها باز نمیشن. پس کی قراره این اتفاق بیفته که باز خداوند من رو هدایت کرد به فایل رزای عزیز. دوباره حرفهاش رو گوش دادم و اشک ریختم. خداوند هر لحظه داره با من حرف میزنه و منو هدایت میکنه.دارم به تمرینهای استاد که توی این دوره یعنی تغییر را در آغوش بگیر عمل میکنم و اینبار با قدرت بیشتر پیش میرم و ایمان دارم که به نتیجه میرسم چون خدا رو بیشتر باور کردم.
از استاد عزیزم نهایت تشکر رو دارم که هر روز با فایلهای زیباشون منو به زندگی امیدوارتر میکنن. هر روز فایلهای استاد توی خونهام پخش میشه و هر روزی که فایل: مرا به سوی نشانهام هدایت کن رو پلی میکنم دقیقا انگار که خدا داره با من حرف میزنه.
خیلی دوستتون دارم استاد جان و مریم مهربانم
کامنت دوستان رو میخونم و کلی انرژی میگیرم.
انشالا با نتیجههای بزرگم میام و براتون تعریفش میکنم
خداروشاکرم که به قلبم به زمانم برکت داده تا بتونم هم زمان با این پروژه پیش برم ..
قبل از تغییر کجا بودی؟
استاد من میخام به صورت کلی بگم که قبل از آشنایی باشما چطور بودم و چه تغییراتی داشتم …
من زندگی به ظاهر ارومی داشتم
که با یک گرد باد انگار همه چی نابود شد
و همه چیز ما رو دگرگون کرد
اوضاع مالی
سلامتی
روابط عاطفی
خب زمان زیادی توی در و دیوار بودم و همش از خدای خودم میپرسیدم
چرا من
همش ناله و شکایت و غر زدن
و اصلا فکر نمیکردم
این مسیر روزی بشه سکوی پرتاب من
انقدر اون الگوی تکراری
داشت تکرار میشو که من واقعا خسته شده بودم و اوضاع هر روز بدتر از قبل میشد
و من هر روز مشرک تر و نا امید تر از قبل
تا اینکه شما رو چون از قبل میشناختم دیدم گوش دادن به فایل ها حداقل قلب من رو آروم میکنه
یک امیدواری میداد که من اون روزها واقعا بهش احتیاج داشتم
چون واقعا رسیده بودم به ته خط
به صفر
حتی به زیر صفر
یعنی هر جنبه از زندگیم که نگاه میکردم واقعا داغون بود
کم کم انگار قانون رو درک میکردم
میدیدم وقتی توجه من روی خوبی هاست انگار یه سری اتفاقای خوب میفته
خیلی کوچیک مثل اینکه برق کل همسایه ها میرفت اما برای ما 10 دقیقه میومد
و من همه ی این ها رو نشونه ای میدیدم از اینکه قانون داره درست کار میکنه
اما از اون طرف هم واقعا قدرت رو میدادم دست ادمها ..مشرک بودم همش منتطر بودم فلانی بیاد کار منو درست کنه
که خب اون برهه من صربه ی زیادی از مشرک بودنم خوردم
همونجا با خودم گفتم دیگه بسه
دیگه نمیخام
دیگه نمیشه
چون با چشم خودم میدیدم که آدمها هی کاری نتونستن برام انجام بدن حتی اندازه ی ارزن
همونهایی که صاحب قدرت های بزرگ بودند
اون جا نقطه ی تغییر بزرگ من بود
در واقع چون هیچ دستاویزی نداشتم برای نگه داشتن
به قول استاد وقتی ادمها ته دره قرار میگیرند و میبینن که دیگه هیچ کس هیچ کاری نمیتونه براشون انجام بده اونجاست که تسلیم میشن و رو میارن به سمتش
من دقیقا در همین حالت بودم ..
با فایل فقط روی خدا حساب باز کن شروع کردم
اون زمان 3تادوره هم از شما خریده بودیم به خیال ثروتمند شدن بدون هیچ نتیجه ای
اما من فهمیده بودم که من خدارو توی زندگیم ندارم
از فایل های دانلودی شروع کردم
روی نشانه ی روزانه ام میزدم و دونه دونه ش رو با جان دل کار میکردم گوش میدادم
کامنت ها رو همه شون رو میخوندم
و تجسم سازی میکردم
واقعا به معنای واقعی کلمه رها کرده بودم
هی با خودم حرف میزدم و یاد آوری میکردم که همون خدایی که این همه کار برای بچه های سایت انجام داده چون بهش توکل کردن
پس همون خدا هم کار من رو انجام میده
دنبال زیبایی ها بودم
روز و شبم رو بمباران کرده بودم با آگاهی های شما
در و دیوار اتاقم روی کمد لباس هام
روی کابینت های اشپزخونم روی یخچال همش حرف و صحبت های شما بود
هیچ وقت یادم نمیره
این جمله ی شما رو که هی با خودم تکرارش میکردم
زهرا تو باید بتوانی کنترل ذهن کنی همونطور که ابرهیم توانست همونطور که موسی توانست تو باید بتوانی به خداوند توکل کنی
چقدر ایمان من قوی تر شد و خداوند درها رو برام باز کرد
یه جوری هم باز گرد که من فقط اشک سوق میریختم
خدایا شکرت خدایا سپاس گزارم
اما باگ هایی که من داشتم اون روزها این بود که باید همسرم تغییر کنه بالاخره زندگی ما مشترکه
و ایشون رو هم خیلی کنترل میکردم و خب هی رابطه ما بدتر میشد
تا جایی که رها کردم
من دارم با این پروژه یاد میگیرم که همواره ه روز باید در حال رشد و پیشرفت شخصیت خودم باشم
از موفقیت ها و نعمت ها خوشحال بشم و لذت ببرم اما در باد اون حال خوب نخوابم
باید همواره خودم رو ارتقا بدم ولو با یک کار کوچیک .مثلا با یه ربع زودتر بیدار شدن .
یک مورد دیگه که در مورد تغییر هست
مربوط میشه به رابطه ی من و فرزندم
که این کمال گرایی رو بزارم کنار
این کنترل کردن رو بزارم کنار
اینکه فرزند من یک پرفکت در تمام جنبه ها باشه رو بزارم کنار
اینکه عزت نفسش مهم ترین مسئله ای که من با این افکارم دارم از بین میبرمش
براساس اهرم رنج و لذت نوشتم
و این باور دارم کار میکنم که
همون طور که من اون فرزندی نشدم که پدر و مادرم میخاستن فرزندم من هم شخصیت مستقل خودش رو داره و من هم الان از زندگیم از راهی که رفتم راضی هستم با اینکه با نظر پدر و مادرم متفاوته…
با این دیدگاه نگرانی هام داره کم و کمتر میشه
درسته هنوز خیلی خوب نشدم
اما با تمام وجودم دارم سعی میکنم این رابطه ی زخمی رو درست پانسمان کنم تا کامل کامل خوب بشه
و واقعا به این باور رسیدم که من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم ..
من حتی نتونستم یک قند ساده رو از چایی روزانه همسرم حذف کنم بعدش چرا توقع داشتم تمام افکارش هرجهت بشه با من
این در رابطه با فرزندمم صدق میکنه….
در رابطه باهمسرم وقتی در تغذیه ش رها کردم بعد از چند مدت دیدم که خودش تصمیم گرفته که غذاش رو کم کنه .
فعالیت و ورزشی رو بیشتر کرده و حتی 7 کیلو وزن کم کرده
صبح ها زودتر از خواب بیدار میشه
سرحال و شاداب شده
در خیلی کارها به من کمک میکنه
پس نتیجه میگیرم که قانون برای همه یکسانه و فرزندمم از این قائده مستثنی نیست
فقط من باید تمرکزم روی خودم باشه و رها کنم و بسپارم به خداوند تا در زمان مناسب خودش هدایت بشه …
تو زندگیم من اگه بخوام به یک حرکت توحیدی اشاره کنم بی شک مهاجرتم بود .
من قم زندگی میکردم سالها در شغلی بودم که اصلا نه آینده ای توش میدیدم نه میلی به انجامش حتی هیچ تخصص خاصی هم بهم یاد نمیداد و اونجا بود که من دوره 12 قدم استاد عباس منش و خریداری کردم و همچنین دوره عزت نفس استاد و شروع به کار کردن دوره ها کردم بعد از دو ماه من شجاعت اینو پیدا کردم که از کارم استعفا بدم و بعد از مدت کوتاهی مهاجرت کردم تهران با دست خالی اما ایمانی قوی .
یادمه وقتی رسیدم تهران یه مسافتی و پیاده رفتم اصلا جایی و نمیشناختم بلد نبودم نمیدونستم باید از کجا شروع کنم رسیدم به یک پارک و از خستگی روی چمنا دراز کشیدم .
به آسمون درختا صدای کلاغا گوش میدادم و یه صدایی تو ذهنم میگفت صادق اینجا چیکار میکنی پاشو برگرد از پسش برنمیای اما یه آرامشی تو قلبم میگفت فقط ادامه بده و من اون روزا خداوند و قشنگ احساس میکردم که پیشمه قشنگ وجودشو حس میکردم خیلی زود رفتم سراغ کاری که دوست داشتم از طرفی به شغلی و پیدا کردم به صورتی که بتونم هم حرفم و ادامه بدم هم پول در بیارم بتونم تو تهران زندگی کنم هیچی نداشتم واقعا تنها بودم اما خداوند دستانشو برام میفرستاد و کمکم میکرد .
خیلی ناامیدی میومد سراغم اما با وجود اینکه لین مسیر برام خیلی سخت بود با اون یخورده ایمانی که داشتم ادامه دادم و خداوند همیشه هادی من بود در این سالها .
از لحاظ شخصیتی واقعا تغییر کرده بودم شده بودم یه آدم کاملا مستقل قوی تر از قبل با اعتماد به نفس کسی که به سراغ چالش های زندگیش میره و کلی هم تمرین کردم از تمرین تبلیغ بازرگانی دوره عزت نفس تا رفتن به دل ترس هام با پرش از ارتفاع بلند و خیلی چیزای دیگ …
اینو بگم که به اون نتیجه ای که میخواستم نرسیدم یعنی اون موفقیتی که تو ذهنم بود نشد به دلایل خیلی زیادی که نمیخوام اشاره کنم ولی از من شخصیت قوی ساخت که تو ادامه مسیرم بهم کمک میکنه شاید فقط همین که من بیام و این سالها به تنهایی کار کنم این برنامه خداوند برای من بود تا منو آماده مسیر جدید زندگیم کنه ولی به هر حال من دوباره برگشتم به مسیر توحید و ایمان قوی تر از قبل و کاربلد تر و مُصر تر
به نام خداوند یگانهی بسیار بخشایندهی بسیار مهربان وهّآب
درود بر استاد بزرگوارم و بانو شایستهی عزیز و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی همراهان همفرکانسم
به گفته مولانا:
هین( همین حالا) توکل کن ملرزان پا و دست
رزق تو بر تو ز تو عاشقتر است
خدایا پروردگارا چی میتونم بگم از این همه لطف و مهربانی بیاندازهی تو که به شکل هدایت از زبان انسانهای گوناگون به من و ما میرسد.
واقعا وقتی تو که بر همهی ذرات وجود حاکمی و ناظر و سرپرست. تویی که روزی دهندهای، تویی که تنها فرمانروای جهانیان هستی و تنها جریان ازلی و ابدی در هستی، پس ای خدای وهّآب مرا هدایت کن به بهترینهایی که خودت میدانی!
خدایا پروردگارا تویی آگاه به احوال همهی بندگانت! و تویی بهترین خیرخواه ما و تویی تنها قادر و توانا! پس از درگاه پرمهرت درخواست میکنم تا مرا در هر لحظه هدایت کنی.
خدایا پروردگارا من نمیدانم و این یعنی که من تسلیم مصلحتهای تو هستم. پس ای خدای بسیار بخشایندهی بسیار مهربان وهّآب، برایم آنچه خود مصلحتم میدانی رقم زن.
خدایا پروردگارا، گذشته، حال و آیندهام را به دستان پر مهر تو میسپارم.
امروز چه روز عالی برایم بود، خدایا پروردگارا سپاس.
امروز ملاقاتهای بسیار آموزنده داشتم. امروز با آدمهایی دیدار داشتم که بسیار از آنها آموختم و چه چیزی از آگاهی بالاتر؟! که همانا این نیست جز فضل ویژهی تو.
واقعا داستان رُزای عزیز چه آموزنده و امیدوار کننده بود. خدایا پروردگارا بهراستی که تو نزدیکی و پیوسته در حال اجابت خواستههای درخواست کنندگان هستی. خدایا پروردگارا مرا به راه راست هدایت فرما همان راه کسانی که بر آنان نعمت ارزانی داشتی نه راه کسانی که بر آنان خشم گرفتی و نه راه گمراهان.
خدایا پروردگارا تو مرا شایستهی بهترینها آفریدی و من اکنون دیگر مانند گذشته خود را پیوسته با دیگران مقایسه نمیکنم و باید بگویم که خودت بهتر میدانی که البته نگرانیهای من درسته که بسیار نسبت به گذشته کاسته شدهاند ولی هنوز هم لحظاتی هست که با یک چالش نگران میشوم و گاه از آینده میترسم. میدانم که ترس نشانهی شرک است ولی از درگاه پرمهرت درخواست میکنم تا مرا هدایت کنی و دلم را در آن هنگام به نور هدایتت گرم کنی. نشانههای امید را واضح و آشکار جوری که من بفهمم و دلگرم شوم برایم پیش آوری تا اسیر وسوسههای شیطان و ابلیس نشوم.
خدایا پروردگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
خدایا پروردگارا میدانم که باید مراحل تکاملیام را طی کنم تا نعمات و برکات و ثروتهای روزافزون تو را درک کنم و به هدر ندهم! تا توانایی مدیریت آنها را به هدایت و فضل خودت داشته باشم. تا مغرور نشوم، تا متکبر نشوم، تا از مسیر زیبای آگاهی و رشد و شکوفایی و هدایت بیرون نروم.
چقدر زیبا با خداوند صحبت کردید اون تیکه صحبت شما که گفتید ترس شرک هست خیلی خیلی برای من تکان دهنده بود نشانه امروز من بود من یک قدم رشد کردم از خداوند و از شما سپاسگزارم همیشه موفق باشید
این فایل واقعا هدایت محض بود، از همون ب بسم الله که استاد اتفاقی تصمیم گرفتن بیان کلاب هاوس، از صحبت هایی که در مورد حضرت ابراهیم زده شد، هر بار که استاد در مورد حضرت ابراهیم صحبت میکنند ایمانی دوباره در دلم زنده میشه و معنای توحید برام مرور میشه،
صحبت های رزای عزیز که واقعا انگار از اعماق قلبش با نهایت ایمانش بود واقعا همونجوری ک استاد گفت اشک من هم در اومد وقتی که احساسش و از تغییر فکرش در مورد خدا میگفت و احساس میکرد ک کنارش هست،
مواردی که رزا در عوج ناامیدی برای شکرگزاری پیدا میکرده، تک تک مسیرهای رزا هدایتی بوده و به قول استاد اونجایی که رزا وقتی بهش جواب رد دادن باز هم از اعماق وجودش خدارو شکر کرده که بالاخره اینا جواب دادن ❤️
استخدام تو شرکت و ارتقا شغلی و خلاصه همه و همه هدایت محض بوده،
وقتی رزا حرف میزد آرامشی عمیق میومد تو قلبم، انگار یکی تو قلب من داره حرف میزنه،
مخصوصا ک خودم رشته معماری هستم و یه جورایی شرایط رزا و دارم خیلی بیشتر احساسش میکردم. ❤️
خدایا بابت صحبت های استاد و رزا بی نهایت سپاسگزارم
این فایل ۴۵ دقیقه ای یه دوره کامل برای توحید و اعتماد کردن به خداوند و مسیر هست، ارزش اینو داره که بارها و بارها گوشش کنم
به نام مهربان پروردگار هدایت گرم به نام عشق به نام مهربان پروردگارباسخاوتم که هر لحظه خیرو شروع بهم الهام میکنه ،به نام معشوقم...
سپاسگزارم از استاد عزیزم که این فضای بینظیر رو دراختیارمون قرار داد تا باورهامون قوی ترشه ومسیر تکاملیمون رو با آرامش و باور بیشتری طی کنیم
سپاسگزارم از رُزا ی عزیزم که باصدای زیباش وعملکرد توحیدیش چشم و گوشمو باز تر کرد و روحمو جلا داد ممنونم ازت دوست خوبم چقدر حال دلم بهترشدن با صحبتات
تو چقدر قوی بودی و پایبند بودی و چه متعهدانه مسیرتو طی کردی تحسینت میکنم و از خدای مهربونم ،تعهد وتوحیدی رو میخوام که منو به موفقیت هایی برسونه که دوست دارم داشته باشمش💪💪
امروز با گوش کردن این فایل تعهدم برای انجام کاری که داشتم انجام میدادم بیشتر شد
باورم خیلی قوی ترشد،دو سه روز بود که به فایل های استاد گوش نکرده بودم ،وانگار بنزینم برای حرکت ته کشیده بود
میدونستم این وقفه به ضررم هست ،وامروز بااین فایل ارزشمند دوباره پاشدم اونم چه پاشدنی 👌👌👍👍قدرتمندانه وعزتمندانه
میرم تا با توحید باایمان ،با تعهد ادامه بدم تا نتایج خلق شه
سپاسگزارباشم و لذت ببرم ازمسیرم و نشانه ها رو تحسین کنم وباورهای قدرتمندانه هم جهت با خواستم بسازم و پیش برم واستمرار داشته باشم تانتیجه خلق شه
تا بتونم باشرکت ها قرارداد ببندم و درآمدم رو افزایش بدم
این چیزیه که من میخوام،من نمیدونم چجوری میخواد این اتفاق بیوفته اما ایمانم رو حفظ میکنم و باقدرت ادامه میدم ،دیگه بقیش باخداست ،من وظیفم فقط اینکه سمت خودمو درست انجامش بدم،متعهد باشم با عشق و احساس خوب ادامه بدم وباورهتی هم جهت با خواسته بسازم
ومیدونم فرکانس این لحظه م داره اتفاقات لحظه بعد رو برام رقم میزند👌پس باحال خوب پیش میرم وعمل میکنم
سپاسگزارم از استاد عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدن تاخوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همکلاسی های بی نظیر در این کلاس بی نظیر.
قبل از تغیر: از همه کس شاکی بودم الا خودم،مسئول بد بختیم رو پدر ومادر و جامعه میدیدم الا خودم،ذهنیتی کوچک با افکار پلید و داغون داشتم.
جرقه: جرقه از جایی زده شد که واقعا از شرایطم خسته بودم،از خودم از کارایی که انجام میدادم خسته بودم تا جایی که چندین سال پیش در محل کارم با یکی از مشتریان داشتم صحبت میکردم و ایشون متوجه حال خراب من شد و دید که جویای تغیرات هستم،برام از یک فردی فایل صوتی فرستاد که ایشون تازه برای خودش استاد شده بود و از شاگردان استاد عباسمنش بود.
من صحبت های این بنده خدا رو گوش دادم و بعد از چند وقت این بنده خدایی که مشتری ما بود گفت یک استادی رو پیدا کردم بنام عباسمنش،گفت استاد عباسمنش خداوندگار قانون جذبه،و یه فایلی از استاد برام فرستاد که داخل فایل استاد درباره علی بی غم بودن صحبت میکردن و درباره نگه داشتن حس خوب بود اون فایل.
اولین اقدام کوچک اما عملی من درمان اعتیادی که داشتم بود که بصورت خیلی اتفاقی در محل کارم برای باز سازی اون مکان چند نفری اومده بودن و من یکروز با یکی از اون افراد همینطوری داشتیم صحبت میکردیم که این بنده خدا گفت من 12 سال اعتیاد داشتم و بعد از اینکه پدرم در اومده به فکر ترک کردن افتادم و خداوند هدایتش کرده بود به جمعیت احیای انسانی کنگره 60. و اعتیاد این بنده ی خدا برای همیشه درمان شده بود و خداوند من رو هم از طریق این بنده خدا هدایت کرد به کنگره 60 و با یاری خداوند چندین سال هست که از دام و بند اعتیاد آزاد و رها هستم.
در فرایند تکامل من با شکر گزاری ارتباط خیلی خوبی برقرار کردم و شده روتین زندگیم.
چالش و غلبه: من تا قبل از آشنایی با استاد عباسمنش همیشه دنبال خرید چکی و قسطی بودم.و بعد از درک قوانین سعی کردم دیگه دنبال خرید قسطی و چکی نباشم یا وام نگیرم،اما همسرم به این موضوع اصلا اعتقادی نداره و میگه عباسمنش نفسش از جای گرم در میاد که میگه وام نگیرید و چک نکشید.
من توی این قضیه چالش داشتم اما با حفظ کردن آرامشم سعی کردم به این مساله غلبه کنم و دنبال وام و قسط نباشم.با این که بار ها گیر کردم توی این مساله که یه چیزی رو لازم داشتم ولی همه ی پولشو نداشتم اما دنبال چک و وام قسط نرفتم مثلا برای بیمه ماشینم شرکت بیمه گذار میگه اقا شما قسطی بیمه کن،چون مبلغ نقدی و قسطی هیچ فرقی نمیکنه اما من نقدی انجام میدم.
نتایج ملموس که خیلی زیاد دارم.یکی از این نتایج ملموسی که خیلی دوسش دارم،پیشروی از راه راست و سراط مستقیم هست.
من هر چیزی رو که برای خودم دوست دارم برای دیگران هم همون رو دوست دارم.
من یادگرفتم که کوتاه ترین راه بین دونقطه،یک خط راست و مستقیم هست.
باورتون نمیشه که از این درست کاری چقدر نعمت های زیادی وارد زندگیم میشه.
استاد ازتون ممنونم بخاطر اینکه برامون تمرین میزارید تا تمرکز کنیم روی مطالب و قوانین.
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی خودم
من توزیع کننده بسته های دیجی کالا هستم
و حقوقم کم بود و خسته شده بودم دیگه ک دخل و خرجم یکی نیست و کم میاوردم هرماه
و قبلش دوره 12 قدم رو یکسال و خورده ای بود تموم کرده بودم و تمرین ستاره قطبی همیشه جواب میده بهم خدا
من درخواست بیشتر شدن درامدمو کرده بودم
خیلی هم میترسیدم از شغلم استعفا بدم و با این ک خیلی جاها میتونم شروع ب کار کنم چون کاردانی برق دارم و داییم و داداشم هم تو شرکت هایی ک هستند کار برام داشتن و حتی صحبت هم کرده بودند و گفته بودند نیرو میخواییم ولی اصا دوست نداشتم ازادی و گوش دادن به فایل های استاد توی مسیر کارم رو ول کنم و برم توی شرکتی ک نمیتونم ازاد باشم و وقت کمتری برای فایل گوش دادن و تمرکز روی خودم دارم برم چون من از مسیر محلات تا قم و دوباره از مسیر قم تا دلیجان فایل های استاد گوش میکنم چون توزیع کننده دلیجان هستم
اولین اقدامم این بود ک باید به سرپرست انبار قم اعلام کردم میخوام شغلمو عوض کنم و سرپرست انبار قم بعد از چند دقیقه صحبت باهام ک میخواستم راضیم کنه گفت باشه حداقل تا 19 این ماه بیا نیرو جدید بگیرم و نیروی جدید اومد و بعد از دو سه روز ک من نبودم سرپرست انبار قم زنگ زد با چندین برابر احترام بیشتر ک قبل نداشت بهم گفت نیرو جدید نتونسته و حتی تو روز تمام بسته هارو نتونسته تحویل بده و با احترام و خواهش گفت ک بیا چند روز خودت تا نیرویی بگیریم من قبول کردم و رفتم قم روز بعدش و سرپرست انبار چون انبار ایجنت و سهم میگیره از هر بسته راضی شد ک از بسته های دلیجان هیچ سهمی نگیره و اونرو هم ب من بده و فقط از بسته های قم سود بگیره و حقوقم دوبرابر شد
استاد دقیقا یاد شما افتادم ک توی بندر عباس اون روز استعفا دادید و انبار با شرایطی مواجه شد ک باهاتون تماس گرفتن و حقوق چند برابر و گوشی بهتون دادند و خیلی عزت و احترام بیشتری براتون قاعل شدند.
و حتی انباردیجی کالا قم هم بعد چند روزش اومد اول قم و خلییی نزدیک تر شد برام حدود 30 کیلومتر و هم درامدم رفت بالا تر و هم راهم نزدیک تر شد و خیلی احترام بیشتری هم به من میزارن چیزی ک من از قبل از درون بهش شک داشتم ک چقدر کار ارزشمندی دارم انجام میدم و چقدر ارزشمندم هم چندین برابر شد
ممنون از استاد عباسمنش عزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی خودم
انشالله خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
یاالله
سلام به دوستان گلم و استاد گرانقدرم
نمیدونم تو این دوسال چندین بار صدای رزای عزیز رو گوش دادم و الهام گرفتم اما هنوزم که هنوزم برام تازگی عجیبی داره و حرفای استاد بعد از ایشون آنقدر واضح قدم به قدم قوانینو توضیح میده که آدم ناخوداگاه کشیده میشه به سمت اجرای دوباره قوانین
و خب بریم سر تمرین این جلسه
🩵اولین سوال :قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
من قبل از تغییر در یک رابطه سمی بودم که نه تنها روابطم بلکه آزادیم آرامشم کارم و سلامتیم رو هم تحت تاثیر شدید قرار داده بود رابطه ای اشتباه که من فقط سعی داشتم با قوانین ایشون رو تغییر بدم و ای دل غااافل که باید خودم تغییر میکرد
🩵سوال 2:جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
دقیقا جایی که به قول استاد حسااابی از جهان چک و لگدا رو خوردم و دست از اصرار بیهوده برای تغییر ایشون برداشتم و با فایلهای توحید عملی استاد شروع کردم و انگار بعد چندین سال تااازه من متوجه شدم توحید یعنی چی!متوجه شدم که دچار چه شرک بزرگی شده بودم متوجه شدم تمام این سالها قوانین رو اشتباه اجرا میکردم و صد البته که میدونستم اشتباهه و اماااا وابستگی و شرک پرده انداخته بود رو چشام تا حقیقتو نبینم و اما با این فایلها پرده کنار زده شد و من موندم و خداا…
🩵سوال 3:اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
اولین اقدامم چک نکردن ایشون و شروع چندین ساعته گوش دادن به فایلهای توحید عملی بود
🩵سوال 4:فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.!؟
1-گوش کردن به فایلهلی توحید عملی🫀
2-رها کردن و چک نکردن ایشون (خیلی سخت بود)️
3ـ شروع نوشتن اینکه چه رابطه ای میخوام به صورت جزییات کامل
4ـ حرف زدن با خدا هنگامی که دلم میگرفت و ذهنم برمیگشت به گذشته و دلتنگ میشد (بعدش چنان آرامشی میگرفتم که انگار تمام دنیا پشتم بودن)
5ـ دعا کردن بعد نماز (به صورت کاملا مثبت )یعنی خدایا شکرت که رابطه ای پاک و مقدس و سرشار عشق و احترام و آزادی و برکت بهم بخشیدی
6ـ کار کردن روی عزت نفس و شخصیتم به صورت جدی
7-شکر گزاری و صبر
8-بخشیدن ایشون(طول کشید)
🩵سوال 5:چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)؟
تو این مسیر چالش زیاد میومد ذهنم دنبال خبر گرفتن از ایشون میشد و تا خبری میگرفت شروع میکرد به برگردوندن من به مسیر قبلی ولی با گوش کردن دوباره به فایلهای استاد برمیگشتم به مسیر
🩵سوال 6:نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)؟
و امااا نتایجبه لطف خدای مهرباانم در رابطه ای قرار گرفتم که اگه صدسال هم مینشستم و مینوشتم بازم این چنین فوق العاده نمیتونستم بیانش کنم انسانی پاک فوق العاده صادق با ایمان روشن فکر با اعتماد محترم با شخصیت با خانواده تحصیل کرده مودب و خوش اخلاق و کاری که به لطف خدای مهربانم یکی دو ماه دیگه عروسیمونه تموم اون چیزایی که تو اون 7سال نداشتم رو خدا هزار برابرشو بهم برگردوند اونم نه تنها رابطه بلکه آزادیم آرامشم سلامت روانم رو هم بهم برگردوند
فقط وقتی که رها کردم و به دستای قدرتمند محبوبم سپردم به قول رزای عزیز من نمیدونم خدا جونم تو میدونی من هییییچی نمیدونم تو برام بساز
سلام به استاد عزیز و مریمجان
فایل رزای عزیز رو من چندماه پیش هم گوش داده بودم و خیلی اون لحظه تحتتأثیر قرار گرفتم و با حرفاش اشک ریختم. میگفتم ببین مریم، میشه. ببین رزا خواسته و شده، تو هم میتونی. چون تقریبا یه چیزایی از زندگیش به من شبیه بود. مهاجرت کرده بود، درآمدی نداشت و من تازه از رزا یه پله جلوتر بودم چون خونهای داشتم که توش زندگی کنم. خلاصه خیلی تحتتأثیر قرار گرفته بودم و تا چند روز صداش توی گوشم بود. اما متأسفانه نتونستم مثل اون پیش برم و از مسیر دوباره دور شدم. تا اینکه دوباره این چند روز اخیر خیلی آشفته بودم و ناراحت از اینکه چرا پس به نتیجه نمیرسم. چرا هرچی جلوتر میرم درها باز نمیشن. پس کی قراره این اتفاق بیفته که باز خداوند من رو هدایت کرد به فایل رزای عزیز. دوباره حرفهاش رو گوش دادم و اشک ریختم. خداوند هر لحظه داره با من حرف میزنه و منو هدایت میکنه.دارم به تمرینهای استاد که توی این دوره یعنی تغییر را در آغوش بگیر عمل میکنم و اینبار با قدرت بیشتر پیش میرم و ایمان دارم که به نتیجه میرسم چون خدا رو بیشتر باور کردم.
از استاد عزیزم نهایت تشکر رو دارم که هر روز با فایلهای زیباشون منو به زندگی امیدوارتر میکنن. هر روز فایلهای استاد توی خونهام پخش میشه و هر روزی که فایل: مرا به سوی نشانهام هدایت کن رو پلی میکنم دقیقا انگار که خدا داره با من حرف میزنه.
خیلی دوستتون دارم استاد جان و مریم مهربانم
کامنت دوستان رو میخونم و کلی انرژی میگیرم.
انشالا با نتیجههای بزرگم میام و براتون تعریفش میکنم
به نام خدایی که هرچه دارم از آن اوست
سلام و درود و عشق
استاد نازنیم
خانم شایسته مهربون و
دوستان توحیدیم
خداروشاکرم که به قلبم به زمانم برکت داده تا بتونم هم زمان با این پروژه پیش برم ..
قبل از تغییر کجا بودی؟
استاد من میخام به صورت کلی بگم که قبل از آشنایی باشما چطور بودم و چه تغییراتی داشتم …
من زندگی به ظاهر ارومی داشتم
که با یک گرد باد انگار همه چی نابود شد
و همه چیز ما رو دگرگون کرد
اوضاع مالی
سلامتی
روابط عاطفی
خب زمان زیادی توی در و دیوار بودم و همش از خدای خودم میپرسیدم
چرا من
همش ناله و شکایت و غر زدن
و اصلا فکر نمیکردم
این مسیر روزی بشه سکوی پرتاب من
انقدر اون الگوی تکراری
داشت تکرار میشو که من واقعا خسته شده بودم و اوضاع هر روز بدتر از قبل میشد
و من هر روز مشرک تر و نا امید تر از قبل
تا اینکه شما رو چون از قبل میشناختم دیدم گوش دادن به فایل ها حداقل قلب من رو آروم میکنه
یک امیدواری میداد که من اون روزها واقعا بهش احتیاج داشتم
چون واقعا رسیده بودم به ته خط
به صفر
حتی به زیر صفر
یعنی هر جنبه از زندگیم که نگاه میکردم واقعا داغون بود
کم کم انگار قانون رو درک میکردم
میدیدم وقتی توجه من روی خوبی هاست انگار یه سری اتفاقای خوب میفته
خیلی کوچیک مثل اینکه برق کل همسایه ها میرفت اما برای ما 10 دقیقه میومد
و من همه ی این ها رو نشونه ای میدیدم از اینکه قانون داره درست کار میکنه
اما از اون طرف هم واقعا قدرت رو میدادم دست ادمها ..مشرک بودم همش منتطر بودم فلانی بیاد کار منو درست کنه
که خب اون برهه من صربه ی زیادی از مشرک بودنم خوردم
همونجا با خودم گفتم دیگه بسه
دیگه نمیخام
دیگه نمیشه
چون با چشم خودم میدیدم که آدمها هی کاری نتونستن برام انجام بدن حتی اندازه ی ارزن
همونهایی که صاحب قدرت های بزرگ بودند
اون جا نقطه ی تغییر بزرگ من بود
در واقع چون هیچ دستاویزی نداشتم برای نگه داشتن
به قول استاد وقتی ادمها ته دره قرار میگیرند و میبینن که دیگه هیچ کس هیچ کاری نمیتونه براشون انجام بده اونجاست که تسلیم میشن و رو میارن به سمتش
من دقیقا در همین حالت بودم ..
با فایل فقط روی خدا حساب باز کن شروع کردم
اون زمان 3تادوره هم از شما خریده بودیم به خیال ثروتمند شدن بدون هیچ نتیجه ای
اما من فهمیده بودم که من خدارو توی زندگیم ندارم
از فایل های دانلودی شروع کردم
روی نشانه ی روزانه ام میزدم و دونه دونه ش رو با جان دل کار میکردم گوش میدادم
کامنت ها رو همه شون رو میخوندم
و تجسم سازی میکردم
واقعا به معنای واقعی کلمه رها کرده بودم
هی با خودم حرف میزدم و یاد آوری میکردم که همون خدایی که این همه کار برای بچه های سایت انجام داده چون بهش توکل کردن
پس همون خدا هم کار من رو انجام میده
دنبال زیبایی ها بودم
روز و شبم رو بمباران کرده بودم با آگاهی های شما
در و دیوار اتاقم روی کمد لباس هام
روی کابینت های اشپزخونم روی یخچال همش حرف و صحبت های شما بود
هیچ وقت یادم نمیره
این جمله ی شما رو که هی با خودم تکرارش میکردم
زهرا تو باید بتوانی کنترل ذهن کنی همونطور که ابرهیم توانست همونطور که موسی توانست تو باید بتوانی به خداوند توکل کنی
چقدر ایمان من قوی تر شد و خداوند درها رو برام باز کرد
یه جوری هم باز گرد که من فقط اشک سوق میریختم
خدایا شکرت خدایا سپاس گزارم
اما باگ هایی که من داشتم اون روزها این بود که باید همسرم تغییر کنه بالاخره زندگی ما مشترکه
و ایشون رو هم خیلی کنترل میکردم و خب هی رابطه ما بدتر میشد
تا جایی که رها کردم
من دارم با این پروژه یاد میگیرم که همواره ه روز باید در حال رشد و پیشرفت شخصیت خودم باشم
از موفقیت ها و نعمت ها خوشحال بشم و لذت ببرم اما در باد اون حال خوب نخوابم
باید همواره خودم رو ارتقا بدم ولو با یک کار کوچیک .مثلا با یه ربع زودتر بیدار شدن .
یک مورد دیگه که در مورد تغییر هست
مربوط میشه به رابطه ی من و فرزندم
که این کمال گرایی رو بزارم کنار
این کنترل کردن رو بزارم کنار
اینکه فرزند من یک پرفکت در تمام جنبه ها باشه رو بزارم کنار
اینکه عزت نفسش مهم ترین مسئله ای که من با این افکارم دارم از بین میبرمش
براساس اهرم رنج و لذت نوشتم
و این باور دارم کار میکنم که
همون طور که من اون فرزندی نشدم که پدر و مادرم میخاستن فرزندم من هم شخصیت مستقل خودش رو داره و من هم الان از زندگیم از راهی که رفتم راضی هستم با اینکه با نظر پدر و مادرم متفاوته…
با این دیدگاه نگرانی هام داره کم و کمتر میشه
درسته هنوز خیلی خوب نشدم
اما با تمام وجودم دارم سعی میکنم این رابطه ی زخمی رو درست پانسمان کنم تا کامل کامل خوب بشه
و واقعا به این باور رسیدم که من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم ..
من حتی نتونستم یک قند ساده رو از چایی روزانه همسرم حذف کنم بعدش چرا توقع داشتم تمام افکارش هرجهت بشه با من
این در رابطه با فرزندمم صدق میکنه….
در رابطه باهمسرم وقتی در تغذیه ش رها کردم بعد از چند مدت دیدم که خودش تصمیم گرفته که غذاش رو کم کنه .
فعالیت و ورزشی رو بیشتر کرده و حتی 7 کیلو وزن کم کرده
صبح ها زودتر از خواب بیدار میشه
سرحال و شاداب شده
در خیلی کارها به من کمک میکنه
پس نتیجه میگیرم که قانون برای همه یکسانه و فرزندمم از این قائده مستثنی نیست
فقط من باید تمرکزم روی خودم باشه و رها کنم و بسپارم به خداوند تا در زمان مناسب خودش هدایت بشه …
استاد عزیزم باز هم سپاسگزارم
خداوند به حضور شما برکت و نور بدهد.
در پناه حق
به نام خداوند یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم .
تو زندگیم من اگه بخوام به یک حرکت توحیدی اشاره کنم بی شک مهاجرتم بود .
من قم زندگی میکردم سالها در شغلی بودم که اصلا نه آینده ای توش میدیدم نه میلی به انجامش حتی هیچ تخصص خاصی هم بهم یاد نمیداد و اونجا بود که من دوره 12 قدم استاد عباس منش و خریداری کردم و همچنین دوره عزت نفس استاد و شروع به کار کردن دوره ها کردم بعد از دو ماه من شجاعت اینو پیدا کردم که از کارم استعفا بدم و بعد از مدت کوتاهی مهاجرت کردم تهران با دست خالی اما ایمانی قوی .
یادمه وقتی رسیدم تهران یه مسافتی و پیاده رفتم اصلا جایی و نمیشناختم بلد نبودم نمیدونستم باید از کجا شروع کنم رسیدم به یک پارک و از خستگی روی چمنا دراز کشیدم .
به آسمون درختا صدای کلاغا گوش میدادم و یه صدایی تو ذهنم میگفت صادق اینجا چیکار میکنی پاشو برگرد از پسش برنمیای اما یه آرامشی تو قلبم میگفت فقط ادامه بده و من اون روزا خداوند و قشنگ احساس میکردم که پیشمه قشنگ وجودشو حس میکردم خیلی زود رفتم سراغ کاری که دوست داشتم از طرفی به شغلی و پیدا کردم به صورتی که بتونم هم حرفم و ادامه بدم هم پول در بیارم بتونم تو تهران زندگی کنم هیچی نداشتم واقعا تنها بودم اما خداوند دستانشو برام میفرستاد و کمکم میکرد .
خیلی ناامیدی میومد سراغم اما با وجود اینکه لین مسیر برام خیلی سخت بود با اون یخورده ایمانی که داشتم ادامه دادم و خداوند همیشه هادی من بود در این سالها .
از لحاظ شخصیتی واقعا تغییر کرده بودم شده بودم یه آدم کاملا مستقل قوی تر از قبل با اعتماد به نفس کسی که به سراغ چالش های زندگیش میره و کلی هم تمرین کردم از تمرین تبلیغ بازرگانی دوره عزت نفس تا رفتن به دل ترس هام با پرش از ارتفاع بلند و خیلی چیزای دیگ …
اینو بگم که به اون نتیجه ای که میخواستم نرسیدم یعنی اون موفقیتی که تو ذهنم بود نشد به دلایل خیلی زیادی که نمیخوام اشاره کنم ولی از من شخصیت قوی ساخت که تو ادامه مسیرم بهم کمک میکنه شاید فقط همین که من بیام و این سالها به تنهایی کار کنم این برنامه خداوند برای من بود تا منو آماده مسیر جدید زندگیم کنه ولی به هر حال من دوباره برگشتم به مسیر توحید و ایمان قوی تر از قبل و کاربلد تر و مُصر تر
خدایا بابت همه نعمت هایت سپاس گذارم
به نام خداوند یگانهی بسیار بخشایندهی بسیار مهربان وهّآب
درود بر استاد بزرگوارم و بانو شایستهی عزیز و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی همراهان همفرکانسم
به گفته مولانا:
هین( همین حالا) توکل کن ملرزان پا و دست
رزق تو بر تو ز تو عاشقتر است
خدایا پروردگارا چی میتونم بگم از این همه لطف و مهربانی بیاندازهی تو که به شکل هدایت از زبان انسانهای گوناگون به من و ما میرسد.
واقعا وقتی تو که بر همهی ذرات وجود حاکمی و ناظر و سرپرست. تویی که روزی دهندهای، تویی که تنها فرمانروای جهانیان هستی و تنها جریان ازلی و ابدی در هستی، پس ای خدای وهّآب مرا هدایت کن به بهترینهایی که خودت میدانی!
خدایا پروردگارا تویی آگاه به احوال همهی بندگانت! و تویی بهترین خیرخواه ما و تویی تنها قادر و توانا! پس از درگاه پرمهرت درخواست میکنم تا مرا در هر لحظه هدایت کنی.
خدایا پروردگارا من نمیدانم و این یعنی که من تسلیم مصلحتهای تو هستم. پس ای خدای بسیار بخشایندهی بسیار مهربان وهّآب، برایم آنچه خود مصلحتم میدانی رقم زن.
خدایا پروردگارا، گذشته، حال و آیندهام را به دستان پر مهر تو میسپارم.
امروز چه روز عالی برایم بود، خدایا پروردگارا سپاس.
امروز ملاقاتهای بسیار آموزنده داشتم. امروز با آدمهایی دیدار داشتم که بسیار از آنها آموختم و چه چیزی از آگاهی بالاتر؟! که همانا این نیست جز فضل ویژهی تو.
واقعا داستان رُزای عزیز چه آموزنده و امیدوار کننده بود. خدایا پروردگارا بهراستی که تو نزدیکی و پیوسته در حال اجابت خواستههای درخواست کنندگان هستی. خدایا پروردگارا مرا به راه راست هدایت فرما همان راه کسانی که بر آنان نعمت ارزانی داشتی نه راه کسانی که بر آنان خشم گرفتی و نه راه گمراهان.
خدایا پروردگارا تو مرا شایستهی بهترینها آفریدی و من اکنون دیگر مانند گذشته خود را پیوسته با دیگران مقایسه نمیکنم و باید بگویم که خودت بهتر میدانی که البته نگرانیهای من درسته که بسیار نسبت به گذشته کاسته شدهاند ولی هنوز هم لحظاتی هست که با یک چالش نگران میشوم و گاه از آینده میترسم. میدانم که ترس نشانهی شرک است ولی از درگاه پرمهرت درخواست میکنم تا مرا هدایت کنی و دلم را در آن هنگام به نور هدایتت گرم کنی. نشانههای امید را واضح و آشکار جوری که من بفهمم و دلگرم شوم برایم پیش آوری تا اسیر وسوسههای شیطان و ابلیس نشوم.
خدایا پروردگارا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
خدایا پروردگارا میدانم که باید مراحل تکاملیام را طی کنم تا نعمات و برکات و ثروتهای روزافزون تو را درک کنم و به هدر ندهم! تا توانایی مدیریت آنها را به هدایت و فضل خودت داشته باشم. تا مغرور نشوم، تا متکبر نشوم، تا از مسیر زیبای آگاهی و رشد و شکوفایی و هدایت بیرون نروم.
ارادتمند شما
سلام آقا کاوه دوست عزیز
چقدر زیبا با خداوند صحبت کردید اون تیکه صحبت شما که گفتید ترس شرک هست خیلی خیلی برای من تکان دهنده بود نشانه امروز من بود من یک قدم رشد کردم از خداوند و از شما سپاسگزارم همیشه موفق باشید
این فایل واقعا هدایت محض بود، از همون ب بسم الله که استاد اتفاقی تصمیم گرفتن بیان کلاب هاوس، از صحبت هایی که در مورد حضرت ابراهیم زده شد، هر بار که استاد در مورد حضرت ابراهیم صحبت میکنند ایمانی دوباره در دلم زنده میشه و معنای توحید برام مرور میشه،
صحبت های رزای عزیز که واقعا انگار از اعماق قلبش با نهایت ایمانش بود واقعا همونجوری ک استاد گفت اشک من هم در اومد وقتی که احساسش و از تغییر فکرش در مورد خدا میگفت و احساس میکرد ک کنارش هست،
مواردی که رزا در عوج ناامیدی برای شکرگزاری پیدا میکرده، تک تک مسیرهای رزا هدایتی بوده و به قول استاد اونجایی که رزا وقتی بهش جواب رد دادن باز هم از اعماق وجودش خدارو شکر کرده که بالاخره اینا جواب دادن ❤️
استخدام تو شرکت و ارتقا شغلی و خلاصه همه و همه هدایت محض بوده،
وقتی رزا حرف میزد آرامشی عمیق میومد تو قلبم، انگار یکی تو قلب من داره حرف میزنه،
مخصوصا ک خودم رشته معماری هستم و یه جورایی شرایط رزا و دارم خیلی بیشتر احساسش میکردم. ❤️
خدایا بابت صحبت های استاد و رزا بی نهایت سپاسگزارم
این فایل ۴۵ دقیقه ای یه دوره کامل برای توحید و اعتماد کردن به خداوند و مسیر هست، ارزش اینو داره که بارها و بارها گوشش کنم
انقدربااین فایل عشق کردم نمیتونم چیزی بنویسم ،فقط میخوام ک صحبت درکلاب هاوس ادامه بدین ،رزای عزیز باگوش کردن داستانت اشک ریختم وبرات کلی خوشحال شدم وکلی از نتایجت درس گرفتم ک باکوچکترین نشونه خوشحال بشم،توجه کنم ب اینک خداهمیشه هست
این همزمانی ونظم خدا درست اون لحظه ک میخواسی کارتوکنسل کنی بی نهایت شکرگفتم
اونجا ک گفتی من بی کسی وحس کردم دردش ب استخوان کشیدم چون همچین تجربه ای داشتم ،اما دل سپردم بخدا و نتیجه گرفتم
بعضی جاهای داستانت احساس میکردم منومیگی وواقعا لمس میکردم ک چی میگی
ک از زور فشار ودرد دوش میگرفتی و مینوشتی ک فقط تخلیه بشی ،
خیلی درسهاگرفتم وبهت افتخارمیکنم دخترقوی
به نام مهربان پروردگار هدایت گرم به نام عشق به نام مهربان پروردگارباسخاوتم که هر لحظه خیرو شروع بهم الهام میکنه ،به نام معشوقم...
سپاسگزارم از استاد عزیزم که این فضای بینظیر رو دراختیارمون قرار داد تا باورهامون قوی ترشه ومسیر تکاملیمون رو با آرامش و باور بیشتری طی کنیم
سپاسگزارم از رُزا ی عزیزم که باصدای زیباش وعملکرد توحیدیش چشم و گوشمو باز تر کرد و روحمو جلا داد ممنونم ازت دوست خوبم چقدر حال دلم بهترشدن با صحبتات
تو چقدر قوی بودی و پایبند بودی و چه متعهدانه مسیرتو طی کردی تحسینت میکنم و از خدای مهربونم ،تعهد وتوحیدی رو میخوام که منو به موفقیت هایی برسونه که دوست دارم داشته باشمش💪💪
امروز با گوش کردن این فایل تعهدم برای انجام کاری که داشتم انجام میدادم بیشتر شد
باورم خیلی قوی ترشد،دو سه روز بود که به فایل های استاد گوش نکرده بودم ،وانگار بنزینم برای حرکت ته کشیده بود
میدونستم این وقفه به ضررم هست ،وامروز بااین فایل ارزشمند دوباره پاشدم اونم چه پاشدنی 👌👌👍👍قدرتمندانه وعزتمندانه
میرم تا با توحید باایمان ،با تعهد ادامه بدم تا نتایج خلق شه
سپاسگزارباشم و لذت ببرم ازمسیرم و نشانه ها رو تحسین کنم وباورهای قدرتمندانه هم جهت با خواستم بسازم و پیش برم واستمرار داشته باشم تانتیجه خلق شه
تا بتونم باشرکت ها قرارداد ببندم و درآمدم رو افزایش بدم
این چیزیه که من میخوام،من نمیدونم چجوری میخواد این اتفاق بیوفته اما ایمانم رو حفظ میکنم و باقدرت ادامه میدم ،دیگه بقیش باخداست ،من وظیفم فقط اینکه سمت خودمو درست انجامش بدم،متعهد باشم با عشق و احساس خوب ادامه بدم وباورهتی هم جهت با خواسته بسازم
ومیدونم فرکانس این لحظه م داره اتفاقات لحظه بعد رو برام رقم میزند👌پس باحال خوب پیش میرم وعمل میکنم
سپاسگزارم از استاد عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدن تاخوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه
دوستتون دارم عشق برای همتون💚💚💚💚❤️❤️❤️❤️❤️❤️
دوستتون دارم