تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲


نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.
موضوع این قسمت: نقش باورهای توحیدی در تجربه خوشبختی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • نقش باورهای توحیدی در تجربه خوشبختی؛
  • هر فردی، ضربه های ویرانگر شرک را تجربه کرده است؛
  • پیرو آیین ابراهیم باش که موحّد بود و مشرک نبود؛
  • توحید یعنی قدرت ندادن به هر عاملی بیرون از خودت؛
  • تغییر کانون توجه خود را از همان وضعیتی که هستی، شروع کن؛
  • اجازه دادن به خداوند برای هدایت به سر راست ترین “جگونگی”
  • خداوند وقتی به هدایت تو ادامه می دهد که قدم اول را بر می داری؛
  • معجزه نگاه مثبت و سپاسگزارانه، به هر اتفاق و شرایطی؛

این یک فایل صوتی نیست؛ یک دوره‌ی کامل «ایمان در عمل» است.

آماده شوید تا شنونده‌ی یکی از شفاف‌ترین، تکان‌دهنده‌ترین و شجاعانه‌ترین داستان‌های تحولی باشید که تا به حال شنیده‌اید. این فایل، گفتگوی استاد عباس منش با «رزا» عزیز، از اعضای خانواده‌ی عباس منش ساکن انگلستان است؛ اما داستان رزا یک داستان معمولی نیست.

این فایل، روایت زنده‌ی زنی است که به معنای واقعی کلمه، به «صفر» نه، بلکه به «صدها کیلومتر زیر صفر» سقوط کرد و به ما نشان می‌دهد که چگونه با استفاده از قوانین بدون تغییر خداوند، می‌توان از عمق تاریکی، نوری خیره‌کننده ساخت.

اگر احساس می‌کنید در بن‌بست هستید، اگر تنها، ناامید و شکست‌خورده‌اید، این فایل برای شما آماده شده است.


در این فایل چه خواهید شنید؟

در این گفتگوی صمیمانه، رزا ما را به تاریک‌ترین روزهای زندگی‌اش می‌برد و قدم به قدم، مسیری که برای خلق معجزه‌اش طی کرده را برایمان روشن می‌کند:

۱. سقوط به عمق تاریکی

رزا داستانش را از جایی شروع می‌کند که در کشور انگلیس، به تازگی از همسرش جدا شده، از لحاظ روحی و مالی کاملاً شکسته، بدون هیچ دوست یا خانواده‌ای، در یک خوابگاه دانشجویی زندگی می‌کرده و تحت درمان روانپزشک بوده است. او به نقطه‌ای رسیده بود که حتی توان صحبت کردن عادی بدون گریه را هم نداشت.

۲. انفجارِ «میل به تغییر»

نقطه‌ی عطف، زمانی بود که روانپزشک او به تعطیلات رفت. رزا در تنهایی مطلق، به نقطه‌ای رسید که به گفته‌ی خودش: «با تمام تک‌تک سلول‌های بدنم دلم می‌خواست زندگیم رو تغییر بدم.» این «میل سوزان»، اولین جرقه‌ی تحول بود.

۳. دو هفته انزوای سازنده: شکرگزاری از «هیچ»

او به یاد آموزه‌های استاد افتاد و تصمیم گرفت با فایل‌های رایگان شروع کند. خودش را دو هفته در اتاق خوابگاه حبس کرد و دو کار اساسی را انجام داد:

  • کنترل احساس: هرگاه احساس بد سراغش می‌آمد، به یاد حرف استاد می‌افتاد که: «عیب نداره ناراحت بشی، اما عیب داره به ناراحتیت ادامه بدی.» او بلافاصله با دوش گرفتن یا نوشتن، حال خود را خوب می‌کرد.
  • شکرگزاری از صفر: او در ابتدا هیچ دلیلی برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد. در آن شرایط اسف‌بار، شروع کرد به شکرگزاری برای «سیب داخل یخچال»، «پتوی روی تخت» و «سقف بالای سرش».

۴. قانون «تکامل»: معمار یا گارسون؟

رزا که یک معمار تحصیل‌کرده بود، درک کرد که باید قانون «تکامل» را طی کند. او تصمیم گرفت به جای غرور، هر کاری که «می‌تواند» را شروع کند. بنابراین، با وجود اینکه در ناز و نعمت بزرگ شده بود، به عنوان «گارسون» در یک رستوران مشغول به کار شد.

۵. «گران‌بهاترین» درس: خدایا شکرت که گفتی «نه»!

در همان رستوران، مسیری برای یک مصاحبه‌ی شغلی در یک شرکت ساختمانی برایش باز شد. او رزومه‌اش را فرستاد. شرکت بلافاصله جواب داد: «ما شما را نمی‌خواهیم!» و اینجا، «شاهکار» رزا رخ می‌دهد. او به جای ناامیدی، می‌گوید: «گفتم خدایا شکرت! حداقل یکی به من جواب داد! این یک قدم پیشرفت است!»

۶. معجزه‌ی «نه» شنیدن و قدرت «تسلیم»

تنها ۳ روز بعد، همان شرکت تماس گرفت و گفت یک نیرو به طور اتفاقی انصراف داده و او استخدام شد! اما چالش بعدی بلافاصله ظاهر شد: مسئول خوابگاه به او گفت چون کار تمام‌وقت پیدا کرده، باید خوابگاه را ترک کند! رزا جایی برای رفتن نداشت و می‌خواست از شغل جدیدش انصراف دهد تا بی‌خانمان نشود. در اوج گریه، تسلیم شد و گفت: «خدایا! یه بار انجامش دادی، دوباره هم می‌تونی!» لحظاتی بعد، مدیر خوابگاه بازگشت و گفت صاحب‌خانه استثنا قائل شده و او یک ماه دیگر فرصت دارد.

۷. کشف پازل تکامل

رزا بعداً فهمید که حقوق همان یک ماه گارسونی، دقیقاً برابر با پول پیش مورد نیاز برای اجاره‌ی خانه‌ی جدید بود. او درک کرد که اگر مستقیماً شغل معماری را به دست می‌آورد، باز هم شکست می‌خورد، چون پول پیش نداشت. آن مرحله‌ی «گارسونی» حیاتی و بخشی از نقشه‌ی دقیق خداوند بود.

۸. از ترس از سخنرانی تا ارائه در آکسفورد

رزا در مسیر کارش، با ترس‌هایش روبرو شد. او که لهجه‌ی انگلیسی کاملی نداشت، داوطلب شد تا به جای همکارانش، یک ارائه‌ی تخصصی بدهد. این زن ۲۷ ساله، در مقابل ۳۷ کارشناس ارشد انگلیسی با ۳۰ سال سابقه کار، در آکسفورد سخنرانی کرد و همین شجاعت، درهای دوره‌های آموزشی تخصصی را به رویش باز کرد.

۹. وقتی «نعمت» به دنبال شما می‌آید

او که حالا با خرید دوره‌هایی مانند «۱۲ قدم» و «عزت نفس»، عمیق‌تر روی خود کار کرده بود، دیگر به دنبال فرصت‌ها نمی‌گشت. او اکنون یک «کارشناس رسمی ساختمان» در انگلیس است و پروژه‌های جانبی و پیشنهادات عالی، بدون هیچ تلاشی، از در و دیوار برایش می‌بارد.

این فایل، یک مستند واقعی از تسلیم، ایمان، درک قانون تکامل و شجاعت برای «شروع از هر کجا که هستی» است.


تمرین این قسمت:

اگر این جلسه برایت جرقه‌ای زد، لطفاً تجربه‌ی شخصی‌ات از «تغییر» را در قسمت کامنت‌های همین صفحه بنویس. بنویس چطور با آموزش‌های استاد عباس‌منش؛ شرایطت را عوض کردی. نوشته‌ی تو هم برای خودت یادآوری و تثبیتِ مسیر است، هم الهام‌بخشِ میلیون‌ها نفر دیگری که همین حالا به یک چراغِ راه نیاز دارند.

  1. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
  2. جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
  3. اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟
  4. فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته،  و…)، با مثال مشخص.
  5. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)
  6. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:

دوره 12 قدم


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «رویا مهاجرسلطانی» در این صفحه: 4
  1. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 2

    درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته ی نازنینم

    و دوستان همراه در پروژه ی «تغییر را در آغوش بگیر!!!

    1ــ قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    این موضوع تغییر من مربوط به چندین سال پیشه.. من در بدترین شرایط زندگی از اعماق قلبم خواستم که زندگیم تغییر کنه .. در آن زمان همه چیمو از دست داده بودم . اول همسرم به رحمت خدا رفته.. بعد از مدتی اوضاع تقریبا خوب بود ولی چند سال بعدش خانه زندگی و باغ و ماشین ها و پول و ثروت و طلا و کارخانه قارچ و چک و چال . وام . قرض بدهی و بعدش بلوکه شدن حقوقم

    حتی گوشی موبایل که شماره ای که جزو شمارهای گرانقیمت ایران بود . و.. و بعدش از هم پاشیدگی روابط خانوادگی و سلامتی جسمانی ام . در به دری . کلا هیچ آرامش و خوابی نداشتم … حدود هشت ماه خونه ی خواهرم در مهر شهر کرج زندگی کردم . در واقع من جزو آن دسته ی دوم بود و یا شاید دسته ی اول که توی جوب افتاده بود .. نمی‌دونم ولی خوب می‌دونم که با چک و لگد جهان تا آخرین نفس ادامه دادم و بعد تغییر کردم .. حدودا چهار ماه اولی که خونه ی خواهرم بودم دیگه به تنگ آمده بودم دیگه میخواستم هر جور شده از این تنگنا نجات پیدا کنم.. آنقدر تضاد پشت تضاد پیش آمده بود که اصلا مجالی برای فکر کردن نداشتم ..

    از آنجایی که قبلش چیزایی از قانون جذب میدونستم تمرینات کتاب قانون توانگری و کتاب چهار اثر از اسکاویل شین رو شروع کردم به خواندن کتاب و نوشتن جملات تاکید ی و همش از خداوند کمک میخواستم . همش راه حلی میخواستم که نوری به زندگیم بتابه …..فقط میخواستم یک جوری بشه تا راهمو پیدا کنم …

    اصلا هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشتم راهمو گم کرده بودم فقط غم و غصه و اندوه و اشک و ناله و ناشکری و زانوی غم بغل گرفتن بود

    همش توی کانال تلگرام دنبال کانال های انگیزشی بودم یعنی زمینه ی دریافت این آگاهی ها را داشتم .. چندین استاد رو توی کانالها پیدا کردم و بطور مداوم گوش میدادم ولی انگار فقط یک مسکن بود و تاثیر خاصی روی من نداشت و یا شاید در مدار دریافت آن آگاهی ها نبودم ..

    ولی بلاخره در آن دره های تاریکی خداوند صدای قلب منو شنید و نوری به راهم تایید.. و یکروز خواهرم از کانال تلگرام همکاران بانک شون یک فایلی بهم نشون داد و گفت : خواهر جان تو که اینقدر دنبال کانال های انگیزشی می‌گردی بیا این سه تا فایل رو ببین!!!

    2ــ جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    اون جرقه با سه فایل چگونه در یکسال درآمد خود را سه برابر کنیم

    البته الان اسمش توی سایت تغییر کرده

    چند برابر کردن درآمد در یکسال

    اولین جمله ای که از این فایل شنیدم ..

    بنام خدای مهربان سلام به شما دوست عزیز !!! من سید حسین عباسمنش هستم و باز هم خداوند رو سپاسگذارم که به من فرصت داده تا با شما عزیزانم باشــــم!!!

    و بعد تمام فایل ها رو دانلود کردم گوش کردم .. در آن فایل ها استاد در باره ی مبحث مدارها و مفهوم فرکانس صحبت کردند و از ما خواستند که بطور مداوم با هندس فری این فایل ها رو شبانه روز گوش کنیم که ورودی های ذهن و تغییر باورها ایجاد بشه . اصلا مفهوم تغییر باورها رو درک نمی‌کردم . نمی‌فهمیدم چطوری باید باورها مو تغییر بدم ولی شکر خدا بمرور و آرام آرام با قانون تکامل به درک این مفاهیم هدایت شدم

    آره الان که خوب فکر میکنم و به یاد میارم که دقیقا شروع تغییرات من از همون روز 1397/امرداد/25 تقریبا بعد از ظهر بود

    یکی از تمریناتی که استاد در دوره ی مقدس هم جهت با جریان خداوند گفتند همین بود که خاطرات خوب خودمون رو. بیاد بیاوریم و الان در این پروژه دارم به یاد میارم که تغییرات من چگونه شروع شد .. و استاد در این پروژه هم می‌خوان تغییرات خودمون رو بیاد بیاوریم

    و الان در یک تضادی هستم که باید صد در صد زندگیم تغییر کنه پس باید دوباره فایل ها رو بطور مداوم گوش کنم هر چند دقیقا دارم فایل های جلسات و مراقبه ها ی دوره هم جهت با جریان خداوند رو بطور مداوم گوش میکنم

    3ـــ اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    اولین اقدامی که انجام دادم هندس فری توی گوشم گذاشتم شب تا صبح گوش دادم .. یعنی با صدای استاد می‌خوابیدم و با صدای استاد از خواب بیدار میشدم یعنی هندس فری می‌خوابیدم و در طول روز هم با هندس فری راه میرفتم … مثل وحی منزل با تمام وجودم استاد رو قبول کردم .. عاشق جملات تأثیر گذار استاد شدم .. استاد بهم یاد داد که فقط به زیبایی ها توجه کنم و شکرگذاری کنم .. سعی کنم به چیزای نازیبا توجه نکنم ..

    و ادامه گفتن همه ما یک چیزایی برای شکر گذاری داریم از همونا شروع کنیم ..

    البته در آن شرایط دیدن زیبایی ها برای من کاری غیر ممکن و محال بود چون پیش خودم میگفتم مگه چیز زیبایی هم در زندگی من و این دنیا وجود داره ؟؟! آنقدر چشمم کور بود و گوش هام ناشنوا که اصلا چیزی جز نازیبایی رو نمی‌دیدم و نمی شنیدم..

    و در ادامه پیش خودم میگفتم : تازه استاد برای تمرین از مون خواست که شکرگذاری کنیم .. آخه من چه چیزی برای شکر گذاری دارم و یک جمله ای تاثیر گذاری که استاد خیلی روی آن تاکید داشتند

    نوشتن تعهد نامه برای سه برابر کردن درآمد مون در یکسال آینده بود ..

    و در ادامه تاکید داشتند که اگر شما نمیتوانید همین چند جمله رو بنویسید من واقعا دیگه هیچ کاری براتون نمی تونم انجام بدم!!!!

    واقعا در آن شرایط وخیمی که داشتم ولی به حرفهای استاد اعتماد کردم و پیش خودم گفتم من که همه چیمو باختم و از دست دادم دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم . این کار رو هم انجام میدم و امتحان میکنم و شروع کردم طبق صحبت های استاد عزیزم تعهدنامه ام رو برای سه برابر کردن درآمدم برای یکسال آینده نوشتم ولی سه چهار ماه بیشتر طول نکشید که درهای مالی بروم باز شد بدهی ها پرداخت شد . حقوقم از بلوکه بانک در آمد و درآمدم هم بیش از سه برابر شد !!!

    و باز شروع کردم به دیدن زیبایی های اطرافم .. از انگشتان پام شروع کردم و شکرگذاری کردم بعدش به گل‌های فرش زیر پام نگاه کردم و شکرگذاری کردم .. از سفره ای که خواهرم پر از نعمت بود تشکر و شکرگذاری کردم .. از رختخواب نرم و گرمی که خواهرم برام پهن کرده بود .. از سقفی که بالای سرم در منزل خواهرم بالای سرم بود .. از دستشویی و توالتی که استفاده میکردم ..از دمپایی توی دستشویی .. از مسواک و خمیر دندان و آینه . از حمام آب گرم و سرد . از اون حوله ای که خواهرم بهم داد شکرگذاری کردم .. از آب خوردن توی یخچال .. از صبحانه ای که نوش جان کردم .از عطر و بوی چایی صبحانه .. از بوی عطر نان .. از میوه ای که جلوم میزاشت .. از تخم مرغ پخته تشکر میکردم و بوسش میکردم و با عشق و با لذت زره زره میچشیدم و مزه مزه میکردم همون تخم مرغ رو با عشق می‌خوردم … هنوز خواهرم بهم میگه آنقدر تخم مرغ دوست داری که بوسش می‌کنی و میخوری !!! ولی من هر چیزی رو نوش جان میکنم و می‌خوردم احساس شکرگذاری دارم و کلی از خداوند تشکر و قدردانی میکردم … خلاصه نقطه ی شروع تغییرات من از همانجا شروع شد و تا همین الان هم بلطف فضل و کرم الهی ام ادامه داره و ادامه خواهد داشت خدایااا شکرت

    4ــ فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    فرآیند تکامل من سبب شد تا کانال تلگرام استاد عباسمنش دات کام رو پیدا کردم و وارد کانال شدم و بعدش به فایل های توحیدی فقط روی خدا حساب کنید و حُزن در قرآن و فایل های در پرتو آگاهی هدایت شدم و مبحث هدایت برای من واضح تر شد و از آن به بعد تصمیم گرفتم وارد سایت بشم ولی از آنجایی که من گوشی مناسبی نداشتم نمی‌تونستم وارد سایت بشم

    .. (یک گوشی کشویی دکمه ای سونی اریکسون داشتم!!!) تازه پول اینترنت هم نداشتم ولی من توی همون کانال تلگرام به دیگر فایل های استاد ادامه دادم و شب و روز گوش میکردم و دفتر سپاسگذاری هام همینطور بیشتر و بیشتر میشد و بعد از چهار ماه تمرینات و تکرار و تکرار مداوم درهای نعمت بروم باز شد .. وقتی خواهرم فهمید که من بخاطر نداشتن گوشی نمیتونم وارد سایت بشم پولی بهم قرص داد البته در آن زمان خودش هم درگیر وام قسط و بدهی بود … بلطف خواهر عزیزم پول یک گوشی رو بهم قرص داد و من تونستم اولین گوشی هواوی سفید رنگ خوشکلمو بخرم آنقدر خوشحال بودم که نگم براتون و من با کمک یکی از آشنایان وارد سایت عباسمنش دات کام شدم .. عجب خاطره ی قشنگی الان که فکرشو میکنم دوباره همون احساس لذت بخش رو احساس کردم خدایااا شکرت که دستان فرشتگان رو همواره برام فرستادی خدایااا شکرت

    گامی که هر روز به صورت مستمر انجام میدادم شکرگزاری روزانه بود.. از دیگر اعضای سالم بدنم سپاسگذاری میکردم و مدیتیشن های سپاسگذاری رو از کانال های تلگرامی پیدا کردم دکتر برازنده و دیگر اساتیدی که کانال های مدیتیشن داشتند .. و فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو بطور مداوم گوش میکردم و همش با خودم خلوت میکردم .. چون تاندول های دستم درد میکرد فقط یکبار خواهرم منو دکتر برد و قرار بود که مدتی دستمو گچ بگیرند و اگر خوب نشه به عمل کشیده میشد ولی دیگه اعتقادی به دکتر رفتن نداشتم .. چون بسمت فیلم راز هدایت شده بودم و آن قسمتش که یک خلبان سقوط کرده بود و به کما رفته بود توجه منو جلب کرد اینکه آن خلبان دست و پا شکسته که تمام بدنش توی گچ بود فقط صدا ها رو میشنید که دکترا ازش قطع امید کرده بودند ولی این خلبان صدای آنها رو میشنید و به خودش قول داد که تا قبل از کریسمس و سال جدید خودش با پای خودش از بیمارستان می‌ره بیرون ووو اونقدر بخودش تلقین کرد که بعد از چند ماه خوب شد البته بطور کامل نه . وقتی مرخص شد با ویلچر تا جلوی درب بیمارستان بردنش و بعدش خودش با کمی سختی و مشکل با پای خودش از بیمارستان اومد بیرون .. آنموقه وقتی آن قسمت رو دیدم خیلی روی من تاثیر گذاشت و یکی از هدایت های خداوند در آن زمان همین فیلم راز بود و من هم تصمیم گرفتم و با گوش دادن فایل های آرامش در پرتو آگاهی فهمیدم که خودم میتونم دردهامو درمان کنم فقط چند بار مسکن تزریق کردم که دردهای تاندول دستام آروم بشه که بتونم بنویسم و آرام آرام بعد از مدتی نمی‌دونم چطوری خوب شدم… یعنی معجزه برام شده بوده بود .. خدایااا شکرت برای نعمت سلامتی که من را تندرست و سالم نگه می‌دارد خدایااا شکرت

    5ــ چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    البته چالش ها و تضادهای من خیلی زیاد بود ولی راه حل ها هم بلطف خداوند از راه می‌رسیدند بارها و بارها جاهایی بود که فکر میکردم دیگه این کار درست نمیشه و خسته میشدم و اعتماد بنفسم رو از دست میدادم و بعدش بلطف خداوند مهربانم در همان لحظات نامیدی راه حل ها از راه می‌رسیدند

    آخه آدمی که پول و سلامتی نداره. یعنی هیچی نداره من آنقدر این موضوع رو با تمام استخوان هام لمس کردم که حد نداشت .. و دوباره زانوی غم بغل کرده بودم …

    وقتی پول نداری یعنی ابرو نداری

    وقتی پول نداری یعنی عزت نفس نداری

    وقتی پول نداری یعنی اعتماد بنفس نداری

    وقتی پول نداری یعنی ایمان نداری

    وقتی پول نداری کسی دوست نداره

    وقتی پول نداری عزت و احترام نداری

    وقتی پول نداری سلامتی هم نداری

    وقتی پول نداری بیشتر میفهمی که ارزشی نداری

    حتی اگر بهترین کارهای دنیا را برای فرزندانت و دوستان و آشنایان کرده باشی فوری فراموشت میکنند ..

    فورا ازت فرار می‌کنند مثل طاعون بهت نگاه می‌کنند

    وقتی پول نداری سربار هستی

    وقتی پول نداری هیچکس بهت اهمیت نمیده

    خلاصه به بدترین شکل ممکن بهت بی احترامی میشه .. و هزاران مسایل دیگه

    با اینکه خسته شده بودم و دوباره کم آورده بودم یک مدت کوتاه تمرینات مو رها کرده بودم ولی بعدش دوباره شروع کردم به نوشتن و سپاسگذاری و دیدن فایل ها و ستاره ی قطبی و دوباره از زمین بلند شدم و به مسیر برگشتم

    مثلاً وقتی خونه ی خواهرم بودم هیچوقت فکر نمی‌کردم خانه ای مستقل داشته باشم تا بتونم اسباب اثاثیه هامو ببرم .. در واقع مقداری از اسباب اثاثیه هامو فروخته بودم و مقداری از آنها توی انبارهای همسایه هامون بود ولی بازم معجزه اتفاق افتاد و فرکانس من جواب داد و خانه ای عالی نوساز دو خوابه به کمک دخترم با دو تا آسانسور در پردیس رهن و اجاره کردیم و وسایل هامو از آن آنبارهای همسایگان بردم خانه ی خودم .. هر روز زمین رو سجده میکردم برای کلید پریز های خونه ام شکرگذاری میکردم . برای دسته کلید خانه ام شکرگذاری میکردم و میبوسیدمش . هر وقت از خانه خارج میشدم کلی با خونه ام صحبت میکردم و بهش میگفتم مواظب خودت باش من زودی بر میگردم .. وقتی هم برمیگشتم در میزدم و با سلام و احوالپرسی وارد خونه ام میشدم .. ولی الان بخاطر دخترم نمیتونم با صدای بلند حرف بزنم چون فکر می‌کنه من دیونه شدم و یا مسخره ام می‌کنه کلا در هیچ چیزی هم فرکانس نیستیم …. برای استقلال ام .. برای آرامشم .. برای یخچال فریزرم .. برای شعله های کازم … برای قابلمه و کتری و قوری و استکان و عطر بوی چای خانه ام شکرگذاری میکردم !!! برای هر چیزی شکرگذاری هامو بیشتر از همیشه درک میکردم خدایاا هزاران هزار بار شکرت بازم با به یاد آوردن این خاطرات شیرین با سیگنال های مثبت روی مومنتوم مثبت هستم خدایاا شکرت

    6ــ نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟

    *(احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی) نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    تغییرات واقعی بیشتر در شخصیتم رخ داده

    بیشتر در تغییر افکارم رخ داده

    دیگه با هیچکسی بحث نمیکنم . نمی‌خوام چیزی رو به کسی ثابت کنم

    چراغ خاموش روی تغییر باورهام کار میکنم

    خلوت گزینی رو خیلی دوست دارم

    سعی میکنم ورودی های مناسب و کنترل ذهن خوبی داشته باشم

    احساسم خیلی خوبه با اینکه در یک تضادی با دخترم گیر افتادم (فقط و فقط در مبحث روابط با دخترم مسعلع دارم) هر کاری براش کنم هیچوقت سپاسگذار نیست و همیشه غُر میزنند و برای هر چیزی بحث و داد و بیدار می‌کنه ولی اشکالی نداره . چون خودش در نهایت ضربه اش رو میخوره و من هم تصمیم رو گرفتم و دارم روی تغییر باورهام کار میکنم و تلاش میکنم که دیگه برای همیشه به این وضعیت تکرار شونده خاتمه بدم ..در واقع سکوت کردم و می‌خوام تغییرات جدیدی رو ایجاد کنم

    ولی واقعا احساسم خیلی خوبه یعنی دیگه مثل گذشته زانوی غم بغل نمی‌گیرم بلکه بیشتر از همیشه برای این لحظات و تضادم تشکر میکنم انگار دوره ی جدیدی رو باید شروع کنم و زمان تغییر فرا رسیده و مطمعن هستم که داره یک اتفاقات خوبی میوفته . در واقع دریچه ی قلبم باز شده بهم الهام میشه . قدرت تجسمم با بیاد آوردن خاطرات خوب و مثبت گذشته ام بیشتر شده ..

    دیگه به یاد خاطرات منفی گذشته نیستم البته سعی میکنم اغلب مواقع اینطوری باشم دیگه مثل قبلنا از تضادها نمی ترسم چون مطمعنم که داره راهها باز میشه و داره راه درست رو به من نشون میده . فقط باید ادامه بدم و تمرین کنم و شکرگذاری هامو بیشتر کنم . و در مدار مومنتوم مثبت باشم و خدا رو شکرگذارم که در دوره ی هم جهت با جریان خداوند حضور دارم و الان در جلسه ی هفدهم هستم .. خیلی خوشحالم از اینکه مطمعن هستم این تضاد تکرار شونده بلاخره بطور اساسی حل میشه و باید این موضوع باید همیشه پرونده اش بسته بشه و باید از ریشه و بطور اساسی حل بشه.. البته که باید خداوند از فصل و کرم خودش منو به راه حل آسان و مطمعن و عزتمندانع هدایتم کنه ..

    چون با این تضاد خواسته ام شفاف شده و آمادگی خودمو برای تغییرات آماده کردم هر چند می‌دونم این تغییرات درد داره و حتی میتونم بگم خیلی هم درد داره ..

    خانم شایسته ی عزیزم ممنون سپاسگذارم که نکته ای در توضیحات نوشتید اینکه …

    این پروژه‌ای برای کسانی که احساس می‌کنند در مسیری از رشد قرار دارند، اما هنوز تضادهایی در زندگی‌شان تکرار می‌شود

    این پروژه به تو کمک می‌کند تا درک کنی چرا برخی تضادها در زندگی‌ات تکرار می‌شوند، چگونه از نگاه خداوند به موقعیت‌هایت بنگری، و چطور از دل هر تضاد، هدایت، رشد، و ایمان بیشتری به جریان زندگی درونت پیدا کنی

    انگار جهان داره منو با این تضاد امتحان می‌کنه که ببینه آیا واقعا من آماده ی این تغییر بزرگ هستم یا نه !؟؟؟؟

    ولی من اعلام آمادگی کردم

    من آماده ام

    خدایااآاا من آماده ام

    من برای یک شروع جدید و یک زندگی جدید با مسیرهای جدید اعلام آمادگی میکنم .. هر چند ترس هم دارم ولی این ترس مانع این تغییرات نیست چون می‌دونم دستم توی دستان خداوند هست و پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من هست الهی آمین

    از استاد عباسمنش عزیزم خیلی خیلی تشکر و قدردانی میکنم که با این فایل های گام به گام پروژه داره دست منو میگیره و مثل گذشته داره منو از این دریچه ی تغییرات بسلامت عبورم میده ..!!! انگار این پروژه برای من ساخته شده .. استاد عزیزم صدای منو شنیده و بهش الهام شده که بیاد منو برای این تغییرات بزرگ آماده کنه و واقعا تغییرات رو به آغوش بگیرم

    خدایاااا شکرت که با شروع این پروژه ی جدید برای خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و تغییر افکارم و برای بهبودی و رشد و پیشرفت بیشتر باید این تغییرات را در آغوش بگیرم و روی طول موج مومنتوم مثبت باشمم و هم اکنون در حال دریافت سیگنال نکات مثبت برای چکاب فرکانسی هستم تا بتونم تغییرات رو به آغوش بگیرم

    یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا می‌دونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست

    خدایاااا کمکم کن تا برای شروع جدید و تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم این تغییر و تحولات رو در آغوش بگیرم …

    و همچنین با اتمام موفقیت آمیز کارها و برنامه ها و امورات هر روزم در این پروژه

    پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت 1 و 2 و قسمت های دیگر این پروژه روند تکامل و بهبودی را در تمام ابعاد زندگیم تجربه کنم و کامنت های دوستان رو بخونم و از تجربیات دوستانم انگیزه بگیرم و استفاده کنم و کامنت بنویسم !!!

    با عرض معذرت خیلی طولانی شد

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و و زیباتر لذت بخش تر کن

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    روز 116

    روز شمار تحول زندگی من فصل 4

    گفتگوی استاد عباس منش با دوستان | قسمت 37

    خدایاا من حمایت تو را با خودم همراه و هم قدم می کنم برای اینکه قلم دستم بشی برای نوشتن و صحبت کردن و زبان و کلام و گفتارم و قدم به قدم حرکت های من در جهت باورهای توحیدی ام.

    اول از همه این باور رو همیشه آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من است اینکه..تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی باورهای خودمان است

    ای معبود الهی ام

    خدایااا خودت هدایت ام کن بسمت آن تسلیم بودن در برابر خودت

    این جمله رزا رو خیلی دوست دارم ومیخوام بارها و بارها به خودم بگم و یادآوری کنم خدای مهربونم

    خدایا من نمیفهمم من هیچی نمیدونم توبه من بگوتوبگوچکارکنم توتصمیم بگیرمن ناتوانم تو توانمندی توتنهامنبع رزق وروزی هستی توحید یعنی این که تو فقط قدرت داری توپارتی من هستی تومیتونی ادم ها و فرصت های خوب روبه سمت من هدایت کنی هیچ کس هیچ قدرتی نداره و هیچ برگی بدون اذن تو بر زمین نمی افتد

    توحامی وهدایتگروحمایتگرمنی خداجونم

    دروقت های بیکسی تودرکنارمن بودی وهستی

    بانشانه هات بامن حرف زدی وهدایتم کردی

    توخودت گفتی پاسخ میدم واجابت میکنم درخواست بندگان توحیدیم را

    چقدراین فایل های توحیدی رومن دوست دارم چقدرجنسش فرق میکنه

    وقتی قدم برداری قدم های بعدی بهت گفته میشه

    خدایا. شکرت که امروز هم تعهدم رو در این قسمت از (روزشمار تحول زندگی من )توانستم بجا آورم و امید دارم که خداوند قلم دستم شود تا آن بهترین رو در این قسمت بنویسم آمین

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم و جا داره برای متن انتخابی این قسمت نهایت تشکر و قدردانی رو کنم ممنون و سپاسگذارم

    سلام به دوستان عزیز همیشگی در این قسمت

    چقدر همزمانی خوبی با این فایل داشتم

    اینکه یکی از درخواست های این چند روزه ی شلوغی سال جدید و عید نوروز خلوت گزینی برایم بود و شکر خدا این دید و بازدیدها و رفت و آمدهای عید دیدنی هم بخوبی و خوشی و شادمانی تمام شد و از اینکه دوباره به روتین خلوتی خودم هدایت شدم و می تونم با تمرکز بیشتر روی خودم کار کنم از خداوند ممنون و سپاسگذارم خدایااآاا شکرت که هر لحظه در مدار هدایت های الهی تو هستم

    خدایاااا شکرت ای یگانه خالق جهان جهان هستی و ای خداوندی که من را خالق آفریدی تا خلق کنم خواسته ها و اهداف و آرزوهایم را بسادگی به راحتی به آسانی و سهولت و به زیبایی و عزتمندانه از کوتاهترین مسیر

    خدایااا شکرت که من را بسمت فایل های احساس لیاقت و عزت نفس و وفور و فراوانی هدایت کرده ای چون من لایق بهترین ها هستم و همیشه هم بهترین ها رو جذب می کنم و به پشتیبانی خداوند من به کمتر از بهترین ها هم رضایت نمی دهم..

    رسیدن به خواسته هایم کاملا طبیعیه ،طبیعیه که من به آرزوها و اهداف و خواسته های کوچک و بزرگم برسم ،اصلا برنامه خداوند برای من و کل جهان همینه ، رشد و گسترش در تمام ابعاد و جنبه ها.

    اصلا همه چی باید برام عین آب خوردن فراهم بشه

    اصلا من می خوام همه چی برام عین آب خوردن آسون باشه

    اصلا من می خوام بیفتم توی کندوی عسل و غرق شادی باشم

    اصلا من لایق این همه عسل و کندو و شیرینی هستم

    خدایاااا خودت همه چیرو عین آب خوردن بر سر و روی زندگیم بمباران و نعمت و برکت بریز

    عین آب خوردن منو بمسیر رسیدن به خواسته هام هدایت کن

    خدایاااا شکرت … اصلا من می خوام خیلی راحت روی شانه هایت بشینم و منو ببری به مسیر خواستم چون توحید و یگانگی اصل و اساس خوشبختی است پس منو به خوشبختی و سعادتمندی هدایت کن

    توحید یعنی ندادن قدرت به عوامل بیرونی و قدرت دادن تنها به خداوند و نه هیچ عامل بیرونی دیگر …

    خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم

    خدایاااا کمکم کن که در این مسیر ثابت قدم تر و محکم تر و استوار تر قدم بردارم

    خدایااآاا خودت کمکم کن که قدم به قدم حرکت ها و قدم هایم منور به نور الهی خودت باشه و مسیرم رو به نور و عشق الهی خودت روشن و درخشنده و درخشان کنی..

    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    شکر نعمت به جای آرید شما رو می‌افزایم

    صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونی‌ها

    خوشبختی یه حالت ذهنیه و احساس خوب یه نگرشه و کیفیت افکاره

    و این جمله کاملا درسته که :آزادی و رهایی چیزی نیست جز آگاهی .

    خدایااا شکرت من در مدار تسلیم بودن و رهایی هستم

    خدایاااا شکرت من در مدار عشق هستم

    خدایاااا شکرت من در مدار نور هستم

    خدایاااا شکرت من لبریز از ارتعاش عشق هستم

    از تو می خوام آسان کنی آسانی های نعمت هایت را بر من

    از تو می خوام آسان کنی راحتی های زندگی ام را بر من ….

    خدایا من هیچ ایده ای ندارم ..

    هیچی نمی‌دونم … من بلدش نیستم .. خودت دستمو محکم توی دستان خودت گره بزن … خودت برام بفرست .. خودت دستمو بذار توی جیب خزانه ی الهی خودت.. من مرغ تخم طلا مو می خوام

    خودت بدون واسطه منو ببر به منبع خزانه ی الهی پول و ثروت این جهان هستی ..

    اگر آگاهی خداوند در وجود من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی برای این اتصال به انرژی منبع وجود ندارد چون منبع این انرژی های الهی خودش نامحدود است …من دیگه نمیی فهمم هرکاری که فکر میکردم باید بکنمو انجام دادم…

    مننننننننننننن نمی دووونم

    توووو میدونی تو بهم بگو تو برام بیار تو برام رخ بده توبرام شکل بده توبرام بفرست.. تو مسیر رو برام کوتاه کن .. تو زمان رو کوتاهتر کن..

    تو فرصت ها ی دریافت و جذب پولی و مالی و آزادی پولی و مالی و مادی و معنوی رو برام مهیا کن …

    تو منو از مادیات این جهان هستی اشباع کن و به بی نیازی هدایت ام کن ای خداوندی که وهاب هستی ….تا لذت بیشتری ببرم و شاد زندگی کنم..

    تووو تووو تووو

    هرکار میخوای بکنی بکن من چیزی نمی دونم.. خدایا من بلدش نیستم

    خدایاا دست منو بگیر … امروز و هر روز و هر لحظه و همیشه دستمو محکم توی دست خودت گره بزن … خدایا منو روی شانه های خودت بنشان

    دستمو میدم به دست تو که منو ببری به جایی که باید ببری…

    به مسیر کسانی که به آنها وفور و فراوانی پول و ثروت و شادی و شادمانی و خیر و برکت داده ای… خدایاااا من لایق بهترین ها هستم و همیشه بهترین ها هم جذب من می شوند و شده آند..

    خدایا خودت آسان کن آسانی های نعمت هایت را بر من ..

    خدایا خودت آسان کن راحتی های دریافت و جذب اهداف و خواسته ها و آرزو های مقدس الهی ام را بر من….

    خدایاااا کمکم کن که با تغییر شخصیتم و باورهایم به مدارهای بالاتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم

    توی تمام جنبه های زندگیمون؛ هر روز به خودمون بگیم و از خودمون بپرسیم چطور با شرایط بهتر و با کیفیت تر و با بهره وری بالاتر میتونیم زندگی مون رو بهتر کنیم و اون زندگی مون خیلی رون تر میشه و تضادهامون کمتر میشه

    خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    با درود و وقت بخیر خدمت شما آقا مجتبی انجیله ای عزیز واقعا خیلی ممنون و سپاسگذارم که نقطه ی آبی رنگ پیام رسان جادویی سایت رو برام روشن کردید .عاشق این نقطه ی آبی رنگ هستم بهترین چیزی که حالمو خیلی عالی می‌کنه و به احساس خوب میرسم همین چراغ جادویی سایت هست که می‌تونه در لحظه منو به احساس خوب هدایت کنه !!!

    دیشب پیام شما رو در بهترین زمان دریافت کردم موقعی که داشتم می‌خوابیدم با خواندن پیام شما خیلی ذوق کردم خیلی خوشحال شدم خیلی انگیزه گرفتم !!!

    از اینکه با حرفهای امید بخش تون دل منو شاد کردید واقعا ممنون و سپاسگذارم چندین بار پیام تون رو خواندم اینکه گفتید: پشت ماشین نوشته بود خدای من مهربان است

    واقعا جمله ی زیبایی بود دقیقا خداوند بارها و هزاران بار مهربونی شو بهم ثابت کرد ولی امان از دست انسان فراموشکار اینکه هر دفعه خداوند با مهربونی هاش دستمو گرفته و بهم امید داد و گام به گام هدایتم کرد و بارها نشانه ها و هدایت هاشو دریافت کردم .. نمونه اش همین پیام زیبای شما که حس و حالمو خوب کرد و سبب خیر شد تا نسبت به اون تضادم قوت قلب بگیرم

    یعنی همش در پیام شما نشانه دریافت کردم بخدا شما دست خداوند بودی برام اینکه از اسم و فامیل من جملات باور سازی برام ساختید نمی‌دونید چقدر احساس خوبی بهم دست داد

    اسم رویا رویاهات رو باور داشته باش

    مهاجر مهاجرت خواهی کرد

    سلطانی سلطان فرکانس سپاسگزاری

    واقعا برای این شهود و الهام شما مدام سر تایید تکون دادم و گفتم چقدر دقت شما در این نشانه ها دلنشین بود …ممنون و سپاسگذارم که به دلتون الهام شد و دست به قلم شدید !!!

    بقول استاد عزیزمون نشانه ها و هدایت ها می‌تونه

    گاهی در یک حرف یک دوست باشع

    گاهی در یک ایده ی ناگهانی است

    گاهی در یک اتفاقی ساده است

    گاهی حتی در یک مانع و یا تاخیر

    این گفته های استاد در کلام شما جاری بود و بذر امیدی در دلم کاشته شد و بلطف و فضل و کرم خداوند دعاهای شما اجابت خواهد شد فقط باید صبوری کنم و شاکر نعمت های که تا بحال به من بخشیده اینکه گفتید:

    همین سپاسگزاری درهایی و دریچه‌ای از نعمت و ثروت رو به زودی به رویت باز میکنه

    این دعاه و تحسین های شما بی گمان بسمت خودتون کمانه می‌کنه و در زندگیتون جاری میشه .

    خدایاااا شکرت که در این سایت حضور داریم

    خدایاا سپاس . نعماتت را سپاس

    وجود چنین دوستان بینظیری را سپاس

    سپاس برای اینکه چنین استادان بینظیری داریم

    برای اینکه چنین فضایی در سایت وجود داره

    و شکر حضورتون در این سایت

    آقا مجتبی عزیز منم براتون بهترین ها رو آرزو دارم

    بخصوص این دعای آخری لبخند زیبایی بر چهره ام نشاند و ممنونم که کامنت های طولانی منو می‌خونید !!!

    البته پاسخگویی های من هم کمتر کامنت هام نیست ..خیلی طولانی شد !!!! ممنون و سپاس

    منم این دعای قشنگ تون رو براتون آرزومندمبهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی

    شاد و سلامت و موفق و پایدار و ثروتمند در کنار عزیزان تون باشید

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    با درود و وقت بخیر خدمت شما آقا حمید امیری Maverick مستقل عزیز !!!!

    آتشنشان موفق سایت عزیزمون

    آقای امیر واقعا تحسین تون میکنم برای این شجاعتی که در وجودتون داشتید . وقتی داشتید غلبه بر ترس از ارتفاع رو روی آن دکل ها توضیح می‌دادید بخدا فکر کردم دارم فیلم مستند نگاه میکنم واقعا هر چقدر تحسین تون کنم بازم جای تحسین و تمجید و تشویق دارید .. واقعا درود و هزاران درود خدمت شما و دیگر دوستان و همکاران دلیر و شجاع آتش نشانانی که از جون و دل خدمت میکنید

    انا فتحنالک فتحنا مبینا)

    (ما براى تو پیروزى آشکارى فراهم ساختیم!)

    بنظر من هر روز باید روز آتش نشان باشه خدا رو شکر گذارم که در این سایت حضور دارید و از اطلاعات شما در زمینه های مختلف استفاده میکنیم .. ماشاالله شما در همه ی زمینه ها اطلاعات و آگاهی دارید و من همیشه کامنت های پرمحتوا و زیباتون رو دنبال میکنم

    خدا قوت و خداوند همیشه یار و یاور و پشتیبان و محافظ تون باشه الهی آمین

    آقای Maverick عزیز خواستم یک مطلب دیگه ای رو خدمت تون عرض کنم ..

    یک کامنتی شما قبلنا نوشته بودید که من یک قسمت شو توی نت گوشیم سیو کرده بودم البته اصلا یادم نمی یاد توی کدام کامنت تون نوشته بودید ولی خیلی خوشحالم که این کامنت شما یک پیام و نشانه ای از طرف خداوند بود که از قلم شما به من داده شده بود و اینجا براتون عین جملات کامنت خودتون رو در اینجا میزارم تا شاید نشانه ای برای دیگر دوستان عزیز در این سایت باشه

    اینکه گفتید:

    دریافت محصولات استاد هیچ ربطی به وضعیت مالی شما نداره. اگر ما رشد کنیم جهان ما رو وارد مدار این آگاهی ها میکنه، از جایی که فکرشو نمی‌کنیم بهای محصولات به حساب مون میاد، به الله قسم اصلا بحث پولش نیست، از پول مهمتر ، رشد و تکامل ماست که محصولات رو میاره توی پروفایل مون(بقول آقای حمید امیری Maveric )

    چقدر خوشحالم که این نوشته ی شما رو سیو کردم و دقیقا به همین حرف شما هدایت شدم . اینکه گفتید به الله قسم اصلا بحث پولش نیست

    دقیقا من همون شخصی هستم که هزینه و مبلغ دوره ی هم جهت با جریان خداوند توسط دستی از دستان مهربان و سخاوتمند الهی به حسابم واریز شده .. شخصی که خودشون هم در همین سایت حضور دارند و مثل یک معجزه وارد تجربه ی زندگیم شد و من اصلا باورم نمیشد که واقعا آنقدر در مدار فرکانس خوبی باشم که چنین خواسته ای رو جذب کنم … همیشه وقتی برو بچه های سایت رو می‌دیدم که وارد یک دوره ی جدید شدند خیلی غبطه می‌خوردم و دوست داشتم منم در چنین شرایطی باشم که بتونم مثل دیگر دوستان براحتی وارد یک دوره استاد عباسمنش عزیز بشم .. آنقدر توی فایل های دانلودی و هدیه استاد کار کردم که خداوند منو لایق ورود به این جلسات دوره دانست .. طبق نوشته ی شما رشد و تکامل ماست که محصولات رو میاره توی پروفایل مون بخدا قسم این جملات گوهربار شما عین واقعیات!!!

    و خداوند تمام شرایط و اوضاع و افراد را دست به دست هم داده و در کنار هم قرار داد تا منو به خواسته ام برسونه !!!! و الان هم به فضل و کرم خداوند در جلسه ی هجدهم این دوره ی ارزشمند هستم !!

    خدایااا شکر هر روز از داشتن چنین نعمتی سپاسگذاری میکنم خدایااا شکرت و بیشتر ایمان آوردم که میتونم به دیگر خواسته هام برسم!!

    آقای حمید امیری عزیز واقعا شما آنقدر در مدار آگاهی و دریافت الهامات بالایی هستید که تمام کامنت های شما رو باید با دقت بیشتری بخوانم

    خدارو شکر که ما همه مون از هدایت شدگانیم

    خدا رو شکر که در این سایت بهشتی حضور داریم

    خدا رو شکر در این مسیر توحیدی هدایت شدیم

    سپاس برای اینکه وقت ارزشمندتون رو برای نوشتن این آگاهی ها میذارید

    سپاس برای داشتن چنین استادان توحیدی که چنین شاگردان موحد و آگاهی را تربیت کردند

    و سپاس برای حضورتون

    و سپاس برای اینکه خداوند قلم دستان تون شده

    خدایااا شکرت

    ممنون و سپاسگذارم آتش نشان موفق و پایدار سایت عزیزمون

    روز و شبتون به خیریت و شادی و شادمانی و ایام به کام تون شیرین و گوارا در کنار عزیزان تون

    براتون بهترینع بهترین ها را در تمام جنبه های زندگی تون آرزومندم

    بهترینها رو از خدای قدرتمندم براتون خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و قدرت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: