تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱ - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3663 روز

    سلام

    تجربه خودم:

    هر چی به خدا نزدیکتر میشوم حالم بهتر است آرامشم بیشتر است امیدوار تر می شوم از همه چیز لذت می برم یک تکیه گاه محکم ومطمئن پشتم حس می کنم .الهامات را بیشتر می فهمم و نشانه ها والهامات را واضح تر درک میکنم . حالم بهتر است اصلا خودم و خدا و خیلی بیشتر احساس بی نیازی می کنم و اصلا از آینده خیالم راحت است خداراشکر که این همه چیزهای خوب یاد گرفتم و یاد میگیرم

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش هر چه خواهی کن

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1602 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    باید پارو نزد وا داد باید دل را به دریا زد …..

    سلام و درود

    امیدوارم حال دلتون عالی باشه

    خداوندا ازت یاری میخواهم که ذهنی آرام و رها داشته باشم

    خداوندا ازت میخواهم که توحیدی باشم و توحیدی عمل کنم

    خداوندا ازت میخواهم که مومنتوم مثبت را رعایت کنم و شکر گزار باشم و به نکات مثبت انسانها و اطرافیان توجه کنم و در مسیر دریافت قوانین الهی باشم

    خدایا یاریم بده قدرت نه گفتن در مکان و زمان مناسب به هر کسی را داشته باشم

    خداوندا یاریم بده مدام و مستمر در مسیر یادگیری و عمل به قوانین جهان هستی باشم و تو را قدرت یاری دهنده هست و من محتاج هر خیری که برمن نازل کنی هستم

    هر خیری به من میرسه از طرف خداست و هر شری به من میرسه از طرف خودم هست

    من باید هدایت را بپذیرم و خدا خیلی ساده هدایت میکند

    خدایا عاشقتم همین که من و به سمت این سایت هدایت کردی بسیار سپاسگزارت هستم

    استاد خیلی سپاسگزارت هستم من که فکر میکنم به این روش موفق شدن انگار برگزیده ی خدا هستی وقتی به اتفاقات و روند زندگیتون توجه میکنم چیزی جز همت خودتون نمبینم و نظر لطف خداوند که تا این حد موفق هستین و تبریک میگم و تحسینتون میکنم و براتون بهترینها را از خداوند خواستارم من فقط در سایت و دوست دارم و اینستا نمیرم همین مورد که فرمودید خیلی منحرف میشم ولی سایت فقط اطلاعات خود سایت را میبینی و برای زحمت شما و خانم شایسته و دیگر اعضای سایت بینهایت سپاسگزارم

    خدایا سپاس الان از کویر برگشتم بعداز یکسری کارها دیگه اومد سایت ویه کم سر دردم و می‌دونم یه کم مطالب را گوش بدهم و آموزش ببینم عالی میشم

    خدایا من نمیدانم تو میدانی مرا یاری بده خدایا تو بهم بگو چه مسیری راحتترو بهترین و ثروتمند ترین و شادترین و سلامت ترین هست

    در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 423 روز

    خدای مهربونم شکرت بابت این روز عالی ای که داشتم

    سلام دوست خوبم که داری کامنت منو میخونی حالت خوبه دوست خوشگلم؟! خدا میدونه چقدر سپاسگذار حظور توام در این سایت. شاید کامنتت رو قبلا خونده باشم و درس گرفته باشم و هدایت شده باشم. واقعا خوشحالم که در این سایت دوستان توحیدی و به شدتتت ارزشمند دارم

    چقدر کامنت های بچه ها زیباست و چقدررر پر بار مینویسند و هر کامنت پر از درس و آگاهیه

    خدایا شکرت که من رو در این راه پر از نعمت و آگاهی قرار دادی

    من سه یا چهار ماهه که اینستاگرامم رو فقط نیم ساعت باز میکنم و اجازه نمیدم به خودم بیشتر از نیم ساعت بشه، البته به غیر از این دو سه روز که از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون که سه چهار روزه که نیم ساعتم رسیده به یک ساعت و نیم یا دو ساعت که اینم بخاطر کمالگرایی ای هست که داعم میخوام بگردم ببینم از من کی بهتر ایده داره و کی بهتره و…

    در صورتی که در این سه چهار ماه که اینستاگرام رو و فضا مجازی قطع کرده بودم به شدتتت تمرکزم بالاتر رفته بود و عملگرا شده بودم به شدتت.

    جوری یوتیوب ویدیو میزاشتم انگار دنبال سرم دارن میدوان و منم تند تند تولید محتوا میکردم

    حالا دو هفته است که کند شدم بهاطر اینکه یوگا و دوره های مربیگری و همچنین کار در آموزشگاه رو شروع کردم

    و از خداوند میخوام بهم یاد بده کنترل و مدیریت زمان کنم تا بتونم سه تا کارم رو باهم انجام بدم

    یادمه تا همین چند ماه پیش من حتی نمیدونستم چیکاره ام. نمیدونستم دقیقا باید چیکار کنم چه شغلی داشته باشم و هدفم دقیقا چیه، با اینکه به شدت سخت خیاطی میکردم و زمان زیادی رو صرف خیاطی میکردم مثلا صبح میشستم پای چرخ خیاطی تا شب قبل خواب من خیاطی میکردم

    ولی احساس تعلق نداشتم، نمیدونستم چیکاره ام…انگار فقط انجام میدادم و یک امید واهی داشتم که این جواب میده. اما از موقعی که با استاد اشنا شدم و با سایت بهشتیم آشنا شدم، نور تابیده وارد زندگیم. همه چیز مشخصه! قدم هام چینده شده!

    و من دارم در راستای یک چیز مشخص حرکت میکنم و همون زمان رو که از صبح تا شب میزاشتم برای کاری که احساس تعلق نداشتم، همونو میزارم برای کاری که به شدتتت احساس میکنم قراره متحول کنه آینده منو

    من چیزهای زیادی رو تجربه کردم و کارهای زیادی انجام دادم. به شدت هم زمان میزارم وقتی یک چیزیو شروع میکنم اما همیشه ته دلم میدونستم این کاره تهش هیچیه…

    اما این مدت بدجور اطمینان دارم

    خدایا شکرت که انقدر ارامش دارم! خدایا شکرت که راه زندگی رو نقشه راه رو همه چیزو دادم دست خودت و داری واسم به بهترین شکل میچینی

    خدای مهربونم!

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    آن نشانه چیست؟

    خب من ذهنم این مدت خیلی داره مقاومت میکنه…که نرو واسه کارآموزی یوگا و بزار بهتر شی و هنوز تمرین کن و بهتر شو بعد برو دنبال کارآموزی و کار…به اینکه خیلی ها تعریف کردند اما من دلم میخواد بهتر از قبل شم و کمی انعطاف رو بالاتر ببرم و بعد برم واسه کارآموزی و دنبال کار در این زمینه. نمیدونم ولی دلم میخواد بهترین خودم باشم…امروز مثلا هفت کیلومتر راه رفتم که چهار کیلومترش رو دویدم و دو ساعت هم یوگا انجام دادم…دلم میخواد بهتر شم حداقل یک ماه به خودم فرصت بدم و بعد ماه دیگه برم…نمیدونم

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    کمالگرایی! اخساس کمبود اعتماد بنفس یا لیاقت که من هنوز بهتر نیستم من هنوز نمیتونم مربی شم من هنوز خیلی کار دارم و راهم طولانیه و…

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    شاید همین فردا میرفتم باشگاه ها و برای مربیگری کارآموزیش اقدام میکردم.

    خدایا کمکم کن! خدایا من میخوام بهت ایمانم رو ثابت کنم…لطفا اگر رفتم رد نشم و قبولم کنند!

    خدایا من همه چیز رو میسپارم در دستان تو

    پارو زدن در خلاف جهت رودخونه رو ول کن اسما….دل به دریا یده و با ارامش حرکت کن و لذت ببر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مجتبی انجیله ای گفته:
      مدت عضویت: 1122 روز

      بنام خدایی که خواستهای مارو مشنوه و برآورده میکنه اگر با ذهنمون جلوش رو نگیریم

      سلام به استاد توحیدی عزیزم و خانم شایسته

      سلام به دوست عزیزم و با اراده و پر انرژی

      دوست عزیز با همین انرژی با همین انگیزه وشوق اشتیاق و جدیت و عطش و باورهای مناسب و باور فراوانی و احساس ارزشمندی و در طی کردن تکامل و لذت بردن از مسیر و در لحظه بودن 100درصد به خواستها یت میرسی

      اونجایی که تو کامنت گفتی یک ماه برم نمیدونم !نمیدونم نداریم تو سمت خودت رو انجام بده با همان شوق و اشتیاق تو جانشین و خلیفه خدا روی سیاره زمین هستی با همین فرمون باید 6 بعد مربی شده باشی بهترین خودت و شاگرد داشته باشی نمیدونم واسه کسایی که ایمان اعتماد ندارند و حرکت نمی‌کنند

      و این هدایت خدا دونستم پاسخ بدم از قلبم اومد و لذت میبرم از کامنتهات که نور الهی و حرکت است و عمل میکنی

      به زودی میای از نتایج عالیت مینویسی که بهترین مربی هستی و ایدها در درونت هست بهت گفته میشه در هر شرایطی پر انرژی باشید

      مجی انرژی بهترین خدا البز کرج ماهدشت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        اسما عدالتیان گفته:
        مدت عضویت: 423 روز

        به نام رب العالمینم

        دوست خوبم اول خداوندگارم رو سپاس میکنم و بعد از تو سپاسگذارم

        خدایا چه پاسخی از این واضح تر، چه جوابی برای سوالم از این صادقانه تر و واضح تر…

        سوالی که دو سه روزه ذهنمو درگیر کرده، برم یا نه

        و همینجا که به من گفتی ماه دیگه نداریم. من مطمعن شدم مجتبی جان!

        و خب احساس میکنم اگر امروز فردا نرم تمام اون صحبت هایی که با پدرم کردم برای اینکه مخالف میکردن که من این کار رو استارت نزنم، تمامش بی فایده میشه و باز برمیگردم سر خونه اولم

        خدا میدونه چقدددر انرژی گرفتم الان، چقددر دلم قرصه. بخدا اگر تنها بودم همین الان میشستم گریه میکردم، انقدر که واضح بود جواب خداوند به سوال بزرگ امروزم

        امروز صبح من از خداوند یک نشانه بزرگ خواستم. گفتم خدایا نمیدونم من…نمیدونم چه نشانه ای نمیدونم در رابطه با چی اما بهم یک نشانه بزرگ بده یک نشانه تکان دهنده بده!

        چقدر آرومترم! خدایا شکرت!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 952 روز

      سلام دوست عزیزم

      خیلی از کامنت هات لذت بردم ،چند تا شو خوندم، افرین بهت به خاطر تعهدت به تغییر و بهبود زندگی .

      دوست عزیزم اسما جان ،منم مدت هاست یوگا انجام میدم برای ارامش خودم ولی الان احساس میکنم میتونم مربی هم باشم .

      برای مربی شدن کجا باید برم ؟

      چطوری باید اقدام کنم؟

      ممنون میشم به سوالم جواب بدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        اسما عدالتیان گفته:
        مدت عضویت: 423 روز

        سلام دوست خوبم امیدوارم که حال دلت خوب باشه و تندرست باشی

        خوشحالم که میخوای بری دنبال علاقت

        برای مربیگری یوگا باید بری هیئت همگانی فدراسیون در شهر خودت. مثلا من در مشهد رفتم هیئت همگانی مشهد

        و سوالاتتون میتونی ازشون بپرسی و یا اگر نخواستی بری میتونی در سایت هیئت همگانی فدراسیون ثبت نام کنی

        و باید امتحان شش سطح یا شش مرحله رو بدی که اونها عملی هستند

        امتحان درجه سه تئوری هست که اونم کلاسهارو شرکت میکنی

        درجه دو برای کسانی هست که مدرک درجه سه رو گذروندن و حرفه ای هستند

        پس شما برای شروع باید مدرک مربیگری درجه سه رو اسم بنویسی و شش مرحله روهم امتحان بدی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      یاسر صابری گفته:
      مدت عضویت: 1874 روز

      سلام به تو دوست عزیز

      کامنت شما را هدایتی خوندن و در اول نوشته بودی که شاید یک زمانی کامنت بچه های که الان اینجا هستند را خوانده باشی خیلی برام جالب بود چون قدم اول جلسه 3 در مورد باور سازی ها باهم صحبت کرده بودیم

      دوست عزیزم همه چیز برمیگرده به احساس لیاقت و ارزشمندی که شما برای خودتون دارید

      استاد عزیز یک مثال خیلی خوبی گفتند در دوره احساس لیاقت… بسیار از مواقع ما کارهایی را که بلد هستیم بخاطر کمالگرایی که در وجود ما هست به نظر ساده و پیش پا افتاده میبینم اما افرادی هستند در جهان که همان کار به ظاهر ساده برای شما را بلد نیستند و دوست دارند تا یاد بگیرند و برای یادگیری آن حاضرند بهای زیادی برای آن پرداخت کنند

      در هر سطحی از مهارت و کیفیتی که داری کاری انجام میدهی افراد زیادی در همان سطح وجود دارند که دوست دارند از خدمات شما استفاده کنند و پول خوبی بپردازند

      من یک مثال خوبی از خودم دارم امید وارم برات مفید باشه

      من یک زمانی برای خودم مغازه زدم و در آن زمان خیاطی را به صورت حرفه ای بلد نبودم و حتی به درستی قیچی کاری را بلد نبودم . اما استارت کارم را زدم و شروع کردم به کارکردن و دوختن لباس و سفارش گرفتن از مشتریان

      آرام آرام مشکلاتی که در کار داشتم و عیب یابی که کارم داشت را یکی یکی از جاهای مختلف یاد میگیرفتم و مهارت های من بالا می‌رفت و هم یادگیری میکردم و هم داشتم پول درمی‌آوردم

      واضح تر بگم مثلاً من قیچی کردن سرشانه و آستین را بلد نبودم و همسایه من که خیاط بود ازش سوال میکردم و اون بهم یاد داد…. همین طور خیلی از کارهای دیگه ای که بلد نبودم را آرام آرام یاد گرفتم و مشتری هم داشتیم برای خودم و بعد از اینکه مهارت های من بالاتر رفت من مشتریان با کیفیت تر برام آمدن و هر روز آدم های ثروتمند تر از قبل میامدن و پول بیشتر از قبلی ها برای کار بهتر بهم میدادند و این تکامل خیلی خوب طی شد تا جایی که الان بهترین مهارت ها را در کل شهر من دارم و بهترین لباس ها را با بالاترین کیفیت دارم در شهر میدوزم و الان خیاطی من اسم و رسم دار شده در شهر

      پس اینکه دو مهارت های خوبی در یوگا یا هر چیز دیگه ای داری و علاقه داری بهش پس اینکه مدرک مربیگری یا سابقه چندین ساله یا فضای فوق‌العاده برای تمرین دادن یا …… این محدودیت ها رو بذار کنار و باور های خودت را در این مورد تغییر بده و ببین که چطور افراد هم سنگ و هم مدار تو میان پیشت و با اینکه مدرک نداری یا بقیه چیزها اما آنها دوست دارند تا از تو یاد بگیرند و تو بهشون تمرین بدی و پول خوبی برای تو پرداخت کنند

      به امید دیدار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    افسانه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 2328 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    ای نام تو بهترین سراغاز بی نام تو نامه کی کنم باز

    ای یاد تو مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم

    هم قصه نا نموده دانی هم نامه نانوشته خوانی

    از ظلمت خود رهاییم ده با نور خود اشناییم ده

    با سلام و عرض ادب خاص خدمت استاد نازنینم و خانم شایسته گرامی و دوست داشتنی و تمام دوستان خوب همفرکانسی گلم

    از اونجایی که طبق گفته استاد عزیزم دارم سعی میکنم به حرفای دلم گوش کنم و وقتی از صبح که از خواب بلند میشم و روزم رو بخودش میسپارم زمانی مثل الان که به درون قلبم بهم گفته میشه کامنت بنویس من هم میگم چشم و الان اینجا هستم و دارم به اونچه که فرمان داد عمل میکنم

    استاد نازنینم و تمام دوستان همسیرم الان اون نقص ترس از قضاوتم هم بالا زده و نجوایی هی میگه افسانه تو میخوای بین این همه ادم موفق توی سایت از اتفاق دیروز بنویسی . ببین اونقدر دستاوردهای بچه ها زیاد و بزرگه مثل همینایی که داری صداشونو توی فایل میشنوی. اونوقت تو میخوای از این نتیجه ت که اینقدر شاید کوچک و بی اهمیت باشه برای خیلی ها بگی . اما من ثابت قدمم ومیترسم اما باشهامت قدم برمیدارم و به کوچکترین و بزرگترین نشانه ها و موفقیتهام و هدایتهام افرین میگم و افتخار میکنم که افرین باز هم داری یک قدم روی ترس قضاوت مردم کار میکنی و چه کسی توی جهان و زندگی من مهم هست جز رب العالمینم که خودم و دلم را به هدایتش سپردم و میخوام که تسلیم و فرمانبردارش باشم

    استاد عزیزم با توجه به توضیحات عالیتونکه میگین خودم رو به جریان هدایتش میسپارم و بعد به اونچه که گفته میشه دیگه شک نمکنم و چشم میگم . اتفاقی که دیروز برای من افتاد این بود که دم غروب بود و من طبق معمول توی بالکن خونه مشغول بودم با گل و گلدونهام و اسمون ابری و رعد و برق زیبایی هم میزد و دیگه مست وصل الهی بودم

    یک ساعتی رو به اسمون فقط با خوش حرف میزدم و تمام ارزوهامو مرور میکردم و از ته قلبم میگفتم من تا حالا نه شغلی داشتم و نه پولی رو خودم با دستان خودم ساختم .از زمان کودکیم پدرم بوده که منو ساپورت میکرده و بعدش همسرم و من همیشه با پول و سرمایه اینها زندگی کردم من پر از استعداد و توانایی هستم چرا نباید به عنوان یک انسان صاحب استعداد و توانایی خودم مزه درست کردن پول با دستان و توانایی خودم رو داشته باشم .

    دقیقا میگفتم من نمیدونم چطور و چگونه تو رب منی تو صاحب و ولی منی سهم من فقط خواستن و سهم تو هدایت منه . ازش میخواستم واقعا نشونم بده که بقول استاد بینهایت راه هست بینهایت پول و ثروت هست و خداوند از بینهایت طریق ثروت و نعمت رو میتونه وارد زندگیم کنه

    اینو هم بگم که من عاشق مسافرت و جهانگردی هستم اونم به این شکل که خودم با ماشین خودم برم و هر کجا رو خواستم بگردم توی خیلی زمینه ها استعداد و هنر دارم مثل خیاطی و کارهای دستی و هنری و گل و گلکاری اما چیزی که واقعا هر چقدر انجامش بدم خسته نمیشم و هی دلم میخواد زمانش بیشتر هم باشه رانندگی هستش چون همیشه عاشق سیر و سفر و گشت و گذار هستم. همیشه میدونستم شدیدترین هنر مورد علاقه من رانندگی هست ولی میگفتم خب این که نمیتونه بعنوان شغلی برای من باشه چون اولا همسرم اجازه نمیده یا ابنکه من چطور میتونم از این کار مورد علاقم پول بسازم

    در همین حال و هوای راز و نیاز بودم و همش میگفتم من نمیدونم تو میدونی و منو هدایتم کن . یک مرتبه به دلم افتاد و یه حسی بهم گفت برو سر کوچه برای اون دختر بچه ای که کنار پدرش میشینه و پدرش دستفروش هستش یک ساندویچ بخر . یه کم فکر کردم و دیدم خیلی قوی داره بهم میگه برم و منم گفتم چشم .

    شب بود و هوا بارونی و پیش خودم میگفتم مطمینا الان توی این بارون اونا نیستن اما گفتم میرم و سر میزنم اگر بودند زود ساندویچ رو براش میخرم و برمیگردم خونه . ماشینم رو روشن کردم و رفتم و دیدم که با دستی پر از ظرفهای غذا دارن میان تعجب کردم گفتم خدایا الان به دل من افتاد که بیام سر کوچه برای تهیه غذا برای این دختر بچه این چه نشونه ای میتونه باشه . امروز اینها که کلی غذا دارن .

    کمی جلوتر ایستادم و از توی اینه به اون پدر و دختر نگاه میکردم که یک مرتبه دیدم خانمی توی بارون منتظر ماشینه . دوباره اون حس گفت برم سوارش کنم . دل دل کردم اما باز هم گفتم چشم و ازشون سوال کردم ک اگه بخوان میتونم برسونمشون و اون خانم با کمال خوشحالی و رضایت سوار ماشین شد و وقتی که رسوندمشون با اینکه واقعا قصد گرفتن پول ازشون رو نداشتم خودشون با اصرار کرایه رو پرداخت کرد و من دیگه مات و مبهوت با دلی سرشار از ایمان قلبی که خدایا تو چطور منو از خونه بیرون اوردی و این خانم سر راهم قرار دادی که به من بگی میشود . ایمان بیار و فقط به حرف دلت گوش بده

    من عاشق رانندگی هستم و خداوند نشونم داد در هر مسیری که علاقه مند باشیم خداوند از همون مسیر میتونه پول و ثروت رو وارد زندگیت بکنه

    . و بقول استاد عزیزم هر وقت تونستیم به کوچکترین نشانه ها و ورود نعمت و ثروت حتی در حد ده هزار تومن سپاسگزاری کنیم و شاد بشیم اونوقت هست که خداوند صدها مسیر برامون باز میکنه و هزاران برابر و بصورت تصاعدی ثروت و نعمت رو وارد زندگیمون میکنه .

    اون مبلغ کرایه که شاید برای خیییلی ها خنده دار هم باشه اما برای من بزرگترین نشانه از حرکت بود .

    اینکه خدا گفت ببین پول هست موقعیت هست ببین به حرف دلت و هدایت من گوش بده ببین افسانه همیشه میپرسیدی اخه من به چی علاقه دارم که بتونم ازش پول هم بسازم دیدی دیدی از همبین راه مورد علاقه ت پول هم اومد دیدی

    این برای من مهم بود و هست که خداوند هر لحظه میشنوه و اگر دل به جریانش بسپارم و همین نشانه هاشو تصدیق کنم و مثل دیشب که تا خود صبح حس سپاسگزاری داشتم سپاس گزار کوچکترین نشانه هاش باشم خداوند راهها رو بیشتر نمایان میکنه بیشتر هدایتم میکنه و خدا میدونه چقدر راهای عالی هست که نشونم میده که هم کار مورد علاقه مو انجام بدم هم از همون طریق و بینهایت راه دیگه به تمام خواسته هام برسم

    باز الان هم این ندا به من گفت بنویس و کامنت بگذار و من باز هم گفتم چشم . نمیدونم خدا میدونه که چه اتفاقات قشنگی قرار هست که بیافته ولی بقول استاد الخیر فی ما وقع و حتمااااا ایمان دارم که خیریت و مصلحتی وجود داره

    در پناه الله مهربااااااان همیشه شاااد موفق سعادتمند در دنیا و اخرت باشین دوستتون دارم

    امروز با افتخار شکر میکنم خدای عزیزم رو که وقتی هر اونچه که ازش میخوام با فرستادن نشانه هاش ایمانم رو قوی میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    سمیرا فدائی تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 1355 روز

    بنام خدای مهربان و بخشنده ام

    سلام استاد امیدوارم حالتون عالی باشه

    در اواخر گفتگو شما راجع به اینکه فایل ها رو از خدا هدایت بخواین و ببینید کدومو نیاز دارید همونو گوش بدین صحبت کردین

    و من میخوام راجع به اون بنویسم که ، من و‌همسرم دوره ۱۲ قدم رو شروع کردیم و قدم دو هستیم ، اما من با اینکه فایل ها رو گوش دادم و تمرین ها رو انجام میدم یه قسمت هایی رو لنگ میخوردم ، مثلا برای شغل . چون که من بلافاصله بعد از آشنایی با شما و سایت شما کار قبلی ام رو رها کردم چون متوجه شدم اصلا مسیر درستی نیست که شروع کردم ولی نمیدونستم علاقه به چی دارم یا بهتر بگم که به چندتا مورد علاقه داشتم و انتخاب برام سخت بود ، و این نجواهای ذهنمم که کلا داشتن هر مسیری رو انتخاب میکردم منفی بهم میداد ، من هم یه روز پاشدم و در تمرین ستاره قطبی خواستم که هدایت بشم تا به وضوح شغل انتخاب کنم و هدایت شدم به گوش دادن گفتگو با دوستان و بعد از دوسه روز من دقیقا متوجه شدم که خواستم چیه ، و با وضوح راه و مسیر روشنی برام مشخص شد .

    در واقع من هدایت شدم که این فایل ها رو گوش بدم

    و واقعا وقتی از خداوند هدایت بخواهیم در تمام زمینه ها ما رو هدایت میکنه و حتی ریز به ریز آنچه که خواستیم رو به ما خواهد گفت اگر ما با دلمون بخواهیم و درهای دلمون رو‌باز بذاریم .

    الان به این فکر کردم که دل ما مثل اون پنجره های چوبی با اون شیشه های رنگیه که میتونیم صبح پاشیم این پنجره رو باز کنیم به روی نور و نفس عمیق بکشیم و اون کبوتر نامه رسان که لب پنجره هر صبح نشسته رو بهش نامه بدیم و خواسته هامون رو بنویسم براش . و بعد پنجره رو باز بذاریم و منتظر باشیم تا کبوتر نامه بر جواب نامه رو بیاره ، اخه اون کبوتر جلد ماست هر جا باشه برمیگرده پیش ما لب اون پنجره . کافیه یکم منتظرش بشینیم ، کافیه یه فنجون قهوه بیاریم ، همینطور که به دشت پر از گل و نور نگاه کنیم لذت ببریم ، سکوت کنیم تا کبوتر نامه بر جواب نامه رو بیاره . منکه همیشه نامه ای که خودم میفرستم رو خط به خط و‌ جز به جز مینویسم و میپرسم ، میگم خداجون انقدر واضح پاسخ بده چون من کلاس اولی ام قلمبه سلمبه بلد نیستم ، و خدا هم جواب نامه رو با همون وضوح میفرسته انقدر دلیل میاره ، انقدر فکت میاره ، انقدر مسیر میاره ، انقدر حرف میاره که اصن نیاز نیس من حتی یکم بخودم زحمت بدم فکر کنم ، بی برو برگرد متوجه میشم .

    من خواستم که هدایت بشم برای انتخاب درست ، و خدا گفت دوره ها رو ول کن بیا برو گفتگو با دوستان رو گوش بده تا بهت بگم کجا چه خبره و همین بی وقفه گوش دادن این فایل ها نه تنها کلیت موضوع رو برام روشن کرد که کلی هم جزئیات و چگونگی انجام کار رو هم برام آورد .خدایا مرسی من عاااشقتم .

    از شما استاد عزیزم سپاس گذارم که این سایت عالی رو‌ طوری محیا کردین که واقعا منبع آرامش و دانشگاه خودشناسی و خدا شناسی و دنیا شناسی باشه برا هر کسی با هر درک و فهمی بخواد زندگیشو بسازه و‌خلق کنه . و مسیر زندگی ما رو به سمت روشنی و جاده های زیبا و لذت بخش بردین داریم کنار شما و مریم جان و دوستان عزیز لذت میبریم و زیباتر و بهتر زندگی میکنیم از شما و مریم جان بینهایت تشکر میکنم .

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
    مدت عضویت: 2569 روز

    سلام استاد و مریم نازنین

    روزتون مبارک باشه، معلم زندگی، معلم راه حقیقت، معلم خودشناسی و خداشناسی…معلم زندگی ساز…

    استاد عزیزم، متشکرم بخاطر حضورتون.

    استاد من چون عاشق زبان انگلیسی هستم، چندسال بود بصورت خودخوان، زبان می خوندم، وقتی با شما آشنا شدم، سعی کردم راه درست زبان خوندن رو پیدا کنم تا همون تایمی که برای خوندن میزارم بهترین نتیجه رو کسب کنم، و به مرور هر ایده ای به ذهنم رسید اجرا می کردم، و در نهایت به روش هایی رسیدم که مکالمه ام خیلی بهتر شد، یعنی به نسبت تایمی که میزاشتم، نتیجه چندین برابر دریافت کردم، و اونو ادامه دادم، و البته همچنان از خدا میپرسم چطور از این بهتر؟ چطور از این باکیفیت تر؟ چطور از این زودبازده تر؟

    بعد استاد من با همسرجانم تصمیم گرفتیم با بچه های آینده مون انگلیسی صحبت کنم تا از بدو تولد دوزبانه بشه، اون هم فقط با صحبت کردن های من. و من هدفم این شد و مکالمه ام روزبه روز بهتر شد، بعد اتفاقی که افتاد، راهی که اصلا فکرشو نمی کردم، هدایت خداوند اینطور شد که، خواهرزاده ی هفت ساله ام، مشتاق یادگیری زبان شد، چقدر هم بااستعداد هستن ایشون. و از اونجایی که بازهم یکی از معجزات خداوند شامل حالمون شد، در یک ساختمان ساکن شدیم. و من شروع کردم هر کاری که قراره در آینده با فرزند خودم کنم، یعنی آموزش از طریق صحبت کردن و کارتون ها، برای یادگیری ایشون پیش گرفتم. تا ایشون هم آینده ی موفقی داشته باشه، و بدون هیچ گونه چشم داشت یا آینده نگری، فقط با خلوص نیت اینکار رو پیش گرفتم. استاد یعنی بدون اینکه من برنامه ریزی کرده باشم، در و تخته قشنگ باهم جور شد. خواهرزاده ی من به شدت مشتاق برای یادگیری و من مشتاق برای آموزش. و بعد از حدود یکسال ایشون اینقدر عالی مثل بومی ها مکالمه میکنه (چون با کارتون ها براش پیش رفتم و وگرنه خودم مثل بومی ما نمیتوم مکالمه کنم هنوز) که توجه اطرافیان جلب شد. و دوستانی که دوروبرمون بودن از من میخواستن که به بچه های اون ها هم یاد بدم. و به مرور شاگردام بیشتر شد. اصلا من عاشق این برنامه ریزی و پلن خداوند هستم، خداییش این راه اصلا به فکرم نمیرسید که تصمیم بگیرم به خواهرزاده ام آموزش بدم که بشه نمونه کاره من. تا ازطریق ایشون من به دیگرام بگم که روشم خیلی جواب میده. خداوند خیلی عالی پیش برد. از راه و روشی که من نمیدونستم وجود داره. فقط در مسیر علاقه ام با عشق حرکت کردم.

    بعد پلن خداوند چقدر کامل و بی عیب و نقصه؟ استاد خواهر من در یه شهر دیگه و من در شهر دیگه بودم، نیم ساعت راهه، حتی اگه من این تصمیم رو می گرفتم که ایشون رو به عنوان نمونه کار آموزش بدم، بازهم نمی شد، چون ایشون دور بودن، ولی خدا اینقدر عالی کار می کنه که آدم میاد فکر می کنه دیوانه میشه، خداوند کاری کرد که ایشون بیان پیش ما و در یک ساختمان مستقر بشیم تا خیلی راحت آموزش بدم. یعنی خدا هم به اشتیاق مائده (خواهرزاده ام) پاسخ داد برای یادگیری و هم به اشتیاق من برای حرکت در این مسیر.

    امروز که روز معلمه، از چند نفر تبریک دریافت کردم، داشتم با خودم فکر می کردم، بدون هیچ مدرکی من شدم تیچر!!! یعنی توی این مسیر عباس منشی، جادو و جنبل اتفاق نمی افته، فقط اینقدر کار می کنیم که قوی میشیم تا راحت تر پا روی ترسهامون بزاریم، تا با همون اندازه رشدی که کردیم حرکت کنیم. استاد توی این مسیر خیلی از شما الگو می گیرم، شما وقتی شروع کردید، در زمینه ی روابط و آرامش و معنویت نتیجه گرفتید و شروع به کار کردید. نگفتید صبر کن ثروتمند هم بشم بعد برم آموزش بدم. با همون اندازه نتیجه، حرکت کردید. من هم الان با اینکه شاید ۴۰ درصد مکالمه ی خوبی دارم، ولی مطمئن شدم روشی که پیش گرفتم نتیجه میده، و سایت زدم و همزمان هم روش ها رو آموزش میدم و البته کلی ایده های بی نظیر اومد برام که باعث شد تکمیل تر بشه آموزش هام و در عین حال روی بهبود انگلیسی خودم کار می کنم. به قول شما با افزایش مهارتم سعی می کنم احساس لیاقت رو در خودم بیشتر کنم.

    برام جالب بود. زلیخای قبل اینقدر کمالگرا بود، تا خودش اول صددرصد یاد نمیگرفت شروع نمی کرد به کسی آموزش بده. زلیخای قبل تا خودش چندتا مدرک نمی گرفت که دست آویزی برای جلب اعتماد مشتری باشه، از این حرکت ها نمیزد. استاد عزیزم من یک ساله که شروع کردم، سایت زدم، شاگرد گرفتم، چقدر وردپرس یادگرفتم چقدر طراحی سایت یادگرفتم، چقدر اعتماد به نفسم بیشتر شد. چقدر الهامات رو دریافت کردم. و کلی رشد و پیشرفت که تمومی نداره. استاد ازتون ممنونم که تمرکزتون روی توحید هستش، روی عزت نفس، روی جسارت و شجاعت و خودشناسی….

    استاد در مورد اینکه فرمودید چیز جدید برای گفتن وجود نداره بگم، میدونید استاد فکر می کنم منظور دوستان موضوع جدید نیست، بلکه زاویه ی نگاه جدید، جدید از اون نظر که خودشون از اون زاویه تاحالا به قضایا نگاه نکردن. چون من هم مدتی این سبکی بودم، و نگم که الان نیستم. ولی حرفی با نگاه وسیع تر یا زاویه ی متفاوت تر، یا عمیق تر، اینها برای من و دیگر دوستان جدید محسوب میشه. شاید ما شاگردا خواسته مون رو خوب بیان نکردیم. برای مثال همون توحیدعملی ۷ که یک زلزله در وجود ماها به پا کرد، برای ما جدید بود، چون عمیق تر، واضح تر و از زاویه ی وسیع تر به موضوع نگاه کرده بود، نگاهی که ذهن و قلب محدود ما تا اون لحظه اونطوری دریافت نکرده بود.

    استاد در مورد اینکه گفتید جریان جریان خیره و ما با باورهامون و افکارمون جلوی این جریان رو گرفتیم، استاد توی این دوهفته ی اخیر اتفاقات بسیار تکان دهنده و خوبی برام افتاد که مثل روز برام روشن شد که تاحالا خودم بودم که جلوی ورود این نعمت رو به زندگیم گرفته بودم. یعنی تا قبل از این اتفاقات من قبول داشتم حرف شمارو ولی الان دیگه با سلول های وجودم درک کردم و ایمان آوردم. تازه تعمیمش میدم به کل، میگم خب پس قضیه ی ثروت هم همینه، یه جایی من جلوی ورود نعمت رو گرفتم. و هیچ عامل بیرونی تاثیرگذار نیست. هیچ…هیچ…عامل بیرونی. ذره ای تاثیرنداره. همه اش از وجود من برمیخیزه.

    از نگین عزیزم تشکر می کنم که اینقدر صدای قشنگی دارن، نگین جان عزیزدلم، صدات خیلی جذاب و دوست داشتنی هستش و دلم می خواد این قسمت رو بارها تماشا کنم. با اینکه یکبار کارشناسی رو گرفته بودی ولی تصمیم گرفتی دوباره بخونی تا خاطرات بهتر از اون دوران برای خودت ثبت کنی واقعا تحسین برانگیزه. شاید هرکسی اینکارو نمی کنه، و میتونستی بگی خب عیب نداره دیگه اتفاقی بود که افتاده و میرفتی به کارهای دیگه مشغول میشدی. واقعا بهت تبریک می گم دوست خوبم. اینکه گفتی یعنی من اینقدر مهارتم بالاست که این آدم های بزرگ برای مشاوره یا کار میان پیشم، من دقیقا توی داستان تیچر شدنم همین حس رو داشتم، و این برمیگرده به خودباوری، من هرچقدر بیشتر خودمو باورکنم دیگه این مشتری ها برام طبیعی و بدیهی به نظرم میان. منم با خودم می گفتم بابا من سابقه ی تدریس ندارم یا مدرک ندارم، چقدر بقیه ازم از روش کارم از خلاقیتم تعریف می کنن، یعنی تعارف می کنن یا واقعیه…درحالیکه وقتی خودمو با دیگران که چندین سال کلاس رفتن و نمی تونن در همین حد من مکالمه کنن مقایسه می کنم، میبینم نه، تعریف ها واقعیه، جهان داره بهم انگیزه ی ادامه میده.

    نگین عزیزم اعتماد به نفستون رو تحسین می کنم، دوستان عزیزی مثل شما و منصوره جان با اینکه از همصحبتی با استاد خوشحال هستید ولی در عین حال اینقدر مسلط و آرام صحبت می کنید واقعا برای من درس داره. اینقدر آرام و دلنشین و حرفای خوب، تبریک می گم بهتون بخاطر عزت نفس بالاتون عزیزم. قدرت بیان شیوا و عالی تون.

    چقدر لذت بردم از دوست عزیزمون آقا فرهاد، که توی کار چاپ بود و تصمیم گرفت طراحی سایت کار کنه، واقعا تحسینتون می کنم، ممنونم ازتون که این تجربه های ارزشمند رو باما به اشتراک گذاشتید، چقدر درس داشت برای من. چقدر باور ساخت، چقدر امید و انگیزه داد بهم، با حضور شما در این قسمت گفتگو، خیلی مشتاقم بارها و بارها دوباره تماشا کنم و گوش کنم این قسمت ناب رو. امیدوارم روزبه روز موق تر بشید و سال ۱۴۰۰ سالی پر از موفقیت های جهشی بزرگی براتون باشه. بهتون تبریک می گم دوره ی دوازده قدم رو تا آخر پیش رفتید و همه ی دوره هارو دارید، الخصوص دوره ی روانشناسی سه. داشتن دوره های استاد یکی از آرزوهای منه که با این شدت و اشتیاقی که دارم، مطمئنم بهش می رسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      زهرا خوشبخت گفته:
      مدت عضویت: 2289 روز

      سلام زلیخای عزیز،سرچ کردم گوگل اسم شمارو ،تا پیج اینستای سمارو پیدا کردم و میخوام ببینمش،نکته ی مهم کامنت شما،کمالگرا نبودن هست،اینکه من چیزی رو که بلدم و میتونم اموزش بدم،انجام بدم اینکار رو ،همینطورکه درمسیرش فرارمیگیرم میتونم بهتربشم و رشد کنم و نتایج بهتر دریافت کنم،من گلسرمیسازم و چندتا ایده داشتم حتی که ایتدا کسی ازشون استقبال نکرد،چون حس میکردم اخه کی ازمن دوره میخره منکه درحد اساتید این هنرنیستم،ولی یه مدل رو گذاشتم بعنوان اموزش و دیروز یکنفر هزینه شو پرداخت کرد و وارد کانال شد،مطمینم تبلیغ کنم افرادبیشتری جذب میشن ،کافیه بخودم و توانایی های کشف نشده ام،ایمان بیارم و باورکنم توانایی هامو،که بنظرم وقتی عزت نفسمونو افزایش بدیم خیلی دراین مسیرموفقتر خواهیم بود.

      خداروشکربرای وجودشما و استادعزیز و خانم شایسته ی پرتلاش و همه ی عزیزانی که دراین سایت نظرمیذارن و باعث بالابردن اگاهیها میشن.موفق و پرروزی باشید درپناه یکتای هستی بخش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    نوشین نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 2362 روز

    به نام خدای هدایتگر ❤️🤍

    بسیار خوشحال و خوشبخت هستم که امروز صبح یک شنبه اردیبهشت زیبا به این فایل گفتگو هدایت شده ام

    استاد روز معلم را بهتون تبریک فراوان میگم و تحسین میکنم این قدرت بیان و راحتی و سادگی شما را جلوی دوربین و اعتماد به نفستان را و ایمانمان را که اینقدر محکم و مطمئن حرف می زنید و این ارتباط خوب و دوستانه ای که با بچه ها برقرار می‌کنید ستودنی است

    امیدوارم منم بتوانم به این حد از اعتماد به نفس برسم که راحت ارتباط برقرار کنم 🌏💎

    تمام جهان خیر است و هر شری برسد از طرف خودمان است و نباید پارو زد باید قایق را به آب انداخت خودش میبردت هر جا دلش خواست امیدوارم بتوانم به این حد از آزادی و رهایی برسم که همه چیز را بسپارم به دست خداوند

    که دلشوره و نگرانی هام کمتر بشن و امسال سال بی خیالی و شادی من باشد

    امسال رها باشم و زیاد سخت نگیرم و مقاومت نکنم

    و مرسی واقعا که به این سوال جواب دادید که وقتی به چند گزینه میرسیم یا چند تا مشتری هستند یا چند تا فایل هستند من چگونه انتخاب کنم که باز هم هدایت بطلبم از خداوند و بگم اون گزینه و اون مسیر را بولد کن و روشن کن و نشانم بده و بدون شک انجامش بدهم

    چقدر زیباست گوش کردن به ندای الهی ،به ندای قلبت که در هر لحظه از زندگی هدایتمان می کند حتی الان که لیاقت شنیدن این گفتگوی زیبا را داشته ایم هدایت خداوند است

    سپاسگزارم از شما بهترین دوست و برادر و معلم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید 🌱🌷🌷🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1920 روز

    گام یازدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر- باید پارو نزد وا داد …. – پنج شنبه ٢٢ آبان ١۴٠۴-

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    ‎تمرین این قسمت: 

    * آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    * آن نشانه چیست؟

    * چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    * و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    خوب به لطف الله یکتا و آموزه های دوره کشف قوانین + احساس لیاقت + عزت نفس که این چند ماه دارم روشون به صورت لیزری کار میکنم ، اتفاقات خیلی خیلی رویایی داره میفته

    یعنی من تا قبلش در یک موضوع مسئله سنگین داشتم اونم درخواست کردن بود ….. یعنی حرص میخوردم ، اعصاب خودمو خورد میکردم ولی درخواست نمیکردم!!!!

    الان ولی خیلی بهتر شدم ، یعنی از درخواست های کوچک مثل نوازش سگ دیگران تا درخواست افزایش مسئولیت هام در محل کارم رو به راحتی دارم بیان میکنم

    یه حوزه ای که الان عمیقا احساس میکنم که باید توش بهتر بشم و نیاز به تغییر دارم اینه که دو حوزه ای که در بیزینسم دارم روس کار میکنم

    خیییییلی بهتر بشم ، خییییلی بیشتر یاد بگیرم و مسلط بشم به مباحث و موضوعات مرتبط با اون

    اولین گامی که باید براش بردارم اینه که هرررر روز ، عین هر روز ٢-٣ ساعت دو طول روز در موردش مطالعه کنم و البته مهم تر از مطالعه ، اینه که هررررر چیزی رو که باد میگیرم سریعا وارد عمل کنم و نتیجه رو هی بهبود بدم

    با عشق ، ادامه دارد ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1489 روز

    به نام خدایی که هر لحظه، بی‌وقفه، داره ما رو به سمت نور و عشق خودش هدایت می‌کنه.

    به نام خدای مهربونی که هر کسی رو از راهی مخصوص خودش صدا می‌کنه تا بیدارش کنه.

    استاد جانم…

    من از تهِ قلبم سپاسگزارم از خداییم که من رو با شما آشنا کرد، تا از طریق کلمات شما، بودن شما، زندگی شما… خدای حقیقی و زنده رو بشناسم.

    خدایی که فقط در ذهن نیست، بلکه در لحظه‌لحظه‌ی زندگی جاریه.

    خدایی که هر اتفاق، هر آدم، هر نشونه، هر حس… یه پیام از طرفشه.

    امروز برای قسمت 62 سفر به دور آمریکا کامنتی نوشتم که هنوز گرماش تو وجودم مونده.

    گفتم اینجا هم از اون حس بگم… چون اون لحظه واقعاً انگار خدا مستقیم داشت با من حرف می‌زد.

    ماجرا از وقتی شروع شد که تو فایل معرفی دوره روانشناسی ثروت 2 گفتید:

    «سؤال بپرسید.»

    من این تکنیک رو قبلاً انجام داده بودم، ولی مثل خیلی از چیزهای مهم زندگی، فراموشش کرده بودم.

    از همون روز، بعد از نوشتن ستاره قطبیم، شروع کردم سؤال پرسیدن.

    سؤال‌هایی که از عمق وجودم می‌اومد.

    و معجزه‌وار… در طول روز، از هر راهی که فکرش رو بکنی، جواب‌ها می‌اومدن.

    تا اینکه یه روز این سؤال‌ها رو پرسیدم:

    چطور تسلیم تو باشم؟

    چطور بیشتر شکرگزار باشم؟

    چطور هدایتت رو بهتر دریافت کنم؟

    چطور نشونه‌هاتو واضح‌تر بفهمم؟

    چطور امروز بیشتر از همیشه توحیدی زندگی کنم؟

    این سؤال‌ها از روی نیاز نبود…

    از روی اشتیاق بود.

    و جواب خدا…

    منو رسوند به فایل «نشانه خواهرم».

    حتی نشونه‌ی خودم نبود، اما برای من رسماً یه پیام الهی بود.

    گوشش دادم…

    با تمام اطاعت…

    و اشک ریختم.

    یه اشک از جنس اتصال… از جنس لمس حضور خدا.

    استاد جانم، این فایل برای من توحیدی‌ترین و الهی‌ترین فایلی بود که تا امروز شنیده بودم.

    انگار خدا داشت از زبان شما حرف می‌زد…

    الهام پشت الهام…

    کلمه پشت کلمه…

    و اون تیشرت زرد…

    انگار نور خدا داشت ازش می‌تابید.

    یه روشنایی عجیب داشت؛ انگار خدا داشت از پشت رنگ زرد، قلب منو لمس می‌کرد.

    اما نقطه‌ی اوج…

    وقتی گفتید: «خدا انرژی‌ه.»

    استاد جانم…

    این جمله رو شاید هزار بار شنیده بودم.

    اما این بار…

    این بار یه جور دیگه نشست روی روحم.

    این بار فهمیدم یعنی چی.

    انگار یکی توی وجودم گفت: «این کلیده… از اینجا به بعد راه باز می‌شه.»

    از همون روز، خدا برای من قابل دیدن‌ترین حضور شده.

    دارم خدا رو می‌بینم توی پولی که وارد زندگیم می‌شه…

    توی رابطه‌هایی که بهتر می‌شن…

    توی آدم‌هایی که بی‌بهونه هدایت‌گر می‌شن…

    توی طبیعت… توی اشیا… توی هر ذره.

    انگار جهان تبدیل شده به آینه‌ی خدا.

    و قشنگ‌تر اینکه حس می‌کنم پایه‌های صلح‌هایی که باید در زندگیم بهشون برسم، یکی‌یکی داره ساخته می‌شه.

    انگار دارم از نو به دنیا میام…

    آرام‌تر، روشن‌تر، متصل‌تر، توحیدی‌تر.

    و استاد جانم… اینو می‌خوام با تمام وجودم بگم:

    این درک، این فهم، این وصل شدن…

    حتی همین کامنت…

    همه‌ش هدیه‌ی خدا بود.

    و زیباتر اینکه این هدیه رو خدا در روز تولدم به من داد.

    انگار می‌خواست به من بگه:

    «این تولد واقعیته…

    این روز، روزِ دوباره متولد شدن توست…

    از امروز تو یه جور دیگه منو می‌بینی.»

    استاد جانم، شما نمی‌دونید چی رو در من بیدار کردید.

    شما نمی‌دونید خدا رو چطور در قلبم زنده کردید.

    و می‌دونم این باور هم مسیر تکامل خودش رو طی می‌کنه و هر روز بیشتر تو وجودم جا می‌گیره.

    من فقط… خوشحالم.

    خوشحال از هدایت‌های خدا.

    خوشحال از اینکه دارم با آگاهی، با عشق، با حضور، زندگی رو «زندگی» می‌کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3663 روز

    سلام

    خداوند برای رسیدن به خواسته هایمان بی نهایت داردو اگر حواسمان باشه حسابی در حال هدایت ماست.

    جریان همه چیز در جهان خیر و نیکویی است و همه چیز عالی است وفراوانی مگر اینکه خودمان مانع این جریان به سوی خودباشیم همیشه به خودم می گویم من مونسی همدمی دارم که یار ورفیق شفیق من است هر چه میگویم گوش میکند و حرفی هم نمی زند و فقط مرا راهنمایی می کند کافی است که چشمانم را باز کنم و آنها را ببینم.

    وقتی به خدا اعتماد کنیم و توکل کنیم کار تمام است

    هر چه رها تر و هر چه مقاومت خود را کمتر کنیم بیشتر به سمت خدا هستیم و هدایتها و نشانه هایش را بیشتر دریافت میکنیم

    اصل یکی است راههای رسیدن به آن می تواندمتفاوت باشد و هر کسی بنا به شرایطی که دارد می تواند از راههای مختلفی که در دوره ها هم گفته شده است که راه ها را نشان داده اند استفاده کنیم تا به اصل و هدف برسیم.

    مثل اینکه دو بعلاوه دو می شود چهار در حالیکه 1 بعلاوه 3 هم می شود چهار و صفر بعلاوه 4 هم میشود چهار و ووو یعنی راههای متعددی هست که به عدد 4 برسیم و هر کسی بنا به مداری که هست فرکانسی که می فرستد می تواند به هدف برسید که هدف لذت است و شادی و سلامتی

    وقتی در مسیر درست و خدایی قرار بگیریم همه چیز برایمان راحتتر می شود و بهتر می توانیم از آنها استفاده کنیم یعنی کارهای ما در راستای خدا باشد در راستای اهداف خود باشد.

    ارزش افرینی و پیشرفت هر چه بیشتر باشد موفقیت ما هم بیشتر میشود.

    وقتی خوب به صدای خدا گوش کنیم بهتر وبهتر هدایتها را دریافت میکنیم. و هیچ کسی بهتر و صادقانه تر برای من نیست که مرا هدایت کند.

    دل بسپاریم به خدا و هدایتهایش و با چشم بسته به آنها عمل کنیم.

    Just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: