تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸ - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

489 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1853 روز

    سلام به دوستان و استاد گرامی

    روز 129 روزشمار تحول زندگی من

    این فایل مربوط میشه به این موضوع که شما چه زمانی تصمیم به تغییر میگیرید؟ قبل از اینکه نشانه ای برای تغییر بیاید تغییر میکنید، یا زمانی که نشانه ای برای تغییر می آید تغییر میکنید؟ یا نشانه ها می آید و شما سخت تغییر میکنید یا کلا تغییر نمی کنید تا زیر چرخ های حرکت کننده جهان له شوید.

    من خودم الان جز دسته سوم هستم که تا فشار بهم وارد نشه تغییر نمیکنم. نشانه‌هایی در زمینه سلامتی، در زمینه عزت نفس، در زمینه مالی و در زمینه روابط دارم که باید تغییر کنم اما امروز و فردا میکنم یا به صورت ریشه ای یا پیوسته حلش نمی‌کنم چند روزی روشون کار میکنم نتایج بهتر میشه اما دوباره ول میکنم و نتایج بر میگرده به حالت قبل.

    در این فایل امیر عزیز به این اشاره کرد که اینکه کار مورد علاقه شما کاری هست که وقتی انجامش میدید نه گشنتون میشه نه تشنتون میشه نه گذر زمان رو میفهمید اون چه کاری هست که انقدر عاشقش هستید و مورد علاقتون هست و ایشون گفت غواصی. در مورد من کار مورد علاقه ای که زمان برام مهم نباشه هنگام انجامش حوزه علوم رایانه ای و گیم هست مخصوصا در حالتی که به صورت جمعی باشه یعنی تک و تنهایی نباشه یک جمع تشکیل داده باشیم که روی این حوزه کار کنیم و ارتباطات وجود داشته باشه و هدف وجود داشته باشه که برای این حوزه تلاش کنیم. تنهایی میتوانم فعالیت کنم اما وقتی یک گروه

    یک دل تشکیل میدیم که همزمان برای یک هدف فعالیت میکنیم و ارتباط داریم احساس میکنم که من کاراییم و علاقم و اشتیاقم صد برابر بیشتر میشه و کار گروهی انگیزه بیشتری در من ایجاد میکنه که با انگیزه بیشتر مسیر رو ادامه بدم.

    واقعا دم امیر گرم که سراغ غواصی رفت و 5 سال و بیشتر در کار مورد علاقه اش فعالیت میکنه و داره لذت میبره و پول میسازه.

    من هم سراغ کار مورد علاقه ام رفتم که آموزش علوم رایانه ای هست و دارم کار میکنم و فایل تولید میکنم اما بازخورد و فروشی که باید داشته باشیم رو نداشتم و همین موضوع تو ذوقم زده و با پشتکار بالا دنبال این هستم که این مسئله رو برطرف کنم تا انگیزه ادامه دادن و رشد کردن رو داشته باشم و از خدا میخوام که هدایتم کنه که این مسئله هم رفع شود.

    عاطفه عزیز هم خیلی عالی در مورد مهاجرتش و 100 برابر شدن درآمدش صحبت کرد واقعها تحسینت میکنم عاطفه جان که تونستی مهاجرت کنی و با تغییر باورهات زندگی عالی ای رو برای خودت رقم بزنی رابطه ات رو با خدا درست کنی و تونستی در آمدت رو صد برابر افزایش بدی واقعا آفرین به این همت و تلاش و پشتکارت امیدوارم که بهترین ها برات رخ بده و وقتی عاطفه تونسته با استفاده از فایلها انقدرتغییرات عظیم رو در زندگیش ایجاد کنه این یعنی پس من هم میتونم

    سبحان عزیز هم که واقعا آفرین بهش که در یک سال و نیم تونست تغییرات مثبتی رو در خودش ایجاد کنه و در سن 19 سالگی با قوانین آشنا شده و ایده های عالی داره بهش گفته میشه که امیدوارم با عمل کردن بهشون اتفاقات عالی ای رو برای خودش رقم بزنه

    خدایا شکرت بابت نتایج عالی دوستانم در سایت

    عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1560 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر به سراغ مهارت و شغل مور علاقه ی خود برویم هم احساس بسیار خوبی داشته و هم به گسترش جهان کمک می کنیم تصمیم بگیریم که به سراغ شغل مورد علاقه ی خود رفته و در انجام آن حرفه ای شویم . ما چند صباحی بیشتر در دنیا نیستیم بسیار مهم است به لحظه ی مرگ فکر کرده و جوری زندگی کنیم که حسرت نخوریم مسیری را برویم که نگوییم ای کاش مسیر دیگری را می رفتم فکر کردن به مرگ باعث می شود مسیر خود را بهبود دهیم زمانی که عزراییل بیاید به او چه خواهیم گفت؟ می گوییم صبر کن باید مسیر خود را بهبود دهم یا به او می گوییم آن چیزی که دوست دارم تجربه کنم را تجربه کرده ام و چقدر شکوفا شده ام و به گسترش جهان هم کمک کرده ام.

    زمانی که سراغ مسیر مورد علاقه خود می رویم درهایی به روی ما باز خواهد شد و در آن حرفه ای خواهیم شد به میزانی که بر روی باورهای خود و کسب و کارمان کار تحقیق و آزمایش و خطا کرده و استانداردها و محدودیت ها را کمتر کنیم برای خودمان چالش ایجاد کرده و در آن بهتر و بهتر خواهیم شد و اینگونه درها به روی ما باز خواهد شد. زمانی که در مسیر مورد علاقه ی خود حرفه ای می شویم درهایی را می بینیم و باز می شود و موقعیت ها و اتفاقاتی می افتد که شروع آن از عشق و علاقه ای آتشین بوده است.

    زمانی که باورهای نامناسب داریم با تلاش فیزیکی بسیار زیاد درآمد کمتری هم خواهیم داشت و زمانی که باورهای خود را بهبود و اصلاح می کنیم و مسیر درست را ادامه می دهیم بهتر و بهتر و با کیفیت تر خواهد شد و بسیاری از افراد از ما الگو خواهند گرفت .

    جهان همیشه در حال رشد و پیشرفت بوده و برای همین کودکانی که به دنیا می آیند بسیار باهوش تر از گذشتگان هستند. بسیاری از ما حتی در سنین بزرگسالی نیز هیچ هدف و خواسته ای نداریم و نمی توانیم به آینده ی دور تر فکر کرده و هدف گذاری کنیم در زندگی نگاهی سطحی داشته و دوست داریم آن را به همین شکل سپری کنیم اما باید هدفی برای خود انتخاب کنیم که ارزش خلق کند.

    همه ی ما این پتانسیل را داشته که در سنین پایین بسیار پیشرفت کنیم همان گونه که الگوهای بسیاری هم در این زمینه وجود دارد که با داشتن سن پایین بسیار پیشرفت کرده اند هر چقدر زودتر به قوانین آگاه شویم و باور کنیم که می توانیم با وجود سن کم یا زیاد پیشرفت کنیم به همان میزان می توانیم مسیر موفقیت را طی کرده و هدف داشته باشیم .

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 977 روز

    به نام خدای حکیم

    وقتی به توضیحاتی که در مورد علاقه میدین؛ فکر میکنم به قول دوستمون چیزی که الان در حال حاضر میتونم بهش فکر کنم رقصه، چند وقت پیش چون باورم این بود که رقص که میدونم نمیشه پس برم یه علاقه دیگه پیدا کنم و میگفتم نقاشی( تابلو دکوراتیو)

    از خدای مهربانم میخوام راه رو برام هموار کنه و آسونم کنه برای آسونی ها

    خدایا خودت میدونی هنوز میاد به ذهنم وقتی می بینم کسانی تونستن به آرزوهایی که من دارم برسن میگم یعنی میشه؟! هنوز برام دور از ذهنه که خودم مستقل بشم مثل سرور و هزاران الگوی دیگه‌ای که نشونم دادی…که منم مثل اونا درآمدی داشته باشم و علاقمو بشناسم و بهش بپردازم و از شغلم لذت ببرم چون فقط شغلم نیست بلکه عشقمه

    خدایا، بابایی شاید برا من سخت و غیرممکن باشه اما برای تو نه و خبر خوب اینجاست که من جدا از تو نیستم ، تو از رگ گردن به من نزدیکتری، تو خود منی و من خود تو

    پس میشه چون هیچ نشدی برای خدا وجود نداره

    با کریمان کار ها دشوار نیست

    قلبم میگه پیروزی نزدیکه

    نصر من الله و فتحٌ قریب

    و هو علی کل شیء قدیر

    مرسی که هر لحظه هدایتم میکنی ازت میخوام منو متوجه هدایتت کنی الهی آمین

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1560 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    افرادی که به سراغ علایق خود می روند:

    علاوه بر لذت بردن از زندگی به گسترش جهان کمک می کنند

    کسانی که به گسترش جهان کمک می کنند: بیشترین منافع را از جهان مادی خواهند برد

    تصمیم بگیریم: به سراغ شغل مورد علاقه ی خود برویم همه ی ما چند صباحی بیشتر در دنیا نیستیم دیر یا زود از این دنیا می رویم: به لحظه مرگ فکر و مسیری را انتخاب کنیم که هنگام مرگ حسرت نخوریم

    یکی از بهترین راهکارها برای تشخیص درست بودن مسیر:

    فکر کردن به لحظه ی مرگ است اگر عزرائیل به سراغ ما بیاید: چه جوابی به او می دهیم؟

    آیا چیزهایی که دوست داشته ایم تجربه کنیم به دنبال ان رفته ایم؟

    زمانی که در مسیر علایق خود حرکت می کنیم به فرد حرفه ای در حوزه ی کاری خود تبدیل خواهیم شد و خداوند درهایی را برای ما باز خواهد کرد که پیش از این فکر نمی کردیم وجود داشته باشد

    زمانی که بر روی باورهای خود کار می کنیم: اوضاع و شرایط زندگی ما به کلی دگرگون خواهد شد

    مسیر درست را تا انتها ادامه دهیم تا: تبدیل به الگویی برای دیگران شویم

    قاعده جهان این است که:

    روز به روز رشد یافته و پیشرفت کند روند جهان: بهبود مداوم و همیشگی است

    همه ی ما پتانسیل لازم و کافی : برای موفقیت در سنین بالا یا پایین را داریم برای خود: هدف تعیین کنیم بلند مدت فکر کنیم و ارزش آفرین باشیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سیما کشاورز گفته:
    مدت عضویت: 1676 روز

    سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همه‌ی دوستان عزیزم

    علاقه ای که من سالها دنبالشم و نتونستم موفق باشم، داشتن ورودی مالی هست

    دوست داشتم که ورودی مالی داشته باشم

    کارمم داخل خونه باشه

    واسه خودم الگوهایی پیدا کرده بودم که دارن توی خونه کار میکنن و درآمدهای عالی دارن، از غذا درست کردن، از دسر درست کردن وووو

    داشتم الگوهایی که ملک دارن و دادن اجاره و واسه خودشون ماهیانه، درآمد دارند

    استاد اعتماد به نفسم اینقدر پایین بود که احساس می‌کردم هیچ کاری ازم برنمیاد که به این نحو به درآمد برسم.

    اما مرتب کمک همسرم در سالن پرورش قارچ میرفتم

    تا اینکه یک روز یکی از نیروها به من گفت من گلاب و چند نمونه عرق درست میکنم و چون روشم سنتی هست ،مشتری خاص خودم رو دارم و درآمدم هم خوبه خدا رو شکر

    من بهش گفتم خیلی خوبه که خانمها واسه خودشون ورودی داشته باشن، گفتن که آره تو فامیل ما خانمها معمولا کارهای خونگی انجام میدن و واسه خودشون درآمد دارن با توجه به اینکه اصلا نیازی به این کار نیست

    اسم چند تا از کارها هم گفت

    پیش خودم گفتم اااااااا من که فلان کار رو میتونم انجام بدم، با تمام شرایطم جور هست

    قرار شد که برم یک دوره بگذرونم و بعدش شروع کنم، قبلش چند تا ویدئو داخل یوتیوب دیدم و یک چیزایی اومد تو دستم، شروع کردم، استاد باور میکنید به بهترین نحو ممکن انجام شد

    و من بدون آموزش کار رو انجام دادم و تا امروز 7 تا سفارش گرفتم

    من همیشه ترسم از شکست بوده و از اون مهم تر نمیخواستم تکاملم رو طی کنم و میخواستم یک شبه به درآمد زیاد برسم

    عجله برای به دست آوردن نتایج عالی باعث شده بود حرکت نکنم

    امااااااااا اینقدر این دوره برای من برکت داشت که پا روی ترس 20 ساله گذاشتم و شروع کردم.

    مطمئن هستم به جاهایی میرسم که میشم الگو واسه دیگرانی

    که میخوان شروع کنند.

    انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.

    دوستدار شما :سیما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2232 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    سلام استاد عزیزم ،سپاسگزارم از شما بابت تمام فایلهاتون که ذهنمون رو باز کرد و باعث شد جهان مادی رو درک کنیم . سپاسگزارم که ما رو با خودمون آشنا کردید .

    آفرین به آقای امیر که رفت تو مسیر علائقش، آفرین به عاطفه عزیز که مهاجرت کرد و تغییرش رو شروع کرد ، افرین به سبحان جان که اینقدر با آرامش و عالی از جهان و قوانینش صحبت کرد و تو 19 سالگی برای خودش هدف داره .

    .

    وقتی سوال استاد در این قسمت را از خودم پرسیدم چه کاریه که ازش لذت می‌برم اون علاقه آتشین و عشق رویایی چیست؟

    گفتم من به شغلی علاقه دارم که آزادی مالی زمانی و مکانی داشته باشم بتونم به راحتی به هر جایی که دوست دارم سفر کنم توی هر شهری توی هر کشوری یک ماه دو ماه 6 ماه حتی بیشتر بر حسب شرایطم بمونم فرهنگ آدم‌های مختلف رو ببینم با رسم و رسومات آشنا بشم غذاهای مختلف تست کنم مکان‌های تاریخی رو ببینم طبیعت بکر رو ببینم شنا کنم قایق سواری کنم موج سواری کنم و از همه مهمتر لذت ببرم . در واقع من دوست دارم تمام عمرم در سفر باشم ، فصل سرد سال به مناطق گرمسیری برم ،فصل گرم سال به مناطق سردسیری برم .

    تست لحظه مرگ

    آیا وقتی فرشته مرگ بر تو فرود بیاد و بخواد که تو رو به جایگاه ابدیت ببره آیا از زندگی در این کره زمینی راضی هستی ؟ آیا خواسته‌هایت را تجربه کرده ای ؟ آیا خود فیزیکیت را تجربه کردی؟ آیا لذت کافی را بردی؟

    وقتی این سوال‌ها را از خودم پرسیدم حسرت عمیقی رو در دلم حس کردم قلبم احساس سنگینی کرد چون من هنوز وارد فاز تجربه خواسته‌هام نشدم هنوز نتونستم وارد مسیر لذت‌هام بشم ولی به خاطر شغلی که مد نظرم هست یه آموزشی رو شروع کردم که بهش علاقه دارم و می‌تونم به تمام خواسته‌هام برسم یعنی آزادی مکانی زمانی و مالی برام داره اما از پارسال که این مسیر رو شروع کردم خیلی بالا پایین داشتم و چند مدتی حرکتم رو ادامه ندادم دلیل اینکه توی این حوزه جدید خیلی جدی نبودم اینه که از نشدن‌ها می‌ترسیدم از قضاوت مردم می‌ترسیدم

    اما الان که این سوال رو از خودم پرسیدم تمام مردم و تمام شرایط و هرچی که مربوط به بیرون خودمه رنگ باخت ، فقط خودم رو دیدم در این جهان مادی و سدی که پشت اون سد خواسته‌هام بودن علایقم بودن چیزهاییکه احساس خوبی میده بودن! فقط باید با شجاعت به اونور سد میرفتم.

    این یک تلنگر بزرگیه که نجمه عزیزم تغییر را در آغوش بگیر!

    حدود 5 یا 6 ساله که به صورت جسته و گریخته آموزش‌های استاد را دنبال می‌کنم و توی این مسیر بارها و بارها نتایج خوبی داشتم تغییرات خوبی داشتم اما نکته مهم اینه که چراهنوز به شغل دلخواهم نرسیدم؟

    دلیلش اینه باورهای اشتباهی دارم، ترس‌های عمیقی در وجودم هست ،هنوزم نگران حرف مردمم!

    برای تمرین این جلسه تصمیم گرفتم اهرم رنج و لذت را در مورد حوزه کاری که شروع کردم بنویسم و قصد دارم سوال مهمی که استاد مطرح کردن رو هر روز از خودم بپرسم :

    اگه همین الان بخوای این جهان رو ترک کنی آیا راضی هستی؟

    این سوال بهم قدرت میده و اگه با اهرم رنج و لذت ترکیبش کنم معجزه میشه .

    انشاالله خداوند بهمون قدرت و شجاعت بده

    در پناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2130 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان هم فرکانسی و کسانی که دنبال تغییر و بهتر کردن دنیای درون و بیرونشون هستن

    خدایا شکرت

    همین که میای تمرین ها رو حل میکنی مینویسی کلی نشانه از همون اول برات میاد تا تایید درست بودن مسیرت و بهت بده

    منم کارم شده ذووق کردن و سپاسگزاری و تایید کردن یعنی نمیخوام چیزی جز این باشه

    دیشب که داشتم فایل و گوش میدادم کلی حرف داشتم بگم ولی حرفها و اتفاقات امروز ذوق دارن زودتر بیان جلو

    منتهی نمیدونم چجوری بچینمشون پشت هم و از ساده ترینش گرفته که لبخند زیبای مردم بهم باشه تا بزرگترینش که از خدا یه درخواستی امروز کردم و اجابت شد در صورتی که دو هفته نمیشد چون منم انگار از خودش نخواسته بودم امروز واضح گفتم من از خودت میخوام و به معنای واقعی رها کردم و صبر پیشه کردم و ته دلم میدونستم بهم میده و 4ساعت بعدش انجام شد (ایموجی چشم قلبی)

    دیشب نشستم تمرینش و تو دفترم اوردم و گفتم شاید برات خیلی ترسناک باشه چون هنوزم نمیدونی این همون چیزیه که میخوای ولی براش اقدام کن بهتر از نشستن و تماشا کردنه برو تو مسیر انجامش بده بقیش میاد تا بوده و تو این 5/6 سال یاد گرفتی همین بوده برای استاد برای بچه ها امیرها، عاطفه ها، رز ها برای شکیبا و عادله و سید علی و….. کلی از بچه ها

    جالبه من اون زمان امیر عزیز و نمیشناختم بعدها از عکس پروفایلش متوجه شدم شاید حتی چند سال بعدش و اتفاقا تا همین چند ماه پیش هم یه جا اتفاقی کامنتشون و خوندم و الان و نمیدونم ولی تا همین چند وقت پیش مشخص بود که هنوزم دارن تو شغل رویای شون زندگی رو زندگی میکنن و امیدورام هرجا هستن پشت سر هم موفقیت و شادی و نعمت و درامدهای زیادزیاد تجربه کنن همه ی بچه هااا چه قدیمی ترها و چه جدیدتر و البته که خود قشنگم و ابجیم که به خودمون افتخار میکنیم هر روز و هر لحظه داریم روی خودمون کار میکنیم از سال 99 چه تو سایت بهشتی استاد چه همین مسیر به طریق دیگه ای که اضافه میکنم بعد شناخت استاد و مسیر اللهی و اصلی که بهمون یاد دادن اصلا بقیه سوتفاهمن با احترام :)) یجورایی ما کبوتر جلدیم

    در ادامه اصل مطلبم داشتم میگفتم که اینقدر اقدامم و برای خودم کوچیک کردم که انجامش بدم و بگم افرین انجام دادی و فقط تعهدش باعث یه عالمه خیر شد که منتظرم با نتیجه بیام همه رو بگم البته که هر بخشی رو تمرین انجام دادم نتیجه داده ولی همشون بهم وصلن و همشون من و دارن به خواسته بزرگم که براش اقدام کردم میرسونن

    اینم دوس داشتم بگم محل کار من چسبیده به یه تره بار هست و تره بار دو تا میوه فروشی خوش قیمت داره ولی نمیدونم چرا هدایت شدم به یه میوه فروشی که یه کوچه پایین تر بود و همیشه برام سوال بود دیده بودم خیلی از صنف ها بهم چسبیده کار میکنن و هرکدومشون هم میفروشن یسری ها بیشتر بسته به باورها و علاقه شون و یسری ها کمتر ولی تو محله های خاص که معمولا از یه صنف اقلام خاص هست مثلا چمیدونم پارچه، فرش، ابزار، لباس فروشی ها کفش و… ولی این محله ای که من توش کار میکنم کاملا مسکونی و خلوته و خیلی محل عبور مرور نیست برای همین برام سوال بود این میوه فروشیه چرا بغل تره بار میوه زده ولی بعدا جوابمو گرفتم که همه چیییز فقط باوره و دیدم اونا هر روز مشتری هاشون و دارن و اصلا لحظه ای نیست که سرشون خلوت باشه خلاااصه

    امروز منم هدایت شدم به اونجا شاید بار دوم سوم بود تو کل این مدت ازش میوه میخریدم پسره صندوقداره همیشه سرش شلوغه و معمولا صندوقدارای این صنف ها خیلی صندوق و ترک نمیکنن من ازش خرمالو خریدم و یه کیسه دستم بود که وسایل شخصی م توش بود خرمالو رو اومدم گذاشتم تو اون یهو گفت خانوم له میشه ها گفتم نه مراقبم بعد اومد گفت یه لحظه صبر کن رفت برام یه ظرف پلاستیکی محکم اورد گذاشت تو یه کیسه فریزر گره محکم زد گفت بزارش تو این گفتم ممنونم هزینه ش هم حساب کنید گفت برو برکت باشه فهمیدم همش از جانب خدا بود و اینکه احساسمو امروز اگاهانه از صبح خوب کرده بودم تازه پسرهه خیلی کم سن و سال بود تو این سن ها معمولا تو این شغل ها براشون خیلی اهمیت نداره ولی ازش کلی تشکر کردم که بدونه کارش برام ارزشمند بوده و بعدش اومدم بیرون و با لبخند از خدا تشکر کردم یاد گرفتم اینا اصلا موارد کوچیک و کعمولی نیست که ازش بگذرم یه عالمه ازین اتفاقات مشابه برام پیش اومد هم امروز هم دیروز و ذوقش در من هنوز هست

    خدا رو شکککر

    ممنونم ازتون استاد بینظییرم دوستتون دارم

    و ممنونم از خانم شایسته جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    زهراابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2622 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه‌ی دوستان عزیزم در سایت عباس منش ذات کام که با خوندن کامنتهاشون لذت میبرم و آگاهی کسب میکنم و انگیزه میشن برای ادامه میبرم و تایید محکم بر درستی این قوانین.

    آن «علاقه آتشین» یا آن «کار رؤیایی» در زندگی شما چیست که قلباً می‌دانید باید به سمتش حرکت کنید، اما «ترس» (ترس از بی‌پولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از آینده‌ی مبهم) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید؟

    کار صدا و گویندگی هست که دارم رو باورها کار میکنم تمرینها در این حوزه رو دارم با هدایت خدا که بهم گفته انجام میدم میدونم که باید ادامه بدم هدایت میشم ولی بعضی وقت میگم آیا درست دارم میرم شک میاد سراغم.

    اولین قدم عملی و کوچکی که متعهد می‌شوید (همین امروز) برای غلبه بر این ترس و حرکت به سمت آن علاقه بردارید، چیست؟

    تمرینهای صدا رو انجام بدم کلیپ های اساتید رو دنبال کنم نکته برداری کنم کتاب در مورد این حیطه بخونم صدامو ضبط کنم داستان شعر

    چیزهایی که بهم گفته شد هدایت خدای قشنگم اینا رو بهم گفت قدم به قدم و من باید ادامه بدم تا مسیر های عالی باز بشن آدمهای عالی بیام برای کمک به من در مسیر مورد علاقه ام

    و من به لطف خدای قشنگ استاد عزیزم در دوره بی نظیر ثروت 3 و عزت نفس هستم ولی خیلی کم به ندرت کامنت میزارم

    ان شالله میام در اینده‌ی نزدیک از موفقیتهام در همه حوزه ها براتون کامنت میزارم خیلی خیلی دوستتون دارم شما بهترین دوست من هستید در زندگی و این تولد8 ساله ام که من با شما و آگاهیها در فایلهاتون جانی دوباره گرفتم

    به امید موفقیتهایی در آینده نزدیک که خداوند وعدشو بهم داده آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوندی که هر آنچه دارم از آن اوست

    آن «علاقه آتشین» یا آن «کار رؤیایی» در زندگی شما چیست که قلباً می‌دانید باید به سمتش حرکت کنید، اما «ترس» (ترس از بی‌پولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از آینده‌ی مبهم) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید…

    علاقه آتشین که میدونم باید به سمتش حرکت کنم راه اندازی کافه قنادی دوست داشتنیمه ، چون 9ساله که توی این کار مهارت دارم و میدونم که میتونم از پس این کار بر بیام و کلی شیرینی و کیک بپزم به دلخواه مشتری ها یا حتی آموزش بدم بهشون ولی به خاطر محدودیت ذهن و ترس عقب میندازم و میگم نمیشه ، یکی از چیزیایی که ازش میترسم حساب کتاب کردن و حساب سود و ضرر مغازست همش ازش ترس دارم و به عقب میندازم

    اولین قدم عملی و کوچکی که متعهد می‌شوید (همین امروز) برای غلبه بر این ترس و حرکت به سمت آن علاقه بردارید، چیست‌….

    راستش برای جواب دادن به این سوال خوشحالم چون که جدیدا دارم توی کافی شاپی کار آموزی میکنم و دارم کار کردن با دستگاه قهوه رو یاد میگیرم و جلو میرم ارتباط با مشتری و حساب کتاب کردن و دارم یاد میگیرم و خوشحالم که تکاملم داره طی میشه اینجوری که مشتری ها چه درخواست هایی دارن چی میخوان چجوری باید محصول و بهشون ارائه داد همه رو دارم یادمیگیرم و اینکه کلی ایده جدید برای کسب و کار خودم داره به ذهنم میاد که دارم آروم آروم اجراشون میکنم ،

    خداروشکرش برای اینکه از شروع این پروژه اتفاقات مالی خوبی واسم افتاده و هزاران بار خدارو بابتش شکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 178 روز

    سلام بر استاد عزیز

    من خیلی خوشحالم که عضو جدید خانواده عباسمنش هستم با افتخار

    در رابطه با این فایل و تمرینش خیلی فکر کردم، راستش من تا به حال کارهای زیادی انجام دادم که بازخورد رضایت بخشی نداشته و مرتبا از این پله به اون پله پریدم برای رسیدن به پول و ثروت…

    البته بیشتر از این کارها سعی داشتم نرسیدن به زندگی دلخواهم رو گردن همسرم بندازم و راحتترین راه برام مقصر دونستن ایشون بود که با در آمدی که داره نمیتونه منو به خواسته هام برسونه متاسفانه..

    این طرز فکر هیچ وقت نزاشت که دقت کنم ببینم علاقه ی واقعی خودم و شغل دلخواه خودم دقیقا چی میتونه باشه،،

    این چند وقتی که به لطف خدا با شما آشنا شدم و خیلی زیاد لذت می‌برم از گوش دادن به فایلهای بینطیرتون، پسرم بهم پیشنهاد یه کاری رو داد که متوجه شدم اینکار جزء علایق من بوده، در واقع طراحی روی لباس که وقتی بیشتر بهش فکر میکنم یادم میاد همیشه دلم میخواسته یه مزون لباس خیلی شیک و بزرگ داشته باشم..

    اولین قدم برای رسیدن به این خواسته ی جذاب، دارم آموزش‌های اینکارو میبینم و تمرین میکنم.

    ترسهای من که تا به حال مانع پیشرفتم توی کارهای قبل از این بود، نداشتن اعتماد به نفس و ایمان به درستی کارم بود، من همیشه چشمم به مردم بود که کار منو بپسندن و سفارش بدن و غافل بودم از اینکه خدای بالاسر هست که باید بسپرم به خودش و از اون بخوام، مردم چکاره ان !!

    این ترس از نادیده گرفتن منو به عقب پس میزد،،

    و حالا امروز بعد از مدت تقریبا کوتاهی که با شما آشنا شدم و دارم تمام سعیم رو میکنم که با تمرینات شما پیش برم البته هنوز دارم از فایلهای رایگان استفاده میکنم و به شدت روح و روانم رو جلا داده و آرامش درونم رو بی‌نظیر کرده، از خدای خودم سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد و هر لحظه شکرگزار ریز به ریز نعمت هاشم..

    من ایمان دارم که خدایی که منو هدایت کرده به این مسیر، میخواد صاحب بهترین ها باشم و تنها حامی منه…

    میدونم که خیلی زود میام و از پیشرفت چشمگیر کارام براتون مینویسم و به خودم افتخار میکنم..

    و در آخر اینکه کار کردن روی باورهای توحیدی بهترین و بزرگ‌ترین لطفی هست که میتونم در حق خودم بکنم، با امید به خداوند یکتا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: