تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 34


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بیتا احسانی گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و هم فرکانسی های عزیز

    رفتار نادرست تکراری من به نظرم اینه که من هروقت به شرایط بهتری میرسم فکر میکنم دیگه این ها ثابت هست و روی خودم کار نمیکنم و این باعث میشه که شرایط من رفته رفته باز بدتر بشه و اون بهبود از بین بره و با یه سری تضاد های تقریبا تکراری مواجه میشم که دیگه این بار آخر کاملا متوجه این موضوع شدم

    و این حالت نه تنها توی یک بعد از زندگیم بلکه در تمام ابعاد یعنی شغلم، روابطم، سلامتم و همه و همه رو تحت تاثیر قرار میده

    و باید یاد بگیرم که هر روز روی خودم کار کنم حتی اگر شرایطم خیلی خوب و عالی باشه چون جهان ثابت نیست و من باید خودم رو باهاش هماهنگ کنم که اگر نکنم ثابت نمیمونم! یا افت میکنه شرایط خوبم یا پیشرفت میکنم

    باید شرایط خوب بعد از تغییر رو به خودم یادآور بشم تا این الگو رو تکرار کنم نه الگویی که حالم رو و زندگیم رو بد میکنه

    خدایا شکرت که من رو توی مسیری قرار میدی که زندگیم رو بهبود ببخشم

    خدایا شکرت که در هر لحظه و همیشه هدایتگر زندگی من هستی به سمتی که همه چیز به نفع من باشه

    خدایا شکرت که روز به روز هدایتم میکنی به سمت آگاهی بیشتر و آگاهانه کار کردن روی خودم

    استاد جونم عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهدیس یکتا گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و سلام به همه دوستان ، من به مدت سه سال هست که فعالیت میکنم محیط کار من کاملا زنانه هست توی این سه سال جاهای مختلفی رفتم و با آدم های مختلفی کار کردم هر دفعه مشکلی برای من پیش میومد و من دچار اختلاف با مدیریت اون مجموعه میشدم و هرکجا میرفتم دوباره و دوباره تکرار میشد و متوجه شدم مثل یه الگو داره تکرار میشه همون رفتار ها همون بی احترامی ها هعی تکرار میشد من اوایل میگفتم تقصیر اونا هست اونا آدمای بدی هستن ولی بعد از این که از این تکرار خسته شدم و حرفای استاد رو به یاد آوردم متوجه شدم باید به خودم نگاه کنم خودم رو بسنجم این منم که باید خودم رو تغییر بدم و مدارم رو ببرم بالاتر تا آدم های خوب سر راهم قرار بگیرن ، این پروژه تغییر را در آغوش بگیر خیلی خیلی داره به من کمک می‌کنه و من هر روز دارم سعی میکنم روی زیبایی های زندگیم تمرکز کنم روی خوبی های آدما تمرکز کنم سعی کنم صبور تر بشم

    کاری که انجام دادم با خودم فکر کردم به همه ی اون آدم هایی که باهاشون روبه رو شدم توی این مدت کاری و به رفتار ها و افکار خودم فکر کردم

    کم‌کم و با کمک حرف های استاد فهمیدم چه دلایلی داشته که مدام مثل یک الگو این آدم ها سر راهم اومدن ، یکی از اون دلایل ها عدم داشتن احساس لیاقت بود که دارم روش کار میکنم با گفتن جملات تکرار شونده خوب به خودم و تمرین اعتماد به نفس و این که به خودم و توانایی های خودم ایمان داشته باشم و خودم رو بالا ببینم چون من لایق بهترین ها هستم ، با استعداد هستم ، توکل میکنم به خدا و این مسیر رو ادامه میدم چون واقعا می‌خوام تغییر کنم

    یه کار دیگه هم که انجام دادم آدم های اشتباهی رو حذف کردم این موضوع هم بهم خیلی کمک کرد و تمرکز من الان فقط و فقط روی تغییر خودم و بهتر شدن زندگی خودم هست مطمئن هستم که شرایط کاری من هم در کنارش تغییر می‌کنه خود به خود

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    رضا دزفولی گفته:
    مدت عضویت: 2104 روز

    سلام وقت بخیر

    من خیلی خوب و واضح متوجه الگوی تکراری اشتباهم در زندگی ام میشوم، یعنی من نسبت به گذشته هم زندگی بهتری دارم و هم شرایط و جایگاه بهتری، میتونم بگم من تقریبا در آرزوهای دیروزم هستم، ولی حال درونی من تغییری نکرده و مانند گذشته هستم، یعنی با بالاتر رفته درجه ام از لحاظ فیزیکی، هیچ تغییری در درونم احساس نمیکنم و به شدت احساس ترس و غم رو با خودم همراه میبینم، من در هر کاری و شغلی حال اکنونم رو داشتم در هر روش،از زندگی حال درونم بد بود،

    حالا اون الگوهای تکرازی پر از اشتباه چه بود در همه اوقات زندگی ام منتشر بود؟ من به شدت نشخوار فکری دارم یعنی ذهنم جوری من رو میبره و در افکار غرق میکنه که اتگار هیپنوتیزم میشم، و من هنوز این عارضه بزرگ رو نتونستم مهار کنم! الگوی تکراری بعدی عدم توکل و عدم باور به اینکه قدرت یکتا خداست و بقیه وسیله هستن و همچنین عدم باور اینکه خودم خالق زندگی خودم هستم و این خودم هستم که میتونم خودم رو از شرایط وحشتناکی در بیارم و به شرایط ایده آل برسونم.

    تغییرات گوناگونی در شخصیتم به وجود اومده، ولی همیشه. حال درونیم بد بوده و این حال بد جلوی اون تغییرات اساسی و همچنین جلوی لذت بردن از زندگی رو ازم میگیره.

    من 40 سال که دارم تلاش میکنم ولی مشخصه که این تلاش کافی نیست، ولی باید تلاشم اونقدری باشه که جهانم عوض بشه.

    واین تلاش درونی رو باید زیاد کنم، ولی کی؟

    بچه ها نزارید به جایی برسید که عدم تلاش بیشتر باعث بشه ایمانتون رو ضایع کنه جکری که دیگه هیچوقت بلند نشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم و دوستان گرامی

    تمرین ‌.. من خدا را شکر نسبت به گذشته اصلاً آدم منفی دور بر ورم نیست خیلی کمه و این باعث شده که من فکر کنم که افکارم بهتر کار کرده نسبت به گذشته الان حدود 2ماه است که تنها هستم یکی ازپاشنه آشیل ام وابستگی بود که خیلی رو خودم کار کردم و خدا را شکر الان از تنهایی خودم لذت می‌برم و اصلاً اصلاً احساس تنهایی یا دلتنگ بودن ندارم خیلی حالم با خدای خودم خوبه و تغییر رفتار آدما رو می‌بینم و به خودم میگم انگار جهان من تغییر کرده و همیشه سپاسگزارم و اینکه اگر در جهان مظلومی نباشه یقیناً ظالمی هم نیست من امروز رفته بودم جایی سر صف یکی اومد جلوی من و منم حرف استاد یادم بود می‌خواستم چیزی بهش نگم اما گفتم که من نباید اجازه بدم که به من ظلم بشه و نباید حق دیگران ضایع بشه بنابراین منم خیلی احترامانه از اون خانمه خواهش کردم گفتم ببخشید شما باید برید دنبال صف چون ما جلوتر از شما اومدیم و اون خانمم خیلی با رویه باز پذیرفت و رفت و خیلی حسم خوب شد گفتم دیدی من تونستم از حق خودم دفاع کنم و اجازه ندم کسی به من ظلم کنه وباید به خودمون ارزش قایل باشیم سپاس ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 475 روز

    سلام به همه ی دوستان عزیزم و به خصوص استاد عزیزم و مریم جان دوستداشتنی

    استاد عباس منش عزیز من این موضوع رو تجربه کردم، زمانی که من تصمیم جدی گرفتم که تغییر کنم و زندگیم رو تغییر بدم، جهان چند نفر از نزدیک ترین کسانم رو ازم دور کرد بدون اینکه من نقش مستقیمی در روزهای اول داشته باشم، اولش خیلی برام سخت بود، خیلی برام سنگین بود این اتفاق، همش میپرسیدم چرا اینجوری شد؟ ولی بعدها فهمیدم که این اتفاق به نفعم بوده و من باید ازشون دور میشدم، بعضی اوقات ذهن میاد به یادم میاره اون سختی ها رو ولی من سریع میزنمش کنار و بهش فکر نمیکنم، ولی گاهی اگه کسی اون موضوع رو دوباره جلوم بیان کنه کمی بغضم میگیره

    فکر کنم به مرحله پذیرش رسیدم ولی مرحله بخشش هنوز نه….

    تمرین این گام:

    خداروشکر من روند رو به رشدی در تغییر شخصیتم دارم گاهی اوقات در لحظه مثل گذشته عمل میکنم ولی سریع به خودم میام یا شب قبل خواب که رفتار روزم رو بررسی میکنم میبینم که کجا اشتباه کردم و رفتار درست رو پیدا میکنم که دفعه دیگه رفتار درست رو انجام بدم و به نظرم اون گاهی اوقات که از دستم در میره بابت اینه که من دارم تکاملم رو طی میکنم و خیلی از این بابت خوشحالم…

    •چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟

    جدیداً میبینم که وقتی چیزی باعث ناراحتیم میشه، اون ناراحتی چند دقیقه بیشتر برام طول نمیکشه، سریع اون موضوع رو (رها) میکنم و موضوعی که برام (زیبا و جالب هست) رو در ذهنم به یاد میارم یا راجعبش با کسی که کنارمه صحبت میکنم و نتیجه خیلی جالبه، هر خواسته ای که برام منطقیه و اون ساعات در ذهنم بوده بلافاصله بعد از رفتن در احساس خوب برام اجابت میشه و من از اینجا فهمیدم که دارم تغییر میکنم و این نشونه ها خیلی واضح دارن میگن که قانون خداوند بدون تغییر و بی نقصه :)

    الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 580 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    کامنت دوم از قسمت 6

    اگر در روابط یا شرایط زندگیت احساسی از تکرار یا رنج و بی عدالتی داری درونت را مرور کن.

    من این تجربه رو تو رابطه ی عاطفیم دارم.تا وقتی که من شور و شوق دارم میگم میخندم همسرم هم اوکیه.

    در واقع اگه بخاطر خطایی که همسرم میکنه ناراحت باشم ،اون دست پیش میگیره انگار که من خطا کردم. از اخر هم من کوتاه میام چون میترسم این دلخوری طولانی بشه.و حوصله ی قهر و نازشو ندارم.

    و الان بیست و چند ساله این پروسه تکرار میشه.

    دلیلش هم عدم عزت نفس منه ، اولویت قرار ندادن خودم ، عدم احساس لیاقت و هر چیزی که مربوط به درون من میشه.

    البته چند وقته یکی دو سال تقریبا که شرایط یکم بهتر شده چون من یه ذره عزت نفس و احساس لیاقت رو درونم پرورش دادم. ولی خب اصلا از خودم راضی نیستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 580 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    چه رفتاری در من هنوز شبیه گذشته است؟

    من یه اخلاق بدی که دارم زود از کوره در میرم ، البته اگه طرف مقابل خانوادم باشن…

    تو جامعه و واسه ادمای دیگه که زشته اینجوری باشم…

    مثلا همین امروز میخواستم برم جایی ،دیدم ماشین روشن نمیشه .در واقع قطع کن ماشین از جاش دراومده بود و من پیداش نمیکردم .و این خطا رو تعمیرکار انجام داده بود.

    سریع زنگ زدم به همسرم و با عصبانیت ، هر چی از دهنم دراومد به تعمیرکار گفتم ‌.البته به همسرم .

    یبار یه صدای ضعیفی درونم شنیدم که گفت به موقع میرسی .هر وقت برسی بهترین زمانه .نگران نباش.ولی گوش نکردم و همچنان عصبانی .باز دوباره یه صدایی بلندتر درونم گفت الخیر فی ما وقع، ولی بازم گوش نکردم و به عصبانیتم ادامه دادم . به حرف شیطان گوش کردم . الان با خودم میگم چقدر اون لحظه شیطان خوشحال شد ازین کار من، که بجای اینکه به ندای قلبم گوش کنم و پیروی کنم، به نجوای شیطان گوش کردم و حس خودم و همسرمو خراب کردم.

    من بعد این قضیه به خودم گفتم تو داری ادای رفتار توحیدی رو درمیاری . اگه واقعا باورهات تغییر کرده باشه باید تو رفتارت نشون داده بشه. پس کوووو؟

    و تا وقتی فقط لغلغه ی زبونت باشه ،هیچچ اتفاق خاصی تو زندگیت بوجود نمیاد والسلام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2221 روز

    سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    اگر در روابط یا شرایط زندگی‌ات احساسی از تکرار، رنج یا بی‌عدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    بله احساسی از تکرار در روابطم رو دارم. مخصوصا در رابطه عاطفی ام. ولی من همون احساس رو که قبلاً داشتم ندارم. الان شرایط رو قبول میکنم و گاهی ممکنه یکمی ناراحت بشم ولی زود به خودم میام و سعی میکنم روی نکات مثبت طرف مقابلم تمرکز کنم و به خودم میگم که عزیزم صبر کن و منتظر فضل خداوند باش. تو خالق زندگیت هستی و هر چیزی رو بخوای می تونی خلق کنی و تا ذهنم میخواد بگه چرا نمیشه؟ پس کی؟ فوری میگم که هر وقت بتونم حال خوبم رو تقریبا همیشگی کنم و تو مومنتوم مثبت بمونم.و مهمتر از همه اینکه من قبلنا تو همچین موقعیت های زود میرفتم تو نقش قربانی، ولی الان زود متوجه میشم که ذهن میخواد همچین کاری بکنه و فوری با گفتگوهای ذهنی مثبت حالم رو تغییر میدم. این موفقیت بسیار بزرگی برای من هست و خدا رو هزاران بار شکر میکنم. معجزات زیادی هر روز تو زندگیم اتفاق می‌افته و مطمئنم که همه خواسته هام یکی یکی بهم داده میشن. من فقط باید روی خودم کار کنم و حالم رو خوب نگه دارم والسلام. تمام کار من اینه. این فرمولی هست که من قبلاً هم ازش استفاده کردم پس باز هم میتونم. تازه اینبار باورهام نسبت به قبل قویتر شده، احساس لیاقت و اعتماد به نفسم خیلی بیشتر شده. دارم میبینم روزایی رو که خیلی بیشتر از خواسته های الآنم رو دارم.

    هر تضادی که پیش میاد برای اینه که من چند مدار برم بالاتر. پس به خودم تبریک میگم که دیگه اون رفتار قبل رو در برابر تضاد ندارم و ذهنم رو دارم خوب تربیت میکنم. چون وقتی تضادی پیش میاد ناخودآگاه زود می‌خوام نکات مثبتش رو ببینم.

    مثلا همین دیروز من یه تصادف کوچیکی کردم که ماشینمون یه خورده آسیب دید و مقصر هم من بودم که از پشت زدم به یه ماشین دیگه. ولی من حالم کاملا خوب بود و خدا رو شکر میکردم که خودم سالمم، کسی آسیبی ندیده. هی داشتم دنبال نکات مثبت این تصادف می‌گشتم و هی میومد. خدایا شکرت آدمی که باهاش تصادف کردم آشنا بود. خدایا شکرت که ذاتا آدم خوش اخلاق و مودبی هست. خدایا شکرت که منو در مورد ماشین راهنمایی کرد. خدایا شکرت بعد تصادف توسط یکی از دستهات منو خیلی سریع به باشگاه رسوندی و من به موقع به باشگاهم رسیدم.

    پس من تغییر کردم. خدایا شکرت که کمکم می کنی آگاهانه شخصیت سپاسگزار در خودم ایجاد کنم.

    چون من تغییر کردم و هر روز هم سعی میکنم خودم رو بهتر کنم پس خیلی خیلی زود تمام خواسته های که دارم اجابت میشه. و خیلی زود میام براتون می‌نویسم از اجابت خواسته هام.

    دوست تون دارم. در پناه خداوند بزرگ سالم و شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سپیده سیف گفته:
    مدت عضویت: 1188 روز

    سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم

    بعداز مدت ها نظر نذاشتن توی سایت امشب تصمیم گرفتم یه متن کوتاهی بنویسم

    چقدر استاد حرفاتون به دلم میشینه وچقدر حرفاتون دقیق هستند من اصلا بعضی وقتا واقعا تعجب میکنم که چطور انقدر این دنیا قانون مند هست

    یه وقتایی که برام اتفاقات بد یا خوب می افته وقتی اون اتفاق رو میبرم زیر میکروسکوپ توجهم میفهمم که دلیل این قضیه برای چی بوده

    وقتی میبینم اگر مدام چیزهای ناراحت کننده برام روی میده گیر ندم به بقیقه مشکل از من هست

    من خودم دقیق به این حرفتون نرسیدم چون هنوز برام ایجاد نشده که وقتی خوب روی خودت کار کنی یا ادمهای دورت عوض میشن یا از زندگیت بیرون میرن.

    درپناه الله مهربان باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2383 روز

    سلام به عزیزان جانم هر لحظه تون بخیر

    استاد جان جدید ترین فایل ها کدوم ها هستن؟

    الان دارم پروژه تغییر رو گوش می‌کنم که امروز با گوش دادن تا فایل شماره 5 کلی باورهام زیر و رو شدن و چندین دریچه برام باز شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم آقای ابراهیمی

      جدید ترین فایل رو که استاد بذاره روی سایت تا میای تو سایت دیده میشه به وضوح

      نمیخوای جایی رو بگردی روی صفحه سایت میاد

      فعلا در حاله حاضر پروژه تغییر رو در آغوش بگیر ست

      و روی سایت قسمت 18 رو گذاشتن که بینظیرن

      از همین حالا استاد عزیز و مریم جان سپاسگزارم

      خدایا برلی وجود استاد و مریم جان و این دوستان نازنینم شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: