این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداروشکر برای این دوره بی نظیر که از قانون هر روز یه قدم کوچک به سمت بهبود پیروی میکنه و خدا بدونه تا اخر دوره چه اتفاقای خوبی در راهه.
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
در رابطه با مامانم خیلی تکرار شده که سرش حرص میخورم و داد میزنم و خلاصه خیلی به هم میریزم
مقطعی خوب میشه اما تا یکم رو خودم کار نمیکنم برمیگرده..
مامان من وسواس داره وسواس همه چی حتی وسواس فکری و همین باعث میشه مثلا خیلی ازت سوال بپرسه تا از یه چیزی مطمئن بشه و حالا مسائل شبیه به این
هر وقت سعی میکنم درکش کنم و پیش خودم میگم دست خودش نیست و به ویژگی های مثبتش فکر میکنم دیگه تنش ندارم باهاش
اما باید مدام این فکر و تکرار کنم وگرنه فراموش میکنم و اتفاقات نادلخواهم دوباره تکرار میشه..
یه مورد دیگه هم دوست دارم بهش اشاره کنم که شاید خیلی با موضوع مرتبط نباشه اما برای یادآوری به خودم میگم:
یکی از دوستام جدیدا خیلی ساکت شده خیلی تو خودشه و با ما خیلی وقت نمیگذرونه..
اشتباه من این بود که خیلی گیر این بنده خدا بودم همش میگفتم چته بیا باهامون وقت بگذرون و….
اما الان میخوام به خودم بگم رهاش کن فاطمه
تو مسئول حال بقیه نیستی
وظیفه یه رفیق هم این نیست که مسئول حال دوستش باشه
رها باش به خدا بسپار و براش دعا کن اگر مسئله ای داره زود زود حالش خوب بشه
دوست خوب بودن به این معنا نیست که همیشه با هم باشین همیشه وقت بگذرونین
تو روی خودت و حال خودت تمرکز کن دنیا برات میچینه که کی دوستت باشه کی نباشه
اصلا شاید داره از مدارت خارج میشه تو میخوای به زور نگهش داری
رها کن رها کن رها کن
از زندگی خودت لذت ببر
به آدما وابسته نشو
اگر میبینی یکی از دوستای صمیمیت داره کم کم به هر دلیلی فاصله میگیره اصرار نکن که باشه….اینا کار فرکانساس
تو فقط رها کن و روی خودت کار کن تا جهان برات تصمیم بگیره و بهترین آدمی که در اون لحظه میخوای رو به زندگیت بیاره
خدایا شکرت
کاش هیچوقت یادم نره این حرفا کاش هر روز رو خودم کار کنم :)
چون حالم با این آگاهی ها خیییلی بهتره
خیلی با عزت نفس ترم
خیلی رها ترم
چقدر سوال این جلسه خوب بود واقعا
یکی از چیزایی که احساس یه کوچولو رنج بهم میده اینه که
همش باید بدوام..حس الانم اینه .باید بدوام درسام و بخونم…ورزش کنم…روی خودم کار کنم…تو اینستا تولید محتوا کنم و برای اون تولید محتوا قبلش بخونم….برا ارشد بخونم
و بنظرم مشکل این نیست که کارام زیاده مشکل نوع نگاه منه و البته هدر دادن وقتم برای چیزای بیهوده
باید روی خودم روتین کار کنم تا بتونم از این کارایی که دارم لذت ببرم
باید کارا رو انجام بدم با نگاه بهبود خودم نه با نگاه اینکه باید انجام بدم تموم شه…
و البته باید .وقتم و صرفه جویی کنم مثلا بیخودی دانشگاه واینسم یا الکی تو گوشی نچرخم.
خدایا هدایتم کن
من برم قرآنم و بخونم تقریبا یه هفته میشه نخوندم حسابی دلتنگشم :)
من این فایل رو قبلا بارها وبارها گوش داده بودم وبارها با خودم تکرارش میکردم مخصوصا این جمله ی استاد اگه موقع فشار،بچلوننت ،همون آب قبلی دربیاد یعنی تغییر نکردی
وسعی میکردم ومیکنم درکش کنم،چون میدونم فرق هست بین گوش کردن،شنیدن ودرک کردن.
اما حالا که فکر میکنم،اونجایی که گفتید نمیخاد کاری کنی باج نده،من همین کار رو کردم،شروع کردم قدرتمندانه نه گفتن،
از نه گفتن به برادرم شروع کردم،یادمه خیلی سخت بود،ازمن بزرگتربود،اما من فهمیده بودم باید برای خودم ارزش قاعل باشم،هی نخام به بهانه دلسوزی، خانواده هستن کمک کنم،همون جریان به پرنده ها غذا ندهیم،شروع کردم
مثلا همین چند وقت پیش خواهرم اسباب کشی داشت نرفتم،چون قبلا واسه موضوع های دیگه ای بهم گفته بود و من گفته بودم نه،،،این دفعه مقاومت ازسمت من خیلی کم بود،همین که گفتم نه،پذیرفت
چون احساس میکنم میخاد کارش رو بقیه انجام بدن، ویه جورایی باج دادنه، و قبلا هرکسی کاری داشت ،با این وجود که من کارداشتم،یا رفتن به اونجا احساس بدی بهم میداد اما میرفتم،،،اما خدارو هزاران بارشکرررر که تغییر کردم.
یه مثال بگم ازاینکه اگه ما تغییر کنیم اطراف مون هم تغییر میکنه،
من یه دوستی داشتم خیلییییی خوب بود،باهم حرف میزدم،میرفتم خونه شون،خونه شون قشنگ سرکوچه مونه،با این وجود که خانه داره،تا حالا چهاربار قرار گذاشتیم، اما کنسل شد،چراااااا
چون من تغییر کردم،چون توی فرکانس هم نیستیم،و این طوره که خدا در هرلحظه مواظبمونه،
خدایا،به هردیواری که تکیه زدیم،رنگ پس داد،به هرطنابی که چنگ زدیم پاره شد،اما فقط تو بودی که مشتاقانه منتظرمن بودی و باهرپیشرفتم برام دست میزدی،دوستت دارم
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
خدای مهربونم شکرت بابت اینکه من را به دوره ی تغییر را در آغوش بگیر هدایت کردی
باسلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیز
و سلام خدمت دوستان هم فرکانسی ام
من به مدت 3 سال شاید هم بیشتر فایلهای استاد رو گوش میکنم و در سایت هم به مدت چند ماه است که فعالیت میکنم،و تا چند وقت پیش فقط گوش میکردم و به عنوان یک آرامش بخش که فقط همان لحظه آرام میشدم و اصلا سعی در تغییر نمیکردم
خیلی همیشه دوست داشتم درونی و رفتاری تغییر کنم و به آرامش خاصی برسم و به خدایم ایمان واقعی داشته باشم که با یادش قلبم و روحم آرام شود….
و چند روز ادای آرامش داشتن رو در میآوردم و باز فراموشی و برگشت به همان رفتارهای روال قبل…
ولی از زمانی که دوره ی تغییر را در آغوش بگیر روی سایت قرار گرفت ،متعهد شدم که واقعا سعی کنم از لحاظ رفتاری و درونی تغییر کنم و با خودم در صلح باشم…
امیدوارم با تلاش خودم ویاری خدای مهربانم در این تصمیم موفق شوم ….
استاد در مورد گام ششم پروژه تغیر من کاملا اینوتجربه کردم که با اندکی کارکردن روی خودم افرادی که در ارتباطم باهاشون تغیر میکنن و رفتار بهتری دارن و اون روی خوبشون برای من میاد بالا بهم کمک میکنن و میشن دست خدا برای من .در مسائل عاطفی من از وابستگیرنج میبندم که خدا رو شکر رها شد بعد از 8 سال و حالا نمیگم کامل از بین رفته ولی همیشه در تلاشم برای بهتر شدن و ریشه کن کردن وابستگی و لی هنوز خودم احساس میکنم که یک سری پاشنه آشیل دارم و باید رفع بشه تا اون که باید وارد زندگی من بشه. ممنونم استاد قشنگم
چقدر این فایلها عالیه هرروز منتظر قسمت جدید هستم ، خود این گفت و گوها میتونه یه دوره عالی بسازه من که واقعا لذت میبرم از این همه تغییر بچه ها ، آرامشی که تو صداشون هست ، اعتماد به نفسی که دارن اینکه مطمئنن به اون درآمد یا رابطه یا هرچیزی که تو لیست اهدافشون هست قراره برسن
استاد چقد نکته ی خوبی اشاره کردین اینکه موقع خشم و عصبانیت چه رفتاری داریم
باید بیشتر تمرین و تکرار کنم ، وقتی آرومم حس خوبی دارم همه چیز عالی است و میتونم به همه عشق بدم به فرزندم به همسرم ولی اینها وقتی عصبانی هستم هم باید همینطور باشد باید هرروز روی خودم کار کنم بیشتر و بهتر از قبل
خدایا شکرت براز این آگاهیها و استاد عزیزم سپاس از شما برای اشتراک گذاشتن ابن آگاهیها ❤❤
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار و بااحساس
استاد مثل همیشه موارد رو عالی توضیح میدین و با اختلاف خیلی خیلی زیاد نه تنها سایتتون بلکه توضیحات و لایف استایل کارتون متفاوت و فوق العاده تر از کل اساتید و سایتهای دنیاست بهتون افتخار میکنم و باعث خوشحالی منه که تو این مجموعه عضو هستم
اول از همه خیلی ممنون که لحظه به لحظه همه موارد رو بروز رسانی میکنید و تشکر ویژه از معمار گروه تحقیقاتی عباسمنش که تایم های زیادی رو صرف این پروژه های تحقیقاتی کرده و میکنند، سپاس ویژه خانم از شایسته صبور و پرتلاش و همچنین سپاس ویژه از استاد عباسمنش عزیز که همیشه سعی داشتند زمین بازی رو بزرگتر کنند و کلا عاشق چلنج هستن عاشقونیم استاد، I LOVE YOU SO MUCH
این موضوع تغییرات خیلی خیلی به موقع بود استاد و برای منکه حداقل صدق کرده و خیلی از موارد زندگیم به لطف خدا و راهنمائی های شما در حال تغییرات مثبت هستش و امیدوارم بزودی روی ماه شما و خانواده عزیزتون رو ببینم و فیس تو فیس باهم بحث و گفتگو کنیم استاد قلب من ای بهترین پیامرسان دنیا
نمیدونید چند ساله که فالوتون میکنم و حس خوب ازتون میگیرم و مثل روز برام روشنه که خیلی زودتر از چیزی که فکرشو میکنم باهاتون دیدار خواهم داشت اونم در ملک شخصی خودم و شاید هم باهم در سفر مشترک به یاری الله
استاد خیلی از لحظه های من با ویسها و نکات شما معنا و مفهوم پیدا کرده و درک بهتری تونستم داشته باشم از همه چی، از همه درسهائی که تو زندگی گرفتم و در حال دریافتشون هستم و اول خدارو شاکرم بابتش و دوم اینکه آرزو دارم خدا شمارو برای ما نگه داره تا بتونیم با موفقیت های شگفت انگیزمون اشک شوق رو در صورت شما ببینیم از نتایج عالی و ملموس اونم پشت سرهم
من فکرمیکنم فکرکردن به افراد ناخواسته و گاهی صحبت درموردشون باعث میشه من همچنان همان افرادمشابه وهمان رفتارهای مشابه روجذب کنم .البته اون افرادی که بشدت و خیلی غیرقابل تحمل بودن خداروصدهزارمرتبه شکر کلا حذف شدن و اصلا بمن دسترسی ندارن منواونا مثل جن وبسم الله میمونیم . و من تابحال احساس لیاقتم وعزت نفسم رونتونستم از سطح متوسط بالا به سطح عالی برسونم اگربرسونم باتمرین آینه وقربون صدقه رفتن خودم و ورزش ورژیم مداوم ایشالله افراد خیلی سطح عالی به زندگیم جذب میکنم وبایدبتونم عادت کنم به افراد ناخواسته فکرنکنم وحرفشونو نزنم . که براحتی حذف بشن
3تا تمرین برای خروج این افرادانجام ندادم تا حالا
تمرین آینه
تمرین رسیدن احساس لیاقتم از سطح متوسط بالا به سطح عالی
وتمرین فکرنکردن وحرف نزدن درباره ادمای ناخواسته درسطح عالی
البته تلاش میکنم فکرنکنم وحرفشونو نزنم وموفق عمل کردم ولی به سطح عالی نرسیدم که ریشه کن بشن ومشابهشون هم سر راه منو ویانا نیان .
بقیه شخصیتم عالی عمل کردم مطمئنم، آرومم صداقت دارم، خیلی کم عصبانی میشم جیغ میزنم ،روراست هستم، دل پاکی دارم ،رمانتیکم، تلاش میکنم برای پیشرفت، ورزشکارم، اعتمادبه نفس وعزت نفس واحساس لیاقتم سطح متوسط بالاهست ،مهربانم ، وفادارم ، خدارو والهاماتش نقشه راه من هست ،هروز رفتار عالی آدمهای حسابی روباخودم به وضوح میبینم ، رفتارشوهرمم عجیب خوب شده ،دیشب گوشیشو ویانا انداخته بود زیرتخت به بهانه پیداکردن گوشی نصفه شبی کل خونه رو 3ساعته خونه تکونی کرد وجارو کشید وبه من و ویانا گفت شما برید بخوابید من خونه تکونی کنم تاگوشی پیدابشه.خدابمن گفت گوشیش افتاده زیرتخت ، گفتم گوشیت زیرتخت هست گفت دیدم نبود .گفتم برو دوباره ببین گفت باشه .اول کل خونه روساعت 3نصفه شب خونه تکونی کرده بعد رفته دوباره زیرتخت نگاه میکنه وگوشیشو پیداکرده زیرتخت :))
فعلا تومداراین هستم که همه میان خونه روتمیزمیکنن بدون اینکه بگم .
قبلا یک همسایه طبقه پایین داشتم گفتم خدایا من به اینا دیگه فکرنمیکنم وحرفشونو نمیزنم توروخدا برن ازاینجا رفتن 7سال یک خانواده اومدن بدترازاونا بعدش گفتم خدایا توروخدا اینابرن یک زن وشوهربیان یک هفته ای اونا رفتن ویک زن وشوهر اومدن که کلا خونه نیستن وواحدخالیه خداروشکر .
ثروت و ورودادمهای حسابی به زندگیم و شوهرخوب شده بزرگترین چالش زندگیم .
ایناروبتونم تا عید حلش کنم یک گوسفند برای عاشورا قربانی میکنم بخدا
اینقدر حرص میخورم ازادمهای دورم که خدافقط میدونه .
بخداهرجورباشه تمام شخصبتم رو از سطح متوسط بالا به سطح عالی میرسونم که فقط این چالشهام حل بشه یک نفس راحت بکشم خدا بندگان خوبشوبزاره سر راهم .
واقعا من عاشق این همزمانی ها هستم به قول کامنت دوستون آقا رضا بحث ایمانه و ایمانی که چکیده همه درسها و آگاهی های استاده هر بار از زاویه های متفاوت…
آقا من همزمان که دارم روی احساس لیاقت،هم جهت با جریان خداوند و تغییر رو در آغوش بگیر،از اونجایی که نقطه ی حساسیت افکارم بالا رفته و بهتر میتونم افکارم رو ببینم،در پی ماجرایی که بارها برام رخ داده،دوباره همین چند روز قبل رخ داد،حدودا 2 هفته ایی شده که همکاری با فردی در حوزه کاریم که کار رو بهش تحویل دادم وقتی زنگ زدم که من کار رو تحویل دادم،جواب تلفنم رو نداد،ناراحت شدم و دیگه براش زنگ نزدم گفتم اشکالی نداره باید بهم دستمزد کارم رو بده،اشکالی نداره نده،چرا من هی بدوم دنبالش،اون زنگ بزنه،البته چند بار این اتفاق به شکلهای مختلف افتاده بود،اینبار خیلی بهم برخورد و دیگه زنگ نزدم،گفتم اصلا اون بدوم دنبالم،چرا من آویزونش باشم،خلاصه دیگه زنگ نزدم و این دوهفته نشتی انرژی من بود،هی نجواها بودن،قضاوتها،قربانی شدنها،ترسها،نگرانیها و…بعد جلسه آخر هم جهت که آمد و من هر روز مینویسم و کامنتها رو که خوندم و کامنت گذاشتم،انگاری دریچه قلبم در حین نوشتن باز شد،الهامی که میگفت،:ببین تو در مسیر باش،روی من حساب کن،رها کن،رها شو از وابستگیها…بابا مگه رزق روزی تو فقط اونه،کارته،کسیه،شرایطیه؟بابا منبع منم،روی من حساب کن اصلا نمیفهمی از کجا بهت دادم،مات و مبهوت میمونی،روی من حساب کن!! رها باش…خیلی این الهام واضح بود،شفاف بود،حس آرامش و اطمینان به من داد و بعد رسیدم به کامنت آقای توحیدی که دقیقا در کامنتش اینو گفتن که لب تاپم خراب شد و من فکر کردم و گاهی هدایت در قالب درد میاد،تضادها میاد،قرار نیست همه چی خوب باشه،گاهی در کمبودها، نبودن ها خیری نهفته و شروع کردن سپاسگزاری و منم گفتم آره همینه،خودشه…اون الهام درست بود،باید ببینم چه سپاسگزاری براش باید انجام بدم،چه درسی برام داره؟از چه زاویه ایی ببینم…
دیدم همون الهام خانمه،خودشه…
خدایا شکرت که تویی منیع رزق و روزی و هدایت من…
خدایا حتما زنگ نزده خیری داره که تا دیر نشده باید درسش رو بگیرم
و به خودم گفتم سمیه جان ببین عزیزم…میتونی کارت رو با عشق و تمرکز انجام بدی؟حتی اگر پولی،دستمزدی در کار نباشه؟میتونی؟گفتم آره میتونم
گفتم ببین میتونی رها کنی،تسلیم باشی،رها از وابستگیها،کنترلها،قضاوتها،ترسها،تردیدها،میتونی مدیر برنامه هاتو خدا ببینی؟گفتم آره
و امروز این فایل رو گوش دادم و صبح هم از صمیم قلبم گفتم خدایا من آماده ام،بگو،تسلیمم…
و امروز دختر همکارم آمد پیشم و پرسید چقدر درآمد داری و گفتم اینقدر،گفت چرا به فکر کار بیرون از اینجا نیستی؟و من اصلا به فکر خودم نخورده بود که اینم میشه،برم از جاهای دیگه درخواست کنم،از تولیدهای دیگه بخوام،چرا فکر کردم فقط اون فرد میتونه بهم کار بده؟این همه تولیدی…و چون من مقاومت کار تولیدی داشتم و شاید یه ترس بود به ذهنم خودم نخورده بود،وقتی گفت سریع گفتم آره همینه، خودشه…رفتم آگاهی های دیوار رو دیدم چقدر موقعیت کاری خوب بود،منم که خودم رو میشناسم،میدونم از پسش بر میام…سریع به چند تاشون زنگ زدم و آدرس گرفتم وقراره فردا برم حضوری شرایط کار رو بپرسم…نمیدونم چی میشه،ولی خیلی مطمعن هستم،خیالم راحته…این همون قدمیه که باید بردارم به قول آقا رضا همونF5هست که باید فشار بدم،همون هدایته که باید برم تو دلش،نمیدونم نتیجه چیه؟ولی میدونم خیره،باید انجامش بدم،فارغ از نتیجه…
اینارو نوشتم برای خودم،برای غلبه به ترسها،به تردیدها و نجواها،نوشتم تا یادم باشه این هدایت از کجا شروع شد،منی که تمام زندگیم نتیجه هدایته و عمل کردن،و خداوند همیشه در کنار منه و با خداوند تنها نیستم،رها نشدم فقط بحث،بحث ایمانه،باوره،توکله و اعتماده و اجازه دادنه…
نوشتم که خدایا نمیدونم فردا چی میشه،ولی میدونم نتایج منو شگفت زده خواهد کرد،ایمان دارم…
انشالله خیلی زود بقیه کامنتم رو به روز رسانی میکنم…
سلام به عزیزای دلم
خداروشکر برای این دوره بی نظیر که از قانون هر روز یه قدم کوچک به سمت بهبود پیروی میکنه و خدا بدونه تا اخر دوره چه اتفاقای خوبی در راهه.
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
در رابطه با مامانم خیلی تکرار شده که سرش حرص میخورم و داد میزنم و خلاصه خیلی به هم میریزم
مقطعی خوب میشه اما تا یکم رو خودم کار نمیکنم برمیگرده..
مامان من وسواس داره وسواس همه چی حتی وسواس فکری و همین باعث میشه مثلا خیلی ازت سوال بپرسه تا از یه چیزی مطمئن بشه و حالا مسائل شبیه به این
هر وقت سعی میکنم درکش کنم و پیش خودم میگم دست خودش نیست و به ویژگی های مثبتش فکر میکنم دیگه تنش ندارم باهاش
اما باید مدام این فکر و تکرار کنم وگرنه فراموش میکنم و اتفاقات نادلخواهم دوباره تکرار میشه..
یه مورد دیگه هم دوست دارم بهش اشاره کنم که شاید خیلی با موضوع مرتبط نباشه اما برای یادآوری به خودم میگم:
یکی از دوستام جدیدا خیلی ساکت شده خیلی تو خودشه و با ما خیلی وقت نمیگذرونه..
اشتباه من این بود که خیلی گیر این بنده خدا بودم همش میگفتم چته بیا باهامون وقت بگذرون و….
اما الان میخوام به خودم بگم رهاش کن فاطمه
تو مسئول حال بقیه نیستی
وظیفه یه رفیق هم این نیست که مسئول حال دوستش باشه
رها باش به خدا بسپار و براش دعا کن اگر مسئله ای داره زود زود حالش خوب بشه
دوست خوب بودن به این معنا نیست که همیشه با هم باشین همیشه وقت بگذرونین
تو روی خودت و حال خودت تمرکز کن دنیا برات میچینه که کی دوستت باشه کی نباشه
اصلا شاید داره از مدارت خارج میشه تو میخوای به زور نگهش داری
رها کن رها کن رها کن
از زندگی خودت لذت ببر
به آدما وابسته نشو
اگر میبینی یکی از دوستای صمیمیت داره کم کم به هر دلیلی فاصله میگیره اصرار نکن که باشه….اینا کار فرکانساس
تو فقط رها کن و روی خودت کار کن تا جهان برات تصمیم بگیره و بهترین آدمی که در اون لحظه میخوای رو به زندگیت بیاره
خدایا شکرت
کاش هیچوقت یادم نره این حرفا کاش هر روز رو خودم کار کنم :)
چون حالم با این آگاهی ها خیییلی بهتره
خیلی با عزت نفس ترم
خیلی رها ترم
چقدر سوال این جلسه خوب بود واقعا
یکی از چیزایی که احساس یه کوچولو رنج بهم میده اینه که
همش باید بدوام..حس الانم اینه .باید بدوام درسام و بخونم…ورزش کنم…روی خودم کار کنم…تو اینستا تولید محتوا کنم و برای اون تولید محتوا قبلش بخونم….برا ارشد بخونم
و بنظرم مشکل این نیست که کارام زیاده مشکل نوع نگاه منه و البته هدر دادن وقتم برای چیزای بیهوده
باید روی خودم روتین کار کنم تا بتونم از این کارایی که دارم لذت ببرم
باید کارا رو انجام بدم با نگاه بهبود خودم نه با نگاه اینکه باید انجام بدم تموم شه…
و البته باید .وقتم و صرفه جویی کنم مثلا بیخودی دانشگاه واینسم یا الکی تو گوشی نچرخم.
خدایا هدایتم کن
من برم قرآنم و بخونم تقریبا یه هفته میشه نخوندم حسابی دلتنگشم :)
سوره آل عمران و باید شروع کنم
فعلا با اجازه رفقای گلم
به نام خدای مهربانم
سلام به همگی
من این فایل رو قبلا بارها وبارها گوش داده بودم وبارها با خودم تکرارش میکردم مخصوصا این جمله ی استاد اگه موقع فشار،بچلوننت ،همون آب قبلی دربیاد یعنی تغییر نکردی
وسعی میکردم ومیکنم درکش کنم،چون میدونم فرق هست بین گوش کردن،شنیدن ودرک کردن.
اما حالا که فکر میکنم،اونجایی که گفتید نمیخاد کاری کنی باج نده،من همین کار رو کردم،شروع کردم قدرتمندانه نه گفتن،
از نه گفتن به برادرم شروع کردم،یادمه خیلی سخت بود،ازمن بزرگتربود،اما من فهمیده بودم باید برای خودم ارزش قاعل باشم،هی نخام به بهانه دلسوزی، خانواده هستن کمک کنم،همون جریان به پرنده ها غذا ندهیم،شروع کردم
مثلا همین چند وقت پیش خواهرم اسباب کشی داشت نرفتم،چون قبلا واسه موضوع های دیگه ای بهم گفته بود و من گفته بودم نه،،،این دفعه مقاومت ازسمت من خیلی کم بود،همین که گفتم نه،پذیرفت
چون احساس میکنم میخاد کارش رو بقیه انجام بدن، ویه جورایی باج دادنه، و قبلا هرکسی کاری داشت ،با این وجود که من کارداشتم،یا رفتن به اونجا احساس بدی بهم میداد اما میرفتم،،،اما خدارو هزاران بارشکرررر که تغییر کردم.
یه مثال بگم ازاینکه اگه ما تغییر کنیم اطراف مون هم تغییر میکنه،
من یه دوستی داشتم خیلییییی خوب بود،باهم حرف میزدم،میرفتم خونه شون،خونه شون قشنگ سرکوچه مونه،با این وجود که خانه داره،تا حالا چهاربار قرار گذاشتیم، اما کنسل شد،چراااااا
چون من تغییر کردم،چون توی فرکانس هم نیستیم،و این طوره که خدا در هرلحظه مواظبمونه،
خدایا،به هردیواری که تکیه زدیم،رنگ پس داد،به هرطنابی که چنگ زدیم پاره شد،اما فقط تو بودی که مشتاقانه منتظرمن بودی و باهرپیشرفتم برام دست میزدی،دوستت دارم
مفتخرم به بندگی
مفتخرم به ربوبیتت
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
خدای مهربونم شکرت بابت اینکه من را به دوره ی تغییر را در آغوش بگیر هدایت کردی
باسلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیز
و سلام خدمت دوستان هم فرکانسی ام
من به مدت 3 سال شاید هم بیشتر فایلهای استاد رو گوش میکنم و در سایت هم به مدت چند ماه است که فعالیت میکنم،و تا چند وقت پیش فقط گوش میکردم و به عنوان یک آرامش بخش که فقط همان لحظه آرام میشدم و اصلا سعی در تغییر نمیکردم
خیلی همیشه دوست داشتم درونی و رفتاری تغییر کنم و به آرامش خاصی برسم و به خدایم ایمان واقعی داشته باشم که با یادش قلبم و روحم آرام شود….
و چند روز ادای آرامش داشتن رو در میآوردم و باز فراموشی و برگشت به همان رفتارهای روال قبل…
ولی از زمانی که دوره ی تغییر را در آغوش بگیر روی سایت قرار گرفت ،متعهد شدم که واقعا سعی کنم از لحاظ رفتاری و درونی تغییر کنم و با خودم در صلح باشم…
امیدوارم با تلاش خودم ویاری خدای مهربانم در این تصمیم موفق شوم ….
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
سلام به استاد عباسمنش عزیز ومریم جان شایسته
استاد در مورد گام ششم پروژه تغیر من کاملا اینوتجربه کردم که با اندکی کارکردن روی خودم افرادی که در ارتباطم باهاشون تغیر میکنن و رفتار بهتری دارن و اون روی خوبشون برای من میاد بالا بهم کمک میکنن و میشن دست خدا برای من .در مسائل عاطفی من از وابستگیرنج میبندم که خدا رو شکر رها شد بعد از 8 سال و حالا نمیگم کامل از بین رفته ولی همیشه در تلاشم برای بهتر شدن و ریشه کن کردن وابستگی و لی هنوز خودم احساس میکنم که یک سری پاشنه آشیل دارم و باید رفع بشه تا اون که باید وارد زندگی من بشه. ممنونم استاد قشنگم
سلام استاد عزیز
چقدر این فایلها عالیه هرروز منتظر قسمت جدید هستم ، خود این گفت و گوها میتونه یه دوره عالی بسازه من که واقعا لذت میبرم از این همه تغییر بچه ها ، آرامشی که تو صداشون هست ، اعتماد به نفسی که دارن اینکه مطمئنن به اون درآمد یا رابطه یا هرچیزی که تو لیست اهدافشون هست قراره برسن
استاد چقد نکته ی خوبی اشاره کردین اینکه موقع خشم و عصبانیت چه رفتاری داریم
باید بیشتر تمرین و تکرار کنم ، وقتی آرومم حس خوبی دارم همه چیز عالی است و میتونم به همه عشق بدم به فرزندم به همسرم ولی اینها وقتی عصبانی هستم هم باید همینطور باشد باید هرروز روی خودم کار کنم بیشتر و بهتر از قبل
خدایا شکرت براز این آگاهیها و استاد عزیزم سپاس از شما برای اشتراک گذاشتن ابن آگاهیها ❤❤
درود خدا به بهترین استاد دنیا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار و بااحساس
استاد مثل همیشه موارد رو عالی توضیح میدین و با اختلاف خیلی خیلی زیاد نه تنها سایتتون بلکه توضیحات و لایف استایل کارتون متفاوت و فوق العاده تر از کل اساتید و سایتهای دنیاست بهتون افتخار میکنم و باعث خوشحالی منه که تو این مجموعه عضو هستم
اول از همه خیلی ممنون که لحظه به لحظه همه موارد رو بروز رسانی میکنید و تشکر ویژه از معمار گروه تحقیقاتی عباسمنش که تایم های زیادی رو صرف این پروژه های تحقیقاتی کرده و میکنند، سپاس ویژه خانم از شایسته صبور و پرتلاش و همچنین سپاس ویژه از استاد عباسمنش عزیز که همیشه سعی داشتند زمین بازی رو بزرگتر کنند و کلا عاشق چلنج هستن عاشقونیم استاد، I LOVE YOU SO MUCH
این موضوع تغییرات خیلی خیلی به موقع بود استاد و برای منکه حداقل صدق کرده و خیلی از موارد زندگیم به لطف خدا و راهنمائی های شما در حال تغییرات مثبت هستش و امیدوارم بزودی روی ماه شما و خانواده عزیزتون رو ببینم و فیس تو فیس باهم بحث و گفتگو کنیم استاد قلب من ای بهترین پیامرسان دنیا
نمیدونید چند ساله که فالوتون میکنم و حس خوب ازتون میگیرم و مثل روز برام روشنه که خیلی زودتر از چیزی که فکرشو میکنم باهاتون دیدار خواهم داشت اونم در ملک شخصی خودم و شاید هم باهم در سفر مشترک به یاری الله
استاد خیلی از لحظه های من با ویسها و نکات شما معنا و مفهوم پیدا کرده و درک بهتری تونستم داشته باشم از همه چی، از همه درسهائی که تو زندگی گرفتم و در حال دریافتشون هستم و اول خدارو شاکرم بابتش و دوم اینکه آرزو دارم خدا شمارو برای ما نگه داره تا بتونیم با موفقیت های شگفت انگیزمون اشک شوق رو در صورت شما ببینیم از نتایج عالی و ملموس اونم پشت سرهم
سلامتیتون روز افزون
دوستدارتون فرید
سلام استاد عزیزم. و مریم دوست داشتنی
چقدر ازتون ممنونم که فایل این گفتگوهارو برامون گذاشتین تا بتونیم در فرصت مناسب استفاده کنیم
چقدر نکته، چقدر راهنمایی، چقدر هدایت تو این فایل ها هستش
اصلا نمیدونین تو این چندوقت هرچی توی سرم بود هر درخواستی تصمیمی که داشتم
انگار خدا میخواست همرو تو این گفتگو با دوستان هدایتشو بهم نشون بده
نمیدونین چقدر هدایت شدم تو جنبههای مختلف
ممنونم ازت استاد و از همهی عزیزانی که میان و صحبت میکنن و از تجربههاشون میگن
دنیا با شما خانوادهی دوست داشتنیم خیلی قشنگتر شده
انقدر که شبا دلم نمیخواد بخوابم و اون روزم تموم بشه
و فرداش بهتر از دیروز
میدونم استاد روزی میرسه که تو آمریکا ملاقاتت میکنیم
و از موفقیتهامون، که مدیون راهی هستیم که شما نشونمون دادین ، براتون تعریف میکنیم
در پناه خدا
Slm ostade aziz
در مورد سایت شما دقیقا مثل اون حرفتون هست
که گفتید:
دنیا مثله یک شیبه سر بالایی هست
یا باید با سمت بالا حرکت کنید یا به عقب برمیگردید
شما با آپدیت کردن به صورت مرتبط و پویا بودن
این قانون رو رعایت کردید و همین باعث شده که در جهان با اختلاف بهترین سایت باشه.
و استاد گفتن که وقتی ما تغییر کنیم دنیا تغییر میکنه
این تغییر باید درونی باشه و تا مغز استخون ما اثر کرده باشه
و یادمون باشه که این جهان و سیستم قوانین ثابتی داره که هیچ خطایی نداره
اگر نتیجه نمیگیری همون باور های قبلی رو داری
فرکانس هات تغییر نکرده
تغییر فرکانس همه چیز رو تغییر میده از افراد جدید . ارتباط. مکان . شغل….
همه چیز عوض میشه مثل یک عدد در سودجو.
چقدر اسناد قشنگ گفتن که کسی نمیتونه به ما ظلم کنه انسان خودش به خودش ظلممیکنه
خیلی مفهموم عمیقی داره
کسی که همین یک مورد رو درک کنه خیلی روی زندگیش تاثیر میزاره.
سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم
درموردسوال بالا
من فکرمیکنم فکرکردن به افراد ناخواسته و گاهی صحبت درموردشون باعث میشه من همچنان همان افرادمشابه وهمان رفتارهای مشابه روجذب کنم .البته اون افرادی که بشدت و خیلی غیرقابل تحمل بودن خداروصدهزارمرتبه شکر کلا حذف شدن و اصلا بمن دسترسی ندارن منواونا مثل جن وبسم الله میمونیم . و من تابحال احساس لیاقتم وعزت نفسم رونتونستم از سطح متوسط بالا به سطح عالی برسونم اگربرسونم باتمرین آینه وقربون صدقه رفتن خودم و ورزش ورژیم مداوم ایشالله افراد خیلی سطح عالی به زندگیم جذب میکنم وبایدبتونم عادت کنم به افراد ناخواسته فکرنکنم وحرفشونو نزنم . که براحتی حذف بشن
3تا تمرین برای خروج این افرادانجام ندادم تا حالا
تمرین آینه
تمرین رسیدن احساس لیاقتم از سطح متوسط بالا به سطح عالی
وتمرین فکرنکردن وحرف نزدن درباره ادمای ناخواسته درسطح عالی
البته تلاش میکنم فکرنکنم وحرفشونو نزنم وموفق عمل کردم ولی به سطح عالی نرسیدم که ریشه کن بشن ومشابهشون هم سر راه منو ویانا نیان .
بقیه شخصیتم عالی عمل کردم مطمئنم، آرومم صداقت دارم، خیلی کم عصبانی میشم جیغ میزنم ،روراست هستم، دل پاکی دارم ،رمانتیکم، تلاش میکنم برای پیشرفت، ورزشکارم، اعتمادبه نفس وعزت نفس واحساس لیاقتم سطح متوسط بالاهست ،مهربانم ، وفادارم ، خدارو والهاماتش نقشه راه من هست ،هروز رفتار عالی آدمهای حسابی روباخودم به وضوح میبینم ، رفتارشوهرمم عجیب خوب شده ،دیشب گوشیشو ویانا انداخته بود زیرتخت به بهانه پیداکردن گوشی نصفه شبی کل خونه رو 3ساعته خونه تکونی کرد وجارو کشید وبه من و ویانا گفت شما برید بخوابید من خونه تکونی کنم تاگوشی پیدابشه.خدابمن گفت گوشیش افتاده زیرتخت ، گفتم گوشیت زیرتخت هست گفت دیدم نبود .گفتم برو دوباره ببین گفت باشه .اول کل خونه روساعت 3نصفه شب خونه تکونی کرده بعد رفته دوباره زیرتخت نگاه میکنه وگوشیشو پیداکرده زیرتخت :))
فعلا تومداراین هستم که همه میان خونه روتمیزمیکنن بدون اینکه بگم .
قبلا یک همسایه طبقه پایین داشتم گفتم خدایا من به اینا دیگه فکرنمیکنم وحرفشونو نمیزنم توروخدا برن ازاینجا رفتن 7سال یک خانواده اومدن بدترازاونا بعدش گفتم خدایا توروخدا اینابرن یک زن وشوهربیان یک هفته ای اونا رفتن ویک زن وشوهر اومدن که کلا خونه نیستن وواحدخالیه خداروشکر .
ثروت و ورودادمهای حسابی به زندگیم و شوهرخوب شده بزرگترین چالش زندگیم .
ایناروبتونم تا عید حلش کنم یک گوسفند برای عاشورا قربانی میکنم بخدا
اینقدر حرص میخورم ازادمهای دورم که خدافقط میدونه .
بخداهرجورباشه تمام شخصبتم رو از سطح متوسط بالا به سطح عالی میرسونم که فقط این چالشهام حل بشه یک نفس راحت بکشم خدا بندگان خوبشوبزاره سر راهم .
سلام به استاد عزیزم و دوستان ارزشمندم…
واقعا من عاشق این همزمانی ها هستم به قول کامنت دوستون آقا رضا بحث ایمانه و ایمانی که چکیده همه درسها و آگاهی های استاده هر بار از زاویه های متفاوت…
آقا من همزمان که دارم روی احساس لیاقت،هم جهت با جریان خداوند و تغییر رو در آغوش بگیر،از اونجایی که نقطه ی حساسیت افکارم بالا رفته و بهتر میتونم افکارم رو ببینم،در پی ماجرایی که بارها برام رخ داده،دوباره همین چند روز قبل رخ داد،حدودا 2 هفته ایی شده که همکاری با فردی در حوزه کاریم که کار رو بهش تحویل دادم وقتی زنگ زدم که من کار رو تحویل دادم،جواب تلفنم رو نداد،ناراحت شدم و دیگه براش زنگ نزدم گفتم اشکالی نداره باید بهم دستمزد کارم رو بده،اشکالی نداره نده،چرا من هی بدوم دنبالش،اون زنگ بزنه،البته چند بار این اتفاق به شکلهای مختلف افتاده بود،اینبار خیلی بهم برخورد و دیگه زنگ نزدم،گفتم اصلا اون بدوم دنبالم،چرا من آویزونش باشم،خلاصه دیگه زنگ نزدم و این دوهفته نشتی انرژی من بود،هی نجواها بودن،قضاوتها،قربانی شدنها،ترسها،نگرانیها و…بعد جلسه آخر هم جهت که آمد و من هر روز مینویسم و کامنتها رو که خوندم و کامنت گذاشتم،انگاری دریچه قلبم در حین نوشتن باز شد،الهامی که میگفت،:ببین تو در مسیر باش،روی من حساب کن،رها کن،رها شو از وابستگیها…بابا مگه رزق روزی تو فقط اونه،کارته،کسیه،شرایطیه؟بابا منبع منم،روی من حساب کن اصلا نمیفهمی از کجا بهت دادم،مات و مبهوت میمونی،روی من حساب کن!! رها باش…خیلی این الهام واضح بود،شفاف بود،حس آرامش و اطمینان به من داد و بعد رسیدم به کامنت آقای توحیدی که دقیقا در کامنتش اینو گفتن که لب تاپم خراب شد و من فکر کردم و گاهی هدایت در قالب درد میاد،تضادها میاد،قرار نیست همه چی خوب باشه،گاهی در کمبودها، نبودن ها خیری نهفته و شروع کردن سپاسگزاری و منم گفتم آره همینه،خودشه…اون الهام درست بود،باید ببینم چه سپاسگزاری براش باید انجام بدم،چه درسی برام داره؟از چه زاویه ایی ببینم…
دیدم همون الهام خانمه،خودشه…
خدایا شکرت که تویی منیع رزق و روزی و هدایت من…
خدایا حتما زنگ نزده خیری داره که تا دیر نشده باید درسش رو بگیرم
و به خودم گفتم سمیه جان ببین عزیزم…میتونی کارت رو با عشق و تمرکز انجام بدی؟حتی اگر پولی،دستمزدی در کار نباشه؟میتونی؟گفتم آره میتونم
گفتم ببین میتونی رها کنی،تسلیم باشی،رها از وابستگیها،کنترلها،قضاوتها،ترسها،تردیدها،میتونی مدیر برنامه هاتو خدا ببینی؟گفتم آره
و امروز این فایل رو گوش دادم و صبح هم از صمیم قلبم گفتم خدایا من آماده ام،بگو،تسلیمم…
و امروز دختر همکارم آمد پیشم و پرسید چقدر درآمد داری و گفتم اینقدر،گفت چرا به فکر کار بیرون از اینجا نیستی؟و من اصلا به فکر خودم نخورده بود که اینم میشه،برم از جاهای دیگه درخواست کنم،از تولیدهای دیگه بخوام،چرا فکر کردم فقط اون فرد میتونه بهم کار بده؟این همه تولیدی…و چون من مقاومت کار تولیدی داشتم و شاید یه ترس بود به ذهنم خودم نخورده بود،وقتی گفت سریع گفتم آره همینه، خودشه…رفتم آگاهی های دیوار رو دیدم چقدر موقعیت کاری خوب بود،منم که خودم رو میشناسم،میدونم از پسش بر میام…سریع به چند تاشون زنگ زدم و آدرس گرفتم وقراره فردا برم حضوری شرایط کار رو بپرسم…نمیدونم چی میشه،ولی خیلی مطمعن هستم،خیالم راحته…این همون قدمیه که باید بردارم به قول آقا رضا همونF5هست که باید فشار بدم،همون هدایته که باید برم تو دلش،نمیدونم نتیجه چیه؟ولی میدونم خیره،باید انجامش بدم،فارغ از نتیجه…
اینارو نوشتم برای خودم،برای غلبه به ترسها،به تردیدها و نجواها،نوشتم تا یادم باشه این هدایت از کجا شروع شد،منی که تمام زندگیم نتیجه هدایته و عمل کردن،و خداوند همیشه در کنار منه و با خداوند تنها نیستم،رها نشدم فقط بحث،بحث ایمانه،باوره،توکله و اعتماده و اجازه دادنه…
نوشتم که خدایا نمیدونم فردا چی میشه،ولی میدونم نتایج منو شگفت زده خواهد کرد،ایمان دارم…
انشالله خیلی زود بقیه کامنتم رو به روز رسانی میکنم…
به امید خدای مهربان،توانا،دانا،هوشیار و وهابم…