تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 18


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیرا صنعت کار گفته:
    مدت عضویت: 1829 روز

    به نام خدواند بخشنده مهربانم

    الهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک

    خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .

    خدای ثروتمندم من هرآنچه که هستم و هرآنچه که دارم از آن توست و تو از عشق بی نهایتت به من میبخشی .

    سپاسگزارتم خدای خوبم که هدایتم میکنی تا با بهبودگرایی در مسیر تغییر حرکت کنم .

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    خداقوت

    استاد من خیلی وقته که درخواست کردم از خدا که دوره عشق و مودت آپدیت بشه و وقتی صحبت کردید من یه نشانه دیدمش از سمت خدا که تا اجابت خواسته م فاصله ای نیست :)

    در مورد سوال جلسه باید بگم که من فهمیدم که هنوز احساس دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به نزدیکانم دارم

    با اینکه خیلی بهترشدم نسبت به قبل اما هنوز درونم هست چون دارم وجود اون افراد و اون شرایط رو تو زندگیم هنوز میبینم یه خورده کمرنگتر شده اما هستن و من به شدت دوست دارم که از فضای فرکانسی خانوادم خارج بشم

    من مدتی هست که فهمیدم این موضوع رو و دارم یه سری از رفتارهام رو کنترل میکنم و کم کم تغییر میدم مثلا من همیشه مینشستم پای گله و شکایتای تکراری خواهربزرگم به این دلایل که میگفتم بزرگتره ، حال روحی خوبی نداره ، مریضه ، دلم براش میسوخت و … ولی خودم میفهمیدم که چقدر انرژیم تحلیل میرفت چون طبق عادت من شروع میکردم به دادن راهکار و بازم طبق معمول اون کار و مسیر خودش رو میره و این وسط من از مسیر خارج میشدم و حالم به شدت بد میشد و من تصمیم گرفتم که کم کم این کارو کم انجام بدم اولش خیلی سخت بود برام اما کم کم انجامش دادم مثلا وقتی صحبت میکرد تلاش میکردم سکوت کنم و فقط گوش کنم و راهکار ندم و یا همش با خودم تکرار میکردم و میکنم اگه تو این شرایط هست خودش انتخاب کرده با اینکه میدونه اشتباهه اما خودشه که به موندن تو این اشتباهات اصرار داره و من نمیتونم تغییرش بدم و کار من نیست و بعد کم کم سعی کردم که آگاهانه جوری برم خونه که کمتر ببینمش و الان جوری شده که وقتی میرم اون رفته خونه ش یا میخواد بره و همزمان رسیدن من با رفتن اون میشه و گاهی میشه که یک هفته نمیبینمش و این نشون میده که دارم تغییر میکنم اما هنوز کامل و درست تغییر نکردم که از خانوادم جدا بشم و تو خونه مستقل و جدا ازشون زندگی کنم و خیلی زیاااد دوست دارم که این اتفاق بیفته و میفته من مطمئنم .

    من تغییر کردم اما اساسی و درونی نیست هنوز

    و من فهمیدم که بخاطر ترس هست

    ترس از قضاوت شدن

    ترس از ناراحت شدنشون

    ترس از ازدست دادنشون

    و اینا همشون شرکن :(

    چقدر خوبه که وقتی مینویسم یه چیزایی رو میفهمم

    خدایا ازت ممنونم که هدایتم میکنی .

    استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگزارم

    به امید آپدیت دوره عشق و مودت در روابط :)

    در پناه رب باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    چه زمانی متوجه شدی که واقعاً تغییر کردی؟

    زمانی که مسئولیت پذیرتر میشم تغییر بیشتره ،

    به میزانی که من دارم مسئولیت پذیرتر میشم و خودمو خالق شرایط زندگیم میدونم و دست از سر عوامل بیرونی برمیدارم ، روند تغییرات شتاب بیشتری میگیرن چون تمرکز میذارم روی شناخت خودم و دیگه کاری به کسی ندارم و آگاهانه ذهنم و زمانم و رفتارهامو بیشتر جهت دهی مثبت میدم …

    به میزانی که من تغییر میکنم آدمهای زندگیم تغییر میکنن و حتی اوضاع مالی هم تغییر میکنه

    مثال بزنم :

    استاد جانم شما همیشه تاکید دارید که

    بچه ها نقش بازی نکنید

    خودتون گول نزنید

    جهان نمیشه دور زد

    به میزانی که باور شما پایدار میشه،

    نتایج از راه میرسن

    مثال بزنم :

    من هرگز رابطه مو با خانواده ی خودم و همسرم

    به صورت عمدی قطع نکردم

    و فاز اینو برنداشتم که بگم

    الان اینا بهم ورودی میدن و ضد قانون حرف میزنن!

    یه مقداری ش برمیگرده به اینکه

    از اول ازدواج مون چهارچوپ داشتم

    چه تو رفت و آمد و چه در تماس و زنگ زدن خداروشکر این کمکم کرد …

    و از طرف دیگه تا جاییکه تونستم روی این قسمت تمرکز گذاشتم که زیبایی های خانواده مو ببینم و تحسین کنم و بیان کنم

    یا تمرکز بذارم به خوبی ها ومحبت هاشون

    یا موقع گفتگو ، با ترفند سوال پرسیدن و

    تحسین کردن و….جهت دهی به سمت

    حرفهای بهتری بدم …

    و به راحتی ممکن خیلی شیک ومجلسی

    قانون جواب داد خداروشکر …

    من انقدر روی زیبایی ها توجه میکردم

    و خیلی وقتها نجواها که تو سرم میخواستن رژه برن سراغ نوشتن این زیبایی ها میرفتم

    تا بتونم ذهنم کنترل کنم

    خیلی اوقات از شدت خواب ، کنار همون

    نوشتن ها خوابم میبرد

    فقط بخاطر اینکه ذهنمو بتونم کنترل کنم

    و نوشتن حال منو خوب میکنه …

    نتیجه چی شد ؟!

    مامانم کلاس آموزش بافتنی با ماشین و گلیم بافی راه انداخت و با اینکار خیلی ذهنش آرومتر شد و حالا دنبال این نیست که وقت آزاد الکی داشته باشه و بشینه به درددل کردن و گفتگوهای ناجالب

    حالا گفتگوی ما بیشتر صرف مدلهای لباس

    طرح و نقش های گلیم هستش ..

    کلاس بافتنی ژورنالی شرکت کرده و

    بهش کمک میکنم تو پیدا کردن فایلها داخل فلش آموزش و ….

    پریشب من و مادرم یک ساعت ونیم

    زمان گذاشتیم برای ژاکت هلیسا جان

    بدون هیچ حرف اضافه ای

    و این وسط منم از آموزش ها استفاده میکنم

    و اینها همه از لطف خداست …

    خواهر نازنینم ، سه سال هست که هدایت شد به باشگاه بردن پسرش برای کنترل بیش فعالی وتمرکز بهترش و انقدر تو‌باشگاه آدمهای جدید و هم فرکانس با خودش پیدا کرده که کیف می‌کنم

    فوق العاده حالش خوبه

    یه عروس هلندی هم دارن

    که خیلی نازه اسمش کاکل طلاست

    طبیعتا حرف های ما بازهم پیرامون

    باشگاه و نگهداری عروس هلندی

    و حرف زدنش هست

    زنداداش عزیزم هدایت میشه به دوختن پرده های حریر کنار تخت نوزادها و با برادرش که سیسمونی فروشی داره

    همکاری میکنه وسرگرم انجام کارش هست

    از طرف خانواده ی رسول جان هم

    جاری کوچیک عزیزم با دخترهای جاری بزرگترم سالن زیبایی زدن و الان از صبح تا غروب سرگرم کار وفعالیت بیزنس خودشون هستن خداروشکر

    و ما هرچند وقت یکبار همدیگه رو میبینیم که باز گفتگوها پیرامون کسب وکارشون هست و لاغیر ..

    پس به میزانی که من تغییر میکنم

    آدمهای اطراف زندگیم هم تغییر میکنن

    و حتی ناخوداگاه ارتباط ما محدودتر میشه

    و حتی اگه همدیگه رو ببینیم

    صحبت ها پیرامون زییایی ها و کسب وکارهست بدون اینکه من تلاشی کنم….

    امسال تو جلسه مدرسه هلیسا جان

    معلم تاکید کرد همه باید لقمه بیارن مدرسه

    و یه ربع اول کلاس فرصت میدم بچه ها لقمه بخورن چون ممکنه بعضی ها صبح خوابالو باشن و تو خونه صبحانه نخورن

    خب من برای هلیسا جان لقمه میذاشتم

    و یه خوراکی و یه میوه و گاهی هم توت و گردو ..

    هفته دوم گفت مامان دوستم لقمه نمیاره

    میشه واسه من دوتا لقمه بذاری

    و یکی بهش بدم …

    گفتم باشه میذارم

    بعد تو ذهنم اومد خب چرا خانواده ش براش نمیذارن ؟! اینجوری که بد عادت میشه …

    دیدم این نگاه ذهن منه خب

    از نگاه روح باید جوری به قضیه نگاه کنم که

    حالم بهتر بشه و آرامشم بیشتر بشه

    پس در مرحله اول باید نگاهمو تغییر بدم

    خب یه دختر بچه ای که همکلاسی دخترمه

    درخواست لقمه داده اگه این دختر بچه

    و درخواستش هدایت خدا باشه

    که من باورفراوانی مو تقویت کنم

    داستان بهتر میشه حالا ..

    دختربچه ای که دستی از دستهای خداست

    برای تقویت باورفراوانی من و تحسین خودم که

    عههه چه لقمه های خوشمزه ای درست میکنم

    که خوشش اومده و دوست داره بخوره …

    مهم انرژی و حال خوبی هست که به جریان بندازم

    خلاصه من دوتا لقمه هرروز گذاشتم

    میوه هم دوتا میذاشتم اتفاقا

    گفتم بیا اینجوری فکر کن که داره باور فراوانی ت

    بهتر شکل میگیره …

    دیگه ذهنم نشخوار نمیکرد که حالا این چه کاریه

    و چرا داری اینکارو میکنی وبدعادت میشه و….

    تا اینکه چهارشنبه رفتم مدرسه هلیسا جان

    و شرکت در جلسه …

    جلسه تموم شدو تو حیاط مدرسه دیدم یکی از مادرها صدام کرد و گفت شما مادر هلیسا جان هستی و گفتم بله بفرمایید

    اومد بغلم کرد وبوسید و گفت بابت تموم

    مهربونی هاتون ممنونم

    ماهورا جان دختر منه و شما این مدت براش

    هم لقمه گذاشتین وهم میوه

    گفتم خواهش میکنم عزیزم

    نوش جانش باشه …

    گفت من شهرستان بودم و از همسرم طلاق گرفتم

    ماهورا پیش پدرش زندگی میکنه و من تازه سه روزه اومدم این محل و خونه اجاره کردم که به ماهورا نزدیک باشم ولی خب تو این مدت که پدرش نتونسته براش لقمه بذاره ،این لطف شما کردین خواستم قدردانی کنم

    همینکه دخترم تو کلاس لقمه داشته

    و باخیال راحت میخورده

    قلبمو آروم میکرد وایسادم تا شماروببینم و تشکر کنم

    و اینکه من دیگه خودم اومدم و براش لقمه میذارم

    همین میزان تغییر نگاه ، برای من کافی بود

    تا ذهنم آروم بشه که هر چیزی رو حساب کتاب نکنم و دنبال تربیت کردن نباشم،تسلیم تر و بهتر رفتار کنم …

    چقدر هم خوشحال شدم که این مادر تونسته از شهرستان مهاجرت کنه و به دخترش این روزها نزدیکتر شده خداروشکر…

    قطعا تو‌موقعیت های مختلف مشخص میشه

    ما چه عصاره ای در وجودمون داریم

    و خیلی باید روی خودم کار کنم …

    واکنش ما به اتفاقها مشخص میکنه که چه میزان باورهامون پایدارتر شده …

    یه مورد دیگه :

    خب من تموم جلسات دوره احساس لیاقت

    تو دفترم نوشتم( با نظم و ترتیب یکجا نشسته )

    همزمان که دفترم روی میز باز کردم که روز ششم بخونم

    محمدحسن جان با یه ضربه قشنگ توپ والیبال زد به چای من و واژگون شد روی صفحات دفترم

    تموم نوشته هام یک لحظه معطر شد به چای هل دار

    و هدایت دیدم که باید مجدد بشینم و از اول دوره احساس لیاقت رو بنویسم و نیاز من بوده

    اصلا پرتاب دقیق توپ به چای و ریختن روی دفتر

    یعنی برو بشین پای درس ومشق این دوره خودشناسی محض و بهتر از قبل و باتمرکزتر بنویس و حالشو ببر

    نوش جانت دعوت خداوند با یه چای هل دار

    اینم از اتفاقی که تازه دیروز رخ داد و واکنش احساسی

    در لحظه انجام ندادم که پشیمون بشم

    فقط گفتم سعی کن سمتی بازی کنی

    که اطرافت خلوت باشه و خیالت راحت تر باشه

    بماند که تو ذهنم از هرطرف نجوا می اومد

    که باید تذکر بدی

    باید چشم غره بری

    باید بگی حواسش جمع کنه

    خدا رحم کرد که روی بدنت نریخت و …

    هیچ کدوم هم نگفتم و به زبون نیاوردم …

    ذهنم میخواست عین گالیور نقشه بکشهههه…

    خداروشکر که نعمت آگاهی رزق مقدسی هست

    یه رزق خوشگل دیگه:

    حتی الان که دارم کامنتمو مینویسم

    لیلی جان پیامک میده که فاطمه جانم یه خبر عالی

    واست دارم و از معجزات روابطی قشنگش میگه

    این همزمانی کار کیه ؟!

    جز اینکه خدا داره تایید میکنه مسیر درسته …

    دوستانم از تغییرات ونتایج قشنگ شون بهم خبرمیدن

    همین یعنی قانون داره جواب میده

    من سمت خودمو باید بهتر درست کنم …

    حتی تغییرات نگاهم به نتایج مالی هم رسید و قانون توجه به زیبایی ها خیلی خوب نتیجه داد

    وقتی منه فاطمه ، آگاهانه توجه خودمو به نعمتهای زندگیم و داشته هام گذاشتم

    و هربار ذهنم میخواست بره سمت مقایسه

    شروع میکردم به نوشتن نعمتها و داشته هام

    از پلک زدن و لبخند زدنم گرفته

    تا تماشای خورشید و آسمون

    از خونه وماشین گرفته تا هل ودارچین تو شیشه ..

    انقدر می نوشتم وجلو‌چشمم میذاشتم

    تا ببینم و ذهنم بپذیره و دست از مقایسه کردن برداره.

    می نوشتم که کنترل کنم

    دفتر رزق و برکتم واسه همینه که هرلحظه

    رزقی دریافت میکنم داخلش بنویسم

    به همین میزان نتایج هم اتفاق افتاد

    صفر شدن کل بدهی هامون

    پس انداز کردن به اندازه ی مناسب

    خرید کردن و سفر رفتن و ……

    همچنان خیلی نیاز دارم در این زمینه کارکنم

    چون ذهن چموشه و یادش میره ,

    من مقایسه کردن رو کمرنگ تر دارم میکنم

    تو ذهنم و این روزها باعشق وتعهد بیشتری درکنار دوره لیاقت و پروژه تغییر , پای ثابت برنامه هام

    جلسه 8 دوره کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند

    گذاشتم و با تمرکز گوش میکنم و چندتا هینت عالی دریافت کردم و آگاهانه دارم تمرین میکنم …

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این

    پروژه ی مقدس تغییر

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 152 رای:
    • -
      مطهره یعقوبی گفته:
      مدت عضویت: 687 روز

      سلام به مادرتوحیدی درونگرا !!

      فاطمه جان ازت ممنونم برای این چند خط به قول خودت رزق پربرکت :

      @@@@@@@@@

      من هرگز رابطه مو با خانواده ی خودم و همسرم

      به صورت عمدی قطع نکردم

      و فاز اینو برنداشتم که بگم

      الان اینا بهم ورودی میدن و ضد قانون حرف میزنن!

      @@@@@@@@@@

      تو دست خدا شدی وبهم موضوعی رو یاداوری کردی که روحم مدتهاست داره به من ارور میده ودقیقا توروزهایی که داشت ته مونده ی تلاشش رو میکرد که بهم بفهمونه که این با اصل من در تضاده و باید برای این مسئله یکاری بکنم من دستش رو گرفتم و به دادش رسیدم وچقدر ازین بابت خوشحالم درواقع این قلب تو بود که من رو بیدار کرد وبه من یاداوری کرد که دیدگاه روح من اینه :باید در درجه اول سعی کنم که با انسانها به صلح برسم نه اینکه رابطه مو کلا قطع کنم… !!!

      فاطمه جان من با کامنت های اقارسول شمارو شناختم ولی هیچوقت سعادت اینکه کامنتهای شمارو پیوسته دنبال کنم رو نداشتم مدتی پیش حسی بهم گفت که ایمیل کامنتهاتون رو فعال کنم ومن هم گوش به ندای قلبم دادم وامشب این رزق پربرکت رو ازت دریافت کردم حسش شبیه حس خوردن اولین گیلاس تابستونِ … همون نوبرانه ی بهشتی که مزه ش بعد مدتها بینظیره !!!

      حس میکنم قراره کلی ازت یاد بگیرم … یکی از زیباترین کامنتهایی که ازت خوندم اون کامنتی بود که درمورد ماجرای عمل اقارسول واون اقای دکترتوحیدی و جریان هدایت بینظیرت نوشتی و اشک منو دراوردی ومن ازهمونجا عاشق اکانت فاطمه ورسول شدم که حالابه نام ” فاطمه محرمی خانقاه” تغییر نام داده ؛) یا مثلا اونجا که نوشته بودی مامانت کلی مربای توت فرنگی براتون اورده بود اونجا هم خیلی بهم چسبید هم تصور طعم مربای مامانت هم کامنت بینظیرت عزیزم…

      ازت ممنونم فاطمه جان ، از تجربیات قشنگت بازهم بنویس وبگذارجهان با تو جای بهتری برای زیستن باشد ؛)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام مطهره جان عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        چشام قلبی قلبی شد با دیدن

        اسم قشنگت دلبر جان

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم

        خداروشکر برای حال واحساس خوبت

        خداروشکر برای دریافت نشونه ها وهدایتها

        و همزمانی ها که فقط وفقط وفقط کار خداست و بس

        من چقدر باید شکرگزار خداوند باشم که آدمهای شایسته و ارزشمندی چون شماها تو زندگیم دارم واز تک تک شماها عشق و آگاهی یاد میگیرم ..

        خبرداری چه نشونه هایی از دل کامتتت برام فرستادی ..

        مجدد باید برم سراغ همین دوتا کامنت و فایلهاش رو گوش بدم ,هدایت ونشونه رو از دستان پربرکت شما

        با تموم قلبم دریافت کردم …

        خدایا شکرت بی نهایت شکر

        چی از این زیباتر و بهتر ..

        چه رزقی از این قشنگتر وناب تر

        بی نهایت دووووست داررررم

        بوس به قلب مهربونت عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خدا باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
        • -
          مطهره یعقوبی گفته:
          مدت عضویت: 687 روز

          سلام به فاطمه جان

          بنده ی خوبِ خُدا

          فقط یک قلب پاک وزلال میتونه برای داشته های اطرافیانش و برای حال واحساس خوب بقیه اینطور عمیقا سپاسگزار باشه

          یک جمله نوشتی و اون جمله قلبم رو به عرش ملکوت برد:

          *خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم

          خداروشکر برای حال واحساس خوبت*

          چطور یک نفر دیگه میتونه از خودم بیشتر سپاسگزار باشه برای داشته های من !!! مدتهاست پیام خداوند رو دریافت میکنم خیلی لطیف وآرام :سپاسگزار باش :)سپاسگزاری ای عمیییییق …مطهره …

          خیلی برام سوال بود که خدایا سپاسگزاری عمیق چه شکلیه؟؟چطور میتونم از اعماق قلبم ازت متشکر باشم؟؟خدایا چطور میتونم به نعمت هام نگاه کنم و طبق گفته های بچه ها اشک شوق بریزم؟؟خدایا من هیچوقت نتونستم اینقدر احساساتی باشم… خیللللللی که بخواد موضوعی روم تاثیر بزاره فقط گلوم بغض میکنه همین…

          خلاصه از خدا میخواستم سپاسگزاری عمیق رو نشونم بده !!وامشب حس کردم این دوتا جمله فرکانسش خیلی قویه…یه حسی بهم میگه این فرکانس یک سپاسگزاریِ عمیقِ ؛)

          گاهی حس میکنم چقدر شبیه منی ؛)اون دختری که بلده 18 تادفتر پرکنه وباخودش وخداحرف بزنه اما بلد نشده خیلی با ادمها حرف بزنه… اون ترجیحش اینه که باخودش بیشتررر حال کنه !!!

          درپناه نور رب العالمین …

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      لیلی اسفندیاری گفته:
      مدت عضویت: 2147 روز

      به نام خدایی که در خدایی اش همه چیز یافت میشود

      سلام قلب من

      رفیق بهشتی

      بهترین فاطمه زندگیم

      امروز ظهر خدا اول بهم گفت : لیلی حالت خیلی خوبه بیا یه کامنت جدید برای جلسه 20 دوره هم جهت با من که روش قفلی زدی بنویس

      بعد مدتی گذشت بهم گفت برو از حال خوبت برای فاطمه بنویس که همیشه عالی ذوق میکنه و شکر گذاری و…..

      خدایااااااا اینهمه خوبی و عشق و مرام و معرفت و بزرگی رو از کجات درمیاری؟ یه کم هم به من یاد بده که لحظه ای حتی لحظه ای از عشقت دور نشم .

      حتی لحظه ای

      به قلب خودم میفرستی بعد میبینی شلوغم میگی عیب نداره به فاطمه بگو و همون زمان به خود فاطمه هم میگی ….

      از اون ور یه نقطه آبی هم برام میفرستی،که دوست توحیدی ام درش نوشته :

      لیلی این پیغام خدا برای توست .

      منتظر باغی از گل در زندگیت باش .

      استاد عباس منش مدتی میشه هیچ کامنتی ننوشتم و تنها فعالیتم منهای ستاره قطبی و پر کردن ظرف شکرگذاری ام که مثل نون شب واجبن برام ، گوش کردن به مراقبه جلسه 9 بوده

      استاد خدای تو در زندگی من شاهکار کرده .

      استاد همیشه می گفتم با نتایج بعدی ام ازتون تشکر میکنم . به تعهدم عمل کردم عشق جان .

      همانطور که می گفتید :

      خواسته ای،که به خاطر اون وارد دوره هم جهت با خدا شدم چنان نرم و بی صدا وارد زندگیم شده که به بزرگی خود خدا قسم من هنگ هستم . دهانم بازه .

      فقط هر روز می نویسم خدایا شکرت من از تمام نتایجم رها هستم .

      و این خواسته همونه که میخواستم حتی هم بهتر .

      میخواستم تا صد در صد شدن بشه و بعد بیام بهتون بگم استاد اما به قدری این لحظه ها و روزهام پر از عشق و فراوانی و آسونی هست که حد ندارهههههههه .

      هنگ هستم خودم .

      باور کن استاد جانم .

      من تو دفتر مخصوصم نوشتم : خدایا میخوام طرف ناخودآگاه هم شده عباس منشی باشه و به قوانین عمل کنه و بعد الان با شخصی هستم که از شاگردان قدیمی شماست .

      من حرفی ندارم .

      الان می فهمم چرا بعضی از،دوستان که به نتیجه می رسند فعالیتشون در سایت کم میشه که البته این گاهی گاهی نباید باشه

      استاد درست نمی فهمم چی،دارم میگم . خودش گفته باید بنویسم من نمیدونم این رابطه رویایی که خلق شد خدا برام خلقش،کرد به کجا میرسه ولی فقط،بهتون بگم دقیقا تمام نوشته هام در دفتر تجسم خلاقم واقعی شدن .

      حالم دیگه اون حال خاص مست از شراب الهی نیست حالم حال یه بنده خیلی آرومه که روی دوش،خداش نشسته و آسون شده برای آسونی ها

      استاد جانم نه فقط رابطه ام بلکه در تمام موارد همه چیز عالی داره پیش میره

      و من هر روز می نویسم خدا من رها از تمام نتایجم در لحظه لحظه هام شاد و توحیدی عمل میخوام بکنم.

      استاد میام ودوباره می نویسم .

      استاد شما خدای شما در زندگی من شاهکار کرد .

      استاد خیلی دوستت دارم .

      استاد شایسته شما رو هم همینطور . هر لحطه در این رابطه رویایی از خدا رسیده سعی میکنم مثل شما رفتار کنم که هم جنس شما هستم .

      همیشه با داداش محسن می نوشتیم: خبر آمد خبری در راه است . سرخوش آن دل که از آن آگاه است .

      امیدوارم برسه به دستم داداشم کامنتم و بخونن.

      من حالم عالیه استاد.

      این بهترین روزهای زندگیم هست . در رهایی کامل هستم.

      استاد من باز میام و می نویسم .

      استاد شگفتانه ها هنوز در راهن

      از پاییز قشنگم میام و می نویسم

      استاد عزیزم

      تا اون دنیا تا بهشت هم فالوت میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام قشنگترین لیلی زندگیم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم نازنینم

        سپاسگزارم از کامنت پربرکتی که نوشتی

        که سرشار از نتیجه های خوب و هیجان ولبخند

        وذوق و حال خوب هست

        وبا قلبم خوندم و به جانم نشست….

        خیلی تحسینت میکنم رفیق جانم

        تعهدت و عملگرایی ت بی نظیره

        من که خبردارم چه جوری خط به خط داری

        جلو میری و عمل میکنی …

        چه جوری آگاهانه زندگی میکنی

        و به زیبایی ها ونعمتهای زندگیت توجه میکنی

        چقدر لطیف و مهربان و با ادب حرف میزنی

        و در کلامت هم طبق قانون از زیبایی ها میگی و منه فاطمه خیلی دارم ازت عشق و آگاهی یاد میگیرم

        من عااااااااشق باورهای فراوانی شما هستم

        و دارم تمرین میکنم که تقویت شون کنم…

        نوش جانت باشه رزق وبرکتهای خداوند

        نوش جانت باشه رابطه عاطفی قشنگت

        نوش جانت باشه محیط کاری جدیدت

        نوش جانت باشه همکارهای بی نظیرت

        نوش جونت باشه دلبری های شیرین جانت

        نوش جانت باشه سفرهای توحیدی

        آخ اگه حال منو بدونی

        کامنتی که برام نوشتی با گوشی جدیدت

        هست و بوی تازگی میده

        (کلی استیکر چشم قلبی و خنده )

        یعنی خبری که به من تو روز تولدم دادی

        دیوانه کننده بود از شدت ذوق و هیجان

        نمیدونستم چیکار کنم ؟!

        فقط به سعیده جان شهریاری گفتم

        با اجازه خودت و آهنگ اندی پلی کردم

        و شروع کردم به رقصیدن …

        واقعا دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند سرتاسر معجزه است

        جمله به جمله ش آگاهی محض هست

        آدم سیر نمیشه وهربار گوش میدی

        چیزهای جدیدتری میشنوی

        قلبت باز میشه و آرامش عجیبی به آدم میده

        که خودش نتیجه است …

        نمونه دیگه از همزمانی بببین

        تو کامنت از محسن عزیز نوشتی

        دقیقا همزمان با کامنت خودت

        از محسن توحیدی عزیز هم نقطه آبی دریافت کردم ..

        خدا همیشه شاهکار میکنه..

        شگفتانه ها در راهن واقعا …

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت

        خداروشکر برای عاشقانه های پاییزی زندگیت

        خداروشکر برای لبخندهای از سر ذوقت

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم رفیق نازنینم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خدا باشین و

        زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2191 روز

      فاطمه

      فاطمه

      فاطمه

      اشکم در اومد از ماجرای لقمه ی دوستِ هلیسا جان…

      خدایا بهم افزایشِ ظرفیتِ قلبمو بده.

      که بزرگ بشه.

      که هر لحظه یه ذره بیشتر از قبل خودم، هم جهت شه با جریان خداوند.

      سلام جانِ دل.

      اولش اومدم تحسینت کنم بابت این جملاتِ کلیدی:

      به میزانی که من دارم مسئولیت پذیرتر میشم و خودمو خالق شرایط زندگیم میدونم و دست از سر عوامل بیرونی برمیدارم ، روند تغییرات شتاب بیشتری میگیرن چون تمرکز میذارم روی شناخت خودم و دیگه کاری به کسی ندارم و آگاهانه ذهنم و زمانم و رفتارهامو بیشتر جهت دهی مثبت میدم …

      اومدم جلو رسیدم به ماجرای لقمه…

      نجواهای ذهنی…

      کنترل ذهن

      باور فراوانی

      درس

      و نتیجه چی بود؟

      اینکه تو دست خدا بودی و سعادت داشتی دست خدا باشی

      نوشِ جانت این سعادت.

      افرین که روی ذهنت خوب کار میکنی و بهش مسیر میدی.

      همین تحسین رو امشب تو کامنتم به سعیده جان رضایی دادم.

      و به تو هم میدم.

      چقدر شماها، همه تون، همه ی بچه های سایت، فوق العاده این.

      بابا ماشاالله به همه تون.

      خدا رو شکر برای اینکه انقدر خوب روی خودت کار میکنی که این تغییرات درونت ایجاد شده و نفوذ کرده به شخصیتت.

      احسنت.

      تلنگر خوردم.

      اطراف منم صحبت ها در حد بسیار کمی غیبت، قضاوت، دروغگویی و … داره.

      خدایا شکرت که اطرافم پاکیزه و پاکیزه تر میشه.

      یعنی تو خانواده در مدار صحبت های نازیبا خیلی کم هستم.

      یا اون لحظه تو اون جمع نیستم، یا به هر دلیلی مخاطبش نیستم.

      سمانه جانم

      این فوق العاده است.

      این نتیجه است.

      آفرین نازنینم.

      یه چیزی یادم اومد:

      فکر میکنم از خانم سلیمی جان خوندم که نوشته بودن وقتی حس نازیبا میاد دستشونو میذارن روی قلبشون و میگن هم جهت با جریان خداوند

      اینو امروز تمرین کردم.

      فوق العاده بود.

      عین اب روی اتش، نذاشت حسم ادامه داشته باشه.

      چون میدونستم خدایی نبود حسم.

      حالا جمله ی کلیدیِ بعدیت:

      همین میزان تغییر نگاه ، برای من کافی بود

      تا ذهنم آروم بشه که هر چیزی رو حساب کتاب نکنم و دنبال تربیت کردن نباشم،تسلیم تر و بهتر رفتار کنم

      ممنونم، عالی بود…

      حساب کتاب نکردن

      منطقی جلو نیومدن

      دنبال تربیت کردن نبودن

      تسلیم بودن

      و چقدر جالب بود برام، سکوتت برای چای و دفترت…

      هر وقت از دفترهات و سپاس گزاری هات برای خودت و زندگیت و عزیزانت و نتایجشون مینویسی، دلم قنج میره.

      الهی شکر که هم به کامنت هات اینجا دسترسی دارم، هم به خودِ نازنینت.

      الهی شکر برای این رزقِ فوق‌العاده.

      کیف کردم.

      نوشِ جانم شد کامنتت.

      خیر ببینی قشنگِ دوست داشتنی.

      ماچ بهت.

      🟥🟧🟨🟩🟦🟪🟫⬛️⬜️

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام سمانه جانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم نازنینم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت عزیزدلم

        یه عالمه تحسینت میکنم که با تعهد وتمرکز داری

        هم روی خودت کار میکنی و هم روی دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند و هم روی فایلهای هدیه

        و از زیبایی های زندگی خوشگلت مینویسی

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم رفیق جانم

        خداروشکر برای تموم تغییرات مثبت وارزشمندت

        خدای من شکررررت

        مگه از این قشنگتر هم داریم !!!

        همزمانی ها کارخداست

        درحالی که داشتم واست کامنت مینوشتم

        نوتیفیکیشن ایمیلت دریافت کردم

        خدایا شکرت برای شروع مسیر علاقه ت

        عااااااااشقتم من رفیق بهشتیم

        که با همین شرایط موجود قدم برداشتی

        و این زیباترین رزق پربرکت امروزم بود

        امروز صبح کامنت قسمت 83سفرنامه بهشتی نوشتم

        که فایلی پراز پروانه های زیبا بود و

        الان اولین ویدیو شما در یوتیوب

        تماشا کردم که اوریگامی یک پروانه بود

        پروانه ای که شاید جنسش از کاغذ باشه

        به ظاهر اما برای من همیشه نشانه ای

        از تغییر و بیرون اومدن از پیله ی درون

        وپرواز کردن هست …

        خداروشکر برای خنده های از سر ذوقت

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت

        مخصوصا اصل تمرکز بر زیبایی حافظ جان عزیزم

        خدا حفظ تون کنه رفیق بهشتیم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      سحر براتی گفته:
      مدت عضویت: 1652 روز

      سلام فاطمه خانم عزیز و دوست داشتنی

      عزیزم مدت هاست کامنت های شما رو میخونم و بی نهایت از آگهی هاش لذت میبرم و واقعا حال و احساسم عالی میشه اما هنوز توی دیدگاه ذهن و روح مشکل دارم و حتی زمانی که شما گفتین لقمه گذاشتین برای دوست دخترتون گفتم خوب یک یا دو بار طبیعی هست و حس خوبی هم به آدم میده اما بیشترش میشه وظیفه و توقع ایجاد میشه و ما باید برای خودمون ارزش قایل باشیم و دلسوزی نکنیم به حال کسی و خدا خودش به احوال همه آگاهتر هست اما واکنش شما خیلی متفاوت بود و واقعا به فکر فرو رفتم که چقدر در طول روز ذهنم گولم میزنه که نه اینکار رو نکن و طرف پر رو میشه و حد و مرز بزار ممنون میشم یکم بیشتر برام این موضوع رو توضیح بدین عزیزم تا بتونم درک بهتری نسبت بهش پیدا کنم؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام سحر جان عزیزونازنینم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم قشنگم

        سپاسگزارم از مهرو لطفت جانِ دل

        جلسه ششم از دوره هم جهت با جریان خداوند استاد جان از هماهنگی ذهن و روح میگه و برای من هنوزم خیلی جای کار داره

        تا روی روال بیفته

        چون ذهن منطق های خودش داره

        نجواهای خودش داره

        و میخواد توجیه کنه که نگاهش درسته

        اما استاد عزیزم تاکید دارن که نگاه روح تغییرنمیکنه و ثابته و ازطرفی آرامش همراهش هست (نکته کلیدی آرامش هست)

        حالا یه اتفاقی افتاده منه فاطمه باید بتونم

        از زاویه ای بهش نگاه کنم که قلبم آروم بگیره و به آرامش وصلح برسم

        چون منطق ذهن نمیتونه منو به آرامش برسونه.

        تو این ماجرا ، وقتی هلیسا جان این درخواست کرد ،موضوعی که میتونست ذهن منو اون

        لحظه آروم کنه همین بود که بیام از نگاه وسیع تری ببینم و دنبال حساب کتاب کردن نباشم ..

        منی که دارم تمرین چَشم گفتن میکنم

        اینو به چِشم یه تمرین ببینم

        و درنگاه بهتر باور فراوانی مو تقویت کنم

        یا بیام از باور احساس خوب بگم که

        چه لقمه هام خوشمزه است که این دوستش درخواست داده …

        من تا روز جلسه ، هیچ اطلاعی از وضعیت

        همکلاسی هلیسا جان نداشتم که بخوام

        براش دلسوزی کنم …

        از طرفی خیلی آدم دلسوزی نیستم

        چون تو دوره لیاقت ،بالاترین منطق

        استاد جان دادن که بچه ها هرکسی هرجایی هست ،جای درستشه

        خدایی داریم که همه بهش به یک میزان

        دسترسی دارن

        ما در زندگی دیگران ذره ای تاثیر نداریم

        منم اگه لقمه درست نمیکردم

        اتفاقی خاصی نمی افتاد واقعا …

        اما من به چشم تمرین باور فراوانی دیدم

        تا ذهنمو بتونم کنترل کنم و دنبال این نباشم که بیام به هلیسا جان آموزش بدم که حواست باشه لقمه تو باید خودت بخوری و به کسی ندی و ….

        اینجا بحث دلسوزی مطرح نیست

        اینجا بحث مهربونی کردن بدون توقع

        مطرح هست…

        ما با استاد عزیزی داریم دوره هارو میگذرونیم

        که با تمام وجودشون به تک تک آدمها

        با عشق مهربونی میکنن ..‌

        استادی که تو دهکده مدیتیشن به خانم

        گوت لیدی کمک میکنه و با مهربونی

        باهاش ارتباط میگیره

        آیا استاد عزیز در برابر مهربونی شون

        نسبت به آدمها، توقعی دارن ؟!

        طبیعیه که ندارن ..

        تو دوره ی احساس لیاقت بیان میکنند که

        من کمکی هم برای کسی میکنم

        تو ذهنم ثبت نمیکنم که توقع ایجاد بشه

        تفاوت من واستاد جان همین جاست

        باید یاد بگیرم توقع نداشته باشم …

        به میزانی که کمک های من و

        مهربونی های من بدون توقع باشه

        بهم فشار نمیاد و حالم خوبه

        اما وقتی منه فاطمه توقع در وجودم هست

        میگم ول کن پررو میشه ..

        خودم واجب ترم ..‌

        اما کدوم نگاه حال مارو خوب میکنه ؟!

        پیشنهاد میکنم

        تصمیمی که میخواهید انجام بدید

        اهرم رنج ولذت براش درست کنید

        از نگاه روح و ذهن بنویسید

        هرکدوم بهتون آرامش بیشتری داد

        قطعا اون از نگاه روح هست …

        اما دلسوزی باور مخربی هست چون فکر میکنیم ما فقط میتونیم کمک کنیم

        ما خیلی خوب بلدیم مشکل طرف حل کنیم

        واعتبار همه چیزرو به خودمون میدیم

        این غلط هست ….

        تو یه کامنت نمیشه بازش کرد استاد تو دوره احساس لیاقت جلسه پنجم

        دلسوزی کردن کامل توضیح میدن ..

        اینکه من به کسی کمک کنم

        اصلا چیز بدی نیست اما اگه احساس ارزشمندی مو به کمک کردن گره بزنم

        خیلی مشکل داره و باید درست کنم…

        از طرفی ، تو خانواده باز شرایط فرق میکنه

        طبیعیه که باید حدومرز داشت

        اصول و چهارچوب داشت

        سبک شخصی داشت ..

        نمیشه من فقط دهنده باشم و طرف مقابلم

        هم گیرنده باشه و فرصت طلبی کنه

        این نکته رو استاد جانم در جلسه 23 دوره ی

        هم جهت با جریان خداوند مفصل تر بیان کردن

        و راهکارش دادن …

        و اینکه دیدم که تو محصولات تون دوره مقدس 12قدم دارید ,چقدر چشام قلبی قلبی شد

        خیلی دوره ی مقدسی هست

        اگه فرصت کردین حتما قدم سوم جلسه چهارم مجدد گوش کنید …

        چون استاد عزیز از کمک کردن وشرایطش میگه و اینکه زمانی که من به این فکر کنم که ناجی هستم وخودمو مسئول نجات کسی بدونم

        یعنی تو ذهنم باور بی عدالتی دارم و این باور از پایه غلط هست وباید درست بشه ولی تو این مورد من اطلاعی از وضعیت همکلاسی هلیسا جان نداشتم که فکر کنم

        نجات دهنده ی زندگیش هستم

        حتی با حرفهای مادرش هم دلسوزی نکردم

        اتفاقا تحسین کردم که از یه رابطه ی غلط خارج شده و تونسته حتی مهاجرت کنه

        یعنی آگاهانه گفتگو رو جهت دادم به سمت تحسین کردن این خانوم نه اینکه شنونده ی مشکلات شخصی ش باشم

        ودلم براش بسوزه …

        امیدوارم پاسخم کمک کننده باشه ..

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم رفیق جانم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم

        خداروشکر شما انقدر با تعهد دارید پیش میرید

        و آگاه به افکارتون هستین که تحسین برانگیزه و قطعا مطمئن هستم براساس شناختی که نسبت به خودتون و باورهاتون دارین ، خیلی راحت تر میتونید،نگاه روح و ذهن تون مشخص کنید …

        برای منی که این روزها دارم تمرین سکوت و چشم گفتن میکنم

        این نگاه آرامش قلبی بهم داد

        برای افراد دیگه قطعا نگاه های دیگه

        واکنش های دیگه ، آرامش قلبی میده

        چون هرکدوم از ما ، باورهایی متفاوت داریم

        و بی نهایت نگاه متنوع میتونیم

        نسبت به مسائل داشته باشیم …

        بی نهایت دووووست داررررم

        خیالم هم راحته که فرکانس دوست داشتنم

        به قلبت میرسه رفیق ارزشمندم

        با کلی بوس وبغل فراووون

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خدا باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
        • -
          سحر براتی گفته:
          مدت عضویت: 1652 روز

          سلام فاطمه جان بی نظیر ‌فوق العاده

          عزیزم با تمام قلبم از پاسخ کاملت و وقتی که گذاشتی و برام با عشق نوشتی که با خوندنش اشک سپاسگزاری بخاطر داشتن چنین دوست بی نظیری که اینقدر آگاهانه و با تعهد داره روی باورهاش کار میکنه و با سخاوت به دوستانش کمک میکنه بی نهایت سپاسگزارم.

          با کمال میل حتما پیشنهادهای عالی و جلساتی که لطف کردی و برام ذکر کردی را گوش میدم تا درک بهتری نسبت به دیدگاه ذهن و روح پیدا کنم و مفهوم دلسوزی و حد و مرز گذاشتن در روابط رو هم بیشتر و بهتر درک کنم.

          درنهایت از دعای خیرت ممنونم و به دستان امن خداوند می سپارمت رفیق توحیدی و دوست داشتنی عزیزم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      الهام رحیمی گفته:
      مدت عضویت: 539 روز

      به نام خدایی که رحمتش بی اندازست و مهربونیش همیشگی

      سلام به روی ماه و مهربونت فاطمه جان عزیزم

      فاطمه جانم اونجایی که در مورد لقمه گذاشتن برای دوست هلیسا جان نوشتی واقعا اشکم در اومد که چطور دست خدا شدی برای اینکه به یه دختر بچه کوچیک که شاید تو ی شرایط روحی خیلی بد به سر میبره این باور رو بدی که میتونه شرایط انقدرها هم بد نباشه و آدمای مهربون تنهاش نمیزارن و در نبود مادرش کسی هست که واسش لقمه بزاره

      قربون خدای مهربونمون بشم که انقدر قشنگ پلن میچینه که اون دختر تو اون روزها کنار هلیسا جان باشه و رزق بی حسابش رو از دستای مهربون شما دریافت کنه

      هزاران بار تحسین میکنم این مهربونی و این قدرت تمرکز ذهنت رو عزیز دلم که اینطور با عشق و قلب زیبات میبخشی

      خوشحالم که در مدار خوندن کامنتای فوق العادت قرار دارم که سراسر درس و آگاهی عزیز دلم

      ممنونم که انقدر زیبا و روان مینویسی

      انشالله زندگیت روز به روز در مدار فراوانی و ثروت قرا داشته باشه و متنعم باشی از رزق بی حساب خدای رزاق و وهابم

      عاشقتم دوست بهشتی من

      در پناه خدا شاد و سلامت و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      زهرا کاسه ساز گفته:
      مدت عضویت: 1774 روز

      سلام فاطمه ی قشنگم

      سلام به روی ماه مهربونت

      چقدر کامنتت عالی بود مثل همیشه پرازدرس ونکته مخصوصا برای من که بچه هام تقریبا همسن بچه های خودتن

      چقدر خوبه که تجربیاتتومینویسی

      بینهایت سپاسگزارتم که اینجوری کنترل ذهناتو برامون کامنت میکنی

      خودت میدونی که این مثالهای قشنگت چقدر تو طول روز کمکه برای ما بچه ها که درتلاش هرلحظه برای کنترل ذهن هستیم؟؟؟

      خودت میدونی که اینا نورن و توی روز از دریچه قلبمون یهو به ما میتابن و درلحظه ذهن رو خاموش میکنند؟؟؟

      عاشقتم که اینقدر خوب قانون رو زندگی میکنی

      تمام تلاشمو میکنم که کنترل ذهن مثل اب خوردن باشه برام مثل خودت که برات الان خیلی راحتترازقبله

      چقدر مهربونی اخه دسته خدابرای رسوندن لقمه به یه فرشته

      خودمو گذاشتم جای توعالی عمل کردی

      افرین

      افرین

      دخترزیبای خدا

      مرسی که همیشه از مثالهای ساده زندگیت مینویسی

      سپاسگزار وجود ارزشمندت هستم در زندگیم رفیق بهشتیم

      قلبه مهربونت رو میبوسم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام زهرا جان عزیزم و کارآفرینم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        شما خودت چنان متعهد داری پیش میری

        که من کِف میکنم از عملگرایی هات

        کنترل ذهن ها و تمرکز به زیبایی هایی

        و نتایج خوشگل وتوحیدی قشنگت

        تو ذهنم همچنان هست رفیق جااانم

        سفرهای بهشتی که نوش جان میکنی

        حال واحساس های ناب و زیبایی که

        این روزها تجربه میکنی خداروشکر

        حتی توخواب هم نسبت به باورهات هدایت میشی وقدم برمیداری .

        تو دل ترس هات میری

        دنبال نشونه هاهستی

        یه جاهایی که باید صبر میکنی و داری تکاملی پیش میری و روی باورهات کارمیکنی

        تموم اینها تحسین برانگیزه

        قبول داری که

        تو چندتا سطر و یه کامنت جا نمیشه

        این حجم از تحسین و زیبایی هات ..

        واسه همینه که تو دفتر نتایج دوستانم

        مینویسم و میشینم توخلوت , پای گپ وگفت باهاتون با چای تازه دم هل دار…

        بی نهایت دووووست دارررم عزیزدلم

        بوس به قلب مهربونت

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت مخصوصا دوتا اصل تمرکز بر زیبایی ها زندگی خوشگلت ، خدا حفظ تون کنه …

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین

        وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سعیده آیت گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      بنام خدای مهربان

      سلام فاطمه جانم

      بابا توچقدر عشقی چقدر پاکی چقدر دوست داشتنی وزیبایی

      دختر تودیگه کی هستی؟

      بخدا تا اومد کامنتت تموم بشه کلی اشک ریختم

      بخصوص اونجایی که بعد جلسه اولیا مادر اون دختر براتشکر اومد پیشت

      بابا دمت گرم که انقدر تونستی زیبا کنترل ذهن کنی و از دید فراوانی به قضیه نگا کنی

      نمیدونم اگه من جات بودم اینکارو میکردم یا نه؟

      منم خیلی بهتر از قبلم شدم تو مواقعی که یه موضوعی پیش میاد واکنش نشون ندم

      ولی هنوز خیلی جای کار دارم

      میدونم پیشرفت وبهبود دائمیه ونقطه ی پایانی نداره

      ولی باور کن هربار از داستانهات میگی خیلی لذت میبرم

      وبیشتر وقتا دلم میخواد برات بنویسم

      ولی خودمو کنترل میکنم

      واون زمانهایی که نوشتم مواقعی بود که دیگه نتونستم بیخیال اینهمه زیبایی درونیت بشم

      خداروشکر برا بودنت برا اینکه خداوند منو هدایت کرد به کامنتات

      خیلی دوستت دارم عزیز دلم و برات زندگی سراسر زیبایی وارامش وحال خوش رو آرزومندم

      خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام سعیده جااااااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        اولا که من شمارو خیلی تحسین میکنم

        که با تعهد داری روخودت کارمیکنی و

        کنترل ذهن های بی نظیری هم داری

        خبرت هست که از خوبی خود بی خبری

        به خدا خوب تر از خوب تر از خوب تری

        دوما چقدر خوب میزان تغییری که تا همین لحظه داشتی خیلی بزرگتر از گذشته ت هست

        همینکه نسبت به اتفاقها واکنش نشون نمیدی ، فوق العاده ست

        طبیعیه که ماها خیلی جای کار داریم

        چون ذهن چموشه

        و یادش میره قبلا کجا بوده؟!

        فلسفه ی نوشتن چکاپ فرکانسی واسه همینه دیگه ، وقتی ذهن یادش میره

        اون چکاپ بذاریم جلو چشمش

        تا مسیر رشد وتغییر برامون هموارتر بشه …

        بوس به قلب مهربانت که وقت گذاشتی

        و برام نوشتی عزیزدلم

        یه عالمه دووووست داررررم

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم رفیق بهشتیم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم مخصوصا اصل تمرکز بر زیبایی زندگیت

        خداروشکر برای حال واحساس خوبت

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون دربهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مینا گفته:
      مدت عضویت: 830 روز

      سلام فاطمه عزیز و دوست داشتنی

      بینهااایت تحسینت میکنم

      هربار که کامنتت رو میخونم متوجه این فرکانس بالای کلمه به کلمه کامنت هات میشم که قشنگ و به وضوح نشون میده که چقدررر عالی روی خودت کار میکنی به چه درک عمیقی از قانون رسیدی که انقدر قشنگ در عمل نشونش میدی (。◕‿◕。)

      هزاااران بار تحسینت میکنم و برات آرزو میکنم شتااااب روند تغییرات مثبت زندگیت اونقدررر سریع بشه که نوشتن دستاوردهای زندگیت حال یه دنیارو خوب کنه (◠‿◕)

      سپاسگزار خداوندم که هدایتم میکنه به خوندن کامنتهات و درس گرفتن ازشون

      چقدرررر از روند مثبت تغییرات خانواده ات لذت بردم و تک تکشونو تحسین کردم چقدر خوبه که مدار یه خانواده باهم بالا بره و همه از دستاوردهای خوب و مثبت زندگیشون صحبت کنن و تمرکزشون رو بهبود خودشون باشه به به الهیییی شکررر (‿)

      اللهم الرزقنا

      من هنووووز چشمام اشکیه از داستان لقمه های پرمهری که با باور فراوانی مزین شدن و به جان و روح اون دختر بچه نشستن قربون خداااا برم که انقدرررر قشنگ همه چیزو کنار هم میچینه که روزی رسون اون دختربچه میشه که در نبود مادرش از دست پرمهر شما لقمه بگیره اونم نه یه لقمه معمولی که با حس بد یا دلسوزی باشه یه لقمه الهی از جنس عشق و حال خوبو باور فراوانی، قربونتتتت برم خدای مهربونم که انقدرررر دقیق حواست به همه چیز هست الهی شکررررررررر

      چقدررر تحسینت کردم که ریختن چای روی دفترتو انقدر قشنگ مدیریت کردی و به فال نیک گرفتی و مطمنم از دوره کردن اون جلسااااات بازم کلی دریافت جدید به لطف خدای مهربون از قانون نصیبت میشه تا پرقدرت تر به این مسیر ادامه بدی (‿)

      مرسی ازت برای حضورت برای کامنتت هات برای جزئیاتی که وقت میزاری و مینویسی که هزاااارتا درس داره

      خدای مهربونم سپاسگزارم که امروزم رو با این کامنت و درسهایی که برام داشت زیباتر کردی تا منم بتونم مواقعی که تو رابطه با بچه هام کنترل ذهن و رفتار برام سخت میشه بخاطر بیارم که منی که تو این مسیرم و با قانون آشنا هستم باید رفتارم مثل فاطمه جون متفاوت باشه با شخصی که هیچی از قانون و لزوم کنترل ذهن و حفظ اهمیت حال خوب نمیدونه!! امیدوارم خدای مهربون به هممون کمک کنه تا عامل به اجرای قوانین باشیم نه فقط کسی که شنونده است و پرمدعا ᕙ( • ‿ • )ᕗ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام مینا جان عززیزززم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        چیطوری قشنگگگگ جاااانم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        ای جااانم تا قدم ششم در دوره ی مقدس 12قدم باهم ، هم دوره ایم چه عاااالی

        چشام قلبی قلبی شد از ذوق رفیق بهشتیم

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم عزیزدلم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت زیباترینم مخصوصا اصل تمرکز برزیبایی هات

        خداروشکر برای نتایج کوچیک وبزرگی که دراین 667روز عضویت بهشتی ت ،

        داری نوش جان میکنی دلبر جان ..

        خداروشکر برای روند تغییرات مثبتت

        خداروشکربرای کنترل ذهن های ارزشمندت عزیزم

        خداوکیلی دمت گرررم مینا جان

        این شکلک ها عجیب خوشگلن و بامزه

        آدم میبینه کِف میکنه

        خوش سلیقگی از شما میباره دیگه

        حتی در کامنتها و انتخاب این شکلک های جذاب

        بی نهایت دووووست دارررم

        بوس به قلب مهربونت عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
        • -
          مینا گفته:
          مدت عضویت: 830 روز

          آخخخخخ بعد مدتها دور بودن از این بهشت پر رزق و برکت… چقدررررر خوندن پیامت خوشحااالم کرد (◍•ᴗ•◍)

          مررررسی برای مهربونی و سخاوت قلب پرمهرت دوست عزیزم فاطمه خوش قلب و دوست داشتنییییی (。‿。)

          خدای مهربونم رو هزاااااران بار شکر میکنم که منو تو فرکانس دوستای بینظیری مثل تو قرارداده که بواسطه حضورت عشق و محبت خداروتو وجودم حس کنم و بوسه بارووون بشم (。◕‿◕。)

          این پیام پرمهرت بهم تلنگر زد که حالا که سرم حسااابی گرم لذت بردن از دستاوردم تو این مسیر پرعشق شده از سایت غافل نشمووو خودمو از انرژی خااالص و بهشتی اینجا محروم نکنم ◟(∗ัᴗั∗)◞

          فاطمه جااانم ازت تشکر میکنم و روی ماااهتو از دوررر میبوسم خدا تورو برای همموو حفظ کنه که انقدرررر مهربون و خوش انرژی هستیییییی عزیزدلم (◠‿◕)

          از امروز متعهد میشم که حضورم رو اینجا پررنگتر کنم و تو این موج مثبت بمونم و لحظه هامو مزین کنم به حال خوب بودن و حضور تو این بهشت زمینی و وصل بودن و وصل موندن به انرژی نااااب و خااالص اینجا ⟵(๑¯◡¯๑)

          این شکلکم مخصوص نگاه زیبابین و مهربونت دوست بهشتی من ( ˘ ³˘)

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
          • -
            فاطمه محرمی خانقاه گفته:
            مدت عضویت: 1369 روز

            بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

            به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

            و مهربانی‌اش همیشگی.

            و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است

            سلام مینا جان قشنگگگگم

            عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

            سپاسگزارم از مهرولطفت نازنینم

            چشام قلبی قلبی شد پیامت دیدم

            این شکلک ها خیلی باحال و حال خوب کن هستن و خوشم میاد میبینم شون

            دمت گرم برای این خلاقیت

            خداروشکر برای دستاوردهای قشنگت

            دلبر جانم

            تحسینت میکنم که سرگرم

            تماشای روند روبه رشدت هستی

            یکی اینجا باتموم قلبش

            بهت افتخارمیکنه عزیزم

            خداروشکر برای دونه به دونه ی

            قشنگیای زندگیت مینا جووونم

            نوش جانت باشه نتایج تعهد وعملگرایی هات رفیق جانم

            چه خبر پربرکتی دادی عزیزدلم

            آخ جووون دوباره قراره

            پررنگ تر ازت کامنت بخونیم ولذت ببریم وکِف کنیم ..

            من بیشتر تر دوست دارم

            اونقدری که شماها پراز عشق و رحمت و آگاهی هستین و از دل کامنتها همچنان

            نور وعشق نوش جان میکنم ..

            پیشاپیش یلدا جان مبارک باشه

            زمستانی پراز گرمای نوروعشق خدا تجربه کنی رفیق دوست داشتنی ونابم .

            الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهسا میهن خواه گفته:
      مدت عضویت: 1916 روز

      سلام فاطمه جانم عزیزم

      میدونستی که بی نظیری

      میدونستی که عالی هستی

      میدونستی که فوق العاده ای

      میدونستی که تحسین برانگیزی

      میدونستی که مایه افتخار این سایتی

      میدونستی که الگو هستی

      بار ها بارها از دعاهات کلامت درخواست هات با خدا

      تربیت فرزندانت حرف زدن باهاشون

      طرز رفتار با خواهرت که باحسی خوب بهش میگفتی دست از کمک کردنش برداشتی برای داداشم که همسرش به رحمت خدا رفته بود انجام دادم و همیشه درصحبت کردن باهاش که 2 تا بچه کوچیک داره و یه بار مسءولیت اون ها تکرارش میکردم اینقدر بهش گفتم و پام از زندگیش کشیدم بیرون الان یه بانو بی نظیر اومده تو زندگیش که بی نهایت همشون شادن.

      از دعاهات زمان بستری شدن آقا رسول هر روز میخونم و قلبم باز میشه

      از طرز بزخورد با خانواده همسر و خودت که صحبت ها رو جهت دهی میکنی به سمت مثبت و تحسین دقیقا چند روز پیش برای اولین بار تنهایی به مادر همسرم سر زدم براشون بلدرچین خریدم و بردم با کلی اصرار قبول کردن یکریز ازشون تشکر و سپاسگزاری کردم و تحسینشون کردم گ ایشون با کلی نعمن ها و رزق های خدا همراهیم کردن باورت میشه اینقدر به من محبت میکنه خدا میدونه به دختراش نه

      از برخوردات و رفتارات با بچه ها باید یاد بگیرم و انجام بدم

      خلاصه بگم یکی مثل من اینجاست روی ماهتو ببینه و ببوسه و ازت تشکر کنه

      یکی اینجاست مثل من بغلت کنه و صدای عزیزت بشنوه

      بی نظیری دختر بدرخشی عزیزم

      اللَّهُ نگهدار خودت و خانواده ات

      مستدام باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام مهسا جان عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مِهر ولطفت نازنینم

        وااااااییی چشام قلبی قلبی شد

        وقتی فهمیدم اهل کرمان جان هستی

        یه همسایه کرمانی داشتیم

        از تموم لهجه قشنگش فقط این یادم مونده

        که واست نوشتم :

        وتَ مثِ جُون دِلُم دوست دارُم

        شما بالهجه گرم کرمانی بخون

        با کلی فرکانس دوست داشتنم …

        ردپاهای دلبرت رو دارم تو فایلهای هدیه

        میبینم و میخونم مخصوصا در سفرنامه…

        تو پروژه ی تغییر هم کامنتهات خوندم

        از خراب شدن کلید در و ماجرای انتقال دانشگاهت تا پیاده روی باهمسرجان عزیزت …

        از تغییر محیط شغلی وکنترل ذهنت

        تا دیدن نشونه های سفر و دریا جااان…

        شما خودت تحسین برانگیزی قشنگگگم

        اینکه سرگرم زندگی قشنگت هستی و داری با مهربونی تمام به قوانین عمل میکنی

        خودش نعمتی بزرگه عزیزم .

        خداروشکر با آگاهی های استاد جان

        همه باهم داریم عشق و آگاهی یادمیگیریم

        و باور های توحیدی تر و بهتری می‌سازیم …

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت زندگیم عزیزدلم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت

        یکی هم این سر کرج خیلی فرکانسی و تجسم گونه هم شمارو بغل کرد و بوسید

        و هم درکنارت چای هل دار نوشید

        خیلیییییی زیاددد دوست دارررم

        بوس به قلب مهربون و قشنگت عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خدا باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          مهسا میهن خواه گفته:
          مدت عضویت: 1916 روز

          خدای من خدای من خدای من چقددددددر خوشبختم که نقطه آبی از فاطمه جان عزیز دل بچه های سایت دارم

          سلام خانمی عین داشتن خواهر راه دوری برام و عاشقانه ازت میخوام به شهر ما هم سفر کنید بینهایت زیبایی و مهربونی و خونگرمی نثارت میکنم

          الهیییی که همیشه باشی الهیییی که همیشه بنویسی الهیییی که من همیشه در مدار شما بهترین های سایت باشم و یاد بگیرم ازتون الهیییی که رابطمون نزدیک تر بشه

          با لهجه کرمونی الهیییی دردا بلات تو سروم (میدونم نمیتونی با لهجه بخونی) باید از نزدیک بگم

          خلاصه شکر شکر شکر بابت این لحظه بی نهایت خوشحالم خدا جون امروز بهترین روز زندگیمه 17 آبان 140‪4

          خدای من دقیقا وقتی جوابم ارسال کردم ساعت17:17 خدایا بابت همه نشونه هات شکر

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      الهام عزیزپور گفته:
      مدت عضویت: 3073 روز

      بنام خداوند بخشنده و مهربان

      سلام به فاطمه محرمی عزیزم

      سلام فاطمه جانم .

      سلام دوست هم فرکانسیم .

      سلام رزق خدا در زندگیم .

      سلام زیبایی زندگیم .

      سلام نعمت و ثروته زندگیم .

      خیلی وقته میخوام برات بنویسم .

      بیشتر از یکساله که هدایت شدم به کامنت‌های زیبای شما

      به جرات میتونم بگم کنار آموزشهای استاد ، کامنت‌های شما برای من یه فوق برنامه ست .

      چقدر درک من از قانون با تجربیات شما بیشتر شد .

      چقدر من عملگرایی را از شما یاد گرفتم .

      من دارم با شما زندگی میکنم .

      با کامنت‌های شما زندگی میکنم .

      اعتبار این همه زیبایی و نعمت فقط به خدا میدم . هدایت به کانل یوتیوب شما هدایت خدا بود و من بدون هیچ تلاشی هدایت شدم به این مسیر . چقدر تحسینت کردم برای هر خط شعری که از نگاهت جاری میشه .

      چقدر تحسینت کردم برای هر کنترل ذهنی که داشتی و داری

      ثروت فقط پول یا مادیات نیست .

      ثروت میشه یه رفیق از جنس خدا .

      ثروت میشه یه رفیق از جنس الماس .

      ثروت میشه یه رفیق از جنس نور .

      ثروت میشه یه رفیق از جنس

      ایمان

      به خودم افتخار میکنم با شما هم فرکانس هستم .

      به خودم افتخار میکنم با شما در این مسیر هستم .

      رفیق بهشتی ام دوست دارم

      به امید روزی که دل سیر در آغوش بگیرمت .

      عاشقتم .

      منتظر خوندن موفقیت‌های بیشتر شما.

      در پناه الله یکتا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام الهام جااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مِهر ولطفت نازنینم

        همین ابتدای کامنتم کلی تحسینت کنم که داری متعهدانه وعملگرایانه روی باورهات کارمیکنی

        خداروشکر که تازگیا داری قشنگیای زندگیتو

        تو فایل بهشتی زیبایی ها را ببینیم

        برامون مینویسی و من کِف میکنم میخونم

        دلم غنج میره به اسم عارف جان میرسم

        خداروشکر برای این اصل تمرکز بر زیبایی زندگیت

        از طرف من ببوسش

        خالهههههههه من عااااااااشقتم پسر قشنگم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت تو زندگیم رفیق خوشگلم

        ایییی جااااانم‌ قربونت برم من ،

        شما خودت آگاهی و آماده ی تغییری

        که تونستی به قوانین عمل کنی عزیزم

        خداروشکر دراین سایت بهشتی

        داریم باهم عشق و آگاهی یادمیگیریم

        و درمسیر توحید قدم برمیداریم …

        آدمها برای هم مثل رزق هستن ،

        و به قول استاد جان عزیز دستهای خدا هستن ،

        وچه خوب که دارم یاد میگیرم

        از تک تک شما دوستان بهشتیم که

        رزقی پراز لبخند و عشق ومهربانی باشم …

        خداروشکر برای رزق نگاه زیبابین شما عزیزدلم …

        دلم میخواد بدونی که ماها همه مون داریم

        با استاد جان ودوره ها واین سایت بهشتی

        با رفیق های بهشتی و کامنت ها زندگی میکنیم

        و قدردان خداوند هستیم و به هم افتخار میکنیم

        مثل یک خانواده ی بزرگ بهشتی ..

        همین قدر قشنگگگگ

        همین قدر دوست داشتنی ..

        خداروشکر بی نهایت شکر برای نعمت حضور

        دراین خانواده ی بهشتی وتوحیدی …

        خیلییی دوووست دارررم عزیزدلم

        خیالم هم راحته میدونم به قلبت میشینه

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خدا باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        الهام عزیزپور گفته:
        مدت عضویت: 3073 روز

        بنام خداوند بخشنده و مهربان

        خدایا شکرت برای نقطه آبی کنار پروفایلم از طرف فاطمه جانم .

        خدایا شکرت برای تمام عشق و احترام و زیبایی که از طرف فاطمه جانم به من رساندی .

        خدایا شکرت برای رفیق بهشتی که وارد زندگیم کردی .

        خدایا شکرت برای تمام شعرهای هایکوویی که از طرف فاطمه جانم روزی من میکنی .

        فاطمه عزیزم سپاسگزارت هستم برای پاسخی که برایم فرستادی .

        دیروز از طرف شما من دوبار سوپرایز شدم .

        اول با پیامی که از شما دریافت کردم و دومی وقتی

        با کامنت سمانه جان متوجه شدم اولین هنرجوی آموزش مجازی

        سمانه ، هلیسا جان هست .

        کلی ذوق کردم .

        هلیسا جانم دختر قشنگم

        تبریک میگم عزیزم . بووس به روی ماهت .

        دختر قشنگم خیلی ذوق دارم هنرهای قشنگت ببینم

        شاید یه روزی سمانه جان یه کلیپ از کارهای شما برای ما بفرسته .

        عاشقتونم .

        در پناه الله یکتا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      نازنین گفته:
      مدت عضویت: 1518 روز

      سلام به دوست عزیزم فاطمه جان محرمی

      به رسم ادب و قدردانی از کامنتهای بی نهایت زیباتون مینویسم

      الهی شکرت خدا که در این بهشت حضور دارم و هر لحظه پیامی از طرف تو مهربان پروردگارم بوسیله ی این عزیزان دریافت میکنم

      فاطمه جان بسیار لذت بردم و بسیار تحسین تون میکنم برای عمللکرد عالی تون و نتایج عالی که گرفتین

      چه کار قشنگی کردین ک ایده گرفتم ازتون

      دفتر رزق و برکت

      من همیشه در دفتر ستاره قطبی م و سپاسگزاریم مینویسم

      اما میخوام این بار طور دیگه ای رزق و برکتهایی که در زندگیم جاریه رو بنویسم

      و با هر بار خوندن نعمتهام در زندگیم

      به احساس بهتر و بهتر برسم

      چقدر لذت بردم از این آگاهانه تغییر نگاهتون به در خواست هلیسا جان

      فقط گفتم الله اکبر الله اکبر

      اتفاقا صبح تو ماشین داشتم فایل تحول اصلی رو گوش میکردم که استاد تاکید میکردن به باور خالق بودنمون با کانون توجهات مون و تغییر نگاه به اتفاقات زندگی از زوایه ای که به اخساس بهتر برسیم

      چقدر تحسین تون میکنم برای این آگاهی های نابی که در عمل در زندگی تون انجام میدین

      خیلی لذت میبرم از نوشته هاتون

      یه جوری مینویسین که به دل میشینه و شیرین می چسبه به وجودمون

      سپاسگزار خدا هستم برای هدایتم به کامنتهای قشنگ شما

      سپاسگزار قلب مهربونتون

      در پناه حق شاد سلامت ثروتمند و خوشبخت باشین عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام نازنین جااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مِهرت ولطفت دلبر جان

        خبرداری چه رزقی بهم رسوندی؟؟

        نشونه از کامنت پربرکت شما به قلبم رسید

        و فایل قدم اصلی تحول زندگی رو نوش جان کردم در لحظه و چشام قلبی قلبی بود

        از هدایتهای خداوند …

        نیاز داشتم به آگاهی های این فایل و خدا به بهشتی ترین حالت ممکن دستمو گرفت و نشوند پای آگاهی های این فایل پربرکت …

        سپاسگزارم که باقلب سخاوتمندتون برام نوشتین و نور هدایت خداوند رو به دستم رسوندی ..

        بی نهایت دووووست داررررم

        بوس به قلب مهربونت نازنینم

        خیلی تحسینت میکنم که داری روی باورهات کارمیکنی و تکاملی دراین مسیر پیش میری

        با تعهد وعملگرایی

        با کنترل ذهن و تمرکز به زیبایی ها …

        خداروشکر برای نعمت دوره مقدس 12قدم که حضورداری و با هم ، هم دوره ای هستیم

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خدا باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زهرا جوهری گفته:
      مدت عضویت: 2191 روز

      سلام فاطمه جان

      سپاسگزارم بابت وقتی که میذارین واینقدر دقیق اتفاقات زیبایی که با عمل کردن به قانون تجربه میکنین رو برامون بازگو میکنین تا ایمانمون به قانون وخالق بودن خودمون در هر لحظه بیشتر بشه

      چقدر تحسینتون میکنم بابت باور فراوانی که با عشق واحساس خوب ،اون لقمه های خوشمزه رو برای اون دختر بچه تهیه میکردین وقطعا این فراوانی از زوایای مختلف در زندگیتون جاری میشه،،،،بارها در کامنتهای قشنگتون این برکاتی که به شکل‌های مختلف از طریق شما در زندگی بقیه جاری شده رو خوندم وتحسینتون کردم وازتون یاد میگیرم،،،،اینکه خداوند برای پیدا کردن گوشواره اون خانم شما وگل پسرتون رو انتخاب کرد،،اینکه برای روزی رسوندن باعشق وبا دید فراوانی به اون دختر بچه باز شما رو انتخاب کرد،،،،این نشونه ها ،،رسالت تون وبرکتهایی که با ایمان قلبی ودل مهربونتون در مسیر تحقق خواسته هاتون جاری هست،،رو نشون میده وچقدر به دل میشینه،این انعطاف‌پذیری وبزرگ شدن ظرف وجودی تون، بویژه با کنترل ذهنی که بدنبال ریختن چای روی دفترتون خلق کردین ومتعاقب اون،دیدگاه قشنگتون به این اتفاق وشروع مجدد دوره برای خلق برکات وفراوانی وزیبایی های بیشتر در زندگیتون ،که قابل تامل وتحسین بر انگیزه،،تمام قد براتون دست میزنم وبا عشق کامنتهای زیباتون رو میخونم وبهش فکر میکنم .

      سپاس از حضورتون وعملکرد زیبا ومستمرتون

      برقرار باشید وثابت قدم در این مسیر زیبا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      حمزه سوری گفته:
      مدت عضویت: 1774 روز

      سلام و عرض ادب خدمت خواهر عزیز بهشتیم

      خدا حفظت کنه که همیشه با کلام نافذ و زیبات

      حال همه ما رو خوب میکنی

      چقدر خوبه که به این حد از صلح با خودت رسیدی

      چقدر عاشقانه داری با معبود عشقبازی میکنی

      این حد از عاشقی و مهربانی فقط در بندگان مقرب

      درگاه خداوند میتونه وجود داشته باشه

      احسنت میگم به شما که بنده بهشتی خدا هستی

      شما الگوی ما شدی در عشق به معشوق حقیقی

      در پناه الله مهربان باشی. یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1369 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام آقای سوری عزیز وبزرگوارم

        سپاسگزارم از مهرولطف تون

        سپاسگزارم از کامنت پربرکتی که برام نوشتین …

        تا همیشه قدردان خداوندهستم که در این سایت بهشتی و باحضور استادهای توحیدی فوق العاده

        در کنار دوستان ارزشمند و آگاهی مثل شما ، دارم عشق و آگاهی یاد میگیرم

        و بی نهایت برام ارزشمند هستین

        تک تک شماهارو به چشم نعمت خداوند میبینم و سپاسگزار خداوند هستم …

        صاحب همه چیز خداست

        حتی کامنتی هم که نوشته میشه باز از سر لطف وعنایت خداوند هست و بس …

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت و ارزشمندتون در این جهان زیبا و سایت بهشتی

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خداروشکر بابت این پروژه پر خیر و برکت

    اگر درروابط یا شرایط زندگی‌ات احساسی از تکرار، رنج یا بی‌عدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    من در زمینه باور فراوانی و رابطه خدا و ثروت در ذهنم هنوز ایرادات اساسی دارم

    چون با اینکه شرایط در بیزنس و اوضاع مالی ام نسبت به گذشته خیلی بهتر شده اما هنوز اون اتفاق گیم چنجره نیفتاده و یا حداقل هنوز نشونه هاش رو نمی‌بینم که بگم آره این مسیر رو اگه ادامه بدم حتما اون اتفاق بزرگه میفته و توی بیزنسم از یه عددی بالاتر نمیتونم برم.

    هنوز در رفتارهام ردپای باور کمبود رو میبینم نمونه اش همین چند شب پیش موضوع از این قراره که من مهمون داشتم و همسرم گفت سرراه که داری میای میوه بگیر و توی میوه ها حتما انار هم باشه…

    یه وانتی توی محله ما هست که انار با گارانتی میفروشه یعنی میگه ببر اگه قرمز و شیرین و آبدار نبود بیار بدون هیچ حرف و حدیثی پس میگیرم ولی قیمتش 3 تا 5 برابر انار های بازار هست و خدایی هم انار های شیرین و قرمز و آبداری داره وقتی همسرم گفت میوه بخر یه حسی بهم گفت برو پیش اون وانتی و انار خوب بخر خداروشکر که درآمدت هم خوبه و دیگه پولش نباید برات مهم باشه …

    اما یه نجوایی شروع کرد که بابا انار اناره دیگه چه فرقی می‌کنه حالا چون پول داری باید حتما بری 3 برابر هزینه کنی برای پولت ارزش قائل باش الکی خرج نکن(استاد میگه اگه خوب روی خودت کار نکنی حتی نجواها از جایی که فکر می‌کنی همه چی درسته وارد میشه)

    منم گفتم راست میگه نباید پولم رو الکی خرج کنم و رفتم و از میدون میوه تره بار محله مون انار گرفتم و نصف قیمت اون وانتی و خیلی هم خوشحال بودم که پولم رو الکی خرج نکردم!!!!!!!

    وقتی همسرم میخواست انارها رو دون کنه دیدیم هر اناری که قاچ میکنیم سفید و خراب هست!!!!

    اونجا به خودم گفتم ببین این نتیجه کسی که احساس لیاقت نداره این نتیجه کسی که برای پولش ارزش قائل نیست این نتیجه کسی که به فراوانی اعتقاد نداره…

    اون شب همه ی انارها رو مستقیم ریختیم سطل زباله حتی یک دونه اش رو هم نخوردیم چون خراب بود وقتی داشتم انارها رو میریختم سطل آشغالی یه لحظه این تصویر واضح اومد جلوی چشمم که دارم پول هام رو میریزم سطل آشغالی و خیلی دردم اومد…

    وقتی این جلسه رو گوش دادم و به این اتفاق و مشتری هایی که وارد بیزنسم میشه فکر کردم و این دوتا رو بهم ربط دادم دیدم بله تا زمانی که رفتار من عوض نشده باید هم مشتری وارد بیزنسم بشه که بگه تو چقدر گرون میگی یا هزارتا مشتری دارم که تا پای قرارداد میان ولی قرارداد امضا نمیشه هربار هم به دلیل قیمت با اینکه من توی بیزنسم ادعا میکنم که شماره یک ایران هستم ولی مهم نیست من چه ادعایی دارم مهم باورهای منه وقتی من به فراوانی باور ندارم خوب معلومه مشتری وارد بیزنسم میشه که اون هم به فراوانی باور نداره و دنبال ارزونی هست و کیفیت براش مهم نیست

    وقتی من هنوز توی رفتارهام به دنبال قیمت هستم نه کیفیت مشتری هم توی بیزنس من دنبال قیمته نه کیفیت …

    استاد یه جمله قشنگ داره توی دوره ارزشمند دوازده قدم که میگه:

    کار خداوند و جهان هستی جور کردن در و تخته با هم هست…

    الان میفهمم استاد چی میگه اگه من همین یه جمله رو درک و توی زندگیم اجرا کنم اگه به خواسته هام نرسم جای تعجب داره …

    تجربه‌ی خود را در کامنت‌ها بنویس:

    چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟

    اما از تغییراتم هم اگه بخوام بگم اینه که من قبلاً اصلا نمی‌تونستم پول داشته باشم یعنی تا چند میلیون پول توی حسابم جمع میشد حتما یه اتفاقی میفتاد که همه ی اون پول ها نابود میشد حالا یا ماشینم خراب می‌شد یا موتورم خراب می‌شد یا یه وسیله توی خونه خراب می‌شدو…

    که کل اون پول رو باید هزینه میکردم و این خیلی برام زجرآور بود و همیشه میگفتم خدایا چرا من نمیتونم پول نگه دارم؟؟؟

    تا اینکه استاد در دوره روانشناسی ثروت یک تمرین دوستی با پول و باورهای مربوط به این موضوع رو توضیح دادند و من با 50 هزارتومان شروع کردم و الان به 70 میلیون تومان رسیدم خداروشکر الان که فکر کردم دیدم بله ذهنیت من درباره دوستی با پول واقعا تغییر کرده چون نه تنها هیچ وسیله ای خراب نشده بلکه من تونستم یه پول خوبی رو کنار بزارم و هرروز هم دارم به مقدارش اضافه میکنم …

    خداروشکر چقدر قوانین ساده هستن ولی این ما هستیم که با پیچوندن و عمل نکردن به قوانین زندگی رو برای خودمون سخت کردیم.

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  4. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 783 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    سوره حج

    إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ ﴿14﴾

    همانا خدا آنان را که اهل ایمان و نیکوکارند داخل بهشت‌هایی کند که زیر درختانش نهرها جاری است، که خدا هر چه اراده کند خواهد کرد. (14)

    مَنْ کَانَ یَظُنُّ أَنْ لَنْ یَنْصُرَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْیَقْطَعْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ کَیْدُهُ مَا یَغِیظُ ﴿15﴾

    آن کس که پندارد خدا هرگز او را (یعنی رسولش را) در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و اینک نصرت‌های الهی را در حق او می‌بیند) پس طنابی به سقف بندد و خود را از آن بیاویزد تا خفه شود، آن گاه بنگرد که آیا این حیله و کید او خشمش را از بین می‌برد؟ (15)

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی و همواره در مدار بندگی و تواضع و فروتنی در مقابل تو باشم.

    اعتبار و کریدیت تمام اتفاقات خوب و خیر و برکات و سودهای زندگی ام را به تو بدهم

    اعتبار احساس خوبم اعتبار همزمانی ها

    اعتبار زمان بندی دقیق اتفاقات زندگی ام را فقط و فقط به تو بدهم که آن لحظه من آرامم و میگم بابا من کی ام خدای منه که داره کارها رو برام انجام میده و امورات مرا مدیریت میکند و از خودم بیشتر دوست داره که من لذت ببرم

    وقتی دلی بسپارم بخش و اعتماد کنم و تسلیم باشم و آرام و آسوده خاطر

    بگم فرمون زندگی ام دست تو بابا من نمی‌فهمم من با عقل خودم برم جلو خودمو کشتم تو مرا هدایت کن .تو فرمون رو بگیر

    تو دانایی تو توانایی و قادر مطلق

    تو میدانی و من نمیدانم

    خدایا شکرت

    اگر جهان من هنوز تغییر نکرده، یعنی من هنوز به اندازه‌ی کافی تغییر نکرده‌ام

    استاد چقدر موضوع این جلسه زیباست و به دلم نشست

    خدا زیبایی ها رو دوست داره الهام عزیزم

    الله و اکبر

    استاد میخواهم از تغییرات همین چند روز اخیرم بگم با ورود به پروژه تغییر

    خدایا شکرت تو بگو من بلد نیستم قلم دست توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    استاد تو این روزها اینقدر خداوند به من عشق و حال داده که بخدا بیشترشون یادم می‌ره

    از دستم در رفته

    احساس خوب

    زندگی را زندگی کردن

    در لحظه زندگی کردن

    فقط برای امروز لذت بردن

    توجه به زیبایی ها و نعمتها و داشته ها و فراوانی ها و فرصتها و ایده ها و افراد و شرایط و موقعیت های عالی

    اینقدر به لطف خداوند زیادن که من فقط دارم لذت میبرم

    میگم خداوند منو رو دوشش گذاشته و میگه بنده ی من لذت ببر

    من هستم و کارها رو برات انجام میدم

    بخدا آدمهایی اومدن تو زندگیم که هیچ وقت با عقل خودم دور دنیا رو میزدم اینا رو پیدا نمی‌کردم

    با حرف زدن با این افراد چه هدایت‌های از طرف خدا وند دریافت کردم

    چقدر حال و احساس من خوب شده

    چقدر آرامترم

    ایمانم قوی تر شده

    باورهام بیشتر قدرت گرفته در جهت مثبت

    توحید و یکتا پرستی در وجودم بیشتر شده

    اعتبار هر کار خیر و برکت زندگی ام را فقط بخدا میدم

    چرخ زندگی ام روانتر شده

    آرامشم بیشتر شده

    با خودم در صلح هستم

    خودمو بیشتر دوست دارم

    هر موقع به تضادی بربخورم میگم حواست باشه دست به آتیش نزنی بدون شک میسوزی

    چه باوری پشت این احساست هست

    آیا داری بخودت ظلم می‌کنی

    یعنی استاد قشنگ این باور رو دارم تو خودم بیشتر تقویت میکنم که هر موقع حالت بد شد داری بخودت ظلم می‌کنی

    و جهان طبق قوانین بدون تغییر جواب فرکانست رو بهت بر می‌گردونه

    به هر چیزی توجه کنی از همان جنس بیشتر وارد زندگی ات میشود .

    حالا بشین فکر کن

    ببین آیا این تضاد اومده تو رو نابود کنه

    یا اومده یا چیزی بهت بفهمونه

    در هر صورت تو باید بتونی ذهنت رو کنترل کنی و در شرایط سخت به احساس خوب برسی

    چقدر این هم صحبت شدن با خود و خدای درونت کمک کننده است.

    من وقتی احساسم بد بشه میگم داری بخودت ظلم می‌کنی

    آیا داری خودتو قربانی شرایط نشون میدی

    آیا داری دنبال مقصر میگردی

    آیا دنبال تایید شدن هستی

    آیا میخوای باب میل دیگران رفتار کنی

    و

    و

    چقدر لذت بخشه کار کردن شخصیت و هر بار یه جایی رو بهبود دادن

    خدایا صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    که من همواره هدایت شده هستم

    استاد جانم از وقتی بیشتر خواستم تمرکزم را روی بهبود شخصیتم بزارم

    بخدا با هر یه ذره تلاشم جهان بینهایت قدم به سمتم برداشته و اتفاقات و معجزات الهی را وارد زندگی ام کرده

    نمونش دوستان خوبی که اومدن سمتم خود بخود

    نمونش همین دیشب

    من سه روز پشت سر هم جلسه آموزشی داشتم

    جلسات افتاده شب به صورت آنلاین

    و دخترم کلاس فلوت می‌ره

    آموزشگاه براشون سالن تئاتر شهر مون رو گرفته بود تا بچه هایی که بهتر کار کردن و تسلط دارند بر آموزشهای سازهایی که یاد گرفتم بنوازن

    دور هم جمع بشن و به شب زیبا را رقم بزنن

    من قلبت دوست داشتم برم این زیبایی ها و صدای موسیقی بچه‌ها را ببینم و لذت ببرم

    و چون خودم آموزش داشتم

    گفتم من نمیتونم بیام

    دخترم که جلسه آموزشی رو سه شنبه رفته بود

    همسر عزیزم دوستت بلیط گرفتن بود حالا هر کدوممون رسیدیم با دخترم بریم

    وقتی دوباره برگشتم و نگاهی به تایم جلسات آموزشی خودم انداختم

    الله و اکبر

    شب اول ساعت 9تا 10

    روز دوم 4تا5 من اینجا استپ کردم

    از آرشیدا جانم پرسیدم چه تایمی شروع میشه گفت 6 عصر تا 10شب

    دیروز دقیقا خداوند برای من زمانبندی کرده بود

    جلسه خودم رو حاضر بودم

    و یه ساعت بعد از جلسه خودم تایم داشتم تا آماده باشیم و وسیله خوراکی برای دخترم آماده کنم و با آرامش تمام با دخترم همراه باشم و از این همه شور و اشتیاق و علاقه و شادی و نشاط و شادابی در وجود خودم و دیگران لذت ببرم و با عشق تشویق و تحسین کنم عزیزانی که روی صن می‌نواختند و ما را شاد میکردند و من فقط لذت می‌بردم و اشک شوق میریختم از اینکه خداوند چقدر هوامو داره

    و از خودم بیشتر دوست داره که شاد و خوشحال و سالم و ثروتمند و خوشبخت و سعادتمند زندگی کنم .

    اینقدر قلبم اونجا باز شده بود که متوجه شدم روز مربی هم هست و اومدم با عشق به مربی های آموزشی زندگی ام تک به تک پیام دادم و ازشون بابت وجودشون و هنرهایی من بهم آموزش دادن تشکر و قدردانی کردم

    و استاد اینقدر حس خالصانه داشتم که چه پیامهایی من از این عزیزان دریافت میکردم و اشک شوق میریختم.

    و حتی برا همسر عزیزم هم این حس قشنگمو به اشتراک گذاشتم و براش پیام تشکر و قدردانی فرستادم و ایشون هم چقدر از من و محاسن من با عشق نوشته بود و من فقط خدا را می‌دیدم که چطور داره برام کنار هم میچینه تا من تجربه خوبی داشته باشم و لذت ببرم

    خداااااااااااجووووونم شکرررررررررت

    استاد اینقدر قلبم باز شده که فقط حس شکر گذاری تمام وجودم را گرفته بلطف خداوند

    و تمام این اتفاقات قشنگ رو در دفترم آخر شب نوشتم و لذت بردم و با حس خوب خوابیدم و این حس همچنان در وجودم شعله می‌کشد و مرا در مومنتوم مثبت حفظ کرده

    خدایا شکرت

    چقدر حس شیرینی بود اون لحظه که بچه ها و افرادی که می‌رفتن اجرا میکردن و میومدن از کنارم رد میشدن و من همون لحظه به نفسم گوش میدادم و علاوه بر تشویق هایی که اونا رو حین کار میکردم

    با زبان و کلامم هم این حس خوبم رو بهشون میگفتم و کلی تشویق و تحسینشون میکردم و چقدر اونا از من تشکر و قدردانی میکردند

    الله و اکبر

    دقیقا فرکانس ها همو جذب می‌کنند.

    و من امشب رو ابر ها بودم و لذت بردم و فقط اعتبارش را بخدا میدهم.

    و من چقدر حالم و احساسم نسبت به آموزش هایی که دارم میبینم خوبه

    همون لحظه جسم میگه تصمیمت درسته ادامه بده

    جاهایی که ذهن میخواد بگه ادامه نده

    حسم میگه صبور باش تازه اول راهی و این راهیه که خداوند برات هموار کرده از روزی به آید ایده ی الهی گوش دادی و قدم اول رو برداشتی همش داره اتفاقات خوب برات می‌افته

    احساس خوب و آرامش درونی داری با این کار صبر داشته باش و ادامه بده نشانه ها را دنبال کن

    از خدا کمک بخواه

    بگو چطور از این بهتر

    هر سوالی داری از خدا بخواه جواب رو بهت میده

    بارها و بارها بیاد میارم که خداوند از بینهایت طریق جواب و راه حل ها رو بهم داده

    و همین ایمان و توکل میشه سوخت برای ادامه دادن در مسیر الهی و لذت بردن از این مسیر

    قرار نیست زجر بکشی و پدرت در باید تا به خواسته ات برسی .باید لذت ببری و تسلیم خدا باشی و اعتماد کنی و هر چی بهت میگه گوش کنی

    آقا جان ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    وقتی میگه عمل کن

    دیگه نپرس چرا

    اون گفته پس قدم اول رو بردار

    حرکت کن در مسیر قدم بعدی بهت گفته میشود

    بخدا اعتماد کن و تسلیم باش و عملگرا در جهت درستی و صداقت و الهی تلاش کن

    تو سهم و نقش و حرکت خودتو انجام بده

    با احساس خوب ادامه بده

    بقیش رو بسپار به خدا

    همون خدایی که جوری برات همزمانی انجام داد بدون اینکه تو کاری کنی

    و از قبل برات بلیط رزرو کرد تا تو در این سالن حضور داشته باشی و لذت ببری و اشک شوق بریزی و بگیخدایا جوری رقم زدی برام که تهش خودت لبخند زدی

    همون خدا

    همون خدا

    بقیه کارهای او رو انجام میده

    تو فقط اعتماد کن و رها باش و تسلیم

    وقتی سپردی بهش دیگه گیر نده نچسب به خواسته ات

    تو خواسته ات رشد کسب و کار و درآمد و حفظ پوله

    پس به اول مسیرت نگاه کن و بیاد بیار که چطور از اون لحظه تا به الان داره برات کورش می‌کنه

    راه حل ها رو میده

    افراد درست رو می‌رسونه

    ایده ها و شرایط و زمان بندی و مکان ها رو بهت میگه

    پس تسلیم باش و لذت ببر

    بقیش کار خداست تو سمت خودتو درست انجام بده

    اصول کسی و کارت رو درست انجام بده

    صداقت و درستی و کیفیت و تاثیر گذاری بر مسائل دیگران در هم هم جهت شدن با جریان خداوند

    الهی شکر

    وقتی که من تغییر کنم جهان من تغییر میکند.

    استاد در زمینه روابط وقتی من اومدم یه ذره روی خودم کار کردم و سعی میکردم در انجام کار سمت خودم درست عمل کنم

    بخدا جهان کن فیکون کرد

    همه چی به نفع من شد

    همسرم تغییر کرد

    و الان بلطف خداوند زندگی شیرین و عالیتر و با کیفیت تری در کنار هم داریم

    اوایل می‌گفتم من مشکلی ندارم

    اونه که باید تغییر کنه

    و در جستجوی خوشبختی بودم

    که خداوند مرا هدایت کرد به سمت شما

    و متوجه شدم که من باید تغییر کنم

    خوشبختی درون من است

    و بلطف خداوند هر روز دارم سعی میکنم بهتر از روز قبلم باشم

    و اعتبار هر نعمتدو فراوانی و لذت و شادی و آرامش در زندگی ام را بخدا میدهم و میگم خداااااااااااجووووونم شکرررررررررت تو بودی که این معجزه بزرگ را به زندگی ام وارد کردی

    پس تو همه کاره ام هستی

    به شرط ایمان بیشترم توکل و باور قدرتمندم به خدا که همه چی دست اونه

    فقط اعتماد کنم و همواره هم جهت باشم با جریان خداوند

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    مهدیه الوندی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1327 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی خفن.

    نقطه ی عطف این فایل برا من این جمله بود که گفتید تو شرایط سخت و اون فشار روانیه هست که ما متوجه میشیم تغییر کردیم یا نه

    برا من خودم به ظاهر خیلیییی تغییر کردم انگار اما

    برا خودم پیش اومد همین چند روز پیش به یه تضاد نسبتا بزرگی خوردم و اصلا همچین آشوب شد درونم که نفسم بالا نمیومد

    تنها چیزی که در من تغییر کرد این بود که خیلی سریع خودمو جمع و جور کردم

    یعنی میدونستم که تو این حال بد اگه بمونم اوضاع بدتر میشه اوضاع ثابت نمی‌مونه

    و خداروشکر این چند روز خیلی برام آروم تر و با اتفاقات بهتری همراه بوده و از اون چرخه منفی همون روز اومدم بیرون طی چند ساعت و هنوز دارم رو خودم کار میکنم که درگیرش نشم

    اگه چند ماه پیش بود سر این مسئله من چند هفته در همون حال آشوب باقی میمونم

    ولی می‌دونم که باور های هست در من که ریشه ای باید حل بشه و اون افکاری که اون لحظه ی فشار اومد تو ذهنم قشنگ مهر تاییدی زد به این موضوع که هنوز در اعماق ذهن من اون باور ها جای کار داره

    ممنونم استاد که یادآوری کردید نیازی نیست ما یکی و حذف کنیم از زندگیمون و بگیم برو این داستانا ، ما خودمون که تغییر کنیم اون فرد به ناچار حذف می‌کنه خودشو

    شاد و پیروز و ثروتمند و سعادت مند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    آنیتا گفته:
    مدت عضویت: 729 روز

    سلااام استاد عزیزم و خانم شایسته جانم️

    چقدر پروژه ی تغییر را در آغوش بگیر فوق العادست من هر روز با ذوق سایتو چک میکنم تا ببینم گام جدید اومده یا نه تا با تموم وجودم گوش بدم و تغییر کنم ، ازتون بسیااااار سپاسگزارم.

    و اما در مورد تمرین این گام:

    اگر در روابط یا شرایط زندگی‌ات احساسی از تکرار، رنج یا بی‌عدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    من سر این سوال یک ساعت فکر کردم تا از ریشه این مسئله رو حل کنم امیدوارم تجربه ی من به شماهم کمک کنه.

    من فرزند اول هستم و یک خواهر دارم که 9 سال ازم کوچیک تره از وقتی خواهرم به دنیا اومد همه ی توجه ها از من گرفته شد و رفت سمت اون

    از وقتی اومد بین من و پدر مادرم کلی فاصله افتاد تقریحاتم گرفته شد چون همش درگیر بچه بودن و بسیار زیاد من رو نسبت به خواهرم حساس کردن که بغلش نکن سمتش نرو اذیت میشه و…

    من اون موقع خیلی نادیده گرفته شدم و حتی توی درس هامم افت کردم احساس میکردم هیچکس به من توجه نمیکنه و برای هیشکی مهم نیستم پس اینجا بود که من احساس کردم چقدر مظلومم…

    این داستان از سن 9 سالگی من شروع شد ببینید ریشه ی کمبود اعتماد به نفس چقدر عمیق بود…!

    خلاصه خشم و ناراحتی من از خانوادم و رفتار هاشون و مخصوصا خواهرم از اون موقع در من شکل گرفت و من از اون موقعست که دارم فرکانس ناعدالتی رو به جهان ارسال میکنم…

    همیشه به خودم میگفتم خدایا اینا چرا با من یه رفتار دارن با اون یه رفتار دیگه

    چرا همیشه خواهرم انقدر به من زور میگه و زورش به من میرسه

    چرا پدر مادرم انقدر تبعیض میزارن بینمون و چرا تا یه بحثی پیش میاد بدون اینکه بدونن داستان چیه انگشت اشاره رو میگیرن سمت من و منو توبیخ میکنن در حالیکه من هیچ کاری نکردم!

    از وقتی که توجه ها ازم گرفته شد من همش دنبال این بودم که توجه پدر مادرم رو یجوری به خودم بگیرم مثلا از اون افت درسی در اومدم و کلی درس میخوندم حتی شب ها بیدار میموندم تا بهترین نمره رو بگیرم تا به من توجه کنن یا اون موقع ها توی ورزش و همه ی مسابقات مدرسه شرکت میکردم تا کلی تشویق و تمجید بشم از طرف پدر مادرم و فامیلا که بگم : منم هستم ! منم وجود دارمم! منم دختر خوبی هستم! بلکه به من یه ذره توجه و افتخار کنن…

    این داستان ها ادامه داشت تا کنکور

    گفتن باید بری پزشکی باید درس بخونی باید دکتر بشی منم با خودم گفتم باشه اگر اینجوری میتونم براشون دختر خوبی باشم اینکارو میکنم.

    من کلی درس خوندم سه سال اخر رو تا اینکه از فشار استرس کلی آسیب جسمی به من وارد شد و من کم اوردم گفتم دیگه نمیتونم گفتن یعنی چی که نمیتونی یعنی از پس اینکار هم برنمیای؟!

    و اونجا بود که گفتم من دیگه نمیتونم طبق خواسته ی شما عمل کنم و منی که انقدر درس خوندم و شاگرد اول بودم سال اخر کامل کنکور رو ول کردم و گفتم این خواسته ی من نیست و از اونجا تغییر من شروع شد . فهمیدم چقدر اعتماد به نفسم کمه.

    چقدر تن به خواسته ی همه دادم به جز خودم!

    و شروع کردم روی اعتماد به نفسم کار کردن.

    من از وقتی روی عزت نفسم کار کردم خیلی پیشرفت داشتم عاشق خودم شدم ادم هایی که با من هم مدار نبودن با وجود اینکه خیلی صمیمی بودیم به طور ناخوداگاه از زندگیم رفتن بیرون.

    ولی یه جای کار هنوز درست نشده بود اونم ناعدالتی ها توی خونه بود چون من نقش مظلوم خودم رو ول نمیکردم و سفت چسبیده بودم بهش.

    تا اینکه چند وقت پیش از جهان چک و لگد بدی خوردم و فهمیدم که باید تغییر کنم و شروع کردم تغییر کردن فهمیدم خودم باعث همه ی اینا شدم من این فرکانس هارو فرستادم من چسبیده بودم به نقش مظلوم داستان و باید باهاش خداحافظی میکردم بعد از اون خداحافظی شروع کردم به تمرکز کردن روی زاویه دید جدید روی خالق بودن که من همه چیز رو با افکارم میسازم روی نکات مثبت خودم و خانوادم و اونا هم اروم اروم تغییر کردن رفتارشون باهام خوب شد و دارن بهتر و بهتر میشن و این بهبود تا زمانی ادامه داره که من شخصیتم رو بهبود میبخشم و فرکانس هام درست ارسال میشن.

    استاد ازتون ممنونم که زندگی من رو با آموزه هاتون عوض کردید.

    من به واسطه ی شما با خودم آشتی کردم و خودمو در آغوش گرفتم.

    سپاسگزار خداوندم که به کمک کرد این تجربه رو با شما به اشتراک بزارم تا شاید به شما هم کمک کنه.

    دوستون دارم در پناه خدای مهربون باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    کیوان گفته:
    مدت عضویت: 1216 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد خوبم

    حدیث

    استاد جان همین دیشب بعد از یک چالش و رسیدن به این نتیجه که توی زندگی داریم یک دور باطل رو تجربه میکنیم و چرا همش ضرر شد چرا بجای پیشرفت مالی ضرر هم کردیم طلا و پولم رفت(در راستای استقلال کاری و مالی) …و یه چراغ روشن شد توی ذهنم و اونم شرک بود …استاد یادمه جایی گفتین اگه رو هرکسی غیر خدا حساب کنین با مخ میاین زمین و اینکه فهمیدم توانایی تغییر بقیه رو ندارم و با زور و اجبار نمیشه به هدف رسید اصلا مسیری که سخت پیش بره اشتباهه…من دقیقا همین اتفاق برام افتاد…اون ممنتوم منفی که مدتی منو دور کرده بود از دوره هم جهت و کامنت هم نمی‌گذاشتم الان فهمیدم همین شرک بوده…

    منی که فک میکردم دارم رو خودم کار میکنم الان فهمیدم چه خبره ..الان فهمیدم بجای اینکه از خدا بخوام بازم چسبیدم به همون روش های قبلی و تلاش برای انجام کاری که سالهاس فکر میکنم کار درستیه و همه تلاشم رو کردم که اون اتفاق بیفته نه تنها اون اتفاق نیفتاد بلکه کلی هم ضرر مالی دادیم طلا رفت پول رفت و چقدر هم بدهکار شدیم و چقد هم استرس کشیدیم…چرا آخه فک میکنم که این کار باید بشه و اصلا چرا خودمو به درو دیوار میزنم که بشه.‌‌..چرا به خدا نسپردم چرا بعد این همه سال تازه دیشب فهمیدم چه خبره….حتما باید با چک و لگد بفهمم آخه…اینم البته در راستای ناامیدی و افسردگی بود که خدا رو صدا زدم آخه چکار کنم کجای کارم و عاجزانه گفتم خدایا من فقط تو رو میخوام میخوام فقط تو رو داشته باشم اون حس آرامش رو میخوام…و دیشب فهمیدم اره اشتباه من این بوده چقدرم واضح بود کاش حداقل مثه راه رفتن مورچه رو سنگ سیاه تو دل تاریکی شب بود نه اینقد واضح‌‌‌…بازم الحمدلله فهمیدم دیگه در این راستا فقط و فقط به خدا می‌سپارم و حتی کلام نمیکنم چون اگه میخواست بشه تا حالا با وجود این همه تلاش و این اواخر هم که طلا و پول گذاشتم نشد پس اشتباه کردم تا حالا…خدایا منو ببخش با خدا باش پادشاهی کن..‌‌بی خدا باش و به هر دری بزن و اخرشم کلی ضرر کن در نهایت هم برگرد بگو خدا تو بگو چکار کنم…..راستی استاد دیشب خدا بهم گفت دیدی چطور همون خونه ای که مشخصاتش رو نوشته بودی برات جور کردم و پول رهنشو چطور برات جور کردم پس دیگه نگران این قضیه هم نباش بسپر به خودم درستش میکنم دیگه انقد خودتو به درو دیوار نزن و تمرکزت رو بزار روی پیشرفت شخص خودت…

    .و مطمئنم خداوند سمت خودشو عالی انجام میده و هرگز دیر نمیکنه نترس و غمگین نباش…

    خدایا ازت میخوام کمکم کنی تا توکل کردن و ایمان داشتن واقعی رو یاد بگیرم و در عمل اجرا کنم…کمکم کن عالم بی عمل نباشم…استاد خوبم بقول خودتون ایمان بدون عمل مفت هم نمی ارزه…خدایا شکرت خدایا کمکم کن کور و کر و لال از دنیا نرم…استاد خوبم ممنونم..الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2486 روز

    به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان

    استادان نهایت عزیزم با ایمان کامل میگم ک این پروژه و فایل ها دقیقا برای من هستند. تا گام شیشم اومدیم و من دیشب ی میتینگ مهم داشتم از طریق برنامه‌ی زوم ک بیست دقیقه قبلش این فایل رو گوش دادم و با ایمان حرکت کردم.

    قضیه ازین قراره من دارم روی روانشناسی ثروت کار میکنم و دنبال کسب و کار شخصی خودمم ک قدم هایی ک برداشتم رو یکی یکی توضیحش دادم قبلا.

    اقا طبق عمل ب گفته ها و هدایت شدن ها ،ی شرکتی از امریکا از ایده و طرح من خوشش اومده و بهم پیام گذاشتن ک مشتاقن بیشتر در مورد ایده‌ام بدونن و من دیشب همراه اونا گفتگو داشتم ساعت نه شب.

    استادجان و بچه های همفرکانس من باید بگم من انگلیسی رو بیست از صد بلدم، پس کلا موضوع پروژمو با جزئیات نوشتم ک از روش بخونم.

    همش تکرار میکردم ک من توی مسیر درستم و اینو باید انجام بدم و من هیچی از دست نمیدم و این فقط ی معرفی هستش و قدم دوم من..من نباید بزارم ترس مانع قدم برداشتن من بشه و فرصت خودمو از دست بدم. این در واقع ی امتحان از کارکردن های فایل ها و اموزه ها هستش پس فرشته قوی و محکم باش و با لبخند و اعتمادبه‌نفس صحبت بکن. مهم فرکانسی هستش ک تو میفرستی و اونا دریافت میکنن و اینا رو ک خدا اورده پس همه‌ی کارها رو پیش میبره و الله اکبر و…

    استادجان جلسه‌ی من شروع شد و من درکمال ارامش صحبت خودمو از روی برگه کردم و گفتم انگلیسی من خوب نیس و چقدر شخصی ک روبروی من بودند با مهربونی و صبر و لبخند ب حرفای من گوش دادند.

    اقا سوالات اخر جلسه رو ک پرسید من نتونستم جواب بدم و استرس گرفتم و طرف متوجه شد و با کمال مهربونی گفتن مسئله‌ای نیست و سوالات رو من برای شما میفرستم و با ارامش شما بعدا جواب بدید و ب این صورت جلسه‌ی من تموم شد.

    بعدش ایمیل فرستادن ک اقا از ایده‌ی شما خوشم اومده و خیلی خوبه و جلسه‌ای ک داشتیم رو ب ده تا سایت امریکایی ک توی اون حوضه فعالیت دارن فرستاده برای همکاری و جذب سرمایه‌گذار .

    حالا این حرفا چ ربطی ب این گام پروژه داره:

    1. اگه فرشته‌ی قبلی بود حتی نمیتونست ب این جلسه فک بکنه .

    2. اقا اصلا قدم برنمی‌داشت و میگف جواب نمیده و هدایت هارو دنبال نمیکرد.

    3. مثل ادمای ضعیف حسرت زندگی و جسارت بقیه رو میخورد.

    4. وقتی نتونست توی جلسه صحبت کنه کلی تو سرش میزد و خودشو تخریب می‌کرد.

    5. جلوی گفتگو های ذهنش رو نمیتونست بگیره.

    6. عوض اینکه خوشحال بشه من توی جلسwه‌ی واقعی و کاری بودم ک دارن تبلیغات پروژه‌ی منو انجام میدن و در خدمت من هستند. کلی اعتمادبه‌نفس خودشو از دست میداد ک ابروم رفت نتونستم صحبت کنم و اینم پخش شده و..

    استاد اینا نشون میدن ک من تغییر کردم و دارم روی خودم کار میکنم و خودمو گول نزدم و اینو در عمل دارم کم کم متوجه میشم. الحمدالله

    استاد بعد جلسه هر گفتگویی ذهنی منفی ک توی ذهنم میومد زودی مثبتش میکردم و کلی تشویق کردم خودمو و کارهای خدا و حرفای شما و اتفاقایی ک داره میفته رو توی ذهنم مرور میکردم ک حالم خوب بشه و خداروشکر خیلی خیلی خوب بودم. همش ب خودم یادآوری میکنم ک کاری ک من دارم انجام میدم ارزشمنده، خودم ارزشمندم ،توانایی های من ارزشمنده و من از هرچیزی ک دارم میتونم پول بسازم. حتی از نگاه و راه رفتنم، حتی از صحبت کردنم و هرچیزی ک دارم رو میشه ازش پول بسازم و…

    استادجان من دیشب داشتم فک میکردم اینقد همه چیز ساده و راحت داره پیش نکنه ی جای کار میلنگه! ولی زود یادآوری کردم ن فرشته چون همه چیز داره راحت انجام میشه پس توی مسیر درستی و این همون حرف استاده ک گفتن قرار نیست کارها سخت پیش بره همه چیز ساده و طبیعی اتفاق میفته خدایاشکرت

    واقعیتش من از خارجی ها کمی ترس داشتم ک نکنه ادمای خوبی نباشن و بخان سواستفاده بکنن و مورد تمسخر اونا قرار بگیرم و… ک دیشب اون اقایی ک باهاشون هم صحبت بودم اینقد با مهربونی و شکیبایی باهام برخورد داشتن ک باور قبلی من شکست و من گفتم ببین فرشته چقد این خارجی ها ادمای درستی هستند و…

    خلاصه ک بگم دیشب کلی باور برام ساخته شد و کلی ترمز و پاشنه‌ی اشیل هم پیدا کردم ک بزرگترین اونا این بود ک من جرات نکردم فیلم گفتگویی ک داشتیم رو نگاه بکنم ک با خودم روبرو بشم و بپذیرم اونچه رو ک هستم.

    الحمدالله الله اکبر الله اکبر الله اکبر

    *

    الان استادان عزیزم و دوستای خوبم ی سوالی برای من پیش اومده ک نیاز ب مشورت و راهنمایی دارم.

    میخام بدونم اینکه برای ایده‌ و کسب و کار من سرمایه‌گذاری بشه مشکلی داره؟ ینی ایا همون وامی میشه ک استاد همیشه میگن هیچوقت سمت وام نریم؟ چ دیدگاه و عملی در این مورد داشته باشم؟

    و استاد عزیزم ان شاءالله کسب و کار خودمو شروع کنم تصمیم قطعی دارم ک ب هیچ عنوان تبلیغات و هزینه‌های مترقبه نداشته باشم و از باورها و کارهایی ک شما دادید استفاده میکنم ک چ خوب الگویی شدید برای همه‌ی ما ️

    خیلی دوستون دارم و ان شاءالله از قدم های بعدی ک الهام و هدایت خداوند شد حتما براتون مینویسم

    با احترام

    فرشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      رضا رضایی گفته:
      مدت عضویت: 514 روز

      به نام خدا

      سلام خدمت فرشته خانم خوش قلب و با ایمان

      امیدوارم همیشه همینقدر پر انرژی و با اعتماد بنفس باشید و برا محقق کردن رویاها و هدف هاتون ثابت قدم باشید و هر روز روبه جلو حرکت کنید

      بنظر من یا چیزی ک من تا الان درک کردم از صحبت های ایشون این هست ب هیچ عنوان مشکلی نداره ک شما سرمایه گذار داشته باشید و خیلی از انسان های موفق دنیا یا شرکت هایی ک الان خیلی موفق هستند روزی فقط یه ایده بودند که خداوند دستانش رو بری رشد خود اون شخص یا شرکت فرستاده

      و الان سرمایه گذاری اصلی روی وجود خودتون هست

      امیدوارم ک تونسته باشم اصل مطلب رو بهتون گفته باشم

      خداوند رو بازهم در تصمیم هاتون شریک بدونید مطمعن باشید که بقول استاد ب بینهایت طریق هداییتون میکنه بسمت بهترین اتفاق ها و تصمیم ها و انسان ها و مسیر های هموار

      شاد و پیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        فرشته گفته:
        مدت عضویت: 2486 روز

        رضای عزیز سلام

        خیلی ممنونم بابت جواب خوبی ک ب من دادید و من از حرفای شما سرمایه‌گذاری واقعی ک باید روی خودم باشه و از حواشی دوری کنم رو متوجه شدم.

        ان شاءالله ک همین کار رو میکنم و فقط دنبال اصل هستم

        در پناه خدای ثروتمند باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    شهلایی گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    سلام استاد عزیز…واژه تغییر سالها پیش استادی به ما گفت در اینمورد مطلبی بنویسین بیارین..و مقداری هم در این مورد توضیح داد..از همون زمان این کلمه برام جالب بود..

    مدتها تلاش میکنم واقعا تغییر کنم .کتابهای مختلف مطالعه کرده ام..دفترها نوشته ام و از خدا خواستم منو به سمت استادی خوب در اینمورد هدایتم کند که شکر که به طور اتفاقی و هدایتی با استاد آشنا شدم.. و شکر با پیگیری سخنان و آموزه های استاد در خیلی جهات بهتر و بهتر شده ام..اما در برخی جهات هم نیاز به کار بسیار و تمرکز در بهبود اون موارد دارم…

    عجیبه هر چه سوال در مسیر رشد و تغییر به ذهنم میاد استاد میبینم یا فایلی قبلا داره و یا تهیه میکنه و در سایت میزاره..

    در رابطه با تغییر ، مدتها تلاش میکردم و فکر میکردم که جز خودم همه باید تغییر کنن و وقتی میدیدم تغییر نمیکنن به نحوی رابطم باهاش بهم میزدم ..و اینهم قطعن مشکلاتی برام درست میکرد اما از آموزه های استاد و با تامل در آیات نورانی قران در مورد تغییر فهمیدم کسیکه باید تغییر کنه خودم هستم و من صد و هشتاد درجه اشتباه میرفتم و باید مسیرم رو عوض کنم..و عوض کردم دیدم هر چه قدر تغییر واقعی میکنم رفتار آدما و جهان بیرونم هم تغییر میکنه..که مشتاقتر شدم برا تغییر ..هر چند تداوم مسیر و رشد در آن ،کار سختی هست..

    دیدم در قران هم، هر جا در مورد لزوم تغییر گفته با کلمه “انفسهم” اومده…یعنی به فکر تغییر دیگران نباشید اگر بخواهید دیگران هم تغییر کنند باید خودتان را تغییر دهید..حرف در مورد تغییر زیاد است به همین قدر، بسنده میکنم فعلا..ممنون از استاد و اعضا فهیم سایت که روز به روز بر عمق مطالب و کامنتها بیشترشده و مطالب بهتر و بهبود پیدا میکنند..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2484 روز

    پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»قسمت6

    روز آدینه ی زیباتون بخیر!!!

    درود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته ی نازنینم

    و دوستان همراه در پروژه ی «تغییر را در آغوش بگیر!!!

    امروز وارد گام ششم این پروژه تغییر شدم و برای بهبودی و رشد پیشرفت در همه ی زمینه های زندگیم باید بارها و بارها سعی کنم که مثل گذشته بطور لیزری روی تغییر شخصیتم و باورهام کار کنم و با شروع این پروژه ی تغییر را در آغوش بگیر بتونم به مدارهای بالاتری مهاجرت کنم و تغییرات را بطور قابل لمس مشاهده کنم

    البته من تغییرات زیادی رو توانستم در زندگیم ایجاد کنم و خدا رو شکر همه چی سر موعد مقرر در زمان و مکان درستش انجام شد ..

    امروز صبح خیلی زود ساعت 04:30 صبح بلطف خدای بخشنده و مهربانم برای مراسم سپاسگذاری و نوشتن دفترهایم بیدار شدم خیلی برام لذت بخشع که میتونم در آن سکوت الهی روی خودم و تغییر شخصیتم کار کنم و این بهترین و قشنگترین تغییر بنیادینی هست که در خودم چندین ساله ایجاد کردم… سحرخیزی رو واقعا دوست دارم و با عشق بیدار میشم و همیشه از خداوند می‌خوام آنقدر شرایط برام ساده و آسون و قشنگ مهیا باشه تا بتونم این روند و سبک زندگی شخصی مو بصورت پایدار حفظ کنم و همچنین پیاده روی عصرانه را در اغلب روزها دارم برای گوش دادن فایل ها خدایاا شکرت

    اما یکی دیگر از تغییراتی که باید انجام دهم تضادهایی است که اخیرا بطور تکرار شونده بوده که خیلی دوست دارم بطور اساسی و بنیادین تغییرشون بدم .. و هنوز هم دارم روی این مبحث کار میکنم مبحث احساس لیاقت در جنبه های مختلف زندگیم هست در مبحث پولی و مالی .. در مبحث سلامتی و تندرستی و در مبحث روابط …وقتی هنوز باورهای بنیادین من تغییر نکرده . در بیرون از من هم هیچ اتفاق خاصی نمی افتد و این تضادها بصورت یو یو وار هر چند وقت یکبار خودشو نشون میده ولی باید بطور خیلی جدی و اساسی و بنیادین از این مسعلع هم عبور کنم.. هر چند الان اوضاع ظاهراً آرامه ولی برای من قابل قبول نیست چون تغییرات و مومنتوم مثبت باید پایدار و درست و مناسب باشه و باید فرسنگ ها با اون تضادها فاصله بگیرم ..

    و دارم آرام آرام آن تغییرات رو احساس میکنم ولی هنوز نمی تونم راجبش متنی رو اینجا بنویسم .. وقتی آن تغییر ایجاد شد حتما میام اینجا می‌نویسم ..

    یکی از تغییراتی که در خودم بوجود آوردم اینه که زیپ دهنمو بستم .. حتی در بدترین شرایط هم توانستم سکوت کنم و این سکوت نه بمعنای اینکه ترسیدم و یا قادر به جواب دادن نبودم بلکه بخاطر اینه که سعی میکنم اعراض کنم و راه حل رو به خداوند بسپارم چون بارها نتیجه گرفتم .. و این اعراض کردن بنفع من تمام میشه بخصوص در مورد تضادهایی که در مبحث روابط با فرزندانم بود

    تضادهای تکرار شونده ..

    چون من باور دارم که جهان افرادی که هم فرکانس با هم نیستند رو خودش جدا می‌کنه و یا آنها رو با من همراه می‌کنه چون طبق قانون من فقط میتونم خودم رو تغییر بدم و تغییر دیگران در توان من نیست پس تمام سعی و تلاشم رو میکنم که فقط و فقط روی تغییر باورهای خودم کار کنم

    تغییر دیگرم..

    یکی از تغییراتی که در محیط اطرافم انجام شده . در مورد همسایه ی دیوار به دیوار مون بود

    همسایه ی قبلی مون یک زوج جوان بودند ولی اکثر نیمه شبها سر و صدای دعواشون منو از خواب شیرینم میپروند و بیدار میشدم .. آنقدر سر و صدای دعواشون بلند بود که من ناخودآگاه همه ی حرفاشون رو می‌شنیدم .. حالا بماند از مسایل دیگه ای که داشتند .. مثلا هر وقت میهمان از شهرستان داشتند مرتبا وقت و بی وقت و نیمه شب خانم همسایه درب خانه مون رو می‌زد و اَزمون درخواست پارکینگ میکرد و همیشه هم دخترم در رو به رویشان باز میکرد و اجازه میداد.. بخاطر این وضعیت همش میگفتم خدایااآاا دوست دارم یا اینها از اینجا بزن و یا منو بجایی هدایت کن که هیچ همسایه ی دیوار به دیواری نداشته باشم!!! چند وقتی از این درخواست من نگذشته بود که دیدم میرن شهرستان حدودا ده پانزده روزی نبودند .. و در اون مدت با خیال راحت می‌خوابیدم .. و بعد از مدتی فهمیدم بخاطر مسایل دیگه که با صاحبخانه شون و مدیر ساختمان و شارژ داشتند بالاخره مجبور شدند جابجا بشن و از اینجا رفتند !؟.. خدا رو شکر

    یک ماهی خانه خالی بود برای تعمیر . با اینکه خانه نوساز هستش و بعدش یک زوج جوان دیگری آمدند که بسیار مودب و شاد و خوشحال هستند .. یعنی همیشه صدای خنده ی آنها رو می‌شنوم .. چقدر هم خوشحال میشم . حتی شنیدن صدای آنها بهم آرامش میده .. روزها هم میرن سر کار و شب بر میکردند .. اکثر تعطیلات هم نیستند !!!!

    در واقع به بهترین شیوه این تغییرات انجام شد خدا رو شکر ..

    جهان بیرونی و درونی ما دو آینه از یک حقیقت‌اند

    هرچه در کیهان جریان دارد، نمونه‌اش در درون ما نیز هست.

    و هرچه در درون ما بیدار می‌شود، در بیرون ما نیز بازتاب پیدا می‌کند.

    جملات طلایی

    اگر هنوز چیزی توی زندگی ما تغییر نکرده

    اگر هنوز همون رفتارهای قبلی رو داریم

    اگر هنوز همان آدمهای قبلی دور ورموان هستند

    اگر هنوز همان اعمال قبلی رو انجام میدم

    و اگر هنوز همون نتایج قبلی رو داریم تجربه می‌کنیم

    یعنی هنوز باورهای ما بقدر کافی هیچ تغییری نکرده و یعنی ما توهم زدیم

    در واقع نتیجه ی تغییر باورها

    باید خودشون رو در بیرون از ما نشون بدن به شکل عملی کردن ایده های الهامی ــــــ به شکل آرامش بیشتر ـــــــــــ به شکل ایمان بیشتر ــــــ به شکل شجاعت و حرکت کردن و رفتارهای جدید و باورهای جدید

    من سعی میکنم و تلاش میکنم که فقط روی خودم کار کنم بخصوص در این پروژه ی گام به گام تغییر را در آغوش بگیر می‌خوام با نتایجم و با صدای بلند اسم خدا رو فریاد بزنم

    امروز هم آن کشتی بادبانی چوبی روی میزم رو نگاه کردم و توی دستام گرفتم و داشتم بهش نگاه میکردم چون احساس میکنم داره با سرعت توی این اقیانوس حرکت می‌کنه ..

    باور کنید حرکتشو متوجه میشم ..

    با هم یک ارتباط تله پاتی برقرار کردیم ..

    باهام حرف میزنم .

    کاپیتان کشتی هم فرمون رو داره بسمت ساحل امن الهی ام می‌رسونه . ولی من دارم از این مسیر لذت میبرم!!!

    و از کشتی پرسیدم !!؟؟؟ کی به خشکی و ساحل زیبای خواسته ام میرسیم!!؟؟؟؟

    همینطوری بهم نگاه میکرد

    انگار هنوز پاسخی نرسید ..

    انگار باید هنوز ادامه بدم .. چون واکنشی نشان نداد ..!!!!

    خب منم چیزی نگفتم .. سری تکان دادم .

    گفتم : باید منتظر نشونه باشم

    فقط باید منتظر نشانه های واضح تری باشم تا اون فانوس دریایی رو ببینم !!

    الان یهویی به ذهنم رسید برای کشتی ام یک اسم جادویی انتخاب کنم ..

    اینم خودش یک ایده ای دیگه!! حتما هدایت میشم!!

    همین الان چشمم خورد به این نوشته . البته همیشه می‌دیدم ولی توجه نمی‌کردم ولی الان با دقت به این نوشته توجه کردم

    البته با یک ورق فلزی طلایی روش نوشته

    CUTTY SARK باید برم سرچ کنم ببینم چیع؟؟!!! اولین هدایت همین الان انجام شد!

    خدایاااا خودت قدم به قدم حرکت های من رو بلطف و فضل الهی خودت ده برابر خیر و برکت ببخش

    خدایااا شکرت به فضل و کرم الهی قدم به قدم ها و حرکت های من هم جهت با قدم های بلند و وسیع الهی است

    خدایاااا شکرت که قدرت و انرژی الهی در قدم‌های من جریان دارد

    خدایااا شکرت دستان من سرشار از قدرت و انرژی الهی است

    خدایااا شکرت نور شفاءبخش الهی در تمام ابعاد زندگیم جاری است

    خدایااا شکرت که دستان من دستان و بازوان بلند الهی است

    خدایااا شکرت قدرت و انرژی و توانگری الهی در ؤجودم جاری است

    خدایاااا شکرت من سهم خودمو برای تغییرات باورهایم انجام میدهم و بقیه کارها سهم خداوند هست من نیاز به کمک های قدرتمند و توانگر الهی دارم پس

    خودش فرمان کشتی زندگیمو بسمت بهترینها می چرخانه و منو به ساحل امن الهی خودش هدایت میکنه که دلبخواه من هم باشه !!!! الهی آمین

    یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا می‌دونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست

    خدایاااا کمکم کن تا برای شروع جدید و تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم و این تغییر و تحولات رو به گرمی در آغوش بگیرم .. !!

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و و زیباتر

    لذت بخش تر کن

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: