این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
«اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه میتواند الهامبخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران.»
استاد دوروز پیش باز با اون پسره بابک داستان شده بود خیلی ضعیف بود قدرتش اما مسعود خودش وارد شد و قضیه حل شد
گفت باهمیم اینا و واقعا الان همه چی داره اوکی و عالی پیش میره واقعا خداروشکر
اما چیزی حس کردم میدونی چیه مسعود واقعا مثله همون پسره همون شرایط داره منتهی سالم و ثروتمند اما اون نه از نظر ظاهری منظورمه تازه خوش تیپ ترم هست و من این سیگنال رو ازتون گرفتم که نظرتون مسعوده که باهاش رابطه عاطفی توحیدی رو داشته باشم تا وقتی که جفتمون از بودن باهم دیگه لذت ببریم
اما
اینکه دوروز پیش دوباره داستان شد در نتیجه من که اون ادم بابک رو نمیخوام اون عوض نشد چون میگم واقعا بحثه رهایی نیست دیگه بحثه هم فرکانسی هست و واقعا دیگه تصمیم با مسعود جدیه تازمانی که باهم هستیم باهم لذت ببریم وتوحیدی و رها لذت ببریم
از وجود هم اما دقیقا درست میگین ولی استاد خدایی شدتش خیلی کم بود اهان میدونین بیشتراز حس تلافی کردنه تا اینکه رابطه ای با اون ادم بخوام نمیدونم خاطرات 5سال پیش برام تداعی شده بود خاطراتی ک سرشار از خلا عاطفی و کمبود عزت نفس بود 5سال پیش اما استاد الان واقعا قدرتمند شدم قوی تر شدم بی نهایت از نظر شخصیتی همه چی قوی تر شدم
الحمدالله
و دیگه بخودم قول دادم که گذشته ها رو فراموش کنم و وارد مرحله ی جدیدی از رابطه عاطفیم با مسعود شدم حتی ازدواج که حلال باشه رابطمون
و لذت بردن بینهایت چون این عشقه نه اون اون خلا عافی باور کمبود وابستگی بیماری روانیه اما این سمت عشقه واقعا
امیدوارم استاد روسفیدتون کنم مثله همیشه با نتیجه هام خداروشکر من که باز با دوره هم جهت و دوره بهشتی عزت نفس دارم بی نهایت روی خودم کار میکنم و امیدوارم این فرکانس عزت نفس بالامو بگیرین عاشقتونم
به نام خدای مهربانم به نام خدای هدایتگرم به مسیر آگاهی و بهتر شدن هر روزم خدایا شکرت که امروز هم هدایتم میکنی برای دیدن زیباییها و و شناخت ترمزها و ضعفهای شخصیتم من سپاسگزارتم
سلام بر استاد عزیزو مریم جانم
ممنونم از این آگاهیهای نابی که در اختیار مون میذارین تا استفاده کنیم آگاهانه و زندگی بهتری بسازیم و جهانمون رو زیباتر کنیم و لذت ببریم شکرت خدای خوبم
این روزها که با این پروژه جدید جلو میرم مدام هواسم هست و از خودم میپرسم و این پرسیدنها خیلی به کنترل ذهنم و کانون توجه ام کمک میکند
الان که متوجه شدم من هستم که با باور و افکار و توجه و فرکانسم اتفاقات زندگیم را رقم میزنم خیلی خیلی بهتر روی خودم با تمرکز کار میکنم یعنی در مدار فهمیدن قرار گرفتم و اینم لطف خداست
یه جا اگه کار سخت پیش بره میگم یه ترمزی هست
و میگردم و پیداش میکنم ولی قبلا اینطدر نبودم و رد میشدم ازش دنبالشو نمیگرفتم که حلش کنم و نتیجه هم مشخص بود
واما اما خدا رو شکر الان خیلی بهتر شدم
و هر روز از خودم میپرسم چکار کنم که از این بهتر بشم از الانم بهتر بشم نسبت به دیروزم بهتر بشم
مدام کارها و رفتار و افکار و باورهامو چک میکنم مینویسم و مینویسم تا پیدا و حل کنم و این بهترین کار و قرار گرفتن در مسیر درست ست و مطمئن هستم میشود اون جیزی که من میخواهم و میسازمش میشود و خداوند با قدرتش به من پاداش میدهد پاداشی بینظیر چون لایقش هستم
من تغییر رو میپذیرم و در آغوش میگیرم چون لایق بهتر زندکی کردن هستم لایق بهترین و رسیدن به خواسته ها و اهدافم را دارم
لایق درآمد بالا و لایق بهتربن مکانها و بهتربن مسافرتها و بهترین خریدها رو دارم
خدایا من تلاش میکنم و میسازم تو هم برام قدمهای بعدی رو بردار با لطف و قدرت بی نهایتت
اگر جهان من هنوز تغییر نکرده ، یعنی من هنوز به اندازه کافی تغییر نکردم- پنج شنبه 8 آبان 1404
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن: کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را
دوباره جذب کنم؟
آقا من یه چیزی رو در طبق اخلاص بگم؟
حقیقت اینه که برای من تغییرات پایدار در حوزه مالی ، سخت ترین بعد تغییر هست
دلیلش هم اینه که : چون حجم باورهای محدود کننده ذهنمون خیییییلی نسبت به بعد های دیگه بیشتره ، فقط نیار هست که با جدیت بیشتری روش کار کنیم ، ( مصداق همون درخت با ریشه های محکم هست که استاد و مریم کان قسمت اول زندگی در بهشت ، از زمین بیرون میکشنش)
و من میفهمم که به محض اینکه دارن روی باورهای درست کار میکنم نتایج از در و دیوار میان منتهی باید در مسیر درست استمرار داشت تا نتایج پایدار بشن
به قول استاد در جلسه اول هم جهت با جریان خداوند : باید به اندازه کافی در مونتوم مثبت بمونی تا نتایجی که میخوای خلق بشن
و در جلسه دوم قدم 5 میگن : باید به ثبات فرکانسی برسی ، ثبات فرکانسی ، ثبات فرکانسی ، ثبات فرکانسی ، و این ثبات فرکانسی معنی صبر در قرآنه
آخ که این جملات جلسه 2 قدم 5 رو دیروز که بهتر فهمیدم ، هزاااار بار گذاشتم روی چشم هام و بوییدم و بوسیدم
استاد عاااااشقتم هزااااااار تا
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه میتواند الهامبخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران. پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
خوب خوب خوب بریم سراغ این تجربه
میخوام از رابطه عاطفی بگم :
خوب من چندین رتبه عاطفی رو در زندگیم تجربه کردم ، چند تایی ش آشنایی بود و آخرینش یه دوستی بود که قرار بود به ازدواج ختم بشه که به لطف الله نشد
( اول اینکه اینو بگم که روابط عاطفی من همه الگوهای مشابه داشتن ، یه آشنایی یا یه پیشنهاد از طرف آقا انفاق میفتاده و آقا به شددددددت از من خوشش نیومده و عملا هرررررر کاری میکزده تا من رو به دست بیاره و اشتیاق سوزان داشته با کنار من باشه
( و ار اونجایی که من احساس لیاقت پایین داشتم ، خصوصا در مورد کیس هایی که وضعیت مالی هاب عالی داشتن و اینطوری بودم که : من و ایشون؟ اصلا چطوری؟ من لایقش نیستم و این داستان ها و این گفتگوهای ذهنی اشتباه طبیعتا منجر به رفتار های اشتباه میشد دیگه) و اتفاقی که میفتاد ، این بود که به خاطر سلسله رفتارهای اشتباه من ، رابطه به بدترین شکل ممکن از طرف آقا تموم میشد
ولی در مورد رابطه آخرم
خوب من اون موقع دیگه 7-8 ماهی بود که با استاد ارتباط گرفته بودم و داشتم از دوره ها استفاده میکردم
و حس میکردم هر روز رابطه داره رو به افول میذاره
و هر روز دلایل بیشتری پیدا میکردم که برام مسجل میشد که این آقا به دردت نمیخوره و به قولی تایپ تو نیست
خلاااااصه
یه مدتی با تردید زمان گذروندم. 24 آذر 1403 احساس لیاقت رو به خودم هدیه تولد دادم
و دی 1403 عشق و مودت رو به عنوان هدیه کریسمس به خودم کادو دادم و وقتی شروع کردم روش
انگار یکم گرد و خاک هایی که روی الماس اون احساس لیاقته بود ، یکم داشت نمونده میشد ،،،،،، خلااااااصه
3 اسفند 1403
یه پیام با این مضمون براشون فرستادم که :
از نظر من هر چی بین ما و توی این رابطه بوده مدت هاست که تموم شده ، دیگه نمیخوام ببینمت و خداحافظ
و نمیدونید چه حجم از اعتماد و عزت نفسی وجودم رو گرفت که به قول استاد در جلسه آخر عشق ومودت :
به کمتر از بهترین رضایت ندین ، به کم تر از ثروتمن ترین و عالی ترین در تمام ابعاد رضایت ندین ( البته که خودتون هم باید بهترین باشید و زه ثبات فرکانسی رسیده باشین)
و این شد قصه من جایی که :
به لطف الله یکتا ، تغییراتم پایدار شد و به این نتیجه رسیدم که لیاقت من بیشتر از این حرف هاست
و به قول اون خانمه تو فیلم The puss in boots :
You are better than this.
تو لیاقتت بیشتر از این حرف هاست ، ( به کمتر از بهترین رضایت نده)
این روزها خیلی درگیر تمرین کردن روی این مسئله هستم که همه توجه و تمرکزم رو روی خودم و خواستههام بذارم.
هر موقع که میبینم ذهنم داره به سمت و سوی دیگهای کشیده میشه تلاش میکنم تا آگاهانه به خودم توجه کنم.
به این توجه کنم که همین الان در حال انجام دادن چه کاری هستم؟ و این کار چه تاثیری در روند زندگی من خواهد داشت؟ چه احساسی رو در من به وجود میاره؟ چه افکاری داره از ذهنم عبور میکنه؟ چطور میتونم به این افکار جهت بدم؟ و اینکه چطور میتونم در لحظه حال باشم؟ حالم رو بهتر کنم؟ از لحظهای که دارم توش زندگی میکنم استفاده و لذت بیشتری ببرم؟ چطور شادتر باشم؟ چطور بیشتر در لحظه حال زندگی کنم و نهایت استفاده رو از لحظهای که داخلش هستم ببرم؟ و در نهایت اینکه دلم میخواد همین الان چه خواستهای در زندگی من به وجود بیاد که باعث بشه در اون لحظه من حالم بهتر بشه؟!
فکر میکنم این طرز نگرش و این نوع دیدگاه از خوندن کتاب رویاهایی که رویا نیستند به من منتقل شده.
مخصوصاً فصل دوم و اونجایی که خداوند رو در همون لحظه حاضر و ناظر ببینیم و تصور کنیم که اگه در همون لحظه بخواد خواستههای ما را اجابت کنه چی ازش میخوایم؟!
در مورد این مسئله و این فصل توی دیدگاههای همون کتاب حتماً مینویسم.
خوشحالم از اینکه لایق این بودم تا یک رد پای دیگه روی این فایل از خودم به جا بزارم.
بیاد میارم روزهایی رو که تقلا می کردم همه چیز رو تغییر بدم بجز خودم !
فکر می کردم باید همه چیز عوض بشه و به خیال خودم اینجوری می تونستم زندگیم شرایطم تغییر بدم و هر چقدر بیشتر تلاش کردم کمتر نتیجه دیدم .
بنظرم درک اگاهی های این سایت چه فایل های هدیه و چه محصولات تکامل میخواد .. باید قدم به قدم پیش بریم و همه تمرکزمان روی خودمون باشه ،
باید هر فایل رو انقدر با دقت و توجه بالا گوش بدیم بنویسیم و در موردش فکر کنیم تا درکش کنیم باید انقدر شجاعت داشته باشیم که اشتباهاتمان رو بپذیریم و بجای مقصر دانستن دیگران روی خودمان کار کنیم حتی اگر شرایط سخت باشه حتی اگر روابط نادلخواه باشه ، درک این مطلب به ما کمک میکنه زودتر به نتیجه برسیم؛ اگر من تغییر کنم اگر من خودم بهبود بدم اگر به زیبائی های هر چیزی یا هر کسی توجه کنم و نگاهم از روی ناخواسته ها بردارم قطعا همه چیز به نفع من پیش می رود ،
اگر من مدارم را با کار کردن روی خودم تغییر بدم فرکانس من تغییر می کند و انسان های که فرکانس شان با من هماهنگ نیست به راحتی و به خودیِ خود از زندگیم خارج می شوند یا تغییر می کنند و با من هم مدار و هم فرکانس می شوند بدون تقلا و تلاش من …
پس اگر من روی خودم کار میکنم و اوضاع شرایط همون شرایط قبلی ست یا انسان های نادلخواهِ من هستند به این معناست که من به اندازه کافی تغییر نکرده و باید با جدیت و تعهد بیشتری روی خودم کار کنم .
مثال از خودم _ من روی خودم کار می کردم اما نه متعهدانه !
من غیبت را کنار. گذاشتم اما در کنترل ذهن قوی عمل نمی کردم و انسان هایی که غیبت می کردند باز هم کم بیش در زندگی من حضور داشتند و با اینکه بارها بارها بهشون تذکر داده بودم که نمیخواهم غیبت بشنوم باز هم کم بیش این موضوع ادامه داشت آن هم به چند دلیل : من کنترل ذهن نداشتم و گاهی در گذشته و منفی ها سیر می کردم ، قدرت نه گفتن نداشتم و برای خودم و حال خوبم ارزشی قائل نبودم حرف دیگران برام کم و بیش مهم بود و …
من اصل رو درک کرده بودم اما در عمل …
خب
عاطفه میخوای چیکار کنی ؟ تو که تذکر دادی ، تو که یک خط درمیان جوابشون نمیدی ! پس چرا بازم هستند ؟؟؟
اینجا بود که متوجه شدم من آن جوری باید تعهد بدم ندادم و از همان لحظه شروع کردم و به خودم تعهد دادم و از خدای خودم کمک خواستم و نتیجه شد کنترل ذهن عالی و پناه به خداوند از شر نجواهای ذهن و شیطان و گوشِ جان سپردن به فایل های هدیه و محصولات و روی خودم کار کردن
و اونوقت بود که تماس ها غیبت ها انسان های این چنینی محو شدند و رابطه با نزدیک ترین افراد زندگیم رسید به ماهی یا دو ماهی یکبار اون هم در حد احوال پرسی و شوخی خنده و حال خوب :)
نتایج کی بوجود اومدند ؟ وقتی که من متعهدانه روی خودم کار کردم و این کار کردن روی خودم از نان شب واجب تر دونستم و حالا هر جا که برم هر کسی رو ببینم ناخودآگاه حواسم به زیبائی ها و مثبت هاست و بارها بارها بارها شده نکات منفی شخصی یا رفتار بد کسی یا نازیبائی که دیگران دیدند رو من ندیدم !! نشنیدم !! حس نکردم !!
هر جا رفتم هر کسی رو دیدم فقط زیبائی حرف های خوب رفتارهای عالی بوده و بس …
حالا چه چیزی عوض شده یا چه کسی تغییر کرده ؟؟ من یا بیرون از من ؟
خب عاطفه برای همه چیز با همین فرمان برو جلو …
برداشتن تمرکزم از روی همسرم و گیر ندادن به سیگار کشیدن هاش و تمرکز روی خودم و بهبود شخصیت خودم این شد که همسرم خودش سیگار کشیدن ترک کنه …
خودش بیاد سمت سایت و از فایل های هدیه شروع کنه و به روش خودش پیش بره..
همسری که از اولش خوب خوش رو خوش اخلاق و عالی بود و من 99 درصد روی خوبش رو نمی دیدم و تمرکزم روی اون 1 درصد بود…
کار کردن روی خودم و بهبود شخصیتی که هنوز هم ادامه داره شد آرامش درونی ، شد توحید و دوست شدن با خدا ، شد به صلح رسیدن با خودم و روان شدن چرخ زندگی شد رزق بی حساب و پر بودن کیف و کارتم از پول ، شد احترام عشق و موهبت از سمت انسان های نازنین که به لطف الله ادامه دارد و تازه اول راهم …
پس همه چیز به من بستگی داره به مداری که دَرِش هستم به فرکانسی که ارسال میکنم به کار کردن روی خودم به عمل کردن نه حرف مفت زدن !
و همین ها ادامه دادن ها نتایج رو پر رنگ و پایدار می کنند
نشانه امروزم منو بزرگ تر کرد منو محک زد و بهم گفت با همین فرمون و البته با دقت و تعهد بیشتری برو جلو ،
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
خدای عزیز و قشنگم ای یار و یاور همیشگی من ،
ای صاحب اختیارم ای هدایتگر و حمایتگر من…
شکر برای درک اگاهی های که بهم میدی
اگر میتونم درکشون کنم از عقل فهم. شعوریِ که خودت بهم دادی
از راهنماییِ که تو بهم میکنی
خدای دانای توانای من ، خداوند قدرتمند و ثروتمند من ، هرآنچه دارم از آن توست هر آنچه دارم متعلق بتوست و من با تمام وجودم سپاسگزارتم و
می پرستمت :))
خدایا من در برابر رَبی چون تو که یکی هستی که پروردگار کل کیهانی تسلیمم و هیچ نمی دونم ، خداوندا تنها برای تو بندگی میکنم و تنها به خودت چشم میگم ، منو به راه راست به راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن آمین
استاد عزیز و قشنگم، ای پیامبر زمانه من ای عزیز دل خدا و منو بچه های سایت بی نهایت ازتون سپاسگزارم و دوستون دارم
به امید دیدار روی ماهتون از نزدیک به قول کیانا ماچ بهتون .
از کدام لطف و کرمت با اشک شوقم بنویسم ،از این فصل ویژه ات که باران پرخیرو برکتت را روزی مان کرده ای ،از حال و هوای دلم که مدتیست لبریز از آرامش است و احساس عالی ،از ذهنی که هر روز معجزه می آفریند و زندگیم با تمرکز روی مثبت اندیشی لبریز از معجزه کرده ای ،مدت زیادی می گذرد دیگر تمام حواسم به داشتن یک ذهن بازوپاک است چون اصل را آموخته ام که زندگیه مثبت رو با یک ذهن منفی هیچ وقت تجربه نخواهم کرد چون طرف حسابم با قانون کائنات زیبایت است ، ذهن پاک یعنی زندگی پاک و من این روزها دارم با عشق تجربه اش می کنم از برکتی که در جای جای زندگیم شاهدش هستم ،از رابطه عالیم با خودم ،خداوند و مصطفی جان ،از شوق و اشتیاقم و تمرکز روی رفتارو عملکردهایم و نوشتن ها و مراقبه هایم که چقدر چرخ های زندگیم را روان نموده است ،خدایاشکرت.
تا وقتی صادقانه رفتار می کنم در اینمسیر به طبع نور و رحمت و هدایت های الهی در این مسیر باعث میشود چرخ زندگیم در همه ابعاد به راحتی بچرخد و معجزات خداوند را ببینم .
خداروشکر می کنم که با انرژی مثبت خود توانسته ام تمام زیبایی ها را به سمت خودم جذب کنم چون همه چیز انرژی هست و احساس لحظه ای من، اگر خوشحالم بیشک خوشحالی را جذب می کنم و سهم قلب من می شود و به قول مولانا:
شاد باش و فارغ و ایمن که من
آن کنم با تو که باران با چمن
واقعا بی نظیره بنابراین هر چیزی شبیه خودش رو جذب می کنه و تمام این ها رسیدن به یک نکته کلیدی و اساسی است و آن اینکه من حالم همیشه خوب باشه در هر شرایطی ،فلبم آرام باشد و همان الا به ذکر الله تطمئن القلوب را در هر لحظه تجربه کنم ،معجزه می کند ،خدایا بی نهایت شاکروسپاسگزارتم عشقی عششششق ،با تو جهانم زیروروشد …..
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید و وجود و زندگیتان لبریز شود از نتایج پایدار …..
درود بر استاد عزیز,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی ام
*وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر میکنیم ,جهان شرایط رو برای ما تغییر میده .
*تغییر بنیادین در رفتار ما نمایان میشود مخصوصا زمانی که در فشار و چالش ها قرار میگیریم
*اگر به اندازه ی کافی تغییر کنی,آدمهای اطراف ما تغییر میکنند و یا اگر در فرکانس ما نباشند از زندگی ما خارج میشن
همین چند جمله ,چنان آگاهی بزرگیست که از زمانی که درکش کردم و تمرکز بر تغییر خودم گذاشتم جهان اطرافم به بهترین شکل تغییر کرده.
و کاملا تجربه ی این رو داشتم که وقتی در مدار بهتری قرار گرفتم,اشخاصی از زندگی من خارج شدند و یا رفتار افرادی که در زندگی من حضور داشتند بهتر شده. تنها مسئولیت ما تغییر خودمان است و بس…
سپاس از خدای بزرگ و استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
خداروشکر میکنم امروز هم با فایل مصاحبه با استاد کلی آگاهیهای زیادی را دریافت کردم و درسهای زیادی یاد گرفتم همه آدمها در زندگی شان ترس هایی دارند و شرایط موقعیت و اتفاقات افراد و ایده های مشابه با آن مدار را تجربه خواهند کرد ونتیجه خواهند گرفت رفتارهایمان نشان دهنده تغییرات هستند نه فقط حرف
آیا در این مدتی که وقت گذاشته ایم و کار کرده ایم تغییرات بنیادین داشته ایم ؟
اگر در موقع عصبانی،نا امیدی وبروز مسئله ای هنگامی که تحت فشار قرار داری همان رفتارهای قبلت را داری پس تغییرت فقط ظاهری است .همانند پرتقال با ظاهر خوب که بعد از فشردنش خرابی اش نمایان می شود. پس باید تلاش و استمرار داشته باشی تا تغییرات بنیادین شود تا نتایج عالی بگیری
چه موقع از روابط نتیجه می گیریم؟وقتی شخصیت فرد به صورت بنیادین تغییر کند جهان شرایط را تغییر می دهد. تمرکز را از اطرافیان برداریم ،توضیح دادن،قانع کردن طرف مقابلمان را کنار بگذاریم. فقط وفقط تمرکز بر روی خودمان باشد اگر افکار وباور ها و فرکانسهایمان تغییر کرد.
جهان افراد هم فرکانس با تو را کنارت می چیند یا تغییر می کنند یا عوض می شوند.اگر می خواهیم موفق و در هر حوزه بهترین عملکرد را داشته باشیم باید همواره به دنبال بهبود دائمی خود باشیم جهان هیچ گاه ثابت نیست یا تغییر می کنیم و هر لحظه خود را بهبود می دهیم یا زیر چرخ دنده های جهان له می شویم وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر کنیم:جهان تمام شرایط را به نفع ما تغییر می دهداگر شرایط ما مانند گذشته بوده یا تغییری نکرده است باید به خود نهیب بزنیم و بدانیم: حتما ما به اندازه ی کافی تغییر نکرده ایم برخی اوقات :ما فکر می کنیم تغییر کرده ایم در صورتی که رفتار و اعمال ما مانند گذشته است
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
خداوند را هزاران بار شکر بابت هدایتم به این فایل پر از آگاهی
دیشب من به یک تضادی برخوردم و مثل خانم سحر با خودم کلنجار میرفتم که من تغییر کردم پس چرا طرف مقابلم تغییر نکرده
دقیقا تو یک موقعیتی گیر کردم که احساساتم جریحه دار شد و متاسفانه مثل قبل رفتار کردم و توی این فایل متوجه شدم که من هنوز تغییر نکردم و باید بیشتر و بیشتر روی رفتارم فوکوس کنم تا تغییر کنم. و این نکته طلایی رو دریافتم اگر آدمهای اطرافم تغییر نکردن ، مورد از منه نه از اونها. نکته ناب بعدی اینکه تا مظلومی وجود نداشته باشه ظالمی هم نیست و این مظلومه که با پذیرفتن ظلم باعث میشه ظلمی صورت بگیره.
به نظرم فهمیدن و درک کردن همین یک مطلب و بسط دادن اون در شرایط و موقعیت های مختلف میتونه از شکل گیری بسیاری از کینه ها، عداوت ها و دشمنی ها جلوگیری کنه و در نتیجه وقتی این رفتار ها و افکار منفی نباشند پس بسیاری از بیماریها که نتیجه و محصول این رفتارهای ناشایست است نیز از بین میروند.
وااای استاد تمام این موارد عین دومینو به هم مرتبط هستن و این آگاهی ها چقدر حال دل منو خوب کردن و من شاکر الله بیهمتای خودم هستم که کلام خود را در بیان شما قرار داد و منو هدایت کرد.
بنام خدا
سلام میکنم خدمت آقای عباس منش و خانم شایسته وهمه دوستان عزیز
این موضوعی که سحر خانم مطرح کردند مبتلا به خیلی از کسانی است که در اول این مسیر هستند و پاسخ شما کاملاً دقیق و فنی بود
یکبار یادم میآید در یک سمینار حضوری گفتید
من وقتی قانون را درک وباور کردم با سرعت زیادی به طرف اهداف و خواسته هایم حرکت کردم و آنها را بدست آوردم
آن موقع این حرف برای من قابل فهم نبود و سالها طول کشید تا آنرا درک کنم اما حالا که مدت کمی است که قانون را باور کردهام میبینم
چطور همه چیز در اطراف من در حال تغییر کردن است
حالا میفهمم تغییر زندگی و سرنوشت ما نه با کار و تلاش زیاد و نه با تغییر شرایط و اتفاقات بیرونی ونه حتی با تغییر دادن دیگران است
بلکه کافی است تا ما قانون را درست درک و باور کنیم آنوقت اتفاقات و رویدادها و انسان های دور وبر ما خود به خود تغییر میکنند
مثل این است که ما در قایقی بنشینیم وان قایق خودش در مسیر رودخانه به حرکت در آید
نه پارو زدن میخواهد نه شنا کردن و نه دست و پا زدن فقط کافی است با کمی هوشیاری سکان قایق را در دست داشته باشیم
با تشکر و آرزوی سلامتی و شادی برای همه دوستان گرامی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
«اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه میتواند الهامبخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران.»
استاد دوروز پیش باز با اون پسره بابک داستان شده بود خیلی ضعیف بود قدرتش اما مسعود خودش وارد شد و قضیه حل شد
گفت باهمیم اینا و واقعا الان همه چی داره اوکی و عالی پیش میره واقعا خداروشکر
اما چیزی حس کردم میدونی چیه مسعود واقعا مثله همون پسره همون شرایط داره منتهی سالم و ثروتمند اما اون نه از نظر ظاهری منظورمه تازه خوش تیپ ترم هست و من این سیگنال رو ازتون گرفتم که نظرتون مسعوده که باهاش رابطه عاطفی توحیدی رو داشته باشم تا وقتی که جفتمون از بودن باهم دیگه لذت ببریم
اما
اینکه دوروز پیش دوباره داستان شد در نتیجه من که اون ادم بابک رو نمیخوام اون عوض نشد چون میگم واقعا بحثه رهایی نیست دیگه بحثه هم فرکانسی هست و واقعا دیگه تصمیم با مسعود جدیه تازمانی که باهم هستیم باهم لذت ببریم وتوحیدی و رها لذت ببریم
از وجود هم اما دقیقا درست میگین ولی استاد خدایی شدتش خیلی کم بود اهان میدونین بیشتراز حس تلافی کردنه تا اینکه رابطه ای با اون ادم بخوام نمیدونم خاطرات 5سال پیش برام تداعی شده بود خاطراتی ک سرشار از خلا عاطفی و کمبود عزت نفس بود 5سال پیش اما استاد الان واقعا قدرتمند شدم قوی تر شدم بی نهایت از نظر شخصیتی همه چی قوی تر شدم
الحمدالله
و دیگه بخودم قول دادم که گذشته ها رو فراموش کنم و وارد مرحله ی جدیدی از رابطه عاطفیم با مسعود شدم حتی ازدواج که حلال باشه رابطمون
و لذت بردن بینهایت چون این عشقه نه اون اون خلا عافی باور کمبود وابستگی بیماری روانیه اما این سمت عشقه واقعا
امیدوارم استاد روسفیدتون کنم مثله همیشه با نتیجه هام خداروشکر من که باز با دوره هم جهت و دوره بهشتی عزت نفس دارم بی نهایت روی خودم کار میکنم و امیدوارم این فرکانس عزت نفس بالامو بگیرین عاشقتونم
بازهم میام مینویسم با عشق
فعلا در پناه الله یکتا باشین
به نام خدای مهربانم به نام خدای هدایتگرم به مسیر آگاهی و بهتر شدن هر روزم خدایا شکرت که امروز هم هدایتم میکنی برای دیدن زیباییها و و شناخت ترمزها و ضعفهای شخصیتم من سپاسگزارتم
سلام بر استاد عزیزو مریم جانم
ممنونم از این آگاهیهای نابی که در اختیار مون میذارین تا استفاده کنیم آگاهانه و زندگی بهتری بسازیم و جهانمون رو زیباتر کنیم و لذت ببریم شکرت خدای خوبم
این روزها که با این پروژه جدید جلو میرم مدام هواسم هست و از خودم میپرسم و این پرسیدنها خیلی به کنترل ذهنم و کانون توجه ام کمک میکند
الان که متوجه شدم من هستم که با باور و افکار و توجه و فرکانسم اتفاقات زندگیم را رقم میزنم خیلی خیلی بهتر روی خودم با تمرکز کار میکنم یعنی در مدار فهمیدن قرار گرفتم و اینم لطف خداست
یه جا اگه کار سخت پیش بره میگم یه ترمزی هست
و میگردم و پیداش میکنم ولی قبلا اینطدر نبودم و رد میشدم ازش دنبالشو نمیگرفتم که حلش کنم و نتیجه هم مشخص بود
واما اما خدا رو شکر الان خیلی بهتر شدم
و هر روز از خودم میپرسم چکار کنم که از این بهتر بشم از الانم بهتر بشم نسبت به دیروزم بهتر بشم
مدام کارها و رفتار و افکار و باورهامو چک میکنم مینویسم و مینویسم تا پیدا و حل کنم و این بهترین کار و قرار گرفتن در مسیر درست ست و مطمئن هستم میشود اون جیزی که من میخواهم و میسازمش میشود و خداوند با قدرتش به من پاداش میدهد پاداشی بینظیر چون لایقش هستم
من تغییر رو میپذیرم و در آغوش میگیرم چون لایق بهتر زندکی کردن هستم لایق بهترین و رسیدن به خواسته ها و اهدافم را دارم
لایق درآمد بالا و لایق بهتربن مکانها و بهتربن مسافرتها و بهترین خریدها رو دارم
خدایا من تلاش میکنم و میسازم تو هم برام قدمهای بعدی رو بردار با لطف و قدرت بی نهایتت
الهی شکرت سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
تغییر را در آغوش بگیر | گام 6-
اگر جهان من هنوز تغییر نکرده ، یعنی من هنوز به اندازه کافی تغییر نکردم- پنج شنبه 8 آبان 1404
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن: کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را
دوباره جذب کنم؟
آقا من یه چیزی رو در طبق اخلاص بگم؟
حقیقت اینه که برای من تغییرات پایدار در حوزه مالی ، سخت ترین بعد تغییر هست
دلیلش هم اینه که : چون حجم باورهای محدود کننده ذهنمون خیییییلی نسبت به بعد های دیگه بیشتره ، فقط نیار هست که با جدیت بیشتری روش کار کنیم ، ( مصداق همون درخت با ریشه های محکم هست که استاد و مریم کان قسمت اول زندگی در بهشت ، از زمین بیرون میکشنش)
و من میفهمم که به محض اینکه دارن روی باورهای درست کار میکنم نتایج از در و دیوار میان منتهی باید در مسیر درست استمرار داشت تا نتایج پایدار بشن
به قول استاد در جلسه اول هم جهت با جریان خداوند : باید به اندازه کافی در مونتوم مثبت بمونی تا نتایجی که میخوای خلق بشن
و در جلسه دوم قدم 5 میگن : باید به ثبات فرکانسی برسی ، ثبات فرکانسی ، ثبات فرکانسی ، ثبات فرکانسی ، و این ثبات فرکانسی معنی صبر در قرآنه
آخ که این جملات جلسه 2 قدم 5 رو دیروز که بهتر فهمیدم ، هزاااار بار گذاشتم روی چشم هام و بوییدم و بوسیدم
استاد عاااااشقتم هزااااااار تا
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه میتواند الهامبخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران. پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
خوب خوب خوب بریم سراغ این تجربه
میخوام از رابطه عاطفی بگم :
خوب من چندین رتبه عاطفی رو در زندگیم تجربه کردم ، چند تایی ش آشنایی بود و آخرینش یه دوستی بود که قرار بود به ازدواج ختم بشه که به لطف الله نشد
( اول اینکه اینو بگم که روابط عاطفی من همه الگوهای مشابه داشتن ، یه آشنایی یا یه پیشنهاد از طرف آقا انفاق میفتاده و آقا به شددددددت از من خوشش نیومده و عملا هرررررر کاری میکزده تا من رو به دست بیاره و اشتیاق سوزان داشته با کنار من باشه
( و ار اونجایی که من احساس لیاقت پایین داشتم ، خصوصا در مورد کیس هایی که وضعیت مالی هاب عالی داشتن و اینطوری بودم که : من و ایشون؟ اصلا چطوری؟ من لایقش نیستم و این داستان ها و این گفتگوهای ذهنی اشتباه طبیعتا منجر به رفتار های اشتباه میشد دیگه) و اتفاقی که میفتاد ، این بود که به خاطر سلسله رفتارهای اشتباه من ، رابطه به بدترین شکل ممکن از طرف آقا تموم میشد
ولی در مورد رابطه آخرم
خوب من اون موقع دیگه 7-8 ماهی بود که با استاد ارتباط گرفته بودم و داشتم از دوره ها استفاده میکردم
و حس میکردم هر روز رابطه داره رو به افول میذاره
و هر روز دلایل بیشتری پیدا میکردم که برام مسجل میشد که این آقا به دردت نمیخوره و به قولی تایپ تو نیست
خلاااااصه
یه مدتی با تردید زمان گذروندم. 24 آذر 1403 احساس لیاقت رو به خودم هدیه تولد دادم
و دی 1403 عشق و مودت رو به عنوان هدیه کریسمس به خودم کادو دادم و وقتی شروع کردم روش
انگار یکم گرد و خاک هایی که روی الماس اون احساس لیاقته بود ، یکم داشت نمونده میشد ،،،،،، خلااااااصه
3 اسفند 1403
یه پیام با این مضمون براشون فرستادم که :
از نظر من هر چی بین ما و توی این رابطه بوده مدت هاست که تموم شده ، دیگه نمیخوام ببینمت و خداحافظ
و نمیدونید چه حجم از اعتماد و عزت نفسی وجودم رو گرفت که به قول استاد در جلسه آخر عشق ومودت :
به کمتر از بهترین رضایت ندین ، به کم تر از ثروتمن ترین و عالی ترین در تمام ابعاد رضایت ندین ( البته که خودتون هم باید بهترین باشید و زه ثبات فرکانسی رسیده باشین)
و این شد قصه من جایی که :
به لطف الله یکتا ، تغییراتم پایدار شد و به این نتیجه رسیدم که لیاقت من بیشتر از این حرف هاست
و به قول اون خانمه تو فیلم The puss in boots :
You are better than this.
تو لیاقتت بیشتر از این حرف هاست ، ( به کمتر از بهترین رضایت نده)
والسلام
با عشق ، ادامه دارد …..
«به نام خداوند زیباییها»
این روزها خیلی درگیر تمرین کردن روی این مسئله هستم که همه توجه و تمرکزم رو روی خودم و خواستههام بذارم.
هر موقع که میبینم ذهنم داره به سمت و سوی دیگهای کشیده میشه تلاش میکنم تا آگاهانه به خودم توجه کنم.
به این توجه کنم که همین الان در حال انجام دادن چه کاری هستم؟ و این کار چه تاثیری در روند زندگی من خواهد داشت؟ چه احساسی رو در من به وجود میاره؟ چه افکاری داره از ذهنم عبور میکنه؟ چطور میتونم به این افکار جهت بدم؟ و اینکه چطور میتونم در لحظه حال باشم؟ حالم رو بهتر کنم؟ از لحظهای که دارم توش زندگی میکنم استفاده و لذت بیشتری ببرم؟ چطور شادتر باشم؟ چطور بیشتر در لحظه حال زندگی کنم و نهایت استفاده رو از لحظهای که داخلش هستم ببرم؟ و در نهایت اینکه دلم میخواد همین الان چه خواستهای در زندگی من به وجود بیاد که باعث بشه در اون لحظه من حالم بهتر بشه؟!
فکر میکنم این طرز نگرش و این نوع دیدگاه از خوندن کتاب رویاهایی که رویا نیستند به من منتقل شده.
مخصوصاً فصل دوم و اونجایی که خداوند رو در همون لحظه حاضر و ناظر ببینیم و تصور کنیم که اگه در همون لحظه بخواد خواستههای ما را اجابت کنه چی ازش میخوایم؟!
در مورد این مسئله و این فصل توی دیدگاههای همون کتاب حتماً مینویسم.
خوشحالم از اینکه لایق این بودم تا یک رد پای دیگه روی این فایل از خودم به جا بزارم.
خدایا بینهایت شکرت.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عباس منش عزیزم و همه دوستان.
بیاد میارم روزهایی رو که تقلا می کردم همه چیز رو تغییر بدم بجز خودم !
فکر می کردم باید همه چیز عوض بشه و به خیال خودم اینجوری می تونستم زندگیم شرایطم تغییر بدم و هر چقدر بیشتر تلاش کردم کمتر نتیجه دیدم .
بنظرم درک اگاهی های این سایت چه فایل های هدیه و چه محصولات تکامل میخواد .. باید قدم به قدم پیش بریم و همه تمرکزمان روی خودمون باشه ،
باید هر فایل رو انقدر با دقت و توجه بالا گوش بدیم بنویسیم و در موردش فکر کنیم تا درکش کنیم باید انقدر شجاعت داشته باشیم که اشتباهاتمان رو بپذیریم و بجای مقصر دانستن دیگران روی خودمان کار کنیم حتی اگر شرایط سخت باشه حتی اگر روابط نادلخواه باشه ، درک این مطلب به ما کمک میکنه زودتر به نتیجه برسیم؛ اگر من تغییر کنم اگر من خودم بهبود بدم اگر به زیبائی های هر چیزی یا هر کسی توجه کنم و نگاهم از روی ناخواسته ها بردارم قطعا همه چیز به نفع من پیش می رود ،
اگر من مدارم را با کار کردن روی خودم تغییر بدم فرکانس من تغییر می کند و انسان های که فرکانس شان با من هماهنگ نیست به راحتی و به خودیِ خود از زندگیم خارج می شوند یا تغییر می کنند و با من هم مدار و هم فرکانس می شوند بدون تقلا و تلاش من …
پس اگر من روی خودم کار میکنم و اوضاع شرایط همون شرایط قبلی ست یا انسان های نادلخواهِ من هستند به این معناست که من به اندازه کافی تغییر نکرده و باید با جدیت و تعهد بیشتری روی خودم کار کنم .
مثال از خودم _ من روی خودم کار می کردم اما نه متعهدانه !
من غیبت را کنار. گذاشتم اما در کنترل ذهن قوی عمل نمی کردم و انسان هایی که غیبت می کردند باز هم کم بیش در زندگی من حضور داشتند و با اینکه بارها بارها بهشون تذکر داده بودم که نمیخواهم غیبت بشنوم باز هم کم بیش این موضوع ادامه داشت آن هم به چند دلیل : من کنترل ذهن نداشتم و گاهی در گذشته و منفی ها سیر می کردم ، قدرت نه گفتن نداشتم و برای خودم و حال خوبم ارزشی قائل نبودم حرف دیگران برام کم و بیش مهم بود و …
من اصل رو درک کرده بودم اما در عمل …
خب
عاطفه میخوای چیکار کنی ؟ تو که تذکر دادی ، تو که یک خط درمیان جوابشون نمیدی ! پس چرا بازم هستند ؟؟؟
اینجا بود که متوجه شدم من آن جوری باید تعهد بدم ندادم و از همان لحظه شروع کردم و به خودم تعهد دادم و از خدای خودم کمک خواستم و نتیجه شد کنترل ذهن عالی و پناه به خداوند از شر نجواهای ذهن و شیطان و گوشِ جان سپردن به فایل های هدیه و محصولات و روی خودم کار کردن
و اونوقت بود که تماس ها غیبت ها انسان های این چنینی محو شدند و رابطه با نزدیک ترین افراد زندگیم رسید به ماهی یا دو ماهی یکبار اون هم در حد احوال پرسی و شوخی خنده و حال خوب :)
نتایج کی بوجود اومدند ؟ وقتی که من متعهدانه روی خودم کار کردم و این کار کردن روی خودم از نان شب واجب تر دونستم و حالا هر جا که برم هر کسی رو ببینم ناخودآگاه حواسم به زیبائی ها و مثبت هاست و بارها بارها بارها شده نکات منفی شخصی یا رفتار بد کسی یا نازیبائی که دیگران دیدند رو من ندیدم !! نشنیدم !! حس نکردم !!
هر جا رفتم هر کسی رو دیدم فقط زیبائی حرف های خوب رفتارهای عالی بوده و بس …
حالا چه چیزی عوض شده یا چه کسی تغییر کرده ؟؟ من یا بیرون از من ؟
خب عاطفه برای همه چیز با همین فرمان برو جلو …
برداشتن تمرکزم از روی همسرم و گیر ندادن به سیگار کشیدن هاش و تمرکز روی خودم و بهبود شخصیت خودم این شد که همسرم خودش سیگار کشیدن ترک کنه …
خودش بیاد سمت سایت و از فایل های هدیه شروع کنه و به روش خودش پیش بره..
همسری که از اولش خوب خوش رو خوش اخلاق و عالی بود و من 99 درصد روی خوبش رو نمی دیدم و تمرکزم روی اون 1 درصد بود…
کار کردن روی خودم و بهبود شخصیتی که هنوز هم ادامه داره شد آرامش درونی ، شد توحید و دوست شدن با خدا ، شد به صلح رسیدن با خودم و روان شدن چرخ زندگی شد رزق بی حساب و پر بودن کیف و کارتم از پول ، شد احترام عشق و موهبت از سمت انسان های نازنین که به لطف الله ادامه دارد و تازه اول راهم …
پس همه چیز به من بستگی داره به مداری که دَرِش هستم به فرکانسی که ارسال میکنم به کار کردن روی خودم به عمل کردن نه حرف مفت زدن !
و همین ها ادامه دادن ها نتایج رو پر رنگ و پایدار می کنند
نشانه امروزم منو بزرگ تر کرد منو محک زد و بهم گفت با همین فرمون و البته با دقت و تعهد بیشتری برو جلو ،
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
خدای عزیز و قشنگم ای یار و یاور همیشگی من ،
ای صاحب اختیارم ای هدایتگر و حمایتگر من…
شکر برای درک اگاهی های که بهم میدی
اگر میتونم درکشون کنم از عقل فهم. شعوریِ که خودت بهم دادی
از راهنماییِ که تو بهم میکنی
خدای دانای توانای من ، خداوند قدرتمند و ثروتمند من ، هرآنچه دارم از آن توست هر آنچه دارم متعلق بتوست و من با تمام وجودم سپاسگزارتم و
می پرستمت :))
خدایا من در برابر رَبی چون تو که یکی هستی که پروردگار کل کیهانی تسلیمم و هیچ نمی دونم ، خداوندا تنها برای تو بندگی میکنم و تنها به خودت چشم میگم ، منو به راه راست به راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن آمین
استاد عزیز و قشنگم، ای پیامبر زمانه من ای عزیز دل خدا و منو بچه های سایت بی نهایت ازتون سپاسگزارم و دوستون دارم
به امید دیدار روی ماهتون از نزدیک به قول کیانا ماچ بهتون .
خدایا شکرت
سلام
عاطفه جان
چقدر تعهدت قابل تحسین بود و هست چقدر لذت بردم و با حس عالی تحسینت کردم از روند پیشرفتت و از تعهدت
واقعا جهاد اکبر میخاد کنترل ذهن که شما به لطف خدا تونستی
چقدر دستاوردهات عالی و لذتبخش بود وقتی کامنتت رو می خوندم قشنگ تصور می کردم و لذت می بردم
بهترینها نصیب شما و خانواده محترمتان عزیز دلم 🫡🫡🫡🫡🫡🫡
وقتییهوییورقبرگشتنگوشانسبود
نگونفهمیدمچیشد،بگوخداخواست..
اگهیهوییورقبرگشتیعنییکی
ازاونبالاحواسشبهتهست…
خداجونم
سلام به استادعزیزم ومریم بانوی دوست داشتنی
و همه دوستانم در ادامه با عشق این مسیر توحیدی
چه زیبا می سراید خواجه عبدالله انصاری
بارالها…
از کوی تو بیرون نشود
پای خیالم
نکند فرق به حالم ….
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی…
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی..
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا, نیست پناهی
از کدام لطف و کرمت با اشک شوقم بنویسم ،از این فصل ویژه ات که باران پرخیرو برکتت را روزی مان کرده ای ،از حال و هوای دلم که مدتیست لبریز از آرامش است و احساس عالی ،از ذهنی که هر روز معجزه می آفریند و زندگیم با تمرکز روی مثبت اندیشی لبریز از معجزه کرده ای ،مدت زیادی می گذرد دیگر تمام حواسم به داشتن یک ذهن بازوپاک است چون اصل را آموخته ام که زندگیه مثبت رو با یک ذهن منفی هیچ وقت تجربه نخواهم کرد چون طرف حسابم با قانون کائنات زیبایت است ، ذهن پاک یعنی زندگی پاک و من این روزها دارم با عشق تجربه اش می کنم از برکتی که در جای جای زندگیم شاهدش هستم ،از رابطه عالیم با خودم ،خداوند و مصطفی جان ،از شوق و اشتیاقم و تمرکز روی رفتارو عملکردهایم و نوشتن ها و مراقبه هایم که چقدر چرخ های زندگیم را روان نموده است ،خدایاشکرت.
تا وقتی صادقانه رفتار می کنم در اینمسیر به طبع نور و رحمت و هدایت های الهی در این مسیر باعث میشود چرخ زندگیم در همه ابعاد به راحتی بچرخد و معجزات خداوند را ببینم .
خداروشکر می کنم که با انرژی مثبت خود توانسته ام تمام زیبایی ها را به سمت خودم جذب کنم چون همه چیز انرژی هست و احساس لحظه ای من، اگر خوشحالم بیشک خوشحالی را جذب می کنم و سهم قلب من می شود و به قول مولانا:
شاد باش و فارغ و ایمن که من
آن کنم با تو که باران با چمن
واقعا بی نظیره بنابراین هر چیزی شبیه خودش رو جذب می کنه و تمام این ها رسیدن به یک نکته کلیدی و اساسی است و آن اینکه من حالم همیشه خوب باشه در هر شرایطی ،فلبم آرام باشد و همان الا به ذکر الله تطمئن القلوب را در هر لحظه تجربه کنم ،معجزه می کند ،خدایا بی نهایت شاکروسپاسگزارتم عشقی عششششق ،با تو جهانم زیروروشد …..
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید و وجود و زندگیتان لبریز شود از نتایج پایدار …..
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام الله یکتا
درود بر استاد عزیز,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی ام
*وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر میکنیم ,جهان شرایط رو برای ما تغییر میده .
*تغییر بنیادین در رفتار ما نمایان میشود مخصوصا زمانی که در فشار و چالش ها قرار میگیریم
*اگر به اندازه ی کافی تغییر کنی,آدمهای اطراف ما تغییر میکنند و یا اگر در فرکانس ما نباشند از زندگی ما خارج میشن
همین چند جمله ,چنان آگاهی بزرگیست که از زمانی که درکش کردم و تمرکز بر تغییر خودم گذاشتم جهان اطرافم به بهترین شکل تغییر کرده.
و کاملا تجربه ی این رو داشتم که وقتی در مدار بهتری قرار گرفتم,اشخاصی از زندگی من خارج شدند و یا رفتار افرادی که در زندگی من حضور داشتند بهتر شده. تنها مسئولیت ما تغییر خودمان است و بس…
سپاس از خدای بزرگ و استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
به نام هدایت الله
سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم
خداروشکر میکنم امروز هم با فایل مصاحبه با استاد کلی آگاهیهای زیادی را دریافت کردم و درسهای زیادی یاد گرفتم همه آدمها در زندگی شان ترس هایی دارند و شرایط موقعیت و اتفاقات افراد و ایده های مشابه با آن مدار را تجربه خواهند کرد ونتیجه خواهند گرفت رفتارهایمان نشان دهنده تغییرات هستند نه فقط حرف
آیا در این مدتی که وقت گذاشته ایم و کار کرده ایم تغییرات بنیادین داشته ایم ؟
اگر در موقع عصبانی،نا امیدی وبروز مسئله ای هنگامی که تحت فشار قرار داری همان رفتارهای قبلت را داری پس تغییرت فقط ظاهری است .همانند پرتقال با ظاهر خوب که بعد از فشردنش خرابی اش نمایان می شود. پس باید تلاش و استمرار داشته باشی تا تغییرات بنیادین شود تا نتایج عالی بگیری
چه موقع از روابط نتیجه می گیریم؟وقتی شخصیت فرد به صورت بنیادین تغییر کند جهان شرایط را تغییر می دهد. تمرکز را از اطرافیان برداریم ،توضیح دادن،قانع کردن طرف مقابلمان را کنار بگذاریم. فقط وفقط تمرکز بر روی خودمان باشد اگر افکار وباور ها و فرکانسهایمان تغییر کرد.
جهان افراد هم فرکانس با تو را کنارت می چیند یا تغییر می کنند یا عوض می شوند.اگر می خواهیم موفق و در هر حوزه بهترین عملکرد را داشته باشیم باید همواره به دنبال بهبود دائمی خود باشیم جهان هیچ گاه ثابت نیست یا تغییر می کنیم و هر لحظه خود را بهبود می دهیم یا زیر چرخ دنده های جهان له می شویم وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر کنیم:جهان تمام شرایط را به نفع ما تغییر می دهداگر شرایط ما مانند گذشته بوده یا تغییری نکرده است باید به خود نهیب بزنیم و بدانیم: حتما ما به اندازه ی کافی تغییر نکرده ایم برخی اوقات :ما فکر می کنیم تغییر کرده ایم در صورتی که رفتار و اعمال ما مانند گذشته است
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به استاد بینظیر و خانم شایسته عزیز
خداوند را هزاران بار شکر بابت هدایتم به این فایل پر از آگاهی
دیشب من به یک تضادی برخوردم و مثل خانم سحر با خودم کلنجار میرفتم که من تغییر کردم پس چرا طرف مقابلم تغییر نکرده
دقیقا تو یک موقعیتی گیر کردم که احساساتم جریحه دار شد و متاسفانه مثل قبل رفتار کردم و توی این فایل متوجه شدم که من هنوز تغییر نکردم و باید بیشتر و بیشتر روی رفتارم فوکوس کنم تا تغییر کنم. و این نکته طلایی رو دریافتم اگر آدمهای اطرافم تغییر نکردن ، مورد از منه نه از اونها. نکته ناب بعدی اینکه تا مظلومی وجود نداشته باشه ظالمی هم نیست و این مظلومه که با پذیرفتن ظلم باعث میشه ظلمی صورت بگیره.
به نظرم فهمیدن و درک کردن همین یک مطلب و بسط دادن اون در شرایط و موقعیت های مختلف میتونه از شکل گیری بسیاری از کینه ها، عداوت ها و دشمنی ها جلوگیری کنه و در نتیجه وقتی این رفتار ها و افکار منفی نباشند پس بسیاری از بیماریها که نتیجه و محصول این رفتارهای ناشایست است نیز از بین میروند.
وااای استاد تمام این موارد عین دومینو به هم مرتبط هستن و این آگاهی ها چقدر حال دل منو خوب کردن و من شاکر الله بیهمتای خودم هستم که کلام خود را در بیان شما قرار داد و منو هدایت کرد.
بسیار بسیار سپاسگزارم استاد بینظیرم