اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خودت بپرس که چه جنبههایی از زندگیات الان نیاز به تغییر دارد و بنویس که چگونه و با ایجاد چه تغییری در باورها و نگرشات میتوانی زندگی بهتری برای خود بسازی و الان چه ایدهای برای برداشتن اولین قدم داری!
قبلا هزار و یک کار به ذهنم میرسید که باید انجام بدهم که باید تغییر کند. همه کارهای عملی ولی از لحاظ فکری خودم رو عالی و پرفکت میدانستم با خودم میگفتم کاری نداره که خیلی راحت مثل آب خوردن وقتی افکار منفی اومد عوضش میکنم درواقع جدی نگرفتمش . برای اون موقع خوب بود اما برای الان و شرایط فعلیم که دو سال یه جورایی انگار استپ کردم یا نتایجم به قولی سینوسی هست و با گذراندن اتفاقات و تضادهای بسیاری الان کافی نیست نه عملکردم و نه افکارم.
با شنیدن حرفاتون استاد یاد تعهدم در مدتی که عضو سایتم افتادم تعهدم کافی نبوده نیاز به تعهد بیشتر دارم.
الان مهمترین و حیاتی ترین چیزی که باید تغییر کند خودم هستم( تعهد محکم تر و بیشتر من در ماندن در این مسیر هست.) نحوه نگاهم به قوانین و دنیا و اطرافیانم هست. درکم از قانون و ایمانم به قوانین کیهانی خدا هست. من شدم جزو اون دسته دوم همون ها که نشانهها رو ندیدن و درک نتوانستن بکنند برای همین به این تضاد برخوردم به خاطر افکار و باورهام به خاطر این که باور نکردم 100 در صد من هستم که شرایطم رو می.سازم و غرق شدن در عادت احساس قربانی دانستن خود با توجیه شرایط همین هست کاری از دستم برنمیآد با تنبلی کردن هام
دهسال دیگهام چه شکلی هست با این فرمان:
یک آدمی که همچنان سردرگم هست ، هر کاری که شروع میکند نصفه رهاش میکند به دنبال شادی در بیرون و محیط اطراف هست و خدا می.داند برای این شادی …..
آدمی که دیگه نمیتواند محکم حرف بزند و از توانایی و مهارت هاش بگه خودش رو بیمصرف میداند خودش رو قربانی همسر و خانواده و بچه می.داند از زندگی هیچ لذتی نمیبرد یک آدم به شدت افسرده و داغون که دیگه خبری از لبخند روی لبش نیست و خبری از امید به خدا و انگیزه برای زندگی و زندگی کردن و لذت بردن ازش در درونش نیست یک مرده متحرک که صبح و شب ، شب و صبح میکند و برای لقمه نان دستش رو مقابل دیگران دراز میکند نه ، چشمش دنبال نانی که دیگران بهش میدهند و حسرت زندگی دیگران میخوره از خودش بیزار هست از دنیا بیزار هست و از همه اینها بدتر خدا رو فراموش کرده خدایی که در همه حال با او بوده و هست و خواهد بود یک جهنم دائم.
ایدهام برای اولین قدم:
برای داشتن تعهد بیشتر …. یادآوری آنچه که از سرگذراندنم در این سه ماه به خاطر حس قربانی بودن و ناتوانی که فقط به لطف خدا توانستم به خودم بیام و کانون توجهام رو کنترل کنم در جهت خواسته هام و نه ناخواسته هام. و تصور این که ده سال بعد چه دردی قرار بکشم اگر همچنان استمرار نداشته باشم در این مسیر. با یادآوری اتفاقات خوب و ارتباطشان با تغییر زاویه دیدم با تمرین در یادگیری مهارت کنترل ورودی های ذهن
مطالعه و عمل به تمرین های کتاب رویاهایی که رویا نیست در کنار سفرنامه و خواندن کامنت های بچهها و نوشتن کامنت برای پذیرش 100 که من خالق تک تک اتفاقات زندگیم هستم من یک موجود فرکانسی هستم و با افکارم شرایط رو خوب یا بد برای خودم رقم میزنم نه محیط اطراف و شرایط حاکم بر آن و نه هیچ فرد دیگری هر چقدر بتوانم مهارت کنترل ذهن یادبگیرم و در آن ماهر تر بشم زندگی بهتری با کیفیت تری خواهم داشت .
هدفم تجربه یک زندگی با کیفیت هست زندگی که درآن از تک تک لحظه هام لذت ببرم از بیدارشدن از نشستن از خوابیدن و غذا خوردن و از در کنار آد م ها بودن و احساس رشد و پیشرفت و آزادی بکنم احساس توانمندی
این فایل رو قبلاً هم گوش دادم و اینکه بهده سالها دوباره با نشانه ها هدایت شدم به این فایل بی نظیر.
من10سال پیش با حقوق ثابت بالاتر از متوسط جامعه حتا ،قشنگ احساس میکردم که لیاقت من بیش از شرایطی که دارم هستش و یه سری مشکلات سر راهم قرار گرفت (البته الان یقین دارم که آن مشکلات و مسائل ،فقط لطف خدا بود عسی ان تکره شیئا وهو خیر لکم) و من تصمیمی که ماهها درگیری بودم رو اجرایی کردم و شغل نسبتا خوبی که آن موقع خیلیها آرزویش داشتند رو رها کردم
خانهی ویلایی زیبایی که ساخته بودم رو فروختم و برای تحقق رویاهام به شهری بزرگتر اومدم و اکنون بارها و بارها بیش از آن شغل قبلی درآمد دارم ،اقای خودم هستم،زمانی که در اختیار دارم، لحظه های شادی که در شغل آزاد جدیدم دارم، نیچمارکت ای که تونستم با تلاش و احساس بسیار خوب بوجود آورم (نیچمارکت ؛دهها نفر از همکاران من در استان خودم و استانهای سمنان و تهران و مازندران محصول من رو میفروشند و به راحت ترین شکل ممکن درآمد بسیار خوبی دارم کسب میکنم و مستقیما 6 نفر و غیر مستقیم بیش از 100 نفر دارند از کار فروش محصولات من در آبمیوه فروشی من و دیگر آبمیوه فروشی ها درآمد کسب میکنند) و اینها البته از لطف بی پایان خداوند وهاب من است و نیز نتیجه ی بودن در این فضای پر مهر الهی و بینظیر سایت و من تا ابد سپاسگزار خداوندی هستم که هر قدر رشد کنی باز هم امکان رشد متوقف نمیشود و تا به ابد و بینهایت ، این رشد و پیشرفت ادامه دارد اگر ما بخواهیم.
خدایا سپاسگزارم از تو برای مسیری که برای من برگزیده ای
خدایا سپاسگزارم برای استاد
خدایا سپاسگزارم برای این سایت
خدایا سپاسگزارم برای خرید محصولات استاد که زمانی برایم یکم مشکل بود و اکنون یک سرمایه گذاری جذاب و فوق العاده ست برایم و به ذوق و شوق و رقبت زیاد ،سرمایه گذاری میکنم.
سپاسگزارم استاد
در پناه مهر بی پایان خداوند ، شاد و تندرست و ثروتمند باشید.
من هم همچین شخصیتی داشتم از کودکی تابهالان که همیشه آینده رو درنظر میگرفتم و براساس اون تصمیمات حال حاضرم رو میگرفتم. ولی یه اشتباهی که داشتم این بود که نسبت به آینده بدبین بودم و بهدنبالش مدام نگران. این باعث میشد که اولا حجم زیادی از تواناییهام رو نتونم استفادهکنم دوما همونایی رو هم که استفاده میکردم باحال بد بودن؛ درواقع در روند خیلی اذیت میشدم. بخاطر همین بعد از رسیدن به اهدافم اصلا احساس خوبی نداشتم و مدام حس میکردم باید برم سراغ هدف بعدی. اما الان قلق این حس آیندهنگری خودمو یهجورایی دارم پیدا میکنم و دارم سعی میکنم به خدمت خودم درش بیارم نه بالعکس. سپاسگزار خداوند هدایتگر و حامی و مراقبم هستم.
این اولین کامنت من بعد از دو سال در سایت بودن و استفاده از آموزه های ارزشمند این سایت بی نظیر ه
و اینگونه میخوام شجاعتمو برای تغییر به خودم ثابت کنم
من مربی یوگا هستم و با شروع کرونا به صورت آنلاین مشغول کار شدم اون اوایل همه چیز خوب بود ولی چند ماهیه که ریزش توی کلاسهام دارم و آینده خوبی رو در این روش نمیبینم و یه مدتیه که نشانه هایی از تشکیل کلاس یوگا ،به صورت حضوری ،به من داده میشه ولی یه ترس عجیبی با این موضوع دارم با اینکه قبل از کرونا کلاسهای حضوری داشتم و خیلی هم عالی و خوب بودند
والان همینجا متعهد میشم که ترس هامو کنار بزارم و اقدام عملی کنم
هرچند که ذهنم مرتب میگه بابا بی خیال با همین کلاسهایی که داری ادامه بده چرا برای خودت چالش درست میکنی الان که شرایط بد نیست و به همین آب باریکه که وارد زندگیت شده راضی باش
به نام الله. روز شمار تحول من روز پنجم. خدایا شکرت که دارم این ردپاهارو از خودم جا میزارم .من با نیت تغییر وبهتر شدن به این راه هدایت شدم باید ادامه بدم .واقعا تغییر کردن جسارت میخواد. هرچند این چهار سالی که با استاد آشنا شدم تغییر کردم اما میخوام هر روز بهتر از دیروز باشم وده سال آینده از خودم راضی باشم. نمیخوام جزو افرادی باشم که به ته خط میرسن بعد تغییر میکنن این پنج روزی که ادامه دادم وهر روز از خودم رد پا گزاشتم خیلی احساس خوبی دارم همین رد پا گذاشتن یه تمرین برای بهتر شدن است .اگه کسانی تو این سایت هستن که تغییر کردن منم میتونم تغییر کنم .در پناه خدا
با سلام و احترام خدمت استاد توانمند و گروه محترمشان
وقتی فایل را گوش دادم تلنگری به من خورد و همان لحظه از خداوند خواستم که مرا هدایت کند من سالهاست که دلم می خواهد خودم را در رشته کاری ام که حسابداری است به روز کنم ولی هر وقت این تصمیم را می گرفتم ترس به دلم می افتاد ولی از این لحظه تصمیم گرفته ام یکسال روی خودم سرمایه گذاری کنم و اطلاعات و دانش حسابداری ام را به روز کنم و می دانم تا سال آینده می توانم به بزرگترین آرزوی یم که کار کردن مستقل برای خودم می باشد برسم . بزرگترین اشکال زندگی من ترس از دست دادن شغل و بیکار ماندن است ولی حالا می دانم اگر اطلاعات ام به روز و کافی باشد دلیلی وجود ندارد که در جا بزنم و می دانم که می توانم روزی جسارت به خرج دهم و استعفای خودم را روی میز رئیس و مدیر بگذارم و اعلام کنم که من به مرحله ای رسیده ام که می توانم خودم یک کارفرما باشم و دیگران را برای پروژه های کاری خودم استخدام کنم و این را در آخر بگوییم که همه این شهامت و جسارت و ایمان را مدیون آقای عباس منش و گروه تحقیقاتی ایشان هستم و از خداوند بزرگ برایشان سلامتی و شادی را آرزومندم
با سلام خدمت همه ی عزیزان . ما همواره باید در حرکت باشیم همواره چالشی برای حل داشته باشیم ، من خودم از همون ابتدا همیشه دنبال چالش بودم مثلا همیشه تو دانشگاه با استادی درسو برمیدارم که همه می گن خیلی سخت می گیره ، چون این اعتماد به نفس درمن ایجاد شده که از پس هرکاری برمیام ، بدون مساله زندگی دنیا واقعا بی معنیه ، مثلا من یه مدتی در بچگی همیشه بازی های کامپیوتری می کردم و خیلی وقتا می شد که می خواستم رمز تقلب اون بازی هارو بزنم و بعد از این کار خیلی خسته کننده می شد واسم اون بازی چون به هرچی که می خواستم رسیده بودم دیگه هیچ چالشی وجود نداشت . کم کم خودم اینو متوجه شدم که باید خودم از اول همه چی رو بسازم و مسائل رو حل کنم به این ترتیبه که خیلی لذت می برم از بازی .
زندگی ما هم همینه غیر از این نیست که باید همیشه جاری باشیم و در یک نقطه توقف نکنیم ، ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست…
به نام ربالعالمین سلام.
خودت بپرس که چه جنبههایی از زندگیات الان نیاز به تغییر دارد و بنویس که چگونه و با ایجاد چه تغییری در باورها و نگرشات میتوانی زندگی بهتری برای خود بسازی و الان چه ایدهای برای برداشتن اولین قدم داری!
قبلا هزار و یک کار به ذهنم میرسید که باید انجام بدهم که باید تغییر کند. همه کارهای عملی ولی از لحاظ فکری خودم رو عالی و پرفکت میدانستم با خودم میگفتم کاری نداره که خیلی راحت مثل آب خوردن وقتی افکار منفی اومد عوضش میکنم درواقع جدی نگرفتمش . برای اون موقع خوب بود اما برای الان و شرایط فعلیم که دو سال یه جورایی انگار استپ کردم یا نتایجم به قولی سینوسی هست و با گذراندن اتفاقات و تضادهای بسیاری الان کافی نیست نه عملکردم و نه افکارم.
با شنیدن حرفاتون استاد یاد تعهدم در مدتی که عضو سایتم افتادم تعهدم کافی نبوده نیاز به تعهد بیشتر دارم.
الان مهمترین و حیاتی ترین چیزی که باید تغییر کند خودم هستم( تعهد محکم تر و بیشتر من در ماندن در این مسیر هست.) نحوه نگاهم به قوانین و دنیا و اطرافیانم هست. درکم از قانون و ایمانم به قوانین کیهانی خدا هست. من شدم جزو اون دسته دوم همون ها که نشانهها رو ندیدن و درک نتوانستن بکنند برای همین به این تضاد برخوردم به خاطر افکار و باورهام به خاطر این که باور نکردم 100 در صد من هستم که شرایطم رو می.سازم و غرق شدن در عادت احساس قربانی دانستن خود با توجیه شرایط همین هست کاری از دستم برنمیآد با تنبلی کردن هام
دهسال دیگهام چه شکلی هست با این فرمان:
یک آدمی که همچنان سردرگم هست ، هر کاری که شروع میکند نصفه رهاش میکند به دنبال شادی در بیرون و محیط اطراف هست و خدا می.داند برای این شادی …..
آدمی که دیگه نمیتواند محکم حرف بزند و از توانایی و مهارت هاش بگه خودش رو بیمصرف میداند خودش رو قربانی همسر و خانواده و بچه می.داند از زندگی هیچ لذتی نمیبرد یک آدم به شدت افسرده و داغون که دیگه خبری از لبخند روی لبش نیست و خبری از امید به خدا و انگیزه برای زندگی و زندگی کردن و لذت بردن ازش در درونش نیست یک مرده متحرک که صبح و شب ، شب و صبح میکند و برای لقمه نان دستش رو مقابل دیگران دراز میکند نه ، چشمش دنبال نانی که دیگران بهش میدهند و حسرت زندگی دیگران میخوره از خودش بیزار هست از دنیا بیزار هست و از همه اینها بدتر خدا رو فراموش کرده خدایی که در همه حال با او بوده و هست و خواهد بود یک جهنم دائم.
ایدهام برای اولین قدم:
برای داشتن تعهد بیشتر …. یادآوری آنچه که از سرگذراندنم در این سه ماه به خاطر حس قربانی بودن و ناتوانی که فقط به لطف خدا توانستم به خودم بیام و کانون توجهام رو کنترل کنم در جهت خواسته هام و نه ناخواسته هام. و تصور این که ده سال بعد چه دردی قرار بکشم اگر همچنان استمرار نداشته باشم در این مسیر. با یادآوری اتفاقات خوب و ارتباطشان با تغییر زاویه دیدم با تمرین در یادگیری مهارت کنترل ورودی های ذهن
مطالعه و عمل به تمرین های کتاب رویاهایی که رویا نیست در کنار سفرنامه و خواندن کامنت های بچهها و نوشتن کامنت برای پذیرش 100 که من خالق تک تک اتفاقات زندگیم هستم من یک موجود فرکانسی هستم و با افکارم شرایط رو خوب یا بد برای خودم رقم میزنم نه محیط اطراف و شرایط حاکم بر آن و نه هیچ فرد دیگری هر چقدر بتوانم مهارت کنترل ذهن یادبگیرم و در آن ماهر تر بشم زندگی بهتری با کیفیت تری خواهم داشت .
هدفم تجربه یک زندگی با کیفیت هست زندگی که درآن از تک تک لحظه هام لذت ببرم از بیدارشدن از نشستن از خوابیدن و غذا خوردن و از در کنار آد م ها بودن و احساس رشد و پیشرفت و آزادی بکنم احساس توانمندی
یاحق
سلام بر استاد عزیزم و دوستان فرهیخته
این فایل رو قبلاً هم گوش دادم و اینکه بهده سالها دوباره با نشانه ها هدایت شدم به این فایل بی نظیر.
من10سال پیش با حقوق ثابت بالاتر از متوسط جامعه حتا ،قشنگ احساس میکردم که لیاقت من بیش از شرایطی که دارم هستش و یه سری مشکلات سر راهم قرار گرفت (البته الان یقین دارم که آن مشکلات و مسائل ،فقط لطف خدا بود عسی ان تکره شیئا وهو خیر لکم) و من تصمیمی که ماهها درگیری بودم رو اجرایی کردم و شغل نسبتا خوبی که آن موقع خیلیها آرزویش داشتند رو رها کردم
خانهی ویلایی زیبایی که ساخته بودم رو فروختم و برای تحقق رویاهام به شهری بزرگتر اومدم و اکنون بارها و بارها بیش از آن شغل قبلی درآمد دارم ،اقای خودم هستم،زمانی که در اختیار دارم، لحظه های شادی که در شغل آزاد جدیدم دارم، نیچمارکت ای که تونستم با تلاش و احساس بسیار خوب بوجود آورم (نیچمارکت ؛دهها نفر از همکاران من در استان خودم و استانهای سمنان و تهران و مازندران محصول من رو میفروشند و به راحت ترین شکل ممکن درآمد بسیار خوبی دارم کسب میکنم و مستقیما 6 نفر و غیر مستقیم بیش از 100 نفر دارند از کار فروش محصولات من در آبمیوه فروشی من و دیگر آبمیوه فروشی ها درآمد کسب میکنند) و اینها البته از لطف بی پایان خداوند وهاب من است و نیز نتیجه ی بودن در این فضای پر مهر الهی و بینظیر سایت و من تا ابد سپاسگزار خداوندی هستم که هر قدر رشد کنی باز هم امکان رشد متوقف نمیشود و تا به ابد و بینهایت ، این رشد و پیشرفت ادامه دارد اگر ما بخواهیم.
خدایا سپاسگزارم از تو برای مسیری که برای من برگزیده ای
خدایا سپاسگزارم برای استاد
خدایا سپاسگزارم برای این سایت
خدایا سپاسگزارم برای خرید محصولات استاد که زمانی برایم یکم مشکل بود و اکنون یک سرمایه گذاری جذاب و فوق العاده ست برایم و به ذوق و شوق و رقبت زیاد ،سرمایه گذاری میکنم.
سپاسگزارم استاد
در پناه مهر بی پایان خداوند ، شاد و تندرست و ثروتمند باشید.
سلام وقت شما بخیر
من هم همچین شخصیتی داشتم از کودکی تابهالان که همیشه آینده رو درنظر میگرفتم و براساس اون تصمیمات حال حاضرم رو میگرفتم. ولی یه اشتباهی که داشتم این بود که نسبت به آینده بدبین بودم و بهدنبالش مدام نگران. این باعث میشد که اولا حجم زیادی از تواناییهام رو نتونم استفادهکنم دوما همونایی رو هم که استفاده میکردم باحال بد بودن؛ درواقع در روند خیلی اذیت میشدم. بخاطر همین بعد از رسیدن به اهدافم اصلا احساس خوبی نداشتم و مدام حس میکردم باید برم سراغ هدف بعدی. اما الان قلق این حس آیندهنگری خودمو یهجورایی دارم پیدا میکنم و دارم سعی میکنم به خدمت خودم درش بیارم نه بالعکس. سپاسگزار خداوند هدایتگر و حامی و مراقبم هستم.
درود براستاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
این اولین کامنت من بعد از دو سال در سایت بودن و استفاده از آموزه های ارزشمند این سایت بی نظیر ه
و اینگونه میخوام شجاعتمو برای تغییر به خودم ثابت کنم
من مربی یوگا هستم و با شروع کرونا به صورت آنلاین مشغول کار شدم اون اوایل همه چیز خوب بود ولی چند ماهیه که ریزش توی کلاسهام دارم و آینده خوبی رو در این روش نمیبینم و یه مدتیه که نشانه هایی از تشکیل کلاس یوگا ،به صورت حضوری ،به من داده میشه ولی یه ترس عجیبی با این موضوع دارم با اینکه قبل از کرونا کلاسهای حضوری داشتم و خیلی هم عالی و خوب بودند
والان همینجا متعهد میشم که ترس هامو کنار بزارم و اقدام عملی کنم
هرچند که ذهنم مرتب میگه بابا بی خیال با همین کلاسهایی که داری ادامه بده چرا برای خودت چالش درست میکنی الان که شرایط بد نیست و به همین آب باریکه که وارد زندگیت شده راضی باش
خدایا به امید تو
به نام الله. روز شمار تحول من روز پنجم. خدایا شکرت که دارم این ردپاهارو از خودم جا میزارم .من با نیت تغییر وبهتر شدن به این راه هدایت شدم باید ادامه بدم .واقعا تغییر کردن جسارت میخواد. هرچند این چهار سالی که با استاد آشنا شدم تغییر کردم اما میخوام هر روز بهتر از دیروز باشم وده سال آینده از خودم راضی باشم. نمیخوام جزو افرادی باشم که به ته خط میرسن بعد تغییر میکنن این پنج روزی که ادامه دادم وهر روز از خودم رد پا گزاشتم خیلی احساس خوبی دارم همین رد پا گذاشتن یه تمرین برای بهتر شدن است .اگه کسانی تو این سایت هستن که تغییر کردن منم میتونم تغییر کنم .در پناه خدا
با سلام و احترام خدمت استاد توانمند و گروه محترمشان
وقتی فایل را گوش دادم تلنگری به من خورد و همان لحظه از خداوند خواستم که مرا هدایت کند من سالهاست که دلم می خواهد خودم را در رشته کاری ام که حسابداری است به روز کنم ولی هر وقت این تصمیم را می گرفتم ترس به دلم می افتاد ولی از این لحظه تصمیم گرفته ام یکسال روی خودم سرمایه گذاری کنم و اطلاعات و دانش حسابداری ام را به روز کنم و می دانم تا سال آینده می توانم به بزرگترین آرزوی یم که کار کردن مستقل برای خودم می باشد برسم . بزرگترین اشکال زندگی من ترس از دست دادن شغل و بیکار ماندن است ولی حالا می دانم اگر اطلاعات ام به روز و کافی باشد دلیلی وجود ندارد که در جا بزنم و می دانم که می توانم روزی جسارت به خرج دهم و استعفای خودم را روی میز رئیس و مدیر بگذارم و اعلام کنم که من به مرحله ای رسیده ام که می توانم خودم یک کارفرما باشم و دیگران را برای پروژه های کاری خودم استخدام کنم و این را در آخر بگوییم که همه این شهامت و جسارت و ایمان را مدیون آقای عباس منش و گروه تحقیقاتی ایشان هستم و از خداوند بزرگ برایشان سلامتی و شادی را آرزومندم
سلام و عرض ادب
استاد شما بی نظیریدددددددددددددد.
خدا سلامتی و عمر طولانی نصیبتون کنه که با صحبتهای انرژی بخشتون ما رو بیشترو بیشتر به حرکت در بیاریددددددددد.
من واقعا با صحبتهای شما شارژ میشم.
هر هفته ی صبرانه منتظر یه فایل جدید از شما هستمممممممم…..
واقعااااا ممنونم.
سلام استاد ..عرایض شما واقعا قابل ستایش..من از وقتی کلیپ هارو دیدم ،نگرشم به زندگیم تغییر کردواقعا ممنونم ازتون.
به نام خدا
روز پنجم سفر من
با سلام خدمت همه ی عزیزان . ما همواره باید در حرکت باشیم همواره چالشی برای حل داشته باشیم ، من خودم از همون ابتدا همیشه دنبال چالش بودم مثلا همیشه تو دانشگاه با استادی درسو برمیدارم که همه می گن خیلی سخت می گیره ، چون این اعتماد به نفس درمن ایجاد شده که از پس هرکاری برمیام ، بدون مساله زندگی دنیا واقعا بی معنیه ، مثلا من یه مدتی در بچگی همیشه بازی های کامپیوتری می کردم و خیلی وقتا می شد که می خواستم رمز تقلب اون بازی هارو بزنم و بعد از این کار خیلی خسته کننده می شد واسم اون بازی چون به هرچی که می خواستم رسیده بودم دیگه هیچ چالشی وجود نداشت . کم کم خودم اینو متوجه شدم که باید خودم از اول همه چی رو بسازم و مسائل رو حل کنم به این ترتیبه که خیلی لذت می برم از بازی .
زندگی ما هم همینه غیر از این نیست که باید همیشه جاری باشیم و در یک نقطه توقف نکنیم ، ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست…
شاد باشید و سالم و ثروتمند و جاری ?
می دانم که چند ماه دیگر یا حداکثر سال دیگر به مسئله الانم می خندم.
من به پشتوانه اینکه من خالق زندگی ام هستم با فرکانس هایم وارد جهان شدم
و بار دیگر تصمیم بزرگ دیگری را بر همین اساس گرفتم و روی این قانون حساب باز کردم.
زیرا نمی خواهم مانند 95 درصد افراد زندگی کنم میخواهم انطور که لایق هستم انطور که جانشین خداوند لایق است
زندگی ام را هر طور که می خواهم ایجاد کنم.
و حالا که خداوند با من همراه شده است و هر لحظه در کنار او متفاوت است .
دوست دارم در سکوت شب بنشینم و فقط او را تماشا کنم.
و او در من ارزو و رویاهایی گنجانده که می دانسته که حتما توانایی به تحقق رساندن انهارا دارم.
هر چند من کاری نمی کنم من فقط روی خودم کار میکنم این درسی است که یاد گرفتم.
و اوست که وظیقه اش را به نحو احسن انجام میدهد.
طوری که می خواهم تا لحظه ی مرگم به رشدم و یادگیری و پیشرفت ادامه دهم.
و هدفم این است که طوری زندگی کنم که فقط مرگ بتواند مرا از پیشرفت و انجام کار مورد علاقه باز دارد.
هر چند به مرگ نیز علاقه مند شدم و می دانم که با مرگم دوباره پیشرفت خواهم کرد و به دنیای بهتری خواهم رفت.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت دست هایی که برای من می فرستی مخصوصا زمان هایی که من سعی میکنم روی تو حساب باز کنم.
که البته سعی میکنم نه صفر صفرم و نه یک یک.
چیزی میان این دو هستم و هر بار که بیشتر شرک زدایی می کنم بیشتر نتیجه می گیرم و پیشرفت میک نم و میفهمم که رشد کردم.
اره همیشه دوست دارم حواسم باشد به زندگیم و مخصوصا نشانه ها که یک چیزی باید تغییر کند.
الان نیز باید شرک و وابستگی های وجودم را تغییر دهم.
الان باید فقط روی خودم کار کنم که باور هایم را در مورد وابستگی هایم تغییر دهم.
زیرا در مغزم می دانم که تنها باید به خداوند وابسته باشم
اما مثل این می ماند که شما جای کشوی لباستان را در دراور عوض کنید.
دقعات اول ناخوداگاه سراغ همان جایگاه قبلی اش می روید.
یا عوض کردن جای ساعت روی دیوار نیز به همین شکل است .
اما این مداومت ورزیدن و چنگ زدن به ریسمان الهی است این ادامه دادن است که تغییر را تثبیت میکند.
به قول قران در سوره ی ذاریات اگر اشتباه نکنم ایه 50 می گوید پس همگی به سوی خدا فرار کنید.
اری همیشه وجود من از تغییرات و رشد و پیشرفت و یادگیری استقبال میکند.
و نشانه ی دیگر این است که باید از لحاظ مالی پیشرفت کنم و کاملا مستقل شوم.
و در این مسیر سعی میکنم نگاهم جز به خداوند نباشد زیرا اگر روی غیر خدا حساب کنم کارم تمام است.
برای رشد الانم بهترین پاسخی که می توانم پیدا کنم و از درون چیزی به من می گوید
کار بر روی توحید است ان هم توحید عملی.
زیرا رشد را درگرو توحید می دانم. زیرا سعادت را در وابستگی تنها به خدا می دانم.
و باید هر لحظه حواسم به ذهن باشد و البته به ربم.
آری واقعا این نیرو به ما الهام می کند. خداوندا سپاسگزارم بابت این نیرو.
سپاسگزارم که بهم الهام میکنی و خبر میدهی.
اری نبود ایمان کار را برای ادامه دادن سخت میکند.
می خواهم مانند ابراهیم و بیشتر یکتاپرست شوم .
اری اوضاع هر چقدر خوب است باز هم می تواند خوب باشد و باید خوب تر بهتر شود.
من نیز ادمی هستم که بسیار جاه طلب هستم و باید اوضاع بهتر شود و نمی توانم اوضاع یکنواخت را تحمل کنم.
اگر قانون تا اینجای کار جواب داده پس در ادامه ی مسیر نیز جواب می دهد.
روابط بهتر درامد بهتر ثروت بیشتر عزت نفس بیشتر سلامتی بیشتر معنویت بیشتر
شناخت از قوانین بهتر درک بهتر خداوند اعتماد به نفس بالاتر توانایی های بالاتر
یادگیری بیشتر دانش بیشتر تجربه های جدید تر و بیشتر ترس های کمتر .