این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-11.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2014-07-10 13:27:512025-12-05 22:48:22«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم و همه ی همسفرهای عزیزم
روز چهل و ششم سفرنامه
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و دَر و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
حتی عنوان فایل هم حال منو خوب میکنه: الخیر فی ما وقع . در هر کاری خیری هست
چقدر دنیا زیباتره با این نوع نگاه
چقدر خوبه که دل به دل خدا بدیم و نگران هیچ چیز و هیچ کس نباشیم
چقدر خوبه آگاهانه به دنبال خیر و خوبی و زیبایی باشیم
نگاهمون رو زیبا کنیم به قول آندره ژید ناتانائیل ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که به آن می نگری…
هر بار این شعر رو میخونم فقط بغض میکنم اشک میریزم و بیشتر عاشق خدا میشم خدایا خیلی دوست دارم رفیق مهربون من خیلی دوست دارم
این فایل مال منه ، اصلا این فایل وصف حال منه من مثل همون پیرمردی هستم که هر دری رو زدم الا در خداوند رو !
به هر کسی امید بستم الا به خدا
روی هر کسی حساب کردم الا روی خداوند !
و تمام این مدت تنها کسی که هوای منو داره خداست ، همون کسی که هر لحظه درکنار منه ولی من فکر میکنم دوره خیلی دور…
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
خداوند دانه های گندم منو ریخت تا خودش رو به من بشناسونه
تا فقط روی خودش حساب کنم ، تا به جای گندم به من زر بده …
رزق زان معنی ندادندم خسان
تا تو را دانم پناه بی کسان …
استاد الان در شرایطی هستم که فقط باید روی خودم حساب کنم روی توانایی درونی خودم حساب کنم و حرکت کنم و توکل کنم و فقط روی کمک خداوند حساب کنم
استاد تمام این تضادها نعمت های بزرگی هستن که فرصت های بزرگی در درون خودشون دارن و باید باور داشته باشیم که ان مع العسر یسری و بعد راه ها و ایده ها به سراغمون میاد
»»»»خدا همه ی ما رو دوست داره با تمام اشتباهاتمون ، با تمام بی ایمانیمون ، با تمام بدی هامون دوستمون داره ، بخشیده ما رو ««««
تازه فهمیدم خدایم این خداست استاد تازه دارم درکش میکنم
خدایا تو بودی ولی من نمی دیدمت ، من فکر میکردم نیستی در حالیکه تو از رگ گردن به من نزدیکتری …
»»»»اگر چیزی رو از دست دادی به معنای کمبود نیست این به معنای یک نعمت جدید و بسیار بزرگتره««««
اونجا که گفتی : « فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیست، من از درون خود را به آرامش میرسانم با این اطمینان و یقین که، محال است من به احساس اطمینان قلبی و آرامش برسم و آن شرایط، هرچقدر هم نادلخواه، به نفع من تغییر نکند.»
این قسمت رو بارها و بارها بیشتر خوندم
چقد آگاهی توو همین چند جمله هست، چقدر احساس خوب احساس امید و احساس آرامش گرفتم ازین درک و این دیدگاهت در مورد قانون
و همچنین آیه ی که بعدش نوشتی
«خدا از جایی که فکرشو نمیکنی بهت روزی میده»
انگار تالا به این آیه توجه نکرده بودم
یا شایدم ازین دیدگاه بهش توجه نکرده بودم
اینکه توو شرایط به ظاهر سخت، باید قلبت آروم باشه و احساس خوبی داشته باشی ، خدا از دل همون شرایط، که تو حتی فکرشم نمیتونی بکنی که چجوری، بهت روزی میده ،تو رو به چیزی که بهش نیاز داری میرسونه
اما شرطش اینه که آرامش داشته باشی شرطش احساس خوب داشتنه
چون هر کی به خدا توکل کنه خدا براش کافیه!
واقعا ما چقد کوته فکر بودیم که نفهمیدیم خدا به تنهایی کفایت میکنه،
کسی که مالک جهانه کسی که ارباب جهانه کسی که تمام قدرتها دست اونه، اگه اون نتونه برا ما کاری بکنه پس چه کسی میتونه؟!!!!
خدایا بهم یاد بده بهم کمک کن تا بنده ای باشم که در دل سختیها به تو توکل کنم و قلبم بخاطر وجود تو آرام بگیره با یاد تو آرام بگیره
اینهمه سال از زندگیموم فک میکردیم انسان مومنی هستیم و الان میفهمم که ایمان اصلا هیچکدوم ازون مسائلی که فکر میکردم نیس
ایمان اطمینان قلب منه،
ایمان یعنی اونقدر احساس امنیت کنم که در دل سختترین شرایط هم خیالم راحت باشه
چون تو رو نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
این یعنی ایمان ،
استاد عزیزم چقدر قشنگ ایمان و توکل رو توضیح دادین
از دیروز بارها و بارها این فایل و گوش دادم و هر بار گوش میدم ازش لذت میبرم هر بار برام تازگی داره ، صحبهاتون پر از امیده
اگه بتونیم توی هر شرایطی توی تک تک لحظات زندگیمون احساسمون رو کنترل کنیم از در و دیوار اتفاقات خوب برامون رخ میده
واای چقدر حال کردم ازین جمله😍☺️
توو دل هر اتفاق به ظاهر بد، خیری نهفته است که اگه احساسمون رو کنترل کنیم میبینیمش و بهش میرسیم
همه چیز به زاویه ی دید ما بستگی داره
چقدر خداوند عادلانه قدرت تغییر شرایط رو به ما داده ، چقدر قدرتمندیم که تنها با تغییر دیدگاهمون و به دنبالش با تغییر احساسمون از بد به خوب ، میتونیم کنترل کنیم شرایطهای به ظاهر بد زندگیمون رو
به راستی چقدررر کارت حساب کتاب داره رب من
چقدر دقیق همه چیو برنامه ریزی کردی
چقدر حکیمی چقدر علم داری!!!
استاد چقدرر زیبا فرمودین اگه مشکلی تو زندگیمون پیش میاد اگه به ظاهر همه چی بد میشه برا اینه که خدا رو پیدا کنیم اونم نه به این دلیل که خدا به ما نیاز داره بلکه به این دلیل که وقتی از فرکانس خدا دور میشیم در فرکانس بدیها قرار میگیریم
تیشه زان بر هر برگ و بندم زنند تا که با لطف تو پیوندم زنند
در سختترین شرایط هنوز نعمتهای زیادی داریم که میتونیم بخاطر اونا سپاسگزار باشیم
سلام خدمت استاد عزیز مریم عزیز و همکلاسی های نازنیم
در ادامه تمرین من و دوستام رسیدم ب فایلی که بسیار بهش علاقه دارم… الخیر فی ما وقع… در واق همون دید مثبت خودمون ب وقایع… همون کنترل ذهن..چقدر من این جمله دوست دارم… چقدر توش ایمان نهفته… اصلا خودش ایمانه خالصه… ایمان به غیب… ایمان ب اینکه،اگه از صفرابخوای شروع کنی ومیتونی موفق بشی… فقط کافیه ایمان داشته باشی ک موفق میشی و خدا همواره هواسش ب تو هست.
الخیر فی ما وقع
.
.
.
این یک قانونه که اگر احساس خوب داشته باشی، اتفاقات خوب رخ میده…. اگر احساس بد داشته باشی اتفاقات بد رخ میده.
.
.
در مواجه با هر تضاد و مسئله اینو تو ذهنت بیار ک «الخیر فی ما وقع»… مطمعن باش که هر اتفاق به ظاهر بدی در خودش یک خیرتی داره…
.
.
اگر در هر شرایطی احساستون رو خوب کنید… مطمعن باشید که اتفاقات خوب از در و دیوار وارد زندگیت میشه…
این کار با تمرین و تغییر باورها اتفاق میافته.
.
.
.
ایمان داشته باش که روند جهان روند خیر و خوبیه… کسی که احساس خوب داره ایمان داره.
.
ملاک ایمان داشتن،احساس آرامش درونی است…. نشان ظاهری ایمان… احساس خوب… احساس شوق… امید… آرامش است.
.
«الا بذکر الله تطمعن القلوب»… تنها با یاد خدا دلها آرامش میگیرد.
یاد خداست به قلبت آرامش میده و احساس خوب و امید بهت میده و پشتت گرمه ک خدا هست و خدا هست و خدا کافیست.
خدا ما رو با تموم بدی هامون مارو دوست داره… مارو میبخشه… همواره ما رو صدا میزنه بیا پیش من یاد من کن هر چی بخوای بهت میدم تو بیا و ب من ایمان داشته باش.
.
.
.
شعر «پروین اعتصامی» در مورد پیرمرد درد مندی ک بسیار نیازمند بود و دو فرزند بیمار داشت… و همیشه دستش پیش مردم دراز بود… از مردم انتظار داشت… از مردم طلب میکرد… و همیشهاحیاس بدی داشت.
یک روز پیش هر کسی رفت کسی بهش چیزی نداد… من پیش آسیابان رفت یک مقداری گندم ب او داد درون پیراهنش ریخت… و با خودش گفت خدایا شکرت که من بااین گندم هم عسل و هم عدس برای بچه هام میخرم… گفت خدا گریه زندگی منو باز کن… و همچنان دعا میکرد با خدا… و یکدفعه گره لباسش باز شد و گندمش ریخت… و عصبانی شد و با خدای خود دعوا کرد که چرا گندم من را ریختی…. من هیچی دیگه ندارم… دیگه نه میتونم عسل بخرم نه عدس… خدایا من کی گفتم گره لباسمو باز کن… اشتباه کردم از اینکه ازت خواستم گره را باز کنی… بسیار عصبانی شد…
«ای خدای دادگر ,چون تو دانایی نمیدانی مگر
سالها نرد خدایی باختی، این گره از آن گره نشناختی»
.
.
پیرمرد ب همه چیز شک میکنه و کفر میگه…
.
.
خیلی از ماها در شرایط سخت قرار می گیریم با خدا دعوا میکنیم میگیم خدایا چرا مارو نمیبینی چرا پاسخ نمیدی ب خواسته هامون…
.
.
پیرمرد خم شد تا گندم هارو جمع کنه یک کیسه سکه طلا پیدا کرد…
و با خدای خود گفت….
خدا اگر هم ب ظاهر برای تو مشکلی قرار داده.. دقیقا همان ایده، هدفی است ک باید انجام بدی تا موفق بشی.
هر بلایی از خدا میاد یک رحمته…. پیرمرد فهمید ک اگر مشکلی براش پیش میاد برای اینکه خدا رو پیدا کنه… از خدا طلب کنه…. ما خدا رو پیدا میکنی چون اگه از خدا دور بشیم در فرکانس بدی ها و مشکلات قرار میگیریم…
«من به مردم داشتم روی نیاز
گرچه روزو شب در حق بود باز»
من خیلی ب مردم رو انداختم و از مردم انتظار داشتم… اما رزق و روزی دست تو بود.
«گندمم را ریختی تا زر دهی
رشته م بردی تا گوهر دهی»
اگر چیزی رو از دست دادی این بد نیست….این یعنی میخواد چیز جدیدی بهت بده… نعمتها رو کسانی دریافت میکنن که این نگاه را ب خداوند دارند… کسی که در شرایط سخت خوبی ها و نعمت هارو ببینه….
رو خودت کار کن تا در بدترین شرایط هم بتونی احساس
خوب داشته باشی.
از خدا بخواه ک صبرو امید و توکل را درما زیاد کنه… از خدا بخواییم ک نعمت ها ب ما داده بشه…
به قول دوستان که میگن ما اومدیم ثروت بدست بیاریم ولی یه چیزی فراتر از اون رو بدست آوردیم .به خدایی رسیدیم که مالک و صاحب تمام خزائنه.خدایی که همه چیزه و در اصل رسیدیم به منبع تمام خوبی ها و نعمات و زیبایی ها .
خدای من تو را سپاس برای این لحظه که اشک می ریزم و تمنای وصال تو رو دارم و میخوام با رضایت کامل و حال عالی بازی زندگی رو برنده بشم و مرحله بعدی که امر کنی رو وارد بشم .این بازی که راهنما تویی پر از لذت و حال خوبه کافیه حرف گوش کن باشیم .خدای من میدونی که همیشه تسلیم امرت بودم میدونی که همیشه در مقابل چیزی که نمی خواستم سکوت میکردم چرا که میگفتم شاید یه جایی کوتاهی کردم .اونطور که باید ایمانم رو نشون ندادم.
خدایا الان که خوب فکر میکنم آخه زندگی بی تو لذتی نداره. با حضور تو گوش ها میشنون .با حضور تو چشم ها بینا میشن ،با حضور تو کلام تاثیرگزار میشه .حالا میفهمم که این جمله رو که میمیرن قبل از اینکه بمیرن یعنی چه .یا اونها شنوان ولی نمیشنون ،بینان ولی نمیبینن یعنی چه.خدای من یاد اون وقتها افتام روزهایی که حال تکراری و بدون شادی رو میگذروندم و به دنبال شادی بودم.وقتی با استاد آشنا شدم و داشتم رو خودم کار میکردم یه صبح با صدای گنجشگ ها بیدار شدم .با خودم گفتم چرا چند ساله صدای گنجشک ها رو نشنیدم ؟چرا با خودم فکر میکردم که تو شهرهای بزرگ گنجشک نیست ؟خوب که دقت کردم و تفکر ،فقط این به ذهنم اومد من به صداهای زیبا کر شده بودم .من به دیدن زیبایی ها نابینا شده بودم.یادم اومد چقدر ابرها رو دوست داشتم .یادم اومد چقدر دیدن ماه رو تودل سیاه شب دوست داشتم و چه روزایی که من دیگه این زیبایی ها رو ندیدم درحالی که بودن .
خدای من،روزهای تاریک و سخت برای من یه نعمتن تا بتونم تو رو پیدا کنم .تا بتونم ایمانم رو قویتر کنم تا بتونم بهتر زیبایی ها رو ببینم .خدای من میخوام پرواز کنم .میخوام رها بشم از هر چیزی که غیر توئه.میخوام زهرایی باشم پر از حضور تو .
میخوام لحظاتم پر باشه از عشق بازی با تو .
چقدر خوشبختم آدمهایی با دغدغه های من، تو این سایت و یه استاد درجه یک که پر از افکار درجه یکه پر از تفکر و عمل گرا .هر چه میبینم مثل قطعات پازل کنار هم قرار میگیرن و اون مفاهیم رو بیان میکنن .هیچ تناقضی وجود نداره .
شکر برای حضورتون .شکر برای گوشیم، شکر برای اینترنت و راحتی دستیابی به این آگاهی ها .شکر برای دوستان همفرکانسی.شکر برای این سایت .شکر برای چشمانم برای گوش هام که میتونم این آگاهی ها رو دریافت کنم .
خدایا باورهای درست.توکل.ایمان .امید .شور .عشق .رهایی. آزادی رو نصیب همه ی ما کن.
اگردیدگاه من این باشه ونذارم احساسم دربرخوردباتضادهابدبشه طبق قوانین تغییرناپذیرخداونددرنهایت همه چیزبه نفع من رقم میخوره فارغ ازاینکه اوضاع وشرایط چگونه است
فَعَسَیٰ اَن تَکٔرَهُواْشَیٔاًوَیَجٔعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیرًاکَثیرا.آیه 19سوره نسا (بسیارچیزهاناپسندشماست حال آنکه خداونددرآن خیربسیاری برای شمامقدرفرموده است)
وقتی من ازهرچه غیرخدادل ببرم ودلموفقط وفقط به خودش پیوندبزنم خداوندخودش بهترین خیرومصلحت هاروبرام رقم میزنه نیازنیست من کارخاصی انجام بدم تابه نفع من بشه فقط تنهاوظیفه من اینه که باتمام وجودم دلموبهش بسپارم
الخیرفی ماوقع درموردکسانی است که به خداوندتوکل میکنن وهراتفاقی که میفته اون روخیرومصلحتی ازجانب خداوندمیبینند
من بایدهرلحظه تسلیم امرخداوندباشم واگه درتمام اتفاقات زندگیم این نگرش ودیدگاه روداشته باشم که خداوندجزخیرمطلق چیزی برای من نمیخوادزندگی من همواره مملوازآرامش میشه وهیچ هراس ونگرانی ای توی دل من راه پیدانمیکنه
استادجانم بارهاوبارهااتفاقاتی برام رخ داده که من هیچ قدرتی درمقابلشون نداشتم وفقط یه جورایی خودموآروم کردم سپردم به خداوندوخیرشوخواستم که درنهایت نتیجه به نفع من شده برعکس یه وقتاییم بوده که باتمام وجوددست وپازدم برای تغییراتفاقات ولی باحاله خراب واحساس بدکه نتیجه نهایی به ضررمن شده….خدایاواقعاشکرت
خداوندابهترین مصلحت هاروبرامون رقم بزن
خداونداسپاس بخاطرآگاهی های نابت اززبان بهترین بنده ات سیدحسین عباس منش
به نام الله .سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان ارجمندم این شعر عالی از پروین اعتصامی استاد خیلی با جزئیات بیشتر تو 12 قدم بیشتر شرح میدهد .و این شعر اعتماد به رب و توکل است هر اتفاقی به ظاهر ناجالب بیفته باید من به دید خیری و پل و سکوی برای موفقیت بیشتر ببینم و اون لحظه ها شکر گذار الله باشیم و بت زوایه دید دیگه اتفاق رو ببینم و ازدنعمت های که خدا داده بهمون شکر گزار باشیم و طبق فرمایش استاد احساس خوبمون رو نگه داریم و آرامش داشته باشیم تا الله جان هدایتمون کنه وقتی اتفاقی به ظاهر تلخ میفته ادم ذهنش زود شروع میکنه ب تخریب و سرزنش الله میفرماید نجوا مال شیطانه تا بترسونه شمارو و مومنان بایدفقط به الله توکل کنند .
من یه مدت یه اتفاق افتاد که یکی دوروز منودبهم ریخت تا شکردالله و سایت الهی استاد عزیزم و توکل ب الله جلو ورودی هاروگرفتم یه ضرر مالی کردم و من دارم سعی میکنم همیشه نعمت هست نعمت الله بی نهایته فروانی همه جا هست خدا شاهده زود جاش پر شد خدایا شکرت
استاد روزی میام پیشت و اون روز رو حتما به واقعیت تبدیل میکنم
سلام روز 46 ام از سفرنامه خداروشاکر هستم که الان در این لحظه در اینجا هستم تا آگاهی هایی رو کسب کنم و بهشون عمل کنم که خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم .اگر ما توی مدار درستی باشیم اگر ما فرکانس مثبتی و به جهان بفرستیم اگر شکرگزار خدا باشیم و به نکات مثبت و زیبایی های جهان توجه کنیم اون وقت هراتفاقی که بیفته به نفع ما خواهد بود و به قول معروف الخیر فی ما وقع وقتی ی اتفاق به ظاهر بدی میفته اونوقته که ما باید به اگاهی ها عمل کنیم اونوقته که باید احساسمونو با توجه به نکات مثبت خودمون و اطرافمون خوب کنیم کاری که خیلی افراد نمیتونند انجام بدند و نمیتونند ذهنشونو کنترل کنند و به احساس خوب برسند خود منم توی این زمینه خیلی باید کار کنم و تمرین کنم تا باور کنم هر اتفاقی که میفته به نفع من خواهد بود شاید الان حکمتشو نفهمم اما بعدا به عنوان یک نقطه عطف بهش نگاه میکنم شاید الان گندم و از دست دادم ولی به جاش به طلا دست پیدا میکنم .فقط باید روی خدا حساب باز کنیم و خودمونو بندازیم تو جریان هدایت و نگران نباشیم و از چیزی نترسیم و شجاعانه حرکت کنیم و شرک نورزیم و بنده موحدی باشیم و صبور باشیم و چقدر این آیه قشنگه(یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکلَْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ) خدا خیال مارو با این آیه راحت میکنه و به ما آرامش میده .فقط باید باورش کنیم فقط باید بهش ایمان بیاریم و نگران چیزی نباشیم
خواستم از تجربه جدیدی که از الخیر فی ما وقع که تونستم تا حدودی درست انجامش بدم براتون بنویسم تا باز قانون بیشتر در ذهنم حک بشه.
دیروز وقتی خواستم سوار اتوبوس بشم چون خونمون قبل شیرازه همیشه قبل سوار شدن به راننده میگفتم ولی دیروز یادوم رفت بگم میخوام فلان جا پیاده بشم و اونم چیزی نپرسید و چمدونم رو تحویل گرفت و گذاشت تو اتوبوس.
(البته 1 2 بارم هی به فکروم میومد که برو به راننده بگو فلان جا میخوای پیاده بشی که معلوم بشه پیاده میکنه یا نه! حس میکنم همینا الهامات خدا بوده که من نادیده گرفتمشون)
گذشت تا شب بعد شام که خواستیم سوار بشیم به شاگردش گفتم (البته بار اول فکر کردم که همین آدم راننده ی نصف شبه بعد دیدم شاگرده) میخوام فلان جا پیاده بشم گفت که اوکیه، چمدونت رو گذاشتی دم دس؟
منم گفتم نه!!
گفت دیگه نمیشه رفته بین وسیله ها باید خود شیراز پیاده بشی!!!
حرفش عین یه ضد حال بود برام چون صبح خیلی زود میرسیدیم، پیش خودم فکر کردم برگشتنم به خونه خیلی سخت میشه!!
بهش گفتم خو الان خودم وسیله ها رو میریزم بیرون چمدونم رو میزارم دم دس
باز گفت نه نمیشه و برای ما دردسر میشه و فلان
منم تا دیدم داره وارد فاز مقاومت و بحث میشه دیگه چیزی نگفتم و رفتم سوار شدم( چون استاد از شما یاد گرفتم که نمیشه در مورد یه موضوع بحث کنی و بهش توجه نکنی و هر چی هم که مقاومت بیشتری نشون بدی اون موضوع بیشتر کش پیدا میکنه)
بعد که سوار شدم همینطور که داشتم پیش خودم فکر میکردم دیدم نجواها میخوان آروم آروم کل فضا رو بدست بگیرن و احساسمو بد کنن!
خدا رو شکر یهویی یاد این فایل افتادم و گفتم الان وقت خوبیه که با این ناخواسته ای که پیش اومده الخیر فی ما وقع رو در عمل تمرین کنم.
خدا رو شکر میکنم که به موقع بهترین الهام رو بهم کردی!
این جمله هایی بود که سعی کردم آگاهانه به خودم و نجواها بگم که:
خدا برام یه اتفاق بهتر یه معجزه بهتر در نظر گرفته
همه چیز تحت کنترل اونه خودش اوضاع رو به نفع من تموم میکنه
خدا برام یه سوپرایز بهتر تو شیراز در نظر گرفته و…
(جالبیش اینه که دقیقا به حرفی که تو اون فایل گفتین رسیدم که تا نجواها قدرت نگرفته ما باید با جملات تاکیدی و مثبت جلوشو بگیریم چون بعد چند بار تکرار کردن همون جملات مثبت، ذهنم داشت آروم میشد)
گذشت تا نصف شب دیدم یه آدم جدیدی داره رانندگی میکنه. یه حسی گفت برو به ای بنده خدا هم بگو که میخوای فلان جا پیدا بشی.
رفتم بهش گفتم و گفت نمیشه ولی پلیس راه میتونم پیادت کنم.
باز خوشحالتر شدم چون پلیس راه به خونه ما نزدیک تر بود.
ساعت های حدود 3 نصف شب بود نگه داشت برای سرویس. باز یه حسی گفت برو بهش بگو چمدونت رو بیاری دم دس بیزاری
رفتم بهش گفتم و دیدم داره نق میزنه که باید اول کار میگفتی و از ای صحبت ها ولی دیدم کلید انداخت و درو باز کرد، گفت کدومشه؟
گفتم اونه
گفت چیطوری میخوای بیاریش بیرون؟
گفتم نگران نباش الان خودم درستش میکنم و سریع از این فرصتی که خدا برام فراهم کرده بود وسیله ها رو ریختم بیرون و چمدون خودم رو گذاشتم دم دس!
به همین راحتی بدون بحث یا التماس از کسی
خدایا شکرت
خیلی خوشحال شدم بابت این فرشته ای که خدا سر راهم قرار داد تا خیلی راحت به خواستم برسم.
صبحم که پیاده شدم اومدم ماشین بگیرم دیدم باز خدا یه فرشته ی دیگه آماده برام گذاشته تا خیلی عزتمندانه منو تا خونه ببره!!
خدایا سپاسگزارم بابت بینهایت دستان مهربونت که هر روزه وارد زندگیم میکنی تا منو از مسیری زیبا، راحت و عزتمندانه به خواسته هام برسونن.
این بود پاداش جهت دهی آگاهانه به کانون توجهم و بعد این اتفاق درکم بیشتر شد نسبت به این اصل تا بتونم تو موارد بعدی هم از این قانون به نفع خودم استفاده کنم.
خداروشکر که در این مسیر قرار گرفتم و باور کردم که خودم با فرکانس هایم بهشت این دنیا و آن دنیا را تجربه میکنم .
خداروشکر که قوانین جهان هستی پله پله دارم یا د میگیرم و چقدر جالبه که شعرای ما از این قوانین آگاهی داشتن و سالها پیش توی اشعارشون مردم و به اگاهی رسوندن و واقعا اگر کسی در فرکانس ش باشه درک میکنه و میفهمه .
رو آوردن فقط به خدا، بزرگ نکردن دیگران در ذهن ، اخیر و فی ما وقوع درسیه که از این شعر میگیرم.
خیلی ممنونم استاد جان .
خاطره ای دارم در الخیر و فی ما وقع
8 ساله بودم و میخواستیم با ماشینمون از پل رد شیم که مامانم چند لحضه قبل از رسیدن به پل به بابام میگه یه لحضه اینجا نگه دار و خلاصه قبل از رسیدن ما به پل ، پل تهران ریزش میکنه و خیلی ها از بین میرن.
خاطره ی دیگه ای که دارم
جا موندن همسایه مون از هواپیماست که خواب میمونه و همگی خانوادش کلی ناراحت میشین و خلاصه اون هواپیما سقوط میکنه .
به نام الله آنکه سررشته امور به دست اوست
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم و همه ی همسفرهای عزیزم
روز چهل و ششم سفرنامه
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و دَر و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
حتی عنوان فایل هم حال منو خوب میکنه: الخیر فی ما وقع . در هر کاری خیری هست
چقدر دنیا زیباتره با این نوع نگاه
چقدر خوبه که دل به دل خدا بدیم و نگران هیچ چیز و هیچ کس نباشیم
چقدر خوبه آگاهانه به دنبال خیر و خوبی و زیبایی باشیم
نگاهمون رو زیبا کنیم به قول آندره ژید ناتانائیل ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که به آن می نگری…
هر بار این شعر رو میخونم فقط بغض میکنم اشک میریزم و بیشتر عاشق خدا میشم خدایا خیلی دوست دارم رفیق مهربون من خیلی دوست دارم
این فایل مال منه ، اصلا این فایل وصف حال منه من مثل همون پیرمردی هستم که هر دری رو زدم الا در خداوند رو !
به هر کسی امید بستم الا به خدا
روی هر کسی حساب کردم الا روی خداوند !
و تمام این مدت تنها کسی که هوای منو داره خداست ، همون کسی که هر لحظه درکنار منه ولی من فکر میکنم دوره خیلی دور…
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
خداوند دانه های گندم منو ریخت تا خودش رو به من بشناسونه
تا فقط روی خودش حساب کنم ، تا به جای گندم به من زر بده …
رزق زان معنی ندادندم خسان
تا تو را دانم پناه بی کسان …
استاد الان در شرایطی هستم که فقط باید روی خودم حساب کنم روی توانایی درونی خودم حساب کنم و حرکت کنم و توکل کنم و فقط روی کمک خداوند حساب کنم
استاد تمام این تضادها نعمت های بزرگی هستن که فرصت های بزرگی در درون خودشون دارن و باید باور داشته باشیم که ان مع العسر یسری و بعد راه ها و ایده ها به سراغمون میاد
»»»»خدا همه ی ما رو دوست داره با تمام اشتباهاتمون ، با تمام بی ایمانیمون ، با تمام بدی هامون دوستمون داره ، بخشیده ما رو ««««
تازه فهمیدم خدایم این خداست استاد تازه دارم درکش میکنم
خدایا تو بودی ولی من نمی دیدمت ، من فکر میکردم نیستی در حالیکه تو از رگ گردن به من نزدیکتری …
»»»»اگر چیزی رو از دست دادی به معنای کمبود نیست این به معنای یک نعمت جدید و بسیار بزرگتره««««
خدایا شکرت
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و دوستان هم فرکانسی
روز 46 سفرنامه، خدایا شکرت
چقدر زیبا بود این فایل و این شعر
و واقعا همینه، ما وقتی به تضادی برمیخوریم و حالمون بد میشه دیگه همه نعمت هایی که داریم رو فراموش میکنیم، فراموش میکنیم که حتما توی این کار حکمتی هست
چه باور قشنگیه این باور که هر اتفاقی بیفته و هر تضادی توی زندگیمون رخ بده توش یه حکمتیه و نهایتا به نفع ماست و خیری توش هست
خدایا ازت میخوام که ایمانم رو قوی تر کنی
خدایا ازت میخوام توکل من رو بیشتر کنی
خدای رحمان و رحیم فقط تو را میپرستم و فقط از تو یاری میخواهم
بارها و بارها به خودم هرروز تکرار میکنم که جز خدا، دست نیاز به سوی هیچ احدی نباید دراز کنم
همه چیز خداست، روزی دهنده فقط خداست و بقیه فقط دستی از دستان خدا هستن برای کمک به من
خدایا عااااشقتم
خدایا شکرت که من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی
خدایا شکرت بخاطر اینهمه آگاهی
خیلی دوستتون دارم و خوشحالم که باهاتون آشنا شدم استاد عزیزم
در پناه حق
به نام خدای مهربون
روز 46 ام
سلام استاد عزیزم
سلام مریم عزیزم
من محو متنی شدم که بالا نوشتی
بارها و بارها خوندمش
اونجا که گفتی : « فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیست، من از درون خود را به آرامش میرسانم با این اطمینان و یقین که، محال است من به احساس اطمینان قلبی و آرامش برسم و آن شرایط، هرچقدر هم نادلخواه، به نفع من تغییر نکند.»
این قسمت رو بارها و بارها بیشتر خوندم
چقد آگاهی توو همین چند جمله هست، چقدر احساس خوب احساس امید و احساس آرامش گرفتم ازین درک و این دیدگاهت در مورد قانون
و همچنین آیه ی که بعدش نوشتی
«خدا از جایی که فکرشو نمیکنی بهت روزی میده»
انگار تالا به این آیه توجه نکرده بودم
یا شایدم ازین دیدگاه بهش توجه نکرده بودم
اینکه توو شرایط به ظاهر سخت، باید قلبت آروم باشه و احساس خوبی داشته باشی ، خدا از دل همون شرایط، که تو حتی فکرشم نمیتونی بکنی که چجوری، بهت روزی میده ،تو رو به چیزی که بهش نیاز داری میرسونه
اما شرطش اینه که آرامش داشته باشی شرطش احساس خوب داشتنه
چون هر کی به خدا توکل کنه خدا براش کافیه!
واقعا ما چقد کوته فکر بودیم که نفهمیدیم خدا به تنهایی کفایت میکنه،
کسی که مالک جهانه کسی که ارباب جهانه کسی که تمام قدرتها دست اونه، اگه اون نتونه برا ما کاری بکنه پس چه کسی میتونه؟!!!!
خدایا بهم یاد بده بهم کمک کن تا بنده ای باشم که در دل سختیها به تو توکل کنم و قلبم بخاطر وجود تو آرام بگیره با یاد تو آرام بگیره
اینهمه سال از زندگیموم فک میکردیم انسان مومنی هستیم و الان میفهمم که ایمان اصلا هیچکدوم ازون مسائلی که فکر میکردم نیس
ایمان اطمینان قلب منه،
ایمان یعنی اونقدر احساس امنیت کنم که در دل سختترین شرایط هم خیالم راحت باشه
چون تو رو نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
این یعنی ایمان ،
استاد عزیزم چقدر قشنگ ایمان و توکل رو توضیح دادین
از دیروز بارها و بارها این فایل و گوش دادم و هر بار گوش میدم ازش لذت میبرم هر بار برام تازگی داره ، صحبهاتون پر از امیده
اگه بتونیم توی هر شرایطی توی تک تک لحظات زندگیمون احساسمون رو کنترل کنیم از در و دیوار اتفاقات خوب برامون رخ میده
واای چقدر حال کردم ازین جمله😍☺️
توو دل هر اتفاق به ظاهر بد، خیری نهفته است که اگه احساسمون رو کنترل کنیم میبینیمش و بهش میرسیم
همه چیز به زاویه ی دید ما بستگی داره
چقدر خداوند عادلانه قدرت تغییر شرایط رو به ما داده ، چقدر قدرتمندیم که تنها با تغییر دیدگاهمون و به دنبالش با تغییر احساسمون از بد به خوب ، میتونیم کنترل کنیم شرایطهای به ظاهر بد زندگیمون رو
به راستی چقدررر کارت حساب کتاب داره رب من
چقدر دقیق همه چیو برنامه ریزی کردی
چقدر حکیمی چقدر علم داری!!!
استاد چقدرر زیبا فرمودین اگه مشکلی تو زندگیمون پیش میاد اگه به ظاهر همه چی بد میشه برا اینه که خدا رو پیدا کنیم اونم نه به این دلیل که خدا به ما نیاز داره بلکه به این دلیل که وقتی از فرکانس خدا دور میشیم در فرکانس بدیها قرار میگیریم
تیشه زان بر هر برگ و بندم زنند تا که با لطف تو پیوندم زنند
در سختترین شرایط هنوز نعمتهای زیادی داریم که میتونیم بخاطر اونا سپاسگزار باشیم
من بسی دیدم خداوندان مال
تو کریمی ای خدای ذوالجلال
به نام خداوند جان
سلام خدمت استاد عزیز مریم عزیز و همکلاسی های نازنیم
در ادامه تمرین من و دوستام رسیدم ب فایلی که بسیار بهش علاقه دارم… الخیر فی ما وقع… در واق همون دید مثبت خودمون ب وقایع… همون کنترل ذهن..چقدر من این جمله دوست دارم… چقدر توش ایمان نهفته… اصلا خودش ایمانه خالصه… ایمان به غیب… ایمان ب اینکه،اگه از صفرابخوای شروع کنی ومیتونی موفق بشی… فقط کافیه ایمان داشته باشی ک موفق میشی و خدا همواره هواسش ب تو هست.
الخیر فی ما وقع
.
.
.
این یک قانونه که اگر احساس خوب داشته باشی، اتفاقات خوب رخ میده…. اگر احساس بد داشته باشی اتفاقات بد رخ میده.
.
.
در مواجه با هر تضاد و مسئله اینو تو ذهنت بیار ک «الخیر فی ما وقع»… مطمعن باش که هر اتفاق به ظاهر بدی در خودش یک خیرتی داره…
.
.
اگر در هر شرایطی احساستون رو خوب کنید… مطمعن باشید که اتفاقات خوب از در و دیوار وارد زندگیت میشه…
این کار با تمرین و تغییر باورها اتفاق میافته.
.
.
.
ایمان داشته باش که روند جهان روند خیر و خوبیه… کسی که احساس خوب داره ایمان داره.
.
ملاک ایمان داشتن،احساس آرامش درونی است…. نشان ظاهری ایمان… احساس خوب… احساس شوق… امید… آرامش است.
.
«الا بذکر الله تطمعن القلوب»… تنها با یاد خدا دلها آرامش میگیرد.
یاد خداست به قلبت آرامش میده و احساس خوب و امید بهت میده و پشتت گرمه ک خدا هست و خدا هست و خدا کافیست.
خدا ما رو با تموم بدی هامون مارو دوست داره… مارو میبخشه… همواره ما رو صدا میزنه بیا پیش من یاد من کن هر چی بخوای بهت میدم تو بیا و ب من ایمان داشته باش.
.
.
.
شعر «پروین اعتصامی» در مورد پیرمرد درد مندی ک بسیار نیازمند بود و دو فرزند بیمار داشت… و همیشه دستش پیش مردم دراز بود… از مردم انتظار داشت… از مردم طلب میکرد… و همیشهاحیاس بدی داشت.
یک روز پیش هر کسی رفت کسی بهش چیزی نداد… من پیش آسیابان رفت یک مقداری گندم ب او داد درون پیراهنش ریخت… و با خودش گفت خدایا شکرت که من بااین گندم هم عسل و هم عدس برای بچه هام میخرم… گفت خدا گریه زندگی منو باز کن… و همچنان دعا میکرد با خدا… و یکدفعه گره لباسش باز شد و گندمش ریخت… و عصبانی شد و با خدای خود دعوا کرد که چرا گندم من را ریختی…. من هیچی دیگه ندارم… دیگه نه میتونم عسل بخرم نه عدس… خدایا من کی گفتم گره لباسمو باز کن… اشتباه کردم از اینکه ازت خواستم گره را باز کنی… بسیار عصبانی شد…
«ای خدای دادگر ,چون تو دانایی نمیدانی مگر
سالها نرد خدایی باختی، این گره از آن گره نشناختی»
.
.
پیرمرد ب همه چیز شک میکنه و کفر میگه…
.
.
خیلی از ماها در شرایط سخت قرار می گیریم با خدا دعوا میکنیم میگیم خدایا چرا مارو نمیبینی چرا پاسخ نمیدی ب خواسته هامون…
.
.
پیرمرد خم شد تا گندم هارو جمع کنه یک کیسه سکه طلا پیدا کرد…
و با خدای خود گفت….
خدا اگر هم ب ظاهر برای تو مشکلی قرار داده.. دقیقا همان ایده، هدفی است ک باید انجام بدی تا موفق بشی.
هر بلایی از خدا میاد یک رحمته…. پیرمرد فهمید ک اگر مشکلی براش پیش میاد برای اینکه خدا رو پیدا کنه… از خدا طلب کنه…. ما خدا رو پیدا میکنی چون اگه از خدا دور بشیم در فرکانس بدی ها و مشکلات قرار میگیریم…
«من به مردم داشتم روی نیاز
گرچه روزو شب در حق بود باز»
من خیلی ب مردم رو انداختم و از مردم انتظار داشتم… اما رزق و روزی دست تو بود.
«گندمم را ریختی تا زر دهی
رشته م بردی تا گوهر دهی»
اگر چیزی رو از دست دادی این بد نیست….این یعنی میخواد چیز جدیدی بهت بده… نعمتها رو کسانی دریافت میکنن که این نگاه را ب خداوند دارند… کسی که در شرایط سخت خوبی ها و نعمت هارو ببینه….
رو خودت کار کن تا در بدترین شرایط هم بتونی احساس
خوب داشته باشی.
از خدا بخواه ک صبرو امید و توکل را درما زیاد کنه… از خدا بخواییم ک نعمت ها ب ما داده بشه…
خدارو شاکرم برای این فایل و همه آگاهی های آن🙏🌱
سلام استادعزیزم
مریم مهربانم و دوستان همراه و همسفر
به قول دوستان که میگن ما اومدیم ثروت بدست بیاریم ولی یه چیزی فراتر از اون رو بدست آوردیم .به خدایی رسیدیم که مالک و صاحب تمام خزائنه.خدایی که همه چیزه و در اصل رسیدیم به منبع تمام خوبی ها و نعمات و زیبایی ها .
خدای من تو را سپاس برای این لحظه که اشک می ریزم و تمنای وصال تو رو دارم و میخوام با رضایت کامل و حال عالی بازی زندگی رو برنده بشم و مرحله بعدی که امر کنی رو وارد بشم .این بازی که راهنما تویی پر از لذت و حال خوبه کافیه حرف گوش کن باشیم .خدای من میدونی که همیشه تسلیم امرت بودم میدونی که همیشه در مقابل چیزی که نمی خواستم سکوت میکردم چرا که میگفتم شاید یه جایی کوتاهی کردم .اونطور که باید ایمانم رو نشون ندادم.
خدایا الان که خوب فکر میکنم آخه زندگی بی تو لذتی نداره. با حضور تو گوش ها میشنون .با حضور تو چشم ها بینا میشن ،با حضور تو کلام تاثیرگزار میشه .حالا میفهمم که این جمله رو که میمیرن قبل از اینکه بمیرن یعنی چه .یا اونها شنوان ولی نمیشنون ،بینان ولی نمیبینن یعنی چه.خدای من یاد اون وقتها افتام روزهایی که حال تکراری و بدون شادی رو میگذروندم و به دنبال شادی بودم.وقتی با استاد آشنا شدم و داشتم رو خودم کار میکردم یه صبح با صدای گنجشگ ها بیدار شدم .با خودم گفتم چرا چند ساله صدای گنجشک ها رو نشنیدم ؟چرا با خودم فکر میکردم که تو شهرهای بزرگ گنجشک نیست ؟خوب که دقت کردم و تفکر ،فقط این به ذهنم اومد من به صداهای زیبا کر شده بودم .من به دیدن زیبایی ها نابینا شده بودم.یادم اومد چقدر ابرها رو دوست داشتم .یادم اومد چقدر دیدن ماه رو تودل سیاه شب دوست داشتم و چه روزایی که من دیگه این زیبایی ها رو ندیدم درحالی که بودن .
خدای من،روزهای تاریک و سخت برای من یه نعمتن تا بتونم تو رو پیدا کنم .تا بتونم ایمانم رو قویتر کنم تا بتونم بهتر زیبایی ها رو ببینم .خدای من میخوام پرواز کنم .میخوام رها بشم از هر چیزی که غیر توئه.میخوام زهرایی باشم پر از حضور تو .
میخوام لحظاتم پر باشه از عشق بازی با تو .
چقدر خوشبختم آدمهایی با دغدغه های من، تو این سایت و یه استاد درجه یک که پر از افکار درجه یکه پر از تفکر و عمل گرا .هر چه میبینم مثل قطعات پازل کنار هم قرار میگیرن و اون مفاهیم رو بیان میکنن .هیچ تناقضی وجود نداره .
شکر برای حضورتون .شکر برای گوشیم، شکر برای اینترنت و راحتی دستیابی به این آگاهی ها .شکر برای دوستان همفرکانسی.شکر برای این سایت .شکر برای چشمانم برای گوش هام که میتونم این آگاهی ها رو دریافت کنم .
خدایا باورهای درست.توکل.ایمان .امید .شور .عشق .رهایی. آزادی رو نصیب همه ی ما کن.
آمین
سلام برنازنین استادم ومریم بانوی شایسته️
ودوستانِ جانم
الخیرفی ماوقع»»»هرچه پیش آیدخوش آید
اگردیدگاه من این باشه ونذارم احساسم دربرخوردباتضادهابدبشه طبق قوانین تغییرناپذیرخداونددرنهایت همه چیزبه نفع من رقم میخوره فارغ ازاینکه اوضاع وشرایط چگونه است
فَعَسَیٰ اَن تَکٔرَهُواْشَیٔاًوَیَجٔعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیرًاکَثیرا.آیه 19سوره نسا (بسیارچیزهاناپسندشماست حال آنکه خداونددرآن خیربسیاری برای شمامقدرفرموده است)
وقتی من ازهرچه غیرخدادل ببرم ودلموفقط وفقط به خودش پیوندبزنم خداوندخودش بهترین خیرومصلحت هاروبرام رقم میزنه نیازنیست من کارخاصی انجام بدم تابه نفع من بشه فقط تنهاوظیفه من اینه که باتمام وجودم دلموبهش بسپارم
الخیرفی ماوقع درموردکسانی است که به خداوندتوکل میکنن وهراتفاقی که میفته اون روخیرومصلحتی ازجانب خداوندمیبینند
من بایدهرلحظه تسلیم امرخداوندباشم واگه درتمام اتفاقات زندگیم این نگرش ودیدگاه روداشته باشم که خداوندجزخیرمطلق چیزی برای من نمیخوادزندگی من همواره مملوازآرامش میشه وهیچ هراس ونگرانی ای توی دل من راه پیدانمیکنه
استادجانم بارهاوبارهااتفاقاتی برام رخ داده که من هیچ قدرتی درمقابلشون نداشتم وفقط یه جورایی خودموآروم کردم سپردم به خداوندوخیرشوخواستم که درنهایت نتیجه به نفع من شده برعکس یه وقتاییم بوده که باتمام وجوددست وپازدم برای تغییراتفاقات ولی باحاله خراب واحساس بدکه نتیجه نهایی به ضررمن شده….خدایاواقعاشکرت
خداوندابهترین مصلحت هاروبرامون رقم بزن
خداونداسپاس بخاطرآگاهی های نابت اززبان بهترین بنده ات سیدحسین عباس منش
استادجانم ممنونم ازت دوست دارم 🫂️
خدای باحالم خدای عاشقم خدای ثروتمندم شکرکه هستی وبرسرزمین قلبم خدایی میکنی
به نام الله .سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان ارجمندم این شعر عالی از پروین اعتصامی استاد خیلی با جزئیات بیشتر تو 12 قدم بیشتر شرح میدهد .و این شعر اعتماد به رب و توکل است هر اتفاقی به ظاهر ناجالب بیفته باید من به دید خیری و پل و سکوی برای موفقیت بیشتر ببینم و اون لحظه ها شکر گذار الله باشیم و بت زوایه دید دیگه اتفاق رو ببینم و ازدنعمت های که خدا داده بهمون شکر گزار باشیم و طبق فرمایش استاد احساس خوبمون رو نگه داریم و آرامش داشته باشیم تا الله جان هدایتمون کنه وقتی اتفاقی به ظاهر تلخ میفته ادم ذهنش زود شروع میکنه ب تخریب و سرزنش الله میفرماید نجوا مال شیطانه تا بترسونه شمارو و مومنان بایدفقط به الله توکل کنند .
من یه مدت یه اتفاق افتاد که یکی دوروز منودبهم ریخت تا شکردالله و سایت الهی استاد عزیزم و توکل ب الله جلو ورودی هاروگرفتم یه ضرر مالی کردم و من دارم سعی میکنم همیشه نعمت هست نعمت الله بی نهایته فروانی همه جا هست خدا شاهده زود جاش پر شد خدایا شکرت
استاد روزی میام پیشت و اون روز رو حتما به واقعیت تبدیل میکنم
عاشقتونم
سلام روز 46 ام از سفرنامه خداروشاکر هستم که الان در این لحظه در اینجا هستم تا آگاهی هایی رو کسب کنم و بهشون عمل کنم که خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم .اگر ما توی مدار درستی باشیم اگر ما فرکانس مثبتی و به جهان بفرستیم اگر شکرگزار خدا باشیم و به نکات مثبت و زیبایی های جهان توجه کنیم اون وقت هراتفاقی که بیفته به نفع ما خواهد بود و به قول معروف الخیر فی ما وقع وقتی ی اتفاق به ظاهر بدی میفته اونوقته که ما باید به اگاهی ها عمل کنیم اونوقته که باید احساسمونو با توجه به نکات مثبت خودمون و اطرافمون خوب کنیم کاری که خیلی افراد نمیتونند انجام بدند و نمیتونند ذهنشونو کنترل کنند و به احساس خوب برسند خود منم توی این زمینه خیلی باید کار کنم و تمرین کنم تا باور کنم هر اتفاقی که میفته به نفع من خواهد بود شاید الان حکمتشو نفهمم اما بعدا به عنوان یک نقطه عطف بهش نگاه میکنم شاید الان گندم و از دست دادم ولی به جاش به طلا دست پیدا میکنم .فقط باید روی خدا حساب باز کنیم و خودمونو بندازیم تو جریان هدایت و نگران نباشیم و از چیزی نترسیم و شجاعانه حرکت کنیم و شرک نورزیم و بنده موحدی باشیم و صبور باشیم و چقدر این آیه قشنگه(یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکلَْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ) خدا خیال مارو با این آیه راحت میکنه و به ما آرامش میده .فقط باید باورش کنیم فقط باید بهش ایمان بیاریم و نگران چیزی نباشیم
به نام خدای معجزه ها
سلام به همگی
خواستم از تجربه جدیدی که از الخیر فی ما وقع که تونستم تا حدودی درست انجامش بدم براتون بنویسم تا باز قانون بیشتر در ذهنم حک بشه.
دیروز وقتی خواستم سوار اتوبوس بشم چون خونمون قبل شیرازه همیشه قبل سوار شدن به راننده میگفتم ولی دیروز یادوم رفت بگم میخوام فلان جا پیاده بشم و اونم چیزی نپرسید و چمدونم رو تحویل گرفت و گذاشت تو اتوبوس.
(البته 1 2 بارم هی به فکروم میومد که برو به راننده بگو فلان جا میخوای پیاده بشی که معلوم بشه پیاده میکنه یا نه! حس میکنم همینا الهامات خدا بوده که من نادیده گرفتمشون)
گذشت تا شب بعد شام که خواستیم سوار بشیم به شاگردش گفتم (البته بار اول فکر کردم که همین آدم راننده ی نصف شبه بعد دیدم شاگرده) میخوام فلان جا پیاده بشم گفت که اوکیه، چمدونت رو گذاشتی دم دس؟
منم گفتم نه!!
گفت دیگه نمیشه رفته بین وسیله ها باید خود شیراز پیاده بشی!!!
حرفش عین یه ضد حال بود برام چون صبح خیلی زود میرسیدیم، پیش خودم فکر کردم برگشتنم به خونه خیلی سخت میشه!!
بهش گفتم خو الان خودم وسیله ها رو میریزم بیرون چمدونم رو میزارم دم دس
باز گفت نه نمیشه و برای ما دردسر میشه و فلان
منم تا دیدم داره وارد فاز مقاومت و بحث میشه دیگه چیزی نگفتم و رفتم سوار شدم( چون استاد از شما یاد گرفتم که نمیشه در مورد یه موضوع بحث کنی و بهش توجه نکنی و هر چی هم که مقاومت بیشتری نشون بدی اون موضوع بیشتر کش پیدا میکنه)
بعد که سوار شدم همینطور که داشتم پیش خودم فکر میکردم دیدم نجواها میخوان آروم آروم کل فضا رو بدست بگیرن و احساسمو بد کنن!
خدا رو شکر یهویی یاد این فایل افتادم و گفتم الان وقت خوبیه که با این ناخواسته ای که پیش اومده الخیر فی ما وقع رو در عمل تمرین کنم.
خدا رو شکر میکنم که به موقع بهترین الهام رو بهم کردی!
این جمله هایی بود که سعی کردم آگاهانه به خودم و نجواها بگم که:
خدا برام یه اتفاق بهتر یه معجزه بهتر در نظر گرفته
همه چیز تحت کنترل اونه خودش اوضاع رو به نفع من تموم میکنه
خدا برام یه سوپرایز بهتر تو شیراز در نظر گرفته و…
(جالبیش اینه که دقیقا به حرفی که تو اون فایل گفتین رسیدم که تا نجواها قدرت نگرفته ما باید با جملات تاکیدی و مثبت جلوشو بگیریم چون بعد چند بار تکرار کردن همون جملات مثبت، ذهنم داشت آروم میشد)
گذشت تا نصف شب دیدم یه آدم جدیدی داره رانندگی میکنه. یه حسی گفت برو به ای بنده خدا هم بگو که میخوای فلان جا پیدا بشی.
رفتم بهش گفتم و گفت نمیشه ولی پلیس راه میتونم پیادت کنم.
باز خوشحالتر شدم چون پلیس راه به خونه ما نزدیک تر بود.
ساعت های حدود 3 نصف شب بود نگه داشت برای سرویس. باز یه حسی گفت برو بهش بگو چمدونت رو بیاری دم دس بیزاری
رفتم بهش گفتم و دیدم داره نق میزنه که باید اول کار میگفتی و از ای صحبت ها ولی دیدم کلید انداخت و درو باز کرد، گفت کدومشه؟
گفتم اونه
گفت چیطوری میخوای بیاریش بیرون؟
گفتم نگران نباش الان خودم درستش میکنم و سریع از این فرصتی که خدا برام فراهم کرده بود وسیله ها رو ریختم بیرون و چمدون خودم رو گذاشتم دم دس!
به همین راحتی بدون بحث یا التماس از کسی
خدایا شکرت
خیلی خوشحال شدم بابت این فرشته ای که خدا سر راهم قرار داد تا خیلی راحت به خواستم برسم.
صبحم که پیاده شدم اومدم ماشین بگیرم دیدم باز خدا یه فرشته ی دیگه آماده برام گذاشته تا خیلی عزتمندانه منو تا خونه ببره!!
خدایا سپاسگزارم بابت بینهایت دستان مهربونت که هر روزه وارد زندگیم میکنی تا منو از مسیری زیبا، راحت و عزتمندانه به خواسته هام برسونن.
این بود پاداش جهت دهی آگاهانه به کانون توجهم و بعد این اتفاق درکم بیشتر شد نسبت به این اصل تا بتونم تو موارد بعدی هم از این قانون به نفع خودم استفاده کنم.
خدایا هزارن بار شکرت
ببخشید اگه طولانی شد
با آرزوی بهترین ها
به نام خدا ی رزاقم
سلام خدمت همه ی دوستان
خداروشکر که در این مسیر قرار گرفتم و باور کردم که خودم با فرکانس هایم بهشت این دنیا و آن دنیا را تجربه میکنم .
خداروشکر که قوانین جهان هستی پله پله دارم یا د میگیرم و چقدر جالبه که شعرای ما از این قوانین آگاهی داشتن و سالها پیش توی اشعارشون مردم و به اگاهی رسوندن و واقعا اگر کسی در فرکانس ش باشه درک میکنه و میفهمه .
رو آوردن فقط به خدا، بزرگ نکردن دیگران در ذهن ، اخیر و فی ما وقوع درسیه که از این شعر میگیرم.
خیلی ممنونم استاد جان .
خاطره ای دارم در الخیر و فی ما وقع
8 ساله بودم و میخواستیم با ماشینمون از پل رد شیم که مامانم چند لحضه قبل از رسیدن به پل به بابام میگه یه لحضه اینجا نگه دار و خلاصه قبل از رسیدن ما به پل ، پل تهران ریزش میکنه و خیلی ها از بین میرن.
خاطره ی دیگه ای که دارم
جا موندن همسایه مون از هواپیماست که خواب میمونه و همگی خانوادش کلی ناراحت میشین و خلاصه اون هواپیما سقوط میکنه .
خدایا شکرت به خاطر تمامی نعمت هایت .