«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

886 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3662 روز

    سلام

    عاشق خدایی هستم که هر چه بیشتر به او صحبت می کنم و هر چه بیشتر به او نزدیک میشوم؛ هدایتهایش را بهتر درک می کنم و بیشتر به خوده خودش محتاج تر میشوم تمام زندگیم را خدایی احاطه کرده است که او را نمی شناختم خدایا این حرف شب روز من است که عاشقتم

    تمام زندگی را اگر بخواهم توصیف می کنم فقط این را می گویم تمام زندگی عشق است عشق عشق به خود و خدای خود.

    زود خود را نبازیم اگر به مذاق ما خوش نبود صبر کنیم خوبیهایش را بفهیم خدارا ببینیم و صبر کنیم در هر هیچ حکمتی است

    خدایا شکرت

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1712 روز

    به نام خداوند بخشاینده و مهربان

    روز 46ام از روزشمار زیبای تحولم

    یادمه وقتی بعد از فارغ التحصیلی دنبال کار بودم خیلی جاها برای مصاحبه رفتم ولی هیچکدوم نمیشد ولی بعد حدود پنج ماه بالاخره استخدام شدم اون هم به عنوان مدیر داخلی به عنوان اولین کارم. کارهای قبلی ای که برای مصاحبه رفته بودم و قبول نشده بودم همشون پایینتر از این شغل بود ولی خداوند بهترین رو نصیبم کرد. این خاطره که مال شش سال قبل ه برام تجربه شد. الان هم تو وضعیت مشابه اون سال هستم ولی این بار به خودم میگم الخیر فی ما وقع. به خودم میگم یادته اون سال هم ناراحت بودی که چرا یکی از این شغلها برام جور نمیشه؟ و به کارهای پایین هم راضی شده بودی؟ ولی خداوند بهترین رو برات جور کرد. الان هم همینه. هر چی پیش بیاد به نفع منه. باز هم خداوند در نهایت بهترین شغل رو برام جور میکنه کافیه آروم و شاد باشم و همه چیزو به خودش بسپرم. خداوندا تسلیم توام. فرمان زندگیم به دست خودت.

    ممنونم استاد و خانم شایسته ی عزیز🍀🍀🍀🍀🌷🌷🌷🌷🌷💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1736 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام به دوست خوب و ثروتمندم

      کامنت شما برام خیلی الهام بخش بود

      منم مدتیه بیزنس قبلیمو تمومش کردم و از خدا درخواست یه بیزنس عالی داشتم

      امروز که زمان کوتاهی بیرون بودم به این موضوع فکر میکردم که خداوند چجور هدایتم میکنه و بالاخره کی میتونم کارمو شروع کنم

      شایدم یجورایی وقتی بیزنس های بقیه رو میدیدم حسرت میخوردم و فکر میکردم چرا دیر شده

      پیش خودم فکر کردم تو فقط به اون کارهایی که فعلا مشغولی با شادی ادامه بده و بموقعش اتفاق میوفته

      آخرین جملات کامنتتون برام آرامش بخش بود و پاسخ خدا بود به من و تایید اونچه که به دلم افتاده بود

      مرسی ازتون

      و مرسی از استاد که فایلاش همیشه بموقع بدستمون میرسه با برنامه ریزی بینظیر خداوند مهربان

      میشه مگه عاشق این خدا نبود

      و آخرین جملات شما

      خداوندا تسلیم توام

      فرمان زندگیم به دست خودت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        آوا گفته:
        مدت عضویت: 1712 روز

        سلام اکرمِ عزیزم. ممنونم از اینکه وقت گذاشتی و کامنتم رو خوندی و باز هم وقت گذاشتی و جواب نوشتی.کامنتِ زیبات اولین پاسخ به دیدگاه من در سایت بود و شوق زیادی در من ایجاد کرد. خوشحالم از اینکه پاسخ خداوند شدم به شما. شاد و سلامت و موفق باشید.🍀🍀🍀🍀💖💖💖💖💖🍀🍀🍀🍀

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    معصومه داوری گفته:
    مدت عضویت: 1573 روز

    روز چهل و ششم

    به نام خداوند جان آفرین

    سلام خدمت دوستان عزیزم و اساتید گرانقدرم

    چقدر زیبا بود این شعر .چقدر استاد زیبا سرودند

    و چقدر زیبا نفسیر نمودند

    واقعا همیشه و در همه حال حتی در سخت ترین شرایط زندگی یاد خدا آرامبخش جانهاست

    تنها با یاد او و توکل به او دل آرام می‌گیرد و امیدمان دو چندان می‌شود

    خیلی سخته در شرایط نامناسب زندگی بتونیم احساسمون خوب نگه داریم ..اما از خداوند همیشه اینو خواستم که مرا هدایت کند و با انجام تمرینات روی نکات مثبت زندگیم فکر کنم

    وبرای داشته هایم سپاس گذار خداوند باشم

    از دل همین اتفاقات نامناسب ما به تضاد میخوریم و دقیقا این ایده ها به ذهنمون خطور میکنه که ما دقیقا چی می‌خواهیم و به خواسته هامون فکر کنیم

    و بنویسیم ..این نوشتن خیلی مهم هست ..

    واز خداوند بخواهیم سلامتی را .رزق و روزی فراوان .شادی را نعمت و ثروت را و سعادتمندی را ..

    چیزی که خدا بدهد تمام نشدنی است و ما همیشه باید دست نیاز فقط به سوی او بالا ببریم ..و فقط از خودش بخواهیم

    خدایا شکرت که بعد از چن روزی درگیری با یک مساله‌ای امشب تونستم با گوش کردن این فایل به آرامش درونی برسم و به خدا توکل کنم و بپذیرم که همیشه پشت یک اتفاق زندگی همیشه خیریتی در آن است و به حکمت خداوند و بزرگی و عظمتش پی ببرم

    و من هم سعی میکنم با کنترل ورودی‌ها و کنترل نجواهای شیطانی در ذهنم بتونم به احساس خوب برسم و وصل بشم به نیروی منبع و هماهنگی با خودم

    تا اتفاقات خوب درزندگی شکل بگیرد

    با امید و توکل به خداوند

    انشاا که خدا کمکمون کنه و در این راستا پیروز و موفق باشیم در پناه الله یکتا

    شاد .سلامت و سعادتمند باشید ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مریم چراغی گفته:
    مدت عضویت: 933 روز

    به نام یگانه خالق یکتا

    سلام استاد عزیزم سلام مریم عزیزم

    سلام بر خانواده دوستداشتنی عباسمنش

    واااای استاد وااااای

    نمیدونم

    واقعا نمیدونم باید چی بگم

    فقط اشکامه که همینجور داره پایین میاد

    نمیشه،، نمیشه توضیح داد این حس رو

    چقدر ما بنده ها بعضی اوقات اینقدر ناشکر میشیم

    چرا تا چیزی میشه یادمون میره خدامون رو

    خدایی که در تمام مراحل زندگیمون راهنما و هدایتگرمونه و راه رو بهمون نشون میده

    خداوندی که عاشقانه بنده هاش رو دوست داره

    و چقدررررر مهربونه این خدا

    که هربارررر میبخشه مارو،

    و فقط کافیه دوباره به سمتش بریم

    با روی باز و لطف بیکرانش ما رو در آغوش خودش جای میده

    ما با ذهن منطقیمون و فکرهای محدودمون

    ناشکری میکنیم

    هر اتفاقی که خیر و برکت خداوند در اون هست رو

    ناشکر میشیم بدون اینکه به این فکر کنیم الخیر فی ما وقع، و خداوند در هر اتفاقی برای تو خیری نهاده

    هر چیزی که از طرف خداوند بیاد پر از خیر و برکته برای من،

    خدای عزیزم بابت این آگاهی های ناب از تو سپاسگذارم

    خدای عزیرم از تو میخواهم که کمکم کنی تا با ایمان کامل مسیری که در آن قدم گذاشتن ام را طی کنم

    خدای عزیزم از تو میخواهم که مرا صبور گردانی و به من صبر عطا کنی

    از تو میخواهم که همواره ذهن و قلب و روح و جسمم با یاد تو و حضور پر برکت تو در آرامش باشد

    از تو میخواهم که امید و توکلم را بیشتر کنی

    از تو میخواهم که هر لحظه ایمان و باورم را قوی کنی

    و از تو میخواهم که حتی برای یک لحظه هم یاد تو از ذهن و قلبم بیرون نرود و همواره مرا در پرتو لطف بیکرانت قرار دهی

    در پناه الله یکتا

    شاد و سالم و موفق و خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    وَالضُّحَى ﴿1﴾

    سوگند به روشنایى روز (1)

    وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿2﴾

    سوگند به شب چون آرام گیرد (2)

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿3﴾

    [که] پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است (3)

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ﴿4﴾

    و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود (4)

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿5﴾

    و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى (5)

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى ﴿6﴾

    مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد (6)

    وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى ﴿7﴾

    و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد (7)

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى ﴿8﴾

    و تو را تنگدست‏ یافت و بى ‏نیاز گردانید (8)

    فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ ﴿9﴾

    و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار (9)

    وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ﴿10﴾

    و گدا را مران (10)

    وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ﴿11﴾

    و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گوى…

    پروردگارم مالک من ولی من سرپرست من معبودم یا رب تعالی عزیزم شما من را رها نکرده بودید من به خودم ظلم میکردم و اینطور فکر میکردم

    من فکر میکردم رها شده و رانده شده ام یا رب من به خودم ظلم میکردم و نادانی میکردم من بد نبودم من بلد نبودم آگاه نبودم…

    پروردگارم هرلحظه هر قدم هر نفس این ذکر رو تکرار میکنم ک من رو پاک کن از شرک و جهالت ها تاریکی ها من چشیدم طعم ضربه های محکم شرک رو پس هرلحظه به درگاهت پناه میبرم از شرک و تاریکی یا الله…

    =======================

    الله من الله مهربانم از رگ گردن به من نزدیک تری کافی تری کجا دنبال چ چیزی بگردم همه چیز شمایی پروردگارم به هرخیری فقیرم و هرلحظه در طلب امرزش و مغفرت و توبه ی شما هستم پروردگار …

    استاد عزیزم آنچنان آگاهی ها داده می‌شود و آنچنان به شرک های وجودم پی میبرم ک کاری جز عبادت کردن و طلب معفرت و سپاسگزاری ندارم

    هرلحظه میفهمم درونم رو به لطف اموزشهای گرانقدر شما استاد عزیزم خیلی دوستتون دارم خیلی تمام وجودتون رو تحسین میکنم ستایش میکنم قدر دان هستم و تلاش میکنم توحیدم رو خیلی عالی عمل کنم و لذت ببرم از بندگی کردن و رشد کردن…

    الهی صد هزاران بار سپاس برای هرلحظه صلات و عبادت و سپاسگزاری در این مکان امن زندگی ام اینجا پناهگاهم هست و جایی ک به من عزت و احترام ‌اقتدار و سربلندی و سرافرازی داد من را آگاهترین کرد و ادامه خواهد داشت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 2524 روز

    سلام استاد اول فایل گفتی که با شنیدن این شعر گریه کردی اون موقع پیش خودم گفتم این دیگه لوس بازی ولی آخر فایل که رسیدم دیدم اشک هام جاری شده الان که دارم می نویسم از لابلای اشک هام دارم می نویسم استاد چقدر خدا رو خوب شناختی و باور کردی امشب با شنیدن این فایل یاد حرف هایی که در موقع مشکلاتم زدم و گفتم خدایا تو اصلا منو می بینی خدایا چرا با من قهری امشب از حرفایی که به خدای مهربون و رزاق و گشاینده و تواب و رحیمم زدم خیلی خجالت می کشم خدایا منو ببخش استاد خیلی خیلی خوشحالم که خدامو خودم شناختم و نه از حرف های دیگران

    استاد بابت این همه آگاهی که بدون هیچ منتی در اختیار ما قرار میدین ممنون استاد دوست دارم عاشقتم که منو با خدام آشتی دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    خدیجه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به دوستان و استاد نازنینم

    روز چهل و ششم سفرمن

    خدای هدایتگر من امروز داره از قصه پیرمرد ناشکیب و‌ عجولی برای من میگه که زندگیش شرک بود و شرک بود و شرک.

    ر

    وزها از بس دست جلوی هر کس و ناکسی دراز می کنه شرمنده و افسرده س. و شبها که میشینه و حساب کتاب می کنه و میبینه هیچی گیرش نیومده و تازه کلی هم آبرو خرج کرده از خودش خجاات می کشه. و طبق فانون هر چی پیرمرد بیشتر زور میزنه چیزی بدست بیاره پول بیشتر از اون دور میشه و اون تو بدبختی و فقر بیشتر فرو میره.

    تا اینکه یکی یه مقدار گندم بهش میده و اون پیرمرد شروع می کنه به سپاسگزاری و تشکر کردن بخاطر همون نعمت کوچک. و خداوند تضادی جلوی پاش میزاره و گندماشو میریزه روی زمین تا اونو به نعمت بهتری به طلا برسونه. ولی از اونجایی که خود خدا هم گفته انسان موجودی عجوله اون پیرمرد شروع می کنه به داد و بیداد و غر زدن به خدا که بابا تو فرق گره رو با گره نفهمیدی.من گفتم گره زندگیمو باز کن تو گره گندمهامو باز کردی؟؟؟؟

    قصه همه ما آدمها همینه. وقتی به مشکلی میخوریم شروع می کنیم به زمین و زمان بد و بیراه گفتن. نه ایمانی، نه توکلی، نه صبری، نه امیدی

    که اگه ایمان داشته باسیم و فقط و فقط به خدا توکل کنیم صبر کنیم با امید به روزهای خوب قطعا ورق برمیگرده و میتونیم طلاهای زندگیمونو ببینیم.

    وگرنه وقتی هی غر بزنم و گله و شکایت بکنم که همون پرده ناشکری جلوی چشمامو میبنده و قادر به دیدن هیچ نعمتی نخواهم بود.

    استاد وقتی تصور می کنم که شما چطور موقع مرگ فرزندتون صبوری کردین و توکل چیزی جز تحسین و تحسین و تحسین به زبونم نمیاد……

    و خدا رو شکر می کنم که همچین استاد ابراهیم گونه ای در مسیر زندگیم قرار داد تا یاد بگیرم توحیدی باشم و توحیدی زندگی کنم.🌹🌹🙏💪

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    1234 گفته:
    مدت عضویت: 2557 روز

    واقعا انشالا که روح پروین اعتصامی قرین رحمت وآرامش باشه وبهشت برین خداوند جایگاهش

    یعنی پروین چه حسی داشته ,چه ایمانی داشته که این شعری که آتش تو دل آدم میندازه وما رو شرمنده از شرکهامون میکنه رو تونسته دریافت کنه وبنویسه?

    یک مقدار از اون حس آتشینش به من هم دست داد وواقعا اشک ریختم وگریه کردم.

    گاهی از خودم تعجب میکنم منی که انقدر دیر اشکم درمیاد چطوری دلم نرم شده وبا شنیدن این بحثهای توحیدی والهی فوری اشکام میپرن بیرون ومن از درون میجوشم والبته از این آتش سوزنده عشق الهی لذت میبرم.الهی بینهایت شکر

    واقعا شعر زیباییه,اولش اون پیرمرد چه کارهایی که انجام داد حتی گدایی وبیمارداری وبعدش با ریختن گندمها تضادش به اوج میرسه وبی مهابا شروع میکنه به تعنه زدن وفش دادن به خداوند وتو همون حالی که داره دری وری میگه به خداوند وخم میشه که گندمها رو جمع کنه جام زرین رو پیدا میکنه وآنا منقلب میشه واز این رو به اون رو میشه وکلام کفر آمیز تماما به شکرگذاری وتوحید وتجدید ایمان تبدیل میشه.الهی بینهایت شکر

    وچه خوب میفهمه که در رحمت الهی همیشه به روش باز بوده اما اون مشغول گدایی وتیمار بیماران وغافل از او…

    وچه زیبا بیان میکنه که اوج تضاد میتونه دیوار به دیوار توحید وایمانی نو وتازه ودوباره باشه,الهی شکرت.

    وچقدر زیبا فقر رو قرین وهمسایه کفر وآبرو ریزی وشرمساری میدونه وچه زیبا اهرم رنج ولذت رو دراین شعر در کنار هم آمیخته کرده.

    الهی بینهایت شکر

    بهترینها ونابترینهای خداوند در تمام ابعاد در دنیا وآخرت برازنده وجود نازنین والهیتون🌷🌷🌷🌷🌷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    آمیتیس گفته:
    مدت عضویت: 4314 روز

    سلام

    از وقتی یادم میاد به خواب صبح علاقه ی زیادی داشتم و همیشه دوست داشتم تا ساعت 11 صبح بخوابم. با وجود اینکه گزندهای خیلی زیادی دیده بودم از این ماجرا. حتی یادمه با وجود 12 سال مدرسه رفتن که همیشه هم شیفت صبح بودم و قاعدتا باید عادت میکردم به صبح زود بیدار شدن، ولی کافی بود که فقط یه روز تعطیلی پیش بیاد تا یه کله تا خود 11-12 بخوابم! حتی وقتی که دنبال کار میگشتم همیشه کارهای شیفت عصر رو پیدا میکردم و حاضر بودم تا دیروقت سرکار باشم ولی صبح بخوابم. دانشگاه هم همینطور همیشه کلاسهای عصر! که این خودش محدودیت های زیادی رو برام میآورد و باعث میشد خیلی موقعیت ها رو از دست بدم.

    تا اینکه ازدواج کردم و بچه دار شدم و بیخوابی های بچه داری شروع شد. منم که آدم خواااااابی!!!! داغون شدمااا داغون.

    چند وقت پیش تصمیم گرفتم یه فکری برای سحرخیزیم بکنم چون واقعا به کارام و زندگیم نمی رسیدم. چند روزی هم به زووور صبح ساعت 7 بیدار شدم ولی هی وسطاش تنبل میشدم دوباره میخوابیدم. تا اینکه از چند شب پیش دخترم که الان سه سالشه هر روز سر ساعت 5:30 صبح بیدار میشد که من ببرمش دستشویی. یکی دو روز اول خیلی لجم درومد که آخه الان وقت پاشدنه و من خوابم میاد و دیگه خوابم نمی بره و از این حرفا. اما یه روز یه حسی بهم گفت این یه نشونس. که هرشب سر همون ساعت مشخص دخترم بیدارم میکنه و یاد این فایل الخیر و فی ماوقع افتادم که چندی پیش دیده بودمش. و اصلا حال خودمو بد نکردم و کلی هم از دخترم تشکر کردم که بیدار شده و منو بیدار کرده اون ساعت. این روند ادامه داشت تا الان که چند روزیه که حتی اگر اون هم بیدار نشه انگار خواب من تنظیم شده و به جمع سحرخیزان 5 صبحی پیوستم که خیلی برام جدید و البته لذت بخشه. یه جور حس غلبه به ناتوانیه. من بیدار شدن دخترم رو برای خودم، برای ذهنم مثبت جلوه دادم و تونستم بار منفیش رو به صفر برسونم.

    واقعا تو هر اتفاقی حتی به ظاهر بد و سخت یه خیری نهفته. انقدر حالم خوبه که حد نداره. نه تنها واسه سحرخیزی که سالها نتونسته بودم به خوابم غلبه کنم و احساس زبونی در قبالش داشتم. بلکه بیشتر بخاطر این دیدی که پیدا کردم به سختی های زندگی که بتونم به راحتی ورق رو برگردونم به نفع خودم. واقعا اینها اسرار و رازهای زندگی هستن که استاد عزیزم اینطور رایگان در اختیار ما قرار میده.

    استاد دوست داشتنیم برای زندگی جدیدی که داری برام میسازی ازت سپاسگزارم و دستتو میبوسم که دستی از دستان خدایی.

    شاد و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    راضیه راضیه گفته:
    مدت عضویت: 3750 روز

    به نام خالق زیبایی ..

    کلمه بشر: ۱۲۳ بار تکرار شده در قرآن

    •که که با فتحه (بَشر)به معنای انسان

    •با کسره (بِشر) به معنای خشرویی

    •بشارت : مژده دادن…خبر خوش دادن.

    ▪︎«مُسْتَبْشِرَه»، اسم فاعل از مصدر بشارت، در باب استفعال دلالت بر طلب شادی و یافتن چیزی شادی‌آور می‌کند.

    ال عمران:170

    فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

    شادمانند به آنچه پروردگارشان از فضل  خویش بر آنان بخشیده و برای کسانی که در پی ایشانند [=راه آنان را در پیش دارند] ولی هنوز به آنها نپیوسته‌اند، احساس شادی می‌کنند.  آگاه باشید که نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.

    ال عمران:171

    یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ

    – [آنها] به نعمتی  از خدا احساس شادی  می‌کنند و [نیز به] فضلی  و البته خدا پاداش مؤمنین را ضایع نمی‌سازد.

    توبه:124

    وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَهٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُـولُ أَیُّکُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ

    و زمانی که سوره‌ای نازل شود، بعضی از آنان [=منافقان] گویند‌: این ایمان کدام یک از شما را فزونی بخشید!؟  اما مؤمنان را، که  شادمانند، بر ایمان‌شان بیفزاید.

    توبه:111

    إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

    خدا از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را به بهای بهشت خریداری کرده است! در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند! [این] وعده حقی است برعهده خدا در تورات و انجیل و قرآن، و کیست وفادارتر از خدا به تعهّد خویش؟ پس شادمان باشید به معامله‌ای که با خدا کرده‌اید که این است همان پیروزی عظیم .

    حجر:55

    قَالُوا بَشَّرْنَاکَ بِالْحَقِّ فَلَا تَکُن مِّنَ الْقَانِطِینَ

    گفتند: به حق  تو را بشارت دادیم، پس از نومیدان [به لطف حق] مباش.

    عبس:39

    ضَاحِکَهٌ مُّسْتَبْشِرَهٌ

    خندان و نویدبخش.

    سلام به استاد عزیزم‌و دوستان بی نظیرم…

    خیلی اتفاقی به این آیه برخوردم که《 به نعمتی  از خدا احساس شادی  می‌کنند و [نیز به] فضلی  و البته خدا پاداش مؤمنین را ضایع نمی‌سازد.》

    که کلمه شادی توش بود و برام‌خیلی جالب بود …دوست داشتم برم بگردم و ریشه اش پیدا کنم…چون استاد در مورد غمگین نبود صحبت کردن ..من‌دوست داشتن ریشه شادی رو هم‌پیدا کنم و اینجا بنویسم دوستانم هم ببین…که ریشه بشر….که توی قران استفاده شده به معنای انسان و بشارت دادن و شادی…..و جالبه که توی این ایه ها ایه هایی که به معنای شادی به کار رفته….گفته مومنان شادن…به خاطر فضلی که از پرودگارشون دریافت کردن…..به خاطر نعنتهایی که دریافت کردن….یا میگه شادمان باشید که خدا حق هیچ کسی رو ضایع نمی کند…..و فکر می کنم‌این‌همون قانونی که استاد گفتن…که اگر حالت خوب باشه شاددد باشی …از در و دیوار برات شادی می باره…این یک قانوت و هیچ استثناییی هم وجود نداره….چون خدا این قانوت گذاشته و کیست وفادارتر از خداوند به عهدش؟؟؟ و خداوند هرگز حق مومنان را ضایع نمی کند….مومن هم کسی نیست جز کسی که به خدا و روز آخر امید داره…و کسی که امید داره شاده…و کسی که شاد..حالش خوبه در مسیر خداوند…و کارهای درست انجام میده….و خدا هم هم در این دنیا و هم اخرت از فضل خودش بهش می بخشه که این رو هم تو یک آیه دیگه گفته که 《 و کسانى را که ایمان آورده‏ اند و کارهاى شایسته انجام داده‏ اند مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر [درختان] آنها جویها روان است هر گاه میوه‏ اى از آن روزى ایشان شود مى‏ گویند این همان است که پیش از این [نیز] روزى ما بوده و مانند آن به ایشان داده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند .》 خیلی باحاله که میگه هر وقت از میوه ای تو بهشت می خورن‌میگن این همون چیزی که توی دنیا هم روزی ما بوده….

    عاشقتونم استاد قشنگم❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: