«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

886 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    طاهره آل یدلو گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به همه دوستان هم فرکانسی ام

    این فایل نشانه ی امروزم هست

    وقتی هدایت شدم به سمت این فایل قبل از اینکه گوش کنم رفتم شعر رو چند بار خوندم وهر بار آگاهی بیشتری دریافت می کردم اونجایی که پیرمرد به خدا میگه تو که این همه وقته خدایی،فرق گره ها واینکه کدوم گره رو باز کنی رو نمی دونی،خیلی جالبه ما همیشه فقط به یک راه برای روزی گرفتن از خدا فکر می کنیم اما خداوند از هزارن طریق به ما روزی بی حساب می ده اگه خودمون جلوشو نگیریم بی نیازمون می کنه.

    در اکثر مواقع با باورهای محدود کننده ای که داریم وارد مدار ثروت نمی شیم وفقط گره ای که یه کم گندم توش می تونیم نگه داریم رو می بینیم.

    امروز به خاطر مسئله ای که پیش اومده بود نشونه خواستم وچقدر خداوند به زیباترین شکل پاسخ می دهد خدایا شکرت به خاطر سایت استاد عباس منش،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1597 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته‌ی عزیزم

    خیلی خوشحالم از اینکه امروز هم همراه و همسفر این سفر شگفت‌انگیز با شما هستم.

    شعر خیلی زیبایی بود و تامل برانگیز. حقیقت اینه که من خیلی وقتا به جای خدا به دیگران تکیه کردم و انتظار کمک از اونهارو داشتم و هربار هم پشتمو خالی کردند. همه اینها به خاطر این بود که ربوبیت خداوند رو فراموش کردم و فراموش کردم تنها کسی که در هرلحظه قادره بهم کمک کنه اونه ولی از وقتی که اینو فهمیدم و روی اون حساب میکنم خودش همه چیو برام درست میکنه. هنوز هم گاهی فراموش میکنم و از دیگران توقع دارم برام کاری انجام بدن ولی بازم به خودم یاداوری میکنم این موضوع رو.

    وقتی آدم به خداوند ایمان داشته باشه و تنها به اون توکل کنه، دیگه سراسر آرامش میشه چون میدونه یه خدایی که از رگ گردن بهمون نزدیک‌تره، درونمون است کارهارو ردیف میکنه و از ترسها و نگرانی‌ها راجع به عوامل بیرونی رها میشه. نه روی کمک دیگران و عوامل بیرونی حساب میکنه و نه از تهدیدها و نگرانی ها راجع به عوامل بیرونی میترسه.

    خدایا کمکم کن بیشتر باورت کنم، بیشتر بهت اعتماد کنم، بیشتر بتونم روی تو حساب کنم و رها بشم از هر کسی و هر چیزی،

    که تو به هر کسی که بخوای کمک و اونو هدایت میکنی.

    آمین❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1847 روز

    به نام خدای مهربان و مدبر

    سلام به همه دوستان عزیزم

    یه تجربه همین سال پیش برام پیش اومد اونم این بود که یکی از دوستام بهم سفارش تمام محصولاتم رو داد و اولش هم بهش گفته‌ بودم که من فقط نقد کار میکنم. محصولات رو که آماده کردم یه حسی بهم گفت تا پولش رو پرداخت نکرده بهش نده. منم همین کار رو کردم و محصولات رو گذاشتم خونه یکی از دوستام. خودم هم باید برمیگشتم و نمیتونستم اونجا بیشتر بمونم. به دوستم گفتم هروقت پولش رو واریز کرد میگم که محصولات رو تحویلش بدی.

    بعد از چند خریدار گفت که بازار خرابه و کسی نمیخره و اینچیزا (از این افکار و باورهای ذهن فقیر). اونجا گفتم خدایا شکرت که تحویل ندادم وگرنه پولش رو دیگه کلی طول میکشید تا برمیگشت بهم. از طرفی این مقدار محصولی که خودم خرید زده بودم رو باید میفروختم و چون باید میرفتم یه شهر دیگه برای فروششون،این مورد شده بود برام یک تضاد. اما چون همون موقع داشتم از آموزش های استاد بهره میبردم،بجای نق زدن و غر زدن گفتم‌ باید یه اقدام عملی انجام بدم.نشستم تمام کارهایی رو که با اون شرایطم میتونستم انجام بدم لیست کردم و به خودم میگفتم حتما برام توی این کار خیری هست و ذهن خودم رو کنترل میکردم فقط روی خواسته ای که داشتم. یکی از کارهایی که انجام دادم زنگ زدن به یکی از دوستام بود و گفتم خودم این محصولات رو برات میفروشم ،سودش هم برای خودت(چون تخصصی بود و حتما باید خودم اینکارو میکردم). همون لحظه طرف گفت که میای همکاری کنیم؟من به یه نیروی متخصص توی این زمینه نیاز دارم.

    و بهم یه پیشنهاد کاری خیلی خوب داد. تمام محصولاتم رو هم نقد خرید کرد ازم.

    اونجا هزاران بار از خدا تشکر کردم و ایمان و باورم به خدا و این موضوع که هرچی برامون پیش میاد خیره مطلقه بیشتر شد.

    ممنونم ازت استاد عزیزم

    شاد سربلند و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    محبوبه صداقتی گفته:
    مدت عضویت: 2005 روز

    به نام خدای مهربونم

    سلام

    نکات:

    اتفاقات به ظاهر نامناسب که به خاطر فرکانس‌ ها و باورهای تو هستند و نشان دهنده ی فاصله ی فرکانسی تو با خدا هستند.

    میان تا بهت پیغام بدن که اصل، از منبع از دیدگاه خداوند، از فرکانس خداوند از دیدگاه و اعمال توحیدی دور شدی.

    میان تا تو رو به خدا برگردونند.

    به تو بگن که باورهایی و دیدگاه‌هایی داری که داره قدرت رو ازت می گیره. داری دور می‌شی از اصل و قدرت خداوندیت.

    و تو باید در اون لحظه درک کنی که از خدا دور شدی که این هشدار اومده. خدا رو شکر که این هشدار اومده تا پیغامش رو برسونه. و باید بتونی با تغییر نگاه به احساس خوب برسی چرا که روند جهان همواره خیر و خوبی و خوشیه.

    تسلیم پروردگار باشی که الخیر فی ما وقع…

    وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

    ..

    و به بشارت بده به کسانی که وقتی با چنین اتفاقاتی در زندگی خودشون مواجه می شن یا ما به سامانی ها رو در زندگی شون می یابند، می پذیرند که خودشون به وجودشون آوردند، می پذیرند که خودشون قادر به تغییرش هستند با ایمان و توکل به خداوند که نتیجه اش تسلیم در برابر ربه به احساس آرامش و خوب می رسند.

    چرا که إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ، ما از خداییم و به سوی او بازمی گردیم و هیچ چیز ارزش ناسپاسی نداره. هیچ چیز، هیچ چیز…

    ناسپاسی و کفر یعنی با وجود اینهمه نعمت به یک اتفاق به ظاهر ناخوشایند کوچک گیر بدی و بترسی..

    ترسی که حاصل از بی ایمانی هست.

    ..

    و نکته ی بعدی برای من این بود که باید بسیار بسیار بیشتر مراقب توجهم باشم. مراقب این باشم که به مسائل چطور نگاه می کنم.

    ..

    اولین نشانه‌ی ظاهری ایمان، احساس خوبه و تکرار و تکرار و تکرار این احساس سبب میشه که جریانی از اتفاقات خوب در آینده ی نزدیک وارد زندگیت شه..

    تکرار…

    آگاهی رو می شنوی و تعهد می دی به اون آگاهی عمل کنی .. تا جایی که جزا رفتارت شه و نتایج در زندگیت پایدار شن.

    همیشه ایمان برای من نتیجه ای فراتر از حد تصورم داشته.

    اقدامی که باید انجام بدم اینه که دریچه های شرکی که الان متوجه وجودشان شدم رو شروع کنم به بستن. شروع کنم. یه روزه نمی تونم کاملا درستش کنم، تکرار می خواد ولی از امروز می تونم شروع کنم.

    من یتوکل علی الله فهو حسبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام استاد عزیز

    نکته ای در این فالی یاد گرفتم این بود که هرگز عجله نکنم

    زود قضاوت نکنم

    صبر داشته باشم

    حال خودم را خوب نگه دارم

    ذهن خودم را کنترل کنم

    که همه اینها پاشنه آشیل من است

    هر وقت زود عجله کردم و زود تصمیم گرفتم آخرش پشیمونی بود

    هر زمان حالم خوب بود و آرامش داشتم به بهترین نتیجه ها رسیدم و به بهترین حال خوبی ها رسیدم

    خدای من دوستت دارم

    ممنونم از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1535 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه بچه های دوستداشتنی سایت

    چهل و ششمین روز از سفرنامه من

    این فایل قبلا تو نشانه هامم اومده بود که از همون روز تصمیم گرفتم منم همیشه زیبایی ها و خوبی هارو ببینم و تو هر چیزی به ظاهر نامناسبی خیرشو ببینم، حکمتشو دریابم

    وقتی دوباره گوش دارم باز بهتر فهمیدمش، هی همه چی تو ذهنم مرور میشد که وقتی احساس خوب داشتم کلی اتفاقای قشنگ برام افتاده

    خداروشکر که همه چی بستگی به باورهامون داره

    خیلی جاها منم خودمو همش درگیر مسائل میکردم، اما از وقتی که متوجه شدم باید تسلیم باشم، به هدایت خدا گوش بدم، درسشو بگیرم

    همه چی خودش درست شده و همه چی به نفع من پیش رفته

    معجزه های خدا تمومی نداره

    همین سفرنامه برای من بهترین معجزس

    سپاسگزارم استادجان، خانم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2219 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به همه عزیزان چقدر احساسم عالی و آرامش سراسر زندگیم رو فرا گرفته خدایا شکرت که اینهمه نعمت و فراوانی رو روزی من قرار دادی

    امید رو به زندگیم دادی و سرشار از شوق و حرکت به سمت جلو و خواسته هایم هستم

    دیشب بعد مدت ها رفتم سراغ هدایت و کتاب قرآن گفتم خدایا منو هدایت کن از قوانینت بهم بگو از سیستم بهم بگو از خودت بهم بگو و خدایان کرد به سوره ای که توی چند صفحه بیشترین نشانه ها از هدایت و سیستمی بودن رو درونش دیدم

    خیلی به بحث توحید علاقه دارم خیلی به بحث الذین یومنون بالغیب علاقه دارم

    خیلی دوست دارم توکل کنم و کارها برام آسان بشه نیروهاش رو به کمکم بفرسته و بگه کمک کنید این بنده منو که فقط به من ایمان داره

    خدارو شکر تا جایی که استفاده کردم از این قانون نتایج فوق‌العاده ای گرفتم چی میشه با استفاده از این قانون بدون تقلای خاصی به این حد از موفقیت مالی برسم

    فکر کردم به این موضوع کسانی بودن که با تلاش شبانه روزی توی مدت خیلی زیاد به ی مقدار از من بالاتر رسیدن

    ولی چی میشه من با تلاش ذهنی و کمک گرفتن از خداوند گره کیسه گندمم باز میشه

    گره افکار پلید ومزاحم باز میشه و به جاش افکار خوب و مثبت ایمان به خدا و روی خودش حساب باز کردن روزیم میشه و میبینم که بابا تو این شرایطی که سه ساله عضو هستم شرایطی مثل همه‌گیری و اتفاقاتی که خیلیا درگیرشون بودن من به توحید رسیدم به روزی بغیر از حساب رسیدم

    دیروز ی معامله ای کردم و گفتم خدایا شکرت ببین من به چه جایی رسیدم بدون نیاز به وام بدون نیاز به فروش وسیله ای میرم ی مقداری دیگه به سرمایه گذاریم اضافه میکنم راضی ام

    اره سوره انفال بود دیشب ی آیه ای از این سوره مبارکه نظرم رو خیلی جلب کرد در مورد ی جنگی بود که می‌گفت ما در نظر شما تعداد اونها رو کم کردیم و با این وسیله شما تونستید پیروز باشید

    یاد خودم افتادم ی مقدار بدهی داشتم وقتی با سایت آشنا شدم که میگفتم عمرا بتونم پرداخت کنم اما انگار آسان شدن اونها در ذهنم و احساس اطمینان قلبی بهم داد خداوند که میتونی و شد و باورم نمیشد که برکتی در کسب و کارم انداخت که انگار چیزی فروش نرفته بود و من همه اونها رو پرداخت کرده بودم هیچ پس انداز هم داشتم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    خدای مهربانم مسأله هام رو برطرف نکن در نظرم اسانشون کن

    خدای قادر و توانای من دلم رو بزرگ کن و احساس یقین و امید و بشارت رسیدن به خواسته هام رو برام تداعی کن

    خدای مهربانم وقتی تو در زندگیم هستی نیاز به هیچ کسی ندارم توی نور امید و یقین رو در دلم زنده کن

    خدای مهربانم اشتباهاتی را ببخش و گناهانم رو بیامرز که تو بهترین آمرزنده هایی

    خدای مهربانم مسیر آسان را برایم آماده و چشمم را بینا کن تا ببینم مسیر هدایت تو و مسیر های دیگر را تشخیص دهم

    خدای مهربانم تو مهربانی و مهربانی از ذات توست بخشنده ای و بخشندگی از آن اوست فاضلی و فضل تو گستره گیتی را در بر گرفته بنده ناچیز توام و شرمنده و شرمسار به درگاهت چنگ میزنم راه را از چاه بر من نمایان کن و قدرت کنترل زندکیم را به مسیر آرامش و توحید به من عطا کن

    خدای من نیاز به توجه تو از هر دارویی بر دردهایم و از هر مالی بر ضخم های زندگیم بالاتر وکاراتر است بنده گناهکارت را راه بده به درگت که هیچ جایی بغیر از درگاه ندارم

    خدایا شکر

    اخیش راهت شدم این احساس آرام شدن قلبم رو با میلیاردها دلار نمیتونم عوض کنم احساس ارتباط با خالقی زیبا مهربان و قدرتمند

    خدایا بینهایت سپاسگذارم که باز منو به درگاه پر برکتت هدایت کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    سپیده رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1500 روز

    روز چهل و ششم از سفرنامه من؛

    سپاس خدایی را که فرمانروای جهانیان است و برگی به اذن او از درخت نمیفتد…

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت و هزااااااران بار دیگه شکرت که استاد عزیزمو هدایت کردی تا این حرفهای معنوی رو به ما بگن و مریم گلی رو که هدایت کردی این سفرنامه زیبارو فراهم کنه و منو هدایت کردی در این مسیر و سفر زیبا و الهی قرار بگیرم و هر روز بتونم به درک و آگاهی بیشتری از ایمان و توحید عملی برسم…

    من قبلاها همیشه فکر میکردم که خیلی با ایمان و با خدام و هر کاری بخوام انجام بدم از خدا کمک میخوام و رو غیر خدا حساب باز نمیکنم، ولی الان که خوب فکر میکنم به خودم میگم؛

    اگه تو واااااقعا با ایمان و‌با خدا بودی جرا پس همیشه ترس و نگران داشتی؟!؟ چرا از اینکه بعدش چی میخواد بشه یا باید چیکار کنی یا از کی کمک بخوای استرس میگرفتی؟!؟ اگه تو واقعا یکتاپرست بودی چرا چشمت و دستت دنبال یاری و کمک دیگری بود جز خدا؟!؟ چرا دستان هدارو میبستی که به جای کمک رسوندن بهت از هزاران طریق مختلف، مجبور بشی فقط از یکی دو راه به نتیجه برسی و اونم وقتی نمیشد شروع میکردی به غر زدن و گریه کردن و شکایت از خدا که دوستم نداری و حولست بهم نیستو کمکم نمیکنی؟!؟

    تو هیچ وقت ایمان و توحید خالصانه نداشتی سپیده، هیچ وقت فقط روی خدا حساب نکردی میدونی چرا انقدر مطمئنم؟

    چون همیشه نگران بودی و هرگز آرامش قلبی و درونی نداشتی، که خب این یعنی بی ایمانی…

    وااااای بر من!!! چطور تونستم یک عمر خودمو گول بزنم که فکر کنم ایمان دارم و از خدا همه چیزو میخوام، در صورتی که فقط در زبان و‌گفتار بوده نه قلبی و درونی!!!

    چطور چشمم این همممممه نعمت و برکت و سلامتی و فراوانی تو زندگیمو ندیده و فقط چسبیده رو چهارتا چیز که ندارم؟؟؟

    چطور میتونم با وجود همه این زیبایی ها و داشته ها ،درصدی به خدا ایمان نداشته باشم؟؟؟

    چطور میتونم جز اون از کس دیگه ایی انتظار کمک داشته باشم، وقتی خدا قدرت مطلقه؟؟؟

    بار الها منو ببخش که گمراه بودم و شرک ورزیدم، منو ببخش که غافل بودم و نعمتهاتو نمیدیدم، منو ببخش که قدر دان این همه الطافت تو زندگیم نبودم، منو ببخش که بنده شایسته ایی برات نبودم، منو ببخش که جز تو دستمو به سوی بنده هات دراز کردم، منو ببهش که ناآگاه و کم خرد بودم…

    ولی تو انقدر غفور و رحیم و مهربونی که گفتی:

    صدبار اگر توبه شکستی باز آ…

    و شکر به درگاهت که منو به راه راست هدایت کردی، راه بندگانی که به آنها نعمت دادی و نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان…

    کمکم کن در این مسیر معنوی ثابت قدم باشم، و برای همیشه در این راه رشد و تکامل بمونم و صبور باشم و آرامش داشته باشم و جز تو هرگز از غیر چیزی نخوام…

    الهی شکرت…

    الهی شکرت…

    الهی شکرت…

    در پناه الله یکتا و بی همتام شاد و‌سلامت و خوشبخت و‌سعادتمند باشین…

    یا حق…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1262 روز

    به نام خداوند وهاب وعظیم

    امروز رور 46 از روز شمار تحول زندگیمه

    اول از همه میخوام اینو یاد آور بشم به خودم که چهلو شش رووز وهر روز یک قدم برداشتی محمود

    این همون کاریه که یه روز برای روز اول شروع کردی

    نتیجش چطوره؟؟خووبه؟

    خدایا شکرت شکرت به انداره بی نهایتی که درفهمم نمی گنجه شکرت

    خدایا تو چقدر دقیق همه این جهانو داری هدایت میکنی تماماام تمامشو

    به همه چیز آگاهی به هرانچه آشکار ونهانه

    این تویی که از دل مشکلات سختی ها غمها افسردگی ها (البته از نظر ما)بی نهایت خیر وبرکتو به زندگیمون بر میگردونی.اگر توی اون شرایط فقط از تو کمک بخواهیم وروی تو حساب بکنیم

    خدایا منو ببخش که با برخورد به یه مشکل یا یه سختی اینقدر درمانده میبینم خودمو در برابرش

    وتورو نمی بینم، که وراای تمام قدرتها ودستانی برام

    چقدر قبلا کم میاوردم

    چقدر نا امید می شدم

    چقدر یه جاهاای میگفتم ااایین دیگه نمیشه!!ایین دیگه درست نمیشه

    وهمش برای این بود که تورو نمیشناختم

    باور نداشتم خدایی رو دارم که برام جهانو مسخر کرده

    خدایاا العان که دارمت چقدر احساس دارا بودن می کنم

    چقدر احساس ثروتمند بودن میکنم

    چقدر احساس بی نیاازی در وجودمه از تمام راه حل های ذهنم

    چقدر خیالم راحته راااحته راحت

    چقدر ایمان به تو دلو آرام میکنه خدایاا

    خدایا شکرت

    چقدر خوبه که توی هر شرایطی وجود تورو ببینم دستان تورو ببینم که دارن برام کار میکنن

    که دارن گوهری ناب رو از دل تموم سختی ها برام به ارمغان میارن.البته که اینا رو ما اسمشو گذاشتیم مشکل سختی گرفتاری.در اصل اینا ایمان سنجی هستن که پاداش هم دارن برای اونایی که ایمان نشون میدن از خودشون ایمانی از ته قلب ایمانی بی چون چرا

    خدایا سپاسگذارتم که این روزا دارم میبینم نتیجه فقط روی تو حساب کردنو

    فقط از تو خواستنو

    چون هیچ کسی نمی تونه اینجوری با این دقت واین لذت واین چیدمان حتی یک ملیونمشو توی زندگیم اجرا بکنه

    ولی تو خدای برکت ها ونعمتهای بی حسابی

    خدای زیبایی های وصف نشدنی

    خدایا ممنونتم سپاسگزارتم شکررت که میبینم ،حاالا میبینم هدایتتو

    چون توکه همیشه در حال هدایتمی چون تو همیشه حواست بهمه این منم که نمی تونم ببینم این منم که درک ندارم از اتفاقات زندگیم

    این منم که کورو کر میشم

    وگرنه تو همیشه همیشه نواای عاشقانه ات رو بهم داری نشون میدی

    خدایاا خودت ایمانی باش ایمانی که در تمام لحظات بتونیم حضور تو احساس بکنیم

    خدایا خودت امید در دلمون باش که هیچ نجوایی نتونه نا امیدمون بکنه

    خدایا فقط از خودت میخوام

    خدایا آرامشی بده از جنس خودت.همیشگی وپایدار

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    زهرا صحرایی گفته:
    مدت عضویت: 1756 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستای گلم

    خدایاشکرت برای این فایل و شعر پروین اعتصامی که من رو از خواب بی ایمانی و شرک ورزیدن بیدار کرد

    من همیشه وقتی میخواستم برم بیرون همیشه میگفتم خدایا به امید خودت

    چند وقت پیش به خاطر یه سری مشکلات رفتم دکتر و به مدت چند ماه بهم قرص داد و بعد ازاینکه قرص هام تموم شد باز رفتم دکتر البته تو اون زمانی که قرص هام و میخوردم ایمان داشتم و مطمئن بودم که خوب میشم و خوب شدم چون ایمان و توکلم خدا بود ولی باز دکتریم ادامه پیدا کرد تا اینکه همه چیز شده بود اون دکتر دیگه خدارو فراموش کردم و همه چیز شد دکتر ایمانم به خدا کم شد و شرک ورزیدم و خداروفراموش

    کردم و گفتم همه چیز این دکتره اس.

    و تو این مدت اصلا فایل گوش نمی کردم و تمام دقدقه و فکرم فقط شده بود این دکتره هرروز میرفتم دکتر و میگفتم تموم دیگه این دکتره همه چیز و درست میکنه دیگه

    تا اینکه بعد چند وقت باز رفتم دکتر و دکتره کلا بهم جواب منفی داد و کلا ناامیدم کرد جوری حالم خراب شد و ناراحت شدم همونجا پیش دکتره و جلوی تمام مریض ها گریه میکردم ازاینکه من چزا این همه مدت اومدم دکتری و دکتره الان ناامیدم کرده و خوب نشدم

    یادمه بخدا اون روز و تا خونه به زور تحمل کردم بیام خونه همینکه رسیدم خونه ساعت ها همش گریه میکردم میگفتم خدایا آخه چرا چرا نشد حالم خراب بود انگار افسردگی گرفته بودم تا مدت ها همش شب ها گریه میکردم ناراحت بودم حالم خراب بود

    تا اینکه گفتم من باید نماز بخونم و باید فایل های استاد و گوش کنم و اینکه دوسه روزه که نماز میخونم و فایل های استاد و گوش میدم فهمیدم که من شرک ورزیدم فقط به دکتره و به خدا ایمان و توکل نداشتم که خودش همه چیز و برام درست میکنه حل میکنه فقط کافیه بسپاری به خودش

    و تو این چند حالم خیلی بهتر شده ایمانم به خدا قوی شده و مطمئنم بهترین هارو برای ما میخواد فقط کافیه ناراحت نشیم و موقعی که کاری که میخواستیم انجام بدیم و نشد آسمون به زمین نرسیده کافیه نعمت هایی که بهمون داده رو شکر گذار باشیم و به یاد بیاریم تا خدا خودش همه چیز و برامون به موقع درست کنه

    خدایا واقعا بابت تمام نعمت هایی که بهمون دادی سپاس گذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: