«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

886 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 1998 روز

    به نام رب تنها فرمانروای کیهان🌷

    سلامی گرم به همگی💚

    استاد این فایل عالی بود هر بار فایلی گوش میکنم میگم واااای چه همه آگاهی ولی وقتی میرم سمت یه فایل دیگه شگفت زده میشم

    استاد خوبم تک به تک حرفهای شما پر از آگاهی های ناب و خالصه که دارین به صورت رایگان در اختیار ما میذارین واقعا ازتون ممنونم و شکر گذار خدا هستم که دارم اینجا و کنار شما به آرامش حقیقی میرسم آرامشی که مدت ها دنبالش بودم و الان بدستش آوردم

    الان زندگیم از نظر مالی اصلا خوب نیست و حتی تو یه مدت کوتاه خیلی بدهکار شدیم ولی حال دلم خوبه آرامش دارم و سعی میکنم لذت ببرم و شکر گزار خدا باشم و هر روز یه لیست از نکات مثبت زندگیم مینویسم و شگر گزاری میکنم تا یادم نره خدا خیلی نعمت های دیگه م بهم داده که ارزشش از هر چیزی بهتره

    بزرگ ترین نعمت زندگی سلامتیه که به لطف خدا خودم و خانواده م تو سلامت کامل هستیم

    و خیلی نعمت های دیگه که تو زندگیم خیلی زیاده

    استاد ازت ممنونم که یادم دادی به نکات مثبت زندگیم توجه کنم و فرکانس خوب ارسال کنم واقعا این کار عالیه همینکه تمرکزم هر روز روی اتفاقات خوب زندگیمه بهم آرامش میده و حالم و خوبه میکنه

    شاید اگه هدایت خدا نبود و وارد مسیر شما نمیشدم تو چنین شرایطی مدام غر میزدم و پیش خدا گله و شکایت میکردم که چرا اینجوری شده و مدام کفر میگفتم و از همه مهم تر حالم بد بود و خدا رو نمیدیدم

    ولی الان با وجود شرایط سخت دارم هر لحظه سپاسگزاری میکنم و حالم و خوب نگه میدارم و میگم این اتفاقات شاید ظاهرشون نامناسب باشه اما من از ماجرا بی خبرم و فقط خدای منه که به همه چیز آگاهه و معلوم نیست قراره چه اتفاقات خوبی وارد زندگیم کنه

    و دارم تمام تلاشم و میکنم تا ایمانمو نشون بدم و از این امتحان الهی سربلند بیرون بیام

    چون نشان ایمان نه به ریشه نه به جای مهر رو پیشونی نه به نماز و روزه نه به دین و مذهب

    نشان ایمان عمل صالحه

    که تو قرآن هم هر جا از کلمه ی ایمان نام برده بلافاصله بعدش عمل صالح اومده

    پس باید عمل کنم و ایمانم و نشون بدم نه اینکه فقط گوش کنم و بی تفاوت باشم

    تضادها میان تا ما رو قوی کنن این ما هستیم که باید به شرایط نامناسب با دید زیبا نگاه کنیم و ایمانم و به خدا نشون بدیم

    خدایا یاری ام کن تا بتونم ایمانم و هر روز قوی تر کنم و فقط و فقط توکلم به خودت باشه و روی خودت حساب باز کنم چون تو تنها قدرت مطلق جهانی 💛😊

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    بنام یگانه معمار هستی

    .

    روز 46 سفر عشق

    خداروشکر میکنم برای این روزهای عالی که میبینم .

    الهی شکرت که این آگاهی های ناب رو هر روز دریافت میکنم .

    خداروشکر من هر روز از روز قبلم بهتر میشود

    واقعا هر روز دارم وسیع تر میشم .

    هر روزی که من در سایت شما هستم و با شما میرم جلو دارم پیشرفتهای بزرگ میکنم .

    من خدارو یافتم . خداروشکر

    واقعا حالم عالیه که این حال هم از آگاهی های ناب ناشی میشه که من از این سایت عالی دریافت میکنم و من اگر لحظه ای هم از طرف اطرافیانم منفی میشم میام تو سایت و خداروشکر حالم عالی میشه .

    امروز هم نزدیک بود کمی اندوهگین شوم که با اومدنم به سایت و گوش دادن فایل امروز و تمرکز روی این فایل عالی و مطالب دیگر سایت خداروشکر حالم عالی شد .

    منم اینگونه بودم مثل اون مرد شعر پروین بودم ،

    خیلی جاها گشتم دنبال اینکه گره هایم باز شود و نشد

    و از دل سختی های زیاد کوچه به کوچه گشتم تا به این سایت هدایت شدم

    و در همینجا اون طلای ناب آگاهی رو پیدا کردم .

    خدا رو پیدا کردم .

    با خدا یکی شدم

    الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت الهی صد میلیارد مرتبه شکرت …..

    .

    گر کسی را از تو دردی شد نصیب

    هم، سرانجامش تو گردیدی طبیب

    هر که مسکین و پریشان تو بود

    خود نمیدانست و مهمان تو بود

    رزق زان معنی ندادندم خسان

    تا ترا دانم پناه بیکسان

    ناتوانی زان دهی بر تندرست

    تا بداند کآنچه دارد زان تست

    زان به درها بردی این درویش را

    تا که بشناسد خدای خویش را

    .

    من امروز این بیتها رو روی قلبم نوشتم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    آرمین اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2669 روز

    بنام خدا

    سلام برپادشاه توحیدوآگاهی وعمل

    سلام بر پادشاده ثروت وسلامتی

    فایل هفتم 🚶قدم هفتم

    ملاک ایمان آرامش درونی است

    نشان زاهد ایمان یعنی ایمان

    اگر ذوق داری یعنی ایمان داری

    چقدر زیبا بود این شعر

    خدای من شکرت شکرت ازاینکه آگاهی هایم عمیق تر شد نسبت به تضادها

    وبه غیر از حساب باز نکنیم

    خدای من شکرت شکر

    هر تضادی یک نعمت است

    نعمت به کسانی میرسه که در تضادها احساس خودش رو خوب نگه داره

    باید خدا را باتمام وجود باور کنیم تا نتایج فوق العاده رو احساس کنیم

    تمرین قدم هفتم

    1-فکر کن چه تضادهای از زندگیت باعث

    رشد تو شد

    ودرحال حاضر تضادها خودتو رو بنویس و پیش خودت بگو قرار این تضاد چقدر باعث پیشرفتم بشه

    و اتفاقات زیبایی رو که قراره تجسم کنی رو بنویس

    مثالی از خودم میزنم

    من رباطم توی یه فوتبال دوستانه آسیب دید

    ومن فقط دارم به این فکر میکنم این تضاد چقدر باعث شده تا آدمهای جدید رو بشناسم

    اطلاعات درمورد آناتومی بدن بره بالا وشکر گزار تر بشم

    واز طرفی درحال حاضر باعث شده2رابطه سازی جدید داشته باشم

    باور خیر نتایج خیر را به رقم میزند

    خیلی ممنونم ازتون بابت این فایل بی نظیر عاشقتونم استاد و خانوم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1677 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    روز شمار زندگی من روز 46

    صبح که داشتم میرفتم مغازم فایلو گوش کردم تو مسیر که داشتم میرفتم شما شروع کردید به حرف زدن من اشکم در اومد چون فایلو قبلاً گوش کرده بودم و امروز با یه حس فوق‌العاده شنوندش بودم وچقدر حالم خوب بود امروزم عالی برام رقم خورد و این فایل مهر تایید و زد من دیگه یاد گرفتم که تو هر شرایطی حالمو خوب نگه دارم و اصلا نمی‌خوام حالم بده باشه ولی بعضی وقتا یه اتفاقاتی میوفته که حال خراب کنه ولی من زود متوجه میشم و مسیرمو عوض میکنم و برمی‌گردم تو مسیر اصلی که حال خوبس استاد عزیزم من خیلی چالشها تو زندگیم رخ داده و خدارو شکر میکنم که در هر شرایطی بوده من توکلم از خدای خودم بر نداشتم و همیشه امید وار به خداوندم بودم و بابت همین خودمو تحسین میکنم چون هیچ وقت من تو زندگیم ناامید نشدم تو بدترین شرایط فقط امیدم به خدا بوده و بس اونجا که میگین با هر سختی آرامشی هست قشنگ من درک میکنم چون اون احساس و من داشتم و تجربه کردم و همیشه این مثال و برا خودم یادآوری میکردم که وقتی که موقع سحر میشه و هوا میخواد که روشن بشه قبل از طلوع خورشید سردترین زمان بین سپیده دم تا طلوع خورشیده و وقتی خورشید طلوع می‌کنه از اون سردی هوا کاسته میشه و آروم آروم که آفتاب طلوع می‌کنه جاشو با گرمی عوض می‌کنه و ان مع العسره یسرا اتفاق میوفته و این مثال همیشه نقطه امید و قوت من تو کارام بوده و هست و الآنم که با قانون آگاهی پیدا کردم دیگه ایمانم صد چندان شده ولی باید اینو به خودم یاد آور شم که تحت هر شرایطی باید حالمو خوب نگه دارم و اینو نهادینه کردم تو وجودم چون من تا قبل از آشناییم غیر این بودم و نتیجشو دیدم و دیگه اصلا دوست ندارم به گذشتم برگردم این یه تعهدی که به خودم دادم قبول کردم که هر روز نسبت به روز قبلم یه کمی بهتر میشم و این برام لذت بخش چون به آرامشی وصف ناپذیر رسیدم خداوندو هزاران بار شکر میکنم بابت زمان حالم

    استاد و دوستان عزیزم عاشقانه دوستون دارم در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    برگی دیگر از سفر نامه من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3208 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیز

    الخیر فی ما وقع در شعر پروین

    این فایل در مورد این هست که در هر اتفاقی که برای ما میفته خیریتی وجود داره و اگه بتونیم این نگاه رو داشته باشیم و در زمان های زیادی احساس خوبی داشته باشیم اتفاقات بسیار خوبی برای ما میفته طبق قانون جهان…

    اگر احساس خوبی داشتیم اتفاقات خوب میفته برای ما و اگر احساس بدی داشته باشیم اتفاقات بدی میفته برای ما…این قانونه و هیچگونه استثنایی نداره…

    کسی که ایمان داره کسیه که احساس خوبی داره… به قول قران دوستان خدا کسانی هستند که نه ترسی دارند نه اندوهگین میشوند… ملاک ایمان احساس آرامشه… الا بذکر الله تطمئن القلوب، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد…

    کسی که دلش آرومه یعنی یاد خدا درونش هست، یعنی ایمان داره… هیچ معیار دیگه ای برای ایمان نیست، جز احساس آرامش

    اگر احساس خوبی داریم یعنی به نیرویی باور داریم که محافظ و یاری کننده ی ماست… هر نوع احساس خوبی نشان از ایمانه…

    شعر خانم پروین اعتصامی در این مورد خیلی زیباست که داستان یک پیرمردی رو روایت میکنه که خیلی فقیر بوده و هر روز برای بدست اوردن پشیزی رزق و روزی دستش رو جلوی همه دراز میکرد و وضعیتش روز به روز خرابتر میشد و یک روز میره پیش کسی و بهش مقداری گندم میده و پیرمرد خوشحال و شاد میشه و راه میفته برگرده خونش، توی راه داشت با خدا صحبت میکرد که خدایا اگه تو بخوای میتونی مشکلات رو برطرف کنی، تو خدایی و توانایی و کارت گره گشاییه پس این گره ی زندی منم باز کن… همینجوری که این رو میگفت یهو دید گره ی دامنش باز شده و تمام گندم ها ریخته روی زمین… در این هنگام یه عالمه ناله و فغان و کفر میگه و کلا به همه چی شک میکنه و باور و ایمانش رو از دست میده و به خدا میگه من گفتم گره ی زندگیم رو باز کن و تو اشتباهی گره ی دامن رو باز کردی و منو بیچاره کردی….

    و برای اینکه گندم رو جمع کنه خم میشه به سمت زمین و میبینه یک تیکه طلا افتاده اونجا و همون لحظه سجده میکنه و به خدا میگه من چمیدونستم که حکمتت چی بود…

    سجده کرد و گفت که ای رب ودود

    من چه دانستم تورا حکمت چه بود

    هر بلایی کز تو آید رحمتی ست

    هر که را فقری دهی آن دولتی ست

    تو بسی ز اندیشه برتر بوده ای

    هرچه فرمان است خود فرموده ای

    زان به تاریکی گذاری بنده را

    تا ببیند آن رخ تابنده را

    تیشه زان بر هر برگ و بندم زنند

    تا که با لطف تو پیوندم زنند

    ……

    واقعا شعر خیلی خیلی زیباییه استاد… من واقعا احساساتی میشم وقتی این شعر رو میشنوم…خیلی زیباست واقعا

    اینکه هر بلایی که میاد دنبالش رحمت و خیریه… ب قول پروین: گندمم را ریختی تا زر دهی… رشته ام بردی تا گوهر دهی…

    اگه اتفاق به ظاهر بدی میفته، این دقیقا همون نعمت و همون لطف خداست، که اگه بتونیم ایمانمون رو حفظ کنیم در ادامه میبینیم که چقدر عالی شده همه چی و گندم رفته و بجاش طلا اومده و اصلا اون اتفاق اتفاق بدی نبوده…

    اگه چالش و مشکلی در زندگیمون رخ میده دلیلش اینه که اون قدرت برتر رو باور کنیم، که اگه این مشکلات پدید نمیومد هیچوقت خدارو پیدا نمیکردیم، و همچنان به همون زندگی عادی و معمولی ادامه میدادیم…

    اگه مشکلی رخ میده دقیقا چیزیه که بهش نیاز داریم و خدا در این مشکل بینهایت خیر و نیکی و نعمت قرار داده…

    اگر چیزی رو از دست دادیم به معنی کمبود نیست، به این معنیه که میخواد یک نعمت خیلی بزرگ تر و ارزشمند تر به ما برسه، اما به چه کسی میرسه این نعمت؟ به کسی که بتونه اینجوری نگاه کنه… و احساسش رو خوب نگه داره… به کسی که در شرایط سخت بتونه نعمت هارو ببینه…

    در تمام شرایط میتونیم با ایمان به خدا احساسمون رو خوب کنیم….

    واقعا این شعر خیلی زیبا بود..

    یاد بگیریم که اگه چیزی از دست میره یا اتفاق به ظاهر منفی رخ میده، این یک نعمت و فرصت عالیه که میخواد نعمت های بیشتر و بزرگتری بما بده، همش خیر و خوبیه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 1398 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد جان سلام مریم عزیز سلام دوستان قشنگم

    روز 46سفرزیبامون هستیم که من دوروز برای این قسمت 46وقت گذاشتم

    برای دومین بار تمام فایل های توحید عملی هر هفت قسمت دیدم و این سری پر بار تر از سری قبل بود

    نکته ها و اصل هایی که متوجه شدم در دفترم نوشتم اینجا برای شما و هم خودم می‌نویسم بار دیگر

    توحید عملی1

    اگر فکر میکنید که ایمان داری ولی سلامت نیستی باید باور هایت هم در مورد سلامتی و هم در مورد خدا تغییر بدی

    اگر میبینی ایمان داری ولی ثروتمند نیستی باید باور هایت را هم در مورد ثروت و هم در مورد خدا تغییر بدی

    اگر فکر می‌کنی ایمان داری ولی روابط خوبی نداری باور هات هم در مورد روابط و عشق درست نیست هم در مورد خدا .

    خداوند همه چیز است و همه چیز از انرژی است مثل حال خوب روابط ثروت و سلامتی نمیشود که تو ایمان داشته باشی با خدا دوست باشی ولی ثروتمند یا سلامت و.. نباشی چون اگر باور هات درست باشه این مسیر طبیعی جهان است که سلامتی فراوانی ثروت از درو دیوار برات میریزه

    توحید عملی 2

    روی هر چیزی روی هر کسی حساب کنی تکیه کنی همون به ضررت میشه.اما اگر روی خدا حساب کنی قلب هایی برات نرم میکنه که هیچکس نمی‌تواند برایت انجام دهد

    میتونی از بنده خدا کمک بخوای اگر کمکت کرد مثلاً برای کاری تشکر کنی ولی خدا نکن برات اون هم دستی از خداست و تو باید سپاسگزار باشی

    باور قلبی داشته باشید روی هیچکس حساب نکنید حتی خودتون فقط خدا فقط خدا فقط خدا

    به قول شعر حامد همایون

    روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست و خدا هست و خدا هست

    تو حید عملی 3

    تنها یک قدرت و یک نیرو در جهان است آن هم خداست

    رابطه من با این نیرو همیشگی است.این نیرو هدایت مرا به خود واجب کرده(چقدر قشنگه که خدا هدایت من و تو به خودش واجب کرده)قدرت خلق زندگی ام در دست خودم است.

    هیچ عامل بیرونی نمی‌تواند ضرر و زیان به من رساند.خوشبختی و سعادت روی حساب کردن روی این نیرو است .

    میزان تجربه من از نعمت های این دنیا به میزان ایمان و باور های توحیدی من است و اعتبار تمام دستاورد هایم عمل به هدایت های این نیرو است .ایمان و توکل من در برابر این نیرو به همان میزان الهام های الهی است که تشخیص دهم و عمل کنم به الهام ها .

    اگر قرار بود به هدف و آرزوت نرسی اصلا توی رویاهات هم نمیومدن

    توحید عملی 4

    توحید عملی یعنی فقط خداوند و قوانینش را کافی دانستن

    اگر توحید عملی داشته باشی همواره در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میگیری که نتیجه اش تجربه خواسته هایت است .

    توحید عملی 5

    مصاحبه و خواندن در مورد افراد موفق و پیدا کردن ویژگی مشترک آن ها تو را به توحید عملی نزدیک تر میکند

    میزان موفقیت افراد به میزانی است که توانسته اند توحید را در عمل اجرا نمایند.

    برای تجربه خوشبختی تنها یک راه کافی است :باید انرژی و وقتت را صرف اجرای توحید عملی و دنباله روی خداوند به عنوان منبع تمام خیر و برکت ها و قدرت ها نمایی و به او وابسته شوی .

    تفاوت الله و رب :

    رب به معنای فروانروایی جهان .یک رب بیشتر نداریم بخاطر همین در دعا ها می‌گوییم ربنا پس نیاز به الف و لام ندارد

    ولی اله الف و لام می آید که معلوم بشود کدام اله

    البته در این باره توضیح کوتاهی استاد دادن باید در مورد تحقیق کنم

    توحید عملی 6

    اینکه روی هیچکس حساب نکنیدکه برای سود و منفعتی داشته باشن توحید است

    ولی اینکه به دیگران قدرت بدهی که میتوانند به تو ضرر و زیان برسانند خود خود شرک است .

    هیچکس نه میتواند به تو سور برساند نه ضرر

    همه چیز انرژی است سلامتی عشق ثروت حال خوب انرژی است

    خداوند نیز انرژی است ،پس من از خدا هستم و تکه ای از فراوانی عشق ثروت و خال خوب هستم خداوند دریاست و من قطره ای از دریا

    توحید عملی 7

    ذهن دوست ندارد چیزی که درست است بشنود ،ذهن دوست دارد چیزی که دلش میخواد را بشنود.

    سپاس گذار باشید سپاسگزار باشید سپاس گذار باشید.

    سر هر که بتونی کلاه بذاری سر دنیا نمیتونی کلاه بذاری کمتر ادا و اطوار بیا کمتر ادا آدم های توحیدی در بیار توحید در عمل اجرا کن .

    بجای کار کردن روی توحید زبانی روی توحید عملی کار کن روی توحید قلبی کار کن

    ««چه کسی وفادار تر از خداوند به وعده اش»»

    فایل چه کسی مالک توست هم استاد توی فایل ها گفتن و من مطالعه اش کردم و فقط و فقط خداست که مالک ماست.مگر میشود توحید داشت ایمان داشت ولی از کس دیگری کمک بخواهیم جلوی کسی سر خم کنیم .

    در مورد شعر پروین اعتصامی که روح خانم پروین شاد و قرین رحمت و آرامش باشن

    ولی بیایید فکر کنیم به زندگی مون چه وقتایی که نشدیم جای اون پیرمرد خدا خوبی کرد و ما ندیدیم .در صورتی که ما همیشه اگر خوبی خوشی و در زندگی مون بیاد خودمون کردیم ولی اگر یه اتفاق به ظاهر بد که پشت بند این اتفاق یه ایده یه کار خلاقانه یه آرامش عجیب هست کلا نمی‌بینیم و فقط به ظاهر اتفاق توجه می‌کنیم و میگیم خدا بد کرده بهمون در صورتی که خدا بدی نمی‌کنه فقط گفته بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را و چه کسی وفادار تر از خوانده به وعده اش

    بهتون پیشنهاد میدم فایل های توحید عملی گوش بدین

    دوستتون دارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سعید سادات گفته:
      مدت عضویت: 1481 روز

      لیلا خانم گرامی سلام

      خیلی خیلی سپاسگذارم که این کامنت رو نوشتید و آموخته هاتون رو با ما به اشتراک گذاشتید

      هر کلمه از دروس ارزشمند توحید عملی رو که نوشتید کمک بزرگی به بارورسازی در مورد توحید است

      امیدوارم بتونیم توحید رو واقعا عملی کنیم تا خوشبختی دنیا و آخرت رو تجربه کنیم

      لیلای بزرگوار امیدوارم بهشت دنیا و آخرت رو با عشق و لذت تجربه کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    آدا گفته:
    مدت عضویت: 3368 روز

    استاد عزیزم سلام و صد سلام و عشق برای شما این شعر خیلی بهش نیاز داشتم و چقدر واقعی چقدر به زندگی ما ادمها شباهت داره ما ادما تا ضربه هارو نخوریم تا درد هارو نکشیم یادمون نمیاد ک مسیر اصلی زندگی چیه درون واقعیمون خود واقعیمون چی میخواد دختر قصه ی من یعنی من هم اینجوری بود رزق زان معنی ندادندم خسان تا ببینم خدارا پناه بی کسان،من تو قصه زندگی خیلی بالا و پایین رفتم خیلی درد کشیدم از همون نقطه ای ک ادم خیلی بهش میچسبه از همون نقطه ای ک ادم خیلی روش حساب میکنه از همون نقطه ک ادم حس میکنه ته دنیاست اگر اون ادم نباشه اگر این شرایط نباشه من چیکار کنم، از دل همون نقطه ای ک ترس ها تو رو در برمیگیره خدا بهت نشونه میده،نشونه خدا تورو به خودت نشون میده تو رفتارها تو نتایجت خدا بارها تورو به خودت نشون میده ولی ما ادمها درس نمیگیریم خیلی میدویدم به این در و اون در میزنیم اینقدر نشونه های جهان و دوری خدارو که خودش رو به شکل روابط بد، خودش رو به شکل حال بد خودش رو به شکل ترس، گدایی هر چیزی از دیگران نشون میده دست ردها میاد، همه این ترس ها و احساس ها مثل پیرمرد قصه، ما ادمها آشفته میشیم زبون و خسته رو ادمها حساب میکنیم،ادمها با بد رفتار میکنن رابطمون بد میشه از دل اینها جهان ایینه ایی برای شناختن خود ولی ما نمیشناسیمش به ناگهان همه چی فرو میریزه همه چیز هایی ک روش حساب کرده بودیم فکر میکردیم همه چیزماست زندگی برای هرکی فرق داره خدا از اون دری میاد ک برای تو مهم تو بهش چسبدی جهان وارد میشه تا بشکنه این پرده های سستی ک بهش چسبدی یهو فرو میریزه پرده میفته تو راه داد مسزنی افتادم شکستم نههه خدایااا چرا من، من برای این رابطه خیلی زحمت کشیده بودم، من این بیزنس براش زندگیم گذاشتم فریاد فریاد مسیر برات طولانی و طاقت فرسا به نظر میاد یهو اروم اروم حس میکنی دردا داره کمرنگ تر میشه،یهیو حس میکنی از جای دردت داره نور وارد میشه میینی داری اروم اروم به یه آغوش پر مانند نرم گرم نزدیک میشی میفتی تو بغلش میگه بهت دیدی بهت گفتم چیزی نیست اون پرده سست بود دی یا زود کنده میشد من بارها بهت گفتم رهاش کن حالا اینجایی و امنی اره خدایا واقعا اگر این دردها رنج ها نباشن ما کی تورو میشناسیم می از وجود تو آگاه میشیم درد و رنج برای این جهان نیاز ماها زود فراموش میکنیم ما مشکلات شخصیتی،… زود از یاد مییریم اما حالا واقعا دارم مطمعن میشم ک جهان تو جهانی برپایه عدالت جهانی برپایه خوشبختی و نعمت یه منبع هست و اونم تویی عشق و خوشبختی روند جهان این شکلی خوشبختی آگاهی و رشد چراکه بعد از هر رنجی انسان آگاه میشه آگاه تر به تو به مشکلات بعد مشکلات و رنج ها هم راهی هستن تا تو مارو هدایت بکنی به سمت اصل ذات حقیقی خویشتن به سمت خوشبختی

    خدا جونم من چسبدم چسبدم به اون ادمها بارها با درد و رنج منو چسبندگی هام نشونم دادی گفتی ببین این تویی این احساسات درونت نتایجت بخاطر این من اما تورو فراموش کرده بودم و اونقدر به بیرون چسبیده بودم ک به نظر برام غریبه ترین بودی گفتم چی میگی گفتی هیچی فقط ببین آگاه باش اما من ندیدم اینقدر کتک خوردم ک دیگه شکستم تو اون زخما اومدی بهم گفتی سلام ای عزیز من بالخره اومدی به خونه مسیر دراز بود اما باید میفهمیدی داری چیکار میکنی،بخشی از زندگیت بود،تو برام راه شدی به سمت این فایلهای توحیدی این شعرها تو مسیر بهم نشون دادی از طریق استادم عباسمنش بهم گفتی

    باید ایمان داشته باشی روند جهان همواره خیر و خوبی و خوشی این از دل تصادها و شادی ها میشه یافت جهان همواره در حال هدایت حتی با رنج ها

    گفتی کسی ک احساس ارامش داره کسی ک ترس هاش کمتر و کمتر میشن کسی ک احساسش خوب ایمان داره ملاک ایمان اینه

    بهم گفتی دیدی گفتم الا بذکرالله تطمئن القلوب و واقعانم جز یا نام و یاد تو آرامش واقعی حاصل نمیشه بقیه ارامش ها یادها در مقابل یاد و ارامشت هیچن هیچ

    بهم گفتی خداوند مارو دوست داره از طریق استاد بهم گفتی خدا مارو با تمام اشتباهاتمان بی ایمانیمون با تمام بدی هامون دوستمون داره گفتی خدا مارو بخشیده، خدا مارو بخشیده آه چه ارامشی تو از قبل مارو بخشیدی چه مهربانی چه بزرگی من عشق تورو اونجا دیدم اون ادم نیازمندی ک گله و شکایت میکرد و ناسپاس اما تو هنوزم سعی داشتی از روزنه های کوچکی ک اون باز گذاشته بود بهش بدی و دادی تو میخوای ک ما شاد باشیم نعمت ها و ثروت هارو داشته باشیم، تو گفتی از طریق استاد که خدا هر روز میگه برگرد بیا پیش من، برگرد بیا پیش من برگرد بیا پیش من آه آه حس میکنم معشوقه ی نور چشمی خداوندم همون چیزی ک دلم میخواست و نداشتمش خدا بهم دادش استاد گفتی خدا میگه بببین هرچی که میخوای بهت میدم تو فقط منوباور کن، من بشناس، منو درک کن، هرچی بخوای بهت میدم رابطه خوب، کار موردعلاقه ات ماشین مورد علاقت آه خدایا من اینجام همه ی چیزی ک میخواستم پیش تو بوده و من در ناکجا اباد به دنبالش کیف میکنم از اینکه محتاجت باشم حس رهایی بهم میده حس اینکه تمام مسولیت زندگی گردن من نیست کیف میکنم از اینکه بگم بدون تو من هیچی نیستم چون حس امنیت بهم میده حس میکنم یکی برای ابد کنارمه اونم تویی کیف میکنم بگم من در مقابل قدرتت هیچی نیستم هیچ قدرتی ندارم چون حس بهم میده که نترسم چون یکی هست قوی تر از من ک همیشه محافظ من خیلی قوی حواسش به من همیشه ببین چقدر عاشقمی چقدر دوسم داری من کیف میکنم عاشقی مثل تو داشته باشم کیف میکنم بگم من در مقابل قدرتت ضعیف ترینم، من محتاج تو ام من نیازمند نیازمندترینان به توام، من گدای محبت تو ام کیف میکنم بگم تو برتری تو دانایی کیف میکنم بگم خدا من هیچی نمیدونم من بلد نیستم راه زندگی تو بگو یدفعه حس رهایی میگرم چوندمیدونم یه راهنمای برتر وجود داره ک نقشه جهان دستشه اه،تو عاشق منی تو همون فرهادی ک به عشق من کوه ها میکنی اخ که چه کیف میده بدونی یکی هست اینقدر عاشقت باشه دوست داشته باشه یکی هست که تو رو از خودش بدونه شبانه روز برات وقت داشته باشه تو ببین این نیرو چقدر بزرگ خدایااااا شکرت دمت گرم تو همیشه با منی، همیشه صدام میزنی ک برگردم پیشت، درکت کنم راه باز بذارم تا بیای،

    خدایا:

    گندمم را ریختی تا زر دهی رشته ام بردی تا گوهر دهی

    هر بلائی کز تو آید رحمتی است هرکه را فقری دهی، ان دولتی است

    خدا جونمدب قول استاد این تصادها باید باشن تا ما تورو بشناسیم تا درک کنیم چون بدون شناخت درک تو ن خودمون میشناسیم نه راه زندگی گفتی

    به کی میرسه این عاشقی و راهنمایی کسی ک ایمان داشته باشه هرچه پیش اید خوش اید در دل هر مشکل راه حلشه،کسی که باور داشته باشه مهم نیست چی پیش میاد ب نفع من کسی ک بهت جهانت ناخدا بودنت تو کشتی ایمان داره احساسش خوبه حالش خوبه،به تو ایمان داره

    خدایا من رو صبور تر کن تا ارام باشم بهت ایمان بیشتری داشته باشم تا موهبت هایی ک در دل رنج هاست ببینم، خدایا منو هدایت کن ب راه راست راه کسایی ک تو بهشون نعمت دادی راه کسانی ک تو بهشون ثروت دادی،

    من خدا را دارم

    کوله بارم بر دوش

    سفری میباید

    سفری بی همراه

    گم شدن تا ته تنهایی محض

    سازکم با من گفت:

    هر کجا لرزیدی

    از سفر ترسیدی

    تو بگو از ته دل

    من خدا را دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    فرزانه الهی گفته:
    مدت عضویت: 2893 روز

    سلام خدای مهربونم

    استاد جان سلام

    خانم شایسته سلام

    خدای عزیزم لطفاً قلبم رو نرم کن در برابر این آگاهی های طلایی تا با فنجان خالی بشنوم بفهمم عمل کنم

    از منم منم خسته ام و رو به سوی می آرم

    در این گوشه آروم سایت در خلوت خودم روی خودم کار می‌کنم تا بتونم همیشه ریسمان عزتم رو به تو که ماورای همه قدرت‌هایی وصل کنم

    من از امروز دسته‌بندی فایل های توحیدی رو شروع می‌کنم چون امروز من هم خدا گرهم رو باز کرد و گندمم رو ریخت و بهم گفت مال بقیه نباش تو مال خودمی بیا بغلم و گفت از توحیدی ها شروع کن من با توام همیشه

    خدایا فرزانه اومده بمونه عجله نکنه ادامه بده با صبر

    فرزانه مشرک رو بگیر و یه فرزانه توحیدی تحویل بده

    خدایا من امروز فهمیدم که باید چشم امیدم به تو باشه چون بقیه از هدایت چیزی نمی دونن ولی من میدونم باور دارم که هدایت چشمه جوشانیه که هر لحظه تو میتونی به اندازه ظرفت ازش برداشت کنی

    چه آگاهی های نابی

    وقتی اتفاق بدی مبفته سریع خودت رو در فرکانس الهی قرار بده اون وقت اون اتفاق به نفع تو میشه

    در فرکانس الهی قرار می گیری

    بار‌ها اینو تجربه کردیم

    آیا زمان آن نرسیده که قلبمون در برابر این آگاهی های ناب خاشع بشه و سپاسگزاری رو اولویت اول زندگیمون قرار بدیم

    خدایا قلبم گرفته بود

    سه بار این فایل رو شنیدم قلبم بازشد

    کامنت نوشتم انگار آینه قلبم رو جلا دادم

    خدایا یاریم کن همه چشم امیدم تو باشی

    بازم به من تعهد بده باهات بزرگ بشم رشد کنم

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3932 روز

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته که هر لحظه شکرگزار خداوندم به خاطر وجود شما در زندگیم

    هر اتفاقی در زندگی من می افته به نفع منه اما چون نمیتونم آینده را ببینم و عجول هستم با ذهن منطقیم فکر میکنم این اتفاق به ضرر من بوده

    یکی از اتفاقی که برام خیر بود وقتی که به خواستگاری دختری رفتم و موردی پیش اومد که جور نشد و من اون موقع قانون را ناآگاهانه استفاده میکردم و به خودم میگفتم حتما خیری توش هست اگر برای من مناسب بود جور میشد و خداوند من را به سمت انسانی هدایت کرد که هنوز هم در کار دقیق و بی نقص خدا در شوکم که بهترین انسان را با من همنشین کرد

    یک ماه پیش بود که میخواستم دفترم را جابجا کنم هر جایی دست میزاشتم یا احاره میرفت یا قلبم راضی نمیشد یعنی به دلم نمینشست تا اینکه خداوند من را به انسانی مهربان هدایت کرد و در بهترین منطقه دفتری که تو رویاهام بود با ویو دلباز ، جای پارک فراوان، بزرگ با اتاق مجزا برای قرارداد و از همه نظر عالی با قیمت عالی اجاره کردم پول پیش اون هم خداوند از بینهایت طریق برام جور کرد طوری که الان هم تو کار خدا موندم که چه جوری همه موقعیت ها با هم جور شد

    چند ماه پیش باید جایی پول میدادم به هر دری زدم نشد تا اینکه تصمیم گرفتم یکی از زمینهام را بفروشم به هر کسی گفتم نخرید حتی قیمتم را خیلی پایین تر از اون منطقه اعلام کرد تا جایی که خودم هم تعجب میکردم که چرا فروش نمیره و دیگه قید فروش زمین را زدم و از جایی که باور نمیکردم پول جور شد از کسب و کارم اون پول را ساختم و همون موقع به خدا میگفتم تو بهتر از من میدونی چی برام خیره و الان اون زمین با سه برابر قیمت چند ماه پیش مشتری داره چون نزدیک همون زمین یه کمربندی انداختن و تا چند روز دیگه افتتاح میشه و اون موقع که میخواستم بفروشم اصلا از وجود کمربندی اطلاع نداشتم

    و الخیر فی ما وقع دیگه برام رغم خورد

    الان تو این چند سال اینقدر از این الخیر فی ما وقع ها برام اتفاق افتاده که ایمانم خیلی قویتر شده هر اتفاقی تو زندگیم میوفته میگم اشکالی نداره مطمینم خیری توش هست نه به زبان بگم بلکه این جمله را باور دارم پارسال زمینی داشتم که میخواستم بفروشم و جای دیگه ملک بگیرم صبح زود بود یه مشتری را بردم سر زمین وقتی داشتم زمین را نشون میدادم یکی از دستان پر توان خداوند که در همسایگی زمین من بود اومد و حرفهایی به مشتری زد که مشتری را از خرید منصرف کرد و من هم با آرامش و بدون اینکه ناراحت بشم گفتم حتما خیری توش هست چون قبلا از این اتفاقات را تجربه کرده بودم که به نفع من تموم شد

    و چند روز بعد خداوند یه مشتری دست به نقد با قیمت بالاتر از مشتری قبلی رسوند و زمین را فروختم و جای دیگه یه ملک به قیمت و با موقعیت بهتر خریدم مشتری اولی هم قیمت پایین تر میخواست و هم مقداری از پولش را میخواست چند ماه دیگه بده

    بزرگترین الخیر فی ما وقع من زمانی بود که پدر و مادرم را با فاصله چند ماه از دست دادم و افرادی که اطرافم بودن تا جایی که میتونستن بزرگواری کردن و دستان یاری رسان خداوند برای من شدند و هر جوری که میتونستن ظاهرا خواستن من را تحقیر کنن و خرد کنن اما بزرگترین رشد زندگی من بعد از رفتار این انسانها برام اتفاق افتاد همون موقع بود که خدا را به عنوان تنها حامی و هدایتگر پیدا کردم و از اون روز تصمیم گرفتم فقط روی خدا خساب کنم

    و همون تضادها چنان سنگین بود که الان روی هیچ انسانی تو دنیا حساب نمیکنم

    شاید اون موقع که نامهربانی اطرافیان را دیدم ناراحت شدم اما الان میفهمم که بزرگترین خیر برای من بوده و اونها دستان خداوند بودن تا من رشد کنم و خدا را پیدا کنم

    پس ما نمیتونیم پشت پرده اتفاقات را الان درک کنیم اما همیشه باید ایمان داشته باشیم که حتما خیری تو این کار هست

    سال97 بود زمینی داشتم که سالها پیش خیلی ارزون خریده بودم وبه هر کی میگفتم نمیتونستم بفروشم تا اینکه یه روز یه دوستی با پدرش اومد دفترم و گفت زمین را من میخوام و کار جوری پیش رفت که طرف پشیمون شد و با نگاه حق به جانب که تو قیمت زمین را بالا گفتی و من نمیخوام و من هم بی خیال فروش زمین شدم

    مدتی بعد همون زمین را 20 برابر قیمتی که اون شخص میخواست نقد فروختم

    اینقدر از این الخیر ما وقع ها تو زندکیم تجربه کردم که الان هر اتفاقی تو زندگیم میوفته بیشتر مواقع احساسم خوبه و ناراحت نمیشم چون میدونم هر چی خوبه برام اتفاق میوفته شاید ظاهر قضیه خوب نباشه ولی نتیجه اش همیشه به نفع منه

    استاد عزیز از شما سپاسگزارم خداوند خیر دنیا و آخرت به شما بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    نوشین اصغر گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    استاد عزیزم سلام

    نمیدونم چجوری و از کجا معجزه (( الخیر فی ماوقع)) رو براتون بگم الان حدودا ۹ ماه از آشناییه من با شما از طریقه تلگرام و فایلهایی که بطور رایگان تو سایت و تلگرامتون گذاشتین میگذره باید بگم این فایلی که شعر پروین اعتصامی رو در موردش صحبت کردین من ده هااا بار گوش کردم انگاری خدا از طریقه شما میخاسته منو آگاه کنه و به اصله معنویت برسم البته که تاااازه اول راه هستم اما شما اگر بدونین توی دوهفته گذشته چی به سر من اومده متوجه حرفهای من میشین ،،

    داستانم از اونجا شروع میشه که دوهفته پیش برای چکاب سالیانم پیش،پزشک میرم با معاینه دکترم مشکوک به غده سرطانی تو گلوی من میشه و میگه سریع برای تیکه برداری باید اقدام کنم و من علی رقم میله باطنیم اینکارو انجام میدم البته بگم با کلییی استرس چون اول نتونستم ذهنمو کنترل کنم استاد عزیزم بااااورتون نمیشه که دکتر نمونه رو از گلوم گرفت و گذاشت توی پاکت که با کلیی احتیاط ببرم آزمایشگاه تخصصی ،،،

    توی مسیر که بودم داشتم تو پیاده رو خیلی با احتیاط،میرفتم و پاکت نمونه کفه دستم بود انگاری تو عالم برزخ بودم نمیدونم چی شد یه هوو با خودم این جمله الخیرفی ماوقع رو زیر لبم زمزمه کردم و کلا صدای شمارو تو گوشم میشنیدم که خدا جز خییر برای بندش نمیخاد این لحظه بود قلبم آروم شد و هیی تکرار کردم الخیرو فی ماوقع و هرلحظه آرامش بیشتریو توو درونم حسس،میکردم و شروع به لبخند زدن کردم و با اعتماد بنفس بالایی ،در مورد سلامتیم مُدام این جمله رو تکرار میکردم حتی دروغ نگم باصدای بلند تو پیاده رو تکرار میکردم و میگفتم نووشین عزیزم الخیرو فی،ماوقع،)) اگر شما بدونیییییین چقدر اون لحظه آرومو شادو خوشحال بودم هزااااااران بار فقط خدارو سپاسگزاری میکنم که از طریق شما و اون فایلهای بییینظیرتون منو به خودشناسی و شناختن خدای مهربان درونم آگاه کرد

    اگر غیر از این بود و شمارو وارد زندگیم نکرده بود الان من یه انسان افسرده و مریض،روانی بودم ،، اما با این تفاسیری که برای من پیش اومده هزااااااران بار شکرگزار خدای وهابم هستم که خودش نگه دارنده ی من هستش و با این فکر جز اینکه قلبم آرامش بگیره و حاله روحم خووب بشه چیزه دیگه ایی رو احساس نمیکنم.فردا هم جواب آزمایشم آماده هستش و من با این فکر و تکرار کردن این جمله هر اتفاقی که در راه هستش جز خییر نمیتونه باش میخام برم دکتر ،، و هرچی هست خییر.

    الخیییرو فی مااا وقع😊💗💗💗💗💗💗💗💗💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      عباس امیری گفته:
      مدت عضویت: 2437 روز

      سلام دوست عزیز

      این کنترل ذهن شما که نشات گرفته از ایمانتون هست واقعا قابل تحسین هست.خدا رو شاکرم که دوستان با ایمانی چون شما دارم که نور ایمان رو در دلم روشن تر میکنن.

      از رب العالمین سلامتی و خوشبتی و ثروت رو براتون آرزومندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: