گام به گام برای به ثمر رساندن خواسته های نیمه تمام | بخش 2 (به ترتیب امتیاز)


نکته مهم: این فایل یک مقاله است که فقط به صورت نوشتاری است


عنوان: آماده کردن بستری در ذهن برای پرورش باورهای توحیدی مرجع

دوره «هم‌جهت با جریان خداوند» چه تفاوتی را ایجاد می‌کند؟

استاد عباس‌منش در این دوره، قانون خلق زندگی را با زبان ساده  و در یک فرایند گام‌به‌گام به دانشجو آموزش می‌دهد. در هر گام، فقط یک قطعه‌ی کوچک اما حیاتی از فرمول خلق خواسته‌های نصف و نیمه رها شده را در اختیار دانشجو قرار می‌دهد و با تمرینات هوشمند و هدفمند، به او فرصت درک آن قطعه و آمادگی برای دریافت قطعه‌ی بعدی را می‌دهد.

به‌گونه‌ای که این فرمول، مثل یک دانه، در ذهن و ناخودآگاه دانشجو شروع به رشد می‌کند و دانشجو به‌آرامی، شیوه‌ی مراقبت و پرورش این توانایی درونی را می‌آموزد. در نتیجه، دانشجوی این دوره به‌صورت تدریجی، آن‌قدر از مسیر روان نتایج را وارد زندگی خود می‌کند که احساس می‌کند هیچ کار خاصی انجام نداده است. به‌نحوی که کامل‌ترین توضیحی که می‌تواند برای نتایجش بگوید این است:

«من روی شانه‌های خداوند نشسته‌ام و اجازه داده‌ام تا خداوند کارها را برایم انجام دهد.»

جلسات این دوره، یک سیر تکاملی دارد تا دانشجو چند اصل مهم را اجرا کند:

  • سمت خودش چیست و چگونه اجرایش کند
  • سمت خداوند چیست و چگونه به آن اعتماد کند

و در این مسیر، با آگاهی‌هایی که دریافت می‌کند و تمریناتی که انجام آن‌ها از دانشجو خواسته می‌شود، به‌تدریج آماده می‌شود برای درک آگاهی‌های جلسه‌ی ششم. این جلسه‌، قلب تپنده‌ی این دوره و قلب تپنده‌ی فعال نگه داشتن قدرت خلق درونی محسوب می‌شود. در بخش‌های بعدی مقاله، به جلسه‌ی ششم بیشتر خواهیم پرداخت.


چه تفاوت‌هایی، آموزه‌های دوره «هم‌جهت با جریان خداوند» را تا این حد نتیجه‌بخش کرده است؟

چالش اصلی: اطلاع از این آگاهی که “من خالق زندگی ام هستم” کافی نیست و تغییری ایجاد نمی کند

استاد عباس‌منش، به‌عنوان مدرس آگاهی‌های دوره «هم‌جهت با جریان خداوند»، به‌جای این‌که فقط به دانشجو یادآوری کند که او «خالق زندگی خودش است»، منطقِ پشت این ادعا درباره‌ی توانایی خلق شرایط دلخواه را آموزش می‌دهد؛ تا دانشجو با منطق، درباره‌ی این توانایی درونی‌اش به آگاهی و باور برسد.

منطق هایی که استاد عباس منش ارائه می دهد، آنقدر ریشه دار و محکم هستند که از عهده‌ی خلع سلاح کردن هر استدلال و بهانه ای که ذهن بیاورد، برمی‌آیند.

این آگاهی، اولین اصلی است که در دوره به دانشجو یادآوری می‌شود؛ همان اصلی که هرکدام از ما، به پشتوانه‌ی آن، وارد این قالب فیزیکی شدیم.

وقتی دانشجو به‌واسطه‌ی آگاه شدن، این اصل را می‌پذیرد، به آرامش می‌رسد و در این آرامش، به‌جای سرزنش عوامل بیرونی یا احساس ناکافی بودن، به درون خود رجوع می‌کند؛ هم مسئولیت شرایط کنونی‌اش را می‌پذیرد و هم ریشه‌ی حل مسائل را در خودش می‌جوید.

📌 محمد، تجربه‌اش از درک و عمل به این بخش از آگاهی‌های دوره را این‌گونه می‌نویسد:

“من از روزی که وارد دوره «هم‌جهت با جریان خداوند» شدم و روی آگاهی‌های این دوره کار می‌کنم، انگار زندگی روی دیگری از خودش رو بهم نشون داده.

اولین چیزی که آگاهی‌های این دوره به من داده، آرامش هست. آگاهی‌های این دوره، نگرانی رو از زندگی من حذف کرده؛ چون برام منطقی کرد که نیازی به نگرانی درباره‌ی مسائلم و خواسته‌هام ندارم. فقط باید روی مومنتوم مثبت خودم رو نگه دارم تا خداوند من رو به سمت چگونگی‌ها هدایت کنه.

استاد، باورم نمی‌شه که الان تا این حد کنترل ذهن برام راحت شده و چقدر خداوند هدایتم می‌کنه تا کنترل ذهن بازم برام راحت‌تر بشه. حتی اگر اتفاقی هم بیفته، در نهایت به نفع من تموم میشه.

من در بازار کار می‌کنم و همه‌چیز توی محل کارم برام راحت‌تر شده. مشتری‌ها به‌راحتی درخواست محصول می‌کنند، در حالی‌که قبلاً من باید دنبال مشتری می‌بودم.

یک‌سری مشتری‌های دردسرساز در کار ما بود که الان به طرز معجزه‌آسایی یا کلاً نیستند، یا رفتارشون با من تغییر کرده و خوب شده، یا اصلاً وقت نمی‌کنم با اونا برخورد کنم.

روابطم با خانواده‌ام بسیار عالی شده.”


استاد عباس‌منش به جای انگیزه دادن به دانشجویانش یا حتی فقط توضیح قوانین، آن قوانین را با دانشجویان تمرین می‌کند.

تمرینات دوره به‌گونه‌ای طراحی شده که دانشجو را وادار به خودشناسی و اجرای آگاهی ها در زندگی روزمره می‌کند.

استاد عباس‌منش، به‌جای جملات انگیزاننده‌ای مثل: «ادامه بده… تسلیم نشو…» و امثال آن، از طریق تمریناتی که از دانشجو می خواهد، دلایلی را به او می شناساند که مانع به ثمر رسیدن خواسته های قبلی اش شده بود. سپس مفهوم «مومنتوم» را به معادله خلق خواسته اضافه می کند و این قانون را همزمان با استفاده از قانون فیزیک و آیات قرآن، به دانشجو آموزش می دهد.در نتیجه دانشجو می فهمد:

  1. چرا قبلاً خواسته‌هایش نصف و نیمه رها می شد
  2. درباره خواسته هایی که قبلا به ثمر رسانده، چگونه نا آگاهانه از قانون مومنتوم کمک گرفته است
  3. چطور می‌تواند خواسته هایش را از نقطه‌ی رها شده، ادامه دهد و به ثمر برساند.

“قانون مومنتوم” به شیوه ی کاربردی که استاد عباس منش آن را آموزش می دهد، نقطه‌ی ضعف بسیاری از افراد در محقق نشدن خواسته هایشان را به‌درستی نشانه گرفته و این نقطه ضعف را به خوبی اصلاح می کند.

نتیجه انتقال مفاهیم به زبان ساده و کاربردی این است که دانشجویان این دوره:

چگونگی “حفظ رشته‌ی افکار مثبت درباره یک خواسته” و تقویت مداوم آن افکار تا رساندن به آستانه‌ی خلق خواسته را به خوبی در عمل اجرا می کنند.

📌 محبوبه عزیز، در نتایج خود دقیقا به همین آموزه‌ها اشاره کرده است:

“از وقتی وارد دوره «هم‌جهت با جریان خداوند» شدم، آگاهی‌های این دوره یه حس سبکی و آرامش عجیبی بهم می‌ده. از این‌که می‌دونم چطور باید فرکانس خواسته‌هام رو ارسال کنم و به آستانه‌ی خلق برسونم، قلبم آروم شده. نجواهای ذهنم بسیار کم شده و دیگه نسبت به مسائلم واکنشی عمل نمی‌کنم، چون مفهوم مومنتوم رو درک کردم.

آن‌قدر لطیف شدم که وقتی با خدا حرف می‌زنم، اشکای شوق سرازیر می‌شه از پیدا کردن حامی اصلیم، اون‌هم بعد از این‌همه سال.

من نتایج خوبی توی این دوره گرفتم اما هیچی ارزشمندتر از اتصالی نیست که با خداوند احساس می‌کنم.

الان حال مولانا رو می‌فهمم.

اینا تغییرات عمیق درونی من هستند که شخصیت من رو تغییر دادند. رفتار من با آدم‌های اطرافم تغییر کرده.

دارم سعی می‌کنم آدم‌ها رو از رفتارهاشون جدا کنم و به همه‌ی انسان‌ها احترام بذارم.»

«من چند سال بود که داشتم تلاش می‌کردم رفتارهای نامناسب همسرم رو تغییر بدم و با خودم همراهش کنم. نتیجه‌اش این بود که نه‌تنها ایشون تغییر نکرد، بلکه مقاومت‌هاش در برابر مسیر من بیشتر شد.

آموزه‌های این دوره خوب بهم یاد داد که دست از تلاش برای تغییر همسرم بردارم و به عقاید و باورهاش احترام بذارم و تمرکزم رو روی خودم بذارم.

نتیجه‌اش این شده که در طی کار کردن روی جلسات این دوره، پول زیادی به حسابم واریز شده. یعنی موجودی حسابم به مبلغی رسیده که حتی فکرش رو هم نمی‌کردم.»

«یکی از آرزوهای من رفتن به کویر بود که در طی این دوره محقق شد و من اونجا عظمت و زیبایی خداوند رو تجربه کردم.”

در نتایج محبوبه عزیز، دقیقاً این جمله‌ها و تجربه‌ها دیده می‌شد:

  • درک عمیق اینکه من باید تمرکز را از تغییر بیرون (همسرم) بردارم و بر خودم بگذارم
    رها کردن تلاش برای تغییر دیگران
    کار بر روی ذهن، شخصیت و رفتار خود
    احترام گذاشتن به باورها و عقاید دیگران، به این شکل بستن نشتی های فرکانسی مثل قضاوت دیگران یا خود برتر بینی و … در نتیجه، صرف تمام قدرت تمرکز برای ارسال فرکانس خواسته

نتیجه این تغییر نگرش: آرامش، روانی، ورود پول و حتی تغییر رفتار همسر بدون هیچ فشار یا انتظار


مفهوم “Time Out” برای توقف مومنتوم منفی

“تداوم در ارسال فرکانس خواسته”، لازمه‌ی حیاتی برای رساندن فرکانس خواسته به آستانه‌ی خلق است.  در غیر این صورت، خواسته نصفه و نیمه می‌ماند و هرگز به ثمر نمی‌رسد؛ حتی اگر فرد ۹۰ درصد مسیر را رفته باشد.

دلیل اصلی خواسته‌های نصفه و نیمه رها شده این است که فرد در جایی از مسیر، از عهده‌ی اجرای این تداوم برنمی‌آید:

  • خیلی‌ها در همان آغاز مسیر، فقط چند روزی انگیزه دارند و خیلی سریع به روند روتین قبلی برمی‌گردند.
  • بعضی‌ها مسیر را تا جایی ادامه می‌دهند که نشانه‌ها ظاهر می‌شود، اما به‌خاطر عدم تداوم، نه‌تنها خواسته به ثمر نمی‌رسد بلکه نشانه‌ها هم ناپدید می‌شوند.
  • بعضی‌ها تا حدی عالی ادامه می‌دهند که نتایج سطحی به‌وجود می‌آید، اما چون این تداوم قطع می‌شود، نتایج ناپایدار و موقتی است و فرد دوباره به نقطه‌ی قبلی بازمی‌گردد.

راهکار استاد عباس‌منش برای مدیریت یک چالش و ویژگی منحصر به فردتکنیک “Time Out”

استاد عباس‌منش به‌جای “انگیزه‌بخشی موقتی” به دانشجو (که راهکار کوتاه‌مدت برای حفظ فرکانس خواسته است)، “هموارسازی مسیر” را به او یاد می‌دهد. چون می‌داند انگیزه‌ها همیشه بالا و پایین می‌شوند، مخصوصاً اگر عامل انگیزه بیرونی باشد.

آنچه تداوم حقیقی را در مسیر ایجاد می‌کند، “ساختن مسیرهای عصبی جدید” در ذهن است؛ مسیرهای عصبی هماهنگ با خواسته. یعنی بستری که باروری کاملی برای پرورش مومنتوم مثبت دارد و همزمان در برابر شکل گیری مومتوم منفی کاملا نابارور است.

از یک طرف ساخت و پرورش این بستر- مثل کاشتن یک دانه- در مراحل نخستین، نیاز به رسیدگی‌های ویژه دارد تا این بستر شکل بگیرد.

از طرف دیگر، استاد عباس‌منش می‌داند که ذهن تمایل دارد به الگوهای قدیمی و مسیرهای عصبی محدودکننده‌ی قبلی بازگردد؛ مخصوصاً در نقطه‌ی آغاز ، ذهن مقاومت بسیاری در برابر پیروی از مسیر عصبی جدید دارد.

ایشان مدیریت این دو موضوع متضاد را با تکنیکی به‌نام “Time Out” به دانشجو یاد می‌دهد.

تفاوت عمده آموزش‌های استاد عباس‌منش این است که:

به‌جای توقع بی‌جا از دانشجو برای “مثبت‌نگری صرف” (که عملاً غیرممکن است)، به او یاد می‌دهد که:

  • چطور در فرایند ساختن مسیرهای عصبی مثبت جدید، افکار نادلخواه و منفی‌نگری‌های ذهن را مدیریت کند که باعث شکل‌گیری مومنتوم منفی و برگشت ذهن به تمایلات قبلی می‌شود.

کار هوشمندانه‌ای که ایشان در این دوره انجام داده، این است که توانایی توقف مومنتوم منفی را به کمک تکنیک Time Out، تبدیل به یک بازی لذت‌بخش کرده است.

در جلسات سوم و چهارم، استاد با تمرین‌های کاربردی، به دانشجویان یاد می دهد تا هر فرد برای خود جعبه‌ابزارهای شخصی‌سازی‌شده‌ای طراحی کند تا در مواقعی که کنترل ذهن برایش غیرممکن به نظر می‌رسد و افکار منفی هجوم آورده‌اند، دانشجو با رجوع به این جعبه‌ابزار شخصی، مومنتوم منفی را موقتاً قطع کند و فرصتی برای بازگشت دوباره به مسیر اصلی پیدا کند.

ویژگی منحصر به فرد تکنیک “Time Out” این است که یکی از بزرگترین منبع های شکل گیری مومنتوم منفی را از بین می برد. این منبع که تقریبا همه ما تجربه افتادن در چرخه معیوب آن را داشته ایم به این شکل عمل می کند که:

۱. فرد دچار افکار منفی می‌شود
۲. چون نمی‌تواند خود را به احساس خوب برساند، این ناتوانی بیشتر او را نگران می کند که نکند به خاطر این افکار منفی، اتفاقات ناخواسته بیشتری برایم رخ دهد!
۳. این جنس از نگرانی، خودش منشأ مومنتوم منفی قوی‌تری می‌شود. زیرا فرد را به نقطه ناتوانی و ترس از تبعات این ناتوانی می رساند و مسیر را برای فرد مثل یک کلاف سر در گم می کند

اما این بخش امیدوارانه از آموزش‌های دوره و تمرینات مربوط به تکنیک Time Out، برای دانشجو تبدیل به یک آغوش امن می‌شود که: اگر در این لحظه قادر به کنترل ذهن نیستی، نگران نباش.  فقط وارد بازی تکنیک Time Out شو!.

به این دلیل که استاد عباس منش خاصیت ذهن را می شناسد و می داند که مهم ترین موضوع در این لحظه، غذا نرساندن به افکار منفی ای است که تا کنون شکل گرفته اند.

📌 ایوب عزیز تجربه خود از درک این بخش از آموزه های دوره را به این شکل می نویسد:

“این چند وقته مدام برای خودم تکرار می‌کنم که قوانینی که استاد می‌گوید، دقیقاً همین است و تغییری نمی‌کند. لازم نیست کار عجیب و غریبی انجام بدهم، فقط باید آن را باور کنم و ایمان داشته باشم که این قوانین همیشه جواب می‌دهند.

قبلاً وقتی ظاهر قضایا فرق می‌کرد یا خواسته‌ای دیرتر محقق می‌شد، دچار تردید می‌شدم: نکند جواب ندهد؟ نکند من اشتباه می‌کنم؟ شاید راه دیگری وجود دارد که من نمی‌دانم؟

اما با درک مومنتوم مثبت، این شک‌ها خیلی کمتر شده و خیالم راحت‌تر است، چون حالا می‌دانم مهم‌ترین اصل برای دریافت خواسته‌ها همین مومنتوم مثبت است.»

نتایجی که با تکرار آگاهی های این جلسات گرفته ام این است که:

  • حواسم جمع‌تر شده و اجازه نمی‌دهم مومنتوم منفی شکل بگیرد؛ اگر هم اتفاقی بیفتد، سریع با تکنیک Time Out به مسیر مثبت برمی‌گردم.
  • مشتری‌های بهتری سراغم می‌آیند و راحت‌تر بها پرداخت می‌کنند.
  • فروش من چند برابر شده، تا جایی که موجودی انبارم تقریباً تمام شده است!
  • کالاهایی را فروختم که قبلاً فکرش را نمی‌کردم به این زودی‌ها به فروش بروند.”

ایوب عزیز به یکی از ابزارهای خود به عنوان  تکنیک Time Out اشاره می کند:

«یکی از مهم‌ترین کارهایی که کمکم می‌کند، مطالعه‌ی کامنت‌های دیگر دانشجویان است. دیدن تجربه‌های آن‌ها باعث می‌شود آموزه‌ها را بهتر درک کنم، از روش‌هایشان در اجرای مومنتوم الگو بگیرم و در مسیر بمانم.


نصب “نرم‌افزار خلق” در ناخودآگاه ذهن:

در این نقطه، دانشجو به‌واسطه‌ی انجام تمرینات جلسات قبلی، آماده‌ی ایجاد سطح عمیق‌تری از تغییرات ریشه‌ای است.

در این بخش از آموزه‌های دوره، استاد عباس‌منش، ساختار ذهن را به دانشجو می‌شناساند و توضیح می‌دهد که چطور ذهن ما، بر اساس تجربه‌ها و باورهای محدودکننده‌ی قبلی، مسیرهای عصبی (ذهنیت‌ها و پیش‌فرض‌هایی) ساخته که اغلب بر ضد خواسته‌های ما عمل می‌کنند.

بزرگ‌ترین نشانه‌ی “تمایل ذهن به شکل‌دهی و تقویت مومنتوم منفی” این است که وقتی فرد با مسئله‌ای مواجه می‌شود، ذهنش بدترین سناریو ممکن را به او یادآوری می‌کند.

یا وقتی وارد مسیر خواسته می‌شود، به‌جای نشان دادن نتایج و موفقیت‌ها، بیشتر موانع احتمالی مسیر را جلوی چشم او می‌آورد و به‌جای ایجاد امید، ترس و نگرانی‌ها را در ذهن او فعال می‌کند و از هر فرصتی برای این کار استفاده می‌کند.

راهکار تغییر تمایلات قبلی ذهن و گرایش او به تقویت مومنتوم مثب

استاد عباس‌منش می‌گوید:

«تا زمانی که باورهای مرجع توحیدی در ذهن ساخته نشوند، ذهن تو دوباره به سمت همان مسیرهای عصبی قدیمی برمی‌گردد. حتی اگر اطلاعات کاملی درباره‌ی قوانین زندگی و نحوه‌ی تغییر باورها داشته باشی، و به ضرب انگیزه دادن به خودت، تغییراتی سطحی هم ایجاد شده باشد…»

به همین دلیل، در جلسات میانی دوره، مفاهیمی مانند:

  • ساخت باورهای مرجع توحیدی
  • جایگزین کردن مسیرهای عصبی قدرتمندکننده با مسیرهای قدیمی منفی
  • و تمرینات روزانه برای تداوم فرکانس مثبت

به‌صورت عملی و با تمرین، آموزش داده می‌شود. قدم قبل از ایجاد باورهای توحیدی مرجع این است:

1.شناخت محرک هایی که  نتایج را  ناپایدار و نشانه ها را ناپدید می کند

2 قرار دادن آنها به عنوان خط قرمزهای ذهن

فرض کنید مکانی بسیار زیبا و شگفت‌انگیز در دل طبیعتی خارق‌العاده وجود دارد؛ جایی که بهترین مکان برای رساندن شما به آرامش و اتصال به منبع است. جایی که بهترین مکان برای دریافت نعمت‌ها، آرامش، هدایت و قدرت خلق است. اما بین جایی که الان ایستاده‌اید و رسیدن به آن مکان زیبا، یک محیط درهم‌پیچیده از علف‌های هرز، شاخه‌های درهم‌تنیده و موانعی وجود دارد که باعث شده نتوانید هموارترین مسیر بین خودتان و آن مقصد را ببینید.

راهکار چیست؟

راهکار، ساختن یک جاده است. جاده‌ای که سرراست‌ترین و هموارترین مسیر بین نقطه‌ی کنونی شما و آن مقصد باشد. اما این جاده‌ی هموار و سرراست، یک‌باره و یک‌شبه ساخته نمی‌شود؛ بلکه با صبر، دقت عمل و قدم‌به‌قدم ساخته می‌شود. اول باید موانع بزرگ را حذف کنید؛ مثل قطع درختان مزاحم و علف‌های هرز…  یعنی آماده‌سازی بستر برای ساختن آسفالت. قدم اول در ساخت این جاده حذف موانع بزرگ است تا دید بهتری به کلیت مسیر به شما بدهد؛ حذف موانعی مثل:

  • قطع شاخه‌های مزاحم
  • پاک‌سازی علف‌های هرز
  • باز کردن مسیر برای ساخت یک بستر صاف و مناسب

در دوره «هم‌جهت با جریان خداوند»، استاد عباس‌منش دقیقاً همین کار را با ذهن شما انجام می‌دهد. یعنی قبل از شروع به ساختن باورهای مرجع توحیدی ـ که جایگاه تولید و تقویت مومنتوم مثبت در ذهن است ـ اولین قدم را از مراحل بسیار ابتدایی‌تر اما اساسی‌تر برمی‌دارد. یعنی:

قطع اتصالات ذهن با باورهای شرک‌آلود قبلی

استاد عباس‌منش در این مسیر به دانشجو “مانع‌زدایی” را یاد می‌دهد آنهم از مسیر کمترین مقاومت؛ یعنی به دانشجو یاد می دهد تا محرک‌هایی را شناسایی کند که باعث بازگشت ذهن او به مومنتوم منفی می‌شوند. سپس به هر شکل ممکن، از ورود به محدوده‌ی این محرک‌ها پرهیز کند و خودش را در آن فضاها قرار ندهد.

این محرک‌ها -که باید اول شناسایی شوند و سپس از آنها پرهیز شود- درست مثل نشتی انرژی، قدرت خلق‌کنندگی را خنثی می‌کنند. دانشجو در حین انجام تمرینات، وقتی متوجه این محرک‌ها می‌شود، با آگاهی‌ای که دریافت کرده و ابزارهای دقیقی که در اختیار دارد، آگاهانه خود را در معرض یا تله‌ی این محرک‌ها قرار نمی‌دهد. به همین سادگی و فقط با انجام ندادن یک‌سری کارها، عملاً یک عالمه از تله‌های ذهنی خنثی می‌شود.

مثل این است که شما در جنگلی زیبا، برای لذت بردن از طبیعت باشید اما قبلاً شنیده‌اید که: درست است این جنگل، زیبایی‌های خارق‌العاده‌ای دارد، اما رنج‌هایی هم دارد و این رنج‌ها ارزش تحمل کردن را دارند!

افراد ناآگاه، این باور را می‌پذیرند… همان جمله‌ی معروف:  «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود»

به همین دلیل، بعضی‌ها به خواسته‌ی خود می‌رسند، اما با زجر!

نه به این دلیل که مسیر خواسته حتماً با رنج همراه است، بلکه فقط به این دلیل که آن افراد قانع شده‌اند باید سختی بکشند؛ و از همان قدم اول، خود را برای این سختی آماده می‌کنند.

اما این بخش از آموزه‌های دوره، مثل این است که:

جنگلبان آن منطقه ـ که با این جنگل بزرگ شده و سال‌ها در آن زندگی کرده ـ به شما بگوید: «فلان محدوده پر از تله است… اما بقیه‌ی جاها امن، زیبا و پر از آرامش است.»

این آگاهی، یکی از قطعات پازل هموار شدن چرخ زندگی است… برای لذت بردن از جنگل‌گردی، شما فقط کافی است وارد آن محدوده‌ی خطرناک نشوید! همین آگاهی ساده، جلوی سختی‌های بیهوده را می‌گیرد.


این موضوع برای هر دانشجو، با توجه به گذشته‌اش، مسیری که تاکنون آمده و تجربه‌هایی که داشته، کاملاً منحصر به‌فرد است. اما دوره، فرمول اصلی را به‌گونه‌ای به دانشجو آموزش می‌دهد که هر فرد بتواند محرک‌های شخصی خودش را بشناسد و دست ذهنش را برای بازگشت به الگوی منفی‌گرایی‌های قبلی ببندد.

جلسه‌ی سوم، به شناخت عوامل تحریک کننده ذهن (خواه بیرونی و خواه درونی ) برای بازگشت به منفی‌گرایی و شکل دهی مومنتوم منفی می‌پردازد.

تمرینات مربوط به این بخش ها، به شکلی فوق‌العاده، محرک‌هایی را برای هر دانشجو – به‌صورت شخصی – شناسایی می‌کند و نحوه پرهیز از آنها را به دانشجو یاد می دهد. به‌گونه‌ای که در پایان تمرین، گویی دانشجو به‌صورت خودکار، یک اهرم رنج و لذتِ قوی، اما هماهنگ با خواسته‌اش، در ذهن خود ساخته است. اهرم قدرتمندی که دانشجو را آماده می‌کند برای ساختن عادت‌های رفتاری و شخصیتی تقویت‌کننده و هماهنگ با خواسته‌هایش.

دانشجو در این بخش از آموزه‌های دوره، قدم‌به‌قدم متوجه می‌شود که چه محرک‌هایی (که اغلب از شرک سرچشمه گرفته‌اند) ذهن او را به مسیرهای عصبی قدیمی و محدودکننده برمی‌گردانند.

در طی احاطه شدن با آگاهی‌ها و انجام تمرینات این بخش از دوره، دانشجو آرام‌آرام آنچه از قدرت خلق درونی را به عوامل بیرون از خود داده بود، گام‌به‌گام پس می‌گیرد. در این بازپس‌گیری‌ها، بیشتر و بیشتر به اصل خود بازمی‌گردد و اتصالش با منبع خلق را پیوسته‌تر و قوی‌تر برقرار نگه می‌دارد.  این پیوستگی، ابتدا خودش را در قالب این نشانه‌ها نشان می‌دهد:

  • آرامش
  • کم شدن نگرانی‌ها
  • کم شدن ترس‌ها
  • باج ندادن به ترس‌ها و نگرانی‌هایی که عوامل بیرونی ایجاد کرده‌اند

و بعد، آرام‌آرام، این آرامش تبدیل می‌شود به نعمت‌هایی در قالب:

  • رفتار خوب دیگران
  • دریافت ارزش و احترام از جامعه‌ی اطراف
  • صلح درونی با همه‌چیز
  • هدایا و نعمت‌ها
  • پول
  • برطرف شدن نیازها در کمترین زمان
  • افزایش درآمد
  • ایده‌هایی که درآمد را افزایش می‌دهند و رونق را به زندگی بازمی‌گردانند و …

نکته‌ی جالب ماجرا اینجاست که اکثریت دانشجویان این تجربه را دارند که:

اولین نعمتی که به‌وضوح وارد زندگی آن‌ها شده، علاوه‌بر آرامش و صلح درونی، همان مبلغی است که برای خرید دوره پرداخت کرده‌اند. جالب‌تر این‌که:

این مبلغ، خیلی سریع‌تر از چیزی که فکرش را می‌کردند، به زندگی آن‌ها برگشته؛ آن‌هم از طریقی که اصلاً انتظارش را نداشتند…

📌مجید عزیز، تجربه‌ی خودش از درک قانون مومنتوم را این‌گونه می‌نویسد:

“دوست دارم بنویسم که چطور با درک مومنتوم، همه‌چیز در تجربه‌ی من تغییر کرده…

سلامتی کامل بدون دارو:

چند روز بود که خارش شدید گلو و سرفه‌های مداوم داشتم؛ تا جایی که خودم و اطرافیانم کلافه شده بودیم. مدام دارو می‌خوردم و آب‌نمک غرغره می‌کردم، اما مشکل همچنان پابرجا بود.

از یه جایی به بعد، تمرکزم رو روی آگاهی‌های جلسات دوره گذاشتم و اجازه ندادم مومنتوم منفی ادامه پیدا کنه. امروز که یه لحظه به خودم دقت کردم، دیدم بدون مصرف حتی یک دارو، مشکل به‌طور کامل برطرف شده!

فروش واحد مسکونی بعد از مدت‌ها انتظار:

من دو تا واحد ساختمانی دارم که مدت زیادی بود برای فروش گذاشته بودم اما هیچ مشتری‌ای پیدا نمی‌شد. از زمانی که وارد این دوره شدم و روی درک و اجرای مومنتوم مثبت تمرکز کردم، شرایط تغییر کرد.

✅ چند روز پیش، یک مشتری عالی پیدا شد.
✅ دیروز معامله را نهایی کردیم.
✅ با اینکه مشتری قرار بود مبلغ را طی چهار ماه پرداخت کند، در نهایت، کل مبلغ را یک‌جا تسویه کرد!

درس بزرگ این تجربه: عمل به آموزه‌های این دوره، آدم رو روی شانه‌های خداوند می‌نشونه و خداوند کارها رو به بهترین و راحت‌ترین شکل انجام می‌ده.”

📌حمید عزیز تجربه‌ی خودش از حضور در این بخش از دوره را این‌گونه می‌نویسد:

“حضور در این دوره، تمرکز من رو روی نکات مثبت و زیبایی‌های زندگی افزایش داده و باعث شده احساس خوبی که دارم، تداوم پیدا کنه. انگار خودبه‌خود در مدار هماهنگی با قانون و هم‌جهت با جریان خداوند قرار گرفته‌ام.

ورودی‌های مالی و مشتری‌های غیرمنتظره:

✅ ورودی‌های مالی بهتر و راحت‌تری داشتم.
✅ مشتری‌های جدیدی جذب کسب‌وکارم شدند که قبل از این دوره هرگز نداشتم.
✅ اجناسی که ماه‌ها فروش نرفته بودند، حالا به‌راحتی فروش می‌روند.
✅ یکی از مشتری‌ها، بدون اینکه درخواست کنم، مبلغی رو به‌عنوان هدیه نقدی برام واریز کرد.
✅ سودآوری کسب‌وکارم بیشتر شده، در حالی‌که کارم راحت‌تر از قبل شده.

همزمانی‌ها و تسهیل امور زندگی:

✅ هر وقت دنبال جای پارک بودم، خیلی راحت و سریع برام جور شد.
✅ گوشیم که خراب شده بود و نیاز به تعمیر داشت، خودبه‌خود درست شد!
✅ مغازه‌دار قبول کرد که ویترینی که مدت‌ها می‌خواستم اضافه کنم، نصب کنم.

روابط بهتر و حس صمیمیت بیشتر:

✅ ارتباطم با همسرم و پسر پنج‌ساله‌ام، شادتر، صمیمی‌تر و گرم‌تر شده.
✅ گفت‌وگوهای ذهنی‌ام خیلی مثبت‌تر شده و توجه بیشتری به نکات مثبت همسرم دارم.
✅ برخورد اطرافیانم محترمانه‌تر شده و احترام بیشتری دریافت می‌کنم.
✅ یکی از همسایه‌هایی که باهام هم‌مدار نبود، از همسایگی‌مون رفت.

عملگرایی بیشتر و حل آسان‌تر مسائل:

✅ بالاخره پروژه‌ای که مدتی معطل بود، اجرا کردم و صاحب مغازه اجازه‌ی انجامش رو داد.
✅ برای یکی از همکارانم پروژه‌ای انجام دادم که خودش فکر نمی‌کرد توانایی انجامش رو داشته باشم.
✅ چندین راه‌حل برای مشکلات مشتریان پیدا کردم که به‌راحتی از طریق تلفن حل شدند.


◀ پایان بخش دوم مقاله… 

ادامه دارد…


مطالعه بخش اول مقاله


مطالعه اطلاعات کامل درباره دوره «هم جهت با جریان خداوند»

67 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محسن بکرانی گفته:
    مدت عضویت: 2036 روز

    سلام به استاد عزیزتر از جانم وسلام خدمت دانشجویان عزیزه سایت…. یه سوالی داشتم از کسانی که اهرم رنج ولذت را به وضوح میشناسنش و ازش نتیجه گرفتند… میخواستم بدونم آیا میشود برای ازبین بردن ترس از این اهرم استفاده کرد؟؟؟؟ اون قانون درخواست که استاد توضیح دادن من هیچ جوره زورم به ذهنم نمیرسه و با اینکه یک سال روش کار کردم نشد که نشد و باز هم ترس هام جلومو میگیره و نمیذاره از کسی درخواست کنم… سن من چهل سال شده ولی هنوز مجرد و تنها هستم…. لطفا خواهشا منو راهنمایی بفرمایید که اگه اهرم بنویسم راجب ترس و اتفاقا یک عالمه دلیل هم دارم واسشون. آیا اهرم جواب میده یا نه؟؟؟ سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    جمیله گفته:
    مدت عضویت: 1412 روز

    بنام خالق یگانه هستی

    ضمن سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و مریم خانم نازنین و تشکر فراوان بابت هر صفحه از محتوای سایت و هر جمله از توضیحاتی که برای فایلهای عالی اضافه شده و هزاران نفر از این آگاهیها دارن استفاده میکنن.

    میخاستم بوسیله این کامنت فقط یه مشکلی واسه باز کردن سایت پیش اومده اونو اعلام کنم

    چند روزه من بانام سایت عباسمنش نمیتونم باز کنم سایت رو و بعد باز کردن ، پیغام خطای

    خطا در برقراری ارتباط میاره وفقط در صفحه جستجوی گوگل میشه از لینک فایهای دانلودی میشه سایت رو باز کرد .

    البته دقیق نمیدونم آیا واسه همه این مشکل پیش اومده یا نه.

    بازم از زحمات و لطفتون برای سایت و تمام فایلها سپاسگزارم در پناه خدا باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    به نام پروردگارم

    سلام وادب به دواستاد عزیزم ودوستان بینظیرم خداروشکر که میتونم بنویسم

    استاد عزیزم قربونتون برم ممنونم به خاطر تمام آگاهی هایی که دراختیارمون میذارین به خاطر باوری که ازخدابرامون ساختین ممنونم

    من سرشارازارامشم بایاد خدای مهربونم

    خوشحالم که تواین مسیر هستم لذت میبرم از شکر گذاری که انجام میدم ازاحساس خوبی که تووجودم سعی میکنم بافک کردن به نکات مثبت ایجادکنم

    خدایاشکرت

    داره بارون میباره اینجا استاد خیلی بارون رودوسدارم

    استاد دوره عشق ومودت روخریدم خداروشکر

    دوجلسه ازش فقط گوش دادم استاد

    واگر به آموزه های همین دوجلسه عمل کنم حس میکنم به همهه چی میرسم

    عجیب ارومم استاد

    زندگی بییییینهااااااایت ازهمه لحاظ میتونه زیباباشه ومن لایق بهتریییینهاش هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست

    با درود و سپاس خدمت استاد گرانقدر و مریم جان و دوستان همفرکانسیم

    مقاله های استاد در خصوص این دوره بینهایت ارزشمند هستند و به جرات می تونم بگم افرادی که به هر دلیلی نتونستن دوره رو تهیه کنند رو هم وارد این جریانِ الهی کرده.

    من تجربه هایِ خودم رو از آگاهی های این مقاله ها می نویسم تا رد پائی باشه برای خودم و هم اینکه بتونم وظیفه ی خودم رو بابت سپاسگزاری به گوش استاد برسونم.

    داستان از این قراره که، نیمه اول تعطیلات عیدِ ما به شهر زیبای کرمان رفتیم و این سفر بینهایت عالی بود و نیمه دوم تعطیلات به خاطر مراسم سالگرد مادر همسرم شهر ایشون رفتیم که سفر بینهایت درس داشت.

    ما به لطف آموزه های استاد در مدارهای عالی قرار داشتیم و بسیار حالمون خوب بود و همچنین سفر کرمان نیز مزید علت شده بود، وقتی نیمه ی دومِ عید وارد شهر همسرم شدیم: شما تصور کنید یک آب پاک با یک آب گل آلود و مسموم برخورد کنه، چنین حالتی بوجود اومد که همسرم به شدت و غیر منتظره مریض شد و من هم حالم به شکل محسوسی تغییر کرد.

    دوستان شما هرچی فکر کنید از رفتارهای دور از جریان الهی توی این جو مسموم وجود داشت و متاسفانه ما ناگزیر داخل جریان قرار داشتیم چنان حالم و سطح انرژی ما پائین اومد بود که فقط دوست داشتم از اون محیط خارج بشیم خدا رو شکر چند بار به طبیعت رفتیم و نهایتاً با پافشاری من برگشتیم که خود این پافشاری چقدر برای ما منفعت داشت، هم از اون جو خارج شدیم، هم به ترافیک آخر تعطیلات نخوردیم و هم اینکه قبل شروع کار استراحت لازم رو داشتیم.

    در طی اون چند روز فقط باورهای عالی بود که باعث نگه داشته شدن ما در مومنتوم مثبت بود و جالب تر این که، فقط مومنتومِ مثبت خانواده ما باعثِ ایجاد جو خوب بود و از تشنج ها جلوگیری می کرد، در نهایت بعد از برگشت از این مسافرت اجباری چقدر زمان گذاشتیم تا دوباره به مدار خوب خودمون برگردیم.

    استاد جان هر جا هستی سلامت باشید، شاید اگر اطلاعات دوره های شما نبود شاید اتفاقات ناجوری می افتاد که اصلا قابل جبران نبود ولی خدا رو شکر همه چی ختم به خیر شد و ما برگشتیم به تنظیمات کارخانه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به دواستاد گرانقدرم

    خوشحالم که میتونم براتون بنویسم

    نتایج دوستان روخوندم چنتا شرو وواقعا لذت بردم

    خیلی دلم میخواد دوره ی هم جهت باجریان خداوند روداشته باشم خیلی زیاد

    واقعا حس میکنم این دوره یه چیز دیگه س

    تمام دوره هاتون استاد تمام حرفاتون توفایلهای رایگان حس میکنم داره توحید روفریاد میزنه

    تمام وجودم تشنه ی توحیده استاد دلش میخواد از خداوند بشنوه چن وقتیه عجیب دلم میخواد تویه جایی باشم عین پرادایس دوسدارم بشینم کنار اون درختها

    وبزرگی وقدرت خداروببینم واشک بریزم دوسدارم چشمامو ببندم فقط به قلبم رجوع کنم و با پروردگارم حرف بزنیم

    خیلی ارومم

    همه چی باوره چقداین حرفتون درسته وقشنگ استاد

    دارم اینو باور میکنم دارم ربط بین اتفاقات وباورهایی که تا الان داشتمو پیدا میکنم

    شکرگذاری استاد همه چیزه

    دوستای عزیزم شده 5 دونه هر روز بنویسین خیلییییی کارااااست

    استاد جاانم

    مریم جونم یه کاری که میکنم وقتی دارم کاری میکنم میپرسم میگم زینب الان به خاطر چی سپاسگذاری یه عادتی م کردم هروز به خاطر پرادایس ودریاچه وزیبایییهاش شکر میکنم خیلی حسمو خوب میکنه

    مریم جونم یه تشکر ویژه

    به خاطر زحماتت به خاطر این که انقد خوبی

    من وقتی تودومیبینم یاصداتو میشنوم خودبه خود حالم خوب میشه حس میییکنم خیییییلی خوب بلدی ذهنتو کنترل کنیعااااشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    mohsen rabiei گفته:
    مدت عضویت: 3067 روز

    سلام به همه دوستان هم فرکانسیم

    استاد عزیزم که هر روز جوانتر وخوشکل تر میشه

    و بانوی زیبا فکری که کنار استاد هستش یعنی خانم شایسته

    من خیلی وقته دوست دارم کامنت بزارم ولی ذهنم همیشه مقاومت می‌کنه

    همین که می‌خوام از نتایج بنویسم میگه اینا کوچیکه بزار به هدف های بزرگی رسیدی بعد برو بنویس

    ولی الان خدا کمکم می‌کنه و می‌خوام بگم که چقدر نتیجه زیاده و حتی بزرگ

    بزرگ برای منی که قبل از آمدنم به این سایت زندگی برام مسخره ترین و بیهوده ترین کار دنیا بود چون ن خدایی را باور داشتم و نقوانینش را

    اما…

    همین که وارد سایت شدم و فایلهای رایگان را گوش دادم و دیدم فهمیدم همیشه خدا باهام بوده ولی من اجابتش نمی‌کردم

    خیلی از دیدن استاد و حرفاش و قوانین خدا ذوق زده شده بودم اونقدری که اصلا خواب نداشتم فقط فایل هارو یا دانلود میکردم و می‌شنیدم یا آنلاین می‌دیدم

    دقیق یادمه یه سه چهار روزی خوابم نمی‌برد شاید در 24ساعت 1یا2ساعت خوابم میبرد

    همش خنده بر لب بودم از خوشحالی که این آگاهی ها رو دریافت میکردم

    نشانه ها کم کم داشتن میومدن که من عجولانه تصمیم به تغییر زیاد داشتم همش میگفتم اینا کمه

    یکی از فامیلامون که از تریقه همون به سایت آشنا شدم گفت من دوره ثروت را دارم ازش گرفتم هرچند خودش هزینه نکرده بود و ما فکر میکردیم خدا دوستمون داره که این دوره رایگان دستمان رسیده

    اصلاً در مدار قانون تکامل نبودم و نمیفهمیدمش و طبق قانون من ضربه خوردم و بدم ضربه خوردم

    منی که داشتم کم کم نتایج می‌گرفتم از دوره های کوچکی که تهیه کرده بودم،کوچک در هزینه دوره

    وگرنه همه فایلهای رایگان هم کلی نتیجه میگیریم ازش اگر درک و عمل کنیم

    خلاصه دور شدم از سایت تا چند ماه پیش دوباره اومد تو مسیر خوشبختی یعنی همین سایت

    فایل چگونه در عرض یک سال درآمد خود را 3برابر کنیم رو گوش دادم فایل های ثروت که رو کامپیوتر بود حذف کردم گفتم دیگه بسه محسن از رایگان نتیجه نگیری از هیچ دوره ای نتیجه نمی‌گیری

    زنگ زدم پشتیبانی و گفتم من یادم رفته چطور از سایت محصولاتی که خریدم دانلود کنم و خیلی خوب راهنماییم کردم و محصولاتی که داشتم دانلود کردم البته فقط بخاطر اینکه بدونم چه چیزهای بهاش رو به سایت دادم و فقط اونها بمونه و بقیه دیلیت شدن رو سیستمم اینا گفتم که قانون تکامل باز برای خودم یادآوری بشه چون من خیلی عجول بودم و هنوز هستم ولی هر بار بهتر و بهتر میشوم

    نمی‌دونید چقدر ذوق دارم از نتایج بگم ولی همیشه دوست داشتم اینارو بگم

    خلاصه

    درآمدم با همون فایلهای رایگان در عرض دو ماه 3برابر شد دوره ثروت 1 به راحتی پولش جور شد و اولین آرزوم خریدن این دوره به براحتی جور شد

    البته مثل قبل نبودم و با فایلهای رایگان داشتم کلی حال میکردم و چون از داشتن همین فایلهای رایگان خوشحال بوم دوره ثروت هم جور شد و یه جورایی بهش نچسبیدم و خدا خودش گفت بیا تو که داری حال می‌کنی این دوره فقولاد هم بخر بیشتر حال کن

    پول دوره یک ماه نکشید که بیشتر از پول دوره ثرت1

    از یه جایه دیگه که اصلان ربطی که به کارم نداشت وارد زندگیم شد البته یک سال و نیم بود که در کنار کارم به آموزش در رابطه به اینکار داشتم از یوتوب سواد خودم رو تو این کار بالا می‌بردم ولی همون کم کمی که داشتم تست میکردم ضرر میکردم تا اینه وار سایت شدم و نتیجه اومد و دوره از همین کار دوم اومد و ثروت رو خریدم

    درآمدم هر ماه داره افزایش پیدا می‌کنه تو همون کار قبلیم فکر میکردم اون کارم درآمدش پایینه و یه کاره دیگه باید بکنم که درآمدم زیاد بشه ولی این دوره یعنی ثروت1

    راستی برای این اینهمه میگم ثروت1 چون تا حالا اونجا کامنت نزاشتم و قول میدم فعالیت اونجا بره بالا.

    برگردیم به نتایج

    رابطه با همسرم چقدر عالی شده قبل از برگشتم به سایت تقریباً روزی یک بار دعوا بود

    الان ماهی یک بار درحد چند دقیقه بو بعد یک ساعت بازم باهم عالی اینقدر که دوست ندارم مثل قبل فکر کنم و عمل کنم

    رابطه اطرافیانم خوب شده با پسر 2ساله ام که فکر میکنم خدا این پسر رو بهم داده گفته محسن فقط به رفتارهاش نگاه کن و قوانین رو یاد بگیر از بس که همه قوانین رو می‌دونه الان میفهمم استاد می‌گفت ما همه قوانین رو میدونستیم ولی یادمون رفته و الان داریم به یاد می‌آوریم

    نتایج

    اصلاً آدمهایی دستان خدا شدن که درآمد بیشتر بشه که نه میشناسمشون ن منو میشناسند

    یه زنگهای بهم میزنن که باعث افزایش درامدم میشه میگم خدایا فقط خودت رو شکر بخاطر قوانین ثابتت

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    در آخر باید بگم استاد فقولعاده ای برای اینکه کامنت نوشتن چه حس عالی به آدم میده و این احساس خوب بازهم اتفاقات میاره

    به خودم قول میدم هر روز از اتفاقات خوبم بیام بنویسم ولی دیگه شاید در کامنت های محصول ثروت1

    دوستتون دارم عاشقانه

    خدا بیشتر عاشقمونه که تو این سایت هستیم

    چون یک آگاهیی یا رویا یا یه چیزی مثل مسابقه استاد که با مردمان دنیا برای ثروت گذاشت و دید که خیلی ها وضعیت بدی دارن

    من هم یه نوع دیگه شو دیدم که فردا براتون میگم

    شاد باشید سالم و پر روزی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    به نام خداوند هدایتگرم به سمت سعادت و خوشبختی چون من سعادت و خوشبختی رو میخوام و میدونم و باور دارم خداوند هر لحظه منو به مسیری هدایت میکنه که من میخوام

    سلاااام به استادانم

    سلام به همه دوستانم

    مقاله ها عااالی بودن

    داستان دوستان بهم انگیزه داد تا بیام داستان خودم رو بگم

    خدایا هدایتم کن راحت و مفید بنویسم

    من بیشتر از یک سال و نیمه از دوره سلامتی استفاده میکنم و به خودم اومدم و متوجه شدم بیشتر از یک ساله خیلیییی ارام ارام از ریل خارج شدم اصلا نفهمیدم ولی خارج شدم و مسائلی برای بدنم به وجود اومد

    همش برام سوال بود که چرا اینجوری شده و بارها و بارها تصمیم گرفتم درستش کنم اما چند روزی روی ریل بودم ولی دوباره از قبل بدتر میشدم تا اینکه دوره همه جهت رو خریدیم و اونجا متوجه شدم که اگه هزار بار اینطور رفتار کنم هیچ اتفاقی نمیفته تازه اوضاع هم بدتر میشه

    مفهوم مومنتوم مثبت و ادامه دادن تا رسیدن به خواسته

    قطع مومنتوم منفی و تکنیک time out و درست کردن جعبه ابزار

    ناظر بودن بر ذهن و خلع سلاح کردنش با منطق درست و اصولی

    و هم جهت شدن با جریان خداوند یعنی خدا منو به سمت چگونگی هدایت میکنه

    و بعد خواسته اتفاق میفته و این جریان تا ابد ادامه داره

    من شروع کردم به تمرین و فقط گفتم میرم سراغ اصل و جایی برای فرع نمیزارم

    توی تایمی که غذا خوردن رو شروع میکردم و پنجره خوردن باز میشد زمان طلایی بود برای تمرین و کنترل ذهن

    اولشه میومدم میگفتم که با این غذاها چه اتفاقاتی برای بدنم میفته و چه کمکی دارم میکنم

    بعد به خودم یاداوری میکردم که باید حواسم باشه بدنم داره از قندسوز تبدیل به چربی سوز میشه و تو این فاصله مغزم ممکنه منو پوش کنه سمت مواد قندی

    خلاصه تا جایی که میتونستم اول گفتگوی های مثبت و منطقی میکردم

    بعد خدا اومد وسط و منو هدایت کرد به سمت فایل دانلودی سایت ( عملکرد مغز در مقابل اراده) خیلییییی کمکم کرد و من هر روز دارم گوشش میدم

    جعبه ابزار من در زمانی که خیلی نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم :

    بازی فکری توی گوشی

    خواب

    حموم

    دور دور با همسرجان

    پیاده روی

    مهمونی رفتن

    سینما رفتن

    البته اینکه مثل کلاس های معتادان گمنام که میگن از گوی بازی و زمین بازی و همبازی دوری کنین منم همینکارو میکنم و نگاه نمیکنم

    حتی آشپزی واسه بچه ها رو زمانی انجام میدم که خارج از زمان باز شدن پنجره غذایی من باشه

    اینو هم بگم من بعد از اون تایم که پنجره خوردن رو میبندم روی باورم خیلی خوب کار کردم که به فست خودم دستبرد نزنم

    خلاصه اینکه الان حالم خیلی خوبه مثل بازی بهش نگاه میکنم و خیلی خوب دارم پیش میرم و مادام به خودم روند رو از هر نظر یاداوری میکنم

    انگار یه بار سنگین از روی دوشم برداشته شده وقتی فهمیدم جریان چیه

    اتفاقا همین دیروز هم دوباره هم جهت شدم با جریان خداوند و هدایت شدم به جلسه مدسه پسرم که خودش یه مورد الهامی از جعبه ابزارم بود

    استااااد از شما سپاسگزارم بابت این دوره

    خیلیییییی بهم کمک کرده مفاهیم این دوره

    دوستان پیشنهاد میدم حتما از این دوره استفاده کنین کلیده بخدااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1585 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم سمانه دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: