«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Im mary گفته:
    مدت عضویت: 1548 روز

    سلام استادعزیزم،امروزوقتی واردسایت شدم وروی این گزینه زدم به اینجاهدایت شدم وچقدراین موضوع به دردم خورد،چون مدام درحال جنگ باآدمهایی بودم که هم فرکانس نبودن درگیربودم وانرژی من تحلیل میرفت وامروزباصحبتهای شمافهمیدم که انسانهای قوی هرگزباکسی بحث نمیکنندودرسکوت به رشدخودشون ادامه میدن ونتیجه همه راشگفت زده خواهدکرد،چقدرعالیه که انرژی خودمونوصرف بهبودخودمون وباورامون کنیم خداروشکربرای آگاهی امروز،این برمیگرده به ایمان قلبی وباورتوحیدی ،کاش همیشه آگاه باشیم واجازه ندهیم کسی اترژی ماروبگیره براتون بهترینها روآرزومیکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز پنجاه وهفتم،از روزشمار تحول زندگی من!

    استاد جانم من با دیدن اینهمه نعمت حلال وپاک واماده در زندگی شما، با دیدن ودرک یکتاپرستی شما، وبا درک وباور اگاهیهایی که تو تک تک فایلهاتون بهمون دادید خیلی خیلی تونستم ترمزهای رسیدن به خواسته هامو شناسایی و سعی در رفع اون ترمزها کنم، یعنی پامو از ترمز بردارم و با باورها ودرک جدیدی که از قوانین جهان هستی وخداوند بدست آوردم گاز بدم و به سمت خواسته هام پیش برم…

    من یه جمله از شما به یادگار دارم که خیلی وقتها که نجواها میان تا ترمز بسازن برام که چطوری آخه، مگه میشه، زهی خیال باطل و…

    کمکم میکنه تا خیلی راحت از پدال ترمز ( موندن، ناامید شدن، ترسیدن، درجا زدن، عقب کشیدن) برم رو پدال گاز( امید داشتن، انگیزه داشتن، متوکل بودن، شروع کردن، شجاع بودن و..).

    اون جمله هم اینه((( چطوری؟؟؟!!! من چه میدونم چطوری؟؟؟!!!! جهان کارشو بلده، من فقط میخوام که به این خواسته ام برسم به موقعه اش هدایت از راه میرسه، بهم گفته میشه،جهان( خداوند )به شجاعان پادش میده)))

    وااای که چقدر این جمله های شما کارساز بوده همیشه برای من، وچقدر یاد گرفتم ازتون، که چطور رها باشم و توکل کنم، وتلاشمو بکنم، من از شما یاد گرفتم یادآوری کنم برای خودم شرایط وموقعییت هایی رو که سخت بوده، اما ازش رد شدم و به نتایج عالی رسیدم وشده!!!

    میگم مینا بازهم میشه، چرا نشه؟ توشروع کن تو تلاشت رو بکن انوقت می بینی که مثل همیشه با یک قدم تو خداوند صد قدم برمیداره برات…

    و همه ی این امیدها وانگیزه ها تا وقتی وجود داره که من در این مسیر ثابت قدم باشم…

    چه نعمتها، چه موقعییت ها و چه رحمتهایی رو که ترسها وتردیدها از ما گرفتند…

    از وقتی بیدار شدم هوشیار شدم، لحظه هامو نفس میکشم وسعی میکنم توی لحظه تمام تلاشم رو انجام بدم ،سهم خودم رو به کمک خداوند انجام بدم، وسهم خداوند رو به خودش واگذار کنم، چون خداوند مثل اون هلیکوپتری که بالاسر منی که توجنگل گم شدم، به همه جا وهمه چیز اشراف داره، کافیه بهش اعتماد کنم تا منو به روشنایی به مقصد برسونه…

    اوایل سخت بود اعتماد کردن، ذهن منطقی میومد ومیگفت: باز داری خودتو گول میزنی توهم زدی؟ مگه خدا بیکاره که بیاد کارهای تورو سروسامون بده!!!

    اما قلب من بهش میگفت: آره خدا برای من همیشه وقت داره، خدا گفته فقط منو صاحب اختیار خودتون بدونید، خب صاحب اختیاری قدرتمندتر از خدا کجاست، مهربانتر از خدا کجاست؟ .واقعا غیر اینه که هرکسی به اندازه ایمانش واعتمادش صاحب نعمتها وبرکات الهی میشه؟ پس خدا هیچ فرقی بین هیچکدوم از بنده هاش نمیذاره، مگر در ایمانشون..

    خیلی خوشحالم همینقدر هم خدارو وقوانین رو درک کردم، چون داشتم سرمایه ی عمرم رو می باختم اما حالا حس میکنم دوباره متولد شدم، واین یعنی مورد لطف ورحمت خداوند قرار گرفتم وجهان برای من معجزه وشگفتی های زیادی داره فارغ از اینکه کجاهستم، چندسالمه واصلا چه گذشته ای داشتم توکدوم شهر وکشور و کدوم خانواده هستم ….

    واین یعنی خداوند بی نهایت عادله و قوانین جهان بی نقصه..

    انشالله که همیشه در این مسیر ثابت قدم باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    حمید معدندار گفته:
    مدت عضویت: 1301 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز

    سلام به دوستان خوبم

    من دوره 12 قدم رو چند ماهی است که شروع کردم و قدم هشتم تازه تموم شده

    چند سالی بود که هیچ وروردی مالی نداشتم و از جیب میخوردم ولی تو قدم چهارم بهم گفته شد که برو سراغ کار و ایده اسنپ به ذهنم رسید ، چند ماهی اسنپ کار کردم و ورودی خوبی داشتم تا اینکه یه شب تو تهران داشتم سرویس میزدم که بخاطر سوختن چراغ خطر جریمه شدم و تو تاریکی شب هدایت شدم به یه مغازه و خلاصه لامپ سوخته رو عوض کردم و اون شب بهم گفته شد که دیگه باید کسب و کار مورد علاقت رو راه بندازی ولی من یه نشونه گذاشتم و گفتم اگر یبار دیگه جریمه شدم یعنی این ایده درسته

    و فردای همون روز بدون هیچ دلیل خاصی دوباره جریمه شدم اونم نه تو شهری مثل تهران ، بلکه بین کرج و هشتگرد جاده قدیم که اصلا تا بحال سابقه نداشت جریمه بشم و من دیگه قبول کردم این ایده یعنی آموزش ارگ (با احساس و حال خوب ) درسته وباید شروع کنم

    وقتی برمیگشتم دیگه سرویس نزدم و اعتماد کردم به حس درونیم

    و شروع کردم به جمع آوری اطلاعات در زمینه آموزش کیبورد یا همون ارگ نوازی و خیلی خوب هدایت شدم به ایده اینستاگرام و پیجم رو را انداختم ، بعد هدایت شدم یه خرید پایه موبایل و سپس میکروفون و همه چیز خیلی لذت بخش و آون برام فراهم شد

    شروع کردم به فایل ضبط کردن و خوب پیش رفتم ، اما الان تقریبا دوماهه که هیچ مشتری یا شاگردی نتونستم بگیرم و ورودی مالیم صفر شده و با همسرم بابت مخارج خونه بحث میکنیم و این من رو نگران میکنه و در طول روز نمیتونم حالم رو خوب نگه دارم

    البته که تو بورس هم فعالیت میکنم و اردیبهشت تونستم بازدهی خوبی بگیرم چون چند سالی هست که تجربه دارم و آموزش دیدم ، اما چون بورس نوسان داره و من این رو خوب میدونم و سهمها رو به دید میان مدت و بلند مدت میگیرم دیگه نگرانی بخاطرش ندارم

    با این توصیفات باز هم آگهی گذاشتم و دیوار که مشاوره میدم جهت خرید ارگ و یکماه پیش یه آقایی اومد که خیلی مرد خوب ونازنینی هم بود (و جالبیش این بود که چقدر خوب در مورد قانون صحبت میکرد ) و رفتیم براش ارگ خریدیم و من بابتش پول دریافت کردم اونم بخاط باور های ارزشمندی واحساس لیاقت بود که داشتم کار میکردم و این باورها رو ادامه دادم اما الان هیچ ورودی ندارم

    مثلا رو این باورها کار میکنم :

    من انسان ارزشمندی ام و افراد مناسب به سمت من هدایت میشن

    آموزه های من ارزشمنده و افراد زیادی هستند که نیاز دارن به این آموزش ها و هدایت میشن به سمت من

    افراد مناسب زیادی هستند که نیازمند آموزشهای من هستند و خداوند به سمت من هدایتشون میکنه

    حالا جالب اینجاست که این افراد زنگ میزنن چه بابت آموزش ارگ و چه بابت مشاوره برای خرید ارگ حتی قیمت و زمانش رو هم اوکی میکنن و بعد دیگه خبری ازشون نیست

    یعنی همه چیز پای تلفن خوب پیش میره اما در عمل اتفاقی نمیافته و یا پشیمون میشن یا کنسل میکنن

    ممنون میشم هم از سایت استاد عباس منش ، هم از دوستان عزیزم که اگه راه کار این مسئله رو میدونن ارائه بدن

    با سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مرضیه ملکی گفته:
      مدت عضویت: 2233 روز

      سلام دوست عزیز

      شاید هنوز هم برمیگیره به احساس عدم لیاقت که شاید براتون باورپذیر نیست اون شاگرد یااون معامله و نیاز دارین حتما باز رنگ سفیدی بپاشین روی سیاهی های اون باورهای غلط

      چون به قول استاداون پاشنه های آشیل ما هیچوقت ازبین نمیرن

      درپناه خداباشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حمید معدندار گفته:
        مدت عضویت: 1301 روز

        سلام دوست همفرکانسی عزیز

        ممنونم بابت توجه تون

        درسته دوتا از پاشنه های آشیلی که همه دارن و منم دارم همین باور عدم لیاقت و باور کمبوده

        که خدارو شکر از همون هفته قبل شروع کردم رگباری کار کردن روی این دو باور که میدونم با تکرار و تکرار و تمرین و پیدا کردن الگو مناسب میتونم باور های فراوانی واحساس لیاقت رو جایگزین شون کنم

        از شما سپاسگزارم بابت پاسخ به این سوال من و راهنمایی خوب تون

        در پناه الله یکتا شاد باشید و ثروتمند

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    زہرا کاظمے گفته:
    مدت عضویت: 1434 روز

    سلام استاد من پارسال اومدم و اینجا ترمز هامو برای ازدواج نوشتم و فقط کمییی روشون کار کردم و به خواستم رسیدم و فردی هم فرکانس با من وارد زندگیم شد

    الان برای یک خواسته ی دیگه دقیقا میخوام همین کارو کنم که خیلی الان برام بزرگه ولی میخوام باور پذیرش کنم و بهش برسم اگر من با اونهمه ترمز های شدید یک خواسته رو خلق کردم دوباره هم میتونم

    استاد من در شهرستان زندگی میکنم و میخوام مهاجرت کنم به شهر بزرگ تر و این ترمز هارو شناسایی کردم :

    1.همسرم همراهیم نمیکنه اطرافیانش محیطش دوستان خانواده همکارانش میترسوننش و وابستگی های مختلفی به اینجا داره اگر هم بخوام بدون ایشون کلا فقط خواستم رو خودخواهانه بخوام و راضی نشه ممکنه از دستش بدم یا زندگیمون حتی وقتی اونجا رفتیم بد باشه(شرک قدرت دادن به دیگران ادم ها به جای خداوند بخصوص خانوادش و تاثیر افراد روی رسیدن به خواسته هام و زندگیم و ترس از حرف مردم و وابستگی به همسرم و اینکه من قضاوت میکنم بجای رفع ایراد های درونیه خودم تمرکزم روی این موارد هست)

    2.پول به اندازه ی کافی ندارم خونه ماشین خرج زندگی اصلا اونجا برم چطوری اخه بدون یجای خواب(شرک درمورد مسائل مالی بی ایمانی به هدایت و قدرت خداوند باورهای محدود کننده)

    3.توانایی خاصی برای کسب درآمد ندارم مدرک ندارم و اونجا افراد توانا زیادن و من ترس از بیکاری دارم یا شغل بیخود و پول کم(کمبود احساس لیاقت و احساس ناتوانی و …)

    تنهایی و نبودن افرادی که دوستشون دارم و تمام کمک هاشون چه مالی روحی و حل مشکلات و مسائل زندگی(شرک و وابستگی به آدم ها بجای خداوند و کمبود عزت نفس )

    باید زمان بزارم و تک تکشون رو تغییر بدم میخوام باورهای خوب رو جایگزین کنم اگر ممکنه دوستان هر باور یا تجربه ای دارید در مورد این مسائل بهم در جواب این کامنت بگید سپاسگزارم از همتون️

    چند باور که خودم فکر میکنم خوب باشه بسازم اینه که اخه مگه خانواده و افرادی که دوستشون دارم خودشون چقدر میتونن مسائل خودشون رو حل کنن که من بخوام همیشه و تا ابد مشکلاتم رو براشون بیارم ؟اصلا مگه هر وقت چیزی رو گفتم بدتر نشده تازه تنها باشم خودم بهتر از پس مسائلم برمیام دخالت ها که کمتر باشه زندگی راحت تر هست اکثر زندگی ها از دخالت خانواده ها خراب میشه منم باید از اینجا برم وکرنه نابود میشم و زندگیم اینجا نادلخواهمه من برای این شهر ساخته نشدم واسم کوچیکه افکارم باهاشون فرق داره من اجازه میدم خدا منو به محیط بزرگ تر و بهتری ببره

    هروقت هم دلم براشون تنگ شد خب یک سر میام بهشون میزنم

    توانایی هام رو دارم هرروز رشد میدم حتماااا تنوع و نیاز ها زیاده من میتونم به راحتی پول بسازم در حین بهتر شدن مداوم تازه همین شغلی که اینجا دارم با درآمد بیشتر تو شهر های بزرگ تر هست با کلی مزایا ی بیشتر و افراد همفرکانس تر با من که خداوند سر راهم قرار میده

    اگر من تغییر کنم خداوند بقیه کار هارو انجام میده یا همسرم هم تغییر میکنه یا مارا به راحتی از هم جدا میکنه منو میبره و اسانم میکنه برای آسانی ها مگه خداتنها روزی رسون من نیست همونطور که اطرافیان میتونن همسرم رو منصرف کنن اون خدا میتونه به دل آدم ها بندازه و همسرم حرف هایی رو بشنوه که با تمام وجودش بخواد همراه من بشه تا مهاجرتم راحت اتفاق بیوفته و ما ببا دل خوش بریم

    استاد هم موقعی که میخواست بره بندرعباس هیچی نداشت مهاجرت کرد اونجا کارش جور شد خونه و همه چیز رو خداوند میسازه

    من باید تجسم کنم همین جایی که هستم احساس کنم که در شهر بزرگم صبح که از خواب بیدار میشم فکر کنم در خونه ی دلخواهم هستم با همسایه های فوق العاده سر کار دلخواهم میرم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      زهرا فرجی گفته:
      مدت عضویت: 2222 روز

      سلام خانم کاظمی خوبین

      کامنت شما شامل سه قسمته

      1-باورهایی که در غالب ترمز شناسایی شده

      2_ دلایل و شواهدی که میگه اون باورها ترمز هستن

      (تا اینجا خیلی عالیه)

      یعنی همین که ما ترمزها رو پیدا میکنیم نصف راه رفتیم

      3_و قسمت سوم شواهد آوردید.

      حالا شما بیاید همین ویس کنید و متعهدانه هر روز گوش کنید تا 66 الی 100 روز

      چون این مدت برای تغییر باور مناسبه

      در ضمن بیاید

      توجهتون بزارید روی خودتون و هر روز یک ساعت جلوی آینه برید و عاشقانه خودتون تحسین کنید

      و عشق بدید

      و مداوم نکات مثبت

      و توانایی هاتون پیدا کنید

      ویس کنید روزی چندین چند بار گوش کنید

      اونوقت می‌بینید که چقدر اتفاقا عالی تو زندگیتون میفته

      در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    میلاد خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 1503 روز

    سلام استاد عزیزم

    خیلی ها توی هر زمینه ای از زندگیمون تلاش می کنند ما رو بد جلوه بدن و پشت سرمون حرفهای زیادی میزنند و بخیال خودشون مارو خراب میکنن اما کی اون افراد موفق به این کار میشوند زمانیکه ما بهش توجه کنیم و بپذیریم که دیگران از بیرون میتونن زندگی ما رو کنترل کنن و تاثیر دارند

    برای من هم این موضوع زیاد پیش اومده و همین توجه من این اجازه رو داده که اون فرد تو کاری که کرده یا حرفی که زده موفق باشه

    اگر من آگاهانه توجهم رو بزارم روی خودم و خواسته هام و با این باور که من هستم که زندگی خودم را خلق میکنم و افراد حق دارند نظر و دیدگاه خودشون رو بیان کنن من روز به روز پیشرفت میکنم و کسی که داره موفقیت من رو انکار میکنه خودش رو از موفقیت دور و دورتر میکنه.

    پس همه چیز اول و اخر باورهای ماست و کانون توجهمون

    تعهد میدهیم که فقط روی خودم متمرکز باشم و توجهم رو آگاهانه بزارم روی خواسته هام و نکات مثبت هر چیزی و از حاشیه ها پرهیز کنم.

    من توانایی کنترل ذهنم را دارم

    من عاشق خودم هستم

    من لایق ثروت هستم

    هرچقدر ثروتمندتر میشوم به خدا نزدیکتر میشوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    ساناز رفیع گفته:
    مدت عضویت: 4325 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و گروه تحقیقاتی موفق

    فایل مانند همیشه عالی و فوق العاده بود.

    تشکر ویژه دارم از جناب آقای روح اله عبدالهی که حق مطلب را ادا کردند.

    همیشه در طی حدود هفت سالی که با استاد عزیز و آموزشهایشان آشنا شدم خداوند را شکر می گویم که از ابتدا یقین را در دل من به وجود آورد که بدون هیچ شک و تردیدی پای در این راه بگذارم. زمانی که در روزهای اول آشنایی ام با دوره های ایشان که به طور رایگان برگذار میگردید، با خلوص نیت از خداوند خواستم که نشانه ای به من نشان دهد که در مورد درستی این راه و این فرد (استاد عباس منش) به یقین برسم و وقتی قرآن را باز کردم ، به من گفت: “از کسانی که بدون هیچ عجر و مزدی هدایتتان می کنند ، پیروی کنید.”

    و همچنین خدا را شکر می گویم که قبل از آن زمان پای صحبت هیچ استادی در این زمنینه ننشسته بودم و آشنا نبودم و بعد از آن هم که با اسامی اساتیدی آشنا شدم ، احساس میکردم هیچ کدام مانند استاد عباس منش خودشان تمام صحبتهایی که می گویند را با تمام وجود تجربه نکرده بودند.

    من تک تک صحبتهای استاد عزیز را در وجود و زندگی ایشان دیده ام که خودشان آنها را تجربه و عمل کرده اند.

    من صحبتهای این آقا را در مورد آقای عباس منش را چند سال پیش توسط یکی از دوستانم که یکی از شاگردان این آقا بود شنیدم و چون فهمید من از شاگردان استاد عباس منش هستم به من گفت و من چون دوشت داشتم همیشه درست و همانطور که از استادم یاد گرفته بودم عمل نمایم ، در مقابل هیچ حالت دفاعی نگرفتم و تنها لبخندی زدم .

    اما چندی نگذشت که همان دوستم از رفتار و صحبتهای من بسیار خوشش آمد و فایلهایی را گوش کرد که خودش به نتیجه ای که می خواستم رسید چون خواستم با عملم نشان دهم که استاد من کیست و چه چیزهایی از ایشان آموخته ام.

    با سپاس فراوان از استاد عباس منش عزیز

    و با امید به دست یافتن به آگاهیهای هر چه بیشتر به لطف پروردگار قدرتمند.

    شاد ، سلامت ، ثروتمند و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    مهدی نوری گفته:
    مدت عضویت: 3701 روز

    استاد عزیزم خیلی ممنونم که دلارهاتون و توی کیف پولتون صاف میزارید و به پول احترام می زارید

    همین که نشون میدید دارید به تمام گفته های خودتون عمل میکنید خیلی به من کمک میکنه تا من با ایمان بیشتری به آگاهی های که به من داده میشه عمل کنم

    راستی من هنوز جلسه دوم کشف قوانین هستم و خیلی فکرم مشغول جلسه دوم هست نمیتونم دل بکنم و هر روز دارم گوش میدم

    این مثالی که زدید در مورد مالیات خیلی جالب بود

    حالا ی مثالی من بزنم در مورد استرالیا <

    99 درصد افغانی ها و ایرانی های که اینجا هستن برای این که بتونن خونه بخرن خودشون و توی چنگال بانک ها میندازن و وام میگیرن

    و برای همین باعث شده که سه تا شغل داشته باشن

    و جنس خوب نمیگیرن که مالیات ندن و کارشون و گسترش نمیدن که مالیات ندن و اون خونه ای که مثلا 500 هزار دلار استرالیایی میرن با وام خونه میگیرن طرف 25 سال باید کار کنه تا بتونه اون سود بانک و پرداخت کنه ( دقیقا میشن نوکر بانک ) و قیمتی که اون خونه براش تموم میشه یه جیزی نزدیک به یک و نیم میلیون دلار میشه !!!!

    خیلی دوست دارم استاد شما در مورد این ترمز ها فایل بیشتر اماده کنید و یا حتی توی تلگرام ویس بفرستید هر موقعی که تونستید به شدت هم به من هم به خودتون و هم به تمام کسایی که تمرکز گذاشتن تا ترمز های زندگیشون و پیدا کنن کمک میکنه و ایده بهشون میش

    مثلا یه باور درست در مورد مالیات این هست که من هرچقدر درامدم بالا تر بره و مالیات بیشتری بدم اون مالیاتی که من میدم به زیبایی شهر و کشور کمک میکنه و باعث میشه اون ثروت در زندگی من بیشتر بشه و اون ثروت در زندگی من در جریان بی افته و ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1624 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خوب هم فرکانس

    خداروشکر میکنم فایل باورهای درست توانستم به آگاهی و صحبت های استاد بی نظیر توجه و ذهنم را آماده کنم برای برطرف کردن باورهای غلط باید کشف کرد کجا باورهای ما ایراد داره

    که استاد خیلی خوب در روانشناسی ثروت 1 کاملاً باورهای محدود کننده را برای ما توضیح داده و آگاهی های زیادی دریافت کردیم اما فایل هم مدار شدن با خواسته ها این است که جهان به فرکانس ما پاسخ می دهد یعنی اگر ترمز نداشته باشیم اراده می کنی و اتفاق می‌افتد جهان منظم و دقیق است که ما را به خواسته های ما می رساند

    کسانی که باور دارند که خداوند و افکار جواب میدهد اگر باور های خوب و ترمزهای را برداریم اتفاق ها پشت سر هم می افته قانون جهان این است که اگر بخواهی می شود و این تغییر باورها یک شبه اتفاق نمی افتد باید آرام آرام با صبر و تکامل پیش ببریم تا باورهای درست را جایگزین باورهای غلط کنیم

    و استاد از شما خیلی ممنونم بابت این سطح از آگاهی و انشالله در مدار محصول دوره کشف قوانین بتوانم این محصول خوب را خریداری و روی باورهای نادرست بیشتر کارکنم

    امیدوارم تمامی دوستان خوبم در زندگی به موفقیت‌های خوبی برسند

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشی انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1063 روز

    ومن یتوکل علی الله فهو حسبه.

    سلام.

    روز 57.

    بعد از شناخت قوانین جهان برای رسیدن به خواسته ها وارزوهامون باید ترمز ها یعنی موانعی که ما را از خواستمون دور می کنند رو از بین ببریم .

    این ترمزها به وسیله باورهایی هست که از خانواده وجامعه گرفتیم وگرنه در ابتدا که کودک بودیم هر آنچه رو می خواستیم به دست می اوردیم.

    وگاز که همون میل واشتیاق ما برای رسیدن به خواسته وایمانمون به خداست واینکه می تونیم به اون خواسته برسیم هر چه این دو در ما بیشتر باشه زودتر به مقصد می رسیم.

    ما در کارمون ترمزهایی داشتیم مثل اینکه شهر کوچیکه مگه مردم چقدر احتیاج به کار ما دارند وامثال کار ما هم زیاد شده وچون کار ما خدمات کامپیوتری هست می گفتیم دیگه هر کس خودش بلده این کارها رو انجام بده وهمین ترمزها باعث شده بود درامدمون خیلی پایین بیاد.

    اما با اموزشهای استاد فهمیدیم که دنیا یک دنیای فراوانی هست وثروت در همه جای این دنیا به صورت بی نهایت هست ونوع کار ومکان تاثیری در درامد ندارد مهم نیست شهرت کوچیک یا بزرگ باشه مهم باورهات هست ممکن هست یک نفر در یک شهر بزرگ با باور کمبود درامد انچنانی نداشته باشه اما یکی در شهر کوچیک با باور فراوانی وایمان به خدا وخواستن روزی از خداوند درامدش چند برابر ان شخص باشه وخداوندی دستانش رو که مشتری ها هستند از هر جایی وبرای هر کاری می فرسته تا درامد این شخص بالا بره.

    حتی گاهی هم به صورتهایی خودش پول وهدیه بهت می ده که من این معجزات رو دیدم و اتفاقاتی که فقط باعث می شه شکرگزار تر بشی.

    حالا دیگه می دونم بی نهایت راه برای هدایت ورسیدن روزی به ما هست که البته باز هم گاهی مشرک می شم ویا ترمزهای ریز مخفی به وجود می یاد که باعث افت درامد می شه.

    ولی دیگه حالا می دونم بعد از هر اتفاق ناخواسته باید در خودم وافکارم دنبال دلیلش باشم نه در بیرون وجامعه.

    خدایا شکرت.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1187 روز

    جالبه دیروز یک کامنتی از یک نفر در سایت شما زیر محصولات رایگان دیدم که گفته بود گرا میگی امریکا خوبه و… که اولش تعجب کردم چون من خیلی سایت و زیر و رو میکنم هر روز داخل سایتم اولین بار بود که یک نقد میدیدم گفتم چرا استاد این ادم پاک نکرده چقدر فرکانسش منفی چقدر این ادم هیچی نمیدونه و بعد گفتم جوابشو بدم بعد به خودم گفتم چرا جواب بدی این ادم فرکانس منفیه خودش باید به جواب برسه باهاش بحث کنی بی فایده هست و یاد ایه قران در سوره بقره افتادم که خدا به پیامبر میگه اگه در عمق زمین یا قعر اسمان بری یک عده ای ایمان نمیارن بعد با خیال اسوده به ادامه مسیرم رفتم و بیخیالش شدم

    منیکه قبلا تحمل انتقاد و حرفهای منفی نداشتم حتما بحث میکردم الان میدونم کارم چقدر اشتباه بود و علت نتایح روز افزونم همین استفاده از اگاهی هاست چقدر من رشد کردم

    بحث تبلیغات که کفتن هم من باد اگهی تبلیغاتی در دوره دوازده قدم افتادم که شما میگید خودتون و توانایی هاتون تبلیغ کنید و خب تبلیغ به ذات بد نیست بلکه اینکه من بدون ایمان به خوذم و کارم پول تبلیغ بدم بی نتیجه هست و من اینو باور کردم و بدون تبلیغات پیجم رشد کرد. فهمیدم میشه

    استاد تا ما حرفاتون عمل نکنیم باور نمیکنیم ولی وقتی انجام میدیم دقیقا میبینیم درسته

    منم یک رمانی فکر میکردم این ادمها که کامنت میزارن استاد استاد میکنن یا فیکن یا چاپلوس میگفتم اخه انقدر دیگه تعزیف کردن نداره و کلا نقطه ضعف من تعریف و تحسین کردن بود بعد خودم شدم یکی از همون ها که یاد گرفتم تحسین کنم دیدم اینها راه رفتن که این مدلن من اونموقع هیچ راهی شروع نکرده بودم و الان کامنتها منم این مدل شده خخخ

    حتی یکبار کامنت هم گذاشتم اینو کفتم که چرا انقدر به به میکنن یک کلیپ ساده بود بعد یاد گرفتم توجه به زیبایی ها و تحسین چیه و خودمم یک برگ را میبینم تحسین و شکر میکنم میبینم من چقدر عوض شدم

    ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: