«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 828 روز

    به مام خدای مهربان

    صدوپنجاهو چهارمین تعهد

    جهان خیلی راحت و سریع و اسون مارو به خواسته هامون میرسونه فقط کافیه باور کنیم و باورهای محدود کنندمونو شناسایی کنیم و ازون لایه های زیری بکشیمشون بیرون و قطعشون کنیم و باورهای خوب و درست بسازیم راجبش که البته کار اسونی نیست و نیاز به تمرین داره چون نودونه درصد ناخوداگاهن این ترمزها این باورها

    مثلا من میخوام ی سفری رو با عزیزان برم باید این باورهارو بسازم

    من عاشق سفرم و خیلی راحت برام فراهم میشه

    سفر کردن سفرهای بیشتری رو به همراه داره

    پول سفرم خیلی اسون و راحت جور میشه

    خدا به بینهایت طریق بهترین سفرو خیلی زود برام فراهم میکنه

    من حس فوق العاده خوبی نسبت به سفر دارم مخصوصا با عزیزانم و در مقیاس کوچک اجراش میکنم تا اون سفری که مد نظرمه بریم مثلا نهار برمیداریم میریم پارک یا روستای قشنگی بعد اونجا احساس خوب رو و سفر در مقیاس کوچیک و اینه که هر لحظه تمرکزم روی زیبایی ها افکارم باشه در اون لحظه تجربه میکنم و هدایت میشم به سمت سفر دلخواهم

    واین که تسلیم خدا باشم و فقط ازون بخوام و به چیز یا کس دیگه ای فکر نکنم چون وقتی ایمانم قوی باشه و روی خودم کار کنم قطعا جهان خیلی زود و راحت به درخواست من پاسخ میده که ی نشونه هم دیروز دریافت کردم و ایمانم قوی تر شد

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      منيژه سبك روحيه گفته:
      مدت عضویت: 681 روز

      بایادونام خداکه هرانچه دارم ازان اوست

      باسلام ودرودبه استادعباسمنس

      خانم مریم عزیزدل همه مون

      وخانواده ى هم مدارم

      ودوست هم فرکانس ام مریم خانم

      چه هم زمانى زیبایى شد

      همین امروزعصرنشانه ى امروزم روزدم

      هدایت شدم به مبحث بسیارزیباى

      گاززززززز وترمزززززز

      که چندین بارقبلا گوش کردم وتاحدودى متوجه مى شدم

      اماابن دفعه براى اولین بارفایل تصویرى اش روبا ارامش اسوده خاطرنگاه کردم وگوش کردم

      مثال هاى استاد راجع به ثروت

      وکامنت هاى بسیارى روخوندم که مثال هاى بسیاروخوب روخوندم ویادگرفتم

      وچه زیبا هدایت شدم به کامنت زیباى شما ومثال تون که خواسته ى قلبى من بود

      ووووووو

      الان متوجه شدم که ترمزها نمى ذاشت به راحتى سفر برم

      البته الان که بیشترازبکسال دانشجوى رسمى استاد هستم ودردانشگاه توحیدى درس مى خونم توسط دستان خدا وکارروباورهاى قدرتمند ومومنتوم مثبت تونستم

      نورهاى بسیارزیباى یک روزه روثبت نام کنم وبرم

      به قول فرمایش شما

      الان بااگاهى مى گم

      نظر خودم

      مسافرت چقدر خوبه

      ادم پرانرژى وخوشحال میشه

      ادم روباتحربه مى کنه

      ادم بانشاذ وقدرتمندوجوان مى مونه

      زندگى ادم باشادى ودل خوشى سپرى میشه

      دوستان هم مدار پیدا مى کنه

      ومنى که عاشق فضاى سبزواب ورودخونه هستم وتابستان امستل هدایت شدم به این جاها وروستاهاى بییاوزیباوسرسبز وپراب اطراف تهران بزرگ

      تهران زیبا

      تهران سرسبز وپرازدرختان سربه فلک کشیده شده ى خیابان ولى عصر

      تهران باکوه هاى بسیارزیبا بااب وهواى خوب درکه

      خدایاسپاسگزارم که توسط دوستم مهرى جون به این سایت توحیدى هدایت شدم

      خدایاهزاران مرتبه سپاسگزارم باخوندن کامنت زیباى دوستم مریم خانم این مثال برام بیشتربازشد وتونستم بیشترپام روازتومز بودارم وروگاز بذارم

      خداوندا سپاسگزارم دیروز سیاندره که ابشارى بسیارزیباداشت وحدو۵ساعت داخل اب راه رفتیم بسیارفصاى زیبا پرازدرختان سرسبز

      اب روان وفراوان وزلال که ارزوم بود رفتم بسیارخوش گذشت

      همون خدامنوهدایت مى کنه به سفرهاى شهرهاى بسیارزیباى ایران ابادمون

      وکشورهاى دبگه

      خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم همون خدایى که منواردیبهشت ناه هدایت کرد به سفرسه روزه ى یه هویى شیراز همون خداهم هدایت مى کنه به سفربه شهرهاى دیگه ى ایران دوبهنرین هتل خا باجیب پرپول وفراوانى واسونى

      خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم منو اسون مى کنى به اسونى کارها

      خداوندا هزاران مرتبه سپاسگزارم که هرروزروشونه هاى خودت سوارمى شم ومنوهرجادوست دارم مى برى

      خداونداسپاسگزارم براى انجام هر کارى فدم اول روبرمى دارم وخودن درطول مسیر قدم هاى بعدى روبرام مى گى

      خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که دوستان توحیدى وهم مداورودرمسیرم قراردادى

      خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم لایق فضل

      بخشش اش

      فراوانى ورزق وثروت

      ودوستان هم فرکانس

      استاد توحیدى هستم

      خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى بزرگترین نعمت ام که سپاسگزارى نام دارد

      خداوندا زبان ام قاصراست ازشکرگزارى تمام نعمت ها

      دوست مهربونم شادوتندرست سعادتمند وثروتمند ومانا باشید

      ١۴٠۴/۵/١۴ساعت ١٩:۵٩

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 760 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام به خدایی که منو خالق زندگیم کرده

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته

    استاد واقعاً ازت سپاس گزارم با دادن این آگاهی ها.

    امروز این فایل نشانه روزم بود و روزم رو چه خوب ساخت

    خدایا شکرت

    شاید برای دهمین بار در این فایل رو قبلاً گوش کرده بودم ولی امروز که دوباره گوش دادم خیلی بهتر درک کردم.

    خدایا شکرت

    همین طور که شما صحبت می کردید نکات رو یاد داشت می کردم

    یه موضوع یادم اومد برای سالهای خیلی دور

    که ترمز ذهنم بود و وقتی پاک رو از روی ترمز برداشتم به راحتی برام اتفاق افتاد

    خدایا شکرت که قانون جهان اینه که تا اراده کنیم می شود

    من خالق زندگی خودم هستم.

    من اون وقتا این چیزا رو نمی‌دونستم ولی حالا می‌دونم چطوری شده برام اتفاق افتاده

    برام خیلی جالب بود

    گفتم بهتون بگم .

    من وقتی میخواستم بچه دار بشم خیلی بچه دوقلو دوست داشتم ولی این ترمز ذهنی داشتم که بزرگ کردنش برام سخته و چطوری خودم تنهایی اونا رو بزرگ کنم، و یادم نبود خدایی که میده خودش یاریت می کنه

    خلاصه من فرزند اولم به دنیا اومد ومن هم چنان

    فرزندان دو قلو دوست داشتم و هر جا می‌دیدم ذوق می کردم

    یه بار رفتم آرایشگاه و دیدم خانم آرایشگر بچه‌های دو قلو داره و من اینقدر دلم خواست و ازش پرسیدم بزرگ کردنشون سخت نیست و اون گفت نه خیلی هم بهتره خودشون با هم رفیقن و با هم بازی می کنن یه کم کارت بیشتر میشه عوضش دو تا با هم بزرگ می کنی و خیلی هم شیرینن

    باورتون نمیشه حرفای اون خانم چقدر رفت تو مغزم

    و

    درست سال بعدش من هم دوتا بچه دوقلو به دنیا آوردم و کاملآ به طور طبیعی بدون دکتر دوا

    و

    جالبه که بدونید توی هیچ کدوم از اقواممون هم تا حالا کسی بچه دوقلو به دنیا نیاورده بود و جای تعجب همه بود

    خدایا شکرت

    خدایا هزران بار شکر

    ومن با عشق بزرگشون کردم

    خدا همیشه هوامو داشته

    و

    حالا دوباره از خدای مهربان و بخشنده و قادر مطلقم می‌خوام ترمز های ذهنیم درباره کسب و کارم رو بهم نشون بده

    من می‌دونم که اون بیشتر از خودم خوش حال می سه که من به خواسته هام برسم و ثروتمند بشم.

    و من دیگه نگران چیزی نیستم

    هر چی نیاز داشته باشم خودش برا میخره

    خدایا ازت متشکرم

    خدایا شکرت که آسمان و زمین رو مسخر ما کرده ای

    خدایا شکرت که منو خالق زندگیم کردی.

    من میخواهم و می شود.

    خدایا شکرت که آسان کردی برایم آسانی ها را.

    راه را برایم هموار کردی.

    خدایا شکرت که باور کردم برای راه اندازی کارم نیاز به سرمایه اولیه ندارم

    من با دست خالی شروع کردم و تو یاریم کردی .

    حالا هم خودت میخوای برام رونقش بدی.

    خدایا شکرت که هوامو داری و دلها رو برام نرم کردی تا من به خواسته هام برسم.

    من به این کار علاقه دارم و کارم رو با عشق انجام میدم و مهارت های لازم را برای رسیدن به اهدافم کسب میکنم و با توکل به تو پیشرفت می کنم.

    از من حرکت و از خدا برکت.

    من هم کار می کنم و هم لذت میبرم به همراه خانواده ام و هم به خواسته هام می رسم.

    خدایا شکرت

    اصل جهان اینه که تا اراده کنم می شود

    فقط من باید باور کنم و همه توجهم به زیبایی ها باشد .

    اینا رو نوشتم تا هم خودم بیشتر باور کنم و هم دوستان عزیزی که کامنت منو می خونن بیشتر قانون جهان رو باور کنن.

    برای اسناد عزیزم و خانم شایسته و همه هم فرکانسی های عزیزم آرزوی خوشبختی و موفقیت و سربلندی و ثروتمندی دارم.

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    علیرضا رجبی گفته:
    مدت عضویت: 2963 روز

    سلااااااام استاد جوووونم ???

    سلاااااام خانماااااااااا????

    سلاااااام آقایوووووون????

    خدارو شکرررر اولین بار اولین نفر پی ام میدم خدارو شکر خدارو شکر خیلی خوبه هم خدا میبینه استاد میبینه همه کائنات که من چقد شادم ??

    خداجووونم سپاسگزارم واسه این همه شادی تو زندگیم

    خداجوووونم سپاسگزارم واسه سلا متیم

    استاد جووون فکر میکنم زندگیم مثل یه پرایده منم نشستم پشتش اولا سخت بود کنترلش کنم ولی هی که میره جلو تر اصلا کنفیکون شدم منفجر شدم اصلا انتهاری منم هرجا بخوام منفجر میکنم باورم نمیشههههه هرکس رو بخوامم منفجر میکنم طرف اونجور که من میخوام رفتار میکنه ??? فقط بعضی وقتا نمیتونم تکرارش کنم میدونی استاد چرا اگه با پراید دستی کشیده باشید میدونید هر دفعه یجور در نمیاد خلاصه منظور مشکل از ماشینه و دراین باب هم مشکل از باور من ولی استاد دست مریزا خدا خودشو بهت بده یه لحظه های احساسش کردم چه حالی بود پولو مولو اینا عالیه ولی انرژی که خدا داره اشکتو در میاره استاد جووونم از ته قلب از تو مهربون جیگر توپل خوشگل قند و عسل سپاسگزارم

    از خدای جیگرم مهربونم عادلم باحال همراه هسر همسنگ همپیالمم سپاسگزارم مگه داریم باحال تر از تو مگه داریم جیگر تر از تو ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    احمد محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    سلام دوستان گلم

    خدایاشکرت که به این فایل هدایت شدم

    من این مسله که افکار ما دارن اتفاق ها رو رقم میزنن رو فراموش کردم و میکنم

    افکار من داره اتفاق زندگی من رو رقم میزنه

    نگاه من به پول داره وارد شدن پول به زندگیم رو داره رقم میزنه،پس اگر به خواستم نمیرسم یعنی یه جای کار تو ذهن من مشکل داره بیا پیداش کنیم وبخای باور قدرتمند کننده بزاریم

    چرا هی یادم میره که قانون کلی اینکه داری چجور فکر میکنی،مهمه وگرنه هر چی بخوای طبق حرف خدا که سریع الحساب،و جهان به تسخیر ما هست باید اتفاق بیفته

    استاد گفت اول باید باور درست رو داشته باشی که این توجه تو هست گفتار تو خست گفتگوهای ذهنی تو هست که داره اتفاق هارو رقم میزنه پس همه چی رو با استفاده از همین قانون بسنج

    خب

    من خواستم اینکه،بدون اینکه چیزیم بفروشم از شغل کارمندی بیام بیرون و کسب و کار خودمو داشته باشم

    گاز من اینکه،باور دارم خدا هواسش به من هست،کیست که خدا بخواد بکتش بالا و همه مردم دنیا نتونن بکشنش پایین،من خالق زندگی خودم هستم هر روز صبح درخواست های همون روزمو مینویسم و تا شب بدستش میارم یا فرداش یا پس فرداش،تواناهستم،سالمم،اهل وقت گذرونی تو شبکه اجتماعی نیستم،ایمان دارم هر فرد با خدا بر 200نفر پیروزه،خداوند بخشنده بی حدو حصر هست،به یاری خدا پیروزی نزدیک،من تسلیمم،هر خیری از تو به من برس فقیر و محتاج و نیازمندم،من بارها شغل راه اندازی کردم پس بازم میتونم

    ترمزم اینکه،چه کاری راه بندازم،من به شغلی که الان دارم و قبلا هم یه شغل دیگه داشتم علاقمندم؟!

    اگر خونه فروختم و همه پولمو ریختم تو شغلم چقدر طول میکشه پولم برگرده

    از یه طرف کار راه انداختن رو دوست دارم از یه طرف میترسم،این بی ایمانی امون من رو بریده،یادم استاد میگفت پسر خوب تو دنبال اینکی جواب همه مسال رو بدونی بعد حرکت کنی،من بهت میگم تو اگر رو هدایت خدا حساب نکنی قدم اول رو شروع نمیکنی

    نمیدونم

    ،ذهنم خسته میشه از گشتن دنبال ترمز ها،و چون پیداشون نمیکنم ولش میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      آرزو دادفر گفته:
      مدت عضویت: 1275 روز

      با سلام خدمت شما

      من نظرم اینکه برای شروع شغل جدید قرار نیست همه چیز رو بفروشی همیشه

      گاهی از یه حرکت کوچکتر واز قدم کوچکتر هم میشه کار رو شروع کرد

      اونی که الان کارخانه بزرگ داره اول کارخانه بزرگ نداشته

      اول یه کارگر موتور سازی بوده بعد شده صاحب کارخانه موتورسازی

      ذهن برای قبول کارهای بزرگ مقاومت میکنه وشما رو میترسونه

      برای اینکه بفهمید کدوم کار مورد علاقه تو هم باید اول فکر کنید کدوم کاری که اگر براش پول هم در نیارید بازهم دوست دارید عاشقانه اون رو انجام بدید

      امیدوارم نظرم برات مفید واقع بشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      احمد محمدیان گفته:
      مدت عضویت: 2243 روز

      سلام من اجمد محمدیان هستم که این کامنت بالا رو نوشتم،

      خواستم بهتون بگموقتی به حرف استاد گوش کنی و صبور باشی خداوند خودش داره کار هارو انجام میده

      منی که نمیدونستم چجور از کارم بیام بیرون خداوند هدایتم کرد به یکی از زمین های پدرم مال 35سال پیش که شهرک های صنعتی داشت میکشیدش بالا،هیلی اتفاقی یکی از شرکا گفت من سهم شما رو میخرم،پدرم گفت اگر این پول رو زنده مردی مال خودت،برای خودت،رفتم خیلی ساده 500میلیون توافق کردیم و فروختم،جالبه عید شد و با استعفای من موافقت کردن و الان من دوسه تا از دستگاه هامو خریدم که هنوز شروع بکار نکردم همون دستگاه ها گرون شدن وخداروشکر کردم که من با قیمت قبل خریدم ،و انشالله به یاری خدا کار مورد علاقم هم شروع میکنم،من اسم شغلمو نمیگم بهاطر اینکه میخوام به همه اون بچه های سایت که با این باور مشکل دارن که پولدار شدن ربطی به شغل نداره ثابتش کنم،چون شغل من هیچکسی باورش نمیشه که بشه باهاش پولدار شد،اما من ثابت میکنم که ربطی به شغل نداره،من فقط علاقه دارم و توکل،سرمایه اولیه هم که دیدید چجور جور شد ،ایشالله سال بعد میام از نتیجه هام می‌نویسم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1062 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد عزیزم ومریم جان وهمه دوستانم.

    کلید:جسارت در پرداخت بهای هدف.

    فایل:یک پاسخ کوتاه اما بسیار کارا.

    نکته:لازم نیست جواب انتقادها یا غیبتهایی دیگران رو بدیم چون اگر دنبال جواب دادن ودفاع کردن از خودمون بریم وارد اون فرکانس می شیم واتفاقات بد ودوباره فرکانس بد وهمین طور ادامه پیدا می کند.

    برنده بحث های این چنینی کسی هست که جوابی نمی ده وتمرکز می کنه بر خواسته ها ونکات مثبت.

    وما داریم می بینیم نتیجه این بحث ها رو در زندگی استاد .

    چون استاد وارد نشده وتمرکز کرده برخواسته هاش زندگیش هر روز بهتر شده واتفاقا افراد بیشتر جذبش شدند وانهایی که بد گویی کردند فقط خودشون متضرر شدند .

    نکته بعدی هیچ وقت از کسی خدا نسازیم بت نکنیم اون فرد رو وبدونیم همه چیز وهمه قدرتها از آن خداست وحرف خوب باور واعتقاد خوب رو بشنویم وعمل کنیم حتی دیگه اگر اون فرد رو قبول نداشته باشیم .

    اگر از خدا بخواهیم هر کس وهر چیزی که در مسیر خواسته به ما کمک می کنه دستان خدا هست وخدارو شکر که من با همه باورهای اشتباهی که داشتم این باور از خیلی قبل در وجودم بود من حتی اگه از کسی بدم می یومد واون حرف درستی می زد حرفش رو می پزیرفتم وتحسینش می کردم.

    وخدارو شکر که وقتی هدایت شدم به این مسیر مقاومتی در برابر حرفهاتون نداشتم وکم کم که نتایج توی زندگیم پیدا شدند اعتقاد وایمانم به قانون وحرفهای شما بیشتر وبیشتر شد.

    وهر وقت که به قرآن استناد کردید وآیه اوردید بیشتر مطمئن شدم وحرفهاتون رو مثل وحی منزل دونستم.

    نکته بعدی وقتی برای چیزی هزینه پرداخت کنیم بیشتر قدرش رو می دونیم واگر برای آموزشی هزینه بدیم جدیتر می گیریم وکار می کنیم ونتیجه می گیریم.

    البته که فایلهای شما که به صورت هدیه به ما می دید ومیلیاردها ارزش دارند چون ما باور داریم ،داریم نتیجه می گیریم وزندگیمون دگرگون می شه .

    استاد از تون متشکرم وخداوند رو شاکرم که شما رو دستی قرار داد تا هدایت کنید بندگانش رو به سوی حقیقت به سوی ارامش وخوشبختی.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای 2 مرداد رو با عشق مینویسم

    گاز و ترمز

    چند باریه بهت تاکید کردم که در کنار صحبت کردن با من باورایی که باید قوی بشن و نیاز به تکرار هر روز داره رو تکرار کنی و گوش بدی که با صدای خودت ضبط کردی و یا به فایلای استاد عباس منش آگاهانه تر گوش بدی

    و درموردشون بنویسی و فکر کنی

    الان توجه کن باید سعی کنی همه قوانین رو درست و به موقع باهم انجام بدی ،یعنی اگر هر لحظه آگاهانه تلاش کنی تا همه قوانین رو به یاد بیاری ،اونوقته که میتونی تغییر باوراتو حس کنی و نتیجه رو ببینی

    ترمزاتو پیدا کن

    من وقتی دیروز و دو سه روز پیش این پیام خدا رو حس کردم متوجهش نمیشدم

    تا اینکه فایل گاز و ترمز رو که این فایل ها رو گوش دادم

    یکی

    هم مدار شدن با خواسته به کمک استعاره گاز و ترمز

    حذف ترمز های مخفی ذهن درباره ثروت

    خدا اول از طریق فایلای تیکه ای که از اینستاگرام دانلود میکنم و تو گالریم نگه میدارم تا نکات مهمی که از حرفای استاد تو اینستا میذارن رو داشته باشم ، بهم نشونه داد که توجه کن

    دلیل این نشدن ها ،دلیل این تا آخر رفتن و همین که میخوای سفارش نقاشی بگیری نمیشه دلیلش ترمزیه که داری و باید فکر کنی و بنویسی که چه باوری داری که از وقتی خواستی مدارت رو تغییر بدی و نقاشی دیواری انجام بدی دو سه باری خواستن بهت کار بدن ولی نشده موقع حرف زدن درمورد پرداخت دستمزد یهویی گفتن نه

    چرا؟؟؟؟؟

    باید بشینی فکر کنی

    تا فکر نکنی و از خودت سوالاتی نپرسی باورای محدودت رو نمیتونی پیدا کنی

    پس قدم بردار

    من امروز صبح تا شب به این فایلا گوش میدادم و متوجه نمیشدم منظورش و پیامی که برای من داره چیه؟

    وقتی صبح بیدار شدم پسر عموم بهم زنگ زد و گفت طیبه قول داده بودی یه روز بریم بیرون تا با دوچرخه ات ،دوچرخه سواری کنیم ،فردا وقت داری بریم

    بهش گفتم باید به مامانم بگم بعد بهت خبر میدم

    بعد اون زن داییم زنگ زد و گفت امروز شام میایم خونه تون

    منم داشتم به این فکر میکردم که تمرینامو به وقتش انجام بدم

    وقتی کارامو کردم و مهمونامون اومدن ،مادرم گفت برو نون بخر ،رفتم و وقتی رسیدم حواسم نبود و کارتی رو دادم که اصلا هیچ پولی نداشتم و یه لحظه رنگ کارتو دیدم گفتم کارتمو بدین پول نداره توش یه کارت دیگه بدم

    باز حواسم نبود و کارت خودمو دادم که تو اونم پول نبود

    یهویی یادم اومد که مادرم بهم کارتشو داده تا خرید کنم

    وقتی کارت رو به نونوا دادم دیدم با یه مشت محکم کوبید به کارت خوان و وقتی کارتمو بهم داد گفت وقتی پول نداری چرا منو معطل میکنی ، اون لحظه سه نفر تو نون وایی بودن و من یه لحظه ناراحت شدم حس میکردم که انگار دلم شکست با این حرفش

    چون یه چند باری این موضوع برام پیش اومده بود که تو کارتم پول نداشتم و مغازه دار بین مشتریا بلند گفت پول نداری نیا مغازه بخوای خرید کنی

    اونموقع هم به شدت ناراحت شده بودم و حتی گریه کرده بودم و دیگه هیچ وقت از اون مغازه خرید نکرده بودم

    ولی اینبار که این حرفو شنیدم درسته حس دلشکستگی رو داشتم ولی بعد گفتم طیبه خودتو کنترل کن

    باید پیدا کنی که چه چیزی در این موضوع هست که ناراحتت کرده ، یه لحظه خواستم خودمو آروم کنم و گفتم هیچی نباید بگی و آروم باش ، حالا یه حرفی گفت نباید ناراحت بشی

    که یه لحظه نمیدونم چی شد گفتم نه چرا باید ساکت باشم و هیچی نگم ، برگشتم به نون وا گفتم ببخشید آقا درسته من پول نداشتم ولی شما نباید بین این همه آدم برگردی به من بگی پول نداری چرا نون میای میگیری اول ببین پول داری بعد بیا

    اینا رو به زبون ترکی داشتم میگفتم ،چون اون آقا ترک زبان بود و من هیچ وقت ترکی صحبت نکرده بودم وقتی نون میگرفتم ولی گفتم بذار ترکی صحبت کنم که راحت تر حرفمو بگم .

    وقتی حرفمو گفتم ،گفت دو ساعته به خاطر سه تا نون وقت منو میگیری و هی کارت عوض میکنی ،اینجا هم گرمه از گرما نمیتونم وایسم

    منم گفتم خب من حواسم نبود که کارتم پول نداره ،بعدشم من که از قصد نخواستم اذیتتون کنم و بگم هی کارت بدم شما اینجوری گفتین

    بعد اومدم و یه لحظه فکر کردم تو راه برگشت به خونه

    گفتم طیبه خودتو جای اون آقا بذار ،وقتی تو یه گرمای شدیدی مثل نونوایی وایمیستی و عرق میکنی و کلافه میشی یه لحظه با این موضوع عصبانی بشی چیکار میکنی؟؟؟؟؟

    تو بودی شاید بد تر از این رفتارو با مشتری میکردی و بد رفتاری میکردی

    به خودم گفتم آره درسته ، ولی من که قصد اذیت کردنشو نداشتم

    و باز هم فکر کردم یه لحظه باز نجوای ذهنم بهم گفت که طیبه دیگه هیچ وقت از این نونوایی نون نخر مثل اون مغازه ای که دیگه هیچ وقت نرفتی وسیله بخری

    یهویی به خودم اومدم و گفتم چه ربطی داره ،من باید فکر کنم ببینم چه چیزی در وجود من بود که حرف اون آقا منو انقدر ناراحت کرد که دارم هنوز به حرفاش فکر میکنم

    اونجا بود که یهویی یادم اومد منم بارها به طرق مختلف با طرف مقابلم حالا یا خانواده باشه یا غریبه درست صحبت نکردم و مثلا وقتی چیزی خواستن ازم یا هرچیزی که واکنش من این بود که سریع عصبانی شدم و گفتم چرا اینکارو کردی

    پس باید اول خودمو و رفتارامو اصلاح کنم تا اصولم باشه که این رفتارارو نداشته باشم تا دیگه در اینجور مواقع قرار نگیرم

    بعد یه حسی بهم میگفت وقتی دوباره خواستی نون بخری برو با اون آقا صحبت کن ،که نه تو دل تو ذره ای حس بد بمونه و نه نونوا ،بهش بگو که قصد اذیت کردن نداشتی و متوجهی که تو گرما وایسادن چقدر سخته و کنترل ذهن میخواد

    الان که دارم مینویسم یاد خودم افتادم که یه مدت کولر نداشتیم و چون خونه ما شرقی غربی هست اتاق من از 12 ظهر تا غروب ،یه وقتاییم اگه 40 درجه باشه ،شبا هم گرمه و من چند باری از شدت گرما کلافه میشدم و دو سه باری رفتارم با خانواده خوب نبود به دلیل اینکه از گرما کلافگی داشتم

    باید سعی کنم درک و فهمم رو بالا ببرم و یاد بگیرم این درس رو که باید تلاش کنم که کنترل کنم ذهنم رو و اصولم این باشه که رفتارم رو تصحیح کنم

    وقتی برگشتم رفتم خونه و شب با مهمونامون حرف زدیم و با دختر داییم در مورد نقاشی و طراحی صحبت کردیم ،چون علاقه زیادی به نقاشی داره بهش کتاب طراحی و استادایی رو معرفی کردم که بتونه اونم شروع کنه

    وقتی رفتن من و مادرم هم تا پایین دم در رفتیم ، یهویی یه سوسک دیدم که داشت تو تاریکی میومد سمتمون

    اینبار بدون هیچ ترسی که بخوام مسیرمو تغییر بدم درست مستقیم راهمو ادامه دادم و سوسک هم مستقیم میومد سمت ما

    من یکم راهمو کج کردم که رد بشه بره یهویی دیدم خاله ام میخواد لهش کنه بلند گفتم وای نه خاله نکشی ، دیدم کشت سوسک رو

    یه لحظه گفتم تو دلم که هیچ آزاری به ما نداشت فقط میخواست رد بشه بره

    یهویی متوجه شدم که من چقدر تغییر کردم

    من که قبلا هم میترسیدم از سوسک ،هم فرار میکردم از فاصله 3 متری و هم میخواستم بکشمش

    الان به فکر اینم که آزاری نداره به ما و حتی بلافاصله میگم از خدا هست و همه چی خداست

    وقتی با دختر داییام تو خونه مون عکسای بچگیاشونو نگاه میکردیم بهشون گفتم چقدر زود بزرگ شدید و کلی عکسای بچگیاشونو نگاه میکردیم و میخندیدیم ، وقتی داشتن میرفتن و خداحافظی میکردیم بهشون گفتم بیاین قول بدیم با هم که یه روزی به زودی باهم تو کشور خارجی اینجوری مهمون بیایم تو خونه هامون

    چون اونا هم از الان که تقریبا 16 سالشونه به فکر پیشرفت و درس خوندن و موفقیت هستن و کلاس زبان میرن تا زبانشونو تقویت کنن و مهاجرت کنن

    خیلی حس خوبی داره وقتی مینویسی و بعد رخ بده و بیای بخونی بگی وایییییی من قبلا اینا رو نوشته بودم و الان شد و ما الان جایی هستیم که قبلا درخواستشو کرده بودیم

    من بعد رفتن مهمونامون فایل ترمز رو هر دو رو گوش دادم

    وقتی رسید به اینجای فایل که استاد میگفت

    که وقتی حرف میزنی بین جملاتت میگی من میدونم فلان چیز نمیشه من میدونم فلان چیز فلانه و

    ….

    این همه من میدونم و گفتی ، بعد میگی چرا فلان خووسته ام نمیشه ؟؟؟؟؟؟؟

    ابنو که شنیدم تازه متوجه شدم دلیل نشدن سفارشای نقاشی دیواریم چیه

    و بعد ادامه داد

    قانون اینه اگر ترمزارو بردارید خواسته های شما خود به خود رخ میده

    اینجا بود که من تازه متوجه شدم این مدت چرا نمیتونستم سفارش بگیرم و یه سری خواسته هام رخ نمیدن

    و خدا داشت یه مدت پیش بهم گوشزد میکر د که طیبه دقت کن اول اینکه با کسی صحبت نکن و اگرم صحبت کردی مراقب حرفات باش ، و بعد اینکه باید ترمزاتو بشناسی

    با چی بشناسی با نوشتن و فکر کردن درموردش و آگاهانه توجه کردن و پیدا کردنشون

    تو میتونی و میشه

    وقتی تا این جا اومدی و کلی تغییرات داشتی بعد اینم میتونی

    خیلی خوشحالم از اینکه خدا هر لحظه مراقبم هست و بهم میگه چیکار کن سعی خودمو میکنم که توجه کنم به راهنماییشا و از این لحظه به بعد کارایی که گفت رو انجام بدم

    برای همه شما عزیزان بی نهایت شادی و سلامتی و آرامش و عشق و زیبایی و ثروت از خدا میخوام

    و سعادت در دنیا و آخرت باشه برای همه مون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    کوثر احسانی تبار گفته:
    مدت عضویت: 2125 روز

    سلام به همگی

    ترمز من اینکه همیشه فک میکردم حتما از این طریق ثروت و نعمت میاد،فقط از این راه،یعنی پول فقط از طریق کار کردن میاد فقط همین،اما دیدم زمانی هایی بوده که پول هایی از طرق مختلف به من رسیده در کنار اون حقوق،من چرا شرک ورزیدم و فقط میگفتم از این راه،مثل اینکه شما هدفت سیر شدن با این شرایط که غذا سالم،تمیز و عالی درست شده باشه و یکسری مشخصاتی که به خداوند میدی،بعد میری تو سلف غذاخوری و میری میگی من فقط میخام از طریق فسنجان سیر بشم،اون لحظه غذا داره اماده میشه و هنوز تو سلف قرار نگرفته و تو میگی فقط از طریق فسنجان،بعد منتظر می مونی و همچنان گشنه ای و داد و بیداد میکنی و.‌‌‌‌….

    بعد همه میگن کوری این همه غذا تو سلف(این همه راه وجود داره)میگی نه که نه،

    می چسبی به مسیرت،و رها نیستی و داشته هات رو نمی بینی و ارام نیستی.

    و بعد یه نفر میاد(هدایت)که بابا تو اینجا رو نگا پر از غذاس (پر از مسیر و دستان خداس)چرا فقط سیر شدنت رو از غذای فسنجان می بینی اون یکی از انتخاب هاست،بعد میگی درسته،من باید دستان خداوند رو باز بذارم.

    گاز:خداوند منبع رزق و ثروت و اونکه از بی نهایت طریق به راحتی به من ثروت و نعمت میده.

    اون خدایی که به نهنگ اعماق اقیانوس ها رزق میده که چندتُن در 4وعده،بعد به کرم خاکی درون خاک هم رزق میده،منبع رزق و ثروت،پس راه ها و دستانش رو به سمت خودت نبند شاید یکی از مسیرها همونی باشه که تو میخای.

    سپاس گزارم از خداوند بابت هدایت هایی که هر لحظه میشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1216 روز

    به نام خدایی که مهربان و ستودنیست

    سلام به استاد عزیزم و سلام به مریم جانم

    وقتی قانون رو فهمیدیم باید در برابر دیگران و قضاوتهاشون بهترین کار سکوت ست ثابت کردن خودمون و حرفهامون به دیگران فقط ما رو از خواسته هاو اهدافمون دور می‌کند و به ضرر ماست

    باید تا جایی که میتونیم و درک کردیم از حاشیه ها دوری کنیم تا تمرکزمون روی زندگی و کسب و کارمون باشد

    باید به چیزهایی که دوست داریم تمرکز کنیم و اتفاقات خوبی رو رقم بزنیم و همه چیز به نفعه ما باشد

    اگر مسیر درست رو بریم و آگاهانه به کانون توجه مون هواسمون باشه حتی اگر افرادی بخواهند به ضرر ما کاری رو انجام دهند در آخر خداوند کاری می‌کند که به نفع ما می‌شود

    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

    ممنونم استاد عزیزم در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    setar گفته:
    مدت عضویت: 3608 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز که من و خانواده ام از ایشان به عنوان هدایتگر وراهنمای زمان یاد می کنیم و همه دوستان جویای حقیقت که برای تغییر باورهایشان در این سایت آگاهی بخش عضو هستن..من چند ماهی است که با استاد عباس منش و افکار زیبا وقدرت ایشان در تغییر افکار وباورها اشنا شدم .به واسظه تحصیلات وشغلم که متخصص روانشناس هستم حدود 10 سال پیش در سن 19 سالگی با قانون جدب و قدرتی که ایمان وباورها در زندگی ما انسانها داردآشنا شدم وکتابها ،سمینارها،سی دی های صوتی تصویری کسانی که در این زمینه کار میکردند ،چه متخصصان ایرانی چه خارجی طی این 10 سال مطالعه کردم و گوش دادم ولی دریغ از اینکه تغییری بقدر سر سوزنی در زندگی من و باورهام به وجود بیاد ولی همیشه دغدغه تغییر و اصلاح باورها و رسیدن به حقیقت و در نهایت رسیدن به خدا و ایمان واقعی به خدای مهربان رو داشتم و همیشه یه چیزی در درونم بهم میگفت بالاخره این روزهای سخت تمام میشه و ارامش و خوشبختی که در انتظارش هستی به زندگیت وارد میشه و یک روز خوب یک روز که برای من همچون شب قدر باارزش ومقدسه من با استاد عباس منش مهربان اشنا شدم و از همان زمان زندگی من 180 درجه تغییر کرد کوله باری از اهداف و ارزوها در سر داشتم که تا قبل از اشنایی با استاد عزیز برای من غیر قابل دسترس و ناممکن بود چون جایی خونده بودم خدا از بندهاش میخواد ارزوهای بزرگ داشته باشن و نیط ارزوهایم را بزرگ انتخاب کرده بودم ولی جرات رفتن به سمتشان و روبرو شدن با انها را نداشتم چون ایمان و باور بزرگی ودرستی نداشتم و حتی در مسیر رسیدن به انها هم قرار نمی گرفتم ولی الان طی تنها چند ماه من در مسیر تحقق بخشیدن به اهدافم قرار گرفته ام اتفاقاتی که طی این چند ماه برای من رخ داده طی 10 سال من هیچ نشانه ای از بودنشان ندیدم و به محض مواجهه با انها اشک در چشمانم حلقه بسته و مرا به فکر فرو می برد که خدایا این نعمتهای تو چرا این 10 سال نبودن چرا به محض اینکه من قاطعانه تصمیم به تغییر و ایمان به وجود تو و توانایی هایی که در من بلقوه نهادی گرفتم باران نعمت از در دیوار برام داره می باره .

    به قول استاد مهربان و خوش قلبمون نعمتهای خدا همه جا هست برای همه ادما به یک اندازه ولی بعضی ادما جلوی باران رحمت اللهی چتر گرفتن و همش گلایه میکنن از همه چیز و همه کس جز اندکی توجه به خود و شناخت دات واقعی خود و مانع از فوران خیر و خوبی ،رزق،سعادت و خوشبختی به زندگیشان می شوند و من این چتر را با راهنمایی ها و هدایت های استاد عزیز از بالای سرم برای همیشه برداشتم و هروز شاهد معجزاتی در زنگیم هستم که طی 29 سال زندگی در این کره خاکی ندیدم و نشنیدم.

    من شناخت درست خدواند متعا ل و الله یکتا را که مهمترین تحول زندگی من به حساب میاد و بعد شناخت درست خودم به عنوان اشرف مخلوقات خداوند بر روی زمین که به (گفته امیراللمومین که میفرمایند:ای انسان آیا می پنداری که تو همین جسم خاکی هستی بلکه درون تو راز رمزهایی وجود دارد)و سپس قرار گرفتن در مدار درست زندگی را اول مدیون خداوند دانا وحکیم خود و بعد مدیون استاد عزیز و مهربان هستم .

    همین الان که دارم برای شما این مطلب می نویسم باز هم خبری شنیدم که نزدیک به 8 سال نتونسته بودم بهش برسم و اون اینکه به شکرانه این تغییر وتحول که در زندگیم ایجاد شده به پا بوس امام رضا بروم و شکرانه این نعمت بسیارررررررر بزرگ را در حضور امام رضا به جا اورم و شبها در تجسم خلاقم به ان اندیشیدم و ایمان داشتم به اینکه در این ماه قسمتم می شودو حالا من در تدارک رفتن به این سفر هستم.

    دوستان حقیقت جوی من برای همه شما ارزوی ایمان و ارامش درون میکنم که با این 2 رکن به همه چیز در زندگیتان خواهید رسید .

    من و خانواده ام همیشه برای شما استاد مهربان و خوش قلب ارزوی سلامتی و طول عمر میکنیم تا همچنان بتوانید هادی و راهنمای انسانهای خفته ای شوید که در بازی دنیا سرگردانند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      مهرداد مرادی نظیف گفته:
      مدت عضویت: 4114 روز

      سلام خانم اسدی.

      من امروز خواستم چندتا نظر از این فایل استاد عزیز بخونم ببینم نظر بقیه چی هستش و نظر شما دومین نظری هستین که خوندم.

      در یه قسمت هایی از سخننانتون من لذت بردم و میخوام اینو بگم که هیچ وقت هیچ وقت قانون مهم شکرگزارانه زیستن فراموش نکنید.

      استاد عزیز اشارات فراوانی کردن به این قانون ولی من خودم چند روزی هستش که دارم روی این قانون کار میکنم نتایج خیلی خیلی فوق العاده ایی گرفتم من هنوز دوره قانون آفرینش استاد نخریدم که ببینم در مورد سپاسگزاری چه سخنی فرمودن ولی توی چند تا از فایل ها که دیدم اشارات زیادی به شکر و دعا هایی که همیشه توش شکر گزاری هستن دیدم برای همین حتما

      فایل یا کتاب معجزه سپاسگزاری راندا برن ببینید و بخونید و در مورد حضرت سلیمان و شکرگزاری که باعث تمام نعمت های بسیار بسیار بسیار زیادی که خداوند به این حضرت بخشیده مطالعه کنید.

      خدارو خیلی شکر که میتونم به شما این پیام بدم و بقیه بخونند و از این حرفم نکته ها بگیرن.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    حمزه نظری گفته:
    مدت عضویت: 3809 روز

    سلام خدمت شما استادعزیزم وسلام خدمت تمام دوستان عزیزم درگروه تحقیقاتی عباسمنش.

    وقتی داشتم به این فایل نگاه می کردم یهو صدای یه هواپیما روشنیدم ودیدم استاد یه لحظه مکس کرد وبلافاصله گفت که چه هواپیمای قشنگی .

    اون لحظه دیدم که استادچه استادانه توجهشوازروی افکارمنفی برداشت وبه نکات مثبت اون هواپیما گذاشت .

    صدای هواپیما یه لحظه روی اعصاب استاد بود ولی استاد خیلی سریع توجهشو ازروی نکات منفی برداشت وروی نکات مثبت گذاشت .

    توی فایل های قبلی استاد خیلی به این نکته اشاره می کرد که آقا توجهتو روی نکات مثبت هرچیزی بزار وبه نکات منفی وآزاددهنده بردارجهان مابقی کارهاروبرات انجام میده وبه خواستت میرسی .

    شما ورودی های مناسب داشته باش جهان خروجی های مناسب وهماهنگ باافکار قالبت وهماهنگ بافرکانست بهت میده.

    درنگاه اول اگه وارد سایت بشی وبه لیست قیمت محصولات عباسمنش نگاه کنی طرف به خودش میگه آخه مگه کسی هم هست یا پیدامیشه انقدر پول برای یه دوره آموزشی بده .میگم باورتودرست کن خداخودش مشتریاتو میفرسته خودتو باورکن بدون که لیاقت بهترین هاروداری بدون که حرفات ،محصولی که تحویل مردم میدی باارزشه ،مطمئناافراد باارزشی پیدامیشن که محصول توربخرن .

    توبرای اونا ارزش خلق کن مشتری ها هم ارزش محصول تورو میدون درست مثل شرکت اپل که مردم برای خرید یه ایفن جدید صف های طولانی میبندن .

    استاد اون چیزیو روکه میگه خودش داره زندگی میکنه .

    معلومه که نتیجه زندگیش میشه این که توی بهتری جاهای دنیا سفر کنه وبه اختیار خودش هرکجا که دوست داشت زندگی کنه .

    اون باورهاشو عوض کرد زدگیش عوض شد .

    یه دفتر برداشتم وهمه جا پیشمه هرجا که دیدم یه چیزی برخلاف خواسته های منه ومن اون روانجام دادم ویاوقتی که بادوستان حرف میزیم به چیزی میگم که خودم ارگفتنش تعجب میکنم منی که این همه روی خودم وباورهام کارکردم بلافاصله اونو مینویسم چون این مسئله به پیغامه برای من که آها این یه باگه ،این یه ترمزه وبلافاصله به این فکرمیکنم که چرااینو گفتم ایراد کارمن کجاس وچه باورهای روباید بسزام که این ترمزروبردارم .

    ازوقتی چند تا فایل آخری روکه استاد توی سایت گذلشتن عجیب دارم این ترمزهای مخفی زندگیمو پیدا میکنم که اصلا نمیدونستم اینا ازکجا اومدن واصلا کجا بودن امیدوارم که هرروز وهرروز بیشتروبیشتر روی خودم کارکنم واین باگ های ذهنمو که مانع رسیدن من به اهدافم میشه روپیدا کنم .

    براتون بهترین ها روآرزومیکنم وامیدوارم که شما هم این دفترروآماده کنید وتوی اون دفتر هرروزبیشتر وبیشتر افکار وباورهای ثروت آفرین بنویسید .

    درپناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: