«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه













روز شمار تحول زندگی من روز 57
هم مدار شدن با خواسته به کمک استفاده از گاز و ترمز
بنام یگانه خالق جهان هستی به نام خداوند بخشنده و مهربان، به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام خودم خلق کنم خواسته ها و اهدافم را..
سلام به خداوند وهاب و رزاقم
سلام به خداوند نور و روشنایی و غفور و بخشنده و مهربانم
سلام به خداوند عشق الهی که منو لبریز از عشق و مهر و محبت کرده ای
سلام به آسونی هااا
چرا بعضی خواسته ها راحت رخ می دهد اما برخی به سختی و برخی از خواسته ها نیز هرگز رخ نمی دهد
دقیقا این سوالی است که همیشه با آن روبرو هستم ..
گاز استعاره ای است از نیروی حرکت به سمت خواسته. که با شور و شوق درونی برای داشتن آن خواسته و اهداف مون اقدام عملی به خرج می دهیم و ایمان و یقین داریم که به اون خواسته مون می رسیم.
البته بیشتر مواقع من همین شور و شوق رو دارم و همچنین انگیزه ی خوبی برای اهدافم دارم ولی انگار باید تکاملمو طی کنم .. در بعضی مواقع استپ می کنم و احساس می کنم با طولانی شدن برای رسیدن به خواسته ام انگیزه مو از دست میدم و این دیر رسیدن و دیر شدن نشان از باورهای نامناسبی است که در ضمیر ناخودآگاه من سالیانه سال لانه کرده و سبب محدود شدن باورهایم برای رسیدن به اون خواسته ام شده .. خب این باورهای نامناسب و محدود کننده همان ترمز ها، یا همان موانعی ذهنی است که سدّ راه خواسته هایم هست،. خب استاد جواب منو خیلی واضح در این قسمت پاسخ دادند اینکه یک پای شما روی گاز است و پای دیگر به شدت ترمز را فشار می دهد!
و این ترمزها نتایج همان تجربه های ناخواسته و باورهای محدود کننده ای است که در طی سالیان، از طرف جامعه خانواده و فرهنگ و مدرسه ای است که در آن بزرگ شده ایم، و به ما القا شده و کم کم جزو باورها و نگرش های ما نیز شده است..
وقتی خوب به این قضیه تمرکز می کنم میبینم یک عالمه ضرب المثل ها و باورها در ذهن ما هست که نشان از همون محدودیت های زندگی و جامعه مون هست .. مثلا هم خدا رو می خوایی هم خرما رو .. خب چرا که نه؟؟؟؟ یعنی آنقدر در وفور و فراوانی های این جهان هستی کمبودی وجود داره که نمیشه هم خدا رو بخوایم و هم خرما رو؟؟؟؟.. و هم روابط خوب و عالی عاشقانه رو و هم پول و ثروت رو و هم سلامتی و تندرستی و شادی و شادمانی و خوشبختی رو و هم مرغ تخم طلا رو!!!؟؟؟
واقعا دیگه خوب فهمیدم که اصلا نمی تونم از این نظر محدود فکر کنم یعنی همه چی رو با هم می خوام یعنی مثل استاد عزیزم می خوام یک پکیچ کامل در تمام جنبه های زندگی ام رو با هم داشته باشم …
ولی یک ترمز مخفی زیرکانه ی دیگه ای وجود دارد که ظاهری مناسب و منطقی داره و اصلا موزیانه عمل میکنه..
مثلا از بچه ها می پرسند .. بابا رو دوست داری یا مامان رو یاااااا خاله رو یا عمو رو یا داشت رو و یا عروسک ها و اسباب بازی هاتوووووووو … آخه چرا با این سوال ها ذهن ما رو محدود کردند و حق انتخاب یک مورد رو بطور غیر مستقیم بهمون القا کردند …
وای از وقتی که با استاد آشنا شدم خیلی از ترمزها و باورهای مسخره ی محدود کننده رو از ذهنم سعی کردم پاک کنم ….
مثلا میپرسند .. این خوبه یا اون خوبع .. این غذا رو می خوری یا اون یکی رو .. این لباس رو دوست داری و یا اون یکی رو .. مثال اینکه بپرسند روز خوبع یا شب؟؟؟ خب معلومه دیگه هم روز خوبع و هم شب .. هم خورشید خوبع و هم ماه و ستارگان .. هم گل خوبع هم درخت و هم علفزار و هم دریا و هم شنزار و هم کوه و تپه و هم باران و هم برف و هم باد و طوفان و هم همه چیییییییی…
ظاهر بعضی از ترمز ها بسیار منطقی و قابل قبول است. آنقدر که نه تنها به سختی می توان آنها را به عنوان یک مانع شناخت، بلکه گاهی در لباس یک ویژگی مهم و عالی ظاهر می شود که خیلی ها آن را لازمه رسیدن به خواسته می دانند. یعنی مثل گرگی در لباس بره ظاهر شده و کاملاً ما را از مسیر گمراه می کند..
. خدایا خودت کمکم کن که بتونم این گرگ بره نمای ذهن مو شناسایی کنم که همچنان پاهام روی ترمز سنگینی می کنه
و اما خواسته هایی که هرگز محقق نمی شوند??????، ترمزهایی بسیار قوی و ریشه دار با ظاهر منطقی هستند که حتی شناسایی آنها نیز کار ساده ای نیست چه برسد به حذف آنها. خدایاااا ذهن منو از گزند این موانع ذهنی و باورهای مخرب ریشه ای و عمیق ایزوله و پاک کن..
البته استاد عزیزمون پیشنهاد دادند. با دوره ی کشف قوانین زندگی تمام این گرگ های بره نمای ذهن رو می تونیم شناسایی کنیم …و همچنین کسب مهارت تشخیص ترمز ها و نحوه حذف آنهاست..
خدایا خودت کمکم کن که بتونم این دوره رو تهیه کنم خدایا. … خودت منو در مدار دریافتش قرار بده …
خدایااآاا کمکم کن که اون باورها و نگرش های محدود کننده ام رو شناسایی کنم
باز هم مثل همیشه این باور رو آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من شده اینکه..تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است
به هر آنچه که توجه می کنیم از ریشه و اساس همون موضوع وارد زندگی مون میشه..
بد نیست یک داستان جالبی که دیشب شنیدم رو اینجا هم بنویسم تا هم دوستان باورهای ذهنی شون بهتر بشه و هم یک ردپایی برای خودم باشه … دیشب یکی از دوستان قدیمی ام بهم زنگ زد همون دوستانی که چند ساله پیش ازشون اعراض کرده بودم … که همه شون هم پولدار و هم خیلی ثروتمند هستند.. دوستم به نیابت از دوستان گروهی چند سال پیشم یهویی زنگ زد و خواست حال و احوال پرسی کنه .. خلاصه کلی از پولداری و ثروتمندی دیگر دوستانم صحبت می کرد که آره فلانی میدونی چند تا خونه و ویلا و ماشین و عله بل داره .. آره اون یکی شوهرش خدا بیامرزش توی هامبورک کلی مغازه و توی ایران هم کلی زمین های هکتاری برای اونها به ارث گذاشته خلاصه کلی از پول و ثروتمندی و رشد و پیشرفت های ملک و املاکی اونها تعریف می کرد .. البته دوستم یکمی با حسرت و ظاهرا هم ناراحت نیست داشت آب و تاب فراوان از پول های میلیاردی صحبت می کرد … میدونید دوستان عزیزم داشتم پیش خودم در اون لحظه چی فکر می کردم ؟؟؟؟؟ داشتم فکر می کردم .. آره منم روزی جزو همون دوستان پولدارم بودم .. پس منم می تونم دوباره رشد کنم …. داشتم تحسین شون می کردم … بعدش به خودم گفتم .. پس مدارم تغییر کرده که دارم از این حرف های قشنگ قشنگ پول و ثروت رو می شنوم … بعدش داشتم با خودم مرور می کردم که حتما دارم دوباره پولدار و ثروتمند میشم که خبرش توی گوشم رسیده یعنی اینقدر بهم نزدیک شده که بهم زنگ زده شده و راجب این چیزها بشنوم .. راستش بعد از اینکه تلفن تمام شدو و کلی با خودم خوشحال بودم و احساس رضایت می کردم یهویی یک ترمزی رو شناسایی کردم و بخودم گفتم … ای بابا اینا آنقدر فوق پولدار و فوق ثروتمند شدند و آنقدر پله های ترقی رو بالا رفتند که من به گرد پاشون هم حالا حالاهااااا نمی رسم .. یعنی این باور محدود کننده ی زمانی ؟ در ذهنم خیلی ریشه داره … تازه فهمیدم که یعنی پولدار شدن خیلی هم زود انجام نمیشه .. یا اینکه همچین هم به آسونی پولدار نمیشی .. یا اینکه زمان طولانی از عمرت گذشته تو تازه می خوایی شروع کنی تازه شروع کنی کی می خوایی بجایی از سطح بالا برسی؟؟؟
وااااااایی خدای من .انگار باید روی این باورهای محدود کننده خیلی خیلی زیاد کار کنم . که همان شعر معروف
نابرده رنج گنج میسیر نمیشود
که اینقدر این شعرها و مثلها ورد زبان شده بود که حد نداره…..
خلاصه این نوع از افکار که تبدیل به باورهای محکم و پایداری در ذهنمان شده که اکثرا این باورها ناخود آگاه رو دلیل پولدار نشدن می دانیم و بقول استاد باید کشف شون کنیم
خدایااآاا کمکم کن بتونم این دوره ی کشف قوانین زندگی رو خریداری کنم و داشته باشم .. خدایا حالا که این نشونه رو برام فرستادی تا بتونم این ترمز بظاهر منطقی رو شناسایی کنم خودت هم کمکم کن باورهای قدرتمند فوق العاده ای رو جایگزین اون گرگ بره نمای کنم الهی آمین..
خدایااا شکرت ممنون و سپاسگذارم برای تمام این فایل های بینظیر الهی که توسط استاد نازنینم در این سایت منو هدایت می کنه خدایااآاا شکرت خدایااآاا مرسی
استاد عزیزم ممنونم که هستید خدایا شکرت
استاد عزیزم این فایل رو در میامی در ایالت فلوریدا تهیه کرده بودید .. چه همزمانی خوبی شد با(( سریال سفر به دور آمریکا قسمت 236)) الان بیشتر به زیبایی های اطراف این فایل توجه کردم ممنون و سپاسگذارم استاد عزیزم و خانم شایسته جانم ..
خدایاا خودت کمکم کن که توانایی اعراض از ناخواسته هایم را داشته باشم
خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم
خدایاااااا ما را هدایت کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت و پول و ثروت و برکت و سلامتی و تندرستی و دل خوش و شادی و شادمانی را داده ای و امنیت و آزادی آگاهانه در انجام دادن و جهت دهی درست و مناسب افکار و باورهایمان را داشته باشیم.
IN GOD WE TRUST
سلام خدمت همه اعضای خانواده عزیزم
میخوام اینجا دوتا از تجربیاتم رو بگم که یکیش در واقع تجربه معلم مون و یکیش هم تجربه خودمه که بیان میکنه واقعا اگر ما ترمزی نداشته باشیم به سرعت خواسته هامون تحقق پیدا میکنه
اول از تجربه معلم مون میگم
ایشون یک پسر به اسم سینا داشتند که چند سال پیش که حدودا 8 9 سال هم بیشتر نداشت دچار یک نوع بیماری شبیه به سرطان خون شد و خوب برای درمان اورده بودنش تهران و روند درمانیش رو طی میکرد و خوب یروزی این اقا سینا توی خیابون یک نوع مدادی رو پیدا میکنه که مثل این شکل و شمایل خاصی داشته و امکانات جالبی هم داشته و فقط یک مداد ساده نبوده
خوب خیلی این رو دلش میخواد و برش میداره . اما مادرش به گفته معلم ما بهش میگه که پسرم این شاید مال یه پسر دیگه باشه از دستش افتاده باشه دنبالش بگرده بزارش زمین سر جاش بعدا خودم واست یه چیز قشنگ تر یا مثل همین اگه پیدا کردم واست میخرم
خلاصه این پسربچه با علاقه شدیدی که به این مداد داره با سختی میزاره اونو سر جاش و میره بیمارستان و خدایا دقیق یادم نمیاد یا عصر همون روز یا هم چند روز بعدش
مثل این که یک خیر اندیشی برای بچه های این بیمارستان که سرطان داشتند یا بیماری های سختی یک سری اسباب بازی هارو میخره بعد یک سری لپ لپ ها و شانسی هارو میخره و اینارو میده به بچه ها تا دلشون رو شاد کنه و از حال و هوای بیمارستان بکشتشون بیرون
جالب اینجاست یکیش میرسه به اقا سینای ما و سینا شانسیش رو که باز میکنه دقیقا همونجور مدادی که همون امکانات و … رو داشت توی اون پیدا میکنه و به خواستش میرسه
و خوب معلم ما این داستان رو گفت که به ما بگه خداوند همیشه همراه بنده هاشه و یک سری انرژی در این جهان هست دستان خداوند هست که مارو یاری میکنن و ما هدایت میشیم و … و خوب به نحوی از قانون صحبت میکرد اما چیزی به اسم قانون و این شکل و شمایل رو نمیدونست
میخواستم بگم این بچه با ذهن پاک و ازادی که داشت خیلی زود تونست این خواسته رو بخودش جذب کنه
و داستان خودم که یکمی جالبتره اینجوری بود . من داشتم میرفتم به یک مسافرتی که فکر کنم برای یک ماه توی یک شهر دیگه بودم اونجا موقعیتم جوری بود که به وای فای و adsl و… برای اینترنت دسترسی نداشتم
فقط بخودم گفتم خوب من میخوام اونجا فایلای استاد رو گوش بدم نیاز به اینترنت دارم و باید برم خطمو شارژ کنم و یک اینترنت بخرم یادم میاد همون لحظه اصلا من رفتم توی اشپزخونمون برگشتم دیدم گوشیم یه صدای اسمس روش اومد گفت
مشترگ گرامی شما از طرف ایرانسل برنده یک اینتنرت هفته ایی با حجم 2 گیگ و … شدید و اینقدر هیجان زده شدم که نگو نه بخاطر خود اینترنت بلکه بخاطر این که به این سرعت و قدرت رخ داد باور کنید 30 ثانیه هم از زمان گفتن این حرف من و رسیدن اینترنت به دست من نگذشت
و به قول استاد گفتم وااااااوو این دیگه چرا اینقدر سریع رخ داد و یا یک بار مثلا دلم یه غذایی رو میخواست که واقعا برام خوشمزه بود و اصلا فکر نمیکردم که امشب همون رو بخورم من رفتم حموم و برگشتم به مادرم گفتم مامان امشب چی درست کردی و دقیقا همون غذایی بود که دلم میخواست
{ حالا قرار نیست هر بار هر غذایی رو که من دلم خواست مادرم درست کنه بلکه از طرق و دستان مختلف ممکنه اونا به سمت ما برسه یا ما به سمتش هدایت بشیم اما همون شب من واقعا دلم اون غذا رو با یه اشتیاق شدید میخواست و همون شب هم این اتفاق افتاد}
نمیخوام بگم همه اتفاقات لحظه ایی در ان واحد میوفتن نه چون شاید این توقع رو داشتن مارو از نظر فرکانسی از خواسته مون دور کنه اما وقتی به قول استاد ترمز خاصی در مورد اون چیز ها نباشه خیلی خیلی زود و سریع اتفاق میوفته
دوس داشتم اینارو باهاتون به اشتراک بزارم . امیدوارم بهتون کمک کرده باشه
براتون ارزوی موفقیت عشق شادی و سلامتی رو دارم
سلام سلام سلام
سلام ب استاد نازنین و پر از اگاهی ام
سلام ب دستهای پشت پرده 😍مریم جانم
خسته نباشی از بروز رسانی فایلها و اینکه مثل همون تخم مرغها تو این دوره هی بهمون میرسی و با دادن ورودیهای مناسب مثل این فایل بینظیر ما رو کنترل میکنی و هدایتمون میکنی ب مسیر آگاهیها دمت گرم واقعا همین فایلهای رایگان هر کدومشون مثل یه گنج هستن که اگر چشم بینایی داشته باشی میفهمی غنیمتی گرانبهاست
وای هر چی پیش میرم بیشتر متوجه میشم چقدر تشنه دانستنم و بودن در سایت و استفاده از تک تک این مطالب ب سیراب شدنم کمک میکنه استاد جان همین شناختن ترمز ها فکر کنم یکی از اصلی ترین راههای رسیدن ب موفقیته امروز برای بار اول ک گوش دادم ب خودم قول دادم متعهدانه دنبال یادگیری کد گذاری برم انقدر تمرین کنم ک بتونم ترمزهامو براحتی کشف و خنثی کنم یکم ک گذشت یکی از اقوام زنگ زد و گفت فلانی یادته چند وقت پیش بخاطر نبودن کار پیشت نالیدم و گفتم ایران جای موندن نیست و باید رفت و از این حرفها و تو برام باز کردی ک اگر دیدگاهمو تغییر ندم هر جای دنیا برم همین وضع و خواهم داشت با دلیل و منطق بهم گفتی باید از اوضاع اکنونم رضایت پیدا کنم و بدنبال الگوهایی باشم ک تو همین شرایط تونستن عالی باشن و از پیشت ک رفتم هی برای خودم الگو آوردم و و خواستم ک شرایط اکنونم رو بپذیرم و لذت ببرم و اتفاقی ک افتاد ب شکل غریب الوقوعی یک هفته بعد مشکلم حل شد و رفتم سر یه کار عالی ک جزو رویاهام بود
میشه بازهم کمک کنی تا ترمزهامو تو یه مورد دیگه پیدا کنم …… گفتم خدای من دقیقا زمانی ک میخوای اراده میکنی ک کاری و انجام بدی و حرکتی بکنی جهان چرخهاش شروع ب حرکت میکنن ب سمت تو این یه نشونه عالی بود ک میتوانم و میشود و قوت گرفتم و حالا تصمیم گرفتم قبل از هر کاری قوانین و وحی منزل بدونم آخه هر بار ک ب یه تضادی بر میخوردم دقیقا همه چیو بهم میزدم ک اصلا نمیخوام تا حالا چطوری گذروندم از این ببعد هم همونطوری میگذرونم و بعد دچار ناامیدی میشدم اما الان میخوام صد در صد باور کنم ک قوانین وحی منزلن و لاغیر
وهر چی ک بخوام خواهد شد مثل اینکه اراده کنم و هوا بدرون ریه ام بره پس وقتی سیستم جهان اینطوریه چرا استفاده نکنم بجای اینکه گاز اضافی بدم و صدای ماشینم در بیاد ترمز و ول میکنم باورهای محدود کننده مو میشناسم همون نجواهای مخرب ذهنم ک درست در زمان وقوع اتفاقات زنجیر میشه ب دست و پام و اجازه حرکت نمیدن
خدایا شکرت برای قوانین بی چون و چرای آفرینشت ک انقدر کار و برامون آسون میکنه
خدایا شکرت برای قانون فرکانس ک درست افسار زندگیمونو دست خودمون قرار میده تا به هر جایی ک دوست داریم بریم تو دره یا درجاده آسفالت
خدایا شکرت برای قانون باورها ک مثل خمیر بازی میمونن وهر طور ک بخوایم میتونیم شکلشون بدیم
خدایا شکرت برای جهان هستی جهان با عظمتی ک با این همه مشغله ب نگرش من ب اشاره من پاسخ میده و نمیگه تو کی هستی کار فلانی ها مونده برو حالا تو نوبت یا پارتی داشته باش یا فعلا بعدا بهت پاسخ میدم
خدایا شکرت ک تو ارتباط با تو نیاز نیست بترسم نگران باشم چون تو عادل مطلقی و همین قوانین دلیل بر عدل توست ک در پیشگاه تو من با هر فرد دیگه ای در هر جایگاهی تفاوتی ندارم و فقط این فرکانس منه کمشخص میکنه در چه سطحی قرار دارم
خدایا شکرت ک شهر میامی در ایالت فلوریدا رو دیدم چقدر زیبا بود چقدر تحسین برانگیز بود اینهمه تمیزی اینهمه مرتب بودن خیابونها اینهمه مدرن بودن اینهمه درجه یک بودن ک پشت اینهمه عالی بودن یه تفکر ناب بوده و خواسته های نابی ک از افرادی با باورهای مناسب ارسال شده و چون این باورها هم راستا بوده با خواسته هاشون و ترمزهاشون رو شناختن و برداشتن منجر شده ب اینهمه زیبایی ک ما میبینیم
خدایا شکرت برای زمین ورزشی ک داخل اون فضای سبز تدارک دیده شده بود ک واقعا لایق انسانهایی بود ک میخواهند از بهترینها استفاده کنند و ارزش خودشون رو میدونن
خدایا شکرت برای ابرهای زیبای میامی
خدایا شکرت برای ماشین های عالی و رنگ و وارنگی ک دیدم
برای فروشگاه فوق العاده ای ک همه چیش حرفه ای بود مخصوصا غذاهاش وای استاد دوست داشتم از اون لازانیا هم برمیداشتی خیلی خوشمزه بود 🙃نوش جونتون راستی عجب پیتزای خفنی برداشت مایک کیف کردم
عاشقتونم من لذت بردنهاتون نوش جونتون
سلام استاد عزیز
ممنون از شما بخاطر تمام زحماتی که برای آگاهی همه مردم می کشید
تا چند وقت پیش همیشه بحث داشتم با دیگران
بحث سر حرف من حق است من درست می گم
بحث سر اینکه تو اشتباه می کنی
آخرش جز سردرد هیچ نصیب نمی شد
ولی حالا می فهمم چقدر اشتباه بوده
قشنگ است وقتی آدم به قوانین جهان آگاه می شود
زیبا است وقتی در دل می دانی که کارت درست است و بدون هیچ شکی از کنار آدمهای عادی می گذری
همیشه فکر می کردم سکوت می کنم عالی است
اما سکوت می کردم ولی در دل خودخوری می کردم
اما حالا نه تنها سکوت می کنم بلکه در دل هم شاد هستم و خوشحال
خداوند تو را سپاس
سلام بر استاد مهربان عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم
صحبت های استاد در این فایل واقعا برای من جای تفکر را داشت
خیلی از باروهای من هرگز در فکر نمی گنجید که اینها ترمزهای من هستند و چرا هر چه حرکت می کنم به مقصد نمی رسم و به آرزوهای خودم نمی رسم
حالا می فهمم که همه اینها ریشه در فکر و باورهای من دارد
چون یا باورم نمی شد که این اتفاقات خوب بیفتد و یا اینکه محدودیت های در ذهن خودم دارم که این محدودیت ها اجازه حرکت دادن به من نمی دهد
جالب اینجا است که من وقتی باورهای مناسب در مورد رسیدن به خواسته های خودم داشته باشم با سرعت بیشتر و بهتر و بالاتری من به خواسته های خودم می رسم
واقعا دوست دارم که دوره کشف قوانین زندگی استاد را تهیه کنم و می دانم که به این مهم دست پیدا خواهم کرد چون هرچه که من بخواهم جهان هستی به من خواهد داد
آنچه که برایم جالب بود این است که چقدر ترمزها در ذهن من می تواند ساده و پیش پا افتاده باشد که خیلی از آنها واقعا غیر قابل باور است و به ذهن هم خطور نمی کند که به این راحتی می توان ترمزها مانع رسیدن من به پول و ثروت می شود
یاد گرفتم در این فایل
قانون جهان این است
می خواهم و می شود
به محضی که بخواهم می شود چون ترمزی در سر راه این نیست ولی اگر نمی شود بدان معنی است ترمزهایی در سر راه من برای رسیدن به این خواسته وجود دارد
هر چه مقاومت های من کمتر باشد
هر چه ترمزهای من کمتر باشد
هر چه محدودیت های من کمتر باشد
بدون شک من موفق تر خواهم بود
اما
از اکنون به این باور برسم که می خواهم و می شود و با خواستن من همه خواسته های من محقق خواهد شد و باید به این ایمان داشته باشم و از خودم مطمین و به خدای خودم ایمان داشته باشم
ممنون از استاد بخاطر این فایل این همه ارزشمند و گرانبها
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و همه دوستای قشنگم
من خیلی سختمه کامنت بنویسم نمیدونم چرا ولی از امروز سعی میکنم کم کم شرو کنم
این متن رو هم برای خودم و خطاب به خودم نوشته بودم ک کپی پیست میکنم اینجا شاید به دردتون بخوره
امیدوارم ک هرروز بیشتر از دیروز روی این پاشنه اشیل کار کنیم من ک خیلی مشکل دارم رو این موضوع ک هی میخام تایید بگیرم از بقیه و هم اینکه دوس ندارم حس بازنده بودن در بحث داشته باشم یا اینکه طرف فک کنه برنده شده و منو قانع کرده در حالیکه اصلا نباید مهم باشه.
اینم متنی ک برای خودم نوشتم:
اولا باید قبول کنی ک همه مثل تو نیستن ک سرشون تو کار خودشون باشه. همه مثل تو نیستن و قرار هم نیست باشن
پس قبول کن بقیه همچنان نظر میدن دخالت میکنن قضاوت میکنن بحث میکنن عقاید شون رو تحمیل میکنن چرت و پرت میگن میخان عقده هاشونو خالی کنن از سر حسادت میخان تو رو تخریب کنن و….
و اینو پیش فرض داشته باش ک وقتی میری بیرون یا هرجایی ممکنه این حرفا رو بشنوی چه تو روت چه پشت سرت
و این پیش فرض رو هم داشته باش ک تو هیچوقت تحت هیچ شرایطی قرار نیست وارد بحث بشی یا بخای برنده میدان شی و از خودت و دیدگاهت دفاع کنی و بگی من درست میگم شما اشتباه میکنین
این اتفاق هیچوقت نمی افته. تمام
و این جواب های ساده رو هم پیش فرض ذهنت داشته باش ک تو همچین مواقعی باید چی بگی و به جز اینها نمیتونی چیزی بگی
و اینم تو ذهنت داشته باش ک قرار نیس همه تو رو تایید کنن تا یه کاری رو بکنی یا حس خوبی نسبت به کاری ک کردی یا مسیرت داشته باشی تنها کسی ک باید راضی باشه تویی و همین.
و قرار نیس تو دنبال تایید دیگران باشی ک اصلا بخای بحثی رو شرو کنی ک بخای اثبات کنی و تایید بگیری.
مهم اینه خودم خودمو دوست دارم
مهم اینه خودم از خودم راضیم
اینم حرفیه
هر کی یه جور زندگی میکنه دیگه قرار نیس همه کپی هم باشن
هر کی یه نظری داره دیگه
وقتی من از خودم راضیم نظر بقیه چه اهمیتی داره
اگه فک میکنی این درسته حتما این کارو بکن
من اینجوری راحتم
مهم نیس واسم
کلا اینجوریم ک کار خودمو میکنم با بقیه کاری ندارم
اصن نمیخام بقیه رو قانع کنم فقط برای خودم تصمیم میگیرم
مهم اینه من راضی باشم و از زندگیم لذت ببرم
وقتی یه جایی نظرات متفاوته تو نباید تلاش کنی ک خودتو ثابت کنی یا تلاش کنی ک ثابت کنی با مثال و فلان ک من درست فک میکنم و نتیجه گرفتم یا دنبال حس اینکه در بحث برنده شدی دهن طرفو بستی نباشی چون اصلا کلا نباااااید وارد بحث بشی ک برنده بشی یا بازنده اصلا بزا طرف فک کنه تو قانع شدی و حرفی نداری. پس اصلا وارد بحث نمیشی ووقتی طرف داره عقایدشو تحمیل میکنه یا حق به جانبه بدون هیچ بحثی فقط بگو اینم حرفیه یا جالبه یا چه جالب و تمام.
چون اگه بحث کنی هیچ نتیجه ای برات نداره و فقط وقت و انرژیت تلف شده
اتفاقا چقد خوب ک هرکس متفاوت فک میکنه به دو دلیل
اولا خدا اینطور خواسته ک ما امت واحد نباشیم و جهان متنوع باشه وگرنه فاسد میشه و یکنواخت و حوصله سربر
و دوم بهم ثابت میکنه من چقدددددررر تغییر کردم نسبت ب گذشته و اینکه چقدر از بدنه جامعه جدا شدم ک اصلا حتی حرفاشونو نمیفهممو این عالیه
پس ازین به بعد هر وقت مورد تحمیل عقاید واقع شدی و به هر نحوی حس بدی گرفتی از ارتباط با دیگران به این فکر کن ک چقدر از بدنه جامعه جدا شدی
و از این ادمها ک هیچ نتیجه ای تو زندگیشون نگرفتن فاصله گرفتی و قراره نتایج زندگیت هم همینقدر فاصله داشته باشه
و تو مثل اکثریت مردم جامعه فکر نمیکنی و جزو اقلیت پنج درصد هستی و بایداز خوشحالی بال دربیاری ک به ارزوت رسیدی ک مثل بقیه زندگی نکنی و سبک شخصی خودتو داشته باشی.
پس باید تو دلت خوشحال باشی ک من چقدر با این ادما فرق دارم و باید از ته دل بخندی. اصلا بزار همه راه اشتباه رو برن و فقط تو اون ادمه موفقه باشی چیکار داری والا…
به این شکل تمامی احساسات بد رو به عالی تبدیل کن. خدایا شکرت
در مورد بدگویی:
هر کی یه نظری میده در مورد ادم دیگه. من ک ازش بدی ندیدم بنظرم ادم خوبیه
اشکالی نداره هر کی هر چی دوس داره بگه قرار نیس همه ازم خوششون بیاد
ولی من ازش خوشم میومد حالا شاید اون یه برداشت دیگه از رفتار من داشته مهم نیس
و در موردحرفایی ک پشت سرت میزنن هم به جز اینها نباید جوابی بدی یا حس بد بگیری.
دوستون دارم️
سلام دوستان ثروتمند و خوشبختم
سپاس از خدای مهربان بابت وجودم
وجود دوستان و خانواده ام و استاد عزیز و همسر شایسته شان
من این فایلو که داشتم میدیدم تقریبا وسطای فایل بود که از شوق اشکم در میومد و به چشمان استاد نگاه میکردم و اون صداقت اخلاص و حس خوب رو توی نکاهشون دریافت میکردم و هی میگفتم استااااد قربونت برم عاشقتم، تا اینکه برای شام صدام کردند و سر سفره با یک حرف داداشم جوری احساس ناامیدی و خشم بهم دست داد که باهاش سردرد گرفتم و متوجه شدم که چقققققدر زود ممکنه ما به نظر و حرفی که دیگران میزنن تحت تاثیر قرار بگیریم و زود بخودم اومدم و گفتم که محمد این فقط یک نظره و تو نیازی به نظر هیچکس نداری و هیچی مهم نیست بجز خودت و اون ندای درونت که باهات حرف میزنه همیشه
اگه یکم به زندگیمون نگاه کنیم
یه کم ریزتر بشیم به انچه که در زندگی ما اتفاق افتاده و خوشایند نبوده مثل
اتفاقات تلخ و مریضی عصبانیت خشم نفرت توقع و دیگر احساسات منفی
قشنگ متوجه این موضوع خواهیم شد که
یا خواستیم کسی از ما ناراحت نشه و درخواستشو قبول کردیم
یا بخاطر تایید دیگران و حرفهایی که ما نخایم پشت سرمون بزنن چه بحث هایی که نکردیم چه رنجهایی که ندیدیم و چه بلاهایی که با دستان خودمون سر خودمون نیاوردیم همش نشون میده که حرف دیگران واکنششون نظرشون اینقد برامون مهم بوده که حاضر شدیم از خودمونم بگذریم و اسمشم بزاریم ((فداکاری))
چه راحت افسار ذهنمون رو دادیم دست بقیه ای که اگه بمیریم هم بعد از مرگ مان تنها دغدغشون بقول یکی از دوستان روی رنگ نوشابه ای هست که با غذاشون انتخاب میکنن
استاد خیلی خوب مارو آگاه میکنن و باید جان دل سپرد به حرفهایی که سند درست بودنشون هم نتایج استاد هست و هم انرژی مثبتی که از اون ور دنیا برامون میفرستن
من خودمم اوایل و حتی همین الانم ممکنه گاهی به حرفهای استاد شک کنم بخاطر یک تضاد و دوباره قانون احساس خوب و اتفاقات خوب رو به خودم یاد آوری میکنم که محمد این نجوایی هست که میخواد تورو از مسیر خارج کنه واستاد اینقدر خالصانه توضیح میدن قوانین رو که ذهن چموشم باز برمیگرده به مسیر و این روند باید اینقدر ادامه بدیم که جلوی این ذهن سرکش رو بگیریم و آگاهانه به مسیر درست هدایت کنیم
چه بسیار آدمهایی که خواستن توی حوزه روابط امور مالی سلامتی بهمون ضربه بزنن اما به نفع ما شدن و الان اینجاییم با قدرت
و مورد هدایت الله و چه هدیه و نعمتی بالاتر از این خدارو هزار مرتبه شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
هیچ گاه نباید دیگران را قانع کرده و بخواهیم که از خود دفاع کنیم، تنها کافی است به حرف های آنها توجه نکنیم و تمرکز خود را بر روی خواسته ها و اهداف خود بگذاریم.
افرادی که پشت سر ما غیبت می کنند بهترین راه، عدم توجه به آنها است. استاد الگویی عالی در این زمینه هستند که با بی توجهی به حرف هایی که دیگران از روی حسادت پشت سر ایشان می زنند و ادامه ی مسیر درست به نتایج عالی در تمام جنبه ها و زمینه ها دست یافتند و الگویی برای همگان شده اند.
هیچ گاه با دیگران بحث و دعوا نکرده و توجه خود را بر روی خواسته های خود بگذاریم، اگر بتوانیم چنین کاری انجام دهیم حسادت ها، غیبت ها، حرف های ناجالب و….آنها درنهایت به نفع ما خواهد شد چون تنها قدرت در دستان خداوند است و هیچ کسی توانایی تاثیر گذاری در زندگی ما را ندارد. اگر کانون توجه خود را تغییر دهیم اتفاقات زندگی ما دگرگون خواهد شد. هیچ کسی قدرت چشم زدن یا تاثیر منفی در زندگی ما را ندارد. اگر آگاهانه به آنها توجه نکرده و قدرت ندهیم ضربه ی آنها حتما به نفع ما خواهد شد.
ما نباید افراد را به دیدگاه شان گره بزنیم اگر حرف آنها درست بوده بپذیریم و مقاومت نداشته باشیم .
هر کسی کسب و کاری دارد باید بتواند آن را تبلیغ کرده و محصولات خود را به فروش برساند و تا زمانی که اعتماد به نفس، باور به محصول خود و ایمان نداشته باشد نمی تواند آن را تبلیغ کرده و به فروش برساند. مهمترین مهارتی که باید در هر کسب و کاری یا حتی در زندگی یاد بگیریم مهارت فروش است.
تنها زمانی نتیجه خواهیم گرفت که بهای محصولات را تمام و کمال و با تمام وجود بپردازیم. محصولات استاد زندگیها را متحول کرده و قیمتی نمی توان برای آن تعیین کرد. دلیل تاثیر گذری سخنان استاد این است که خود در تمام جنبه ها نتایج عالی گرفته و فقط صحبت کردن صرف نبوده است. محصولات ایشان آینه ی تمام نمای باورهایشان و الهام شده از طرف خداوند بوده، برای همین محتوای منحصر به فرد داشته که در هیچ کتابی وجود ندارد.حتی اگر دیگران نیز از آن تقلید کنند نمی توانند تاثیری که آموزه های استاد روی دیگران می گذارند را داشته باشند، چون فرکانس ایشان به سایرین منتقل می شود که بر مبنای درستی , پاکی، صداقت و راستی است.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام و درووووود هزار درود بر استاد باعشقم و تصویربردار حرفه و همراه صمیمی اش بانو شایسته شایسته ترین
نمیدونم در برابر اینهمه سخاوتت چی بگم آخه اینهمه فایل های آموزشی هر کدومشون درباره یک بخشی از وجودمون هست که هیچ استادی تا حالا نتونست حتی به 20درصد تون نزدیک بشه آخه اینهمه فایل های رایگان که همشون میلیاردها می ارزند چی بگم فایل های توحیدی فایل های شناسایی ترمزها فایل های اخلاقی چیجوری این مسله خداشناسی و توحید و در تمام فایلهات میگنجونی تو واقعااااااااا استاد استادانی
آخه چه میدونی که اکثر ما ایرانی ها این ترمز مالیاتی و ترس پولدار شدن وونگهداری پول زیاد و داریم به چه چیز بسیاااااار مهم اشاره کردین بله منم اینو در ذهنم دارم که اگه کسب وکارم گسترش پیدا کنه مالیاتشو چیکار کنم زیر ذره بین دولت قرار بگیرم چی سپاه لعنتی اگه تو کارم سنگ بندازه جی حتما باید به ماموران دولتی رشوه بدم تا کارمو نگهدارم بله میپذیرم که شرک در ذهنمون لونه کرده که بایددددد لونه شو خورد وخمیر کنیم با کارکردن روی خود در این سرزمین توحیدی گشتن هر روزه در اینجا گوش دادن به فایلهای خودشناسی و خداشناسی استاد و مطالعه کامنتها میشه این بتون هارو خوردوخمیر کرد
استاد دوستت دارم که چقد استادانه وارد ذهن ما میشییییی آخه اینهمه آگاهی های ریز ودرشت و کلیدی رو چیحوری داری پیدا میکنی چه خدای قشنگ و قدرتمندی ساختی منم این خدارو میخوام منم خدایی را میخوام که بهش بگم بده دیگه معطل نشم تا شک وتردید محاصرم کنه در لحظه بهم بده تا ایمانم روز بروز راسخ تر ساخته بشه الهی از شرّ این شرک ها از شرّ این ترمزهای محفی درونی به تو پناه میبرم
خدایا کمک کن تا بتوانم قدرت و از مالیاتی ها از سپاه و از دولتمردان رشوه خواه و رشوه گیر بگیرم از رهبران سیاسی بگیرم و بدم به خودت تا در آرامش تا در احساس خوب و زیبایی زندگی را زندگی کنم.
الهی شکررررررررررت
چه ترمزهایی رو اشاره کردی
ترس از مالیات چی ها
ترس از سپاه
ترس از ماموران رشوه خواه و رشوه گیر
ترس از دزدی و دستبرد زدن پولهام که زیاد میشه
و گروگان گرفته نشدن فرزندانم یا خودم
ترس از انسانهای سودجو و شرور که با پولدار شدم زیادم بدنبالم راه میوفتن و ترس و نگرانی های شبیه اینا
خدایا شکررررررررت که با یک اشاره تا تهش میریم اینو مدیون آگاهی های نابی که اینجا آموختیمه الهی شکررررررررت
الان دارم فایل گاز و ترمز
فایل سرمایه اصلیت چیه
فایل شناسایی ترمز مخفی ذهن
هر شب و روز گوش میدم
و چندروزه درکنار گوش دادن به این فایلها و مطالعه کامنتاشون دارم سفر به دور آمریکای زیبا رو میبینم تا بتونم به ذهنم از هر طرف حمله ور بشم و باورهامو زیبا سازی کنم
الهی سپااااااااااس از استاد و همسر بی نظیرش
الهی سپااااااااس از دوستان گل عباسمنشیم
الهی سپاااااااااس از نوری که اینجا برمن افزوده میشه
الهی شکرت وقتی شروع میکنم به کامنت نوشتن دلم نمیاد قطعش کنم دلم میخواد همیجوری بنویسم تا انگشتانم خسته بشه از نفس بیوفته تموم کنم که فکر کنم خستگی حالیم نشه چون از دل نوشتن خستگی نداره خداجونم شکرررررررررررررررررررت بینهایتم شکرررررررررررررررت….
بنام خدا
سلام به همه عزیزان
عدم اثبات خودمان و دیدگاهمان به دیگران یکی از مهمترین پاشنه آشیل هایی هست که 99درصد آدمها باهاش درگیرن
و یکی از مهمترین نشتی های انرژی و ترمز بسیار قوی و اساسی هست که نمیزاره تلاشهای ما به ثمر بشینه
من خودم هم این پاشنه آشیل رو داشتم و خیلی کمش کرده بودم ولی تقریبا به کل حذفش کردم.
ولی خیلی هدایتی الان به این فایل رسیدم و خیلی برام تلنگر خوبی بود، چون امشب یه جایی مهمونی بودیم و سر صحبت در مورد دلایل نتایج مختلف کشورها باز شد و من یه سری صحبتهایی رو در حد تبادل نظر بیان کردم ولی در کل حس خوبی بهم دست نمیداد ، امشب تو راه برگشت با خودم میگفتم که بهتر بود همون صحبتها رو هم نمیکردم، چون افکار دیگران به من ربطی نداره هر چند دیدگاه من مورد قبول طرف قرار گرفته بود ولی حس کردم که کلیت اینکار من از اساس درست نبود چون توجه من روی ناخواسته بود و این خودش یعنی مسیر اشتباه
بعد رسیدم تو خونه و سایت رو باز کردم و ایمیل خانم سارا محمدی از دوستان پرانرژی سایت برام اومده بود و رفتم نظر ایشان را که ذیل این فایل بود رو خوندم و خود فایل رو گوش کردم و دیدم که جالبه این همزمانی و چه به موقع به این فایل هدایت شدم، چون آگاه شدم که هر تبادل نظری حتی اگه بدون بحث و درگیری هم اتفاق بیافته، به عنوان انرژی خوار حساب میشه و من رو از مسیر خواسته هام دور میکنه و خدا رو شکر میکنم که چه قدر سریع خداوند مهربان هدایتم کرد و من اینجا تعهد میدم که من بعد کوچکترین اظهار نظری در هیچ موردی با هیچ کس نخواهم کرد
چون به من ربطی نداره
من مسئول زندگی خودم هستم
من توانا در تغییر خودم هستم
من ناتوان در تغییر دیگران هستم و اصلا من حق ندارم و اصلا نمیتوانم دیگران را تغییر بدهم.
تفاوت دیدگاه امریست که نیاز پیشرفت جهان هستی هست و بودن تفاوت دیدگاه و بینش و تضادها لازمه رشد و گسترش جهانه.
خدا رو شاکرم بابت هدایتهای بموقعش.
سپاس از استاد عزیز بابت انتشار این آگاهی های ناب.
خوشبخت باشید.