چرا امریکا اینقدر ثروتمند است؟ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

742 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستاره شو گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    بنام خدای مهربان سلام استاد عزیزم

    چقدر صحبت های شما من را به وجد آورد -آخه من خیلی سریع قانون یادم میره، به یاد داشتن قانون مثل تاکید خداوند بر خواندن نماز است.وقتی یه لحظه قافل میشوم کاملا به مسیر اشتباه کشیده میشوم و میبینم ذهنم داره منو با دیگران مقایسه میکنه و کاملا حالم را خراب میکنه –

    وقتی به صحبتهای شما استاد عزیزم گوش میدم اشکم در میاد که هی من چقدر باید روی خودم کار کنم تا این صحبت ها تویه سرم کیپ بشه تا فراموشم نشه و به موقعه ازش استفاده کنم. امروز پسرخاله ام زنگ زده بود چون خیلی وقته زنگ نزده بود خوشحال شدم و از دنیای الانم کشیده شدم به دنیای قبلی… یه کمک نامربوطی از من درخواست کرد.. تو سرم نجوای بود قبول کن،سوال کن،درموردش صحبت کن ،این نجوا ها قوی تر از این بود با عزت نفس بگم من تو اون فضاها نیستم…بعد قطع گوشی ذهنم شروع کرد به آنالیز اینکه اون که تو اون فضاست رفیق های زیادی داره ولی تو که همش روی فایلهای استاد تمرکز کردی هیچی رابطه ای هم که با دیگران نداری تا کیه میخوای تنها باشی و و … کاملا دیدم نه داره حالم خراب میشه و از مسیر خارج میشوم سریع یاد حرف استاد افتادم که عزت نفس اینه نظرت را به بقیه بگی بدون اینه نگران واکنش بقیه باشی-الان که دارم مینویسم حالم عالیه و اگر پسرخالم دوباره زنگ بزنه رک میگم که مشکل خودته خودت حل کن من دوستت دارم ولی من تو اون فضا نیستم که کمکت کنم…این برام سوال که چرا من یه تصمیمی میگیرم بعدش یکی که چندین ماهه بهم زنگ نزده بود میاد در مورده ضد اون تصمیمی که گرفتم حرفی میزنه یا ازم کمک میخواد؟چرا واقعا؟ …جوابم را اینطور دریافت کردم که ببین این همون آزمایش الهی است که ببینه چقدر تو تصمیمت محکم هستی و وقتی آزمایش را رد میکنی حس قابل وصفی به آدم دست میده که ببین صحبت های استاد فقط در حد گوش دادن نبوده و الان تو عمل اجرا کردی ،ای ول بهت تو بنده خوب منی-وقتی آزمایش را رد میکنی همیشه یادت میمونه .به این رسیدم که تا ازمایش را واقعنی رد نکردیم حرفهای استاد مثل بقیه حرفها میمونه(یک گوش ما در است و یک گوش ما دروازه .الان خیلی خوشحالم که سریع به مرحل آزمایش رسیدم اگر چند روز بعد بود میدونم حرفای استاد به این واضحی یادم نمی موند و من عمل نمیکردم یادم میرفت.

    قانون اینه که به هرچی توجه کنم از اون بیشتر وارد زندگیم میشه یاد گوشت نخوردن استاد افتادم که قبول نکرد بخوره گفت من اگه بخورم بقیه روز ها هم خواهم خورد — یه باری وجود نداره وقتی بار از انجام دادی شک نکن دوبارشم انجام خواهی داد….و طبق قانون فرکانس هی بیشتر و بیشتر و بیشتر …امروز یه جرقیه تو ذهنم خورد که گفت ببین فقط اعراض ،اعراض ،اعراض..نرو دنبال اینکه چطور فلان مشکلم را حل کنم یا کم رنگش کنم ،نه تنها با این کار اون مشکل را تشدید میکنی بلکه تو فرکانشم میفرستی.آقا جان مثلا وقتی تصمیم گرفتی اخبار نگاه نکنی بجاش برو کتاب خوب بخون یا برو بیرون قدم بزن کامل موقعیتت را عوض کن تا حواست به اون چیز مثبته پرت بشه.

    استاد که میگن به زیبای ها توجه کن را تازه درک میکنم بابا یعنی توجه کن کاملا برو تو دلش -وقتی میشنی صبح سریال زندگی در بهشت میبینی بعد ظهر میشنی یه فیلم چرتی میبینی این نشد توجه به زیبای!این یعنی هیچ فایده ای نداشته صبح نشستی سریال زندگی در بهشت را دیدی ولی بعد ظهر طبق فرکانس قبلی عمل کردی….توجه به زیبای یا چیز مثبت که توش میخوای پیشرفت کنی باید تمام روز و شب همین باشه و بس وگرنه هیچ نتیجه ای حاصل نمیشه جز ناامیدی …ما به قانون عمل میکنیم یا نمیکنم تمام.اگر تعهد دادیم و واقعا قانون را درک کردیم دیگه تبصره نداریم کلا زندگیمون باید بشه و در اول کار هم اصلا با کسی راجبش صحبت نکنید چون کوچکترین مخالفتشون اختلاف ایجاد میکنه تو ذهن . شک ندارم اونای که سریع نتیجه گرفتن خوب درک کردن که توجه به زیبای یعنی توجه نه حاشیه!.

    این حرفا رو برای خودم زدم!

    در پناه حق

    استاددد عشقی💖💖💖💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق به شما

    101. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    من اول شروع کردم چند دقیقه قبل ، فایل رو گوش بدم و بعد بنویسم رد پام رو و اینکه چه پیشرفتی امروز داشتم البته امروز نه دیروز 9 فروردین

    الان که دارم مینویسم 00:42هست

    به این قسمت فایل که رسیدم قشنگ با تک تک سلول های بدنم درکش کردم چون دو روزه دارم عمیقا حتی بیشتر از قبل حسش میکنم

    اینجا که استاد گفت

    وقتی شما تمرکزتو بر روی داشته ها میذاری ،زندگیت زیبا میشه حالت بهتر میشه

    من پیشنهاد میکنم امروز یه لیستی بردار و صادقانه از خدا سپاسگزاری کن و یادت باشه موقعی صادقانه سپاسگزار خداوند هستی که احساست بهتر بشه

    که حالت بهتر بشه که سجده شکر به جا بیاری

    که خوشحال باشی که دیگه غماتو فراموش کنی ،نگرانیتو فراموش کنی

    این نشان دهنده سپاسگزاریه

    من همیشه گفتم سپاسگزاری واقعی موقعی اتفاق میفته که بعد از سپاسگزاری ما به آرامش میرسیم

    اونموقع ما واقعا داریم سپاسگزاری میکنیم

    این قسمت رو که شنیدم انگار یه نیرویی گفت متوقفش کن فایل رو و بیا بنویس این دقیقا در رابطه با دو روزی که تو داری بیشتر و بیشتر حسش میکنی هست

    من که نوشتم تو روز شمار100 که خدا صبح این آیه رو و لسوف یعطیک ربک فترضی به دلم جاری کرد

    اون هم وقتی که من اصلا ذره ای به این آیه فکر نمیکردم وقتی سوالمو از خدا پرسیدم

    و این هدایت و الهام که با ملایمت بارها در دلم تکرار شد و به زبون آوردم دو روزه چنان ذوقی دارم که فقط از خدا سپاسگزاری میکنم و همه اش میگم عاشقتم و خود به خود میخندم

    این دو روز وقتی به این فکر میکردم که خدا این آیه رو بهم گفت تا بگه طیبه تو برای من عزیزی تو عشق منی تو ارزشمند ترینی و من هر لحظه مراقب توام و هدایتگر تو و حامی و همه کس تو هستم که ببین چقدر آرومت کردم با همین یه آیه

    من وقتی تو گوگل نوشتم این آیه رو زود رفتم معنی سوره ضحی رو خوندم و اشک ریختم و سپاسگزاری کردم

    یه قسمت نوشته بود امید بخش ترین آیه قران

    واقعا با جاری شدنش به قلبم، از دیروز تو یه عالم دیگه ام ،همه اش حالم خوبه همه اش میخندم همه اش دوست دارم به همه چیز محبت کنم، درسته یه چند باری نتونستم کنترل کنم خودم رو ولی تمام تلاشمو میکنم برای تعهدی که دادم و گفتم خدا یادم بده منم مثل خودت این همه که بی نهایت محبت داری منم مثل تو بشم تغییر کنه شخصیتم

    من 9 روزه که از اول سال هر روز مینویسم میگم خدا من میخوام شخصیتم رو تغییر بدم و دائم سوال میپرسم ازش تا مثل همیشه به جواب برسم

    خدا هدایتگرم هست و مطمئنم که همراهم هست همیشه

    من امروز با این فایل فهمیدم که سپاسگزاری من صادقانه تر از قبل بوده چون واقعا تو ابرا بودم پرنده ای میدیدم داره پر واز میکنه گریه میکردم از شوق

    هرجا رو نگاه میکردم یهویی میخندیدم یهویی از شوق گریم میگرفت و دائم سپاسگزاری میکردم و حالم فوق العاده بود و آیه و لسوف یعتیک ربک فترضی بارها به یادم میومد

    من این دو روز حتی اصلا به نتیجه شکایتم در مورد نقاشیم فکر نکردم تا جایی که یادمه اگرم فکر کردم گفتم خدا خودت طبق این آیه مراقبمی و میدونم تو برای من کافی هستی

    و واقعا آرامشِ بعد سپاسگزاری رو قشنگ حس میکردم

    صبح رفتم دادسرا وقتی رسیدم شهید صدر ،گفتن اینجا شکایت تنظیم نمیکنیم و باید شنبه برم مجمع قضایی برای نوشتن شکایت

    اولش ذهنم خواست بگه تو کمتر از ثانیه که این همه راه اومدی و هیچی باید برگردی

    ولی من دیدم خیابون روبرویی دادسرا یه طبیعت فوق العاده داره و یه مسیل خیلی بزرگ از وسط خیابون رد میشه

    گفتم ببین ذهن من همه رو بسپر به خدا

    الان به این فک کن که چجوری لذت ببریم از لحظه

    تا اینجا اومدیم بریم ببینیم اینجا چجوری هست و لذت ببریم رفتم انقدر صدای آب و پرنده ها و آفتاب و درختا عالی بود که کلی کیف کردم و لذت بردم

    من یه درسی هم گرفتم از این مسیر

    از روز اول عید هر موقع میرم بیرون از جاکلیدیام برمیدارم و میبرم بیرون هر کس یهویی به دلم بیفته بهش هدیه میدم

    اولش به یه خانم هدیه دادم و از وقتی تصمیم گرفتم تغییر کنم ،برخلاف طیبه قبل که اصلا وقتی وارد یه مغازه یا هرجا با یه نفر میخواستم حرف بزنم نمیگفتم سال نو مبارک خجالت میکشیدم

    ولی این روزا هرجا میرم اول میگم سال نو مبارک و بعد هدیه مو میدم ،وقتی هدیه رو دادم لبخند زدم و خانم هم انقدر تشکر کرد تو دلم میگفتم خدایا چقدر سپاسگزار هست ،

    منم باید یاد بگیرم که بیشتر سپاسگزار باشم و یهویی گفت دخترم بیا و از جیبش بهم لواشک لقمه ای داد گفت اینم برای تو هدیه باشه اینو داشتم دخترم ،من خیلی خوشحال شدم

    برای من درس داشت که ببین با اینکه چیزی اون لحظه نداشت که بخواد هدیه بده ،ولی با داشته ای که داشت انقدر سپاسگزار بود که لواشک داد بهم

    و واقعا این فایل برای من در مورد این اتفاق هم مربوط بود ،که هرچقدر بیشتر سپاسگزار تر باشی بیشتر بهت عطا میشه

    یاد حرف استاد افتادم که میگفت از آدما همیشه سپاسگزار باشید حتی بیشتر سپاسگزاری کنید و در دلتون بگید که خدا میدونم که تو بهم لطف داری و همه محبت هارو تو به من میکنی

    لازم نیست به زبون بیارید تو دلتون با خدا باشه

    بعد که کمی راه رفتم و داشتم لذت میبردم از منظره اش، به یه سرباز هم هدیه دادم و بعد یه زن و شوهر رو دیدم که داشتن عکس میگرفتن و از لحاظ مالی خوب بودن و از ماشین و لباسشون مشخص بود

    من یه لحظه گفتم به خانم جاکلیدی بدم ولی تحلیل کرد ذهنم که اون ثروتمنده نقاشی تو رو قبول میکنه یعنی؟ اگه قبول نکرد ؟

    این حرفا در لحظه از ذهنم گذشت من گفتم حالا بدم یا ندم نزدیکشون که شدم یه صدایی از دلم که آروم بود گفت بهشون نده ولی گوش نکردم و رفتم

    و قبول نکردن و من کمی ناراحت شدم و گفتم چرا رفتی تا هدیه بدی بهشون ذهنم گفت که تو کجا اونا کجا معلومه قبول نمیکنن و همینجور داشت میگفت

    یهویی به رفتارام فکر کردم و از خودم سوالاتی پرسیدم که آخرش به جواب رسیدم که

    من وقتی رفتم سمتشون از قبل باور محدودی داشتم که باعث شد طبق اون باور قبول نکنن هدیه منو

    و به خودم گفتم این یعنی باید باورت رو قدرتمند کنی

    طیبه اول اینکه تو ارزشمندی

    این همیشه یادت باشه

    بعد برای قدرتمند کردن این باور گفتم که من ارزشمندم و نقاشی هام هم به دست کسانی میرسه که ارزشمندن و علاقه مند به نقاشی و درمدار دریافت نقاشی من هستن پس دیگه لزومی نداره که خودمو ناراحت کنم چون من مسئول این اتفاق بودم ،چون من بودم که از قبل فرکانسش رو ارسال کردم پس خودم هم میتونم از این به بعد تغییرش بدم

    خداروشکر میکنم که هر روز دارم بیشتر به رفتارام دقت میکنم و تحلیل میکنم و به نتیجه میرسم و در این مسیر که ظرفم بزرگتر میشه لذت میبرم و سپاسگزارم

    من ادامه اتفاقات و شگفتی ها رو در یک دیدگاه دیگه تو همین فایل مینویسم تا این قسمت طولانی تر نشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1629 روز

    به نام خدای معجزه ها

    یادگار 101

    سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم

    سلام به همراهان این مسیر الهی

    خدایا شکرت که اسون ترین راه رو گذاشتی تا بهت برسیم

    و چقدر لذت بخشه این مسیر

    وقتی چشماتو میبندی و فقط داشته هاتو لیست میکنی شکرگزاری میکنی انگار داری رو ابرها پرواز میکنی

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا من انسان ها چون منطق غلطی داریم برای رسیدن به خواسته هامون سخت ترین مسیر رو انتخاب میکنیم

    اما تو در قران هزار بار هم گفتی منو بخوانین تا اجابت کنم شما رو

    و ما حتی فکر میکنیم تو رو خواندن هم مسیر سختیه یا حتی سخت ترین مسیر رو انتخاب میکنیم

    یا اصلا خودمون رو لایق صدا زدنت نمیدونیم و هی میخوایم ی واسطه بیاریم تا به خاطر اون مارو قبول کنی

    یا همش میگیم بهمون ثروت بده تا فلان کار رو انجام بدیم و ی جورایی میخوایم معامله کنیم باهات

    اما تو خدای مهربانم

    تو فقط میگی بیا منو بخوان بیا منو صدا بزن بیا دلتو بسپار به من بیا توکل کن بیا ایمان بیار که ی قدرت محضی هست تمام کارهارو انجام میده اما ما اینقدرا شهامت نداریم که این کار ساده رو انجام بدیم

    اینقدر اراده نداریم که به تمام قدرت های پوچ اطرافمون پشت کنیم و به قدرت تو پناه بیاریم

    ما اصلا اونقدرا ایمان نداریم که تمام و کمال کارهامونو به تو بسپارم زبونی میگیم تو انجام بده اما عملا همیشه خودمون دست به کار میشیم

    ما انسان ها کلا عجولیم و کفور

    ما علم درخواست و پاسخ رو نداریم و جالب اینجاست قدمی هم برنمیدارم چیزی یادبگیریم

    کلا فک میکنیم زندگی کردن ی جنگه

    باید برای داشتن هر چیزی با تمامی عوامل بجنگیم

    اما حاضر نیستیم ی ذره وا بدیم ی ذره اعتماد کنیم ی ذره بیخیال بشیم بگیم بابا بالاخره ی سهمی هم خدا داره پس بزاریم خدا هم سهم خودشو انجام بده

    اصلا میدونی داستان چیه خدا؟؟

    ما انسان ها رها کردن رو بلد نیستیم

    سفت و سخت چسبیدم به خواستمون فک میکنیم اگه ی ذره رهاش کنیم تو یادت میره تو خوابت میبره تو فراموش میکنی

    در صورتی که ایه قرانی هست که خدا نه فراموش میکنه و نه رها میکنه

    اصلا خدا جونم بخوام راست و حسینی بگم ما ایمان نداریم

    ما توکل نداریم

    ما اعتماد نداریم

    ما چون هیچ شناختی از خودمون نداریم تورو هم نمیشناسیم

    ما اصلا نمیدونیم خودمون از کجا اومدیم و به کجا میریم

    به این خاطر که اصل ومبدا رو نمیدونیم گم شدیم تو این هیاهو بی محتوای زندگی

    و اما خدای مهربانم

    تو همیشه خدایی

    همیشه معجزه گری

    همیشه وهابی

    همیشه کریمی

    همیشه هادی هستی

    همیشه قدرت محضی

    و هدایت کن و بگو

    بگو مسیر کدومه

    بگو کدوم وری سر قافله رو بکشیم

    بگو هدایتت چی هست

    نشانه بفرست

    روشن کن مسیر رو

    اصلا خدایا تو مسیر رو هموار کن و مارو هل بده

    خدایا میدانیم که قدرت محضی اما ناشکریم و اعتماد نداریم

    خدایا قلب مارو تو دستت بگیر

    و فقط از نور و وجودت خودت بهش بده

    تو محافظ قلب و جان و روح ما باش

    اصلا تو فقط قلب ما رو لمس کن

    دو دست مارو بگیر از این منجلاب نجات بده

    ما چه میدانیم نجات چیه

    ما چه میدانیم پارو زدن چیه

    تو انجام بده

    تو تصمیم بگیر

    تو بگو چیکار کنیم

    تو دست به کار شو و سهم خودتو انجام بده

    تو بیا وسط و ورق رو کن

    ما همه راه ها رو رفتیم همه مسیرها رو امتحان کردیم

    اما دست از پا درازتر برگشتیم سر خونه اول

    اما و اما از همه مهمتر خدایا شکرت که هستی کنارمون

    خدایا شکرت که بهمون فرصت دادی

    خدایا شکرت که این سایت مقدس هست

    خدایا شکرت که لایق هدایت تو بودیم

    خدایا شکرت که تو خدای مایی

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    عصمت رضایی گفته:
    مدت عضویت: 3557 روز

    سلام .استاد عزیز و گرانقدر.چه هدیه ی بزرگی خداوند به بنده عطا کرده است که در بین شما عزیزان قرار دارم و هرروز از این آگاهی بی نظیر بهره ها می بریم.امیدوارم که همیشه در پناه یکتای تعالی شاد و موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    لیلا طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 3497 روز

    از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدرآید

    سلام . استاد عزیز ازتون بینهایت سپاسگزارم بخاطر اینکه اینقدر خالصانه آگاهی هاتونو با ما شریک میشین. بخاطر اینکه باورهای منو درمورد خدا، زندگی ، توانایی هام و … واقعا تغییر دادین.از صمیم قلب از شما متشکرم.من دارم تمرینات کتاب معجزه سپاسگزاری رو انجام میدم و امروز روز پنجم بود و این فایل شما چه هماهنگ بود :)… مصمم هستم که بسیار زیاد این تمریناتو انجام بدم، همیشه و هرجا و در هر موقعیتی نگاه تحسین آمیز و سپاسگزارانه رو تمرین کنم.. واقعا شور و مستی حاصل از اون بهترین پاداشه..

    انشالله روز به روز موفقتر، شادتر و ثروتمندتر بشیین . :)))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    احمدرضا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 4263 روز

    به نام خداوند شکور

    کسی را که چهار چیز دادند ،از چهار چیز محروم نباشد:با دعا از اجابت کردن ،با توبه از پذیرفته شدن،با استغفار از آمرزش گناه وبا شکرگزاری از فزونی نعمت ها. نهج البلاغه حکمت 135

    چون نشانه های نعمت پروردگار آشکار شد با ناسپاسی نعمت ها را از خود دور نسازید. حکمت 13 نهج البلاغه

    خدایا شکر به خاطر سلامتی ،خدایا شکر به خاطر دستان وپاها و گوش وچشم سالممان.

    خدایا شکر به خاطر اینکه در این خانواده بی نظیر وصمیمی دور هم جمع شده ایم و روز به روز این خانواده بالا وبالاتر می رود.

    پروردگارا سپاس به خاطر بی نهایت نعمتی که به همه ما داده ای که هیچگاه نمی توانیم آنها را به شمار آوریم.

    خداوندا توفیق شکرگزار بودن را به ما عطا فرما.

    روردگارا ما را از شاکران درگاهت قرار ده.

    آمین یا رب العالمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    mahdiyeh گفته:
    مدت عضویت: 2116 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان خوب هم فرکانسی ام

    چه هدایت نابی شدم به این فایل بینظیر و ارزشمند!

    و چه زیبا استاد راز و رمز ثروتمند بودن امریکا را گفتن!

    منم لیستی تهیه کردم از چیزایی که هر روز به خاطرش سعی میکنم سپاسگزار باشم و شاید گاهی ساده و راحت از کنارشون گذشتم و فکر کردم جزو بدیهیات زندگی ام هستن!

    لیستی از داشته ها و نعمت ها و ثروت هایی که دارم و باهاشون احساس زیبا و عالی ِ سپاسگزاری دارم :

    _ خدایا شکرت برای هرآنچه که به من بخشیدی و من برام عادی شده بودن و  اونها را نمی دیدم

    _خدایا شکرت برای زبانی که بهم دادی و همیشه مشغول به شکرگزاری از نعمت های بی پایان توست

    _ خدایا شکرت برای چشمی که بهم دادی و همیشه زیبایی ها را در همه چیز و همه کس میبینه و  منو شکرگزارت  میکنه

    _ خدایا شکرت برای احساس ِ قشنگی که بهم دادی که  زیبایی ها را با تمام وجودم حس میکنم و بابتش شکرگزارت هستم

    _ خدایا شکرت برای نعمت بزرگ آزادی و رهایی و عدم وابستگی به اطراف و اطرافیانم

    _ خدایا شکرت برای نعمت بزرگ درک و آگاهی که از قوانین جهان هستی بهم دادی

    _ خدایا شکرت برای آشنایی با استاد عزیز و توحیدی ام استاد عباس منش عزیز و خانواده خوب و توحیدی عباس منش و هم مسیر شدن باهاشون در مسیر هدایت به سمت خودت با بهره گیری از آگاهی های سایت و مطالب استاد عزیزم

    _ خدایا شکرت برای نعمت خانه و سرپناه امن و راحت و سرشار از آرامشی که دارم با همه وسایل رفاهی و آسایشی که دارم

    _خدایا شکرت برای نعمت سلامتی جسم و روح و روان که مدت هاست که به دکتر و درمان نیاز نداشتم

    شکرت برای سلامتی ِ تک تک اعضا و جوارحم چه داخلی چه ظاهری که همه به راحتی و سلامتی بدون اینکه من متوجه باشم دارن کار میکنن

    _ خدایا شکرت برای ارتباط خوبی که با اطرافیان و خصوصا فرزندانم دارم و از بودن کنارشون لذت میبرم

    _ خدایا شکرت برای نعمت بزرگ عزّت که تو بهم دادی و منو پیش همه خصوصا خانواده ام عزیز کردی که “تُعِزُّ مَن تَشاء”

    _ خدایا شکرت برای خوراک های مقوی و لذیذی که میتونم به راحتی تهیه کنم و مصرف کنم و لذت ببرم

    _ خدایا شکرت برای طبیعت و هوای قشنگی که هر وقت اراده کنم اطرافم هست و ازش لذت میبرم

    _ خدایا شکرت برای ماشین خوبی که دارم و منو همه جا میبره و از رانندگی باهاش تو شهر و تو جاده و تو سفر خیلی لذت میبرم

    _ خدایا شکرت برای دوچرخه خوب و قشنگی که هدیه گرفتم و تفریح وار و هم به عنوان ورزش ازش استفاده میکنم و لذت میبرم

    _ خدایا شکرت برای تضادهایی که توی زندگی خصوصا توی روابط با پدر و مادر و خواهر و برادر و همسر و فرزندانم پیدا کردم و باعث شد که بفهمم خواسته هام به وضوح چی هستن و برای تغییر دادن باورهام قدم بردارم تا بتونم به راحتی به سمت خواسته هام هدایت بشم

    _ خدایا شکرت که منو با قوانین زیبا و ثابت جهان هستی آشنا کردی و روز به روز دارم با اونها آشنا و آشناتر میشم و به این درک و فهم رسیدم که چقدر جهانی که خلق کردی زیباست و سرشار از نعمت و ثروت و فراوانی و زیبایی است

    _ خدایا شکرت برای احساس خوب ِ قرار گرفتن در این مسیر هدایت و آگاهی های ناب

    _ خدایا شکرت که منم جزئی از این جهان ِ سراسر زیبایی هستم و تو خواستی که باشم و به خودم میبالم که خالقی چون تو دارم

    _خدایا شکرت برای هرچه زیبایی و ثروت و نعمت و فراوانی که در جهانت هست و بی انتها و بی نهایت است

    خدایا شکرت خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    هێژا مەهتابی گفته:
    مدت عضویت: 3493 روز

    کنترل ذهن با سپاسگذاری

    دیروز سر یک دوراهی قرار گرفته بودم که باید یک تصمیم اساسی در مورد کارم میگرفتم نجوا هم فرصت رو غنیمت شمرد و اومد آره اینطوری میشه آره اونطوری میشه آره دهنت صاف میشه

    من چند دقیقه مغلوبش بودم و همش داشتم تحلیل میکردم چیکار کنم و احساسم داشت نامناسب میشد و گفتم نه دیگه احساس نامناسب کاری رو درست نمیکنه

    بعدش از خدا کمک خواستم بهم الهام کرد دفتر سپاسگذاریتو باز کن نعمت هایی رو که بهت دادم رو بشمار و سپاسگذارش باش منم شروع کردم و در لذت سپاسگذاری و شمردن نعمت ها غرق شدم بعدش این الهام اومد که خداوند از راهی که خودش صلاح بدانت نعمت ها و ثروت ها رو بهت میده وقتی این جمله رو شنیدم از خداوند قلبم باز شد و سپاسگذار خدا شدم

    خداوند از طریقی که خودش بداند نعمت ها و ثروت ها رو به من میرسونه نیاز نیست من بشینم تجزیه تحلیل کنم چطور اون نعمت رو به دست بیارم

    اون خودش این همه نعمت و ثروت رو داده هر روز توی این دفتر هایی که دارم شاید تا حالا پنجا شصت ها دفتر پر کردم اون خودش به من داده مگه من نشستم تحلیل کردم ؟ نه

    خودش نعمت ها رو میاره فقط باید اون چیزی که بهم الهام میشه رو انجام بدم

    تو خود پای در راه بگذار و هیچ نپرس

    خود راه بگویید که چون باید کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    کوروش گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    استاد استاد استاد

    عجب فایلی

    اصلا بی خود نبود الهامه بهم گفت بیم تو این دسته با اینکه تو فایل آخر

    دلیل نتایج پایدار اشاره شد به توانایی تشخیص اصل از فرع

    ولی یه چیزی میگفت ببین

    تو به چیزی که گفته شده عمل کن از این شاخه اون شاخه نپر

    و رسیدم به این فایل

    خدای من

    باورم نمیشه

    انگار یه کلید گم شده بود

    سپاس گزاری

    چیزی که اصلا ندارم در طول روز

    اصلا

    و وقتی اینطور تفاوت های آمریکا و اروپا رو فرمودین

    دیوانه شدمممم

    قدیمی تر متمدن تر ولی ضعیف تر

    چقدر جالبه استاد این دیدگاه که همه چیز رو برسی میکنن و با قانون تطابق میدین

    واقعا بعد این فایل

    یادم اومد که من یه کتابی رو قبلا دیده بودم تو یوتیوب

    یه کتاب صوتی بود

    معجزه شکرگزاری و الان رفتم اون کتاب گویا رو پیدا کردم و میخوام شروع کنم به گوش دادن

    اون زمان فقط 10 مین گوش کرده بودم

    ولی این سری میخوام کل 28 روز رو پیش برم

    چون خیلی زیبا بود

    چون واقعا حس میکنم توی شروع شکرگزاری مشکل دارم

    و اصلا نمیتونم بیشتر از یکی دو دیقه ذهنم رو آگاهانه نگه دارم روی سپاس گزاری

    حتی اگه هزاران بار هم تلاش کنم

    ولی این سری شروع میکنم

    با این کتاب گویا طی کردن تکامل رو

    و مطمئنم خدا من رو بزرگتر میکنه

    بقول شما سطلم رو بزرگتر میکنه

    سطل دریافت نعمت ها

    روابط و ثروت بیشتر

    و آرامش

    و سلامتی

    بریم

    این سری چه مسیری رو شروع کردمااااا D:

    همه چیز از یه تعهد برای سفردور آمریکا شروع شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    محجوبه گفته:
    مدت عضویت: 2446 روز

    سلام سلام فایل 16

    یادمه سال 97 اینا بود اون موقع تازه با کتاب خونی انس گرفته بودم اولین کتابی که خوندم و عاشقش شدم و بعضی جاها باهاش گریه کردم و خندیدم کتاب ملت عشق بود.

    وااای که نگم این کتاب چقدددر معرکه بود.

    کتابی در وصف عاشقانه های مولانا به شمس تبریزی.

    بعد از اون مرتب کتاب میخریدم میخوندم. انکار دنبال یه چیزی بودم. یه چیزی که جواب سوالاتی تو ذهنم بود.

    مثلا اینکه چرا خدا به بعضیا پول میده به بعضیا نمیده. از کوچیکی به ما گفته بودن هر چقدر گریه کنی زار بزنی برا اماما گریه کنی خدا بیشتر بهت نظر میکنه. گاهی میگفتم اگر اینجوریه چرا منکه هر سال مومن تر میشم وضعم بدتر میشه. چرا بهتر نمیشم. یه علامت سوالی همیشه تو ذهنم بود.

    چرا فلانی و فلانی که رنگ مهر و تسبیح رو نمیبینن چرا اینقدر خوشبختن. بعد از اونور چرا فلانی که از منم مومن تره بازم اینقدر خوشبخته. اصلا من روز به روز وضعم بدتر میشه.

    خلاصه کارم همین بود نماز میخوندم فکر میکردم روضه میرفتم بعد از اون همه تلاش برای گریه کردن بعد که برقا روشن میشد خونه زندگی طرف رو میدیدم فکر میکردم که چرا من از اینا مومن ترم ولی اینا پولدار ترن.

    داشتم میگفتم سال 97 بود حدود 10 تا کتاب رو خونده بودم تا رسیدم به کتابای راندا برن و اون کتاب بیندیشید تا ثروتمند شوید از ناپلئون هیل

    دیدم یه جای کارم میلنگه باز توجه نکردم تا اینکه فهمیدم من شنیداریم یعنی کتاب صوتی دوست دارم برا همون نمیدونم چه جوری کتاب 28 روز شکرگذاری صوتی راندا برن به دستم رسید.

    خدااای من اون کتاب بزرگترین معجزه زندگی من بود.

    الان که فکرشو میکنن و یاد اون روزا میفتم گریه م میگیره. تو اون دوره من دوتا مسافرت بی نظیر رو تجربه کردم. اولیش سفر شمال بود و همسرم مریض بود و صبح تا شب تو خونه ای که اجاره کرده بودیم دراز بود و من از صبح طلوع پامیشدم میرفتم لب دریا تمرینای کتاب رو انجام میدادم از ته قلبم سپاسگذار بودم. با اینکه همسرم مریض یود و با یک 206 قراضه ای که نه کولر داشت و نه هیچی رفته بودیم سفر. و من چقدددر عشق میکردم با اون ماشین. صبح زود میزدم بیرون خرید میکردم میومدم غذا میپختم بچه ها رو میبردم لب ساحل به همسرم رسیدگی میکردم و از همه مهمتر عشششق میکردم. یه جوری شده بود صاحب خونه هه میگفت ای شوهرت کجاست والا که عشق و حالم حدی داره یک تکونی به خودش نمیده کمکت کنه. منم میگفتم مریضه حالش خوب نیس.

    میرفتم لب ساحل از سپاسگذاری گریه میکردم. رفته بودیم سرعین تو خیابونای سرعین اوایل تابستون حال همسرم خوب نبود دستشو گرفته بودم به زور راه میرفت و من میگفتم خدایا شکرت. و وقتی از پیاده روی میومدیم خونه تو گوشیم از شکر گذاریم مینوشتم.

    شکر گذاری زیاد من تو همون سال 206 قراصه رو تبدیل به یک پارس مشکی صفر کرد اونم در عرض 2 ماه. از سفر شمال بعد 4 ماه رفتم کربلا که ارزوشو داشتم که البته همون سالها ارزوشو داشتم وبهش رسیدم. ارامش عجیبی به زندگیم وارد شده بود.

    که البته همون سال با فایلای استاد هم اشنا شده بودم و البته که همراه شکرگذاری فایلای قانون افرینش استاد رو هم گوش میداوم. هر چند رایگان تهیه کرده بودم و فکر میکردم قانون افرینش رایگانه. که بعد 3 ماه که وارد سایت شدم فهمیدم پولیه و دیگه گوش ندادم. ولی انگار خدا از طرف استاد بهم اجازه داده بود گوش کنم.

    اینارو گفتم که بگم الان دلم حال اون روزهامو میخاد من الان 206 قراضه ندارم به جاش یه پارس صفر و یه سمند تر و تمیز داریم. خونه 100 متری نه خونه 136 متری 3 خاب صفر دارم. نصف وسیله هامو عوص کردم. خونم روف گاردن داره. علاوه بر اینا یک خونه پیش فروش هم خریدیم و در حال تکمیله. سال دیگه تحویل میدن. و باز علاوه بر اینا هر 3 ماه مسافرتمو میرم تعطیلی های هفتگی سفر کوتاه باااید بریم.

    هر جمعه رستوران میریم بهترین رستورانای شهر و کلا اشپزخونم تعطیله.

    از همه اینا مهمتر من الان از ماهی 0 تومن درامد رسیدم به ماهی 5 م درامد و یه کاری دارم که تو خونه اس راحته و باهاش عشق میکنم.

    ولی ولی ولی…

    دلپ تنگ شده برا اون سپاس گذاریا برا اون لحظه ها که هر مشکلی پیش میومد اولش بدون هیچ فکری میگفتم خدایا شکرت خدایا شکرت. و ننیدونم چرا مرتب با هر مشکل و یا خوشحالی فقط میگفتم خدایا شکرت.

    دلم اون لحظه ها رو میخاد. الانم شکرگذارم ولی اعتراف میکنم نه به اندازه اون موقع ها.

    انگار الان یه جوری شده که با خودم میگم فلان چیز ؟! باید باشه باااید تو زندگیم باشه و اگر نباشه دیگه نمیگم خدایا شکرت به جاش عصابم بهم میریضه و منی که میدونم نباید حال بد به خودم راه بدم میرم با این حال کلنجار میرم و دنبال هزااار تا دلیل میگردم که الان نباید حالت بد باشه و گاهی موفق میشم و گاهی هم نمیشم و تا چند روز ذهنم درگیر میشه.

    و اما این حالیه که امشب داشتم و با اینکه همسرم اولش خیلی روی خوبی داشت ولی به خاطر اینکه سرش تو گوشی بود ناراحت شدم و باز ناسپاسی اومد سراغم.

    خابم نبرد گفتم خدایا چرا من اینجوری ام چرا حالم یا خوبه یا بده. چرا همش نعمتای دیگران جلو چشمم هستن و نمیتونم نعمتای خودمو ببینم.

    گفت برو تو سایت اومدم و این فایل اومد.

    حالا بهم میگه از نعمتهات بنویس کار خاصی نمیخاد بکنی بنویس چیا داری هر چی الان به ذهنت میاد تو این اتاق تاریک کنار همسرت رو بنویس.

    منم میگم چشم.

    خدایا شکرت به خاطر خرو پف شوهرم که اگه نباشه من باید تو این اتاق تنها بخابم.

    خدایا شکرت به خاطر رخت خواب نرمم که تا 4 سال پیش ارزوی این تخت رو داشتم چون یکی از بهترین برندهای تخت تو مشهد هست.

    خدایا شکرت که خونم اتاقم گرمه و راحتم که اگر سرد بود یعنی گاز نداشتیم امکانات نداشتیم.

    خدایا شکرت که پوستم الان خارید و این یعنی اینکه من حس لامسه دارم.

    خدایا شکرت که چشمام داره میبینه و داره خابش میگیره که اگر نمیدید واقعا من چه جوری میتونستم وارد سایت بشم یا با گوشی یا لپ تاپ کار کنم. خداااای من تا حالا به این فکر نکرده بودم واقعا اگر چشمام کور بود چه جوری کامنت میخوندم یا مینوشتم. خدایت شکرت

    خدایا شکرت به خاطر انگشتاییکه داره تایپ میکنه. که اگر نبود بازم چه جوری میخاستم بیام تو سایت

    خدایا شکرت به خاطر گوشهاییکه دارن میشنون یک صدایی رو تو هوا مث ویز ویز لامپ یا همچین چیزی و اینکه خرو پف شوهرمو میشنوم. این یعنی اینکه گوشام سالمه و اینکه همسرم کنارمه.

    خدایا شکرت به خاطر وسایلا اتاقم مث کمد و لباسام که اگر نبودن یعنی من بی خانمان بودم. خدایا شکرت.

    خدایا شکرت به خاطر حمامی که تو اتاقم اارم و هر موقع بخام میتونم بدون ایجادسرو صدا برم حمام

    خدایا شکرت به خاطر عطر و ادکلنی که جلو اینه امه به خاطر لوازن ارایشی و بهداشتیم که به پوستم کمک میکنه شاداب باشه و خوش بو باشم. که اگر نبودن یعنی من پول نداشتم اینارو بخرم.خدایا شکرت.

    خدایا شکرت به خاطر گوشیم.

    خدایا شکرت که به حرفام گوش دادی ازت هزاااران بار سپاسگذارم که همیشه بهم توجه میکنی و هر موقع ازت سوال دارم بهم جواب میدی.

    خدایا شکرت که شکرت خدایا شکرت که شکرت.

    خدایا شکرت که دخترم میره سرکار و امشب قرار شد خودش گوشیشو عوض کنه.

    خدایا شکرت که شکرت.

    خدایا شکرت به خاطر تک تک سلولهای بدنم

    خدایا شکرت که امشب حال جسمی خودم بهتره.

    خدایا شکرت به خاطر موهای فر فری قشنگم.

    خدایا شکرت به خاطر چشمای درشتم.

    خدایا شکرت به خاطر وجود استاد تو زندگیم.

    خدایا شکرت به خاطر وجود کشور سرسبزی مث امریکا. خدایا شکرت که استاد رو بردی اونجا تا بهشت دنیوی تو بهمون نشون بدی.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      فاطمه کیومرثی فارمد گفته:
      مدت عضویت: 1473 روز

      دوست عزیزم سلام من الان هدایت شدم به این فایل و خوندن کامنت شما دیدم واقعا همه حرفاتون درسته

      امروز که روز اول فروردین 1403 هست و روز عیده ما تو خونه شمالمون هستیم و من داشتم به شوهرم که سرش تو گوشی بود غر میزدم که اگه الان مشهد بودیم خونه مامان بودیم و همه جمع بودیم با اینکه الان همه حسرت ما رو میخورن که تو شمال هم خونه داریم و در سال چندین مرتبه به اونجا‌میریم ولی من احساس نا رضایتی داشتم بعد اومدم تو سایت و قسمت هدایت امروز من رو زدم و این فایل اومد و من متوجه اشتباهم شدم که به جای سپاسگزاری دارم ناشکری میکنم ممنون از نوشته ها و مطالبی که به اشتراک گذاشتن و ممنون از استاد عزیزم که اینقدر زیبا ما رو راهنمایی میکنن عید رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم و سال خوب و پر برکتی برای همه آرزو مندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: