اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من هنوز گوش ندادم اما وقتی ایمیل شما رو باز کردم و توضیحات شما رو خوندم همون لحظه احساسم عالی شد و حالا که دارم مینویسم بخاطر اینکه با شما و سایت شما آشنا شدم از خداوند وهاب و هادی بی نهایت سپاسگزارم.
بهترینها رو از خداوند کریم براتون آرزومندم امیدوارم یک روز بیام فلوریدا و اونجا از نزدیم شما را ببینم.
سلام استاد عزیزم…واقعا خدارو شکر میکنم و سپاسگذار پروردگار هستم بخاطر وجود شما تو زندگیم.از اینکه انقدر با سخاوت فایل اماده می کنید و تماما تلاشتون اگاهی بیشتر ما از قانونه…خدارو شکر
من از قبل این دفتر رو تهیه کرده بودم و با صحبت های شما با تعهد بیشتری بهش عمل میکنم .واقعا استاد وقتی با خودم فکر میکنم که اگه با شما اشنا نمیشدم چقدر زندگیم دچار روز مره گی بود و مثل خیلیلها بیشتر زمانم صرف شبکه های اجتماعی میشد.ولی الان هر روز به فایلهای شما گوش میکنم یعنی هیچ کاری برام مهم تر از گوش کردن به فایلهای شما نیست چقدر تو این مدت احساس ارامش بیشتری دارم واقعا نمیدونم چطور شکر خدارو به جا بیارم زندگیم هدفمند شده و اگاهانه اجازه میدم این اگاهی ها کویر تشنه وجودم رو ابیاری کنه.تا اون جنگل سر سبزی که زیر خاک در حال رشده سر از خاک بیرون بیاره و بلاخره به بک جنگل انبوه دست پیدا کنم.استاد خیلی دوستون دارم …همیشه یکی از چیزهایی که فوقالعاده بابتش سپاسگذارم وجود شماس ..چون دقیقا با استادی اشنا شدم که از هر لحاظ کامله و واقعا دیدگاهم رو نسبت به پروردگار بهبود بخشیده.خدایا شکرت.
با عرض سلام خدمت استاد عباس منش.خوشحالم از اینکه دوباره تونستم یک دیدگاه ارسال کنم و در خوشحالی موفقیت های شما شریک بشم.من از روزی که عضو سایت شما شدم از لحاظ مالی زیاد تغییری نکردم ولی دیدگاهم به زندگی خیلی عوض شده و از دیدن و بازی با بچه های خودم بیشتر لذت می برم و یه مدت کوتاهی پسر کوچیکم ناخوش بود و شب و روز شکر گزاری کردم بخاطر سلامتی خودم و خانواده م تا اینکه امروز در سلامت کامل هستیم. واقعآ سپاسگذاری وفور نعمت های خداوند رو بیشتر می کنه .البته خیلی نعمتهای دیگه ای هم بهم داده که باید بیشتر سپاسگذاری کنم مثل یک دوره ی تخصصی فنی که شرکت کردم و قلبم سرشار از آرامش و ایمانی شده که مطمِینم به هدفهایی که دارم می رسم.چون همون طور که شما گفتین مدارها هم از بالا انتهایی نداره و هم از پایین.من زیر صفر بودم و حالا همه ی بدهی هام رو دادم و واقعآ مهمتر از همه به آرامشی رسیدم که در مقایسه با 5 سال گذشته برای من یک معجزه ست.از شما تشکر می کنم بخاطر اینکه فانوس راه من شدید و راه روشنی به من هدیه کردید . آرزوی قلبی من برای شما و همه ی اعضا گروه موفقیتهای بسیار بزرگتر از هدفهایی که دارید هست.موفق و سلامت باشید در سایه ی خداوند بخشنده و مهربان.
سلام بر استاد زیبانگر و عزیزم سید حسین عباس منش و دوستان پر انرژی، خداوند در قرآن می فرماید:« و إن شکرتم لازیدنکم و إن کفرتم إن عذابی لشدید» اگر سپاسگزاری نمایید قطعا خداوندنعمتها را فزونی می بخشد وگر ناسپاسی کنید قطعا عذابم سخت خواهد بود، دوستان عزیزم نماز بالاترین وسیله سپاسگزاری از خداوند است اگر به شکل عادت و به عنوان رفع تکلیف نباشد،
خداوندا بی نهایت سپاسگزارم که مرا با خانواده بزرگی آشنا کرد که به وجودشان افتخار می کنم
خداوندا بی هایت سپاسگزارم که قرآن را فانوس دریای پر تلاطم زندگیم قرار داد تا با نور بهترین مسیر رسیدن به سعادت را بیابم و………………………………………………. استاد ممنون که در کنارمون هستی…هستی…هستی
سلام دوست عزیز ………بسیار سپاسگزارم بابت دیدگاهتون …فکر کنم حدود یه ساعتی میشه غرق خوندن نظرات دوستان شدم اولین باریه انقدر دلم مبخواد همه نظراتو تک تک بخونم و اصلا هواسم به نمازمم نبود بسیار از شما دوست عزیز سپاسگزارم ….واقعا این سایت خیلی عجیبه در لحظه برات فایلهای استاد عزیزمیاد سخنان دوستان با ارزش …و واقعا جای شکر گزاری بی نهایت رو داره …از خدای عزیزم بابت وجودت تو زندگیم و لطف و عنایتیو که به هممون داره سپاسگزارم.سپاسگزارم.سپاسگزارم
دیروز صبح مثل همیشه تو دفترم سپاسگذاری خودم ، داشته هامو سپاسگذاری کردم و حالم واقعا خوب بود ، کار ها برام خوب انجام شد ، همه چی طبق روال پیش میرفت و …
دیروز عصر به یه تضادی برخوردم و نشونه هارو دیدم و فکر کردم بهش ، حسم بهم میگفت باید زنگ بزنم به رئیس پروژه و بهش بگم من از انجام این کار صرف نظر کردم 😶
و این در حالیه که من شب قبلش با خودم به این نتیجه رسیدم فقط تمرکز بزارم رو این هدفم و با نهایت قدرت ادامه بدم.
کلی با خودم کلنجار رفتم ، هی حسم بهم میگفت زنگ بزن کنسلش کن ، هی ترس ها میومد ، هی میگفت کنسلش کن ، هی میگفتم اگه این کارو بکنم بقیه چه فکری میکنن ، هی میگفت کنسلش کن ، هی باور کمبود از اون لایه های زیر مغزم خودشو نشون میداد ، هی میگفت کنسل کن و من مقاومت داشتم.
بعد از کلی کشمکشهای درونی به این نتیجه رسیدم که بابا منی که فک میکنم ایمان دارم ، تسلیمم ، نمیترسم ، حرف مردم برام بی اهمیته ، هنوز خیلی جا داره برای اینکه بخوام الکی ادعا کنم ، به این نتیجه رسیدم که نه تنها الآن نمیتونم ادعا کنم بگم ایمان دارم و تسلیمم ، بلکه هیچوقت نمیتونم همچین ادعایی بکنم ، چون اصلا هیچکی کامل نیست و یه جورایی احساس منفی رو از خودم دور کردم.
خلاصه دیشب اومدم برای این فایل کامنت بنویسم ، بازم احساس کردم یه مقاومتی دارم و چیزی نتونستم بنویسم ، انگار فاصله ی فرکانسی زیادی داشتم.
یکم گذشت و یکی از دوستان که قضیه رو میدونست اومد پیشم و بهم سیگار تعارف کرد ، منم قبول نکردم و تو دلم داشتم میگفتم هیچ عامل بیرونی نمیتونه حال منو خوب کنه که بخوام با سیگار آروم شم و همین جوری یه لحظه گفتم این لحظه ، لحظه ی غربالگریه ، من اگه بتونم تو این لحظه آرامشمو حفظ کنم ، احساسمو خوب کنم میرم یه مدار بالاتر ، اگه هم نتونم احساسمو خوب کنم ، له میشم.
یهو دوستم برداشت گفت تو الآن ، توو آخرین سربالایی نوک قله ای و اینو رد کنی دیگه میرسی به سراشیبی و راحت رو ریل حرکت میکنی.
خداوکیلی اصلا یه لحظه به شدت تعجب کردم ، چون این آدم اصلا تو این باغ ها نیست که بخواد از این حرفا بزنه ، انگار خود خدا داشت از طریق ایشون به من میگفت که آرامشتو حفظ کن و …
خلاصه که این دوستم هم رفت و تنها داشتم فکر میکردم ، باز گفتم خدایا من نمیدونم تو بگو من چه کار کنم ؟
باز دوباره گفت زنگ بزن کنسلش کن 😐
دوباره نجوا ها اومدن که اگه اینجارو کنسلش کنم ، محل اسکان نیرو هارو کجا ببرم ، دیگه جایی سراغ ندارم و یه سری نجوای دیگه که احساس کردم باور فراوانی تو وجودم کمرنگ شده.
گفت پس زنگ بزن به فلان دوست صمیمیت ، اونجا هم محل اسکان هست ، هم کار که نیرو هات بیکار نمونن.
باز با خودم بگو مگو که من فقط برای کار به تو میگم ، و از بنده هات چیزی نمیخوام.
یهو یاد یه حرف استاد افتادم که میگفت :«من خودم میدونم وقتی دارم از یکی درخواست می کنم توکلم به خداست یا توکلم به اونه ، من میفهمم ، من در خواست کننده میفهمم.»
گفتم باشه ، زنگ زدم به اون دوست صمیمیم.
گفت آره اوکیه ، مشکلی نداره ، دقیقا هر چی حسم بهم گفته بود رو اون دوستم گفت اونجا هست.
بعد با خیال آسوده گوشیو قطع کردم و دوباره گفت حالا زنگ بزن کنسلش کن 😐
دوباره من مقاومت کردم نمیدونم چرا.
فشار ذهنی خستم کرده بود ، خوابم برد ، نصفه شب یه سر و صدایی بیدارم کرد ، ساعت ۲-۳ شب بود ، دوباره میگفت کنسلش کن 😐
گفتم صبح بیدار شم کنسلش میکنم.
صبح بیدار شدم به محض بیداریم گفت کنسلش کن 😐
اینبار دیگه نمیشد نادیده گرفت.
پیام دادم تو واتس آپ و بهش گفتم من این کارو انجام نمیدم و کارو بدین به کس دیگه ای.
سریع جواب داد چرا و چی شده و منم یه سری دلیل آوردم و اونم گفت اینارو برات حل میکنم کارو استارت بزن ولی آخرش گفت : «اگه دوست نداری کار کنی مشکلی نداره»
تا اینو گفت منم در نهایت ادب و احترام گفتم پس لطفا کارو بدین به شخص دیگه ای.
خلاصه آقا من دفتر سپاسگذاریو برداشتم دوباره یه سری چیزا نوشتم و به احساس بهتر رسیدم ، و رفتم فصل ۴ کتاب رویاهارو خوندم و بعدش دیگه یه فایل گذاشتم و داشتم گوش میدادم که خوابم برد.
یه لحظه از خواب بیدار شدم احساس کردم خیلی مدت طولانیه خوابیدم ولی ساعتو دیدم و متوجه شدم فقط نیم ساعت خواب بودم و دوباره خوابیدم ، صدای استاد تو گوشم داشت میچرخید و خوابم برد.
تو خواب بودم که یهو گوشیم زنگ زد و بیدار شدم جواب دادم ، همین آقای رئیس پروژه بود.
رفتم صورتمو شستم و اومدم و تصمیم گرفتم ناهار بخورم بعدش زنگ بزنم.
گوشیمو دیدم مادرم بهم پیام داده بود زنگ زدم داشتم باهاش تصویری صحبت میکردم که یهو داداشم یه چیزی گفت که انگار برای من بود اون حرفش.
مربوط به افزایش قیمت و این چیزا بود.
بعدش که با مادرم حرف زدم و تموم شد زنگ زدم به رئیس پروژه.
زنگ زدم و خیلی محترمانه و مودبانه حرف زد و گفت مشکل چیه بگو من برات حلش کنم .
من تک تک مشکل هایی که داشتمو گفتم و همه رو گفت حلش میکنم برات ، حتی گفتم فلان مهندس کار مارو انجام نمیده ، برداشت گفت تو با اون کار نداشته باش ، اون کارمند منه ، تو با من در ارتباطی ، به من بگو من حل میکنم برات ، مهندس کیه.
خلاصه که دوباره راضی شدم کار کنم و ادامه بدم ولی انگار یه چیزی کم بود ، حرف داداشم تو ذهنم میچرخید و افزایش قیمت تو ذهنم مرور میشد.
با اینکه اوکی داده بودم ، یهو تو آخرین حرفش گفت اگه فک میکنی برات نمیصرفه یا سختته بگو ، تعارف نکن ، اگه نمیتونی بگو من یه نفر دیگه رو بزارم به جات.
همون لحظه احساس کردم دوباره باید بگم کنسلش کن 😐
گفتم آره کنسلش کن و یه نفر دیگه بگو بیاد.
اصلا بنده خدا جا خورد ، منم واقعا خیلی خشنود ازینکه حرفمو زدم و ایمان دارم قطعا خیریتی توش هست.
واقعا سپاسگذار خداوندم که تو این ماجرا بهم فهموند که هنوز خیلی جاها پاشنه آشیل دارم ، خیلی جاها باید رو باورام بیشتر کار کنم و ممنونم از خدا که کمک کرد تا بتونم به این ترسم حمله کنم.
الان که دارم این کامنتو مینویسم ، ۲-۳ ساعت از اون تماس من رد میشه و من به شدت احساسم خوبه و اصلا تو فکرش نیستم که الآن این کارو از دست دادم یا چی ، بلکه دارم به خودم میگم من هدفمو ادامه میدم ، حالا تو این پروژه نشد ، یه جای دیگه .
😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهتر هدایت هاشو بفهمیم.
از خدا میخوام هممونو به بهترین مسیر ها هدایت کنه.
از خدا میخوام بهمون کمک کنه تا به ترس هامون حمله کنیم.
ممنووونم از استاد عزیز که آگاهی های مارو هرروز نسبت به جهان و قوانینش بیشترمیکنند.
من اولین باره ک دارم نظر میزارم واقعا نمیدونم چه جوری از آقای عباس منش تشکر کنم که دید منو نسبت به خیلی از مسایل باز کردند.
من چون ی دختر تقریبا مذهبی هستم اولش مقاومت داشتم که دیدگاه استاد رو راجع ب خدا قبول کنم ولی وقتی
اتفاقاتی ک تو گذشته برام افتاده رو مقایسه کردم با دیدگاه استاد دیدم ایشون درست میگند
وکاملا دیدگاهشون درسته….
همیشه برام سووال بود چرامنی که بیشتر خدارو عبادت میکنم.نمازام سروقته.و….زندگیم خوب نیست وهمش ناراحتم.عصبیم
ولی فلانی که اهل نمازوروزه نیست زندگیش شادتر.بهتر و زیباتره
ووقتی فایلای رایگان استاد رو گوش دادم فهمیدم مربوط ب حس وحال خوب طرف میشه وربطی ب نمازوروزه ای ک شاید ازروی عادته واصن ارامشی نمیاره نداره
ازوقتی اینو فهمیدم نمازام رو باعشق میخونم.واثراتش رو توزندگیم دارم میبینم
توگذشته ب خاطر رابطه عاطفی ک داشتم خیلی عذاب کشیدم.همش گریه.غصه جوری که اززندگی ناامید شده بودم وخداروشکر بعد از اتمام اون رابطه من هدایت شدم ب راه درست..
مخصوصا ازوقتی که فایلای رایگان استاد رو گوش میدم که شاید حدودا دوسه هفته میشه زندگیم داره خداروشکر روز ب روز عاالی تر میشه
ودارم روباورهای اشتباهم کار میکنم وخداروشکر توهمین مدت کمم نتایج عالی گرفتم مخصوصا در حوضه روابط
همیشه برام سوال بود چرافلانی بابقیه این قدر خوبه بامن بداخلاقی میکنه
که وقتی فهمیدم مشکل ازمنه ودرواقع قبول کردم مسیولیتش رو نتایج عااالی گرفتم ورفتار اون فرد بامن هم عاالی شده خداروشکر
بخام بگم خیلی طولانی میشه
فقط اینووو بگم که واقعا از خدا ممنوونم که من رو هدایت کرد به راه درست
وهرروزم رو با شکرگزاری شروع میکنم
من وقتی فایلای استاد رو گوش میدم بازندگیم مقایسه میکنم واسه همین خیلی راحت باورهای اشتباهمو پیدامیکنم چون تجربیات گذشتم بهم نشون میده باورت اشتباه بوده که اون اتفاق برات افتاده..
ازاستاد عزیز یک درخواست دارم..خیلی دوس دارم راجع به حجاب و ربطش به این قوانین اطلاع پیدا کنم..چادری نیستم ولی حجابم رو رعایت میکنم
دوس دارم بدونم چرا خدا ازخانوما خواسته که حجاابشونو حفظ کنن
خیلی خوشحالم از اینکه حالت بهتر هست و زندگی ات تغییر کرده
فراموش نکن که عباس منش هم وسیله ای بوده از سمت خداوند برای تو و این نشانه لطف خداوند به توست و اولین و آخرین وسیله هم نیست و نخواهد بود.
در خصوص حجاب باید بگم که شما تعریف صحیحی از حجاب ندارید متاسفانه، چون برای شما درست تعریفش نکردن، حجاب و حیا فقط برای خانم ها نیست و برای آقایان هم هست، حجاب فقط چادر نیست، حجاب مجموعی از حیا، پوشش، اخلاق و … هست که شدیدا به آقایان هم توسیه شده است. مثلا در قرآن خداوند میگه که عفت پیشه کنید (اصلا کاری به زن بودن یا مرد بودن نداره) و مثال زیاد هست. خوشحالم که شاد هستید و امدیوارم همیشه شاد و موفق باشید.
ممنون از شما دوست گرامی که به سوالم جواب دادید..میدونم حجاب فقط,پوشش نیست و فقط هم برای خانوما نیست ولی تو قرآن به مردها گفته شده مواظب چشماتون باشین وه به زن ها گفته شده خود رو از نامحرم بپوشونید..
جاایی روانشناسی میگفت خدا به خاطر این گفته خانوما حجاب داشته باشن چون مردها بانگاهشون انرژی منفی به زن انتقال میدند ودرواقع حجاب خانوما به نفع خودشونه..وتازه توکشورهای پیشرفته دارن به این حرف میرسند..
مطمینم ربطی بین این قوانین و پوششی که خدا درمورد اون صحبت کرده وجود داره واسه همین ازاستاد تقاصا دارم فایلی رو به این موضوع اختصاص بدهند تا شناخت کامل تری درمورد علت پوشش داشته باشیم
بنام خدایی که به من نعمت داد و کمک کرد که این همه زیبایی رو در زندگیم ببینم
سلام دوستان
سلام استاد گلم
امیدوارم حالتون خوب وعالی باشه و سپاسگزار خدا باشید
خیلی خوشحالم که در مداری قرار گرفتم که این آگاهی هارو دریافت میکنم که بتونم سپاسگزار خدا باشم و احساس خوبی داشته باشم
در جامعه ما تفاسیر متعددی از آمریکا و مردمانش میشه و بسیاری از این دیدگاه ها باوری رو در ما ایجاد کرده که اون ها افراد مناسبی نیستند و به اصطلاح بعضی ها فکر میکنیم اون ها کافر هستند و ما انسان های درستی هستیم
من قبل از این هم نگاه متفاوتی درباره تمامی مردم جهان داشتم و باور من اینه که همه انسان هستند و نباید یک قوم را بد دانست و خودمان را خوب
این کار بسیار بدی هستش که خییییلیا فکر میکنن فقط ما(ایرانیان)راه درست رو داریم میریم و انسان های خوبی هستیم و بقیه راهشون غلطه
در این جا باید گفت حتما یک مشکلی در کاره که نتایج چیز دیگری رو نشون میده
همون هایی که ما فکر میکنیم راهشون اشتباهه به خدا نزدیکترن ونتایجی بسیار بهتر از ما میگیرن با این که ما اداعا میکنیم راهمون درسته نتایج زیاد دلخواه نیست!!
سپاسگزارم بابت همه نعمت های که خداوند به من داده واز روزی که باگروه تحقیقاتی عباس منش. آشنا شدم نگرشم نسبت به زندگی عوض شد وهر روز انرژی وعشق دوباره نسبت به خدا در وجودم زنده میشود وخداوند رابابت اینکه مرا در این مسیر هدایت وسوق میدهد سپاسگزارم خداوند همیشه باماست ودر وجود ماست فقط کافیه برای تمام داشته هایمان شکرگزاری کنیم وخود رابه مسیر خوبی وصل کنیم سپاسگزاری یعنی فکر مثبت یعنی مسیر خوبی یعنی وصل شدن به منبع انرژی یاخدا پس سپاس خداوند یکتا که مرا بوجود آورد تا دردنیای به این خوبی وقشنگی زندگی کنم،
بعضی از دوستان در نظرات خود گفته بودند که چرا مسلمان روز شکر گزاری ندارن، باید بگویم که باز ما به داشته هایمان نگاه مثبت نداریم اگه کمی دقت کنیم متوجه میشویم که سپاسگزاری ما ازاول صبح شروع میشود تا شب نماز یعنی سپاسگزاری خداوند یعنی شکر خدا بازبان واضح ورسا پس همه ملت های شکر گذاری دارند فقط باید به آن عمل کرد نمیخواهد که باید آمریکایی یا هندی یا اروپایی باشی فقط خودت باشی بانگرش مثبت به دنیایی دور ورت پس دوباره سپاس بیکران را به همه داشته هایمان شکرگزار همه نعمت هایمان
من حدودا دوهفته ای هست که تمرینات و دفتر سپاسگزاری رو گذاشته بودم کنار چون با احساس این کار رو نمیکردم. امروز صبح که بیدارشدم با احساس عذاب وجدان و فکرکردن به این موضوع روزمو شروع کردم و وقتی متوجه شدم که استاد فایلی رو با این موضوع گذاشته خداوند رو شکر کردم که همیشه میخواد من رو در مسیر نگه داره و من همیشه خداوند رو شکرگزارم که من رو با بزرگترین قوانین جهان بخصوص شکرگزاری از طریق استاد عباسمنش آشنا کرد…
استاد باور کن خدا از طریق شما با من حرف میزنه و همیشه در زمان و مکان درست و مناسب صحبت هایی رو از خدا به طریق شما میشنوم که بهش نیاز مبرم دارم … ازشما بینهایت سپاسگزارم استاد جانم….
استاد سلام
تو فوق العاده ای
من هنوز گوش ندادم اما وقتی ایمیل شما رو باز کردم و توضیحات شما رو خوندم همون لحظه احساسم عالی شد و حالا که دارم مینویسم بخاطر اینکه با شما و سایت شما آشنا شدم از خداوند وهاب و هادی بی نهایت سپاسگزارم.
بهترینها رو از خداوند کریم براتون آرزومندم امیدوارم یک روز بیام فلوریدا و اونجا از نزدیم شما را ببینم.
سلام استاد عزیزم…واقعا خدارو شکر میکنم و سپاسگذار پروردگار هستم بخاطر وجود شما تو زندگیم.از اینکه انقدر با سخاوت فایل اماده می کنید و تماما تلاشتون اگاهی بیشتر ما از قانونه…خدارو شکر
من از قبل این دفتر رو تهیه کرده بودم و با صحبت های شما با تعهد بیشتری بهش عمل میکنم .واقعا استاد وقتی با خودم فکر میکنم که اگه با شما اشنا نمیشدم چقدر زندگیم دچار روز مره گی بود و مثل خیلیلها بیشتر زمانم صرف شبکه های اجتماعی میشد.ولی الان هر روز به فایلهای شما گوش میکنم یعنی هیچ کاری برام مهم تر از گوش کردن به فایلهای شما نیست چقدر تو این مدت احساس ارامش بیشتری دارم واقعا نمیدونم چطور شکر خدارو به جا بیارم زندگیم هدفمند شده و اگاهانه اجازه میدم این اگاهی ها کویر تشنه وجودم رو ابیاری کنه.تا اون جنگل سر سبزی که زیر خاک در حال رشده سر از خاک بیرون بیاره و بلاخره به بک جنگل انبوه دست پیدا کنم.استاد خیلی دوستون دارم …همیشه یکی از چیزهایی که فوقالعاده بابتش سپاسگذارم وجود شماس ..چون دقیقا با استادی اشنا شدم که از هر لحاظ کامله و واقعا دیدگاهم رو نسبت به پروردگار بهبود بخشیده.خدایا شکرت.
با عرض سلام خدمت استاد عباس منش.خوشحالم از اینکه دوباره تونستم یک دیدگاه ارسال کنم و در خوشحالی موفقیت های شما شریک بشم.من از روزی که عضو سایت شما شدم از لحاظ مالی زیاد تغییری نکردم ولی دیدگاهم به زندگی خیلی عوض شده و از دیدن و بازی با بچه های خودم بیشتر لذت می برم و یه مدت کوتاهی پسر کوچیکم ناخوش بود و شب و روز شکر گزاری کردم بخاطر سلامتی خودم و خانواده م تا اینکه امروز در سلامت کامل هستیم. واقعآ سپاسگذاری وفور نعمت های خداوند رو بیشتر می کنه .البته خیلی نعمتهای دیگه ای هم بهم داده که باید بیشتر سپاسگذاری کنم مثل یک دوره ی تخصصی فنی که شرکت کردم و قلبم سرشار از آرامش و ایمانی شده که مطمِینم به هدفهایی که دارم می رسم.چون همون طور که شما گفتین مدارها هم از بالا انتهایی نداره و هم از پایین.من زیر صفر بودم و حالا همه ی بدهی هام رو دادم و واقعآ مهمتر از همه به آرامشی رسیدم که در مقایسه با 5 سال گذشته برای من یک معجزه ست.از شما تشکر می کنم بخاطر اینکه فانوس راه من شدید و راه روشنی به من هدیه کردید . آرزوی قلبی من برای شما و همه ی اعضا گروه موفقیتهای بسیار بزرگتر از هدفهایی که دارید هست.موفق و سلامت باشید در سایه ی خداوند بخشنده و مهربان.
سلام بر استاد زیبانگر و عزیزم سید حسین عباس منش و دوستان پر انرژی، خداوند در قرآن می فرماید:« و إن شکرتم لازیدنکم و إن کفرتم إن عذابی لشدید» اگر سپاسگزاری نمایید قطعا خداوندنعمتها را فزونی می بخشد وگر ناسپاسی کنید قطعا عذابم سخت خواهد بود، دوستان عزیزم نماز بالاترین وسیله سپاسگزاری از خداوند است اگر به شکل عادت و به عنوان رفع تکلیف نباشد،
خداوندا بی نهایت سپاسگزارم که مرا با خانواده بزرگی آشنا کرد که به وجودشان افتخار می کنم
خداوندا بی هایت سپاسگزارم که قرآن را فانوس دریای پر تلاطم زندگیم قرار داد تا با نور بهترین مسیر رسیدن به سعادت را بیابم و………………………………………………. استاد ممنون که در کنارمون هستی…هستی…هستی
ان شاا.. بزودی در بهترین نقطه جهان ملاقات کنیم
سلام دوست عزیز ………بسیار سپاسگزارم بابت دیدگاهتون …فکر کنم حدود یه ساعتی میشه غرق خوندن نظرات دوستان شدم اولین باریه انقدر دلم مبخواد همه نظراتو تک تک بخونم و اصلا هواسم به نمازمم نبود بسیار از شما دوست عزیز سپاسگزارم ….واقعا این سایت خیلی عجیبه در لحظه برات فایلهای استاد عزیزمیاد سخنان دوستان با ارزش …و واقعا جای شکر گزاری بی نهایت رو داره …از خدای عزیزم بابت وجودت تو زندگیم و لطف و عنایتیو که به هممون داره سپاسگزارم.سپاسگزارم.سپاسگزارم
🌺به نام خدایی که همواره هدایت میکند🌺
دیروز صبح مثل همیشه تو دفترم سپاسگذاری خودم ، داشته هامو سپاسگذاری کردم و حالم واقعا خوب بود ، کار ها برام خوب انجام شد ، همه چی طبق روال پیش میرفت و …
دیروز عصر به یه تضادی برخوردم و نشونه هارو دیدم و فکر کردم بهش ، حسم بهم میگفت باید زنگ بزنم به رئیس پروژه و بهش بگم من از انجام این کار صرف نظر کردم 😶
و این در حالیه که من شب قبلش با خودم به این نتیجه رسیدم فقط تمرکز بزارم رو این هدفم و با نهایت قدرت ادامه بدم.
کلی با خودم کلنجار رفتم ، هی حسم بهم میگفت زنگ بزن کنسلش کن ، هی ترس ها میومد ، هی میگفت کنسلش کن ، هی میگفتم اگه این کارو بکنم بقیه چه فکری میکنن ، هی میگفت کنسلش کن ، هی باور کمبود از اون لایه های زیر مغزم خودشو نشون میداد ، هی میگفت کنسل کن و من مقاومت داشتم.
بعد از کلی کشمکشهای درونی به این نتیجه رسیدم که بابا منی که فک میکنم ایمان دارم ، تسلیمم ، نمیترسم ، حرف مردم برام بی اهمیته ، هنوز خیلی جا داره برای اینکه بخوام الکی ادعا کنم ، به این نتیجه رسیدم که نه تنها الآن نمیتونم ادعا کنم بگم ایمان دارم و تسلیمم ، بلکه هیچوقت نمیتونم همچین ادعایی بکنم ، چون اصلا هیچکی کامل نیست و یه جورایی احساس منفی رو از خودم دور کردم.
خلاصه دیشب اومدم برای این فایل کامنت بنویسم ، بازم احساس کردم یه مقاومتی دارم و چیزی نتونستم بنویسم ، انگار فاصله ی فرکانسی زیادی داشتم.
یکم گذشت و یکی از دوستان که قضیه رو میدونست اومد پیشم و بهم سیگار تعارف کرد ، منم قبول نکردم و تو دلم داشتم میگفتم هیچ عامل بیرونی نمیتونه حال منو خوب کنه که بخوام با سیگار آروم شم و همین جوری یه لحظه گفتم این لحظه ، لحظه ی غربالگریه ، من اگه بتونم تو این لحظه آرامشمو حفظ کنم ، احساسمو خوب کنم میرم یه مدار بالاتر ، اگه هم نتونم احساسمو خوب کنم ، له میشم.
یهو دوستم برداشت گفت تو الآن ، توو آخرین سربالایی نوک قله ای و اینو رد کنی دیگه میرسی به سراشیبی و راحت رو ریل حرکت میکنی.
خداوکیلی اصلا یه لحظه به شدت تعجب کردم ، چون این آدم اصلا تو این باغ ها نیست که بخواد از این حرفا بزنه ، انگار خود خدا داشت از طریق ایشون به من میگفت که آرامشتو حفظ کن و …
خلاصه که این دوستم هم رفت و تنها داشتم فکر میکردم ، باز گفتم خدایا من نمیدونم تو بگو من چه کار کنم ؟
باز دوباره گفت زنگ بزن کنسلش کن 😐
دوباره نجوا ها اومدن که اگه اینجارو کنسلش کنم ، محل اسکان نیرو هارو کجا ببرم ، دیگه جایی سراغ ندارم و یه سری نجوای دیگه که احساس کردم باور فراوانی تو وجودم کمرنگ شده.
خلاصه دوباره گفت مگه ایمان نداری ؟ زنگ بزن کنسلش کن 😐
من میگفتم ایمان دارم ولی خب …
تسلیمم ولی انگار …
یهو گفتم نمیتونم ، ایمانم اونقد نیس ، تسلیم محض نیستم 😶
گفت پس زنگ بزن به فلان دوست صمیمیت ، اونجا هم محل اسکان هست ، هم کار که نیرو هات بیکار نمونن.
باز با خودم بگو مگو که من فقط برای کار به تو میگم ، و از بنده هات چیزی نمیخوام.
یهو یاد یه حرف استاد افتادم که میگفت :«من خودم میدونم وقتی دارم از یکی درخواست می کنم توکلم به خداست یا توکلم به اونه ، من میفهمم ، من در خواست کننده میفهمم.»
گفتم باشه ، زنگ زدم به اون دوست صمیمیم.
گفت آره اوکیه ، مشکلی نداره ، دقیقا هر چی حسم بهم گفته بود رو اون دوستم گفت اونجا هست.
بعد با خیال آسوده گوشیو قطع کردم و دوباره گفت حالا زنگ بزن کنسلش کن 😐
دوباره من مقاومت کردم نمیدونم چرا.
فشار ذهنی خستم کرده بود ، خوابم برد ، نصفه شب یه سر و صدایی بیدارم کرد ، ساعت ۲-۳ شب بود ، دوباره میگفت کنسلش کن 😐
گفتم صبح بیدار شم کنسلش میکنم.
صبح بیدار شدم به محض بیداریم گفت کنسلش کن 😐
اینبار دیگه نمیشد نادیده گرفت.
پیام دادم تو واتس آپ و بهش گفتم من این کارو انجام نمیدم و کارو بدین به کس دیگه ای.
سریع جواب داد چرا و چی شده و منم یه سری دلیل آوردم و اونم گفت اینارو برات حل میکنم کارو استارت بزن ولی آخرش گفت : «اگه دوست نداری کار کنی مشکلی نداره»
تا اینو گفت منم در نهایت ادب و احترام گفتم پس لطفا کارو بدین به شخص دیگه ای.
خلاصه آقا من دفتر سپاسگذاریو برداشتم دوباره یه سری چیزا نوشتم و به احساس بهتر رسیدم ، و رفتم فصل ۴ کتاب رویاهارو خوندم و بعدش دیگه یه فایل گذاشتم و داشتم گوش میدادم که خوابم برد.
یه لحظه از خواب بیدار شدم احساس کردم خیلی مدت طولانیه خوابیدم ولی ساعتو دیدم و متوجه شدم فقط نیم ساعت خواب بودم و دوباره خوابیدم ، صدای استاد تو گوشم داشت میچرخید و خوابم برد.
تو خواب بودم که یهو گوشیم زنگ زد و بیدار شدم جواب دادم ، همین آقای رئیس پروژه بود.
بهش گفتم قطع کن خواب بودم ، نیم ساعت دیگه بهت زنگ میزنم.
رفتم صورتمو شستم و اومدم و تصمیم گرفتم ناهار بخورم بعدش زنگ بزنم.
گوشیمو دیدم مادرم بهم پیام داده بود زنگ زدم داشتم باهاش تصویری صحبت میکردم که یهو داداشم یه چیزی گفت که انگار برای من بود اون حرفش.
مربوط به افزایش قیمت و این چیزا بود.
بعدش که با مادرم حرف زدم و تموم شد زنگ زدم به رئیس پروژه.
زنگ زدم و خیلی محترمانه و مودبانه حرف زد و گفت مشکل چیه بگو من برات حلش کنم .
من تک تک مشکل هایی که داشتمو گفتم و همه رو گفت حلش میکنم برات ، حتی گفتم فلان مهندس کار مارو انجام نمیده ، برداشت گفت تو با اون کار نداشته باش ، اون کارمند منه ، تو با من در ارتباطی ، به من بگو من حل میکنم برات ، مهندس کیه.
خلاصه که دوباره راضی شدم کار کنم و ادامه بدم ولی انگار یه چیزی کم بود ، حرف داداشم تو ذهنم میچرخید و افزایش قیمت تو ذهنم مرور میشد.
با اینکه اوکی داده بودم ، یهو تو آخرین حرفش گفت اگه فک میکنی برات نمیصرفه یا سختته بگو ، تعارف نکن ، اگه نمیتونی بگو من یه نفر دیگه رو بزارم به جات.
همون لحظه احساس کردم دوباره باید بگم کنسلش کن 😐
گفتم آره کنسلش کن و یه نفر دیگه بگو بیاد.
اصلا بنده خدا جا خورد ، منم واقعا خیلی خشنود ازینکه حرفمو زدم و ایمان دارم قطعا خیریتی توش هست.
واقعا سپاسگذار خداوندم که تو این ماجرا بهم فهموند که هنوز خیلی جاها پاشنه آشیل دارم ، خیلی جاها باید رو باورام بیشتر کار کنم و ممنونم از خدا که کمک کرد تا بتونم به این ترسم حمله کنم.
الان که دارم این کامنتو مینویسم ، ۲-۳ ساعت از اون تماس من رد میشه و من به شدت احساسم خوبه و اصلا تو فکرش نیستم که الآن این کارو از دست دادم یا چی ، بلکه دارم به خودم میگم من هدفمو ادامه میدم ، حالا تو این پروژه نشد ، یه جای دیگه .
😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎😎
از خدا میخوام کمکمون کنه تا بهتر هدایت هاشو بفهمیم.
از خدا میخوام هممونو به بهترین مسیر ها هدایت کنه.
از خدا میخوام بهمون کمک کنه تا به ترس هامون حمله کنیم.
سلاااااام ب استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی
ممنووونم از استاد عزیز که آگاهی های مارو هرروز نسبت به جهان و قوانینش بیشترمیکنند.
من اولین باره ک دارم نظر میزارم واقعا نمیدونم چه جوری از آقای عباس منش تشکر کنم که دید منو نسبت به خیلی از مسایل باز کردند.
من چون ی دختر تقریبا مذهبی هستم اولش مقاومت داشتم که دیدگاه استاد رو راجع ب خدا قبول کنم ولی وقتی
اتفاقاتی ک تو گذشته برام افتاده رو مقایسه کردم با دیدگاه استاد دیدم ایشون درست میگند
وکاملا دیدگاهشون درسته….
همیشه برام سووال بود چرامنی که بیشتر خدارو عبادت میکنم.نمازام سروقته.و….زندگیم خوب نیست وهمش ناراحتم.عصبیم
ولی فلانی که اهل نمازوروزه نیست زندگیش شادتر.بهتر و زیباتره
ووقتی فایلای رایگان استاد رو گوش دادم فهمیدم مربوط ب حس وحال خوب طرف میشه وربطی ب نمازوروزه ای ک شاید ازروی عادته واصن ارامشی نمیاره نداره
ازوقتی اینو فهمیدم نمازام رو باعشق میخونم.واثراتش رو توزندگیم دارم میبینم
توگذشته ب خاطر رابطه عاطفی ک داشتم خیلی عذاب کشیدم.همش گریه.غصه جوری که اززندگی ناامید شده بودم وخداروشکر بعد از اتمام اون رابطه من هدایت شدم ب راه درست..
مخصوصا ازوقتی که فایلای رایگان استاد رو گوش میدم که شاید حدودا دوسه هفته میشه زندگیم داره خداروشکر روز ب روز عاالی تر میشه
ودارم روباورهای اشتباهم کار میکنم وخداروشکر توهمین مدت کمم نتایج عالی گرفتم مخصوصا در حوضه روابط
همیشه برام سوال بود چرافلانی بابقیه این قدر خوبه بامن بداخلاقی میکنه
که وقتی فهمیدم مشکل ازمنه ودرواقع قبول کردم مسیولیتش رو نتایج عااالی گرفتم ورفتار اون فرد بامن هم عاالی شده خداروشکر
بخام بگم خیلی طولانی میشه
فقط اینووو بگم که واقعا از خدا ممنوونم که من رو هدایت کرد به راه درست
وهرروزم رو با شکرگزاری شروع میکنم
من وقتی فایلای استاد رو گوش میدم بازندگیم مقایسه میکنم واسه همین خیلی راحت باورهای اشتباهمو پیدامیکنم چون تجربیات گذشتم بهم نشون میده باورت اشتباه بوده که اون اتفاق برات افتاده..
ازاستاد عزیز یک درخواست دارم..خیلی دوس دارم راجع به حجاب و ربطش به این قوانین اطلاع پیدا کنم..چادری نیستم ولی حجابم رو رعایت میکنم
دوس دارم بدونم چرا خدا ازخانوما خواسته که حجاابشونو حفظ کنن
درپناه الله یکتا شاد وموفق وثروتمند وخوشبخت باشین
سلام خواهر گرامی
خیلی خوشحالم از اینکه حالت بهتر هست و زندگی ات تغییر کرده
فراموش نکن که عباس منش هم وسیله ای بوده از سمت خداوند برای تو و این نشانه لطف خداوند به توست و اولین و آخرین وسیله هم نیست و نخواهد بود.
در خصوص حجاب باید بگم که شما تعریف صحیحی از حجاب ندارید متاسفانه، چون برای شما درست تعریفش نکردن، حجاب و حیا فقط برای خانم ها نیست و برای آقایان هم هست، حجاب فقط چادر نیست، حجاب مجموعی از حیا، پوشش، اخلاق و … هست که شدیدا به آقایان هم توسیه شده است. مثلا در قرآن خداوند میگه که عفت پیشه کنید (اصلا کاری به زن بودن یا مرد بودن نداره) و مثال زیاد هست. خوشحالم که شاد هستید و امدیوارم همیشه شاد و موفق باشید.
ممنون از شما دوست گرامی که به سوالم جواب دادید..میدونم حجاب فقط,پوشش نیست و فقط هم برای خانوما نیست ولی تو قرآن به مردها گفته شده مواظب چشماتون باشین وه به زن ها گفته شده خود رو از نامحرم بپوشونید..
جاایی روانشناسی میگفت خدا به خاطر این گفته خانوما حجاب داشته باشن چون مردها بانگاهشون انرژی منفی به زن انتقال میدند ودرواقع حجاب خانوما به نفع خودشونه..وتازه توکشورهای پیشرفته دارن به این حرف میرسند..
مطمینم ربطی بین این قوانین و پوششی که خدا درمورد اون صحبت کرده وجود داره واسه همین ازاستاد تقاصا دارم فایلی رو به این موضوع اختصاص بدهند تا شناخت کامل تری درمورد علت پوشش داشته باشیم
امیدوارم شما دوست گرامی درپناه الله یکتا شاد وموفق وسربلند باشید
بنام خدایی که به من نعمت داد و کمک کرد که این همه زیبایی رو در زندگیم ببینم
سلام دوستان
سلام استاد گلم
امیدوارم حالتون خوب وعالی باشه و سپاسگزار خدا باشید
خیلی خوشحالم که در مداری قرار گرفتم که این آگاهی هارو دریافت میکنم که بتونم سپاسگزار خدا باشم و احساس خوبی داشته باشم
در جامعه ما تفاسیر متعددی از آمریکا و مردمانش میشه و بسیاری از این دیدگاه ها باوری رو در ما ایجاد کرده که اون ها افراد مناسبی نیستند و به اصطلاح بعضی ها فکر میکنیم اون ها کافر هستند و ما انسان های درستی هستیم
من قبل از این هم نگاه متفاوتی درباره تمامی مردم جهان داشتم و باور من اینه که همه انسان هستند و نباید یک قوم را بد دانست و خودمان را خوب
این کار بسیار بدی هستش که خییییلیا فکر میکنن فقط ما(ایرانیان)راه درست رو داریم میریم و انسان های خوبی هستیم و بقیه راهشون غلطه
در این جا باید گفت حتما یک مشکلی در کاره که نتایج چیز دیگری رو نشون میده
همون هایی که ما فکر میکنیم راهشون اشتباهه به خدا نزدیکترن ونتایجی بسیار بهتر از ما میگیرن با این که ما اداعا میکنیم راهمون درسته نتایج زیاد دلخواه نیست!!
سلام استاد عزیزم,
باید به دوستانم بگم که
رمز موفقیت فقط و فقط یه چیزه
باور ما نسبت به خدا
هرکس که پیام منو میخونه, بره روی یه کاغذ باور خودش نسبت به خدا رو بنویسه
هر باوری که نسبت به خدا داریم, دقیقا” همونطوری برامون اتفاق میفته
خدا از پول بدش میاد = زندگی در فقر و فلاکت
خدا به ما پول نمیده = دائم القرض و همیشه بدهکار بودن
خدا ما رو نمیبخشه = غوطه ور شدن در گناهان
اگه باورمون نسبت به خدا خوب شد, روزگار هم به کام ما میچرخه
به قول قرآن: ألظانین بالله ظن السوء, علیهم دائره السوء
بدگمان ها به خداوند, بر آنان باد مدار بدیها
عالی بود دوست عزیز خصوصا آیه قرآن و ترجمه بسیار زیبایتان. دنیا به کامتان …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام به استاد عزیز
سپاسگزارم ازگروه تحقیقاتی عباس منش
سپاسگزارم بابت همه نعمت های که خداوند به من داده واز روزی که باگروه تحقیقاتی عباس منش. آشنا شدم نگرشم نسبت به زندگی عوض شد وهر روز انرژی وعشق دوباره نسبت به خدا در وجودم زنده میشود وخداوند رابابت اینکه مرا در این مسیر هدایت وسوق میدهد سپاسگزارم خداوند همیشه باماست ودر وجود ماست فقط کافیه برای تمام داشته هایمان شکرگزاری کنیم وخود رابه مسیر خوبی وصل کنیم سپاسگزاری یعنی فکر مثبت یعنی مسیر خوبی یعنی وصل شدن به منبع انرژی یاخدا پس سپاس خداوند یکتا که مرا بوجود آورد تا دردنیای به این خوبی وقشنگی زندگی کنم،
بعضی از دوستان در نظرات خود گفته بودند که چرا مسلمان روز شکر گزاری ندارن، باید بگویم که باز ما به داشته هایمان نگاه مثبت نداریم اگه کمی دقت کنیم متوجه میشویم که سپاسگزاری ما ازاول صبح شروع میشود تا شب نماز یعنی سپاسگزاری خداوند یعنی شکر خدا بازبان واضح ورسا پس همه ملت های شکر گذاری دارند فقط باید به آن عمل کرد نمیخواهد که باید آمریکایی یا هندی یا اروپایی باشی فقط خودت باشی بانگرش مثبت به دنیایی دور ورت پس دوباره سپاس بیکران را به همه داشته هایمان شکرگزار همه نعمت هایمان
خوش وپیروز وشاد باشید
سلام استاد و دوستان عزیز و سپاسگزارم…
من حدودا دوهفته ای هست که تمرینات و دفتر سپاسگزاری رو گذاشته بودم کنار چون با احساس این کار رو نمیکردم. امروز صبح که بیدارشدم با احساس عذاب وجدان و فکرکردن به این موضوع روزمو شروع کردم و وقتی متوجه شدم که استاد فایلی رو با این موضوع گذاشته خداوند رو شکر کردم که همیشه میخواد من رو در مسیر نگه داره و من همیشه خداوند رو شکرگزارم که من رو با بزرگترین قوانین جهان بخصوص شکرگزاری از طریق استاد عباسمنش آشنا کرد…
استاد باور کن خدا از طریق شما با من حرف میزنه و همیشه در زمان و مکان درست و مناسب صحبت هایی رو از خدا به طریق شما میشنوم که بهش نیاز مبرم دارم … ازشما بینهایت سپاسگزارم استاد جانم….
خدایا شکرت……
سلام دوست عزیزم
من هم همینطور فکر می کنم
این یه نشونه از طرف پروردگار برای من بود.
دیشب کاملا اتفاقی شبکه 5 تلوزیون رو روشن کردم دیدم نوشته سخنرانی مذهبی؛ میخواستم بزنم یه کانال دیگه اما دیدم حاج آقای عالی داره صحبت می کنه گفتم ببینم چی میگه.
و ایشون هم داشت درباره ی همین آیه ی زیبای سپاس گزاری صحبت می کردند.
و امروز هم که استاد همچین فایلی رو گذاشتن
احساسم بهم گفت که این نشونه ای از طرف پروردگاره…