چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2

این فایل که در ادامه قسمت اول است، حاوی آگاهی هایی است در این فایل استاد عباس منش کلید هایی اساسی را درباره مهاجرت کردن توضیح می دهد. آگاهی از این کلیدها، فرد را به خودشناسی می رساند که:

  • آیا شخصیت کنونی من، برای مهاجرت کردن مناسب است؛
  • آیا “مهاجرت کردن”، رشد و احساس خوشبختی بیشتر را برایم به ارمغان می‌آورد یا برعکس، مرا به سمت ناامیدی و ناخوشنودی پیش می برد؛
  • آیا انگیزه‌های من برای مهاجرت درونی و عمیق است یا سطحی و ناپایدار؛
  • انگیزه های پایدار و ضروری برای مهاجرت، چه ویژگی هایی دارند؛

منتظر خواندن نوشته تأثیرگذارتان هستیم…


یک خبر خوب درباره آزمون:

پس از گوش دادن به آگاهی های این فایل و قسمت قبل، برای خودشناسی عمیق تر در این باره، آزمون “تشخیص شخصیت مناسب مهاجرت” را با دقت انجام دهید.

این آزمون ارزیابی نسبتاً شفافی به شما می دهد تا بدانید شخصیت کنونی شما چقدر برای مهاجرت کردن مناسب است. این خودشناسی به شما کمک می‌کند تا برای رشد و پیشرفت، تصمیمات مناسب‌تری بگیرید که مطابق با درون شماست و گامی تعیین‌کننده برای تجربه‌ی رشد و احساس خوشبختی بیشتر است.

در پایان آزمون، از طریق تجزیه و تحلیل پاسخ‌هایی که به سوالات آزمون می دهید، یک نتیجه گیری کلی به شما ارائه می‌شود تا بدانید:

  • چه تغییراتی در باورها و شخصیت کنونی شما، “بیشترین تأثیر سازنده” را بر شرایط زندگی شما می‌گذارد؛
  • اولین قدم برای ایجاد این تغییرات، از چه نقطه‌ای باید برداشته شود؛
  • و چه مسیری شما را به رضایت درونی بیشتر می رساند؛

برای شروع آزمون “تشخیص شخصیت مناسب مهاجرت” کلیک کنید.


چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 1

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
    385MB
    54 دقیقه
  • فایل صوتی چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
    52MB
    54 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

246 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «بهار» در این صفحه: 1
  1. -
    بهار گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    به نام خداوندی که هر انچه که دارم از آنِ اوست.

    سلام به همگی‌ و به استاد عزیزم،و خانم شایسته مهربونم.

    سپاس فراوان از زحماتی که تو این سایت پر از برکت برای ماهای که دوس داریم زندگیمون رو تغییر بدیم و بهترین تجربیات رو داشته باشیم می کشید،چقدر خدارو شکر جواب آزمون ما خوب بود.

    بنظرم مهاجرت یعنی وارد شدن به دانشگاه الهی و رشد کردن از همه لحاظ

    داستان زندگی منم داستان مهاجرت بوده از دوسالگی تا حالا که 39 سالمه، ما تهران زندگی میکردیم، 5 تا مهاجرت داخلی داشتم، که قبلا هم خدارو شکر 10 سال روستا زندگی کردم،

    3تا مهاجرتهای اخری با اختیار خودم ‌و کوروش همسرم بوده،به قول استادم بدون فرش قرمز و حتی یک اشنا.

    من درسته اهل حرکت کردن بودم،یعنی یک جا ایسادن رو دوست نداشتم، ولی شخصیتی داشتم که به هیچ عنوان دوست نداشت از منطقه امنش بیرون بیاد،بنظرم مستاجر بودن یکم کمک خوبی به این موضوع کردکه کمتر تو منطقه امن بمونیم و همچنین فروختن وسایلهای خونه برای سرمایه اولیه برای به چالش کشیدن خودمون ،انگار اون شاخو برگ اضافی رو وقتی از خودت جدا میکنی ،هم بهتر میشه تصمیم گرفت ،هم جرات ریسکهای درست حسابی بیشتر میره بالا

    الان بعد از 3 سال که با استاد و قانون اشنا شدم ،شخصییت من هیچ ربطی به گذشته من نداره،صبرم خیلی زیاد شده، حوصله و کنجکاوی من خیلی بهتر شده،ریسک کردن و منتظر چالشها بودنو دوس دارم، هرچندم که تضادهای خودشو داره ولی درسهای بزرگی میشه ازشون گرفت و خودشناسی تورو خیلی پخته تر میکنه.

    3 ساله، 2تا مهاجرت داخلی داشتیم ،هم زندگی در جزیره رو تجربه کردیم با رطوبت بالای 90 درصد و هم زندگی در شهر کوهستانی و خشک رو ، یعنی کاملا تضاد هم.

    یادگیری زبان انگلیسی رو به صورت جدیه جدی، حتی توی تضادها کار کردم به لطف خداوند میرم ترم 3، و هروز بیشتر عاشق زبان خوندن میشم چون هدفهای زیادی دارم، با هرکسی مسافرت داشتیم اونا دوس داشتن بازم با ما همسفر باشن ولی ما نه، منو کوروش باهمه چی سازگار میشیم باهمه چی، و فقط دنبال تجربه و خوش گذروندنیم،و هردو خیلی اهل خنده و فرکانس مثبتیم، ولی خیلی کم پیش اومده با یکی دوبار سفر کنیم و از زمانی هم که با قانون اشنا شدیم یعنی تو این 3 سال منتظریم که خداواند هدایتمون کنه سمت دوستهای شبیه خودمون، همیشه میگم انشالله شبیه استاد و خانم شایسته.

    هدف و انگیزه ما از مهاجرت چیه؟

    اگه یروز تصمیم به بچه دار شدن داشته باشیم،اینده بچه، اینترت ازاد و پرسرعت چون کارِ ما انلاین شده و بی نهایت تاثیر داره در رشد و پیشرفتمون ، بازم بیشتر دوست داریم رهای و ازادی رو تجربه کنیم ،موفقیتهای بیشتر تو زندگیمون چون هر کجای دنیا بریم میتونیم از پس زندگی بربیایم البته به لطف خداوند واستادم و دوره بینظیره ثروت 1 هم بیزینس ما انلاین و بروز و جهانی هست و هم درامدمون دلاری شده ، استفاده از تلگرام با فیلتره بیشتر کارهای من با تلگرامه این سخته واسم،گاهی کنترل ذهنم سخت میشه و فنرش در میره ، فوش میدم واین کارو اصلا دوس ندارم.

    تقریبا اینجا هر چندم که الان حجاب ازاده و اذیت کننده نیست مخصوصا بعد از اون 6تا فایل در مورد حجاب منو خیلی اروم و با ارزش کرد، و باهاش کنار اومدم یا شال یا کلاه سرم میکنم،ولی بازم میخوام جای زندگی کنم که کسی واسم تصمیم نگیره که چطور بگرد چطور بخند و چطوری باش، چه رنگی بپوش چه مدلی بپوش،

    منو کوروش هردو باهم این تصمیمو داشتیم که مهاجرت خارج از کشور تو برناممون باشه و خیلی هم مشتاقیم واسش و بنظرم در کنار ایمان و توکل واقعی خیلی بهمون کمک میکنه که تجربه خوبی داشته باشیم

    در صورتی که الان هستن از دوستانی که همسر خانم دوس نداره تو کانادا بمونه و پشیمون شده ولی خانومش حاضره طلاق بگیره ولی برنگرده ایران،

    ما خدارو شکر خیلی زود یعنی 9 ماه بعد از اشنای با استاد ،ازادی زمانی، و ازادی مکانی رو تجربه کردیم، و الان وابسته به خانواده و هیچ کسی نیستیم ، اختیار مطلق رو تو مشت خودمون گرفتیم، در صورتی که من تک فرزند هستم و وابستگی شدید به مادرم داشتم و مامانم هنوزم داره، و کوروش با اینکه 6تا بودن ولی وابسته به مادرش بود، و 15 سال اسیر دیگران بودیم.

    چقدر میتونی خودتو با شرایط جدید اداپت کنی؟

    ما خیلی زود با همه چی سازگار میشیم، وحتی اگه چیزیو دوسش نداشته باشیم یه راهی برای لذت بردن پیدا میکنیم، اگه بحث سفر باشه با اون ادما همسفر بودن باهاشونو تکرار نمیکنیم ولی همون لحظه هم همیشه سعی کردیم بهترین روز و ساعتو واسه خودمون بسازیم و خاطره خوبی داشته باشیم.

    وابستگی و روابط عاطفی با خانواده دوستانو فکوفامیل ؟؟

    این شخصیت قوی رو تو همین مهاجرتهای داخلی بدست اوردیم ،خیلی خیلی بهتر شد بیشتر من که تک فرزند بودم و وابسته شدیدی و دوطرفه ای که با مادرم داشتیم، وگرنه وابستگی به بقیه به هیچ عنوان، چون واقعا از تنهای لذت میبرم ولی دلمم میخواد دوستای هم فرکانس خودم و جدید پیدا کنم و عجله ای ندارم‌میدونم به وقتش میان،….شاید چون 3 ساله با کسی از قصد نبودیم تا راهو بهتر بشناسیم و پیدا کنیم،و همین رفتو امد نکردن از قصد با هیچ کسی حتی خانواده ها باعث شده اصلا بفهمیم کجای دنیایم و باید چکار کنیم برای پیشرفت و چه انتخابهای مفیدیو میتونیم داشته باشیم و باری به هر جهت نباشیم ، الان کلی خط قرمز داریم ،کلی هدف داریم، کلی تصمیمهای درست و مهم گرفتیم، و صد البته به لطف خداوند و اموزشهای استادم و شناخت قانون بوده که یاد گرفتیم چطوری درست ازش استفاده کنیم.

    اوایلش یکم سخت بود ،اما ما خیلی خوشحالیم از همه جدایم خدارو شکر.

    چقدر با تغییر مقاومت میکنی؟

    من قبل از اشنای با استادم و قانون این ویژگیو باهاش مقاومت داشتم در بعضی از موارد، و الان خیلی راحتر میپذیرم و خیلی مشتاقم برای تغییر مخصوصا خودشناسی و افکار توحیدیم ،تمرین اهرم رنج و لذت در ثروت 1 فایل دوم رو خیلی استفاده میکنم ، هر موضوعی رو که میخوام تغییرش بدم از تمرین اهرم کمک گرفتم که خیلی زیاد بهم کمک کرده، حتی سادترین موضوع،مثلا یکی تو ذهنم منو اذیت میکرده ولی خودش از من دور بوده،یا مثلا کارهای روتین خونه و خانم شایسته عزیز هم خیلی کمکم کرده که الان 3 ساله با لذت و شوق زیاد کارامو نیم ساعت تا یک ساعت انجام میدم ،پرفکت و همیشه تمیز،

    یا مثلا تغییر خصوصیات اخلاقیم و رفتاریم که چند سالی بود افسرده و بیحال بودم ولی الان خستگی ناپذیرم و پر انرژیو شاد، انقدر تمرینمو ادامه میدم تا بشه جز شخصیتم یعنی بشه عادت‌،

    من برای خرید وارد بوتیک شدم شاگرد فروشنده با اینکه انواع لباسهای رنگیوخوشگلو شاد رو داشت کلا سیاه پوشیده بود و میگفت خوشبحالت چه رنگهای شادی پوشیدی ، میگفت هیچ وقت نتونستم تغییر کنم با اینکه افسرده ام ،نتونستم رنگ شاد بپوشم.

    این مقابل منی بود که کل زندگیمو، شخصیتمو تغییر داده بودم و هنوزم تلاش میکنم، بدون اینکه کسی مجبورم کنه، انقدر من تغییر کرده بودم که مادرم بعد یکسالو خورده ای منو دید میگفت بهار افسرده شدی انقدر آرومی،گفتم مادرِ من افسرده شادو پرانرژیم مگه داریم اخه؟؟؟،باورش نمیشد،و منم باورم نمیشد که اون ادم قبلی من بودم.

    من تاریک میشد جرات نمیکردم برم بیرون چه برسه برم تو فضای سبز بشینم و حتی شبا از زیر درختها رد نمیشدم ،الان به جای رسیدم که ملخ پروانه بزرگ میبینم تو چمن ولی تو تاریکی میریم میشنیم کلی هم لذت میبیریم و شاید باز 10 درصد تو ذهنم میترسم،یا تنهای تنها خوابیدن تو تاریکی ،که خانم شایسته مهربونم باز تو این مورد هم خیلی کمکم کرد، قبلا ترس وحشت بود الان ارامش و لذت از وجود خداست،اصلا قابل مقایسه با قبل نیستم اصلا نمیشناسم اون بهار قبلیو.

    5تا مهاجرت داخلی داشتم…. مثلا تو جزیره کیش زندگی کردیم یعنی دورتا دور آب و رطوبت بالا و شهری هم بودیم کوهستانی یعنی دورتا دور کوه و خشک دقیق تضاد هم ، همیشه لبهای من ترک داشت ولی خودمونو با محیط سازگار کردیم ،البته با لذت بردن واقعی چون بنظر من همه جا زیباست و ادمها همه خوبن ، و دلیل دیگه رسیدن به اهدافمون خیلی مهم و لذتبخشه.

    به لطف خدا بازم میخوایم مهاجرت داشته باشیم به دبی و انشالله هدایت بشیم و سکوی پرتاب بشه برای اِمریکا، حالا چرا دبی؟؟؟چون یه احترام خاصی برای خانما دارن،تمیزه ، شهر گرون قیمتیه تلاش ما برای پیشرفت بهتر بیشتره ،اینترت عالیه ،واست ارزش قائلن ، دریا و درخت نخل داره ، راحتر میتونیم تصمیم بگیریم بچه داشته باشیم، شیکه لاکچریه، شهر توریستیه از فرهنگهای مختلف تو دبی هست، افکار شیخ محمد پادشاه دبی رو دوس داریم، گرماو رطوبتشو دوس داریم، رها و ازادی البته با قوانینشم مشکلی نداریم،نزدیکه به ایرانِ راحت مادرم میادو میره خودش، اگه ادعا دارن نماز و روزشون واقعیه و کسیو مجبور نمیکنن بهت احترام می‌زارن سرعت اینترنت چون بالاست ما تو بیزینسمون خیلی موفقتر میشیم ،،احترام به حریم خصوصی دیگران، ولی بیشتر باز باید تحقیق کنیم، تو جزیره کیش هم تقریبا پلیسها همین احترامو نبست به خانمها دارن و احترام خاصی قائل هستن و این به حس ارزشمندی بیشتر من کمک کرده،هر چند هم که همیشه همه چیز خدارو صد هزار مرتبه شکر عالی بوده.

    یا مثلا تغییر بعدی که خیلیا مقاومت دارن، یک سال بعد از قانون سلامتی چون موهام سفیدی داشت خیلی زود زود با رنگ شیمیای موهامو رنگ میکردم،که بعدش تصمیم گرفتم با حنا و عصاره بابونه و قهوه موهامو رنگ کنم چون فرفری هم هست خیلیم زیبا شد خدارو شکر و این تغییر باعث شد موهام خیلی بهتر از قبلم رشد کنه و با کیفیت بشه، باز این تغییر باعث شد اون یذره آرایشو کامل کامل بزارم کنار و ژله دون میوه( به)،،، و روغن بنفشه اصل و ماسک قهوه با ماستو جایگزین کردم و اینم عالی جواب داد.

    ویژگی دیگه در مورد توانایها؟

    منو کوروش یه شخصیتی داریم که هر چیزی رو که بخوایم میتونیم یاد بگیریم، کوروش کارهای سختر،یعنی هیچی واسش نشد نداره، ولی من بیشتر هنری، من کلا از سوم راهنمای هرچیزیو که دوست داشتمو میرفتم اموزش میدیدم و واسه خودم و بقیه انجام میدادم، اشپزی،طراحی ،نقاشی،ارایشگری ( 8 سال میشه پامو تو ارایشگاه نزاشتم) والیبال،شنا ،گیتار، بافندگی، سفره ارایی،دیزاین مراسم عروسی، خانه داری،رانندگی،لیسانس روانشناسی کودک ( البته پشیمونم زمان گذاشتم ) زبان انگلیسی که رفتم ترم 3، ورزشکار، خوشسفر بودن، ولی وقتی که ثروت یک رو کار کردم و همچنین فایل اقیانوس و چاه اومد رو سایت تصمیم گرفتم رو یکیشون خیلی جدی تر، کار کنم وحرفه ای و حتی به عنوان بیزینس جدا واسه خودم در نظر بگیرم،مثل( طراحی چهره سیاه قلم به سبک رئال) مگه من خسته میشم؟عاشقشم

    .

    ویژگی دیگه کنجکاوی!!

    منو کوروش هردو خیلی شخصییت کنجکاوی داریم، مثلا درمورد اداب و فرهنگ شهرها و کشورهای دیگه حتی طرز لباس پوشیدنشون و لهجه های زیبای که دارن، کار قبلی کوروش چون تعمیرات ECU همه ماشینها بود مجبور بود خودشو بروز کنه و همین باعث شده خیلی کنجکاو باشه و تجربه کنه نرم افزارها و سخت افزارهای جدید رو،

    ویژگی دیگه دایره امن:

    باز تو همین مهاجرتهای داخلی خیلی به این ویژگی مون اضافه شد که تو منطقه امنمون نمونیم حتما به تضادها و چالشها برمیخوریم ولی باعث رشدمون میشن،یه درس خیلی بزرگ میگیریم،به قول استاد وارد دنیای ناشناخته میشیم ولی باور داریم اوضاع هیچ وقت از کنترل خداوند خارج نمیشه و حواسش به ماهست،فایلهای توحیدی یعنی غوغا میکنن برای من دقیقا نیرو و قدرت خداوند رو حس میکنم ،تقریبا از هیچی نمیترسم اگه هم تضاد و صدای ذهن منفی یا همون شیطان باشه سوسو میزنه خیلی کمه و مدیرتش میکنم،گاهی سخته ولی شدنی.

    استاد شما در مورد بیمه گفتین، ما 9 ماه که با شما و قانون اشنا شدیم بیمه پاسارگادو از قصد سوخت کردیم با وجود این که هیچ پولی برگشت نخورد، و بیمه درمانیو باطل کردیم انداختیم سطل زباله، و جالبه بعد از 10 ماه هدایت شدیم به دوره قانون سلامتی حتی یدونه قرص هم بجز ویتامینها تاحالا به لطف خدا نخوردیم حتی تا حالا هم واکسن اون ویروسه که اسمش یادم نیستو نزدیم خدارو شکر،در صورتی که خیلیها اون دفترچه بیمه ما شده خدا واسشون اصلا نمیتونن باطلش کنن

    یا کار کوروش با اینکه یه کار عالی پولساز ، تک و سخت بود ،مدام باید خودشو اپدیت میکرد و عاشق کارشم بود ولی ارام ارام رها کرد و یه کار جدید انلاین رو از صفر شروع کرد که بیشتر از کار قبلیش عاشقشه، به هیچ کسی هم نگفتیم که اذیت بشیم، تغییر محل زندگی، تغییر شغل ، تغییر سبک زندگی به روش قانون سلامتی، تغییر رفتار و شخصیت، تغییر در خودشناسی و خداشناسی واقعی،

    تغییرات در جرات، ایمان، توکل، صبر، ترس، صمیمیت ، نوع ریسک کردن‌‌‌، نوع چالش و…..

    ویژگی که اگه چالشی بوجود بیاد ، بخوری زمین سریع خودشو بتکونه و بلند بشه بگه یا الله و مسیرو ادامه بده.‌‌!!!

    چون میدونم بحثه هدایتم هست، اصلا احساس تنهای نمیکنیم، میدونیم یه نیروی عظیمی هست که بدون اون هیچی نیستیم و تورو به چیزی که میخوای میرسونه،به قول شما وقتی هدایت رو باور کنی حرکت میکنی و حرکت میکنی هدایت میشی، به خاطر تجربیاتی که به دست اوردیم خیلی زود تسلیم نمیشیم، یعنی اصلا تسلیم نمیشیم،( تسلیم تضادها )شاید به خاطر اینه که از صفر شروع کردیم یعنی اون عدد بشه صفر هم بازم برنده ایم، چون کلی تجربه بدست اوردیم و بشه 1 تا به بالا که برنده ایم ،الان منو کوروش به لطف خدا واموزشهای استادم مخصوصا دوره بینظیر ثروت 1 و همت خودمون در مرحله ای هستیم که حتی مثلا خدای نکرده زیر صفر هم باشیم و کف خیابون یعنی یه کوله من یه کوله کوروش وسایل شخصی با لباسهای تنمون ، و انشالله مثل همیشه تنمون هم سالم باشه به 6 ماه نمیکشه هردو حتی با کار گری ساده واسه سرمایه اولیه یه لپ تاپ تهیه کنیم خیلی زود میسازیم میایم بالا، مخصوصا درامدمون دلاری هم هست،الان به لطف خدا میتونیم سرمایه رو تو یک سال 5 برابر کنیم، استاد این جمله شمارو باید با طلا نوشت ( وقتی رو شخصیتت یعنی درونت کار میکنی همه چی مثل پازل چیده میشه خودش) خداوند میشه همه چی واسه تو،،،البته من خلاصش کردم.

    مثبت اندیش بودن:

    ما هردو مثبت اندیشیم خدارو شکر و من خیلی بیشتر باز ، که البته بازم بگم به قول استاد تو مسیر همین مهاجرتهای داخلی خیلی بهتر شدیم مخصوصا کوروش سال اول تقی به توقی یه کم غر میزد، ولی خدارو شکر چون پلهای پشت سرمونو خراب کرده بودیم راهی بجز رفتن به جلو نداشتیم و چون کسی هم نمیدونست حتی خانواده ها که ما چکار داریم میکنیم، برعکس افکار و عقایدمون اینجا حرف مردم به ما کمک کرد که اگه برگردیم به عقب بیخیال غیبت ما نمیشن ،،پس فقط باید به جلو بریم ، و هم اون داستان قبل مهاجرتمون که نوشتیم بهمون کمک کرد که اصلا دلیل اینکه از همه جداشدیم و مهاجرت کردیم چی بوده ؟ ( یه دلیل محکم داشتیم زندگی معمولی رو به هیچ عنوان دوست نداشتیم، و دخالتهای دیگران )،ولی به لطف خداوند کوروش الان که سال سومه همیشه سپاسگزاری میکنه که تو این مسیر الهیِ و میگه بازم این مسیرو انتخاب میکنم چون از همه لحاظ خیلی رشد کردم،به قول استاد مهاجرت ادمو میچلونه و ما چون هروز رو خودمون کار میکنیم هدایت میشیم به بهتر شدن،من که همیشه میگم ماه به ماه تغییر میکنم و اینو میفهمم خودم.

    سالها پیش یه بنده خدای تو استخر به من گفت تو خیلی سر خوشی بعدا معنیشو از یکی پرسیدم گفت یعنی الکی خوشی، من اونو ریز و مودبانه بیرون کردم از زندگیم، در صورتی که اصلا نقش بازی کردونو دوس ندارم تحت هر شرایطی میگم همه چیه عالیه، همه جا خوش میگذره، همه خوبن ، همه چی درست میشه به وقتش فقط ما باید قدم بزاریم حرکت کنیم ایمان و توکل واقعی داشته باشیم، شرک نداشته باشیم و سمت خودمون رو درست انجام بدیم طبق قانون( که باز هم فایلهای دانلودی توحیدی بینهایت به من کمک کردن، پلی لیستم شدن) و اون چیزی که مال من باشه میاد سمتم، نباشه نمیاد، همیشه سعی کردم مثبتارو ببینم و لذت ببرم و حتی بسازمش خودمم،حتی انگار فرکانس بویای و چشای تو عوض میشه، و با بقیه فرق داره.

    توی هر چیزی تضاد یا مساله خودشو داره ولی همین مثبت نگری باعث میشه ایمان و توکل واقعیتر بشه و انگار خیالت راحته بابت همه چی، باعث میشه شرایط واست راحت پیش بره،و بهترینا مال تو بشه، ادمها نرم بشن،اون طرف خوبشونو تو ببینی.

    استاد جانم یعنی میشه انشالله به لطف خدا یه روز ، یه دوره بینظیر مخصوص به سپاسگزاری بیاد رو سایت؟

    سپاسگزارم به خاطر این فایلهای ارزشمند وعاشقتونم.

    همگی در پناه الله مهربانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: