چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2


این فایل که در ادامه قسمت اول است، حاوی آگاهی هایی است در این فایل استاد عباس منش کلید هایی اساسی را درباره مهاجرت کردن توضیح می دهد. آگاهی از این کلیدها، فرد را به خودشناسی می رساند که:

  • آیا شخصیت کنونی من، برای مهاجرت کردن مناسب است؛
  • آیا “مهاجرت کردن”، رشد و احساس خوشبختی بیشتر را برایم به ارمغان می‌آورد یا برعکس، مرا به سمت ناامیدی و ناخوشنودی پیش می برد؛
  • آیا انگیزه‌های من برای مهاجرت درونی و عمیق است یا سطحی و ناپایدار؛
  • انگیزه های پایدار و ضروری برای مهاجرت، چه ویژگی هایی دارند؛

منتظر خواندن نوشته تأثیرگذارتان هستیم…


یک خبر خوب درباره آزمون:

پس از گوش دادن به آگاهی های این فایل و قسمت قبل، برای خودشناسی عمیق تر در این باره، آزمون “تشخیص شخصیت مناسب مهاجرت” را با دقت انجام دهید.

این آزمون ارزیابی نسبتاً شفافی به شما می دهد تا بدانید شخصیت کنونی شما چقدر برای مهاجرت کردن مناسب است. این خودشناسی به شما کمک می‌کند تا برای رشد و پیشرفت، تصمیمات مناسب‌تری بگیرید که مطابق با درون شماست و گامی تعیین‌کننده برای تجربه‌ی رشد و احساس خوشبختی بیشتر است.

در پایان آزمون، از طریق تجزیه و تحلیل پاسخ‌هایی که به سوالات آزمون می دهید، یک نتیجه گیری کلی به شما ارائه می‌شود تا بدانید:

  • چه تغییراتی در باورها و شخصیت کنونی شما، “بیشترین تأثیر سازنده” را بر شرایط زندگی شما می‌گذارد؛
  • اولین قدم برای ایجاد این تغییرات، از چه نقطه‌ای باید برداشته شود؛
  • و چه مسیری شما را به رضایت درونی بیشتر می رساند؛

برای شروع آزمون “تشخیص شخصیت مناسب مهاجرت” کلیک کنید.


چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 1

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
    385MB
    54 دقیقه
  • فایل صوتی چه افرادی برای مهاجرت کردن، مناسب ترند | قسمت 2
    52MB
    54 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

266 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد حسین تجلی» در این صفحه: 3
  1. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2514 روز

    سلام و دورد به شما خانم محمدی گرامی

    وقتتون به خیر ، امیدوارم که عالی باشید ، در پناه خدای سخاوتمند و مهربان شاد باشید

    من دیدگاه شما رو با تأمل و تفکر خواندم ، به لطف الله در مکان و زمان مناسب هم هستم و تمرکز عالی ای که دوست داشتم داشته باشم رو داشتم.

    حدود یک هفته پیش طی تماس تصویری که با پسرعمه‌ی خودم داشتم که با همسرش حدود 6 ماه هست مهاجرت کرده به کالیفرنیا

    یه اشتیاق و انگیزه‌ی قوی تری درونم شعله ور شد که هدف مهاجرت کردن رو که از چند سال پیش بهش فکر می کردم جدی بگیرم

    طی این یک هفته ، چندین و چند بار این فایل فوق‌ العاده دو قسمت رو با دقت گوش دادم و به صحبت های استاد فکر کردم ، به این نتیجه رسیدم که انگیزه های حقیقی و درستی برای مهاجرت دارم

    با وجود اینکه پروفایل شما رو از چند سال قبل نشان گذاری کرده بودم و دیدگاه های شما رو نه یک بار بلکه چند بار مطالعه می کنم به شدت دل نوشته‌های شما برایم دلنشین هست ، هیچ … هیچ ایده‌ای نداشتم که شما هم ممکنه در مورد این پروسه‌ی مهاجرت و باورهای (بسیار مناسب) مرتبط به مهاجرت مطلبی رو در این صفحه از سایت نوشته باشید

    اما از اونجایی که قانون میگه فرکانس های مشابه هم دیگه رو جذب می کنند و از اونجایی که من یه هفته است دارم به صورت جدی روی ایجاد شخصیت مناسب تر برای مهاجرت کار می کنم ، خداوند این دیدگاه رو در بهترین زمان و مکان به من نشون داد

    و فکر می کنم الان یک ساعت یا شاید هم بیشتر هست که دارم مطالعه می کنم ، شما رو تحسینتون می کنم و از درس هایی که نوشتید برداشت می کنم

    انصافاً ، بدون اغراق عرض می کنم این دیدگاه شما اونقدر برایم دلنشین و مفید واقع شده که تصمیم دارم بارها و بارها وقت بگذارم و بیام به عنوان ورودی های خوب و قدرتمند کننده:

    1- بخوانم

    2- ازش برداشت کنم

    و 3- از اون برداشت های شخصیم برای باورسازی استفاده کنم

    (حالا دوستانی که دیدگاه های من رو می خوانند و با شخصیت من آشنا هستند گواه این مطلبی که عرض می‌کنم هستند که من سطحی از شخصی یا چیزی تعریف نمی کنم و اگر تعریف می کنم ، حتما زمان زیادی در مورد اون مطالعه کردم ، مثلاً وب سایت و در کل شرکت علی بابا که چنیدن بار در دیدگاه هام نوشتم که علاقه‌مند هستم نسبت به این شرکت و همیشه تحسینش می کنم ، حالا در مورد بعضی از دوستان که پروفایلشون در سایت نشان گذاری کردم هم همین مهم صدق می کنه)

    خانم محمدی ، ضمن عرض تشکر و قدردانی و البته دعا کردن برای موفقیت های بیشتر شما

    می خواستم خواهش کنم کاری که گفتید می خواهید انجام بدهید رو انجامش بدهید.

    تو یه کامنت دیگه از دستاوردهای بی انتهای کاری و تحصیلی و ورزشی و … ای که داشتم تو این چند سال براتون مینویسم. از تک تک پیشنهادهای کاری، از تک تک تضادهایی که به بهترین اتفاقات زندگیم تبدیل شدن و هزاران تجربه ارزشمند دیگه

    مطمئن باشید من و خیلی از افراد جویای رشد شخصی (دوستان با ارزشی که در سایت داریم) از این دیدگاه شما ، اگر بنویسید برای مسیر رشدمون استفاده می کنیم.(اطلاع رسانی فعالیت های شما از طریق ایمیل رو برای خودم فعالش کردم)

    از شما سپاسگزارم خانم محمدی عزیز و گرامی

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2514 روز

    سلام و درود به شما سعیده خانم گرامی

    خواهر عزیزم ، چطوری خواهری خوبی؟؟؟؟ چقدرررر دلم برای حرف زدن باهات تنگ شده بود

    شما یکی از مهربون ترین ، خوش قلب ترین و پر انرژی ترین آدم‌هایی هستی که تو زندگیم باهاش آشنا شدم و از خواندن دل نوشته هاش انرژی بی نظیر و الهی‌ای دریافت می کنم

    یادته خیلی خیلی وقت پیش قبل از اینکه بری کیش … من تو یه پاسخ برایت نوشتم که در خواب دیدم شما اومدی تهران دنبال یک ملک خوب اجاره‌ای منم تهرانم ، دارم به شما کمک می کنم یه ملکی اجاره کنی.

    شما بعد از این خواب من ، چند وقت بعدش بود ، اگه اشتباه نکنم رفتی کیش ، درسته؟

    و فکر می کنم این رو شما نشونه دیدی ، حالا می خواهم یه موضوع مهم هم من به شما بگم ، من تا حالا هیچ کدوم از اعضای سایت رو یا حتی خود استاد عباس منش رو تو خواب ندیدم

    این نشون میده که چقدر من دیدگاه های شما رو از همون اولین روزهای آشنایی با پروفایل شما دوست داشتم و چقدر شما یاد خدا رو تو دل من زنده می کنی که یه همچین خوابی دیدم

    بیش از 2400 روز می گذره و من در تنها خواب خوشی که یکی از اعضای سایت رو دیدم و اتفاقاً خواب پر مفهوم و پر معنایی هم بود ، شما بودی و بس.

    حالا می خواهم بگم اصلاً چی شد که قلبم گفت بیام برایت بنویسم

    استاد عباس منش در بخش چهارم قانون آفرینش جلسه دوم مفهوم صلاه رو توضیح میده

    و بعد میگه هر وقت داری به خدا عشق می‌ورزی داری باهاش حرف میزنی ، در آغوشش می کشی و میگی عاشقتم خدا و یا نشونه هاشو می بینی مثلاً به تعبیر من تو صورت یه بچه زیبا خنده از ته دل یا دیدن یهویی یک تک پرنده جایی که اصلاً انتظار دیدن پرنده نداشتم یا شنیدن صدای یه پرنده …

    این ها رو همه رو حضور خدا می بینم ، اون لبخنده باعث میشه من قند تو دلم آب بشه گاهی وقتا گریم می گیره … مثل همین الان !! و میگم خنده‌ی خدا بودا …

    یا صدای اون پرنده و یا پرواز کردن و دیدن زیباییش رو … میگم این خدا بود خودشو بهت نشون داد ها.

    راستش من مدددددت هاست که ایمیل پروفایل همه‌ی کاربر ها رو غیر فعال کرده بودم

    من به شکل های متعدد طی یک ساله اخیر کار کردن روی خودم رو تست کردم و به خودشناسی خوبی رسیدم

    که چطور می توانم بیشترین تاثیر رو روی خودم بگذارم و بهترین شیوه‌ی کار کردن روی خودم چیه

    شیوه‌ی من خیلی یونیک و پرسونال هستش

    از 5 دسامبر 2025 بهش رسیدم و دیگه سفت و سخت دارم به همین شیوه ادامه می دهم چون خیلی بهم حس خوبی میده و دارم تاثیرات شگرفش رو می بینم

    ولی همچنان که پروفایل ها رو همه رو غیر فعال کردم که تمرکزم روی تست شیوه های خودم بود

    چند نفر از اعضای دوست داشتنی و محترم سایت هستن که هر چند وقت یک بار پروفایل هاشون رو آگاهانه باز می کنم و اگه دیدگاه جدیدی نوشته باشن ، خوشحال میشم ، ذووووق می کنم و با عشققققیی غیر قابل توصیف می نشینم به خواندن دیدگاه هاشون

    چون خیلی من با وایب این آدم ها هماهنگم ، تعدادشون واقعا کم و انگشت شمار هستش ، نمی‌خواهم اسم اون ها رو بگم

    ولی نه اسم یکیشون رو می خواهم همینجا با قدرت بگم خانم سعیده شهریاری.

    می دونی؟؟ شما دیدگاهات منو یاد همون مفهوم صلاه که استاد در قانون آفرینش توضیح می داد ، می اندازه

    واقعاً یه نیایش بی نظیر با خداوند هستش ، سپاسگزارم ، خیلیییی بهم حس ذوق و شوق کودکانه میده ، منظورم بچگی کردن نیستا !! منظورم اون احساس پاکی و لیاقت بی قید و شرطی که نسبت به خودم داشتم تو دوران بچگیم ، اون خودباوری ای که نسبت به خودم داشتم تو دوران بچگیم …

    اون ارزش و احترامی که برای خودم قائل بودم تو دوران بچگیم.

    و البته که حالا که ما سال هاست می دونیم ایمان نه به ریش و سیبیل و جای مهر روی پیشونی هست نه به مقنعه و پوشیه و این داستان ها …

    وقتی دیدگاه های شما رو می خوانم یه احساس غرور و ایمان بی نظیری توی وجودم شعله ور میشه و چنان احساس می کنم توی آغوش خدا هستم و همه جوره ، هر لحظه‌ای بخواهم بهش دسترسی دارم که فقط دلم می خواهد حرکت کنم و برم تو دل یه ترسی

    به خدااا نمی‌‌دونم چه جوری حسم رو توصیف کنم ، زبانم از بیان قاصر هستش !!

    خلاصه با وجود اینکه می خواستم بزنم از خونه بیرون ، چون خیلی قلبم گواهی می داد که برایت بنویسم و چون می دونستم شما نسبت به من لطف داری و دیدگاه های من رو نه با چشم سر بلکه با چشم دلت می خوانی ، اومدم نوشتم.

    در پناه حق ، شاد باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2514 روز

    سلام و درودی دوباره به شما خواهر عزیزم سعیده خانم گرامی

    جونم براتون بگه که … اععع من فکر می کردم قبلاً نوشته بودم این خواب پر هدایت رو … خیلی خب پس آماده خواندن باش که یه کتاب حرف دارم برای شما :))

    یه روز ظهر تو تهران تو همون منطقه ای که می خواستی خونه اجاره کنی هم دیگه رو دیدیم

    چند روز قبلش شما تلفنی ازم خواسته بودی که من تو حوزه املاک و ثبت قرارداد و کیفیت ملک‌ تجربه دارم ، بیام با هم بریم سراغ خونه

    یادمه اون موقع هم شما داداش صدام می کردی ، جالبه دارم بازگو می کنم داره جزئیات خواب یادم میاد ، وگرنه یادم نبودا :))

    ما با هم پیاده رفتیم اولین دفتر املاکی که وارد شدیم ، خیلی آدم های خوش برخورد و درستی بودن ، ما با ماشین یکی از کارشناس های همون دفتر رفتیم که چند تا ملک ببینیم ، اتفاقاً اولین واحدی که دیدیم رو چشم شما خیلی گرفت و گفتی وای چقدررررر انرژی خونه مثبته ، من دوسش دارم ، بعد منم یه کم ساختمان و همسایه ها مدیریتی که داره رو بررسی کردم.

    یه سری سوال در مورد صاحبخونه و محله و … پرسیدم

    یادمه یه آپارتمان زیبا تو منطقه غرب تهران بود و محله های لولی بود ، حالا دقیقاً یادم نیست ، پونک بود ، اکباتان بود ، اصلاً جزئیاتش یادم نمیاد ، خیلی هم اون محله ها رو بلد نبودم

    ولی میدونستم که محله‌ی های لولی هستش ( های لول یعنی گرون قیمت و اعیانی نشین) و آدم هایی با ارزش های والا در اون منطقه زندگی می کنند و کلیت کار املاک هم خب خیلی بهش مسلط هستم دیگه …

    یادمه چند روز قبلش هم که شما زنگ زدی بهم گفتی آقای تجلی شما به مفاد قرارداد مسلط هستی و چند ساله در حوزه‌ی ملکی مشغول هستی ، اگر امکانش هست ، من خیلی ممنون میشم وقت بگذاری و بیای با هم بریم برای جستجوی خونه ، من برایم مهمه که شما هنگام عقد قرارداد مثل یک برادر همراه من باشی، منم گفتم خواهش می کنم شما لطف دارید خانم شهریاری ، بله اگر از الان برای دو یا سه روز دیگه به طور دقیق زمان و لوکیشینی که قرار هست بیام رو بهم بگید ، من تو برنامه هام قرار می دهم که خدمتتون برسم.

    برگردیم به ادامه بازدید…

    وقتی با همون خانم مشاور املاک برگشتیم نشستیم تو ماشین ایشون شروع کرد به صحبت که بله … ملک بعدی مشخصاتش اینه و قیمتش هم اینه و اینا …

    من گفتم ممنونم خواهرم همین ملک رو پسندیده.

    ایشون گفت چه جالب شما جزو معدود مشتری هایی که هستید از شهر دیگه اومدید و اولین ملکی که دیدید پسند کردید، اوکی پس اگه می خواهید تا تهران هستید ، یه نشست هماهنگ کنم

    من از شما پرسیدم ، شما اوکی هستی ؟ گفتی بله ، پول هم نقد تو حسابه

    خلاصه از اونجایی که خانم مشاور املاک هم خیلی آدم درستی بود با قیمت مناسب ملک رو برای شما اجاره کرد

    شما هم کل پول رو یکجا از حساب خودت برای صاحب خونه همزمان با عقد قرار داد پرداخت کردی و همون روز همزمان با قرارداد کلید خونه رو تحویل گرفتی.

    بعد از قرارداد ، شما کلی تشکر کردید ، منم گفتم خواهش می کنم ، خیلی خوشحال شدم که توانستم بهتون کمک کنم و امیدوارم به همین شکل که اینقدر راحت و ساده و سریع خونه گرفتید (فقط دو سه ساعت طول کشید) بقیه کارهای مهاجرتون هم همینقدر راحت انجام بشه و به قول استاد عباس منش چرخ زندگیتون روون بچرخه.

    بعدش هم من برگشتم قم.

    این از موضوع خواب پر برکت من که واقعاً هدایتی بود جزئیاتش یادم اومد ، چون من هیچ وقت خواب هام یادم نمیاد :))

    و اما در مورد این پاسخ شما … کللللی خندیدم با اون جمله‌ی دااااااره خوش می گگگگگگذره.

    منم برای شما بهترین ها رو آرزو می کنم.

    در پناه حق ، شاد باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: