میزان تحمل شما چقدر است؟ - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فهیمه رمضان نیا گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    خداروشکر بابت وجود شما

    فتبارک الله احسن الخالقین

    واقعا چقدر قشنگه مزرعه ی رویایی شما و حیوانات خوشگلی که اینقدر در کنار شما آرام و آسوده دارن زندگی میکنن و نقاشی زیبای خداوند در پس زمینه ی این فایل ….

    خداروشکر میکنم که امسال کشور عزیزم ایران هم غرق در خیرو برکت وبارش رحمت الهی شده در این فصل زیبای بهار

    در پاسخ به سوالاتی که استاد عزیزم گفتن من که خیلی جاها واقعا به دلیل عدم آگاهی و نداشتن احساس لیاقت و اعتماد بنفس زیر بار هر رفتار و هر حرفی رفتم و سکوت کردم و به رابطه ای که هیچ احساس شادی در آن نداشتم با آدم های نامناسب ادامه دادم وتحمل کردم چون فکر میکردم چاره ی دیگه ای ندارم چون باور کرده بودم که ما باید با آدم های نزدیکمون و فک و فامیل صله ی رحم داشته باشیم و از حال هم باخبر باشیم و به دیگران خدمت کنیم فارغ از اینکه اون آدم ها چه ضربه ای به ما میزنن یا چطور هر بار با رفتار های نامناسبی که اصلا ما دوست نداریم حالمونو خراب میکنن

    هر دفعه به اجبار تو یه جمعی قرار میگرفتم که اصلا حتی حرفشونو نمی‌فهمیدم تفریحات اونا زمین تا آسمون با سلیقه ی من درتضاد بود و من تمام مدت حرص می‌خوردم و فکر میکردم چاره ای جز این نیست چون اگر شرکت نکنم تو فلان مهمونی همسرم ناراحت میشه یا دیگران چی میگن در مورد من تا اینکه امسال از شروع نوروز تصمیم گرفتم دیگه تحمل نکنم و با قاطعیت اعلام کنم که کجاها شرکت نمیکنم و چه مدل تفریحی رو خودم دوست دارم و فقط می‌خوام همون کارو انجام بدم و یه عده ای وقتی ازم دعوت میکردن خیلی راحت بدون ترس از اینکه واای نکنه ناراحت بشن و نکنه در موردم فکر بدی بکنن میگفتم ببخشید این جمع و این تفریح سلیقه ی من نیست و دیگه شرکت نمیکنم

    و بعد در نهایت ناباوری دیدم که همسرم که اکثر اوقات بخاطر جلب رضایت اون همه جا میرفتم و تحمل میکردم بهم گفت عزیزم هر طور راحتی شما بگو کجا بریم شما بگو با کی بریم منم احترام میزارم

    به همین راحتی و اصلا دیگه اصراری به من نداره که باهاش همراه بشم

    و مسئله ی دوم در مورد شغلم هست که یه مدت یه کاری رو انجام دادم که فکر میکردم علاقه ی من هست و بعد از یه مدت دیدم که خیلی دارم اذیت میشم چون از نظر جسمی بشدت تحت فشار قرارمیگرفتم و خسته و کوفته میشدم اما از ترس اینکه دیگران نگن بی عرضه بود و کم آورد و فلان و فلان یا اگر درآمدم یهو از دست بره چکارکنم باوحود فشار کارو استرس ادامه دادم و خیلی اذیت شدم

    ولی الان چند روزه که دارم رو خودم کار میکنم که دیگه از این کار دست بکشم حتی اگر یه مدت بیکار باشم تا بتونم با آرامش کار مورد علاقمو پیدا کنم و نگران این نباشم که به بقیه چی بگم چون همه منو تشویق میکردن تو کارم که خیلی عالیم ولی هیچ کس خبر نداشت که چقدر سخته و ظاهرش فقط خوب بود و امیدوارم با آگاهی های این فایل بتونم این موردم حل کنم و دیگه تحمل نکنم شرایط نادلخواهو تا خدا هدایتم کنه به مسیر راحت تر و لذت بیشتر ..

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سهیلا سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 1254 روز

    سلام ودرودبر استاد عزیز وتمامی همفرکانسیهای دوست داشتنی استاد من قبلا این فایل را دیده بودم ولی الان که بعد از مدتها دوباره روی سایت اومد یادآوری شد برام ومنا برد به گذشته ای که به لطف الله فرسنگها با حال وهوای الانم متفاوت بود

    من از بچگی یاد گرفته بودم که آدم خوب یعنی کسی که صبوره البته به اشتباه یعنی عملا تحمل وصبوری را اشتباه فهمیده بودم وشنیدن این جمله که سهیلا دختر بسیار صبور ومهربانیه واین شده بود یک باور بنیادین وشاید یک امتیاز اما غلط

    واین روند در زمان بعد از ازدواج هزاران برابر بیشتر وبیشتر شد وتحمل خیلی از مسایل به خیال اینکه من آدمی صبورم وبه من امتیاز داده خواهد شد خصوصا در دنیای بعد از مرگ

    غافل از اینکه احساس ترس از دست دادن شرک داشتن که ریشه اش همون ترسه وبی ایمانی خلاصه خیلی ضربه خوردم از همه لحاظ ورسیدم به مرحله ای که فشارها باعث شد از لحاظ جسمانی خودش را نشان بده واضطراب شدید اومد سراغم طوری که هر جا میرفتم آرام وقرار نداشتم وزود میخواستم برگردم خونه ووقتی توی خونه بودم باز هم اضطراب وحال بد اما همیشه ارتباطم با خدا قوی بود واستاد من توی کامنتهام معمولا اینا گفتم که وقتی به کل زندگیم وقتی توجه میکنم میبینم جاهایی به خواسته هام رسیدم که خدا رامانند یک دوست که وجود خارجی مثل خودمون داره دیدمش وباهاش حرف میزدم انگار بامن راه میرفت یا در کنارم نشته بود

    من از خدا هدایت خواستم یعنی همیشه میخواستم ومیدونستم که بهم خیلی نزدیکه

    واز روزی که کلا با این مجموعه آشنا شدم هر روز آگاهیهام بیشتر وبیشتر شد تازه فهمیدم توکل یعنی چه درسته گاهی اوقات میگم وای خدای من چرا اینقدر آدمها وشرایط را تحمل میکردم چقدر خودم را کوچک میدیدم در صورتی که از همه لحاظ عالی بودم وچقدر اجازه میدادم به دیگران که خودشون هیچی نبودن ولی باعث اذیت من میشدن اما گله ای هیچکدامشان ندارم چون در مکتب شما یاد گرفتم که هر چه برام پیش اومد مقصر خودم بودم وبس

    وهرگز بعد از این آگاهیها یاد گرفتم که هرگز خودم را سرزنش نکنم چون واقعا نمیدونستم این مسایل را

    واما الان چقدر پخته شدم چقدر همه چی عالیه چون خودم را دوست دارم خودم را لایق بهترینها میدونم شرایط یا آدمها را تحمل نمیکنم وجهان انسانهایی که با من همفرکانس نبودن را به راحتی مثل آب خوردن کنار میزاره اطرافیانم به شدت دوستم دارن ومن هم بهشون عشق میدم وخداوند هدایتم میکنه چون قلبم را باز گذاشتم برای دریافت هدایتهاش چون میدونم عاشق منه ودوست داره بهم خوش بگذره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مهدی گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 821 روز

    به نام خدایی ک عادل ترین وداناترینه

    سلام به استاد عزیز وهمه دوستان

    خداروشکر میکنم به خاطر این همزمانی

    ک دقیقا وقتی ک لازمش داشتم سر راهم قرارش داد.

    همیشه وقتی ک بعد مدتی یجورایی حالم بد میشه انگار بطور عجیبی دورم خالی میشه با اینکه همیشه دورم پره ولی لین زمان تنها تنها میشم و گاهی وقتاهم ناراحتم از این موضوع چرا یکی نباشه باهاش صحبت کنم و همیشه ام به این پی بردم به این خاطر این به وجود میاد ک به وجود خدا پی ببرم و فقط از خودش درخواست کمک کنم و از فرمانروای هستی بخوام ک کنارم باشه کمکم کنه و همیشه ام قربونش برم بهترین راه ها رو سر راهم قرار داده و بی جواب نزاشته و طبق همیشه ک حالم بد شد از خدا تقاضای کمک کردم ک راهی بهم نشون بده و از جایی ک همیشه در چنین شرایطی به سایت عباسمنش هدایت میشم و دقیقا همون روز فایلی بارگذاری میشه ک راه حل مشکل من یا بطوری یه نشونه برای مسیرمه

    از دوستان ک کامنتو میخونن اگه بتونن راهنماییم کنن ممنون میشم

    مدتیه من در گیر یک سری چرخه ها شدم ک هرکاری میکنم نمیتونم انگار ازش خارج بشم

    هدف تایین میکنم تا دو هفته خوبه ولی بعدش باز یه اتفاقی میوفته رهاش کنم برای مثال درس خوندن با اینکه کل آیندم یجورایی وصله بهش و تا الانم کلی ضربه دیدم ولی هنوز اون این چرخه گیر افتادم ممنون میشم راهنمایی کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    هرچیزی که به سختی پیش بره اصلا طبیعی نیست و باید راه حلی واسش پیدا بشه ، این جمله استاد خیلی قشنگه .

    این چند وقته همیشه وقتی دیدم حالم خوب نیست یا کمی نا آرومم خودم متوجه میشم یا به چیزی چسبیدم و همش خواستمو تکرار کردم ، یا اینکه دارم حسادت میکنم ، یا دارم سختی میکشم برای رسیدن به یه چیزی .

    وقتی با خودم میگم رهاش کن و بیا از لحظه لذت ببر و زندگی قشنگتو بکن و ببین الان چجور میتونی از الان لذت ببری و احساست و خوب کنی سریعا شرایط برگشته و حسم عالی شده .

    چند وقت پیش با یه شرایط خاصی جایی میرفتم سرکاری که واقعا دوستش داشتم و دارم ، اما به خاطر کم رنگ کردن ارزش هام و چیزهایی که توی زندگی واسم مهمه که رعایتشون کنم داشتم آدمای اونجا رو فقط به سختی تحمل میکردم ، اونجا یه عادت های مخربی داشتن که من تقریبا هر روز اون یک ماهی که اونجا بودم داشتم با سختی تحمل میکردم و سعی میکردم توجه نکنم ولی یروز دیگه به خودم اومدم گفتم من لایق بهترین ها هستم چه دلیلی داره که این تصویر ها و صداها حتی بوها (بوی مواد مخدر و دود ) تحمل کنم ؟؟؟؟

    پس خیلی سریع استعفا دادم با اینکه عاشق اون مکیط و کسب و کار بودم ،

    و بلافاصله بعد از اونجا یه جای فوق العاده تر و عالی تر بهم پیشنهاد کار دادند

    خدایاشکرت که آسانی ها رو واسمون آسان میکنی و ما مجبور نیستیم سختی تحمل کنیم .

    خدایاشکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    علی سیدی گفته:
    مدت عضویت: 953 روز

    از خداوند بی نهایت سپاسگذاری میکنم که هدایت شدم به سایت و دریافت آگاهی ، یه مدت طولانی میگذره که مسئله ای رو دارم تحمل میکنم که غیر قابل حل شدن بود و این مسئله باعث میشد که نفس بر من چیره بشه و روی عملکردم تاثیر بگذاره ، همواره در تلاش هستم که تغییر پیدا کنم اما این مسئله باعث میشد روی عملکردم تاثیر گذار باشه به طوری که تخریب داشته باشم و کم کم از مسیر خارج بشم ، اما به یکباره هدایتی دریافت کردم که مجدد به سایت وارد بشم و آگاهی دریافت کنم و ترمز زندگیم رو پیدا کنم ، یکی از باورهای دخیل در این مسئله باوره بد شانس بودنم هست فکر میکردم اگر این مسئله حل نشود امنیت مالی من به خطر میوفته در صورتی که تحمل این مسئله بیش از بیش تاثیر گذار بودم بر بخطر افتادن امنیت مالی ….

    اگر باورهای غلط خودم را یک هرم تصور کنم باور بدشانس بودن سره هرم هست و تغییر این باور میتونه خیلی تاثیر گذار باشه در ادامه دادنم به مسیر

    در شغلم زمانی که شرایط نادلخواهم رو تحمل نکردم و تصمیم گرفتم تغییر بدم خداوند من رو هدایت کرد به این مسیر و افرادی که تغییرات عظیمی را هم در زندگیم و هم شغلم ایجاد کردن ، با آگاهی که دریافت کردم مسیره زندگیم تغییر پیدا کرد ، آدم های سمی زندگیم حذف شد و جایگزین آن آدم های موفق شدن ، با دنیای درونم آشنا شدم و نیازم از دنیای بیرون کم شد و واقعا این حرف درست هست وقتی از ته دل و صدقانه بخوای تغییر کنی خدا صدات رو میشنوه و به مسیری هدایتت میکنه که در اون مسیر پر از نعمت و آگاهی هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1312 روز

    بنام خدا، به به، به اینهمه زیبایی، بهشت زمینی پارادایس پرازارامش وزیبایی، به استاد عزیز سلام میدم ومریم دوست داشتنی وهمراهان عزیز این سایت، این مساله که استاد اشاره کرد دقیقا موضوعی بود که من هم درگیرش بودم، وخیلی از ما خودمونو با بدترین شرایط وفق میدیم چون فکر میکنیم راه دیگه ای وجود نداره وبه دیگران اعتماد میکنیم ومیپذیریم، همین موضوع توی موارد دیگه زندگیم هم ادامه داشت، تحمل کردن شرایطی که فکر میکنیم راه دیگه ای وجود نداره یکی از روشهایی که ذهن مارو به سمتش سوق میده، تحمل نکردن یعنی ادامه ندادن یک موضوع تکراری که گیر کردیم توش، من هم امروز باتوجه به تجربیات گذشته یاد گرفتم اینه که اول برم دنبال درست کردن یک موضوع بعد اگر راهی وجود نداشت وسهم خودمو انجام دادم منتطر نتیجه بمونم، ومن اکثر مواقع تحمل میکردم، وهیچ وقت نتیجه خوبی نمیگرفتم این موضوع که زجر میکشیدم وکاری نمیکردم باعث شده بود بگم صبور بودن خوب نیست وبعد مدام دنبال راهکار های اشتباه بیشتر باشم، همیشه از سمت دیگران این فشار هست که راهی نیست جز تحمل الان که فکر میکنم میبینم خیلی جاها خیلی چیزها رو تحمل نکردم چون همیشه چیزی تووجودم میگفت این راهش نیست، همه فشارها طبیعی نیست وتو مجبور نیستی تحمل کنی من امروز یک نگاهی به سرتاسر زندگیم کردم ببینم آیا دارم چیزی رو تحمل میکنم اونم نه صبوری نه آگاهانه بلکه فقط چون حس کردم راهی نیست ویک نقطه پررنگ توزندگیم بود اونم اینکه یه زندگی بد فقط تحمل میکردم تا بگذره رو باشهامتی که از دیدن فایلهای استاد یاد گرفتم تموم کردم مثل یه انقلاب بزرگ بود به خودم گفتم باید زودتر اینکارو میکردم ولی ذهنیت محدود من اجازه نمیداد خدارو هزار بار شکر برای وجود استاد وحرفهای خوبش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1357 روز

    استاد جانم واقعا فایلهای دانلودی تون هم مثل محصولات با ارزش ، پر از نکته ،مفید و باکیفیت هست

    ما بچه های سایت و خودتون این موضوع رو خوب درک کردیم (این و نوشتم تا اگه کسی تازه میخواد شروع کنه و زمانی به کامنت من هدایت شد )بدونه که اگه به این آگاهی ها عمل کنه حتی با همین فایلهای رایگان و دانلودی هم نتیجه میگیره

    فکر نکنه چون رایگانه راحت بگذره اتفاقا من بعد از خرید محصولات بازهم بهت افتخار کردم که شما خیلی با کیفیتی هم محصولاتت هم هدیه هایی که به رایگان تو سایت گذاشتی

    به خودم می بالم برای داشتن دوست و استادی چون شما

    من و بقیه بچه ها

    خداییش هم اول از همین فایلها نتیجه گرفتیم و بعد هم از 12 قدم و چقدر جالبه که موضوع این مبحث با جلسه آخر قدم 7 واقعا مرتبط بود واقعا اشک شوقم در اومد از اینهمه ارزش ، بخشندگی و تواضع شما استاد عزیزم

    با خودم گفتم ببین مریم این فایل دانلودی چقدر زیبا این مفهوم تحمل نکردن رو با مثال واقعی از خود استاد توضیح داده واقعا با ارزشه و من قدر دانم، ممنونم استاد جانم از وقتی شرایط ناخواسته رو

    تحمل نکردم و گفتم میشه بهتر هم شد تمرکزی رفتم سراغ روز شمار تحول زندگی من و یک سال این فایلها رو گوش دادم و نتیجه گرفتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 635 روز

    سلام اما من هنوز نمیدونم‌دارم تحمل میکنم یا صبر نمیدونم‌ حالم خوبه یا بد و‌در تمااام زندگیم این دوراهی و دودلی بوده که اذیتم کرده تا حالا حالم خوب نبود اما ازوقتی شکر گذاری میکنم حسم بهتره اما با دیدن این فایل بازم به شک افتادم که ایا راهم درسته یا دارم تحمل میکنم منی که سغلم رو کنار گذاشتم تا شرایطم بهتر بشه اما باز غیر مستقیم دارم همون کار رو با سختی بیشتر انجام‌میدم و به نتیجه ای که میخواستم نرسیدم لطفا بگید چه فایل رایگانی رو ببینم تا این مسأله رو‌حل کنم و تشخیصم در مسایل بهتر بشه بدونم تحمل میکنم یا صبر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      علی شاکر گفته:
      مدت عضویت: 1861 روز

      سلام دوست خوبم.

      جواب سوالتون رو توی یه نظر جداگونه توی نظرات همین فایل نوشتم. چون وقتی اینجا نوشتم در پاسخ به دیدگاه خودتون، سایت نصف متنمو حذف کرد. نمیدونم دلیلشو واقعا.

      امیدوارم بخونیش و کمکت کنه. چون سوال شما، سوال منم بود.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علیرضا محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 778 روز

    باعرض سلام به استاد اقاسید عزیز خانم شایسته وهمه عزیزان هم گروه

    من حدود پنج سال قبل مغازه ای اجاره کردم (نونوایی سنگکی )مغازه خیلی قدیمی و تقریبا کثیف ازلحاظ بهداشتی (سوسک وموش …)همه نوع حشره داشت من شرط گذاشتم بامالک که تغییر وتحول بدم ازین حالت مغازه رو دربیارم البته به هزینه خودم

    حدود 130 ملیون خرج کردم تا اینمغازه تمیز ومرتب شد کاشی سرامیک شیشه مرال .کرکره برقی نقاشی تعویض لوله کشی اب وبرق بلاخره مغازه شد یه نونوایی که هم مشتری راضی بود وهم خودم درزمانی که من 130 ملیون خرج کردم دوتا پارس خشک میتونستم بخرم متاسفانه الان چهار ساله نون همون نرخ قبله وگرون نشده (2هزارتومن)ولی کرایه مغازه از7تومن رسیده به 30 تومن کارگر از دویست تومن روزی رسیده به یک ملیون و…..همه ملزومات 7 برابر وحتی بیشتر شده ولی نون همون دوتومن اینی که دارم میگم الان 4 شهریور 1403 هست دوساله من تمدید کردم به امید اینکه نون گرون میشه ومیتونم جبران کنم ولی این اتفاق نمیفته امسال هم که تمدید کردم اول گفتم نمیخوام بااین هزینه ها خودم فقط دارم ضرر میکنم هزینه کارگرم درنمیاد مالک کرایه رو امسال اضافه نکرد ازیه طرف اتحادیه گفت امسال حتما گرون میشه والان ده استان نرخ نون بالا رفته ولی هنوز بخشنامه برا ما که کرج هستیم نیومده ازیه طرف میخوام مغازه رو تحویل بدم میبینم کلی هزینه کردم زحمت کشیدم ومشتری زیادی از همه جای شهر جذب کردم حالا که نون در شرف گران شدنه تحویل بدم مثال داستان اقای داربی میشم ومعدن طلا در یک قدمی رها کرد ازیه طرف میگم شاید این ترس باشه که درواقع نمیترسم چون میدونم بخودم ایمان دارم هرشغلی که بخوام درکوتاهترین مدت میتونم با بهترین مهارت اون شغل یاکسب وکار رو یادبگیرم وبه صورت حرفه ای انجام بدم امتحان کردم واز توانایی واستعدادخودم اگاهم همه دوستان وفامیل میگن علی اگه بخواد سریع یاد میگیره وتغییر میکنه

    این فایل رو گوش کردم خواستم ازشما کمک بگیرم بنظر شما این تحمل کردن وترس هست یا اینکه تلاش وممارست در کار تا به نتیجه رسیدن

    ممنون میشم اگه راهنمائی کنین

    درپایان تشکر میکنم وسپاسگذارم ازشما استاد عزیزبخاطر تمام زحماتی که برای رشد انسانها میکشین تاجهانی زیباتر راببینن

    وسپاسگذار ازخداوند عادل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      الهه ندیمی گفته:
      مدت عضویت: 1186 روز

      سلام به دوست هم فرکانسی

      به نظر من بدترین چیز در

      دنیا قرار گرفتن در دو راهی هست

      به نظر من به صدای قلبت گوش کن اون همیشه نظر های خوبی میده

      با خودت خلوت کن با خدای خودت صحبت کن و از اون راهنمایی بخواه

      به هر حال خودتون بیشتر از همه خودتون و توانایی های خودتون آگاه هستید،

      زودتر تصمیم بگیرید اینقدر در دو راهی نمونید، و وقتی تصمیم گرفتید بگید که اگر به نفع ام شد که خوب اگر هم به ضررم شد ازش تجربه میگیرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        علیرضا محمدزاده گفته:
        مدت عضویت: 778 روز

        سلام الهه خانم

        صبحتون بخیرو شادی

        سپاسگذارم از اینکه وقت گذاشتین مطالعه کردین وجواب دادین

        تا اخر همین ماه بخودم فرصت دادم اگه تغییری دراین راستا نشد مغازه رو تحویل بدم

        بقول استاد بیشترازین صبر کردن نیست ،تحمل کردنه

        سپاسگذار ازاستاد عباسمنش مریم خانم شایسته وخانواده بزرگ عباسمنش

        امید به اینکه روزی عالی همراه باثروت وسلامتی وشادی پیش رو داشته باشید

        انشالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    توضیحات استاد عباس منش را در این فایل ببینید و بشنوید. سپس با توجه به توضیحات ایشان، در بخش نظرات سایت در مورد این موضوعات، تجربیات خود را بنویسید:

    • چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟

    -در گذشته بسیاری از افراد منفی را تحمل کرده تنها به این دلیل که نمی توانستیم به آنها نه بگوییم و می ترسیدیم اگر آنها را از دست دهیم اتفاق بدی برای ما رخ داده و پشتیبانی نخواهیم داشت البته پشتیبان بیشتر در زمینه ی مالی بود که تفاوتی ندارد در زمینه مالی یا سایر زمینه ها باشد در هر صورت شرک محسوب می شود و رفتار آنها هر روز بدتر از روز پیش می شد و ما فکر می کردیم بالاخره زمانی خود به خود رفتار آنها با ما تغییر می کند اما به محض آشنا شدن با استاد و کار کردن بر روی باورهایمان بسیاری از آنها خود به خود حذف شده و بسیاری دیگر را هم خودمان حذف کرده ایم و حتی از مکان قبلی جدا شده و به مکان دیگر رفتیم

    اکنون نیز با مسئله ای مواجه شده ایم که آن را تحمل نکرده و تصمیم داریم از مکان کنونی نیز به مکان بهتر برویم

    • چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟

    -شرک باور نداشتن قدرت خداوند شناخت نادرست خداوند دلسوزی ترحم و تلاش برای تغییر زندگی دیگران اینکه ما قادر به خلق شرایط و اتفاقات زندگی خود نیستیم باور نداشتن هدایت های خداوند فکر کردن به چگونگی و نتایجی که ممکن است در آینده داشته باشد فکر کردن به اینکه دیگران چه صحبت هایی پشت سر ما می کنند باور به اینکه در زندگی باید سختی ها و زجرهای زیادی را تحمل کنیم زندگی همین است و راه و روشی برای تغییر آن وجود ندارد خداوند تقدیر و سرنوشت ما را به این شکل رقم زده است

    • چه باورهایی را اگر تغییر می‌دادید، باعث می‌شد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟

    -باورهای توحیدی: باور به اینکه خداوند همواره در حال هدایت ماست خداوند راه حل تمام مسائل را می داند خداوند ایده ها افراد شرایط موقعیت های مناسب را به سمت ما هدایت می کند قدرت تنها در دستان خداوند است خداوند افراد مناسب را در زمان مناسب به سمت ما هدایت می کند خداوند قدرت خلق شرایط دلخواه را در اختیارمان قرار داده است همه ی افراد به یک اندازه به خداوند و هدایت های او دسترسی دارند تنها نیروی حاکم بر جهان هستی خداوند است خداوند برای ما کافی است هیچ فردی قدرت تاثیر گذاری در زندگی ما را ندارد تمام اتفاقات بد و نامناسب در نهایت به نفع ما تمام می شود ما خالق اتفاقات و نتایج زندگی خود هستیم ما توانایی تغییر افراد یا بهبود شرایط و موقعیت آنها را نداریم

    باور احساس ارزشمندی: اینکه ما لایق ارتباط با افراد با کیفیت هستیم احترام ارزش بسیار بیشتری از صمیمیت دارد

    • همچنین بنویسید وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟

    -به مکان بسیار بهتر هدایت شدیم تمام افراد منفی از زندگی ما حذف شده اند اعتماد به نفس ما برای زندگی کردن بدون کمک دیگران افزایش یافت قدرت هدایت و نشانه های خداوند را بهتر درک کرده و متوجه شده ایم تنها بر توانمندی های خود به جای دیگران حساب می کنیم افراد را بهتر شناخته واکنش متفاوتی به افراد نشان می دادیم تضادها و چالش ها بسیار کمتر احساس ما را بد می کنند بسیاری از قوانین در عمل به ما ثابت شد شرک و بی ایمانی ما و خود را ناتوان از تغییر شرایط دانستن در وجودمان کمرنگ شد رشد و پیشرفت ما در تمام جنبه ها رشد تصاعدی گرفت

    • و در نهایت به چه شکل مسئله‌ای که سال‌ها آن را تحمل می‌کردید، حل شد؟

    -به شکل کاملا معجزه آسا و هدایتی به مکان بسیار بهتر هدایت شدیم خودمان به هیچ وجه اقدام به عمل نکرده و می دانستیم اگر بخواهیم به زور مکان یا افراد را تغییر دهیم به مکان بدتر با افراد نامناسب تر هدایت می شدیم بنابراین سعی می کردیم با عدم تمرکز بر افراد و مکان نامناسب تمرکز خود را بر تغییر باورهایمان قرار داده و قدم به قدم با حذف افراد منفی مکان ما تغییر یافت

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1622 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهران عزیزم مهشید و شیرین دوستان خوب وثابت قدم مثل شما دراین سایت الهی

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر انرژی و لذت بخش و قشنگ بود دیدگاه مفیدی که نوشتی کامنت‌های قشنگشون همیشه عالی در مسیر درست زندگی و آگاهی های خوبی رو برای ما بسیار می‌تواند داشته باشد

      وچیزهای زیادی را می‌شود از شما دوخواهر آموخت از این که قانون رو خوب درک کردی و خوب اجرا می‌کنی جای تحسین وتبریک داره امیدوارم همیشه مثل ستاره های آسمان بدرخشی و ما هم لذت ببریم از نتایج خوبت

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: