میزان تحمل شما چقدر است؟ - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امید آریا گفته:
    مدت عضویت: 3117 روز

    سلام خدمت دوستان

    من یکی دوتا مثال بیشتر نمیزنم چیزهایی هستش که خوب یادمه

    یکیش تو زمینه روابط هستش

    من یه دختر خانومی رو دوست داشتم و باهاش آشنا شدم و رابطه فوق العاده ای داشتیم و یه مشکلی پیش اومد و خانواده ش نسبت به من بدبین شدن ولی اولش تحمل نکردم باور نکردم حس کردم که یه راه حلی داره و بعدش یه ماجرایی پیش اومد که مثلاً اونجوری از شر من راحت بشن ولی همون به نفع من شد ولی بعد از اون این بنده خدا گفت که اول صبر کنیم آبها از آسیاب بیوفته و…. در هر حال صبر کردیم در ظاهر ومنم سعی کردم برم سرکار و وضعیت مالیم رو بهتر کنم و هی زمان خورد و من میگفتم برم صحبت کنم با پدرت گفت نه ناراحت میشه صبر کن به وقتش و … متاسفانه من از دست دادم چیزی رو که میخواستم همیشه با خودم میگم اگه میرفتم صحبت می کردم قانعش میکردم و….

    یکی هم تو زمینه کسب و کار

    من یه وبسایت فروشگاهی برای خودم طراحی کردم (طراح سایتم) بعد مجوزها و… گرفتم به جز پروانه کسب هی به مشکل میخوردیم هی حل می کردیم یه تایمایی بیخیال میشدم ولش میکردم و… در نهایت اسفند پارسال من پروانه کسبم رو گرفتم با کلی پیگیری و بیخیال نشدن بعد بهم گفتن نماد کسب و کار مجازی سایتت رو دو هفته بعد بهت میدیم یعنی میشد قبل عید از اون موقع من هر سری پیگیری کردم گفتن سیستم قطعه و…. اگه باور نمیکردم و تحمل نمیکردم و پیگیر میشدم میگرفتمش

    این فایل یه چیزایی رو توی من شکست

    ممنون از شما استاد عزیز این فایل جالبی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سارا باقرپور گفته:
    مدت عضویت: 1094 روز

    باسلام خدمت استادعزیزودوست داشتنیم ومریم جون با اراده

    دوستان وهمراهان عزیزم

    اول ازهمه بگم که همیشه به این فکرمیکنم واقعا استادعباسمنش بسیارقوی بودن وهستند چون توی یه شرایط خیلی نامناسب ومحیط خیلی سطح پایین بزرگ شدن وکارش خیلی سخت ترازماهابوده

    چقدرتلاش کرده بااینکه استادی مثه ما نداشته

    فایل های آماده ای مثل ما نداشته , باتمام وجود تلاش کرده روی باورها ش کارکرده وبه اینجا رسیده وآرامش وزندگی الانش واقعا حق طبیعی زحماتشه

    من خداروشاکرم که به طورمعجزه با شما آشنا شدم

    خیلی از مسائل من که زندگیموسیاه کرده بود

    براحتی حل شد

    وهرروزمن وهمسرم داریم فایل ها روگوش میدیم

    وروز به روز پیشرفت وآرامش توی زندگیمون پررنگ ترمیشه

    سپاسگذارم که به زندگیمون راه بازگردید

    من یه فروشگاه پوشاک دارم چون شغل دومم هستش یکی ازآشناها داره میچرخونش واصلا راضی نیستم وفقط دارم تحمل میکنم چون نتونستم بگم نیاد دیگه

    چون نیازداره به حقوقش

    حتی به این فکر کردم که جمع کنم مغازه رو

    ولی الان متوجه شدم نبایدتحمل کنم

    چرا من بایدجمع کنم وایرادازمنه نه اون

    بزودی خجالت رومیزارم کناروعوضش میکنم

    ممنونم ازفایل قشنگتون که منو به خودم آوردید وراه روجلوی پام گذاشتید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    یاسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 1914 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز 147: سلااااام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان خوبم ، امیدوارم که حالتون عااالی باشه ، استاد چقدر از دیدن فضای پارادایس کیف کردم و اون صحنه ورودتون با به تیپ جذاب و ماشالا ماشالا استاد چه بدنی ساختید عاااااالیه خیلی حال کردم اصن عاااااالی ، از همینجا اون عطر و تازگیه هوای اونجا رو حس کردم ایشالا همیشه سلامت باشید ، خب تحمل و صبر ، صبر خیلی خوبه و خداوند تو قرآن هم بش اشاره داشته ، یعنی درک قانون تکامل ما هیچ وقت به شبه با یه تمرین نمی‌تونیم بدن عالی بسازیم ، یا با یه بار مثن تو فوتبال که رشته خودمه ، ایستگاهی تمرین کردن نمیشه ایستگاهی زنده ماهری شد هر چیزی نیاز داره به یه تعهد و تمرین مداوم ، اون موقع آرام آرام ما نتایج رو به وضوح در خود میبینیم و سپاس گذاره خداوند هستیم من قانون تکامل رو تازه دارم آرام آرام میفهممش ، حالا تحمل یعنی چی یعنی اینکه ما یه شرایطی رو قبول کنیم و هی زجر بکشیم و بگیم خدا خواسته باباااااا پسر خوب دختر خوب چی رو خدا خواسته خدا همون چیزی رو میخواد که خودت واسه خودت بخوای با افکارت با رفتارت با فرکانس نه با زبونت ، هیچ موقع نباید چیزی رو تحمل کرد و قبول کرد که راهی دیگه این نیست اون موقع باید مسیر رو تغییر داد تا خدا مارو به راه درست هدایت کنه من اونبار شنیدم استاد گفت فک کنم تو فایل توحید عملی قسمته 11 فایل فوق العاده ایه پیشنهاد میکنم ببینید ، گفت که هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید بگید خدایا مارو به راه راست هدایت کن ، چه باروووووونه زیبااااایی آخر ویدیو زد خدااااااای من.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1551 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تفاوت عظیمی بین مفاهیم تحمل و صبر وجود دارد:

    صبر:

    -بسیار تحسین برانگیز است و در قرآن بیان شده و

    -به معنای درک قانون تکامل است

    زمانی که گیاهی را می کاریم باید صبر کنیم تا رشد کند:

    رشد کردن: نیاز به طی شدن روند دارد اینگونه نیست که با انجام اقداماتی افراطی نتایج یک شبه و یک دفعه بگیریم

    تحمل:

    -به معنای زجر کشیدن به این خاطر که:

    می ترسیم بی ایمان و مشرک هستیم حرف مردم تایید و تحسین آنها برای ما حائز اهمیت است فکر می کنیم راهی وجود ندارد و شخص مهمی هم به ما گفته هیچ راه حلی وجود ندارد فکر می کنیم همین است که هست

    به خود تعهد دهیم:

    هرگز اتفاقات نامناسب را تحمل نکنیم

    اگر مرتبا با اتفاقات نامناسب مواجه می شویم:

    آن را تحمل نکرده و به دنبال راه حلی برای رفع آن باشیم

    هیچ اتفاق رنج آوری : طبیعی نیست

    هر مسئله ای راه حل دارد:

    *اگر باورهای مناسبی داشته باشیم

    *به دنبال راه حل خواهیم بود

    بنابراین:

    *در زندگی خود اتفاقات نامناسب را تحمل نکنیم همواره به دنبال یافتن راه حل باشیم

    * بدانیم هیچ اتفاق نامناسبی خود به خود درست نخواهد شد

    *ما باید تغییر کنیم تا: مسائل ما حل شود

    *تنها با تغییر باورها: می توانیم شرایط و اتفاقات زندگی خود را تغییر دهیم

    اگر شرایط نامناسب را تحمل نکنیم:

    به سمت راه حل آن هدایت می شویم

    صبر همراه با: ایمان امید تکامل و توکل است

    تحمل همراه با: تسلیم شدن در برابر بدبختیها و مشکلات باور به اینکه راه حلی برای حل مسئله وجود ندارد و احساس ناتوانی است

    به دلیل باورهای نادرست: شرایط نامناسب را تحمل می کنیم

    بررسی کنیم:

    چه شرایط سختی را تحمل می کنیم ؟ چرا؟

    اگر بدانیم راه حل برای تمام مسائل وجود دارد:

    به سمت آن هدایت می شویم

    زمانی که شرایط نامناسب را تحمل می کنیم: هدایتی از سمت خداوند دریافت نمی کنیم

    فقر بیماری روابط نامناسب مشکلات : طبیعی نیست راه آن را بیابیم مسائل خود را حل کنیم:

    خداوند ما را هدایت می کند

    قدم اول برای تغییر شرایط نامناسب:

    نا امید نشدن از هدایت و لطف خداوند تحمل نکردن شرایط نامناسب و تغییر باورهاست

    ما در ذهن خود برای خود محدودیت تعیین کرده ایم:

    اگر بتوانیم ذهنیت خود را تغییر دهیم می توانیم اتفاقات زندگی خود را دگرگون کنیم

    اگر باورهای خود را تغییر دهیم:

    شرایط زندگی ما به کلی متحول خواهد شد

    سپاسگزاری ما از خداوند باید به دلیل:

    قوانین ثابت و بدون تغییر عدل بی نهایت اینکه تمام زندگی خود را تنها با باورها و فرکانس های خود رقم زده و لازم نیست اتفاقات نامناسب را تحمل کنیم باشد

    اگر مسیر به سختی پیش می رود:

    باورهای درونی ما نامناسب است ترمزها و مقاومت های ذهنی خود را تشخیص داده و اصلاحشان کنیم

    راه حل ها همیشه وجود دارند: ما باید باورها و فرکانس های خود را تغییر دهیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    علی شاکر گفته:
    مدت عضویت: 1861 روز

    این متن جواب سوال پریای عزیز توی همین صفحه هستش. که وقتی توی جواب کامنت خودشون نوشتم، سایت قبول نکرد و نصف متن رو حذف کرد. ازونجا که سوال خود منم بود و مغزم داشت منفجر میشد از بس بهش فکر کردم، و در آخر تسلیم شدم گفتم خدایا من نمیدونم تو میدونی بهم بگو جواب سوالمو، به این جواب هدایت شدم.

    منم وقتی این فایل رو گوش دادم، یجورایی جا خوردم. گفتم نکنه یسری شرایط هست که من دارم توی زندگی تحملشون میکنم و خودم خبر ندارم !

    نکنه من یه چیزایی رو پذیرفتم که همینجوره که هست و کاریش نمیشه کرد و فقط دارم خودم رو گول میزنم و میگم حالم خوب باشه و مهم نیست خودش درست میشه !

    در حد آگاهی هایی که دارم سعی میکنم کمک کنم به افرادی که اینجوری مثل من به شک افتادن.

    من اومدم همین موقعیت استاد رو تصور کردم… که بچه داره گریه میکنه، بعد من بیام بگم خب من به گریه بچه توجه نمیکنم و حال خودم رو خوب میکنم میگم خدایا شکرت نعمتای دیگه‌ای دارم توی زندگیم. بالاخره بچه هم گریه میکنه “دیگه کاریش نمیشه کرد دیگه” !

    این ×دیگه کاریش نمیشه کرد×، این یه چیز کاملا سَمّیه.

    ما از کجا میفهمیم راهمون درسته ؟ از کجا میفهمیم داریم تحمل میکنیم یا صبر ؟

    –> وقتی به زندگیمون نگاه کنیم و ببینیم چه تضادها و مشکلاتی توی زندگیمون هست. و سپس بگیم : خب چیکار کنم این تضادها و مشکلات برطرف بشه ؟ آیا من تاحالا کاری کردم برای این مشکلات زندگیم یا گفتم همینی که هست ؟ آیا من میتونم مشکلات و تضادهایی که توی زندگی دارمو تشخیص بدم ؟ باید یه راهی داشته باشه باید یه کاری بکنم حل بشه.

    ×نباید بترسم

    ×نباید بگم راهی نداره و همینی که هست

    ×نباید فک کنم طبیعیه این مشکلات

    راهش چیه ؟

    راهش از عمل به قانون تغییر ناپذیر جهان میگذره !.

    قانون جهان: به هرچی توجه کنی، از همون جنس بیشتر وارد زندگیت میشه.

    قانون جهان: حس خوب (آرامش، یقین، امید، توکل) = اتفاقات خوب

    طبق قانون ما میایم یه خواسته‌هایی از دل مشکلات میکشیم بیرون، سپس به خواسته‌ها توجه میکنیم. و با توجه به اون خواسته‌ای که از دل مشکلات کشیدیم بیرون. خداوند از طریقی که هیچکس تاحالا نفهمیده چجوری، مارو به خواستمون میرسونه. اینکه میگم معلوم نیس چجوری واقعا معلوم نیس چجوریه هیچکی تاحالا نفهمیده ولی هزاران نفر ازش نتیجه گرفتن.

    مثال:

    من میام میگم که من چه مشکلی دارم ؟… مشکل مالی دارم و پول ندارم.

    خب من چی میخوام ؟ این مشکلات چه خواسته‌ای رو در درون من به وجود آوورده ؟ چه خواسته‌ای میتونم از دل این مشکل بکشم بیرون ؟… من پول میخوام. من کار خوب میخوام. من آزادی مالی میخوام. من میخوام هرچیزی رو بتونم بخرم.

    خب اینجا دارم از طریق قوانین خداوند مشکلم رو مرحله به مرحله حل میکنم. دارم به خواسته هام توجه میکنم ! پس طبق قانون هر چیزی که بهش توجه میکنم وارد زندگیم باید بشه دیگه. دقیقا هم همینجور میشه. من میگم خدایا من پول میخوام. آزادی مالی میخوام. و طبق قانون من به راه هایی هدایت میشم، آدمایی در مسیر من قرار میگیرن، ایده هایی به من الهام میشه که منو به پول و آزادی مالی هدایت میکنه. (البته اگه باور داشته باشم که این کار منو به خواستم میرسونه)

    …. حالا اینجا من دارم چیکار میکنم ؟؟ آفرییین. دارم “صبر” میکنم. صبر میکنم تا جهان کار خودشو انجام بده و منم ازینطرف دارم کار خودم رو انجام میدم. ننشستم یجا به درو دیوار نگاه کنم و بگم خودش درست میشه. من دارم آگاهانه روی خواستم تمرکز میکنم. دارم مشکلم رو حل میکنم. روی خودم کار میکنم و باورام رو تغییر میدم. چرا ؟ چون میخوام مشکلم حل بشه. پس من خودم رو گول نمیزنم. اینجا دیگه تحملی در کار نیست. اینجا من دارم به مسیر صبر پا میزارم. صبر میکنم که اعمالی که برای حل مشکلم دارم انجام میدم به نتیجه برسه. دارم حال خودمو “خوب” نگه میدارم.

    اینجا حس خوب = اتفاقات خوب، این نیست که ما چشمامون رو روی مشکلات ببندیم، اونارو تحمل کنیم، داریم براش حرکت میکنیم، داریم براش قدم بر میداریم. ما چشمامون رو نبستیم روی مشکلات و به طرز احمقانه‌ای به خودمون تلقین کنیم که مشکلات خودش حل میشه من فقط نباید بهشون فکر کنم. نهههه ! من دارم حلشون میکنم با تغییر باورهام- با توجه به خواسته‌هام – با کنترل ورودی‌هام – با انجام تمرینات – با تغییر زاویه دیدم و هزاران هزار راه دیگه که یاد میگیرم توی این مسیر.

    اگه من کاری نکنم برای حل مشکلم، اون موقعس که من دارم خودم رو گول میزنم. و تحمل میکنم.

    اگه بشینم به خاطر اینکه مثلا مشکل مالی دارم توی زندگیم، بگم خب خدایا شکرت مشکل مالی دارم ولی ازونور سلامتیم اوکیه و ولش کنم مشکل مالیو، من یه احمقم. نهههه، من باید برای حل مشکلم یه کاری بکنم.

    و اون کار عمل به “قانون” هستش. و اون کار همین کنترل ذهن و تغییر باورها هستش.

    این بیس زندگی هستش که ما توی این سایت داریم یاد میگیریم و راه زندگی ما اینه. اینا هم حرفای استاد بود که من با هزاران بار گوش دادن به فایل ها فهمیدم. امیدوارم اگه باگی یا کج‌فهمی از من دیدین توی این نوشته بهم گوشزد کنین، من هنوز خیلی راه دارم و خیلی خوشحال میشم مشکلاتم رو برطرف کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محمد حقی گفته:
      مدت عضویت: 3257 روز

      سلام به دوست خوبم علی جان

      بابت این کامنت فوق العاده ارزشمندت ازت سپاسگزارم

      دقیقاً من هم با شما موافقم. من تا همین چند وقت پیش دقیقاً اون روال اشتباه رو داشتم مش می‌گفتم که مشکلات مالی دارم اما خدا را شکر که سلامت هستم اما خدا را شکر که همسر خوبی دارم

      اما چند وقتی میشه که به این نتیجه رسیدم که دقیقاً دارم خودم رو گول می‌زنم

      از اون به بعد شروع کردم به کار کردن روی خودم.

      یادم نیست استاد جان تو کدوم فایل داره میگه که باران نعمت‌های الهی همیشه داره می‌باره این منم که باید ظرف خودم رو بزرگتر کنم برای دریافت نعمت‌های بیشتر

      حالا این بزرگ کردن ظرف برای من این شکلیه:

      -توکار خودم که گل و گیاه هست متخصص بشم

      -از بیماری‌های گیاهان کاملاً اطلاع داشته باشم

      -در مورد طراحی فضای سبز داخلی اشراف داشته باشم

      -در مورد طراحی فضای سبز بیرونی اطلاعات جامع و کاملی داشته باشم

      -در مورد کودها و سم‌هایی که هست بسیار مسلط باشم

      توی مرحله بعدی کار من اینه که این هدف رو به قدم‌های کوچکتر تبدیل کنم و هر روز برای اون‌ها یک قدمی بردارم

      می‌دونم که شما باورت میشه علی آقا از همین چند وقت پیش که شروع کردم تا الان اولاً خیلی به اطلاعات خودم اضافه شده، اعتماد به نفسم خیلی بالا رفته، احساس لیاقت خیلی درون من زنده شده و مشتری‌های خیلی بیشتری پیدا کردم

      قبلاً باید خیلی زور می‌زدم و مشتری هم خیلی خیلی زیاد با من چونه می‌زد اما الان می‌خوام بگم کاملاً از بین رفته اما مشتری‌ها خیلی راحت‌تر خرید می‌کنن و سر قیمت با من خیلی کمتر بحث می‌کنن

      مطمئنم که هر چقدر به این مسیر ادامه بدم رم راحت‌تر میشه و می‌تونم مبلغ بیشتری از مشتری دریافت کنم

      باز هم بابت کامنت فوق العاده خوبت ازت سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 547 روز

    به نام خداوند عشق که این جهان از عشق خلق کرد و به ما هدیه داد خدای عزیز و مهربون که رحمتش جاریست

    خدای مهربونم من هر چه دارم از لطف الهی توست

    من در مقابلت هیچم تو هستی همه کاره و قدرتمند

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته نازنین

    خدای عزیزم سپاسگزارم بابت روز شمار امروزم که پای تعهدم هستم و ادامه میدم این مسیر الهی

    – چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟

    واقعا ممنونم استاد در این فایل پاشنه آشیلم فهمیدم و ترمزی که دارم ، اخه من فکر میکردم طبق اساتید معنوی تو باید بپذیری هر شرایطی که هست همینی که هست و من باور کرده بودم باید بپذیرم کاری نمیتونم انجام بدم چندین سال راکد زندگی کردم و فکر میکردم باید پذیرفت راهی نداره و میگفتم من بپذیرم راهی برام باز میشه ، حالا درک میکنم معنی پذیرفتن یعنی چی ؟من بپذیرم الان هر چی در زندگی من هست خودم با باورهام و افکارام و توجه به ناخواسته ها خلق کردم خودم به خودم ظلم کردم و بعد حالا که درک میکنم من خودم خالق زندگیم هستم با قدرتی که خداوند مهربون بهم عطا کرده در این دنیای مادی میتونم به جای پذیرش و تحمل کردن شرایطی که هست حالا اونطور که میخوام خلق کنم با افکارهام و باورهام ، بی نهایت راه حل وجود داره اونم ساده اگه از خدا بخوام هدایتم کنه .

    من متوجه شدم من داشتم تحمل میکردم و این صبر نیست ‌ ، صبر یعنی تکامل یعنی تو روی خودت کار کردی حالا طبق قانون تکامل قدم به قدم به شرایط بهتر هدایت میشی.

    . و بعد اون 5 سالی که ثابت زندگی کردم و تغییری در خودم صورت ندادم وارد داستان هایی شدم و تضادها اومد که تغییر کنم خسته شدم دوره ها شرکت میکردم اما نتیجه نمی گرفتم ، تضادها باعث شد بهم فشار بیاد هم از لحاظ مالی ‌ و هم تنهایی و بفهمم باید کاری کنم من عادت کرده بودم به یک شکل زندگی و خونه و زندگی که هست و پیشرفتی نمیکردم ، و قانع شده بودم به همینی که هست هر روزم به یه شکل .

    چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟

    من باور کرده بودم باید هر چی هست بپذیرم یعنی خدا خواسته من این رنج ها برام پیش بیاد و بپذیرم این شرایط خدا کمکم میکنه ، و عادت کردم ، ذهنم عادت کرد به این شرایط و روزمرگی و بعد خوب تغییر دادن این ذهن از جای امن و راحت کار سختی برای تغییر و همینطور ادامه دادم ، ادامه دادم تا تضادها اومد .

    چه باورهایی را اگر تغییر می‌دادید، باعث می‌شد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟

    باور به اینکه پذیرش یعنی من بپذیرم خودم این شرایط خلق کردم ، خودم خواستم تنهایی رو ، خودم خواستم این روابط خلق کنم ، خودم خواستم این محدودیت و فشارهای مالی خلق کنم با افکارام و با باورهام و توجه به ناخواسته ها و من میتونم زندگیمو هر طور که میخوام خلق کنم بعد اینکه بپذیرم خودم این شرایط خلق کردم و خودم به خودم ظلم کردم تغییر شروع میشه اون موقع خدا عاشقانه کمکم میکنه و منو هدایت میکنه به راه درست

    – وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟

    خوب بعد از اینکه خسته شدم و تضادها مسایلی که برام پیش اومد منو تکون داد از خواب بیام بیرون چون از هر دوره ای که شرکت میکردم نتیجه نمیگرفتم من نمیدونستم باورهای من ایراد داره و اون موقع پذیرفتم از خدا خواستم هدایتم کنه کمکم کنه و من هدایت شدم بیام سایت از اول شروع کنم ، بیام از دوستان سوال بپرسم که میشه با فایل های رایگان نتیجه گرفت و بعد دوره ها بخرم و من نتایج دوستان خوندم از کجا چقد تغییر کردند و بعد عقل کل خوندم دنبال الگو بودم و در آخر باور کردم میشه تغییر کرد میشه زندگیمو و سرنوشتمو تغییر بدم ، میگم ذهنم برای تغییر مقاومت داره اما ادامه میدم هنوزم ادامه میدم کامنت مینویسم و کامنت ها رو میخونم تا تکرار شه برام و این در برام باز شد که همه چیز باوره و من باید باورهامو تغییر بدم تکرار کنم و توجهمو بیارم به چیزهایی که میخوام و تجسم کنم.

    استاد به قدری قوانین ساده توضیح دادید با مثال هایی از زندگی خودتون و من درک کردم همه چیز بر اساس قوانین ثابت خداوند هست و ترمزهامو شناسایی کردم البته هنوزم ترمزهای دیگه هست به خصوص در روابط باید شناسایی و کار کنم . به قول استاد باید مثل غذا خوردن روتین زندگیم هست کار کردن روی قوانین هم روتین زندگیم بشه.

    – و در نهایت به چه شکل مسئله‌ای که سال‌ها آن را تحمل می‌کردید، حل شد؟

    خوب درآمدم چند برابر شد تونستم بدهیم پرداخت کنم

    و دوره هم جهت با جریان خداوند تهیه کنم و کار کنم که بفهمم من همیشه خسته میشدم و مومنتوم مثبت قطع میکردم و باز طبق شرایط فعلیم ادامه میدادم

    هنوز هم تضاد دارم به خصوص روابط که باید تغییر بدم شخصیتمو و باورهامو بیشتر کار کنم و به خداوند ایمان بیارم و بتونم به سمت رویاهام حرکت کنم و هر چی بیشتر خوب روی خودم کار کنم به نتایج بزرگ‌تر دست پیدا میکنم و دیگه تحمل نکنم و کار کنم روی خودم از درون و اون موقع بیرون هم خود به خود تغییر میکنه

    اگه کاری داره سخت پیش میره به مغزم بگم این نباید اینطور پیش بره حتما راه حل داره و باورهامو تغییر بدم تحمل نکنم و در مسیر هدایت میشم و بدونم خدا هدایتم میکنه و نترسم شرایط فعلی تغییر کنه از نقطه امنم بیرون بیام و بدونم وقتی من روی خودم کار میکنم حتما شرایط هر روز در زندگیم بهتر میشه حتی از جای فعلیم و خونه ای که دارم زندگی میکنم صد برابر به جاهای بهتر و مکان های بهتر و راحت تر و زیبا تر هدایت میشم و روابطم بهتر میشه و میتونم رابطه دلخواهم خلق کنم.

    و به خودم تعهد میدم با تمام وجودم بیشتر روی خودم کار کنم تا به نتایج بزرگ و رویاهامو خلق کنم به هر اندازه که باور کنم بیشتر در مدار دریافت خواسته هام قرار میگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    رقیه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    سلام به دوستان گل هم خونه ایی ام.

    سلام به استاد سید عباس و بانو مریم

    چقدر پارادایس امروز زیباتر شده بود

    سپاسگزارم

    از مناظر زیبا و از باران دلچسب.

    خدایا شکرت.

    مدت هاست که من در روابط با همسرم دچار مسئله هستم

    و شاید تحمل کردم و اسمش رو گذاشتم صبر

    و امیدوار بودم که خدا اینطوری از من راضی تر باشه.

    حرف بقیه ی اطرافیانم برام مهم بود ولی دیگه الان برام مهم نیس.

    اینکه استقلال مالی کامل نداشتم ، مسئله بود ، ولی الان فکر می کنم که ایمانم و اعتمادم به خودم و جهان هستی بیشتر شده و این نگرانی رو ندارم

    نگران وضعیت جسمی پدرم هم بودم که اگر متوجه ی اختلافات بشه و … ، خیلی زیاد جسم و روحش آزرده میشه. که الان چند ماهی هست که به رحمت خدا رفتن

    نگران وضعیت بچه هام بودم و الانم هستم.

    تا کوچیک تر بودن یه نگرانی هایی

    الان یکیشون نامزد داره ، نگران بهم خوردن رابطه اش.

    یکیشون ، کنکور داره و نگران ….

    بهرحال مدت طولانی هست که شرایط نادلخواه رو به جون خریدم و زندگی می کنم.

    مدتی هم هست که یاد گرفتم ، جهانم رو، روابطم رو ، خودم ساختم. خودم جذب کردم ، خودم عامل همه ی ناخواسته های زندگیم هستم.

    عامل درونی .

    شرایطم زاییده ی افکار خودم هست

    روابطم با همسرم ، انعکاس افکار و باور های خودم هست

    تصمیم من به جای تحمل ، صبر هست با توکل به خدا و با تغییر جهادی در شخصیتم . تا اینکه جهان جدید بهتری برای خودم بسازم و خلق کنم با روابط بهتر

    یا با بالا رفتن مدارم ، بر این نگرانی ها غلبه می کنم و تصمیم درست می گیرم

    یا با تغییر مدارم ، جهان خودبخود مسیر جدید رو برام روشن می کنه.

    یا زندگیم اصلاح میشه و باب میل میشه و شرایط نادلخواه تموم میشه.

    ولی اینو فهمیدم که باید از خدا بخوام هدایتم کنه.

    راه درست رو نشونم بده

    صبر کنم ، از زندگی ام و از شرایط دلخواهش و بخش دوست داشتنی اش لذت ببرم

    برای تغییر خودم بیشتر انرژی بزارم

    تا جهان به شکل زیباتری در روابط برام جلوه کنه.

    امیدوارم درست باشه مسیرم و تصمیمم.

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1753 روز

    بنام خدا

    سلام

    روز 147 سفر

    خداروشکر میکنم برای این روز عالی این هوای خوب این صدای پرندگان ک میشنوم برای همسر عزیزم برای این سایت خوب برای ورزشی ک کردم برای فایلی که همزمان با ورزش گوش دادم و لذت بردم برای این بوی سوختن چوب که داره میاد برای این لطافت هوای شمال برای این نسیم خنکی که به صورتم میخوره برای این نوری ک دارم میبینم خدایا شکرت شکرت برای باران زیبایی ک در این فایل دیدم و فراوانی ثروت جهان رو به یاد من انداخت . خدایا شکرت

    در مورد تحمل کردن من در موضوع ثروت این مشکل رو داشتم و دارم تا حدی ک پذیرفتم اگه ورودی مالی من کمه ایراد از کارم یا از بازار هست و این رو تحمل کردم چند سال ، چند سال با سختی من سپری کردم چون پذیرفتم این همینه و هرچی رفت جلوتر اوضاع سختر شد از نظر مالی و من بازم فکر کردم که همینه ک هست تا جایی که من تو پرانتز بگم که همیشه فایلهای استاد رو گوش میدم با این تئوری ک میگم من اگه فایل رو گوش بدم حتی اگر عمل نکنم باز بهتر از اینه ک گوش ندم ، البته که عالی تر اینه ک گوش بدم و عمل کنم ولی من این شیوه رو طراحی کردم تا اگه یه زمانی حواسم به علف هرزهای ذهنم نبود این فرصت رو داشته باشم واسه هرس کردن باغ خودم البته ک مدتهاست فایل رو گوش میدم عمل هم میکنم این برای خیلی وقت پیشه . خلاصه من از این فایلهای استاد و تا حدودی تفکر بهش به این نتیجه رسیدم ک این شرایط رو نباید بپذیرم من باید عوضش کنم دیگه تحمل نکنم ، از چند ماه پیش که این سفر رو به همراه 12 قدم آغاز کردم هم زمان اقدامات کاری هم کردم چندین حرکت زدم که به امید الله در حال نتیجه دادن هست ، ورودی مالی ام کمی بهتر شد و خلاصه این رو نپذیرفتم ک طبیعیه ک من باید درآمدم کم باشه و چون من فلان پشتوانه رو ندارم یا فلان کار یا فلان مدرک رو ندارم پس باید این میزان درآمد کم رو داشته باشم این رو عوض کردم گفتم من باید درآمد بالا داشته باشم حق منه و باید هر جوری شده این رو عوض کنم . الان در این مسیر هستم و قول دادم ک هرگز تحمل نکنم . راهی ک دارم میرم هر روز دارم روی خودم بصورت تعهدی کار میکنم تا بهتر بشم . به امید خدا این مسیر که الان روز 7 هستم ، 7 روز که با تعهد خیلی بیشتر از قبل استارت زدم و این سفر رو همراه با 12 قدم دارم پیش میبرم و در کارم هم با تمرکز بیشتری دارم کار میکنم ، هر روز ک با تعهد روی کنترل ورودی هام کار میکنم و روی بهتر شدنم ، بصورت خلاصه بگم 7 روزه ک تقوا دارم و این بعد از وقفه ی روز 140 سفر ایجاد شد ، روز 140 این سفر ما وارد عید شدیم و تعطیلات و من نتونستم ک این روزشمار رو گوش بدم ولی هر روز فایلهای استاد توگوشم بود مرور میکردم ولی کنترل کمی روی ورودی هام داشتم و کمی احساس منفی و نجوای ذهنی در مورد درآمد و کم بودن قراردادهام در ماه اسفند برای من رخ داد و احساس منو منفی کرد ، فضای مجازی هم زیاد میرفتم و یجورایی داشتم بر میگشتم به قبل تا اینکه به خودم اومدم و در بهتر شدن تلاش کردم و مجدد استارت با تعهد و تمرکز با درس از گذشته رو زدم و رزوه ی تفکر مثبت و کنترل ورودی و کار کردن با تمرکز گرفتم و مجدد استارت سفر رو زدم و 12 قدم رو ادامه دادم ، الان واسه همین 7 روزه ک از این تعهدم میگذره و خداروشکر واقعا عالیه احساسم و کنترل ورودی و کار کردن روی خودم بهترین کاریه ک دارم انجام میدم .

    آقا نپذیرفتم که این احساس بد ماهه قبل من طبیعی است اوضاع بازار خرابه …. من گفتم باااااید راه حلی باشه ، باید روی خودم کار کنم و بهتر بشم و همزمان در پی بهبود باشم قدم اول من این بود که کنترل ورودی هام رو خیلییییی جدی تر انجام بدم مثل روزه گرفتن که الان 7 روزه به این شیوه دارم میرم جلو ، شکر خدا دو روز پیش یه پول به حسابم هم واریز شد ، شاید خیلی چشمگیر نباشه ولی به من داره میگه ک مسیر درسته و باید همینو ادامه بدم … الهی شکرت برای این قوانین برای استاد برای سایت برای وجودم برای اخلاق و شخصیت خوبم برای این کشور خوبی که در آن زندگی میکنم برای این شهر عالی و هوای خوبش خدایا شکرت برای همه چیز . خدایا شکرت برای سلامتی خودم و عزیزانم برای . خدایا شکرت برای نعمت فراوانی برای نعمت آگاهی …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محدثه پیرنیا گفته:
    مدت عضویت: 1257 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته ی مهربان

    چقدر من ممنونتونم بابت ضبط این فایل های زیبا و حال خوب کن .چقدر احساس فوق العاده ی ارامش میگیرم با دیدن این همه زیبایی .این حجم از آگاهی”این حجم از روابط عالی و دوست داشتنی”این حجم حال خوب و احساس عمیق آرامش توی نگاهتان و صحبت هاتون “واقعا متشکرم ازتون واقعا ممنونم خیلی خیلی واقعا دوستون دارم که اینقدر عالی هستین وقوانین رو انقدر ملموس به ما میگید .

    خداروشکر بابت وجود ارزشمند شما….

    از جمله تجربه های کلی که میتونم بگم که اصلا باعث شد در این راه قدم بزارم همین تحمل نکردن یه زندگی شبیه اطرافیانم بود .البته میشه گفت همونطور که استاد فرمودند تا یه جایی تحمل میکنی برای من حدود 20سال طول کشید این تحمل اونم چون ذهنم ساخته ی دیدن و تجربه اطرافیانم شده بود و هیچ کنترلی روی هیچ چیز نداشتم. دقیقا میتونم بگم بیست سال یه زندگی زجر اور رو تحمل کردم چه وقتی بچه بودم چه وقتی بزرگ شدم .لحظه ای که فهمیدم نمیخوام مثل بقیه زندگی کنم وقتی که زندگی اطرافیانم رو میدیدم بیشتر پی میبردم که اصلا این زندگی نیست واز خدا خواستم بهم نشون بده اگه راهی هست برای زندگی بهتر اگه نیست که بهتره بمیرم تا اینکه اینجوری زندگی کنم لحظه ای بود که همه چیز برام شروع به تغییر کرد با انسانهایی آشنا شدم که دارن به راحتی زندگی میکنن و ارامش نه تنها توی کلامشون بلکه توی نگاهشون موج میزد و اونموقع بود که گفتم اینه میخوام یه زندگی اینجوری بسازم قفسی که خودم با ذهن خودم ساخته بودم رو خودم نابودش کردم…و خدا میدونه چقدر خوشحالم که با شما و سبک زندگیتون آشنا شدم و این سایت فوق العاده اعجاب انگیز…

    و دقیقا زمانی که دیدم زندگی خیلی شیرین تر از این حرفا میتونه باشه تغییرات درونی و بیرونی خودشون رو نشون دادن و خدارو شاکرم واقعا …همه چیز بهتر شد روابطم حال خوب خودم کیفیت زندگیم همه چیز ”

    ممنونم ازتون واقعا ممنونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1183 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان هدایتگر نجات دهنده

    خداوندا آرامش عطا فرما تا بپذیرم آنچه که نمیتوانم تغییر دهم شهامتی که تغییر آنچه را که میتوانم و دانشی تفاوت این دو را بدانم

    سلام به همه عزیزانم در سایت توحیدی و یکتاپرستی

    هر روز یک مرحله جدید زندگی را تجربه میکنم

    هر روز من زیبا تر شده هر روز روابط عالی را میبینم ثروت های عظیمی را میبینم ماشین های جدید و عالی را میبینم خدایا شکرت

    و قراره یک مرحله بالاتر بروم و کم کم از وابسته گی های خانواده گی ام رها تر بشوم و هر روز چشم های من باز و باز تر می شود برای درک آگاهی ها

    اتفاقات و چیز های که رخ میده روز مرا زیبا تر می‌سازد

    نمیدانم سال قبل در این موقع ما نذری داشتیم و من از شدت استرس به هر چی فکر میکردم نکنه اینو خراب کنم نکنه اینو خراب کنم تمام آن نذری به من می شد جهنم و اصلا لذت نمی‌بردم و از نام نذری فراری بودم حالا با یک تفاوت تغییر زاویه دید خودم لذت بردم تحسین کردم و همه ای روز را شاد بودم حالم خوب بود و همه چیز به شکل احسنت انجام شد خدا را شکر

    بیایم به سوال این فایل

    میزان تحمل شما چقدر است؟

    من یک مثالی میزنم از همین اتفاق که برای من چند وخت پیش رخ داد تقریبا 5یا 4ماه پیش

    خوب من از افغانستان می خواستم برم ایران هم برای این که تفریح شود و چند محصول سایت را بخرم بچا یعنی من خیییلی ورودی منفی نسبت به ایران داشتم خوب همه از دوست و آشنا های من از ایران که می آمدن خییلی بد تعریف می کردن.

    خوب بگذریم

    اما من آن زمان که جدی تر روی فایل ها کار می کردم بیخیال این حرف ها شدم و من وختی به ایران رسیدم نه تنها برخورد خوبی مردم بود بلکه خیییلی مردم مهربان داشتن آن حرف های که به من گفته بودن تمام اش چرت و پرت بود خیییلی لذت بردم و بسیار دید من وسیع شد نسبت به فرهنگ بین افغانستان و ایران خوب برگردیم به اصل داستان

    پدرم مرا مستقیم فرستاد پیش پسر عمه ام پسر عمه ام که یک انسان بود اصلا خدا را قبول نداشت و نمیفهمم یکی از اشخاص در یوتیوب بود در باره همین حرف ها حرف می زد(بی دینی و بی خدایی) و من هر روز زجر می کشیدم روز را که اصلا در خانه ایشان نبودم فقط شب هم برای خوابیدن میرفتم و حتی پسر عمه ام شب هم در خواب آن حرف های و آن ویدیو ها را گوش می داد من هم بشدت زحر میکشدم و رنج می بردم و هر روز به خودم میگفتم تو برای این کار ها و گوش دادن به این حرف ها نیامدی و ذهن هم داشت خییلی مشکلات را بزرگ تر نشان میداد خب از این بگذریم که در خانه که در افغانستان کابل بودیم اتاق شخصی داشتم و در خانه پسر عمه ام یک اتاق و یک سالن بود که همه ایشان در سالن می خوابیدن و برای من خییلی بد میگذشت تا این که تحمل من به سر رسید و من تصمیم گرفتم تا وختی در ایران هستم برم یک جای دیگر دقیقا همانجا را حس کردم که حضرت موسی به خداوند میگوید از هر خیر از تو به من می‌رسد فقیرم و واقعا همین حس را داشتم و به طور خیییلی معجزه وار من هدایت شدم به یک شخص فوق‌العاده یکی از دستان خداوند انسان خییلی عالی که با قانون جذب آشنا بود و هر روز درخواست های خود می نوشت و هر شب زیبایی ها را تصدیق می کرد با همان دفترچه زیبای اش می نوشت.

    و ایشان هم افغانی بود و کلی چیز یاد گرفتم و کلی لذت بردم و خیییلی دوست های خوب هم یافتم و هر شب من غذای معروف افغانستان قابلی را می‌خوردم چون این دوست من رستورانت افغانی را در ایران داشت نتیجه این داستان من همینه اگر من همان اول دست خدا را باز نگه میداشتم و می‌گذاشتم خداوند هدایتم کنه و خییلی زود تر هدایت می شدم به چیز های زیبا و اشخاص هم مدار و نیاز نبود به این قدر زجر

    خب من خواستم خییلی خلاصه تر بنویسم نگو چقدر من دوست های خوب یافتم چقدر جاهای زیبا را دیدم اگر از من از زیبایی ایران و مردم بپرسین و اتفاقات خوب که برایم رخ داده تا فردا صبح هم تمام نمیشه اینقدر که به من عالی گذشت و خییلی تجربیات عالی داشتم.

    خدای مهربانم سپاسگزارم بابت این لحظه که برایم فرصت آگاهانه زندگی کردن را دادی خدایا شکرت بابت این دوست عزیزم که از کامنت من لذت میبرم و سپاسگزارم و هر بگم از بزرگی و عظمت تو کم گفتم خدای مهربانم مرا همیشه در مسیر توحیدی هدایت کن خدای مهربانم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: