میزان تحمل شما چقدر است؟


توضیحات استاد عباس منش را در این فایل ببینید و بشنوید. سپس با توجه به توضیحات ایشان، در بخش نظرات سایت در مورد این موضوعات، تجربیات خود را بنویسید: 
  • چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟
  • چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟
  • چه باورهایی را اگر تغییر می‌دادید، باعث می‌شد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟
  • همچنین بنویسید وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟
  • و در نهایت به چه شکل مسئله‌ای که سال‌ها آن را تحمل می‌کردید، حل شد؟
با عشق منتظر خواندن تجربیات تاثیرگذار و پند آموزتان هستیم
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

857 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «راضیه» در این صفحه: 2
  1. -
    راضیه گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    به نام خداوند هدایتگر دانا و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم

    واقعا اونچه که باعث شده من خیلی از شرایط رو تحمل کنم این بوده که شرایط رو پذیرفتم و فکر کردم خودش درست میشه با گذشت زمان .بارها و بارها این الگو در زندگیم تکرار شد.

    خیلی وقت ها هم چون راه حلی براش نداشتم درجا زدم و شرایطم رو پذیرفتم.

    چون همیشه توی زندگیم روی عقل خودم حساب می کردم و با مفهوم هدایت و توکل کردن و حرکت کردن آشنا نبودم.

    این موضوع پاشنه آشیل منه.چون با وجود این آموزش ها باز هم خیلی جاها گیر می کنم.

    قانون اینه که من حتی اگر راه حلی برای مسئله ام نداشته باشم .کافیه اون مسئله رو نپذیرم چیزی که داره من رو آزار میده و شرایط نامناسب رو اون وقت تمرکزم رو بزارم روی خواسته ام باورهای هماهنگش رو بسازم و قطعا هدایت خداوند خواهد آمد و با عمل به ایده ها و راه حل ها شرایط تغییر می کنه.

    فقط همین قانون رو باید به خاطر بسپارم .

    ودر عمل ازش استفاده کنم.

    ایمان داشتن یعنی این.

    آخرین موردی که باهاش برخورد کردم مسئله لاغری بیش از حدم بوده که در قانون سلامتی به وجود اومد و مدام از طرف خانواده تحت فشار بودم که خیلی زشت شدی .داری محو میشی. خوب دیگه چون اندامم هم بهم ریخت لباس تو تنم زیبا نبود توی مهمونی ها خیلی اعتماد به نفسم اومده بود پایین .که یک جا دیگه تصمیم جدی گرفتم برای تغییر .چون حاضر نبودم سبک تغذیه ام رو تغییر بدم باورهای هماهنگ با خواسته ام رو ساختم و برنامه عضله سازی که شاید هفته ای یک بار یا دو بار بود رو روزانه انجام میدم و به لطف خداوند روند رو به افزایشی وزنم رو دارم تجربه می کنم. هر شب وزنم رو می گیرم و یا دداشت می کنم و ذوق می کنم.و میشد خیلی زودتر از این ها این تغییر رو ایجاد کرد.

    باز هم خداروشکر که هدایت شدم و تغییر رو شروع کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    راضیه گفته:
    مدت عضویت: 1290 روز

    سلام.

    به نام خداوند هدایتگر مهربان.

    این فایل نشانه امروز منه.

    یکی از مواردی که در حال حاضر دارم توی زندگیم تحمل می کنم مشکل قطعی برق و به دنبال اون قطعی آب هست.تا حدود یک ماه قبل به عنوان یک عامل ناخواسته بهش نگاه می کردم که نباید بهش توجه کنم مدام ذهنم و میزاشتم رو این موضوع که در این شرایط چه کارهایی رو از برنامه هام می تونم انجام بدم که نیاز به برق و آب نداشته باشه و سعی می کردم شرایط رو مدیریت کنم.یکم آب ذخیره داشته باشم.شارژلب تاب رو پر نگه دارم .گوشی رو شارژ نگه دارم و…

    ولی مدتی هست که فشارها خیلی زیاد شده هوا خیلی گرم شده و ساعت و تعدد قطعی برق بیشتر شده و شرایط خیلی وقت ها طوری پیش میره که هرجایی که هستیم همون جا برق قطعه خونه ایم برق نداریم .میریم باشگاه برق رفته .میرم کلاس اونجا هم برق ندارن و…

    تا شد امروز که 3 ساعت و 40 دقیقه صبح ساعت مفید روز برق نداشتم بعد 2 ساعت برق اومد و من رفتم بیرون دخترم زنگ زد که بازهم برق رفته که یک ساعت دیگه هم برقمون قطع بود.و 3 روز که اینجوری تحت فشار بی برقی و گرمای زیاد حالم بد شده و احساس کردم کنترل ذهن در این شرایط چقدر سخت تر شده.چقدر انرژی ما داره هرز میره و چقدر زمانمون داره هدر میره.

    با خودم گفتم این یک تضادیه که داره خواسته جدید در من ایجاد می کنه .چرا باید تحمل کنم؟

    من لایق زندگی در جای بهتر و با امکانات بهتر هستم .این ها مسائلی نیستن که من بخوام باهاشون دست و پنجه نرم کنم. ما در برهه ای از زمان زندگی می کنیم که انسان ها دارن به سرعت به سمت پیشرفت حرکت می کنند و اینها جزء مسائل پیش پا افتاده ای هست که داره مارو عقب میندازه.و خواسته مهاجرت و زندگی در شرایط با امکانات و شرایط بهتر با قطعیت بیشتری در من شکل گرفته.واین در خواست رو در لیست خواسته هام می نویسم و تلاش می کنم تا روی افکار قدرتمند کننده ام کار کنم.ترمزهای ذهنیم رو کم رنگ کنم .تا نتیجه اتفاق بیفته.

    هیچ چیزی خودبه خود تغییر نمی کنه .مگر اینکه من تغیییر کنم.پس باید روی تغییر افکارم به صورت جدی کار کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: