میزان تحمل شما چقدر است؟
- چه جاهایی در زندگی خود، شرایط نادلخواه را پذیرفتید و تحمل کردید؟
- چه باورهایی باعث شد تا آن شرایط نادلخواه را تحمل کنید؟
- چه باورهایی را اگر تغییر میدادید، باعث میشد آن شرایط نادلخواه را نپذیرید و تحمل نکنید؟
- همچنین بنویسید وقتی دیگر آن شرایط نادلخواه را تحمل نکردید و «همین که هست» را نپذیرفتید، به چه راهکارهایی هدایت شدید و چه درهایی برای شما باز شد؟
- و در نهایت به چه شکل مسئلهای که سالها آن را تحمل میکردید، حل شد؟
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری میزان تحمل شما چقدر است؟454MB29 دقیقه
- فایل صوتی میزان تحمل شما چقدر است؟28MB29 دقیقه














روز هفتم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام به دوستان همراه سایت
خدایا شکرت امروز یک روز بی نظیر بود. در طبیعت زیبای شمال کشور در دشت های سبز جلگه سپیدرود خدایا شکرت انقدر زیباییها بی نظیر بود. در پارک ملی بجاق که عالی و شگفت انگیز بود.
خدایا شکرت. ابتدای این فایل را صوتی گوش کردم ولی بعد گفتم بگذار تصویری ببینم از آنجا که چقدر من با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا به محیط های زیبا، طبیعت بی نظیر و جاهایی هدایت شدم که اصلا در وصف نمی گنجد. خدایا به این ایمان اوردم که به هرچه توجه کنی از آن جنس را تجربه می کنی و من به عینه این را دیده ام.
اما این فایل
یادمه چند سال پیش آن زمان که این فایل روی سایت آمد من روز قبلش در مطب دندانپزشکی بودم . نمی دانم دقیقا روز قبل بود یا نه ولی همان روزها بود چون بعدا من با این فایل ان روز را برای خود تحلیل کردم.
من ساعت 2 نوبت داشتم من و پسرم. اما وقتی رفتم ظاهرا بیمار قبل تازه امده بود. وما عملا باید مدت زیادی منتظر می ماندیم. من واقعا از انتظار در مطب پزشکی یا هر جایی که باید انتظار بکشیم خسته می شوم. در خیلی جاها سعی کردم ذهنم را کنترل کنم وبا فایل ها یا بازی با گوشی از فضا خارج شوم. اما گاهی واقعا حوصله ام سر می رود و ان روز هم خیلی این موضوع طول کشید چند بار با خودم گفتم کاش بلند شوم و بروم خانه ولش کن اصلا یک روز دیگر می روم. به هر حال مشکل از من نیست دکتر در زمان من بیمار دیگری را ویزیت کرده یا بیمار قبلی دیر اومد به هر حال من چند بار با خودم گفتم برم، اما باز نشستم. گویا عادت کردیم که این موضوع ماندن در مطب ها را تحمل کنیم. چرا چون دوباره نوبت گرفتن سخته ، یا گاهی فکر می کنیم همین یک دکتر است، یا… به هر حال تحمل می کنیم.
و من تحمل کردم و بعد از نزدیک به یک ساعت و خورده ای معطلی زیر دست دکتر نشستم و آن روز این دکتر به بدترین شکل ممکن کار من را انجام داد که بعد از ان گفتم هرگز پیش این دکتر نمی روم.
وقتی از مطب خارج شدم گفتم. ببین اگر این دوساعت را تحمل نکرده بودی و از مطب خارج شده بودی آن گرفتاری را هم بخاطر مهارت کم دکتر تحمل نمی کردی .
و وقتی استاد این فایل را گذاشت گفتم درسته هر زمان کار داره سخت پیش می ره این یک نشانه است که باید به خودت بگی یک ایرادی هست و می تونه کار راحت تر پیش بره. حتی گاهی صف های طولانی به خودم می گم بی خیال حتما الان زمان خرید فلان چیز نیست. مثلا اگر بروم و صف نانوایی خیلی شلوغ باشد می گم بی خیال یا یک نانوایی دیگر می روم یا در زمان دیگری نان می خرم. و اینکه ساعت ها در صف چیزی بمانم برایم نشانه است.
البته نمی گم همیشه رعایت کردم. متاسفانه این باور چون از گذشته بود بخصوص در مورد دکترها گویا ما عادت کردیم معطلی طولانی در مطب های پزشکان تحمل کنیم. و انقدر این موضوع را تحمل کردیم که اگر به مطبی برویم و مطب خلوت باشد گویا ان دکتر پزشک حاذقی نیست.
یعنی گاهی می گوییم چون فلانی پزشک حاذقی است طبیعی مطب شلوغ باشد. و تحمل می کنیم.
در حالیکه این عدم مدیریت است و نشان از عدم مدیریت زمان دارد و این که برای وقت بیماران اهمیتی قائل نیستند. انشالله خدا کمکم کند در زمانهای بیشتری بتوانم با ایمان بیشتر مسائل را تحمل نکنم بلکه به سمت راههای ساده تر هدایت شوم. اگر ایمان داشته باشیم قطعا هدایت می شویم. اینکه ایمان داشته باشیم خداوند می تواند همزمانی ها را جوری به وجود بیاورد که همیشه اوضاع راحت پیش برود حتی در مطب حاذق ترین پزشکان نیاز به معطلی نیست.
گاهی هم در زندگی اگر شرایط سختی است مخصوصا در روابط عاطفی که تحمل می شود باز هم نشان از بی ایمانی و نامیدی دارد. که ما باور نداریم کسی هست که می تواند ما را کمک و هدایت کند.
بله استاد عزیز ایمان است که صبر را پدید می اورد و ترس و بی ایمانی تحمل را.
بله صبر به معنای درک قانون تکامل است. خدایا شکرت الان می روم کلاس پینگ پنگ نزدیک به یک ماه است به قدری لذت می برم می گویم نباید عجله کنی باید صبر داشته باشی که مهارتت روز به روزبیشتر می شود. بله انشالله به امید تو خدای مهربان و سپاسگزارم.
سپاسگزارم استاد عزیزم