اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ماشااله به این همه زیبایی این همه ارامش سرسبزی و خیلی خیلی نعمتهایی که میبینم از ته دل ذوق میکنم
استاد مهربون و دلسوزم اول بگم خیلی خیلی دوستتون دارم و اینکه ابتدا از باوری بگم که خوبه
خانواده پدری من چهره شون نسبت به سنشون خیلی جوونتره مادرم و خاله ام هم همینطور و اینکه شکر خدا عمر طولانی دارند مثلا خاله من 80 سالشه و هنوز کار کشاورزی میکنه
منم اینهارو باور کردم و الان 43 سالم هست و دخترم 18 سالشه
هیچکس چه اطرافیان و چه غریبه ها باورشون نمیشه و میگن بیشتر از 34 نمیخوره باشی و وقتی با دخترم بیرونم مثلا مغازه و صدام میکنه مامان اونا تعجب میکنن و میگن مگه چندسالته دخترت بزرگه بیشتر فکر میکنن خواهریم
البته این باور تو پیشرفت به من کمکی نمیکنه فقط خواستم از قدرتش بگم و اینکه من همیشه میگم بیشتر از 90 سال عمر میکنم و تا لحظه آخر سالم و سلامت و زیبا خواهم ماند
ولی استاد خوبم امان از باورهای مخرب که مغزمو داغون کرده
در مورد ثروت که قبلا اصلا میترسیدم از خدا بخوام چون میگفتم ثروت بیاد در کنارش سرطان میاد
بعد که متاهل و بچه دار شدم بدتر شد میترسیدم پولدار بشم بلایی سر بچه هام بیاد
الان هم هنوز ته ذهنن خیلی نجواهای شیطانی هست
_پولدار بشم چشم میخورم
_دیگه همه انتظار دارن پول بدم بهشون
اگر وَن کمپر بخرم هر کی بخواد بره مسافرت میاد ون منو بگیره
ماشین مدل بالا بگیرم هر روز یه نفر سوئیچ میخواد
باغ بخرم همه میخوان کلید بگیرن بریزن تو باغ
هر کی بیاد خواستگاری دخترهام بخاطر پولمونه
دامادهای مفت خور نصیبم میشه
دخترهام تن پرور بار میان و پول دراوردن و یاد نمیگیرن
شوهرم ذهن فقیر داره و ثروت تو زندگیم نمیاد
من زحمت بکشم پول دربیارم شوهرم استفاده کنه و قیافه بگیره
و خلاصه استاد باورهایی که ترمز های شدیدی بوجود آورده
من روانشناسی ثروت رو خریدم و امیدوارم بتونم با کمک خداوند و راهنماییهای شما افکارمو درست کنم
در مورد سلامتی افکارم خیلی بهتر شده ولی در مورد روابط و ثروت خیلی ضعیفم
خدارو هزاران بار شاکرم که با شما آشنا شدم
خداوند به شما و مریم خانم مهربان سلامتی طول عمر عزت و سربلندی بیشتروبیشتر عنایت کنه انشااله
اون اوایل سایت من هدایت شدم به فایل های آرامش در پرتو آگاهی و یه باور ریشه ای و اصلی و اساس چیزی که یه منطق بسیار جالب و با تکامل بسیار به من داد که تکامل وجود ما چندین میلیون ساله و توانایی بهبود خودشو دارد و قدیمی ترین سلول های ما یک ساله هستن وقتی من به عکس هام نگاه کردم گفتم این تغییرات جسمی این را ثابت میکنه بنا بر این من به هیچ عنوان نباید بیماری غیرعادی داشته باشم شاید چندی سال یک بار سرما خوردم اما این هم منطقی نیس این توجه من این باور را که یک سری بیماری ها ژنتیکی هست گفتم نه این یه حرف مفت بی اساس بوده و از این باور به بعد که چهار پنج سال میشه من نهایتا شاید 3بار سرما خوردم منی که این فکر را داشتم باید کنترل کرد این آمپول این داروها برای این فصل ها اینجور یه تغییر 180درجه ای در سلامتیم رخ داد.
من قبلا یه افکار محدود کننده شخصیتی داشتم و دارم . از لحاظ عزت نفس این که راضی کردن افراد اطرافم احمیت میدادم به مثلا نکنه ناراحت بشه این فرد از این تصمیم من .این باور را داشته باشید حالا همین باور همین اخلاق نا مناسب و محدود کننده چه آسیب های میتواند بر من بزند از جنبه های مختلفی برسی میکنم
سلامتی .منی که این سلامتی را ساختم و بعد به خاطر فرکانس هام هدایت شدم به قانون سلامتی .
و مثلا سعی در عمل به دوره بودم .مادرم.خالم .یا رفیقم همکارم هر کسی مثلا میگفتن بابا با یه بار که مشکلی پیش نمیاد من خوب میدونم چه مشکلی میشه اما مثلا برای این که کسی را راضی کنم خلاف خواسته درونی عمل میکنم .یه باور غلت شخصیتی .اما ببینید چطور مخفیانه از یه جنبه دیگه داره آسیب میزنه برای کسی که مثلا تو این مباحث استاد نباشه کار سختی هست که اولا پیدا کنه اصل موضوع رو و بعد یه باور منطقی و مناسب در مقابلش بزاره . همین باور محدود کننده راضی کردن افراد از لحاظ مالی این زربه را میزنه مثلا شما کسب و کار خودتو داری مهارت داری توی کارت و میای برای همین مباحث راضی کردن کسی نمیدونم رفاقت و معرفت و اینا یکی را شریک میکنی تو کسب و کار خودت که فکر میکنی این فرد را بالا ببری. اکر خدا نخواهد منظور از خدا نخواهد اینه که شخص خواسته ایی نداره فرکانس مناسبی در این مورد نداره که خداوند براش پاسخ بده اما تو فکر میکنی مثلا این کارت این فرد را ارتقاع میده نه تنها این کار را نمیکنه نه تنها اون فرد به احمقانه ترین شکل ممکن اون درآمد را نابود خواهد کرد به مشکلاتی بر میخوره تو این مسیر که نمیتونه حلش کنه و تو را مسعول این داستان میدونه رابطه که خراب هیچ .تو هم این که میخواستی نقش خدا رو بازی کنی در گیر مشکلات شدی .همین بحث راضی نگه داشتن افراد و معرفت و اینا قبلا به عنوان یکی از سوراخ های سطل ثروت برام کار میکرد کم شده اما هر از گاهی همچین فکر هایی دارم اما اینو بکم پاشنه اشیلم بوده .
یکی از باور های محدود کننده من از لحاظ شخصیتی که اونم در تمام جنبه های زندگی آسیب های خودشو داشت مالی . سلامتی .روابط.و…
ثابت کردن خودم اثبات به دیگران هم سوراخ سطل ثروت عمل میکنه هم این که من اینجا توانمندم از لحاظ سلامتی آسیب میزند و هم تو روابط کلی مشکلات .
1 باور اینکه آدم های ثروتمند، آدم های خوبی نیستند و همین موضوع باعث میشد در انتخاب همسر اصلا اصلا کشش به آدم های ثروتمند نداشته باشم و اینجور خواستگار ها رو بد میدونستم و یکی از ملاک های ازدواجم این بود که اصلا ثروتمند نباشند. البته که الان با آموزه های استاد جان، این موضوع بسیار کمرنگ تر شده
2 باور اینکه اگر طرف نماز و روزه را انجام میده، حتما حتما ادم خوبی است … یکی دیگر از ملاک هام برای ازدواج این بود و هنوز هم در انتخاب آدم ها دارم این موضوع را، البته که خیلی خیلی خیلی کمرنگ شده. اما موقع ازدواج این موضوع شدیداً برام پررنگ بود و فکر میکردم که به این آدم ها فقط میشه اعتماد کرد.
3. باور چشم زخم رو که از بچگی شنیده بودم و بعد ازدواج، همسرم عجیب غریب به ابن موضوع حساسیت داشت و هنوز هم داره …. بعد از آموزه های استاد، خودم به اختیار خودم این باور را کنار گذاشتم و اصلا یه نفس راحت کشیدم …. سال هاست به لطف پروردگار این باور در ذهنم نیست که نیست … خیلی حس خوبیه … ولی از اونجایی که این باور را خیلی ها در ایران دارند، سعی میکنم که خیلی بازگو نکنم که بحث پیش نیاد .. چون خیلی این باور نهادینه شده در مردم ما … مثلا همسرم به خاطر اینکه چشم نخوره، نمیخواد بگه که ما خونه دار شدیم و هنوز مستاجر هستیم. این موضوع رو اصلا نمیتونم هضم کنم. اما خوب به لطف خدا الان اصلا اصلا اون باور را ندارم و قدرت رو کاملا از آن خدا میدانم
4. باور اینکه شغل فقط اداری اش خوبه … چون یه نظمی داره، یه حقوق مشخص داره …. بازنشستگی داره … و این هنوز در من خیلی خیلی قوی است. دوست دارم بتونم این باور رو از ذهنم دور کنم تا بتونم قدم های بیشتری بردارم. اما هنوز خیلی خیلی قوی است و همین باعث شده اصلا نتونم مهاجرت کنم …
5. باور اینکه الان که سنم 41 است، برام سخته که بچه دار بشم و خیلی خیلی اذیت خواهم شد. دنبال الگوهای خلاف این باور هستم.
6. باور اینکه تو مهاجرت حتما حتما سختی به همراهت خواهد بود و باید تحمل کنی …حداقل چند سال اولش.
و خیلی باورهای دیگر ….
و اما :
با آموزه های شما فهمیده ام که خداوند، قدرت مطلق است و در این باورهای اشتباهم، این باور همیشه کمک حالم بوده و حال دلم رو در تضادها، عالی کرده … خیلی خیلی ممنون از اموزش هاتون…خدا خیرتون دهد.
باور وجود قدرت مطلق خدا جوووون، همیشه کمک حال ما است و بس.
سرشار از ذوق و شعفم استاد نمیدونید چه حال عجیبی در من ایجاد کرد این فایل
استاد من پر از احساس خوب شدم ، شما گنجینه زندگی من هستید ، مخصوصا قسمت آخر فایل خیلی عجیب قدرت و توانای من رو برای خلق زندگیم بهم یاد آوری کرد
سلااااااام استاد ، سلااااام دوستان من در سایت عباس منش
از روز گذشته یه نشخوار فکری عجیب داشت افکار متشنجی در ذهنم ایجاد میکردو احساس ترس رو تو وجودم جاری میکرد کامل متوجه مکالمه های ذهنیم بودم ولی نمیتونستم راهی پیدا کنم که ساکتش کنم و خودم رو آروم کنم
و یه جورایی شاید راه آروم کردن افکار ناخواسته ذهنم رو میدونستما ولی ذهن بازیگوشم منو به تنبلی و پشت گوش انداختن دعوت میکرد ولی ولی خداروشکر این فایل شما مثل آب روی آتیش عمل کرد عجیب آرومم کرد ، عجیب بهم یادآوری کرد که ما با افکارمون در حال خلق زندگیمون ، اتفاقاتمون هستیم
باورهای ماست که میتونه به ما قدرت بده یا قدرت ما روبگیره دقیقا مثل اون کارشناسی آلمانی که گفت این باور که ژنتیک سبب قهرمانی میشود میتونه شما رو به عرش و همینطور به بدترین حالت ممکن برسونه
و استاد ، ندای الهی من ممنونم ازت یه بار دیگه تو این فایل تمام باور های قشنگی که طی چند سال اخیر تو زندگیم برای خودم ساخته بودم که سبب نتایج بی نظیری شده بود احیا شد خدای من شکرت
اتفااقات یکی دو روز اخیر عجیب بهم تلنگر زد تو این لحظه که چقدر بیشتر توجه کنم به ورودی های ذهنم
که ذهنم رو سرشار کنم از افکار درست ، آدم های پوچ با افکار از هم گسیخته عین سم عمل میکنند ، خیلی بیشتر باید حواسمون به مکالمه هامون باشه مخصوصا زمانی که یک نشخوار فکری هم رو مخ ما هست
عمیق باید فیلترینگ شنیدنمون رو فعال کنیم.
خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت
همگی در پناه الله مهربان شاد و سلامت وثرومتمند باشید.
چند روز بود مدام میومدم تو سایت ببینم استاد فایل جدید گذاشته یا نه و از خدا درخواست کردم یک فایل استاد بزاره و توضیحاتشون مناسب احوالات من باشه و این فایل دقیقا همونیه من میخواستم. هر چقدر بیشتر دارم به صحبت های استاد گوش میدم بیشتر حس میکنم هیچی بلد نیستم الان این صحبت هارو گوش دادم تازه یکم فهمیدم باور چیه اونم بعد از اینهمه گوش دادن به صحبت های استاد . دقیقا دیروز بود تو قسمت عقل کل داشتم از یکی از بچه ها میپرسیدم من یک باور مخرب دارم که آقا انتقالی تو رشته من سخته چجوری باید عوضش کنم؟ و الان خود استاد جوابمو داد که چجوری عوضش کنم اصلا نباید به صحبت کسایی که میگن انتقالی تو رشته زبان سخته گوش بدم باید باور قدرتمند کننده بسازم که خیلیم آسونه چطور فلانی هم رشته منه و خیلی راحت انتقالی گرفته تازه به جایی بهتر از جایی که من میخوام برم و چقدر ازین مثال ها دارم . چقدر برای خودم مثال آوردم اون سال یادته خانم فلانی انتقالی میخواست نیرو از ناکجا آباد اومد و جاشو پر کرد و اونم رفت فارغ از تمام عوامل محیطی محدود کننده . جالب اینه دیروز داشتم پول میریختم تو یه حسابم که جمع کنم واسه روانشناسی ثروت یک که استاد امروز گفتن این دوره عالیه و بهتون پیشنهاد میدم و من مصمم تر شدم .
خوندن کامنت های سایت مخصوصا قسمت عقل کل بهم کمک میکنه تا جاهایی که یادم میره قانون چیه بهم یادآوری بشه.
جاهایی که من باور خوب دارم در موردش و خوبم رشد میکنم اینه که من بافنده خوبیم و همسرم بهم میگه چون مامانت هم قالی بافی حرفه ای بوده این تو خونته و من ناخودآگاه حرفه ای پیش میرم . یا آشپزی خیلی خوبی دارم و همه میگن از مامانت ارث بردی اونم کارش حرف نداشت الان فهمیدم که چی باعث شده من ایقد تو این زمینه ها خوب عمل کنم و اعتماد بنفسم خوب باشه .
سلام استاد جانم خانم شایسته عزیز و دوستان من تو یک زمینهای باورهای قدرتمند کنندهای داشتم بهم کمک کردن تو یک باورهای محدود کننده داشتم اعتماد بنفس منو گرفتن باورهای قدرتمند کننده هیچ وقت تو زندگیم تا همین الان باور نکردم کسی میتونه جلوی منو بگیره که من کار نکنم یا یک جایی دلم میخواد نرم همیشه ازاد بودم دقیقا همین شرایط را تجربه کردن بعد اطرافیان به میگفتن تو شوهرت مرد خوب بعدن فکر کردم دیدم نه من از بچگی همین جوری بودم من از یک روستای 20 خانوار مهاجرت کردم اومدم مشهد همه میگفتن شما نمیتونید مشهد زندگی کنید بر میگردید اما هزارن بار به خودم میگفتم نه همگی تونستن ما هم میتونیم دقیقا همین جوری شد زندگی به مسیری رفت که ما به لطف خدای مهربان تونستیم خونه ماشین بخریم ما که هیچی نداشتیم اومدیم مشهد ماشالله الان دو تا بچه هم خدا را شکر داریم الان هم از روزی که شروع کردم روی باورهام کار سعی کردم برای خودم بهانه جور نکنم تلیارها بار به خودم گفتم اگه استاد تونسته منم میتونم باور محدود کننده از موی سرم بیشتر مادم بهم میگفت چون تو درس نخوندی هیچ جا نمیرسی ثروتمند نمیشی دقیقا همین موضوع را باور کرده بودم و این اعتماد بنفس منو گرفته بود منو محدود کرده بود روی روان شناسی ثروت یک که کار کردم اومدم که الگو پیدا کنم تو تحصیلات دیدم یک نفر که من 10سال تو یک مجتمع با هم زندگی میکردیم هیچ تحصیلات نداره حتی اسمشم بلد نیست بنویس من کتاب بلدم بخونم الان که دارم کار میکنم به لطف خداوند حساب کتاب میکنم دیدم نه من فقط این جمله را باور کرده بودم فقط همین باور کمبود هم که ادم نابود میکنه نمیزاره از داشته هات لذت ببری باور اینکه تو ارزشمند نیستی هم که هست اما سعی میکنم همش به ذهنم میگم خارهای بیابان ارزشمند چطور که ما بی ارزش باشیم وجود ما هم خیلی خیلی خیلی خیلی ارزشمنده استاد عزیزم عشقم تک تک دوره هات ارزشمنده یکی از سپاسگزایهای من از خدای رحمان رحیم به خوده استاد جانم هست از صمیم قلب سپاسگزارم و این آقا بسیار ثروتمند شده خدایا سپاسگزارم به خاطر این سایت
دوستان عزیز چند نکته ای رو که جدیدا درک کردم رو میخوام بهتون بگم.اولین و مهمترین نکته اینکه حتی حرفهای استاد رو هم رو هوا باور نکنید همونطور که خودشون بارها گفتن.من مدت ها بود که فایلهای استاد رو گوش میدادم منتهی شک و تردید چنان جلوی من رو میگرفت که عملا فقط در و دیوار رو نگاه میکردم،چند ساله
عاجز شدم،به فکر فرو رفتم و گفتم اگر هم این حرفها درست نباشه از در و دیوار نگاه کردن که قطعا بهتره
گفتم همه چیز درست به نظرم میاد و قلبم گواهی میده اما اما اما باید خودم دست به کار شم
گفتم چرا استاد انقدر مطمئنه به چیزی که میگه و شک نداره،گفتم ساده ست،تحقیق کرده،گفتم چی نقطه ی اصلی این تغییرات بوده گفتم قرآن
گفتم من که این همه دنیا و آخرتم برام مهمه پس چرا یک باررر نرفتم قرآن رو بخونم،چرا؟چرا گوسفند وار زندگی میکنم؟ببینید عقل شما برای خودتونه و با اون چیزی که بهش وارد میکنید تغذیه میشه،هر کدوم از ما
استاد با چشم و مغز خودش رفته مطالعه کرده تحقیق کرده و اون قانع شدن ها با اون ابزارها براش اتفاق افتاده پس من هم باید برم و تحقیق کنم و مغز و چشم خودم رو تغذیه کنم
تصمیمم رو گرفتم و همه چیز رو گذاشتم کنار و شروع به مطالعه ی قرآن کردم و وقتی منطق ها و نشانه های خداوند از قدرتش رو دیدم و تفکر کردم مغزم ساکت شد،شکام برطرف شد و یقین پیدا کردم
وقتی خداوند مثال هایی از قدرتش رو میزنه و میفرماید:به این آب نگاه کنید و در موردش فکر کنید،بی رنگه،بی بوئه،بی شکله،بی مزه س،اما به هر درختی که برسه میوه هایی میده که مزه رنگ بو شکل متفاوتی دارند،کی اینها رو خلق کرده؟بهش فکر کردی تا به حال؟و هزاران نشونه ی دیگه،وقتی خوندم که میفرماید ما همه چیز رو از آب خلق کردیم بعد تحقیق کردم دیدم اولین تک سلولی ها از آب شکل گرفته ن،وقتی میبینم 70 درصد بدنم آبه،چی میشه گفت؟میشه این منطقا رو رد کرد؟وقتی خوندم که میفرماید خداوند هرگز به کسی ستم نکرده و انسان خودش به خودش ستم میکنه(حتی یک آیه نداریم که در مورد ستم دقیقا اینو نگفته باشه؛حتی یک آیه)وقتی دیدم هر کسی پیامبر شده به خاطر عملکرد درستش بوده و خداوند تاس نمیندازه که کسی رو انتخاب کنه،چطور قانع نشم؟وقتی بارها و بارها بهتون نشونه میده از خودش و میگه تعقل کن،فکر کن بهشون ببین کی میتونه همچین کارایی بکنه و در انتهای همه ی این نشونه ها میگه حالا که فکر کردی بهشون ببین چی رو داری میپرستی؟من رو یا چیز دیگه ای رو
اگر فکر میکنی ژنتیک عامل بدبختیته متاسفانه درست فکر میکنی،بدبخت میشی بدون هیچ گونه حس دلسوزی ای از سمت خداوند چون بهت قبلا توضیح داده که قدرت دست کیه
حرفای استاد رو نپذیرید و بهشون شک کنید،براتون بهتره و برید مطالعه کنید
جالبه برام هیچکس نمیگه رابطه گناهه و منو از خدا دور میکنه ولی در مورد ثروت هممون مشکل داریم
رابطه باعث گسترش نسل ها میشه
ولی ببینید که ثروت هم چجوری باعث گسترش جهان میشه
توی قرآن با داستان های ثروت زیادی مواجه میشید که احتمالا احساستون رو بد میکنه چون در مورد مال اندوزی زیاد صخبت میکنه اما دوست دارم فکر کنید در موردش،نه از بیرون از خود آیه که قبل و بعدش چی میگه
در مورد انسان هایی صحبت میکنه که دروغ میگن،عدالت رو تو فروش و خرید رعایت نمیکنن،کسانی که حواسشون به عملشون نیست،کسانی که صرفا و صرفا به خاطر ثروت هر کاری میکنند
بحث بحث ثروت نیست بحث نحوه ی رفتار و عملکرد اون شخصه
اگر ثروت بد بود خداوند کلید ثروتها رو پیش خودش نگه نمیداشت
اگر بد بود خداوند رزاق نبود خودش
با تعصب وارد قرآن نشید با دیدگاه های قبلی نخونیدش،دنبال حقیقت باشید وگرنه چه بسا که توی همین قرآن هم گمراه بشید
منطق قرآن شما رو میخکوب خواهد کرد
و متوجه خواهید شد که تغییری در قوانین خداوند ایجاد نمیشه هرگز و قطاریه که داره حرکت میکنه
یا سوارش میشی و به هر چیزی که دلت خواست میرسی، یا لهت میکنه و به قول خودش یکی دیگه رو جایگزینت میکنه
وقتی میفرماید که منو با اسامیم بخوانید و بعد دعای پیامبران رو میبینید که همین کارو کردن و توی هر دعا خداوند رو با صفاتش صدا میزنند بحث باورها رو متوجه میشید
انک انت وهاب
انت ارحم الراحمین
رزاق به غیر الحساب
رحیم
سمیع و بصیر
و…
اگر ستمی توی زندگیت هست خودت باعثشی و خداوند کوچکترین دخالتی توش نمیکنه
خداوند فقط خوبیه
تو انتخاب میکنی
در مورد سپاس گزاری چقدر زیاد صحبت شده
سپاس گزاری در همه حال حتی وقتی اوضاع خوب نیست در تایید حرفهای استاد عزیز در مورد توجه دائم به نکات مثبت و…
بحث عمل در ارتباط با ایمان واقعی،که عملکرد شماست که نشون میده ایمان دارید یا نه
بحث اینکه باور داشته باشی که خداوند بهت کمک میکنه و نترسی و جسور باشی و حرکت کنی چون به قول خودش خداوند هرگز خلاف وعده عمل نمیکنه و ایمان داران واقعی رو با صفوفی از فرشته ها یاری میکنه و…
وقتی در مورد کلمه ی نعمت صحبت میکنه و منظورش از این کلمه «هدایت و آگاهیه»نه اون نعماتی که ما فکرشو میکنیم و خودتون خوب میدونید که اگر انسان اصل رو پیدا کنه بدون شک نعمات به طور طبیعی میان توی زندگیت و هر چیزی رو بخوای بدست میاری و خداوند وارد بحثش نشده اصلا چون اون آگاهیه که مهمه و بعدش نعمات خودبخود وارد میشه و یک چیز کاملا بدیهیه
خداوند لایق پرستشه واقعا،پاکه از اینکه شریکی داشته باشه
سلام به استاد عباسمنش عزیز وسلام به مریم بانوی شایسته
سلام ودرود به دوستان عزیزم در این سایت الهی در این مدرسه مقدس که هر روز درسهای بزرگ وعالی میگیریم
درس امروز :چه موضوعی را باور کرده ای
استاد عزیزم من هر چه از باورهای نادرستی که از بچگی تا بزرگسالی به من داده بودند وبخشی از وجودم شده بود بگم کم گفتم
باور کمبود، باور بی ارزشی، باور تفاوت زن ومرد، باور اینکه یه دختر باید حتما ازدواج کند تا بتواند راحت بیرون برود به پارک یا سینما یا مهمونی
باور های مذهبی غلط، باورهای اشتباه در مورد ثروت وکلی باور اشتباه دیگه
اماخود من با وجود شرایط سخت یکسری باورهای خوب داشتم مثلا اینکه باور داشتم که خوب درس را یاد میگیرم استعداد خوبی دارم وهمیشه نمرات عالی میگیرم
باور اینکه قدرت نویسندگی خوبی دارم وهمیشه درس انشا را 20 میگرفتم همیشه برای خواندن انشا معلم صدایم میکرد
وقتی وارد کار شدم به خودم گفتم که من میتوانم کارم را به نحو احسن انجام بدهم برای همین خیلی خوب خونگیری میکردم آزمایشات را با دقت انجام میدادم ونتیجه کار برایم مهم بوده وهست
اما استاد زندگیم با ورود به جمع خانواده شما رنگ دیگری گرفت در این 2سالی که وارد سایت شما شدم دیدم به زندگی عوض شد
بعد از 45 سال زندگی با باورهای قدیمی با ورود به سایت شما ودنبال کردن شما تازه طعم واقعی زندگی را چشیدم ابتدا به خودم میگفتم چقدر دیر این مسیر را پیدا کردم اکثر بچه ها سالها کار کردن یا هم سن بچه های من هستن ومن تازه وارد این مسیر شده ام
اما بعد این باور را در خودم تقویت کردم که هیچ وقت دیر نیست چقدر من خوشبختم که با استاد و سایتش آشنا شده ام میتونم رشد کنم میتونم اون پیله هایی که به دورم بسته شده را بشکافم ومثل یه پروانه بیرون بیام پرواز کنم زیبایی ها را ببینم ولذت ببرم
دیروز فایل جلسه 5از قدم 4را گوش میکردم که شما میگفتید زندگی مسابقه نیست که شما بخواهید خودتان را با دیگران مقایسه کنید وبا سرعت بیشتری از اونها به خط پایان برسید مهم این است با روند تکاملی صعودی قدم بردارید هر روز بهتر از روز قبل بشوید از مسیر لذت ببرید در حالی که دارید قدمهای رو به جلو بر میدارید
منم با مقایسه خودم با قبلم میبینم که چقدر پیشرفت داشتم چقدر آرام تر شدم چقدر دیدم به زندگی عوض شده دیگه زندگی ام را با دیگران مقایسه نمیکنم وحسرت نمیبرم بلکه افراد خوشبخت وثروتمند را تحسین میکنم دوستشان دارم وسعی میکنم از آنها الگو برداری کنم رابطه ام با فرزندانم عالی شده چقدر در کنار هم شاد هستیم دیگه به همسرم گیر نمیدم که چرا اینقدر منفی هستی چرا اینقدر از زمین وزمان گله داری؟
جالبه که اونم بهتر شده شکر گزار تر شده
اتفاقا امروز دقت کردم دیدم تو خانه ما هیچ کس دیگه اخبار نگاه نمیکنه در حالی که سالهای قبل مرتب اخبار را میدیدن
استاد هر روز صبح که از خواب بیدار میشم وآماده سر کار رفتن میشم به محض اینکه پایم را از خانه بیرون میگزارم وسوره حمد را میخوانم با معنی واز خدا میخوام مرا به راه راست هدایت کند راه کسانی که به آنها نعمت داده است کلی برای شروع یک روز دیگر از زندگی شکر گزاری میکنم واینکه لیاقت داشتم یه روز دیگه نفس بکشم وخالق زندگیم باشم آسمان زیبا درختان سبز پرندگان زیبا وهزاران هزار زیبایی را ببینم واین نعمت را رب العالمین به من داده است
همین امروز ظهر که سوار سرویس، بودم که به خانه بیام سرویس کولرش خراب بود وهمکار هام ناراحت به خاطر گرمای هوا، چون الان در یزد هوا خیلی گرمه وما یه مسافت 45 دقیقه را باید تو سرویس باشیم تا به مقصد برسیم در حینی که بچه ها گرمشون بود من درحال خواندن کامنت بچه های سایت بودم وچقدر لذت میبردم به خدا قسم گرمای هوا را حس نمیکردم وان قدر غرق، در خواندن کامنت سعیده شهریاری عزیز، آقا رضا عطار روشن، اسدالله گل گلاب، حمید جان حنیف وبقیه دوستان بودم که اصلا نفهمیدم کی به خانه رسیدم
واقعا دم همه بچه ها گرم چقدر کامنت همه درس نکته داره واقعا مانند یه کتاب هستش حالا میفهمم چرا استاد اصرار دارن که حتما کامنتها را بخوانیم به قول دوستان
بچه ها مچکریم بچه ها مچکریم
دیگه باید برم آخه کلاس یوگا دارم یکی از باورهای خوبم همین ثبت نام در کلاس یوگا بود که واقعا برام فوقالعاده بود بچه ها در هر سنی که هستید در هر شهر وروستایی که هستید محدودیت را باور نکنید ما میتوانیم ممنون از همه دوستان
ممنون از استاد عزیزم و بانوی خوشگلشان
خدارا سپاس برای هر نفسی که میکشم وبرای تولد جدیدم در این سایت الهی ومقدس
خدا رو شکر دوستان با ایمانی مثل شما رو داریم آفرین باور خوب ساختی آفرین که غر نمی زنی و صبح ها رو سوره حمد می خونی تحسینت کردم و برات آرزوی سلامتی دارم انشاالله همیشه بدرخشی همه ما باورهای اشتباهی داریم باید روی خودمون کار کنیم مهم اینه الان قبول کردیم مقاومت نداریم این نشونه خوبی هست بهت تبریک میگم استاد میگن هیج وقت دیر نیست سن و سال بهانه هست
حتما الان وقتش بوده این آگاهی ها رو بشنویم لذت بردم که کامنت خوندی و به ناخواسته ها توجه نکردی من خودم هم سن و سال شما هستم با افتخار توی سایت هستم و دوستانم رو دوست دارم و شکرگزاری میکنم توی این سایت الهی هستم و دوستان توحیدی دارم
امروز صبح نقطه آبی را که دیدم کلی ذوق کردم جوابت را خواندم ممنون عزیز دلم بله مهم اینه که الان در این مسیر هستیم واز لحظه لحظه اش لذت میبریم منم هر روز شکر گزاری مینویسم ویکی از شکر گزاریهام بودن در این سایت آشنایی با استاد عزیز ومریم جان وداشتن بچه های سایت هست که هرروز در حال رشد وآگاهی های جدید هستیم
مریم جان خوشحالم که هم سن هستیم خوشحالم که شما هم در حال پیشرفت هستی از خداوند برایت سلامتی وحال خوش وثروت وآرامش خواستارم موفق باشی عزیزم
سلام به جذاب ترین فوق العاده ترین زیباترین خوش قلب ترین آگاه ترین استاد زندگیم
سلام به خانم شایسته مهربان و فوق العاده و همیشه همراه و بسیار آگاه و دوست داشتنی
الان ساعت 2:13 دقیقه بامداد هست ولی بسیاررر پر انرژی هستم و خوابم نمیبره و یه حسی بهم گفت بیام و برای این فایل فوق العاده مثال بیارم و بنویسم
به نام الله
من همیشه تو باشگاه استادم که بودم که به مدت 10 سال شاگردش بودم خیلی باور های خوبی ازش دریافت کردم و خیلی هم باور های محدود کننده،
و جالب هم این بود که مثلا هروقت استادم باورش عوض میشد میومد و اون باور رو با جدیت میگفت و دوباره باور من عوض میشد،
اما من همیششششه از بی ثباتی در شخصیت خوشم نمیومد به خصوص این مورد که یه نفر یه مدت از نفر خیلی تعریف میکنه و بتش میکنه بعد همون آدم یه مدت بعد میاد و از اون آدم بد میگه و جالبه که میخواد تو هم همینو باور کنی،
اما من سعییی کردم هیچ وقت اینطوری نباشم که بیام اینقدر یه نفرو بت کنم و بعد بیام پشت سرش حرف بزنم ،درواقع تو این مورد همون ادب از که آموختی از بی ادبان رو رعایت کردم،
و حالا خیلی باور های خوب و بد دیگه که از استاد 10 ساله ی زندگیم دریافت کردم،که از یه جایی به بعد آگاهانه سعی کردم خودم تصمیم بگیرم و باور کنم،
من تقریبا از سال سوم که هنر های رزمی رو شروع کرده بودم فهمیدم پتانسیل خیلی خوبی تو بحث مبارزه به خصوص بوکس دارم،اما از اونجایی که رشته ای که ما کار میکردیم ترکیب 25 هنر رزمی دنیا یعنی jeet kun do بود ما هر شب یک روش مبارزه ای رو تمرین میکردیم و مبارزه ی اصلی سیستم ما همون مبارزات ترکیبی یا MMA بود ،
و من از همون سال سوم که دوست داشتم بیشتر توی بوکس پیشرفت کنم با اجازه استادم میرفتم توی باشگاه های بوکس و مبارزه میکردم و بعد از دوسال من قهرمان استانمون شدم با اینکه من شاید هر دو هفته یک بار تمرین بوکس انجام میدادم،
و من اون موقع ها میشستم بازی های بوکس حرفه ای رو میدیدم و بازی های احسان روز بهانی که داره بوکس حرفه ای بازی میکنه و چقدر هم دوست داشتم سبک بازیشو،
اما استاد من این باور رو هی به من میداد که ته بوکس تو ایران هیچی نیست و نهایتا میشی احسان روز بهانی چون بوکس حرفه ای خیلی رسیدن بهش سخته و بوکس توی آمریکا مثل کشتی توی ایران میمونه ولی MMA خیلی راحت میتونی بهش برسی و درآمد کسب کنی،
خلاصه من بعد از قهرمان شدنم تو بوکس استان دیگه ادامه ندادم و چسبیدن به همون mma
تااااااا همین 3 سال پیش که من با استاد آشنا شدم،
وقتی با بحث باور آشنا شدم و دیدم عه خب اگر همه چیز باوره من بیام بچسبم به اون چیزی که بهش علاقه دارم و توش بهترم،
من میدونستم که بوکس حرفه ای از همه لحاظ از همه ی رشته های رزمی دیگه کلاسش بالاتر و درآمدش هم صد ها برابر بیشتر از ام ام ا هست،اما من اینو نپذیرفتم که من نمیتونم چراااا چون دیدم توی شهر خودم شخصی به نام محمد قائدی توی کیک بوکس 125 تا بازی حرفه ای کرده و قهرمان جهانی و اتفاقا پول خوبی هم ساخته و من هرچی محمدو میدیدم میگفتم خدایا من خیلی استایلم شبیه محمده و من فرقی نمیکنم با محمد،
بماند که الان محمد قائدی الان یکی از بهترین دوستان تمرینیم هست و الان منو تحسین میکنه توی بوکس،
بعد که با استاد آشنا شدم تصمیم گرفتم بیام الگو های مناسب تو بوکس حرفه ای پیدا کنم و توجه کنم به بازی های حرفه ای و بازیکن هایی که دوست دارم مثل اون بشم ،
بعد به صورت کاااملا هدایتی دیدم شخص ایرانی که فکر کنم مال کرج هم بوده سال 2011 توی قهرمانی جهان توی انگلیس توی فینال (البته برای انگلستان بازی میکرده)با آنتونی جاشوا قهرمان حال حاضر سنگین وزن جهان مبارزه کرده و اتفاقا خیلیییی هم خوب مقابلش ظاهر شده ولی در نهایت آنتونی جاشوا برنده شده ،
و آنتونی جاشوا ادامه داد و شده اینی که الان هست و اون بنده خدا ایرانیه اصلا دیگه پیداش نیست یا حداقل من چیزی ازش ندیدم،
یا احسان روز بهانی که چندینو چند مبارزه تو بوکس حرفه ای داشته
یا سجاد مهرابی چندتا بازی حرفه ای داشته
خلاصه با همین الگو ها شروع کردم به حرکت کردن
از همون جایی که بودم شروع کردم به دوباره آموزش دیدن تو بوکس و مسابقه دادن
تاااااااااااا همین پارسال که بعد از قهرمان شدن در بهترین بهترین های ایران و چندینو چند عنوان دیگه در ایران،هدایت شدم به اولین بازی حرفه ایم در بزرگترین سازمان دنیا که هرشب تو دفترم در موردش مینوشتم wbc و به خودم و به همه ثابت کردم که میشود این همون چیزی بود که سالها استادم میگفت سخته نمیشه ،ولی شد،و استارتش از وقتی خورد که فهمیدم همه چی باوره و دیگه به چطور شدنش کاری نداشتم فقط تجسم میکردم و تمرین میکردم و ادامه دادم تاشد،
نه سنم تاثیر گذار بود نه شهرم نه تیم ملی رفتنم (چون باور نکردم که حتما باید بری تیم ملی و بازی های آسیایی و جهانی انجام بدی تا وارد بوکس حرفه ای بشی اینم همه میگفتن)
فقط باور کردم که میشود و هدایت میشم،
و خدا و شکر برام اتفاق افتاد
——————–
مشکل و ترمزی که درحال حاضر دارم یکی تو بحث مالیه و یکی تو بحث جسمم،اینها باعث شده که من ادامه دادن تو این مسیر رو یکم شلش کنم،
یعنی چون باور ندارم که بتونم تو بوکس خیلی زود به پول هم برسم که بتونم تمرینات و ریکاوری با کیفیت تری داشته باشم برای همین روی آوردم به کاری که باور دارم میتونم سریع تر از طریقش به پول برسم بعد با تمرکز برم به هدف قهرمانیم برسم،
چون کنترل ذهن برام خیلی سخت شده هم تو بحث سلامتی که نتیجش آسیب جسمیه هم بحث مالی که نتیجش اینه که وقتی میخوام فقط تمرکز بگذارم رو تمرین ذهنم میاد روی درآمد و هزینه هام که اونارو میخوای چیکار کنی،
و میدونمم که اینا با تغییر باور ها حل شدنیه ها،
برای همین اول از همه سعی کردم دندون عجله رو بکشم بندازم دور و با آرامش بیشتری حرکت کنم و آروم آروم بیام پاشنه های آشیلم رو روشون کار کنم باور هامو بهتر کنم تا بتونم به مسیر قهرمانیم ادامه بدم،ولی خودمو باور دارم و باور دارم که میتونم انجامش بدم اما به قول استاد این ولی ولی ولی میاد تو ذهنم که باید این ولی ها رو از بین ببرم،
من میتونم با تغییر باور هام به سلامت جسمی هم برسم
من میتونم با تغییر باور هام به درآمد و ثروت هم برسم چون ربطی به کاری که داری انجام میدی نداره اصلا و طبیعیه که داشته باشیش اما هنوز باورش نکردم،
————————
یه چندتا باورهم بگم که شنیدیم یکم بخندیم چون قبلا هم خودم داشتم این باورهارو :)
روزی رو خدا صبح زود تقسیم میکنه برا همین صبح زود باید از خونه بری بیرون سر کار:)))))
خب یه سوال اونایی که اصلا از خونه بیرون نمیرن و تازه تا ظهر هم میخوابن و معمولا شب ها تایم میزارن برای کارشون و میلیاردها تومان ثروت دارن پس چی؟!
یا آب بپاشید دم مغازت روزیت بیشتر میشه :))))
وای خدایا چقدر جاهل بودیم ما
یا نعل اسب بچسبانید دم در مغازه یا سنگ نمک بگذارید تو مغازه چشم نخورید :))))
خدایا مارو ببخش،
یا به قول استاد سیدا زود عصبانی میشن که من اینو واقعا نشنیده بودم اولی بار از زبون استاد شنیدم :))))
من وقتی با استاد آشنا شدم هنوز یه ته مونده هایی از باورهای مذهبی و رفتارهاش داشتم که با هدایت شدن به فیلم pk حجت بر من تمام شد و خیلی این فیلم منطقی بود برام و راحت قبول کردم و خداروشکر محو شدن بیشتر اون باور ها،
_
علی عزیزم و دوستان عزیزم مهمترین کار ما در این لحظه باور کردن همین موضوعه که تمام اتفاقات زندگی ما داره توسط افکار و باورهای ما رقم میخوره،قدم اول اینه،که با تمرین های که استاد تو دوره ها دادن خود من به شخصه هر روز داره باورم نسبت به این موضوع قوی تر میشه،و نیاز به تکرار و یادآوری همیشگی داره
و به قول خانوم شایسته مهربان در جلسه 5 قدم سوم تمام صحبت های استاد بعد از پذیرفتن و عبور کردن از این دروازه هست که میتونه زندگی مارو متحول کنه،
بعد از پذیرفتن توحید بعد از پذیرفتن ایمان آوردن فقط به یک قدرت که همه ی جهان رو خلق کرده،بعد از امتحان کردن این قدرت و نتیجه گرفتن و باور کردنشه که ما اصلا میتونیم بیایم و با جدیت روی باور هامون کار کنیم،
وقتی ما این موضوع رو بپذیریم و درک کنیم اون وقته که با ایمان میایم مینشینیم مینویسیم که مامیخوایم چه چیزهایی رو تجربه کنیم و بهشون توجه میکنیم تا به سمتشون هدایت بشیم،میایم با برداشتن ترمز ها سعی میکنیم تجسم کنیم با احساس خوب لحظه ی رسیدن به خواستمونو ،
و بعد میبینیم که بعد از دیدن نشانه ها ،ما داریم تجسممون رو توجهمون رو تجربه میکنیم،
من عاشق اون فایل استادم که میگه به خدا مثل آاااااااب خوردن میتونید به خواسته هاتون برسید ،
عاشق اون فایل استادم که میگه عاااشق اون لحظه ای هستم که سر به سجده میگذارید و میگید خداااااای من چرا من تا حالا تورو باور نکرده بودم،
استاد عباسمنش عزیزم شما تاثیر گذار ترین صادق ترین استاد زندگیم هستین و هر روز خدارو بابت این نعمت بزرگی که وارد زندگیم کرده سپاسگذارم،
همیشه دوست دارم با نتایجم اساتیدم رو خوشحال کنم تا سپاسگذاری کرده باشم بابت زحماتشون،
از خدای خودم میخوام کمکم کنه تا بتونم با ایمان در مسیر خواسته هام حرکت کنم و نتایج بزرگی رودر این جهان خلق کنم و به یادگار بگذارم و با دست پر برگردم پیش خودش انشاالله ،
استاد عشق ، استاد ثروت ، استاد معنویت ، استاد سلامتی، واستاد در هرجنبه ای از زندگی.
خداوند جزای خیر بهت عنایت کند که بهترینی استادخوبی ها.
در دوره 12 قدم خیلی زیبا گفتید
(( من تاکید میکنم بچه ها نتیجه شما چیزی جدا از باور هایتان نیست ))
استاد واقعا گفته های شما را باید با آب طلا نوشت.
من وقتی در موضوع ثروت نتیجه ای نگرفتم متوجه این گفته زیبای شما شدم که چرا باور مالی من ایجاد نشده پس دوباره به جلسه 4 قدم 2 هدایت شدم وحسابی روی خودم کار کردم.
بارها وبارها باور زیر را تکرار کردم
((من برای خوشبخت زندگی کردن باید بسیار ثروتمند شوم))
با منطقی کردن ذهن از کامنت بچه ها نمودهای عینی برای خودم آوردم تا باور پذیر شود.
گفتم من تا نتیجه این باور در زندگی من ایجاد نشود یعنی باور ساخته نشده است
همش با خود تکرار می کنم وچقدر زود نشانه ها را می بینم.
واقعا مسیر را باید درک کرد گفته ها را باید بارها گوش کرد کلمه به کلمه را باید بنویسی و بارها فایل ها را گوش بدی تا درک کنی و اگر توانستی نتیجه بگیری می فهمی که باور ساخته شده است.
اگر رفتار های ما بهبود گرایانه وقدم به قدم جلو برود حتما نتیجه حاصل میشود .
ولی ایراد من این بود که خیلی تکاملی به موضوعات نگاه میکردم
الان مطمئن هستم تا زمانی نتیجه نگرفتم باید این باور را با خودم تکرار کنم تا در وجودم ساخته شود و آن وقت هست که نتیجه فراوانی ثروت را خواهم دید .
از خداوند منان ممنونم که قوانین کیهانی را ایجاد کرد که با کلید باورها اجازه ورود دریافت نعمتها را به ذهن منطقی خودمان بدهیم.
به خودم گفتم ای بنده خدا فردا که در پیشگاه خداوند حاضر شوی اگر خداوند ازت بپرسد که چه لذتی از دنیا بودی در پیشگاه خداوند شرمسار نباشم و شرمنده نشوم.
چرا که خداوند قسمتی از وجود خودش ((روح)) را در من قرار داد.
سلام به استاد عزیز و قشنگ خودم
سلام به خانم شایسته عزیزم
ماشااله به این همه زیبایی این همه ارامش سرسبزی و خیلی خیلی نعمتهایی که میبینم از ته دل ذوق میکنم
استاد مهربون و دلسوزم اول بگم خیلی خیلی دوستتون دارم و اینکه ابتدا از باوری بگم که خوبه
خانواده پدری من چهره شون نسبت به سنشون خیلی جوونتره مادرم و خاله ام هم همینطور و اینکه شکر خدا عمر طولانی دارند مثلا خاله من 80 سالشه و هنوز کار کشاورزی میکنه
منم اینهارو باور کردم و الان 43 سالم هست و دخترم 18 سالشه
هیچکس چه اطرافیان و چه غریبه ها باورشون نمیشه و میگن بیشتر از 34 نمیخوره باشی و وقتی با دخترم بیرونم مثلا مغازه و صدام میکنه مامان اونا تعجب میکنن و میگن مگه چندسالته دخترت بزرگه بیشتر فکر میکنن خواهریم
البته این باور تو پیشرفت به من کمکی نمیکنه فقط خواستم از قدرتش بگم و اینکه من همیشه میگم بیشتر از 90 سال عمر میکنم و تا لحظه آخر سالم و سلامت و زیبا خواهم ماند
ولی استاد خوبم امان از باورهای مخرب که مغزمو داغون کرده
در مورد ثروت که قبلا اصلا میترسیدم از خدا بخوام چون میگفتم ثروت بیاد در کنارش سرطان میاد
بعد که متاهل و بچه دار شدم بدتر شد میترسیدم پولدار بشم بلایی سر بچه هام بیاد
الان هم هنوز ته ذهنن خیلی نجواهای شیطانی هست
_پولدار بشم چشم میخورم
_دیگه همه انتظار دارن پول بدم بهشون
اگر وَن کمپر بخرم هر کی بخواد بره مسافرت میاد ون منو بگیره
ماشین مدل بالا بگیرم هر روز یه نفر سوئیچ میخواد
باغ بخرم همه میخوان کلید بگیرن بریزن تو باغ
هر کی بیاد خواستگاری دخترهام بخاطر پولمونه
دامادهای مفت خور نصیبم میشه
دخترهام تن پرور بار میان و پول دراوردن و یاد نمیگیرن
شوهرم ذهن فقیر داره و ثروت تو زندگیم نمیاد
من زحمت بکشم پول دربیارم شوهرم استفاده کنه و قیافه بگیره
و خلاصه استاد باورهایی که ترمز های شدیدی بوجود آورده
من روانشناسی ثروت رو خریدم و امیدوارم بتونم با کمک خداوند و راهنماییهای شما افکارمو درست کنم
در مورد سلامتی افکارم خیلی بهتر شده ولی در مورد روابط و ثروت خیلی ضعیفم
خدارو هزاران بار شاکرم که با شما آشنا شدم
خداوند به شما و مریم خانم مهربان سلامتی طول عمر عزت و سربلندی بیشتروبیشتر عنایت کنه انشااله
سلام
باور
اون اوایل سایت من هدایت شدم به فایل های آرامش در پرتو آگاهی و یه باور ریشه ای و اصلی و اساس چیزی که یه منطق بسیار جالب و با تکامل بسیار به من داد که تکامل وجود ما چندین میلیون ساله و توانایی بهبود خودشو دارد و قدیمی ترین سلول های ما یک ساله هستن وقتی من به عکس هام نگاه کردم گفتم این تغییرات جسمی این را ثابت میکنه بنا بر این من به هیچ عنوان نباید بیماری غیرعادی داشته باشم شاید چندی سال یک بار سرما خوردم اما این هم منطقی نیس این توجه من این باور را که یک سری بیماری ها ژنتیکی هست گفتم نه این یه حرف مفت بی اساس بوده و از این باور به بعد که چهار پنج سال میشه من نهایتا شاید 3بار سرما خوردم منی که این فکر را داشتم باید کنترل کرد این آمپول این داروها برای این فصل ها اینجور یه تغییر 180درجه ای در سلامتیم رخ داد.
من قبلا یه افکار محدود کننده شخصیتی داشتم و دارم . از لحاظ عزت نفس این که راضی کردن افراد اطرافم احمیت میدادم به مثلا نکنه ناراحت بشه این فرد از این تصمیم من .این باور را داشته باشید حالا همین باور همین اخلاق نا مناسب و محدود کننده چه آسیب های میتواند بر من بزند از جنبه های مختلفی برسی میکنم
سلامتی .منی که این سلامتی را ساختم و بعد به خاطر فرکانس هام هدایت شدم به قانون سلامتی .
و مثلا سعی در عمل به دوره بودم .مادرم.خالم .یا رفیقم همکارم هر کسی مثلا میگفتن بابا با یه بار که مشکلی پیش نمیاد من خوب میدونم چه مشکلی میشه اما مثلا برای این که کسی را راضی کنم خلاف خواسته درونی عمل میکنم .یه باور غلت شخصیتی .اما ببینید چطور مخفیانه از یه جنبه دیگه داره آسیب میزنه برای کسی که مثلا تو این مباحث استاد نباشه کار سختی هست که اولا پیدا کنه اصل موضوع رو و بعد یه باور منطقی و مناسب در مقابلش بزاره . همین باور محدود کننده راضی کردن افراد از لحاظ مالی این زربه را میزنه مثلا شما کسب و کار خودتو داری مهارت داری توی کارت و میای برای همین مباحث راضی کردن کسی نمیدونم رفاقت و معرفت و اینا یکی را شریک میکنی تو کسب و کار خودت که فکر میکنی این فرد را بالا ببری. اکر خدا نخواهد منظور از خدا نخواهد اینه که شخص خواسته ایی نداره فرکانس مناسبی در این مورد نداره که خداوند براش پاسخ بده اما تو فکر میکنی مثلا این کارت این فرد را ارتقاع میده نه تنها این کار را نمیکنه نه تنها اون فرد به احمقانه ترین شکل ممکن اون درآمد را نابود خواهد کرد به مشکلاتی بر میخوره تو این مسیر که نمیتونه حلش کنه و تو را مسعول این داستان میدونه رابطه که خراب هیچ .تو هم این که میخواستی نقش خدا رو بازی کنی در گیر مشکلات شدی .همین بحث راضی نگه داشتن افراد و معرفت و اینا قبلا به عنوان یکی از سوراخ های سطل ثروت برام کار میکرد کم شده اما هر از گاهی همچین فکر هایی دارم اما اینو بکم پاشنه اشیلم بوده .
یکی از باور های محدود کننده من از لحاظ شخصیتی که اونم در تمام جنبه های زندگی آسیب های خودشو داشت مالی . سلامتی .روابط.و…
ثابت کردن خودم اثبات به دیگران هم سوراخ سطل ثروت عمل میکنه هم این که من اینجا توانمندم از لحاظ سلامتی آسیب میزند و هم تو روابط کلی مشکلات .
با سلام و احترام به استاد جان جانان…..
مممنون از فایل عااالی استاد جان
باز هم کلی درس زندگی ….
باورهای محدود کننده و تقویت کننده:
1 باور اینکه آدم های ثروتمند، آدم های خوبی نیستند و همین موضوع باعث میشد در انتخاب همسر اصلا اصلا کشش به آدم های ثروتمند نداشته باشم و اینجور خواستگار ها رو بد میدونستم و یکی از ملاک های ازدواجم این بود که اصلا ثروتمند نباشند. البته که الان با آموزه های استاد جان، این موضوع بسیار کمرنگ تر شده
2 باور اینکه اگر طرف نماز و روزه را انجام میده، حتما حتما ادم خوبی است … یکی دیگر از ملاک هام برای ازدواج این بود و هنوز هم در انتخاب آدم ها دارم این موضوع را، البته که خیلی خیلی خیلی کمرنگ شده. اما موقع ازدواج این موضوع شدیداً برام پررنگ بود و فکر میکردم که به این آدم ها فقط میشه اعتماد کرد.
3. باور چشم زخم رو که از بچگی شنیده بودم و بعد ازدواج، همسرم عجیب غریب به ابن موضوع حساسیت داشت و هنوز هم داره …. بعد از آموزه های استاد، خودم به اختیار خودم این باور را کنار گذاشتم و اصلا یه نفس راحت کشیدم …. سال هاست به لطف پروردگار این باور در ذهنم نیست که نیست … خیلی حس خوبیه … ولی از اونجایی که این باور را خیلی ها در ایران دارند، سعی میکنم که خیلی بازگو نکنم که بحث پیش نیاد .. چون خیلی این باور نهادینه شده در مردم ما … مثلا همسرم به خاطر اینکه چشم نخوره، نمیخواد بگه که ما خونه دار شدیم و هنوز مستاجر هستیم. این موضوع رو اصلا نمیتونم هضم کنم. اما خوب به لطف خدا الان اصلا اصلا اون باور را ندارم و قدرت رو کاملا از آن خدا میدانم
4. باور اینکه شغل فقط اداری اش خوبه … چون یه نظمی داره، یه حقوق مشخص داره …. بازنشستگی داره … و این هنوز در من خیلی خیلی قوی است. دوست دارم بتونم این باور رو از ذهنم دور کنم تا بتونم قدم های بیشتری بردارم. اما هنوز خیلی خیلی قوی است و همین باعث شده اصلا نتونم مهاجرت کنم …
5. باور اینکه الان که سنم 41 است، برام سخته که بچه دار بشم و خیلی خیلی اذیت خواهم شد. دنبال الگوهای خلاف این باور هستم.
6. باور اینکه تو مهاجرت حتما حتما سختی به همراهت خواهد بود و باید تحمل کنی …حداقل چند سال اولش.
و خیلی باورهای دیگر ….
و اما :
با آموزه های شما فهمیده ام که خداوند، قدرت مطلق است و در این باورهای اشتباهم، این باور همیشه کمک حالم بوده و حال دلم رو در تضادها، عالی کرده … خیلی خیلی ممنون از اموزش هاتون…خدا خیرتون دهد.
باور وجود قدرت مطلق خدا جوووون، همیشه کمک حال ما است و بس.
در پناه خود خودش باشین همیشه
شیما بانو
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سرشار از ذوق و شعفم استاد نمیدونید چه حال عجیبی در من ایجاد کرد این فایل
استاد من پر از احساس خوب شدم ، شما گنجینه زندگی من هستید ، مخصوصا قسمت آخر فایل خیلی عجیب قدرت و توانای من رو برای خلق زندگیم بهم یاد آوری کرد
سلااااااام استاد ، سلااااام دوستان من در سایت عباس منش
از روز گذشته یه نشخوار فکری عجیب داشت افکار متشنجی در ذهنم ایجاد میکردو احساس ترس رو تو وجودم جاری میکرد کامل متوجه مکالمه های ذهنیم بودم ولی نمیتونستم راهی پیدا کنم که ساکتش کنم و خودم رو آروم کنم
و یه جورایی شاید راه آروم کردن افکار ناخواسته ذهنم رو میدونستما ولی ذهن بازیگوشم منو به تنبلی و پشت گوش انداختن دعوت میکرد ولی ولی خداروشکر این فایل شما مثل آب روی آتیش عمل کرد عجیب آرومم کرد ، عجیب بهم یادآوری کرد که ما با افکارمون در حال خلق زندگیمون ، اتفاقاتمون هستیم
باورهای ماست که میتونه به ما قدرت بده یا قدرت ما روبگیره دقیقا مثل اون کارشناسی آلمانی که گفت این باور که ژنتیک سبب قهرمانی میشود میتونه شما رو به عرش و همینطور به بدترین حالت ممکن برسونه
و استاد ، ندای الهی من ممنونم ازت یه بار دیگه تو این فایل تمام باور های قشنگی که طی چند سال اخیر تو زندگیم برای خودم ساخته بودم که سبب نتایج بی نظیری شده بود احیا شد خدای من شکرت
اتفااقات یکی دو روز اخیر عجیب بهم تلنگر زد تو این لحظه که چقدر بیشتر توجه کنم به ورودی های ذهنم
که ذهنم رو سرشار کنم از افکار درست ، آدم های پوچ با افکار از هم گسیخته عین سم عمل میکنند ، خیلی بیشتر باید حواسمون به مکالمه هامون باشه مخصوصا زمانی که یک نشخوار فکری هم رو مخ ما هست
عمیق باید فیلترینگ شنیدنمون رو فعال کنیم.
خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت
همگی در پناه الله مهربان شاد و سلامت وثرومتمند باشید.
سلام بر اعضای محترم سایت عباس منش دات کام
چند روز بود مدام میومدم تو سایت ببینم استاد فایل جدید گذاشته یا نه و از خدا درخواست کردم یک فایل استاد بزاره و توضیحاتشون مناسب احوالات من باشه و این فایل دقیقا همونیه من میخواستم. هر چقدر بیشتر دارم به صحبت های استاد گوش میدم بیشتر حس میکنم هیچی بلد نیستم الان این صحبت هارو گوش دادم تازه یکم فهمیدم باور چیه اونم بعد از اینهمه گوش دادن به صحبت های استاد . دقیقا دیروز بود تو قسمت عقل کل داشتم از یکی از بچه ها میپرسیدم من یک باور مخرب دارم که آقا انتقالی تو رشته من سخته چجوری باید عوضش کنم؟ و الان خود استاد جوابمو داد که چجوری عوضش کنم اصلا نباید به صحبت کسایی که میگن انتقالی تو رشته زبان سخته گوش بدم باید باور قدرتمند کننده بسازم که خیلیم آسونه چطور فلانی هم رشته منه و خیلی راحت انتقالی گرفته تازه به جایی بهتر از جایی که من میخوام برم و چقدر ازین مثال ها دارم . چقدر برای خودم مثال آوردم اون سال یادته خانم فلانی انتقالی میخواست نیرو از ناکجا آباد اومد و جاشو پر کرد و اونم رفت فارغ از تمام عوامل محیطی محدود کننده . جالب اینه دیروز داشتم پول میریختم تو یه حسابم که جمع کنم واسه روانشناسی ثروت یک که استاد امروز گفتن این دوره عالیه و بهتون پیشنهاد میدم و من مصمم تر شدم .
خوندن کامنت های سایت مخصوصا قسمت عقل کل بهم کمک میکنه تا جاهایی که یادم میره قانون چیه بهم یادآوری بشه.
جاهایی که من باور خوب دارم در موردش و خوبم رشد میکنم اینه که من بافنده خوبیم و همسرم بهم میگه چون مامانت هم قالی بافی حرفه ای بوده این تو خونته و من ناخودآگاه حرفه ای پیش میرم . یا آشپزی خیلی خوبی دارم و همه میگن از مامانت ارث بردی اونم کارش حرف نداشت الان فهمیدم که چی باعث شده من ایقد تو این زمینه ها خوب عمل کنم و اعتماد بنفسم خوب باشه .
ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته جان
سلام استاد جانم خانم شایسته عزیز و دوستان من تو یک زمینهای باورهای قدرتمند کنندهای داشتم بهم کمک کردن تو یک باورهای محدود کننده داشتم اعتماد بنفس منو گرفتن باورهای قدرتمند کننده هیچ وقت تو زندگیم تا همین الان باور نکردم کسی میتونه جلوی منو بگیره که من کار نکنم یا یک جایی دلم میخواد نرم همیشه ازاد بودم دقیقا همین شرایط را تجربه کردن بعد اطرافیان به میگفتن تو شوهرت مرد خوب بعدن فکر کردم دیدم نه من از بچگی همین جوری بودم من از یک روستای 20 خانوار مهاجرت کردم اومدم مشهد همه میگفتن شما نمیتونید مشهد زندگی کنید بر میگردید اما هزارن بار به خودم میگفتم نه همگی تونستن ما هم میتونیم دقیقا همین جوری شد زندگی به مسیری رفت که ما به لطف خدای مهربان تونستیم خونه ماشین بخریم ما که هیچی نداشتیم اومدیم مشهد ماشالله الان دو تا بچه هم خدا را شکر داریم الان هم از روزی که شروع کردم روی باورهام کار سعی کردم برای خودم بهانه جور نکنم تلیارها بار به خودم گفتم اگه استاد تونسته منم میتونم باور محدود کننده از موی سرم بیشتر مادم بهم میگفت چون تو درس نخوندی هیچ جا نمیرسی ثروتمند نمیشی دقیقا همین موضوع را باور کرده بودم و این اعتماد بنفس منو گرفته بود منو محدود کرده بود روی روان شناسی ثروت یک که کار کردم اومدم که الگو پیدا کنم تو تحصیلات دیدم یک نفر که من 10سال تو یک مجتمع با هم زندگی میکردیم هیچ تحصیلات نداره حتی اسمشم بلد نیست بنویس من کتاب بلدم بخونم الان که دارم کار میکنم به لطف خداوند حساب کتاب میکنم دیدم نه من فقط این جمله را باور کرده بودم فقط همین باور کمبود هم که ادم نابود میکنه نمیزاره از داشته هات لذت ببری باور اینکه تو ارزشمند نیستی هم که هست اما سعی میکنم همش به ذهنم میگم خارهای بیابان ارزشمند چطور که ما بی ارزش باشیم وجود ما هم خیلی خیلی خیلی خیلی ارزشمنده استاد عزیزم عشقم تک تک دوره هات ارزشمنده یکی از سپاسگزایهای من از خدای رحمان رحیم به خوده استاد جانم هست از صمیم قلب سپاسگزارم و این آقا بسیار ثروتمند شده خدایا سپاسگزارم به خاطر این سایت
بنام خداوند یکتا
دوستان عزیز چند نکته ای رو که جدیدا درک کردم رو میخوام بهتون بگم.اولین و مهمترین نکته اینکه حتی حرفهای استاد رو هم رو هوا باور نکنید همونطور که خودشون بارها گفتن.من مدت ها بود که فایلهای استاد رو گوش میدادم منتهی شک و تردید چنان جلوی من رو میگرفت که عملا فقط در و دیوار رو نگاه میکردم،چند ساله
عاجز شدم،به فکر فرو رفتم و گفتم اگر هم این حرفها درست نباشه از در و دیوار نگاه کردن که قطعا بهتره
گفتم همه چیز درست به نظرم میاد و قلبم گواهی میده اما اما اما باید خودم دست به کار شم
گفتم چرا استاد انقدر مطمئنه به چیزی که میگه و شک نداره،گفتم ساده ست،تحقیق کرده،گفتم چی نقطه ی اصلی این تغییرات بوده گفتم قرآن
گفتم من که این همه دنیا و آخرتم برام مهمه پس چرا یک باررر نرفتم قرآن رو بخونم،چرا؟چرا گوسفند وار زندگی میکنم؟ببینید عقل شما برای خودتونه و با اون چیزی که بهش وارد میکنید تغذیه میشه،هر کدوم از ما
استاد با چشم و مغز خودش رفته مطالعه کرده تحقیق کرده و اون قانع شدن ها با اون ابزارها براش اتفاق افتاده پس من هم باید برم و تحقیق کنم و مغز و چشم خودم رو تغذیه کنم
تصمیمم رو گرفتم و همه چیز رو گذاشتم کنار و شروع به مطالعه ی قرآن کردم و وقتی منطق ها و نشانه های خداوند از قدرتش رو دیدم و تفکر کردم مغزم ساکت شد،شکام برطرف شد و یقین پیدا کردم
وقتی خداوند مثال هایی از قدرتش رو میزنه و میفرماید:به این آب نگاه کنید و در موردش فکر کنید،بی رنگه،بی بوئه،بی شکله،بی مزه س،اما به هر درختی که برسه میوه هایی میده که مزه رنگ بو شکل متفاوتی دارند،کی اینها رو خلق کرده؟بهش فکر کردی تا به حال؟و هزاران نشونه ی دیگه،وقتی خوندم که میفرماید ما همه چیز رو از آب خلق کردیم بعد تحقیق کردم دیدم اولین تک سلولی ها از آب شکل گرفته ن،وقتی میبینم 70 درصد بدنم آبه،چی میشه گفت؟میشه این منطقا رو رد کرد؟وقتی خوندم که میفرماید خداوند هرگز به کسی ستم نکرده و انسان خودش به خودش ستم میکنه(حتی یک آیه نداریم که در مورد ستم دقیقا اینو نگفته باشه؛حتی یک آیه)وقتی دیدم هر کسی پیامبر شده به خاطر عملکرد درستش بوده و خداوند تاس نمیندازه که کسی رو انتخاب کنه،چطور قانع نشم؟وقتی بارها و بارها بهتون نشونه میده از خودش و میگه تعقل کن،فکر کن بهشون ببین کی میتونه همچین کارایی بکنه و در انتهای همه ی این نشونه ها میگه حالا که فکر کردی بهشون ببین چی رو داری میپرستی؟من رو یا چیز دیگه ای رو
اگر فکر میکنی ژنتیک عامل بدبختیته متاسفانه درست فکر میکنی،بدبخت میشی بدون هیچ گونه حس دلسوزی ای از سمت خداوند چون بهت قبلا توضیح داده که قدرت دست کیه
حرفای استاد رو نپذیرید و بهشون شک کنید،براتون بهتره و برید مطالعه کنید
جالبه برام هیچکس نمیگه رابطه گناهه و منو از خدا دور میکنه ولی در مورد ثروت هممون مشکل داریم
رابطه باعث گسترش نسل ها میشه
ولی ببینید که ثروت هم چجوری باعث گسترش جهان میشه
توی قرآن با داستان های ثروت زیادی مواجه میشید که احتمالا احساستون رو بد میکنه چون در مورد مال اندوزی زیاد صخبت میکنه اما دوست دارم فکر کنید در موردش،نه از بیرون از خود آیه که قبل و بعدش چی میگه
در مورد انسان هایی صحبت میکنه که دروغ میگن،عدالت رو تو فروش و خرید رعایت نمیکنن،کسانی که حواسشون به عملشون نیست،کسانی که صرفا و صرفا به خاطر ثروت هر کاری میکنند
بحث بحث ثروت نیست بحث نحوه ی رفتار و عملکرد اون شخصه
اگر ثروت بد بود خداوند کلید ثروتها رو پیش خودش نگه نمیداشت
اگر بد بود خداوند رزاق نبود خودش
با تعصب وارد قرآن نشید با دیدگاه های قبلی نخونیدش،دنبال حقیقت باشید وگرنه چه بسا که توی همین قرآن هم گمراه بشید
منطق قرآن شما رو میخکوب خواهد کرد
و متوجه خواهید شد که تغییری در قوانین خداوند ایجاد نمیشه هرگز و قطاریه که داره حرکت میکنه
یا سوارش میشی و به هر چیزی که دلت خواست میرسی، یا لهت میکنه و به قول خودش یکی دیگه رو جایگزینت میکنه
وقتی میفرماید که منو با اسامیم بخوانید و بعد دعای پیامبران رو میبینید که همین کارو کردن و توی هر دعا خداوند رو با صفاتش صدا میزنند بحث باورها رو متوجه میشید
انک انت وهاب
انت ارحم الراحمین
رزاق به غیر الحساب
رحیم
سمیع و بصیر
و…
اگر ستمی توی زندگیت هست خودت باعثشی و خداوند کوچکترین دخالتی توش نمیکنه
خداوند فقط خوبیه
تو انتخاب میکنی
در مورد سپاس گزاری چقدر زیاد صحبت شده
سپاس گزاری در همه حال حتی وقتی اوضاع خوب نیست در تایید حرفهای استاد عزیز در مورد توجه دائم به نکات مثبت و…
بحث عمل در ارتباط با ایمان واقعی،که عملکرد شماست که نشون میده ایمان دارید یا نه
بحث اینکه باور داشته باشی که خداوند بهت کمک میکنه و نترسی و جسور باشی و حرکت کنی چون به قول خودش خداوند هرگز خلاف وعده عمل نمیکنه و ایمان داران واقعی رو با صفوفی از فرشته ها یاری میکنه و…
وقتی در مورد کلمه ی نعمت صحبت میکنه و منظورش از این کلمه «هدایت و آگاهیه»نه اون نعماتی که ما فکرشو میکنیم و خودتون خوب میدونید که اگر انسان اصل رو پیدا کنه بدون شک نعمات به طور طبیعی میان توی زندگیت و هر چیزی رو بخوای بدست میاری و خداوند وارد بحثش نشده اصلا چون اون آگاهیه که مهمه و بعدش نعمات خودبخود وارد میشه و یک چیز کاملا بدیهیه
خداوند لایق پرستشه واقعا،پاکه از اینکه شریکی داشته باشه
امیدوارم عمل کننده باشم به این حرفها
تعقل و تحقیق یادتون نره
ممنونم ازت استاد بزرگوار
به نام خدای هدایتگرم
سلام به استاد عباسمنش عزیز وسلام به مریم بانوی شایسته
سلام ودرود به دوستان عزیزم در این سایت الهی در این مدرسه مقدس که هر روز درسهای بزرگ وعالی میگیریم
درس امروز :چه موضوعی را باور کرده ای
استاد عزیزم من هر چه از باورهای نادرستی که از بچگی تا بزرگسالی به من داده بودند وبخشی از وجودم شده بود بگم کم گفتم
باور کمبود، باور بی ارزشی، باور تفاوت زن ومرد، باور اینکه یه دختر باید حتما ازدواج کند تا بتواند راحت بیرون برود به پارک یا سینما یا مهمونی
باور های مذهبی غلط، باورهای اشتباه در مورد ثروت وکلی باور اشتباه دیگه
اماخود من با وجود شرایط سخت یکسری باورهای خوب داشتم مثلا اینکه باور داشتم که خوب درس را یاد میگیرم استعداد خوبی دارم وهمیشه نمرات عالی میگیرم
باور اینکه قدرت نویسندگی خوبی دارم وهمیشه درس انشا را 20 میگرفتم همیشه برای خواندن انشا معلم صدایم میکرد
وقتی وارد کار شدم به خودم گفتم که من میتوانم کارم را به نحو احسن انجام بدهم برای همین خیلی خوب خونگیری میکردم آزمایشات را با دقت انجام میدادم ونتیجه کار برایم مهم بوده وهست
اما استاد زندگیم با ورود به جمع خانواده شما رنگ دیگری گرفت در این 2سالی که وارد سایت شما شدم دیدم به زندگی عوض شد
بعد از 45 سال زندگی با باورهای قدیمی با ورود به سایت شما ودنبال کردن شما تازه طعم واقعی زندگی را چشیدم ابتدا به خودم میگفتم چقدر دیر این مسیر را پیدا کردم اکثر بچه ها سالها کار کردن یا هم سن بچه های من هستن ومن تازه وارد این مسیر شده ام
اما بعد این باور را در خودم تقویت کردم که هیچ وقت دیر نیست چقدر من خوشبختم که با استاد و سایتش آشنا شده ام میتونم رشد کنم میتونم اون پیله هایی که به دورم بسته شده را بشکافم ومثل یه پروانه بیرون بیام پرواز کنم زیبایی ها را ببینم ولذت ببرم
دیروز فایل جلسه 5از قدم 4را گوش میکردم که شما میگفتید زندگی مسابقه نیست که شما بخواهید خودتان را با دیگران مقایسه کنید وبا سرعت بیشتری از اونها به خط پایان برسید مهم این است با روند تکاملی صعودی قدم بردارید هر روز بهتر از روز قبل بشوید از مسیر لذت ببرید در حالی که دارید قدمهای رو به جلو بر میدارید
منم با مقایسه خودم با قبلم میبینم که چقدر پیشرفت داشتم چقدر آرام تر شدم چقدر دیدم به زندگی عوض شده دیگه زندگی ام را با دیگران مقایسه نمیکنم وحسرت نمیبرم بلکه افراد خوشبخت وثروتمند را تحسین میکنم دوستشان دارم وسعی میکنم از آنها الگو برداری کنم رابطه ام با فرزندانم عالی شده چقدر در کنار هم شاد هستیم دیگه به همسرم گیر نمیدم که چرا اینقدر منفی هستی چرا اینقدر از زمین وزمان گله داری؟
جالبه که اونم بهتر شده شکر گزار تر شده
اتفاقا امروز دقت کردم دیدم تو خانه ما هیچ کس دیگه اخبار نگاه نمیکنه در حالی که سالهای قبل مرتب اخبار را میدیدن
استاد هر روز صبح که از خواب بیدار میشم وآماده سر کار رفتن میشم به محض اینکه پایم را از خانه بیرون میگزارم وسوره حمد را میخوانم با معنی واز خدا میخوام مرا به راه راست هدایت کند راه کسانی که به آنها نعمت داده است کلی برای شروع یک روز دیگر از زندگی شکر گزاری میکنم واینکه لیاقت داشتم یه روز دیگه نفس بکشم وخالق زندگیم باشم آسمان زیبا درختان سبز پرندگان زیبا وهزاران هزار زیبایی را ببینم واین نعمت را رب العالمین به من داده است
همین امروز ظهر که سوار سرویس، بودم که به خانه بیام سرویس کولرش خراب بود وهمکار هام ناراحت به خاطر گرمای هوا، چون الان در یزد هوا خیلی گرمه وما یه مسافت 45 دقیقه را باید تو سرویس باشیم تا به مقصد برسیم در حینی که بچه ها گرمشون بود من درحال خواندن کامنت بچه های سایت بودم وچقدر لذت میبردم به خدا قسم گرمای هوا را حس نمیکردم وان قدر غرق، در خواندن کامنت سعیده شهریاری عزیز، آقا رضا عطار روشن، اسدالله گل گلاب، حمید جان حنیف وبقیه دوستان بودم که اصلا نفهمیدم کی به خانه رسیدم
واقعا دم همه بچه ها گرم چقدر کامنت همه درس نکته داره واقعا مانند یه کتاب هستش حالا میفهمم چرا استاد اصرار دارن که حتما کامنتها را بخوانیم به قول دوستان
بچه ها مچکریم بچه ها مچکریم
دیگه باید برم آخه کلاس یوگا دارم یکی از باورهای خوبم همین ثبت نام در کلاس یوگا بود که واقعا برام فوقالعاده بود بچه ها در هر سنی که هستید در هر شهر وروستایی که هستید محدودیت را باور نکنید ما میتوانیم ممنون از همه دوستان
ممنون از استاد عزیزم و بانوی خوشگلشان
خدارا سپاس برای هر نفسی که میکشم وبرای تولد جدیدم در این سایت الهی ومقدس
در پناه حق باشید عزیزانم
سلام دوست عزیز
خدا رو شکر دوستان با ایمانی مثل شما رو داریم آفرین باور خوب ساختی آفرین که غر نمی زنی و صبح ها رو سوره حمد می خونی تحسینت کردم و برات آرزوی سلامتی دارم انشاالله همیشه بدرخشی همه ما باورهای اشتباهی داریم باید روی خودمون کار کنیم مهم اینه الان قبول کردیم مقاومت نداریم این نشونه خوبی هست بهت تبریک میگم استاد میگن هیج وقت دیر نیست سن و سال بهانه هست
حتما الان وقتش بوده این آگاهی ها رو بشنویم لذت بردم که کامنت خوندی و به ناخواسته ها توجه نکردی من خودم هم سن و سال شما هستم با افتخار توی سایت هستم و دوستانم رو دوست دارم و شکرگزاری میکنم توی این سایت الهی هستم و دوستان توحیدی دارم
در پناه خداوند باشید
سلام مریم جان عزیز خواهر گلم
امروز صبح نقطه آبی را که دیدم کلی ذوق کردم جوابت را خواندم ممنون عزیز دلم بله مهم اینه که الان در این مسیر هستیم واز لحظه لحظه اش لذت میبریم منم هر روز شکر گزاری مینویسم ویکی از شکر گزاریهام بودن در این سایت آشنایی با استاد عزیز ومریم جان وداشتن بچه های سایت هست که هرروز در حال رشد وآگاهی های جدید هستیم
مریم جان خوشحالم که هم سن هستیم خوشحالم که شما هم در حال پیشرفت هستی از خداوند برایت سلامتی وحال خوش وثروت وآرامش خواستارم موفق باشی عزیزم
سلام به جذاب ترین فوق العاده ترین زیباترین خوش قلب ترین آگاه ترین استاد زندگیم
سلام به خانم شایسته مهربان و فوق العاده و همیشه همراه و بسیار آگاه و دوست داشتنی
الان ساعت 2:13 دقیقه بامداد هست ولی بسیاررر پر انرژی هستم و خوابم نمیبره و یه حسی بهم گفت بیام و برای این فایل فوق العاده مثال بیارم و بنویسم
به نام الله
من همیشه تو باشگاه استادم که بودم که به مدت 10 سال شاگردش بودم خیلی باور های خوبی ازش دریافت کردم و خیلی هم باور های محدود کننده،
و جالب هم این بود که مثلا هروقت استادم باورش عوض میشد میومد و اون باور رو با جدیت میگفت و دوباره باور من عوض میشد،
اما من همیششششه از بی ثباتی در شخصیت خوشم نمیومد به خصوص این مورد که یه نفر یه مدت از نفر خیلی تعریف میکنه و بتش میکنه بعد همون آدم یه مدت بعد میاد و از اون آدم بد میگه و جالبه که میخواد تو هم همینو باور کنی،
اما من سعییی کردم هیچ وقت اینطوری نباشم که بیام اینقدر یه نفرو بت کنم و بعد بیام پشت سرش حرف بزنم ،درواقع تو این مورد همون ادب از که آموختی از بی ادبان رو رعایت کردم،
و حالا خیلی باور های خوب و بد دیگه که از استاد 10 ساله ی زندگیم دریافت کردم،که از یه جایی به بعد آگاهانه سعی کردم خودم تصمیم بگیرم و باور کنم،
من تقریبا از سال سوم که هنر های رزمی رو شروع کرده بودم فهمیدم پتانسیل خیلی خوبی تو بحث مبارزه به خصوص بوکس دارم،اما از اونجایی که رشته ای که ما کار میکردیم ترکیب 25 هنر رزمی دنیا یعنی jeet kun do بود ما هر شب یک روش مبارزه ای رو تمرین میکردیم و مبارزه ی اصلی سیستم ما همون مبارزات ترکیبی یا MMA بود ،
و من از همون سال سوم که دوست داشتم بیشتر توی بوکس پیشرفت کنم با اجازه استادم میرفتم توی باشگاه های بوکس و مبارزه میکردم و بعد از دوسال من قهرمان استانمون شدم با اینکه من شاید هر دو هفته یک بار تمرین بوکس انجام میدادم،
و من اون موقع ها میشستم بازی های بوکس حرفه ای رو میدیدم و بازی های احسان روز بهانی که داره بوکس حرفه ای بازی میکنه و چقدر هم دوست داشتم سبک بازیشو،
اما استاد من این باور رو هی به من میداد که ته بوکس تو ایران هیچی نیست و نهایتا میشی احسان روز بهانی چون بوکس حرفه ای خیلی رسیدن بهش سخته و بوکس توی آمریکا مثل کشتی توی ایران میمونه ولی MMA خیلی راحت میتونی بهش برسی و درآمد کسب کنی،
خلاصه من بعد از قهرمان شدنم تو بوکس استان دیگه ادامه ندادم و چسبیدن به همون mma
تااااااا همین 3 سال پیش که من با استاد آشنا شدم،
وقتی با بحث باور آشنا شدم و دیدم عه خب اگر همه چیز باوره من بیام بچسبم به اون چیزی که بهش علاقه دارم و توش بهترم،
من میدونستم که بوکس حرفه ای از همه لحاظ از همه ی رشته های رزمی دیگه کلاسش بالاتر و درآمدش هم صد ها برابر بیشتر از ام ام ا هست،اما من اینو نپذیرفتم که من نمیتونم چراااا چون دیدم توی شهر خودم شخصی به نام محمد قائدی توی کیک بوکس 125 تا بازی حرفه ای کرده و قهرمان جهانی و اتفاقا پول خوبی هم ساخته و من هرچی محمدو میدیدم میگفتم خدایا من خیلی استایلم شبیه محمده و من فرقی نمیکنم با محمد،
بماند که الان محمد قائدی الان یکی از بهترین دوستان تمرینیم هست و الان منو تحسین میکنه توی بوکس،
بعد که با استاد آشنا شدم تصمیم گرفتم بیام الگو های مناسب تو بوکس حرفه ای پیدا کنم و توجه کنم به بازی های حرفه ای و بازیکن هایی که دوست دارم مثل اون بشم ،
بعد به صورت کاااملا هدایتی دیدم شخص ایرانی که فکر کنم مال کرج هم بوده سال 2011 توی قهرمانی جهان توی انگلیس توی فینال (البته برای انگلستان بازی میکرده)با آنتونی جاشوا قهرمان حال حاضر سنگین وزن جهان مبارزه کرده و اتفاقا خیلیییی هم خوب مقابلش ظاهر شده ولی در نهایت آنتونی جاشوا برنده شده ،
و آنتونی جاشوا ادامه داد و شده اینی که الان هست و اون بنده خدا ایرانیه اصلا دیگه پیداش نیست یا حداقل من چیزی ازش ندیدم،
یا احسان روز بهانی که چندینو چند مبارزه تو بوکس حرفه ای داشته
یا سجاد مهرابی چندتا بازی حرفه ای داشته
خلاصه با همین الگو ها شروع کردم به حرکت کردن
از همون جایی که بودم شروع کردم به دوباره آموزش دیدن تو بوکس و مسابقه دادن
تاااااااااااا همین پارسال که بعد از قهرمان شدن در بهترین بهترین های ایران و چندینو چند عنوان دیگه در ایران،هدایت شدم به اولین بازی حرفه ایم در بزرگترین سازمان دنیا که هرشب تو دفترم در موردش مینوشتم wbc و به خودم و به همه ثابت کردم که میشود این همون چیزی بود که سالها استادم میگفت سخته نمیشه ،ولی شد،و استارتش از وقتی خورد که فهمیدم همه چی باوره و دیگه به چطور شدنش کاری نداشتم فقط تجسم میکردم و تمرین میکردم و ادامه دادم تاشد،
نه سنم تاثیر گذار بود نه شهرم نه تیم ملی رفتنم (چون باور نکردم که حتما باید بری تیم ملی و بازی های آسیایی و جهانی انجام بدی تا وارد بوکس حرفه ای بشی اینم همه میگفتن)
فقط باور کردم که میشود و هدایت میشم،
و خدا و شکر برام اتفاق افتاد
——————–
مشکل و ترمزی که درحال حاضر دارم یکی تو بحث مالیه و یکی تو بحث جسمم،اینها باعث شده که من ادامه دادن تو این مسیر رو یکم شلش کنم،
یعنی چون باور ندارم که بتونم تو بوکس خیلی زود به پول هم برسم که بتونم تمرینات و ریکاوری با کیفیت تری داشته باشم برای همین روی آوردم به کاری که باور دارم میتونم سریع تر از طریقش به پول برسم بعد با تمرکز برم به هدف قهرمانیم برسم،
چون کنترل ذهن برام خیلی سخت شده هم تو بحث سلامتی که نتیجش آسیب جسمیه هم بحث مالی که نتیجش اینه که وقتی میخوام فقط تمرکز بگذارم رو تمرین ذهنم میاد روی درآمد و هزینه هام که اونارو میخوای چیکار کنی،
و میدونمم که اینا با تغییر باور ها حل شدنیه ها،
برای همین اول از همه سعی کردم دندون عجله رو بکشم بندازم دور و با آرامش بیشتری حرکت کنم و آروم آروم بیام پاشنه های آشیلم رو روشون کار کنم باور هامو بهتر کنم تا بتونم به مسیر قهرمانیم ادامه بدم،ولی خودمو باور دارم و باور دارم که میتونم انجامش بدم اما به قول استاد این ولی ولی ولی میاد تو ذهنم که باید این ولی ها رو از بین ببرم،
من میتونم با تغییر باور هام به سلامت جسمی هم برسم
من میتونم با تغییر باور هام به درآمد و ثروت هم برسم چون ربطی به کاری که داری انجام میدی نداره اصلا و طبیعیه که داشته باشیش اما هنوز باورش نکردم،
————————
یه چندتا باورهم بگم که شنیدیم یکم بخندیم چون قبلا هم خودم داشتم این باورهارو :)
روزی رو خدا صبح زود تقسیم میکنه برا همین صبح زود باید از خونه بری بیرون سر کار:)))))
خب یه سوال اونایی که اصلا از خونه بیرون نمیرن و تازه تا ظهر هم میخوابن و معمولا شب ها تایم میزارن برای کارشون و میلیاردها تومان ثروت دارن پس چی؟!
یا آب بپاشید دم مغازت روزیت بیشتر میشه :))))
وای خدایا چقدر جاهل بودیم ما
یا نعل اسب بچسبانید دم در مغازه یا سنگ نمک بگذارید تو مغازه چشم نخورید :))))
خدایا مارو ببخش،
یا به قول استاد سیدا زود عصبانی میشن که من اینو واقعا نشنیده بودم اولی بار از زبون استاد شنیدم :))))
من وقتی با استاد آشنا شدم هنوز یه ته مونده هایی از باورهای مذهبی و رفتارهاش داشتم که با هدایت شدن به فیلم pk حجت بر من تمام شد و خیلی این فیلم منطقی بود برام و راحت قبول کردم و خداروشکر محو شدن بیشتر اون باور ها،
_
علی عزیزم و دوستان عزیزم مهمترین کار ما در این لحظه باور کردن همین موضوعه که تمام اتفاقات زندگی ما داره توسط افکار و باورهای ما رقم میخوره،قدم اول اینه،که با تمرین های که استاد تو دوره ها دادن خود من به شخصه هر روز داره باورم نسبت به این موضوع قوی تر میشه،و نیاز به تکرار و یادآوری همیشگی داره
و به قول خانوم شایسته مهربان در جلسه 5 قدم سوم تمام صحبت های استاد بعد از پذیرفتن و عبور کردن از این دروازه هست که میتونه زندگی مارو متحول کنه،
بعد از پذیرفتن توحید بعد از پذیرفتن ایمان آوردن فقط به یک قدرت که همه ی جهان رو خلق کرده،بعد از امتحان کردن این قدرت و نتیجه گرفتن و باور کردنشه که ما اصلا میتونیم بیایم و با جدیت روی باور هامون کار کنیم،
وقتی ما این موضوع رو بپذیریم و درک کنیم اون وقته که با ایمان میایم مینشینیم مینویسیم که مامیخوایم چه چیزهایی رو تجربه کنیم و بهشون توجه میکنیم تا به سمتشون هدایت بشیم،میایم با برداشتن ترمز ها سعی میکنیم تجسم کنیم با احساس خوب لحظه ی رسیدن به خواستمونو ،
و بعد میبینیم که بعد از دیدن نشانه ها ،ما داریم تجسممون رو توجهمون رو تجربه میکنیم،
من عاشق اون فایل استادم که میگه به خدا مثل آاااااااب خوردن میتونید به خواسته هاتون برسید ،
عاشق اون فایل استادم که میگه عاااشق اون لحظه ای هستم که سر به سجده میگذارید و میگید خداااااای من چرا من تا حالا تورو باور نکرده بودم،
استاد عباسمنش عزیزم شما تاثیر گذار ترین صادق ترین استاد زندگیم هستین و هر روز خدارو بابت این نعمت بزرگی که وارد زندگیم کرده سپاسگذارم،
همیشه دوست دارم با نتایجم اساتیدم رو خوشحال کنم تا سپاسگذاری کرده باشم بابت زحماتشون،
از خدای خودم میخوام کمکم کنه تا بتونم با ایمان در مسیر خواسته هام حرکت کنم و نتایج بزرگی رودر این جهان خلق کنم و به یادگار بگذارم و با دست پر برگردم پیش خودش انشاالله ،
همتون خیلییییییی عزیزین خیلی
سلام بر بهترین استاد
استاد عشق ، استاد ثروت ، استاد معنویت ، استاد سلامتی، واستاد در هرجنبه ای از زندگی.
خداوند جزای خیر بهت عنایت کند که بهترینی استادخوبی ها.
در دوره 12 قدم خیلی زیبا گفتید
(( من تاکید میکنم بچه ها نتیجه شما چیزی جدا از باور هایتان نیست ))
استاد واقعا گفته های شما را باید با آب طلا نوشت.
من وقتی در موضوع ثروت نتیجه ای نگرفتم متوجه این گفته زیبای شما شدم که چرا باور مالی من ایجاد نشده پس دوباره به جلسه 4 قدم 2 هدایت شدم وحسابی روی خودم کار کردم.
بارها وبارها باور زیر را تکرار کردم
((من برای خوشبخت زندگی کردن باید بسیار ثروتمند شوم))
با منطقی کردن ذهن از کامنت بچه ها نمودهای عینی برای خودم آوردم تا باور پذیر شود.
گفتم من تا نتیجه این باور در زندگی من ایجاد نشود یعنی باور ساخته نشده است
همش با خود تکرار می کنم وچقدر زود نشانه ها را می بینم.
واقعا مسیر را باید درک کرد گفته ها را باید بارها گوش کرد کلمه به کلمه را باید بنویسی و بارها فایل ها را گوش بدی تا درک کنی و اگر توانستی نتیجه بگیری می فهمی که باور ساخته شده است.
اگر رفتار های ما بهبود گرایانه وقدم به قدم جلو برود حتما نتیجه حاصل میشود .
ولی ایراد من این بود که خیلی تکاملی به موضوعات نگاه میکردم
الان مطمئن هستم تا زمانی نتیجه نگرفتم باید این باور را با خودم تکرار کنم تا در وجودم ساخته شود و آن وقت هست که نتیجه فراوانی ثروت را خواهم دید .
از خداوند منان ممنونم که قوانین کیهانی را ایجاد کرد که با کلید باورها اجازه ورود دریافت نعمتها را به ذهن منطقی خودمان بدهیم.
به خودم گفتم ای بنده خدا فردا که در پیشگاه خداوند حاضر شوی اگر خداوند ازت بپرسد که چه لذتی از دنیا بودی در پیشگاه خداوند شرمسار نباشم و شرمنده نشوم.
چرا که خداوند قسمتی از وجود خودش ((روح)) را در من قرار داد.
فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ
پس زمانى که اندامش را درست و نیکو نمودم و از روح خود در او دمیدم، براى او سجده کنید، آیه 72 سوره مبارکه ص
تا با روح خداوند که همیشه فراوانی را احساس می کند و با ایمان به آسانی خواسته را خلق می کند
هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ
اوست که زنده مى کند و مى میراند، و چون پدید آمدن چیزى را اراده کند، فقط به آن مى گوید: باش پس بى درنگ موجود مى شود.آیه 68 سوره مبارکه غافر
پس نجواهای ذهنی که موانع دریافت خواسته ها است را با تکرار باورهای قدرتمند
بپوشانیم تا به آسانی خلق خواسته انجام
گردد.
از استاد خانم شایسته و همکاران و اعضای سایت سپاسگزارم.
در پناه خداوند سلامت وثروتمند باشید