اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی یک اتفاقی رخ میده که نمیخوایمش دوست نداریم هرچقدر کمتر بهش توجه کنیم به خودمون کمک میکنیم به جهان کمک میکنیم به کشور کمک میکنیم و هر چقدر بیشتر بهش توجه کنیم باعث میشیم که از اون جنس اتفاق بیشتر و بیشتر بیفته
که توی این حادثه پلاسکو دیگه توجه صدا و سیما و مردم همه با هم شاید یه دو سه هفتهای روش بود به صورت نان استاپ
واقعاً همه روش تمرکز کرده بودن و
پیش بینی من اینه که این تمرکز و توجه باعث میشه از این جنس اتفاقات بیشتر توی ایران رخ بده
قانون اینه که به هر چیزی توجه کنید چه خواستهتون باشه چه ناخواستهتون باشه باعث میشید بیشتر و بیشتر وارد زندگیتون بشه.
ما انسانها نباید روی مردم حساب کنیم
من قبلاً توی فایل روی خدا حساب کنید در مورد این موضوع صحبت کردم
هر وقت هر کسی هر سیاستمداری هر هنرمندی هر کسی میاد میگه من این کارو برای مردم کردم
مردم خواستن من این کارو کردم
مردم اینجوری مردم اونجوری من یه ذره رگههای شرک و بیایمانی رو میبینم توش وقتی که آدم روی مردم و مردم گفتن بیا مردم گفتن برو من اینجوری مردم اینجوری کردن من به خاطر مردم
مردم فلان مردم اینجوری
هر وقت شما یه همچین جملههایی شنیدید بدونید که یه جای کار ایراد داره واقعاً،
همین مردمی که الان میگن بیا همون مردم هم دو روز بعد میزنن تو سرت میگن برو و روی مردم حساب باز نکنید
من برخلاف اینکه همه میان میگن نه مردم باید مردم برای مردم اینجوری
نه اون چیزی که فکر میکنید درسته انجام بدید چه مردم خوششون بیاد چه مردم خوششون نیاد
چه فحش بدن چه تشویقت کنن اون راهی رو که میدونی رسالتته اون راهی که میدونی درسته اون راهی که میدونی در مسیر خداوند در مسیر درستی هست فارغ از نگاه مردم و فارغ از دیدگاه مردم و خوش اومدن و خوش نیومدن مردم و تهدید مردم و تشویق مردم انجام بده و به این شکله که ما به رستگاری میرسیم
به این شکله که ما به خوشبختی میرسیم به این شکله که ما به تعادل و به توازن میرسیم به این شکله که ما با درون خودمون ارتباط قشنگتری برقرار میکنیم به این شکله که ما دنیا و آخرتمون را آباد میکنیم
خیلی موقعها میشد من میدیدم یه هنرمندی میاد میگه من برای مردم مردم به من گفتن من نوکر مردمم من خدمت گذار مردم
مردم تا وقتی منو بخوان مردم اینجوری مردم اونجوری وقتی این حرفا رو میزنن میگم اینا هنوز خیلی آدمهای کوچیکی هستن و به عنوان یک درس به عنوان یک توصیه به عنوان یک نصیحت برادرگونه به شما میگم که مسیری که فکر میکنید درسته با ایمان با قدرت توی زندگیتون برید فارغ از اینکه مردم چی میگن مسیرتون رو برید
شما نتیجه بگیرید همین مردمی که شاید تحقیر و توهین کنند دنبالتون میفتن
وقتی مسیرتون رو ادامه بدید جهان خیلی کمکها به شما میکنه و روی مردم هم هیچ حسابی باز نکنید.
مرگ به معنای نیستی به معنای حذف شدن به معنای از بین رفتن نیست
من بارها گفتم ما دیدمون خیلی کوچیکه نسبت به کلیت جهان هستی
ما در یک برهه کوتاه توی کره زمین در جهان مادی زندگی میکنیم و بعدش هم برمیگردیم به همون جایی که قبلاً بودیم
مثل یک مهمونیِ در یک بازه ابدی
یک مهمونی کوچولو یک پلک به هم زدن ما به این دنیا میایم بعد میریم
حالا این پلک به هم زدن فرقی نمیکنه که شما 7 سال باشید یا 70 سال یا 700 سال یا 7000 سال.
چرا ما فکر میکنیم کسی که مرده از بین رفته
چرا فکر میکنیم کسی که بمیره چیزی را از دست داده
چرا فکر میکنیم که مثلاً باید ناراحت باشیم باید نگران باشیم باید دلسوزی کنیم باید بگیم بلا سرش میاد
مرگ به این معناست که من فقط جسمم رو میذارم توی این دنیا و میرم اون چیزی که اصل منه وجود منه اون که همیشه هست اون که همیشه با منه اون از بین نمیره
چرا فکر میکنیم کسی که به ثروت خاصی رسیده ولی نتونسته ازش استفاده کنه چیزی رو از دست داده
من کلاً مشکل دارم با این نگاه که فکر کنیم یکی که از دنیا رفت چیزی رو از دست داده اتفاقاً وقتی از این دنیای مادی خارج میشیم ما خیلی گستردهتریم ما خیلی بزرگتریم ما خیلی وسیعتریم
خیلی آگاهتریم
خیلی نزدیکتریم به خداوند
اصلاً یکی هستیم با خداوند
پس نگران چی هستیم
چرا اینقدر واقعاً جون برامون عزیزه.
من مرگ رو اصلاً نمیفهممش به اون شکلی که بقیه میفهمن که یه جایی هست نیستیِ و دیگه بعدش هیچی نیست
نه اون شروع یک زندگی جدیدِ
شروع جایی هست که قبلاً توش بودیم
قبل از تولد ما ارواحی هستیم تکههایی از خداوند هستیم که بعدش قالو انا لله و انا الیه راجعون برمیگردیم به سمت خدا
اصلاً جایی نمیریم جای بدی نمیریم کل جهان ما اونورِ
یک مهمونی ما اومدیم اینجا
کل زمانی که ما اینجا هستیم یک مهمونی خیلی کوتاهه
حالا اگر زرنگ باشی توی مهمونی خوب استفاده میکنی ازش.
اینکه دوستمون گفته شاید زود بمیری از دسترنجهات نتونی استفاده کنی من اگر همین لحظه بمیرم از تمام تلاشهام استفاده کردم چون من از لحظه به لحظه مسیر لذت بردم نه اینکه به یک مقصد خاصی برسم
من منتظر نبودم به بازنشستگی برسم بعد برم دنیا رو بگردم
من از همون موقع که خودم رو شناختم و قوانین رو فهمیدم از لحظه به لحظه زندگیم لذت بردم
اگر در همین لحظه من جسم مادیم را از دست بدم هیچگونه حسرتی نخواهم خورد هیچ چیز رو هم از دست نمیدم ناراحت هیچی هم نیستم و بارها گفتم اگر عزرائیل بیاد بگه میخوام جونت رو بگیرم میگم نوکرت هم هستم دمت گرم بیا با همدیگه بریم حتی نمیگم یک ثانیه به من وقت بده حتی یک ثانیه هم ازش وقت نمیخوام
چون من جوری زندگی کردم که برای این لحظه همیشه آماده باشم من فلسفه زندگیم بر این اساس بوده و به نظر من گریه کردن برای مردهها غمناک بودن زجه زدن عزاداری کردن اصلاً کلاً ایراد داره.
من کلاً مخالف عزاداری برای اماما هستم غیر از زمانی که بچه بودم و مجبورم میکردن یا خودم میرفتم تو مسجد میدیدم که همه دارن توی سرشون میزنن بعد از اون من دیگه عزاداری برای هیچ کسی نکردم
وقتی فرزند خودم هم از دست دادم شاید یکی دو ساعت فقط احساسم بد بود با اینکه فرزندم را از دست دادم و بعدش تونستم سریع با همین باورهایی که به شما میگم ذهن خودم رو آروم کنم و برسم به حقانیتش برسم به اصل جهان هستی که جهان داره چه جوری کار میکنه
بنابراین مرگ پایان کبوتر نیست و این نیست که ما چیزی را از دست بدیم
چرا فکر میکنیم یکی را کشتن چیزی رو از دست داد
کی گفته با کشتن کسی نابود میشه
مثل این میمونه که بگیم از مهمونی میندازمت بیرون نابود میشی
کی از یک مهمونی بره بیرون نابود میشه؟
کی اگه به مهمونی دعوت نشه نابود میشه
که ما اینجوری فکر میکنیم
من اعتقادم اینه که مرگ شروع یک زندگی زیبا قشنگ و نزدیکتر به خداونده
برای همین عزاداری رو هیچ وقت نپسندیدم روحم درونم باهاش مقاومت داشت
قبل از اینکه قوانین را بدونم درون من که عاشق شادیه عاشق آرامشه عاشق فراوانیه با فقدان مشکل داشت با از دست دادن مشکل داشت فکر نمیکرد چیزی رو از دست بتونیم بدیم با ناراحتی با احساس بد مشکل داشت.
من میفهمم که حضرت زینب چی گفت
ما رایت الا جمیلا
من اونو میفهمم ولی نمیفهمم که بقیه چی میگن
نمیفهممشون که گریه کنیم توی سر خودمون بزنیم امام حسین چه زجرهایی کشید چه بلاهایی سرش اومده
من برداشتم اینه که امام حسین به آرزوش رسید اگر اون موقع شهید نمیشد 4 سال بعد به مرگ طبیعی به رحمت خدا میرفت مثل پیامبر.
من فکر میکنم فکر کردن به موضوع مرگ به شکلی که این احساس بد رو به ما بده به شکلی که احساس فقدان را به ما بده به شکلی که احساس بد احساس ناراحت کننده به ما بده اصلاً تفکر اشتباهیِ
خیلی از فرهنگها و سنتها هست در گوشههای جهان که وقتی یک عزیزی را از دست میدن خوشحالی میکنند مجلس رقص دارند خوشحالن که اون رفته به خواستش رسیده به رهایی رسیده به آزادی رسیده و اسیر خاک نیست
خیلیها اینجوری باور دارن
یه سریها هم که فکر نمیکنم از ما هم بدتر باشه اینجوری خودشون رو ضربه میزنند زجه میزنن طرف 10 ،15 سال مشکی پوشیده افسردگی گرفته نابود کرده خودش رو به خاطر اینکه یکی از بستگانش رو از دست داده
نه اون رو از دست ندادی اون برگشته به همون جایی که قبلاً بوده تو هم چهار روز بعد میمیری میری به همون جایی که قبلاً بودی، ولی به جای اینکه این چهار روز رو خوب زندگی کنه به جای اینکه از زندگیش لذت ببره به جای اینکه در مسیر رسالتش حرکت کنه داره زندگی رو برای خودش زهرمار میکنه و برای اطرافیانش هم البته
و فقط حسرت میخوره لحظه مرگ.
جوری زندگی کن که لحظه مرگ حسرت نخوری
همه ما رفتنی هستیم هر کسی به یک شکلی این زیبایی جهانِ
به خدا کسی توی این جهان زنده نمونده بالاخره همه ما از این دنیا میریم و این سفر، سفر اعجاب انگیز شگفت انگیز و زیبایی هست
این سفر به جایی هست که بهش متعلق هستیم
ما متعلق به اینجا نیستیم
اصلاً اینجا یک مهمونیه ازش خوب استفاده کنید ما به اینجا متعلق نیستیم ما به اونجا متعلق هستیم
به خدا وقتی که بمیرید وقتی که از دنیا برید میفهمید که ما به کجا متعلق بودیم و چه غصههای الکی خوردیم چه زجههای الکی زدیم چه نگرانیهایی داشتیم از جونمون از جون عزیزانمون این یک مسیر قشنگِ
این یک مسیریه که باید طی بشه جزئی از این طبیعتِ
اما هیچ کدوم از بین نمیریم
ما فقط از یک فضای فرکانسی به یک فضای فرکانسی دیگه میریم
ما از یک فرکانس به یک فرکانس دیگه میریم فقط همین
ما موجوداتی هستیم که ابدی هستیم پس قدر خودمون رو بدونیم و نگران نباشیم نگیم اون بدبخت مرد زود مرد 7 سالش بود 5 سالش بود ازدواج کرده بود ازدواج نکرده بود ناکام بود توی ایران بود توی آمریکا بود رسید به آرزوهاش نرسید
در مورد این موضوعی هم که دوستمون گفتش که بعضیها از زندگیشون لذت نمیبرن و زمان مرگشون میرسه راهش هم اینه که از زندگی لذت ببری راهش اینه که از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری چرا چون هر لحظه ممکنه جسم مادیت رو از دست بدی
هر لحظه ممکنه این اتفاق برات بیفته
پس از زندگیت لذت ببر.
یه کاریکاتوری نگاه میکردم یه عکسی بود نشون داده بود که طرف از جوانی دنبال پول پول بعدش میرسه به میانسالی یه ذره پول جمع میکنه وقتی به پیری میرسه یه عالمه پول جمع کرده اما میرسه به ته خط
نه اینطور نیست
اینا افکار فقیر و باورهای فقیر این حرفها رو میزنن
ما دنبال خواستههامون میریم نه برای اینکه اگر به خواستههامون برسیم من بارها این جمله را گفتم ما به دنبال خواستههامون میریم نه برای اینکه اگر به خواستههامون برسیم دیگه اتفاق عجیب و غریبی میفته برای اینکه به دنبال خواسته رفتن به ما انگیزه میده شور و شوق میده اشتیاق میده حرکت میده طعم زندگی رو میده به خاطر اینکه وقتی من دنبال خواستههام دارم حرکت میکنم دارم زندگی رو تجربه میکنم وقتی خواستهای نداشته باشم وقتی هدفی نداشته باشم وقتی شور و شوقی نداشته باشم من مُردم.
من یه آدم ضعیف سستی هستم که یه گوشه خونه افتاده و مرده شاید داره نفس میکشه اما مرده
وقتی هدف داری وقتی صبح بلند میشی ذوق و شوق داری حرکت داری یه خواستههایی داری که بهش برسی داری زندگی میکنی داری خوب زندگی میکنی وگرنه شما چه یک میلیارد چه 100 میلیارد چه هزار میلیارد داشته باشی یه روزی باید بزاریش و بری هیچ کسی هم این پولها رو با خودش نبرده اونی که فقیر بوده با بدبختی مرده اون تفاوتش با کسی که ثروتمند بوده و در ثروت مرده تفاوتش اینه که اون نتونسته از نعمتهای خدا خوب توی زمان زندگیش استفاده کنه اون که ثروتمند بوده تونسته استفاده کنه
شاید این سوال براتون پیش بیاد که چه فایده ما اینقدر دنبال هدفهامون بریم آخر هم نتونیم ازش استفاده کنیم
نه شما اولاً وقتی دنبال هدفهات میری داری زندگی رو زندگی میکنی
دوماً به همون مقداری که بهش میرسی داری از زندگی لذت میبری
اگر همون هم نداشته باشی همون زمان رو هم در فقر و تنگدستی هستی
پس خیلی خوبه ما دنبال هدفهامون باشیم نه به خاطر اینکه ما تا ابد هستیم یا بخواهیم از نتیجه تلاشهامون استفاده کنیم
به خاطر اینکه وقتی داریم حرکت میکنیم داریم از زندگی لذت میبریم
وقتی داری میخونی برای کنکور وقتی اشتیاق داری برای دانشگاه وقتی اشتیاق داری بشی استاد دانشگاه
وقتی اشتیاق داری بشی پزشک وقتی اشتیاق داری که بشی یک کارآفرین اینا دارن زندگی رو برات زیبا میکنن
یعنی من خودم همیشه پروژههایی رو برای خودم ایجاد میکنم و هدفهایی رو تعیین میکنم که منو به چالش بکشونه به خاطر اینکه من نیاز دارم به چالش شما نیاز دارید به چالش برای اینکه تجربه کنید زندگی رو وگرنه اگر همه چیز از همون اول مهیا بود که ما میگندیدیم ما فاسد میشدیم این زیبایی جهانه که ما حرکت میکنیم برای رسیدن به اهداف و خواستههامون
جهان مادی بر این پایه استواره
پس تا وقتی زنده هستی از زندگیت لذت ببر به این دلیله میگم اولین چیزی که باید دنبالش باشی احساس شادی و آرامش و عشق و لذت از زندگیِ
لذت ببر
وقتی از زندگیت لذت میبری وقتی شادی وقتی خوشحالی وقتی آرامش داری طبق قانون همیشگی جهان هستی اتفاقات خوب و شرایط خوب خود به خود برات رخ میده.
وقتی به این شکل زندگی کنی چیزی رو از دست ندادی
حالا هر وقت که مردی هر وقت که از دنیا بری هیچی رو از دست ندادی
هم تو این دنیا خوب زندگی کردی هم توی اون دنیا خوب زندگی میکنی
برید قرآن رو مطالعه کنید ببینید که اصلاً به قول خداوند چیزی رو کسی از دست نمیده
ما یه روزی میایم خداوند وعده داده به مومنان وعده داده به صابران وعده داده به افرادی که کلام خدا رو نقل میکنند وعده داده به افرادی که به خداوند و روز آخرت ایمان دارند و عمل صالح انجام میدن وعده داده که دنیای پس از منِ ایشون دنیای عالی باشه
دنیایی باشه سراسر شادی خوشبختی و عشق دنیایی باشه که به قول خداوند هر چیزی که میخوان هست اراده میکنن و به دست میارن و مطمئن باشید دنیای پس از مرگشون وقتی زیبا میشه که زیباییهای این دنیا رو ببینید وقتی سپاسگزار باشید به خاطر آنچه که اینجا هست وقتی که ایمانتون رو نشون بدید وقتی که توکل کنید وقتی شاد باشید وقتی لذت ببرید از زندگیتون.
شکرت برای یه روز قشنگ دیگه یه فرصته دیگه برای لذت بردن
امروز طبق کامنت ها نشونه جدیدم وبا فایل فقط روی خدا حساب کن کلید قلبم بودن وچقد ارامش بخش بود چنان شوری در قلبم به پا کرد این کاره طراحیمو به اسونی به طور عالی انجام دادم در کمترین زمان بالاترین کیفیت چون مست این اگاهی ها بودم واقعا اینا نیرو قدرت دارن واسوده میشه ازشون استفاده کنی برای زندگی برای شیرین کردن زندگیت بله ما فراموشکاریم باید همیشه اظافشون کنیم
مدتی بود زهنم در گیرمون بود بله هدایت شدم قران بخونم عجیب هر فایلی میبینم میگی
قران بخون قران خوندی
شکرت برای این رفاقت راهنمایی واجابت هات
دیروز تازه اجابت خیلی خوشمزه ای داشتم دلم عجیب شیر میخاس با خرمام بخورم بدون اینکه به کسی چیزی بگم ظهر…
اقایی با سه تا پاکت شیر اومد گفت بیا بخور ماست کن
واقعا شکرت وقتیم ببخشی دستت به کم نمیره شاید من یکی دوتا لیوان بستم بود توی قلبم ولی عزیز دلم این همه گرفته بود جاتون خالی تا شب زدیم به شیر موز شیر عسل شیر خرما خیلی رویایی بود منوی رویایی بود شکر
همینجا میتونم بگم فقط خودت از قلبم اگاه بودی
چقد بهم نزدیکی ننوشتم نگفتم هیچی فقط یه لحظه این ارزوی کوچولو درس شد زودی پاک شد ولی تو گرفتی وتا چند ساعت بعد اجابت کردی از اینکه تورو دارم شکر
راستش برای من مرگ که میگفتین فقط مرگ نبود
به جای مرگ برام فقر بود
به جای مرگ تنهایی بود
به جای مرگ بیماری و مرگ بود
خلاصه فهمیدم
ما ابدی هستیم
قلبم واقعا باز شد قلبم چنان شوری گرفته بود میخاستم به همه عشق بدم میخاستم بدوم با عشق کارامو میکردم چنان شوری داشتم
وهر لحظه یادم بود فرمانروا این کارها برای تایید توعه نه تایید کسی دیگه
یادم بود پشت این اجابت این مهربونی عشق اگاخی ها خدای بزرگ بخشندم هس نه کسه دیگه
اخه منکه به عزیز دلم چیزی نگفتم
اخه کی بهم عزت داد
اخه کی انقد روابطمو نرم کرده همش کاره تو بود
ویاد بگیرم درس احترام بزارم
روی ادما حساب نکنم برای کمک واجابت خاسته هام ولی یادم باشه اینا دستای تو هستن وعشق واگاهی هدایت ثروتو برام سرازیر میکنی شکرررر
وزهرا سعی کن از کسی نترسی کمتر بترسی تنها قدرت دسته ربه
به نام خدای بخشنده و مهربانم خدای روزی رسانم خدایی که هر لحظه ما رو هدایت میکند خدایا من عاشقتم
سلام به بهترین و زیباترین استاد و سلام به عزیز دلشون مریم مهربانم
و سلام به دوستان خوشگلم دوستانی که هر روز تا شب باهشون زندگی میکنم و در کنارشون قدم برمیدارم برای رسیدن به خواسته هام به دنبال ترسها و ترمزهای در وجودم هستم در ذهنم به دنبالشون میگردم تا پیدا کنم و بهبود بدم و بالا و بالا تر برم تا خدا رو قدرتش رو بهتر درک کنم قانونها رو بشناسم و در زندگی به نفعه خودم استفاده کنم الهی شکرت سپاسگزارتم
خیلی خوشحالم دوست دارم تغییراتم و ترمزهامو که پیدا کردم بنویسم و همه جا برای خودم رد پا بذارم که ببینم من دارم بهتر و بهتر میشم هر روز
دارم تلاش ذهنیمو درجشو بالا میبرم
من دیشب در عقل کل از نوشتن جواب یکی از دوستان عزیزم ترمز و ترس خودمو پیدا کردم که مانع برای فروش و اومدن مشتریهام بودن
به خودم تعهد دادم که از امروز روی این ترمز و ترسم کار کنم و ارزش برای کارم قائل بشم ترس از کمبود مشتری رو از ذهنم حذف کنم و فرکانسمو عالی کنم که این فرکانسه منو مشتری میگیره و همه به سمته من میان و میخواهم با کنترل ذهنم کانون توجه همو به سمته فراوانی و ثروت ببرم تا حهان به من و به توجه ام پاسخ بدهد
آره ما بی انتها هستیم من توانایی تغییر خودم رو دارم
توانیی بهبود خودم رو دارم پس تلاش میکنم و حرکت میکنم با ایمان و بقیه رو به خدا میسپارم به قدرته او میسپارم
خدابا اجابت خواسته های من برای تو چیزی نیست
اما منم باید تو را بخوانم و ایمان و توکلم رو به تو نشان دهم تا تو اجابت کنی
خدابا شکرت سپاسگزارتم برای تمام هدایت ها و الهاماتت
برای دستانه مهربانت که برام میفرستی
خدایا شکرت میگویم برای اینکه دلهای مردم رو برام نرم میکنی و همه از قدرته توست
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته گرامی و دوستان عزیز
این فایل، نشانهی امروز من بود و بهصورت همزمان با جلسهی پنجم دورهی «همجهت» شنیده شد؛ جالب اینکه هر دو دقیقاً روی یک موضوع مشترک تمرکز داشتند.
اگر انسان بتواند از تکتک لحظات زندگیاش آگاهانه لذت ببرد و واقعاً در لحظه زندگی کند، ترس بهتدریج از بین میرود. مرگ، یک واقعیت طبیعی در این جهان مادی است؛ اما آنچه ما از آن میترسیم، خودِ مرگ نیست.
ترس واقعی زمانی شکل میگیرد که زندگی را زندگی نکرده باشیم؛
وقتی مسیری را که باید میرفتیم نرفتهایم،
کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام ندادهایم،
و تجربههایی را که باید میچشیدیم، به تعویق انداختهایم.
ما از این میترسیم که روزی برسد و بفهمیم قدر لحظاتمان را ندانستهایم. از این میترسیم که زندگی را تجربه نکرده، با حسرت از دنیا برویم. حتی اگر به هدفی هم برسیم، تا زمانی که از خودِ مسیر لذت نبریم، این ترس از بین نمیرود.
راهحل روشن است:
مسیر درست را انتخاب کنیم؛
مسیری که واقعاً از آن لذت میبریم، نه مسیری که دیگران تأیید میکنند.
از قضاوت مردم نترسیم و حسابمان را فقط با خداوند صاف نگه داریم.
این زندگی، زندگیِ ماست؛
و مسئولیتش هم با خود ماست.
باید برای خودمان زندگی کنیم، آگاهانه، شجاعانه و صادقانه.
سلام به استاد عزیز، گروه تحقیقاتی و دوستان مهربانم
الان که دارم نظرم رو می نویسم برا بار سوم هست که این فایل رو گوش میکنم همچون بقیه باورهای که راجب موضوعات مختلف داشتم که حاصل دانسته های خانواده، معلمین و جامعه بودند اما شما چه خوب، به موقع و به این سادگی این باورهای مهلک، غلط و زشت گذشته ما رو با حرفاتون هدف گرفتین و منهدم کردین. هیچگاه نمی تونستم با خدا و مرگ ارتباط برقرار کنم و باورشون کنم اما فایل های 9 و 10 دوره عملی دستیابی به رویاها و این فایل یه جوری باورهامو شخم زدی که فکر می کنم جواب ابهامات زندگیم رو گرفتم.
راستش نمی خواستن نظر بنویسم و فکر می کنم هنوز درک این صحبتهاتون واسم سخت باشه(من، مهمانی، مرگ) اما دلم گفت برو بچه برو بنویس که امروزم خداوند از طریق استاد درهای حکمتش رو به روت باز کرد بدون اینکه نیاز باشه حتی یه مطالعه کوچولو داشته باشی خداوند امروز استاد رو فرستاده تا از طریق مطالعات گسترده ای که داشته و تجربیات فراوانی که دارد توانست یکی از آسیب پذیر ترین باورهای این جامعه و من رو به ساده ترین راه ممکن شناسایی و اصلاح کنه. خدایا ازت ممنونم بخاطر وجود استاد و دوستان مهربانم.
سلام استاد…ممنون بابت تمام انرژیتون تو سخنرانی که منو که کم حوصله بودم رو اینجوری شیفته و مشتاق کرده و در صورتی که من از تکرار بدم میاد بارها بارها فایل هاتونو گوش میدم و اولین دغدغه من در شروع روز اینه که فایلارو گوش بدم….استاد یه درخواست دارم…من خشمم رو نمیتونم کنترل کنم و زود به زود عصبانی میشم گاهی اوقات به شکل بدی بروز پیدا می کنه, البته فقط به خودم در واقع روحیه ام آسیب میزنه و ازین که زود عصبی میشم و صبرم کمه خیلی ناراحت میشم و خودمو سرزنش می کنم…میشه درباره اینکه چه باورهایی رو باید تقویت کرد که بتونم روی خودم و حرکاتم و ذهنم کنترل داشته باشم و بتونم حس اون لحظه رو عوض کنم…راه کارهای ده دقیقه و تنها شم و ….جوابگو نبوده… ممنونتون میشم اگه پاسخ منو بدید
من کلا انسانی هستم که از بچگی یه حسی در درونم خدا رو قبول داشت ومیدونستم که زندگی اتفاقی وشانسی نیست ومطمئنا زندگی فراتر از افکار ماست ولی منبع مورد اعتماد وشفافی در دسترسم نبود که حس خوبی به من بده ولی حرف های استاد خیلی به دلم نشست
اره واقعا مرگ یه پلی هست که وارد دنیای جدیدتر یا همونی که قبلا اونجا بودیم
تنها مقاومت من وتمامی انسانها احساس میکنم نسبت به مرگ همون خوب زندگی نکردن وبه موفقیت وارزو هایشان نرسیدن باشه
من اولا ایمان دارم تا وقتی هدف دارم وفعالم پس کاری تو دنیا دارم وخداوند اجازه حیات رو به من میده اما زمانی که بترسم ونا امید باشم مثل فوتبالیستی که کم اورده وتمایل برای بازی بهتر نداره یا سرپیچی میکنه مربی اون رو از زمین خارج میکنه
پس ترس امروز من از مرگ همان نرسیدن به خواسته ها ورویاهایم هست نه خود مرگ
دوست دارم مثل استاد به رویاهایم برسم وتاثیری مثبتی در رشد جهان باشم ویه نسل خوب بعد از خودم بسازم که از من شروع شده
نسلی که قانون رو یاد گرفته وداره بهش عمل میکنه وثروت زیادی به جا بگزارم وبه قول استاد بعد مرگم بگن زیبا زندگی کرد ودنیا را جای زیبایی برای زندگی قرار داد
به نام خدای مهربان🪴
ما بیانتها هستیم
وقتی یک اتفاقی رخ میده که نمیخوایمش دوست نداریم هرچقدر کمتر بهش توجه کنیم به خودمون کمک میکنیم به جهان کمک میکنیم به کشور کمک میکنیم و هر چقدر بیشتر بهش توجه کنیم باعث میشیم که از اون جنس اتفاق بیشتر و بیشتر بیفته
که توی این حادثه پلاسکو دیگه توجه صدا و سیما و مردم همه با هم شاید یه دو سه هفتهای روش بود به صورت نان استاپ
واقعاً همه روش تمرکز کرده بودن و
پیش بینی من اینه که این تمرکز و توجه باعث میشه از این جنس اتفاقات بیشتر توی ایران رخ بده
قانون اینه که به هر چیزی توجه کنید چه خواستهتون باشه چه ناخواستهتون باشه باعث میشید بیشتر و بیشتر وارد زندگیتون بشه.
ما انسانها نباید روی مردم حساب کنیم
من قبلاً توی فایل روی خدا حساب کنید در مورد این موضوع صحبت کردم
هر وقت هر کسی هر سیاستمداری هر هنرمندی هر کسی میاد میگه من این کارو برای مردم کردم
مردم خواستن من این کارو کردم
مردم اینجوری مردم اونجوری من یه ذره رگههای شرک و بیایمانی رو میبینم توش وقتی که آدم روی مردم و مردم گفتن بیا مردم گفتن برو من اینجوری مردم اینجوری کردن من به خاطر مردم
مردم فلان مردم اینجوری
هر وقت شما یه همچین جملههایی شنیدید بدونید که یه جای کار ایراد داره واقعاً،
همین مردمی که الان میگن بیا همون مردم هم دو روز بعد میزنن تو سرت میگن برو و روی مردم حساب باز نکنید
من برخلاف اینکه همه میان میگن نه مردم باید مردم برای مردم اینجوری
نه اون چیزی که فکر میکنید درسته انجام بدید چه مردم خوششون بیاد چه مردم خوششون نیاد
چه فحش بدن چه تشویقت کنن اون راهی رو که میدونی رسالتته اون راهی که میدونی درسته اون راهی که میدونی در مسیر خداوند در مسیر درستی هست فارغ از نگاه مردم و فارغ از دیدگاه مردم و خوش اومدن و خوش نیومدن مردم و تهدید مردم و تشویق مردم انجام بده و به این شکله که ما به رستگاری میرسیم
به این شکله که ما به خوشبختی میرسیم به این شکله که ما به تعادل و به توازن میرسیم به این شکله که ما با درون خودمون ارتباط قشنگتری برقرار میکنیم به این شکله که ما دنیا و آخرتمون را آباد میکنیم
خیلی موقعها میشد من میدیدم یه هنرمندی میاد میگه من برای مردم مردم به من گفتن من نوکر مردمم من خدمت گذار مردم
مردم تا وقتی منو بخوان مردم اینجوری مردم اونجوری وقتی این حرفا رو میزنن میگم اینا هنوز خیلی آدمهای کوچیکی هستن و به عنوان یک درس به عنوان یک توصیه به عنوان یک نصیحت برادرگونه به شما میگم که مسیری که فکر میکنید درسته با ایمان با قدرت توی زندگیتون برید فارغ از اینکه مردم چی میگن مسیرتون رو برید
شما نتیجه بگیرید همین مردمی که شاید تحقیر و توهین کنند دنبالتون میفتن
وقتی مسیرتون رو ادامه بدید جهان خیلی کمکها به شما میکنه و روی مردم هم هیچ حسابی باز نکنید.
مرگ به معنای نیستی به معنای حذف شدن به معنای از بین رفتن نیست
من بارها گفتم ما دیدمون خیلی کوچیکه نسبت به کلیت جهان هستی
ما در یک برهه کوتاه توی کره زمین در جهان مادی زندگی میکنیم و بعدش هم برمیگردیم به همون جایی که قبلاً بودیم
مثل یک مهمونیِ در یک بازه ابدی
یک مهمونی کوچولو یک پلک به هم زدن ما به این دنیا میایم بعد میریم
حالا این پلک به هم زدن فرقی نمیکنه که شما 7 سال باشید یا 70 سال یا 700 سال یا 7000 سال.
چرا ما فکر میکنیم کسی که مرده از بین رفته
چرا فکر میکنیم کسی که بمیره چیزی را از دست داده
چرا فکر میکنیم که مثلاً باید ناراحت باشیم باید نگران باشیم باید دلسوزی کنیم باید بگیم بلا سرش میاد
مرگ به این معناست که من فقط جسمم رو میذارم توی این دنیا و میرم اون چیزی که اصل منه وجود منه اون که همیشه هست اون که همیشه با منه اون از بین نمیره
چرا فکر میکنیم کسی که به ثروت خاصی رسیده ولی نتونسته ازش استفاده کنه چیزی رو از دست داده
من کلاً مشکل دارم با این نگاه که فکر کنیم یکی که از دنیا رفت چیزی رو از دست داده اتفاقاً وقتی از این دنیای مادی خارج میشیم ما خیلی گستردهتریم ما خیلی بزرگتریم ما خیلی وسیعتریم
خیلی آگاهتریم
خیلی نزدیکتریم به خداوند
اصلاً یکی هستیم با خداوند
پس نگران چی هستیم
چرا اینقدر واقعاً جون برامون عزیزه.
من مرگ رو اصلاً نمیفهممش به اون شکلی که بقیه میفهمن که یه جایی هست نیستیِ و دیگه بعدش هیچی نیست
نه اون شروع یک زندگی جدیدِ
شروع جایی هست که قبلاً توش بودیم
قبل از تولد ما ارواحی هستیم تکههایی از خداوند هستیم که بعدش قالو انا لله و انا الیه راجعون برمیگردیم به سمت خدا
اصلاً جایی نمیریم جای بدی نمیریم کل جهان ما اونورِ
یک مهمونی ما اومدیم اینجا
کل زمانی که ما اینجا هستیم یک مهمونی خیلی کوتاهه
حالا اگر زرنگ باشی توی مهمونی خوب استفاده میکنی ازش.
اینکه دوستمون گفته شاید زود بمیری از دسترنجهات نتونی استفاده کنی من اگر همین لحظه بمیرم از تمام تلاشهام استفاده کردم چون من از لحظه به لحظه مسیر لذت بردم نه اینکه به یک مقصد خاصی برسم
من منتظر نبودم به بازنشستگی برسم بعد برم دنیا رو بگردم
من از همون موقع که خودم رو شناختم و قوانین رو فهمیدم از لحظه به لحظه زندگیم لذت بردم
اگر در همین لحظه من جسم مادیم را از دست بدم هیچگونه حسرتی نخواهم خورد هیچ چیز رو هم از دست نمیدم ناراحت هیچی هم نیستم و بارها گفتم اگر عزرائیل بیاد بگه میخوام جونت رو بگیرم میگم نوکرت هم هستم دمت گرم بیا با همدیگه بریم حتی نمیگم یک ثانیه به من وقت بده حتی یک ثانیه هم ازش وقت نمیخوام
چون من جوری زندگی کردم که برای این لحظه همیشه آماده باشم من فلسفه زندگیم بر این اساس بوده و به نظر من گریه کردن برای مردهها غمناک بودن زجه زدن عزاداری کردن اصلاً کلاً ایراد داره.
من کلاً مخالف عزاداری برای اماما هستم غیر از زمانی که بچه بودم و مجبورم میکردن یا خودم میرفتم تو مسجد میدیدم که همه دارن توی سرشون میزنن بعد از اون من دیگه عزاداری برای هیچ کسی نکردم
وقتی فرزند خودم هم از دست دادم شاید یکی دو ساعت فقط احساسم بد بود با اینکه فرزندم را از دست دادم و بعدش تونستم سریع با همین باورهایی که به شما میگم ذهن خودم رو آروم کنم و برسم به حقانیتش برسم به اصل جهان هستی که جهان داره چه جوری کار میکنه
بنابراین مرگ پایان کبوتر نیست و این نیست که ما چیزی را از دست بدیم
چرا فکر میکنیم یکی را کشتن چیزی رو از دست داد
کی گفته با کشتن کسی نابود میشه
مثل این میمونه که بگیم از مهمونی میندازمت بیرون نابود میشی
کی از یک مهمونی بره بیرون نابود میشه؟
کی اگه به مهمونی دعوت نشه نابود میشه
که ما اینجوری فکر میکنیم
من اعتقادم اینه که مرگ شروع یک زندگی زیبا قشنگ و نزدیکتر به خداونده
برای همین عزاداری رو هیچ وقت نپسندیدم روحم درونم باهاش مقاومت داشت
قبل از اینکه قوانین را بدونم درون من که عاشق شادیه عاشق آرامشه عاشق فراوانیه با فقدان مشکل داشت با از دست دادن مشکل داشت فکر نمیکرد چیزی رو از دست بتونیم بدیم با ناراحتی با احساس بد مشکل داشت.
من میفهمم که حضرت زینب چی گفت
ما رایت الا جمیلا
من اونو میفهمم ولی نمیفهمم که بقیه چی میگن
نمیفهممشون که گریه کنیم توی سر خودمون بزنیم امام حسین چه زجرهایی کشید چه بلاهایی سرش اومده
من برداشتم اینه که امام حسین به آرزوش رسید اگر اون موقع شهید نمیشد 4 سال بعد به مرگ طبیعی به رحمت خدا میرفت مثل پیامبر.
من فکر میکنم فکر کردن به موضوع مرگ به شکلی که این احساس بد رو به ما بده به شکلی که احساس فقدان را به ما بده به شکلی که احساس بد احساس ناراحت کننده به ما بده اصلاً تفکر اشتباهیِ
خیلی از فرهنگها و سنتها هست در گوشههای جهان که وقتی یک عزیزی را از دست میدن خوشحالی میکنند مجلس رقص دارند خوشحالن که اون رفته به خواستش رسیده به رهایی رسیده به آزادی رسیده و اسیر خاک نیست
خیلیها اینجوری باور دارن
یه سریها هم که فکر نمیکنم از ما هم بدتر باشه اینجوری خودشون رو ضربه میزنند زجه میزنن طرف 10 ،15 سال مشکی پوشیده افسردگی گرفته نابود کرده خودش رو به خاطر اینکه یکی از بستگانش رو از دست داده
نه اون رو از دست ندادی اون برگشته به همون جایی که قبلاً بوده تو هم چهار روز بعد میمیری میری به همون جایی که قبلاً بودی، ولی به جای اینکه این چهار روز رو خوب زندگی کنه به جای اینکه از زندگیش لذت ببره به جای اینکه در مسیر رسالتش حرکت کنه داره زندگی رو برای خودش زهرمار میکنه و برای اطرافیانش هم البته
و فقط حسرت میخوره لحظه مرگ.
جوری زندگی کن که لحظه مرگ حسرت نخوری
همه ما رفتنی هستیم هر کسی به یک شکلی این زیبایی جهانِ
به خدا کسی توی این جهان زنده نمونده بالاخره همه ما از این دنیا میریم و این سفر، سفر اعجاب انگیز شگفت انگیز و زیبایی هست
این سفر به جایی هست که بهش متعلق هستیم
ما متعلق به اینجا نیستیم
اصلاً اینجا یک مهمونیه ازش خوب استفاده کنید ما به اینجا متعلق نیستیم ما به اونجا متعلق هستیم
به خدا وقتی که بمیرید وقتی که از دنیا برید میفهمید که ما به کجا متعلق بودیم و چه غصههای الکی خوردیم چه زجههای الکی زدیم چه نگرانیهایی داشتیم از جونمون از جون عزیزانمون این یک مسیر قشنگِ
این یک مسیریه که باید طی بشه جزئی از این طبیعتِ
اما هیچ کدوم از بین نمیریم
ما فقط از یک فضای فرکانسی به یک فضای فرکانسی دیگه میریم
ما از یک فرکانس به یک فرکانس دیگه میریم فقط همین
ما موجوداتی هستیم که ابدی هستیم پس قدر خودمون رو بدونیم و نگران نباشیم نگیم اون بدبخت مرد زود مرد 7 سالش بود 5 سالش بود ازدواج کرده بود ازدواج نکرده بود ناکام بود توی ایران بود توی آمریکا بود رسید به آرزوهاش نرسید
در مورد این موضوعی هم که دوستمون گفتش که بعضیها از زندگیشون لذت نمیبرن و زمان مرگشون میرسه راهش هم اینه که از زندگی لذت ببری راهش اینه که از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری چرا چون هر لحظه ممکنه جسم مادیت رو از دست بدی
هر لحظه ممکنه این اتفاق برات بیفته
پس از زندگیت لذت ببر.
یه کاریکاتوری نگاه میکردم یه عکسی بود نشون داده بود که طرف از جوانی دنبال پول پول بعدش میرسه به میانسالی یه ذره پول جمع میکنه وقتی به پیری میرسه یه عالمه پول جمع کرده اما میرسه به ته خط
نه اینطور نیست
اینا افکار فقیر و باورهای فقیر این حرفها رو میزنن
ما دنبال خواستههامون میریم نه برای اینکه اگر به خواستههامون برسیم من بارها این جمله را گفتم ما به دنبال خواستههامون میریم نه برای اینکه اگر به خواستههامون برسیم دیگه اتفاق عجیب و غریبی میفته برای اینکه به دنبال خواسته رفتن به ما انگیزه میده شور و شوق میده اشتیاق میده حرکت میده طعم زندگی رو میده به خاطر اینکه وقتی من دنبال خواستههام دارم حرکت میکنم دارم زندگی رو تجربه میکنم وقتی خواستهای نداشته باشم وقتی هدفی نداشته باشم وقتی شور و شوقی نداشته باشم من مُردم.
من یه آدم ضعیف سستی هستم که یه گوشه خونه افتاده و مرده شاید داره نفس میکشه اما مرده
وقتی هدف داری وقتی صبح بلند میشی ذوق و شوق داری حرکت داری یه خواستههایی داری که بهش برسی داری زندگی میکنی داری خوب زندگی میکنی وگرنه شما چه یک میلیارد چه 100 میلیارد چه هزار میلیارد داشته باشی یه روزی باید بزاریش و بری هیچ کسی هم این پولها رو با خودش نبرده اونی که فقیر بوده با بدبختی مرده اون تفاوتش با کسی که ثروتمند بوده و در ثروت مرده تفاوتش اینه که اون نتونسته از نعمتهای خدا خوب توی زمان زندگیش استفاده کنه اون که ثروتمند بوده تونسته استفاده کنه
شاید این سوال براتون پیش بیاد که چه فایده ما اینقدر دنبال هدفهامون بریم آخر هم نتونیم ازش استفاده کنیم
نه شما اولاً وقتی دنبال هدفهات میری داری زندگی رو زندگی میکنی
دوماً به همون مقداری که بهش میرسی داری از زندگی لذت میبری
اگر همون هم نداشته باشی همون زمان رو هم در فقر و تنگدستی هستی
پس خیلی خوبه ما دنبال هدفهامون باشیم نه به خاطر اینکه ما تا ابد هستیم یا بخواهیم از نتیجه تلاشهامون استفاده کنیم
به خاطر اینکه وقتی داریم حرکت میکنیم داریم از زندگی لذت میبریم
وقتی داری میخونی برای کنکور وقتی اشتیاق داری برای دانشگاه وقتی اشتیاق داری بشی استاد دانشگاه
وقتی اشتیاق داری بشی پزشک وقتی اشتیاق داری که بشی یک کارآفرین اینا دارن زندگی رو برات زیبا میکنن
یعنی من خودم همیشه پروژههایی رو برای خودم ایجاد میکنم و هدفهایی رو تعیین میکنم که منو به چالش بکشونه به خاطر اینکه من نیاز دارم به چالش شما نیاز دارید به چالش برای اینکه تجربه کنید زندگی رو وگرنه اگر همه چیز از همون اول مهیا بود که ما میگندیدیم ما فاسد میشدیم این زیبایی جهانه که ما حرکت میکنیم برای رسیدن به اهداف و خواستههامون
جهان مادی بر این پایه استواره
پس تا وقتی زنده هستی از زندگیت لذت ببر به این دلیله میگم اولین چیزی که باید دنبالش باشی احساس شادی و آرامش و عشق و لذت از زندگیِ
لذت ببر
وقتی از زندگیت لذت میبری وقتی شادی وقتی خوشحالی وقتی آرامش داری طبق قانون همیشگی جهان هستی اتفاقات خوب و شرایط خوب خود به خود برات رخ میده.
وقتی به این شکل زندگی کنی چیزی رو از دست ندادی
حالا هر وقت که مردی هر وقت که از دنیا بری هیچی رو از دست ندادی
هم تو این دنیا خوب زندگی کردی هم توی اون دنیا خوب زندگی میکنی
برید قرآن رو مطالعه کنید ببینید که اصلاً به قول خداوند چیزی رو کسی از دست نمیده
ما یه روزی میایم خداوند وعده داده به مومنان وعده داده به صابران وعده داده به افرادی که کلام خدا رو نقل میکنند وعده داده به افرادی که به خداوند و روز آخرت ایمان دارند و عمل صالح انجام میدن وعده داده که دنیای پس از منِ ایشون دنیای عالی باشه
دنیایی باشه سراسر شادی خوشبختی و عشق دنیایی باشه که به قول خداوند هر چیزی که میخوان هست اراده میکنن و به دست میارن و مطمئن باشید دنیای پس از مرگشون وقتی زیبا میشه که زیباییهای این دنیا رو ببینید وقتی سپاسگزار باشید به خاطر آنچه که اینجا هست وقتی که ایمانتون رو نشون بدید وقتی که توکل کنید وقتی شاد باشید وقتی لذت ببرید از زندگیتون.
به نام خدای عزیزم.
سلام به پیامبر زمانه؛ سیدحسین عباس منش عزیز و همه ی دوستانم در سایت توحیدی عباس منش دات کام.
اینو برای یادآوری به خودم می نویسم.
امروز 1خرداده
دهمین روز تعهد من به خودم و خدای خودم.
خداروشکر میکنم طی این10روز دارم مسیر رو درست میرم.
دیشب یکی از دوستام فوت کرد و به رحمت خدا رفت.
و از دیشب تا الان کلی فکر منو مشغول کرده بود.و حالم زیاد خوب نبود.
و خدا بهم لطف کرد و منو به این فایل هدایت کرد. خیلی ازش سپاسگذارم.
همیشه وقتی دوستی_ آشنایی یا فامیلی فوت می کرد.
من خیلی به فکر فرو می رفتم. و حالمو خیلی بد میکرد.
دلیل اصلی ناراحتی من به خاطر مرگ اونها نبود.
بلکه به خاطر ترس از مرگ بود.
به خاطر ترس از این همه تلاش من برای موفقیت بود. میترسیدم منی که دارم این همه تلاش میکنم اگه بمیرم. زحماتم چی میشه یعنی همشون الکی بود.
دروغ چرا؟ الان هم میترسم.
ولی تصمیم گرفتم من هم مثل استاد عباس منش جوری روی خودم کار کنم.
که زمانی که عزرائیل اومد.
اون گفت: بریم من هم با خوشحالی بگم بریم.
تصمیم گرفتم.
لحظه به لحظه زندگیمو واقعا زندگی کنم.
تصمیم گرفتم. که
شادتر زندگی کنم.
بهتر زندگی کنم
و از همه مهمتر
به پروردگارم نزدیک تر بشم.
میخوام از این مهمونی کوتاه نهایت استفاده رو کنم.
تله میدونی چیه؟
تله اینه که نتونی دنیا رو الهی ببینی
نتونی دنیا رو نعمتی لز نعمتهای الهی ببینی
خوشی عا و لذتها رو هدیه های الهی ببینی
تله اینه که مشکلات و سختی ها رو نتونی آزمونی از طرف خدا ببینی
اون موقع است که سخت افتادی تو تله و هر چقدر دست و پا بزنی نمیتونی بیای بیرون
رفیق …
اگر تو تله افتادی زور نزن
با زور زدن نیست
بشین کنکاش کن ببین چی تو ذهنت داره میگزره
فقط کافیه همونو درستش کنی
خود به خود زنجیرهای پاهات باز میشن که هیچ محو میشن
اون موقع است که به خودت میای موفق شدن چقدر آسون بوده
فقط کافی بود حرفای منو گوش کنی و یکسری حرفا رو تکر و تکرار و تکرار کنی تا یه روزی باورشون کنی
هر جا هستی شاد و پیروز و موفق باشی
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
موضوع اینه که ما وقتی میمیریم فقط و فقط از کالبد جسمیمون داریم خارج میشیم
در حالی که ما بعد روحانی هم داریم
و این درحالی که بعد روحانی ما مهمه
نمیگم بعد جسمانیمون بی اهمیته ولی در مقابل ابعاد روحانی اهمیت چندانی نداره.
حتی اگر لذتهای غریزی رو هم در نظر بگیریم کسی که از کالبد جسمش خارج شده دسترسی به لذتهای بیشتری بازتر میشه و اتفاقا درک لذتش هم عمیقتر میشه
و به قول استاد به دنبال هدفمون نمیریم که به هدف برسیم
به دنبال هدفمون و خواسته مون میریم که حس ارزشمندی داشته باشیم
حس زنده بودن داشته باشیم
خود هدف به اندازه مسیر رسیدن به هدف مهم نیست
اون تغییر شخصیتی که در طول مسیر در ما ساخته میشه مهمه
خدایا جونم ازت ممنونم برای همه لذتها و ارزشها و ارزشمندیها یی که به من داده ای و میدهی
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای یه روز قشنگ دیگه یه فرصته دیگه برای لذت بردن
امروز طبق کامنت ها نشونه جدیدم وبا فایل فقط روی خدا حساب کن کلید قلبم بودن وچقد ارامش بخش بود چنان شوری در قلبم به پا کرد این کاره طراحیمو به اسونی به طور عالی انجام دادم در کمترین زمان بالاترین کیفیت چون مست این اگاهی ها بودم واقعا اینا نیرو قدرت دارن واسوده میشه ازشون استفاده کنی برای زندگی برای شیرین کردن زندگیت بله ما فراموشکاریم باید همیشه اظافشون کنیم
مدتی بود زهنم در گیرمون بود بله هدایت شدم قران بخونم عجیب هر فایلی میبینم میگی
قران بخون قران خوندی
شکرت برای این رفاقت راهنمایی واجابت هات
دیروز تازه اجابت خیلی خوشمزه ای داشتم دلم عجیب شیر میخاس با خرمام بخورم بدون اینکه به کسی چیزی بگم ظهر…
اقایی با سه تا پاکت شیر اومد گفت بیا بخور ماست کن
واقعا شکرت وقتیم ببخشی دستت به کم نمیره شاید من یکی دوتا لیوان بستم بود توی قلبم ولی عزیز دلم این همه گرفته بود جاتون خالی تا شب زدیم به شیر موز شیر عسل شیر خرما خیلی رویایی بود منوی رویایی بود شکر
همینجا میتونم بگم فقط خودت از قلبم اگاه بودی
چقد بهم نزدیکی ننوشتم نگفتم هیچی فقط یه لحظه این ارزوی کوچولو درس شد زودی پاک شد ولی تو گرفتی وتا چند ساعت بعد اجابت کردی از اینکه تورو دارم شکر
راستش برای من مرگ که میگفتین فقط مرگ نبود
به جای مرگ برام فقر بود
به جای مرگ تنهایی بود
به جای مرگ بیماری و مرگ بود
خلاصه فهمیدم
ما ابدی هستیم
قلبم واقعا باز شد قلبم چنان شوری گرفته بود میخاستم به همه عشق بدم میخاستم بدوم با عشق کارامو میکردم چنان شوری داشتم
وهر لحظه یادم بود فرمانروا این کارها برای تایید توعه نه تایید کسی دیگه
یادم بود پشت این اجابت این مهربونی عشق اگاخی ها خدای بزرگ بخشندم هس نه کسه دیگه
اخه منکه به عزیز دلم چیزی نگفتم
اخه کی بهم عزت داد
اخه کی انقد روابطمو نرم کرده همش کاره تو بود
ویاد بگیرم درس احترام بزارم
روی ادما حساب نکنم برای کمک واجابت خاسته هام ولی یادم باشه اینا دستای تو هستن وعشق واگاهی هدایت ثروتو برام سرازیر میکنی شکرررر
وزهرا سعی کن از کسی نترسی کمتر بترسی تنها قدرت دسته ربه
به نام خدای بخشنده و مهربانم خدای روزی رسانم خدایی که هر لحظه ما رو هدایت میکند خدایا من عاشقتم
سلام به بهترین و زیباترین استاد و سلام به عزیز دلشون مریم مهربانم
و سلام به دوستان خوشگلم دوستانی که هر روز تا شب باهشون زندگی میکنم و در کنارشون قدم برمیدارم برای رسیدن به خواسته هام به دنبال ترسها و ترمزهای در وجودم هستم در ذهنم به دنبالشون میگردم تا پیدا کنم و بهبود بدم و بالا و بالا تر برم تا خدا رو قدرتش رو بهتر درک کنم قانونها رو بشناسم و در زندگی به نفعه خودم استفاده کنم الهی شکرت سپاسگزارتم
خیلی خوشحالم دوست دارم تغییراتم و ترمزهامو که پیدا کردم بنویسم و همه جا برای خودم رد پا بذارم که ببینم من دارم بهتر و بهتر میشم هر روز
دارم تلاش ذهنیمو درجشو بالا میبرم
من دیشب در عقل کل از نوشتن جواب یکی از دوستان عزیزم ترمز و ترس خودمو پیدا کردم که مانع برای فروش و اومدن مشتریهام بودن
به خودم تعهد دادم که از امروز روی این ترمز و ترسم کار کنم و ارزش برای کارم قائل بشم ترس از کمبود مشتری رو از ذهنم حذف کنم و فرکانسمو عالی کنم که این فرکانسه منو مشتری میگیره و همه به سمته من میان و میخواهم با کنترل ذهنم کانون توجه همو به سمته فراوانی و ثروت ببرم تا حهان به من و به توجه ام پاسخ بدهد
آره ما بی انتها هستیم من توانایی تغییر خودم رو دارم
توانیی بهبود خودم رو دارم پس تلاش میکنم و حرکت میکنم با ایمان و بقیه رو به خدا میسپارم به قدرته او میسپارم
خدابا اجابت خواسته های من برای تو چیزی نیست
اما منم باید تو را بخوانم و ایمان و توکلم رو به تو نشان دهم تا تو اجابت کنی
خدابا شکرت سپاسگزارتم برای تمام هدایت ها و الهاماتت
برای دستانه مهربانت که برام میفرستی
خدایا شکرت میگویم برای اینکه دلهای مردم رو برام نرم میکنی و همه از قدرته توست
من در برابرت تسلیمم و سجده شکر بجا میآورم
در پناه خداوند بزرگ و قدرتمند و مهربانم باشین
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته گرامی و دوستان عزیز
این فایل، نشانهی امروز من بود و بهصورت همزمان با جلسهی پنجم دورهی «همجهت» شنیده شد؛ جالب اینکه هر دو دقیقاً روی یک موضوع مشترک تمرکز داشتند.
اگر انسان بتواند از تکتک لحظات زندگیاش آگاهانه لذت ببرد و واقعاً در لحظه زندگی کند، ترس بهتدریج از بین میرود. مرگ، یک واقعیت طبیعی در این جهان مادی است؛ اما آنچه ما از آن میترسیم، خودِ مرگ نیست.
ترس واقعی زمانی شکل میگیرد که زندگی را زندگی نکرده باشیم؛
وقتی مسیری را که باید میرفتیم نرفتهایم،
کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام ندادهایم،
و تجربههایی را که باید میچشیدیم، به تعویق انداختهایم.
ما از این میترسیم که روزی برسد و بفهمیم قدر لحظاتمان را ندانستهایم. از این میترسیم که زندگی را تجربه نکرده، با حسرت از دنیا برویم. حتی اگر به هدفی هم برسیم، تا زمانی که از خودِ مسیر لذت نبریم، این ترس از بین نمیرود.
راهحل روشن است:
مسیر درست را انتخاب کنیم؛
مسیری که واقعاً از آن لذت میبریم، نه مسیری که دیگران تأیید میکنند.
از قضاوت مردم نترسیم و حسابمان را فقط با خداوند صاف نگه داریم.
این زندگی، زندگیِ ماست؛
و مسئولیتش هم با خود ماست.
باید برای خودمان زندگی کنیم، آگاهانه، شجاعانه و صادقانه.
خدایا شکرت بابت این آگاهیها
ممنون استاد عباس منش عزیز
به نام خالق هستی بخش
سلام به استاد عزیز، گروه تحقیقاتی و دوستان مهربانم
الان که دارم نظرم رو می نویسم برا بار سوم هست که این فایل رو گوش میکنم همچون بقیه باورهای که راجب موضوعات مختلف داشتم که حاصل دانسته های خانواده، معلمین و جامعه بودند اما شما چه خوب، به موقع و به این سادگی این باورهای مهلک، غلط و زشت گذشته ما رو با حرفاتون هدف گرفتین و منهدم کردین. هیچگاه نمی تونستم با خدا و مرگ ارتباط برقرار کنم و باورشون کنم اما فایل های 9 و 10 دوره عملی دستیابی به رویاها و این فایل یه جوری باورهامو شخم زدی که فکر می کنم جواب ابهامات زندگیم رو گرفتم.
راستش نمی خواستن نظر بنویسم و فکر می کنم هنوز درک این صحبتهاتون واسم سخت باشه(من، مهمانی، مرگ) اما دلم گفت برو بچه برو بنویس که امروزم خداوند از طریق استاد درهای حکمتش رو به روت باز کرد بدون اینکه نیاز باشه حتی یه مطالعه کوچولو داشته باشی خداوند امروز استاد رو فرستاده تا از طریق مطالعات گسترده ای که داشته و تجربیات فراوانی که دارد توانست یکی از آسیب پذیر ترین باورهای این جامعه و من رو به ساده ترین راه ممکن شناسایی و اصلاح کنه. خدایا ازت ممنونم بخاطر وجود استاد و دوستان مهربانم.
آقای امین هنر برادر بزرگوارم سلام
قلبتان راست گفت ، نشانه ی با خدا بودن همین احساس زیباست ، تجلی خدا در قلبتان مبارک
سلام استاد…ممنون بابت تمام انرژیتون تو سخنرانی که منو که کم حوصله بودم رو اینجوری شیفته و مشتاق کرده و در صورتی که من از تکرار بدم میاد بارها بارها فایل هاتونو گوش میدم و اولین دغدغه من در شروع روز اینه که فایلارو گوش بدم….استاد یه درخواست دارم…من خشمم رو نمیتونم کنترل کنم و زود به زود عصبانی میشم گاهی اوقات به شکل بدی بروز پیدا می کنه, البته فقط به خودم در واقع روحیه ام آسیب میزنه و ازین که زود عصبی میشم و صبرم کمه خیلی ناراحت میشم و خودمو سرزنش می کنم…میشه درباره اینکه چه باورهایی رو باید تقویت کرد که بتونم روی خودم و حرکاتم و ذهنم کنترل داشته باشم و بتونم حس اون لحظه رو عوض کنم…راه کارهای ده دقیقه و تنها شم و ….جوابگو نبوده… ممنونتون میشم اگه پاسخ منو بدید
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش
من کلا انسانی هستم که از بچگی یه حسی در درونم خدا رو قبول داشت ومیدونستم که زندگی اتفاقی وشانسی نیست ومطمئنا زندگی فراتر از افکار ماست ولی منبع مورد اعتماد وشفافی در دسترسم نبود که حس خوبی به من بده ولی حرف های استاد خیلی به دلم نشست
اره واقعا مرگ یه پلی هست که وارد دنیای جدیدتر یا همونی که قبلا اونجا بودیم
تنها مقاومت من وتمامی انسانها احساس میکنم نسبت به مرگ همون خوب زندگی نکردن وبه موفقیت وارزو هایشان نرسیدن باشه
من اولا ایمان دارم تا وقتی هدف دارم وفعالم پس کاری تو دنیا دارم وخداوند اجازه حیات رو به من میده اما زمانی که بترسم ونا امید باشم مثل فوتبالیستی که کم اورده وتمایل برای بازی بهتر نداره یا سرپیچی میکنه مربی اون رو از زمین خارج میکنه
پس ترس امروز من از مرگ همان نرسیدن به خواسته ها ورویاهایم هست نه خود مرگ
دوست دارم مثل استاد به رویاهایم برسم وتاثیری مثبتی در رشد جهان باشم ویه نسل خوب بعد از خودم بسازم که از من شروع شده
نسلی که قانون رو یاد گرفته وداره بهش عمل میکنه وثروت زیادی به جا بگزارم وبه قول استاد بعد مرگم بگن زیبا زندگی کرد ودنیا را جای زیبایی برای زندگی قرار داد
وبعد مرگ هم در جوار رحمت حق به اصل خودم باز گردم