جهان مانند آینه عمل می کند
این فایل فقط در قالب نسخه صوتی است.
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
این فایل صوتی ارزشمند، یکی از بنیادینترین اصول حاکم بر جهان هستی و رمز اصلی دستیابی به خوشبختی و موفقیت پایدار را آشکار میسازد: قدرت «کانون توجه» در خلق اتفاقات زندگی.
برخلاف تصور رایج که صرفاً «فکر کردن» را عامل تحول میداند، استاد عباسمنش با دقت و صراحت تبیین میکنند که این توجه ما است که در هر لحظه، با ارسال فرکانسهای خاص به جهان، واقعیت فردای ما را خلق میکند. زندگی ما نه با آرزوهای صرف، بلکه با ماهیت آن چیزی که دائماً کانون توجه ما قرار گرفته، شکل میگیرد.
زندگی ما را «توجه» ما به هر چیز، گسترش میدهد. این اصل، قلب تمام آموزههای استاد است. هر آنچه ما با فکر کردن، صحبت کردن، دیدن، یا نوشتن به آن توجه میکنیم، ماهیت آن را در زندگی خود افزایش میدهیم. این توجه، فرکانسی است که به جهان ارسال میشود و جهان، شرایط و اتفاقات همجنس با آن فرکانس را به ما بازمیگرداند.
- اگر توجه ما بر نکات منفی، گلایه، شکایت، و بدبختی باشد، حتی اگر آن توجه به یک موضوع خاص محدود شود (مثلاً یک خرابی کوچک در ماشین)، ماهیت و اساس منفی آن موضوع در آینده در قالب اتفاقات ناراحتکننده و مشکلساز بیشتری به زندگی ما دعوت میشود.
- اگر آگاهانه تمرکز خود را بر نعمتها، زیباییها، داشتهها، سلامت، امید، و موقعیتهای خوب بگذاریم، جریان مثبت و اتفاقات عالی را با سرعتی باورنکردنی به سمت خود جذب خواهیم کرد. نکتۀ حیاتی این است که این انتخاب، کاملاً آگاهانه و تحت کنترل ماست.
تمرکز بر نکات مثبت، بهترین شیوه برای بهره برداری از قدرت کانون توجه است. توجه به نکات مثبت یک نوع بیخبری یا سر کردن زیر برف نیست؛ بلکه یک انتخاب فرکانسی هوشمندانه است برای خلق آگاهانه زندگی. استاد با استفاده از تجربیات شخصی خود بیان میکنند که چطور با تغییر کانون توجه از یک فرد شدیداً منفینگر به کسی که تمرکزش بر زیباییهاست، حجم اتفاقات ناخواسته در زندگیشان از ۱ به ۱۰۰ یا ۱ به ۱۰۰۰ هم کمتر شده است. این تغییر در کانون توجه، نه تنها نگرش به مشکلات موجود را تغییر میدهد، بلکه اساساً از وقوع مشکلات بزرگ جلوگیری میکند.
تصمیم آگاهانه برای «روزه گرفتن توجه»:
استاد توصیه میکنند که در باب کانون توجه، مثل یک روزهدار عمل کنیم. همانطور که روزه، کلام و نگاه ما را پاک نگه میدارد، باید پیوسته مراقب باشیم که بر نکات مثبت هر موضوع یا اتفاق، تمرکز کنیم. حتی در شرایطی که به ظاهر ناملایمات زیاد است، همیشه نکات مثبتی برای سپاسگزاری وجود دارد که توجه به آنها، مسیر فرکانسی ما را به سوی بهتر شدن تغییر میدهد. در بدترین شرایط زندگیتان نیز، هنوز نکاتی هست که اگر نبود، اوضاع بدتر میشد؛ به آنها توجه کنید!
اهمیت احساس خوب به عنوان شاخص و قطبنما:
یکی از مهمترین و کاربردیترین درسهای این فایل، شناسایی احساس به عنوان یک مکانیزم بازخورد از سمت جهان است برای اینکه در حال جذب چه جنسی از تجربه ها به زندگی خود هستید.
- اگر احساستان خوب است، بدانید که تمرکزتان بر روی چیزهایی است که میخواهید و در مسیر درست آفرینش آگاهانه قرار دارید.
- اگر احساستان بد است (قلب گرفته و غمگین)، این نشانۀ واضحی از این است که توجه شما بر روی ناخواستهها و نکات منفی بوده است و بدین واسطه، اتفاقات نامناسب را به زندگیتان دعوت کردهاید. احساس بد، پیغامی الهی است که نشان میدهد از مسیر حقیقت و زیبایی دور شدهاید. با درک این موضوع، میتوانیم در کسری از ثانیه کانون توجه را تغییر دهیم.
ارتباط مستقیم تمرکز منفی با سلامت جسم: استاد عباسمنش تأکید میکنند که جسم ما یک بازتابگر بسیار سریع و دقیق از فرکانسهای ماست. به محض اینکه تمرکز بر روی نکات منفی، مشکلات و ناراحتیها قرار میگیرد، جسم فوراً واکنش نشان میدهد: درد معده، سردرد، گلودرد، سرفه یا بیماریهای جسمی خفیف. اینها همه پیغامهایی از طرف خداوند هستند که به ما هشدار میدهند از مسیر سعادت دور شدهایم.
توجه به این نشانهها و تغییر فوری کانون توجه، نه تنها در حوزه سلامت، بلکه در تمام جنبههای زندگی، ما را به بهشت دنیوی رهنمون میسازد. ما خودمان داریم تمام شرایط مالی، جسمی و ارتباطی خود را رقم میزنیم. جهان هستی مانند یک آینۀ مطلق عمل میکند که فرکانس را دریافت و دقیقاً همان را بدون تغییر، به صورت شرایط و اتفاقات همجنس، به ما بازمیگرداند. با تمرکز آگاهانه بر روی نکات مثبت، با قدرت میتوانید بهشت را در همین دنیا تجربه کنید. اگر میخواهید اتفاقات خوب در زندگی شما گسترش یابد، در مورد همان اتفاقات خوب صحبت کنید، بنویسید و توجه خود را بیش از پیش بر آنها متمرکز سازید. این قوانین، سنتهای بدون تغییر خداوند هستند که به راحتی قابل درک و استفادهاند.
این اصل بنیادین، به صورت مفصل در دوره قانون آفرینش آموزش داده شده است.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی جهان مانند آینه عمل می کند13MB14 دقیقه














به نام رب العالمین.
به نام یگانه خالقی که گفت بخوان با نام رب .
خدایا تو حرف هم می شوی، خودت بر قلبم و بر قلمم جاری شو.
سلام استاد و مریم خانم عزیزم و دوستان خوبم
امروز هدایت شدم به این صفحه، و به این عنوان. جهان مانند آیینه عمل می کند، نمی دونم چرا ولی توی جریان صحبت ها بهش می رسم.
امروز اولین روز سفرنامم بود، اولین هدایت، عزت نفس و بخشش دیگران. بخشش خودم وقتی یه جایی، یه روزی خطا رفتم. یه روزی به خودم و دیگری ناخواسته ضربه زدم.
تو فکرش بودم که این بخشش باید درونی و عمیق باشه . داشتم حس می کردم چقدر دارم نسبت به قبل سبک و سبک تر می شم.
هدایت شدم به یه آگاهی، به یه درک که جهان گذراست. هر لحظه در حال گذر و این که ما هر لحظه در حال خلق و گذریم.
در لحظه ی حال و این که چیزی به نام زمان وجود نداره.
من این مطالعات و درک هارو داشتم اما یه رمز داره، رمزش تو تکرار و تأمل و تفکره.
بارها به خودم گفتم در لحظه باش.
تا اینکه یه آیه منو به فکر فرو برد : و هو کل یوم فی شأن . او هر لحظه در کاریست. اینکه خدا خوابش نمی بره. اینکه هر لحظه در حال خلقه.
در حال گسترش و گسترش تا بی نهایت. اینکه نمون توی لحظاتی که ناخودآگاه و ناآگاهانه ناخواسته رو جذب کردی.
بیا تو مسیر و اصلاح مسیر کن. ببخش . هم خودتو هم آدماااارو. دوباره و از نو و آگاهانه خلق کن.
آدما همه نو وجهی دارن چون این قانون جهانه
چون قانون اینه : جهان با دید نظاره گر واکنش نشون می ده.
چون جهان مانند آیینه عمل می کنه.
قبل از این حرف یه نگاه به آیینه ی اتاقم انداختم. آیینه ی اتاقم هر دو سه روز یک بار غبار می گیره.
و اینکه جملات زیادی روش نوشتم .
از جمله : وعده ی خداوند حقه
خدا قسم خورده (چی از قسم خدا بالاتر)
جبر یا اختیار ؟!
همه چیز به سادگی و عزتمندانه درست می شه. (خودش قول داده و خداوند خلف وعده نمی کنه ، چه کسی از خداوند راستگو تر ).
اینارو نوشتم اما هر بار یه فوت می کنم به آیینه ک راحت تر خودمو توش ببینم.
این غبارا هر روز هست. و هر روز یه لایه ی نازک اضافه تر می شه و این کار منه که باید آگاه باشم و هر بار نه با فوت به تنهایی، بلکه با جون و دل تمیزش کنم و از نو جملات رو بچسبونم به آیینه تا عمیقا درک کنم : رمز در تکراره. رمز در تأمل و تفکره.
رمز اینه که همواره و همواره باید غبار رو از وجودم بگیرم تا نگاهم اونقدر شفاف و زیبابین باشه که جهان فقط زیبایی هاشو بهم هدیه بده. جهان فقط خوبی هارو بهم بده.
در اینکه همواره ایمان بیارم.
آیینه ی اتاق من، یه مثاله از آیینه ی وجودم. من با نگاهم به خودم در آیینه نگاه می کنم و با همون نگاه به خودم در جهان. (خودم رو و جهانم رو چطور می بینم؟! خودم و خدا رو کجای این جهان قرار دادم؟! بقیه ی آدما رو چطور؟)
یکم از خودم گله داشتم که ببین چند روز پیاپی خوب قرآن رو می خونی و تفسیر گوش می دی ولی بعد یه مدت رها می کنی. بعد دوباره می چسبیدم به قرآن و این روال ادامه داشت تا امروز.
امروز کاملا هدایتی به سوره ی علق هدایت شدم. اولین آیاتی که بر قلب پیامبر نازل شد.
کجا ؟! تو غار حراء
چطور ؟! با تداوم پاک کردن غبار ها.
تو چه مدت : طی چندین سااال. ۲۳ سال بر قلب پیامبر نازل می شد.
گفتم آخخ ببین ، قرآن اینطوری بر قلب پیامبر نازل شده و تو می خوای یک ماهه قرآنو تمام کنی؟! که چی بشه ؟! که بگی منم قرآنو خوندم ؟!
نه
آیه به آیه ، کلمه به کلمه رو بلید بهش فکر کنی.
یهو یادم به یه آیه افتاد که دو بار تو فاصله ی زمانی خاصی بهش هدایت شدم.
إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی «۱۴»
همانا منم اللّه، جز من خدایى نیست، پس مرا بندگى کن و نماز را بپادار تا به یاد من باشی
این روزا داشتم از خدا می پرسیدم خدایا چطوری باید به این گفته عمل کنم، چطور اخلاص داشته باشم، چطور این کاری که می گی رو انجام بدم. چطور تمام توجهم رو بذارم تا نگرانی ، ترس و … از من دور شه.
و بازم گفته شد : لیاقت ، ایمان.
آخخخ. خدای من.
الآن می فهمم که اون غبارها می تونه دوست نداشتن خود باشه حتی اگه به چشم نیاد، اون غبار ها می تونه از درونی ترین لایه ها باشه ولی نامعلوم باشن.
پیامبر امّی بود. نه پدری، نه مادری، نه حامی ای امااااا اونقدر توی دوست داشتن و پذیرش خودش قدرت داشت، اونقدر توی شناخت تو تشنه بود که همه رو می زنه کنار و یک ماه از سال رو به خلوت گاه عاشقانه با تو میاد. خیلی حرفه. می دونم درک عمیقی می خواد که هنوز جا دارم.
ولی درک می کنم که چطور با همین یه قدم برداشتن تو صدها قدم برمی داری وقتی امروز مشغول تو بودم، مشغول درک و نزدیک شدن به تو بودم، مشغول پاک سازی اون غبارها بودم کسی رو مأمور کردی که به من پیام بده و بخواد برای شغلم، کاری انجام بده که هیچ وقت به ذهنم نمی رسید. از کجا؟! کی ؟!
کسی که حتی یک بار هم رو در رو ندیدمش.
کسی که حتی فامیل منو نمی دونه.
کِی؟! زمانی که دست از نگرانی برداشتم و گفتم وعده داده، گفته تو به سمت من بیا، بقیه کارا با من.
خدیاا چی بگم. از دیروز که اون تعهد رو دادم نشانه ها و اتفاقت کوچیک کوچیک دارن دنبالم میان. بخدا هیچ کاری نکردم جز اینکه به نجواها اجازه ی تخریب ذهنم رو ندادم.
گفتم خدایا می دونم خودمم که تو رو به شکل نجوا، به شکل تضاد شکل دادم. خیالی نیست تو با منی و از حالا زیباتر هدایتم می کنی.
اومدم اینجا بگم : من سوره ی عَلَق رو دو سه بار خونده بودم، یکی دو بار هم تفسیر گوش داده بودم اماااا می خوام بگم : هر بار گفتم می دونم، می دونم، بعد فهمیدم اون می دونم گفتن ها همون مقاومت هایی هست که باعث می شه توی ناآگاهی و ندونستن بسشتر فرو بری… .
الآن عجله نمی کنم که قرآن رو زودتر تمام کنم. می ذارم قطره قطره ، آیه به آیه و کلمه به کلمه توی وجودم بشینه.
می ذارم قانون تکرار از سلول به سلولم رد شه و تشنه ی آیه و کلام بعدی بشه، بعد که تشنه شد هدایت می شم به سمت آگاهی و عمل بعدی.
حالا می فهمم که چرا یه روز یه دوست بهم گفت :
آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست.
اینو پارسال بهم گفت اما من فقط گفتم چه شعر قشنگی.
نگفتم چه درکی. و الآن می فهمم که چه درک ها از این یه بیت شعر باید دریافت کنم.
دیگه نمی خوام ذهنم فقط دنبال جمع کردن اطلاعات باشه. می خوام درک کنم، بعد عمل کنم.
نمی خوام یه فایل رو به عنوان موزیک آرامش بخش گوش بدم، از حالا می خوام یه فایل رو زندگی کنم.
یه آیه رو زندگی کنم. خودش هدایت می کنه.
می خوام بیشتر از اونچه که از بیرون منتظر باشم، از درون پُر بشم از حضور خدا و غرق بشم توی درکش. توی شناخت خودم و دوست داشتن خودم تا بیشتر به خدا برسم.
یه عالمه دفتر داشتم و همه تقریبا به نیمه رسیدن و همیشه می گفتم کی این همه دفتر داره ؟!
الآن می گم چقدررر کمه. خدایا بازم دفترای بیشتر بده که وقتی برای یه آیه، یه جمله، یه بیت شعر این همه درک و آگاهی پشتش میاد نیاز به نوشتن و تفکر کردن بیشتری هست.
دیشب اونقدر با این آگاهی ها در عشق غوطه ور بودم که : خانواده م از رفتن به دورهمی شون صرف نظر کردن تا منو با خودشون ببرن دور بدن و آب میوه مهمونم کنن. دورهمی که دست ازش کشیدم و غرق شدم توی عشق بازی با خدا
حالا خدا آدمای خوبشو سمتم فرستاده. و خدا به اونام پاداش داد، اینکه دیشب وقتی بیرون بودیم، خبر دادن که هیچ کی دورهمی نرفته. خدایااااا چی بگم از تشکر .
خدایا چطور عاشقت نباشم ؟!
خدایا عاشقانه می پرستمت و عاشقانه دوستت دارم.
استاد عزیزم و مریم خانوم نازنین و دوست داشتنی و دوستان خوبم خیلی دوستتون دارم و برای این سایت فوق العاده و سرشار از آگاهی ممنونم. هم از الله و هم از شما و از صمیم قلب، از ته دل هم برای شما و هم برای خودم زیباترین خیر ها و نیکوترین عاقبت هارو از خداوند طلب می کنم.
آرزو می کنم توی این ضیافت همیشگی و عشق بازی با خدا ناب ترین و زیباترین لحظات رو سپری کنیم و خواسته ها یکی پس از دیگری وارد زندگیمون بشن.
آرزو می کنم نور الهی بر تک تک سلول هامون بتابه و زنگار کینه و نفرت و خشم و گناه و هر آلودگی دیگه ای رو پاک کنه از وجودمون.
و یادمون باشه که ما تا زمانی که به خدا وصل باشیم، سعادت ، نیک بختی، حال و احساس خوب و سلامتی دنبالمون میاد و بزرگترین و عمیق ترین خواسته مون این باشه که خدایا : خودت لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه هدایتم کن به راه راست .به راه راست نعمت داده شدگان
خودت ایمانی بده که همواره دلم باهاش همراه باشه و یقین راستینی که همواره تو رو بخونم و همواره از خودت یاری بخوام.
قطره، دریاست اگر با دریاست
وگرنه قطره، قطره است و دریا، دریا
خدایا تنها تو رو می پرستیم و تنها از خودت یاری می خواهیم
یا رب
به نام رب
سلام دوست عززی
خوشحالم که کامنتم برای شما آگاهی دهنده بوده. خدارو صدهزار مرتبه شکر
دقیقاااا. درسته. ما فقط در ارتباط و وصل با خداوند هست که معنا پیدا می کنیم. بدون اون هیچ هیچیم.
ان شاالله همیشه و هر لحظه خدا مارو به راه راست نعمت داده شدگان هایت کنه. ان شاالله
در پناه حق