«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    214MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
    16MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مینو خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2381 روز

    به نام الله یکتا

    پیام روز سوم

    اعتماد به رب

    توحید رو در عمل نشون بدیم

    باید هر روز به خودم یادآور کنم

    که قدرت مطلق خداست واتصال ما با او دائمی است

    برگی بدون اذنش از درخت نمی افته وقتی پروردگار من رب العالمین الله نیروی برتریست که مدیریت جهان به دست اوست محافظ هر جنبنده ایست وبرگی بدون اذنش بر زمین نمی افته

    رابطه میان توحید عملی وقانون فرکانس

    احساس خوب برابر با اتفاق خوب وتسلیم بودن در برابر الله

    یعنی من اگه واقعا خداروباور دارم قدرتشو باور دارم باید این ایناروتو عمل نشون بودم وهر لحظه احساسمو خوب نگه دارم به وسیله کانون توجهم

    وتسلیم بودن وتوکل خودمو نشون بدم در هر شرایطی وهمیشه این جملات ناب خانم شایسته رو برای خودم تکرار کنم که

    استاد عباس منش به گونه ای ایمان به غیب را به من آموخته که بتوانم در شرایط نادلخوه‌، بی‌آنکه ایده‌ یا راه حلّی داشته‌باشم یا روی قول و کمک فردی بتوانم حساب کنم‌، به خود بگویم فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیست‌، من از درون خود را به آرامش می‌رسانم با این اطمینان و یقین که‌، محال است من به احساس اطمینان قلبی و آرامش برسم‌ و آن شرایط‌، هرچقدر هم نادلخواه‌، به نفع من تغییر نکند

    واقعا ایمان وعمل به این نکات زندگیمو گلستان میکنه

    واز این لحظه به بعد منی که هر لحظه با خدا حرف میزنم و واقعا در مسیر توحیدم

    میام تو عمل نشون میدم و هر لحظه با احساس خوبم با آرامشم تسلیم وتوکل به الله یکتارو نشون بدم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    زکیه گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    [ ] روز سوم:از امروز باید سعی کنی توحیدی باشی و توحید رو در عمل نشون بدی .یعنی به خداوند اعتماد کنی و فقط از خودش یاری بخای نه هیچ کس دیگه فقط روی خودش حساب کن ببین حضرت ابراهیم چقدر توحیدی بود بچه ی چند روزه شو با زنش تنها تو بیابون گذاشت و برگشت .که در نتیجه ی توکل اون حضرت شهر با عظمت مکه به وجود اومد اینه نتیجه ی باور به خداوند .

    یا بعد 20 سال دوباره برگشت تا فرزندشو قربانی کنه و اونجا خداوند براش قوچی فرستاد و دوباره از امتحان الهی سربلند بیرون اومد .

    یا از اتش نترسید و با منجنیق به داخل اتش بزرگ پرتاب شد درنتیجه ی توکل اون حضرت اتیش تبدیل به گلستان شد .اره اعتماد به خداوند حتی غیر ممکن هارو ممکن میکنه اتیش رو برات گلستان میکنه . از دل بدترین شرایط زندگیت بهترین شرایط و اتفاقات رو برات بیرون میکشه به شرط ایمان و اعتماد .من خودم این رو با تمام وجودم درک کردم و حس کردم و تو دل بدترین و سخت ترین اتفاق زندگیم بهترین اتفاق زندگیم برام رقم خورد و اون اشنایی با این مسیر زیبا و استاد عباسمنش عزیزم که حالا با عمل به اموزه هاش خیر دنیا و اخرت نصیبم میشه .

    یا از نمرود نترسید و رفت تمام بت ها رو شکست .چرا چون تماااااام توکلش به خدا بود و از هیچکس و هیچ چیز نمیترسید و میدونست هیچ کس و هیچ چیز توان مقابله با خواست فرمانروای کل هستی رو نداره.

    این ایه رو با تمام وجود درک کرده بود کیست که وقتی خداوند اراده کند کسی رو بکشه پایین بتونه بکشتش بالا و کیست که وقتی خدا اراده کنه کسی رو بکشه بالا بتونه بکشتش پایین .

    پروردگارا به ماهم ایمانی از این جنس بده

    ایمانی ابراهیم گونه

    که با تمام وجود تسلیم تو باشیم

    امین یا رب العالمین .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 2201 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    روز شمار روز سوم

    در روز سوم از شناخت خود و خودسازی به این جا رسیدم که حضرت ابراهیم با این همه ایمان به خدا و باور به خدا در زمانی که هیچ کس برای راهنمایی و الگویی تنها مبنای گرایش به خدایش از طریق تفکر کردن و دنبال اصل بودن خدایش را شناخت و خود خدا وجه زیبایی خود را ذره ذره نسبت به درخواست حضرت ابراهیم و توانایی درک او به او رساند.

    الان در زمانی زندگی می کنیم که برای ما از شناخت خدا هرآن چه که طلب کنیم هست . اما ایمان ما به رب و بعد ایمان به توانایی ما در چه حدی است؟

    آیا من می توانم در مورد خود از ترس های نالایقی های ذهنم رها شوم و به وجود بی نقص و پرقدرت خودم برسم و به خدا توکل کنم و راه و مسیر را به همراه حس خوب و شادی تنها از خودش طلب کنم و نترسم؟

    همان طور وقتی که برای ساخت خانه ویلایی ام وقتی که پل های پشت سرم رو خراب کرده بودم و نمی دانستم که چه کاری درست است آیا من زمینم را با توجه به تورم و گران شده تجهیزات ساخت خانه بسازم یا نه. مستقیم از خودش سوال کردم یادم می آید آخر شب وضو گرفتم و پای جا نماز نشستم و ازش سوال پرسیدم که خدایا تو بگو من چه کار کنم یه بار دوبار سه بار و …

    او پاسخ داد انقدر واضح که دیگر جای هیچ شک و شبهه ای نبود . خدا به من الهام کرد تو برو دنبالش و برو بساز من تمام قد پشتت هستم. خدا من رو هدایت کرد و من پذیرفتم

    در مدت کم تر از یک سال خانه ما به بهترین شکل خودش ساخته شد . با اینکه پول درشتی در دستم نبود مرحله به مرحله خانه ساخته شد .

    یادم میاد برای زدن کابینت های خانه اصلا قصد زدن آن را نداشتیم چون حسابی به ته رسیده بودیم و پولی نداشتیم آن موقع خیلی با خدا حرف می زدم و ازش مشاوره می گرفتم و اطمینان قلب می گرفتم ازش با آقایی که کار کابینت می کرد قبلا صحبت کرده بودیم که یه مقدار پولی برای شروع و بیعانه داریم اما اون پول خرج مخارج دیگه ای شده بود . خدا به دلم انداخت و من با اعتماد به نفس به همسرم گفتم برویم برای سفارش کابینت او به من گفت ما که پولی نداریم و من چون خدا اعتماد رو توی قلبم گذاشته بود و ما رفتیم و صحبت کردیم و قبل از قرارداد نوشتن ما گفتیم که ما هیچ پولی نداریم . اون بنده خدا مکثی کرد و گفت و باشه اشکالی نداره

    باورم نمی شد انگار مسخ شده بود انقدر کارش رو خوب و عالی انجام داد و مرحله ای پول گرفت که اصلا ما احساسش نکردیم .راجع به زدن کمد دیواری ها هم که باز دوباره چون پولی نبود اصلا روم نمی شد در موردش حرف بزنم خود بنده خدا گفت می گم نمی خواهید کمد دیواری ها رو براتون کار کنم ؟ منم سریع گفتم واقعیت می خواهیم کار کنیم اما پولش رو نداریم .

    به خدا قسم بنده خدا گفت مشکلی نیست هر وقت داشتید بدهید.

    و خیلی از موارد این شکلی دیگه..

    به خدا قسم وقتی فقط از خدا می خواهی فرقی نمی کنه چیه و امکانش وجود داره یا نه خودش برات فراهم می کنه به شرط ایمان به شرط باور به خدا فقط اینکه ما فراموشکاریم و یادمون می ره نتایج قبل چطور درخواست شده و انجام شده

    خداوندا کمکم کن فراموش نکنم کمکم کن سقوط نکنم من امید به فضل تو دارم

    می دانم ترس خود شیطانه از ترسم به تو پناه می برم من ضعیفم خودت می دانی اما به فضل تو امید دارم منو از ترس هام رهایم کن . بزار به تو نزدیک بشم من خوشبختی رو فقط با وجود تو دریافت می کنم .

    وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

    و این (خصلت و برخورد نیکو) را جز کسانى که اهل صبر و شکیبایى هستند دریافت نمى‌کنند، و این را جز کسى که داراى بهره‌ى بزرگى (از کمالات باشد) نخواهد یافت.

    من انسان ارزشمندی هستم که در مدار درک قران و خداوند و شناخت خودم هستم

    من انسان ارزشمندی هستم که به دنبال حقیقت وجودی خودم و رشد می گردم

    من انسان ارزشمندی هستم که دائم به دنبال تغییر و پیدا کردن راه حل برای مسائلم می گردم

    من انسان ارزشمندی هستم مانند حضرت ابراهیم مانند حضرت علی

    من انسان ارزشمندی هستم خدا در من حضور دائمی دارد

    من انسان ارزشمندی هستم خداوند مرا برای خطاهایم قضاوت نمی کند او بخشنده و مهربان است

    من انسانم می توانم خطا کنم اما نمی توانم از خودم و از خدایم ناامید شوم او بخشنده است من چه کاره ام که برای خودم خط کش بگذارم

    من ارزشمندم ارزشمندترین انسان اداره ام خانواده ام شهرم کشورم ارزشمندترین بنده خدا

    من اشرف مخلوقاتم من فوق العاده ام

    سپاس استاد دوستت دارم با عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مهشید گفته:
      مدت عضویت: 1947 روز

      سلام سپیده جان

      امیدوارم که خوب باشی عزیزم

      این فایل نشانه من بود و به کامنت شما هدایت شدم. چقدر لذت بردم از خوندن داستان ساخت خونه تون و به خصوص داستان کابینت ها و کمدهااا

      شگف انگیزه که اگر به خدا اعتماد و توکل کنیم، چه ناممکنهایی رو برای من ممکن میکنه… اون هم آنچنان ساده و بدیهی که انگار از اول برنامه همین بوده!

      و این کلماتت:

      وقتی فقط از خدا می خواهی، فرقی نمی کنه چیه و امکانش وجود داره یا نه… خودش برات فراهم می کنه. به شرط ایمان، به شرط باور به خدا. فقط اینکه ما فراموشکاریم و یادمون میره نتایج قبل چطور درخواست شده و انجام شده.

      خداوندا کمکم کن فراموش نکنم…. کمکم کن…. من امید به فضل تو دارم

      می دانم ترس خود شیطانه… از ترسم به تو پناه می برم. من ضعیفم، خودت می دانی. اما به فضل تو امید دارم. منو از ترس هام رهایم کن. بزار به تو نزدیک بشم. من خوشبختی رو فقط با وجود تو دریافت می کنم .

      در پناه عشق و نور خدا باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سپیده گفته:
        مدت عضویت: 2201 روز

        سلام مهشیدعزیز .

        ممنون از اینکه دیدگاه من رو خوندی و پاسخ دادی. خوشحالم از اینکه تونست اثر مثبتی در شما داشته باشه.

        دقیقا انگار همه چیز ایمان هست و تا زمانی که روی خود کار میکنیم سپر اعراض در برابر ذهن منفی ما فعال میشه تا بتونیم فرا از ترس هامون با آگاهی های جدیدمون قدمی برداریم. راهش کار کردن همیشگی روی خودمونه و یادآوری نتایج قبل و بستن ذهن منفی با منطق نتایج گذشته است. وگرنه مدام توی مغز میخونه که چی تو هیچ دستاوردی نداشتی تا به الان دیگه هم نمیتونی بدستش بیاری؟ و احساس پوچی به ما میده…

        شیطان همیشه وعده فقر و تنگدستی میدهد و خداوند همیشه وعده فراوانی و فزونی می دهد…

        در پناه خداوند باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1342 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این مسیر و بودن در مدار این آگاهی ها

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت اینکه هستی و خدایی می‌کنی

    پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش؟؟؟

    به چه شناختی و چه درکی انسان باید برسه تا رها از تمام وابستگی ها چاقو زیر گلوی فرزندش بزاره ؟؟؟

    چقدر من راه دارم برای رفتن ،ظهری داشتم با خودم حرف میزدم و نتایج عالیه پارسالمو از هر لحاظ داشتم مرور میکردم و دلیل اون نتایج رو داشتم به یاد می آوردم و به یاد می آوردم که از چه مسیری رفتم که همه ی زندگیم روال داشت جلو می‌رفت و آخرش فقط و فقط رسیدم به یک جمله گفتم که به اندازه ای که توحید رو درک کردم و به اندازه ای که در عمل اجراش کردم تونستم رشد کنم ،تنخا عامل موفقیت من اعتماد و سرسپردگی به رب بود که باعث شد نه به کسی باج بدم نه ترسی از چیزی داشته باشم و با قدرت و اعتماد به نفس جلو برم و تمام اون شهامت و شجاعتی که به خرج دادم همه و همه از طرف نیرویی به من عطا میشد که تصمیم گرفته بودم تا بهش اعتماد کنم و ذهنم رو کنترل کنم و روی هدایت های اون نیرو حساب باز کنم ، و این فایل رو که باز کردم که برای بار دوم استارت زدم روزشمار رو ،با خودم گفتم چه نشونه ای ،،،اول با خودم تو خلوت حرف زدم و به این نتیجه رسیدم که تنها عامل رشد من اعتماد به این نیرو بود و بعد فایل امروز رو باز میکنم و میبینم که بله به نتیجه ی درستی رسیدم و خدا به یاد من آورد ،خدا هدایتی کرد تا با خودم خلوت کنم و به این نتیجه برسم ،خدا هدایت کرد تا مسیر رو به یاد بیارم و من به یاد آوردم که تمام اون نتایج حاصل توکل بوده و همه ی اون موفقیت ها حاصل کنترل ذهن بوده و اینکه با احساس خوب هر لحظم خداوند رو اجابت کردم و نشون دادم بهش اعتماد دارم و اون هم به قول استاد هیچوقت بار من رو روی زمین نزاشته و از طریق بهترین ابزارهاش کارهای منو انجام داده .

    به قول خانوم شایسته عزیز اون آرامش شده در دلم ، عشق شده در روابطم ،مشتری شده در کسب و کارم وسلامتی شده در جسم و جانم به چه اندازه ؟؟؟به اندازه ای که باور کردم که تنها راه خوشبختی و سعادت همین مسیره و یاور کردم که خداوند اون چیزی رو برای من میخواد که من برا خودم می‌خوام و اومدم و باورهای مناسبی ساختم و به اندازه ای که روی این باورهام کار کردم خداوند منو هدایت کرده به سمت نتایج بهتر و بهتر و هربار نتایج من بزرگتر شده ، به اندازه ای که سپاس گزار خداوند بودم ظرف وجودمو بزرگتر کرده تا نعمت بیشتری توش جا بگیره

    من سپاس گزار این خداوندم که در این حد تمام و کمال قدرت خلق لحظه به لحظه مو به من داده و وظیفه ی من فقط کنترل ذهن و بندگی کردنه و وظیفه ی اون ارباب بودنه و کارها رو انجام دادنه ،

    به اندازه ای که سعی میکنم در احساس آرامش بمونم به همون اندازه دارم باورهای مناسبم رو تثبیت میکنم و در این فضا هر چقدر بیشتر بمونم ،نعمتهای بیشتری به زندگیم سرازیر میشن و این قانون خداونده .

    پس علت نتایج پایدار درک و اجرای توحید در عمل و مداومت در مسیر درسته ،

    خدایا شکرت که بهم یادآوری کردی و ازت می‌خوام تا همواره هدایتم کنی تابیشترو بیشتر توحید رو در عمل اجرا کنم ،

    خدایا به من قدرت سپاس گزاری بیشتر بده و منو خودت به خودت نزدیکتر گردان ،

    خدایا هدایت کن به راه آنان که به آنان نعمت دادی نه کسانی که برآنان غضب نمودی و نه (گمراهان)

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 933 روز

    به نام رب العالمین

    قدم های تکاملی من.قدم سوم

    درود بر استادان عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز و همگی دوستان توحیدی خودم

    برای هر انسان خداشناسی حضرت ابراهیم یک اسوه و نمونه کامل یک شخص توحیدی است. گافی فکر میکنم این انسان و این شخصیت چه ایمان قوی داشته

    و چه تسلیم بودنی که پس از سالها که پسرش را میبیند امده که او را به قربانگاه ببرد. اما خیلی از ما به فرزندان خود .یا مثل من به خانواده خود وابسته هستیم. یا به شهر خود یا کشور یا حتا به چیزهای کوچکتر از این مثلا من حتما باید اینجا بخوابم من باید این کار را بکنم و تکیه گاهش پوله یا انواع اقسام وابستگی ها… من چند روز دارم این سوال و چراها را میپرسم و جوابش را در وابستگی ها دیدم .

    این در ناخوداگاه و برای من باور شده .برای همین محدودیت ایجاد کرده و ان چیزی که میخوام نمیشه چون با خواسته در تضاده و پشتش ترس و شرکت هست .

    به قول استاد بهترین شکل حمایت از بچه ها اینه که ازشون حمایت نکنیم و سوال از خودمون بپرسیم از خودمون تا جوابش را پیدا کنیم

    امروز یکی از بهترین روزهای زندگیم و کارها بی نهایت لذت بخش پیش رفت انقدر که حس میکنم من پادشاهی کردم چون قبلش از خدا هدایت خواستم و فکرم را خاموش کردم و گفتم نمیدونم خودت درست کن و هرچی پیش بیاد همون خوبس و توجهمو دادم به زیبایی ها .من حالا شاید یه اپسیلون امروزدرک کنم که تسلیم چیست ؟ ولی موقعی که ذهن این بدن را در اختیار گرفته با تجربه های خودش خیلی کارها سخت و پیچ خورده وسخت شده . ذهن یعنی نگاه به گذشته .یعنی محدودیت . یعنی ترس. یعنی دایره امن .

    استاد با طرز فکر ایمان خودش با بچه کوچک اومد تهران و خودش را طی تکامل به این جریان سپرد و خداوند زندگیش را برکت داده.

    توی حرف خیلی اسونه ولی من باید کار کنم و این روند را تکاملی طی کنم . تفکر اساس درکه اولین پله است بعد میتونی باور بسازی

    خداوند خودش ما را هدایت کنه .غیر از خداوند تکیه گاهی نیست . همین هم تکامل داره

    پیام ابراهیم برای من قربانی کردن نفس هست .

    گر به تیغت می‌زند گردن بنه تسلیم را

    که آتش نمرود گلشن گشت ابراهیم را

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1553 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تسلیم بودن به معنای رها کردن و سپردن خودمان به خداوند است و ایمان داشتن به این که خداوند از ما حمایت و به ما کمک خواهد کرد نمونه ی یک انسان کامل در قرآن حضرت ابراهیم است و همه ی ما راهی طولانی در پیش داریم تا شخصیتی مانند حضرت ابراهیم داشته باشیم

    تسلیم بودن و ایمان داشتن به این معنا است که ما باور داشته باشیم خداوند همواره به ما کمک می کند و شرایط اتفاقات و افرادی را که دستان او هستند را به زندگی ما وارد کرده تا مسائل ما حل شود این باوری است که باید در ذهن خود ایجاد کنیم.

    اگر می خواهیم موفق باشیم باید در مقابل خداوند تسلیم و ایمان داشته باشیم که هدایت خواهیم شد و مورد حمایت پروردگار هستیم خداوند بی نهایت دست برای کمک به ما دارد نشانه ی تسلیم بودن و ایمان داشتن به خداوند این است که: احساس خوب داشته باشیم. زمانی که تسلیم و ایمان داشته باشیم که خداوند خیر و خوبی ما را می خواهد و ما را به مسیر درست هدایت خواهد کرد و ما را تنها نخواهد گذاشت که احساس خوبی داریم و پیش می رویم و حرکت می کنیم نا امید و خسته نخواهیم شد ترس ها ما را احاطه نخواهند کرد و با شجاعت حرکت می کنیم و با حرکت خداوند به ما برکت می دهد ما تسلیم امر پروردگار هستیم و هر اتفاق به ظاهر بد حتما برای ما خیری در پی دارد باید نسبت به اتفاقات تسلیم باشیم.

    در مورد حضرت ابراهیم مطالعه کنیم شخصیت برجسته و متفاوتی است اگر حضرت ابراهیم توانسته به این مقام برسد ما هم می توانیم همیشه از خداوند طلب هدایت و حمایت کنیم.

    از خداوند درخواست کنیم ما را هدایت کند تا بتوانیم پا در دل ترس های خود بگذاریم و حرکت کنیم و ایمان داشته باشیم الله ما را حمایت خواهد کرد با توکل و ایمان به خداوند همیشه موفق خواهیم شد به بهترین شیوه و روش و با کمک دستان خودش خداوند همواره به ما کمک کرده است.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    Gol Sabry گفته:
    مدت عضویت: 991 روز

                 (به نام خداوند رحمان ورحیم)

    روز سوم از روشمار تحول زندگی من.

    روز سوم از یک قدم رفتن به جلو برای رسیدن به آرزوهام.

    فایل اعتماد ابراهیم به رب در قربانی کردن فرزندش.

    سلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربان ودوستان  همفرکانسی این فایل رو قبلا گوش کرده بودم اما اینبار یک موضوعات انگار جدیدی داخلش بود منم  یک پسر دارم دوساله است و واقعا دوستش دارم

    بریدن سر که بماند به جا حتی حاضر نیستم یک خارتو دستش بره چقدر حضرت ابراهیم شخص بزرگی بود وچقدر با ایمان بود من تو این فایل آموختم که ایمان به خدا حد واندازه ندارم چقدر وقتی درمورد تسلیم بودن صحبت کردیم اشک از چشمام ریخت من یکی که واقعا مشرک بودم خدا چقدر عاشق ما است چقدر عاشق من است اما من از کوچکترین چیز ها میترسیدم  از حرف مردم میترسیدم. از رفتار مردم میترسیدم از این میترسیدم که زندگی مو خراب کنن در حالی که از این موضوع آگاه نبودم که خودم خالق زندگی ام هستم ونه هیچ کس دیگر وخدا خالق من است خدا رزاق است خدا رحمان ورحیم است او ذاتی بی نهایت مهربان است او ذاتی است که اگر باورش کنم دنیایم را متحول میکند چقدر من این سالهای زندگی ام را با شدک گذراندم از پدر بترس. از برادر بترس از فامیل بترس از آشنا بترس از همه میترسیدم واونارو برای خودم بزرگ کرده بودم. خدایا من را ببخش .

    و خیلی سپاس گذارش هستم بعد از 22 سال به من مسیر درست را نشان داد واین نشانه عشقش به من هست اون عاشق من است چون من رو درمسیر درست قرار داد کسانی هستند که با همین شرک ها وبی ایمانی ها با دنیا میان واز دنیا میرن اما از قوانین با خبر نمیشن و دنیایشان را خود از بین میبرند اما من با قوانین آگاهم و این از فضل خداوند است که من را لایق این مسیر دانستم.

    از این فایل زیبا آموختم

                        ترس=شرک

    نباید بترسم از هیچ چیزی وباید تسلیم خدا باشد اگر تسلیمش باشم مطمئنن همه اتفاقات زندگی ام به خیرم خواهد بود و در دنیا وآخرت خوشبخت خواهم بود 

                 تسلیم بودن=احساس خوب

    تمام قوانین به همین ختم شده احساس خوب باید از این به بعد هیچ چیز باعث نشه من احساسمو بد کنم ویا بترسم چون از خدا دور میشم .

    اینقدر که من سر نماز وروزه پایبندی میکنم بیشتر  باید روی احساس خوب و باور به خدای بی نهایت مهربان پایبند باشم وایمانم را قوی تر کنم.

    نگران فردا نباش واز لحظه لذت ببر هر زمان ذهنت را خالی کنی زندگی لذت بخش تر میشود

    تشکر از استاد عزیز وازدوستانی که کامنتم را خواندن

    وتشکر از خدایی که من رو در مسیر هدایت قرار داد ومن رو لایق این مسیر دانست خدایا شکرت

    إِیَّاکَ نَعۡبُدُ وَإِیَّاکَ نَسۡتَعِینُ

    [پروردگارا!] فقط تو را مى پرستیم وتنها از تو یارى مى خواهیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1063 روز

    به نام خداوند مهربانی وعشق وارامش.

    سلام به استاد به مریم عزیز و به همه همسفران.

    خدایا هزاران بار شکرت برای قدم گذاشتن در این مسیر.

    روز سوم سفرنامه

    دراین سفر اموختم خودم رو لایق بدونم لایق همه خوبیها همه زیبایی ونعمتها عزت نفس داشته باشم من بنده خداوند هستم خدایی که نقصی در او راه نداره وبعد اموختم زندگی هر کس در دستان خودش هست وبه وسیله فرکانسهاش زندگیش رو می سازه هیچکس قادر نیست حتی به اندازه زره ای تاثیری در زندگی دیگران بگذاره.

    قدرت از ان خداست واو زندگی رو به دست فرکانسهای ما سپرده.

    وحالا امروز از ابراهیم می اموزم ابراهیمی که اسوه حسنه هست وبه قول استاد رفیق جون جونی خدا.

    مگه ابراهیم چیکار کرد که شد اسوه حسنه؟

    او به خدا اعتماد کرد او خدا وقدرتش رو باور کرد باور کرد خدا محافظ ونگهبانش هست هر چی الهام شد عمل کرد ونترسید چون خدارو داشت.

    زن وبچه رو در بیابان رها کرد چون خدا گفت اعتماد کرد نترسید چون می دونست اگه خودش کنار انها نیست عوضش خداوند قدرت مطلق جهان مواظبشون هست پس سپرد رها کردو رفت سر وابستگیها رو برید و خداوند هم چه خوب مراقبت کرد طوری که ابراهیم قادر نبود ابراهیم اعتماد داشت وجواب گرفت.

    بهش گفت سر بچه ات رو ببر رفت که این کار رو هم بکنه چون او به خدا اعتماد داره می دونه خداوند جز خیر براش نمی خواد پس هر چی می گه گوش می کنه ناله نمی کنه می دونه خدا بهتر از خودش می سازه.

    ابراهیم تسلیمه ابراهیم اعتماد داره هر چی خدا می گه اون می گه چشم.

    پس درس امروز توحید عملی هست اگه می گی ایمان داری پس عمل کن بده دست خدا وبرو .

    خدایا شکرت که تو رو پیدا کردم ورها کردم خداوندهای دروغین رو.

    خدایا کمکم کن در این مسیر ابراهیم گونه قدم بردارم.

    استاد ومریم عزیز سپاسگذارم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به استاد مهربان

    یکی از بهترین و مهمترین فایل هایی است که تا به اکنون از این سایت من شنیده و دیده ام

    این فایل برای من یک درس توحیدی دارد

    همیشه و همیشه اگر خدای خودم را می بینم و نام او را می برم و از او کمک می خواهم پس باید بی هیچ عذر و بهانه ای دل به او بسپارم و روند امور کارهای خودم را به دست او بسپارم

    باید و باید به او اعتماد کنم

    ایمان خودم را به او نشان بدهم و در این راه از او کمک بخواهم دیگر دل به غیر از خدای خودم نسپارم

    نشانه این نشان دادن ایمان خودم به خدای مهربان در این است که

    تسلیم او باشم

    همیشه شکرگزار او باشم

    همیشه دل به او بسپارم و از کمک بگیرم

    همیشه دنبال حال خوبی ها باشم

    همه اینها در کنار هم برای من این را در بردارد که هدایت خدای مهربان همیشه برای من به وجود خواهد آمد و من را به جلو خواهد برد

    چقدر این حال خوب برای من لذت بخش است

    چقدر این حال خوب برای من زیبا و عالی است

    نشانه تسلیم بودن آرامش است

    سپاس از خدای ممکن ها

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1415 روز

    سلام استاد نازنینم؟

    این فایل مناسب همین امروزم بود و خدا درس بزرگی بهم داد

    چقدر میتونم مثل ابراهیم باشم؟ من حتی میتونم یک هزارم مثل اون عمل کنم؟ امروز فهمیدم هنوز نتونستم

    امروز رفته بودم ارایشگاه و دوقلوهام خونه پیش باباشون بودن از اول اینکه رفتم مدام استرس و دلشوره بچهارو داشتم همش احساسم بد بود که بچهارو تنها گذاشتم رفتم به خودم برسم احساس گناه داشتم که بچهام خونه موندن شوهرم خونه مونده و همش میخواستم زودتر تموم بشه و من بیام خونه

    چقدر باورهای اشتباه دارم که امروز فهمیدم

    باور دارم زن و مادر خوب کسیه که اصلا به فکر خودش نباشه و تمام و کمال در اختیار بچه و همسر باشه

    باور دارم مادر خوب مادریه که همش بچسبه به بچهاش و ثانیه ای تنهاشون نزاره

    باور دارم مادر خوب فقط باید به فکر شوهر و بچه باشه و به خودش اهمیت نده

    باور دارم مادری که به فکر خودشه و مطابق میل بچه و شوهر رفتار نمیکنه مادر خوبی نیست

    جالبه همین باورو نسبت به مادر خودمم دارم

    من باورهای جاهلانه زیادی دارم بعضی باورام در حد پیرزنهای عهد بوقی تو روستاهاس انگار نه انگار من یه زن مدرن دهه هفتادی ام و هنوز سی سالمم نیست

    خدایاشکرت که فهمیدم و حالا از دوستان میخوام بپرسم چطور این باورهارو تغییر بدم؟ چطوری روشون کار کنم ممنون میشم دوستان گلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      اقلیما احسانی گفته:
      مدت عضویت: 1842 روز

      سلام دوست خوبم .

      به نظرم در قدم اول خوشحال باشید که باا خودتون صادق هستین و تونستین باورهای اشتباهتون رو تغیر بدین . چیزی که موقع پرسیدن سوالتون درونم بهم گفت این بود که خودتون رو دوست داشته باشین و برای خودتون ارزش قایل بشین .وقتی حس دوست داشتن خودتون تو وجودتون قوی تر بشه احساس گناه کمتری نسبت به کارهایی که برای خودتون انجام میدین دارین . اگر فرزند و همسر شما حق زندگی دارین . شما هم حق زندگی دارین .

      شاد و سلامت باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: