«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    214MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
    16MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حجت نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 718 روز

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است ومهربانیش همیشگیست

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز

    وسلام به هم فرکانسی های عزیز دلم

    خیلی خوشحالم که در کنار استاد وخانم شایسته و بچه های هم فرکانسی هستم

    حقیقتا من یک سال نیم هست که با استاد آشنا شدم اصلا آشنا شدن من هم خودش یک معجزه بود ما از شهرستان بلند شدیم با همسر عزیزم رفتیم تهران برای کار بعد اونجا من به شکل معجره آسایی با استاد آشنا شدم یک بنده خدایی یک فایل تو روبیکا به من داد گفت گوش کن

    منم گوش کردم واز همون جا بود که تویی ذهنم جرقه خورد که این مسیر رو دنبال کنم

    خدارو صدهزار مرتبه شکر که توی این مسیر هستم و دارم رشد میکنم

    من تا الان نتوانستم محصولی تهیه کنم از سایت فقط همین فایل های دانلودی رو دارم گوش میدم و خیلی نتیجه گرفتم

    من کار ساده ساختمان بودم درآمدم 9تومان تا 12تومان بود که از موقعی که با استاد عزیزم آشنا شدم درآمدم 10برار شده به مسیر بهتری هدایت شدم کار خودمو دارم و خدارو صدهزار مرتبه شکر

    واما روز شمار تحول زندگی

    من الان دو شبه میخوام رد پایم رو بزارم نمی‌دونم چرا نمیگذاشتم ولی الان که استاد از تسلیم بودن حضرت ابراهیم صحبت کرد منم گفتم بزار رد پای بزارم

    همون جوری که استاد عزیز فرمودند خداوند در قرآن ابراهیم رو اینجور توصیف می‌کنه که میگه (پیرو آین ابراهیم باش که او موحد بود و مشرک نبود ) ماهم باید ابراهیم گونه عمل کنیم ابراهیم پر تمام آزمایش های پروردگار پیروز شد

    از خداوند درخواست دارم که در مسیری که داریم میریم مارو به لطف خودش ثابت قدم نگهداری ومارو در تمام مشکلات پیروز کنه

    فقط خواستم رد پاهی از خودم گذاشته باشم که بعد که دوباره رد پایم رو میبینم به خودم یادآوری کنم بگم حجت اون روز این بوده رد پایت الان ببین چقدر رشد کردی (خدایا بخاطر سلامتی که دارم که میتوانم بنویسم و ببینم ازت خیلی ممنون وسپاسگزارم و بابت حضورت در زندگیم که موجب عشق و آرامش و برکت و ثروت شده است

    و بابت حضور استاد عزیزم وخانم مریم شایسته عزیز که این همه آگاهی هارو به ما یاد میدم )

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدا یار و نگهدار شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه‌ی عزیزانم

    (گام سوم روز شمار تحول زندگی من )

    خدایا شکر که بازهم فرصتی بهم داده شد تا کامنتی بنویسم و ردپایی به جا بذارم

    ــ خدایا شکر بابت الگوهای بزرگی که داشتیم و داریم میبینیم و میشه ما هم مثل اونا باشیم الگوهایی مثل حضرت ابراهیم ،حضرت محمد،استاد عباسمنش ،انیشتین و…

    ــ خداوند پاسخ میده خداوند به ایمان ابراهیم پاسخ داده خداوند به اطمینان ابراهیم پاسخ داده خداوند به عمل ابراهیم پاسخ داده ،پاداش داده به خاطر همین یه جوری از حضرت ابراهیم در قرآن صحبت می‌کنه که انگار رفیق صمیمی خداست چون ابراهیم خوب عمل کرده چون مطیع و تسلیم خداوند بوده و اطاعت امر کرده و البته که میدونسته همه چی به نفعش پیش می‌ره و نتیجه اش این شد که در دنیا الگوی توحید شدن و در آخرت هم که خدا میدونه در چه جایگاهی باشه .

    ــ با این همه توضیحی که استاد در مورد دوست داشتن بچه ها دادن و اینکه خودشون هم حاضرن به خاطر بچشون جونشون را بدن و افراد به خاطر بچه هاشون چه کارهایی میکنن میرسیم به این که ابراهیم دیگه کیه ؟؟وقتی فهمید باید باید بچه ی شیرخوارشو با همسرش در بیابان تنها بذاره به خدا اطمینان کرد و رفت و این که می‌ره یعنی می‌دونه که خدا بقیه کارها را واسشون انجام میده و ابراهیم تسلیم بوده و می‌دونه که خدا حمایتش می‌کنه . بعد از 20 سال برمیگرده پیش بچش تا ماموریتی که خداوند بهش داده را انجام بده و پسرش را در راه رب قربانی کنه .

    ــ تسلیم بودن : به این معناست که من رها میکنم و میسپرم خودم را به خداوند و خداوند حمایتم می‌کنه و کمکم می‌کنه خداوند هدایتم می‌کنه خداوند مسیر بهم نشون میده خداوند همیشه همراه من و مسیر درست بهم میگه و وقتی میدونم خداوند پشتیبان من دیگه حالم خوبه و نشانه ی ایمان و تسلیم بودن احساس خوب و این احساس خوب اتفاقات خوب رقم میزنه حرکت میکنم و خداوند بهم برکت میده خداوند پشتیبان من و با شجاعت قدم برمیدارم و به دل ترس ها و توهمات میرم .

    ((خدایا خودت کمکمون کن تا در این مسیر باشیم .))

    ــ نکته ی بسیار مهم: اگر یه آدمی در جهان تونسته یه کاری را انجام بده پس ما هم میتونیم و اگر حضرت ابراهیم تونسته به این مقام برسه ما هم میتونیم اگر حضرت ابراهیم تونسته انقدر رو خودش کارکنه ما هم میتونیم ،اگر استاد عباسمنش تونسته به این شرایط برسه ما هم میتونیم

    ــ خدایا حمایتم کن هدایتم کن تا منم ابراهیمت باشم .

    آفرین به خودم که در حال پیشرفت و یادگیری و بهبود هستم و با همین شرایطی که دارم کافی و ارزشمندم

    خداجون سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    موسی شهلی بر گفته:
    مدت عضویت: 480 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم مریم شایسته

    اعتماد به رب همه چیز و حلال همه مشکلات است..

    امروز خواستم که خلوت کنم طبق گفته ی أستاد گاهی وقتا برای خودتان ی وقتی بزارید و در مورد خواسته هاتون تفکر و تمرکز کنید .. رفتم.. یه مسیر تقریبا 30 کیلومتر از محله ی مون فاصله داشت.

    در این مسیر رفتن همه‌ش در حال تجسم خواسته هام بودم…

    نرسیده به مقصد موتورم یه لحظه متوجه شدم دیدم که موتورم پنچره

    یه لحظه ذهنم شروع کرد به نجوا ها ی شیطانی

    ( در کل جای که من رفته بودم نه خونه ای بود ی جای تفریحی بود. ) الان اینجا کسی نیست.. تیوپ موتور همه کاملا از بین رفته.. از این حرفا… ولی من سریع ذهنمو تحت کنترل خودم گرفتم… با این جمله( الخیر فیما وقع). رفتم کنار آب شروع کردم به گوش دادن صدای آب… خیلی قشنگ بود..

    بعدش رفتم زیر درختی با آرامش کاملی درآز کشیدم

    در همین لحظه متوجه ی فردی شدم… داشت گوسفندان خودش را برای سایه آورد..

    یه لحظه بیاد سخن أستاد افتادم که درخواست کردن از کسی چیز بسیار خوبی است… اگه بتواند خواسته ی شما را برآورده می‌کند وگرنه شما راهنمایی میشوید

    صداش زدم… بعد پرس وجو… گفت دو روز است که من و پدرم گوسفندان را آوردیم همینجا وصبح پدرم رفت برای شهر تا موتورش را درست بکنه تو اگه چیزی نیاز داری برو بالای اون کوه و براش زنگی بزن… من رفتم زنگ زدم دیدم گوشیش خاموش است. براش پیامی زدم…

    بعد من رفتم با آرامش کامل تفریح کردم داخل آب رفتم خواسته هامو تجسم کردم..

    دفترمو برداشتم… ایده هایی ک به ذهنم می‌رسید می‌نوشتم… بعد برگشتم… اومدم پسره منو به جایی که استراحت می‌کرد برد برام هنداونه آورد.. بعدش غذا. بعدش چای آتیشی آورد… در کل خیلی کیف کردم… بعد بهم گفت راستش ی تیوپ هست ک ریز پنچری داره.. کمی استراحت کردم..

    رفتم لاستیک موتور را باز کردم.. پسره را صدا زدم تیوپ را آورد.. بام کمک کرد درستش کردم..

    همینکه درست شد پدر پسره اومد… ازش تشکر کردم…

    گفت پیامت رسید برات تیوپ نو گرفتم… گفتم بزارش نیازت میشه… گفت من واسه تو خریدم… دادش به من و گفت پولی هم ازت نمیخوام… ازش تشکر کردم و برگشتم به طرف خونه..

    خدایا هزاران با شکرت…

    امروز واقعا یه روز عالی وبا حس قشنگی بود..

    واقعا زندگی ما ساخته افکار ماست…

    هر شخص سازنده ی زندگی خودش است…

    واقعا قانون عمل میکنه..

    با پنچر شدن موتورم ظاهر ی چیز خرابی بود..

    ولی با کنترل ذهنم همه چیز را واسه خودم زیبا خلق کردم.. از اون چای آتشی از اون هنداونه که در اون بیابان.. و اینه دقیقا پدر اون پسر همون روز رفته بود به شهر… واون تیوپ دسته دو م که داخل لاستیک موتورم کردم.. وتیوپ نو که بصورت هدیه بهم رسید..

    همه اینها نتیجه عمل به قانون است نه فقط دانستن…

    خدادایا هزاران بار شکرت

    موسی شهلی بر از بلوچستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فاطمه اقبالی گفته:
    مدت عضویت: 630 روز

    به نام خدای راحتی ها:

    ردپای من در روز شمار تحول زندگی من روز سوم

    (اعتماد رب)پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش مقام حضرت ابراهیم در قران به عنوان یک فرد خاص،اسطوره،الگو،بارها و بارها تکرار شده به مقام خلیل الله رسیده خداوند در قران گفته پیرو ملت ابراهیم باشید که او موحد و مشرک نبود

    حضرت ابراهیم وقتی فرزندش به دنیا میاد در حالی که یک کودک شیرخواره چندروزه بود و یک ماموریتی رو دریافت میکند از طرف خداوند بچه رو به همراه هاجر وسط کویر رها میکند و می رود

    خیلی از ادما هدف و زندگی کل ماموریت زندگیشون شده بچهاشون و هیچ هدفی برای خودشون ندارن

    بهترین حمایتی که از بچهامون میکنیم اینکه حمایت نکنیم

    با این شرایط ببنیم ابراهیم کی بود وقتی احساس کرد که باید ماموریت بره بچه رو تنها گذاشت فقط یک درخواست از خدا کرد خدایا مردم رو دور اینا جمع کن که اینا تنها نباشن و باور داشت و تسلیم بود و این باوری که خدا حمایتش میکند و بعد از 20سال بر میگرده نه اینکه قربون صدقه بچه بره

    خوابی دیده که باید سر بچه رو ببره بر میگرده پ میگوید میخواهم قربانیت کنم در راه خداوند

    تسلیم یعنی رها کنم خودم را من خودم را میسپارم به خداوند و من ایمان دارم که خداوند هدایتم میکند

    من تسلیم امر پروردگارم اگر اتفاق بدی برام بیفتد نمیرم 10سال عذا داری کنم و خود کشی کنم اگر عزیزیو از دست دادم زندگیمو از دست نمیدم

    حتما خوب بوده من تسلیم امر خداوند هستم پ ابن اتفاقات جزئی از طبیعت هست اینکه عزیزمو از دست بدهم و تسلیم هستم نسبت به اتفاقی که برام رخ میدهد

    خدایا تو تنها مالک و صاحب اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    خدایا هر خیری به ما میرسد از جانب توست

    و هر شری که به ما میرسد از جانب خودمون هست

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    آرامش ماندگار گفته:
    مدت عضویت: 213 روز

    سلام درود خدا. بر شما. استاد عزیز و خانم شایسته وبچه های سایت. استاد عباسمنش

    ردپای از. سفر. عاشقی روز سوم

    با کار روی ذهنم وتمرکز روی خواسته هام. و احساس ناب. سپاسگزاری. از الله. بابت. کوچکترین. زیبایی های زندگیم

    دیروز. برنج میوه پاییزی. و سبزی کوکو. و اسفناج رو اگر دوستان بدونید. چقدر زیبا جذب کردم. از تک تکشون عکس گرفتم و. داخل گروه سپاسگزاری گذاشتم. آنقدر. زیبا وارد. خونمون شدن. با دیدن شون با خدا عشق بازی می‌کردم

    من. هر شب به بابا ی قدرتمندم نامه می‌نویسم وتک تک خواسته هامو. میگم بهش میگم من به.

    کسی رو نمی‌دازم وبابا من که تیز هوش نیستم خودت بده. من هیچی بلد نیستم. و ازش میخوام به طرف خواسته هام. منو هدایت کنه.

    انقدر زیبا باهام صحبت میکنه. که. عشق میکنم

    وای. چقدر زندگی زیباست. چقدر خدامون قدرت داره. فقط کافیه. عاشقانه بخوای

    با خوراکی ها دیشب عشق بازی می‌کردم. رفقا منتظر م باشید فردا. میام با کلی معجزه ی عاشقی دیگه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    محمدصادق امام بخش زاده گفته:
    مدت عضویت: 1846 روز

    سلام

    آنچه از این فایل دریافت کردم این هست که ابراهیم چقدر تسلیم بود که وقتی ماموریتی دریافت کرد از طرف خداوند بچه و همسرش رو وسط بیابان بی آب و علف مکه رها کرد و رفت سراغ ماموریتی که خداوند بهش داده بود. یعنی انقدر ایشون تسلیم خداوند بوده، از طرف دیگه وقتی برمیگرده پیش بچه اش پس از سالها نمیره که قربون صدقه اش بره و میگه اومدم قربانیت کنم در راه خداوند به خاطر خوابی که دیده ام و تسلیم بودن ابراهیم در برابر خداوند انقدر بوده که خاطر بوده به خاطر صحبت های خداوند بچه اش رو قربانی کنه و این ماموریت سخت رو انجام بده. این صحبت ها در مورد ابراهیم به این معنا نیست که ایشون عشقی نسبت به همسر و فرزندش نداشته و بی مسئولیتی کرده یا هر چی .. موضوع اینجاست که ایشون انقدر به خدا ایمان داشته که به الهامات بسیار غیرمنطقی ای که میشده هم به خاطر اون ایمان و تسلیم بودنش در برابر خداوند عمل میکرده.

    کاری که ما باید بکنیم این هست که ایمان داشته باشیم به خداوند و تسلیم او باشیم. الهامات و هدایت هایی که بهمون گفته میشه و ایمان داریم از سمت خداوند هست رو با قدرت انجام بدیم و بریم تو دل مسائل و مشکلات و ایمان داشته باشیم که حل میشن و خداوند هدایت میکنه و مسائل حل میشوند.

    اگر لازم هست مهاجرت کنیم خب مهاجرت کنیم. اگر لازم هست شغلمون رو عوض کنیم خب عوض کنیم. اگر لازم هست دنبال راهکار مناسبی برای پیشرفتمون باشیم خب انجام بدیم و بریم تو دلش اگر ایمان داریم که خداوند هدایتمون میکنه و راهگشا ماست. تلاش کنیم از الهامات کوچولویی که خداوند میکنه پیروی کنیم و بعد از تقویت شدن ایمانمون دست به حرکت هایی مثل مهاجرت یا هر چیز دیگه ای که بهمون گفته میشه بزنیم.

    مهمترین باور این هست که خداوند به همه ی ما الهام میکنه و هدایت میکنه و مسیر رو نشومون میده و ما تنها نیستیم و خداوند عاشق ماست و به ما راه های درست و مثبت رو میگه و ما رو به مسیر درست زندگی هدایت میکنه.

    عاشقتونم و دوستتون دارم خداوند بهترین ها رو به شما بده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام سوم روزشمار تحول زندگی من

    بهترین حمایتی که می‌تونیم از بچه‌هامون داشته باشیم اینه که از اونا حمایت نکنیم حضرت ابراهیم وقتی احساس کرد که باید بره ماموریت بچه رو تنها گذاشت و فقط از خدا یه درخواست کرد و گفت خدایا مردم رو دور اینا جمع کن که اینا تنها نمونن و باور داشت

    تفاوت حضرت ابراهیم با خیلی از ماها اینه که اون تسلیمه

    باور داره که خدا حمایتش می‌کنه

    بعد از 20 سال هم که برمی‌گرده نه برای اینکه بچه رو قربون صدقش بره برای اینه که یه خوابی دیده که باید بچه رو سر ببره تسلیم یعنی من رها می‌کنم خودم رو

    من می‌سپارم خودم رو به خدا

    من ایمان دارم که خدا حمایتم می‌کنه

    کمکم می‌کنه

    تفاوت آدم‌ها در ترس‌های اون‌هاست

    تسلیم بودن و ایمان داشتن به این معناست که من ایمان دارم که خدا بهم کمک می‌کنه ایمان دارم که شرایط جوری پیش میره دست‌های خداوند جوری پیش میره اتفاقات طوری پیش میاد که من توی این شهر غریب تنها نمی‌مونم

    بارم روی زمین نمی‌مونه

    کارم حل میشه

    هیچ ایده‌ای هم ندارم

    کسی رو هم نمی‌شناسم

    کار هم ندارم

    درآمد هم ندارم

    ولی میرم تو دلش

    توکل می‌کنم به خدا و ایمان دارم که کارم انجام می‌شه

    ایمان داشته باشیم که هدایت می‌شیم خداوند بی‌نهایت دست داره که بهمون کمک کنه

    نشانه تسلیم بودن احساس خوبه

    نشانه ایمان احساس خوبه

    وقتی که تسلیم باشیم و ایمان داشته باشیم و بدونیم که خدا خیرمون رو می‌خواد به مسیرهای درست ما رو هدایت می‌کنه ما رو تنها نمی‌ذاره این باعث میشه که حالمون خوب باشه احساسمون خوب باشه

    ناامید نشیم ترس‌ها ما رو در بر نگیره، مرگ عزیزان جزئی از اتفاقات طبیعته

    باید سعی کنیم که تسلیم خداوند باشیم نسبت به اتفاقاتی که برامون به وجود میاد و سعی کنیم احساسمون رو خوب نگه داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    پريسا كريمي گفته:
    مدت عضویت: 2939 روز

    سلام ب استاد عزیز و خانوم شایسته و همه ی هم سفران

    چ حسه قشنگیه وقتی ک خودت رو تسلیم خداوند کنی،ایمان داشته باشی ک خودش از پس همه ی کارها بر میاد و تو لازم نیست کاری انجام بدی فقط ایمان داشته باش،،حس خیلی خوبیه وقتی ک توقعت رو از ادمها ب صفر میرسونی و انتظار از کسی نداری چون میدونی ک خدا ب درخواست تو جواب میده..

    ما باید ایمانمون رو نسبت ب خداوند قوی کنیم’روی ترس هامون پا بزاریم و قدم اول رو با توکل ب خودش و ایمانی محکم برداریم،اون موقعس ک میبینیم چطور شرایط و اتفاقات داره ب نفع ما پیش میره!!

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم

    استاد عزیزم ممنون از فایل ها و اگاهی هایی ک در اختیار ما قرار میدید?

    امیدوارم ک درپناه خدا شاد،سالم،و ثروتمند باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سیده نرگس پور محمد گفته:
    مدت عضویت: 2750 روز

    خدا رو سپاس میگم بخاطر این آگاهی هایی که با شنیدن فایلهای زیبای استاد داره به صورت آرام و تکاملی مسیر زندگی من رو عوض میکنه.چند روزه که با سفرنامه استاد عزیز همراه شدم و خیلی با ذوق و شوق هر روز یکی از روزای این سفرنامه رو دنبال میکنم و کلی انرژی میگیرم و حالم خوب میشه و خدارو سپاس گذاری میکنم که منو با این خانواده بزرگ آشنا کرد. من الان در یک شرایط مالی تقریبا متوسط رو به پایین هستم و خیلی زندگی راحتی ندارم (از لحاظ مالی)،تا همین یکسال پیش فکر میکردم یه کسی باید بیاد و بهم کمک کنه تا زندگی من بهتر بشه،از همه دور و اطرافیانم انتظار داشتم بیان و دستم رو بگیرن،همیشه شوهرم رو باعث این وضعیت میدونستم که اون نتونسته زندگی خوبی برامون فراهم کنه یا اینکه مینداختم گردن دولت که مقصر دولت ماست که من اینجور بدبختم یا مقصر کارفرمای شوهرمه که ما نتونستیم پیشرفت کنیم وووخیلی باورهای اشتباه دیگه، البته با توجه به افکار غلطی که جامعه به خورد ما داد فکر میکردم که من زن هستم و فقط باید کار خونه ابدم. بدم و وظیفه من کار بیرون و کسب درآمد نیست.بخاطر همین همیشه نگاهم به جیب شوهرم بود و خلاصه بگم که خودم رواصلا باور نداشتم تا اینکه با این سایت و استاد عزیزم آقای عباسمنش آشنا شدم و این شد تا من به کل بشم یه آدم دیگه،،پاشم روی پاهام بایستم و بگم من میتونم و الان به لطف خدای مهربان و البته آموزه های استاد عزیزم در کنار همسرم دارم کار میکنم واسه پرسنل یه شرکت غذا تهیه میکنم و کلی هم راضی هستن از غذاهام و حتی چند بار که خواستم دیگه براشون کار نکنم با کلی اصرار منو راضی کردن که دوباره ادامه بدم و در کنارش کارای دیگه هم انجام میدم و حالا یواش یواش زندگیم داره نسبت به قبل بهتر میشه البته تا رسیدن به یه زندگی خوب و عالی هنوز خیلی راه دارم که باید برم که به یاری حق میدونم و باور دارم که همه چیز درست میشه و باور دارم که خدا همیشه هوامو داره و یه لحظه منو تنها نمیزاره.خیلی دلم میخواد از محصولات استاد خریداری کنم اما فعلا برام مقدور نیست و از خدا میخوام که کمکم کنه بتونم یروز اینکارو انجام بدم.برای همگی شما آرزوی سلامتی و آرامش و ثروت فراوان میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فریبا گفته:
      مدت عضویت: 3414 روز

      نرگس مهربانم سلام

      خیلی خوشحالم که وارد این مسیر شده اید همان طور که در کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی اومده ، همه ی ما انسانها فقط با تکرار کردن که می تونیم پیشرفت کنیم ، دارن هاردی گفته : تو از همه قوی تری ، چون آموزه های خودتون را تکرار می کنی حتی از کسانی که در این زمینه استعداد ذاتی دارند

      تمرین ها اوایل خیلی کند و آهسته جلو می روند به طوری که شخص میگه: من این همه دارم تمرین می کنم چرا نتیجه کمی می گیرم. شاید اوایل در ازای 100 درصد تکرار و تمرین فقط 10 درصد جواب بگیری اینجاست که انسانها پا پس میکشند و تکرار را کنار می گذارند و ناامید میشوند ولی کسی پیروز است که به تمرین ها ادامه دهد بعد از حدود 1 سال نتایج بیشتر می شود و بعد از 2 سال به حالت تصاعدی می رسه. چرا؟ چون شما تغییر کردید شما انسان گذشته نیستید شعور شما ، شخصیت شما همه ی این ها به خاطر تمرین و تکرار دستخوش تغییر شد و به فرکانس ثابت رسیده اید.

      این را بدانید از لحظه ای که به دنیا آمده اید خداوند برای شما پول، سلامتی ، ثروت، آرامش را مقدر کرده است این نعمت ها در سرنوشت شما ثبت شده است فقط باید باور کنید.

      در پناه خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    الف قلعه گفته:
    مدت عضویت: 3131 روز

    سلام دوستان

    من ی بتی درذهنم داشتم که خداوند 12 سال پیش اونو شکست واون همسرم بود من 15 سال اونو عاشقانه می پرستیدم

    حالا می بینم خدای من اراده کرده بود من به جز خودش کس دیگه ای رانپرستم ما الان روابط احساسی خیلی خوبی داریم ولی من سرسوزنی توکلم رابه کسی غیر ازخدای خودم نمی دهم

    ماباید همه بت های درونی وبیرونی خودمون بشکنیم

    بت بیرونی شامل اعتماد به شغل -اعتماد به همسر وفرزندان – اعتماد به دوست و آشنا وپارتی – اعتماد به سرمایه وثروت و…..

    بت درونی شامل اعتماد به تواناییها و استعدادهای خودمون -غروروتکبر -خودبزرگ بینی وباورهای غلط که ما خدای خود قرارداده ایم وچون بتی می پرستیم

    راستی یکی دیگر ازبت های من که درزندگی من فروریخت توکل واعتمادم به درآمد همسرم و وسرمایه ای که کسب کرده بودیم که همه به باد فنا رفت چون من به آنها تکیه کرده بودم پشتم خالی شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مرضیه پری پور گفته:
      مدت عضویت: 3046 روز

      سلام دوست خوبم

      در مورد با بت های درونی و بیرونی، خیلی عالی نوشتی، بت قرار دادن شغل و با اعتماد به توانایی ها و استعداد های خودمون، منو به فکر فرو برد. تا حالا اینجوری به این دو مورد نگاه نکرده بودم، یه احساس آگاهی نابی در وجودم جاری شد، اینکه کم کم دار م شرک های مخفی وجودم رو می شناسم و به یاری تنها انرژی حاکم بر جهان، دونه دونه اونرا از بین می برم، واوووو چه راه طولانی در عین حال لذت بخشی.

      ممنونم دوست خوبم.

      برایت بهترین‌ها را آرزومندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: