این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا، هر چی دارم از توئه، همهی وجودم به بودنت گره خورده…
سلام به استاد عزیز و بانوی بزرگوار و همهی دوستان نازنینم توی سایت.
خدایا، شکرت که یهبار دیگه منو لایق شنیدن این فایل زیبا کردی. از اون لحظهای که استاد شروع کرد به صحبت از حضرت ابراهیم (ع)، دلم لرزید. از وقتی گفتن که چطور خدا حضرت ابراهیم رو دوست داشت، چطور ایشون شد الگوی تسلیم واقعی، یه حسی ته دلم روشن شد. انگار تازه فهمیدم یعنی چی که یه بنده بدون هیچ چون و چرایی، بیقید و شرط، خودش رو بسپره به خدا… تازه فهمیدم که حضرت ابراهیم چقدر بینظیر بودن.
تا حالا هیچوقت انقدر عمیق به این موضوع فکر نکرده بودم… اینکه یه انسان بتونه تا این حد به خالقش اعتماد کنه، این حجم از تسلیم و ایمان رو تو قلبش جا بده. خدایا، منم میخوام یه ذره فقط، یه ذره از اون خلق و خوی زیبا رو داشته باشم. میخوام یاد بگیرم مثل حضرت ابراهیم، محکم وایسم، بیدلهره، بیتردید، فقط با تکیه به تو.
چقدر قشنگ میشه اگه ما هم بتونیم بهت اونقدر اعتماد کنیم که دیگه از هیچچیز نترسیم… اگه یه ذره از باور قوی حضرت ابراهیم تو دل ما هم جا میگرفت، دنیای ما پر از آرامش و نور میشد، دنیایی که شاید حتی تو خواب هم نمیدیدیمش.
خدایا، من ازت عزت نفس میخوام، ارادهی قوی، باور محکم و ایمانی که از دل بجوشه، درست مثل حضرت ابراهیم. خدایا، شکرت برای بودنت… شکرت که همیشه هستی، همیشه به موقع میرسی و با نشونههات دل ما رو قرص میکنی…
امروز هفت خرداد 1403 است و امروز روز 3تحول زندگی را گذراندم
اعتماد به رب و قربانی فرزند
دوستان از اول که ببینیم میبینم فرزند برای ابراهیم نشانه وابستگی و دلبستگی هاست .ابراهیم اینقدر به رب اعتماد داشت که بزرگترین وابستگی اش را حاضر شد قربانی کند…
حالا مه برای پیشرفت حاضریم چه چیزهایی قربانی کنیم؟حاضریم از دوستان نامناسبمون بگزریم؟حاضریم از اینستا گردی هامون بگزریم ؟حاضریم از چت با رفقا درباره موضوعات بیخود بپرهیزیم ؟وابستگی ها برای هر فرد مختلف است این مثال ها نمونه وابستگی هایی از نوجوانان و جوانان حتی در بزرگسالان هست…چقدر حاضریم که برای پیشرفتمون قربانی کنیم درحالیکه خدا تضمین کرده که هوای کسانی که وابستگی هارو رها کرده را داره؟
چقدر به خدا ایمان داریم که از حاشیه امن هامون بیرون بیایم؟
هنگامی که ابراهیم خواست پسرش را قربانی کند.شیطان اومد با نجواهای دلسرد کننده و آب اهیمت سنگ زد به شیطان…اگر در بحث فرکانس نگاه کنیم اینجوری تعبیر میشه که وقتی میخواهیم از حاشیه امن یا دلبستگی هامون بیرون بیایم نجواهای شیطانی اینقدر تو ذهن میخونند که به چه امیدی؟مگه آشنا داری؟اگر رفیقات نباشند ؟اگر موفق نشی؟اگر ورشکست بشی؟و…..و فقط ما با آتش ایمان میتوانیم اینارو بسوزونم
امیدوارم امیدوارم که اولین کسی که از این کامنت درس میگیره و به خودش تلنگر میزنه خودم باشم.چون خودم خییییییییلییییی کاردارم که رو خودم انجام بدم ولی باز تا همینجا هم که خدا آورده خداراشکر میکنم و ازش میخوام قدرت عمل را بهم بده
عالیه استاد ،خیلی دوستون دارم و خیلی دوست دارم یک انسان موحد و یکتا پرست مثل شما بشم
خیلی هم دارم رو خودم کار میکنم، ولی بعضی وقتا یک حرفهایی از ادم هایی میشنوم که بخودم شک میکنم
چند روز پیش با دوستام نشسته بودم و بحث سحر و چشم زخم شد من چون با این حرفا مخالفم دیدگاه خودم رو گفتم ولی اونها با حرف های من مخالف بودن و دیدگاه خودشون رو گفتن ،مشکل اینجاست که کسی بهشون گفته این حرفها حقیقت داره و مردم میتونن ما رو چم بزنن و یا سحر تاثیر تو زندگی ما تاثیر داره که یکی از بزرگترین علمای دین شهرمون هست و طرف ادم تحصیل کرده ایه و همه قبولش دارن
یک ساعت پیش بعد نماز عشاء با چندتا از دوستای دیگه ام که مذهبی هستن تو مسجد نشستیم باز هم همین بحث ها شروع شد یکی از دوستام که لیسانس تفسیر قران داره باز هم همین حرفها رو تایید میکرد و میگه من خودم دیدم و حقیقت داره و ابن حرفها، ولی بنده هیچی نگفتم تا تموم شد و اومدم خونه این کامنت رو نوشتم
میخوام بگم که واقعا تغییر دادن باورها موقعی سخته میشه که این حرفها رو از ادم هایی میشنوی که مدارک عالی در این زمینه ها دارن و توقع نداری این حرفها رو بزنن.
ولی من توکلم فقط و فقط به خداست همین الان سجده کردم بخدا و ازش خواستم خودش راه درست رو بهم نشون بده
ارزوی موفقیت،سلامتی،ثروت و خوشبخی در دنیا و اخرت رو برای هممون دارم
در اطراف من هم انسانهایی هستند که چنین می گویند انسانهایی که شب و روز با هم هستیم ولی وقتی که می بینم این چنین می گویند کاری به کارشان ندارم یک چیزی را بهونه می کنم و به اتاقم می آیم قبول دارم تغییر باورها سخته ولی سخت از کارهای فیزیکی مشقت بار نیست و اگر این کار را انجام دهیم پاداش بزرگی از خداوند دریافت می کنیم. اعراض کنید جر و بحث هم نکنید چون خودتون از مسیر دور می شوید.
تسلیم بودن در برابر خداوند یعنی اینکه به خداوند توکل کنیم، ایمان داشته باشیم که خداوند بهترین شرایط را برای ما رقم میزند، خودمان را بسپاریم به خداوند و در دل ترسهایمان حرکت کنیم. اگر اتفاق ناگواری برایمان رخ داد خدا را شکر کنیم آن را بعنوان یک نعمت برای رشد و پیشرفتمان بدانیم و یا مثلا عزیزی را از دست دادیم بجای ناله و زاری از خداوند تشکر کنیم و در برابر خواست خداوند تسلیم باشیم. من خودم تازگی ها برادر جوانم را از دست دادم، بعد از دو سه روز حالم را خوب کردم که البته الان با خودم میگویم باید از همون لحظه اول ناراحت نبودم. ولی باز هم خیلی خودم را کنترل کردم، الان هم وقتی یاد برادرم مییفتم اصلا ناراحت نمیشم.
یا مثلا یه بار قرار بود برم کرج واسه همایش، خودشم تنها بودم و پدرم هم نمیذاشت ولی گفتم که من باید فردا برم این همایش رو و احساسم را خوب نگه داشتم و اصلا هیچ ترسی نداشتم خلاصه شبش دوستم بهم پیام فرستاد گفت قراره من هم با دوستم بریم برات بلیط رزرو میکنم. چون من ترسی نداشتم و باایمان میخواستم این همایش را برم خداوند دوستم را بعنوان دستی از دستان خودش برای من فرستاد. بعدش تو کرج وقتی از همایش اومدیم به خانه معلم من دیدم موبایلم نیست بعد با توجه به آموزش های استاد که احساس خوب = اتفاقات خوب، احساسم را خوب نگه داشتم بعدش یه آقایی به موبایلم زنگ زد و گفت که موبایلتون تو سالن همایش جا مونده فردا بیایین ببرین. خیلی خوشحال شدم.
و اگر بخواهیم که به مرحله ایمان و تسلیم شدن در برابر خداوند برسیم باید روی خودمون خیلی کار کنیم باید روی باورهای توحیدی کارکنیم. حضرت ابراهیم که اینقدر ایمان داشت و در برابر پروردگار تسلیم بود، چقدر روی خودش کار کرده بود.
واقعا زندگی با ایمان و توکل، زندگی فوق العاده آرام و بدون ترس و سراسر عشق و شادی و خوشبختی و سلامتی میشود.
سلام به استاد عزیزم .خانم شایسته مهربونم که ازش دنیا دنیا ممنونم بخاطر این سفرزیبا خداوند پشتو پناه شما باشه?وهمسفرایه خووووبم درسومین روز سفر
نکته ای که من ازش یاد این بود که خودمو تسلیم خدا کنم تسلیم رب تنها قدرت جهان..چه ارامشی داره این تسلیم…من خودمو به خدا سپردم وبا ایمان قدمهامو برمیدارم.خداوند پشتوپناه من هست.این روزا حسم خیلی حس عجیبه نمیدونم چرا مخصوصا از شروع سفر..دلم میخواد فقط حرف ازخدا بزنمو اشک شوق بریزم…این روزا خیلی لطیف شدم اصلا قابل وصف نیس.?حتی همین الان هم?خدا برام حس عجیبیه.گاهی وقتا که به زندگیم تا یکسال پیش فکر میکنم (قبل ازاشنایی با استاد)میبینم با اون همه شرک با اون همه گناه..چقدر خدا بازم کمک کرد خیلی جاها.خدااایااا شکرت که ازم نا امیدنشدی.شکرررررت که هدایتم کردی…میخوام فقط برات بندگی کنم.خدایا تنها تورا میپرستم وتنها ازتویاری میخوام…خدایا به راه راست هدایتمون کن راه کسایی که به انها نعمت دادی..خدایا لحظه ای منو به حال خودم رها نکن..خدایا شکررررت بخاطر قانون بی تغییرت..بخاطر این ارامش درونی..مرسی استاد عزیزم وخدارو صدهااااا هزارمرتبه شکر ازاین مسیرزیبا.درپناه حق باشید
امروز سومین روز سفر بود و بعد از فایل های اعتماد به نفس و بررسی یکی از بنیادی ترین اصول رسیدن به موفقیت و خوشبختی و ثروت که همان «حس ارزشمندی» است ،با دو مفهوم بنیادی دیگر رو به رو شدیم :«توحید » و « تسلیم» .
با خواندن متن خود فایل که امضای استاد را دارد مثل تمام توضیحات محصولات ، و البته برگ بی نظیر مریم جان از روز سوم سفر، هیچ ایده ای نداشتم برای نوشتن . اما طبق توصیه و تاکید استاد بر بررسی قرآن و آیات پیرامون ابراهیم احساس کردم که شاید یکی از تمرین های مهم این جلسه همین باشد : بررسی و مطالعه ی قرآن. و تصمیم گرفتم که آیاتی که خود در تحقیق در قرآن با آنها رو به رو شدم اینجا و در برگ سوم سفرمان برای خودمان و دوستانم به اشتراک گذاشته و ماندگار نمایم :
*یکی از آیات به تاکید بیان می کند که باید مسیری را که ابراهیم در توحید و یکتاپرستی پیموده است انتخاب کرد تا در رسته ی صالحان قرار بگیریم:
و ابراهیم و یعقوب بدین گونه به فرزندان خود سفارش و توصیه نمودند که اى فرزندان من، خدا براى شما آیین پاک برگزید، پس تا گاه جان سپردن الّا تسلیم رضاى خدا نباشید. (۱۳۲)
و باز هم وقتی محمد قرار است از میان آیین های مختلف یکی را برگزیند:
یهود و نصارى گفتند که به آیین ما درآیید تا راه راست یافته و طریق حق پویید. بگو: بلکه ما آیین ابراهیم را پیروى مىکنیم که به راه راست توحید بود و از مشرکان نبود. (۱۳۵)
*و باز هم تاکید بر تسلیم بودن و الگو قراردادن ابراهیم :
دین چه کس بهتر از آن کسى است که خود را تسلیم خدا نموده و هم نیکوکار است و پیروى از آیین ابراهیم حنیف نموده؟! آن ابراهیمى که خدا او را به مقام دوستى خود برگزیده است. (۱۲۵)
و چقدر زیبا صراط مستقیمی که ابراهیم به آن هدایت شد ، توحید و یکتاپرستی معرفی می شود:
بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده آئینى پابرجا و ضامن سعادت دین و دنیا .آئین ابراهیم همان کسى که از آئینهاى خرافى محیط خود روى گردانید و از مشرکان نبود.
و ابراهیم را که به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید(تقوا رو به این کل ترجمه نموده اند ) که پرستش و ترس خدا اگر بدانید براى شما بهتر است. (۱۶)
و بدانید که شما به جاى خدا بتهایى را مىپرستید و دروغى مىسازید آنچه را جز خدا مىپرستید قادر بر رزق شما نیستند، پس روزى را از نزد خدا طلبید و او را پرستید و شکر وى به جاى آرید ، رجوع شما به سوى اوست. (۱۷)
و اگر شما تکذیب مىکنید ،پیش از شما هم بسیارى از امم تکذیب کردند، و بر رسول جز آنکه به آشکار تبلیغ رسالت کند تکلیفى نیست. (۱۸)
آیا ندیدند که خدا چگونه ابتدا خلق را ایجاد مىکند و باز به اصل خود برمىگرداند؟ این کار بر خدا بسیار آسان است. (۱۹)
بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده، سپس خدا نشئه آخرت را ایجاد خواهد کرد، همانا خدا بر هر چیز تواناست. (۲۰)
هر که را بخواهد (به معنی یشا و تفاوت آن با خواستن توجه نماییم !) عذاب مىکند و هر که را بخواهد مىبخشد و شما را به سوى او باز مىگردانند. (۲۱)
و شما نه هرگز در زمین و آسمان عاجز توانید کرد و نه جز خدا نگهبان و یاورى دارید. (۲۲)
و آنان که به آیات خدا و شهود لقاى او کافر شدند آنها از رحمت من ناامیدند و سخت به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد. (۲۳)
باز قوم جز آنکه گفتند: او را بکشید و در آتش بسوزانید پاسخ ندادند، و خدا او را از آتش نجات داد. در این حکایت براى قومى که به خدا ایمان آرند آیت هایى پدیدار است. (۲۴)
*و به قول استاد سخن خواند درباره ی رفیق جون جونی خودش :
سَلَامٌ عَلىَ إِبْرَاهِیمَ(۱۰۹)
کَذَالِکَ نجَزِى الْمُحْسِنِینَ(۱۱۰)
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ(۱۱۱)
سلام و تحیّت خدا بر ابراهیم باد. (۱۰۹)
ما نیکوان را این چنین پاداش نیکو مىدهیم. (۱۱۰)
زیرا او از بندگان با ایمان ما بود. (۱۱۱)
و باز معرفی خداوند و توصیف قدرت و عظمت ربّ در نوشته های پیامبران از جمله ابراهیم :
براى شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم خود گفتند: ما از شما و بتهاى شما که به جاى خدا مىپرستید به کلى بیزاریم، ما مخالف و منکر شماییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنى خواهد بود تا وقتى که تنها به خداى یگانه ایمان آرید، الّا آنکه ابراهیم به پدر خود گفت:من براى تو از خدا آمرزش مىطلبم و دیگر من بر نجات تو از خدا هیچ کارى نتوانم کرد، بار الها، ما بر تو توکل کردیم و رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت تمام خلق به سوى توست. (۴)
پروردگارا، ما را مایه فتنه و امتحان کافران مگردان و پروردگارا، ما را بیامرز که تنها تویى که بسیار مقتدرى و کاملا آگاهى. (۵)
البته براى شما مؤمنان هر که به خدا و عالم آخرت امیدوار است اقتداء به ابراهیم و یارانش نیکوست، و هر که روى بگرداند خدا کاملا بىنیاز و به ذات خود ستوده صفات است. (۶)
در پایان این نکته را هم اضافه کنم که ترجمه های متفاوتی در باب بعضی از کلمات و ریشه های فعلی جملات وجود دارد اما طبق صحبت استاد اگر با قلب خود به مطالعه ی قرآن بپردازیم یقینا خداوند به مسیر درست هدایت مان می کند.
با امید به اینکه همیشه در مسیر هدایت الهی قرار بگیریم و از زمره ی یکتاپرستان باشیم و تسلیم امر خداوند .
از خداوند برای خودم و شما تعهدی پولادین طلب می کنم تا در تمام این سفر همراه و همسفر هم باشیم.
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و همه دوستان گلم در خانواده صمیمی عباس منش🌺، امیدوارم حال همگی شما خوب باشد، من که خدا رو شکر عالیم.🌺
اگر انسانی به یک جایگاهی رسیده، من هم میتونم به اون جایگاه برسم.🍀 خدایا از تو میخوام که یک ابراهیم برای تو باشم، به همون اندازه موحد بشم، تا به مقامی برسم که ابراهیم رسیده، یعنی مقامی که خدا ما رو به عنوان دوست خودش قرار بده.🙏 همه چیز باوره.😍 یه بار استاد گفتن اگر ما باورهای پیامبران رو در خودمون ایجاد کنیم و دیدگاه و جهانبینی اونها رو داشته باشیم، به همون نتایجی میرسیم که اونها رسیدن.🌻 خدایا شکرت.
ببینیم حضرت ابراهیم🌹 در قرآن کریم چه ویژگیهایی داشته: البته معتقدم بیشتر از اینها میشه جستجو کرد و خصوصیات و باورهای عالیتری رو بدست آورد. فقط سعی کنیم با عینک جستجوگری به قرآن نگاه کنیم و سوالهای قشنگ بپرسیم تا ان شاء الله جوابهای زیبا رو دریافت کنیم. 🌸
۱) موحد و یکتاپرست بودن. ۱۳۵ سوره بقره، ۶۷ آل عمران، ۹۵ آل عمران
خدایا شکرت به خاطر آیینی که برای ما قرار دادی🙏، خدایا شکرت به خاطر نعمت انسانهای بزرگی که الگو و پیشوای ما قرار دادی مثل حضرت علی، حضرت محمد و حضرت ابراهیم علیه السلام🍀🌻😍❤️
امیدوارم در پناه خدای مهربان همیشه شاد🌺، سلامت🌷، سربلند🌸، رضایتمند🌻، ثروتمند🌹 و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌟
به نام خدای هدایتگر خداوندی که از رگ گردن به همه ی ما نزدیکتره
سلام استاد عزیز
سلام خانم شایسته عزیز
سلام همسفرهای عزیز
روز سوم سفرنامه
توحید یعنی از قید هر وابستگی ایی رها بشی
توحید یعنی خداوند در اولویت اول زندگیت قرار بگیره نه پول نه رابطه نه شهرت نه مقام نه بچه ات
توحید یعنی دل نبستن یعنی رهایی و وارستگی در عین مالکیت در عین نزدیکی
توحید یعنی عطش یکی شدن با خداوند
توحید یعنی از خواب غفلت بیدار شدن و پیدا کردن اصل
توحید یعنی اول زندگی رو تجربه کنی و بعد رها بشی و از پس زندگی خدا رو ببینی خدا رو پیدا کنی
توحید یعنی خداوند از همه ی چیزهای دیگه برات مهم تر باشه
توحید یعنی نه تنها از لذت های زندگیت نگذری بلکه از مسیر لذتها برسی به منبع اون لذت
توحید یعنی اعتماد به رب
وقتی استاد توی دوره عزت نفس میگه چقدر به خداوند اعتماد داری؟ مدتها فکر کردم و دیدم نه من به خداوند اعتماد ندارم که اگه داشتم نمیترسیدم که اگه داشتم تردید نداشتم که اگه داشتم تعلل نمیکردم در کارهام و…
و من خیلی فاصله دارم با این مدار با این درک از خداوند با این نگاه به خداوند
تسلیم بودن یعنی آرامش داشتن یعنی حساب و کتاب نکردن یعنی بزنی به دل ترسهات بدون حساب و کتاب
تصمیم من بعد از دیدن این فایل: آسون بگیرم به خودم و اجازه بدم هدایت بشم اجازه بدم الله کارها رو انجام بده ( اعتماد کنم به نیرویی که حواسش به همه چیز هست)
فاطمه جان این فایل نشانه من بود که 142 صفحه کامنت داره. همینجور که داشتم از کامنتها میخوندم، با خودم گفتم بزار برم از یکی از صفحات قدیمی تر کامنت بخونم و شماره 70 به ذهنم اومد.
و اینجا به کامنت شما هدایت شدم….
حالا همزمانی جالبی که توی متن کامنتتون برای من وجود داره اینه که، چند روز پیش یه کامنت برای فایل نشانه ام نوشتم (گفتگوی استاد با دوستان-37) که بخشیش رو براتون اینجا مینویسم:
توحید یعنی اینکه هیج کس توی زندگی من تاثیری نداره.
توحید یعنی منم که خالق زندگیمم.
توحید یعنی من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست.
توحید یعنی فرمانروای مغرب و مشرق… هیج معبودی جز او نیست، بر او توکل کرده ام و او فرمانروای عرش بزرگ است.
توحید یعنی نباید نگران باشم.
توحید یعنی خداوند یاور و کارساز و کارگشای منه.
توحید یعنی من خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم و برای خودن ارزش قائل هستم.
توحید یعنی خدایی که به خاطر من قوانین کشورها رو تغییر میده، این کار من رو هم به آسونی جور میکنه.
توحید یعنی خدایی که ابرهای آسمون رو برای من جابه جا میکنه، این کار منو هم خودش رو به راه میکنه.
توحید یعنی خدایی که اینقدر مهربون و وهابه که با یه لب تر کردن من، این همه بارون رو به مدت 24 ساعت برام سرازیر میکنه، فکر بقیه کار رو هم کرده و خودش به آسونی، من رو به خوشی ها و لذتها و شادیها و ثروتها و نعمتها هدایت میکنه. خدایا شکرت.
دیدن این کلمات، با همون سبک و سیاق توی کامنت شما، شگفت زده ام کرد…
جالبیش اینه که چند روز قبلش من به یه کامنت دیگه ای هدایت شدم که اونم دقیقا به همین شکل درباره توحید نوشته بود…
مدتیه از خدای خودم درخواست کردم که در شغل مورد علاقه ام شاغل بشم و کسب درآمد کنم. چند روزی بود که ناامید شده بودم امروز صبح که از خواب بیدار شدم دوباره با خدای خودم حرف زدم که
خدایا من عقلم نمیرسه تو منو هدایت کن، تو راه گشای من باش
داشتم کامنت ها رو میخوندم وقتی تمام شد میخواستم برم به کارهام برسم خدای من به من گفت برو توی سایت نشانه امروزه رو ببین چیه؟! وقتی سایت باز شد بجای نشانه امروز دستم رفت روی پروفایل خودم و نقطه آبی …
مهشید عزیزم خدای من از طریق کامنت شما بهم گفت به من اعتماد کن حتی اون جمله هایی که توی کامنتتون نوشته بودید هم اینقدر برام دلنشین و آشناست که خدا میدونه
چقدر خدای من دانا و آگاهه …چقدر حواسش به همه ما هست …چقدر این اشک ها داره سبکم میکنه داره بهم میگه محکم باش من هستم خدای من تسلیمم
خداوند به شما دوست عزیزم و همه رهروان این راه الهی برکت و رزق بغیرالحساب بده
بمونم و به گوش دادن صحبت های شما استاد عزیزم ادامه بدم سه روز پیش وقتی روز شمار جلسه دوم رو دیدم برام قابل درک نبود انگار فرا تر از ذهن من داشتید حرف میزدید و توی مغز من جا نمیشد ویدیو رو کامل ندیدم ولی از همون 20 دقیقه که دیدم هم خیلی متوجه شدم اخه میدونم ذهنم هنوز درک نمیکنه خیلی چیز ها رو درست مثل بچه ای که میخواد تازه به دنیای بیرون و درک خیلی مسایل دست پیدا کنه ولی گفتم نمیشه که باید ادامه بدم رفتم ویدیو دیگه ای به اسم هر روز بهتر از دیروز رو گوش کردم ایمان اوردم که جای درستی قرار گرفتم و باید ادامه بدم چون بین دو راهی که گفتید من صعود رو انتخاب کردم
خیلی قبل تر از ایمان گفتید و من امروز این حرف رو شنیدم و چه به موقع شنیدم
پری شب 13 ابان یه دل سیر اشک ریختم که سفارش کیک مشتری رو خراب کردم با خدای خودم حرف میزدم ازش کمک خواستم که درسته من اول راهم ولی این سفارش خیلی مهمه ابروم رو به دستاش سپردم نمیدونم چطوری نمیدونم چی شد ولی 14 ابان روز جمعه با دلی اروم فقط شروع به کار کردم بدون اینکه به نتیجه فک کنم فقط تو ذهنم مدام تکرار میکردم به خدای خودت ایمان داشته باش تو تموم زندگیت تو دستاشه و تا الان بد ندیدی اگر دیدی به خاطر اینه که پرده از حقایق برداشته نشده هنوز پس اروم فقط ادامه بدم
استاد عزیزم
باور میکنید؟
بهترین و خوشمزه ترین کیک تو تموم سفارش های تا به الان من شد
من که باور میکنم
چون پشت تموم اون چند ساعت تلاش من خدای من بود که چاشنی عشق و محبت رو با من بین لایه لایه های کیک جا میذاشت
الحمدالله که پروردگار منه خدایی میکنه و الحمدالله که بندشم و بندگیشو میکنم
خدایا، هر چی دارم از توئه، همهی وجودم به بودنت گره خورده…
سلام به استاد عزیز و بانوی بزرگوار و همهی دوستان نازنینم توی سایت.
خدایا، شکرت که یهبار دیگه منو لایق شنیدن این فایل زیبا کردی. از اون لحظهای که استاد شروع کرد به صحبت از حضرت ابراهیم (ع)، دلم لرزید. از وقتی گفتن که چطور خدا حضرت ابراهیم رو دوست داشت، چطور ایشون شد الگوی تسلیم واقعی، یه حسی ته دلم روشن شد. انگار تازه فهمیدم یعنی چی که یه بنده بدون هیچ چون و چرایی، بیقید و شرط، خودش رو بسپره به خدا… تازه فهمیدم که حضرت ابراهیم چقدر بینظیر بودن.
تا حالا هیچوقت انقدر عمیق به این موضوع فکر نکرده بودم… اینکه یه انسان بتونه تا این حد به خالقش اعتماد کنه، این حجم از تسلیم و ایمان رو تو قلبش جا بده. خدایا، منم میخوام یه ذره فقط، یه ذره از اون خلق و خوی زیبا رو داشته باشم. میخوام یاد بگیرم مثل حضرت ابراهیم، محکم وایسم، بیدلهره، بیتردید، فقط با تکیه به تو.
چقدر قشنگ میشه اگه ما هم بتونیم بهت اونقدر اعتماد کنیم که دیگه از هیچچیز نترسیم… اگه یه ذره از باور قوی حضرت ابراهیم تو دل ما هم جا میگرفت، دنیای ما پر از آرامش و نور میشد، دنیایی که شاید حتی تو خواب هم نمیدیدیمش.
خدایا، من ازت عزت نفس میخوام، ارادهی قوی، باور محکم و ایمانی که از دل بجوشه، درست مثل حضرت ابراهیم. خدایا، شکرت برای بودنت… شکرت که همیشه هستی، همیشه به موقع میرسی و با نشونههات دل ما رو قرص میکنی…
الهی، من کجا و او کجا؟
ولی دل میزند بر آسمانها
بده از صبر و تسلیمش نصیبی
ز نور باورش، شعری غریبی
سلام آقای عباس منش
عید عبودیت و بندگی مبارک
این فایل هم طبق معمول عالی و بسیار آموزنده بود
سپاس بخاطر تخفیف ویژه محصولات
بنام خدا
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز خیلییی دوست دارم
امروز هفت خرداد 1403 است و امروز روز 3تحول زندگی را گذراندم
اعتماد به رب و قربانی فرزند
دوستان از اول که ببینیم میبینم فرزند برای ابراهیم نشانه وابستگی و دلبستگی هاست .ابراهیم اینقدر به رب اعتماد داشت که بزرگترین وابستگی اش را حاضر شد قربانی کند…
حالا مه برای پیشرفت حاضریم چه چیزهایی قربانی کنیم؟حاضریم از دوستان نامناسبمون بگزریم؟حاضریم از اینستا گردی هامون بگزریم ؟حاضریم از چت با رفقا درباره موضوعات بیخود بپرهیزیم ؟وابستگی ها برای هر فرد مختلف است این مثال ها نمونه وابستگی هایی از نوجوانان و جوانان حتی در بزرگسالان هست…چقدر حاضریم که برای پیشرفتمون قربانی کنیم درحالیکه خدا تضمین کرده که هوای کسانی که وابستگی هارو رها کرده را داره؟
چقدر به خدا ایمان داریم که از حاشیه امن هامون بیرون بیایم؟
هنگامی که ابراهیم خواست پسرش را قربانی کند.شیطان اومد با نجواهای دلسرد کننده و آب اهیمت سنگ زد به شیطان…اگر در بحث فرکانس نگاه کنیم اینجوری تعبیر میشه که وقتی میخواهیم از حاشیه امن یا دلبستگی هامون بیرون بیایم نجواهای شیطانی اینقدر تو ذهن میخونند که به چه امیدی؟مگه آشنا داری؟اگر رفیقات نباشند ؟اگر موفق نشی؟اگر ورشکست بشی؟و…..و فقط ما با آتش ایمان میتوانیم اینارو بسوزونم
امیدوارم امیدوارم که اولین کسی که از این کامنت درس میگیره و به خودش تلنگر میزنه خودم باشم.چون خودم خییییییییلییییی کاردارم که رو خودم انجام بدم ولی باز تا همینجا هم که خدا آورده خداراشکر میکنم و ازش میخوام قدرت عمل را بهم بده
خییییییلیییی دوستون دارم
خدایاشکرت
سلام
عالیه استاد ،خیلی دوستون دارم و خیلی دوست دارم یک انسان موحد و یکتا پرست مثل شما بشم
خیلی هم دارم رو خودم کار میکنم، ولی بعضی وقتا یک حرفهایی از ادم هایی میشنوم که بخودم شک میکنم
چند روز پیش با دوستام نشسته بودم و بحث سحر و چشم زخم شد من چون با این حرفا مخالفم دیدگاه خودم رو گفتم ولی اونها با حرف های من مخالف بودن و دیدگاه خودشون رو گفتن ،مشکل اینجاست که کسی بهشون گفته این حرفها حقیقت داره و مردم میتونن ما رو چم بزنن و یا سحر تاثیر تو زندگی ما تاثیر داره که یکی از بزرگترین علمای دین شهرمون هست و طرف ادم تحصیل کرده ایه و همه قبولش دارن
یک ساعت پیش بعد نماز عشاء با چندتا از دوستای دیگه ام که مذهبی هستن تو مسجد نشستیم باز هم همین بحث ها شروع شد یکی از دوستام که لیسانس تفسیر قران داره باز هم همین حرفها رو تایید میکرد و میگه من خودم دیدم و حقیقت داره و ابن حرفها، ولی بنده هیچی نگفتم تا تموم شد و اومدم خونه این کامنت رو نوشتم
میخوام بگم که واقعا تغییر دادن باورها موقعی سخته میشه که این حرفها رو از ادم هایی میشنوی که مدارک عالی در این زمینه ها دارن و توقع نداری این حرفها رو بزنن.
ولی من توکلم فقط و فقط به خداست همین الان سجده کردم بخدا و ازش خواستم خودش راه درست رو بهم نشون بده
ارزوی موفقیت،سلامتی،ثروت و خوشبخی در دنیا و اخرت رو برای هممون دارم
“موفق باشید”
سلام آقا محمد ج
در اطراف من هم انسانهایی هستند که چنین می گویند انسانهایی که شب و روز با هم هستیم ولی وقتی که می بینم این چنین می گویند کاری به کارشان ندارم یک چیزی را بهونه می کنم و به اتاقم می آیم قبول دارم تغییر باورها سخته ولی سخت از کارهای فیزیکی مشقت بار نیست و اگر این کار را انجام دهیم پاداش بزرگی از خداوند دریافت می کنیم. اعراض کنید جر و بحث هم نکنید چون خودتون از مسیر دور می شوید.
سلام بر استاد ارجمند و دوستان مهربانم
نکاتی که از این فایل دریافت کردم:
تسلیم بودن در برابر خداوند یعنی اینکه به خداوند توکل کنیم، ایمان داشته باشیم که خداوند بهترین شرایط را برای ما رقم میزند، خودمان را بسپاریم به خداوند و در دل ترسهایمان حرکت کنیم. اگر اتفاق ناگواری برایمان رخ داد خدا را شکر کنیم آن را بعنوان یک نعمت برای رشد و پیشرفتمان بدانیم و یا مثلا عزیزی را از دست دادیم بجای ناله و زاری از خداوند تشکر کنیم و در برابر خواست خداوند تسلیم باشیم. من خودم تازگی ها برادر جوانم را از دست دادم، بعد از دو سه روز حالم را خوب کردم که البته الان با خودم میگویم باید از همون لحظه اول ناراحت نبودم. ولی باز هم خیلی خودم را کنترل کردم، الان هم وقتی یاد برادرم مییفتم اصلا ناراحت نمیشم.
یا مثلا یه بار قرار بود برم کرج واسه همایش، خودشم تنها بودم و پدرم هم نمیذاشت ولی گفتم که من باید فردا برم این همایش رو و احساسم را خوب نگه داشتم و اصلا هیچ ترسی نداشتم خلاصه شبش دوستم بهم پیام فرستاد گفت قراره من هم با دوستم بریم برات بلیط رزرو میکنم. چون من ترسی نداشتم و باایمان میخواستم این همایش را برم خداوند دوستم را بعنوان دستی از دستان خودش برای من فرستاد. بعدش تو کرج وقتی از همایش اومدیم به خانه معلم من دیدم موبایلم نیست بعد با توجه به آموزش های استاد که احساس خوب = اتفاقات خوب، احساسم را خوب نگه داشتم بعدش یه آقایی به موبایلم زنگ زد و گفت که موبایلتون تو سالن همایش جا مونده فردا بیایین ببرین. خیلی خوشحال شدم.
و اگر بخواهیم که به مرحله ایمان و تسلیم شدن در برابر خداوند برسیم باید روی خودمون خیلی کار کنیم باید روی باورهای توحیدی کارکنیم. حضرت ابراهیم که اینقدر ایمان داشت و در برابر پروردگار تسلیم بود، چقدر روی خودش کار کرده بود.
واقعا زندگی با ایمان و توکل، زندگی فوق العاده آرام و بدون ترس و سراسر عشق و شادی و خوشبختی و سلامتی میشود.
خدایا شکر که من سالم هستم.
سلام به استاد عزیزم .خانم شایسته مهربونم که ازش دنیا دنیا ممنونم بخاطر این سفرزیبا خداوند پشتو پناه شما باشه?وهمسفرایه خووووبم درسومین روز سفر
نکته ای که من ازش یاد این بود که خودمو تسلیم خدا کنم تسلیم رب تنها قدرت جهان..چه ارامشی داره این تسلیم…من خودمو به خدا سپردم وبا ایمان قدمهامو برمیدارم.خداوند پشتوپناه من هست.این روزا حسم خیلی حس عجیبه نمیدونم چرا مخصوصا از شروع سفر..دلم میخواد فقط حرف ازخدا بزنمو اشک شوق بریزم…این روزا خیلی لطیف شدم اصلا قابل وصف نیس.?حتی همین الان هم?خدا برام حس عجیبیه.گاهی وقتا که به زندگیم تا یکسال پیش فکر میکنم (قبل ازاشنایی با استاد)میبینم با اون همه شرک با اون همه گناه..چقدر خدا بازم کمک کرد خیلی جاها.خدااایااا شکرت که ازم نا امیدنشدی.شکرررررت که هدایتم کردی…میخوام فقط برات بندگی کنم.خدایا تنها تورا میپرستم وتنها ازتویاری میخوام…خدایا به راه راست هدایتمون کن راه کسایی که به انها نعمت دادی..خدایا لحظه ای منو به حال خودم رها نکن..خدایا شکررررت بخاطر قانون بی تغییرت..بخاطر این ارامش درونی..مرسی استاد عزیزم وخدارو صدهااااا هزارمرتبه شکر ازاین مسیرزیبا.درپناه حق باشید
به نام خدا
امروز سومین روز سفر بود و بعد از فایل های اعتماد به نفس و بررسی یکی از بنیادی ترین اصول رسیدن به موفقیت و خوشبختی و ثروت که همان «حس ارزشمندی» است ،با دو مفهوم بنیادی دیگر رو به رو شدیم :«توحید » و « تسلیم» .
با خواندن متن خود فایل که امضای استاد را دارد مثل تمام توضیحات محصولات ، و البته برگ بی نظیر مریم جان از روز سوم سفر، هیچ ایده ای نداشتم برای نوشتن . اما طبق توصیه و تاکید استاد بر بررسی قرآن و آیات پیرامون ابراهیم احساس کردم که شاید یکی از تمرین های مهم این جلسه همین باشد : بررسی و مطالعه ی قرآن. و تصمیم گرفتم که آیاتی که خود در تحقیق در قرآن با آنها رو به رو شدم اینجا و در برگ سوم سفرمان برای خودمان و دوستانم به اشتراک گذاشته و ماندگار نمایم :
*یکی از آیات به تاکید بیان می کند که باید مسیری را که ابراهیم در توحید و یکتاپرستی پیموده است انتخاب کرد تا در رسته ی صالحان قرار بگیریم:
وَ مَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّهِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فىِ الدُّنْیَا وَ إِنَّهُ فىِ الاَخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِین
و چه کس از آیین پاک ابراهیم روى گرداند به جز مردم بیخرد؟! زیرا ما ابراهیم را در دنیا برگزیدیم و البته در آخرت هم از شایستگان است. (۱۳۰)
وقتی ربّ به ابراهیم دستور تسلیم شدن می دهد :
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبّ الْعَالَمِینَ(۱۳۱)
آن گاه که خدا به او فرمود: اى ابراهیم سر به فرمان خدا فرود آر، عرض کرد:پروردگار عالمیان را مطیع فرمانم. (۱۳۱)
*توصیه ی ابراهیم به فرزندان اش چیزی جز تسلیم الله نیست :
وَ وَصىَ بهِ إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یَابَنىِ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(۱۳۲)
و ابراهیم و یعقوب بدین گونه به فرزندان خود سفارش و توصیه نمودند که اى فرزندان من، خدا براى شما آیین پاک برگزید، پس تا گاه جان سپردن الّا تسلیم رضاى خدا نباشید. (۱۳۲)
و باز هم وقتی محمد قرار است از میان آیین های مختلف یکی را برگزیند:
وَ قَالُواْ کُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تهَتدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَ مَا کاَنَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ(۱۳۵)
یهود و نصارى گفتند که به آیین ما درآیید تا راه راست یافته و طریق حق پویید. بگو: بلکه ما آیین ابراهیم را پیروى مىکنیم که به راه راست توحید بود و از مشرکان نبود. (۱۳۵)
*و باز هم تاکید بر تسلیم بودن و الگو قراردادن ابراهیم :
وَ مَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ محُسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَ اتخَّذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا(۱۲۵)
دین چه کس بهتر از آن کسى است که خود را تسلیم خدا نموده و هم نیکوکار است و پیروى از آیین ابراهیم حنیف نموده؟! آن ابراهیمى که خدا او را به مقام دوستى خود برگزیده است. (۱۲۵)
و چقدر زیبا صراط مستقیمی که ابراهیم به آن هدایت شد ، توحید و یکتاپرستی معرفی می شود:
قُلْ إِنَّنی هَدانی رَبِّی إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ دیناً قِیَماً مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۶۱)
بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده آئینى پابرجا و ضامن سعادت دین و دنیا .آئین ابراهیم همان کسى که از آئینهاى خرافى محیط خود روى گردانید و از مشرکان نبود.
*و باز هم تاکید بر مقام اعلای یکتاپرستی ابراهیم :
إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۰)
همانا ابراهیم یک امّت بود ،مطیع فرمان خدا و خالى از هرگونه انحراف و هرگز از مشرکان نبود.
چقدر جالب از عبارت رشد برای ابراهیم بهره برده :
وَ لَقَدْ آتَیْنا إِبْراهیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنَّا بِهِ عالِمینَ (۵۱)
ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و ازاو آگاه بودیم.
*وقتی خداوند از محمد می خواهد که داستان ابراهیم را برای امت روایت کند:
وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ(۶۹)
إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ(۷۰)
قَالُواْ نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لهَا عَکِفِینَ(۷۱)
قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکمُ إِذْ تَدْعُونَ(۷۲)
أَوْ یَنفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ(۷۳)
قَالُواْ بَلْ وَجَدْنَا ءَابَاءَنَا کَذَالِکَ یَفْعَلُونَ(۷۴)
قَالَ أَ فَرَءَیْتُم مَّا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ(۷۵)
أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ(۷۶)
فَإِنهَّمْ عَدُوٌّ لىّ إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ(۷۷)
الَّذِى خَلَقَنىِ فَهُوَ یهَدِینِ(۷۸)
وَ الَّذِى هُوَ یُطْعِمُنىِ وَ یَسْقِینِ(۷۹)
وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ(۸۰)
وَ الَّذِى یُمِیتُنىِ ثُمَّ یحُیِینِ(۸۱)
وَ الَّذِى أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لىِ خَطِیَتىِ یَوْمَ الدِّینِ(۸۲)
رَبّ هَبْ لىِ حُکْمًا وَ أَلْحِقْنىِ بِالصَّالِحِینَ(۸۳)
وَ اجْعَل لىّ لِسَانَ صِدْقٍ فىِ الاَخِرِینَ(۸۴)
وَ اجْعَلْنىِ مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ(۸۵)
وَ اغْفِرْ لِأَبىِ إِنَّهُ کاَنَ مِنَ الضَّالِّینَ(۸۶)
وَ لَا تخُزِنىِ یَوْمَ یُبْعَثُونَ(۸۷)
یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَ لَا بَنُونَ(۸۸)
إِلَّا مَنْ أَتىَ اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ(۸۹)
وَ أُزْلِفَتِ الجْنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ(۹۰)
وَ بُرِّزَتِ الجْحِیمُ لِلْغَاوِینَ(۹۱)
و حکایت ابراهیم را بر امت بیان کن. (۶۹)
هنگامى که با پدر و با قومش گفت: شما چه معبودى را مىپرستید؟ (۷۰)
جواب دادند که ما بتهایى را مىپرستیم و ثابت بر پرستش آنها بوده و هستیم. (۷۱)
ابراهیم گفت: آیا هر گاه این بتهاى جماد را بخوانید سخن شما را مىشنوند؟ (۷۲)
یا به حال شما هیچ سود و زیانى توانند داشت؟ (۷۳)
گفتند: بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافتهایم. (۷۴)
ابراهیم باز به آنها گفت: آیا مىدانید که این بتهایى که شما مردم اینک مىپرستید، (۷۵)
و پدران شما از قدیم مىپرستیدند، (۷۶)
آنها مرا دشمناند جز خداى یکتاى عالمیان؟ (۷۷)
همان خدایى که مرا بیافرید و به راه راستم هدایت مىفرماید. (۷۸)
و همان خدایى که مرا غذا مىدهد و سیراب مىگرداند. (۷۹)
و چون بیمار شوم مرا شفا مىدهد. (۸۰)
و همان خدایى که مرا مىمیراند و سپس زنده مىگرداند. (۸۱)
و همان خدایى که چشم امید دارم که روز جزا گناهم را بیامرزد. (۸۲)
بارالها، مرا حکمى ببخش و به بندگان صالح خود ملحق ساز. (۸۳)
و نامم بر زبان اقوام آتیه نیکو، و سخنم دلپذیر گردان. (۸۴)
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده. (۸۵)
و از پدرم درگذر، که وى سخت از گمراهان است. (۸۶)
و روزى که خلق را از قبرها برانگیزند در آن روز مرا رسوا مگردان. (۸۷)
آن روزى که مال و فرزندان سود نبخشند. (۸۸)
و تنها آن کس سود برد که با دل با اخلاص پاک به درگاه خدا آید. (۸۹)
و بهشت را به اهل تقوا نزدیک سازند. (۹۰)
و دوزخ را بر گمراهان پدیدار گردانند. (۹۱)
و باز داستانی دیگر از دعوت ابراهیم به توحید و شناخت ربّ :
وَ إِبْرَاهِیمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذَالِکُمْ خَیرْ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(۱۶)
إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَ تخَلُقُونَ إِفْکا إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقًا فَابْتَغُواْ عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُواْ لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(۱۷)
وَ إِن تُکَذِّبُواْ فَقَدْ کَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِکُمْ وَ مَا عَلىَ الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ(۱۸)
أَ وَ لَمْ یَرَوْاْ کَیْفَ یُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ إِنَّ ذَالِکَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرٌ(۱۹)
قُلْ سِیرُواْ فىِ الْأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَهَ الاَخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ کُلّ شىَ قَدِیرٌ(۲۰)
یُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ وَ یَرْحَمُ مَن یَشَاءُ وَ إِلَیْهِ تُقْلَبُونَ(۲۱)
وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ فىِ الْأَرْضِ وَ لَا فىِ السَّمَاءِ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ وَ لَا نَصِیرٍ(۲۲)
وَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِایَاتِ اللَّهِ وَ لِقَائهِ أُوْلَئکَ یَئسُواْ مِن رَّحْمَتىِ وَ أُوْلَئکَ لهَمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ(۲۳)
فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُواْ اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَئهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاَیاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ(۲۴)
و ابراهیم را که به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید(تقوا رو به این کل ترجمه نموده اند ) که پرستش و ترس خدا اگر بدانید براى شما بهتر است. (۱۶)
و بدانید که شما به جاى خدا بتهایى را مىپرستید و دروغى مىسازید آنچه را جز خدا مىپرستید قادر بر رزق شما نیستند، پس روزى را از نزد خدا طلبید و او را پرستید و شکر وى به جاى آرید ، رجوع شما به سوى اوست. (۱۷)
و اگر شما تکذیب مىکنید ،پیش از شما هم بسیارى از امم تکذیب کردند، و بر رسول جز آنکه به آشکار تبلیغ رسالت کند تکلیفى نیست. (۱۸)
آیا ندیدند که خدا چگونه ابتدا خلق را ایجاد مىکند و باز به اصل خود برمىگرداند؟ این کار بر خدا بسیار آسان است. (۱۹)
بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خدا چگونه خلق را ایجاد کرده، سپس خدا نشئه آخرت را ایجاد خواهد کرد، همانا خدا بر هر چیز تواناست. (۲۰)
هر که را بخواهد (به معنی یشا و تفاوت آن با خواستن توجه نماییم !) عذاب مىکند و هر که را بخواهد مىبخشد و شما را به سوى او باز مىگردانند. (۲۱)
و شما نه هرگز در زمین و آسمان عاجز توانید کرد و نه جز خدا نگهبان و یاورى دارید. (۲۲)
و آنان که به آیات خدا و شهود لقاى او کافر شدند آنها از رحمت من ناامیدند و سخت به عذاب دردناک گرفتار خواهند شد. (۲۳)
باز قوم جز آنکه گفتند: او را بکشید و در آتش بسوزانید پاسخ ندادند، و خدا او را از آتش نجات داد. در این حکایت براى قومى که به خدا ایمان آرند آیت هایى پدیدار است. (۲۴)
*و به قول استاد سخن خواند درباره ی رفیق جون جونی خودش :
سَلَامٌ عَلىَ إِبْرَاهِیمَ(۱۰۹)
کَذَالِکَ نجَزِى الْمُحْسِنِینَ(۱۱۰)
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ(۱۱۱)
سلام و تحیّت خدا بر ابراهیم باد. (۱۰۹)
ما نیکوان را این چنین پاداش نیکو مىدهیم. (۱۱۰)
زیرا او از بندگان با ایمان ما بود. (۱۱۱)
و باز معرفی خداوند و توصیف قدرت و عظمت ربّ در نوشته های پیامبران از جمله ابراهیم :
أَمْ لَمْ یُنَبَّأْ بِمَا فىِ صُحُفِ مُوسىَ(۳۶)
وَ إِبْرَاهِیمَ الَّذِى وَفىَّ(۳۷)
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَى(۳۸)
وَ أَن لَّیْسَ لِلْانسَانِ إِلَّا مَا سَعَى(۳۹)
وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى(۴۰)
ثمُ یجُزَئهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفىَ(۴۱)
وَ أَنَّ إِلىَ رَبِّکَ الْمُنتهَى(۴۲)
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکَى(۴۳)
وَ أَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَ أَحْیَا(۴۴)
وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَینْالذَّکَرَ وَ الْأُنثىَ(۴۵)
مِن نُّطْفَهٍ إِذَا تُمْنىَ(۴۶)
وَ أَنَّ عَلَیْهِ النَّشْأَهَ الْأُخْرَى(۴۷)
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنىَ وَ أَقْنىَ(۴۸)
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى(۴۹)
وَ أَنَّهُ أَهْلَکَ عَادًا الْأُولىَ(۵۰)
وَ ثَمُودَاْ فَمَا أَبْقَى(۵۱)
وَ قَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنهَّمْ کاَنُواْ هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغَى(۵۲)
وَ الْمُؤْتَفِکَهَ أَهْوَى(۵۳)
فَغَشَّئهَا مَا غَشىَ(۵۴)
فَبِأَىّءَالَاءِ رَبِّکَ تَتَمَارَى(۵۵)
هَاذَا نَذِیرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولىَ(۵۶)
أَزِفَتِ الاَزِفَهُ(۵۷)
لَیْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ کاَشِفَهٌ(۵۸)
أَ فَمِنْ هَاذَا الحْدِیثِ تَعْجَبُونَ(۵۹)
وَ تَضْحَکُونَ وَ لَا تَبْکُونَ(۶۰)
وَ أَنتُمْ سَامِدُونَ(۶۱)
فَاسجْدُواْ لِلَّهِ وَ اعْبُدُواْ (۶۲)
یا که آگه نشد به آنچه در تورات موسى عمران است؟ (۳۶)
و هم در صحف ابراهیم خلیل وفادار؟ (۳۷)
که هیچ کس بار گناه دیگرى را به دوش نخواهد گرفت. (۳۸)
و اینکه براى آدمى جز آنچه به سعى و عمل خود انجام داده نخواهد بود؟ (۳۹)
و اینکه البته پاداش سعى و عمل او را به وى بنمایند. (۴۰)
سپس پاداش کامل آن را به او بدهند. (۴۱)
و اینکه کار خلق عالم به سوى خدا منتهى مىشود. (۴۲)
و هم اوست که شاد و خندان سازد و غمین و گریان گرداند. (۴۳)
و هم اوست که بمیراند و باز زنده فرماید. (۴۴)
و اوست که خلق را جفت نر و ماده آفریده است. (۴۵)
از نطفهاى آفریده که مىریزد. (۴۶)
و هم بر اوست که ایجاد نشئه آخرت کند. (۴۷)
و هم اوست که بىنیاز کند و سرمایه بخشد. (۴۸)
و هم اوست آفریننده ستاره شعرى. (۴۹)
و هم اوست که نخستین قوم عاد را هلاک ساخت. (۵۰)
و قوم ثمود را، و هیچ باقى نگذاشت. (۵۱)
و پیش از اینان قوم نوح را که ظالم و سرکشتر بودند هلاک گردانید. (۵۲)
و شهرهاى قوم لوط را واژگون ساخت. (۵۳)
تا آنکه بر آنها عذابى بسیار سخت احاطه کرد. (۵۴)
پس به کدام یک از نعمتهاى پروردگارت جدل و انکار مىکنى؟ (۵۵)
این رسول هم مانند رسولان پیشین ترساننده خلق است. (۵۶)
روز قیامت بسیار نزدیک شده است. (۵۷)
هیچ کس غیر خدا آن روز را آشکار نتواند ساخت. (۵۸)
آیا از این سخن تعجب مىکنید، (۵۹)
و مىخندید و نمىگریید، (۶۰)
و شما سخت غافلید ، (۶۱)
بعد از این به سجده و عبادت خدا پردازید. (۶۲)
*و تاکید دوباره ی خداوند بر الگو قراردادن ابراهیم و آیین یکتاپرستی اش:
قَدْ کاَنَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فىِ إِبْرَاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُواْ لِقَوْمهِِمْ إِنَّا بُرَءَ ؤُاْ مِنکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکمُْ وَ بَدَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتىَ تُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ مَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن شىَءٍ رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکلَّنَا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنَا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ(۴)
رَبَّنَا لَا تجَعَلْنَا فِتْنَهً لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ وَ اغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الحکِیمُ(۵)
لَقَدْ کاَنَ لَکمُ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِّمَن کاَنَ یَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الاَخِرَ وَ مَن یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنىِالحْمِیدُ(۶)
براى شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیکوست که به ابراهیم و اصحابش اقتدا کنید که آنها به قوم خود گفتند: ما از شما و بتهاى شما که به جاى خدا مىپرستید به کلى بیزاریم، ما مخالف و منکر شماییم و همیشه میان ما و شما کینه و دشمنى خواهد بود تا وقتى که تنها به خداى یگانه ایمان آرید، الّا آنکه ابراهیم به پدر خود گفت:من براى تو از خدا آمرزش مىطلبم و دیگر من بر نجات تو از خدا هیچ کارى نتوانم کرد، بار الها، ما بر تو توکل کردیم و رو به درگاه تو آوردیم و بازگشت تمام خلق به سوى توست. (۴)
پروردگارا، ما را مایه فتنه و امتحان کافران مگردان و پروردگارا، ما را بیامرز که تنها تویى که بسیار مقتدرى و کاملا آگاهى. (۵)
البته براى شما مؤمنان هر که به خدا و عالم آخرت امیدوار است اقتداء به ابراهیم و یارانش نیکوست، و هر که روى بگرداند خدا کاملا بىنیاز و به ذات خود ستوده صفات است. (۶)
در پایان این نکته را هم اضافه کنم که ترجمه های متفاوتی در باب بعضی از کلمات و ریشه های فعلی جملات وجود دارد اما طبق صحبت استاد اگر با قلب خود به مطالعه ی قرآن بپردازیم یقینا خداوند به مسیر درست هدایت مان می کند.
با امید به اینکه همیشه در مسیر هدایت الهی قرار بگیریم و از زمره ی یکتاپرستان باشیم و تسلیم امر خداوند .
از خداوند برای خودم و شما تعهدی پولادین طلب می کنم تا در تمام این سفر همراه و همسفر هم باشیم.
دوستتان داریم
به نام خالق زیباییها
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و همه دوستان گلم در خانواده صمیمی عباس منش🌺، امیدوارم حال همگی شما خوب باشد، من که خدا رو شکر عالیم.🌺
اگر انسانی به یک جایگاهی رسیده، من هم میتونم به اون جایگاه برسم.🍀 خدایا از تو میخوام که یک ابراهیم برای تو باشم، به همون اندازه موحد بشم، تا به مقامی برسم که ابراهیم رسیده، یعنی مقامی که خدا ما رو به عنوان دوست خودش قرار بده.🙏 همه چیز باوره.😍 یه بار استاد گفتن اگر ما باورهای پیامبران رو در خودمون ایجاد کنیم و دیدگاه و جهانبینی اونها رو داشته باشیم، به همون نتایجی میرسیم که اونها رسیدن.🌻 خدایا شکرت.
ببینیم حضرت ابراهیم🌹 در قرآن کریم چه ویژگیهایی داشته: البته معتقدم بیشتر از اینها میشه جستجو کرد و خصوصیات و باورهای عالیتری رو بدست آورد. فقط سعی کنیم با عینک جستجوگری به قرآن نگاه کنیم و سوالهای قشنگ بپرسیم تا ان شاء الله جوابهای زیبا رو دریافت کنیم. 🌸
۱) موحد و یکتاپرست بودن. ۱۳۵ سوره بقره، ۶۷ آل عمران، ۹۵ آل عمران
وَقَالُوا کُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (۱۳۵ بقره)
ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻳﻬﻮﺩﻱ ﻳﺎ ﻧﺼﺮﺍﻧﻲ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﺗﺎ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻳﺎﺑﻴﺪ . ﺑﮕﻮ : ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻦ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻳﻜﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﺣﻖ ﮔﺮﺍ [ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ ] ﻭ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ .
🌺🌺🌺
مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَٰکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (۶۷ آل عمران)
ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻧﻪ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺼﺮﺍﻧﻲ ، ﺑﻠﻜﻪ ﻳﻜﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﺣﻖ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺑﻮﺩ ، ﻭ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ .
🌷🌷🌷
قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (۹۵ آل عمران)
ﺑﮕﻮ : ﺧﺪﺍ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺖ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻦ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻛﻪ ﻳﻜﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﺣﻖ ﮔﺮﺍ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ، ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﻨﻴﺪ .
۲) تضرع، دعا و التماس شدید و بردباری در برابر سختی. توبه ۱۱۴
وَمَا کَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلَّا عَن مَّوْعِدَهٍ وَعَدَهَا إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ 🌸إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَأَوَّاهٌ حَلِیمٌ🌸
ﻭ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺪﺭﺵ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻭﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ، ﻧﺒﻮﺩ، ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻭﻱ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻴﺰﺍﺭﻱ ﺟﺴﺖ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ .
۳) منیب بودن، یعنی بسیار بازگشت کننده به سوی خدا، هود ۷۵
إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لَحَلِیمٌ أَوَّاهٌ مُّنِیبٌ
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻭ ﺭﻭﻱ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ [ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ] ﺑﻮﺩ .
۴) حضرت ابراهیم بدنبال شناخت حقیقت و اطمینان قلبی بود: بقره ۲۶۰
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَىٰ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَىٰ وَلَٰکِن 🌺لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی🌺 قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِّنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
ﻭ [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻲ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻳﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻩ ﺍﻱ؟! ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ، ﻭﻟﻲ [ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ] ﺗﺎ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻳﺎﺑﺪ. ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭘﺲ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺑﮕﻴﺮ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻛﻦ ، ﻭ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻛﻮﻫﻲ [ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ] ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ ، ﺳﭙﺲ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﻳﺖ ﻣﻰ ﺁﻳﻨﺪ ; ﻭ ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .
۵) تسلیم بودن در برابر هدایتهای الهی:۱۳۱، ۱۳۲، ۱۳۳ بقره، ۱۳۶ بقره،
أَمْ کُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ إِلَٰهَکَ وَإِلَٰهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ إِلَٰهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (۱۳۳ بقره)
ﺁﻳﺎ ﺷﻤﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻳﻌﻘﻮﺏ ﺭﺍ ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺭﺳﻴﺪ، ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻳﺪ؟ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ : ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﻣﻰ ﭘﺮﺳﺘﻴﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺧﺪﺍﻱ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺪﺍﻱ ﭘﺪﺭﺍﻧﺖ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻭ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻭ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻱ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﻢ ، ﻭ ﻣﺎ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺍﻭﻳﻴﻢ✨.
🌹🌹🌹
خدایا شکرت به خاطر آیینی که برای ما قرار دادی🙏، خدایا شکرت به خاطر نعمت انسانهای بزرگی که الگو و پیشوای ما قرار دادی مثل حضرت علی، حضرت محمد و حضرت ابراهیم علیه السلام🍀🌻😍❤️
امیدوارم در پناه خدای مهربان همیشه شاد🌺، سلامت🌷، سربلند🌸، رضایتمند🌻، ثروتمند🌹 و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌟
به نام خدای هدایتگر خداوندی که از رگ گردن به همه ی ما نزدیکتره
سلام استاد عزیز
سلام خانم شایسته عزیز
سلام همسفرهای عزیز
روز سوم سفرنامه
توحید یعنی از قید هر وابستگی ایی رها بشی
توحید یعنی خداوند در اولویت اول زندگیت قرار بگیره نه پول نه رابطه نه شهرت نه مقام نه بچه ات
توحید یعنی دل نبستن یعنی رهایی و وارستگی در عین مالکیت در عین نزدیکی
توحید یعنی عطش یکی شدن با خداوند
توحید یعنی از خواب غفلت بیدار شدن و پیدا کردن اصل
توحید یعنی اول زندگی رو تجربه کنی و بعد رها بشی و از پس زندگی خدا رو ببینی خدا رو پیدا کنی
توحید یعنی خداوند از همه ی چیزهای دیگه برات مهم تر باشه
توحید یعنی نه تنها از لذت های زندگیت نگذری بلکه از مسیر لذتها برسی به منبع اون لذت
توحید یعنی اعتماد به رب
وقتی استاد توی دوره عزت نفس میگه چقدر به خداوند اعتماد داری؟ مدتها فکر کردم و دیدم نه من به خداوند اعتماد ندارم که اگه داشتم نمیترسیدم که اگه داشتم تردید نداشتم که اگه داشتم تعلل نمیکردم در کارهام و…
و من خیلی فاصله دارم با این مدار با این درک از خداوند با این نگاه به خداوند
تسلیم بودن یعنی آرامش داشتن یعنی حساب و کتاب نکردن یعنی بزنی به دل ترسهات بدون حساب و کتاب
تصمیم من بعد از دیدن این فایل: آسون بگیرم به خودم و اجازه بدم هدایت بشم اجازه بدم الله کارها رو انجام بده ( اعتماد کنم به نیرویی که حواسش به همه چیز هست)
خدایا شکرت
سلام فاطمه جان
امیدوارم که خوب باشی
فاطمه جان این فایل نشانه من بود که 142 صفحه کامنت داره. همینجور که داشتم از کامنتها میخوندم، با خودم گفتم بزار برم از یکی از صفحات قدیمی تر کامنت بخونم و شماره 70 به ذهنم اومد.
و اینجا به کامنت شما هدایت شدم….
حالا همزمانی جالبی که توی متن کامنتتون برای من وجود داره اینه که، چند روز پیش یه کامنت برای فایل نشانه ام نوشتم (گفتگوی استاد با دوستان-37) که بخشیش رو براتون اینجا مینویسم:
توحید یعنی اینکه هیج کس توی زندگی من تاثیری نداره.
توحید یعنی منم که خالق زندگیمم.
توحید یعنی من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست.
توحید یعنی فرمانروای مغرب و مشرق… هیج معبودی جز او نیست، بر او توکل کرده ام و او فرمانروای عرش بزرگ است.
توحید یعنی نباید نگران باشم.
توحید یعنی خداوند یاور و کارساز و کارگشای منه.
توحید یعنی من خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم و برای خودن ارزش قائل هستم.
توحید یعنی خدایی که به خاطر من قوانین کشورها رو تغییر میده، این کار من رو هم به آسونی جور میکنه.
توحید یعنی خدایی که ابرهای آسمون رو برای من جابه جا میکنه، این کار منو هم خودش رو به راه میکنه.
توحید یعنی خدایی که اینقدر مهربون و وهابه که با یه لب تر کردن من، این همه بارون رو به مدت 24 ساعت برام سرازیر میکنه، فکر بقیه کار رو هم کرده و خودش به آسونی، من رو به خوشی ها و لذتها و شادیها و ثروتها و نعمتها هدایت میکنه. خدایا شکرت.
دیدن این کلمات، با همون سبک و سیاق توی کامنت شما، شگفت زده ام کرد…
جالبیش اینه که چند روز قبلش من به یه کامنت دیگه ای هدایت شدم که اونم دقیقا به همین شکل درباره توحید نوشته بود…
لینک هر دوتا کامنت رو براتون میذارم:
https://abasmanesh.com/fa/conversation-with-friends-37/comment-page-29/#comment-1362028
https://abasmanesh.com/fa/a-different-goal-for-new-year/comment-page-60/#comment-1358721
ممنون دوست من
برات سلامتی و آسانی و حال خوب آرزو میکنم.
به نام خدایی که از رگ گردن به همه ما نزدیکتره
مهشید عزیزم این کامنت رو با اشک برات مینویسم
مدتیه از خدای خودم درخواست کردم که در شغل مورد علاقه ام شاغل بشم و کسب درآمد کنم. چند روزی بود که ناامید شده بودم امروز صبح که از خواب بیدار شدم دوباره با خدای خودم حرف زدم که
خدایا من عقلم نمیرسه تو منو هدایت کن، تو راه گشای من باش
داشتم کامنت ها رو میخوندم وقتی تمام شد میخواستم برم به کارهام برسم خدای من به من گفت برو توی سایت نشانه امروزه رو ببین چیه؟! وقتی سایت باز شد بجای نشانه امروز دستم رفت روی پروفایل خودم و نقطه آبی …
مهشید عزیزم خدای من از طریق کامنت شما بهم گفت به من اعتماد کن حتی اون جمله هایی که توی کامنتتون نوشته بودید هم اینقدر برام دلنشین و آشناست که خدا میدونه
چقدر خدای من دانا و آگاهه …چقدر حواسش به همه ما هست …چقدر این اشک ها داره سبکم میکنه داره بهم میگه محکم باش من هستم خدای من تسلیمم
خداوند به شما دوست عزیزم و همه رهروان این راه الهی برکت و رزق بغیرالحساب بده
در پناه تنها فرمانروای جهان باشیم
الهی به امید تو
چقدر تصمیم قشنگی گرفتم که بمونم و ادامه بدم
بمونم و به گوش دادن صحبت های شما استاد عزیزم ادامه بدم سه روز پیش وقتی روز شمار جلسه دوم رو دیدم برام قابل درک نبود انگار فرا تر از ذهن من داشتید حرف میزدید و توی مغز من جا نمیشد ویدیو رو کامل ندیدم ولی از همون 20 دقیقه که دیدم هم خیلی متوجه شدم اخه میدونم ذهنم هنوز درک نمیکنه خیلی چیز ها رو درست مثل بچه ای که میخواد تازه به دنیای بیرون و درک خیلی مسایل دست پیدا کنه ولی گفتم نمیشه که باید ادامه بدم رفتم ویدیو دیگه ای به اسم هر روز بهتر از دیروز رو گوش کردم ایمان اوردم که جای درستی قرار گرفتم و باید ادامه بدم چون بین دو راهی که گفتید من صعود رو انتخاب کردم
خیلی قبل تر از ایمان گفتید و من امروز این حرف رو شنیدم و چه به موقع شنیدم
پری شب 13 ابان یه دل سیر اشک ریختم که سفارش کیک مشتری رو خراب کردم با خدای خودم حرف میزدم ازش کمک خواستم که درسته من اول راهم ولی این سفارش خیلی مهمه ابروم رو به دستاش سپردم نمیدونم چطوری نمیدونم چی شد ولی 14 ابان روز جمعه با دلی اروم فقط شروع به کار کردم بدون اینکه به نتیجه فک کنم فقط تو ذهنم مدام تکرار میکردم به خدای خودت ایمان داشته باش تو تموم زندگیت تو دستاشه و تا الان بد ندیدی اگر دیدی به خاطر اینه که پرده از حقایق برداشته نشده هنوز پس اروم فقط ادامه بدم
استاد عزیزم
باور میکنید؟
بهترین و خوشمزه ترین کیک تو تموم سفارش های تا به الان من شد
من که باور میکنم
چون پشت تموم اون چند ساعت تلاش من خدای من بود که چاشنی عشق و محبت رو با من بین لایه لایه های کیک جا میذاشت
الحمدالله که پروردگار منه خدایی میکنه و الحمدالله که بندشم و بندگیشو میکنم
سایت مستدام استاد عزیزم